راهبرد
12.1K subscribers
660 photos
137 videos
18 files
1.11K links
يادداشت هاي توسعه ایران

امیرحسین خالقی

تماس:

t.me/AmirHosseinKHQ
و
twitter.com/amirkhaleqi
و
joinclubhouse.com/@amirkhaleqi
و
instagram.com/amirhosseinkhqi

حمایت از راهبرد:

http://hamibash.com/rahbordchannel
Download Telegram
بوروکراسی مرکزنشینها!

از اول انقلاب اکثر اعضای کابینه از 2 استان تهران و اصفهان بودند، از قرار آقایان رجایی و احمدی نژاد بیشتر به سمت اصفهانی زدایی رفته اند، والله اعلم.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
رتبه امریکا در شاخص قدرت نرم؛ اثر ترامپ!

امریکا از رتبه اول قدرت نرم در 2016 به رتبه 3ام در 2017 و چهارم در سال جاری سقوط کرده است.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
یک پیشنهاد برای کاهش مخارج دولت

اگر علاقه مند به کاهش حداقل 26 میلیارد تومان هزینه های دولت اید، سازمان بالا را منحل کنید! قول می دهم آب از آب تکان نخورد، والله اعلم.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
سرمایه داری کاری به اخلاق ندارد؟

اقتصاددانان پوزیتیویست معاصر که بر این باورند که می توان از اخلاق و سرک کشیدنهای [وقت و بی وقت] پرسش های ارزشی خلاص شد، این نکته را ندیده می گیرند که سرمایه داری به عنوان جامعه ای از افراد آزاد از قضا [مسئولیت های] اخلاقی سنگینی را از افراد طلب می کند و نیازمند نگرش اخلاقی ویژه ای است که اقتصاد به تنهایی نمی تواند آن را فراهم آورد.

در نقد این نگاه [اقتصاددانان پوزیتیویست] بد نیست به یاد آوریم علم اقتصاد از دل فلسفه اخلاق به وجود امد و حتی دو رساله پدر این علم، ادام اسمیت، یکی ثروت ملل و دیگری نظریه تاثرات اخلاقی است. یک فلسفه اجتماعی [حقیقی] سرمایه داری نیز باید از همان عمق و گستردگی برخوردار باشد که آدام اسمیت از آن بهره مند بود.

چنین فلسفه ای باید مقابل این سفسلطه اقتصادی [رایج] بایستد که یک سیستم کارا از نظر اقتصادی از پیش جامعه خوب و اخلاقی را در خود دارد [و چیز جز آن نیست] و اینکه در واقع اقتصاد همه آن چیزی است که جامعه خوانده می شود. (مبانی اقتصادی و فلسفی سرمایه داری، اسوتزار پژویچ)

کانال راهبرد
@RahbordChannel
وطن پرستی کافی نیست، دلیری دانستن داشته باش!

دیدم بزرگواری به نقش "کودتای" 28 مرداد امریکایی ها در جلوگیری از حرکت "دموکراتیک" مردم ایران اشاره کرده است. پیشتر علمای حقوق گفته اند که قضیه 28 مرداد را به معنای واقعی کلمه نمی توان "کودتا" دانست؛ زمانی می توان واقعه ای را کودتا نامید که کسانی با استفاده از نیروی ارتش و ابزارهایی از این دست یک مقام قانونی را کله پا کنند؛ در مورد آن دوران با توجه به اینکه شاه دستور عزل را توسط نعمت الله نصیری برای مرحوم مصدق فرستاده بوده است و حق این کار را هم با توجه به انحلال مجلس در آن زمان داشت، آن بزرگوار نخست وزیر قانونی مملکت نبود که حال بخواهیم استفاده از ارتش و البته جواهل و فواحش را برای برکناری اش "کودتا" تلقی کنیم (از قرار دکتر غلامحسین صدیقی هم تذکری پیش از این قضایا به مصدق داده بود). بماند که نگارنده معتقد است کودتا لزوما همه جا هم بد نیست، گاهی مثلا در مورد شیلی از نان شب هم واجب تر بود!

اینکه که یانکی ها و کرمیت روزولت هم این وسط کارهایی کرده اند و پول هایی به کسانی پرداخته شده است هم تغییری در اوضاع نمی دهد، طبیعی است که آنها نسبت به یک کشور نفتی در همسایگی شوروی بی تفاوت نمی گذشتند. اما مصدق هرچند وطن پرست بود، ولی آنچه از او دیده شده است به هرچیز شبیه باشد، به دموکراتیک بودن نیست. یکی از مهمترین مولفه های در دموکراسی واقعی احترام به قانون و رعایت حقوق فردی شهروندان است؛ ولی بزرگوار بنای این تفنن ها را نداشت، "قانون" امنیت اجتماعی یکی نمونه جالب در دوران اوست که دست دولت را در سرکوب مخالفان باز می گذاشت، اعتصاب و اجتماعات اعتراضی را ممنوع کرده بود و دولت می توانست با دست باز به تادیب و تبعید مخالفان بپردازد.

گفته شده است که این قانون "بسیاری از حقوق مردم را از بین برد. به موجب این قانون اظهارات پلیس یا وزارت دادگستری ایران درست تلقی می‌شد مگر آنکه خلاف آن ثابت شود. به عبارت دیگر، فرد مادامی که بی‌گناهیش ثابت نمی‌شد، مجرم محسوب می‌شد و می‌شد افراد را بدون اطلاع آنها از اتهام، بازداشت و زندانی کرد. اجتماع بیش از دو نفر ممنوع بود و در نتیجه تظاهرات و اعتصابها غیرممکن شده بود؛ حتی اعتراف به داشتن نیت انجام کاری جرم محسوب می‌شد".

سروصدای خیلی از مخالفان هم درآمد؛ گفته اند دکتر مظفر بقایی کرمانی "در مجلس شورای ملی مضرات بسیاری برای آن برشمرد و آن را مخل آزادیهای مشروع سیاسی و اجتماعی مردم کشور ارزیابی نمود و مواردی از آن را بدتر از قانون یاسای چنگیزی دانست و اجرای آن را بیش از آنکه متضمن جلوگیری از فعالیت مخالفان قانون اساسی و آزادیهای سیاسی مردم کشور بداند، محملی قانونی برای مجازات آزادیخواهان دانست و به طور تلویحی مصدق را شماتت و سرزنش کرد که پس از عمری آزادیخواهی و طرفداری از قانون اساسی مشروطیت، خود گرفتار روش استبدادی حکومت شده است".

البته هدف اعلام شده قانون کنترل نظم بود، اما محدود کردن حقوق اساسی مردم راه به هرکجا ببرد به دموکراسی نخواهد برد، دموکراسی مسئله نهادها و قانون هاست، نه افراد و نیت ها. اینکه ما فکر کنیم اگر یانکی های توطئه گر در آن دوران نبودند شاید ما یک دموکراسی در حد اسکاندیناوی بودیم، واقع گرایانه نیست، یک ویژگی بد که در روانشناسی سیاسی ما ایرانیان لانه کرده است و البته غیرطبیعی هم نیست این است که مسئول بدبختی خودمان را جایی بیرون مرزها جستجو می کنیم. فکر می کنیم کودکانی معصومی ایم که گیر نابکاران اجنبی افتادیم، وگرنه آینده مان درخشان بود، جایی باید توقف کرد و مسئولیت نابخردی ها را پذیرفت، این همان نقطه تغییر است که باید به آن برسیم، هیچ نیروی خارجی تا وقتی درون یک کشور به بحران نرسیده باشد، نمی تواند اثری ویرانگر بگذارد؛ والله اعلم.

https://goo.gl/1SfCn8

کانال راهبرد
@RahbordChannel
اولین درس اقتصاد کمیابی است؛ اینکه بدانی هیچگاه به میزان کافی برای برآوردن نیاز همه افراد در اختیار نداری، ولی نخستین درس سیاست اینست که اولین درس اقتصاد را ندیده بگیری!

کانال راهبرد
@RahbordChannel
بوروکراسی کشنده دولت

شما در 127 کشور جهان شرایط بهتری برای راه اندازی و اداره کسب و کارتان نسبت به ایران خواهید داشت. دولت عملا کسب و کارهای بخش خصوصی را خفه کرده است!

کانال راهبرد
@RahbordChannel
عاقبت مسکن مهر؟

ماجراجویی های دولت ها در ساخت مسکن برای کم درآمدها محدود به ایران نیست؛ یک نمونه جالب پرویت ایگو در امریکاست؛ در دهه 1950 شروع شد و در دهه 1970 عاقبتش این شد که بالا می بینید؛ کسی چه می داند شاید سرانجام مسکن مهر هم همین باشد؛ والله اعلم.

https://goo.gl/Rv6anG

کانال راهبرد
@RahbordChannel
دوست عزیز دقت کن!

سرانه مصرف پنیر موتزارلا با تعداد فارغ التحصیلان دکتری عمران برای مدت طولانی حدود 10 سال با هم بالا و پایین رفته است؛ ولی هیچ ابلهی نتیجه نمی گیرد که علت افزایش دکتراهای عمران افزایش مصرف موتزارلاست و برای کم کردن تعداد آنها باید از مصرف پنیر کاست. به عبارتی فنی تر علیت را نمی شود از همبستگی نتیجه گرفت.

همین طور نمی توان بدون مقدمه گفت استعفای نیلی و اعدام مظلومین باعث کاهش قیمت دلار شده است؛ شاید یادمان رفته برای توضیح دقیق پدیده ها نیاز به تئوری داریم؛ والله اعلم.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
پشت پرده پیشرفت علم!

با افزایش بودجه علم و فناوری دولت امریکا، تعداد خودکشی های خاص بالا می رود؛ کشتار انسان ها را متوقف کنید!

کانال راهبرد
@RahbordChannel
خصوصی سازی و نورچشمی ها؟

سال ها پیش بانک جهانی در گزارشی با اشاره به مدل سه بخشی زیر آورده بود که برای اجرای موفقیت آمیز فرایند خصوصی سازی نیاز به حضور یک “جامعه مدنی” فعال داریم؛ بدون حضور رسانه های مستقل، انجمن ها و اتحادیه ها و سمن ها (همان سازمان های مردم نهاد یا ان جی اُ ها) بخش خصوصی عملا تبدیل به بخش “شبه دولتی” می شود، شاهد رویش ناگزیر نورچشمی ها (یا به قول اهالی فرنگ کرونی ها) خواهیم بود و باید انتظار فساد همه گیر را هم داشت.

حواسمان باشد آنچه به نام خصوصی سازی در ایران اتفاق افتاده است را با احتیاط بررسی کنیم؛ در گزارشی از مرکز پژوهش های مجلس در سال 2016 اشاره شده است که در طی چهارده سال گذشته تنها 16 درصد از کل واگذاری شرکت های دولتی در فرایند خصوصی سازی واقعی بوده است و بقیه سهم صندوق های بازنشستگی و شرکت های دولتی دیگر شده است. در شرایط تحریم و بدون ارتباط آزاد با جهان خارج هم بعید است با خصوصی سازی فتح الفتوحی رخ دهد.

با همه اینها به نظرم خصوصی سازی یعنی درآوردن ابزارهای تولید از زیر دست دولت در بلندمدت باز هم اتفاق خوبی است، مشروط بر اینکه یک؛ بتوان جلوی حمایت های دولت از صنایع واگذار شده را با بهانه های حمایت از تولید ملی و مانند آن گرفت و هیولا را برگرداند به همان بوروکراسی های ظلمانی و دوم، گسترده کردن ارتباط اقتصاد با دیگر کشورها. می توان امید داشت با توازن قوای این نورچشمی ها با دولت اتفاق های خوبی بیفتد، این همان چیزی است که پیتر ایوانز در کتاب توسعه و چپاول در مورد کره جنوبی روایت می کند.

بهتر است بگوییم حرف از خوب یا بد بودن خصوصی سازی زیاد فانتزی است، بیشتر باید به شیوه اجرای آن فکر کرد، والله اعلم.


کانال راهبرد
@RahbordChannel
کانال راهبرد
@RahbordChannel
نسخه سرمایه داری برای دستمزد عقب افتاده کارگران هفت تپه

‏در هیچ سیستم سرمایه دارانه و لیبرال و نئولیبرال و ... حقوق معوق کارگران معنا پیدا نمی کند؛ اسمش دزدی و نقض قرارداد است!

‏حتی در "هار"ترین انواع سرمایه داری تکلیف حقوق و دستمزد کارمندان و کارگران روشن است؛ اقتصاد بازار آزاد می گوید حقوق و دستمزد باید به موقع و طبق مفاد قرار داد پرداخته شود؛ در صورت هرگونه تاخیر در پرداخت هم علاوه بر مبلغ اصلی باید بهره معقولی به آن تعلق گیرد و دیرکرد جبران شود؛ والله اعلم.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
تنها با یادآوری فاجعه است که می توان از تکرارش جلوگیری کرد!

امروز روز تولد علی شریعتی است که هنوز هم اقبال به او آنقدر هست که کسانی برای پیدا کردن راه حل وضعیت کنونی خواندن آثارش را توصیه کنند، بهترین توصیف از او را در نوشته ای از محمد قائد می شود پیدا کرد:

".. او مخلوطی بود به نسبت های دلخواه از هرآنچه به نظرش جالب می رسد : کنفوسیوس، سقراط، لوتر، چه گوارا، کامو، اسلام واقعی، اسلام تخیلی، کمونیسم موجود، سوسیالیسم تخیلی، مبارزات ضداستعماری در کشورهای شمال افریقا و البته دموکراسی لیبرال کشورهای اروپای غربی. شیوه کار او برای تهیه این معجون غریب تازگی نداشت و در همان زمان کسانی نسخه کار را بلد بودند و به طرز حیرت آوری ساده بود، چنان ساده که شاید برخی خوانندگان بالای هجده سال متن سخنرانی های او حیرت کنند چرا تاکنون شخصا دست به تهیه چنین معجونی نزده اند، شریعتی از صد اسلام شروع می کرد اما ناگهان با چرخشی پرهیجان به اروپای غربی قرن 20ام می جهید و در محله کارتیه لاتن پاریس و دانشگاه سوربن فرود می آمد: ابوذر نخستین سوسیالیست جهان بود؛ سوسیالیسم چیست؟ سوسیالیسم همان حرفی است که حزب های مترقی در فرانسه امروز می زنند

پرتاب شدن از صدر اسلام به اروپای توسعه یافته پس از جنگ جهانی دوم عصاره تاریخ به روایت شریعتی است ... ضربه گیر این جهش و چسب پیوند دهنده این دنیاهای سخت ناهمگن، مقداری تقابل مانوی و صفات متضاد در حیطه روانشناسی فردی و ادبیات است؛ آدم های خوب در برابر آدم های بد، آگاهان در برابر جهّال، بزرگوارها در مقابل فرومایه ها؛ شریف ها در برابر شریرها. وقتی اسم آدم خوب را ابوذر سوسیالیست بگذاریم و آدم ها بد را قاسطین و مارقین بنامیم با موقعیت شبیه کمدی های سینمای صامت روبه روییم: آدم های خوب لباس سفید و آدم های بد لباس سیاه به تن دارند تا کار تشخیص شخصیت ها برای تماشاچی ساده شود... این روش می تواند روشی برای نمایش نامه نویسی در قالب های ابتدایی باشد، اما از نظر تحلیل تاریخی خدمت چندانی نمی کند.

برای محک زدن به استدلال و نشان دادن استحکام روش کارش شاید یک مورد مناقشه برانگیز از همه گویاتر باشد. آیت الله محمد هادی میلانی را با ژرژ گورویچ، جامعه شناس فرانسوی و استاد خودش در پاریس، مقایسه می کند و نتیجه می گیرد دومی از اولی به مراتب به تشیع نزدیک تر است. قابل پیش بینی است که چنین قیاس و چنین نتیجه ای نه تنها بحث برانگیزد، بلکه اسباب خشم و پرخاش شود... در سطحی عقلی و دور از احساسات، آیت الله مشهدی را می توان با اسقفی فرانسوی مقایسه کرد. در چنین قیاسی اولی از دومی کم نمی آورد، کار هر دو تن حفظ سنت ها، تفسیر متن هایی که به آنها به ارث رسیده و دفاع از وضع موجود است... خوب که نگاه کنیم شریعتی نظر می دهد حاشا آنچه با چشم خودتان می بینید تجلی اسلام ناب باشد، عصاره آن نوع اسلام در واقع همان حرفی است که در دانشگاه سوربن و کلا در محافل روشنفکران تک رو پاریس می ننند، نه آنچه آیت الله میلانی می گوید. این ادعا که وضع پیرامون ما اسلام نیست، بلکه وضع موجود در دوردست های اروپا اسلام است، فقط جعل و سفسطه نیست، نیرنگ آشکار و اغفال نوجوانان است".

انگار که آن گفته نغز را باید دوباره تکرار کرد؛ همینکه در اینجا و اکنون هنوز میان مایه ای چون او و البته امثال بازرگان به مراد برخی بدل می شوند و برخی سودای بازگشت به شریعتی را دارند، به واقع نامی جز گسستگی خرد یک ملت ندارد، والله اعلم.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
درسی برای سیاستگذاران از حضرت استاد

البته عالی است که افراد خوب را انتخاب کنیم؛ ولی این مشکلات را حل نمی کند؛ بلکه علاج کار اینست که چنان کنیم که از نظر سیاسی حتی برای افراد بد هم سودمند باشد که کار درست را انجام بدهند.

به بیان دیگر مشکل سیاستگذاری درست مسئله افراد نیست؛ مسئله قانون ها و نهادهاست؛ والله اعلم.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
مواظب دام آینده باشید.

اعتراض الکساندر هرتزن نویسنده روس در گفتگو با یکی از انقلابیونی که خواهان قربانی کردن نسل کنونی بشر برای فردای موعود بود: "آیا واقعا می خواهی همه آدم های زنده حاضر را محکوم به نقش اسفبار مجسمه های زن نمایی کنی که ستون های زیر بنای سقف اند؟ ... سقفی که قرار است روزگاری جماعتی بر آن پایکوبی کنند؟...

این هدف کافی است که چشم و گوش مردم را بازکند: هدفی که بی نهایت دور باشد هدف نیست بلکه دام است؛ هدف را باید نزدیکتر گرفت؛ دستکم باید به شکل دستمزد کارگر یا لذت از کاری باشد که می کند. هر عصر، هر نسل و هر زندگی غنای خاص خود را دارد".

تصویر: حال و هوای مردم در طرح جهش بزرگ به جلو در چین: فقر و قحطی و آدم خواری!

"مائویی که قول رهایی کشاورزان را از فقر داده بود با برنامه ریزی اشتباه و بهتر بگوییم توهمات خود دهقانان را به کام مرگ فرستاد. «جهش به جلو» سه سال بیشتر دوام نیاورد.

بیش از ۱۲۰۰ مورد آدم‌خواری در سال ۶۰ میلادی گزارش شده است. در برخی از موارد، گرسنگان افراد خانواده و یا نزدیکان خود را کشته و خوردند".

کانال راهبرد
@RahbordChannel
10 مصیبت تورم!

1- تورم باعث ایجاد رونق و رکودهای کاذب (برای مثال حباب در بازار دارایی ها) می شود.

2- تورم نابرابری را در جامعه افزایش می دهد.

3- تورم جلوی کاهش قیمت کالاها (ناشی از افزایش بهره وری تولید) را می گیرد.

4- تورم باعث بالاتر رفتن هزینه های دولت می شود.

5- تورم بنیان خانواده ها را ویران می کند.

6- تورم به فساد دامن می زند.

7- تورم دم و دستگاه دولت را بزرگتر می کند.

8- تورم مردم را مادی تر، حسودتر و خودپسندتر می کند.

9- تورم مردم را افسرده و ناامید می کند.

10- تورم به اتلاف منابع طبیعی و گران تر شدن آنها می انجامد.

توضیح: گزاره های بالا از مهندس غرضی نیست!
https://goo.gl/G9gAQg

کانال راهبرد
@RahbordChannel
شورش های فرانسه شورش علیه سرمایه داری است؟

آمار نشان می دهد که از سال 1990 به این سو اقتصاد فرانسه به طور نسبی به شدت دولتی تر شده است؛ دستکم می توان گفت کشوری با رتبه 52 آزادی اقتصادی و دولتی بسیار فربه خیلی شباهتی به یک اقتصاد نئولیبرال ندارد؛ اینکه علت شلوغی های کف خیابان چیست را ظاهرا باید در جای دیگر جست و آگاهان باید نظر دهند؛ بماند که فرانسوی ها کلا شلوغی و انقلاب را دوست دارند؛ والله اعلم.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
کاسبان تبصره

مشهور است که خشایارشا، پادشاه ایران، که ارتشی سهمگین را برای جنگ با یونان گرد آورده بود، تصمیم گرفت که از تنگه داردانل بگذرد، او به فرمان داد که برای عبور سربازان پلی روی این گذرگاه ساخته شود. اما توفان و امواج دریا این پل را در هم کوبید، شاه ایران هم فرمان داد که لشکریانش این آب نافرمان شور را سیصد تازیانه بزنند و آن را غل و زنجیر بزنند زیرا در برابر شاه شاهان تمرد کرده بود!

کسانی گفته اند این واقعه ساخته و پرداخته یونانی هاست و کسانی دیگر هم بر این باورند که پادشاه برای تقویت روحیه لشکریانش چنین فرمانی را صادر کرده بود؛ با این حال فارغ از صحت و سقم تاریخی، منطق عمل دولت ها در مواجهه با واقعیت ها چندان تفاوتی ندارد، دولتی ها هم می خواهند از بیراهه و راه های دشوار به مقصد برسند و وقتی با سیلی واقعیت روبه رو می شوند، به دنبال نمایش اقتدار می روند. "قانون" جدید منع بکارگیری بازنشستگان آخرین نمونه از این دست است.

از فون هایک بزرگ، متفکر نامدار مکتب اتریش، آموخته ایم که قانون باید "انتزاعی" باشد، به این معنا که باید عمومیت و کلیت داشته باشد و با تبصره و شرط و شروط اضافه دنبال استثنا کردن این یا آن نباشد؛ او بر این باور بود در یک قانون واقعی نباید از هیچ مصداقی نام برده و برای فرد یا گروه خاصی امتیاز قائل شد و البته به نظر می رسد "قانون" منع بکارگیری بازنشستگان آشکارا این ویژگی را ندارد. هدف از اجرای این "قانون" از قرار زمینه سازی برای فرصت های برابر است، ولی از همان آغاز از این هدف رسمی دور می شود.

شوربختانه "قانون" بد پیامدهای ناگزیری هم دارد: چنانکه اخبار آن جسته گریخته به گوش می رسد، لابی و رشوه "رندان اهل خدمت" برای بیشتر ماندن پشت میزها نیز به همراه آن می آید، در واقع پیامد ناگزیر چنین "قانون" هایی چیزی جز فساد نیست. می دانیم که اهالی سیاست و بوروکرات های دولت در همه جای دنیا در واقع کاسبان تبصره اند؛ غریب نیست که ببینیم تمام تلاش خود را برای حفظ جایگاهشان داشته باشند، یادمان نرود در میان این شیفتگان میز، تعداد آنهایی که جز بندبازی و فنون بقا در اعماق ظلمانی بوروکراسی دولت کاری بلد باشند، زیاد نیست.

در این یادداشت دنیای اقتصاد توضیح داده ام که این مسئله هیچ راه حل موجهی ندارد! اگر این سی سال را به طور مثال به چهل سال هم افزایش دهیم، بیشتر به سود بالانشین های اهل بخیه و نورچشمی ها تمام خواهد شد که از میزی به میزی دیگر منتقل می شوند و مدت طولانی تری از مزایای مدیریت بهره مند خواهند شد. دلیل آن هم البته ساده است، منطق عمل دولت ها در درجه اول سیاسی است، از آنجا که در مورد سازمان های دولتی برهان قاطعی مانند سودآوری هم وجود ندارد که دوغ و دوشاب را از هم جدا کند؛ عملکرد خوب افراد آنقدرها مهم نیست و کار به سازوکارهای اداری و بازی های قدرت سپرده می شود. آنها که نزدیک تر به اهالی قدرت اند و بازی با رویه ها و قواعد اداری را بهتر بلدند، بالا می روند و جایگاهشان را حفظ می کنند و بقیه درجا می زنند.

این با منطق اقتصادی بخش خصوصی تفاوت جدی دارد، در مورد همین همین نمونه اخیر محدودیت 30 سال کار می توان گفت در بخش خصوصی از اساس نیازی به چنین قانون هایی نیست، فرد فارغ از سن و سابقه اش تا وقتی که می تواند ارزشی ایجاد کند، کار می کند و می ماند و اگر هم کاری بلد نباشد، بدون توجه به اینکه چقدر سابقه دارد باید کار را به آدمی توانمندتر از خودش تحویل دهد. در واقع مشکل در "ذات" دولت است، اگر کار را از دست آن بگیریم و به اهالی بازار و بخش خصوصی اعتماد کنیم می توان از وخامت کار کم کرد.

با این حال اجازه دهید خوش بین باشیم، شاید بتوان یک مزیت هم برای این قبیل "قانون" ها برشمرد؛ اگر چنین "قانونی" بتواند جوانترها را از پیوستن به بوروکراسی های دولت ناامید کند و آنها به این سو بروند که آینده خود را در ثروت آفرینی واقعی و در جایی جز دولت جستجو کنند، خیلی هم عالی است، والله اعلم.

https://goo.gl/GcNCpH

کانال راهبرد
@RahbordChannel
از حضرت استاد: چرا فضولی های دولت در اقتصاد را نمی توان "عادلانه" دانست؟

"عدالت ایجاب می‌کند که میان اعضای جامعه تساوی حقوق برقرار باشد و همه بتوانند به یکسان از هیات اجتماعیه بهره برند. ترتیب آزادی به علت اینکه هم موجب ترقی کل جامعه و نیز برقراری تساوی حقوق می‌گردد لذا مبنی بر عدالت است. در چنین وضعی چون هر فردی مختار اعمال خویش است و هیچ قانون منع و انحصاری در کار نیست، هر کس حق دارد در همه چیز ادعا داشته باشد و پیشرفت ادعای او فقط به لیاقت و کفایت و همراهی بخت و اتفاق بستگی دارد. اما عده‌ای این استدلال را نمی‌پذیرند و می‌گویند چون همیشه بخت و اتفاق با کفایت و لیاقت همراه نیست، بنابراین تمام مردم با وجود داشتن مساوات حقوقی، در تمتع و بهره بردن یکسان نیستند، پس دولت باید در امور تولید و توزیع ثروت دخالت کند و برابری میان مردم را برقرار سازد. نویسنده معتقد است که با چنین کاری عدالت استقرار نخواهد یافت، زیرا که، بالضروره برای اجرای این ترتیب باید از بعضی گرفته، به بعضی دیگر داد و این عدالت و مساوات نیست که اشخاص قابل را به کار وادارند و حاصل زحمت ایشان را به اشخاص ناقابل بدهند".

کانال راهبرد
@RahbordChannel