راهبرد
12.1K subscribers
660 photos
137 videos
18 files
1.11K links
يادداشت هاي توسعه ایران

امیرحسین خالقی

تماس:

t.me/AmirHosseinKHQ
و
twitter.com/amirkhaleqi
و
joinclubhouse.com/@amirkhaleqi
و
instagram.com/amirhosseinkhqi

حمایت از راهبرد:

http://hamibash.com/rahbordchannel
Download Telegram
نسخه سرمایه داری برای دستمزد عقب افتاده کارگران هفت تپه

‏در هیچ سیستم سرمایه دارانه و لیبرال و نئولیبرال و ... حقوق معوق کارگران معنا پیدا نمی کند؛ اسمش دزدی و نقض قرارداد است!

‏حتی در "هار"ترین انواع سرمایه داری تکلیف حقوق و دستمزد کارمندان و کارگران روشن است؛ اقتصاد بازار آزاد می گوید حقوق و دستمزد باید به موقع و طبق مفاد قرار داد پرداخته شود؛ در صورت هرگونه تاخیر در پرداخت هم علاوه بر مبلغ اصلی باید بهره معقولی به آن تعلق گیرد و دیرکرد جبران شود؛ والله اعلم.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
تنها با یادآوری فاجعه است که می توان از تکرارش جلوگیری کرد!

امروز روز تولد علی شریعتی است که هنوز هم اقبال به او آنقدر هست که کسانی برای پیدا کردن راه حل وضعیت کنونی خواندن آثارش را توصیه کنند، بهترین توصیف از او را در نوشته ای از محمد قائد می شود پیدا کرد:

".. او مخلوطی بود به نسبت های دلخواه از هرآنچه به نظرش جالب می رسد : کنفوسیوس، سقراط، لوتر، چه گوارا، کامو، اسلام واقعی، اسلام تخیلی، کمونیسم موجود، سوسیالیسم تخیلی، مبارزات ضداستعماری در کشورهای شمال افریقا و البته دموکراسی لیبرال کشورهای اروپای غربی. شیوه کار او برای تهیه این معجون غریب تازگی نداشت و در همان زمان کسانی نسخه کار را بلد بودند و به طرز حیرت آوری ساده بود، چنان ساده که شاید برخی خوانندگان بالای هجده سال متن سخنرانی های او حیرت کنند چرا تاکنون شخصا دست به تهیه چنین معجونی نزده اند، شریعتی از صد اسلام شروع می کرد اما ناگهان با چرخشی پرهیجان به اروپای غربی قرن 20ام می جهید و در محله کارتیه لاتن پاریس و دانشگاه سوربن فرود می آمد: ابوذر نخستین سوسیالیست جهان بود؛ سوسیالیسم چیست؟ سوسیالیسم همان حرفی است که حزب های مترقی در فرانسه امروز می زنند

پرتاب شدن از صدر اسلام به اروپای توسعه یافته پس از جنگ جهانی دوم عصاره تاریخ به روایت شریعتی است ... ضربه گیر این جهش و چسب پیوند دهنده این دنیاهای سخت ناهمگن، مقداری تقابل مانوی و صفات متضاد در حیطه روانشناسی فردی و ادبیات است؛ آدم های خوب در برابر آدم های بد، آگاهان در برابر جهّال، بزرگوارها در مقابل فرومایه ها؛ شریف ها در برابر شریرها. وقتی اسم آدم خوب را ابوذر سوسیالیست بگذاریم و آدم ها بد را قاسطین و مارقین بنامیم با موقعیت شبیه کمدی های سینمای صامت روبه روییم: آدم های خوب لباس سفید و آدم های بد لباس سیاه به تن دارند تا کار تشخیص شخصیت ها برای تماشاچی ساده شود... این روش می تواند روشی برای نمایش نامه نویسی در قالب های ابتدایی باشد، اما از نظر تحلیل تاریخی خدمت چندانی نمی کند.

برای محک زدن به استدلال و نشان دادن استحکام روش کارش شاید یک مورد مناقشه برانگیز از همه گویاتر باشد. آیت الله محمد هادی میلانی را با ژرژ گورویچ، جامعه شناس فرانسوی و استاد خودش در پاریس، مقایسه می کند و نتیجه می گیرد دومی از اولی به مراتب به تشیع نزدیک تر است. قابل پیش بینی است که چنین قیاس و چنین نتیجه ای نه تنها بحث برانگیزد، بلکه اسباب خشم و پرخاش شود... در سطحی عقلی و دور از احساسات، آیت الله مشهدی را می توان با اسقفی فرانسوی مقایسه کرد. در چنین قیاسی اولی از دومی کم نمی آورد، کار هر دو تن حفظ سنت ها، تفسیر متن هایی که به آنها به ارث رسیده و دفاع از وضع موجود است... خوب که نگاه کنیم شریعتی نظر می دهد حاشا آنچه با چشم خودتان می بینید تجلی اسلام ناب باشد، عصاره آن نوع اسلام در واقع همان حرفی است که در دانشگاه سوربن و کلا در محافل روشنفکران تک رو پاریس می ننند، نه آنچه آیت الله میلانی می گوید. این ادعا که وضع پیرامون ما اسلام نیست، بلکه وضع موجود در دوردست های اروپا اسلام است، فقط جعل و سفسطه نیست، نیرنگ آشکار و اغفال نوجوانان است".

انگار که آن گفته نغز را باید دوباره تکرار کرد؛ همینکه در اینجا و اکنون هنوز میان مایه ای چون او و البته امثال بازرگان به مراد برخی بدل می شوند و برخی سودای بازگشت به شریعتی را دارند، به واقع نامی جز گسستگی خرد یک ملت ندارد، والله اعلم.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
درسی برای سیاستگذاران از حضرت استاد

البته عالی است که افراد خوب را انتخاب کنیم؛ ولی این مشکلات را حل نمی کند؛ بلکه علاج کار اینست که چنان کنیم که از نظر سیاسی حتی برای افراد بد هم سودمند باشد که کار درست را انجام بدهند.

به بیان دیگر مشکل سیاستگذاری درست مسئله افراد نیست؛ مسئله قانون ها و نهادهاست؛ والله اعلم.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
مواظب دام آینده باشید.

اعتراض الکساندر هرتزن نویسنده روس در گفتگو با یکی از انقلابیونی که خواهان قربانی کردن نسل کنونی بشر برای فردای موعود بود: "آیا واقعا می خواهی همه آدم های زنده حاضر را محکوم به نقش اسفبار مجسمه های زن نمایی کنی که ستون های زیر بنای سقف اند؟ ... سقفی که قرار است روزگاری جماعتی بر آن پایکوبی کنند؟...

این هدف کافی است که چشم و گوش مردم را بازکند: هدفی که بی نهایت دور باشد هدف نیست بلکه دام است؛ هدف را باید نزدیکتر گرفت؛ دستکم باید به شکل دستمزد کارگر یا لذت از کاری باشد که می کند. هر عصر، هر نسل و هر زندگی غنای خاص خود را دارد".

تصویر: حال و هوای مردم در طرح جهش بزرگ به جلو در چین: فقر و قحطی و آدم خواری!

"مائویی که قول رهایی کشاورزان را از فقر داده بود با برنامه ریزی اشتباه و بهتر بگوییم توهمات خود دهقانان را به کام مرگ فرستاد. «جهش به جلو» سه سال بیشتر دوام نیاورد.

بیش از ۱۲۰۰ مورد آدم‌خواری در سال ۶۰ میلادی گزارش شده است. در برخی از موارد، گرسنگان افراد خانواده و یا نزدیکان خود را کشته و خوردند".

کانال راهبرد
@RahbordChannel
10 مصیبت تورم!

1- تورم باعث ایجاد رونق و رکودهای کاذب (برای مثال حباب در بازار دارایی ها) می شود.

2- تورم نابرابری را در جامعه افزایش می دهد.

3- تورم جلوی کاهش قیمت کالاها (ناشی از افزایش بهره وری تولید) را می گیرد.

4- تورم باعث بالاتر رفتن هزینه های دولت می شود.

5- تورم بنیان خانواده ها را ویران می کند.

6- تورم به فساد دامن می زند.

7- تورم دم و دستگاه دولت را بزرگتر می کند.

8- تورم مردم را مادی تر، حسودتر و خودپسندتر می کند.

9- تورم مردم را افسرده و ناامید می کند.

10- تورم به اتلاف منابع طبیعی و گران تر شدن آنها می انجامد.

توضیح: گزاره های بالا از مهندس غرضی نیست!
https://goo.gl/G9gAQg

کانال راهبرد
@RahbordChannel
شورش های فرانسه شورش علیه سرمایه داری است؟

آمار نشان می دهد که از سال 1990 به این سو اقتصاد فرانسه به طور نسبی به شدت دولتی تر شده است؛ دستکم می توان گفت کشوری با رتبه 52 آزادی اقتصادی و دولتی بسیار فربه خیلی شباهتی به یک اقتصاد نئولیبرال ندارد؛ اینکه علت شلوغی های کف خیابان چیست را ظاهرا باید در جای دیگر جست و آگاهان باید نظر دهند؛ بماند که فرانسوی ها کلا شلوغی و انقلاب را دوست دارند؛ والله اعلم.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
کاسبان تبصره

مشهور است که خشایارشا، پادشاه ایران، که ارتشی سهمگین را برای جنگ با یونان گرد آورده بود، تصمیم گرفت که از تنگه داردانل بگذرد، او به فرمان داد که برای عبور سربازان پلی روی این گذرگاه ساخته شود. اما توفان و امواج دریا این پل را در هم کوبید، شاه ایران هم فرمان داد که لشکریانش این آب نافرمان شور را سیصد تازیانه بزنند و آن را غل و زنجیر بزنند زیرا در برابر شاه شاهان تمرد کرده بود!

کسانی گفته اند این واقعه ساخته و پرداخته یونانی هاست و کسانی دیگر هم بر این باورند که پادشاه برای تقویت روحیه لشکریانش چنین فرمانی را صادر کرده بود؛ با این حال فارغ از صحت و سقم تاریخی، منطق عمل دولت ها در مواجهه با واقعیت ها چندان تفاوتی ندارد، دولتی ها هم می خواهند از بیراهه و راه های دشوار به مقصد برسند و وقتی با سیلی واقعیت روبه رو می شوند، به دنبال نمایش اقتدار می روند. "قانون" جدید منع بکارگیری بازنشستگان آخرین نمونه از این دست است.

از فون هایک بزرگ، متفکر نامدار مکتب اتریش، آموخته ایم که قانون باید "انتزاعی" باشد، به این معنا که باید عمومیت و کلیت داشته باشد و با تبصره و شرط و شروط اضافه دنبال استثنا کردن این یا آن نباشد؛ او بر این باور بود در یک قانون واقعی نباید از هیچ مصداقی نام برده و برای فرد یا گروه خاصی امتیاز قائل شد و البته به نظر می رسد "قانون" منع بکارگیری بازنشستگان آشکارا این ویژگی را ندارد. هدف از اجرای این "قانون" از قرار زمینه سازی برای فرصت های برابر است، ولی از همان آغاز از این هدف رسمی دور می شود.

شوربختانه "قانون" بد پیامدهای ناگزیری هم دارد: چنانکه اخبار آن جسته گریخته به گوش می رسد، لابی و رشوه "رندان اهل خدمت" برای بیشتر ماندن پشت میزها نیز به همراه آن می آید، در واقع پیامد ناگزیر چنین "قانون" هایی چیزی جز فساد نیست. می دانیم که اهالی سیاست و بوروکرات های دولت در همه جای دنیا در واقع کاسبان تبصره اند؛ غریب نیست که ببینیم تمام تلاش خود را برای حفظ جایگاهشان داشته باشند، یادمان نرود در میان این شیفتگان میز، تعداد آنهایی که جز بندبازی و فنون بقا در اعماق ظلمانی بوروکراسی دولت کاری بلد باشند، زیاد نیست.

در این یادداشت دنیای اقتصاد توضیح داده ام که این مسئله هیچ راه حل موجهی ندارد! اگر این سی سال را به طور مثال به چهل سال هم افزایش دهیم، بیشتر به سود بالانشین های اهل بخیه و نورچشمی ها تمام خواهد شد که از میزی به میزی دیگر منتقل می شوند و مدت طولانی تری از مزایای مدیریت بهره مند خواهند شد. دلیل آن هم البته ساده است، منطق عمل دولت ها در درجه اول سیاسی است، از آنجا که در مورد سازمان های دولتی برهان قاطعی مانند سودآوری هم وجود ندارد که دوغ و دوشاب را از هم جدا کند؛ عملکرد خوب افراد آنقدرها مهم نیست و کار به سازوکارهای اداری و بازی های قدرت سپرده می شود. آنها که نزدیک تر به اهالی قدرت اند و بازی با رویه ها و قواعد اداری را بهتر بلدند، بالا می روند و جایگاهشان را حفظ می کنند و بقیه درجا می زنند.

این با منطق اقتصادی بخش خصوصی تفاوت جدی دارد، در مورد همین همین نمونه اخیر محدودیت 30 سال کار می توان گفت در بخش خصوصی از اساس نیازی به چنین قانون هایی نیست، فرد فارغ از سن و سابقه اش تا وقتی که می تواند ارزشی ایجاد کند، کار می کند و می ماند و اگر هم کاری بلد نباشد، بدون توجه به اینکه چقدر سابقه دارد باید کار را به آدمی توانمندتر از خودش تحویل دهد. در واقع مشکل در "ذات" دولت است، اگر کار را از دست آن بگیریم و به اهالی بازار و بخش خصوصی اعتماد کنیم می توان از وخامت کار کم کرد.

با این حال اجازه دهید خوش بین باشیم، شاید بتوان یک مزیت هم برای این قبیل "قانون" ها برشمرد؛ اگر چنین "قانونی" بتواند جوانترها را از پیوستن به بوروکراسی های دولت ناامید کند و آنها به این سو بروند که آینده خود را در ثروت آفرینی واقعی و در جایی جز دولت جستجو کنند، خیلی هم عالی است، والله اعلم.

https://goo.gl/GcNCpH

کانال راهبرد
@RahbordChannel
از حضرت استاد: چرا فضولی های دولت در اقتصاد را نمی توان "عادلانه" دانست؟

"عدالت ایجاب می‌کند که میان اعضای جامعه تساوی حقوق برقرار باشد و همه بتوانند به یکسان از هیات اجتماعیه بهره برند. ترتیب آزادی به علت اینکه هم موجب ترقی کل جامعه و نیز برقراری تساوی حقوق می‌گردد لذا مبنی بر عدالت است. در چنین وضعی چون هر فردی مختار اعمال خویش است و هیچ قانون منع و انحصاری در کار نیست، هر کس حق دارد در همه چیز ادعا داشته باشد و پیشرفت ادعای او فقط به لیاقت و کفایت و همراهی بخت و اتفاق بستگی دارد. اما عده‌ای این استدلال را نمی‌پذیرند و می‌گویند چون همیشه بخت و اتفاق با کفایت و لیاقت همراه نیست، بنابراین تمام مردم با وجود داشتن مساوات حقوقی، در تمتع و بهره بردن یکسان نیستند، پس دولت باید در امور تولید و توزیع ثروت دخالت کند و برابری میان مردم را برقرار سازد. نویسنده معتقد است که با چنین کاری عدالت استقرار نخواهد یافت، زیرا که، بالضروره برای اجرای این ترتیب باید از بعضی گرفته، به بعضی دیگر داد و این عدالت و مساوات نیست که اشخاص قابل را به کار وادارند و حاصل زحمت ایشان را به اشخاص ناقابل بدهند".

کانال راهبرد
@RahbordChannel
اگر کارکنان دولت خوب حقوق بگیرند آیا فساد کاهش می یابد؟

آمار کشورهای مختلف نشان می دهد حقوق بالای کارکنان دولت ربطی به کاهش فساد در میان آنها ندارد. والله اعلم.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
کیش اتم

چند روزی است که میل به ساختن سلاح هسته ای یا لفظ مودبانه آن "توانایی ساخت سلاح هسته ای" در میان برخی رندان توییترنشین افتاده و یکی حتی خواهان آن شده است که قضیه مطالبه ملی شود؛ نگارنده بر این باور است که تجویز بمب سازی در صحاری خاورمیانه به نفع هیچکس نیست؛ در جایی که هنوز نهادهایی سیاسی از پس کنترل نظامی ها بر نمی آیند و ایدئولوژی های خطرناک بیداد می کنند و هنوز با احتیاط باید از دولت به معنای متعارف و مدرن کلمه حرف زد؛ سراغ این چیزها رفتن از طاعون خطرناک تر است.

قضیه این نیست که می سازیم و بعد امنیت حاصل می شود و دنیا ما را می پذیرد و چهارنعل به سمت توسعه می رویم؛ ابدا! اگر در این مسیر در کیسه مارگیری یانکی ها نیفتیم و بهانه دست بقیه ندهیم؛ فردای بمب سازی همه رقبای منطقه ای به بهانه امنیت سراغ بمب می روند و مسابقه تسلیحات کشتار جمعی راه می افتد (کافی است فقط معمای امنیت را گوگل کنید), در منطقه ای کودتاخیز که شیاطین منتظر فرصت برای عرض اندام اند این مصیبت کمی نیست.

بماند که بازیگران غیردولتی ضد نظم جهانی و تروریست ها حتی نیاز به خود بمب هم ندارند و نزده می رقصند و این به نفع هیچکس در حوالی ما نیست. مواظب باشیم فاجعه تقابل های فرقه ای و مذهبی به عرصه هسته ای کشیده نشود؛ بد نیست این متن خواندنی از توس طهماسبی از تحلیلگران نظامی را بخوانیم که هرچند جدید نیست؛ برای معتقدان به کیش اتم بسیار عبرت آموز است, شاید دوران بمب هم گذشته باشد، والله اعلم:

"دوشنبه شب دو فروند بمب‌افکن استراتژیک بی-1 لنسر ایالات متحده در واکنش به آزمایش هسته‌ای و تهدیدات جدید کره شمالی، بر فراز منطقه غیر نظامی حائل میان دو کره به پرواز درآمدند. برخلاف روال معمول چنین پروازهایی در سال‌های گذشته بمب‌افکن های آمریکایی مجهز به سلاح هسته‌ای نبودند. هر یک از آنها 24 فروند موشک کروز ای‌جی‌ام-158 بی با برد هزار کیلومتر و احتمال خطای کمتر از سه متر مجهز به کلاهک مخصوص بتن شکن با توان نفوذ به درون ده‌ها متر بتن مسلح یا صخره سخت کوهستانی با خود حمل می کردند.

این موضوع از لحاظ نظامی-استراتژیک معنای خاصی دارد: پیشرفت تکنولوژی نظامی ایالات متحده در سال های اخیر، سلاح‌هسته‌ای و جنگ تمام عیار را پشت سر گذاشته و وارد مرحله جدیدی شده‌است. این در حالی است که قدرت‌هایی نظیر روسیه و چین در مرحله قبلی به سر می‌برند. پایه اصلی قدرت آنها هنوز سلاح های اتمی هستند حال آنکه برای ایالات متحده سلاح ‌هسته‌ای دیگر یک سلاح درجه دو و قدیمی است که این کشور هرگز پیشقدم در استفاده از آن نخواهد شد.

پرواز بی-1 ها با محموله رزمی متعارف، این معنا را نیز با خود دارد که ایالات متحده ممکن است حتی حمله هسته‌ای کشوری نظیر کره شمالی را با سلاح هسته‌ای پاسخ ندهد. سلاح‌هایی نظیر موشک های کروزی که بی-1 ها حمل می کردند قادرند در مدتی کوتاه دفاع هوایی و مراکز ثقل فرماندهی و ارتباطات نظامی کره شمالی با بیشترین دقت و کمترین تلفات نابود کنند و به این کشور فرصت شلیک دومین کلاهک اتمی را ندهند. آنگاه ائتلافی از نیروهای آمریکایی و متحدان منطقه اقیانوس آرام ظرف چند روز می توانند پیونگ یانگ را تصرف نموده و درهای بزرگترین و مخوف ترین زندان کره خاکی را به روی انبوه زندانیان تیره روزش بگشایند، به جای آنکه همانند دوران نبرد آتش انبوه در دهه‌های گذشته زندانیان و زندانبانان را باهم به قتل برسانند".

کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب نبرد در منطقه تاریکی از حضرت استاد

"برای عربستان؛ نبرد با ایران واقعیتی چشم ناپوشیدنی است. این نبرد متضمن بقای پادشاهی، مشروعیت دولت و در حقیقت آینده اسلام است. تا وقتی که ایران همچنان یک قدرت بالقوه غالب در منطقه بماند، عربستان نیز دستکم می کوشد تا جایگاه قدرت را در جهت حفظ تعادل ارتقا بخشد.

نظر به اهمیت این مسائل صرفا تضمین زبانی کفایت نمی کند. بسته به نتایج مذاکرات هسته ای ایران؛ احتمالا عربستان به نوعی در صدد دستیابی به قدرت هسته ای برمی آید؛ یا با تهیه کلاهک های موشکی از یک کشور هسته ای که ترجیحا اسلامی باشد (مانند پاکستان) و یا با تامین هزینه سلاح هسته ای در کشوری دیگر که در حقیقت نوعی بیمه محسوب می شود مبادرت کند. عربستان تا وقتی حس کند امریکا در حال عقب نشینی از منطقه است ممکن است در پی نظمی دیگر در منطقه باشد که شامل یک قدرت بیرونی مثل هند و چین و روسیه است...

شرایط تا حد زیادی بستگی دارد به ظرفیت، مهارت و اراده امریکا در کمک به شکل گیری نتیجه ای که منافع آمریکا را تامین کند و با امنیت و اصول اعتقادی عربستان و هم پیمانان آن سازگار است".

کانال راهبرد
@RahbordChannel
یک کشور در کدام صنعت مزیت رقابتی پیدا می کند؟

چرا آلمان در تولید خودرو سرآمد بقیه می شود؟

چرا کره جنوبی در تولید لوازم الکترونیک از بقیه پیش می افتد؟

اول؛ در دسترس بودن منابع و نهاده های لازم

دوم؛ استراتژی، ساختار و رقابت میان بنگاه ها در آن صنعت

سوم؛ قوت صنایع وابسته به آن صنعت

چهارم؛ میزان تقاضای داخلی برای آن صنعت

پنجم؛ بخت و اقبال مناسب

ششم؛ سیاست های "مناسب" دولت

ما در چه صنعتی می توانیم پیشتاز باشیم؟

کانال راهبرد
@RahbordChannel
اوضاع آزادی انسانی چگونه است؟

رتبه ایران در میان 162 کشور جهان 153ام است و در منطقه بلاخیز خاورمیانه هم کشور 13ام است. (پررنگ ترها وضعیت بهتری دارند).

کانال راهبرد
@RahbordChannel
‏چرا حقوق یک راننده اتوبوس در سوئد تا مثلا 50 برابر بیشتر از راننده اتوبوس هندی است؛ در حالیکه هر دو کار مشابهی دارند و دومی شاید حتی ماهرتر باشد؟

"واقعیت آنست که دستمزد کارگر در اقتصاد نه لزوما بر اساس "ارزش" تولید خودش بلکه بر مبنای تولید متوسط اقتصاد تعیین می شود. به عبارت دیگر، قضیه بستگی به آلترناتیوها دارد برای دومی در صورت نپذیرفتن کارش باید با یک زندگی مصیبت بار روستایی و گرسنگی سر کند؛ ولی اولی دستش ‏باز است که شغلی دیگر حتی با درآمدی بیشتر پیدا کند. دومی با مهاجرت به سوئد می تواند درآمدی در حدود اولی پیدا کند. اگر نقدی هم هست نه بر سودجویی فلان کارفرمای هندی؛ بلکه بر دولت هایی است که مهاجرت را دشوار می کنند".

آنچه آمد بخشی از نوشته تیم ورستال بود، والله اعلم.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب دستمزدها و هراس از تکنولوژی (تکنوفوبیا)

گفته می شود که تولید(بهره وری) کارگر تعیین کننده دستمزد اوست؛ اگر کارگری با تولید سه قطعه 100 دلار دستمزد می گیرد؛ با تجهیز کار با تکنولوژی و افزایش تولید او به نه قطعه دستمزدش هم افزایش خواهد یافت. در حالت اول شاید زحمت بیشتری هم بکشد، ولی "ناگزیر" دستمزد کمتری هم دریافت می کند.

با این حال می شود دید دریافتی واقعی مشاغلی مثل موسیقیدان ها و معلمان با وجود آنکه به نسبت گذشته افزایش قابل ملاحظه ای در تولید (بهره وری) هم نداشته است؛ افزایش بالایی داشته است؛ علت چیست؟

پاسخ ساده است؛ هزینه فرصت! از آنجا که فرصت های انتخاب برای چنین مشاغلی افزایش یافته است و در صورت افزایش نیافتن دریافتی آنها می توانند در مشاغل دیگر حقوق یا دستمزد بیشتری دریافت کنند و از این رو عرضه نیروی کار را در این مشاغل را کاهش دهند، دریافتی آنها هم "ناگزیر" باید افزایش یابد.

به بیانی دیگر؛ یک موج همه قایق را بالا می برد و یک نوآوری فنی در یک حوزه می تواند در بهبود شرایط افراد در حوزه های دیگر هم موثر باشد؛ خلاصه که بد نیست به بازار اعتماد کنیم و با قدرت جلوی حمایت های در ظاهر خیرخواهانه دولت برای حمایت از این یا آن صنعت بایستیم؛ سازوکاری "عادلانه تر" از بازار نداریم؛ والله اعلم.

پ.ن: راستی اسم خارجی و باکلاس آنچه در بالا آمد را هم بد نیست بدانیم:

Baumol's Cost Disease

کانال راهبرد
@RahbordChannel
بازی اولتیماتوم و منطق بازار

اگر به شما 100 دلار بدهند و بگویند که آن را به دلخواه بین خودتان و دیگری تقسیم کنید و مشروط بر پذیرش طرف مقابل پول به شما و او تعلق می گیرد، ولی اگر او سهمش را قبول نکرد، پولی نصیب هیچ کدامتان نمی شود، به نظرتان کار چطور پیش می رود؟

این بازی را بازی اولتیماتوم می نامند، شاید به نظر برسد که طرف مقابل با منطق "کاچی بهتر از هیچی" حتی اگر از 100 دلار اولیه، یک دلار هم گیرش بیاید، بپذیرد و کار به خوبی و خوشی تمام شود، ولی در بسیاری موارد دیده می شود که مثلا اگر شما 60 دلار برای خودتان بردارید و 40 دلار هم گیرش بیاید، طرف باز هم نمی پذیرد و هر دو دست خالی خواهید ماند!

این دقیقا همان منطق مبادله است؛ درست است که طرفین دنبال منفعت شخصی خود اند و بعید است سهم خود را کمتر از دیگری بگیرند، ولی باید به "درجاتی" منفعت طرف مقابل و قابل پذیرش بودن کار خود برای دیگری را هم به حساب آورند والا اساسا کار پیش نمی رود؛ در نظر داشته باشیم که در یک اقتصاد مبتنی بر مبادله و بازار این مبادله ها بارها و بارها و در حوزه های مختلف انجام می شوند و منفعت افراد هم کوتاه مدت و محدود نیست.

گفته می شود در جوامعی که بازار در آنها گسترده است، سهم طرفین باید نزدیکتر به هم باشد؛ ولی در برخی جوامع دیگر مثلا جنگل نشینان حتی پذیرش سهم 1 به 99 هم شانس بالایی دارد و آنها در پی تنبیه تقسیم کننده خودخواه و محروم کردن او نخواهند رفت، در فرهنگ های خاورمیانه ای هم شاید کسانی حتی سهم بیشتر را رد کنند؛ زیرا بر این باورند که شاید دریافت هدیه در آینده درخواست هایی داشته باشد که توان برآوردنش را نداشته باشند.

مبادله آدم ها را وا می دارد که به تبعات کنش های خود فکر کنند و صرفا هوس خود را در نظر نداشته باشند و این البته بسیار عالی است؛ به قول یکی از اهل فن اقتصاد بازار شاید آدم ها را اخلاقی نکند، ولی دستکم بی اخلاقی را کیفر می دهد، و الله اعلم

پ.ن: این بخشی از کتاب "23 نکته که باید در مورد سرمایه داری بدانید" اثر تیم ورستال است.

https://goo.gl/NgJwyD

کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب واردات و تحریم و باقی قضایا

رندان اهل دل نقل می کنند که پسری جوان سیگار می کشید؛ پدر گفت نکش که از ارث محرومت می کنم. پسر جواب داده بود پدر جان تو اگر ارثی داشتی که من سیگاری نمی شدم!

بعضی بزرگواران گفته اند و می گویند از آنجا که سهم واردات از کل خروجی اقتصاد ما زیاد نیست و به اصطلاح اقتصاد ما بسته است؛ پس اثر ویرانگر تحریم ها تا اندازه زیادی تعدیل می شود؛ اینجاست که به سیاق آن جوانک ناخلف باید گفت اگر نسبت تجارت ما با دنیا بالا بود که اساسا به این سادگی تحریم نمی شدیم. والله اعلم.

پ.ن: نمودار بالا نسبت تجارت (صادرات+واردات) به تولید ناخالص داخلی در چند کشور.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب مصائب زمان پریشی

‏اینکه مثلا در دورانی در امریکا تعرفه ها وجود داشته اند معنای تجویز ان برای رشد دیگر کشورها را ندارد؛ یادمان نرود در قرن 19 هزینه حمل و نقل نسبت به تعرفه بسیار بالا بود و به همین دلیل خیلی ها به سمت تولید ملی حرکت کردند؛ آن زمان خبری از لجستیک ارزان و کشتی اقیانوس پیما و ... نبود.

نظر تکمیلی یکی از دوستان: حتی در مورد ‌‎آمریکا باید بدانیم کنار دستش بازار بزرگی برای تجارت عمده از راه زمین نداشت . موضوع تعرفه را بهتر است در اروپای قرن ۱۹ بررسی کرد تازه با در نظر گرفتن همین موضوع لجستیک.

خلاصه فریب شیادان تاریخ نخوانده را نخورید و حمایت از تولید ملی با افزایش تعرفه ها را شبیه حمایت های پدر (دولت) از فرزند (صنایع نوپای ملی) نگیرید؛ نخست آنکه هیچ دولتی پدر خوبی نیست مگر برای فرزندان نورچشمی و دوم آنکه این حمایت ها اغلب به زیان همه فرزندان دیگر (شهروندان) تمام می شود؛ چاره کار برداشتن موانع اداری و قانونی پیش روی تولیدکننده داخلی است؛ به عبارتی مقررات کمتر؛ نه افزودن بر انبوه مقررات و تبصره های موجود. والله اعلم.

Anachronism
کانال راهبرد
@RahbordChannel
‏
چین ثابت کرده است دولت می تواند در رشد اقتصادی موثر عمل کند؟

توهمات دولت گرایان را جدی نگیرید و اسیر شیادی سیاست پیشگان نشوید؛ رشد اقتصاد چین نه به دلیل حضور دولت؛ بلکه به رغم مداخله های گسترده آن بوده است. در بلندمدت راهی جز تن دادن به منطق بازار برای توسعه یک ملت وجود ندارد. به نظر آن گفته درست را بارها تکرار کرد که دولت نهادی غارتگر است و نباید انتظار خلق ثروت واقعی از آن داشت. والله اعلم

پ.ن: این بخشی از کتاب "ثروت عمومی ملل" نوشته دتر و فولستر است که دکتر جعفر خیرخواهان به فارسی برگردانده است. کتاب "چین چگونه سرمایه داری شد" نوشته کوز و وانگ را از دست ندهید.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
هشدار به هواداران الگوی توسعه چینی

"بر پایه گزارش فوربس؛ 50 عضو رده بالای کنگره ملی چین مجموعا ثروتی بالغ بر 94.7 میلیارد دلار اندوخته اند که ثروت 50 عضو رده بالای کنگره ایالات متحده امریکا با تنها 1.6 میلیارد دلار را ناچیز جلوه می دهد. از میان 358 میلیارد چینی در فهرست ثروتمندان چینی هورون تعداد 90 نفر از آنها سیاستمداران فعالی هستند!"

با دنبال کردن الگوی چینی شاید برای مدتی رشد اقتصادی حاصل شود؛ ولی بعید است بتوان انتظار کاهش فساد را داشت. والله اعلم.

کانال راهبرد
@RahbordChannel