راهبرد
12.1K subscribers
660 photos
137 videos
18 files
1.11K links
يادداشت هاي توسعه ایران

امیرحسین خالقی

تماس:

t.me/AmirHosseinKHQ
و
twitter.com/amirkhaleqi
و
joinclubhouse.com/@amirkhaleqi
و
instagram.com/amirhosseinkhqi

حمایت از راهبرد:

http://hamibash.com/rahbordchannel
Download Telegram
شورش های فرانسه شورش علیه سرمایه داری است؟

آمار نشان می دهد که از سال 1990 به این سو اقتصاد فرانسه به طور نسبی به شدت دولتی تر شده است؛ دستکم می توان گفت کشوری با رتبه 52 آزادی اقتصادی و دولتی بسیار فربه خیلی شباهتی به یک اقتصاد نئولیبرال ندارد؛ اینکه علت شلوغی های کف خیابان چیست را ظاهرا باید در جای دیگر جست و آگاهان باید نظر دهند؛ بماند که فرانسوی ها کلا شلوغی و انقلاب را دوست دارند؛ والله اعلم.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
کاسبان تبصره

مشهور است که خشایارشا، پادشاه ایران، که ارتشی سهمگین را برای جنگ با یونان گرد آورده بود، تصمیم گرفت که از تنگه داردانل بگذرد، او به فرمان داد که برای عبور سربازان پلی روی این گذرگاه ساخته شود. اما توفان و امواج دریا این پل را در هم کوبید، شاه ایران هم فرمان داد که لشکریانش این آب نافرمان شور را سیصد تازیانه بزنند و آن را غل و زنجیر بزنند زیرا در برابر شاه شاهان تمرد کرده بود!

کسانی گفته اند این واقعه ساخته و پرداخته یونانی هاست و کسانی دیگر هم بر این باورند که پادشاه برای تقویت روحیه لشکریانش چنین فرمانی را صادر کرده بود؛ با این حال فارغ از صحت و سقم تاریخی، منطق عمل دولت ها در مواجهه با واقعیت ها چندان تفاوتی ندارد، دولتی ها هم می خواهند از بیراهه و راه های دشوار به مقصد برسند و وقتی با سیلی واقعیت روبه رو می شوند، به دنبال نمایش اقتدار می روند. "قانون" جدید منع بکارگیری بازنشستگان آخرین نمونه از این دست است.

از فون هایک بزرگ، متفکر نامدار مکتب اتریش، آموخته ایم که قانون باید "انتزاعی" باشد، به این معنا که باید عمومیت و کلیت داشته باشد و با تبصره و شرط و شروط اضافه دنبال استثنا کردن این یا آن نباشد؛ او بر این باور بود در یک قانون واقعی نباید از هیچ مصداقی نام برده و برای فرد یا گروه خاصی امتیاز قائل شد و البته به نظر می رسد "قانون" منع بکارگیری بازنشستگان آشکارا این ویژگی را ندارد. هدف از اجرای این "قانون" از قرار زمینه سازی برای فرصت های برابر است، ولی از همان آغاز از این هدف رسمی دور می شود.

شوربختانه "قانون" بد پیامدهای ناگزیری هم دارد: چنانکه اخبار آن جسته گریخته به گوش می رسد، لابی و رشوه "رندان اهل خدمت" برای بیشتر ماندن پشت میزها نیز به همراه آن می آید، در واقع پیامد ناگزیر چنین "قانون" هایی چیزی جز فساد نیست. می دانیم که اهالی سیاست و بوروکرات های دولت در همه جای دنیا در واقع کاسبان تبصره اند؛ غریب نیست که ببینیم تمام تلاش خود را برای حفظ جایگاهشان داشته باشند، یادمان نرود در میان این شیفتگان میز، تعداد آنهایی که جز بندبازی و فنون بقا در اعماق ظلمانی بوروکراسی دولت کاری بلد باشند، زیاد نیست.

در این یادداشت دنیای اقتصاد توضیح داده ام که این مسئله هیچ راه حل موجهی ندارد! اگر این سی سال را به طور مثال به چهل سال هم افزایش دهیم، بیشتر به سود بالانشین های اهل بخیه و نورچشمی ها تمام خواهد شد که از میزی به میزی دیگر منتقل می شوند و مدت طولانی تری از مزایای مدیریت بهره مند خواهند شد. دلیل آن هم البته ساده است، منطق عمل دولت ها در درجه اول سیاسی است، از آنجا که در مورد سازمان های دولتی برهان قاطعی مانند سودآوری هم وجود ندارد که دوغ و دوشاب را از هم جدا کند؛ عملکرد خوب افراد آنقدرها مهم نیست و کار به سازوکارهای اداری و بازی های قدرت سپرده می شود. آنها که نزدیک تر به اهالی قدرت اند و بازی با رویه ها و قواعد اداری را بهتر بلدند، بالا می روند و جایگاهشان را حفظ می کنند و بقیه درجا می زنند.

این با منطق اقتصادی بخش خصوصی تفاوت جدی دارد، در مورد همین همین نمونه اخیر محدودیت 30 سال کار می توان گفت در بخش خصوصی از اساس نیازی به چنین قانون هایی نیست، فرد فارغ از سن و سابقه اش تا وقتی که می تواند ارزشی ایجاد کند، کار می کند و می ماند و اگر هم کاری بلد نباشد، بدون توجه به اینکه چقدر سابقه دارد باید کار را به آدمی توانمندتر از خودش تحویل دهد. در واقع مشکل در "ذات" دولت است، اگر کار را از دست آن بگیریم و به اهالی بازار و بخش خصوصی اعتماد کنیم می توان از وخامت کار کم کرد.

با این حال اجازه دهید خوش بین باشیم، شاید بتوان یک مزیت هم برای این قبیل "قانون" ها برشمرد؛ اگر چنین "قانونی" بتواند جوانترها را از پیوستن به بوروکراسی های دولت ناامید کند و آنها به این سو بروند که آینده خود را در ثروت آفرینی واقعی و در جایی جز دولت جستجو کنند، خیلی هم عالی است، والله اعلم.

https://goo.gl/GcNCpH

کانال راهبرد
@RahbordChannel
از حضرت استاد: چرا فضولی های دولت در اقتصاد را نمی توان "عادلانه" دانست؟

"عدالت ایجاب می‌کند که میان اعضای جامعه تساوی حقوق برقرار باشد و همه بتوانند به یکسان از هیات اجتماعیه بهره برند. ترتیب آزادی به علت اینکه هم موجب ترقی کل جامعه و نیز برقراری تساوی حقوق می‌گردد لذا مبنی بر عدالت است. در چنین وضعی چون هر فردی مختار اعمال خویش است و هیچ قانون منع و انحصاری در کار نیست، هر کس حق دارد در همه چیز ادعا داشته باشد و پیشرفت ادعای او فقط به لیاقت و کفایت و همراهی بخت و اتفاق بستگی دارد. اما عده‌ای این استدلال را نمی‌پذیرند و می‌گویند چون همیشه بخت و اتفاق با کفایت و لیاقت همراه نیست، بنابراین تمام مردم با وجود داشتن مساوات حقوقی، در تمتع و بهره بردن یکسان نیستند، پس دولت باید در امور تولید و توزیع ثروت دخالت کند و برابری میان مردم را برقرار سازد. نویسنده معتقد است که با چنین کاری عدالت استقرار نخواهد یافت، زیرا که، بالضروره برای اجرای این ترتیب باید از بعضی گرفته، به بعضی دیگر داد و این عدالت و مساوات نیست که اشخاص قابل را به کار وادارند و حاصل زحمت ایشان را به اشخاص ناقابل بدهند".

کانال راهبرد
@RahbordChannel
اگر کارکنان دولت خوب حقوق بگیرند آیا فساد کاهش می یابد؟

آمار کشورهای مختلف نشان می دهد حقوق بالای کارکنان دولت ربطی به کاهش فساد در میان آنها ندارد. والله اعلم.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
کیش اتم

چند روزی است که میل به ساختن سلاح هسته ای یا لفظ مودبانه آن "توانایی ساخت سلاح هسته ای" در میان برخی رندان توییترنشین افتاده و یکی حتی خواهان آن شده است که قضیه مطالبه ملی شود؛ نگارنده بر این باور است که تجویز بمب سازی در صحاری خاورمیانه به نفع هیچکس نیست؛ در جایی که هنوز نهادهایی سیاسی از پس کنترل نظامی ها بر نمی آیند و ایدئولوژی های خطرناک بیداد می کنند و هنوز با احتیاط باید از دولت به معنای متعارف و مدرن کلمه حرف زد؛ سراغ این چیزها رفتن از طاعون خطرناک تر است.

قضیه این نیست که می سازیم و بعد امنیت حاصل می شود و دنیا ما را می پذیرد و چهارنعل به سمت توسعه می رویم؛ ابدا! اگر در این مسیر در کیسه مارگیری یانکی ها نیفتیم و بهانه دست بقیه ندهیم؛ فردای بمب سازی همه رقبای منطقه ای به بهانه امنیت سراغ بمب می روند و مسابقه تسلیحات کشتار جمعی راه می افتد (کافی است فقط معمای امنیت را گوگل کنید), در منطقه ای کودتاخیز که شیاطین منتظر فرصت برای عرض اندام اند این مصیبت کمی نیست.

بماند که بازیگران غیردولتی ضد نظم جهانی و تروریست ها حتی نیاز به خود بمب هم ندارند و نزده می رقصند و این به نفع هیچکس در حوالی ما نیست. مواظب باشیم فاجعه تقابل های فرقه ای و مذهبی به عرصه هسته ای کشیده نشود؛ بد نیست این متن خواندنی از توس طهماسبی از تحلیلگران نظامی را بخوانیم که هرچند جدید نیست؛ برای معتقدان به کیش اتم بسیار عبرت آموز است, شاید دوران بمب هم گذشته باشد، والله اعلم:

"دوشنبه شب دو فروند بمب‌افکن استراتژیک بی-1 لنسر ایالات متحده در واکنش به آزمایش هسته‌ای و تهدیدات جدید کره شمالی، بر فراز منطقه غیر نظامی حائل میان دو کره به پرواز درآمدند. برخلاف روال معمول چنین پروازهایی در سال‌های گذشته بمب‌افکن های آمریکایی مجهز به سلاح هسته‌ای نبودند. هر یک از آنها 24 فروند موشک کروز ای‌جی‌ام-158 بی با برد هزار کیلومتر و احتمال خطای کمتر از سه متر مجهز به کلاهک مخصوص بتن شکن با توان نفوذ به درون ده‌ها متر بتن مسلح یا صخره سخت کوهستانی با خود حمل می کردند.

این موضوع از لحاظ نظامی-استراتژیک معنای خاصی دارد: پیشرفت تکنولوژی نظامی ایالات متحده در سال های اخیر، سلاح‌هسته‌ای و جنگ تمام عیار را پشت سر گذاشته و وارد مرحله جدیدی شده‌است. این در حالی است که قدرت‌هایی نظیر روسیه و چین در مرحله قبلی به سر می‌برند. پایه اصلی قدرت آنها هنوز سلاح های اتمی هستند حال آنکه برای ایالات متحده سلاح ‌هسته‌ای دیگر یک سلاح درجه دو و قدیمی است که این کشور هرگز پیشقدم در استفاده از آن نخواهد شد.

پرواز بی-1 ها با محموله رزمی متعارف، این معنا را نیز با خود دارد که ایالات متحده ممکن است حتی حمله هسته‌ای کشوری نظیر کره شمالی را با سلاح هسته‌ای پاسخ ندهد. سلاح‌هایی نظیر موشک های کروزی که بی-1 ها حمل می کردند قادرند در مدتی کوتاه دفاع هوایی و مراکز ثقل فرماندهی و ارتباطات نظامی کره شمالی با بیشترین دقت و کمترین تلفات نابود کنند و به این کشور فرصت شلیک دومین کلاهک اتمی را ندهند. آنگاه ائتلافی از نیروهای آمریکایی و متحدان منطقه اقیانوس آرام ظرف چند روز می توانند پیونگ یانگ را تصرف نموده و درهای بزرگترین و مخوف ترین زندان کره خاکی را به روی انبوه زندانیان تیره روزش بگشایند، به جای آنکه همانند دوران نبرد آتش انبوه در دهه‌های گذشته زندانیان و زندانبانان را باهم به قتل برسانند".

کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب نبرد در منطقه تاریکی از حضرت استاد

"برای عربستان؛ نبرد با ایران واقعیتی چشم ناپوشیدنی است. این نبرد متضمن بقای پادشاهی، مشروعیت دولت و در حقیقت آینده اسلام است. تا وقتی که ایران همچنان یک قدرت بالقوه غالب در منطقه بماند، عربستان نیز دستکم می کوشد تا جایگاه قدرت را در جهت حفظ تعادل ارتقا بخشد.

نظر به اهمیت این مسائل صرفا تضمین زبانی کفایت نمی کند. بسته به نتایج مذاکرات هسته ای ایران؛ احتمالا عربستان به نوعی در صدد دستیابی به قدرت هسته ای برمی آید؛ یا با تهیه کلاهک های موشکی از یک کشور هسته ای که ترجیحا اسلامی باشد (مانند پاکستان) و یا با تامین هزینه سلاح هسته ای در کشوری دیگر که در حقیقت نوعی بیمه محسوب می شود مبادرت کند. عربستان تا وقتی حس کند امریکا در حال عقب نشینی از منطقه است ممکن است در پی نظمی دیگر در منطقه باشد که شامل یک قدرت بیرونی مثل هند و چین و روسیه است...

شرایط تا حد زیادی بستگی دارد به ظرفیت، مهارت و اراده امریکا در کمک به شکل گیری نتیجه ای که منافع آمریکا را تامین کند و با امنیت و اصول اعتقادی عربستان و هم پیمانان آن سازگار است".

کانال راهبرد
@RahbordChannel
یک کشور در کدام صنعت مزیت رقابتی پیدا می کند؟

چرا آلمان در تولید خودرو سرآمد بقیه می شود؟

چرا کره جنوبی در تولید لوازم الکترونیک از بقیه پیش می افتد؟

اول؛ در دسترس بودن منابع و نهاده های لازم

دوم؛ استراتژی، ساختار و رقابت میان بنگاه ها در آن صنعت

سوم؛ قوت صنایع وابسته به آن صنعت

چهارم؛ میزان تقاضای داخلی برای آن صنعت

پنجم؛ بخت و اقبال مناسب

ششم؛ سیاست های "مناسب" دولت

ما در چه صنعتی می توانیم پیشتاز باشیم؟

کانال راهبرد
@RahbordChannel
اوضاع آزادی انسانی چگونه است؟

رتبه ایران در میان 162 کشور جهان 153ام است و در منطقه بلاخیز خاورمیانه هم کشور 13ام است. (پررنگ ترها وضعیت بهتری دارند).

کانال راهبرد
@RahbordChannel
‏چرا حقوق یک راننده اتوبوس در سوئد تا مثلا 50 برابر بیشتر از راننده اتوبوس هندی است؛ در حالیکه هر دو کار مشابهی دارند و دومی شاید حتی ماهرتر باشد؟

"واقعیت آنست که دستمزد کارگر در اقتصاد نه لزوما بر اساس "ارزش" تولید خودش بلکه بر مبنای تولید متوسط اقتصاد تعیین می شود. به عبارت دیگر، قضیه بستگی به آلترناتیوها دارد برای دومی در صورت نپذیرفتن کارش باید با یک زندگی مصیبت بار روستایی و گرسنگی سر کند؛ ولی اولی دستش ‏باز است که شغلی دیگر حتی با درآمدی بیشتر پیدا کند. دومی با مهاجرت به سوئد می تواند درآمدی در حدود اولی پیدا کند. اگر نقدی هم هست نه بر سودجویی فلان کارفرمای هندی؛ بلکه بر دولت هایی است که مهاجرت را دشوار می کنند".

آنچه آمد بخشی از نوشته تیم ورستال بود، والله اعلم.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب دستمزدها و هراس از تکنولوژی (تکنوفوبیا)

گفته می شود که تولید(بهره وری) کارگر تعیین کننده دستمزد اوست؛ اگر کارگری با تولید سه قطعه 100 دلار دستمزد می گیرد؛ با تجهیز کار با تکنولوژی و افزایش تولید او به نه قطعه دستمزدش هم افزایش خواهد یافت. در حالت اول شاید زحمت بیشتری هم بکشد، ولی "ناگزیر" دستمزد کمتری هم دریافت می کند.

با این حال می شود دید دریافتی واقعی مشاغلی مثل موسیقیدان ها و معلمان با وجود آنکه به نسبت گذشته افزایش قابل ملاحظه ای در تولید (بهره وری) هم نداشته است؛ افزایش بالایی داشته است؛ علت چیست؟

پاسخ ساده است؛ هزینه فرصت! از آنجا که فرصت های انتخاب برای چنین مشاغلی افزایش یافته است و در صورت افزایش نیافتن دریافتی آنها می توانند در مشاغل دیگر حقوق یا دستمزد بیشتری دریافت کنند و از این رو عرضه نیروی کار را در این مشاغل را کاهش دهند، دریافتی آنها هم "ناگزیر" باید افزایش یابد.

به بیانی دیگر؛ یک موج همه قایق را بالا می برد و یک نوآوری فنی در یک حوزه می تواند در بهبود شرایط افراد در حوزه های دیگر هم موثر باشد؛ خلاصه که بد نیست به بازار اعتماد کنیم و با قدرت جلوی حمایت های در ظاهر خیرخواهانه دولت برای حمایت از این یا آن صنعت بایستیم؛ سازوکاری "عادلانه تر" از بازار نداریم؛ والله اعلم.

پ.ن: راستی اسم خارجی و باکلاس آنچه در بالا آمد را هم بد نیست بدانیم:

Baumol's Cost Disease

کانال راهبرد
@RahbordChannel
بازی اولتیماتوم و منطق بازار

اگر به شما 100 دلار بدهند و بگویند که آن را به دلخواه بین خودتان و دیگری تقسیم کنید و مشروط بر پذیرش طرف مقابل پول به شما و او تعلق می گیرد، ولی اگر او سهمش را قبول نکرد، پولی نصیب هیچ کدامتان نمی شود، به نظرتان کار چطور پیش می رود؟

این بازی را بازی اولتیماتوم می نامند، شاید به نظر برسد که طرف مقابل با منطق "کاچی بهتر از هیچی" حتی اگر از 100 دلار اولیه، یک دلار هم گیرش بیاید، بپذیرد و کار به خوبی و خوشی تمام شود، ولی در بسیاری موارد دیده می شود که مثلا اگر شما 60 دلار برای خودتان بردارید و 40 دلار هم گیرش بیاید، طرف باز هم نمی پذیرد و هر دو دست خالی خواهید ماند!

این دقیقا همان منطق مبادله است؛ درست است که طرفین دنبال منفعت شخصی خود اند و بعید است سهم خود را کمتر از دیگری بگیرند، ولی باید به "درجاتی" منفعت طرف مقابل و قابل پذیرش بودن کار خود برای دیگری را هم به حساب آورند والا اساسا کار پیش نمی رود؛ در نظر داشته باشیم که در یک اقتصاد مبتنی بر مبادله و بازار این مبادله ها بارها و بارها و در حوزه های مختلف انجام می شوند و منفعت افراد هم کوتاه مدت و محدود نیست.

گفته می شود در جوامعی که بازار در آنها گسترده است، سهم طرفین باید نزدیکتر به هم باشد؛ ولی در برخی جوامع دیگر مثلا جنگل نشینان حتی پذیرش سهم 1 به 99 هم شانس بالایی دارد و آنها در پی تنبیه تقسیم کننده خودخواه و محروم کردن او نخواهند رفت، در فرهنگ های خاورمیانه ای هم شاید کسانی حتی سهم بیشتر را رد کنند؛ زیرا بر این باورند که شاید دریافت هدیه در آینده درخواست هایی داشته باشد که توان برآوردنش را نداشته باشند.

مبادله آدم ها را وا می دارد که به تبعات کنش های خود فکر کنند و صرفا هوس خود را در نظر نداشته باشند و این البته بسیار عالی است؛ به قول یکی از اهل فن اقتصاد بازار شاید آدم ها را اخلاقی نکند، ولی دستکم بی اخلاقی را کیفر می دهد، و الله اعلم

پ.ن: این بخشی از کتاب "23 نکته که باید در مورد سرمایه داری بدانید" اثر تیم ورستال است.

https://goo.gl/NgJwyD

کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب واردات و تحریم و باقی قضایا

رندان اهل دل نقل می کنند که پسری جوان سیگار می کشید؛ پدر گفت نکش که از ارث محرومت می کنم. پسر جواب داده بود پدر جان تو اگر ارثی داشتی که من سیگاری نمی شدم!

بعضی بزرگواران گفته اند و می گویند از آنجا که سهم واردات از کل خروجی اقتصاد ما زیاد نیست و به اصطلاح اقتصاد ما بسته است؛ پس اثر ویرانگر تحریم ها تا اندازه زیادی تعدیل می شود؛ اینجاست که به سیاق آن جوانک ناخلف باید گفت اگر نسبت تجارت ما با دنیا بالا بود که اساسا به این سادگی تحریم نمی شدیم. والله اعلم.

پ.ن: نمودار بالا نسبت تجارت (صادرات+واردات) به تولید ناخالص داخلی در چند کشور.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب مصائب زمان پریشی

‏اینکه مثلا در دورانی در امریکا تعرفه ها وجود داشته اند معنای تجویز ان برای رشد دیگر کشورها را ندارد؛ یادمان نرود در قرن 19 هزینه حمل و نقل نسبت به تعرفه بسیار بالا بود و به همین دلیل خیلی ها به سمت تولید ملی حرکت کردند؛ آن زمان خبری از لجستیک ارزان و کشتی اقیانوس پیما و ... نبود.

نظر تکمیلی یکی از دوستان: حتی در مورد ‌‎آمریکا باید بدانیم کنار دستش بازار بزرگی برای تجارت عمده از راه زمین نداشت . موضوع تعرفه را بهتر است در اروپای قرن ۱۹ بررسی کرد تازه با در نظر گرفتن همین موضوع لجستیک.

خلاصه فریب شیادان تاریخ نخوانده را نخورید و حمایت از تولید ملی با افزایش تعرفه ها را شبیه حمایت های پدر (دولت) از فرزند (صنایع نوپای ملی) نگیرید؛ نخست آنکه هیچ دولتی پدر خوبی نیست مگر برای فرزندان نورچشمی و دوم آنکه این حمایت ها اغلب به زیان همه فرزندان دیگر (شهروندان) تمام می شود؛ چاره کار برداشتن موانع اداری و قانونی پیش روی تولیدکننده داخلی است؛ به عبارتی مقررات کمتر؛ نه افزودن بر انبوه مقررات و تبصره های موجود. والله اعلم.

Anachronism
کانال راهبرد
@RahbordChannel
‏
چین ثابت کرده است دولت می تواند در رشد اقتصادی موثر عمل کند؟

توهمات دولت گرایان را جدی نگیرید و اسیر شیادی سیاست پیشگان نشوید؛ رشد اقتصاد چین نه به دلیل حضور دولت؛ بلکه به رغم مداخله های گسترده آن بوده است. در بلندمدت راهی جز تن دادن به منطق بازار برای توسعه یک ملت وجود ندارد. به نظر آن گفته درست را بارها تکرار کرد که دولت نهادی غارتگر است و نباید انتظار خلق ثروت واقعی از آن داشت. والله اعلم

پ.ن: این بخشی از کتاب "ثروت عمومی ملل" نوشته دتر و فولستر است که دکتر جعفر خیرخواهان به فارسی برگردانده است. کتاب "چین چگونه سرمایه داری شد" نوشته کوز و وانگ را از دست ندهید.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
هشدار به هواداران الگوی توسعه چینی

"بر پایه گزارش فوربس؛ 50 عضو رده بالای کنگره ملی چین مجموعا ثروتی بالغ بر 94.7 میلیارد دلار اندوخته اند که ثروت 50 عضو رده بالای کنگره ایالات متحده امریکا با تنها 1.6 میلیارد دلار را ناچیز جلوه می دهد. از میان 358 میلیارد چینی در فهرست ثروتمندان چینی هورون تعداد 90 نفر از آنها سیاستمداران فعالی هستند!"

با دنبال کردن الگوی چینی شاید برای مدتی رشد اقتصادی حاصل شود؛ ولی بعید است بتوان انتظار کاهش فساد را داشت. والله اعلم.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
زمین های دولتی و نظامی تهران!

برآوردی ندارم؛ ولی بخش بزرگی از زمین های تهران را نظامیان و دولتی ها در اختیار گرفته اند؛ برای نمونه زندان اوین برای کاربری کنونی شاید زیادی گرانقیمت باشد، شاید بهتر باشد با لحاظ شفافیت و "عدالت" به تجربه بریتانیایی ها هم فکر کرد؛ والله اعلم.

پ.ن: منبع کتاب ثروت "عمومی" ملل از دتر و فولستر ترجمه دکتر جعفر خیرخواهان است.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب جنگ داخلی ایران

"خیلی از تازه کارها در حوزه سیاست ایران شاید به این فکر بیفتند که با توجه به تنوع قومیتی چشمگیر ایران بد نیست با کارت قومیت ها بازی کرد و به حمایت از برخی از جنبش های تجزیه طلب پرداخت. این اشتباه بزرگی است. ایران به عنوان یک ملت مفهومی بسیار دیرپاتر از این دولت های قومی است و تاریخی دور و دراز دارد.

در گذشته هم وقتی کسانی خواستند از این ناآرامی های قومی به سود خود بهره برداری کنند، تنها باعث شد که ایرانی ها از دسته و گروه ها و اقوام مختلف زیر یک پرچم واحد متحد شوند، مهم هم نبود که دولتشان چقدر بد و سرکوبگر باشد. حمله صدام حسین به ایران در 1980 حکومت انقلابی ایران را نجات داد؛ حکومتی که سررشته کار از دستش در رفته بود."

این ترجمه آزاد بخشی از مقاله مایکل روبین است با عنوانی رعب آور "جنگ داخلی قریب الوقوع در ایران چگونه خواهد بود؟"؛ ادعا کرده است که خوشبختانه تاکنون ایالات متحده و هیچ قدرت دیگری از جنبش های تجزیه طلب حمایت نکرده است که به دلایل بالا کار درستی بوده است؛ اینکه در آینده چه می شود، کمی نگران کننده است، والله اعلم.

https://goo.gl/2Z1Lwu

کانال راهبرد
@RahbordChannel
معمای دولت ها در ایران

"دولت در همه جا حضوری هراس آور دارد؛ ولی نمی تواند مردم را وا دارد چنانکه که سیاستگذاران می خواهند عمل کنند؛ انگار که تکه سنگ بزرگی را داخل برکه ای کوچک بیندازی؛ همه جا موج ایجاد می شود؛ ولی بعید است بتوانی ماهی ای بگیری!"

این معمای دولت ها در کشورهای توسعه نیافته ای مثل ماست در همه ارکان جامعه نفوذ می کنند؛ ولی ازپس ایجاد تغییرات مطلوب بر نمی آیند.

پ.ن: گفته بالا از کتاب دولت های ضعیف جامعه های قوی اثر جوئل میگدال است. نابجاترین پیشنهاد اینست که برای این هیولای همه جا حاضر (دولت) حضور بیشتر را تجویز کنیم، والله اعلم.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
از مصائب سرمایه داری!

انسان های امروز حدود 380 درصد بیش از آغاز دهه 1980 (آغاز دوره موسوم به نئولیبرالیسم) از وفور نعمت بیشتری برخوردار اند، والله اعلم.


https://goo.gl/ntcYSr

کانال راهبرد
@RahbordChannel
این یک درصدی های دوست داشتنی!

زمانی کسانی در ینگه دنیا در خیابان راه افتاده بودند و می گفتند ما 99 درصدی ها می خواهیم پوزه آن 1 درصد چپاولگر را به خاک بمالیم، این فتیش یک درصدی ها برای بسیاری جذاب بود، آدم هایی که بیشتر از 99 درصد مردم درآمد دارند و به قیمت بدبختی بقیه نان می خورند و دستشان با سیاسیون در یک کاسه است و ...

اما واقعیت چیست؟ پژوهشی نشان می دهد که حدود 11 درصد از آمریکایی ها در عمرشان حداقل یک بار در این گروه اسرار آمیز 1 درصدی جا می گیرند، ولی نرخ ورود و خروج به این دسته بسیار زیاد است؛ حدود 94 درصد افرادی که توفیق ورود به باند "یک درصدی ها" را دارند، عمر حضورشان به بیش از یک سال نمی رسد! برای بقیه هم اوضاع خوب نیست، در واقع عمر حضور 99 درصد از اعضای باند "یک درصدی ها" بیش از یک دهه نیست!

در مضمونی مشابه کسانی در ایران حرف از 4 درصدی و 96 درصدی ها زده اند؛ اینکه اوضاع ما چگونه است، البته تحقیقی نداریم، ولی از من به شما نصیحت این قبیل ارقام را حتی از مراکز علمی معتبر هم با احتیاط بپذیرید، چه رسد به اهالی سیاست، والله اعلم.

https://goo.gl/5P6BSm

کانال راهبرد
@RahbordChannel