راهبرد
12.1K subscribers
660 photos
137 videos
18 files
1.11K links
يادداشت هاي توسعه ایران

امیرحسین خالقی

تماس:

t.me/AmirHosseinKHQ
و
twitter.com/amirkhaleqi
و
joinclubhouse.com/@amirkhaleqi
و
instagram.com/amirhosseinkhqi

حمایت از راهبرد:

http://hamibash.com/rahbordchannel
Download Telegram
کیش اتم

چند روزی است که میل به ساختن سلاح هسته ای یا لفظ مودبانه آن "توانایی ساخت سلاح هسته ای" در میان برخی رندان توییترنشین افتاده و یکی حتی خواهان آن شده است که قضیه مطالبه ملی شود؛ نگارنده بر این باور است که تجویز بمب سازی در صحاری خاورمیانه به نفع هیچکس نیست؛ در جایی که هنوز نهادهایی سیاسی از پس کنترل نظامی ها بر نمی آیند و ایدئولوژی های خطرناک بیداد می کنند و هنوز با احتیاط باید از دولت به معنای متعارف و مدرن کلمه حرف زد؛ سراغ این چیزها رفتن از طاعون خطرناک تر است.

قضیه این نیست که می سازیم و بعد امنیت حاصل می شود و دنیا ما را می پذیرد و چهارنعل به سمت توسعه می رویم؛ ابدا! اگر در این مسیر در کیسه مارگیری یانکی ها نیفتیم و بهانه دست بقیه ندهیم؛ فردای بمب سازی همه رقبای منطقه ای به بهانه امنیت سراغ بمب می روند و مسابقه تسلیحات کشتار جمعی راه می افتد (کافی است فقط معمای امنیت را گوگل کنید), در منطقه ای کودتاخیز که شیاطین منتظر فرصت برای عرض اندام اند این مصیبت کمی نیست.

بماند که بازیگران غیردولتی ضد نظم جهانی و تروریست ها حتی نیاز به خود بمب هم ندارند و نزده می رقصند و این به نفع هیچکس در حوالی ما نیست. مواظب باشیم فاجعه تقابل های فرقه ای و مذهبی به عرصه هسته ای کشیده نشود؛ بد نیست این متن خواندنی از توس طهماسبی از تحلیلگران نظامی را بخوانیم که هرچند جدید نیست؛ برای معتقدان به کیش اتم بسیار عبرت آموز است, شاید دوران بمب هم گذشته باشد، والله اعلم:

"دوشنبه شب دو فروند بمب‌افکن استراتژیک بی-1 لنسر ایالات متحده در واکنش به آزمایش هسته‌ای و تهدیدات جدید کره شمالی، بر فراز منطقه غیر نظامی حائل میان دو کره به پرواز درآمدند. برخلاف روال معمول چنین پروازهایی در سال‌های گذشته بمب‌افکن های آمریکایی مجهز به سلاح هسته‌ای نبودند. هر یک از آنها 24 فروند موشک کروز ای‌جی‌ام-158 بی با برد هزار کیلومتر و احتمال خطای کمتر از سه متر مجهز به کلاهک مخصوص بتن شکن با توان نفوذ به درون ده‌ها متر بتن مسلح یا صخره سخت کوهستانی با خود حمل می کردند.

این موضوع از لحاظ نظامی-استراتژیک معنای خاصی دارد: پیشرفت تکنولوژی نظامی ایالات متحده در سال های اخیر، سلاح‌هسته‌ای و جنگ تمام عیار را پشت سر گذاشته و وارد مرحله جدیدی شده‌است. این در حالی است که قدرت‌هایی نظیر روسیه و چین در مرحله قبلی به سر می‌برند. پایه اصلی قدرت آنها هنوز سلاح های اتمی هستند حال آنکه برای ایالات متحده سلاح ‌هسته‌ای دیگر یک سلاح درجه دو و قدیمی است که این کشور هرگز پیشقدم در استفاده از آن نخواهد شد.

پرواز بی-1 ها با محموله رزمی متعارف، این معنا را نیز با خود دارد که ایالات متحده ممکن است حتی حمله هسته‌ای کشوری نظیر کره شمالی را با سلاح هسته‌ای پاسخ ندهد. سلاح‌هایی نظیر موشک های کروزی که بی-1 ها حمل می کردند قادرند در مدتی کوتاه دفاع هوایی و مراکز ثقل فرماندهی و ارتباطات نظامی کره شمالی با بیشترین دقت و کمترین تلفات نابود کنند و به این کشور فرصت شلیک دومین کلاهک اتمی را ندهند. آنگاه ائتلافی از نیروهای آمریکایی و متحدان منطقه اقیانوس آرام ظرف چند روز می توانند پیونگ یانگ را تصرف نموده و درهای بزرگترین و مخوف ترین زندان کره خاکی را به روی انبوه زندانیان تیره روزش بگشایند، به جای آنکه همانند دوران نبرد آتش انبوه در دهه‌های گذشته زندانیان و زندانبانان را باهم به قتل برسانند".

کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب نبرد در منطقه تاریکی از حضرت استاد

"برای عربستان؛ نبرد با ایران واقعیتی چشم ناپوشیدنی است. این نبرد متضمن بقای پادشاهی، مشروعیت دولت و در حقیقت آینده اسلام است. تا وقتی که ایران همچنان یک قدرت بالقوه غالب در منطقه بماند، عربستان نیز دستکم می کوشد تا جایگاه قدرت را در جهت حفظ تعادل ارتقا بخشد.

نظر به اهمیت این مسائل صرفا تضمین زبانی کفایت نمی کند. بسته به نتایج مذاکرات هسته ای ایران؛ احتمالا عربستان به نوعی در صدد دستیابی به قدرت هسته ای برمی آید؛ یا با تهیه کلاهک های موشکی از یک کشور هسته ای که ترجیحا اسلامی باشد (مانند پاکستان) و یا با تامین هزینه سلاح هسته ای در کشوری دیگر که در حقیقت نوعی بیمه محسوب می شود مبادرت کند. عربستان تا وقتی حس کند امریکا در حال عقب نشینی از منطقه است ممکن است در پی نظمی دیگر در منطقه باشد که شامل یک قدرت بیرونی مثل هند و چین و روسیه است...

شرایط تا حد زیادی بستگی دارد به ظرفیت، مهارت و اراده امریکا در کمک به شکل گیری نتیجه ای که منافع آمریکا را تامین کند و با امنیت و اصول اعتقادی عربستان و هم پیمانان آن سازگار است".

کانال راهبرد
@RahbordChannel
یک کشور در کدام صنعت مزیت رقابتی پیدا می کند؟

چرا آلمان در تولید خودرو سرآمد بقیه می شود؟

چرا کره جنوبی در تولید لوازم الکترونیک از بقیه پیش می افتد؟

اول؛ در دسترس بودن منابع و نهاده های لازم

دوم؛ استراتژی، ساختار و رقابت میان بنگاه ها در آن صنعت

سوم؛ قوت صنایع وابسته به آن صنعت

چهارم؛ میزان تقاضای داخلی برای آن صنعت

پنجم؛ بخت و اقبال مناسب

ششم؛ سیاست های "مناسب" دولت

ما در چه صنعتی می توانیم پیشتاز باشیم؟

کانال راهبرد
@RahbordChannel
اوضاع آزادی انسانی چگونه است؟

رتبه ایران در میان 162 کشور جهان 153ام است و در منطقه بلاخیز خاورمیانه هم کشور 13ام است. (پررنگ ترها وضعیت بهتری دارند).

کانال راهبرد
@RahbordChannel
‏چرا حقوق یک راننده اتوبوس در سوئد تا مثلا 50 برابر بیشتر از راننده اتوبوس هندی است؛ در حالیکه هر دو کار مشابهی دارند و دومی شاید حتی ماهرتر باشد؟

"واقعیت آنست که دستمزد کارگر در اقتصاد نه لزوما بر اساس "ارزش" تولید خودش بلکه بر مبنای تولید متوسط اقتصاد تعیین می شود. به عبارت دیگر، قضیه بستگی به آلترناتیوها دارد برای دومی در صورت نپذیرفتن کارش باید با یک زندگی مصیبت بار روستایی و گرسنگی سر کند؛ ولی اولی دستش ‏باز است که شغلی دیگر حتی با درآمدی بیشتر پیدا کند. دومی با مهاجرت به سوئد می تواند درآمدی در حدود اولی پیدا کند. اگر نقدی هم هست نه بر سودجویی فلان کارفرمای هندی؛ بلکه بر دولت هایی است که مهاجرت را دشوار می کنند".

آنچه آمد بخشی از نوشته تیم ورستال بود، والله اعلم.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب دستمزدها و هراس از تکنولوژی (تکنوفوبیا)

گفته می شود که تولید(بهره وری) کارگر تعیین کننده دستمزد اوست؛ اگر کارگری با تولید سه قطعه 100 دلار دستمزد می گیرد؛ با تجهیز کار با تکنولوژی و افزایش تولید او به نه قطعه دستمزدش هم افزایش خواهد یافت. در حالت اول شاید زحمت بیشتری هم بکشد، ولی "ناگزیر" دستمزد کمتری هم دریافت می کند.

با این حال می شود دید دریافتی واقعی مشاغلی مثل موسیقیدان ها و معلمان با وجود آنکه به نسبت گذشته افزایش قابل ملاحظه ای در تولید (بهره وری) هم نداشته است؛ افزایش بالایی داشته است؛ علت چیست؟

پاسخ ساده است؛ هزینه فرصت! از آنجا که فرصت های انتخاب برای چنین مشاغلی افزایش یافته است و در صورت افزایش نیافتن دریافتی آنها می توانند در مشاغل دیگر حقوق یا دستمزد بیشتری دریافت کنند و از این رو عرضه نیروی کار را در این مشاغل را کاهش دهند، دریافتی آنها هم "ناگزیر" باید افزایش یابد.

به بیانی دیگر؛ یک موج همه قایق را بالا می برد و یک نوآوری فنی در یک حوزه می تواند در بهبود شرایط افراد در حوزه های دیگر هم موثر باشد؛ خلاصه که بد نیست به بازار اعتماد کنیم و با قدرت جلوی حمایت های در ظاهر خیرخواهانه دولت برای حمایت از این یا آن صنعت بایستیم؛ سازوکاری "عادلانه تر" از بازار نداریم؛ والله اعلم.

پ.ن: راستی اسم خارجی و باکلاس آنچه در بالا آمد را هم بد نیست بدانیم:

Baumol's Cost Disease

کانال راهبرد
@RahbordChannel
بازی اولتیماتوم و منطق بازار

اگر به شما 100 دلار بدهند و بگویند که آن را به دلخواه بین خودتان و دیگری تقسیم کنید و مشروط بر پذیرش طرف مقابل پول به شما و او تعلق می گیرد، ولی اگر او سهمش را قبول نکرد، پولی نصیب هیچ کدامتان نمی شود، به نظرتان کار چطور پیش می رود؟

این بازی را بازی اولتیماتوم می نامند، شاید به نظر برسد که طرف مقابل با منطق "کاچی بهتر از هیچی" حتی اگر از 100 دلار اولیه، یک دلار هم گیرش بیاید، بپذیرد و کار به خوبی و خوشی تمام شود، ولی در بسیاری موارد دیده می شود که مثلا اگر شما 60 دلار برای خودتان بردارید و 40 دلار هم گیرش بیاید، طرف باز هم نمی پذیرد و هر دو دست خالی خواهید ماند!

این دقیقا همان منطق مبادله است؛ درست است که طرفین دنبال منفعت شخصی خود اند و بعید است سهم خود را کمتر از دیگری بگیرند، ولی باید به "درجاتی" منفعت طرف مقابل و قابل پذیرش بودن کار خود برای دیگری را هم به حساب آورند والا اساسا کار پیش نمی رود؛ در نظر داشته باشیم که در یک اقتصاد مبتنی بر مبادله و بازار این مبادله ها بارها و بارها و در حوزه های مختلف انجام می شوند و منفعت افراد هم کوتاه مدت و محدود نیست.

گفته می شود در جوامعی که بازار در آنها گسترده است، سهم طرفین باید نزدیکتر به هم باشد؛ ولی در برخی جوامع دیگر مثلا جنگل نشینان حتی پذیرش سهم 1 به 99 هم شانس بالایی دارد و آنها در پی تنبیه تقسیم کننده خودخواه و محروم کردن او نخواهند رفت، در فرهنگ های خاورمیانه ای هم شاید کسانی حتی سهم بیشتر را رد کنند؛ زیرا بر این باورند که شاید دریافت هدیه در آینده درخواست هایی داشته باشد که توان برآوردنش را نداشته باشند.

مبادله آدم ها را وا می دارد که به تبعات کنش های خود فکر کنند و صرفا هوس خود را در نظر نداشته باشند و این البته بسیار عالی است؛ به قول یکی از اهل فن اقتصاد بازار شاید آدم ها را اخلاقی نکند، ولی دستکم بی اخلاقی را کیفر می دهد، و الله اعلم

پ.ن: این بخشی از کتاب "23 نکته که باید در مورد سرمایه داری بدانید" اثر تیم ورستال است.

https://goo.gl/NgJwyD

کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب واردات و تحریم و باقی قضایا

رندان اهل دل نقل می کنند که پسری جوان سیگار می کشید؛ پدر گفت نکش که از ارث محرومت می کنم. پسر جواب داده بود پدر جان تو اگر ارثی داشتی که من سیگاری نمی شدم!

بعضی بزرگواران گفته اند و می گویند از آنجا که سهم واردات از کل خروجی اقتصاد ما زیاد نیست و به اصطلاح اقتصاد ما بسته است؛ پس اثر ویرانگر تحریم ها تا اندازه زیادی تعدیل می شود؛ اینجاست که به سیاق آن جوانک ناخلف باید گفت اگر نسبت تجارت ما با دنیا بالا بود که اساسا به این سادگی تحریم نمی شدیم. والله اعلم.

پ.ن: نمودار بالا نسبت تجارت (صادرات+واردات) به تولید ناخالص داخلی در چند کشور.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب مصائب زمان پریشی

‏اینکه مثلا در دورانی در امریکا تعرفه ها وجود داشته اند معنای تجویز ان برای رشد دیگر کشورها را ندارد؛ یادمان نرود در قرن 19 هزینه حمل و نقل نسبت به تعرفه بسیار بالا بود و به همین دلیل خیلی ها به سمت تولید ملی حرکت کردند؛ آن زمان خبری از لجستیک ارزان و کشتی اقیانوس پیما و ... نبود.

نظر تکمیلی یکی از دوستان: حتی در مورد ‌‎آمریکا باید بدانیم کنار دستش بازار بزرگی برای تجارت عمده از راه زمین نداشت . موضوع تعرفه را بهتر است در اروپای قرن ۱۹ بررسی کرد تازه با در نظر گرفتن همین موضوع لجستیک.

خلاصه فریب شیادان تاریخ نخوانده را نخورید و حمایت از تولید ملی با افزایش تعرفه ها را شبیه حمایت های پدر (دولت) از فرزند (صنایع نوپای ملی) نگیرید؛ نخست آنکه هیچ دولتی پدر خوبی نیست مگر برای فرزندان نورچشمی و دوم آنکه این حمایت ها اغلب به زیان همه فرزندان دیگر (شهروندان) تمام می شود؛ چاره کار برداشتن موانع اداری و قانونی پیش روی تولیدکننده داخلی است؛ به عبارتی مقررات کمتر؛ نه افزودن بر انبوه مقررات و تبصره های موجود. والله اعلم.

Anachronism
کانال راهبرد
@RahbordChannel
‏
چین ثابت کرده است دولت می تواند در رشد اقتصادی موثر عمل کند؟

توهمات دولت گرایان را جدی نگیرید و اسیر شیادی سیاست پیشگان نشوید؛ رشد اقتصاد چین نه به دلیل حضور دولت؛ بلکه به رغم مداخله های گسترده آن بوده است. در بلندمدت راهی جز تن دادن به منطق بازار برای توسعه یک ملت وجود ندارد. به نظر آن گفته درست را بارها تکرار کرد که دولت نهادی غارتگر است و نباید انتظار خلق ثروت واقعی از آن داشت. والله اعلم

پ.ن: این بخشی از کتاب "ثروت عمومی ملل" نوشته دتر و فولستر است که دکتر جعفر خیرخواهان به فارسی برگردانده است. کتاب "چین چگونه سرمایه داری شد" نوشته کوز و وانگ را از دست ندهید.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
هشدار به هواداران الگوی توسعه چینی

"بر پایه گزارش فوربس؛ 50 عضو رده بالای کنگره ملی چین مجموعا ثروتی بالغ بر 94.7 میلیارد دلار اندوخته اند که ثروت 50 عضو رده بالای کنگره ایالات متحده امریکا با تنها 1.6 میلیارد دلار را ناچیز جلوه می دهد. از میان 358 میلیارد چینی در فهرست ثروتمندان چینی هورون تعداد 90 نفر از آنها سیاستمداران فعالی هستند!"

با دنبال کردن الگوی چینی شاید برای مدتی رشد اقتصادی حاصل شود؛ ولی بعید است بتوان انتظار کاهش فساد را داشت. والله اعلم.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
زمین های دولتی و نظامی تهران!

برآوردی ندارم؛ ولی بخش بزرگی از زمین های تهران را نظامیان و دولتی ها در اختیار گرفته اند؛ برای نمونه زندان اوین برای کاربری کنونی شاید زیادی گرانقیمت باشد، شاید بهتر باشد با لحاظ شفافیت و "عدالت" به تجربه بریتانیایی ها هم فکر کرد؛ والله اعلم.

پ.ن: منبع کتاب ثروت "عمومی" ملل از دتر و فولستر ترجمه دکتر جعفر خیرخواهان است.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب جنگ داخلی ایران

"خیلی از تازه کارها در حوزه سیاست ایران شاید به این فکر بیفتند که با توجه به تنوع قومیتی چشمگیر ایران بد نیست با کارت قومیت ها بازی کرد و به حمایت از برخی از جنبش های تجزیه طلب پرداخت. این اشتباه بزرگی است. ایران به عنوان یک ملت مفهومی بسیار دیرپاتر از این دولت های قومی است و تاریخی دور و دراز دارد.

در گذشته هم وقتی کسانی خواستند از این ناآرامی های قومی به سود خود بهره برداری کنند، تنها باعث شد که ایرانی ها از دسته و گروه ها و اقوام مختلف زیر یک پرچم واحد متحد شوند، مهم هم نبود که دولتشان چقدر بد و سرکوبگر باشد. حمله صدام حسین به ایران در 1980 حکومت انقلابی ایران را نجات داد؛ حکومتی که سررشته کار از دستش در رفته بود."

این ترجمه آزاد بخشی از مقاله مایکل روبین است با عنوانی رعب آور "جنگ داخلی قریب الوقوع در ایران چگونه خواهد بود؟"؛ ادعا کرده است که خوشبختانه تاکنون ایالات متحده و هیچ قدرت دیگری از جنبش های تجزیه طلب حمایت نکرده است که به دلایل بالا کار درستی بوده است؛ اینکه در آینده چه می شود، کمی نگران کننده است، والله اعلم.

https://goo.gl/2Z1Lwu

کانال راهبرد
@RahbordChannel
معمای دولت ها در ایران

"دولت در همه جا حضوری هراس آور دارد؛ ولی نمی تواند مردم را وا دارد چنانکه که سیاستگذاران می خواهند عمل کنند؛ انگار که تکه سنگ بزرگی را داخل برکه ای کوچک بیندازی؛ همه جا موج ایجاد می شود؛ ولی بعید است بتوانی ماهی ای بگیری!"

این معمای دولت ها در کشورهای توسعه نیافته ای مثل ماست در همه ارکان جامعه نفوذ می کنند؛ ولی ازپس ایجاد تغییرات مطلوب بر نمی آیند.

پ.ن: گفته بالا از کتاب دولت های ضعیف جامعه های قوی اثر جوئل میگدال است. نابجاترین پیشنهاد اینست که برای این هیولای همه جا حاضر (دولت) حضور بیشتر را تجویز کنیم، والله اعلم.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
از مصائب سرمایه داری!

انسان های امروز حدود 380 درصد بیش از آغاز دهه 1980 (آغاز دوره موسوم به نئولیبرالیسم) از وفور نعمت بیشتری برخوردار اند، والله اعلم.


https://goo.gl/ntcYSr

کانال راهبرد
@RahbordChannel
این یک درصدی های دوست داشتنی!

زمانی کسانی در ینگه دنیا در خیابان راه افتاده بودند و می گفتند ما 99 درصدی ها می خواهیم پوزه آن 1 درصد چپاولگر را به خاک بمالیم، این فتیش یک درصدی ها برای بسیاری جذاب بود، آدم هایی که بیشتر از 99 درصد مردم درآمد دارند و به قیمت بدبختی بقیه نان می خورند و دستشان با سیاسیون در یک کاسه است و ...

اما واقعیت چیست؟ پژوهشی نشان می دهد که حدود 11 درصد از آمریکایی ها در عمرشان حداقل یک بار در این گروه اسرار آمیز 1 درصدی جا می گیرند، ولی نرخ ورود و خروج به این دسته بسیار زیاد است؛ حدود 94 درصد افرادی که توفیق ورود به باند "یک درصدی ها" را دارند، عمر حضورشان به بیش از یک سال نمی رسد! برای بقیه هم اوضاع خوب نیست، در واقع عمر حضور 99 درصد از اعضای باند "یک درصدی ها" بیش از یک دهه نیست!

در مضمونی مشابه کسانی در ایران حرف از 4 درصدی و 96 درصدی ها زده اند؛ اینکه اوضاع ما چگونه است، البته تحقیقی نداریم، ولی از من به شما نصیحت این قبیل ارقام را حتی از مراکز علمی معتبر هم با احتیاط بپذیرید، چه رسد به اهالی سیاست، والله اعلم.

https://goo.gl/5P6BSm

کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب یک اقتصاد امنیتی؛ میمون کوری که موز گیرش آمد!

آن حضرت جایی گفته بود "چماق" و "هویج" هر دو برای جهت دهی به اقتصاد و همراه کردن بنگاه ها در راه توسعه لازم است؛ چه اشکال دارد اگر "هویج هایی" مانند مشوق های صادراتی و وام های ارزان و ... کارگر نیفتاد از "چماق هایی" مانند قطع وام از بانک های دولتی و حتی پای کار آوردن امنیتی چی ها استفاده کرد؟ ( آن حضرت کسی نیست جز پرفسور ها جون چانگ، اقتصاددان کره ای هوادار مداخله دولت که باب دل خیلی ها در وطن شده است)

مثال هایی هم می آورد؛ در دهه 1960، گروه ال جی، غول صنعت الکترونیک، می خواست در صنایع پوشاک و نساجی وارد شود، ولی با فشار دولت وارد صنعت تولید کابل های برق شد؛ ، در دهه 1970، دولت کره جنوبی فشار زیادی روی شرکت هیوندای و بنیانگذار افسانه ای آن آورد که وارد ساخت کشتی بشوند و حتی ژنرال پارک، دیکتاتور کره ای و معمار توسعه کره، شخصا او را تهدید کرده بود که به حرف گوش نکند کار شرکتش تمام است!

کسانی هم در ایران با الهام از این نمونه "درخشان" خواهان مداخله های "هدفمند" دولت در اقتصاد اند و البته پاسخ هم نمی دهند چرا امام زاده دولت در روسیه و بسیاری از کشورهای آفریقایی و آمریکای لاتین حاجت نداد. باری، روی کاغذ دولت ها می توانند به همان خوبی بازار عمل کنند، ولی در واقعیت کار متفاوت است. یک لحظه فکر کنید نیروهای امنیتی اجازه مداخله هایی از این دست را پیدا کنند، یک طرف اطلاعات و داغ و درفش دارد و طرف دیگر پول، نتیجه از خورشید هم روشن تر است. هرچند در ایران نمونه هایی مانند طرح مبارزه با ثروت های بادآورده را در دوران سازندگی داشته ایم، ولی در جامعه ای با ارزش های دموکراتیک بعید است بتوان سمت و سوی این حرکت ها رفت.

هزینه فرصت هم بحث دیگری است، فرض کنید ال جی به سراغ همان حوزه پوشاک رفته بود (حوزه ای که احتمالا با توجه به ملاحظات سودآوری و رشد بازار و دسترس بودن منابع و مانند آن انتخاب شده بود)، از کجا می دانیم که در آن صورت وضعیتی بهتر از حالت کنونی وجود نداشت؟ دولت مسیری را برای بنگاه ها انتخاب کرد و بعد همه ابزارها را برای سرپا نگاه داشتن آنها انجام می دهد؛ شاید نمونه های موفقی هم به وجود بیایند و روی کاغذ ارقام اشتغال و تولید هم بالا رود، ولی این لزوما به معنای خلق ثروت واقعی و کارایی بالا نیست. به هر صورت عجیب نیست که یک میمون کور هم گاهی موز گیرش بیاید، ولی در اکثر موارد حاصل چیزی در مایه های فاجعه بوده است (صنعت خودروسازی ایران فقط یک نمونه است). در مورد فساد در چنین اقتصادهایی که پیشتر گفته ام و نیاز به تکرار ندارد.

یک مسئله بزرگ هم این وسط هست، می دانیم خیلی اوقات دولت ها از فلان بنگاه و صنعت حمایت می کنند، ولی کی به این نتیجه می رسند که باید دست از حمایت بردارند؟ تصمیم گیری در این مورد معمولا سیاسی است و معمولا بسیار دیرهنگام بعد از اینکه منابع فراوانی هدر شدند صورت می گیرد، در اقتصاد آزاد، اگر امیدی به حال و آینده یک شرکت نبود منحل می شود و سرمایه و نیروی کار به سمت دیگر می رود. حمایت های دولت بسیاری اوقات مثل تنفس مصنوعی دادن به جنازه است (نیازی به آوردن مثال های وطنی است؟)!

راستی چرا فکر می کنیم آدم ها وقتی در بازار و بخش خصوصی فعال اند، فقط به فکر سود شخصی اند، ولی وقتی به دولت می روند به فرشته هایی تبدیل می شوند که دغدغه ای جز خدمت به خلق ندارند؟ دولت "خوب" مورد نظر بسیاری از دولتگرایان در واقع "مجمع الفرشتگان" است! یک نکته را هم در مورد کره جنوبی از یاد نبریم؛ اصلا فرض کنیم این مداخله های "موثر" بود؛ اگر نبود شرایط ویژه جنگ سرد و مناسبات قدرت در شرق آسیا و حمایت های ایالات متحده، امکان نداشت تاکید می کنم امکان نداشت دولت کره بتواند دو سه دهه کسری تجاری را تاب بیاورد؛ پیش نیاز توسعه اقتصادی، داشتن یک سیاست خارجی هوشمندانه و مبتنی بر منافع ملی است، والله اعلم.

https://goo.gl/NgJwyD

کانال راهبرد
@RahbordChannel
یک بیماری خطرناک شایع در میان ما ایرانیان: نام پرانی!

عزیز دلی پای این عکس نوشته است: "‏نام عکاس«فرجیان»است.اسم کوچکش را نمیدانم.
محمد یا مهسا، فیروزه یا میثم، هرچه که باشد، منی که به سختی چیزی میتواند گرفتارم کند را 48 ساعت است، به استیصال کشانده است و وادارم کرده تمام آثار بکت، بودلر، پوشکین، برشت و ییتس را برای بیان چیزی که میخواهم بیان کنم و نمیتوانم،جستجو کنم".

نام پرانی (یا به قول اهالی فرنگ نیم دراپینگ) یعنی ردیف کردن کلی اسم بزرگ برای گفتن چیزی که یحتمل خود گوینده هم نمی داند چیست! اگر کسی برای شرح نظرش به اسم کلی متفکر و سلبریتی ارجاع می دهد، و اگر از او شرح بیشتر بخواهید باز چند تا اسم دیگر ردیف و به کتاب هایی که باید بخوانید اشاره می کند؛ تردید نکنید با یک شیاد نام پران روبه رویید!

این عزیزان مجرم نیستند، ولی بیمارند؛ شاید بهترین کار این باشد که وقتتان را تلف این "کاسبان توجه" نکنید و از آنها فاصله بگیرید؛ والله اعلم.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ارتباط چندهمسری و ثبات سیاسی!

در جوامعی مانند سودان که چندهمسری رایج است؛ بخشی چشمگیری از جمعیت فقیر سرش بی کلاه می ماند. گفته اند اگر 10 درصد ثروتمند بالای جامعه هرکدام چهار همسر اختیار کنند؛ 30 درصد پایین فقیر بدون همسر خواهند ماند. این جوانان برای فرار از سرنوشت نامیمون خود رو به راهزنی و خشونت می آورند؛ عضو گروه های تروریستی یا خشونت طلب می شوند و خلاصه ثبات سیاسی را به خطر می اندازند. والله اعلم.


کانال راهبرد
@RahbordChannel
یکی از خوانندگان ارجمند راهبرد، در رابطه با پست نام پرانی کتابی کوتاه را به نگارش درآورده اند که در اختیار دیگر دوستان قرار می گیرد:

درتحلیل توسعه نیافتگی کشورها تمرکز بر موانع سیاسی و اقتصادی است و موانع فرهنگی اغلب فراموش میشوند. در کتاب زیر دکتر نظام بهرامی کمیل با طرح ایده "نام باوری" Namism تلاش میکند تا یکی از موانع فرهنگی توسعه در ایران را معرفی کند. "نام باوری" باور به این عقیده است که نام ها چنان قدرتی دارند که میتوانند جهان واقعی را کنترل کنند. انسان نام باور با توسعه و عقلانیت سازگار نیست زیرا اگر انسان مدرن برای بارش باران، ابرها را بارور میسازد؛ انسان نام باور به شعر و دعای باران تاکید میکند.

کانال راهبرد
@RahbordChannel