راهبرد
12.1K subscribers
660 photos
137 videos
18 files
1.11K links
يادداشت هاي توسعه ایران

امیرحسین خالقی

تماس:

t.me/AmirHosseinKHQ
و
twitter.com/amirkhaleqi
و
joinclubhouse.com/@amirkhaleqi
و
instagram.com/amirhosseinkhqi

حمایت از راهبرد:

http://hamibash.com/rahbordchannel
Download Telegram
چرا از تولید ملی حمایت نمی کنیم؟

فردریک لیست آلمانی را باید از اثرگذارترین چهره های بحث رایج "حمایت از تولید ملی" دانست، در مقدمه کتاب او با نام اقتصاد ملی و اقتصاد جهانی می خوانیم: "راه های گوناگونی که لیست برای تقویت بنیه تولیدی کشورها توصیه می کرد، مستلزم از خودگذشتگی مردم بود، منع ورود محصولات خارجی یا وضع عوارض گمرکی بر آنها، به هر حال به این معناست که مردم به ناچار به جای کالای ارزان و مرغوب خارجی باید کالا مرغوب را به بهای گران بخرند. مردم ناگزیر خواهند بود برای تامین هزینه ساخت جاده ها و کانال ها، تاسیس آموزشگاه های فنی و برپایی نمایشگاه های صنعتی مالیات بیشتری بپردازند.

لیست تصور می کرد به "حکم عقل" می توان از مردم انتظار داشت این نوع فداکاری های مالی را انجام دهند، تا رونق اقتصادی آینده کشور را تسریع نمایند. شهروندان عادی کشور به خاطر فرزندان و نوادگان خویش فداکاری خواهند کرد. مالکی برای فرزند خود تحصیلات خوبی فراهم می کند و او را به خارج می فرستد تا فنون کشاورزی را یاد بگیرد. برای این پول خرج می کند که ملک او بعد از بازنشستگی وی خوب اداره شود. کشاورزی که باغ را احداث می کند، ممکن است خودش میوه های آن را نچیند، فرزندان و نوادگان او نسبت به تلاش او حق شناس خواهند بود ".

یک لحظه صبر کنید، بزرگوار برای موفقیت "حمایت از تولید ملی" به چیزی به نام "حکم عقل" اشاره دارد که ملت سختی های کوتاه مدت را برای منفعت بلندمدت تحمل کنند، این دقیقا همان چیزی است که ما در ایران با آن مشکل داریم، سوال اصلی می توان این باشد: اساسا چرا حمایت کنیم؟ از قضا "حکم عقل" در اینجا که ما هستیم چیزی در مایه اینست که طوری عمل کن که انگار "وای اگر از پس امروز بود فردایی". در کشوری با مردم با تردیدی همیشگی به اهالی قدرت امید به فردای مطلوب ساده نیست. وقتی تصور فرداها و آینده آسان نباشد، اساسا کسی سراغ دوراندیشی و کار برای نسل آینده و مانند آن نمی رود، بیشتر سعی می کند اگر دستش می رسد به جایی برود که بتواند برای فردای خودش و خانواده اش کاری بکند.

ما در وضعیت غم انگیزی به سر می بریم، برای فرار از بی ثباتی روزافزونی که دونالد شیردل و رفقا با قدرت تمام به ذهن و روان ما تحمیل می کنند، می خواهیم روی پای خودمان بایستیم، ولی این روی پای خود ایستادن نیازمند درجاتی از ثبات و امید به آینده است! اوضاعمان خوب نیست و خوب هم نخواهد شد، بهترین راه شاید پایین کشیدن فیتیله و حاکم کردن ثبات در اداره مملکت باشد، مثلا کار وزیر خارجه مان گرد و خاک جلوی روزنامه نگاران اجنبی و صحبت های تکراری از چیزی مناقشه برانگیز به نام حقانیت و مظلومیت ملت نیست، این کارها را اهالی اندیشه باید انجام دهند، آن عزیز و دیگر اهالی سیاست بیشتر باید کاری کنند اسم ما کمتر در صفحه اول روزنامه های جهان بیاید و آب در دل مردم به دلایل غیرضروری کمتر تکان بخورد، والله اعلم.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
نمودارهای جنجالی

این نمودارها که نشان می دهد در دو قرن گذشته بشر در مواردی مانند کاهش فقر مطلق، آموزش، درصد سواد، دموکراسی، واکسیناسیون و مرگ و میر نوزادان پیشرفت بی سابقه ای داشته است، حرف و حدیث زیادی داشته است، داستان از آنجا شروع شد که بیل گیتس این تصویر را در شبکه های اجتماعی به اشتراک گذاشت و از پیشرفت بشر ابزار خوشحالی کرد، بعد از آن استاد مردم شناسی مدرسه اقتصاد لندن مقاله ای در گاردین نوشت و استدلال کرد که این آمارها را نباید جدی گرفت و ادعای کاهش فقر مطلق به صورتی که گفته می شود صحیح نیست. در ایران هم رندان همیشه درصحنه به این مقاله توجه زیادی نشان دادند، در این مورد باز خواهم نوشت، والله اعلم.

tarjomaan.com/neveshtar/9303/

پ.ن: عنوان مقاله اصلی "بیل گیتس می گوید فقر کاهش یافته است، از این اشتباه تر نمی شود گفت!" است که رفقای ایرانی در ترجمه کمی لعاب آن را زیاد کرده اند، گفتنی است خود نویسنده حتی از انتخاب عنوان مقاله لاتین توسط ویراستار گاردین گله کرده است.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
بحث داغ نمودارهای جنجالی: آیا فقر مطلق در جهان کاهش یافته است؟

در مقاله جیسن هیکل استاد جویای نام مدرسه اقتصاد لندن در گاردین گفته شده است که این نمودارها به چهار دلیل زیر به معنای کاهش میزان فقر نیستند و بیشتر باید آن را تبلیغات میلیاردهای داوس و ابواب جمعی آنها دانست:

الف- میزان 1.9 دلار درآمد در روز خیلی پایین است و نمی شود آن را بیرون آمدن از فقر مطلق دانست، دستکم باید این مقدار را 7.4 دلار در روز در نظر گرفت.

ب- به جای توجه به درصد افرادی که در فقر دست و پا می زنند باید توجه به مقدار مطلق آنها داشت و می گوید تعداد مطلق افرادی که حداقل 7.4 دلار در آمد دارند از 1981 به این سو افزایش یافته است.

ج- تمام اعداد قبل از 1981 که بانک جهانی شروع به جمع آوری منظم داده های مربوط کرده است را باید مشکوک و کم اعتبار تلقی کرد، آمار مربوط به 1820 که به کلی بی اعتبارند، این نمودارها بر اساس داده های رسم شده اند که برای بررسی نابرابری در توزیع تولید جهانی اقتصاد و نه بررسی فقر جمع آوری شده اند و البته همین ها هم بر اساس داده های چند کشور محدود و نه همه آنهاست.

د. عمده کاهش فقر در چین اتفاق افتاده است که دولت نقش پررنگی در اقتصاد آن دارد و نباید اقتخار آن را به حساب نئولیبرالیسم و اجماع واشینگتن نوشت.

هیکل به یکی دو مضمون دیگر هم اشاره دارد، ولی اجازه دهید پاسخ یکی از سفت و سخت ترین هواداران اندیشه پیشرفت، استیو پینکر، روانشناس مشهور هاوارد، که کتابش سال گذشته بسیار سروصدا کرد به این دلایل را بخوانیم:

الف- کاهش چشمگیر فقر فقط ادعای امثال بیل گیتس و اهالی داووس نیست، هر آدم بی طرفی آن را می پذیرد، انگس دیتون، برنده جایزه نوبل با کتاب گریزی بزرگ، سازمان ملل متحد و خیلی از متخصصان توسعه جهانی که کارشان با آمار است و حتی در بعضی از این کشورهای فقیر جهان روزگار می گذرانند مانند استفان رادلت، چارلز کنی و هانس روسلینگ فقید هم بر آن صحه گذاشته اند.

ب- اینکه خط فقر را 1.9 دلار یا 7.4 دلار یا هر عدد دیگری بگذاریم موضوعیتی ندارد و نباید آن را جدی گرفت، کل توزیع درآمد تغییر جدی کرده است و روند آن نیز همان است.

ج- فقط چین یا هند کاهش فقر را تجربه نکرده اند؛ بنگلادش، السالوادور، اتیوپی، گرجستان، مغولستان، موزامبیک، پاناما، رواندا، ازبکستان و ویتنام نمونه های دیگرند که کاهش چشمگیر فقر را در آنها می توان دید، بگذریم از کشورهای ثروتمند امروزی مانند کره جنوبی و تایوان و سنگاپور که در گذشته در فقر مفرط دست و پا می زدند.

د. توصیف جیسن هیکل از گذشته که البته اماری و شواهدی هم برای آن ارائه نمی دهد، به قصه جن و پری شبیه است و با توصیف های دقیق مورخان معتبری مثل فرناند برودل که عمری را برای بررسی زندگی مردم در قرون ماضی صرف کرده اند، تناقض جدی دارد و همین طور با آثار کسانی مثل انگس مدیسن و شاگردانش که مستند به بررسی گذشته پرداخته اند.

ه. کاهش چشمگیر فقر با دیگر شاخص های رفاه جز درآمد که البته همبستگی بالایی با آن دارند مانند طول عمر، مرگ و میر کودکان و مادران، باسوادی، تغذیه ناکافی و مصرف کالاهایی مانند لباس، خوراک، تلفن همراه و حتی آبجو هم تایید می شود.

و. می شود از کسانی که واقعا در کشورهای فقیر زندگی کرده اند و اوضاع را از نزدیک دیده اند هم وضعیت را جویا شد، فقط متخصصان توسعه منظورمان نیست، زیست شناسانی را می شناسم که دهه هاست هر سال سری به کشورهای آفریقایی می زنند و به چشم خود دیده اند که اوضاع چطور تغییر کرده است، مغازه هایی که می شود در آنها خوراکی پیدا کرد، بچه هایی که کفش می پوشند، مردمی که به جای گرسنگی کشیدن اضافه وزن دارند، بیغوله هایی که با سازه های بتونی جایشان را گرفته است و فقرایی که تلویزیون و دوچرخه دارند.

بزرگوار در آخر می نویسد انگیزه سیاسی هیکل و بقیه چپول ها روشن است چنین واقعیت هایی تحقیر جهان بینی آنها است، داده ها نشان می دهد که با بازار و جهانی سازی پیشرفتی شگرفت را شاهد بودیم و حرف از واژگونی سرمایه داری و بازتوزیع جهانی و مانند آن باد هواست. والله اعلم

https://goo.gl/pYgnJo

کانال راهبرد
@RahbordChannel
کل "اقتصاد" در یک درس!

یک اصل کم و بیش "خدشه ناپذیر" اقتصاد متعارف: در رکود اقتصادی؛ دولت باید وارد میدان شود و با بالا بردن مصرف (تحریک تقاضا) اقتصاد را به حرکت بیندازد

اما چهار پرسش ساده:

یک; پولی که دولت قرار است برای این کار صرف کند از کجا می آورد؟

دو; اگر دولت به کسری بخورد که توصیه خیلی ها برای دولت در دوران رکود است و نتواند همه پول را از مالیات تامین کند؛ آیا پول را از وام دهندگان خصوصی قرض می کند یا از بانک مرکزی؟

سه; فرض کنیم دولت پول را از وام دهندگان خصوصی قرض بگیرد؛ این وام دهندگان اگر به دولت وام نمی دادند با پولشان چه می کردند؟

چهار; اگر دولت پول از وام دهندگان خصوصی قرض نگیرد، باید دست به دامن بانک مرکزی و "چاپ پول" شود؛ چطوری چنین پولی که از "هیچ" به وجود آمده و پشتوانه ای ندارد، می تواند ثروت ایجاد کند و اقتصاد را تکان دهد؟

https://goo.gl/WVeFfJ

کانال راهبرد
@RahbordChannel
👍1
اقتصاد سیاسی صندوق های قرض الحسنه

"بزرگترین اشکال صندوق قرض الحسنه قوامین در آن زمان این بود که وجوه مردم عادی را جذب می کرد و همه این وجوه را به سوی کارکنان نیروی انتظامی کانالیزه و به آنها داده می شد. از نظر خودشان خوب بود، می گویند بالاخره کمکی به نیروی انتظامی کردیم، اما هم برای نظام پولی کشور مشکل ایجاد می کرد و هم سپرده گذاران متضرر می شدند ... مگر می شود وجوه مردم را بگیریم، کانالیزه کنیم و به جای دیگر بدهیم؟ وجوه مردم برای مردم است. علت اینکه زمان هایی می بینیم که در بازار ارز ناباورانه انفجاری روی می دهد و قیمت ها به شدت بالا می رود همین است. مثلا در یک روز کارشناسان بانک مرکزی رصد می کردند و می دیدند ساعت 7 شب که بازار تعطیل است و معامله ای صورت نمی گیرد، همچنان قیمت ارز بالا می رود.

ما هیچگاه به بانک ملت اجازه نمی دهیم وارد بازار شود، هیچگاه به بانک صادرات این اجازه را نمی دهیم، فرهنگ هم طوری شده است که خودشان هم ورود نمی کنند، ولی صندوق قرض الحسنه ای که نام ائمه را هم یدک می کشد، می پرد وسط بازار ارز و سکه و طلا و منتظر گرفتن این سود است. گزارش هایی به بانک مرکزی رسیده بود که مدیر یک صندوق قرض الحسنه رو به کارکنان آن صندوق می گوید: بچه ها چرا نشسته اید؟ امروز ارز 100 تومان بالا رفته و همه می گویند تا پایان روز 200 تومان دیگر هم بالا می رود! بنابراین هرآنچه هست را جمع می کنند و ارز می خرند، با قصد اینکه منابع صندوق و خود صندوق سود کند. ولی در واقع این کار سودآوری، چه برای صندوق و چه برای بانک ها نکوهیده است ...

ما هم نمی دانستیم که از کجا می خوریم، زمانی 30 درصد نقدینگی کشور در اختیار این موسسات غیرمجاز بود، ما که مقام ناظر هستیم و بانک مرکزی که سیاستگذاری می کند، اگر تمام توان و قدرت خود را به کار می گرفتیم، در بهترین حالت حداکثر 70 درصد از بازار نقدینگی کشور را در اختیار داشتیم، این 30 درصد خارج از کنترل بانک مرکزی رقم خیلی بزرگی است، به راحتی اعوجاج، آشفتگی و آنارشیسم پولی در کشور ایجاد می کند. این در حالی است که همان 70 درصد هم در اختیار بانک مرکزی نیست و نهادهای زیادی برای آن تصمیم می گیرند، بانک مرکزی به نظر من حداکثر بر 20 درصد کل نقدینگی کشور نظارت دارد و آن را مدیریت می کند".

https://goo.gl/o3k42y

کانال راهبرد
@RahbordChannel
نمودار "انقلابی" عمل کردن

دکتر ناظران عزیز که از فرهیختگان تلگرام است یک ویدیوی بامزه از برادری اهل بخیه به اشتراک گذاشته است که الحق آیتی است در پریشان گویی؛ می فرماید مشکلات مملکت به این خاطر نیست که "انقلابی" پیش رفتیم؛ بلکه به این دلیل است که به حد کافی "انقلابی" عمل نکردیم.

https://t.me/Economics_and_Finance/697

یاد این نمودار در مورد سوسیالیسم افتادم که به خوبی استدلال عمل ادعایی این کاسبان "انقلاب" را هم شرح می دهد؛ "انقلابی" عمل می کنیم؛ اگر موفق نبود که قطعا نیست؛ ادعا می کنیم این اقدام "انقلابی" واقعی نبوده است و به حد کافی "انقلابی" عمل نکرده ایم و ماجرا دوباره تکرار می شود؛ والله اعلم

کانال راهبرد
@RahbordChannel
آیا افزایش هزینه های دولت در اقتصاد تورم زاست ؟

مادامی که کار به استقراض از بانک مرکزی و بانک ها نرسد چنین به نظر نمی رسد و جواب منفی است! یک مثال را توجه کنیم اگر افراد در اقتصاد 10 میلیارد واحد را به صورت نقد نگاه دارند، عرضه پول در اقتصاد 10 میلیارد خواهد بود، در حالتی دیگر فرض کنیم عده ای بخواهند 2 میلیارد آن را در حساب های جاری نگاه دارند، باز هم مقدار عرضه پول تفاوتی نخواهد کرد، حالا 8 میلیارد به صورت نقد داریم و 2 میلیارد در حساب های جاری قرار می گیرد.

اگر دولت برای تامین هزینه هایش 1 میلیارد واحد مالیات بگیرد، باز قضیه متفاوت نیست، اینجا ترکیب 8 میلیارد نقد، 1 میلیارد حساب های جاری افراد و 1 میلیارد حساب جاری دولت خواهد بود، اگر فرض کنیم دولتی ها از این میزان مالیات 1 میلیاردی برای خرید اجناس و پرداخت هزینه ها به کارکنان و پیمانکاران استفاده کنند، پول دوباره به حساب جاری افراد (فروشندگان کالا و سایر بستانکاران دولت) برمی گردد و دوباره همان حالت 8 میلیارد نقد و 2 میلیارد حساب جاری افراد را خواهیم داشت.

در واقع علت تورم را باید در دو عامل عمده جست که خلق پول را باعث می شوند: نخست وقتی است که بانک مرکزی دست به خرید دارایی ها مختلف از جمله اوراق قرضه دولتی می زند و با نوک قلم از هیچ، پول ایجاد می کند و دوم بانکداری ذخیره کسری است که سیستم بانکی می تواند بیش از سپرده هایش وام بدهد و توان خرید ایجاد کند، والله اعلم.

https://goo.gl/GtfymG

کانال راهبرد
@RahbordChannel
👍1
در ستایش اجحاف!

در یک گزارش با نام "اسنپ مسافران راضی و رانندگان ناراضی" می خوانیم: "راننده‌های اسنپ صبح تا شب کار می‌کنن و فقط جیب شرکت پر می‌شه. به خدا ظلمه، هیچ مزایایی هم برای راننده در نظر نگرفتن و همیشه هم حق با مسافره” این اپلیکیشن موبایلی که چند رقیب دیگر مانند تپسی را در کنار خود دارد، حالا توانسته است رکورد یک میلیون سفر در روز را ثبت کند. کرایه‌های پایین، دسترسی فوری و به طور کلی کیفیت سفر بالا از جمله ویژگی‌های مثبت برای مسافران اسنپ محسوب می‌شود.

اما اسنپ هرچه برای مسافران خوب است و مشتریانش را راضی نگاه داشته، راننده‌ها را عصبانی کرده و موجب اعتراض گسترده آن‌ها شده است. یکی از رانندگان اسنپ درباره مشکلات خود به شبکه بیان می‌گوید “ما هم انسان هستیم ولی انگار دارند از ما بیگاری می‌کشند. من آدم زرنگی هستم؛ اگر روزانه همه تلاشم را بکنم 100 هزار تومان در می‌آورم که 15 هزار تومانش را اسنپ بر می‌دارد، 25 هزار تومان بنزین می‌زنم و بخشی هم صرف استهلاک خودرو می‌شود. حالا شما به من بگویید چه چیزی برای من باقی می‌ماند.” یکی دیگر از رانندگان اسنپ که از پایین بودن نرخ کرایه‌ها شکایت دارد، می‌افزاید “از صبح تا شب باید کل تهران را با این ماشین پایین و بالا بکنم تا خرج زن و بچه‌ام را در بیارم. نه بیمه‌ای داریم و نه حقوق ثابت. این کرایه‌ها هم فقط به درد خود اسنپ می‌خوره.”

اسنپ و تپسی بارها در پاسخ به رانندگانی که از بیمه نبودنشان گلایه کرده‌اند، توضیح داده است که رانندگان رابطه استخدامی با تاکسی‌های آنلاین ندارند و ساعت کاری‌شان به اختیار خودشان تنظیم می‌شود و تنها به‌صورت مشارکتی با ما همکاری دارند؛ بنابراین، رانندگان اسنپ و تپسی مشمول بیمه نمی‌شوند. اسنپ در حالی در برابر رانندگانش مقاومت می‌کند که از شرایط مالی بسیار خوبی برخوردار است. شرایط بد اقتصادی برای شرکت اسنپ به یک فرصت تبدیل شده است؛ چراکه خیالش راحت است رانندگانش جای دیگری نمی‌روند، پس می‌تواند در برابر خواسته‌های آنان که همان بیمه و افزایش نرخ کرایه است، مقاومت کند".

می بینیم که یک روزنامه نگار انسان دوست به درد دل قشری مظلوم پرداخته است، پیشنهاد احتمالی اش چیست؟ حق مظلوم را از شکم این سودجویان شرکت دار بیرون بکشیم! به زبان ساده می گوید، اینها که وضعشان خوب است، مثلا به جای 13 درصد 5 درصد بگیرند و رانندگان را هم بیمه کنند و البته کرایه ها هم که احتمالا برای مسافران (با تعدادی بسیار بیشتر از رانندگان) مناسب است افزایش نیابد تا آنها هم احساس بدی پیدا نکنند! چه بهتر که دولت هم وارد شود و جلوی این سودجویی و اجحاف ها را بگیرد!

فکر کنیم این شرکت موفق نمی شد (چیزی که در ابتدا برای خیلی ها بدیهی می نمود)، سرمایه اش از بین می رفت، همان سیستم قبلی برقرار بود و فیل کسی هم یاد هندوستان نمی کرد. حالا که ریسک آنها ثمر داده و برای تعداد زیادی ایرانی کاری ایجاد شده است، انسان دوستی ها گل کرده است. بگذریم که در بلندمدت شرکت های پلتفرمی نظیر اسنپ نمی توانند به کلی راننده ها را نادیده بگیرند و باید حواسشان به طرف عرضه باشد، ولی بالا بردن اجاره ها و بیمه به معنای افزایش هزینه خدمات است، می توان انتظار داشت که با توجه به افزایش قیمت ها تقاضا ریزش کند (کم و زیادش را باید با تحقیق بررسی کرد)، این به معنای نیاز به تعداد کمتری راننده است و کسانی سهم خود را از این کیک کوچک شده از دست می دهند. کسانی سود می برند و کسانی دیگر زیان می بینند.

با قانون و تبصره و ورود دولت ها هم کار پیش نمی رود، حساب دو دوتاچارتاست، ادم عاقل اقتصادی ببینند جایی سود کافی ندارد و جلویش دست انداز زیاد است، همین بساط فعلی را هم جمع می کند و سرمایه اش را جای دیگر می برد؛ عده زیادی بیکار می شوند و مشتریان هم از یک خدمت خوب محروم می مانند. البته رانندگان هم انسان اقتصادی اند و بدشان نمی آید به جای مقدار فعلی با همین میزان زحمت عایدی بیشتری داشته باشند، ولی از قرار شرایط فعلی بهترین گزینه در دسترس است. کار در این شرکت ها کاملا اختیاری است، رانندگان هم اگر احساس کنند گزینه بهتری دارند، این کار را ترک و به سراغ دیگری می روند، چنانکه برخی از آنها چنین کرده اند.

اگر این شرکت ها نبودند، همین مقدار اندک هم به دست رانندگان نمی رسید. مقصر نبود این فرصت ها بهتر برای ایرانیان اسنپ و مانند آن نیستند، مسئول اصلی از قضا اهالی دولت اند، آنها که با بی تدبیری امکان کار این اقشار تحصیل کرده را از بین برده اند که فرصت های کار برای آنها اینقدر محدود باشد. اگر می خواهید انتقاد کنید آنها را روبه مقصر اصلی فریاد بزنید، نه کارآفرینی که در شرایط مشقت بار کنونی توانسته است باری هرچند اندک را از دوش مردم بردارد، والله اعلم.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب تن پروری

هر سیستم اقتصادی ناگزیر باید برای "مسئله همکاری" چاره ای بیندیشد، به زبان ساده حرف کلی در "مسئله همکاری" اینست که چطور افراد متفاوت با توانمندی های متفاوت درگیر فعالیت های اقتصادی گوناگون شوند تا انگیزه کار در سطح بالا و بهره گیری از نهایت استعداد خود را داشته باشند، اقتصاد بازار آزاد (سرمایه داری) و دیگر سیستم های الترناتیو اقتصادی هرکدام پاسخ خاص خود را برای حل این مسئله می دهند.

بیان دیگری از مسئله می تواند این باشد که چه کنیم افراد انگیزه کنار کشیدن از فعالیت اقتصادی را پیدا نکنند، یعنی علی رغم برخورداری از توان کار به جای کار کردن به سراغ تن پروری و تن آسایی نروند، منطقی است اینحا فرض کنیم شرایطی مطلوب است که اگر کسی کار نکند، چیزی هم برای خوردن گیرش نیاید و گرسنه بماند! دلیل مخالفت بسیاری از هواداران اقتصاد بازار با یارانه جات و مواردی مثل درآمد پایه عمومی (UBI- به معنای پرداخت مبلغی حداقلی برای ضمانت گذران امور به همه افراد یک جامعه فارغ از درآمد و شرایط آنها) را می توان از این منظر بررسی کرد.

درست است که پرداختی های حداقل به افراد آزادی عمل بیشتری برای آنها فراهم می آورد و جلوی زیاه خواهی کارفرماها را می گیرد و قدرت چانه زنی آنها را تقویت می کند، ولی در همان حال می تواند انگیزه کار در بسیاری را کمرنگ کند. البته قضیه ساده نیست و طرفین حرف های شنیدنی دارند و حتی از قرار یک هوادار دوآتشه سرمایه داری مثل فون هایک هم به دلایلی موافق این درآمد پایه عمومی بود، والله اعلم

https://goo.gl/sg16n7

کانال راهبرد
@RahbordChannel
بخش خصوصی و جنگ!

‏شون مکفیت صاحبنظر مطالعات جنگ می گفت نیجریه یکی از ارتش های قدرتمند آفریقا و حتی هژمون غرب آسیاست، ولی از پس بوکوحرام برنیامد، تا دست به دامن مرسنریز (مزدورها) شد و آنها ظرف چند هفته کار را جمع کردند. از گروه واگنر سازمان شبه نظامی روسی هم می گفت که بسیار کارآمدتر از ارتش ها عمل می کنند و البته مدتی پیش برای کمک به مادورو وارد ونزوئلا شدند. بخش خصوصی ظاهرا اینجا هم پیش است, والله اعلم.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
دو پرده از یک نمایش غم انگیز

پرده ۱

دکتر طبیبیان عزیز که عمرش دراز باد از دوران دهه ۶۰ می گوید: "آن زمان كار كردن واقعاً مشكل بود. اگر شما به عنوان كارشناس درباره سد صحبت مي‌كرديد، يك بزرگواری حرف ديگري مي‌زد. مثلاً ما ‌رفتيم در كميسيون برنامه و بودجه مجلس درباره برنامه‌های مربوط به آب صحبت كنيم.

با همان داده هاي آماري و تجربي و اطلاعاتي كه بود چيزي تهيه كرده بوديم. كارشناسان بخش آب برآورد كرده بودند كه نزولات آسمانی چقدر است، چقدر از آن قابل تحصيل است و چه ميزان آن غيرقابل استفاده است. در كجا ممكن است از سد استفاده كنيم و كجا مي‌توان سيلاب‌ها را پخش كنيم و اين كه سدهايی كه مي‌توان احداث كرد در كجاي كشور بايد باشد. كارشناسان اين بحث‌ها را مطرح مي كردند و ما هم از اين زاويه وارد بحث‌ها می شديم.

بعد ازمدتي كه دو سه ساعت صحبت ‌كرديم و كارشناسان مختلف جداول و نقشه‌ها را ارايه می كردند، يك آقايي از نمايندگان مجلس، وقت گرفت و گفت اين حرف‌ها كه شما مي‌زنيد آيا به مسايل اسلامی آن هم توجه كرده‌ايد؟ اين حرف برای ما جالب بود. آن اوايل هم كنجكاو بوديم و هم علاقه‌مند كه مسايل اسلامی در اين‌جا چيست و چگونه بايد مطرح شوند. آن نماينده ادامه داد ما دعايی برای طلب آب يا باران داریم و شما بهتر است به اين مسايل هم توجه كنيد". 

پرده ۲

آقای مسعود روغنی زنجانی رئیس سازمان برنامه و بودجه در دوران جنگ می گوید: " وقتي ما آمار فعاليت‌هاي فكري و فرهنگي جامعه را به آقاي مهندس موسوي ارائه مي‌داديم، ايشان هميشه يادآوري مي‌كردند كه چه قدر به عدد و رقم و رياضيات توجه مي‌كنيد. بهتر است سري هم به كتاب‌هاي مولوي و حافظ و عارفان بزنيد و اين قدر خشك به مسايل توجه نكنيد.

به خوبي به ياد دارم كه وقتي در شوراي اقتصاد به مسايل نقدينگي مي‌پرداختيم كه افزايش نقدينگي منجر به بالا رفتن تورم و افزايش هزينه‌هاي سرمايه‌گذاري مي‌شود و در نتيجه مردم از سرمايه‌گذاري منصرف مي‌شوند و تقاضا كاهش مي‌يابد، آقاي موسوي در پاسخ به نظرات ما مي‌گفتند، شما در محاسبات خود ضريب ايثار را اعمال نكرديد، شما بايد توجه داشته باشيد كه مردم حاضر به ايثار و از خود گذشتگي هستند.

طبيعي است كه ايشان نخست‌وزير بودند و ما به راحتي نمي‌توانستيم بگوييم كه شعر حافظ و مولوي چه ربطي به اين مسايل دارد ..... ايشان روزي به من گفتند به دكتر نيلي سفارش كنيد اين قدر به كميت اهميت ندهد و ايشان را تشويق كنيد يك مقدار هم به عرفان روي بياورد".

کسانی از این می نالند که از بعد از جنگ اقتصاد ایران به دام نئولیبرالیسم و نسخه های بانک جهانی و صندوق بین المللی پول افتاد و نوستالژی دهه ۶۰ را دارند، خلاصه حسرت هرچیزی از دهه مذکور را دارید، حسرت اقتصادش را نداشته باشید، مدیونید فکر کنید سطح فکر خیلی ها از آنچه ذکرش رفت ارتقا پیدا کرده باشد، والله اعلم.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب یارانه های بچه افزا!

درآمد پایه همگانی (پرداخت مبلغ مساوی به همه شهروندان ایرانی از محل اصلاح قیمت سوخت) که جمعی از اقتصاددانان خوب کشور مدافع آن اند البته پیشنهاد قابل تاملی است، ولی بنا به ماهیتش طرحی کوتاه مدت است و در بلندمدت با رسیدن قیمت ها به قیمت "جهانی" موضوعیتی نخواهد داشت. اینکه چطور می شود در زمان مناسب از شر چنین طرح هایی راحت شد و انتظار مردم همیشه در صحنه را مدیریت کرد پرسشی جدی است. می دانیم که هیچ چیز دائمی تر از راه حل های "موقت" دولت ها نیست!

به نظر می رسد آثار بلندمدت نامطلوب آن هم کم نباشد، یکی از این موارد می تواند افزایش شدید جمعیت در میان خانواده های کم درآمد باشد، وقتی هر فرزند در خانواده ای فقیر منبع درآمد به حساب آید، انتظار داریم کارخانه تولید بچه فقرا هم با تمام توان به کار افتد، می شود حدس زد مسئله تحصیل و پرورش و تربیت و بعدها کار و خدمات عمومی برای آنها با گذر زمان جدی تر خواهد شد و بر بحران های اجتماعی خواهد افزود. والله اعلم.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
درباره قضیه گوشت با دلار 28 هزارتومانی و یادی از تاریخ

می گویند بلاهت یعنی هر دفعه یک کار را انجام بدهی و انتظار نتایج متفاوتی داشته باشی، این بخشی از مصاحبه مرحوم سحابی در مورد سال های جنگ است. در دوران جنگ که به نظر خیلی ها مردم و مسئولان از خیرخواهی و عطش خدمت روی پا بند نبودند، دلار ارزان فساد می آورد، حالا هم که اختلاس و رانت کسب و کار رسمی خیلی هاست، همان نتیجه را به بار می آورد، والله اعلم.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
خروجی اقتصاد ایالت های مختلف امریکا برابر با کدام کشورهای جهان است؟

نام بسیاری از کشورهای صنعتی و اقتصادهای بزرگ هست و البته نام ایران هم به چشم می خورد، خروجی اقتصاد ایران با ایالت مریلند یکی است، هرطور حساب می کنم تخاصم با چنین هیولایی به نفع مملکت آریایی اسلامی ما نیست، والله اعلم.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
ایران چندمین کشور قدرتمند دنیاست؟

یک شاخص جالب برای سنجش توان ملی کشورها وجود دارد که ترکیبی از مولفه های نظامی، اقتصادی و جمعیتی است و البته ایران در رتبه ۱۵ قرار دارد. صدرنشین ها هم چین و امریکا اند. رتبه ۲۰ عربستان، ۱۶ کره شمالی، ۴ ژاپن و ۲۳ بنگلادش قابل توجه اند، والله اعلم.

Composite Indicator of National Capability

کانال راهبرد
@RahbordChannel
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
رای دهندگان پر احساس!

اینجا در مورد نقش احساسات در انتخابات صحبت کرده ام که آدم ها چقدر در رای دهی غیرعقلایی عمل می کنند، اشاره هایی هم به انتخابات ایران داشته ام، والله اعلم.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
فلسفه "والله اعلم"

سال گذشته اسفندماه جریده وزین دنیای اقتصاد از بعضی اهالی اقتصاد و تجارت خواست که پیش بینی خود از نرخ ارز را ارائه دهند و البته من هم استمبادی داشتم (ردیف آخر در تصویر).

نگارنده به کنار، پیش بینی کنندگان آدم های کاربلد و اهل فن بودند، ولی در میان نزدیک به صد نفر جز شاید دو سه نفر کسی فکر نمی کرد دلار بالاتر از ۶ هزار چوق بایستد و بعید می دانم آن دو سه نفر هم نظرشان قیمت های بالای ۱۰ هزار تومان بود.

باری، اقتصاد و سیاست و اجتماع پدیده هایی پیچیده با ابعاد متعددند، حتی فهم چگونگی عمل آنها نیز بسیار دشوار و توام با عدم قطعیت هاست، پیشگویی دقیق آینده ممکن نیست و در بهترین حالت بتوان برخی حدس ها و سناریوها را آورد که البته با تمام دقت و تحلیل ها می توانند درست نباشند. خلاصه با کسانی که ادعای پیشگویی دقیق آینده را دارند با احتیاط روبه رو شوید، امیدوارم این فلسفه "والله اعلم" آخر نوشته های بنده روشن تر شده باشد. والله اعلم.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
مهلک ترین اشتباه در تحلیل ها

اهل دل می دانند که اصلی پذیرفته در میان اهالی اقتصاد وجود دارد که افزایش حداقل دستمزد اجباری می تواند به افزایش بیکاری منجر شود و البته منطق نظری روشنی هم پشت قضیه هست.

دیروز دیدم یکی آماری را نشان می داد که با افزایش حداقل حقوق میزان سو تغذیه در میان کودکان هم کاهش یافته است و ضمنی نتیجه می گرفت که افزایش حداقل حقوق نه تنها ایرادی ندارد، بلکه عالی است. سوالم این بود آیا مطمئنی ارتباط میان این دو یک همبستگی صرف نیست و افزایش حداقل حقوق باعث کاهش سوتغدیه شده است؟ تنها تغییر همزمان دو متغیر حتی در مدتی طولانی نمی تواند نشان دهد که یک علت دیگری است. در نمودار بالا میزان واردات نفت خام امریکا و سرانه مصرف مرغ در مدتی طولانی با هم بالا و پایین رفته اند؛ آیا می توانیم نتیجه بگیریم که علت تغییر در واردات نفت این کشور، مصرف جوجه شهروندانش بوده است؟ خیلی بعید است!

برای آنکه بتوانید قدم بعدی را بردارید و بگویید یک متغیر علت دیگری است، نیاز به یک تئوری دارید، بدون تئوری منسجم برای شرح منطق تغییرات نمی توانید چیزی را توضیح دهید و علت یابی کنید، والله اعلم.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
روان شناسی سیاسی رای دادن

اینجا درباره عوامل موثر بر انتخاب نامزدها چیزهایی گفته ام، شاید به کار اهل دل آمد، والله اعلم.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب ابتذال نقد

از فیدل کاسترو فقید، رهبر مادام العمر کوبایی ها، نقل می کنند که زمانی با صراحتی آشکار گفته بود نقد چیزی جز مخالفت نیست و مخالفت هم البته عملی ضد انقلابی است! چریک انقلابی تکلیف را روشن کرده و تعارفات را دور ریخته بود، صاف و پوست کنده گفته بود که نقد و این قبیل تفنن ها را دوست ندارد و حتی همان لفاظی رایج اهالی سیاست که "نقد سازنده برای بهبود عالی است" را هم رها کرده بود. شاید امروز تعداد کسانی که با این صراحت ارزش های "لیبرالی" مانند آزادی بیان و فضای باز سیاسی را حقیر می شمارند زیاد نباشند، حتی در اقتدارگراترین حکومت ها هم ژست تحمل نقدهای سازنده (بخوانید بی خاصیت) رایج است. در کشورهایی که از سازوکارهای دموکراتیک بهره می برند، نه تنها نمی توان به چنان صراحتی سخن گفت، بلکه حتی سخنانی نظیر گفته کاسترو می تواند به تمام شدن عمر سیاسی فرد منجر شود.

اما اوضاع در این حوالی که ما زندگی می کنیم، انگار شباهتی به دیگر جاهای دنیا ندارد، برخی اوقات خود سوژه های نقد یعنی اهالی دولت و سیاستمداران از رادیکال ترین منتقدان هم تندتر عمل می کنند. یحتمل ایران تنها جایی است که دولت مستقر گاهی از اپوزیسیون خود هم تندتر به نقد اوضاع می پردازد، انگار نه انگار که بخشی عمده ای از آنچه رخ داده است در حیطه مسئولیت خود آنها قرار داشته است. در اقتصاد زمانی که حاصل سیاست های نادرست کف خیابان ظاهر می شود و نارضایتی اجتماعی جدی پدید می آورد؛ اهالی قدرت چنان به نقد وضع بد کنونی و البته مقصران می پردازند که ناظر بیرونی تردید می کند که تصمیم گیرندگان واقعی کشور را باید چه کسانی بداند. مقصر و مسئول افتضاح های کنونی هم البته در بیشتر موارد عواملی ناشناخته و نادیده اند؛ آنها یا رقبای سیاسی داخلی اند که در پستوهای ظلمانی توطئه می کنند یا برخی کشورهای خارجی و عوامل نفوذی آنهایند که هدفی جز ناراضی کردن مردم همیشه در صحنه و بدبین کردن آنها ندارند.

با این حال شاید با توجه به فرهنگ و پیشینه سیاسی در ایران چنین رفتارهایی خیلی هم غریب نباشد، هنوز سیاسیون در کشورمان سیاست ورزی مدرن و با هم سر یک میز غذا خوردن را تمرین نکرده اند، فرصت زیادی هم برای این کار نبوده است، آنها بیشتر در پی هجوم به سفره و به دست آوردن سهم حداکثری از کیک قدرت اند. اگر کسی در میدان رقابت بازنده شد، شاید دیگر بخت برگشت نداشته باشد. نشستن بر تخت قدرت البته موقت است، ولی از دست دادن آن می تواند دائمی باشد. سیاسیون می دانند که با اعتراف به شکست بعید است رقبا راهی برای بازگشت و توبه پیش رویشان بگذارند. به قول محمد قائد ترجیح گروه های سیاسی در فرهنگ سیاسی ایران اینست که بگویند از اجنبی شکست خورده اند تا ناکارآمدی خود و خفت شکست در برابر رقبا را بپذیرند. در چنین حال و هوایی است که باید نقدهای رادیکال و پرشور فلان مقام سیاسی و فرار به جلو او را معنا کرد. کار او آشکارا مضحک است، به این می ماند که میزبان بیش از مهمان ها از کیفیت شامی که برایشان تهیه کرده است گله کند. ولی چاره ای هم ندارد. چنین اوضاعی بیشتر شبیه آن کسی است که می گفت اگر در دریا با کوسه مواجه شدم حتما برای در امان ماندن از درخت بالا می روم و در جواب این پرسش که وسط دریا درخت کجا بود، گفته بود می دانم، ولی مجبورم. نمونه دکتر محمد مصدق و قضایای پس از ملی شدن نفت در این مورد درس آموز است.

اما چه کنیم از شر این نقدهای مبتذل رها شویم؟ به نظر نمی رسد با پند و اندرز کار پیش برود. قاعده سیاست ورزی در ایران، شاید بیش از جاهای دیگر در جهان، تن دادن به چنین ابتذالی است. اما شاید تلاش در جهت کوچک کردن فضا و قلمرو عمل سیاست بتواند کارساز باشد، در ایم میان به طور خاص تا وقتی در میدان اقتصاد حضور دولت پررنگ است و اهالی سیاست جولان می دهند، جز این نمی شود انتظار داشت. بگذارید اینگونه بگوییم که اقتصاد منطق خودش را دارد و به دلخواه این یا آن تغییر نمی کند، باید به قاعده های آن تن داد؛ سیاست بازان هم که می فهمند سوار اسبی شده اند که از سوارکار نابلد فرمان نمی برد، سعی می کنند قضیه را به چموشی اسب نسبت دهند. اقتصاد قلمرو "بها" است نه "بهانه"، وقتی نتیجه فاجعه بار باشد. باید با سپردن کار به دستان توانای بازار، سیاست را به بیرون عرصه اقتصاد تبعید کرد، والله اعلم.

https://goo.gl/zW4hYy

کانال راهبرد
@RahbordChannel