فلسفه "والله اعلم"
سال گذشته اسفندماه جریده وزین دنیای اقتصاد از بعضی اهالی اقتصاد و تجارت خواست که پیش بینی خود از نرخ ارز را ارائه دهند و البته من هم استمبادی داشتم (ردیف آخر در تصویر).
نگارنده به کنار، پیش بینی کنندگان آدم های کاربلد و اهل فن بودند، ولی در میان نزدیک به صد نفر جز شاید دو سه نفر کسی فکر نمی کرد دلار بالاتر از ۶ هزار چوق بایستد و بعید می دانم آن دو سه نفر هم نظرشان قیمت های بالای ۱۰ هزار تومان بود.
باری، اقتصاد و سیاست و اجتماع پدیده هایی پیچیده با ابعاد متعددند، حتی فهم چگونگی عمل آنها نیز بسیار دشوار و توام با عدم قطعیت هاست، پیشگویی دقیق آینده ممکن نیست و در بهترین حالت بتوان برخی حدس ها و سناریوها را آورد که البته با تمام دقت و تحلیل ها می توانند درست نباشند. خلاصه با کسانی که ادعای پیشگویی دقیق آینده را دارند با احتیاط روبه رو شوید، امیدوارم این فلسفه "والله اعلم" آخر نوشته های بنده روشن تر شده باشد. والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
سال گذشته اسفندماه جریده وزین دنیای اقتصاد از بعضی اهالی اقتصاد و تجارت خواست که پیش بینی خود از نرخ ارز را ارائه دهند و البته من هم استمبادی داشتم (ردیف آخر در تصویر).
نگارنده به کنار، پیش بینی کنندگان آدم های کاربلد و اهل فن بودند، ولی در میان نزدیک به صد نفر جز شاید دو سه نفر کسی فکر نمی کرد دلار بالاتر از ۶ هزار چوق بایستد و بعید می دانم آن دو سه نفر هم نظرشان قیمت های بالای ۱۰ هزار تومان بود.
باری، اقتصاد و سیاست و اجتماع پدیده هایی پیچیده با ابعاد متعددند، حتی فهم چگونگی عمل آنها نیز بسیار دشوار و توام با عدم قطعیت هاست، پیشگویی دقیق آینده ممکن نیست و در بهترین حالت بتوان برخی حدس ها و سناریوها را آورد که البته با تمام دقت و تحلیل ها می توانند درست نباشند. خلاصه با کسانی که ادعای پیشگویی دقیق آینده را دارند با احتیاط روبه رو شوید، امیدوارم این فلسفه "والله اعلم" آخر نوشته های بنده روشن تر شده باشد. والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
مهلک ترین اشتباه در تحلیل ها
اهل دل می دانند که اصلی پذیرفته در میان اهالی اقتصاد وجود دارد که افزایش حداقل دستمزد اجباری می تواند به افزایش بیکاری منجر شود و البته منطق نظری روشنی هم پشت قضیه هست.
دیروز دیدم یکی آماری را نشان می داد که با افزایش حداقل حقوق میزان سو تغذیه در میان کودکان هم کاهش یافته است و ضمنی نتیجه می گرفت که افزایش حداقل حقوق نه تنها ایرادی ندارد، بلکه عالی است. سوالم این بود آیا مطمئنی ارتباط میان این دو یک همبستگی صرف نیست و افزایش حداقل حقوق باعث کاهش سوتغدیه شده است؟ تنها تغییر همزمان دو متغیر حتی در مدتی طولانی نمی تواند نشان دهد که یک علت دیگری است. در نمودار بالا میزان واردات نفت خام امریکا و سرانه مصرف مرغ در مدتی طولانی با هم بالا و پایین رفته اند؛ آیا می توانیم نتیجه بگیریم که علت تغییر در واردات نفت این کشور، مصرف جوجه شهروندانش بوده است؟ خیلی بعید است!
برای آنکه بتوانید قدم بعدی را بردارید و بگویید یک متغیر علت دیگری است، نیاز به یک تئوری دارید، بدون تئوری منسجم برای شرح منطق تغییرات نمی توانید چیزی را توضیح دهید و علت یابی کنید، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
اهل دل می دانند که اصلی پذیرفته در میان اهالی اقتصاد وجود دارد که افزایش حداقل دستمزد اجباری می تواند به افزایش بیکاری منجر شود و البته منطق نظری روشنی هم پشت قضیه هست.
دیروز دیدم یکی آماری را نشان می داد که با افزایش حداقل حقوق میزان سو تغذیه در میان کودکان هم کاهش یافته است و ضمنی نتیجه می گرفت که افزایش حداقل حقوق نه تنها ایرادی ندارد، بلکه عالی است. سوالم این بود آیا مطمئنی ارتباط میان این دو یک همبستگی صرف نیست و افزایش حداقل حقوق باعث کاهش سوتغدیه شده است؟ تنها تغییر همزمان دو متغیر حتی در مدتی طولانی نمی تواند نشان دهد که یک علت دیگری است. در نمودار بالا میزان واردات نفت خام امریکا و سرانه مصرف مرغ در مدتی طولانی با هم بالا و پایین رفته اند؛ آیا می توانیم نتیجه بگیریم که علت تغییر در واردات نفت این کشور، مصرف جوجه شهروندانش بوده است؟ خیلی بعید است!
برای آنکه بتوانید قدم بعدی را بردارید و بگویید یک متغیر علت دیگری است، نیاز به یک تئوری دارید، بدون تئوری منسجم برای شرح منطق تغییرات نمی توانید چیزی را توضیح دهید و علت یابی کنید، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
روان شناسی سیاسی رای دادن
اینجا درباره عوامل موثر بر انتخاب نامزدها چیزهایی گفته ام، شاید به کار اهل دل آمد، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
اینجا درباره عوامل موثر بر انتخاب نامزدها چیزهایی گفته ام، شاید به کار اهل دل آمد، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب ابتذال نقد
از فیدل کاسترو فقید، رهبر مادام العمر کوبایی ها، نقل می کنند که زمانی با صراحتی آشکار گفته بود نقد چیزی جز مخالفت نیست و مخالفت هم البته عملی ضد انقلابی است! چریک انقلابی تکلیف را روشن کرده و تعارفات را دور ریخته بود، صاف و پوست کنده گفته بود که نقد و این قبیل تفنن ها را دوست ندارد و حتی همان لفاظی رایج اهالی سیاست که "نقد سازنده برای بهبود عالی است" را هم رها کرده بود. شاید امروز تعداد کسانی که با این صراحت ارزش های "لیبرالی" مانند آزادی بیان و فضای باز سیاسی را حقیر می شمارند زیاد نباشند، حتی در اقتدارگراترین حکومت ها هم ژست تحمل نقدهای سازنده (بخوانید بی خاصیت) رایج است. در کشورهایی که از سازوکارهای دموکراتیک بهره می برند، نه تنها نمی توان به چنان صراحتی سخن گفت، بلکه حتی سخنانی نظیر گفته کاسترو می تواند به تمام شدن عمر سیاسی فرد منجر شود.
اما اوضاع در این حوالی که ما زندگی می کنیم، انگار شباهتی به دیگر جاهای دنیا ندارد، برخی اوقات خود سوژه های نقد یعنی اهالی دولت و سیاستمداران از رادیکال ترین منتقدان هم تندتر عمل می کنند. یحتمل ایران تنها جایی است که دولت مستقر گاهی از اپوزیسیون خود هم تندتر به نقد اوضاع می پردازد، انگار نه انگار که بخشی عمده ای از آنچه رخ داده است در حیطه مسئولیت خود آنها قرار داشته است. در اقتصاد زمانی که حاصل سیاست های نادرست کف خیابان ظاهر می شود و نارضایتی اجتماعی جدی پدید می آورد؛ اهالی قدرت چنان به نقد وضع بد کنونی و البته مقصران می پردازند که ناظر بیرونی تردید می کند که تصمیم گیرندگان واقعی کشور را باید چه کسانی بداند. مقصر و مسئول افتضاح های کنونی هم البته در بیشتر موارد عواملی ناشناخته و نادیده اند؛ آنها یا رقبای سیاسی داخلی اند که در پستوهای ظلمانی توطئه می کنند یا برخی کشورهای خارجی و عوامل نفوذی آنهایند که هدفی جز ناراضی کردن مردم همیشه در صحنه و بدبین کردن آنها ندارند.
با این حال شاید با توجه به فرهنگ و پیشینه سیاسی در ایران چنین رفتارهایی خیلی هم غریب نباشد، هنوز سیاسیون در کشورمان سیاست ورزی مدرن و با هم سر یک میز غذا خوردن را تمرین نکرده اند، فرصت زیادی هم برای این کار نبوده است، آنها بیشتر در پی هجوم به سفره و به دست آوردن سهم حداکثری از کیک قدرت اند. اگر کسی در میدان رقابت بازنده شد، شاید دیگر بخت برگشت نداشته باشد. نشستن بر تخت قدرت البته موقت است، ولی از دست دادن آن می تواند دائمی باشد. سیاسیون می دانند که با اعتراف به شکست بعید است رقبا راهی برای بازگشت و توبه پیش رویشان بگذارند. به قول محمد قائد ترجیح گروه های سیاسی در فرهنگ سیاسی ایران اینست که بگویند از اجنبی شکست خورده اند تا ناکارآمدی خود و خفت شکست در برابر رقبا را بپذیرند. در چنین حال و هوایی است که باید نقدهای رادیکال و پرشور فلان مقام سیاسی و فرار به جلو او را معنا کرد. کار او آشکارا مضحک است، به این می ماند که میزبان بیش از مهمان ها از کیفیت شامی که برایشان تهیه کرده است گله کند. ولی چاره ای هم ندارد. چنین اوضاعی بیشتر شبیه آن کسی است که می گفت اگر در دریا با کوسه مواجه شدم حتما برای در امان ماندن از درخت بالا می روم و در جواب این پرسش که وسط دریا درخت کجا بود، گفته بود می دانم، ولی مجبورم. نمونه دکتر محمد مصدق و قضایای پس از ملی شدن نفت در این مورد درس آموز است.
اما چه کنیم از شر این نقدهای مبتذل رها شویم؟ به نظر نمی رسد با پند و اندرز کار پیش برود. قاعده سیاست ورزی در ایران، شاید بیش از جاهای دیگر در جهان، تن دادن به چنین ابتذالی است. اما شاید تلاش در جهت کوچک کردن فضا و قلمرو عمل سیاست بتواند کارساز باشد، در ایم میان به طور خاص تا وقتی در میدان اقتصاد حضور دولت پررنگ است و اهالی سیاست جولان می دهند، جز این نمی شود انتظار داشت. بگذارید اینگونه بگوییم که اقتصاد منطق خودش را دارد و به دلخواه این یا آن تغییر نمی کند، باید به قاعده های آن تن داد؛ سیاست بازان هم که می فهمند سوار اسبی شده اند که از سوارکار نابلد فرمان نمی برد، سعی می کنند قضیه را به چموشی اسب نسبت دهند. اقتصاد قلمرو "بها" است نه "بهانه"، وقتی نتیجه فاجعه بار باشد. باید با سپردن کار به دستان توانای بازار، سیاست را به بیرون عرصه اقتصاد تبعید کرد، والله اعلم.
https://goo.gl/zW4hYy
کانال راهبرد
@RahbordChannel
از فیدل کاسترو فقید، رهبر مادام العمر کوبایی ها، نقل می کنند که زمانی با صراحتی آشکار گفته بود نقد چیزی جز مخالفت نیست و مخالفت هم البته عملی ضد انقلابی است! چریک انقلابی تکلیف را روشن کرده و تعارفات را دور ریخته بود، صاف و پوست کنده گفته بود که نقد و این قبیل تفنن ها را دوست ندارد و حتی همان لفاظی رایج اهالی سیاست که "نقد سازنده برای بهبود عالی است" را هم رها کرده بود. شاید امروز تعداد کسانی که با این صراحت ارزش های "لیبرالی" مانند آزادی بیان و فضای باز سیاسی را حقیر می شمارند زیاد نباشند، حتی در اقتدارگراترین حکومت ها هم ژست تحمل نقدهای سازنده (بخوانید بی خاصیت) رایج است. در کشورهایی که از سازوکارهای دموکراتیک بهره می برند، نه تنها نمی توان به چنان صراحتی سخن گفت، بلکه حتی سخنانی نظیر گفته کاسترو می تواند به تمام شدن عمر سیاسی فرد منجر شود.
اما اوضاع در این حوالی که ما زندگی می کنیم، انگار شباهتی به دیگر جاهای دنیا ندارد، برخی اوقات خود سوژه های نقد یعنی اهالی دولت و سیاستمداران از رادیکال ترین منتقدان هم تندتر عمل می کنند. یحتمل ایران تنها جایی است که دولت مستقر گاهی از اپوزیسیون خود هم تندتر به نقد اوضاع می پردازد، انگار نه انگار که بخشی عمده ای از آنچه رخ داده است در حیطه مسئولیت خود آنها قرار داشته است. در اقتصاد زمانی که حاصل سیاست های نادرست کف خیابان ظاهر می شود و نارضایتی اجتماعی جدی پدید می آورد؛ اهالی قدرت چنان به نقد وضع بد کنونی و البته مقصران می پردازند که ناظر بیرونی تردید می کند که تصمیم گیرندگان واقعی کشور را باید چه کسانی بداند. مقصر و مسئول افتضاح های کنونی هم البته در بیشتر موارد عواملی ناشناخته و نادیده اند؛ آنها یا رقبای سیاسی داخلی اند که در پستوهای ظلمانی توطئه می کنند یا برخی کشورهای خارجی و عوامل نفوذی آنهایند که هدفی جز ناراضی کردن مردم همیشه در صحنه و بدبین کردن آنها ندارند.
با این حال شاید با توجه به فرهنگ و پیشینه سیاسی در ایران چنین رفتارهایی خیلی هم غریب نباشد، هنوز سیاسیون در کشورمان سیاست ورزی مدرن و با هم سر یک میز غذا خوردن را تمرین نکرده اند، فرصت زیادی هم برای این کار نبوده است، آنها بیشتر در پی هجوم به سفره و به دست آوردن سهم حداکثری از کیک قدرت اند. اگر کسی در میدان رقابت بازنده شد، شاید دیگر بخت برگشت نداشته باشد. نشستن بر تخت قدرت البته موقت است، ولی از دست دادن آن می تواند دائمی باشد. سیاسیون می دانند که با اعتراف به شکست بعید است رقبا راهی برای بازگشت و توبه پیش رویشان بگذارند. به قول محمد قائد ترجیح گروه های سیاسی در فرهنگ سیاسی ایران اینست که بگویند از اجنبی شکست خورده اند تا ناکارآمدی خود و خفت شکست در برابر رقبا را بپذیرند. در چنین حال و هوایی است که باید نقدهای رادیکال و پرشور فلان مقام سیاسی و فرار به جلو او را معنا کرد. کار او آشکارا مضحک است، به این می ماند که میزبان بیش از مهمان ها از کیفیت شامی که برایشان تهیه کرده است گله کند. ولی چاره ای هم ندارد. چنین اوضاعی بیشتر شبیه آن کسی است که می گفت اگر در دریا با کوسه مواجه شدم حتما برای در امان ماندن از درخت بالا می روم و در جواب این پرسش که وسط دریا درخت کجا بود، گفته بود می دانم، ولی مجبورم. نمونه دکتر محمد مصدق و قضایای پس از ملی شدن نفت در این مورد درس آموز است.
اما چه کنیم از شر این نقدهای مبتذل رها شویم؟ به نظر نمی رسد با پند و اندرز کار پیش برود. قاعده سیاست ورزی در ایران، شاید بیش از جاهای دیگر در جهان، تن دادن به چنین ابتذالی است. اما شاید تلاش در جهت کوچک کردن فضا و قلمرو عمل سیاست بتواند کارساز باشد، در ایم میان به طور خاص تا وقتی در میدان اقتصاد حضور دولت پررنگ است و اهالی سیاست جولان می دهند، جز این نمی شود انتظار داشت. بگذارید اینگونه بگوییم که اقتصاد منطق خودش را دارد و به دلخواه این یا آن تغییر نمی کند، باید به قاعده های آن تن داد؛ سیاست بازان هم که می فهمند سوار اسبی شده اند که از سوارکار نابلد فرمان نمی برد، سعی می کنند قضیه را به چموشی اسب نسبت دهند. اقتصاد قلمرو "بها" است نه "بهانه"، وقتی نتیجه فاجعه بار باشد. باید با سپردن کار به دستان توانای بازار، سیاست را به بیرون عرصه اقتصاد تبعید کرد، والله اعلم.
https://goo.gl/zW4hYy
کانال راهبرد
@RahbordChannel
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سفر به آینده با دلار ۴۲۰۰
گاهی سفر در مکان، سیاحتی در زمان هم محسوب می شود، در ونزوئلا که کشوری ثروتمند بوده و هست، مرغ در سوپرمارکت ها پیدا نمی شود و به شیوه های جدید توزیع رو آورده اند که البته مقصر همه اینها هم امپریالیسم و تحریم ها و ... است! در صورت ادامه بی تدبیری آینده ایران هم شاید خیلی متفاوت نباشد، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
گاهی سفر در مکان، سیاحتی در زمان هم محسوب می شود، در ونزوئلا که کشوری ثروتمند بوده و هست، مرغ در سوپرمارکت ها پیدا نمی شود و به شیوه های جدید توزیع رو آورده اند که البته مقصر همه اینها هم امپریالیسم و تحریم ها و ... است! در صورت ادامه بی تدبیری آینده ایران هم شاید خیلی متفاوت نباشد، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
ایران بناست با امریکا وارد جنگ شود؟
از قرار کسانی در خاورمیانه و واشنگتن عزم را جزم کرده اند که ماشین جنگی امریکا را به کار اندازند و مسئله ایران را یک بار برای همیشه حل کنند؛ کار از تهدید لفظی به "رژیم چینج" گذشته است، دنبال سازوکارهای تحقق آن اند؛ مخالفت روسیه و چین به جای خود، خیلی از تحلیل گران به واقع نگران وقوع جنگی جدی در خاورمیانه اند. کره شمالی و ونزوئلا البته از دغدغه های ایالات متحده اند، ولی ایران محتمل ترین هدف برای شروع جنگی تازه است؛ جنگی که به عربستان و اسرائیل محدود نمی ماند و کارش به سوریه و لبنان و یمن و عراق هم خواهد کشید، چیزی که شیخ دیپلمات آن را مادر همه جنگ ها نامیده است.
ژنرال های کاربلدی مثل متیس و کلی و مک مستر هم دیگر کنار ترامپ نیستند که هشدار برای عواقب جنگ بدهند، امروز پمپئو و بولتون با مهارت غریبشان می توانند با آزادی عمل بیشتری کار را پیش ببرند؛ کمیته ای ملی دموکرات ها در کنگره در قطعنامه ای خواستار برگشت امریکا به توافق هسته ای شد، ولی کیست که نداند ایران در میان دموکرات های قدرتمند هم محبوبیتی ندارد و تعداد دموکرات هایی که دنبال حل "نهایی" مسئله ایران اند، آنقدر زیاد هست که در روزهای بحران کسی جلوی اقدام نظامی را نگیرد. اِنگِل، منندز و کاردین حتی در 2015 با برجام مخالف بودند.
سه جا ممکن است این رویارویی صورت گیرد؛ نخست، در سوریه و لبنان که ایران حضوری جدی دارد و حملات اسرائیل به نیروهای ایرانی که تلفات زیادی را هم به بار آورده باید از این منظر دید. تا اینجا ایرانی ها هوشمندانه خویشتن داری کرده اند، ولی واکنش های احتمالی تندروها در آینده شاید درهای جهنم را باز کند. دوم، در عراق که امریکا بنای حفظ نیروهای خود را برای زیرنظر داشتن ایران دارد، یادمان نرود در حملات راکتی به منطقه سبز بغداد و فرودگاه بصره، کسانی ایران را پشت قضیه می دانستند، بولتون از پنتاگون خواستار تدوین طرح حملات تلافی جویانه شده بود، غریب است فکر کنیم در حملات احتمالی آینده آن طرح تدوین شده اجرایی شود؟
سوم در خلیج فارس که از مدتها پیش محل برخوردهای گاه و بیگاه ایران و امریکا بوده است، این وسط کافی است یک سوء محاسبه رخ دهد تا دنیا به کام جنگ طلب ها شود. سال گذشته ترامپ دنبال طرحی برای رفع خطر قایق های تندرو ایرانی ها بود و انگار پرسیده بود چرا ما اینها را غرق نمی کنیم!؟ فعالیت های ایرانی ها در خلیج فارس هم چشمگیر بوده است. همچنین کسانی در ینگه دنیا درست مانند قضیه عراق 2003 دنبال افشا روابط پنهان ایران و القاعده و گروه های تندرو اسلامی اند، چیزی که می تواند شروع جنگ را توجیه پذیرتر سازد.
اما این طرف از منظر جلب متحدان اوضاع خوب نبوده است، اروپایی ها بنا ندارند دنبال گزینه های سخت در برخورد با ایران بروند، آنها با خروج امریکا از برجام موافق نیستند و راهکارهای مثل اینستکس را پیشنهاد کرده اند. نشست ورشو که با هدف ایجاد نوعی ائتلاف سیاسی برای حل مسئله ایران بود، یک افتضاح تمام عیار بود، کافی بود ائتلافی جدی شکل می گرفت تا صدای شیپور جنگ را بلندتر می شنیدیم. اگر برجام و "اعتماد" به اروپایی های فقط به همین درد هم خورده باشد، باید واقعا آن را فتح الفتوحی جدی به شمار آورد.
اما در این میان قدرت گرفتن تندروها در ایران هدیه ای از آسمان به نئوکان های اطراف ترامپ است و مسیر حرکت به جنگ را هموار می کند، پذیرش استعفای ظریف که البته کسانی آن را ترفند روحانی و یارانش برای امتیازگیری می دانستند، می توانست خیلی ها را در واشنگتن خوشحال کند، ولی دیدیم که در حرکتی جالب حتی ژنرال سلیمانی هم از ظریف حمایت کرد. این استعفا می توانست پایان روال مصالحه و دنبال کردن رویکرد تهاجمی تر تلقی شود، ولی انگار اهالی قدرت در ایران حواسشان به وخامت اوضاع هست.
ایرانی ها در میانه چالش های خطیر داخلی و خارجی اند، اینکه اوضاع چه می شود را البته باید به متخصصان فال قهوه سپرد و امید به خردمندی اهالی قدرت داشت، ولی از همینجا می شود حدس زد که یک پروژه اساسی سیاسی نزدیک برای ساختار قدرت در ایران انتخابات ریاست جمهوری آینده است، آن انتخابات را خیلی (با تاکید) جدی بگیرید. والله اعلم.
https://goo.gl/r2QT93
کانال راهبرد
@RahbordChannel
از قرار کسانی در خاورمیانه و واشنگتن عزم را جزم کرده اند که ماشین جنگی امریکا را به کار اندازند و مسئله ایران را یک بار برای همیشه حل کنند؛ کار از تهدید لفظی به "رژیم چینج" گذشته است، دنبال سازوکارهای تحقق آن اند؛ مخالفت روسیه و چین به جای خود، خیلی از تحلیل گران به واقع نگران وقوع جنگی جدی در خاورمیانه اند. کره شمالی و ونزوئلا البته از دغدغه های ایالات متحده اند، ولی ایران محتمل ترین هدف برای شروع جنگی تازه است؛ جنگی که به عربستان و اسرائیل محدود نمی ماند و کارش به سوریه و لبنان و یمن و عراق هم خواهد کشید، چیزی که شیخ دیپلمات آن را مادر همه جنگ ها نامیده است.
ژنرال های کاربلدی مثل متیس و کلی و مک مستر هم دیگر کنار ترامپ نیستند که هشدار برای عواقب جنگ بدهند، امروز پمپئو و بولتون با مهارت غریبشان می توانند با آزادی عمل بیشتری کار را پیش ببرند؛ کمیته ای ملی دموکرات ها در کنگره در قطعنامه ای خواستار برگشت امریکا به توافق هسته ای شد، ولی کیست که نداند ایران در میان دموکرات های قدرتمند هم محبوبیتی ندارد و تعداد دموکرات هایی که دنبال حل "نهایی" مسئله ایران اند، آنقدر زیاد هست که در روزهای بحران کسی جلوی اقدام نظامی را نگیرد. اِنگِل، منندز و کاردین حتی در 2015 با برجام مخالف بودند.
سه جا ممکن است این رویارویی صورت گیرد؛ نخست، در سوریه و لبنان که ایران حضوری جدی دارد و حملات اسرائیل به نیروهای ایرانی که تلفات زیادی را هم به بار آورده باید از این منظر دید. تا اینجا ایرانی ها هوشمندانه خویشتن داری کرده اند، ولی واکنش های احتمالی تندروها در آینده شاید درهای جهنم را باز کند. دوم، در عراق که امریکا بنای حفظ نیروهای خود را برای زیرنظر داشتن ایران دارد، یادمان نرود در حملات راکتی به منطقه سبز بغداد و فرودگاه بصره، کسانی ایران را پشت قضیه می دانستند، بولتون از پنتاگون خواستار تدوین طرح حملات تلافی جویانه شده بود، غریب است فکر کنیم در حملات احتمالی آینده آن طرح تدوین شده اجرایی شود؟
سوم در خلیج فارس که از مدتها پیش محل برخوردهای گاه و بیگاه ایران و امریکا بوده است، این وسط کافی است یک سوء محاسبه رخ دهد تا دنیا به کام جنگ طلب ها شود. سال گذشته ترامپ دنبال طرحی برای رفع خطر قایق های تندرو ایرانی ها بود و انگار پرسیده بود چرا ما اینها را غرق نمی کنیم!؟ فعالیت های ایرانی ها در خلیج فارس هم چشمگیر بوده است. همچنین کسانی در ینگه دنیا درست مانند قضیه عراق 2003 دنبال افشا روابط پنهان ایران و القاعده و گروه های تندرو اسلامی اند، چیزی که می تواند شروع جنگ را توجیه پذیرتر سازد.
اما این طرف از منظر جلب متحدان اوضاع خوب نبوده است، اروپایی ها بنا ندارند دنبال گزینه های سخت در برخورد با ایران بروند، آنها با خروج امریکا از برجام موافق نیستند و راهکارهای مثل اینستکس را پیشنهاد کرده اند. نشست ورشو که با هدف ایجاد نوعی ائتلاف سیاسی برای حل مسئله ایران بود، یک افتضاح تمام عیار بود، کافی بود ائتلافی جدی شکل می گرفت تا صدای شیپور جنگ را بلندتر می شنیدیم. اگر برجام و "اعتماد" به اروپایی های فقط به همین درد هم خورده باشد، باید واقعا آن را فتح الفتوحی جدی به شمار آورد.
اما در این میان قدرت گرفتن تندروها در ایران هدیه ای از آسمان به نئوکان های اطراف ترامپ است و مسیر حرکت به جنگ را هموار می کند، پذیرش استعفای ظریف که البته کسانی آن را ترفند روحانی و یارانش برای امتیازگیری می دانستند، می توانست خیلی ها را در واشنگتن خوشحال کند، ولی دیدیم که در حرکتی جالب حتی ژنرال سلیمانی هم از ظریف حمایت کرد. این استعفا می توانست پایان روال مصالحه و دنبال کردن رویکرد تهاجمی تر تلقی شود، ولی انگار اهالی قدرت در ایران حواسشان به وخامت اوضاع هست.
ایرانی ها در میانه چالش های خطیر داخلی و خارجی اند، اینکه اوضاع چه می شود را البته باید به متخصصان فال قهوه سپرد و امید به خردمندی اهالی قدرت داشت، ولی از همینجا می شود حدس زد که یک پروژه اساسی سیاسی نزدیک برای ساختار قدرت در ایران انتخابات ریاست جمهوری آینده است، آن انتخابات را خیلی (با تاکید) جدی بگیرید. والله اعلم.
https://goo.gl/r2QT93
کانال راهبرد
@RahbordChannel
مواظب این بره باشید!
دادستان محترم تهران که از قرار همشهری نگارنده است فرموده اند قیمت مرغ ۱۱ هزار و ۵۰۰ چوق است و هرکس گرانفروشی کند سروکارش با گزمه و عدلیه است. اما حیف که اقتصاد منطق خودش را دارد و از کسی فرمان نمی برد، این سیاست های "خیرخواهانه" نتایج مشخصی دارد که بارها آزمون شده است؛ کمبود کالاها، صف های طولانی و به راه افتادن بازار سیاه و اجحاف بر مشتریان. شاید نخواهیم زیر بار برویم، ولی این قبیل اقدامات بیش از همه به زیان همان کسانی تمام می شود که قرار است از این سیاست ها منتفع شوند: فقرا و نیازمندان! والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
دادستان محترم تهران که از قرار همشهری نگارنده است فرموده اند قیمت مرغ ۱۱ هزار و ۵۰۰ چوق است و هرکس گرانفروشی کند سروکارش با گزمه و عدلیه است. اما حیف که اقتصاد منطق خودش را دارد و از کسی فرمان نمی برد، این سیاست های "خیرخواهانه" نتایج مشخصی دارد که بارها آزمون شده است؛ کمبود کالاها، صف های طولانی و به راه افتادن بازار سیاه و اجحاف بر مشتریان. شاید نخواهیم زیر بار برویم، ولی این قبیل اقدامات بیش از همه به زیان همان کسانی تمام می شود که قرار است از این سیاست ها منتفع شوند: فقرا و نیازمندان! والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در باب اکسیر اعظم اقتصاد: حکومت قانون
یکی از بزرگواران گفته است راه حل اقتصاد ایران اقتصادی نیست، سیاسی است! حرف درستی است، مشروط به اینکه بدانیم از چه سخن می گوییم، شاید این ویدئو از سوی دوستی فرزانه بهتر از هر متنی گویای آن راه حل اساسی و اکسیر اعظم باشد، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
یکی از بزرگواران گفته است راه حل اقتصاد ایران اقتصادی نیست، سیاسی است! حرف درستی است، مشروط به اینکه بدانیم از چه سخن می گوییم، شاید این ویدئو از سوی دوستی فرزانه بهتر از هر متنی گویای آن راه حل اساسی و اکسیر اعظم باشد، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
حاجی فیروز فرنگی: برای سال نو یک آرزو کن و یک چیزی از من بخواه!
بچه: یک اسب تک شاخ می خوام!
حاجی فیروز فرنگی: یک آرزوی بهتر
بچه: باشه، دولتی می خوام که به حقوقم احترام بگذاره و پولم را به باد نده!
حاجی فیروز فرنگی: گفتی اون اسب تک شاخ چه رنگی باشه!؟
سال نو را به تمام یاران راهبرد شادباش می گویم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
بچه: یک اسب تک شاخ می خوام!
حاجی فیروز فرنگی: یک آرزوی بهتر
بچه: باشه، دولتی می خوام که به حقوقم احترام بگذاره و پولم را به باد نده!
حاجی فیروز فرنگی: گفتی اون اسب تک شاخ چه رنگی باشه!؟
سال نو را به تمام یاران راهبرد شادباش می گویم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
چطور از شر کمونیسم راحت شویم؟
(نسخه امریکای جنوبی که البته به کار ایران هم می آید)
۱. روش آرژانتینی: هلیکوپتر سواری
۲. روش شیلیایی: ضیافت در استادیوم
۳. روش برزیلی: خودکشی شدن!
۴. روش ونزوئلایی: کاری به کارشان نداشتن!
کانال راهبرد
@RahbordChannel
(نسخه امریکای جنوبی که البته به کار ایران هم می آید)
۱. روش آرژانتینی: هلیکوپتر سواری
۲. روش شیلیایی: ضیافت در استادیوم
۳. روش برزیلی: خودکشی شدن!
۴. روش ونزوئلایی: کاری به کارشان نداشتن!
کانال راهبرد
@RahbordChannel
دیدن فاجعه از چشم دولت
دکتر کرمی، اقلیم شناس، در مورد قضیه سیل شیراز با اشاره به دروازه قرآن در عکس بالا نوشته است: "این عکس قدیمی نشان میدهد آنچه که به خیابان و میدان و بازار تبدیل شده در اصل یک مسیل بوده است. دوراندیشی یعنی اینکه بدانی جایی که مسیل است حتما یک روز سیل خواهد آمد".
جیمز اسکات در کتاب کم نظیرش "دیدن مثل دولت" با مروری بر کشورهای مختلف به نقد تئوری توسعه و دولت توسعه گرا پرداخته است، او معتقد است ریشه شکست های فاجعه بار ۴ پیش فرض غلط است:
۱. امکان شکل دادن طبیعت و اجتماع با دم و دستگاه اداری دولت
۲. باور به قدرت علم (و نه دانش محلی و تجربی) در بهبود همه جنبه های زندگی بشر
۳. بکارگیری قدرت اجبار دولت برای ایجاد مداخله ها و تحولات بزرگ-مقیاس اجتماعی
۴. نبود جامعه مدنی قدرتمند قادر به مقاومت در برابر طرح های مداخله گرانه دولت
دلیل اینکه هواداران اقتصاد بازار اینقدر نسبت به دولت ها بدبین اند، لجبازی های ایدئولوژیک نیست، بلکه بینش عمیق آنها نسبت به محدودیت های فهم بشری است، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
دکتر کرمی، اقلیم شناس، در مورد قضیه سیل شیراز با اشاره به دروازه قرآن در عکس بالا نوشته است: "این عکس قدیمی نشان میدهد آنچه که به خیابان و میدان و بازار تبدیل شده در اصل یک مسیل بوده است. دوراندیشی یعنی اینکه بدانی جایی که مسیل است حتما یک روز سیل خواهد آمد".
جیمز اسکات در کتاب کم نظیرش "دیدن مثل دولت" با مروری بر کشورهای مختلف به نقد تئوری توسعه و دولت توسعه گرا پرداخته است، او معتقد است ریشه شکست های فاجعه بار ۴ پیش فرض غلط است:
۱. امکان شکل دادن طبیعت و اجتماع با دم و دستگاه اداری دولت
۲. باور به قدرت علم (و نه دانش محلی و تجربی) در بهبود همه جنبه های زندگی بشر
۳. بکارگیری قدرت اجبار دولت برای ایجاد مداخله ها و تحولات بزرگ-مقیاس اجتماعی
۴. نبود جامعه مدنی قدرتمند قادر به مقاومت در برابر طرح های مداخله گرانه دولت
دلیل اینکه هواداران اقتصاد بازار اینقدر نسبت به دولت ها بدبین اند، لجبازی های ایدئولوژیک نیست، بلکه بینش عمیق آنها نسبت به محدودیت های فهم بشری است، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب صف جات
سمت چپ صف جمعه سیاه در آمریکاست که روی کالاها تخفیف چشمگیری ارائه می شود. سمت راست صف مواد غذایی در ونزوئلاست که بناست کالا به قیمت دولتی مصوب عرضه شود.
امریکا و ونزوئلا ندارد، هرکجا قیمت ارزان تر از "خواست" بازار باشد صف تشکیل می شود، در یکی اختیاری است و خود بنگاه ها تخفیف می دهند، صف ها موقت اند و انتظار در صف هم بیشتر نوعی تفریح است. در دیگری دولت قیمت را تعیین می کند و در صف ماندن یک تجربه دردناک روزمره برای کالاهای ضروری و البته نوعی سبک زندگی به شمار می رود که باید به آن عادت کرد. والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
سمت چپ صف جمعه سیاه در آمریکاست که روی کالاها تخفیف چشمگیری ارائه می شود. سمت راست صف مواد غذایی در ونزوئلاست که بناست کالا به قیمت دولتی مصوب عرضه شود.
امریکا و ونزوئلا ندارد، هرکجا قیمت ارزان تر از "خواست" بازار باشد صف تشکیل می شود، در یکی اختیاری است و خود بنگاه ها تخفیف می دهند، صف ها موقت اند و انتظار در صف هم بیشتر نوعی تفریح است. در دیگری دولت قیمت را تعیین می کند و در صف ماندن یک تجربه دردناک روزمره برای کالاهای ضروری و البته نوعی سبک زندگی به شمار می رود که باید به آن عادت کرد. والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب نظارت
قضیه صف ها و فساد ناشی از آنها البته ربطی به نبود نظارت کافی هم ندارد، حتی با نظارت سفت و سخت مثل آنچه در بالا (حضور ارتش ونزوئلا در فروشگاه ها برای نظارت بر عرضه کالاهای اساسی) می بینیم باز کار عیب می کند، گفته می شد شاه سابق ایران هم خیال چنین کاری داشت. والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
قضیه صف ها و فساد ناشی از آنها البته ربطی به نبود نظارت کافی هم ندارد، حتی با نظارت سفت و سخت مثل آنچه در بالا (حضور ارتش ونزوئلا در فروشگاه ها برای نظارت بر عرضه کالاهای اساسی) می بینیم باز کار عیب می کند، گفته می شد شاه سابق ایران هم خیال چنین کاری داشت. والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
سه اشتباه رایج در اقتصاد
۱. در اقتصاد بازار سود یکی به معنای زیان دیگران است، هرآنچه کسی به دست می آورد، به معنای از دست دادن معادل آن از طرف کسانی دیگر است.
۲. اقتصاد نیاز به فرد یا گروهی دارد که آن را کنترل کند و مسیر پیش روی آن را طراحی کند.
۳. بالا بردن مصرف در یک کشور کلید رشد اقتصادی است.
استیو هورویتز
https://goo.gl/jBFZ7h
کانال راهبرد
@RahbordChannelا
۱. در اقتصاد بازار سود یکی به معنای زیان دیگران است، هرآنچه کسی به دست می آورد، به معنای از دست دادن معادل آن از طرف کسانی دیگر است.
۲. اقتصاد نیاز به فرد یا گروهی دارد که آن را کنترل کند و مسیر پیش روی آن را طراحی کند.
۳. بالا بردن مصرف در یک کشور کلید رشد اقتصادی است.
استیو هورویتز
https://goo.gl/jBFZ7h
کانال راهبرد
@RahbordChannelا
وقتی مرده ها به راحتی خاک نمی شوند!
فرض کنید به عنوان رئیس دولتی با هزار چالش سیاسی ریز و درشت می شنوید کسانی می گوید کسری بودجه و لزوم محدود کردن دولت در چاپ پول را جدی نگیرید، این توصیه ها به درد کتاب های درسی می خورد، سیاست های ریاضتی و لزوم توازن بودجه و مانند آن باد هواست و حتی در مواردی جلوی رشد اقتصاد را می گیرد. در عمل شما می توانید هر چقدر لازم باشد پول چاپ کنید و برای امور اجتماعی مثل بازسازی زیرساخت ها، ایجاد اشتغال و یارانه به گروه های مختلف خرج کنید و البته نگران تورم هم نباشید.
اصلا چه کسی گفته است هزینه های دولت باید از مالیات تامین شود و پول چاپ کردن همیشه باعث ایجاد تورم می شود و عاقبت ونزوئلا و زیمبابوه و جمهوری وایمار در انتظارمان است؟ مگر در امریکا حدود یک تریلیون دلار و اتحادیه اروپا حدود 2.5 تریلیون یورو در اقتصادهایشان تزریق نکردند؟ ابرتورم ایجاد شد؟ چه کسی گفته است بدهی بالای دولت ها خطرناک است؟ ژاپنی ها بیش از دو برابر (240 درصد) خروجی اقتصاد خود بدهی دارند، تورم ایجاد شده است؟ کار به نرخ بهره منفی هم رسیده است و مشکلی پیش نیامده است.
احتمالا به عنوان یک سیاستمدار از این ایده خیلی استقبال خواهید کرد، این توصیف کلی و ساده از نظریه پول مدرن (ام ام تی) است که این روزها در امریکا خیلی سروصدا کرده است، انگار محدودیت های همیشگی برداشته شده است و هر وعده سیاسی را می توان بدون نگرانی عملی کرد. حرف اینست که تا وقتی می شود با تزریق پول کالای بیشتری تولید کرد و هنوز نیروی بیکار وجود دارد، تزریق پول به تورم منجر نمی شود، بلکه باعث گردش چرخ اقتصاد و جلوگیری از رکود خواهد شد. پس تا وقتی در اقتصاد ظرفیت خالی وجود دارد و می توان کالایی را تولید کرد، نگران تورم نباشید. دولت تا آن زمان پول را بدون محدودیت به اقتصاد تزریق می کند تا عده بیشتری سر کار بروند و ملت بیشتر خرید کند. دولت می تواند همه را سرکار بگذارد و حتی وعده دهد که بیکاری را ریشه کن می کنیم! دولت راضی، مردم راضی، خدا هم راضی!
اما وقتی همه سرکار رفتند و در اقتصاد ظرفیت خالی نماند، آن زمان است که باید نگران تورم بود، البته فکر آن را هم کرده اند، با سیاست های مالیاتی مناسب، پول اضافی را ار اقتصاد جمع می کنند تا مشکل برطرف شود، در واقع مالیات به جای آنکه مثل نگاه جریان غالب به عنوان منبع تامین هزینه های دولت باشد، در واقع نابود کردن وجوه اضافی قبلی و جلوگیری از تورم است.
به نظر می رسد روح جان مینارد کینز بزرگ دوباره بر سر جهان پرسه می زند، او از مرده هایی است که به آسانی خاک نمی شود، باید این نظریه پرمناقشه و خطرناک! را بیشتر بررسی کرد، منتقدان حرف های جدی دارند، والله اعلم.
https://bit.ly/2UiGnbG
Modern Monetary Theory (MMT)
کانال راهبرد
@RahbordChannel
فرض کنید به عنوان رئیس دولتی با هزار چالش سیاسی ریز و درشت می شنوید کسانی می گوید کسری بودجه و لزوم محدود کردن دولت در چاپ پول را جدی نگیرید، این توصیه ها به درد کتاب های درسی می خورد، سیاست های ریاضتی و لزوم توازن بودجه و مانند آن باد هواست و حتی در مواردی جلوی رشد اقتصاد را می گیرد. در عمل شما می توانید هر چقدر لازم باشد پول چاپ کنید و برای امور اجتماعی مثل بازسازی زیرساخت ها، ایجاد اشتغال و یارانه به گروه های مختلف خرج کنید و البته نگران تورم هم نباشید.
اصلا چه کسی گفته است هزینه های دولت باید از مالیات تامین شود و پول چاپ کردن همیشه باعث ایجاد تورم می شود و عاقبت ونزوئلا و زیمبابوه و جمهوری وایمار در انتظارمان است؟ مگر در امریکا حدود یک تریلیون دلار و اتحادیه اروپا حدود 2.5 تریلیون یورو در اقتصادهایشان تزریق نکردند؟ ابرتورم ایجاد شد؟ چه کسی گفته است بدهی بالای دولت ها خطرناک است؟ ژاپنی ها بیش از دو برابر (240 درصد) خروجی اقتصاد خود بدهی دارند، تورم ایجاد شده است؟ کار به نرخ بهره منفی هم رسیده است و مشکلی پیش نیامده است.
احتمالا به عنوان یک سیاستمدار از این ایده خیلی استقبال خواهید کرد، این توصیف کلی و ساده از نظریه پول مدرن (ام ام تی) است که این روزها در امریکا خیلی سروصدا کرده است، انگار محدودیت های همیشگی برداشته شده است و هر وعده سیاسی را می توان بدون نگرانی عملی کرد. حرف اینست که تا وقتی می شود با تزریق پول کالای بیشتری تولید کرد و هنوز نیروی بیکار وجود دارد، تزریق پول به تورم منجر نمی شود، بلکه باعث گردش چرخ اقتصاد و جلوگیری از رکود خواهد شد. پس تا وقتی در اقتصاد ظرفیت خالی وجود دارد و می توان کالایی را تولید کرد، نگران تورم نباشید. دولت تا آن زمان پول را بدون محدودیت به اقتصاد تزریق می کند تا عده بیشتری سر کار بروند و ملت بیشتر خرید کند. دولت می تواند همه را سرکار بگذارد و حتی وعده دهد که بیکاری را ریشه کن می کنیم! دولت راضی، مردم راضی، خدا هم راضی!
اما وقتی همه سرکار رفتند و در اقتصاد ظرفیت خالی نماند، آن زمان است که باید نگران تورم بود، البته فکر آن را هم کرده اند، با سیاست های مالیاتی مناسب، پول اضافی را ار اقتصاد جمع می کنند تا مشکل برطرف شود، در واقع مالیات به جای آنکه مثل نگاه جریان غالب به عنوان منبع تامین هزینه های دولت باشد، در واقع نابود کردن وجوه اضافی قبلی و جلوگیری از تورم است.
به نظر می رسد روح جان مینارد کینز بزرگ دوباره بر سر جهان پرسه می زند، او از مرده هایی است که به آسانی خاک نمی شود، باید این نظریه پرمناقشه و خطرناک! را بیشتر بررسی کرد، منتقدان حرف های جدی دارند، والله اعلم.
https://bit.ly/2UiGnbG
Modern Monetary Theory (MMT)
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Business Insider
Alexandria Ocasio-Cortez is a fan of a geeky economic theory called MMT: Here's a plain-English guide to what it is and why it's…
Maybe we can just spend our way out of a crisis.
آیفون را بخش خصوصی "ساخته" است یا دولت؟
برخلاف تصور رایج، بسیاری از قابلیت ها و فناوری های آی فون شما حاصل سرمایه گذاری ها و هزینه های تحقیق و توسعه نهادهای دولتی و نظامی است!
وای بر ما ساده دلان هوادار اقتصاد بازار که به دنبال بیرون راندن دولت از اقتصاد ایم و این شواهد محکم را نمی بینیم! در این مورد بیشتر خواهم گفت، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
برخلاف تصور رایج، بسیاری از قابلیت ها و فناوری های آی فون شما حاصل سرمایه گذاری ها و هزینه های تحقیق و توسعه نهادهای دولتی و نظامی است!
وای بر ما ساده دلان هوادار اقتصاد بازار که به دنبال بیرون راندن دولت از اقتصاد ایم و این شواهد محکم را نمی بینیم! در این مورد بیشتر خواهم گفت، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در سیاستگذاری از سیاست های مبتنی بر صلاحدید discretionary صحبت می کنند، به زبان ساده یعنی اعتماد به خرد و آینده نگری بوروکرات ها، در ایران سیاست زده و "کوتاه مدت" که هنوز دولت و سیاستمدار و بوروکراسی به مفهوم درست آن نداریم، حاصل این سیاست ها می تواند فاجعه باشد.
به همین دلیل از این نظریه پولی مدرن (بخوانید برداشتن محدودیت هزینه کرد دولت) می ترسم، تمام شرایط برای پذیرفتن آن از سوی اهالی سیاست ایران وجود دارد، کسانی هستند که حتی با نیت خیر نابخردی را تئوریزه کنند و البته حاصل این سیاستها در ایران آمریکای پسا ۲۰۰۸ نیست، عاقبت تلخ جمهوری وایمار است! والله اعلم.
MMT
به همین دلیل از این نظریه پولی مدرن (بخوانید برداشتن محدودیت هزینه کرد دولت) می ترسم، تمام شرایط برای پذیرفتن آن از سوی اهالی سیاست ایران وجود دارد، کسانی هستند که حتی با نیت خیر نابخردی را تئوریزه کنند و البته حاصل این سیاستها در ایران آمریکای پسا ۲۰۰۸ نیست، عاقبت تلخ جمهوری وایمار است! والله اعلم.
MMT
👍1
در باب همدردی با حاکمان ایران
داریوش همایون می گفت شاه بعد از ۴۲ که با مخالفت روشنفکران به قول خودش عنتلکتوئل ها! روبه رو شد گفته بود شما چه می خواهید که من ندادم؟ حق رای زنان؟ دادن زمین به روستاییان؟ سهیم کردن کارگران در سود کارخانه ها؟ مخالفتتان دیگر برای چیست؟ برای مخالفت با من سراغ ملاها می روید؟ شما کدام طرفی هستید؟ بعد از این بود که شروع به تحقیر همه کرد. کاری به جایی رسید که اگر به آن پدر نمی شد دروغ گفت، به این پسر نمی شد راست گفت! الان هم وضعیت خیلی متفاوت نیست. به قول محمد قائد: حکومت بر ایران جزء مشاغل سخت است.
انگار مملکت اهورایی پتانسیل دارد که از پادشاه سوییس درس خوانده هم یک دیکتاتور مطلق العنان بسازد، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
داریوش همایون می گفت شاه بعد از ۴۲ که با مخالفت روشنفکران به قول خودش عنتلکتوئل ها! روبه رو شد گفته بود شما چه می خواهید که من ندادم؟ حق رای زنان؟ دادن زمین به روستاییان؟ سهیم کردن کارگران در سود کارخانه ها؟ مخالفتتان دیگر برای چیست؟ برای مخالفت با من سراغ ملاها می روید؟ شما کدام طرفی هستید؟ بعد از این بود که شروع به تحقیر همه کرد. کاری به جایی رسید که اگر به آن پدر نمی شد دروغ گفت، به این پسر نمی شد راست گفت! الان هم وضعیت خیلی متفاوت نیست. به قول محمد قائد: حکومت بر ایران جزء مشاغل سخت است.
انگار مملکت اهورایی پتانسیل دارد که از پادشاه سوییس درس خوانده هم یک دیکتاتور مطلق العنان بسازد، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
صدای شیپور جنگ را نمی شنوید؟
جنگ آرزوی برخی در امریکاست، چهره سمت چپ زمانی در مقاله ای رسمی پیشنهاد بمباران ایران را داده بود و روش قانع کردن ترامپ را به خوبی بلد است. نظامی هایی مثل متیس و مک مستر هم نیستند که جلوی ماجراجویی را بگیرند. با قضیه اخیر اعلام سپاه به عنوان گروه تروریستی ارتباط رسمی میان دو کشور که در هرمز، عراق و سوریه با هم برخورد دارند، قطع می شود و شاید از یک سوء محاسبه کوچک تا جنگی تمام عیار راه درازی نباشد، ۱۸ ماه آینده را جدی بگیرید، آن مرد هوادار دیپلماسی رفته است، والله اعلم.
پ.ن: در مورد یک مفهوم بیشتر بخوانیم: بی عقلی عاقلانه!
Rational irrationality
کانال راهبرد
@RahbordChannel
جنگ آرزوی برخی در امریکاست، چهره سمت چپ زمانی در مقاله ای رسمی پیشنهاد بمباران ایران را داده بود و روش قانع کردن ترامپ را به خوبی بلد است. نظامی هایی مثل متیس و مک مستر هم نیستند که جلوی ماجراجویی را بگیرند. با قضیه اخیر اعلام سپاه به عنوان گروه تروریستی ارتباط رسمی میان دو کشور که در هرمز، عراق و سوریه با هم برخورد دارند، قطع می شود و شاید از یک سوء محاسبه کوچک تا جنگی تمام عیار راه درازی نباشد، ۱۸ ماه آینده را جدی بگیرید، آن مرد هوادار دیپلماسی رفته است، والله اعلم.
پ.ن: در مورد یک مفهوم بیشتر بخوانیم: بی عقلی عاقلانه!
Rational irrationality
کانال راهبرد
@RahbordChannel
درد "دولت" نداشتن
دیدم دکتر میدری، اقتصاددان و معاون وزیر کار، حقایقی حیرت آور را در مصاحبه ای مطرح کرده است:
"مقررات مالی دولت ازجمله بودجه سالانه کشور مطابق با اصل ۵۳ قانون اساسی نیست.در ایران هنوز نه همهدرآمدها به حساب خزانه واریز میشود و نه همه پرداختها از سوی خزانه است. ...درآمد صادرات غیرنفتی وزارت نفت مانند نفت کوره؛ درآمدهای سازمان تامیناجتماعی؛ درآمد شرکتهای دولتی؛ درآمد شهرداریها؛ بخشی از درآمدهای قوهقضا؛ درآمد نهادهای عمومی مانند ستاد اجرایی فرمان امام و بنیاد مستضعفان؛ درآمد موقوفات و سازمان اوقاف هیچیک روشن نیست ... حتی درآمدهای اختصاصی دستگاههای اجرایی هرچند در حسابی واریز میشود که خزانهداری ایجاد کرده اما بهعلت پرشماربودن این حسابها و یکپارچهنبودنشان، سبب میشود خزانهداری کنترلی نداشتهباشد ...
دولت از دریافتیهای یک کارمندش هیچ برآوردی ندارد. الان دولت مرکزی نمیداند من در وزارت رفاه چهقدر حقوق و پاداش میگیرم.دردآور است اما به جرات و دقت می گویم که دولت از دریافتیهای کارکنان خودش و چه برسد به کارکنان شرکتها و بانکها بیاطلاع است.از ساختمانهایی که با بودجه عمومی در هر نقطه تهران و کشور هم ساخته میشود اطلاع کامل ندارد، از مسافرتهای خارجی هم ... دولت آمریکا برای جنگ اقتصادی جابهجایی پولی ایران را کنترل کرده اما دولت ما بر منبع عمومی کنترل ندارد و البته مشخص است که نتیجه آن تورم و فساد اداری است ".
از کانال اقتصاد در گذر زمان
@m_ali_mokhtari
به یاد دوستی نادیده افتادم که زمانی به نقل از کتاب جوامع قوی ،دولت ضعیف نوشته بود: "مشکل اصلی کشورهای جهان سوم قدرت بیش از حد دولت نیست ،مشکل ضعیف بودن و ناکارا بودن آن است . در کشورهای جهان سوم جامعه مدنی ضعیف نیست برعکس بسیار پویا و توانمند است ، مشکل اصلی این نیست که دولت بر تمام شئون اجتماعی مسلط است، مشکل اینجاست که دولت تقریبا بر چیزی مسلط نیست.
در فرایند مدرنیزاسیون در کشورهای جهان سوم دولت مدرن تقریبا زائده ای بود در شبکه ای پیچیده و درهم تنیده از نهادها و بازیگران بیشا مدرنی و جامعه ای مدنی که بسیار توانمند تر از قدرت دولت بودند. شبکه ای از روحانیون، پاسداران نهادهای سنتی، خان های محلی، روسای عشایر و... که همگی در توافقی در تقسیم منابع نظم کهن را حفاظت می کردند. در چنین شرایطی دولت عملا در اجرای دو کارویژه اصلی خود یعنی بسط اقتدار و قانونگذاری کاملا ناتوان بود زیرا نه می توانست خود را بعنوان تنها منبع دارای مشروعیت قانونی تثبیت کند و نه سایر بازیگران به به تصمیمات آن وقعی می گذارند.
در غرب گسترش دولت تقریبا با منکوب کردن سایر بازیگران واز تار ومار کردن شبکه گسترده جامعه مدنی پیشا مدرن همراه بود. قدرت گرفتن دولت مدرن و رشد نهادهای بازار آزاد تقویت کننده یکدیگر اند، تنها بازیگرانی که همیشه منافع مشترک داشته اند. گسترش نظام بازار موجب کوچکتر شدن حوزه قدرت بازیگران و شبکه ای مدنی پیشامدرن می شود و بسط الزامات دولت مدرن را در پی دارد .جامعه مدنی مدرن کاملا در تضاد با جامعه مدنی پیشا مدرن است، شبکه تشکیل شده از کنشگران فردی نه گروهای اجتماعی که به دنبال افزایش منافع فردی خود هستند نه حفظ پرستیژ اجتماعی گروه اجتماعی منسوب به آن. دولت در چنین شبکه ای بعنوان قدرتمند ترین بازیگر با سازوکاری خود محور داور و قانون گذار عرصه منازعات جامعه مدنی است نه بازیگری در ردیف سایر بازیگران و ... "
از کانال آستانه تجدد
@Astaneyetajadod
به بیان دیگر شاید بتوان گفت مشکل ما شاید به جای بزرگی "دولت" در واقع نبودن "دولت" است، تعبیر "مجمع القبایل" که در توصیف اوضاع ساختار سیاسی ایران به کار می بریم، یحتمل استعاره بدی نباشد. والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
دیدم دکتر میدری، اقتصاددان و معاون وزیر کار، حقایقی حیرت آور را در مصاحبه ای مطرح کرده است:
"مقررات مالی دولت ازجمله بودجه سالانه کشور مطابق با اصل ۵۳ قانون اساسی نیست.در ایران هنوز نه همهدرآمدها به حساب خزانه واریز میشود و نه همه پرداختها از سوی خزانه است. ...درآمد صادرات غیرنفتی وزارت نفت مانند نفت کوره؛ درآمدهای سازمان تامیناجتماعی؛ درآمد شرکتهای دولتی؛ درآمد شهرداریها؛ بخشی از درآمدهای قوهقضا؛ درآمد نهادهای عمومی مانند ستاد اجرایی فرمان امام و بنیاد مستضعفان؛ درآمد موقوفات و سازمان اوقاف هیچیک روشن نیست ... حتی درآمدهای اختصاصی دستگاههای اجرایی هرچند در حسابی واریز میشود که خزانهداری ایجاد کرده اما بهعلت پرشماربودن این حسابها و یکپارچهنبودنشان، سبب میشود خزانهداری کنترلی نداشتهباشد ...
دولت از دریافتیهای یک کارمندش هیچ برآوردی ندارد. الان دولت مرکزی نمیداند من در وزارت رفاه چهقدر حقوق و پاداش میگیرم.دردآور است اما به جرات و دقت می گویم که دولت از دریافتیهای کارکنان خودش و چه برسد به کارکنان شرکتها و بانکها بیاطلاع است.از ساختمانهایی که با بودجه عمومی در هر نقطه تهران و کشور هم ساخته میشود اطلاع کامل ندارد، از مسافرتهای خارجی هم ... دولت آمریکا برای جنگ اقتصادی جابهجایی پولی ایران را کنترل کرده اما دولت ما بر منبع عمومی کنترل ندارد و البته مشخص است که نتیجه آن تورم و فساد اداری است ".
از کانال اقتصاد در گذر زمان
@m_ali_mokhtari
به یاد دوستی نادیده افتادم که زمانی به نقل از کتاب جوامع قوی ،دولت ضعیف نوشته بود: "مشکل اصلی کشورهای جهان سوم قدرت بیش از حد دولت نیست ،مشکل ضعیف بودن و ناکارا بودن آن است . در کشورهای جهان سوم جامعه مدنی ضعیف نیست برعکس بسیار پویا و توانمند است ، مشکل اصلی این نیست که دولت بر تمام شئون اجتماعی مسلط است، مشکل اینجاست که دولت تقریبا بر چیزی مسلط نیست.
در فرایند مدرنیزاسیون در کشورهای جهان سوم دولت مدرن تقریبا زائده ای بود در شبکه ای پیچیده و درهم تنیده از نهادها و بازیگران بیشا مدرنی و جامعه ای مدنی که بسیار توانمند تر از قدرت دولت بودند. شبکه ای از روحانیون، پاسداران نهادهای سنتی، خان های محلی، روسای عشایر و... که همگی در توافقی در تقسیم منابع نظم کهن را حفاظت می کردند. در چنین شرایطی دولت عملا در اجرای دو کارویژه اصلی خود یعنی بسط اقتدار و قانونگذاری کاملا ناتوان بود زیرا نه می توانست خود را بعنوان تنها منبع دارای مشروعیت قانونی تثبیت کند و نه سایر بازیگران به به تصمیمات آن وقعی می گذارند.
در غرب گسترش دولت تقریبا با منکوب کردن سایر بازیگران واز تار ومار کردن شبکه گسترده جامعه مدنی پیشا مدرن همراه بود. قدرت گرفتن دولت مدرن و رشد نهادهای بازار آزاد تقویت کننده یکدیگر اند، تنها بازیگرانی که همیشه منافع مشترک داشته اند. گسترش نظام بازار موجب کوچکتر شدن حوزه قدرت بازیگران و شبکه ای مدنی پیشامدرن می شود و بسط الزامات دولت مدرن را در پی دارد .جامعه مدنی مدرن کاملا در تضاد با جامعه مدنی پیشا مدرن است، شبکه تشکیل شده از کنشگران فردی نه گروهای اجتماعی که به دنبال افزایش منافع فردی خود هستند نه حفظ پرستیژ اجتماعی گروه اجتماعی منسوب به آن. دولت در چنین شبکه ای بعنوان قدرتمند ترین بازیگر با سازوکاری خود محور داور و قانون گذار عرصه منازعات جامعه مدنی است نه بازیگری در ردیف سایر بازیگران و ... "
از کانال آستانه تجدد
@Astaneyetajadod
به بیان دیگر شاید بتوان گفت مشکل ما شاید به جای بزرگی "دولت" در واقع نبودن "دولت" است، تعبیر "مجمع القبایل" که در توصیف اوضاع ساختار سیاسی ایران به کار می بریم، یحتمل استعاره بدی نباشد. والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel