چطور از شر کمونیسم راحت شویم؟
(نسخه امریکای جنوبی که البته به کار ایران هم می آید)
۱. روش آرژانتینی: هلیکوپتر سواری
۲. روش شیلیایی: ضیافت در استادیوم
۳. روش برزیلی: خودکشی شدن!
۴. روش ونزوئلایی: کاری به کارشان نداشتن!
کانال راهبرد
@RahbordChannel
(نسخه امریکای جنوبی که البته به کار ایران هم می آید)
۱. روش آرژانتینی: هلیکوپتر سواری
۲. روش شیلیایی: ضیافت در استادیوم
۳. روش برزیلی: خودکشی شدن!
۴. روش ونزوئلایی: کاری به کارشان نداشتن!
کانال راهبرد
@RahbordChannel
دیدن فاجعه از چشم دولت
دکتر کرمی، اقلیم شناس، در مورد قضیه سیل شیراز با اشاره به دروازه قرآن در عکس بالا نوشته است: "این عکس قدیمی نشان میدهد آنچه که به خیابان و میدان و بازار تبدیل شده در اصل یک مسیل بوده است. دوراندیشی یعنی اینکه بدانی جایی که مسیل است حتما یک روز سیل خواهد آمد".
جیمز اسکات در کتاب کم نظیرش "دیدن مثل دولت" با مروری بر کشورهای مختلف به نقد تئوری توسعه و دولت توسعه گرا پرداخته است، او معتقد است ریشه شکست های فاجعه بار ۴ پیش فرض غلط است:
۱. امکان شکل دادن طبیعت و اجتماع با دم و دستگاه اداری دولت
۲. باور به قدرت علم (و نه دانش محلی و تجربی) در بهبود همه جنبه های زندگی بشر
۳. بکارگیری قدرت اجبار دولت برای ایجاد مداخله ها و تحولات بزرگ-مقیاس اجتماعی
۴. نبود جامعه مدنی قدرتمند قادر به مقاومت در برابر طرح های مداخله گرانه دولت
دلیل اینکه هواداران اقتصاد بازار اینقدر نسبت به دولت ها بدبین اند، لجبازی های ایدئولوژیک نیست، بلکه بینش عمیق آنها نسبت به محدودیت های فهم بشری است، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
دکتر کرمی، اقلیم شناس، در مورد قضیه سیل شیراز با اشاره به دروازه قرآن در عکس بالا نوشته است: "این عکس قدیمی نشان میدهد آنچه که به خیابان و میدان و بازار تبدیل شده در اصل یک مسیل بوده است. دوراندیشی یعنی اینکه بدانی جایی که مسیل است حتما یک روز سیل خواهد آمد".
جیمز اسکات در کتاب کم نظیرش "دیدن مثل دولت" با مروری بر کشورهای مختلف به نقد تئوری توسعه و دولت توسعه گرا پرداخته است، او معتقد است ریشه شکست های فاجعه بار ۴ پیش فرض غلط است:
۱. امکان شکل دادن طبیعت و اجتماع با دم و دستگاه اداری دولت
۲. باور به قدرت علم (و نه دانش محلی و تجربی) در بهبود همه جنبه های زندگی بشر
۳. بکارگیری قدرت اجبار دولت برای ایجاد مداخله ها و تحولات بزرگ-مقیاس اجتماعی
۴. نبود جامعه مدنی قدرتمند قادر به مقاومت در برابر طرح های مداخله گرانه دولت
دلیل اینکه هواداران اقتصاد بازار اینقدر نسبت به دولت ها بدبین اند، لجبازی های ایدئولوژیک نیست، بلکه بینش عمیق آنها نسبت به محدودیت های فهم بشری است، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب صف جات
سمت چپ صف جمعه سیاه در آمریکاست که روی کالاها تخفیف چشمگیری ارائه می شود. سمت راست صف مواد غذایی در ونزوئلاست که بناست کالا به قیمت دولتی مصوب عرضه شود.
امریکا و ونزوئلا ندارد، هرکجا قیمت ارزان تر از "خواست" بازار باشد صف تشکیل می شود، در یکی اختیاری است و خود بنگاه ها تخفیف می دهند، صف ها موقت اند و انتظار در صف هم بیشتر نوعی تفریح است. در دیگری دولت قیمت را تعیین می کند و در صف ماندن یک تجربه دردناک روزمره برای کالاهای ضروری و البته نوعی سبک زندگی به شمار می رود که باید به آن عادت کرد. والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
سمت چپ صف جمعه سیاه در آمریکاست که روی کالاها تخفیف چشمگیری ارائه می شود. سمت راست صف مواد غذایی در ونزوئلاست که بناست کالا به قیمت دولتی مصوب عرضه شود.
امریکا و ونزوئلا ندارد، هرکجا قیمت ارزان تر از "خواست" بازار باشد صف تشکیل می شود، در یکی اختیاری است و خود بنگاه ها تخفیف می دهند، صف ها موقت اند و انتظار در صف هم بیشتر نوعی تفریح است. در دیگری دولت قیمت را تعیین می کند و در صف ماندن یک تجربه دردناک روزمره برای کالاهای ضروری و البته نوعی سبک زندگی به شمار می رود که باید به آن عادت کرد. والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب نظارت
قضیه صف ها و فساد ناشی از آنها البته ربطی به نبود نظارت کافی هم ندارد، حتی با نظارت سفت و سخت مثل آنچه در بالا (حضور ارتش ونزوئلا در فروشگاه ها برای نظارت بر عرضه کالاهای اساسی) می بینیم باز کار عیب می کند، گفته می شد شاه سابق ایران هم خیال چنین کاری داشت. والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
قضیه صف ها و فساد ناشی از آنها البته ربطی به نبود نظارت کافی هم ندارد، حتی با نظارت سفت و سخت مثل آنچه در بالا (حضور ارتش ونزوئلا در فروشگاه ها برای نظارت بر عرضه کالاهای اساسی) می بینیم باز کار عیب می کند، گفته می شد شاه سابق ایران هم خیال چنین کاری داشت. والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
سه اشتباه رایج در اقتصاد
۱. در اقتصاد بازار سود یکی به معنای زیان دیگران است، هرآنچه کسی به دست می آورد، به معنای از دست دادن معادل آن از طرف کسانی دیگر است.
۲. اقتصاد نیاز به فرد یا گروهی دارد که آن را کنترل کند و مسیر پیش روی آن را طراحی کند.
۳. بالا بردن مصرف در یک کشور کلید رشد اقتصادی است.
استیو هورویتز
https://goo.gl/jBFZ7h
کانال راهبرد
@RahbordChannelا
۱. در اقتصاد بازار سود یکی به معنای زیان دیگران است، هرآنچه کسی به دست می آورد، به معنای از دست دادن معادل آن از طرف کسانی دیگر است.
۲. اقتصاد نیاز به فرد یا گروهی دارد که آن را کنترل کند و مسیر پیش روی آن را طراحی کند.
۳. بالا بردن مصرف در یک کشور کلید رشد اقتصادی است.
استیو هورویتز
https://goo.gl/jBFZ7h
کانال راهبرد
@RahbordChannelا
وقتی مرده ها به راحتی خاک نمی شوند!
فرض کنید به عنوان رئیس دولتی با هزار چالش سیاسی ریز و درشت می شنوید کسانی می گوید کسری بودجه و لزوم محدود کردن دولت در چاپ پول را جدی نگیرید، این توصیه ها به درد کتاب های درسی می خورد، سیاست های ریاضتی و لزوم توازن بودجه و مانند آن باد هواست و حتی در مواردی جلوی رشد اقتصاد را می گیرد. در عمل شما می توانید هر چقدر لازم باشد پول چاپ کنید و برای امور اجتماعی مثل بازسازی زیرساخت ها، ایجاد اشتغال و یارانه به گروه های مختلف خرج کنید و البته نگران تورم هم نباشید.
اصلا چه کسی گفته است هزینه های دولت باید از مالیات تامین شود و پول چاپ کردن همیشه باعث ایجاد تورم می شود و عاقبت ونزوئلا و زیمبابوه و جمهوری وایمار در انتظارمان است؟ مگر در امریکا حدود یک تریلیون دلار و اتحادیه اروپا حدود 2.5 تریلیون یورو در اقتصادهایشان تزریق نکردند؟ ابرتورم ایجاد شد؟ چه کسی گفته است بدهی بالای دولت ها خطرناک است؟ ژاپنی ها بیش از دو برابر (240 درصد) خروجی اقتصاد خود بدهی دارند، تورم ایجاد شده است؟ کار به نرخ بهره منفی هم رسیده است و مشکلی پیش نیامده است.
احتمالا به عنوان یک سیاستمدار از این ایده خیلی استقبال خواهید کرد، این توصیف کلی و ساده از نظریه پول مدرن (ام ام تی) است که این روزها در امریکا خیلی سروصدا کرده است، انگار محدودیت های همیشگی برداشته شده است و هر وعده سیاسی را می توان بدون نگرانی عملی کرد. حرف اینست که تا وقتی می شود با تزریق پول کالای بیشتری تولید کرد و هنوز نیروی بیکار وجود دارد، تزریق پول به تورم منجر نمی شود، بلکه باعث گردش چرخ اقتصاد و جلوگیری از رکود خواهد شد. پس تا وقتی در اقتصاد ظرفیت خالی وجود دارد و می توان کالایی را تولید کرد، نگران تورم نباشید. دولت تا آن زمان پول را بدون محدودیت به اقتصاد تزریق می کند تا عده بیشتری سر کار بروند و ملت بیشتر خرید کند. دولت می تواند همه را سرکار بگذارد و حتی وعده دهد که بیکاری را ریشه کن می کنیم! دولت راضی، مردم راضی، خدا هم راضی!
اما وقتی همه سرکار رفتند و در اقتصاد ظرفیت خالی نماند، آن زمان است که باید نگران تورم بود، البته فکر آن را هم کرده اند، با سیاست های مالیاتی مناسب، پول اضافی را ار اقتصاد جمع می کنند تا مشکل برطرف شود، در واقع مالیات به جای آنکه مثل نگاه جریان غالب به عنوان منبع تامین هزینه های دولت باشد، در واقع نابود کردن وجوه اضافی قبلی و جلوگیری از تورم است.
به نظر می رسد روح جان مینارد کینز بزرگ دوباره بر سر جهان پرسه می زند، او از مرده هایی است که به آسانی خاک نمی شود، باید این نظریه پرمناقشه و خطرناک! را بیشتر بررسی کرد، منتقدان حرف های جدی دارند، والله اعلم.
https://bit.ly/2UiGnbG
Modern Monetary Theory (MMT)
کانال راهبرد
@RahbordChannel
فرض کنید به عنوان رئیس دولتی با هزار چالش سیاسی ریز و درشت می شنوید کسانی می گوید کسری بودجه و لزوم محدود کردن دولت در چاپ پول را جدی نگیرید، این توصیه ها به درد کتاب های درسی می خورد، سیاست های ریاضتی و لزوم توازن بودجه و مانند آن باد هواست و حتی در مواردی جلوی رشد اقتصاد را می گیرد. در عمل شما می توانید هر چقدر لازم باشد پول چاپ کنید و برای امور اجتماعی مثل بازسازی زیرساخت ها، ایجاد اشتغال و یارانه به گروه های مختلف خرج کنید و البته نگران تورم هم نباشید.
اصلا چه کسی گفته است هزینه های دولت باید از مالیات تامین شود و پول چاپ کردن همیشه باعث ایجاد تورم می شود و عاقبت ونزوئلا و زیمبابوه و جمهوری وایمار در انتظارمان است؟ مگر در امریکا حدود یک تریلیون دلار و اتحادیه اروپا حدود 2.5 تریلیون یورو در اقتصادهایشان تزریق نکردند؟ ابرتورم ایجاد شد؟ چه کسی گفته است بدهی بالای دولت ها خطرناک است؟ ژاپنی ها بیش از دو برابر (240 درصد) خروجی اقتصاد خود بدهی دارند، تورم ایجاد شده است؟ کار به نرخ بهره منفی هم رسیده است و مشکلی پیش نیامده است.
احتمالا به عنوان یک سیاستمدار از این ایده خیلی استقبال خواهید کرد، این توصیف کلی و ساده از نظریه پول مدرن (ام ام تی) است که این روزها در امریکا خیلی سروصدا کرده است، انگار محدودیت های همیشگی برداشته شده است و هر وعده سیاسی را می توان بدون نگرانی عملی کرد. حرف اینست که تا وقتی می شود با تزریق پول کالای بیشتری تولید کرد و هنوز نیروی بیکار وجود دارد، تزریق پول به تورم منجر نمی شود، بلکه باعث گردش چرخ اقتصاد و جلوگیری از رکود خواهد شد. پس تا وقتی در اقتصاد ظرفیت خالی وجود دارد و می توان کالایی را تولید کرد، نگران تورم نباشید. دولت تا آن زمان پول را بدون محدودیت به اقتصاد تزریق می کند تا عده بیشتری سر کار بروند و ملت بیشتر خرید کند. دولت می تواند همه را سرکار بگذارد و حتی وعده دهد که بیکاری را ریشه کن می کنیم! دولت راضی، مردم راضی، خدا هم راضی!
اما وقتی همه سرکار رفتند و در اقتصاد ظرفیت خالی نماند، آن زمان است که باید نگران تورم بود، البته فکر آن را هم کرده اند، با سیاست های مالیاتی مناسب، پول اضافی را ار اقتصاد جمع می کنند تا مشکل برطرف شود، در واقع مالیات به جای آنکه مثل نگاه جریان غالب به عنوان منبع تامین هزینه های دولت باشد، در واقع نابود کردن وجوه اضافی قبلی و جلوگیری از تورم است.
به نظر می رسد روح جان مینارد کینز بزرگ دوباره بر سر جهان پرسه می زند، او از مرده هایی است که به آسانی خاک نمی شود، باید این نظریه پرمناقشه و خطرناک! را بیشتر بررسی کرد، منتقدان حرف های جدی دارند، والله اعلم.
https://bit.ly/2UiGnbG
Modern Monetary Theory (MMT)
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Business Insider
Alexandria Ocasio-Cortez is a fan of a geeky economic theory called MMT: Here's a plain-English guide to what it is and why it's…
Maybe we can just spend our way out of a crisis.
آیفون را بخش خصوصی "ساخته" است یا دولت؟
برخلاف تصور رایج، بسیاری از قابلیت ها و فناوری های آی فون شما حاصل سرمایه گذاری ها و هزینه های تحقیق و توسعه نهادهای دولتی و نظامی است!
وای بر ما ساده دلان هوادار اقتصاد بازار که به دنبال بیرون راندن دولت از اقتصاد ایم و این شواهد محکم را نمی بینیم! در این مورد بیشتر خواهم گفت، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
برخلاف تصور رایج، بسیاری از قابلیت ها و فناوری های آی فون شما حاصل سرمایه گذاری ها و هزینه های تحقیق و توسعه نهادهای دولتی و نظامی است!
وای بر ما ساده دلان هوادار اقتصاد بازار که به دنبال بیرون راندن دولت از اقتصاد ایم و این شواهد محکم را نمی بینیم! در این مورد بیشتر خواهم گفت، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در سیاستگذاری از سیاست های مبتنی بر صلاحدید discretionary صحبت می کنند، به زبان ساده یعنی اعتماد به خرد و آینده نگری بوروکرات ها، در ایران سیاست زده و "کوتاه مدت" که هنوز دولت و سیاستمدار و بوروکراسی به مفهوم درست آن نداریم، حاصل این سیاست ها می تواند فاجعه باشد.
به همین دلیل از این نظریه پولی مدرن (بخوانید برداشتن محدودیت هزینه کرد دولت) می ترسم، تمام شرایط برای پذیرفتن آن از سوی اهالی سیاست ایران وجود دارد، کسانی هستند که حتی با نیت خیر نابخردی را تئوریزه کنند و البته حاصل این سیاستها در ایران آمریکای پسا ۲۰۰۸ نیست، عاقبت تلخ جمهوری وایمار است! والله اعلم.
MMT
به همین دلیل از این نظریه پولی مدرن (بخوانید برداشتن محدودیت هزینه کرد دولت) می ترسم، تمام شرایط برای پذیرفتن آن از سوی اهالی سیاست ایران وجود دارد، کسانی هستند که حتی با نیت خیر نابخردی را تئوریزه کنند و البته حاصل این سیاستها در ایران آمریکای پسا ۲۰۰۸ نیست، عاقبت تلخ جمهوری وایمار است! والله اعلم.
MMT
👍1
در باب همدردی با حاکمان ایران
داریوش همایون می گفت شاه بعد از ۴۲ که با مخالفت روشنفکران به قول خودش عنتلکتوئل ها! روبه رو شد گفته بود شما چه می خواهید که من ندادم؟ حق رای زنان؟ دادن زمین به روستاییان؟ سهیم کردن کارگران در سود کارخانه ها؟ مخالفتتان دیگر برای چیست؟ برای مخالفت با من سراغ ملاها می روید؟ شما کدام طرفی هستید؟ بعد از این بود که شروع به تحقیر همه کرد. کاری به جایی رسید که اگر به آن پدر نمی شد دروغ گفت، به این پسر نمی شد راست گفت! الان هم وضعیت خیلی متفاوت نیست. به قول محمد قائد: حکومت بر ایران جزء مشاغل سخت است.
انگار مملکت اهورایی پتانسیل دارد که از پادشاه سوییس درس خوانده هم یک دیکتاتور مطلق العنان بسازد، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
داریوش همایون می گفت شاه بعد از ۴۲ که با مخالفت روشنفکران به قول خودش عنتلکتوئل ها! روبه رو شد گفته بود شما چه می خواهید که من ندادم؟ حق رای زنان؟ دادن زمین به روستاییان؟ سهیم کردن کارگران در سود کارخانه ها؟ مخالفتتان دیگر برای چیست؟ برای مخالفت با من سراغ ملاها می روید؟ شما کدام طرفی هستید؟ بعد از این بود که شروع به تحقیر همه کرد. کاری به جایی رسید که اگر به آن پدر نمی شد دروغ گفت، به این پسر نمی شد راست گفت! الان هم وضعیت خیلی متفاوت نیست. به قول محمد قائد: حکومت بر ایران جزء مشاغل سخت است.
انگار مملکت اهورایی پتانسیل دارد که از پادشاه سوییس درس خوانده هم یک دیکتاتور مطلق العنان بسازد، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
صدای شیپور جنگ را نمی شنوید؟
جنگ آرزوی برخی در امریکاست، چهره سمت چپ زمانی در مقاله ای رسمی پیشنهاد بمباران ایران را داده بود و روش قانع کردن ترامپ را به خوبی بلد است. نظامی هایی مثل متیس و مک مستر هم نیستند که جلوی ماجراجویی را بگیرند. با قضیه اخیر اعلام سپاه به عنوان گروه تروریستی ارتباط رسمی میان دو کشور که در هرمز، عراق و سوریه با هم برخورد دارند، قطع می شود و شاید از یک سوء محاسبه کوچک تا جنگی تمام عیار راه درازی نباشد، ۱۸ ماه آینده را جدی بگیرید، آن مرد هوادار دیپلماسی رفته است، والله اعلم.
پ.ن: در مورد یک مفهوم بیشتر بخوانیم: بی عقلی عاقلانه!
Rational irrationality
کانال راهبرد
@RahbordChannel
جنگ آرزوی برخی در امریکاست، چهره سمت چپ زمانی در مقاله ای رسمی پیشنهاد بمباران ایران را داده بود و روش قانع کردن ترامپ را به خوبی بلد است. نظامی هایی مثل متیس و مک مستر هم نیستند که جلوی ماجراجویی را بگیرند. با قضیه اخیر اعلام سپاه به عنوان گروه تروریستی ارتباط رسمی میان دو کشور که در هرمز، عراق و سوریه با هم برخورد دارند، قطع می شود و شاید از یک سوء محاسبه کوچک تا جنگی تمام عیار راه درازی نباشد، ۱۸ ماه آینده را جدی بگیرید، آن مرد هوادار دیپلماسی رفته است، والله اعلم.
پ.ن: در مورد یک مفهوم بیشتر بخوانیم: بی عقلی عاقلانه!
Rational irrationality
کانال راهبرد
@RahbordChannel
درد "دولت" نداشتن
دیدم دکتر میدری، اقتصاددان و معاون وزیر کار، حقایقی حیرت آور را در مصاحبه ای مطرح کرده است:
"مقررات مالی دولت ازجمله بودجه سالانه کشور مطابق با اصل ۵۳ قانون اساسی نیست.در ایران هنوز نه همهدرآمدها به حساب خزانه واریز میشود و نه همه پرداختها از سوی خزانه است. ...درآمد صادرات غیرنفتی وزارت نفت مانند نفت کوره؛ درآمدهای سازمان تامیناجتماعی؛ درآمد شرکتهای دولتی؛ درآمد شهرداریها؛ بخشی از درآمدهای قوهقضا؛ درآمد نهادهای عمومی مانند ستاد اجرایی فرمان امام و بنیاد مستضعفان؛ درآمد موقوفات و سازمان اوقاف هیچیک روشن نیست ... حتی درآمدهای اختصاصی دستگاههای اجرایی هرچند در حسابی واریز میشود که خزانهداری ایجاد کرده اما بهعلت پرشماربودن این حسابها و یکپارچهنبودنشان، سبب میشود خزانهداری کنترلی نداشتهباشد ...
دولت از دریافتیهای یک کارمندش هیچ برآوردی ندارد. الان دولت مرکزی نمیداند من در وزارت رفاه چهقدر حقوق و پاداش میگیرم.دردآور است اما به جرات و دقت می گویم که دولت از دریافتیهای کارکنان خودش و چه برسد به کارکنان شرکتها و بانکها بیاطلاع است.از ساختمانهایی که با بودجه عمومی در هر نقطه تهران و کشور هم ساخته میشود اطلاع کامل ندارد، از مسافرتهای خارجی هم ... دولت آمریکا برای جنگ اقتصادی جابهجایی پولی ایران را کنترل کرده اما دولت ما بر منبع عمومی کنترل ندارد و البته مشخص است که نتیجه آن تورم و فساد اداری است ".
از کانال اقتصاد در گذر زمان
@m_ali_mokhtari
به یاد دوستی نادیده افتادم که زمانی به نقل از کتاب جوامع قوی ،دولت ضعیف نوشته بود: "مشکل اصلی کشورهای جهان سوم قدرت بیش از حد دولت نیست ،مشکل ضعیف بودن و ناکارا بودن آن است . در کشورهای جهان سوم جامعه مدنی ضعیف نیست برعکس بسیار پویا و توانمند است ، مشکل اصلی این نیست که دولت بر تمام شئون اجتماعی مسلط است، مشکل اینجاست که دولت تقریبا بر چیزی مسلط نیست.
در فرایند مدرنیزاسیون در کشورهای جهان سوم دولت مدرن تقریبا زائده ای بود در شبکه ای پیچیده و درهم تنیده از نهادها و بازیگران بیشا مدرنی و جامعه ای مدنی که بسیار توانمند تر از قدرت دولت بودند. شبکه ای از روحانیون، پاسداران نهادهای سنتی، خان های محلی، روسای عشایر و... که همگی در توافقی در تقسیم منابع نظم کهن را حفاظت می کردند. در چنین شرایطی دولت عملا در اجرای دو کارویژه اصلی خود یعنی بسط اقتدار و قانونگذاری کاملا ناتوان بود زیرا نه می توانست خود را بعنوان تنها منبع دارای مشروعیت قانونی تثبیت کند و نه سایر بازیگران به به تصمیمات آن وقعی می گذارند.
در غرب گسترش دولت تقریبا با منکوب کردن سایر بازیگران واز تار ومار کردن شبکه گسترده جامعه مدنی پیشا مدرن همراه بود. قدرت گرفتن دولت مدرن و رشد نهادهای بازار آزاد تقویت کننده یکدیگر اند، تنها بازیگرانی که همیشه منافع مشترک داشته اند. گسترش نظام بازار موجب کوچکتر شدن حوزه قدرت بازیگران و شبکه ای مدنی پیشامدرن می شود و بسط الزامات دولت مدرن را در پی دارد .جامعه مدنی مدرن کاملا در تضاد با جامعه مدنی پیشا مدرن است، شبکه تشکیل شده از کنشگران فردی نه گروهای اجتماعی که به دنبال افزایش منافع فردی خود هستند نه حفظ پرستیژ اجتماعی گروه اجتماعی منسوب به آن. دولت در چنین شبکه ای بعنوان قدرتمند ترین بازیگر با سازوکاری خود محور داور و قانون گذار عرصه منازعات جامعه مدنی است نه بازیگری در ردیف سایر بازیگران و ... "
از کانال آستانه تجدد
@Astaneyetajadod
به بیان دیگر شاید بتوان گفت مشکل ما شاید به جای بزرگی "دولت" در واقع نبودن "دولت" است، تعبیر "مجمع القبایل" که در توصیف اوضاع ساختار سیاسی ایران به کار می بریم، یحتمل استعاره بدی نباشد. والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
دیدم دکتر میدری، اقتصاددان و معاون وزیر کار، حقایقی حیرت آور را در مصاحبه ای مطرح کرده است:
"مقررات مالی دولت ازجمله بودجه سالانه کشور مطابق با اصل ۵۳ قانون اساسی نیست.در ایران هنوز نه همهدرآمدها به حساب خزانه واریز میشود و نه همه پرداختها از سوی خزانه است. ...درآمد صادرات غیرنفتی وزارت نفت مانند نفت کوره؛ درآمدهای سازمان تامیناجتماعی؛ درآمد شرکتهای دولتی؛ درآمد شهرداریها؛ بخشی از درآمدهای قوهقضا؛ درآمد نهادهای عمومی مانند ستاد اجرایی فرمان امام و بنیاد مستضعفان؛ درآمد موقوفات و سازمان اوقاف هیچیک روشن نیست ... حتی درآمدهای اختصاصی دستگاههای اجرایی هرچند در حسابی واریز میشود که خزانهداری ایجاد کرده اما بهعلت پرشماربودن این حسابها و یکپارچهنبودنشان، سبب میشود خزانهداری کنترلی نداشتهباشد ...
دولت از دریافتیهای یک کارمندش هیچ برآوردی ندارد. الان دولت مرکزی نمیداند من در وزارت رفاه چهقدر حقوق و پاداش میگیرم.دردآور است اما به جرات و دقت می گویم که دولت از دریافتیهای کارکنان خودش و چه برسد به کارکنان شرکتها و بانکها بیاطلاع است.از ساختمانهایی که با بودجه عمومی در هر نقطه تهران و کشور هم ساخته میشود اطلاع کامل ندارد، از مسافرتهای خارجی هم ... دولت آمریکا برای جنگ اقتصادی جابهجایی پولی ایران را کنترل کرده اما دولت ما بر منبع عمومی کنترل ندارد و البته مشخص است که نتیجه آن تورم و فساد اداری است ".
از کانال اقتصاد در گذر زمان
@m_ali_mokhtari
به یاد دوستی نادیده افتادم که زمانی به نقل از کتاب جوامع قوی ،دولت ضعیف نوشته بود: "مشکل اصلی کشورهای جهان سوم قدرت بیش از حد دولت نیست ،مشکل ضعیف بودن و ناکارا بودن آن است . در کشورهای جهان سوم جامعه مدنی ضعیف نیست برعکس بسیار پویا و توانمند است ، مشکل اصلی این نیست که دولت بر تمام شئون اجتماعی مسلط است، مشکل اینجاست که دولت تقریبا بر چیزی مسلط نیست.
در فرایند مدرنیزاسیون در کشورهای جهان سوم دولت مدرن تقریبا زائده ای بود در شبکه ای پیچیده و درهم تنیده از نهادها و بازیگران بیشا مدرنی و جامعه ای مدنی که بسیار توانمند تر از قدرت دولت بودند. شبکه ای از روحانیون، پاسداران نهادهای سنتی، خان های محلی، روسای عشایر و... که همگی در توافقی در تقسیم منابع نظم کهن را حفاظت می کردند. در چنین شرایطی دولت عملا در اجرای دو کارویژه اصلی خود یعنی بسط اقتدار و قانونگذاری کاملا ناتوان بود زیرا نه می توانست خود را بعنوان تنها منبع دارای مشروعیت قانونی تثبیت کند و نه سایر بازیگران به به تصمیمات آن وقعی می گذارند.
در غرب گسترش دولت تقریبا با منکوب کردن سایر بازیگران واز تار ومار کردن شبکه گسترده جامعه مدنی پیشا مدرن همراه بود. قدرت گرفتن دولت مدرن و رشد نهادهای بازار آزاد تقویت کننده یکدیگر اند، تنها بازیگرانی که همیشه منافع مشترک داشته اند. گسترش نظام بازار موجب کوچکتر شدن حوزه قدرت بازیگران و شبکه ای مدنی پیشامدرن می شود و بسط الزامات دولت مدرن را در پی دارد .جامعه مدنی مدرن کاملا در تضاد با جامعه مدنی پیشا مدرن است، شبکه تشکیل شده از کنشگران فردی نه گروهای اجتماعی که به دنبال افزایش منافع فردی خود هستند نه حفظ پرستیژ اجتماعی گروه اجتماعی منسوب به آن. دولت در چنین شبکه ای بعنوان قدرتمند ترین بازیگر با سازوکاری خود محور داور و قانون گذار عرصه منازعات جامعه مدنی است نه بازیگری در ردیف سایر بازیگران و ... "
از کانال آستانه تجدد
@Astaneyetajadod
به بیان دیگر شاید بتوان گفت مشکل ما شاید به جای بزرگی "دولت" در واقع نبودن "دولت" است، تعبیر "مجمع القبایل" که در توصیف اوضاع ساختار سیاسی ایران به کار می بریم، یحتمل استعاره بدی نباشد. والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
کینز را فراموش کن!
خیلی ها سیاست های ریاضتی "نئولیبرال ها" را نقد می کنند، آیا ریاضت اقتصادی سیاستی شکست خورده است؟
خیر! با بررسی ۱۶ کشور و ۲۰۰ برنامه ریاضتی نشان داده می شود که انضباط مالی و ریاضت اقتصادی (کاهش مصرف دولت یا افزایش مالیات) موفق عمل کرده اند. کاهش هزینه های دولت حتی از افزایش مالیات موثرتر بوده است. علت چیست؟ سیگنال مثبت به سرمایه گذاران برای اینکه دولت سر عقل آمده و کاری به کارشان ندارد و آدم ها پول بیشتری برای سرمایه گذاری و مصرف دارند که اقتصاد را راه می اندازد. ظاهرا نباید نقش انگیزه ها را ندیده گرفت، والله اعلم.
کانال راهبرد/ امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
خیلی ها سیاست های ریاضتی "نئولیبرال ها" را نقد می کنند، آیا ریاضت اقتصادی سیاستی شکست خورده است؟
خیر! با بررسی ۱۶ کشور و ۲۰۰ برنامه ریاضتی نشان داده می شود که انضباط مالی و ریاضت اقتصادی (کاهش مصرف دولت یا افزایش مالیات) موفق عمل کرده اند. کاهش هزینه های دولت حتی از افزایش مالیات موثرتر بوده است. علت چیست؟ سیگنال مثبت به سرمایه گذاران برای اینکه دولت سر عقل آمده و کاری به کارشان ندارد و آدم ها پول بیشتری برای سرمایه گذاری و مصرف دارند که اقتصاد را راه می اندازد. ظاهرا نباید نقش انگیزه ها را ندیده گرفت، والله اعلم.
کانال راهبرد/ امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
👍1
درس های اقتصاد سیاسی؛ چرا سرمایه داری؟
سیستم سرمایه داری بر دو رکن مالکیت خصوصی و آزادی قرارداد استوار است. این دو نهاد مشوق هایی را فراهم می آورند که به رفتارهای خاص و پیش بینی پذیر می انجامند و الگوی رفتاری حاصل از این نهادهای بنیادین سرمایه داری با کارایی اقتصادی و آزادی فردی سازگار است. شرط بقای فرد در جامعه سرمایه داری جستجو و مذاکره برای مبادله های داوطلبانه است، رفتارهای انسان را اصل منفعت شخصی، مسئولیت شخصی و اراده شخصی (حق تعیین سرنوشت) هدایت می کند.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
سیستم سرمایه داری بر دو رکن مالکیت خصوصی و آزادی قرارداد استوار است. این دو نهاد مشوق هایی را فراهم می آورند که به رفتارهای خاص و پیش بینی پذیر می انجامند و الگوی رفتاری حاصل از این نهادهای بنیادین سرمایه داری با کارایی اقتصادی و آزادی فردی سازگار است. شرط بقای فرد در جامعه سرمایه داری جستجو و مذاکره برای مبادله های داوطلبانه است، رفتارهای انسان را اصل منفعت شخصی، مسئولیت شخصی و اراده شخصی (حق تعیین سرنوشت) هدایت می کند.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
توصیه یک واقعگرا به دولت امریکا
استفن والت معتقد است امریکا نباید خودش را در جهنم خاورمیانه گیر بیندازد، بعد از جنگ جهانی دوم تا پایان جنگ سرد در دهه ۹۰ سیاست خوبی را پیش گرفته بود، ولی اکنون میل به شکل دادن همه چیز بر اساس ارزش های امریکایی بر اهالی واشینگتن غلبه کرده است. در صحاری خاورمیانه قدرت مسلطی نیست و به نظر نمی آید در آینده هم کشوری بر بقیه مسلط شود و خطر ایجاد کند. باید نیروها را از عراق و سوریه خارج کرد و روی جای مهمتر (شرق آسیا) سرمایه گذاری کرد. فقط باید تجهیزات اطلاعاتی و برخی ابزارهای موجود در منطقه را حفظ کرد که در صورت لزوم در آینده استفاده شوند.
ارتباط مناسب با "همه" کشورها و مداخله حداقلی به نفع کشورهای در معرض تهدید حریف برای حفظ توازن قدرت بهترین کار است. بگذاریم همه از مزایای ارتباط با قدرتمندترین کشور جهان بهره ببرند و برای جلب حمایتش تلاش کنند.
کسانی معتقدند چنین نگاهی در مورد حکومتهایی مثل ایران کارساز نیست، ولی اگر ایران آن تصمیم مهم را بگیرد که می خواهد ملت باشد نه نهضت و عقلانیت سیاسی را از خود نمایش دهد البته کار حل است، الله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
استفن والت معتقد است امریکا نباید خودش را در جهنم خاورمیانه گیر بیندازد، بعد از جنگ جهانی دوم تا پایان جنگ سرد در دهه ۹۰ سیاست خوبی را پیش گرفته بود، ولی اکنون میل به شکل دادن همه چیز بر اساس ارزش های امریکایی بر اهالی واشینگتن غلبه کرده است. در صحاری خاورمیانه قدرت مسلطی نیست و به نظر نمی آید در آینده هم کشوری بر بقیه مسلط شود و خطر ایجاد کند. باید نیروها را از عراق و سوریه خارج کرد و روی جای مهمتر (شرق آسیا) سرمایه گذاری کرد. فقط باید تجهیزات اطلاعاتی و برخی ابزارهای موجود در منطقه را حفظ کرد که در صورت لزوم در آینده استفاده شوند.
ارتباط مناسب با "همه" کشورها و مداخله حداقلی به نفع کشورهای در معرض تهدید حریف برای حفظ توازن قدرت بهترین کار است. بگذاریم همه از مزایای ارتباط با قدرتمندترین کشور جهان بهره ببرند و برای جلب حمایتش تلاش کنند.
کسانی معتقدند چنین نگاهی در مورد حکومتهایی مثل ایران کارساز نیست، ولی اگر ایران آن تصمیم مهم را بگیرد که می خواهد ملت باشد نه نهضت و عقلانیت سیاسی را از خود نمایش دهد البته کار حل است، الله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
موشک در برابر خودرو؟
دیدم دوستی گفته بود چرا در صنایع موشکی می توانیم ولی در خودروجات نمی توانیم؟ پاسخ همان کلمه قبیحه است: بازار!
بین اختراع و نواوری مورد پذیرش بازار تفاوت بسیار است، در یکی پول خرج می کنی و چیزی حاصل می شود، ولی از اختراع تا نواوری مورد پذیرش بازار که مشتری در مقایسه با رقبا حاضر باشد، پولی که با زحمت به دست آورده را برای خریدش خرج کند، راه درازی است. ایمان و تعهد و اعتقاد شرط است، ولی تدبیر و هوشمندی برای خلق ثروت البته مهمتر است.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
دیدم دوستی گفته بود چرا در صنایع موشکی می توانیم ولی در خودروجات نمی توانیم؟ پاسخ همان کلمه قبیحه است: بازار!
بین اختراع و نواوری مورد پذیرش بازار تفاوت بسیار است، در یکی پول خرج می کنی و چیزی حاصل می شود، ولی از اختراع تا نواوری مورد پذیرش بازار که مشتری در مقایسه با رقبا حاضر باشد، پولی که با زحمت به دست آورده را برای خریدش خرج کند، راه درازی است. ایمان و تعهد و اعتقاد شرط است، ولی تدبیر و هوشمندی برای خلق ثروت البته مهمتر است.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
در باب روانشناسی چپ!
دیدم دوستی فرزانه بخشی از کتاب "جامعه صنعتی و آینده آن" نوشته نابغه غریب و جنجالی امریکایی، تد کازینسکی، را در باب روانشناسی چپ ها آورده است که خواندنش خالی از لطف نیست:
"چپ گرایان تمایل دارند از هر آن چه که تصویری از نیرومند، خوب و موفق بودن داشته باشد متنفر باشند.آنان از ایالات متحده آمریکا، تمدن غربی، مردان سفیدپوست و خردگرایی متنفرند. دلایلی که چپ گرایان برای نفرتشان از غرب عنوان می کنند با انگیزه های حقیقیشان ارتباطی ندارد. می گویند از غرب متنفرند چون جنگ افروز، امپریالیست، سکسیست و نژادپرست است.
اما هنگامی که همین مسائل در کشورهای سوسیالیستی یا تمدن های قدیم دیده می شوند، می کوشند برای آن ها توجیه بیابند و در بهترین حالت با بی میلی می پذیرند که چنین مسائلی واقعیت دارند.در حالی که با شور و حماسه و اغراق در مورد همین مسائل در دنیای غرب سخن می گویند.
روشن است که این ها دلایل اصلی نفرت چپ گرایان از غرب و ایالات متحده نیست. چپ گرایان از غرب و ایالات متحده متنفرند زیرا این دو نیرومند و موفق هستند. کلماتی مانند اعتماد به نفس، خوداتکایی، انگیزه، ماجراجویی و خوش بینی در فرهنگ لغت چپ گرایان و لیبرال ها [در معنای امریکایی آن] جایگاه پایینی دارد.
چپ ضد فردگرایی است، به جمع گرایی ایمان دارد.از جامعه می خواهد مشکلات افراد را برایشان حل کند، نیازهایشان را ارضا کند، از آنان حفاظت کند. او فردی نیست که در ذات خود احساس توانایی حل مشکلاتش را داشته باشدچپ گرا از مفهوم رقابت متنفر است، چون همیشه ته دلش خودش را یک بازنده می بیند".
https://bit.ly/2Pkyqgb
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
دیدم دوستی فرزانه بخشی از کتاب "جامعه صنعتی و آینده آن" نوشته نابغه غریب و جنجالی امریکایی، تد کازینسکی، را در باب روانشناسی چپ ها آورده است که خواندنش خالی از لطف نیست:
"چپ گرایان تمایل دارند از هر آن چه که تصویری از نیرومند، خوب و موفق بودن داشته باشد متنفر باشند.آنان از ایالات متحده آمریکا، تمدن غربی، مردان سفیدپوست و خردگرایی متنفرند. دلایلی که چپ گرایان برای نفرتشان از غرب عنوان می کنند با انگیزه های حقیقیشان ارتباطی ندارد. می گویند از غرب متنفرند چون جنگ افروز، امپریالیست، سکسیست و نژادپرست است.
اما هنگامی که همین مسائل در کشورهای سوسیالیستی یا تمدن های قدیم دیده می شوند، می کوشند برای آن ها توجیه بیابند و در بهترین حالت با بی میلی می پذیرند که چنین مسائلی واقعیت دارند.در حالی که با شور و حماسه و اغراق در مورد همین مسائل در دنیای غرب سخن می گویند.
روشن است که این ها دلایل اصلی نفرت چپ گرایان از غرب و ایالات متحده نیست. چپ گرایان از غرب و ایالات متحده متنفرند زیرا این دو نیرومند و موفق هستند. کلماتی مانند اعتماد به نفس، خوداتکایی، انگیزه، ماجراجویی و خوش بینی در فرهنگ لغت چپ گرایان و لیبرال ها [در معنای امریکایی آن] جایگاه پایینی دارد.
چپ ضد فردگرایی است، به جمع گرایی ایمان دارد.از جامعه می خواهد مشکلات افراد را برایشان حل کند، نیازهایشان را ارضا کند، از آنان حفاظت کند. او فردی نیست که در ذات خود احساس توانایی حل مشکلاتش را داشته باشدچپ گرا از مفهوم رقابت متنفر است، چون همیشه ته دلش خودش را یک بازنده می بیند".
https://bit.ly/2Pkyqgb
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
Twitter
فکر می کنم یکی از بهترین مطالبی که در عمرم خوانده ام فصل "روانشناسی چپ گرایی مدرن" از کازینسکی باشد. بخشی از آن را این جا می آورم .
یاد ایام
تصویری از خودروهای تولیدی در آلمان شرقی (راست) و غربی (چپ) پیش از فروپاشی دیوار برلین و اتحاد دو آلمان!
یکی اقتصاد بازار و به طور نسبی آزاد و دیگری اقتصاد برنامه ریزی شده و غیرآزاد، تفاوت از خورشید هم روشن تر است. بدون آزمون بازار و فقط با تکیه بر تعهد! خلقی و ایدئولوژیک حاصل کار چندان رضایتبخش نبود. بدون تن دادن به نیروهای بازار و رقابت پیشرفت واقعی شوخی است، زیرا انگیزه ای برای بهبود وجود ندارد، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
تصویری از خودروهای تولیدی در آلمان شرقی (راست) و غربی (چپ) پیش از فروپاشی دیوار برلین و اتحاد دو آلمان!
یکی اقتصاد بازار و به طور نسبی آزاد و دیگری اقتصاد برنامه ریزی شده و غیرآزاد، تفاوت از خورشید هم روشن تر است. بدون آزمون بازار و فقط با تکیه بر تعهد! خلقی و ایدئولوژیک حاصل کار چندان رضایتبخش نبود. بدون تن دادن به نیروهای بازار و رقابت پیشرفت واقعی شوخی است، زیرا انگیزه ای برای بهبود وجود ندارد، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
افسانه کمپانی های اسلحه سازی امریکا
کسانی گفته اند کارخانه های اسلحه سازی با لابی های گسترده پشت تمام جنگ هایند و سیاست خارجی امریکا را تعیین می کنند، ارقام بزرگترین پیمانکاران تسلیحاتی ۲۰۱۷ چیز دیگری را می گوید، حدود ۱۵۶ میلیارد چوق ارزش قراردادهای آنها با وزارت دفاع امریکا است و حدود ۷۶ میلیارد هم حجم صادرات به دیگر کشورهاست.
اما وقتی این اعداد را با حجم اقتصاد امریکا (بیش از ۱۹ تریلیون دلار) و همچنین حتی صادرات عمده این کشور یعنی ماشین آلات ترابری (۲۷۸ میلیارد دلار) و کامپیوتر و الکترونیک (۲۰۸ میلیارد دلار) و مواد شیمیایی (۱۹۳ میلیارد دلار) مقایسه می کنیم، می بینیم که صنایع اسلحه سازی بعید است آنقدر که چپول های ضدامپریالیست می گویند اثرگذار در سیاست خارجی یانکی ها باشند، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
کسانی گفته اند کارخانه های اسلحه سازی با لابی های گسترده پشت تمام جنگ هایند و سیاست خارجی امریکا را تعیین می کنند، ارقام بزرگترین پیمانکاران تسلیحاتی ۲۰۱۷ چیز دیگری را می گوید، حدود ۱۵۶ میلیارد چوق ارزش قراردادهای آنها با وزارت دفاع امریکا است و حدود ۷۶ میلیارد هم حجم صادرات به دیگر کشورهاست.
اما وقتی این اعداد را با حجم اقتصاد امریکا (بیش از ۱۹ تریلیون دلار) و همچنین حتی صادرات عمده این کشور یعنی ماشین آلات ترابری (۲۷۸ میلیارد دلار) و کامپیوتر و الکترونیک (۲۰۸ میلیارد دلار) و مواد شیمیایی (۱۹۳ میلیارد دلار) مقایسه می کنیم، می بینیم که صنایع اسلحه سازی بعید است آنقدر که چپول های ضدامپریالیست می گویند اثرگذار در سیاست خارجی یانکی ها باشند، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
👍1
معرکه گیری با پترودلار؛ اندیشه های ضدبازار در دانشگاه
نقل کرده اند که مارگارت تاچر، بانوی آهنین که سیاست های او در جهت بازاری کردن اقتصاد آماج نقد بسیاری از منتقدان بوده و است، زمانی گفته بود چیزی به نام جامعه نداریم هرچه هست مردان و زنان اند و خانوارها؛ حرفش این بود که اگر قرار است از موجودیتی انتزاعی به نام اجتماع صحبت کنیم نمی توان چیزی مستقل و فراتر از اراده افراد را تصور کنیم که آنها را به این یا آن سو پیش می راند, دیدگاه اقتصادی وی و سیاست هایی که دنبال کرد نیز بر همین مبنا بود. اگر این را به عنوان نشانه ای از نئولیبرالیسم بدانیم، نتیجه اش این می شود که چیزی به نام "جامعه شناسی" (سوسیولوژی) به عنوان یک "لوژی" یعنی علمی با منطق و زبان و قواعد مستقل را مورد تردید قرار می دهد. از نقدها و حرف ها بر این ادعا که بگذریم غریب نیست اهالی "جامعه شناسی" (سوسیولوژی) چندان با چنین نگرشی بر سر مهر نباشند و می شود دید که بیشتر نقدها بر کلمه قبیحه نئولیبرالیسم از این دانشکده ها و به ویژه جایی در حوالی پل گیشا بیرون می آید؛ باند "چپ" های ضد بازار!
"چپ" به اندیشه ای دلالت دارد که خود را با ضدیت با نئولیبرالیسم (با مسامحه همان لیبرالیسم) و اقتصاد بازار آزاد و خصوصی سازی تعریف می کنند، حرف از ضرورت محدود کردن سرمایه داری افسارگسیخته و رانت آنها و بازتوزیع و "عدالت اجتماعی" می زنند و به دنبال راه حل های به اصطلاح "غیربازاری" برای حل مسائل اند تا به اصطلاح بازار همه عرصه های "اجتماعی" را نبلعد. نقدهایشان را هم برآمده از مارکس و متفکران مکتب فرانکفورت و چهره های جدیدتری مثل ژیژک و بوردیو می دانند و کانون اصلی آنها را دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران می شناسیم. هوادارانی هم دارند و موضع گیری هایی مثل مخالفت با واگذاری های دولتی در موردی مثل نیشکر هفت تپه و قانون کار و مانند آن تا نقد حضور مردم در مراسم تشییع خواننده ای جوان را هم در این سالها از آنها دیده ایم. تعدادشان آنقدر هست که صداها در فضای عمومی شنیده شود، به ویژه اگر مرشد اهل مصاحبه و جنجال هم داشته باشند.
اشاره به "عدالت" و "رساندن حق به حق دار" برای خلایق جاذبه زیادی دارد، کوبیدن فساد و اینکه سرمایه داران وابسته و بورژوازی خون ها در شیشه کرده اند، همیشه شنونده داشته است. اگر اوضاع خوب نیست سخت ترین کار این است که مسئولیت را متوجه خود بدانیم، ولی چنین نگاه هایی یک دشمن آماده و دم دست را معرفی می کنند؛ نیروهای بازار، سرمایه داران و البته دولت حامی آنها. وعده فرادستان را به زیر کشیدن و حق زیردستان را در سینی پیش کش کردن البته جالب است.
نگارنده بارها توضیح داده است که نقد هر چیزی از جمله نئولیبرالیسم البته حق مسلم همه است، ولی اینکه رژیم اقتصادی-سیاسی ایران را نئولیبرال بدانیم و دائم فریاد بزنیم همه مصائب از آن بر می خیزد در بهترین حالت ناشی از کم اطلاعی است، اگر هم بخواهیم با این به اصطلاح نقدها سیاسی کاری و مریدپروری کنیم البته حرف دیگری است. این معرکه گیری ها از یک دانشگاه های رانتی که با پترودلار آبیاری می شوند بر می خیزد، اگر در مملکتی بلاخیز با هزار مشکل "اجتماعی" جدی که باید به درمانشان پرداخت، پولی اضافه به استادان دانشگاه پرداخته نمی شد، بعید بود خیلی ها به این وسعت به تفنن هایی مثل نقد نئولیبرالیسم "واقعا ناموجود" بپردازند. پولی هست و پرداخت آن ربطی به عملکرد افراد ندارد، پس خیلی ها انگیزه پیدا می کنند که حرف هایی بزنند که هرچند "فایده" ندارد، ولی به درد سیاسی بازی می خورد. راه حل قضیه البته روشن است، همان چیزی که خیلی ها آن را نقد می کنند؛ خصوصی سازی هرچه بیشتر آموزش عالی! آیا این بدان معناست که جلوی نقدها را بگیریم؟ به هیچ وجه. نقد نه تنها جزء حقوق بلکه حتی اضافه حقوق آدمهاست؛ همه حق دارند از کاستی ها انتقاد کنند، ولی اینکه با پول عمومی بخواهیم حرف های فانتزی بزنیم البته به زیان همان ندارهایی است که علم حمایت از آنها را برداشته ایم. هزاران موسسه خصوصی (موسسه میزس و ادام اسمیت و ....) اینجا و آنجا جهان اند که حرف های غیر از به اصطلاح "اقتصاد جریان اصلی" می زنند، با اعانه و کمک های متعدد یا درآمد حاصل از پژوهش اموراتشان را می گردانند و دخل و خرج شفافی دارند. همین را می شود برای ایران هم می شود پیشنهاد کرد. اگر فکر می کنید حرف های خوبی دارید، البته عالی است، این گوی و این میدان. والله اعلم.
https://bit.ly/2URgi3o
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
نقل کرده اند که مارگارت تاچر، بانوی آهنین که سیاست های او در جهت بازاری کردن اقتصاد آماج نقد بسیاری از منتقدان بوده و است، زمانی گفته بود چیزی به نام جامعه نداریم هرچه هست مردان و زنان اند و خانوارها؛ حرفش این بود که اگر قرار است از موجودیتی انتزاعی به نام اجتماع صحبت کنیم نمی توان چیزی مستقل و فراتر از اراده افراد را تصور کنیم که آنها را به این یا آن سو پیش می راند, دیدگاه اقتصادی وی و سیاست هایی که دنبال کرد نیز بر همین مبنا بود. اگر این را به عنوان نشانه ای از نئولیبرالیسم بدانیم، نتیجه اش این می شود که چیزی به نام "جامعه شناسی" (سوسیولوژی) به عنوان یک "لوژی" یعنی علمی با منطق و زبان و قواعد مستقل را مورد تردید قرار می دهد. از نقدها و حرف ها بر این ادعا که بگذریم غریب نیست اهالی "جامعه شناسی" (سوسیولوژی) چندان با چنین نگرشی بر سر مهر نباشند و می شود دید که بیشتر نقدها بر کلمه قبیحه نئولیبرالیسم از این دانشکده ها و به ویژه جایی در حوالی پل گیشا بیرون می آید؛ باند "چپ" های ضد بازار!
"چپ" به اندیشه ای دلالت دارد که خود را با ضدیت با نئولیبرالیسم (با مسامحه همان لیبرالیسم) و اقتصاد بازار آزاد و خصوصی سازی تعریف می کنند، حرف از ضرورت محدود کردن سرمایه داری افسارگسیخته و رانت آنها و بازتوزیع و "عدالت اجتماعی" می زنند و به دنبال راه حل های به اصطلاح "غیربازاری" برای حل مسائل اند تا به اصطلاح بازار همه عرصه های "اجتماعی" را نبلعد. نقدهایشان را هم برآمده از مارکس و متفکران مکتب فرانکفورت و چهره های جدیدتری مثل ژیژک و بوردیو می دانند و کانون اصلی آنها را دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران می شناسیم. هوادارانی هم دارند و موضع گیری هایی مثل مخالفت با واگذاری های دولتی در موردی مثل نیشکر هفت تپه و قانون کار و مانند آن تا نقد حضور مردم در مراسم تشییع خواننده ای جوان را هم در این سالها از آنها دیده ایم. تعدادشان آنقدر هست که صداها در فضای عمومی شنیده شود، به ویژه اگر مرشد اهل مصاحبه و جنجال هم داشته باشند.
اشاره به "عدالت" و "رساندن حق به حق دار" برای خلایق جاذبه زیادی دارد، کوبیدن فساد و اینکه سرمایه داران وابسته و بورژوازی خون ها در شیشه کرده اند، همیشه شنونده داشته است. اگر اوضاع خوب نیست سخت ترین کار این است که مسئولیت را متوجه خود بدانیم، ولی چنین نگاه هایی یک دشمن آماده و دم دست را معرفی می کنند؛ نیروهای بازار، سرمایه داران و البته دولت حامی آنها. وعده فرادستان را به زیر کشیدن و حق زیردستان را در سینی پیش کش کردن البته جالب است.
نگارنده بارها توضیح داده است که نقد هر چیزی از جمله نئولیبرالیسم البته حق مسلم همه است، ولی اینکه رژیم اقتصادی-سیاسی ایران را نئولیبرال بدانیم و دائم فریاد بزنیم همه مصائب از آن بر می خیزد در بهترین حالت ناشی از کم اطلاعی است، اگر هم بخواهیم با این به اصطلاح نقدها سیاسی کاری و مریدپروری کنیم البته حرف دیگری است. این معرکه گیری ها از یک دانشگاه های رانتی که با پترودلار آبیاری می شوند بر می خیزد، اگر در مملکتی بلاخیز با هزار مشکل "اجتماعی" جدی که باید به درمانشان پرداخت، پولی اضافه به استادان دانشگاه پرداخته نمی شد، بعید بود خیلی ها به این وسعت به تفنن هایی مثل نقد نئولیبرالیسم "واقعا ناموجود" بپردازند. پولی هست و پرداخت آن ربطی به عملکرد افراد ندارد، پس خیلی ها انگیزه پیدا می کنند که حرف هایی بزنند که هرچند "فایده" ندارد، ولی به درد سیاسی بازی می خورد. راه حل قضیه البته روشن است، همان چیزی که خیلی ها آن را نقد می کنند؛ خصوصی سازی هرچه بیشتر آموزش عالی! آیا این بدان معناست که جلوی نقدها را بگیریم؟ به هیچ وجه. نقد نه تنها جزء حقوق بلکه حتی اضافه حقوق آدمهاست؛ همه حق دارند از کاستی ها انتقاد کنند، ولی اینکه با پول عمومی بخواهیم حرف های فانتزی بزنیم البته به زیان همان ندارهایی است که علم حمایت از آنها را برداشته ایم. هزاران موسسه خصوصی (موسسه میزس و ادام اسمیت و ....) اینجا و آنجا جهان اند که حرف های غیر از به اصطلاح "اقتصاد جریان اصلی" می زنند، با اعانه و کمک های متعدد یا درآمد حاصل از پژوهش اموراتشان را می گردانند و دخل و خرج شفافی دارند. همین را می شود برای ایران هم می شود پیشنهاد کرد. اگر فکر می کنید حرف های خوبی دارید، البته عالی است، این گوی و این میدان. والله اعلم.
https://bit.ly/2URgi3o
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
روزنامه دنیای اقتصاد
معرکهگیری با پترو دلار
نقل کردهاند که مارگارت تاچر، بانوی آهنین که سیاستهای او در جهت بازاری کردن اقتصاد آماج نقد بسیاری از منتقدان بوده و هست، زمانی گفته بود چیزی به نام جامعه نداریم، هرچه هست مردان و زناناند و خانوارها. میشود حدس زد در واقع حرفش این بود که اگر قرار است از…
در باب دولت و اقتصاد مستراح!
ناگفته پیداست که در دسترس بودن سرویس بهداشتی برای شهروندان شاید از مهمترین زیرساخت هایی! است که یک کشور برای توسعه باید از آنها برخوردار باشد، قضیه آنقدر پررنگ است که یکی از اهداف توسعه پایدار سازمان ملل نیز همین تامین شرایط بهداشتی اولیه است.
در هند اما کار ساده نیست، بیش از نیمی از خانوارها به سرویس بهداشتی دسترسی ندارند و بانک جهانی می گوید یک از ده مورد از مرگ ها در هند را باید ناشی از این مسئله دانست، آلوده شدن آبهای زیرزمینی و اسهال و بیماری های عفونی هر ساله باعث مرگ سیصد هزار نفر می شود. میلیون ها نفر هم به دلیل آب آلوده دچار عوارض رشد نامناسب می شوند. خیلی ها به ویژه زنان مجبورند تا تاریک شدن هوا یا پیدا کردن مکان های خلوت صبر کنند که افزایش سرقت و تجاوز پیامد آنست.
فهمیدن چاره کار انگار دشوار نیست، ساختن آبریزگاه های بیشتر، نخست وزیر کنونی هند، مودی، اعلام کرد اولویت ساخت و بازسازی آبریزگاه حتی از معابد پرشمار هند هم بیشتر است و ماموریتی به نام هند پاک هم برای دولت تعریف شده است. دولت هند در دو سال 2014 و 2015 ده میلیون آبریزگاه ساخته است و بناست تا 2019 شصت میلیون دیگر هم ساخته شد. اما متاسفانه ساختن سرویس ها کافی نبود.
تا اواسط 2015 دولت متوجه شد که از اکثر آبریزگاه استفاده نمی شود و باید مردم را به استفاده از آنها "قانع" کرد. راه کار البته به شدت خلاقانه! بود، بسیاری از کارکنان دولت و گروه های داوطلب در روستاها راه افتادند و به هرکس که در ملاء عام قضای حاجت می کرد تذکر می دادند، کار به جایی رسیده بود که به برخی کودکان روستایی یک سوت داده بودند که دنبال مجرمان! می افتادند و با سوت زدن و سروصدا آنها را رسوا می کردند. دولت باید بر آبریزگاه ها نظارت می کرد و حتی مشوق هایی هم برای استفاده از این محصول مجانی! در نظر گرفته بود.
در برخی روستاها که با خشکسالی روبه رو بودند، نظافت آبریزگاه در عمل ممکن نمی شد، وقتی آب برای نوشیدن نیست، تمیز کردن مستراح خیلی لوکس به نظر می رسید! در این نهضت ملی ساخت مستراح چنانکه در هر کار دولتی انتظار داریم، خیلی از تاسیسات تازه به سرعت و بدون رعایت استانداردها ساخته شده بود و بوی بد و لشکر مگس ها در عمل آنها را به متروکه تبدیل کرده بود.
اما در اینجا هم سازمان های بخش خصوصی توانسته اند کاری کارستان کنند، تی بی سی، کنسرسیومی بین المللی از شرکت ها، سرمایه گذاران اجتماعی و کارشناسان بهداشت این وضعیت را به عنوان فرصتی سودآور 62 میلیارد دلاری دیدند، آنها در سه حوزه تامین مستراح جات و ابزار مربوط، بازیافت پسماندهای انسانی و حتی گردآوری اطلاعات از وضعیت سلامت "مشتریان" فعال اند، این آخری می تواند برای سیاستگذاری های بهداشت و درمان منبعی ارزشمند باشد. عبارت جالبی را هم به کار می برند: اقتصاد مستراح!
از میزان درآمد و عملکرد این شرکت چیزی به چشمم نخورد، ولی روشن است که می توان به بهبود اوضاع امید داشت، به جای بوروکرات های فاسد دولت، اکنون با کارآفرینانی روبه روییم که می خواهند جهان را جای بهتری کنند، حواسشان هم هست که پولشان را چطور خرج کنند و برخلاف سیاسیون از پول دیگران خیرات نمی کنند. می دانیم که یک بیزینس پول ساز مثل پروژه های دولتی نیمه کاره رها نمی شود، زیرا خودش پول خودش را در می آورد و انگیزه برای ادامه آن هست. راستی شهرداری ها در ایران نیز با مشکلی مشابه روبه رویند، شاید چاره کار آنها هم اعتماد به بازار و کارآفرینان باشد، والله اعلم.
https://bit.ly/2GEDhVH
https://amzn.to/2IRftl5
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
ناگفته پیداست که در دسترس بودن سرویس بهداشتی برای شهروندان شاید از مهمترین زیرساخت هایی! است که یک کشور برای توسعه باید از آنها برخوردار باشد، قضیه آنقدر پررنگ است که یکی از اهداف توسعه پایدار سازمان ملل نیز همین تامین شرایط بهداشتی اولیه است.
در هند اما کار ساده نیست، بیش از نیمی از خانوارها به سرویس بهداشتی دسترسی ندارند و بانک جهانی می گوید یک از ده مورد از مرگ ها در هند را باید ناشی از این مسئله دانست، آلوده شدن آبهای زیرزمینی و اسهال و بیماری های عفونی هر ساله باعث مرگ سیصد هزار نفر می شود. میلیون ها نفر هم به دلیل آب آلوده دچار عوارض رشد نامناسب می شوند. خیلی ها به ویژه زنان مجبورند تا تاریک شدن هوا یا پیدا کردن مکان های خلوت صبر کنند که افزایش سرقت و تجاوز پیامد آنست.
فهمیدن چاره کار انگار دشوار نیست، ساختن آبریزگاه های بیشتر، نخست وزیر کنونی هند، مودی، اعلام کرد اولویت ساخت و بازسازی آبریزگاه حتی از معابد پرشمار هند هم بیشتر است و ماموریتی به نام هند پاک هم برای دولت تعریف شده است. دولت هند در دو سال 2014 و 2015 ده میلیون آبریزگاه ساخته است و بناست تا 2019 شصت میلیون دیگر هم ساخته شد. اما متاسفانه ساختن سرویس ها کافی نبود.
تا اواسط 2015 دولت متوجه شد که از اکثر آبریزگاه استفاده نمی شود و باید مردم را به استفاده از آنها "قانع" کرد. راه کار البته به شدت خلاقانه! بود، بسیاری از کارکنان دولت و گروه های داوطلب در روستاها راه افتادند و به هرکس که در ملاء عام قضای حاجت می کرد تذکر می دادند، کار به جایی رسیده بود که به برخی کودکان روستایی یک سوت داده بودند که دنبال مجرمان! می افتادند و با سوت زدن و سروصدا آنها را رسوا می کردند. دولت باید بر آبریزگاه ها نظارت می کرد و حتی مشوق هایی هم برای استفاده از این محصول مجانی! در نظر گرفته بود.
در برخی روستاها که با خشکسالی روبه رو بودند، نظافت آبریزگاه در عمل ممکن نمی شد، وقتی آب برای نوشیدن نیست، تمیز کردن مستراح خیلی لوکس به نظر می رسید! در این نهضت ملی ساخت مستراح چنانکه در هر کار دولتی انتظار داریم، خیلی از تاسیسات تازه به سرعت و بدون رعایت استانداردها ساخته شده بود و بوی بد و لشکر مگس ها در عمل آنها را به متروکه تبدیل کرده بود.
اما در اینجا هم سازمان های بخش خصوصی توانسته اند کاری کارستان کنند، تی بی سی، کنسرسیومی بین المللی از شرکت ها، سرمایه گذاران اجتماعی و کارشناسان بهداشت این وضعیت را به عنوان فرصتی سودآور 62 میلیارد دلاری دیدند، آنها در سه حوزه تامین مستراح جات و ابزار مربوط، بازیافت پسماندهای انسانی و حتی گردآوری اطلاعات از وضعیت سلامت "مشتریان" فعال اند، این آخری می تواند برای سیاستگذاری های بهداشت و درمان منبعی ارزشمند باشد. عبارت جالبی را هم به کار می برند: اقتصاد مستراح!
از میزان درآمد و عملکرد این شرکت چیزی به چشمم نخورد، ولی روشن است که می توان به بهبود اوضاع امید داشت، به جای بوروکرات های فاسد دولت، اکنون با کارآفرینانی روبه روییم که می خواهند جهان را جای بهتری کنند، حواسشان هم هست که پولشان را چطور خرج کنند و برخلاف سیاسیون از پول دیگران خیرات نمی کنند. می دانیم که یک بیزینس پول ساز مثل پروژه های دولتی نیمه کاره رها نمی شود، زیرا خودش پول خودش را در می آورد و انگیزه برای ادامه آن هست. راستی شهرداری ها در ایران نیز با مشکلی مشابه روبه رویند، شاید چاره کار آنها هم اعتماد به بازار و کارآفرینان باشد، والله اعلم.
https://bit.ly/2GEDhVH
https://amzn.to/2IRftl5
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
Amazon
Amazon.com: The Prosperity Paradox: How Innovation Can Lift Nations Out of Poverty eBook: Clayton M. Christensen, Efosa Ojomo,…
The Prosperity Paradox: How Innovation Can Lift Nations Out of Poverty - Kindle edition by Clayton M. Christensen, Efosa Ojomo, Karen Dillon. Download it once and read it on your Kindle device, PC, phones or tablets. Use features like bookmarks, note taking…