راهبرد
12.1K subscribers
660 photos
137 videos
18 files
1.11K links
يادداشت هاي توسعه ایران

امیرحسین خالقی

تماس:

t.me/AmirHosseinKHQ
و
twitter.com/amirkhaleqi
و
joinclubhouse.com/@amirkhaleqi
و
instagram.com/amirhosseinkhqi

حمایت از راهبرد:

http://hamibash.com/rahbordchannel
Download Telegram
درد "دولت" نداشتن

دیدم دکتر میدری، اقتصاددان و معاون وزیر کار، حقایقی حیرت آور را در مصاحبه ای مطرح کرده است:

"مقررات مالی دولت ازجمله بودجه سالانه کشور مطابق با اصل ۵۳ قانون اساسی نیست.در ایران هنوز نه همه‌درآمدها به حساب خزانه واریز می‌شود و نه همه پرداخت‌ها از سوی خزانه است. ...درآمد صادرات غیرنفتی وزارت نفت مانند نفت کوره؛ درآمدهای سازمان تامین‌اجتماعی؛ درآمد شرکت‌های دولتی؛ درآمد شهرداری‌ها؛ بخشی از درآمدهای قوه‌قضا؛ درآمد نهادهای عمومی مانند ستاد اجرایی فرمان امام و بنیاد مستضعفان؛ درآمد موقوفات و سازمان اوقاف هیچ‌یک روشن نیست ... حتی درآمدهای اختصاصی دستگاه‌های اجرایی هرچند در حسابی واریز می‌شود که خزانه‌داری ایجاد کرده اما به‌علت پرشماربودن این حساب‌ها و یکپارچه‌نبودن‌شان، سبب می‌شود خزانه‌داری کنترلی نداشته‌باشد ...

دولت از دریافتی‌های یک کارمندش هیچ برآوردی ندارد. الان دولت مرکزی نمی‌داند من در وزارت رفاه چه‌قدر حقوق و پاداش می‌گیرم.دردآور است اما به جرات و دقت می گویم که دولت از دریافتی‌های کارکنان‌ خودش و چه برسد به کارکنان شرکت‌ها و بانک‌ها بی‌اطلاع است.از ساختمان‌هایی که با بودجه عمومی در هر نقطه تهران و کشور هم ساخته می‌شود اطلاع کامل ندارد، از مسافرت‌های خارجی هم ... دولت آمریکا برای جنگ اقتصادی جابه‌جایی پولی ایران را کنترل کرده اما دولت ما بر منبع عمومی کنترل ندارد و البته مشخص است که نتیجه آن تورم و فساد اداری است ".

از کانال اقتصاد در گذر زمان
@m_ali_mokhtari

به یاد دوستی نادیده افتادم که زمانی به نقل از کتاب جوامع قوی ،دولت ضعیف نوشته بود: "مشکل اصلی کشورهای جهان سوم قدرت بیش از حد دولت نیست ،مشکل ضعیف بودن و ناکارا بودن آن است . در کشورهای جهان سوم جامعه مدنی ضعیف نیست برعکس بسیار پویا و توانمند است ، مشکل اصلی این نیست که دولت بر تمام شئون اجتماعی مسلط است، مشکل اینجاست که دولت تقریبا بر چیزی مسلط نیست.

در فرایند مدرنیزاسیون در کشورهای جهان سوم دولت مدرن تقریبا زائده ای بود در شبکه ای پیچیده و درهم تنیده از نهادها و بازیگران بیشا مدرنی و جامعه ای مدنی که بسیار توانمند تر از قدرت دولت بودند. شبکه ای از روحانیون، پاسداران نهادهای سنتی، خان های محلی، روسای عشایر و... که همگی در توافقی در تقسیم منابع نظم کهن را حفاظت می کردند. در چنین شرایطی دولت عملا در اجرای دو کارویژه اصلی خود یعنی بسط اقتدار و قانونگذاری کاملا ناتوان بود زیرا نه می توانست خود را بعنوان تنها منبع دارای مشروعیت قانونی تثبیت کند و نه سایر بازیگران به به تصمیمات آن وقعی می گذارند.

در غرب گسترش دولت تقریبا با منکوب کردن سایر بازیگران واز تار ومار کردن شبکه گسترده جامعه مدنی پیشا مدرن همراه بود. قدرت گرفتن دولت مدرن و رشد نهادهای بازار آزاد تقویت کننده یکدیگر اند، تنها بازیگرانی که همیشه منافع مشترک داشته اند. گسترش نظام بازار موجب کوچکتر شدن حوزه قدرت بازیگران و شبکه ای مدنی پیشامدرن می شود و بسط الزامات دولت مدرن را در پی دارد .جامعه مدنی مدرن کاملا در تضاد با جامعه مدنی پیشا مدرن است، شبکه تشکیل شده از کنشگران فردی نه گروهای اجتماعی که به دنبال افزایش منافع فردی خود هستند نه حفظ پرستیژ اجتماعی گروه اجتماعی منسوب به آن. دولت در چنین شبکه ای بعنوان قدرتمند ترین بازیگر با سازوکاری خود محور داور و قانون گذار عرصه منازعات جامعه مدنی است نه بازیگری در ردیف سایر بازیگران و ... "

از کانال آستانه تجدد
@Astaneyetajadod

به بیان دیگر شاید بتوان گفت مشکل ما شاید به جای بزرگی "دولت" در واقع نبودن "دولت" است، تعبیر "مجمع القبایل" که در توصیف اوضاع ساختار سیاسی ایران به کار می بریم، یحتمل استعاره بدی نباشد. والله اعلم.


کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
کینز را فراموش کن!

خیلی ها سیاست های ریاضتی "نئولیبرال ها" را نقد می کنند، آیا ریاضت اقتصادی سیاستی شکست خورده است؟

خیر! با بررسی ۱۶ کشور و ۲۰۰ برنامه ریاضتی نشان داده می شود که انضباط مالی و ریاضت اقتصادی (کاهش مصرف دولت یا افزایش مالیات) موفق عمل کرده اند. کاهش هزینه های دولت حتی از افزایش مالیات موثرتر بوده است. علت چیست؟ سیگنال مثبت به سرمایه گذاران برای اینکه دولت سر عقل آمده و کاری به کارشان ندارد و آدم ها پول بیشتری برای سرمایه گذاری و مصرف دارند که اقتصاد را راه می اندازد. ظاهرا نباید نقش انگیزه ها را ندیده گرفت، والله اعلم.

کانال راهبرد/ امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
👍1
درس های اقتصاد سیاسی؛ چرا سرمایه داری؟

سیستم سرمایه داری بر دو رکن مالکیت خصوصی و آزادی قرارداد استوار است. این دو نهاد مشوق هایی را فراهم می آورند که به رفتارهای خاص و پیش بینی پذیر می انجامند و الگوی رفتاری حاصل از این نهادهای بنیادین سرمایه داری با کارایی اقتصادی و آزادی فردی سازگار است. شرط بقای فرد در جامعه سرمایه داری جستجو و مذاکره برای مبادله های داوطلبانه است، رفتارهای انسان را اصل منفعت شخصی، مسئولیت شخصی و اراده شخصی (حق تعیین سرنوشت) هدایت می کند.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
توصیه یک واقعگرا به دولت امریکا

استفن والت معتقد است امریکا نباید خودش را در جهنم خاورمیانه گیر بیندازد، بعد از جنگ جهانی دوم تا پایان جنگ سرد در دهه ۹۰ سیاست خوبی را پیش گرفته بود، ولی اکنون میل به شکل دادن همه چیز بر اساس ارزش های امریکایی بر اهالی واشینگتن غلبه کرده است. در صحاری خاورمیانه قدرت مسلطی نیست و به نظر نمی آید در آینده هم کشوری بر بقیه مسلط شود و خطر ایجاد کند. باید نیروها را از عراق و سوریه خارج کرد و روی جای مهمتر (شرق آسیا) سرمایه گذاری کرد. فقط باید تجهیزات اطلاعاتی و برخی ابزارهای موجود در منطقه را حفظ کرد که در صورت لزوم در آینده استفاده شوند.

ارتباط مناسب با "همه" کشورها و مداخله حداقلی به نفع کشورهای در معرض تهدید حریف برای حفظ توازن قدرت بهترین کار است. بگذاریم همه از مزایای ارتباط با قدرتمندترین کشور جهان بهره ببرند و برای جلب حمایتش تلاش کنند.

کسانی معتقدند چنین نگاهی در مورد حکومتهایی مثل ایران کارساز نیست، ولی اگر ایران آن تصمیم مهم را بگیرد که می خواهد ملت باشد نه نهضت و عقلانیت سیاسی را از خود نمایش دهد البته کار حل است، الله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
موشک در برابر خودرو؟

دیدم دوستی گفته بود چرا در صنایع موشکی می توانیم ولی در خودروجات نمی توانیم؟ پاسخ همان کلمه قبیحه است: بازار!

بین اختراع و نواوری مورد پذیرش بازار تفاوت بسیار است، در یکی پول خرج می کنی و چیزی حاصل می شود، ولی از اختراع تا نواوری مورد پذیرش بازار که مشتری در مقایسه با رقبا حاضر باشد، پولی که با زحمت به دست آورده را برای خریدش خرج کند، راه درازی است. ایمان و تعهد و اعتقاد شرط است، ولی تدبیر و هوشمندی برای خلق ثروت البته مهمتر است.


کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
در باب روانشناسی چپ!

دیدم دوستی فرزانه بخشی از کتاب "جامعه صنعتی و آینده آن" نوشته نابغه غریب و جنجالی امریکایی، تد کازینسکی، را در باب روانشناسی چپ ها آورده است که خواندنش خالی از لطف نیست:

"چپ گرایان تمایل دارند از هر آن چه که تصویری از نیرومند، خوب و موفق بودن داشته باشد متنفر باشند.آنان از ایالات متحده آمریکا، تمدن غربی، مردان سفیدپوست و خردگرایی متنفرند. دلایلی که چپ گرایان برای نفرتشان از غرب عنوان می کنند با انگیزه های حقیقیشان ارتباطی ندارد. می گویند از غرب متنفرند چون جنگ افروز، امپریالیست، سکسیست و نژادپرست است.

اما هنگامی که همین مسائل در کشورهای سوسیالیستی یا تمدن های قدیم دیده می شوند، می کوشند برای آن ها توجیه بیابند و در بهترین حالت با بی میلی می پذیرند که چنین مسائلی واقعیت دارند.در حالی که با شور و حماسه و اغراق در مورد همین مسائل در دنیای غرب سخن می گویند.

روشن است که این ها دلایل اصلی نفرت چپ گرایان از غرب و ایالات متحده نیست. چپ گرایان از غرب و ایالات متحده متنفرند زیرا این دو نیرومند و موفق هستند. کلماتی مانند اعتماد به نفس، خوداتکایی، انگیزه، ماجراجویی و خوش بینی در فرهنگ لغت چپ گرایان و لیبرال ها [در معنای امریکایی آن] جایگاه پایینی دارد.

چپ ضد فردگرایی است، به جمع گرایی ایمان دارد.از جامعه می خواهد مشکلات افراد را برایشان حل کند، نیازهایشان را ارضا کند، از آنان حفاظت کند. او فردی نیست که در ذات خود احساس توانایی حل مشکلاتش را داشته باشدچپ گرا از مفهوم رقابت متنفر است، چون همیشه ته دلش خودش را یک بازنده می بیند".
https://bit.ly/2Pkyqgb
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
یاد ایام

تصویری از خودروهای تولیدی در آلمان شرقی (راست) و غربی (چپ) پیش از فروپاشی دیوار برلین و اتحاد دو آلمان!

یکی اقتصاد بازار و به طور نسبی آزاد و دیگری اقتصاد برنامه ریزی شده و غیرآزاد، تفاوت از خورشید هم روشن تر است. بدون آزمون بازار و فقط با تکیه بر تعهد! خلقی و ایدئولوژیک حاصل کار چندان رضایتبخش نبود. بدون تن دادن به نیروهای بازار و رقابت پیشرفت واقعی شوخی است، زیرا انگیزه ای برای بهبود وجود ندارد، والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
افسانه کمپانی های اسلحه سازی امریکا

کسانی ‏گفته اند کارخانه های اسلحه سازی با لابی های گسترده پشت تمام جنگ هایند و سیاست خارجی امریکا را تعیین می کنند، ارقام بزرگترین پیمانکاران تسلیحاتی ۲۰۱۷ چیز دیگری را می گوید، حدود ۱۵۶ میلیارد چوق ارزش قراردادهای آنها با وزارت دفاع امریکا است و حدود ۷۶ میلیارد هم حجم صادرات به دیگر کشورهاست.

اما وقتی این اعداد را با حجم اقتصاد امریکا (بیش از ۱۹ تریلیون دلار) و همچنین حتی صادرات عمده این کشور یعنی ماشین آلات ترابری (۲۷۸ میلیارد دلار) و کامپیوتر و الکترونیک (۲۰۸ میلیارد دلار) و مواد شیمیایی (۱۹۳ میلیارد دلار) مقایسه می کنیم، می بینیم که صنایع اسلحه سازی بعید است آنقدر که چپول های ضدامپریالیست می گویند اثرگذار در سیاست خارجی یانکی ها باشند، والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
👍1
معرکه گیری با پترودلار؛ اندیشه های ضدبازار در دانشگاه

نقل کرده اند که مارگارت تاچر، بانوی آهنین که سیاست های او در جهت بازاری کردن اقتصاد آماج نقد بسیاری از منتقدان بوده و است، زمانی گفته بود چیزی به نام جامعه نداریم هرچه هست مردان و زنان اند و خانوارها؛ حرفش این بود که اگر قرار است از موجودیتی انتزاعی به نام اجتماع صحبت کنیم نمی توان چیزی مستقل و فراتر از اراده افراد را تصور کنیم که آنها را به این یا آن سو پیش می راند, دیدگاه اقتصادی وی و سیاست هایی که دنبال کرد نیز بر همین مبنا بود. اگر این را به عنوان نشانه ای از نئولیبرالیسم بدانیم، نتیجه اش این می شود که چیزی به نام "جامعه شناسی" (سوسیولوژی) به عنوان یک "لوژی" یعنی علمی با منطق و زبان و قواعد مستقل را مورد تردید قرار می دهد. از نقدها و حرف ها بر این ادعا که بگذریم غریب نیست اهالی "جامعه شناسی" (سوسیولوژی) چندان با چنین نگرشی بر سر مهر نباشند و می شود دید که بیشتر نقدها بر کلمه قبیحه نئولیبرالیسم از این دانشکده ها و به ویژه جایی در حوالی پل گیشا بیرون می آید؛ باند "چپ" های ضد بازار!

"چپ" به اندیشه ای دلالت دارد که خود را با ضدیت با نئولیبرالیسم (با مسامحه همان لیبرالیسم) و اقتصاد بازار آزاد و خصوصی سازی تعریف می کنند، حرف از ضرورت محدود کردن سرمایه داری افسارگسیخته و رانت آنها و بازتوزیع و "عدالت اجتماعی" می زنند و به دنبال راه حل های به اصطلاح "غیربازاری" برای حل مسائل اند تا به اصطلاح بازار همه عرصه های "اجتماعی" را نبلعد. نقدهایشان را هم برآمده از مارکس و متفکران مکتب فرانکفورت و چهره های جدیدتری مثل ژیژک و بوردیو می دانند و کانون اصلی آنها را دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران می شناسیم. هوادارانی هم دارند و موضع گیری هایی مثل مخالفت با واگذاری های دولتی در موردی مثل نیشکر هفت تپه و قانون کار و مانند آن تا نقد حضور مردم در مراسم تشییع خواننده ای جوان را هم در این سالها از آنها دیده ایم. تعدادشان آنقدر هست که صداها در فضای عمومی شنیده شود، به ویژه اگر مرشد اهل مصاحبه و جنجال هم داشته باشند.

اشاره به "عدالت" و "رساندن حق به حق دار" برای خلایق جاذبه زیادی دارد، کوبیدن فساد و اینکه سرمایه داران وابسته و بورژوازی خون ها در شیشه کرده اند، همیشه شنونده داشته است. اگر اوضاع خوب نیست سخت ترین کار این است که مسئولیت را متوجه خود بدانیم، ولی چنین نگاه هایی یک دشمن آماده و دم دست را معرفی می کنند؛ نیروهای بازار، سرمایه داران و البته دولت حامی آنها. وعده فرادستان را به زیر کشیدن و حق زیردستان را در سینی پیش کش کردن البته جالب است.

نگارنده بارها توضیح داده است که نقد هر چیزی از جمله نئولیبرالیسم البته حق مسلم همه است، ولی اینکه رژیم اقتصادی-سیاسی ایران را نئولیبرال بدانیم و دائم فریاد بزنیم همه مصائب از آن بر می خیزد در بهترین حالت ناشی از کم اطلاعی است، اگر هم بخواهیم با این به اصطلاح نقدها سیاسی کاری و مریدپروری کنیم البته حرف دیگری است. این معرکه گیری ها از یک دانشگاه های رانتی که با پترودلار آبیاری می شوند بر می خیزد، اگر در مملکتی بلاخیز با هزار مشکل "اجتماعی" جدی که باید به درمانشان پرداخت، پولی اضافه به استادان دانشگاه پرداخته نمی شد، بعید بود خیلی ها به این وسعت به تفنن هایی مثل نقد نئولیبرالیسم "واقعا ناموجود" بپردازند. پولی هست و پرداخت آن ربطی به عملکرد افراد ندارد، پس خیلی ها انگیزه پیدا می کنند که حرف هایی بزنند که هرچند "فایده" ندارد، ولی به درد سیاسی بازی می خورد. راه حل قضیه البته روشن است، همان چیزی که خیلی ها آن را نقد می کنند؛ خصوصی سازی هرچه بیشتر آموزش عالی! آیا این بدان معناست که جلوی نقدها را بگیریم؟ به هیچ وجه. نقد نه تنها جزء حقوق بلکه حتی اضافه حقوق آدمهاست؛ همه حق دارند از کاستی ها انتقاد کنند، ولی اینکه با پول عمومی بخواهیم حرف های فانتزی بزنیم البته به زیان همان ندارهایی است که علم حمایت از آنها را برداشته ایم. هزاران موسسه خصوصی (موسسه میزس و ادام اسمیت و ....) اینجا و آنجا جهان اند که حرف های غیر از به اصطلاح "اقتصاد جریان اصلی" می زنند، با اعانه و کمک های متعدد یا درآمد حاصل از پژوهش اموراتشان را می گردانند و دخل و خرج شفافی دارند. همین را می شود برای ایران هم می شود پیشنهاد کرد. اگر فکر می کنید حرف های خوبی دارید، البته عالی است، این گوی و این میدان. والله اعلم.
https://bit.ly/2URgi3o

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
در باب دولت و اقتصاد مستراح!

ناگفته پیداست که در دسترس بودن سرویس بهداشتی برای شهروندان شاید از مهمترین زیرساخت هایی! است که یک کشور برای توسعه باید از آنها برخوردار باشد، قضیه آنقدر پررنگ است که یکی از اهداف توسعه پایدار سازمان ملل نیز همین تامین شرایط بهداشتی اولیه است.

در هند اما کار ساده نیست، بیش از نیمی از خانوارها به سرویس بهداشتی دسترسی ندارند و بانک جهانی می گوید یک از ده مورد از مرگ ها در هند را باید ناشی از این مسئله دانست، آلوده شدن آبهای زیرزمینی و اسهال و بیماری های عفونی هر ساله باعث مرگ سیصد هزار نفر می شود. میلیون ها نفر هم به دلیل آب آلوده دچار عوارض رشد نامناسب می شوند. خیلی ها به ویژه زنان مجبورند تا تاریک شدن هوا یا پیدا کردن مکان های خلوت صبر کنند که افزایش سرقت و تجاوز پیامد آنست.

فهمیدن چاره کار انگار دشوار نیست، ساختن آبریزگاه های بیشتر، نخست وزیر کنونی هند، مودی، اعلام کرد اولویت ساخت و بازسازی آبریزگاه حتی از معابد پرشمار هند هم بیشتر است و ماموریتی به نام هند پاک هم برای دولت تعریف شده است. دولت هند در دو سال 2014 و 2015 ده میلیون آبریزگاه ساخته است و بناست تا 2019 شصت میلیون دیگر هم ساخته شد. اما متاسفانه ساختن سرویس ها کافی نبود.

تا اواسط 2015 دولت متوجه شد که از اکثر آبریزگاه استفاده نمی شود و باید مردم را به استفاده از آنها "قانع" کرد. راه کار البته به شدت خلاقانه! بود، بسیاری از کارکنان دولت و گروه های داوطلب در روستاها راه افتادند و به هرکس که در ملاء عام قضای حاجت می کرد تذکر می دادند، کار به جایی رسیده بود که به برخی کودکان روستایی یک سوت داده بودند که دنبال مجرمان! می افتادند و با سوت زدن و سروصدا آنها را رسوا می کردند. دولت باید بر آبریزگاه ها نظارت می کرد و حتی مشوق هایی هم برای استفاده از این محصول مجانی! در نظر گرفته بود.

در برخی روستاها که با خشکسالی روبه رو بودند، نظافت آبریزگاه در عمل ممکن نمی شد، وقتی آب برای نوشیدن نیست، تمیز کردن مستراح خیلی لوکس به نظر می رسید! در این نهضت ملی ساخت مستراح چنانکه در هر کار دولتی انتظار داریم، خیلی از تاسیسات تازه به سرعت و بدون رعایت استانداردها ساخته شده بود و بوی بد و لشکر مگس ها در عمل آنها را به متروکه تبدیل کرده بود.

اما در اینجا هم سازمان های بخش خصوصی توانسته اند کاری کارستان کنند، تی بی سی، کنسرسیومی بین المللی از شرکت ها، سرمایه گذاران اجتماعی و کارشناسان بهداشت این وضعیت را به عنوان فرصتی سودآور 62 میلیارد دلاری دیدند، آنها در سه حوزه تامین مستراح جات و ابزار مربوط، بازیافت پسماندهای انسانی و حتی گردآوری اطلاعات از وضعیت سلامت "مشتریان" فعال اند، این آخری می تواند برای سیاستگذاری های بهداشت و درمان منبعی ارزشمند باشد. عبارت جالبی را هم به کار می برند: اقتصاد مستراح!

از میزان درآمد و عملکرد این شرکت چیزی به چشمم نخورد، ولی روشن است که می توان به بهبود اوضاع امید داشت، به جای بوروکرات های فاسد دولت، اکنون با کارآفرینانی روبه روییم که می خواهند جهان را جای بهتری کنند، حواسشان هم هست که پولشان را چطور خرج کنند و برخلاف سیاسیون از پول دیگران خیرات نمی کنند. می دانیم که یک بیزینس پول ساز مثل پروژه های دولتی نیمه کاره رها نمی شود، زیرا خودش پول خودش را در می آورد و انگیزه برای ادامه آن هست. راستی شهرداری ها در ایران نیز با مشکلی مشابه روبه رویند، شاید چاره کار آنها هم اعتماد به بازار و کارآفرینان باشد، والله اعلم.

https://bit.ly/2GEDhVH
https://amzn.to/2IRftl5

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
در ضرورت تئوری برای اهالی بهارستان


رییس مجلس در همایشی گفته است: "در دوره قبل از این دولت نیز آشفتگی‌هایی وجود داشت و مقوله عدالت درست تعریف نشده بود و البته این مشکل کماکان وجود دارد.

من به دنبال تئوری پردازی نیستم و شرایط کشور نیز این را نمی‌پذیرد. در حال حاضر باید به دنبال فعالیت مصداقی باشیم. تئوری پردازی کار سیاستمداران نیست و این وظیفه شما اقتصاددانان است ... دخالت دولت در اقتصاد، مخل اقتصاد است. تئوری رقابت و اقتصاد آزاد به نوعی همان ایجاد عدالت اقتصادی است ... نقش دولت در حالت اقتصاد آزاد و فضای رقابتی، ایجاد امنیت و بسترسازی برای ایجاد یک رقابت سالم است".

تا اینجا صحبت بزرگوار امیدوار کننده است، ایشان در ادامه می گوید: "تجارب امنیتی من نشان می‌دهد آمریکایی‌ها با همکاری و نفوذی که در شرکت‌های مختلف دارند برنامه‌های مفصلی برای این شرایط دارند ... ما یک سازمان که متولی توسعه در کشور باشد نداریم. روی این موضوع فکر کنید".

تمام مصیبت ما اینست که به اهالی سیاست بفهمانیم؛ بازار فی نفسه "راه حل" مشکلات نیست، بلکه این "فرصت" را به "ما" می دهد ‏تا مشکلات "خودمان" را حل کنیم. در واقع بازار مشکلات را حل نمیکند، انسان های آزاد هستند که چنین می کنند.

در بازار است که افراد این آزادی را پیدا میکنند که راهی برای گشودن گره های خود و دیگران بیابند. از این رو باید آن را قدمی ضروری برای جستجوی راه حل و نه خود آن دانست. حرف اینست که به جای بوروکرات های دولت که دانش و انگیزه کار را ندارند، ۸۰ میلیون آدم باانگیزه "منفعت طلب" کار را پیش ببرند، نه نهادی که متولی! توسعه است. با این قبیل به اصطلاح نهادها چیزی که از در بیرون کردیم از پنجره بر می گردد!

آقایان سیاستمدار از قضا مهمترین کار شما پرداختن به موارد خاص و بررسی تجربه های امنیتی نیست، بیش و پیش از آن باید "تئوری" توسعه و پیشرفت و امنیت داشته باشید، والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
منطق یارانه های دولت

یارانه معنایی جز این ندارد: از جیب همه مردم به جیب عده ای خاص همراه با اتلاف و فساد منابع، در مورد یارانه های سوخت هم قضیه متفاوت نیست، والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
در باب روز معلم

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
بنگر که کار جنون ما به تماشا کشیده!

دکتر موسی غنی نژاد که عمرش دراز باد در یک سخنرانی از پیشنهاد رشوه 50 میلیاردی برای گرفتن ریاست سازمان تامین اجتماعی به وزیر تعاون خبر داده بود؛ رقم حیرت آور بود و سوال پیش می آمد مگر این بیزنس! چقدر سود دارد که این سرمایه گذاری اولیه کلان برای آن توجیه پذیر است؟ بازار حدس و گمان در مورد عرض و عمق فساد در ایران دوباره داغ شده است.

این نگاه البته جز ایران، در گذشته و حال، در جاهای دیگر دنیا هم سابقه دارد، در امریکای قرن 19 به آن "سیستم تاراج" می گفتند، فرض این بود برنده رقابت سیاسی مجوز جمع آوری "غنائم" را هم دارد. گفته اند: "در جریان انتخابات ۱۸۲۸ یکی از نمایندگان کنگره در اشاره به پیروزی اندرو جکسون گفته ‌بود: غنایم و تاراج به فرد پیروز تعلق دارند. سیستم تاراج در سال‌های ۱۸۲۰ و در دوران ریاست‌جمهوری جکسون به نامطلوب‌ترین شکلش رسید. به باور جکسون در اداره امور دولتی نیاز به تخصص چندانی نبود و دلیلی برای ادامه حیات اداری دولت در زمان تغییر بافت سیاسی وجود نداشت".

حرف بزرگوار این بود که "آنچه به خاطر بقای شغلی مقامات اداری از دست می‌دهیم، بیشتر از آن چیزی است که به سبب تجربه آنها عاید ما می‌شود؛ بنابراین با تعویض مقامات اداری و با توجه به وفاداری روشن و بارز آنها به حزب، مزایای بیشتری عاید شده و حتی فساد کاهش می‌یابد".

نظیر تفکر او در ایران نیز زیاد به چشم می خورد، یک نمونه ملال آور آن بحث همیشگی ضرورت تقدم تعهد بر تخصص است. اما معمولا این نوع حامی پروری عاقبت خوشی هم ندارد، از جمله در همان مورد فوق، در سال ۱۸۸۱، رئیس‌جمهور آمریکا، جیمز گارفیلد (با آن شخصیت کارتونی محبوب اشتباه نشود)، توسط یکی از طرفداران سیستم تاراج که وعده تصدی یک شغل دولتی به او تحقق نیافته بود به قتل رسید و بعد از آن بود که با توجه به فشارهای سیاسی فراوان انگیزه برای تغییر اوضاع ایجاد شد. شاید قتل های مشکوک و هفت تیر کشی هایی که هر از چندی در ایران هم رخ می دهد را بشود از این منظر هم بررسی کرد.

در مملکتی که یک راه پول به جیب زدن فساد اداری دولتی هاست و در یک مورد ملت 50 بیلیون چوق برای شغل دولتی خرج می کنند، شوخی است از سرمایه داری و بازار آزاد صحبت کنیم و فریاد کنیم که چه نشسته اید که نئولیبرال ها ما را بدبخت کردند. این سیستم تاراج همان توصیفی است که به آن اقتصاد تیول داری گفته اند و دکتر میرزاخانی عزیز آن را باب کردند.

راه حل کار چیست؟ باور کنید چاره ای جز آزادتر کردن اقتصاد و محدودتر کردن دولت ندارد. توصیه به بزرگتر کردن دولت و افزایش خدمات عمومی با توجیه های متوهمانه ای مثل "عدالت اجتماعی" مثل اینست که یک گله گرگ را هرروز غذا دهی و پروارتر کنی، ولی بعد گله کنی که چرا نسبت به ما دید دوستانه ندارند! والله اعلم.

پ.ن: اگر می بینید سازمان های جهانی اعطای وام به کشورهایی مثل ما را موکول به انضباط مالی و کم کردن هزینه های دولت می کنند؛ دلیل مشخص اش اینست که می خواهند احتمال واریز شدن منابع حاصل از وام به جیب های گشاد بوروکرات های عاشق خدمت دولت را کمتر کنند، وگرنه پدرکشتگی با کم درآمدها ندارند. به نام فقرا، کام خیلی از بوروکرات ها شیرین شده است.

https://t.me/eghtesadmag/591

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
داستان یک توهم: عدالت اجتماعی

عدالت اجتماعی معنایی جز نفرت از آنهایی که از زندگی راحتی برخوردارند ندارد؛ به زبان ساده بر چیزی جز رشک و حسادت استوار نیست.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
مشت های محکم واقعیت!

شغل اصلی نگارنده این سطور تدریس و معلمی است، دو روزی از "روز معلم" نگذشته است، دوستی فرهیخته، مرتضی کاظمی، پیامی کوبنده برای امثال من و خودش داشت که حکم سوزنی را دارد برای مایی که دائم در حال جوالدوز زدن به دیگران و نقد زمین و زمان ایم:

"عرض کنم خدمت شما؛ در نقش و اهمیت جایگاه معلم (در همین مفهوم رایج به معنای کسی که در استخدام دولت است) اغراق کرده‌ایم. معلم بودن اینقدر که گفته‌ایم و شنیده‌ایم مهم نیست. نقش معلم حداکثر همان‌قدر مهم است که نقش نجار و بقال و خلبان و راننده اتوبوس و نانوا و کارگر ساختمانی و بنا و مهندس و پزشک مهم است.

صادقانه عرض کنم، در جامعه ما این شغل‌هایی که اسم بردم از نقش و اهمیت معلم مهم‌تر و جذاب‌تر است. با عرض معذرت، خدمت ملت شریف ایران و دوستان بزرگواری که معلم مدرسه و آموزشگاه‌ها یا استاد دانشگاه هستند عرض کنم فعلاً حضرات معلم‌ها (که خودم نیز بعضاً یکی از آنها هستم) غالباً افرادی زیاده‌خواه هستند که چندان مثمر ثمر نیستند اما دائم نق می‌زنند و انتظار دارند از جیب ملت حتی با زور و کنترل‌گری و اعتراض بهره‌ها ببرند.

اینکه عرض می‌کنم معلم‌ها چندان مثمر نیستند منظورم معلم‌های دوره ابتدایی نیست. معلم‌های دوره ابتدایی همین که خواندن و نوشتن آموزش داده‌اند مثمر ثمر بوده‌اند و هر چه دستمزد از جیب ملت گرفته‌اند نوش جانشان باد. اما حضراتی که در چند ده‌سال گذشته، هزاران میلیارد تومان از جیب ملت خورده‌اند اما تدریس‌هاشان در زبان انگلیسی و عربی (و بسیاری از درس‌ها و وعظ‌ها) تقریباً بی‌ثمر بوده یا حضراتی که در کسوت استاد دانشگاه، هزاران میلیارد تومان از جیب ملت برداشت کرده‌اند و نتیجه‌اش خیل عظیمی از بی‌ثمرهای تحصیل‌کرده بوده؛ دچار توهمات شده‌اند که فکر می‌کنند نقش پیامبری بر عهده دارند و دولت و ملت به آنها بدهکار هستند و دائم باید چهارزانو در حال تعظیم و تکریم‌شان باشند.

شاید بد نباشد به دوستان معلم و استاد دانشگاه که چنین شرایطی را تأیید می‌کنند پیشنهاد کنیم نانوا و راننده تاکسی بودن یا سایر شغل‌های شریف که معمولاً پرثمرتر است را از معلم بودن جدی‌تر بگیرند".

نقدی گزنده ولی واقعی بود برای امثال من، باشد که ادب شویم، والله اعلم.

از @MortezaZendegi

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حل نهایی مشکل مسکن!

دیدم عزیزی گفته بود بهداشت و آموزش و مسکن شهروندان را دولت باید تامین کند؛ از بحث های مسکن اجتماعی بگذریم که نمونه ها با نتایج مشخص در ایران داشتیم یک تجربه "موفق" برای حل این بلیه در شوروی سابق وجود داشت: آپارتمان های اشتراکی!

آپارتمان های بزرگ با اتاق های متعدد که چند خانوار (گاه تا 15) در آن زندگی می کردند، هر اتاق متعلق به یک خانواده بود و آشپزخانه و حمام و بقیه مشاعات را هم باهم استفاده می کردند.

احوال همه از بودن در جمع خوش! بود، جاسوسی هم البته رواج داشت که کسی علیه دولت خیّر خانه ساز حرفی نزند و گاه ملت برای رفتن به خانه های بزرگتر حتی ازدواج می کردند! برابری کامل برقرار بود و البته تضاد طبقاتی هم وجود نداشت! کیفیت ساخت دولتی هم که می دانیم همیشه عالی است. شاید بد نباشد این راه حل را هم در نظر بگیریم، والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نگاهی از نزدیک به راه حل پیشنهادی مسئله مسکن

برای آنکه بهتر با فضای دلپذیر آن آپارتمان های اشتراکی که پیشتر وصفش آمد، آشنا شوید، یکی از اهل دل یک ویدئو طنز جالب در مورد آنها ساخته است که به خوبی حال و هوای ساکنان را نشان می دهد.


کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
در باب گرانی

دیدم گزارشی را نشان می دهند درباره گرانی اخیر گوجه سبز؛ گزارشگر چنان با آب و تاب از گرانی آن می گفت که تردید می کردی قضیه در مورد گوجه سبز است یا گندم و برنج که قوت غالب خیلی هاست. یاد خاطره ای از دوران ماضی افتادم. واقعا که حکومت بر صحاری خاورمیانه و ایران جزء مشاغل سخت است، والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
از خوبای محافظه کار

این بزرگوار فرانسیس فوکویاماست که زمانی پس از فروپاشی شوروی ادعایش در مورد پایان تاریخ خیلی خبرساز شد، حرفش این بود که از این به بعد فرم حکومتی غالب لیبرال دموکراسی است و باید با دیگر ایدئولوژی ها خداحافظی کرد.

به تازگی در یک مصاحبه دل بسیاری از مخالفان را شاد کرده و جمله ای غریب گفته بود که با توجه به این اوضاع پیچیده و نابرابری و سیاست هویت و ... سوسیالیسم باید بازگردد. انگار که به نوعی استغفار کرده باشد. رندان منتقد به شدت استقبال کردند که حتی فرانسیس کبیر هم اقرار کرد و به قول اهالی اصفهان حتما "چیزی" لای کوکو هست که صدای این هم درآمده است.

اما بزرگوار بلافاصله توضیح تکمیلی داد، منظورم از سوسیالیسم چیزی در مایه حمایت اجتماعی و کمک های رفاهی بود، نه مالکیت عمومی ابزار تولید که شماها دنبالش هستید، من با سوسیالیسم مخالفم و تنها رقیب جدی لیبرال دموکراسی را هم سرمایه داری دولتی چین می دانم، آن هم به خاطر ترس از پوپولیسم های راست است.

خلاصه دوستان منتقد "استغفار" فرانسیس مقدس را زیاد رادیکال تفسیر نکنند بهتر است، والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel