از این بی حال ها کاری بر نمی آید؛ یک "مرد" پیدا نمی شود این برنامه های "عالی" اقتصادی را اجرا کند؟
اینجا همان نقطه غلبه "تمامیت خواهی" و "فاشیسم" است؛ ایراد اینست که متوجه نمی شوند که مشکل با خود برنامه های در ظاهر "عالی" است نه اجرای آنها؛ برنامه ریزی برای اقتصادهای پیچیده امروزی محکوم به شکست است و از پی اش چیزی جز تمامیت خواهی نمی آید. دولتی ها با هر میزان خیرخواهی و بی طرفی، دانش و انگیزه کافی برای برنامه ریزی اقتصادی با ۸۰ میلیون بازیگر را ندارند؛ آنها نمی توانند جای "دست نامرئی" بازار را بگیرند. والله اعلم.
Road to serfdom
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
اینجا همان نقطه غلبه "تمامیت خواهی" و "فاشیسم" است؛ ایراد اینست که متوجه نمی شوند که مشکل با خود برنامه های در ظاهر "عالی" است نه اجرای آنها؛ برنامه ریزی برای اقتصادهای پیچیده امروزی محکوم به شکست است و از پی اش چیزی جز تمامیت خواهی نمی آید. دولتی ها با هر میزان خیرخواهی و بی طرفی، دانش و انگیزه کافی برای برنامه ریزی اقتصادی با ۸۰ میلیون بازیگر را ندارند؛ آنها نمی توانند جای "دست نامرئی" بازار را بگیرند. والله اعلم.
Road to serfdom
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
👍1
حکومت ها چطور از انقلاب جلوگیری می کنند؟
"چائوشسکو و هم پالکیهایش چهار دهه بر ۲۰ میلیون رومانیایی سیطره داشتند چون خیالشان از بابت سه چیز اساسی راحت بود:
اول اینکه، کنترل تمام شبکه های همکاری نظیر ارتش و اتحادیه های کارگری و حتی انجمنهای ورزشی را به نیروهای کمونیست سرسپرده و وفادارشان واگذار کردند.
دوم اینکه مانع شکل گیری هر نوع سازمان رقیبی – از سیاسی گرفته تا اقتصادی یا اجتماعی- شدند که ممکن بود مبنایی شود برای همکاری علیه کمونیست ها.
سوم اینکه، به پشتیبانی احزاب کمونیست دوست و همراهشان در اتحاد جماهیر شوروی و کشورهای اروپای شرقی تکیه داشتند. این احزاب، به رغم تنشهای گاه و بیگاه، در مواقع نیاز به یکدیگر کمک می رساندند یا دست کم تضمین می کردند که هیچ غریبه ای در کار بهشت سوسیالیستی شان دخالت نکند و سرک نکشد.
در چنین شرایطی، ۲۰ میلیون رومانیایی، علی رغم تمام رنج و مشقتی که خواص حاکم بر آنها میل می کردند، قادر به سازماندهی اعتراض هایی مؤثر نبودند".
از حضرت یووال هراری
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
"چائوشسکو و هم پالکیهایش چهار دهه بر ۲۰ میلیون رومانیایی سیطره داشتند چون خیالشان از بابت سه چیز اساسی راحت بود:
اول اینکه، کنترل تمام شبکه های همکاری نظیر ارتش و اتحادیه های کارگری و حتی انجمنهای ورزشی را به نیروهای کمونیست سرسپرده و وفادارشان واگذار کردند.
دوم اینکه مانع شکل گیری هر نوع سازمان رقیبی – از سیاسی گرفته تا اقتصادی یا اجتماعی- شدند که ممکن بود مبنایی شود برای همکاری علیه کمونیست ها.
سوم اینکه، به پشتیبانی احزاب کمونیست دوست و همراهشان در اتحاد جماهیر شوروی و کشورهای اروپای شرقی تکیه داشتند. این احزاب، به رغم تنشهای گاه و بیگاه، در مواقع نیاز به یکدیگر کمک می رساندند یا دست کم تضمین می کردند که هیچ غریبه ای در کار بهشت سوسیالیستی شان دخالت نکند و سرک نکشد.
در چنین شرایطی، ۲۰ میلیون رومانیایی، علی رغم تمام رنج و مشقتی که خواص حاکم بر آنها میل می کردند، قادر به سازماندهی اعتراض هایی مؤثر نبودند".
از حضرت یووال هراری
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
چینی ها می توانند یانکی ها را ادب کنند؟
چین ۱.۱ تریلیون دلار اوراق خزانه امریکا را در اختیار دارد؛ کسانی گفته اند در جنگ تجاری اخیر چینی ها با فروش این اوراق می توانند ضربه ای کاری به یانکی ها بزنند؛ اما این کار به دلایل زیر شدنی نیست:
۱. فروش این حجم از اوراق که باعث کاهش قیمت آنها خواهد شد، به زیان خود چینی هاست که انگار مالشان را آتش زده و دارایی ارزی ارزشمندشان را حراج می کنند.
۲. حتی در صورت فروش جایگزین مناسبی برای آنها وجود ندارد.
۳. پایین آمدن قیمت اوراق به معنای بالا رفتن بازده آنهاست، با این کار اوراق برای دیگر خریداران خارجی حتی جذاب تر هم می شود و خیلی ها به سراغ آن می آیند. در واقع فروش اوراق نمی تواند حتی به امریکا ضرر برساند.
۳. بالا رفتن بازده این اوراق (۱۰ ساله) که استانداردی برای دیگر انواع اعتبار است، هزینه همه انواع استقراض را بالا می برد.
۴. بازارهای مالی جهان و اوضاع طرف های تجاری چین به هم می ریزد و این برای صادرکننده بزرگی مثل چین مصیبت است و چین اعتبار خود را به عنوان بازیگری مسئول و معقول از دست می دهد.
https://cnn.it/2RmTovL
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
چین ۱.۱ تریلیون دلار اوراق خزانه امریکا را در اختیار دارد؛ کسانی گفته اند در جنگ تجاری اخیر چینی ها با فروش این اوراق می توانند ضربه ای کاری به یانکی ها بزنند؛ اما این کار به دلایل زیر شدنی نیست:
۱. فروش این حجم از اوراق که باعث کاهش قیمت آنها خواهد شد، به زیان خود چینی هاست که انگار مالشان را آتش زده و دارایی ارزی ارزشمندشان را حراج می کنند.
۲. حتی در صورت فروش جایگزین مناسبی برای آنها وجود ندارد.
۳. پایین آمدن قیمت اوراق به معنای بالا رفتن بازده آنهاست، با این کار اوراق برای دیگر خریداران خارجی حتی جذاب تر هم می شود و خیلی ها به سراغ آن می آیند. در واقع فروش اوراق نمی تواند حتی به امریکا ضرر برساند.
۳. بالا رفتن بازده این اوراق (۱۰ ساله) که استانداردی برای دیگر انواع اعتبار است، هزینه همه انواع استقراض را بالا می برد.
۴. بازارهای مالی جهان و اوضاع طرف های تجاری چین به هم می ریزد و این برای صادرکننده بزرگی مثل چین مصیبت است و چین اعتبار خود را به عنوان بازیگری مسئول و معقول از دست می دهد.
https://cnn.it/2RmTovL
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
در باب ارز ۴۲۰۰ تومانی و فرشته ها
فرض کنیم دلار ۴۲۰۰ تومانی را به جای تجار سودجو! به فرشته ها (با پرستوها اشتباه نشود) بدهیم که ارزاق و اجناس ضروری را وارد کنند و دغدغه فساد و زیرآبی رفتن آنها و صادرات مجدد و ... را نداشته باشیم، آیا در این حالت ادامه پرداخت دلار ارزان سیاست خوبی است؟ پاسخ به دلایل زیر یک نه بزرگ است:
۱. تولیدکنندگان داخلی توان رقابت با اجناس وارداتی ارزان (دلار ۴۲۰۰ تومانی) را ندارند، فروش و سهم بازار داخل آنها کاهش می یابد و مجبورند به تدریج دکان را تخته کنند.
۲. دولت مبتلا به کسر بودجه دائمی از درآمدی سرشار محروم می شود و برای تامین هزینه ها تورم را به اقتصاد تحمیل می کند؛ تورم که در واقع سرقت اشکار ثروت همه شهروندان اعم از فقیر و غنی است.
۳. چوب حراج زدن به منابع ارزی (دارایی همه شهروندان) نقض حق مالکیت آنها به شمار می آید. ارز را یا صادر کننده به کشور می آورد یا از صادرات دارایی های ملی/عمومی به دست می آید، ارزان فروشی ارز در هر دو حالت چیزی جز نقض حقوق مالکیت افراد نیست.
۴. تخصیص منابع در اقتصاد مخدوش می شود، در این حالت تقاضا برای کالاهای با قیمت ارزان بیشتر می شود و مصرف و سرمایه گذاری برای تولید بقیه کالاها کاهش می یابد؛ رشد بی قواره در یک بخش باعث رشد نکردن بخش های دیگر می شود.
دیدم یکی از مقامات دولتی سابق در مصاحبه ای با یاد از تجربیات درخشان! دوران جنگ ۸ ساله، از ضرورت اعدام ارزبگیران فاسد و ضرورت به کارگیری داغ و درفش برای اداره اقتصاد در شرایط حساس کنونی گفته بود؛ واقعیت اینست که دلار ۴۲۰۰ تومانی را حتی اگر به جای نورچشمی های سودجو دست فرشته ها هم بدهیم که مطمئن باشیم خطا نمی کنند، نتیجه باز هم واویلاست. اقتصاد نیت خوب بر نمی دارد، قانون هایی دارد که تن ندادن به آن نتایج مشخصی به بار می آورد.
اما بسیاری از اهالی دولت در ایران متاسفانه نه تنها خیلی از اقتصاد سر در نمی آورند، بلکه از فهم ماهیت و منطق عمل دولت و محدودیت های آن هم عاجز اند و این مصیبت کمی نیست، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
فرض کنیم دلار ۴۲۰۰ تومانی را به جای تجار سودجو! به فرشته ها (با پرستوها اشتباه نشود) بدهیم که ارزاق و اجناس ضروری را وارد کنند و دغدغه فساد و زیرآبی رفتن آنها و صادرات مجدد و ... را نداشته باشیم، آیا در این حالت ادامه پرداخت دلار ارزان سیاست خوبی است؟ پاسخ به دلایل زیر یک نه بزرگ است:
۱. تولیدکنندگان داخلی توان رقابت با اجناس وارداتی ارزان (دلار ۴۲۰۰ تومانی) را ندارند، فروش و سهم بازار داخل آنها کاهش می یابد و مجبورند به تدریج دکان را تخته کنند.
۲. دولت مبتلا به کسر بودجه دائمی از درآمدی سرشار محروم می شود و برای تامین هزینه ها تورم را به اقتصاد تحمیل می کند؛ تورم که در واقع سرقت اشکار ثروت همه شهروندان اعم از فقیر و غنی است.
۳. چوب حراج زدن به منابع ارزی (دارایی همه شهروندان) نقض حق مالکیت آنها به شمار می آید. ارز را یا صادر کننده به کشور می آورد یا از صادرات دارایی های ملی/عمومی به دست می آید، ارزان فروشی ارز در هر دو حالت چیزی جز نقض حقوق مالکیت افراد نیست.
۴. تخصیص منابع در اقتصاد مخدوش می شود، در این حالت تقاضا برای کالاهای با قیمت ارزان بیشتر می شود و مصرف و سرمایه گذاری برای تولید بقیه کالاها کاهش می یابد؛ رشد بی قواره در یک بخش باعث رشد نکردن بخش های دیگر می شود.
دیدم یکی از مقامات دولتی سابق در مصاحبه ای با یاد از تجربیات درخشان! دوران جنگ ۸ ساله، از ضرورت اعدام ارزبگیران فاسد و ضرورت به کارگیری داغ و درفش برای اداره اقتصاد در شرایط حساس کنونی گفته بود؛ واقعیت اینست که دلار ۴۲۰۰ تومانی را حتی اگر به جای نورچشمی های سودجو دست فرشته ها هم بدهیم که مطمئن باشیم خطا نمی کنند، نتیجه باز هم واویلاست. اقتصاد نیت خوب بر نمی دارد، قانون هایی دارد که تن ندادن به آن نتایج مشخصی به بار می آورد.
اما بسیاری از اهالی دولت در ایران متاسفانه نه تنها خیلی از اقتصاد سر در نمی آورند، بلکه از فهم ماهیت و منطق عمل دولت و محدودیت های آن هم عاجز اند و این مصیبت کمی نیست، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رمانتیسیسم تکنولوژی!
دیدم در شرح ویدئوی بالا گفته اند: "این ویدئو ادعا می کند که نظام اقتصادی سرمایه سبب شده تا رفاه در دنیا نسبت به دهه ها و شاید یک قرن گذشته افزایش یابد و نظام سرمایه داری باعث شده تا افراد بیشتری از فقر مطلق نجات یابند؟
در حالیکه دلیل کاهش فقر جهانی و رفاه مربوط به توسعه و پیشرفت تکنولوژی است و ارتباطی با نظام سرمایه داری ندارد. بواسطه توسعه و ورود تکنولوژی به بازار در دهه های اخیر تولید محصولات و رفاه افزایش یافته است.
بازار یک پدیده تاریخی است و از گذشته بوده و نظام سرمایه داری آنرا شکل نداده است. البته سرمایه داری تنها بازار آزاد را توسعه داده که در کنار منافع، هزینه های بالایی را هم داشته است".
اما نگاهی از این کژتاب تر به "تکنولوژی" وجود ندارد؛ انگار "تکنولوژی" از آسمان نازل می شود و ربطی به سرمایه گذاری و ساختار انگیزه ها و بسترهای نهادی ندارد. "تکنولوژی" سیستمی اجتماعی-فنی است و بدون آزمون بازار اساسا مجالی برای رشد و بهبود و ارزش آفرینی نمی یابد. یک پیشنهاد؛ مبحث "نوآوری های گسست آور" را بخوانید. والله اعلم.
Disruptive innovations
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
دیدم در شرح ویدئوی بالا گفته اند: "این ویدئو ادعا می کند که نظام اقتصادی سرمایه سبب شده تا رفاه در دنیا نسبت به دهه ها و شاید یک قرن گذشته افزایش یابد و نظام سرمایه داری باعث شده تا افراد بیشتری از فقر مطلق نجات یابند؟
در حالیکه دلیل کاهش فقر جهانی و رفاه مربوط به توسعه و پیشرفت تکنولوژی است و ارتباطی با نظام سرمایه داری ندارد. بواسطه توسعه و ورود تکنولوژی به بازار در دهه های اخیر تولید محصولات و رفاه افزایش یافته است.
بازار یک پدیده تاریخی است و از گذشته بوده و نظام سرمایه داری آنرا شکل نداده است. البته سرمایه داری تنها بازار آزاد را توسعه داده که در کنار منافع، هزینه های بالایی را هم داشته است".
اما نگاهی از این کژتاب تر به "تکنولوژی" وجود ندارد؛ انگار "تکنولوژی" از آسمان نازل می شود و ربطی به سرمایه گذاری و ساختار انگیزه ها و بسترهای نهادی ندارد. "تکنولوژی" سیستمی اجتماعی-فنی است و بدون آزمون بازار اساسا مجالی برای رشد و بهبود و ارزش آفرینی نمی یابد. یک پیشنهاد؛ مبحث "نوآوری های گسست آور" را بخوانید. والله اعلم.
Disruptive innovations
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
ایران و تحریم امریکا؟
در کتاب هنر تحریم می خوانیم که اثربخشی تحریم ها به یک جنبه روانی بسیار مهم وابسته است: عزم و استقامت کشور تحریم شده.
به تدریج فشار تحریم را بالا می برند تا سوژه تمکین کند، اینکه در چه زمان آن لحظه تسلیم رخ می دهد البته بستگی به عوامل متعددی دارد، ولی بیشتر آن را باید در روانشناسی رهبران سیاسی و اهالی قدرت در کشور تحریم شده جستجو کرد.
ظاهرا ایرانی ها همین منطق را برای امریکایی ها به کار گرفته اند و به تدریج سطح تهدیدها را بالا می برند تا عزم یانکی ها را محک بزنند؛ شلیک راکت به منطقه سبز بغداد، قضیه انفجارهای فجیره، فرودگاه های عربستان، سرنگون کردن پهپاد و مانند آن.
هر مرحله سطح تهدید را به تدریج بالا می برند و می بینند واکنش امریکا چیست و البته توزیع مکانی تهدیدها هم قابل توجه است؛ اینجا شاید روانشناسی سیاسی برای فهم رفتار دونالد شیردل و اوضاع آینده به کارمان بیاید، محافظه کار عملگرا که چشمش به پیروزی در انتخابات آینده است یا ماجراجویی که نمی خواهد دستش را بخوانند و هر کاری از دستش بر می آید؟ این میان خطر سوء محاسبه کم نیست، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
در کتاب هنر تحریم می خوانیم که اثربخشی تحریم ها به یک جنبه روانی بسیار مهم وابسته است: عزم و استقامت کشور تحریم شده.
به تدریج فشار تحریم را بالا می برند تا سوژه تمکین کند، اینکه در چه زمان آن لحظه تسلیم رخ می دهد البته بستگی به عوامل متعددی دارد، ولی بیشتر آن را باید در روانشناسی رهبران سیاسی و اهالی قدرت در کشور تحریم شده جستجو کرد.
ظاهرا ایرانی ها همین منطق را برای امریکایی ها به کار گرفته اند و به تدریج سطح تهدیدها را بالا می برند تا عزم یانکی ها را محک بزنند؛ شلیک راکت به منطقه سبز بغداد، قضیه انفجارهای فجیره، فرودگاه های عربستان، سرنگون کردن پهپاد و مانند آن.
هر مرحله سطح تهدید را به تدریج بالا می برند و می بینند واکنش امریکا چیست و البته توزیع مکانی تهدیدها هم قابل توجه است؛ اینجا شاید روانشناسی سیاسی برای فهم رفتار دونالد شیردل و اوضاع آینده به کارمان بیاید، محافظه کار عملگرا که چشمش به پیروزی در انتخابات آینده است یا ماجراجویی که نمی خواهد دستش را بخوانند و هر کاری از دستش بر می آید؟ این میان خطر سوء محاسبه کم نیست، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
یک کتاب خواندنی برای اهل دل
این کتاب را یکی از دوستان فرهیخته، جناب محمد ایمانی، معرفی کرده اند و در حال خواندن ام، توضیح جالبی هم افزوده اند که نویسنده خود مورخی معتبر و از شاگردان راینهارت کوزلک مشهور و متعلق به مکتب بیلفلد است و با در نظر داستن اینکه آلمان مهد "نقد" سرمایه داری است و نوشتن کتابی از نویسنده شناخته شده در دفاع از سرمایه داری کار را جالب تر می کند.
کسی از دوستان همراه تمایل داشت، خبر دهد تا برایش بفرستم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
این کتاب را یکی از دوستان فرهیخته، جناب محمد ایمانی، معرفی کرده اند و در حال خواندن ام، توضیح جالبی هم افزوده اند که نویسنده خود مورخی معتبر و از شاگردان راینهارت کوزلک مشهور و متعلق به مکتب بیلفلد است و با در نظر داستن اینکه آلمان مهد "نقد" سرمایه داری است و نوشتن کتابی از نویسنده شناخته شده در دفاع از سرمایه داری کار را جالب تر می کند.
کسی از دوستان همراه تمایل داشت، خبر دهد تا برایش بفرستم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
👍1
چرا اهل سیاست به حرف های اقتصاددان ها گوش نمی کنند؟
بین اهالی اقتصاد این گله همیشگی هست که سیاسیون به حرفشان گوش نمی کنند و راه خود را می روند. علت را شاید باید در مفهوم قرارداد اجتماعی جستجو کرد. قرارداد اجتماعی همان قواعد نانوشته ای است که روابط میان افراد و گروه ها و همچنین صاحبان اقتدار و قدرت را تنظیم می کند. پایبندی به این قرارداد است که انسجام و ثبات جامعه را تضمین می کند. در دوران جدید روابط "اقتصادی" دولت و شهروندان هم بخشی از ماجراست.
برای مثال در سرزمین تزار گازی (پوتین) این قرارداد مبتنی بر تضمین اشتغال، حقوق و مستمری بازنشستگی بالا در ازای حفظ ثبات سیاسی است. همین طور می توان برای اعراب خاورمیانه و بقیه هم بحث ها کرد. برای اهل سیاست؛ حرف های اقتصاددان ها تا زمانی که با این قرارداد نانوشته سازگار نباشد ناموجه است!
شاید اقتصاددانان ایرانی برای جدی گرفته شدن باید یک دغدغه اساسی خود را فهم و تشریح ابعاد مختلف "قرارداد اجتماعی" در این گربه بزرگ (ایران) تعریف کنند، کاری که البته گفتنش از انجامش ساده تر است، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
بین اهالی اقتصاد این گله همیشگی هست که سیاسیون به حرفشان گوش نمی کنند و راه خود را می روند. علت را شاید باید در مفهوم قرارداد اجتماعی جستجو کرد. قرارداد اجتماعی همان قواعد نانوشته ای است که روابط میان افراد و گروه ها و همچنین صاحبان اقتدار و قدرت را تنظیم می کند. پایبندی به این قرارداد است که انسجام و ثبات جامعه را تضمین می کند. در دوران جدید روابط "اقتصادی" دولت و شهروندان هم بخشی از ماجراست.
برای مثال در سرزمین تزار گازی (پوتین) این قرارداد مبتنی بر تضمین اشتغال، حقوق و مستمری بازنشستگی بالا در ازای حفظ ثبات سیاسی است. همین طور می توان برای اعراب خاورمیانه و بقیه هم بحث ها کرد. برای اهل سیاست؛ حرف های اقتصاددان ها تا زمانی که با این قرارداد نانوشته سازگار نباشد ناموجه است!
شاید اقتصاددانان ایرانی برای جدی گرفته شدن باید یک دغدغه اساسی خود را فهم و تشریح ابعاد مختلف "قرارداد اجتماعی" در این گربه بزرگ (ایران) تعریف کنند، کاری که البته گفتنش از انجامش ساده تر است، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حماسه هفت تپه!
۱. پیش از خصوصی سازی سالانه ۴۰ میلیارد تومان از طرف دولت (بخوانید از جیب شهروندان) به این شرکت تزریق می شد.
۲. در ماه فروردین امسال فقط ۱۳ میلیارد تومان به بیش از ۴۰۰۰ و اندی از کارکنان آن پرداخت شده است. پیش از واگذاری، این شرکت ۷ ماه بدهی به کارکنان خود داشت اما اکنون بدهی معوق وجود ندارد.
۳. شش بار این شرکت به مزایده گذاشته شد و هربار خریداری پیدا نشد، در مزایده هفتم تنها خریداران فعلی حضور داشت که فرایند انتقال کارخانه به آنها طبق روال رسمی انجام گرفت.
۴. در حین واگذاری با تلاش دست های پنهان! بیش از ۱۰۰۰ نفر کارگر پاره وقت سازمان، استخدام دائم شدند که تعهدی جدی برای مالکان به شمار می آید و البته در شرایط اولیه واگذاری مبنای قرارداد قید نشده بود.
۵. حدود ۵۰۰ و اندی نگهبان برای حراست از مزارع نیشکر و تاسیسات در هفت تپه مشغول به کارند؛ کارشان به واقع از مشاغل سخت به شمار می آید؛ سارقان مسلح و برخی از کارگران معترض که به دنبال گرفتن حق خود از کارفرمای سودجو! اند گاهی خود را مجاز می دانند سهم خود را به زور از اموال شرکت بردارند و البته این کار بدون خشونت نیست.
غرض از آوردن موارد بالا به نقل از رییس سازمان خصوصی سازی و برخی افراد مطلع اینست که دشواری قضیه را دریابیم. کسی منکر فساد در این فرایند پیچیده نیست، ولی در این فقره هفت تپه شرکتی که با سالانه ۴۰ میلیارد کمک دولت هم کارش نمی چرخیده است، بعید است خیلی معامله شیرینی به شمار بیاید. تکرار چندباره مزایده هم این را تایید می کند. اهل فن می دانند که کار کردن در خوزستان با توجه به اوضاع و فرهنگ محلی اصلا ساده نیست، اما حتی بعد از واگذاری هم که دولت دست خریدار را می بندد و امکان دخل و تصرف وی بر دارایی اش محدود است.
روشنفکران و لشکر چپ هم که اغلب بدون اطلاع دقیق در رسانه های حقیقی و مجازی فقط "خریدار نورچشمی" را محکوم می کنند که طرف جرات دست از پا خطا کردن پیدا نمی کند، کسانی از اهل سیاست هم که دنبال ماهی گرفتن از آب گل آلود و تسویه حساب با رقبایند.
البته که در هر کاری حتما نقص هست، ولی زیادی بدون روغن سرخ کردن برخی فعالان کارگری و .... هم جالب است. از قرار وودی آلن گفته بود بی دلیل از عشق هایتان افسانه نسازید، شاید اینجا هم بد نباشد رندان این فتیش هفت تپه را بی خیال شوند، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
۱. پیش از خصوصی سازی سالانه ۴۰ میلیارد تومان از طرف دولت (بخوانید از جیب شهروندان) به این شرکت تزریق می شد.
۲. در ماه فروردین امسال فقط ۱۳ میلیارد تومان به بیش از ۴۰۰۰ و اندی از کارکنان آن پرداخت شده است. پیش از واگذاری، این شرکت ۷ ماه بدهی به کارکنان خود داشت اما اکنون بدهی معوق وجود ندارد.
۳. شش بار این شرکت به مزایده گذاشته شد و هربار خریداری پیدا نشد، در مزایده هفتم تنها خریداران فعلی حضور داشت که فرایند انتقال کارخانه به آنها طبق روال رسمی انجام گرفت.
۴. در حین واگذاری با تلاش دست های پنهان! بیش از ۱۰۰۰ نفر کارگر پاره وقت سازمان، استخدام دائم شدند که تعهدی جدی برای مالکان به شمار می آید و البته در شرایط اولیه واگذاری مبنای قرارداد قید نشده بود.
۵. حدود ۵۰۰ و اندی نگهبان برای حراست از مزارع نیشکر و تاسیسات در هفت تپه مشغول به کارند؛ کارشان به واقع از مشاغل سخت به شمار می آید؛ سارقان مسلح و برخی از کارگران معترض که به دنبال گرفتن حق خود از کارفرمای سودجو! اند گاهی خود را مجاز می دانند سهم خود را به زور از اموال شرکت بردارند و البته این کار بدون خشونت نیست.
غرض از آوردن موارد بالا به نقل از رییس سازمان خصوصی سازی و برخی افراد مطلع اینست که دشواری قضیه را دریابیم. کسی منکر فساد در این فرایند پیچیده نیست، ولی در این فقره هفت تپه شرکتی که با سالانه ۴۰ میلیارد کمک دولت هم کارش نمی چرخیده است، بعید است خیلی معامله شیرینی به شمار بیاید. تکرار چندباره مزایده هم این را تایید می کند. اهل فن می دانند که کار کردن در خوزستان با توجه به اوضاع و فرهنگ محلی اصلا ساده نیست، اما حتی بعد از واگذاری هم که دولت دست خریدار را می بندد و امکان دخل و تصرف وی بر دارایی اش محدود است.
روشنفکران و لشکر چپ هم که اغلب بدون اطلاع دقیق در رسانه های حقیقی و مجازی فقط "خریدار نورچشمی" را محکوم می کنند که طرف جرات دست از پا خطا کردن پیدا نمی کند، کسانی از اهل سیاست هم که دنبال ماهی گرفتن از آب گل آلود و تسویه حساب با رقبایند.
البته که در هر کاری حتما نقص هست، ولی زیادی بدون روغن سرخ کردن برخی فعالان کارگری و .... هم جالب است. از قرار وودی آلن گفته بود بی دلیل از عشق هایتان افسانه نسازید، شاید اینجا هم بد نباشد رندان این فتیش هفت تپه را بی خیال شوند، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
به یاد وزیر اقتصاد فقید
سیاست ها و نگاه مرحوم علینقی عالیخانی، اولین وزیر اقتصاد پهلوی دوم، البته با دیدگاه اقتصادی امثال من سازگار نیست، ولی حرفی که او به نقل از استاد فرانسوی اش نقل می کند، بسیار دلنشین است: "کسی که با اقتصاد به صورت تئوری روبه رو نیست و در عمل با آن رویارو می شود، شبیه پزشک روستایی است که می بایست روی میز آشپزخانه و با کارد آشپزخانه کارش را انجام دهد". والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
سیاست ها و نگاه مرحوم علینقی عالیخانی، اولین وزیر اقتصاد پهلوی دوم، البته با دیدگاه اقتصادی امثال من سازگار نیست، ولی حرفی که او به نقل از استاد فرانسوی اش نقل می کند، بسیار دلنشین است: "کسی که با اقتصاد به صورت تئوری روبه رو نیست و در عمل با آن رویارو می شود، شبیه پزشک روستایی است که می بایست روی میز آشپزخانه و با کارد آشپزخانه کارش را انجام دهد". والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
از شمار دو چشم یک تن کم، وز شمار خرد هزاران بیش!
ظاهرا جو یادآوری از خدمات مرحوم عالیخانی بالا گرفته است، البته که امثال او در تاریخ این کشور اثرگذار بودند، ولی به نظر می رسد داریم در راه تحسین و تقدیس زیادی تخته گاز پیش می رویم، اینجا در مصاحبه ای یادی کرده ام از این رجل برجسته اهل پهلوی، عالیخانی هم آدم متوسطی بود با ضعف ها و قوت های خود، از قوت های او زیاد گفته و می گویند، گفتم شاید بد نباشد از زاویه دیگر هم موضوع را ببینیم. اینجا هم بهتر است از فانتزی هایمان افسانه نسازیم، والله اعلم.
http://bit.ly/2xg782g
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
ظاهرا جو یادآوری از خدمات مرحوم عالیخانی بالا گرفته است، البته که امثال او در تاریخ این کشور اثرگذار بودند، ولی به نظر می رسد داریم در راه تحسین و تقدیس زیادی تخته گاز پیش می رویم، اینجا در مصاحبه ای یادی کرده ام از این رجل برجسته اهل پهلوی، عالیخانی هم آدم متوسطی بود با ضعف ها و قوت های خود، از قوت های او زیاد گفته و می گویند، گفتم شاید بد نباشد از زاویه دیگر هم موضوع را ببینیم. اینجا هم بهتر است از فانتزی هایمان افسانه نسازیم، والله اعلم.
http://bit.ly/2xg782g
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
ایرنا پلاس
سیاه و سفید وزیر دوران طلایی اقتصاد به روایت یک پژوهشگر: «آدم متوسطی بود»
تهران- ایرناپلاس- یک پژوهشگر توسعه میگوید: عالیخانی آدم متوسطی بود، خدماتی کرد و دیدگاههای خاص خود را داشت. در جایی که دولت باید تصمیمات بزرگ بگیرد، هر آدمی حتماً خطاهایی دارد. نه میشود عالیخانی را تقدیس کرد و نه میتوان یکسره او را نقد کرد.
مهمترین آمار توسعه مملکت!
دولت این اموال را در اختیار دارد؛ به دلایل متعدد "ذاتی" از بهبود کارایی آن هم عاجز است (هنوز شناسایی کامل آن هم اتفاق نیفتاده است)؛ کاری که باید کرد حمایت از حقوق مالکیت افراد در برابر این هیولای بدون مرز است تا با تکیه بر داغ و درفش بقیه دارایی ها را هم ضایع نکنند. علت مخالفت امثال من با فضولی های دولت هم همین است؛ خصوصی سازی قدمی هرچند پراشکال برای رفع این مشکل است؛ یادمان باشد هیچکس ماشین کرایه ای را نمی شوید؛ والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
دولت این اموال را در اختیار دارد؛ به دلایل متعدد "ذاتی" از بهبود کارایی آن هم عاجز است (هنوز شناسایی کامل آن هم اتفاق نیفتاده است)؛ کاری که باید کرد حمایت از حقوق مالکیت افراد در برابر این هیولای بدون مرز است تا با تکیه بر داغ و درفش بقیه دارایی ها را هم ضایع نکنند. علت مخالفت امثال من با فضولی های دولت هم همین است؛ خصوصی سازی قدمی هرچند پراشکال برای رفع این مشکل است؛ یادمان باشد هیچکس ماشین کرایه ای را نمی شوید؛ والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
در باب جگردار بودن!
این وضعیت نامطلوب ما در مورد شاخص حقوق مالکیت است. بهبود در این حوزه نیاز به قوه قضاییه قدرتمند؛ حاکمیت قانون و تغییرات اساسی در حوزه نهادی به ویژه در قوه قضاییه و مقننه دارد؛ باید شهروندان را با سازوکارهایی مثل سمن ها (ان جی اُ ها) و اصناف و احزاب و کانون های مدنی به صورت واقعی پای کار آورد. جز این تغییرات توسعه یافتگی در این کشور محال، تکرار می کنم محال، است. اما این تغییرات آدم های نترس و جگردار می خواهد که با نیروهای هودار تاریکی سرشاخ شوند؛ کاری که در شعار ساده تر از اجراست و امید به پیدا شدن آنها خیلی خیلی کمرنگ است، والله اعلم.
کانل راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
این وضعیت نامطلوب ما در مورد شاخص حقوق مالکیت است. بهبود در این حوزه نیاز به قوه قضاییه قدرتمند؛ حاکمیت قانون و تغییرات اساسی در حوزه نهادی به ویژه در قوه قضاییه و مقننه دارد؛ باید شهروندان را با سازوکارهایی مثل سمن ها (ان جی اُ ها) و اصناف و احزاب و کانون های مدنی به صورت واقعی پای کار آورد. جز این تغییرات توسعه یافتگی در این کشور محال، تکرار می کنم محال، است. اما این تغییرات آدم های نترس و جگردار می خواهد که با نیروهای هودار تاریکی سرشاخ شوند؛ کاری که در شعار ساده تر از اجراست و امید به پیدا شدن آنها خیلی خیلی کمرنگ است، والله اعلم.
کانل راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
ترکش های عالیخانی!
مصاحبه نگارنده این سطور با ایرنا در مورد مرحوم عالیخانی واکنش های جالبی داشت؛ از جمله آقای امیر طاهری هم در گویانیوز مطلبی نوشته اند؛ از قرار مشاور آیت الله خامنه ای بوده ام و خودم خبر نداشتم!
آن مصاحبه تلاشی بود برای طرح یکی دو مسئله که به نظرم در بقیه متن ها کمتر به آن پرداخته شده بود؛ هنوز هم معتقدم نباید از آدم ها دیو یا فرشته ساخت؛ شخصیت های تاریخی هم انسان اند با همه ضعف ها و قوت های یک انسان، والله اعلم.
http://bit.ly/2J1ayg5
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
مصاحبه نگارنده این سطور با ایرنا در مورد مرحوم عالیخانی واکنش های جالبی داشت؛ از جمله آقای امیر طاهری هم در گویانیوز مطلبی نوشته اند؛ از قرار مشاور آیت الله خامنه ای بوده ام و خودم خبر نداشتم!
آن مصاحبه تلاشی بود برای طرح یکی دو مسئله که به نظرم در بقیه متن ها کمتر به آن پرداخته شده بود؛ هنوز هم معتقدم نباید از آدم ها دیو یا فرشته ساخت؛ شخصیت های تاریخی هم انسان اند با همه ضعف ها و قوت های یک انسان، والله اعلم.
http://bit.ly/2J1ayg5
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
آیفون دولتی!
عکس بالا که نشان می دهد تکنولوژی های آیفون حاصل سرمایه گذاری نهادهای دولتی و نظامی است زیاد دست به دست می شود؛ رندان این را سندی محکم بر ضرورت مداخله دولت در اقتصاد و هدایت سرمایه ها به سوی پژوهش های خاص می دانند.
این نتیجه به کل نارواست؛ داستان تکنولوژی پیچیده است؛ خیلی وقت است تئوری "انسان بزرگ" خریدار ندارد؛ طبق این تئوری این نوابغ اند که از درون پژوهشگاه و لابراتوارها دست به توسعه و خلق تکنولوژی می زنند. درست برعکس، در داستان تکنولوژی بازیگران متعدد و رویدادهای غیرمنتظره و شانس نقش مهمی دارند. بگذریم که بسیاری از شرکت های تولیدکننده این تکنولوژی ها خصوصی بودند، از یک اختراع در آزمایشگاه تا یک محصول مطلوب مشتری فاصله زیاد است. (در لینک زیر به صورت مفصل به نقد افسانه دولتی بودن تکنولوژی های آیفون پرداخته شده است).
http://bit.ly/2XfnoLu
آیفون را دولت آیفون نکرده است، این تکنولوژی ها را رقبا هم دارند، بلکه طراحی منحصربه فرد، توان تلفیق نوآوری ها و کنترل کیفیت جامع و قابلیت بازاریابی شگفت آورش به او مزیت می بخشند که هیچکدام دولتی نیستند. والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
عکس بالا که نشان می دهد تکنولوژی های آیفون حاصل سرمایه گذاری نهادهای دولتی و نظامی است زیاد دست به دست می شود؛ رندان این را سندی محکم بر ضرورت مداخله دولت در اقتصاد و هدایت سرمایه ها به سوی پژوهش های خاص می دانند.
این نتیجه به کل نارواست؛ داستان تکنولوژی پیچیده است؛ خیلی وقت است تئوری "انسان بزرگ" خریدار ندارد؛ طبق این تئوری این نوابغ اند که از درون پژوهشگاه و لابراتوارها دست به توسعه و خلق تکنولوژی می زنند. درست برعکس، در داستان تکنولوژی بازیگران متعدد و رویدادهای غیرمنتظره و شانس نقش مهمی دارند. بگذریم که بسیاری از شرکت های تولیدکننده این تکنولوژی ها خصوصی بودند، از یک اختراع در آزمایشگاه تا یک محصول مطلوب مشتری فاصله زیاد است. (در لینک زیر به صورت مفصل به نقد افسانه دولتی بودن تکنولوژی های آیفون پرداخته شده است).
http://bit.ly/2XfnoLu
آیفون را دولت آیفون نکرده است، این تکنولوژی ها را رقبا هم دارند، بلکه طراحی منحصربه فرد، توان تلفیق نوآوری ها و کنترل کیفیت جامع و قابلیت بازاریابی شگفت آورش به او مزیت می بخشند که هیچکدام دولتی نیستند. والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
سرمایه داری و اسلام
"از همان آغاز اسلام دید مثبتی نسبت به تجارت داشت. کمتر می توان متفکر مسلمانی را یافت که "سودجویی" را فی نفسه غیراخلاقی و خلاف ایمان و عقیده خود بداند. حتی مخالفت با کسب ثروت که در اوایل رواج مسیحیت رایج بود هم وجود نداشت.
دانشمندان مسلمان نظیر غزالی و خواجه نصیرالدین طوسی (قرن ۱۱ و ۱۲ میلادی)؛ بازار را عمدتا نه جایی برای رقابت و جدال و پیکار بلکه محلی برای همکاری و گسترش همیاری از طریق تقسیم کار و مبادله می دانستند، تا اندازه ای شبیه آنچه آدام اسمیت در قرن ۱۸ از آن سخن گفت. دخالت دولت در قیمتگذاری از نظر شرعی مجاز شمرده نمی شد و اغلب به روایتی از پیامبر استناد می شد".
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
"از همان آغاز اسلام دید مثبتی نسبت به تجارت داشت. کمتر می توان متفکر مسلمانی را یافت که "سودجویی" را فی نفسه غیراخلاقی و خلاف ایمان و عقیده خود بداند. حتی مخالفت با کسب ثروت که در اوایل رواج مسیحیت رایج بود هم وجود نداشت.
دانشمندان مسلمان نظیر غزالی و خواجه نصیرالدین طوسی (قرن ۱۱ و ۱۲ میلادی)؛ بازار را عمدتا نه جایی برای رقابت و جدال و پیکار بلکه محلی برای همکاری و گسترش همیاری از طریق تقسیم کار و مبادله می دانستند، تا اندازه ای شبیه آنچه آدام اسمیت در قرن ۱۸ از آن سخن گفت. دخالت دولت در قیمتگذاری از نظر شرعی مجاز شمرده نمی شد و اغلب به روایتی از پیامبر استناد می شد".
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
صداهای بلند در واشینگتن!
کل بدهی های "دولت" امریکا حدود ۲۲ تریلیون دلار است؛ حدود ۲۸ درصد ان (معادل ۶.۳ تریلیون دلار) ان طلب خارجی هاست که در قالب اوراق خزانه مبادله می شود.
در میان خارجی ها چین و ژاپن و برزیل و بریتانیا بیشترین سهم را دارند؛ طلب حکام حجاز نزدیک به ۱۷۷ میلیارد چوق است و حدود ۲.۸ درصد را شامل می شود. این را می توانید براوردی از قدرت نسبی دولت ها در سیاستگذاری های واشینگتن تلقی کنید، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
کل بدهی های "دولت" امریکا حدود ۲۲ تریلیون دلار است؛ حدود ۲۸ درصد ان (معادل ۶.۳ تریلیون دلار) ان طلب خارجی هاست که در قالب اوراق خزانه مبادله می شود.
در میان خارجی ها چین و ژاپن و برزیل و بریتانیا بیشترین سهم را دارند؛ طلب حکام حجاز نزدیک به ۱۷۷ میلیارد چوق است و حدود ۲.۸ درصد را شامل می شود. این را می توانید براوردی از قدرت نسبی دولت ها در سیاستگذاری های واشینگتن تلقی کنید، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
"اثر برجام" و "اثر ترامپ"
در نمودار بالا میزان اوراق خزانه حکام حجاز (بخوانید وام عرب ها به امریکا و تزریق پترودلار در اقتصاد آنها) تا سال ۲۰۱۶ نشان داده شده است؛ کاهش چشمگیری تا حدود ۹۰ میلیارد دلار نشان می دهد؛ دلیل ان را احتمالا می توان توافق برجام و سیاست خروج از خاورمیانه دانست. (اثر برجام).
اما در پایینی می توان دید پس از دولت ترامپ با توجه به تغییر سیاست امریکا در خاورمیانه افزایش سریع آن تا حد ۱۷۷ میلیارد دلار کنونی را شاهدیم (اثر ترامپ) و برای دیگر اعراب نیز روند متفاوت نیست؛ شاید بتوان جز مسائل ایدئولوژیک بخش مهمی از به سرانجام نرسیدن توافق های ایران با یانکی ها را در چنین فضایی جستجو کرد. کشورهایی که به هم سود نرسانند؛ روابط عادی پایدار هم نخواهند داشت. شیرینی خوران های دیپلماتیک البته بد نیست؛ ولی پترودلار و بده بستان های اقتصادی هم بخش مهمی از قضیه است، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
در نمودار بالا میزان اوراق خزانه حکام حجاز (بخوانید وام عرب ها به امریکا و تزریق پترودلار در اقتصاد آنها) تا سال ۲۰۱۶ نشان داده شده است؛ کاهش چشمگیری تا حدود ۹۰ میلیارد دلار نشان می دهد؛ دلیل ان را احتمالا می توان توافق برجام و سیاست خروج از خاورمیانه دانست. (اثر برجام).
اما در پایینی می توان دید پس از دولت ترامپ با توجه به تغییر سیاست امریکا در خاورمیانه افزایش سریع آن تا حد ۱۷۷ میلیارد دلار کنونی را شاهدیم (اثر ترامپ) و برای دیگر اعراب نیز روند متفاوت نیست؛ شاید بتوان جز مسائل ایدئولوژیک بخش مهمی از به سرانجام نرسیدن توافق های ایران با یانکی ها را در چنین فضایی جستجو کرد. کشورهایی که به هم سود نرسانند؛ روابط عادی پایدار هم نخواهند داشت. شیرینی خوران های دیپلماتیک البته بد نیست؛ ولی پترودلار و بده بستان های اقتصادی هم بخش مهمی از قضیه است، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
مربع سه ضلعی!
کتاب معروفی هست به نام "دولت کارآفرین" که تاکیدش بر نقش دولت در ایجاد نوآوری ها و "کارآفرینی" است؛ اما به نظر می رسد عبارت "دولت کارآفرین" به دلایل زیر چیزی شبیه مربع سه ضلعی و غیرممکن است:
۱. نقطه شروع کارآفرینی، بازار و کشف نیاز مشتری با هدف ارائه محصولی است که مشتری داوطلبانه برای آن پول خرج کند.
۲. کارآفرینی چنانکه از واژه لاتین آن هم برمی آید به معنای ریسک و خطرجویی است؛ محصولی تازه ارائه می شود و باید تن به آزمون دشوار بازار بدهد و مشتریان آن را محک بزنند؛ اگر محصول از این آزمون سربلند بیرون نیامد؛ زیانی (گاه هنگفت) متوجه کارآفرین می شود و او مجبور است از بازار خارج شود.
۳. انگیزه اصلی کارآفرین کسب سود است و البته کسب قدرت یا پرستیژ هم می تواند بخشی از کار باشد.
در مورد سرمایه گذاری های دولت این سه شرط غایب اند؛ هدف اصلی نه کشف نیاز و برقراری رابطه سودآور با مشتری، بلکه اهدافی نظیر افزایش اشتغال یا قدرت ملی است؛ آزمون بازار چندان موضوعیت ندارد. حتی اگر محصولی تولید شود که خواهان هم نداشته باشد همچنان موجه تلقی می شود.
اغلب در آنها ریسک و خطرپذیری شخصی هم وجود ندارد؛ بسیاری از سرمایه گذاری های ناموفق تا مدتها با تنفس مصنوعی و دست مرئی دولت حفظ می شوند؛ کارایی و ارزش آفرینی آنها هم مهم نیست؛ صرف افتتاح آن و آمدن در آمار برای خودی نشان دادن اهالی دولت کافی است.
از این رو انتظار کارآفرین شدن دولت نارواست؛ محرک توسعه واقعی و آنچه توانسته است اقتصاد بازار را نسبت به بقیه گزینه ها ممتاز کند همین کارآفرینی است؛ در چنین اقتصادی است که افراد می توانند با مسئولیت خود خطر کنند و با امید قوی ترین انگیزه انسان (سودجویی) دنیا را به جای بهتری برای همه بدل کنند، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
کتاب معروفی هست به نام "دولت کارآفرین" که تاکیدش بر نقش دولت در ایجاد نوآوری ها و "کارآفرینی" است؛ اما به نظر می رسد عبارت "دولت کارآفرین" به دلایل زیر چیزی شبیه مربع سه ضلعی و غیرممکن است:
۱. نقطه شروع کارآفرینی، بازار و کشف نیاز مشتری با هدف ارائه محصولی است که مشتری داوطلبانه برای آن پول خرج کند.
۲. کارآفرینی چنانکه از واژه لاتین آن هم برمی آید به معنای ریسک و خطرجویی است؛ محصولی تازه ارائه می شود و باید تن به آزمون دشوار بازار بدهد و مشتریان آن را محک بزنند؛ اگر محصول از این آزمون سربلند بیرون نیامد؛ زیانی (گاه هنگفت) متوجه کارآفرین می شود و او مجبور است از بازار خارج شود.
۳. انگیزه اصلی کارآفرین کسب سود است و البته کسب قدرت یا پرستیژ هم می تواند بخشی از کار باشد.
در مورد سرمایه گذاری های دولت این سه شرط غایب اند؛ هدف اصلی نه کشف نیاز و برقراری رابطه سودآور با مشتری، بلکه اهدافی نظیر افزایش اشتغال یا قدرت ملی است؛ آزمون بازار چندان موضوعیت ندارد. حتی اگر محصولی تولید شود که خواهان هم نداشته باشد همچنان موجه تلقی می شود.
اغلب در آنها ریسک و خطرپذیری شخصی هم وجود ندارد؛ بسیاری از سرمایه گذاری های ناموفق تا مدتها با تنفس مصنوعی و دست مرئی دولت حفظ می شوند؛ کارایی و ارزش آفرینی آنها هم مهم نیست؛ صرف افتتاح آن و آمدن در آمار برای خودی نشان دادن اهالی دولت کافی است.
از این رو انتظار کارآفرین شدن دولت نارواست؛ محرک توسعه واقعی و آنچه توانسته است اقتصاد بازار را نسبت به بقیه گزینه ها ممتاز کند همین کارآفرینی است؛ در چنین اقتصادی است که افراد می توانند با مسئولیت خود خطر کنند و با امید قوی ترین انگیزه انسان (سودجویی) دنیا را به جای بهتری برای همه بدل کنند، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
بخوان و بخوان و بخوان!
دیدم یک بزرگواری که نئولیبرال از دهانش نمی افتد این نمودار را برای افشای خیانت نئولیبرال های وطنی آورده است که چرا از افزایش نرخ دلار حمایت می کنید که چنین مصیبتی به بار می آورد؟
اگر فقط کمی با نئولیبرالیسم آشنا باشیم؛ می شود پرسید؛ کدام نئولیبرالی از افزایش خدمات عمومی و هزینه های بالا غیرحاکمیتی (به چه معنا) حمایت می کند؟ کدام نئولیبرالی حمایت های خاص از این بنگاه یا ان بنگاه را توصیه می کند؟ افزایش پایه مالیاتی و کاهش نرخ مالیات (ایده نئولیبرالیسم) چه ربطی به این شبه نمودارها دارد؟ نرخ ارز یک قیمت است، مسئله ناموسی هم نیست افزایش آن به شرطها و شروطها می تواند سازنده باشد، ناموسی کردن حفظ ارزش پول ملی کجای علم اقتصاد جا می گیرد؟
گله نویسنده در واقع از نوع قرارداد اجتماعی بین دولت و شهروندان است؛ برای فهم آن هم به جای ناسزا باید آثار جامعه شناسی و علم سیاست و البته مکتبی که نویسنده مذکور خود را منتسب به آن می داند (نهادگرایی) دقیق خواند؛ اتفاقی که ظاهرا قرار نیست بیفتد، چون معرکه گیری ساده تر است. والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
دیدم یک بزرگواری که نئولیبرال از دهانش نمی افتد این نمودار را برای افشای خیانت نئولیبرال های وطنی آورده است که چرا از افزایش نرخ دلار حمایت می کنید که چنین مصیبتی به بار می آورد؟
اگر فقط کمی با نئولیبرالیسم آشنا باشیم؛ می شود پرسید؛ کدام نئولیبرالی از افزایش خدمات عمومی و هزینه های بالا غیرحاکمیتی (به چه معنا) حمایت می کند؟ کدام نئولیبرالی حمایت های خاص از این بنگاه یا ان بنگاه را توصیه می کند؟ افزایش پایه مالیاتی و کاهش نرخ مالیات (ایده نئولیبرالیسم) چه ربطی به این شبه نمودارها دارد؟ نرخ ارز یک قیمت است، مسئله ناموسی هم نیست افزایش آن به شرطها و شروطها می تواند سازنده باشد، ناموسی کردن حفظ ارزش پول ملی کجای علم اقتصاد جا می گیرد؟
گله نویسنده در واقع از نوع قرارداد اجتماعی بین دولت و شهروندان است؛ برای فهم آن هم به جای ناسزا باید آثار جامعه شناسی و علم سیاست و البته مکتبی که نویسنده مذکور خود را منتسب به آن می داند (نهادگرایی) دقیق خواند؛ اتفاقی که ظاهرا قرار نیست بیفتد، چون معرکه گیری ساده تر است. والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel