راهبرد
12.1K subscribers
660 photos
137 videos
18 files
1.11K links
يادداشت هاي توسعه ایران

امیرحسین خالقی

تماس:

t.me/AmirHosseinKHQ
و
twitter.com/amirkhaleqi
و
joinclubhouse.com/@amirkhaleqi
و
instagram.com/amirhosseinkhqi

حمایت از راهبرد:

http://hamibash.com/rahbordchannel
Download Telegram
رایج ترین مغلطه در بحث های اقتصادی وطنی

ا. شخص الف ادعایی می کند.
2. شخص ب می گوید این ادعا با ادعاهای قبلی و پیشینه و رفتار قبلی الف ناسازگار است.
3. ادعای شخص الف نادرست است.

این خلاصه مغالطه حمله به شخص است که از قضا در میان اهالی اقتصاد ایران بسیار رایج است. یک مثال معروف بزنیم، استدلال اصلی پروفسور چانگ کره ای، نویسنده کتاب هایی مانند "نیکوکاران نابکار" و "23 چیز که در مورد سرمایه داری به شما نمی گویند" (کتاب های مقدس بسیاری مخالفان وطنی اقتصاد بازار)، را می توان این طور خلاصه کرد، حرف های هواداران اقتصاد بازار از کشورهای توسعه یافته مثل امریکا و بریتانیا را نباید جدی گرفت، چون خود این کشورها در واقعیت به آن عمل نکرده اند!

یا

اقتصاد بازار آزاد که غربی ها می گویند باد هواست، سیاست های حمایت گرایانه و تعرفه های دونالد شیردل را نمی بینید که دنبال حمایت از شرکت های امریکایی است؟ کمک گسترده دولت امریکا به بانک ها در بحران مالی را نمی بینید؟ و ...

انگار باید به خودمان یادآوری کنیم که باید خود ادعا و نه احوال و رفتار مدعی را نقد کنیم، والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
مصائب "حاشیه"!

"سال ۱۳۹x در یک مناقصه چند ده میلیاردی در یکی از شهرهای استان ... برای ساختن قسمتی از یک پتروشیمی شرکت کردیم. قیمت دادیم و بعد از چند روز یک نفر پیدا شد که وابستگی نزدیکی به یکی از نمایندگان بسیار مطرح، تاکید میکنم بسیار مطرح، مجلس داشت که از قضا او را با خطابه های پرشورش می شناسیم. به ما پیشنهاد داد در ازای ۱۰ درصد قرارداد، ما برنده باشیم و البته طبق روال جاری قبول کردیم و شروع بیچارگی ما بود.

در ابتدای کار با توجه به ناآشنایی ما با منطقه و شرایط، همون واسطه هزینه های سنگینی به ما تحمیل کرد برای تدارکات و امنیت و... که البته خیلی مهم هم نبود. شهر محل ساخت پتروشیمی به صورت طایفه ای اداره می شد و نماینده معروف مجلس هم از طایفه خاصی است که در هم انتخابات به دلیل جو آن منطقه، تبلیغات و همراهی نماینده محترم توسط گروهی از اوباش انجام میشود؛ گروهی از پایین ترین سطوح جامعه و اوباش به معنای واقعی!

بعد از انتخابات دوره قبل، این اوباش به عنوان پاداش در پتروشیمی در حال ساخت پست و مقام گرفتند و به پیمانکارهای غیر بومی تحمیل شدند تا به عنوان نیروی مستقیم یا پیمانکار جزء از آنها استفاده شود. تا انجایی که ممکن بود در برابر استفاده از نیروهای سفارش شده مقاومت کردیم ولی از طریق غوغا و هیاهوی زیاد و فشار استانداری، شهرداری، فرمانداری، اداره کار و ... مانع از استفاده از نیروهای توانمند شدند و مجبور به استفاده از نیروهای تحمیلی شدیم.

نیروهای بومی خوب و به درد بخور هم از ترس اوباش جرات حضور در سایت را نداشتند، نیروهای غیر بومی که جای خود دارند. برای مثال یک نفر به ما تحمیل شد که مشخصا اوباش بود و گویا قبلا سابقه فروش مواد و درگیری و.. را داشت با ظاهری خارج از عرف. ایشان قبلا دستفروش بودند و بعد به عنوان پادو تبلیغات میان دوره ای نماینده محترم، بعدها ارتقا گرفتند و به عنوان پیمانکار سیویل به ما تحمیل شدند. سرپرست کارگاه ما رو همین آقا وسط کارگاه کتک زد! برای همه شرکت ها اوضاع همین بوده و است.

هر شرکت زیر سایه یک لات بوده و است. شرکت های بزرگ آنجا مثل موش اند. شرکت هایی هستند که وسایل را گذاشتند و فرار را برقرار ترجیح دادند. ما توانستیم خوشبختانه یک‌ "گنده لات" منصف تر را استخدام کنیم که بقیه لات ها رو فراری بدهد. دادستان و... کاری از پیش نبردند.

آقای نماینده هم تمایلی به اتمام کار پتروشیمی ندارند. چون پتروشیمی در مرحله ساخت نیاز به حدود دو تا سه هزار نیرو دارد که اشتغال در منطقه ایجاد می‌کند با کارگر بومی، ولی وقتی پتروشیمی راه بیفتد نهایتا با دویست تا نیرو می‌چرخد که آن هم باید متخصص باشند که قطعا بومی نیست. پس به نفع نماینده محترم است که این پتروشیمی در مرحله ساخت بماند تا بتونه با وعده کار و... در ادوار مختلف رای جمع کند.‌ ایشان هر چند ماه یکبار می آیند و عین یک پدر خشن توی ادارات و.. می‌چرخد، چند تا داد میزند و چند خطابه سوزان ایراد می‌کند و می‌رود برای پیگیری راهش به سمت وزارت!".

پیشتر نوشته بودم که از ناکارآمدی دولت ها که بگذریم، لابد باید سهمی هم برای مولفه های فرهنگی و اجتماعی در نظر گرفت و دولت حتی اگر بخواهد هم نمی تواند هر کاری انجام دهد. واقعیت هایی هستند که خود را بر دولت هم تحمیل می کنند. کسانی هم رنجیدند و برداشت توهین کردند. باری دوستی نادیده در بالا تجربه خودش از کار در یکی از استان های جنوب غربی ایران را شرح داده است (البته بنا به ملاحظاتی و برای ناشناس ماندن شرکت تغییراتی جزئی در آن دادم)، می بینیم که کار آسان نیست و پیچیدگی زیاد دارد. می شود خیلی ساده همه چیز را به دولت و نئولیبرالیسم و ... ربط داد، ولی بعید است این تصویری مناسب از واقعیت را دست دهد، به واقع حکومت بر ایران از مشاغل سخت است. والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
آنکه پول نی دهد، تعیین کند نی زن چه بنوازد!

"اصولاً چه کسانی باید مشمول معافیت‌های مالیاتی شوند؟

اگر ممکن بود چه بهتر که همه! در کشوری با رتبه درخشان سهولت کسب‌وکار هرچقدر این چوب مالیات نازک‌تر باشد، دردش برای اهل کسب‌وکار کمتر خواهد بود. راستش انگیزه فرار مالیاتی را می‌فهمم، خیلی‌ها می‌گویند چرا باید پولی را که با زحمت به دست آورده‌ام به دولت بسپارم که هر طور می‌داند خرج کند و چه‌بسا دچار بلیه اختلاس شود و نتوانم روی چگونگی هزینه‌کرد آن نظارت کنم. حرفشان هم بیراه نیست. دولت ما مثل سطلی است که ته آن سوراخ است، هرچقدر هم آب؛ بخوانید منابع بیشتر از مالیات و فروش ثروت عمومی و مانند آن، درون آن بریزید پر نخواهد شد. وقتی دولت کوچک و پاسخگو شد، می‌توان شهروندان را راضی کرد که مالیات را هزینه اداره کشور ببینند، نه تزریق پول به جیب‌های گشاد دولت و سیاسیون. معافیت مالیاتی به معنای این است که هزینه انجام و ادامه یک فعالیت کاهش یابد، اغلب کسب‌وکارهای نوپا، صنایع خاص و مهم ملی و برخی فعالیت‌های علمی، هنری و اجتماعی که به‌زعم اهالی دولت برون‌ریزهای (externalities) مثبت اجتماعی دارند شامل آن می‌شوند. می‌شود در خوب و بد بودن چنین ایده‌ای و البته موقت یا دائم بودن آن چون و چرا کرد. اما معافیت هدیه دولتی‌هاست به گروه‌هایی که آنها را به حال جامعه مفید می‌داند، ابزاری است برای مهندسی جامعه که در دست دولت قرار دارد و پیامد آن فربه‌تر شدن برخی بخش‌ها در مقایسه با دیگران است".

در این مصاحبه با جریده وزین تجارت فردا به پروپاگاندای مالیات پرداخته ام و اینکه پشت حرف های زیبا پیامدهای سیاسی را نادیده نگیریم، امیدوارم مقبول افتد، والله اعلم.

http://bit.ly/2SQ1QGW

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
حدسی برای دوران پس از سردار

ری تکیه از تحلیلگران مطرح اوضاع ایران در وبگاه شورای روابط خارجی به نکته ای جالب اشاره دارد که به احتمال زیاد ایران به دلیل وضعیت اقتصادی خود و سابقه اعتراض های آبان که آن هم عمدتا ریشه اقتصادی دارد نمی تواند وارد جنگ شود و البته بعید است حمله نامتقارن اثرگذاری را هم صورت دهد، همین روال نه جنگ نه مذاکره ادامه خواهد داشت.

او احتمال به هم خوردن جدی ثبات منطقه را کم می داند، به زعم وی نفوذ ایران در کشورهای منطقه رو به کاهش بود و بعید است این رویداد روند را تغییر دهد و به ویژه در جمله ای عبرت آموز برای سیاسیون ما اشاره دارد که ایران در حال حاضر باید دغدغه بودجه دولت اش را داشته باشد و نوبت به کارهای دیگر نمی رسد!

پیشگویی که کار متخصصان فال قهوه است و باید نشست و دید چه می شود، ولی شاید این تلنگری برای همه ما درباره اهمیت اقتصاد قدرتمند باشد، جنگ فقط در میدان رزم و با نظامیان رخ نمی دهد، همه سیاستگذاران اقتصادی کشور سربازانی در میدان نبرد اند، علی الحساب حواسمان به بودجه ۹۹ باشد. والله اعلم.

Ray Takeyh

https://on.cfr.org/2MONUcg

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
یک حدس در مورد واکنش ایران

حرف ها در مورد نوع واکنش احتمالی ایران زیاد است، به دلایل متعدد پاسخ فوری و مستقیم را بسیار بعید می دانم، ولی فکر می کنم محتمل ترین پاسخ در آینده از نوع اتفاقی باشد که در سال 1983 در مقر تفنگداران نیروی دریایی در لبنان رخ داد، حدود 240 از آنها را کشت و باعث خروج آنان از لبنان شد، این البته صرفا یک حدس است که می تواند خطا باشد، مروری بر آن حادثه شاید بد نباشد، والله اعلم.

http://bit.ly/2ZMMa8R

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
بحران چشم انداز

"گفته می شود حوالی دوران یورش مغول ها به ایران و آن همه کشتار و ناامنی پیامد آن تعداد خانقاه ها افزایش چشمگیری پیدا کرده بود و خیلی ها به صرافت دوری گزیدن از مادیات و تارک دنیا شدن افتاده بودند و خرافات و مانند آن هم بسیار رواج یافته بود.. کمی جلوتر بیاییم، خواندن برخی سفرنامه ها و خاطرات از دوران سیاه ناصری که ایرانیان در بدبختی و فقر دست و پا می زدند هم تصویری کم و بیش مشابه را پیش رو می نهد.

فارغ از صحت و دقت تاریخی قضایا، یک نکته را می توان ذکر کرد که خیلی هم غریب نیست وقتی امکانی برای زندگی خوب وجود نداشته باشد و پیرامون آدم ها پر از ناامنی و بی اطمینانی و ناامیدی باشد، آنها هم ارتباط با واقعیت را از دست بدهند و سعی کنند با تخیل و موهومات خود را راضی کنند. امروز البته اگر زمانه عوض شده و در صورتی اوضاع خوب نباشد بعید است تعداد زیادی سراغ خانقاه و مانند آن بروند، ولی اثر منفی این ناامیدی چه بسا در مقیاسی وسیع تر و به اشکالی پیچیده تر همچنان پررنگ خواهد بود. اما اجازه دهید به طور خاص روی جنبه اقتصادی این پدیده ناامیدی اجتماعی و نبود چشم انداز بهبود مکث بیشتری کنیم".

در شماره این هفته تجارت فردا به مشکلی پرداخته ام که به زعم خودم مهمترین مشکل پیش روی ما برای سال های آینده است، آنجا گفته ام "ما در کشور با معضل بحران چشم انداز روبه روییم، تا وقتی نتوانیم یک آینده خواستنی را به افکار عمومی بفروشیم کار پیش نخواهد رفت، برجام و توافق هسته ای نوعی چشم انداز برای ارتباط گسترده با جهان را تبلیغ می کرد و هوادارانی هم داشت، ولی به هزار دلیل شکست خورد، اکنون چشم اندازی نداریم و به قول قدما در دوره فترت به سر می بریم، این برای مملکتی درگیر هزار مشکل مصیبت کمی نیست.

سیاسیون ما، از هر گروه و فرقه ای که باشند، به جای پرداختن به تفنن باید به جد دنبال ساختن و پرداختن چنین چشم اندازی باشند، وقتی صحبت از نبود پروژه سیاسی می کنیم، در واقع این نکته را در نظر داریم که شوربختانه هیچ گروهی چشم اندازی جذاب برای اکثریتی از مردم ندارد، چشم اندازی که وضعیت مطلوب و جهت کلی حرکت کشور را در داخله و خارجه مشخص سازد.

با این حال به نظر می رسد تا وقتی اصلی ترین مسئله سیاسی ما یعنی نوع ارتباط ما با قدرت های سیاسی و اقتصادی جهان حل نشود، کمتر بتوان امیدوار به بهبود به آینده اقتصاد ایران بود. به خاطر نمی آورم حتی یک کشور در تاریخ معاصر داشته باشیم که با تشنج حداکثری در مناسبات خارجی پیشرفت پایدار را تجربه کرده باشد؛ لیبی، عراق و کره شمالی نمونه های غم انگیزی از فرصت های از دست رفته اند. در سیاست اگر راهی هم نباشد، باید آن را ساخت، به اهالی سیاست در کشور پیشنهاد می کنم کتابی که سال گذشته به نام کیسینجر مذاکره گر منتشر شد را از دست ندهند، آشنا شدن با روش و منش فردی که در زندگی سیاسی اش با بحران های جدی روبه رو بود و خیلی از آنها به سلامت بیرون آمد امیدبخش خواهد بود، والله اعلم."

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
بازدارندگی، در یک دقیقه!

در روزهای اخیر از بازدارندگی زیاد شنیده ایم، حرف کلی این است که هزینه اقدام احتمالی توسط حریف را چنان بالا ببری که او خیال حمله به تو را از سر بیرون کند. این ایده هم از جنگ جهانی دوم به این سو با توجه به قدرت مخرب سلاح های هسته ای و کشتار جمعی اقبال پیدا کرد، سلاح هایی با توان کشتار گسترده که حتی می توانست امکان حیات روی کره زمین را از بین ببرد. تمرکز از "بردن جنگ" به "جلوگیری از بروز جنگ" منتقل شد.

اما پیش فرض بازدارندگی اینست که طرفین به حد کافی عاقل اند که بتوانند هزینه و فایده جنگ را محاسبه کنند و سراغ جنگ های پرهزینه و با احتمال آسیب بالا نروند، چنانکه می دانیم این پیش فرض را باید با توجه به یافته های علمی امروز در مورد خطاهای انسانی و پویایی های گروهی بسیار تعدیل کرد. کافی است روایت کندی را از بحران اتمی کوبا بخوانید تا دریابید کاملا ممکن بود کار به یک جنگ هسته ای بکشد. وانگهی حتی اگر بتوان این "عاقل بودن" را در مورد دولت-ملت های عادی پذیرفت، بسیاری از بازیگران غیردولتی و گروه های تروریستی از جمله بنیادگراهای خاورمیانه را نمی توان "عاقل" دانست. تصور کنید بالا بردن هزینه ها برای سیاه پوش های خلافت اسلامی چه معنایی می تواند داشته باشد.

قضیه اما پیچیده تر هم می شود، صرف داشتن سازوبرگ و توان نظامی کافی نیست، باید نشان داد در موقع ضرورت اراده به کار بردن آن هم وجود دارد و این قضیه را خیلی پرچالش می کند. برای کشوری که زرادخانه اش پر است، ولی حریف می داند که به هر دلیلی از آنها استفاده نخواهد کرد، طبیعی است که بازدارندگی هم موضوعیتی نخواهد داشت. از این رو کشورها باید هر از چندی نشان دهند که توان نظامی شان ویترینی نیست و پتانسیل تهدید خود را "باورپذیر" نشان دهند، این چه بسا ناخواسته به جنگی تمام عیار بینجامد! در دوران جنگ سرد به زیردریایی های اتمی فرمان داده شده بود که اگر مثلا بیش از نیم ساعت ارتباطشان با مرکز قطع شد، موشک های خود را به سمت دشمن شلیک کنند! هدف این بود که به شوروی نشان دهند، شوخی ندارند و تهدیدشان جدی است.

الان که ابعاد نبرد از حوزه های سنتی فراتر رفته و نقش بازیگران غیردولتی پررنگ شده است، تردیدهایی در مورد کارآمد بودن بازدارندگی وجود دارد، کشورهای سعی کرده اند با ارتباط گسترده تر و ایجاد و تعهد هنجارها مشترک از احتمال بروز جنگ بکاهند، ولی جنگ همچنان یک امکان همیشه حاضر است. با این حال به پیروی از کلمانسو فقید همچنان معتقدم جنگ بسیار جدی تر از آن است که سرنوشتش دست ژنرال ها سپرده شود، والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
در باب بیرون آمدن از مصیبت

دکتر محسن رنانی نوشته است: "مقامات ما خیلی باید پرت باشند اگر گمان کنند جمهوری اسلامی بدون اصلاحات ساختاری و افق گشایی (پاردایم شیفت)‌، بتواند طی ده تا بیست سال آینده به این اهداف دست یابد. شاید نقطه شروع و کم‌هزینه ترین راه، همه پرسی برای اصلاح قانون اساسی باشد".

آیا ماهی ها می توانند آبی که در آن شنا می کنند را عوض کنند؟ نه نمی شود! آن افق گشایی/پارادایم شیفت فوق الذکر هم همین است. نمی شود افراد فردا صبح بیدار شوند و بگویند حالا تغییر جهان بینی می دهیم. راه حل چه در علم و چه در سیاست چیزی دیگری است؛ آدم های متفاوت باید حرف خودشان را بزنند و تفکرات خود را در بازار ایده ها عرضه کنند تا به تدریج آن افق گشایی/پارادایم شیفت رخ دهد. چیزی که باید دنبال آن بود آزادی هرچه بیشتر برای بیان دیدگاه های متفاوت است، این هم با خیرخواهی اهالی سیاست ما که معتاد به "شرایط حساس کنونی" اند رخ نمی دهد. تا وقتی ایده مشخصی برای اصلاح قانون اساسی متولد نشده است، پیشنهاد همه پرسی برای آن نمی دانم چه دردی را دوا می کند. والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
در باب دروغ!

"اگر ما به دولت دروغ بگوییم، جرم است، ولی اگر آنها دروغ تحویل ما دهند، اسمش سیاست ورزی و سیاس بودن است!"

حادثه متاثرکننده سقوط هواپیما فقط وخامت کار را به ما نشان داد، والا خانه از پای بست ویران است. همین را می توانید در مورد مالیات هم تکرار کنید؛ شما بدون رضایت کسی از او پول طلب کنید، اسمش سرقت و زورگیری است، ولی اگر دولت چنین کند، اسمش می شود مالیات! والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
راه های مهار ایران، حدس هایی درباره آینده

مرکز مطالعات استراتژیک و بین الملل از اندیشکده های معتبر امریکا بعد از کشته شدن سردار سلیمانی در گزارشی خواندنی راهکارهایی برای مهار ایران پیشنهاد کرده است، در متن آن آمده است که اهداف مهار ایران اینهاست:

الف) تبدیل نشدن ایران به هژمون و قدرت مسلط منطقه ای
ب) جلوگیری از مجهز شدن ایران به سلاح هسته ای و مسابقات تسلیحاتی هسته ای در منطقه؛ جلوگیری از دستیابی به اورانیوم غنی سازی شده با کاربردهای نظامی، کلاهک ها جنگی و بازفراوری پلوتونیوم
ج) جلوگیری از نفوذ نظامی، سیاسی و ایدئولوژیک ایران در منطقه به ویژه ایجاد مانع در برابر صادرات ایدئولوژی انقلابی آن
د) تشویق تغییر سیاسی در ایران و رو آوردن به نظام سیاسی و اقتصادی دموکراتیک تر و بازتر با هدف کاهش قدرت روحانیون (کلریکال استبلیشمنت)

گفته شده است که سیاست فشار حداکثری امریکا تاکنون نتیجه ای نداشته است، زیرا اگر هدف آن آوردن دوباره تهران سر میز مذاکره است، هیچ مشوقی برای ایرانی ها ارائه نمی دهد، ایرانی ها بعید است برنامه موشکی خود را رها کنند، ولی یحتمل تن به یک برجام دوباره بدهند که از نسخه 2015 بهتر باشد، همچنین آنها می توانند در ختم غائله یمن هم کمک کنند. امریکا باید در ایجاد و گسترش شکاف بین ایران و دیگر کشورها و دامن زدن به جو ضد ایرانی در کشورهای منطقه به ویژه عراق فعالانه عمل کند، چیزی که زمینه اش هم وجود دارد.

از نظر نظامی هم باید متحدان خود در منطقه را به ویژه در حوزه ضد موشکی تقویت کند، کمک به ارتش آزادی بخش سوریه و ارتش عراق می تواند ترفند موثری باشد، قدرت نظامی متعارف ایران بالا نیست، ولی در زمینه جنگ های نامنظم توانمند اند، امریکا هم باید در این حوزه تمرکز بیشتری داشته باشد.

اما چیزی که یحتمل برای خوانندگان راهبرد بیشتر جذابیت داشته باشد، جنبه اقتصادی مهار است که در گزارش آمده ایران همین طور نشُسته هم پاک است و اقتصاد را باید از ضعف های جدی ایران به حساب آورد! توصیه اش به بیشتر کردن تحریم ها به ویژه در مواردی که می توانند برای تقویت نیروی نظامی موثر باشند و جلوگیری از گسترش روابط اقتصادی با دیگر کشورهاست.

در یک جالب دیگر یعنی حوزه اطلاعاتی (دسترسی به اطلاعات) هم توصیه هایی دارد، به گفته گزارش، امریکا با همین حربه و با استفاده از رادیوهایی مانند اروپای آزاد، صدای امریکا و آزادی (لیبرتی) توانست شوروی را در دوران جنگ سرد زمین گیر کند و نفوذ آن را در جهان کاهش دهد، ایران در این زمینه ضعف های بسیار جدی دارد (فکر کنم نیازی به مثال آوردن نباشد!)، تلاش برای افزایش دسترسی به اینترنت و کمک مالی به مخالفان و ایجاد پلتفرم ها و رسانه های جدید می تواند بخشی از کار باشد.

البته روشن نیست این توصیه ها به عنوان سیاست های رسمی دولت امریکا انتخاب شوند، ولی بد نیست جز حرف های ترامپ به حرف هایی که در امریکا خیلی ها به آن توجه می کنند هم پرداخت، والله اعلم.

http://bit.ly/30eVaDE

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چرتکه با جان آدم ها

به شدت معتقدم آدمی که بهره ای حداقلی از هوش دارد، برای حفظ آبروی خودش هم که شده است، بعضی حرف ها را حتی در گعده های دوستانه هم با احتیاط مطرح می کند چه رسد که در تلویزیون و در حضور چند میلیون آدم آن را فریاد بزند.

این چنین کاسبکارانه برخورد کردن با جان آدم ها نه تنها زشت که رذیلانه است، چرتکه را به کار بیندازیم که حمله به عین الاسد حتی به قدر فلان تعداد سقوط هواپیما می ارزد و فرض کنیم اصلا به کوه خورده بود فقط ناشی از وقاحت گوینده است. در کشوری توسعه یافته چنین حرف سخیفی به معنای خداحافظی همیشگی طرف با رسانه های معتبر است. اگر می خواهید از چیزی دفاع هم کنید، باید راه و رسمش را بلد باشید.

وقتی عبدی کلانتری می گفت این نئولیبرالیسم و لیبرالیسم و ... را رها کنید، دستور کار جامعه ما همچنان همان پروژه دوران روشنگری اروپا است، همان حرف هایی که کانت در مورد غایت و نه وسیله بودن آدم ها می گفت، شاید به چنین دیدگاه های ضدانسانی ای نظر داشت، والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
در دفاع از شل بودن دولت؛ جوانها بیایند اوضاع درست می شود؟

"در مکزیک که کل فرایند اجرا زیر سایه قانون سيكسينو (تغییر گسترده کارکنان دولت هر شش سال یكبار) قرار دارد، اجرای سیاستها از ریتم خاصی پیروی می کند. دو سال اول دولت یک رئیس جمهور صرف وظیفه سنگین جابه جایی افراد های بین نهادهای مختلف می شود. روسای جدید سازمانها و نهادها باید با محیط های جدید آشنا شوند و اولویت ها را تعیین کنند. سه سال آخر دوره شش ساله مجریان به شدت محتاط می شوند و از اجرای سیاست هایی که شاید مورد حمایت دولت بعدی نباشد سخت واهمه دارند.

کارکنان رده بالا نیز با نزدیک شدن به پایان دوره شديدا مشغول زد و بند برای تصدی مناصب
جدید می شوند. تنها در دو سال میانی دوره، اقدامات جدی در راستای اصلاحات انجام می شود که به هیچ وجه برای تامین بنیه مورد نیاز کافی نیست ... نکته مستتر در همه این موضوعات نیاز به ارتقای شغلی خود با رئیس ارشد خود است.

یک کارمند اداری اگر حامی شدید سیاستی شناخته شود شاید بسیاری از چیزهایش و به ویژه شغلش در مخاطره قرار بگیرد. ... هنگامی که سیاستی برای اجرا در یک نهاد اداری به جریان می افتد. به گونه ای اجتناب ناپذیر نشت اقتدار وجود خواهد داشت. در جایی که پاسخگویی و ناقص و فشل است و در جایی که جابه جایی های گسترده در جریان است، نشت اقتدار می تواند به خونریزی شدید منجر شود.

اصالت شغل در این موارد به مقاومت مجریان در برابر اجرای سیاست هایی که از بالا دیکته شده اند، منجر می شود. مقاومت در اغلب موارد به شکل ... حفظ ظاهر انجام می شود، به طوری که مجریان تلاش می کنند خود را در نظر عموم مدافع و حامی یک برنامه نشان دهند اما در خفا تنها کمکی کوچک (ظاهری) به انجام آن می کنند.

کارکنان اداری در جهان سوم از سوی محققان و مسئولان نهادهای کمک خارجی با صفاتی چون تنبلی، نبود اراده، و نبود تعهد به اصلاحات شناخته می شوند. این محققان توجه بسیار کمی به محاسبه فشارهایی که این کارکنان اداری با آنها مواجه بوده و اینچنین تنبل و غیر متعهد شان ساخته است، مبذول نموده اند. موفقیت سیاست های عمومی از طریق نسل جدیدی از مجریان محتمل نیست. مسلما موفقیت سیاست ها با تمرکز صرف بر تکنیک های جدید مدیریت حاصل نمی شود".

این بخشی از کتاب دولت در جامعه اثر جوئل میگدال است، اوضاع منحصر به ایران نیست، هر چند وضع ایران از بسیاری جهات از بقیه کشورهای در حال توسعه مصیبت بارتر است، نگارنده این سطور که به دولت، هیچ دولتی، امید ندارد، ولی جان کلام اینست که بدون پروژه سیاسی مناسب و ظهور و رسوب تدریجی نهادهای کارآمد در طی زمان اوضاع تغییری نخواهد کرد، حتی اگر آدم ها را عوض کنیم. حالا که حرف از جوانگرایی است، بد نیست خیلی تخیلی فکر نکنیم، والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
سرقت سازمان یافته با چاشنی وقاحت!

سرقت به این معناست که کسی مال و دارایی شما را بدون رضایت تان از آن خود کند، به تازگی که کفگیر دولت ته دیگ خورده است، آنها هم به فکر راهکاری! مشابه افتاده اند. قرار است از املاک مردم از قیمت ۱۰ میلیارد تومن به بالا مالیات بگیرند.

احتمالا کسانی بدشان نیاید پولدارهای از خدا بی خبر کمی چزانده شوند، ولی اهل دل می پرسند چرا فلانی که با زحمت و هوشمندی پولی به دست آورده و خانه ای به دلخواه خود خریده است باید باج سبیل اضافه به دولت بدهد؟ در ازای آن بناست چه گیرش بیاید؟ وانگهی مگر دلیل قیمت بالای دارایی هایی مثل املاک چیزی جز افزایش میزان نقدینگی و مداخله های دولتی است که حالا یک بار دیگر می خواهیم انتقام اش را از مردم بگیریم؟

بی تردید در آینده فضولی های دولت به بهانه تعیین قیمت درست املاک بیشتر خواهد شد (گرداب مداخله) و البته هزینه اش را هم ملت با کاهش رفاهشان می پردازند، یادمان نرود قبح سرقت با قیام و قعود وکلای پارلمان از بین نمی رود، مالیات در تحلیل نهایی آن هم به این صورت فقط سرقت قانونی است، والله اعلم.


کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
تورم به زبان آدمیزاد

"یکی از حقایق اقتصادی موجود در زندگی همه انسانها، شرط کمیابی است. آنچه ما در اختیار داریم برای برآورده کردن تمام خواسته هایمان کافی نیست. مشخصا زمان ما محدود بوده و در نتیجه باید ذهنمان را برای استفاده از این زمان محدود شکل دهیم، و مشخص کنیم که برای مثال آن را برای کار، فعالیت خانوادگی یا دسته جمعی و یا برای فراغت شخصی خود استفاده خواهیم کرد.

در عین حال دیگر ابزار در دسترس ما هم محدود است: مقدار پول نقدمان، دارایی های مالی، اندازه و مرغوبیت خانه ها و یا ماشین هایمان، همه و همه با محدودیت هایی روبه رو هستند. به این ترتیب برای انجام هر کاری باید انتخاب کنیم که چگونه از این منابع استفاده کنیم ...

استفاده از همه این امکانات مشروط به قانون ارزش نهایی نزولی است. بر طبق این قانون، اهمیت نسبی هر واحد از کالای اقتصادی، و یا به بیان اقتصادی ارزش نهایی هر واحد کالا، برای دارنده آن با افزایش موجودی آن کالا کاهش می یابد و بالعکس ... برای مثال ارزش نهایی یک جرعه اضافی آب برای کسی که در کویر پیاده سفر می کند با فردی که در دریاچه شنا می کند متفاوت است. همچنین ارزش نهایی افزوده شدن ۲۰۰ متر مربع به مساحت خانه ما بسته به این که مساحت فعلی آن ۵۰۰ متر و یا ۵۰۰۰ متر باشد بسیار متفاوت خواهد بود. و همین طور ارزش نهایی یک دلار اضافی به مقدار دلاری که یک فرد در حال حاضر دارد بستگی خواهد داشت.

چنین بر می آید که تولید هر واحد اضافی پول هم، ارزش آن را برای دارنده اش از آن چیزی که قبلا بوده کمتر خواهد کرد. میتوان گفت که به این ترتیب ارزش پول برای او نسبت به همه کالاهای دیگر کاهش خواهد یافت. در این شرایط این فرد، به عنوان خریدار، حاضر خواهد بود که پول بیشتری را برای کالا و خدمات بپردازد و به عنوان فروشنده هم مبلغ بالاتری را برای کالاها و خدمات خود طلب خواهد کرد. به طور خلاصه تولید پول، باعث به وجود آمدن گرایش به سمت افزایش قیمت های پولی خواهد شد. این گرایش در وهله اول خود را در قیمت هایی که توسط خود تولید کننده پول پرداخت می شود، نشان خواهد داد. اما بعد از مدتی این افزایش در همه جای اقتصاد فراگیر خواهد شد".

به بیان دیگر اصل مطلب اینجاست که در اقتصادهای امروزی آنها که در تولید پول نقش دارند به اصطلاح سهم شیر نصیبشان می شود، انگار که قابلیت تولید پول خود خود قدرت است، والله اعلم.

http://bit.ly/36TwjIa

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
در باب پرچم

پا نگذاشتن روی پرچم آمریکا این روزها مضمون بحث های بسیاری شده است، آیا قضیه واقعا اینقدر مهم است؟ بله، بسیار زیاد!

"همه مراسمات پرطمطراق که به دولتها مرتبط هستند، از افتتاحها گرفته تا کنفرانس های مطبوعاتی، شاید بر خلاف آنچه ما همواره فکر می کنیم، ابزاری برای دستیابی به یک هدف نباشند. آنها شاید ... خود في نفسه هدف باشند، یعنی تجلی وحدت همزمان میان مردم و نظمی که در آن برخی دستور می دهد و دیگران اطاعت می کنند. مقامات دولت نقش اصلی را در شکل دهی به اذهان مردم در راستای ایجاد و ... حفظ موقعیت های اقتدار ایفا می کنند.

البته چنین تئاتر یا نمایشی بقای دولت را تضمین نمی کند. به ویژه در شرایط تغییرات اجتماعی و سیاسی سریع، که عقیده ها در مورد جایگاه درست اقتدار سیاسی در نوسان و متزلزل است، نمایش های تماشایی قدیمی ممکن است جایگاه شان را از دست بدهند. یک چنین بی اعتبار شدن نمایش های قدیمی در مورد رژیم کهن فرانسه بیان شده است. اما همان نویسندگان بر اهمیت نوشتن نمایش تماشایی جدیدی از وحدت و اقتدار در بحبوحه انقلاب فرانسه تاکید نموده اند".

http://bit.ly/2FPWvaT

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
در باب ثروت ملل

ارزش کل دارایی ها (ثروت) کشورهای مختلف جهان در حدود ۳۶۰ تریلیون دلار است، آمریکا کمی کمتر از یک سوم (حدود ۳۰ درصد) این ثروت را در اختیار دارد و مقام دوم از آن چین با حدود ۱۸ درصد از کل است، ایران هم هست که حدود ۰.۲۱ درصد (زیر نیم درصد) را در اختیار دارد، والله اعلم.

http://bit.ly/2tzESJE

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
در باب پرهیز از زدن‌ جیب مردم و حرف مفت!

"راستش را بخواهید به عنوان یک نظر شخصی نسبت به این پروپاگاندای مالیات که به تازگی راه افتاده است و می‌شود حدس زد از کجا آب می‌خورد، نگاه مثبتی ندارم. یک سیاست پوپولیستی غریب است که البته سابقه هم دارد و یک نمونه آن را در مورد همسایه شمالی و نمونه الیگارش‌های روسی به یاد می‌آورم. هر روز صحبت از میلیاردرها و دهک‌های بالا و سلبریتی‌ها و سرمایه‌دارهایی است که حق بقیه را می‌خورند و مالیات نمی‌دهند، بدون آنکه شواهد مشخصی از هویت این افراد ارائه شود.

می‌شود پرسید این همه هیاهو برای چیست. اگر کسی مالیاتی پرداخت نمی‌کند، راه‌حل آن ساده است، ابزارهای قانونی و غیرقانونی برای پول کردن طلب دولت پیش‌بینی شده است که دولت فخیمه می‌تواند از آنها بهره بگیرد و البته منتظر اجازه شهروندان هم ننشسته است. این همه قرار دادن گروه‌های مردم در مقابل همدیگر و جنگ فقیر و غنی راه انداختن اهداف آشکارا سیاسی دارد و البته که باید از آن ترسید. انسجام و اعتماد اجتماعی بین گروه‌های مختلف مردم را کاهش می‌دهد و فقط میدان به تندروهای ضدتوسعه خواهد داد. 

جایی می‌خواندم که انگار رئیس‌جمهور یک کشور به‌طور رسمی اعلام کرده بود هدفش این است که نام کشورش در تیتر روزنامه‌های جهان نیاید، چون برای آن کشور خبرساز بودن خبر خوبی نبود و معنایش این بود که یک جای کار لنگ می‌زند. حرف آن مرد هوشمند این بود که در آرامش و سکوت به بهبود اوضاع کشورمان فکر کنیم و زیاد شلوغش نکنیم. پیشنهاد دوستانه‌ام به اهالی دولت این است که بسیار با احتیاط با جراید و رسانه‌ها ارتباط بگیرند و یک مشاور رسانه‌ای کاربلد خیلی به کارشان می‌آید. از سویی دیگر به پیروی از داریوش بزرگ که آرزوی رهایی ایران از شر دشمن، خشکسالی و دروغ را داشت، باید اینجا هم دست به دعا شد که ایران از دست هواداران این ایده مخرب عدالت اجتماعی نجات پیدا کند".

در این مصاحبه با جریده وزین تجارت فردا به بحث برخی ذهنیت های غلط اهالی دولت پرداخته ام و یک توصیه مشخص داشته ام که تا آنجا که می شود حرف نزنند! از بزرگترین مصیبت های این کشور تعدد تریبون ها و حرف های مفت است. والله اعلم.

http://bit.ly/37ahv8g

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
در باب امنیت و بی روغن سرخ کردن های اخیر

خاک مملکت آریایی اسلامی مستعد پرورش به اصطلاح کارشناسان یکشبه ای است که انگار وظیفه دارند مثل طوطی یک ایده ای ملال آور را تکرار کنند، از جمله پس از قضایای اخیر که به واقع خطر جنگی ویرانگر از سر ایران گذشت، سروکله انبوه متخصصان امنیت ملی هم پیدا شد. از به اصطلاح استادان دانشگاه گرفته تا معاون سابق بانک مرکزی تا اهالی اتاق بازرگانی و خیلی های دیگر. مضمون مشترک حرف ها این بود که اگر قدرت نظامی و امنیت نداشته باشیم، کلاهمان پس معرکه است و رشد اقتصادی هم در پی امنیت می آید و ... حتی یکی هم این وسط حرف از اهمیت اقتدارگرایی نظامی می زد و یحتمل نمی دانست که این واژه بیشتر برای فحش و طعن به کار می رود تا تحسین. یکی دیگر هم که از قضا در دانشکده مادر مملکت باید علم سیاست یاد خلق الله بدهد، خطر تجاوز سیاه پوش های خلافت اسلامی را به بانویی هنرمند تذکر داد تا اهمیت امنیت به شکل ملموس دستش بیاید!

اما بد نیست امنیت را دقیق تر ببینیم؛ بری بوزان از چهره های سرشناس علم روابط بین الملل حرفش اینست که امنیت تنها منحصر و مربوط به دولت ها نیست و همه جمع ها و گروه های انسانی را شامل می شود و مهمتر آنکه نیروی نظامی هم ذاتا برای ایجاد امنیت ناکافی است، او جز امنیت نظامی، به ابعاد دیگری هم اشاره دارد، امنیت سیاسی که به معنای ثبات سازمانی دولت ها و سیستم های آن و همچنین مشروعیت آنهاست، امنیت اقتصادی به سهولت دسترسی بنگاه های یک کشور به منابع، سرمایه و بازارهاست تا رفاه مورد انتظار مردم و قدرت مناسب دولت ها فراهم شود، امنیت اجتماعی که حفظ و بازسازی و رشد زبان و فرهنگ و سنت ها و هویت ملی را برای زیست بهتر در جهانی دائم در تغییر به همراه دارد و امنیت زیست محیطی هم که از حفظ سیاره و محیط جهانی می گوید. امنیت نظامی البته بد نیست، ولی باید در توازن با دیگر امنیت ها به آن پرداخت، چه بسا تخته گاز رفتن در آن، به واقع باعث ناامنی شود.

نگارنده این سطور البته خود را متخصص امنیت نمی داند، ولی آنقدر دیده است که امنیت را باید مقوله ای بسیار پیچیده و چندوجهی دانست، رشته ای (در واقع میان رشته ای) هست به نام مطالعات امنیت که کارش بررسی ابعاد مختلف موضوع است، امروز مقوله های محیط زیست، تغییرات اقلیمی، بهداشت و فقر و حتی فرهنگ هم در بررسی امنیت مورد توجه اند. تکثیر سلاح های هسته ای و کشتار جمعی، تنازعات قومی، مداخله های بشردوستانه، امنیت غذایی وامنیت انرژی و خیلی موارد دیگر هم هستند که تنها با موشک و تیر و تفنگ نمی شود آنها را مهار کرد. نظامیان البته از بازیگران مهم امنیت اند و نقشی انکارناپذیر دارند، ولی خطاست در جهان پیچیده قرن 21 آنها را حتی مهمترین بازیگر بدانیم. گاهی تجار و سرمایه گذاران، گاهی دیپلمات ها و حقوق دانان و گاهی دانشگاهی ها و اهل علم و فرهنگ در ایجاد امنیت نقش جدی تری از نظامیان دارند. والله اعلم.

https://amzn.to/38vHQOt

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
چرا به دولت ها بدگمان ام؟

برای برخی این بدبینی شاید به زعم آنها بیمارگونه امثال من نسبت به دولت غریب به نظر می رسد، می پرسند در مملکتی عشقی که دزد نگرفته پادشاه است بیش از هرچیز به قانون و نظم نیاز داریم و این هم به معنای حضور و اقتدار دولت است، پس آیا این نگاه انتقادی افراطی به دولت واقع گرایانه است؟

پاسخ می تواند این باشد که پیش از هر چیز باید روی مفاهیمی اساسی مثل نظم و قانون و تجربه تاریخی ظهور آنها تامل کرد، پیشنهاد من برای شروع خواندن تریلوژی (سه گانه) جاودانه فون هایک بزرگ با عنوان قانون، قانونگذاری و آزادی است، تا جایی که دیده ام شوربختانه بسیاری از اقتصاد خوانده های خوش نیت هم درک مناسبی از پیوند میان دولت و جامعه و همچنین قانون و محدودیت های آن ندارند، خواندن این مجموعه یحتمل در اصلاح نگرش ها دستگیر باشد، والله اعلم.

http://bit.ly/37haEK6

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هونداهای طب!

دیدم هواداران به اصطلاح "طب اسلامی" در حرکتی نمادین یک کتاب مرجع طب مدرن را می سوزانند، ظاهرا نوعی مبارزه نمادین با "طب شیمیایی" است.

از بی سلیقگی کار که بگذریم، آیا دولت باید جلوی آنها را بگیرد؟ جواب منفی است! اگر مسئله پرمناقشه درمان کودکان (شهروندان بالقوه) را کنار بگذریم، افراد حق دارند نوع درمانشان را انتخاب کنند، حتی اگر این نوع درمان به نظر ما مناسب نباشد. تعداد متقاضیان این نوع درمان زیاد نیست و یحتمل در صورت وضع قانون هم کسی چنین ممنوعیت هایی را جدی نمی گیرد و کار خودش را می کند. وانگهی اعمال ممنوعیت خرج دارد، چرا باید پول عمومی صرف چنین کارهای بی فایده ای شود؟

این نوع طبابت تا وقتی آزادی دیگری را نقض نکرده است، ایرادی ندارد، اگر کارآمد نبود به مرور هواداران اندکش را از دست می دهد، در غیر این صورت هم که چرا انسان ها را از آن محروم کنیم؟ به قول والتر بلاک بزرگ، مگر همیشه باید قانون بگذاریم که همه از پوشاک ارمانی و خودروهای لوکس استفاده کنند؟ اجازه دهیم هونداها هم کار خودشان را بکنند، در عرصه طبابت و درمان هم قضیه متفاوت نیست، والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel