در باب بیرون آمدن از مصیبت
دکتر محسن رنانی نوشته است: "مقامات ما خیلی باید پرت باشند اگر گمان کنند جمهوری اسلامی بدون اصلاحات ساختاری و افق گشایی (پاردایم شیفت)، بتواند طی ده تا بیست سال آینده به این اهداف دست یابد. شاید نقطه شروع و کمهزینه ترین راه، همه پرسی برای اصلاح قانون اساسی باشد".
آیا ماهی ها می توانند آبی که در آن شنا می کنند را عوض کنند؟ نه نمی شود! آن افق گشایی/پارادایم شیفت فوق الذکر هم همین است. نمی شود افراد فردا صبح بیدار شوند و بگویند حالا تغییر جهان بینی می دهیم. راه حل چه در علم و چه در سیاست چیزی دیگری است؛ آدم های متفاوت باید حرف خودشان را بزنند و تفکرات خود را در بازار ایده ها عرضه کنند تا به تدریج آن افق گشایی/پارادایم شیفت رخ دهد. چیزی که باید دنبال آن بود آزادی هرچه بیشتر برای بیان دیدگاه های متفاوت است، این هم با خیرخواهی اهالی سیاست ما که معتاد به "شرایط حساس کنونی" اند رخ نمی دهد. تا وقتی ایده مشخصی برای اصلاح قانون اساسی متولد نشده است، پیشنهاد همه پرسی برای آن نمی دانم چه دردی را دوا می کند. والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
دکتر محسن رنانی نوشته است: "مقامات ما خیلی باید پرت باشند اگر گمان کنند جمهوری اسلامی بدون اصلاحات ساختاری و افق گشایی (پاردایم شیفت)، بتواند طی ده تا بیست سال آینده به این اهداف دست یابد. شاید نقطه شروع و کمهزینه ترین راه، همه پرسی برای اصلاح قانون اساسی باشد".
آیا ماهی ها می توانند آبی که در آن شنا می کنند را عوض کنند؟ نه نمی شود! آن افق گشایی/پارادایم شیفت فوق الذکر هم همین است. نمی شود افراد فردا صبح بیدار شوند و بگویند حالا تغییر جهان بینی می دهیم. راه حل چه در علم و چه در سیاست چیزی دیگری است؛ آدم های متفاوت باید حرف خودشان را بزنند و تفکرات خود را در بازار ایده ها عرضه کنند تا به تدریج آن افق گشایی/پارادایم شیفت رخ دهد. چیزی که باید دنبال آن بود آزادی هرچه بیشتر برای بیان دیدگاه های متفاوت است، این هم با خیرخواهی اهالی سیاست ما که معتاد به "شرایط حساس کنونی" اند رخ نمی دهد. تا وقتی ایده مشخصی برای اصلاح قانون اساسی متولد نشده است، پیشنهاد همه پرسی برای آن نمی دانم چه دردی را دوا می کند. والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
در باب دروغ!
"اگر ما به دولت دروغ بگوییم، جرم است، ولی اگر آنها دروغ تحویل ما دهند، اسمش سیاست ورزی و سیاس بودن است!"
حادثه متاثرکننده سقوط هواپیما فقط وخامت کار را به ما نشان داد، والا خانه از پای بست ویران است. همین را می توانید در مورد مالیات هم تکرار کنید؛ شما بدون رضایت کسی از او پول طلب کنید، اسمش سرقت و زورگیری است، ولی اگر دولت چنین کند، اسمش می شود مالیات! والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
"اگر ما به دولت دروغ بگوییم، جرم است، ولی اگر آنها دروغ تحویل ما دهند، اسمش سیاست ورزی و سیاس بودن است!"
حادثه متاثرکننده سقوط هواپیما فقط وخامت کار را به ما نشان داد، والا خانه از پای بست ویران است. همین را می توانید در مورد مالیات هم تکرار کنید؛ شما بدون رضایت کسی از او پول طلب کنید، اسمش سرقت و زورگیری است، ولی اگر دولت چنین کند، اسمش می شود مالیات! والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
راه های مهار ایران، حدس هایی درباره آینده
مرکز مطالعات استراتژیک و بین الملل از اندیشکده های معتبر امریکا بعد از کشته شدن سردار سلیمانی در گزارشی خواندنی راهکارهایی برای مهار ایران پیشنهاد کرده است، در متن آن آمده است که اهداف مهار ایران اینهاست:
الف) تبدیل نشدن ایران به هژمون و قدرت مسلط منطقه ای
ب) جلوگیری از مجهز شدن ایران به سلاح هسته ای و مسابقات تسلیحاتی هسته ای در منطقه؛ جلوگیری از دستیابی به اورانیوم غنی سازی شده با کاربردهای نظامی، کلاهک ها جنگی و بازفراوری پلوتونیوم
ج) جلوگیری از نفوذ نظامی، سیاسی و ایدئولوژیک ایران در منطقه به ویژه ایجاد مانع در برابر صادرات ایدئولوژی انقلابی آن
د) تشویق تغییر سیاسی در ایران و رو آوردن به نظام سیاسی و اقتصادی دموکراتیک تر و بازتر با هدف کاهش قدرت روحانیون (کلریکال استبلیشمنت)
گفته شده است که سیاست فشار حداکثری امریکا تاکنون نتیجه ای نداشته است، زیرا اگر هدف آن آوردن دوباره تهران سر میز مذاکره است، هیچ مشوقی برای ایرانی ها ارائه نمی دهد، ایرانی ها بعید است برنامه موشکی خود را رها کنند، ولی یحتمل تن به یک برجام دوباره بدهند که از نسخه 2015 بهتر باشد، همچنین آنها می توانند در ختم غائله یمن هم کمک کنند. امریکا باید در ایجاد و گسترش شکاف بین ایران و دیگر کشورها و دامن زدن به جو ضد ایرانی در کشورهای منطقه به ویژه عراق فعالانه عمل کند، چیزی که زمینه اش هم وجود دارد.
از نظر نظامی هم باید متحدان خود در منطقه را به ویژه در حوزه ضد موشکی تقویت کند، کمک به ارتش آزادی بخش سوریه و ارتش عراق می تواند ترفند موثری باشد، قدرت نظامی متعارف ایران بالا نیست، ولی در زمینه جنگ های نامنظم توانمند اند، امریکا هم باید در این حوزه تمرکز بیشتری داشته باشد.
اما چیزی که یحتمل برای خوانندگان راهبرد بیشتر جذابیت داشته باشد، جنبه اقتصادی مهار است که در گزارش آمده ایران همین طور نشُسته هم پاک است و اقتصاد را باید از ضعف های جدی ایران به حساب آورد! توصیه اش به بیشتر کردن تحریم ها به ویژه در مواردی که می توانند برای تقویت نیروی نظامی موثر باشند و جلوگیری از گسترش روابط اقتصادی با دیگر کشورهاست.
در یک جالب دیگر یعنی حوزه اطلاعاتی (دسترسی به اطلاعات) هم توصیه هایی دارد، به گفته گزارش، امریکا با همین حربه و با استفاده از رادیوهایی مانند اروپای آزاد، صدای امریکا و آزادی (لیبرتی) توانست شوروی را در دوران جنگ سرد زمین گیر کند و نفوذ آن را در جهان کاهش دهد، ایران در این زمینه ضعف های بسیار جدی دارد (فکر کنم نیازی به مثال آوردن نباشد!)، تلاش برای افزایش دسترسی به اینترنت و کمک مالی به مخالفان و ایجاد پلتفرم ها و رسانه های جدید می تواند بخشی از کار باشد.
البته روشن نیست این توصیه ها به عنوان سیاست های رسمی دولت امریکا انتخاب شوند، ولی بد نیست جز حرف های ترامپ به حرف هایی که در امریکا خیلی ها به آن توجه می کنند هم پرداخت، والله اعلم.
http://bit.ly/30eVaDE
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
مرکز مطالعات استراتژیک و بین الملل از اندیشکده های معتبر امریکا بعد از کشته شدن سردار سلیمانی در گزارشی خواندنی راهکارهایی برای مهار ایران پیشنهاد کرده است، در متن آن آمده است که اهداف مهار ایران اینهاست:
الف) تبدیل نشدن ایران به هژمون و قدرت مسلط منطقه ای
ب) جلوگیری از مجهز شدن ایران به سلاح هسته ای و مسابقات تسلیحاتی هسته ای در منطقه؛ جلوگیری از دستیابی به اورانیوم غنی سازی شده با کاربردهای نظامی، کلاهک ها جنگی و بازفراوری پلوتونیوم
ج) جلوگیری از نفوذ نظامی، سیاسی و ایدئولوژیک ایران در منطقه به ویژه ایجاد مانع در برابر صادرات ایدئولوژی انقلابی آن
د) تشویق تغییر سیاسی در ایران و رو آوردن به نظام سیاسی و اقتصادی دموکراتیک تر و بازتر با هدف کاهش قدرت روحانیون (کلریکال استبلیشمنت)
گفته شده است که سیاست فشار حداکثری امریکا تاکنون نتیجه ای نداشته است، زیرا اگر هدف آن آوردن دوباره تهران سر میز مذاکره است، هیچ مشوقی برای ایرانی ها ارائه نمی دهد، ایرانی ها بعید است برنامه موشکی خود را رها کنند، ولی یحتمل تن به یک برجام دوباره بدهند که از نسخه 2015 بهتر باشد، همچنین آنها می توانند در ختم غائله یمن هم کمک کنند. امریکا باید در ایجاد و گسترش شکاف بین ایران و دیگر کشورها و دامن زدن به جو ضد ایرانی در کشورهای منطقه به ویژه عراق فعالانه عمل کند، چیزی که زمینه اش هم وجود دارد.
از نظر نظامی هم باید متحدان خود در منطقه را به ویژه در حوزه ضد موشکی تقویت کند، کمک به ارتش آزادی بخش سوریه و ارتش عراق می تواند ترفند موثری باشد، قدرت نظامی متعارف ایران بالا نیست، ولی در زمینه جنگ های نامنظم توانمند اند، امریکا هم باید در این حوزه تمرکز بیشتری داشته باشد.
اما چیزی که یحتمل برای خوانندگان راهبرد بیشتر جذابیت داشته باشد، جنبه اقتصادی مهار است که در گزارش آمده ایران همین طور نشُسته هم پاک است و اقتصاد را باید از ضعف های جدی ایران به حساب آورد! توصیه اش به بیشتر کردن تحریم ها به ویژه در مواردی که می توانند برای تقویت نیروی نظامی موثر باشند و جلوگیری از گسترش روابط اقتصادی با دیگر کشورهاست.
در یک جالب دیگر یعنی حوزه اطلاعاتی (دسترسی به اطلاعات) هم توصیه هایی دارد، به گفته گزارش، امریکا با همین حربه و با استفاده از رادیوهایی مانند اروپای آزاد، صدای امریکا و آزادی (لیبرتی) توانست شوروی را در دوران جنگ سرد زمین گیر کند و نفوذ آن را در جهان کاهش دهد، ایران در این زمینه ضعف های بسیار جدی دارد (فکر کنم نیازی به مثال آوردن نباشد!)، تلاش برای افزایش دسترسی به اینترنت و کمک مالی به مخالفان و ایجاد پلتفرم ها و رسانه های جدید می تواند بخشی از کار باشد.
البته روشن نیست این توصیه ها به عنوان سیاست های رسمی دولت امریکا انتخاب شوند، ولی بد نیست جز حرف های ترامپ به حرف هایی که در امریکا خیلی ها به آن توجه می کنند هم پرداخت، والله اعلم.
http://bit.ly/30eVaDE
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
CSIS
Containing Tehran: Understanding Iran’s Power and Exploiting Its Vulnerabilities
In this report, CSIS’s Seth G. Jones analyzes Iran’s irregular, conventional, economic, and soft power—as well as its domestic stability—to lay out a containment strategy aimed at curbing Iranian expansion and encouraging its political liberalization.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چرتکه با جان آدم ها
به شدت معتقدم آدمی که بهره ای حداقلی از هوش دارد، برای حفظ آبروی خودش هم که شده است، بعضی حرف ها را حتی در گعده های دوستانه هم با احتیاط مطرح می کند چه رسد که در تلویزیون و در حضور چند میلیون آدم آن را فریاد بزند.
این چنین کاسبکارانه برخورد کردن با جان آدم ها نه تنها زشت که رذیلانه است، چرتکه را به کار بیندازیم که حمله به عین الاسد حتی به قدر فلان تعداد سقوط هواپیما می ارزد و فرض کنیم اصلا به کوه خورده بود فقط ناشی از وقاحت گوینده است. در کشوری توسعه یافته چنین حرف سخیفی به معنای خداحافظی همیشگی طرف با رسانه های معتبر است. اگر می خواهید از چیزی دفاع هم کنید، باید راه و رسمش را بلد باشید.
وقتی عبدی کلانتری می گفت این نئولیبرالیسم و لیبرالیسم و ... را رها کنید، دستور کار جامعه ما همچنان همان پروژه دوران روشنگری اروپا است، همان حرف هایی که کانت در مورد غایت و نه وسیله بودن آدم ها می گفت، شاید به چنین دیدگاه های ضدانسانی ای نظر داشت، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
به شدت معتقدم آدمی که بهره ای حداقلی از هوش دارد، برای حفظ آبروی خودش هم که شده است، بعضی حرف ها را حتی در گعده های دوستانه هم با احتیاط مطرح می کند چه رسد که در تلویزیون و در حضور چند میلیون آدم آن را فریاد بزند.
این چنین کاسبکارانه برخورد کردن با جان آدم ها نه تنها زشت که رذیلانه است، چرتکه را به کار بیندازیم که حمله به عین الاسد حتی به قدر فلان تعداد سقوط هواپیما می ارزد و فرض کنیم اصلا به کوه خورده بود فقط ناشی از وقاحت گوینده است. در کشوری توسعه یافته چنین حرف سخیفی به معنای خداحافظی همیشگی طرف با رسانه های معتبر است. اگر می خواهید از چیزی دفاع هم کنید، باید راه و رسمش را بلد باشید.
وقتی عبدی کلانتری می گفت این نئولیبرالیسم و لیبرالیسم و ... را رها کنید، دستور کار جامعه ما همچنان همان پروژه دوران روشنگری اروپا است، همان حرف هایی که کانت در مورد غایت و نه وسیله بودن آدم ها می گفت، شاید به چنین دیدگاه های ضدانسانی ای نظر داشت، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
در دفاع از شل بودن دولت؛ جوانها بیایند اوضاع درست می شود؟
"در مکزیک که کل فرایند اجرا زیر سایه قانون سيكسينو (تغییر گسترده کارکنان دولت هر شش سال یكبار) قرار دارد، اجرای سیاستها از ریتم خاصی پیروی می کند. دو سال اول دولت یک رئیس جمهور صرف وظیفه سنگین جابه جایی افراد های بین نهادهای مختلف می شود. روسای جدید سازمانها و نهادها باید با محیط های جدید آشنا شوند و اولویت ها را تعیین کنند. سه سال آخر دوره شش ساله مجریان به شدت محتاط می شوند و از اجرای سیاست هایی که شاید مورد حمایت دولت بعدی نباشد سخت واهمه دارند.
کارکنان رده بالا نیز با نزدیک شدن به پایان دوره شديدا مشغول زد و بند برای تصدی مناصب
جدید می شوند. تنها در دو سال میانی دوره، اقدامات جدی در راستای اصلاحات انجام می شود که به هیچ وجه برای تامین بنیه مورد نیاز کافی نیست ... نکته مستتر در همه این موضوعات نیاز به ارتقای شغلی خود با رئیس ارشد خود است.
یک کارمند اداری اگر حامی شدید سیاستی شناخته شود شاید بسیاری از چیزهایش و به ویژه شغلش در مخاطره قرار بگیرد. ... هنگامی که سیاستی برای اجرا در یک نهاد اداری به جریان می افتد. به گونه ای اجتناب ناپذیر نشت اقتدار وجود خواهد داشت. در جایی که پاسخگویی و ناقص و فشل است و در جایی که جابه جایی های گسترده در جریان است، نشت اقتدار می تواند به خونریزی شدید منجر شود.
اصالت شغل در این موارد به مقاومت مجریان در برابر اجرای سیاست هایی که از بالا دیکته شده اند، منجر می شود. مقاومت در اغلب موارد به شکل ... حفظ ظاهر انجام می شود، به طوری که مجریان تلاش می کنند خود را در نظر عموم مدافع و حامی یک برنامه نشان دهند اما در خفا تنها کمکی کوچک (ظاهری) به انجام آن می کنند.
کارکنان اداری در جهان سوم از سوی محققان و مسئولان نهادهای کمک خارجی با صفاتی چون تنبلی، نبود اراده، و نبود تعهد به اصلاحات شناخته می شوند. این محققان توجه بسیار کمی به محاسبه فشارهایی که این کارکنان اداری با آنها مواجه بوده و اینچنین تنبل و غیر متعهد شان ساخته است، مبذول نموده اند. موفقیت سیاست های عمومی از طریق نسل جدیدی از مجریان محتمل نیست. مسلما موفقیت سیاست ها با تمرکز صرف بر تکنیک های جدید مدیریت حاصل نمی شود".
این بخشی از کتاب دولت در جامعه اثر جوئل میگدال است، اوضاع منحصر به ایران نیست، هر چند وضع ایران از بسیاری جهات از بقیه کشورهای در حال توسعه مصیبت بارتر است، نگارنده این سطور که به دولت، هیچ دولتی، امید ندارد، ولی جان کلام اینست که بدون پروژه سیاسی مناسب و ظهور و رسوب تدریجی نهادهای کارآمد در طی زمان اوضاع تغییری نخواهد کرد، حتی اگر آدم ها را عوض کنیم. حالا که حرف از جوانگرایی است، بد نیست خیلی تخیلی فکر نکنیم، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
"در مکزیک که کل فرایند اجرا زیر سایه قانون سيكسينو (تغییر گسترده کارکنان دولت هر شش سال یكبار) قرار دارد، اجرای سیاستها از ریتم خاصی پیروی می کند. دو سال اول دولت یک رئیس جمهور صرف وظیفه سنگین جابه جایی افراد های بین نهادهای مختلف می شود. روسای جدید سازمانها و نهادها باید با محیط های جدید آشنا شوند و اولویت ها را تعیین کنند. سه سال آخر دوره شش ساله مجریان به شدت محتاط می شوند و از اجرای سیاست هایی که شاید مورد حمایت دولت بعدی نباشد سخت واهمه دارند.
کارکنان رده بالا نیز با نزدیک شدن به پایان دوره شديدا مشغول زد و بند برای تصدی مناصب
جدید می شوند. تنها در دو سال میانی دوره، اقدامات جدی در راستای اصلاحات انجام می شود که به هیچ وجه برای تامین بنیه مورد نیاز کافی نیست ... نکته مستتر در همه این موضوعات نیاز به ارتقای شغلی خود با رئیس ارشد خود است.
یک کارمند اداری اگر حامی شدید سیاستی شناخته شود شاید بسیاری از چیزهایش و به ویژه شغلش در مخاطره قرار بگیرد. ... هنگامی که سیاستی برای اجرا در یک نهاد اداری به جریان می افتد. به گونه ای اجتناب ناپذیر نشت اقتدار وجود خواهد داشت. در جایی که پاسخگویی و ناقص و فشل است و در جایی که جابه جایی های گسترده در جریان است، نشت اقتدار می تواند به خونریزی شدید منجر شود.
اصالت شغل در این موارد به مقاومت مجریان در برابر اجرای سیاست هایی که از بالا دیکته شده اند، منجر می شود. مقاومت در اغلب موارد به شکل ... حفظ ظاهر انجام می شود، به طوری که مجریان تلاش می کنند خود را در نظر عموم مدافع و حامی یک برنامه نشان دهند اما در خفا تنها کمکی کوچک (ظاهری) به انجام آن می کنند.
کارکنان اداری در جهان سوم از سوی محققان و مسئولان نهادهای کمک خارجی با صفاتی چون تنبلی، نبود اراده، و نبود تعهد به اصلاحات شناخته می شوند. این محققان توجه بسیار کمی به محاسبه فشارهایی که این کارکنان اداری با آنها مواجه بوده و اینچنین تنبل و غیر متعهد شان ساخته است، مبذول نموده اند. موفقیت سیاست های عمومی از طریق نسل جدیدی از مجریان محتمل نیست. مسلما موفقیت سیاست ها با تمرکز صرف بر تکنیک های جدید مدیریت حاصل نمی شود".
این بخشی از کتاب دولت در جامعه اثر جوئل میگدال است، اوضاع منحصر به ایران نیست، هر چند وضع ایران از بسیاری جهات از بقیه کشورهای در حال توسعه مصیبت بارتر است، نگارنده این سطور که به دولت، هیچ دولتی، امید ندارد، ولی جان کلام اینست که بدون پروژه سیاسی مناسب و ظهور و رسوب تدریجی نهادهای کارآمد در طی زمان اوضاع تغییری نخواهد کرد، حتی اگر آدم ها را عوض کنیم. حالا که حرف از جوانگرایی است، بد نیست خیلی تخیلی فکر نکنیم، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
سرقت سازمان یافته با چاشنی وقاحت!
سرقت به این معناست که کسی مال و دارایی شما را بدون رضایت تان از آن خود کند، به تازگی که کفگیر دولت ته دیگ خورده است، آنها هم به فکر راهکاری! مشابه افتاده اند. قرار است از املاک مردم از قیمت ۱۰ میلیارد تومن به بالا مالیات بگیرند.
احتمالا کسانی بدشان نیاید پولدارهای از خدا بی خبر کمی چزانده شوند، ولی اهل دل می پرسند چرا فلانی که با زحمت و هوشمندی پولی به دست آورده و خانه ای به دلخواه خود خریده است باید باج سبیل اضافه به دولت بدهد؟ در ازای آن بناست چه گیرش بیاید؟ وانگهی مگر دلیل قیمت بالای دارایی هایی مثل املاک چیزی جز افزایش میزان نقدینگی و مداخله های دولتی است که حالا یک بار دیگر می خواهیم انتقام اش را از مردم بگیریم؟
بی تردید در آینده فضولی های دولت به بهانه تعیین قیمت درست املاک بیشتر خواهد شد (گرداب مداخله) و البته هزینه اش را هم ملت با کاهش رفاهشان می پردازند، یادمان نرود قبح سرقت با قیام و قعود وکلای پارلمان از بین نمی رود، مالیات در تحلیل نهایی آن هم به این صورت فقط سرقت قانونی است، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
سرقت به این معناست که کسی مال و دارایی شما را بدون رضایت تان از آن خود کند، به تازگی که کفگیر دولت ته دیگ خورده است، آنها هم به فکر راهکاری! مشابه افتاده اند. قرار است از املاک مردم از قیمت ۱۰ میلیارد تومن به بالا مالیات بگیرند.
احتمالا کسانی بدشان نیاید پولدارهای از خدا بی خبر کمی چزانده شوند، ولی اهل دل می پرسند چرا فلانی که با زحمت و هوشمندی پولی به دست آورده و خانه ای به دلخواه خود خریده است باید باج سبیل اضافه به دولت بدهد؟ در ازای آن بناست چه گیرش بیاید؟ وانگهی مگر دلیل قیمت بالای دارایی هایی مثل املاک چیزی جز افزایش میزان نقدینگی و مداخله های دولتی است که حالا یک بار دیگر می خواهیم انتقام اش را از مردم بگیریم؟
بی تردید در آینده فضولی های دولت به بهانه تعیین قیمت درست املاک بیشتر خواهد شد (گرداب مداخله) و البته هزینه اش را هم ملت با کاهش رفاهشان می پردازند، یادمان نرود قبح سرقت با قیام و قعود وکلای پارلمان از بین نمی رود، مالیات در تحلیل نهایی آن هم به این صورت فقط سرقت قانونی است، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
تورم به زبان آدمیزاد
"یکی از حقایق اقتصادی موجود در زندگی همه انسانها، شرط کمیابی است. آنچه ما در اختیار داریم برای برآورده کردن تمام خواسته هایمان کافی نیست. مشخصا زمان ما محدود بوده و در نتیجه باید ذهنمان را برای استفاده از این زمان محدود شکل دهیم، و مشخص کنیم که برای مثال آن را برای کار، فعالیت خانوادگی یا دسته جمعی و یا برای فراغت شخصی خود استفاده خواهیم کرد.
در عین حال دیگر ابزار در دسترس ما هم محدود است: مقدار پول نقدمان، دارایی های مالی، اندازه و مرغوبیت خانه ها و یا ماشین هایمان، همه و همه با محدودیت هایی روبه رو هستند. به این ترتیب برای انجام هر کاری باید انتخاب کنیم که چگونه از این منابع استفاده کنیم ...
استفاده از همه این امکانات مشروط به قانون ارزش نهایی نزولی است. بر طبق این قانون، اهمیت نسبی هر واحد از کالای اقتصادی، و یا به بیان اقتصادی ارزش نهایی هر واحد کالا، برای دارنده آن با افزایش موجودی آن کالا کاهش می یابد و بالعکس ... برای مثال ارزش نهایی یک جرعه اضافی آب برای کسی که در کویر پیاده سفر می کند با فردی که در دریاچه شنا می کند متفاوت است. همچنین ارزش نهایی افزوده شدن ۲۰۰ متر مربع به مساحت خانه ما بسته به این که مساحت فعلی آن ۵۰۰ متر و یا ۵۰۰۰ متر باشد بسیار متفاوت خواهد بود. و همین طور ارزش نهایی یک دلار اضافی به مقدار دلاری که یک فرد در حال حاضر دارد بستگی خواهد داشت.
چنین بر می آید که تولید هر واحد اضافی پول هم، ارزش آن را برای دارنده اش از آن چیزی که قبلا بوده کمتر خواهد کرد. میتوان گفت که به این ترتیب ارزش پول برای او نسبت به همه کالاهای دیگر کاهش خواهد یافت. در این شرایط این فرد، به عنوان خریدار، حاضر خواهد بود که پول بیشتری را برای کالا و خدمات بپردازد و به عنوان فروشنده هم مبلغ بالاتری را برای کالاها و خدمات خود طلب خواهد کرد. به طور خلاصه تولید پول، باعث به وجود آمدن گرایش به سمت افزایش قیمت های پولی خواهد شد. این گرایش در وهله اول خود را در قیمت هایی که توسط خود تولید کننده پول پرداخت می شود، نشان خواهد داد. اما بعد از مدتی این افزایش در همه جای اقتصاد فراگیر خواهد شد".
به بیان دیگر اصل مطلب اینجاست که در اقتصادهای امروزی آنها که در تولید پول نقش دارند به اصطلاح سهم شیر نصیبشان می شود، انگار که قابلیت تولید پول خود خود قدرت است، والله اعلم.
http://bit.ly/36TwjIa
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
"یکی از حقایق اقتصادی موجود در زندگی همه انسانها، شرط کمیابی است. آنچه ما در اختیار داریم برای برآورده کردن تمام خواسته هایمان کافی نیست. مشخصا زمان ما محدود بوده و در نتیجه باید ذهنمان را برای استفاده از این زمان محدود شکل دهیم، و مشخص کنیم که برای مثال آن را برای کار، فعالیت خانوادگی یا دسته جمعی و یا برای فراغت شخصی خود استفاده خواهیم کرد.
در عین حال دیگر ابزار در دسترس ما هم محدود است: مقدار پول نقدمان، دارایی های مالی، اندازه و مرغوبیت خانه ها و یا ماشین هایمان، همه و همه با محدودیت هایی روبه رو هستند. به این ترتیب برای انجام هر کاری باید انتخاب کنیم که چگونه از این منابع استفاده کنیم ...
استفاده از همه این امکانات مشروط به قانون ارزش نهایی نزولی است. بر طبق این قانون، اهمیت نسبی هر واحد از کالای اقتصادی، و یا به بیان اقتصادی ارزش نهایی هر واحد کالا، برای دارنده آن با افزایش موجودی آن کالا کاهش می یابد و بالعکس ... برای مثال ارزش نهایی یک جرعه اضافی آب برای کسی که در کویر پیاده سفر می کند با فردی که در دریاچه شنا می کند متفاوت است. همچنین ارزش نهایی افزوده شدن ۲۰۰ متر مربع به مساحت خانه ما بسته به این که مساحت فعلی آن ۵۰۰ متر و یا ۵۰۰۰ متر باشد بسیار متفاوت خواهد بود. و همین طور ارزش نهایی یک دلار اضافی به مقدار دلاری که یک فرد در حال حاضر دارد بستگی خواهد داشت.
چنین بر می آید که تولید هر واحد اضافی پول هم، ارزش آن را برای دارنده اش از آن چیزی که قبلا بوده کمتر خواهد کرد. میتوان گفت که به این ترتیب ارزش پول برای او نسبت به همه کالاهای دیگر کاهش خواهد یافت. در این شرایط این فرد، به عنوان خریدار، حاضر خواهد بود که پول بیشتری را برای کالا و خدمات بپردازد و به عنوان فروشنده هم مبلغ بالاتری را برای کالاها و خدمات خود طلب خواهد کرد. به طور خلاصه تولید پول، باعث به وجود آمدن گرایش به سمت افزایش قیمت های پولی خواهد شد. این گرایش در وهله اول خود را در قیمت هایی که توسط خود تولید کننده پول پرداخت می شود، نشان خواهد داد. اما بعد از مدتی این افزایش در همه جای اقتصاد فراگیر خواهد شد".
به بیان دیگر اصل مطلب اینجاست که در اقتصادهای امروزی آنها که در تولید پول نقش دارند به اصطلاح سهم شیر نصیبشان می شود، انگار که قابلیت تولید پول خود خود قدرت است، والله اعلم.
http://bit.ly/36TwjIa
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
کتابراه
معرفی و دانلود کتاب اخلاق تولید پول | یورگ گوئیدو هولسمن | کتابراه
کتاب اخلاق تولید پول اثر | یورگ گوئیدو هولسمن را از کتابراه دانلود کنید و از کتابخوانی لذت ببرید.
در باب پرچم
پا نگذاشتن روی پرچم آمریکا این روزها مضمون بحث های بسیاری شده است، آیا قضیه واقعا اینقدر مهم است؟ بله، بسیار زیاد!
"همه مراسمات پرطمطراق که به دولتها مرتبط هستند، از افتتاحها گرفته تا کنفرانس های مطبوعاتی، شاید بر خلاف آنچه ما همواره فکر می کنیم، ابزاری برای دستیابی به یک هدف نباشند. آنها شاید ... خود في نفسه هدف باشند، یعنی تجلی وحدت همزمان میان مردم و نظمی که در آن برخی دستور می دهد و دیگران اطاعت می کنند. مقامات دولت نقش اصلی را در شکل دهی به اذهان مردم در راستای ایجاد و ... حفظ موقعیت های اقتدار ایفا می کنند.
البته چنین تئاتر یا نمایشی بقای دولت را تضمین نمی کند. به ویژه در شرایط تغییرات اجتماعی و سیاسی سریع، که عقیده ها در مورد جایگاه درست اقتدار سیاسی در نوسان و متزلزل است، نمایش های تماشایی قدیمی ممکن است جایگاه شان را از دست بدهند. یک چنین بی اعتبار شدن نمایش های قدیمی در مورد رژیم کهن فرانسه بیان شده است. اما همان نویسندگان بر اهمیت نوشتن نمایش تماشایی جدیدی از وحدت و اقتدار در بحبوحه انقلاب فرانسه تاکید نموده اند".
http://bit.ly/2FPWvaT
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
پا نگذاشتن روی پرچم آمریکا این روزها مضمون بحث های بسیاری شده است، آیا قضیه واقعا اینقدر مهم است؟ بله، بسیار زیاد!
"همه مراسمات پرطمطراق که به دولتها مرتبط هستند، از افتتاحها گرفته تا کنفرانس های مطبوعاتی، شاید بر خلاف آنچه ما همواره فکر می کنیم، ابزاری برای دستیابی به یک هدف نباشند. آنها شاید ... خود في نفسه هدف باشند، یعنی تجلی وحدت همزمان میان مردم و نظمی که در آن برخی دستور می دهد و دیگران اطاعت می کنند. مقامات دولت نقش اصلی را در شکل دهی به اذهان مردم در راستای ایجاد و ... حفظ موقعیت های اقتدار ایفا می کنند.
البته چنین تئاتر یا نمایشی بقای دولت را تضمین نمی کند. به ویژه در شرایط تغییرات اجتماعی و سیاسی سریع، که عقیده ها در مورد جایگاه درست اقتدار سیاسی در نوسان و متزلزل است، نمایش های تماشایی قدیمی ممکن است جایگاه شان را از دست بدهند. یک چنین بی اعتبار شدن نمایش های قدیمی در مورد رژیم کهن فرانسه بیان شده است. اما همان نویسندگان بر اهمیت نوشتن نمایش تماشایی جدیدی از وحدت و اقتدار در بحبوحه انقلاب فرانسه تاکید نموده اند".
http://bit.ly/2FPWvaT
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
در باب ثروت ملل
ارزش کل دارایی ها (ثروت) کشورهای مختلف جهان در حدود ۳۶۰ تریلیون دلار است، آمریکا کمی کمتر از یک سوم (حدود ۳۰ درصد) این ثروت را در اختیار دارد و مقام دوم از آن چین با حدود ۱۸ درصد از کل است، ایران هم هست که حدود ۰.۲۱ درصد (زیر نیم درصد) را در اختیار دارد، والله اعلم.
http://bit.ly/2tzESJE
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
ارزش کل دارایی ها (ثروت) کشورهای مختلف جهان در حدود ۳۶۰ تریلیون دلار است، آمریکا کمی کمتر از یک سوم (حدود ۳۰ درصد) این ثروت را در اختیار دارد و مقام دوم از آن چین با حدود ۱۸ درصد از کل است، ایران هم هست که حدود ۰.۲۱ درصد (زیر نیم درصد) را در اختیار دارد، والله اعلم.
http://bit.ly/2tzESJE
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
در باب پرهیز از زدن جیب مردم و حرف مفت!
"راستش را بخواهید به عنوان یک نظر شخصی نسبت به این پروپاگاندای مالیات که به تازگی راه افتاده است و میشود حدس زد از کجا آب میخورد، نگاه مثبتی ندارم. یک سیاست پوپولیستی غریب است که البته سابقه هم دارد و یک نمونه آن را در مورد همسایه شمالی و نمونه الیگارشهای روسی به یاد میآورم. هر روز صحبت از میلیاردرها و دهکهای بالا و سلبریتیها و سرمایهدارهایی است که حق بقیه را میخورند و مالیات نمیدهند، بدون آنکه شواهد مشخصی از هویت این افراد ارائه شود.
میشود پرسید این همه هیاهو برای چیست. اگر کسی مالیاتی پرداخت نمیکند، راهحل آن ساده است، ابزارهای قانونی و غیرقانونی برای پول کردن طلب دولت پیشبینی شده است که دولت فخیمه میتواند از آنها بهره بگیرد و البته منتظر اجازه شهروندان هم ننشسته است. این همه قرار دادن گروههای مردم در مقابل همدیگر و جنگ فقیر و غنی راه انداختن اهداف آشکارا سیاسی دارد و البته که باید از آن ترسید. انسجام و اعتماد اجتماعی بین گروههای مختلف مردم را کاهش میدهد و فقط میدان به تندروهای ضدتوسعه خواهد داد.
جایی میخواندم که انگار رئیسجمهور یک کشور بهطور رسمی اعلام کرده بود هدفش این است که نام کشورش در تیتر روزنامههای جهان نیاید، چون برای آن کشور خبرساز بودن خبر خوبی نبود و معنایش این بود که یک جای کار لنگ میزند. حرف آن مرد هوشمند این بود که در آرامش و سکوت به بهبود اوضاع کشورمان فکر کنیم و زیاد شلوغش نکنیم. پیشنهاد دوستانهام به اهالی دولت این است که بسیار با احتیاط با جراید و رسانهها ارتباط بگیرند و یک مشاور رسانهای کاربلد خیلی به کارشان میآید. از سویی دیگر به پیروی از داریوش بزرگ که آرزوی رهایی ایران از شر دشمن، خشکسالی و دروغ را داشت، باید اینجا هم دست به دعا شد که ایران از دست هواداران این ایده مخرب عدالت اجتماعی نجات پیدا کند".
در این مصاحبه با جریده وزین تجارت فردا به بحث برخی ذهنیت های غلط اهالی دولت پرداخته ام و یک توصیه مشخص داشته ام که تا آنجا که می شود حرف نزنند! از بزرگترین مصیبت های این کشور تعدد تریبون ها و حرف های مفت است. والله اعلم.
http://bit.ly/37ahv8g
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
"راستش را بخواهید به عنوان یک نظر شخصی نسبت به این پروپاگاندای مالیات که به تازگی راه افتاده است و میشود حدس زد از کجا آب میخورد، نگاه مثبتی ندارم. یک سیاست پوپولیستی غریب است که البته سابقه هم دارد و یک نمونه آن را در مورد همسایه شمالی و نمونه الیگارشهای روسی به یاد میآورم. هر روز صحبت از میلیاردرها و دهکهای بالا و سلبریتیها و سرمایهدارهایی است که حق بقیه را میخورند و مالیات نمیدهند، بدون آنکه شواهد مشخصی از هویت این افراد ارائه شود.
میشود پرسید این همه هیاهو برای چیست. اگر کسی مالیاتی پرداخت نمیکند، راهحل آن ساده است، ابزارهای قانونی و غیرقانونی برای پول کردن طلب دولت پیشبینی شده است که دولت فخیمه میتواند از آنها بهره بگیرد و البته منتظر اجازه شهروندان هم ننشسته است. این همه قرار دادن گروههای مردم در مقابل همدیگر و جنگ فقیر و غنی راه انداختن اهداف آشکارا سیاسی دارد و البته که باید از آن ترسید. انسجام و اعتماد اجتماعی بین گروههای مختلف مردم را کاهش میدهد و فقط میدان به تندروهای ضدتوسعه خواهد داد.
جایی میخواندم که انگار رئیسجمهور یک کشور بهطور رسمی اعلام کرده بود هدفش این است که نام کشورش در تیتر روزنامههای جهان نیاید، چون برای آن کشور خبرساز بودن خبر خوبی نبود و معنایش این بود که یک جای کار لنگ میزند. حرف آن مرد هوشمند این بود که در آرامش و سکوت به بهبود اوضاع کشورمان فکر کنیم و زیاد شلوغش نکنیم. پیشنهاد دوستانهام به اهالی دولت این است که بسیار با احتیاط با جراید و رسانهها ارتباط بگیرند و یک مشاور رسانهای کاربلد خیلی به کارشان میآید. از سویی دیگر به پیروی از داریوش بزرگ که آرزوی رهایی ایران از شر دشمن، خشکسالی و دروغ را داشت، باید اینجا هم دست به دعا شد که ایران از دست هواداران این ایده مخرب عدالت اجتماعی نجات پیدا کند".
در این مصاحبه با جریده وزین تجارت فردا به بحث برخی ذهنیت های غلط اهالی دولت پرداخته ام و یک توصیه مشخص داشته ام که تا آنجا که می شود حرف نزنند! از بزرگترین مصیبت های این کشور تعدد تریبون ها و حرف های مفت است. والله اعلم.
http://bit.ly/37ahv8g
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
هفته نامه تجارت فردا
بیکمالیهای دولت از سخن پیدا شود
چنانکه تا اینجا رفت، کل این پرونده درباره ضعف و اشتباهات سیاستمداران ایرانی بود. مردان و زنانی که در قاب رسانه بهجای اندیشیدن به تفاوتهای «یک» و «یک و یکدهم»، از آرزوهای خود میگویند بیآنکه بر واقعیتها تکیه کنند. اگرنه چرا باید اقتصاد را که علم عدد…
در باب امنیت و بی روغن سرخ کردن های اخیر
خاک مملکت آریایی اسلامی مستعد پرورش به اصطلاح کارشناسان یکشبه ای است که انگار وظیفه دارند مثل طوطی یک ایده ای ملال آور را تکرار کنند، از جمله پس از قضایای اخیر که به واقع خطر جنگی ویرانگر از سر ایران گذشت، سروکله انبوه متخصصان امنیت ملی هم پیدا شد. از به اصطلاح استادان دانشگاه گرفته تا معاون سابق بانک مرکزی تا اهالی اتاق بازرگانی و خیلی های دیگر. مضمون مشترک حرف ها این بود که اگر قدرت نظامی و امنیت نداشته باشیم، کلاهمان پس معرکه است و رشد اقتصادی هم در پی امنیت می آید و ... حتی یکی هم این وسط حرف از اهمیت اقتدارگرایی نظامی می زد و یحتمل نمی دانست که این واژه بیشتر برای فحش و طعن به کار می رود تا تحسین. یکی دیگر هم که از قضا در دانشکده مادر مملکت باید علم سیاست یاد خلق الله بدهد، خطر تجاوز سیاه پوش های خلافت اسلامی را به بانویی هنرمند تذکر داد تا اهمیت امنیت به شکل ملموس دستش بیاید!
اما بد نیست امنیت را دقیق تر ببینیم؛ بری بوزان از چهره های سرشناس علم روابط بین الملل حرفش اینست که امنیت تنها منحصر و مربوط به دولت ها نیست و همه جمع ها و گروه های انسانی را شامل می شود و مهمتر آنکه نیروی نظامی هم ذاتا برای ایجاد امنیت ناکافی است، او جز امنیت نظامی، به ابعاد دیگری هم اشاره دارد، امنیت سیاسی که به معنای ثبات سازمانی دولت ها و سیستم های آن و همچنین مشروعیت آنهاست، امنیت اقتصادی به سهولت دسترسی بنگاه های یک کشور به منابع، سرمایه و بازارهاست تا رفاه مورد انتظار مردم و قدرت مناسب دولت ها فراهم شود، امنیت اجتماعی که حفظ و بازسازی و رشد زبان و فرهنگ و سنت ها و هویت ملی را برای زیست بهتر در جهانی دائم در تغییر به همراه دارد و امنیت زیست محیطی هم که از حفظ سیاره و محیط جهانی می گوید. امنیت نظامی البته بد نیست، ولی باید در توازن با دیگر امنیت ها به آن پرداخت، چه بسا تخته گاز رفتن در آن، به واقع باعث ناامنی شود.
نگارنده این سطور البته خود را متخصص امنیت نمی داند، ولی آنقدر دیده است که امنیت را باید مقوله ای بسیار پیچیده و چندوجهی دانست، رشته ای (در واقع میان رشته ای) هست به نام مطالعات امنیت که کارش بررسی ابعاد مختلف موضوع است، امروز مقوله های محیط زیست، تغییرات اقلیمی، بهداشت و فقر و حتی فرهنگ هم در بررسی امنیت مورد توجه اند. تکثیر سلاح های هسته ای و کشتار جمعی، تنازعات قومی، مداخله های بشردوستانه، امنیت غذایی وامنیت انرژی و خیلی موارد دیگر هم هستند که تنها با موشک و تیر و تفنگ نمی شود آنها را مهار کرد. نظامیان البته از بازیگران مهم امنیت اند و نقشی انکارناپذیر دارند، ولی خطاست در جهان پیچیده قرن 21 آنها را حتی مهمترین بازیگر بدانیم. گاهی تجار و سرمایه گذاران، گاهی دیپلمات ها و حقوق دانان و گاهی دانشگاهی ها و اهل علم و فرهنگ در ایجاد امنیت نقش جدی تری از نظامیان دارند. والله اعلم.
https://amzn.to/38vHQOt
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
خاک مملکت آریایی اسلامی مستعد پرورش به اصطلاح کارشناسان یکشبه ای است که انگار وظیفه دارند مثل طوطی یک ایده ای ملال آور را تکرار کنند، از جمله پس از قضایای اخیر که به واقع خطر جنگی ویرانگر از سر ایران گذشت، سروکله انبوه متخصصان امنیت ملی هم پیدا شد. از به اصطلاح استادان دانشگاه گرفته تا معاون سابق بانک مرکزی تا اهالی اتاق بازرگانی و خیلی های دیگر. مضمون مشترک حرف ها این بود که اگر قدرت نظامی و امنیت نداشته باشیم، کلاهمان پس معرکه است و رشد اقتصادی هم در پی امنیت می آید و ... حتی یکی هم این وسط حرف از اهمیت اقتدارگرایی نظامی می زد و یحتمل نمی دانست که این واژه بیشتر برای فحش و طعن به کار می رود تا تحسین. یکی دیگر هم که از قضا در دانشکده مادر مملکت باید علم سیاست یاد خلق الله بدهد، خطر تجاوز سیاه پوش های خلافت اسلامی را به بانویی هنرمند تذکر داد تا اهمیت امنیت به شکل ملموس دستش بیاید!
اما بد نیست امنیت را دقیق تر ببینیم؛ بری بوزان از چهره های سرشناس علم روابط بین الملل حرفش اینست که امنیت تنها منحصر و مربوط به دولت ها نیست و همه جمع ها و گروه های انسانی را شامل می شود و مهمتر آنکه نیروی نظامی هم ذاتا برای ایجاد امنیت ناکافی است، او جز امنیت نظامی، به ابعاد دیگری هم اشاره دارد، امنیت سیاسی که به معنای ثبات سازمانی دولت ها و سیستم های آن و همچنین مشروعیت آنهاست، امنیت اقتصادی به سهولت دسترسی بنگاه های یک کشور به منابع، سرمایه و بازارهاست تا رفاه مورد انتظار مردم و قدرت مناسب دولت ها فراهم شود، امنیت اجتماعی که حفظ و بازسازی و رشد زبان و فرهنگ و سنت ها و هویت ملی را برای زیست بهتر در جهانی دائم در تغییر به همراه دارد و امنیت زیست محیطی هم که از حفظ سیاره و محیط جهانی می گوید. امنیت نظامی البته بد نیست، ولی باید در توازن با دیگر امنیت ها به آن پرداخت، چه بسا تخته گاز رفتن در آن، به واقع باعث ناامنی شود.
نگارنده این سطور البته خود را متخصص امنیت نمی داند، ولی آنقدر دیده است که امنیت را باید مقوله ای بسیار پیچیده و چندوجهی دانست، رشته ای (در واقع میان رشته ای) هست به نام مطالعات امنیت که کارش بررسی ابعاد مختلف موضوع است، امروز مقوله های محیط زیست، تغییرات اقلیمی، بهداشت و فقر و حتی فرهنگ هم در بررسی امنیت مورد توجه اند. تکثیر سلاح های هسته ای و کشتار جمعی، تنازعات قومی، مداخله های بشردوستانه، امنیت غذایی وامنیت انرژی و خیلی موارد دیگر هم هستند که تنها با موشک و تیر و تفنگ نمی شود آنها را مهار کرد. نظامیان البته از بازیگران مهم امنیت اند و نقشی انکارناپذیر دارند، ولی خطاست در جهان پیچیده قرن 21 آنها را حتی مهمترین بازیگر بدانیم. گاهی تجار و سرمایه گذاران، گاهی دیپلمات ها و حقوق دانان و گاهی دانشگاهی ها و اهل علم و فرهنگ در ایجاد امنیت نقش جدی تری از نظامیان دارند. والله اعلم.
https://amzn.to/38vHQOt
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
Amazon
Amazon.com: Security Studies: An Introduction (9780415782814): Williams, Paul D.: Books
چرا به دولت ها بدگمان ام؟
برای برخی این بدبینی شاید به زعم آنها بیمارگونه امثال من نسبت به دولت غریب به نظر می رسد، می پرسند در مملکتی عشقی که دزد نگرفته پادشاه است بیش از هرچیز به قانون و نظم نیاز داریم و این هم به معنای حضور و اقتدار دولت است، پس آیا این نگاه انتقادی افراطی به دولت واقع گرایانه است؟
پاسخ می تواند این باشد که پیش از هر چیز باید روی مفاهیمی اساسی مثل نظم و قانون و تجربه تاریخی ظهور آنها تامل کرد، پیشنهاد من برای شروع خواندن تریلوژی (سه گانه) جاودانه فون هایک بزرگ با عنوان قانون، قانونگذاری و آزادی است، تا جایی که دیده ام شوربختانه بسیاری از اقتصاد خوانده های خوش نیت هم درک مناسبی از پیوند میان دولت و جامعه و همچنین قانون و محدودیت های آن ندارند، خواندن این مجموعه یحتمل در اصلاح نگرش ها دستگیر باشد، والله اعلم.
http://bit.ly/37haEK6
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
برای برخی این بدبینی شاید به زعم آنها بیمارگونه امثال من نسبت به دولت غریب به نظر می رسد، می پرسند در مملکتی عشقی که دزد نگرفته پادشاه است بیش از هرچیز به قانون و نظم نیاز داریم و این هم به معنای حضور و اقتدار دولت است، پس آیا این نگاه انتقادی افراطی به دولت واقع گرایانه است؟
پاسخ می تواند این باشد که پیش از هر چیز باید روی مفاهیمی اساسی مثل نظم و قانون و تجربه تاریخی ظهور آنها تامل کرد، پیشنهاد من برای شروع خواندن تریلوژی (سه گانه) جاودانه فون هایک بزرگ با عنوان قانون، قانونگذاری و آزادی است، تا جایی که دیده ام شوربختانه بسیاری از اقتصاد خوانده های خوش نیت هم درک مناسبی از پیوند میان دولت و جامعه و همچنین قانون و محدودیت های آن ندارند، خواندن این مجموعه یحتمل در اصلاح نگرش ها دستگیر باشد، والله اعلم.
http://bit.ly/37haEK6
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هونداهای طب!
دیدم هواداران به اصطلاح "طب اسلامی" در حرکتی نمادین یک کتاب مرجع طب مدرن را می سوزانند، ظاهرا نوعی مبارزه نمادین با "طب شیمیایی" است.
از بی سلیقگی کار که بگذریم، آیا دولت باید جلوی آنها را بگیرد؟ جواب منفی است! اگر مسئله پرمناقشه درمان کودکان (شهروندان بالقوه) را کنار بگذریم، افراد حق دارند نوع درمانشان را انتخاب کنند، حتی اگر این نوع درمان به نظر ما مناسب نباشد. تعداد متقاضیان این نوع درمان زیاد نیست و یحتمل در صورت وضع قانون هم کسی چنین ممنوعیت هایی را جدی نمی گیرد و کار خودش را می کند. وانگهی اعمال ممنوعیت خرج دارد، چرا باید پول عمومی صرف چنین کارهای بی فایده ای شود؟
این نوع طبابت تا وقتی آزادی دیگری را نقض نکرده است، ایرادی ندارد، اگر کارآمد نبود به مرور هواداران اندکش را از دست می دهد، در غیر این صورت هم که چرا انسان ها را از آن محروم کنیم؟ به قول والتر بلاک بزرگ، مگر همیشه باید قانون بگذاریم که همه از پوشاک ارمانی و خودروهای لوکس استفاده کنند؟ اجازه دهیم هونداها هم کار خودشان را بکنند، در عرصه طبابت و درمان هم قضیه متفاوت نیست، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
دیدم هواداران به اصطلاح "طب اسلامی" در حرکتی نمادین یک کتاب مرجع طب مدرن را می سوزانند، ظاهرا نوعی مبارزه نمادین با "طب شیمیایی" است.
از بی سلیقگی کار که بگذریم، آیا دولت باید جلوی آنها را بگیرد؟ جواب منفی است! اگر مسئله پرمناقشه درمان کودکان (شهروندان بالقوه) را کنار بگذریم، افراد حق دارند نوع درمانشان را انتخاب کنند، حتی اگر این نوع درمان به نظر ما مناسب نباشد. تعداد متقاضیان این نوع درمان زیاد نیست و یحتمل در صورت وضع قانون هم کسی چنین ممنوعیت هایی را جدی نمی گیرد و کار خودش را می کند. وانگهی اعمال ممنوعیت خرج دارد، چرا باید پول عمومی صرف چنین کارهای بی فایده ای شود؟
این نوع طبابت تا وقتی آزادی دیگری را نقض نکرده است، ایرادی ندارد، اگر کارآمد نبود به مرور هواداران اندکش را از دست می دهد، در غیر این صورت هم که چرا انسان ها را از آن محروم کنیم؟ به قول والتر بلاک بزرگ، مگر همیشه باید قانون بگذاریم که همه از پوشاک ارمانی و خودروهای لوکس استفاده کنند؟ اجازه دهیم هونداها هم کار خودشان را بکنند، در عرصه طبابت و درمان هم قضیه متفاوت نیست، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
Audio
شرح بی شرح!
این حدود سه دقیقه از گقتگوی رادیویی من با مدیر صندوق کارآفرینی امید را گوش کنید، کل مصیبت ما با این دوستان دولتی از همینجا بر می خیزد! برنامه کامل را می توانید در اینجا گوش کنید، والله اعلم.
لینک برنامه
پ.ن: یعنی هنوز شاخصی برای اندازه گیری کارایی سرمایه گذاری های انجام شده وجود ندارد، هنوز نمی دانیم حتی در زمینه همین اشتغال "ایجاد شده" هم تا چه حد خوب عمل کردیم، ایجاد ثروت واقعی بماند، آن داستان معروف بازدید فریدمن از چین و بیل و قاشق را خاطرتان هست؟
http://goo.gl/9QNFb1
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
این حدود سه دقیقه از گقتگوی رادیویی من با مدیر صندوق کارآفرینی امید را گوش کنید، کل مصیبت ما با این دوستان دولتی از همینجا بر می خیزد! برنامه کامل را می توانید در اینجا گوش کنید، والله اعلم.
لینک برنامه
پ.ن: یعنی هنوز شاخصی برای اندازه گیری کارایی سرمایه گذاری های انجام شده وجود ندارد، هنوز نمی دانیم حتی در زمینه همین اشتغال "ایجاد شده" هم تا چه حد خوب عمل کردیم، ایجاد ثروت واقعی بماند، آن داستان معروف بازدید فریدمن از چین و بیل و قاشق را خاطرتان هست؟
http://goo.gl/9QNFb1
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
دروغ بزرگ کوبا!
می گویند کوبای ضدسرمایه داری البته ثروتمند نیست، ولی دستکم در بهداشت و درمان درخشیده و در شاخص هایی مثل مرگ نوزادان (از تولد تا ۱ سالگی) حتی از آمریکا و کانادا جلوتر است.
با توجه به فقیر بودن کوبا نتیجه غریبی است، ولی این دروغ بزرگی است. علت نه عملکرد خوب سیستم سلامت، بلکه دستکاری سیستماتیک داده هاست.
اجازه دهید توضیح دهم، شاخص مرگ درون رحمی داریم که نرخ مرگ جنین را از ۲۲ هفته پس از تشکیل تا زمان تولد می سنجد و شاخص دیگری هم هست که نرخ مرگ نوزاد در هفته اول تولد را اندازه گیری می کند.
بررسی نسبت این دو نشان می دهد، میزان نسبی مرگ درون رحمی در کوبا بسیار بالاست، در واقع اگر سقط جنین اجباری را هم ندیده بگیریم، در کوبا مرگ بسیاری نوزادان در هنگام تولد به حساب شاخص مرگ درون رحمی گذاشته می شود. این تعداد باید در شاخص مرگ نوزادان به حساب بیاید که نمی آید، با محاسبه آن روشن می شود که برآورد شاخص مرگ نوزادان در کوبا بسیار بالاتر از آمار رسمی و البته کشورهای توسعه یافته است.
خلاصه ادعاهای دولت ها را جدی نگیرید، والله اعلم.
http://bit.ly/36s76mY
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
می گویند کوبای ضدسرمایه داری البته ثروتمند نیست، ولی دستکم در بهداشت و درمان درخشیده و در شاخص هایی مثل مرگ نوزادان (از تولد تا ۱ سالگی) حتی از آمریکا و کانادا جلوتر است.
با توجه به فقیر بودن کوبا نتیجه غریبی است، ولی این دروغ بزرگی است. علت نه عملکرد خوب سیستم سلامت، بلکه دستکاری سیستماتیک داده هاست.
اجازه دهید توضیح دهم، شاخص مرگ درون رحمی داریم که نرخ مرگ جنین را از ۲۲ هفته پس از تشکیل تا زمان تولد می سنجد و شاخص دیگری هم هست که نرخ مرگ نوزاد در هفته اول تولد را اندازه گیری می کند.
بررسی نسبت این دو نشان می دهد، میزان نسبی مرگ درون رحمی در کوبا بسیار بالاست، در واقع اگر سقط جنین اجباری را هم ندیده بگیریم، در کوبا مرگ بسیاری نوزادان در هنگام تولد به حساب شاخص مرگ درون رحمی گذاشته می شود. این تعداد باید در شاخص مرگ نوزادان به حساب بیاید که نمی آید، با محاسبه آن روشن می شود که برآورد شاخص مرگ نوزادان در کوبا بسیار بالاتر از آمار رسمی و البته کشورهای توسعه یافته است.
خلاصه ادعاهای دولت ها را جدی نگیرید، والله اعلم.
http://bit.ly/36s76mY
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
نه به معرکه گیری آقای وکیل؛ رقابت بهترین راه مبارزه با فساد است!
بزرگواری که عضو هیأت مدیره کانون وکلای دادگستری مرکز است گفته اند: "وکالت خدمت عمومی است که قلمرو آن به عنوان یک حرفه تخصصی با قلمرو مربوط به حوزه کسب و کارهای عمومی متفاوت است. ... هیچ شرایطی نمی توان حرفه وکالت را با مبانی علم اقتصاد و مؤلفه های بازار آزاد و رقابت آزاد ارزیابی کرد زیرا این حرفه تخصصی، به طور مستقیم با حوزه عدالت، تأمین امنیت قضایی و حق دفاع شهروندان سر و کار دارد.
تجربه چهار دهه اخیر در کشور ثابت کرده که تئوری ها و نظریات اقتصادی ارائه شده توسط اقتصاددانانی که تفکرات لیبرالی دارند و با اعتقاد به رقابت آزاد و نفی رقابت سالم به عنوان یکی از مبانی نظام اقتصاد اسلامی در حال تلاش برای نهادینه کردن تفکرات لیبرالی در نظام اقتصادی کشور هستند، در عمل هیچ گاه نتوانسته توفیقی به دست آورد و وضعیت کنونی اقتصادی در کشور نتیجه اعمال تفکرات همین دسته از اقتصاددانانی است که ناکارآمدی آن بارها به اثبات رسیده است .... اکنون این اقتصاددانان قصد دارند تا با همان تئوری ها و نظریات ناکارآمد حوزه وکالت کشور را نیز مانند سایر حوزه ها به اضمحلال بکشانند که طبعا کانون های وکلا و حقوقدانان مستقل کشور اجازه چنین اقدامی را نخواهند داد".
نگارنده این سطور معتقد است همه شغل ها در اقتصاد ذیل منطق مبادله عمل می کنند، کسی خدمتی یا کالایی را به مشتری بالقوه عرضه می کند و اگر آن خدمت یا کالا برای مشتری مطلوبیت (ارزش) داشت، مبادله انجام می شود، وکالت هم جز این نیست، کسانی عمری درس حقوق و کالت می خوانند و زحمت می کشند تا چیزی با ارزش یا به قول وکیل محترم، تامین امنیت قضایی و دفاع از شهروندان، را به مشتری ارائه دهند و در ازای آن پولی دریافت می کنند. مقدار دریافتی هم در تحلیل نهایی به مبرز و مجرب بودن اهل حقوق و کاربلد بودن آنها بستگی دارد. باقی حرف ها که این شغل خاص است و ویژگی متفاوتی دارد و نمی توان با آن با زبان رقابت و بازار حرف زد، با کمال احترام در زمره قصه های کلثوم ننه است.
در اقتصاد بازار مشکلی با صادرکننده مجوز و نهاد رگولاتور (به معنای اعم) وجود ندارد، مشکل انحصار قانونی و مصنوعی این نهادهاست، چنانکه رگولاتورهای خصوصی موفق هم در جهان کم نداریم که از قضا موثر عمل می کنند. در اقتصاد بازار کانون وکلا یا هر نهاد دیگری می تواند همین فعالیت فعلی به اصطلاح مجوز دهی و عیارسنجی دانش آموختگان حقوق را دنبال کند، فقط باید با رانت و انحصار قانونی خداحافظی کند.
سازوکاری موثرتر از رقابت برای مبارزه با فساد نداریم، اگر این قبیل کانون جات واقعا کار موثری انجام می دهند، به مرور زمان مشتری هم می فهمد که باید حرفشان را جدی بگیرد و سراغ آنهایی بروند که مهر تایید آنها را دارند، رقابت بهترین راه حذف فاسدها و کارنابلدهاست. همچنین عرضه بیشتر به معنای پایین آمدن قیمت است که وکالت را برای تعدادی بیشتری از مردم به صرفه می کند که چیز بدی نیست، حالا کسی هم خواست دقیق تر عمل کند، می تواند حرف آن نهادهای فوق الذکر را دنبال کند که یحتمل برخی هم چنین می کنند. کسانی نیز هستند که می خواهند انتخاب دیگری داشته باشند و این البته حق آنهاست.
اما گذشته از این موضوع که آن را به حساب آشنا نبودن با اقتصاد بازار می گذارم، بزرگوار یک حرف بامزه ای هم زده است که طی این چهار دهه این اقتصاددان ها نمی گذارند مملکت پیشرفت کند و حالا می خواهند وکالت را به اضمحلال بکشند، این یکی مصداق کامل معرکه گیری است و جز خنده نمی شود واکنشی داشت و باید جمله "ول کن بابا اسدالله" را تکرار کرد، خلاصه به بازار اعتماد کنید، جای دوری نمی رود، والله اعلم.
http://bit.ly/37uvUMz
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
بزرگواری که عضو هیأت مدیره کانون وکلای دادگستری مرکز است گفته اند: "وکالت خدمت عمومی است که قلمرو آن به عنوان یک حرفه تخصصی با قلمرو مربوط به حوزه کسب و کارهای عمومی متفاوت است. ... هیچ شرایطی نمی توان حرفه وکالت را با مبانی علم اقتصاد و مؤلفه های بازار آزاد و رقابت آزاد ارزیابی کرد زیرا این حرفه تخصصی، به طور مستقیم با حوزه عدالت، تأمین امنیت قضایی و حق دفاع شهروندان سر و کار دارد.
تجربه چهار دهه اخیر در کشور ثابت کرده که تئوری ها و نظریات اقتصادی ارائه شده توسط اقتصاددانانی که تفکرات لیبرالی دارند و با اعتقاد به رقابت آزاد و نفی رقابت سالم به عنوان یکی از مبانی نظام اقتصاد اسلامی در حال تلاش برای نهادینه کردن تفکرات لیبرالی در نظام اقتصادی کشور هستند، در عمل هیچ گاه نتوانسته توفیقی به دست آورد و وضعیت کنونی اقتصادی در کشور نتیجه اعمال تفکرات همین دسته از اقتصاددانانی است که ناکارآمدی آن بارها به اثبات رسیده است .... اکنون این اقتصاددانان قصد دارند تا با همان تئوری ها و نظریات ناکارآمد حوزه وکالت کشور را نیز مانند سایر حوزه ها به اضمحلال بکشانند که طبعا کانون های وکلا و حقوقدانان مستقل کشور اجازه چنین اقدامی را نخواهند داد".
نگارنده این سطور معتقد است همه شغل ها در اقتصاد ذیل منطق مبادله عمل می کنند، کسی خدمتی یا کالایی را به مشتری بالقوه عرضه می کند و اگر آن خدمت یا کالا برای مشتری مطلوبیت (ارزش) داشت، مبادله انجام می شود، وکالت هم جز این نیست، کسانی عمری درس حقوق و کالت می خوانند و زحمت می کشند تا چیزی با ارزش یا به قول وکیل محترم، تامین امنیت قضایی و دفاع از شهروندان، را به مشتری ارائه دهند و در ازای آن پولی دریافت می کنند. مقدار دریافتی هم در تحلیل نهایی به مبرز و مجرب بودن اهل حقوق و کاربلد بودن آنها بستگی دارد. باقی حرف ها که این شغل خاص است و ویژگی متفاوتی دارد و نمی توان با آن با زبان رقابت و بازار حرف زد، با کمال احترام در زمره قصه های کلثوم ننه است.
در اقتصاد بازار مشکلی با صادرکننده مجوز و نهاد رگولاتور (به معنای اعم) وجود ندارد، مشکل انحصار قانونی و مصنوعی این نهادهاست، چنانکه رگولاتورهای خصوصی موفق هم در جهان کم نداریم که از قضا موثر عمل می کنند. در اقتصاد بازار کانون وکلا یا هر نهاد دیگری می تواند همین فعالیت فعلی به اصطلاح مجوز دهی و عیارسنجی دانش آموختگان حقوق را دنبال کند، فقط باید با رانت و انحصار قانونی خداحافظی کند.
سازوکاری موثرتر از رقابت برای مبارزه با فساد نداریم، اگر این قبیل کانون جات واقعا کار موثری انجام می دهند، به مرور زمان مشتری هم می فهمد که باید حرفشان را جدی بگیرد و سراغ آنهایی بروند که مهر تایید آنها را دارند، رقابت بهترین راه حذف فاسدها و کارنابلدهاست. همچنین عرضه بیشتر به معنای پایین آمدن قیمت است که وکالت را برای تعدادی بیشتری از مردم به صرفه می کند که چیز بدی نیست، حالا کسی هم خواست دقیق تر عمل کند، می تواند حرف آن نهادهای فوق الذکر را دنبال کند که یحتمل برخی هم چنین می کنند. کسانی نیز هستند که می خواهند انتخاب دیگری داشته باشند و این البته حق آنهاست.
اما گذشته از این موضوع که آن را به حساب آشنا نبودن با اقتصاد بازار می گذارم، بزرگوار یک حرف بامزه ای هم زده است که طی این چهار دهه این اقتصاددان ها نمی گذارند مملکت پیشرفت کند و حالا می خواهند وکالت را به اضمحلال بکشند، این یکی مصداق کامل معرکه گیری است و جز خنده نمی شود واکنشی داشت و باید جمله "ول کن بابا اسدالله" را تکرار کرد، خلاصه به بازار اعتماد کنید، جای دوری نمی رود، والله اعلم.
http://bit.ly/37uvUMz
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
Khaleqi
نه به معرکه گیری آقای وکیل؛ رقابت بهترین راه مبارزه با فساد است! | وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
وب سایت شخصی امیر حسین خالقی ، خالقی ، راهبرد ، سیاست ، اقتصاد
👍2
آمریکا و ایران در ۲۰۲۰؟
در حال حاضر هر دو طرف احساس موفقیت می کنند یکی معمار نفوذ منطقه ای ایران را هدف قرار داده و دیگری هم به پایگاه های آمریکا حمله موشکی کرده است و اوضاع آرام به نظر می رسد.
آمریکا با وجود وابسته نبودن به منابع انرژی همچنان ناگزیر به حضور در خاورمیانه است، متحدانش در برابر ایران آسیب پذیر اند و البته شروع دوباره برنامه هسته ایران هم چالش دیگری است.
حفظ فشار حداکثری برای آوردن ایران پای میز مذاکره و البته آمادگی برای مقابله با واکنش های احتمالی آن سیاستی است که دولت آمریکا باید در مورد ایران پیش بگیرد و اگر با نظم و تدبیر پیش رود، یحتمل موفق هم خواهد شد.
این خلاصه دیدگاه ری تکیه از شورای روابط خارجی است، به نظر نمی رسد بودن یا نبودن ترامپ در این قضیه تفاوتی ایجاد کند، به ویژه که حضور در خاورمیانه در اعمال فشار روی چینی ها که وابستگی زیادی به انرژی این منطقه دارند کارساز است، انگار باید منتظر ادامه سیاست فشار حداکثری و تحریم های بیشتر بود، البته به قولی ما محکوم به غافلگیری در برابر آینده ایم، والله اعلم.
https://on.cfr.org/30ZjdH5
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
در حال حاضر هر دو طرف احساس موفقیت می کنند یکی معمار نفوذ منطقه ای ایران را هدف قرار داده و دیگری هم به پایگاه های آمریکا حمله موشکی کرده است و اوضاع آرام به نظر می رسد.
آمریکا با وجود وابسته نبودن به منابع انرژی همچنان ناگزیر به حضور در خاورمیانه است، متحدانش در برابر ایران آسیب پذیر اند و البته شروع دوباره برنامه هسته ایران هم چالش دیگری است.
حفظ فشار حداکثری برای آوردن ایران پای میز مذاکره و البته آمادگی برای مقابله با واکنش های احتمالی آن سیاستی است که دولت آمریکا باید در مورد ایران پیش بگیرد و اگر با نظم و تدبیر پیش رود، یحتمل موفق هم خواهد شد.
این خلاصه دیدگاه ری تکیه از شورای روابط خارجی است، به نظر نمی رسد بودن یا نبودن ترامپ در این قضیه تفاوتی ایجاد کند، به ویژه که حضور در خاورمیانه در اعمال فشار روی چینی ها که وابستگی زیادی به انرژی این منطقه دارند کارساز است، انگار باید منتظر ادامه سیاست فشار حداکثری و تحریم های بیشتر بود، البته به قولی ما محکوم به غافلگیری در برابر آینده ایم، والله اعلم.
https://on.cfr.org/30ZjdH5
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
اقتصاد اقتصاد است؛ چه تهران چه واشینگتن چه پکن!
جنگ تجاری چین و امریکا یکی دو سالی سروصدا زیاد راه انداخته بود و به تازگی طرفین به توافق رسیدند، دولت ترامپ با هدف حمایت از صنایع داخلی و حفظ منافع ملی روی واردات کالای چینی ها و چند کشور دیگر تعرفه بالایی وضع کرده بود، قرار بود این کار کمک حال صنایع داخلی مهم باشد که از کالاهای ارزان چینی و ارزان نگه داشتن عمدی پول چینی ها متضرر شده بودند. آیا کار موفق بود؟
در یک تحقیق جدی صنایع مختلفی که به درجات گوناگون به اصطلاح "حمایت" شده بودند را مطالعه کردند، وسایل نقلیه موتوری، تجهیزات روشنایی الکتریکی، فلزات ساختمانی و معماری و چندتایی دیگر، این تعرفه ها بر واردات باعث شده بود اشتغال در صنایع حمایت شده افزایش پیدا کند (حدود 0.3 درصد افزایش در صنایع حمایت شده). اما همین تعرفه ها باعث افزایش هزینه های صنایع داخلی که از کالای وارداتی استفاده می کردند هم شده بود که کاهش اشتغال را در پی داشت (حدود 1.1 درصد کاهش در صنایع تحت تاثیر افزایش هزینه)!
اما قضیه جنبه بدتری هم داشت، چینی ها و برخی کشورهای صادرکننده به امریکا هم مقابله به مثل کردند و تعرفه روی کالاهای وارداتی را افزایش دادند، این هم ضربه دیگری به شرکت های امریکایی فعال در دیگر کشورها بود که توان رقابت خود را از دست دادند. گفته می شود که در این جنگ تجاری در کل اشتغال در حدود 1.4 درصد کاهش نشان می دهد. بدتر اینکه قیمت ها افزایش پیدا کرده بود، ولی خروجی و تولید کل صنعتی تغییری نکرد، بار این قیمت اضافی هم بر دوش مصرف کنندگان بود. از درس های پایه اقتصاد کلان هم این را هم می دانیم که کاهش دستوری واردات و به اصطلاح افزایش ارزش پول ملی با فاصله باعث صادرات هم خواهد شد!
خلاصه این مبادله و تجارت و اقتصاد باز را باید قدر دانست، آنچه رخ داد چندان غریب نبود. حمایت از تولید ملی البته ممکن است، ولی راهش کم کردن موانع پیش روی تولیدگنندگان است، با پول پخش کردن و تعرفه بستن چیزی را که از در بیرون کرده ایم از پنجره بر می گردد. بعید است در جاهای دیگر دنیا هم نتیجه تفاوت زیادی با تجربه امریکا داشته باشد، والله اعلم.
https://bloom.bg/313UGRa
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
جنگ تجاری چین و امریکا یکی دو سالی سروصدا زیاد راه انداخته بود و به تازگی طرفین به توافق رسیدند، دولت ترامپ با هدف حمایت از صنایع داخلی و حفظ منافع ملی روی واردات کالای چینی ها و چند کشور دیگر تعرفه بالایی وضع کرده بود، قرار بود این کار کمک حال صنایع داخلی مهم باشد که از کالاهای ارزان چینی و ارزان نگه داشتن عمدی پول چینی ها متضرر شده بودند. آیا کار موفق بود؟
در یک تحقیق جدی صنایع مختلفی که به درجات گوناگون به اصطلاح "حمایت" شده بودند را مطالعه کردند، وسایل نقلیه موتوری، تجهیزات روشنایی الکتریکی، فلزات ساختمانی و معماری و چندتایی دیگر، این تعرفه ها بر واردات باعث شده بود اشتغال در صنایع حمایت شده افزایش پیدا کند (حدود 0.3 درصد افزایش در صنایع حمایت شده). اما همین تعرفه ها باعث افزایش هزینه های صنایع داخلی که از کالای وارداتی استفاده می کردند هم شده بود که کاهش اشتغال را در پی داشت (حدود 1.1 درصد کاهش در صنایع تحت تاثیر افزایش هزینه)!
اما قضیه جنبه بدتری هم داشت، چینی ها و برخی کشورهای صادرکننده به امریکا هم مقابله به مثل کردند و تعرفه روی کالاهای وارداتی را افزایش دادند، این هم ضربه دیگری به شرکت های امریکایی فعال در دیگر کشورها بود که توان رقابت خود را از دست دادند. گفته می شود که در این جنگ تجاری در کل اشتغال در حدود 1.4 درصد کاهش نشان می دهد. بدتر اینکه قیمت ها افزایش پیدا کرده بود، ولی خروجی و تولید کل صنعتی تغییری نکرد، بار این قیمت اضافی هم بر دوش مصرف کنندگان بود. از درس های پایه اقتصاد کلان هم این را هم می دانیم که کاهش دستوری واردات و به اصطلاح افزایش ارزش پول ملی با فاصله باعث صادرات هم خواهد شد!
خلاصه این مبادله و تجارت و اقتصاد باز را باید قدر دانست، آنچه رخ داد چندان غریب نبود. حمایت از تولید ملی البته ممکن است، ولی راهش کم کردن موانع پیش روی تولیدگنندگان است، با پول پخش کردن و تعرفه بستن چیزی را که از در بیرون کرده ایم از پنجره بر می گردد. بعید است در جاهای دیگر دنیا هم نتیجه تفاوت زیادی با تجربه امریکا داشته باشد، والله اعلم.
https://bloom.bg/313UGRa
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
Bloomberg.com
Of Course Trump’s Tariffs Hurt U.S. Manufacturing
Protectionism isn’t helping its intended beneficiaries, new research shows.
در باب بنیادگرایی دولت!
در کتاب شگردها، امکان ها و محدودیت های بحث با بنیادگرایان اثر هوبرت شلایشرت با اشاره به نمونه شکافته شدن نیل و متن کتاب مقدس حرف بامزه ای می گوید که شما نمی توانید به یک مومن غیرممکن بودن رخداد یک معجزه را نشان دهید، چون هرچه دلایل برای غیرممکن بودن ردیف کنید، طرف آنها را تازه دلایل محکمتری برای واقعی تر بودن معجزه (به اصطلاح معجزه تر بودن آن!) تلقی می کند و ادعا می کند که اساسا همین ها نشان می دهد که چقدر لفظ معجزه برازنده آن است!
حکایت خیلی از دولت گرایان اقتصاد هم جز این نیست، هر چه از ناقص بودن دانش انسان ها و خطا پذیر بودن آنها می گوییم و اینکه چقدر خطرناک است اختیار زندگی و معیشت انسان ها را در اختیار عده ای معدود، گیریم به نام دولت ، قرار دهیم که به همان اندازه مستعد اشتباه اند، می گویند همین نشان می دهد که ما چقدر به دولت های بهتری نیاز داریم! وقتی از شکست بازار می گویند و عرض می کنم شکست بازار که باد هواست، ولی شکست دولت از خورشید هم واضح تر است، باز قضیه نیاز مبرم به دولت خوب را پیش می کشند. خلاصه اوضاع خوب نیست، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
در کتاب شگردها، امکان ها و محدودیت های بحث با بنیادگرایان اثر هوبرت شلایشرت با اشاره به نمونه شکافته شدن نیل و متن کتاب مقدس حرف بامزه ای می گوید که شما نمی توانید به یک مومن غیرممکن بودن رخداد یک معجزه را نشان دهید، چون هرچه دلایل برای غیرممکن بودن ردیف کنید، طرف آنها را تازه دلایل محکمتری برای واقعی تر بودن معجزه (به اصطلاح معجزه تر بودن آن!) تلقی می کند و ادعا می کند که اساسا همین ها نشان می دهد که چقدر لفظ معجزه برازنده آن است!
حکایت خیلی از دولت گرایان اقتصاد هم جز این نیست، هر چه از ناقص بودن دانش انسان ها و خطا پذیر بودن آنها می گوییم و اینکه چقدر خطرناک است اختیار زندگی و معیشت انسان ها را در اختیار عده ای معدود، گیریم به نام دولت ، قرار دهیم که به همان اندازه مستعد اشتباه اند، می گویند همین نشان می دهد که ما چقدر به دولت های بهتری نیاز داریم! وقتی از شکست بازار می گویند و عرض می کنم شکست بازار که باد هواست، ولی شکست دولت از خورشید هم واضح تر است، باز قضیه نیاز مبرم به دولت خوب را پیش می کشند. خلاصه اوضاع خوب نیست، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
مراقب اقتصاد تزاری باشید!
سال 2008: قبل از جنگ گرجستان (روسیه و گرجستان و استقلال طلبان اوستیای جنوبی) روسیه واردات از گرجستان را، عمدتا آب معدنی و شراب، قطع کرد و تمام راه های زمینی، دریایی، هوایی و راه آهن و البته کانال های پستی را بست، برخی از این محدودیت ها تا سال 2013 برقرار بود، علت چه بود: نزدیک شدن گرجستان به اتحادیه اروپا!
سال 2012: واردات شیرینی و شکلات از اوکراین به بهانه سرطان زا بودن متوقف شد که حدود 500 میلیون دلار زیان برای شرکت های اوکراینی در پی داشت، همچنین دو سال پس از آن (و قضایای کریمه) مرزها به روی کامیون های اوکراینی بسته شد و قیمت گاز صادراتی به آن کشور هم افزایش پیدا کرد. علت باز هم تمایل به نزدیکی اوکراین به اتحادیه اروپا بود، همچنین روس ها تهدید کردند در صورت امضای قرارداد با اتحادیه اروپا جلوی پیوستن اوکراین به اتحادیه گمرکی اوراسیا را خواهند گرفت.
سال 2013: روس ها مولداوی را به قطع واردات شراب از آن کشور و همچنین قطع صادرات گاز به آن کشور تهدید کردند، علت در اینجا هم تمایل به نزدیک شدن مولداوی به اتحادیه اروپا بود.
سال 2014: فشارهای اقتصادی منحصر به همسایگان و کشورهای نزدیک نبود، بعد از مداخله نظامی در اوکراین که با واکنش تند جامعه جهانی به ویژه اتحادیه اروپا و امریکا مواجه شد، روسیه واردات محصولات لبنی از این کشور را ممنوع کرد، نتیجه کاهش 25 درصدی این محصولات به دلیل کاهش تقاضا بود. تهدید قطع صدور گاز هم که خطری همیشه حاضر برای اروپای سردسیر است. علت جذابیت کریدور گازی جنوبی (شامل خطوط قفقاز جنوبی، ترانس آناتولی و ترانس آدریاتیک) برای اتحادیه اروپا همین دور شدن از زیر نفوذ کرملین است.
سال 2015: هلند در تحقیق بر سر قضیه سقوط پرواز شماره 17 مالزی بر فراز اوکراین، اشاره ای هم به مقصر بودن روس ها کرده بود، واکنش روس ها هم جالب بود، به فرمان کرملین محصولات وارداتی این کشور، گل و پنیر، را نابود کردند تا نشان بدهند در صورت بالا گرفتن کار، تجارتی در کار نخواهد بود.
این مرور مختصر نمونه هایی از استفاده همسایه شمالی از ابزارهای قدرتمند اقتصادی است و البته هنوز به پای چین نمی رسند که برای گسترش نفوذ خود ملاحظات سیاسی و ژئوپلتیک را بر کارایی اقتصادی برتری می دهند، بد نیست حالا که تحریم ها فشار آورده است، در گسترش روابط اقتصادی به این ملاحظات هم توجه داشته باشیم که روابط اقتصادی با این دو کشور می تواند به کجاها برسد.
شاید کسانی بگویند کم و بیش این حرف برای همه قدرت ها مثل امریکا هم صادق است و آنها هم به کرات از ابزارهای اقتصادی برای بسط نفوذشان استفاده می کنند و برای مثال طرح مارشال یا آنچه در دوران جنگ سرد و از همه مهمتر تحریم ها دیدیم شاهدی است بر این قضیه، حرف درستی است، اما یک تفاوت عمده هست. در کشورهای انگلوساکسون به ویژه امریکا به دلایل تاریخی که در کتاب در حال ترجمه "تاریخ مختصر سرمایه داری" خواهد آمد، در تحلیل نهایی افسار سیاسیون دست اهالی اقتصاد است و زور آنها آنقدر هست که اجازه ندهند سیاسیون منطق اقتصادی را به کلی نادیده بگیرند، با تمام کاستی های لیبرال دموکراسی های غربی تا اندازه زیادی از پس مهار زیاده طلبی های سیاسیون بر می آیند، در جایی مثل شرق و چین قضیه شکل دیگری است، خلاصه مراقب باشید که به کجا پناه می برید، والله اعلم.
https://amzn.to/2GIkUzv
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
سال 2008: قبل از جنگ گرجستان (روسیه و گرجستان و استقلال طلبان اوستیای جنوبی) روسیه واردات از گرجستان را، عمدتا آب معدنی و شراب، قطع کرد و تمام راه های زمینی، دریایی، هوایی و راه آهن و البته کانال های پستی را بست، برخی از این محدودیت ها تا سال 2013 برقرار بود، علت چه بود: نزدیک شدن گرجستان به اتحادیه اروپا!
سال 2012: واردات شیرینی و شکلات از اوکراین به بهانه سرطان زا بودن متوقف شد که حدود 500 میلیون دلار زیان برای شرکت های اوکراینی در پی داشت، همچنین دو سال پس از آن (و قضایای کریمه) مرزها به روی کامیون های اوکراینی بسته شد و قیمت گاز صادراتی به آن کشور هم افزایش پیدا کرد. علت باز هم تمایل به نزدیکی اوکراین به اتحادیه اروپا بود، همچنین روس ها تهدید کردند در صورت امضای قرارداد با اتحادیه اروپا جلوی پیوستن اوکراین به اتحادیه گمرکی اوراسیا را خواهند گرفت.
سال 2013: روس ها مولداوی را به قطع واردات شراب از آن کشور و همچنین قطع صادرات گاز به آن کشور تهدید کردند، علت در اینجا هم تمایل به نزدیک شدن مولداوی به اتحادیه اروپا بود.
سال 2014: فشارهای اقتصادی منحصر به همسایگان و کشورهای نزدیک نبود، بعد از مداخله نظامی در اوکراین که با واکنش تند جامعه جهانی به ویژه اتحادیه اروپا و امریکا مواجه شد، روسیه واردات محصولات لبنی از این کشور را ممنوع کرد، نتیجه کاهش 25 درصدی این محصولات به دلیل کاهش تقاضا بود. تهدید قطع صدور گاز هم که خطری همیشه حاضر برای اروپای سردسیر است. علت جذابیت کریدور گازی جنوبی (شامل خطوط قفقاز جنوبی، ترانس آناتولی و ترانس آدریاتیک) برای اتحادیه اروپا همین دور شدن از زیر نفوذ کرملین است.
سال 2015: هلند در تحقیق بر سر قضیه سقوط پرواز شماره 17 مالزی بر فراز اوکراین، اشاره ای هم به مقصر بودن روس ها کرده بود، واکنش روس ها هم جالب بود، به فرمان کرملین محصولات وارداتی این کشور، گل و پنیر، را نابود کردند تا نشان بدهند در صورت بالا گرفتن کار، تجارتی در کار نخواهد بود.
این مرور مختصر نمونه هایی از استفاده همسایه شمالی از ابزارهای قدرتمند اقتصادی است و البته هنوز به پای چین نمی رسند که برای گسترش نفوذ خود ملاحظات سیاسی و ژئوپلتیک را بر کارایی اقتصادی برتری می دهند، بد نیست حالا که تحریم ها فشار آورده است، در گسترش روابط اقتصادی به این ملاحظات هم توجه داشته باشیم که روابط اقتصادی با این دو کشور می تواند به کجاها برسد.
شاید کسانی بگویند کم و بیش این حرف برای همه قدرت ها مثل امریکا هم صادق است و آنها هم به کرات از ابزارهای اقتصادی برای بسط نفوذشان استفاده می کنند و برای مثال طرح مارشال یا آنچه در دوران جنگ سرد و از همه مهمتر تحریم ها دیدیم شاهدی است بر این قضیه، حرف درستی است، اما یک تفاوت عمده هست. در کشورهای انگلوساکسون به ویژه امریکا به دلایل تاریخی که در کتاب در حال ترجمه "تاریخ مختصر سرمایه داری" خواهد آمد، در تحلیل نهایی افسار سیاسیون دست اهالی اقتصاد است و زور آنها آنقدر هست که اجازه ندهند سیاسیون منطق اقتصادی را به کلی نادیده بگیرند، با تمام کاستی های لیبرال دموکراسی های غربی تا اندازه زیادی از پس مهار زیاده طلبی های سیاسیون بر می آیند، در جایی مثل شرق و چین قضیه شکل دیگری است، خلاصه مراقب باشید که به کجا پناه می برید، والله اعلم.
https://amzn.to/2GIkUzv
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel