راهبرد
12.1K subscribers
660 photos
137 videos
18 files
1.11K links
يادداشت هاي توسعه ایران

امیرحسین خالقی

تماس:

t.me/AmirHosseinKHQ
و
twitter.com/amirkhaleqi
و
joinclubhouse.com/@amirkhaleqi
و
instagram.com/amirhosseinkhqi

حمایت از راهبرد:

http://hamibash.com/rahbordchannel
Download Telegram
در باب ثروت ملل

ارزش کل دارایی ها (ثروت) کشورهای مختلف جهان در حدود ۳۶۰ تریلیون دلار است، آمریکا کمی کمتر از یک سوم (حدود ۳۰ درصد) این ثروت را در اختیار دارد و مقام دوم از آن چین با حدود ۱۸ درصد از کل است، ایران هم هست که حدود ۰.۲۱ درصد (زیر نیم درصد) را در اختیار دارد، والله اعلم.

http://bit.ly/2tzESJE

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
در باب پرهیز از زدن‌ جیب مردم و حرف مفت!

"راستش را بخواهید به عنوان یک نظر شخصی نسبت به این پروپاگاندای مالیات که به تازگی راه افتاده است و می‌شود حدس زد از کجا آب می‌خورد، نگاه مثبتی ندارم. یک سیاست پوپولیستی غریب است که البته سابقه هم دارد و یک نمونه آن را در مورد همسایه شمالی و نمونه الیگارش‌های روسی به یاد می‌آورم. هر روز صحبت از میلیاردرها و دهک‌های بالا و سلبریتی‌ها و سرمایه‌دارهایی است که حق بقیه را می‌خورند و مالیات نمی‌دهند، بدون آنکه شواهد مشخصی از هویت این افراد ارائه شود.

می‌شود پرسید این همه هیاهو برای چیست. اگر کسی مالیاتی پرداخت نمی‌کند، راه‌حل آن ساده است، ابزارهای قانونی و غیرقانونی برای پول کردن طلب دولت پیش‌بینی شده است که دولت فخیمه می‌تواند از آنها بهره بگیرد و البته منتظر اجازه شهروندان هم ننشسته است. این همه قرار دادن گروه‌های مردم در مقابل همدیگر و جنگ فقیر و غنی راه انداختن اهداف آشکارا سیاسی دارد و البته که باید از آن ترسید. انسجام و اعتماد اجتماعی بین گروه‌های مختلف مردم را کاهش می‌دهد و فقط میدان به تندروهای ضدتوسعه خواهد داد. 

جایی می‌خواندم که انگار رئیس‌جمهور یک کشور به‌طور رسمی اعلام کرده بود هدفش این است که نام کشورش در تیتر روزنامه‌های جهان نیاید، چون برای آن کشور خبرساز بودن خبر خوبی نبود و معنایش این بود که یک جای کار لنگ می‌زند. حرف آن مرد هوشمند این بود که در آرامش و سکوت به بهبود اوضاع کشورمان فکر کنیم و زیاد شلوغش نکنیم. پیشنهاد دوستانه‌ام به اهالی دولت این است که بسیار با احتیاط با جراید و رسانه‌ها ارتباط بگیرند و یک مشاور رسانه‌ای کاربلد خیلی به کارشان می‌آید. از سویی دیگر به پیروی از داریوش بزرگ که آرزوی رهایی ایران از شر دشمن، خشکسالی و دروغ را داشت، باید اینجا هم دست به دعا شد که ایران از دست هواداران این ایده مخرب عدالت اجتماعی نجات پیدا کند".

در این مصاحبه با جریده وزین تجارت فردا به بحث برخی ذهنیت های غلط اهالی دولت پرداخته ام و یک توصیه مشخص داشته ام که تا آنجا که می شود حرف نزنند! از بزرگترین مصیبت های این کشور تعدد تریبون ها و حرف های مفت است. والله اعلم.

http://bit.ly/37ahv8g

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
در باب امنیت و بی روغن سرخ کردن های اخیر

خاک مملکت آریایی اسلامی مستعد پرورش به اصطلاح کارشناسان یکشبه ای است که انگار وظیفه دارند مثل طوطی یک ایده ای ملال آور را تکرار کنند، از جمله پس از قضایای اخیر که به واقع خطر جنگی ویرانگر از سر ایران گذشت، سروکله انبوه متخصصان امنیت ملی هم پیدا شد. از به اصطلاح استادان دانشگاه گرفته تا معاون سابق بانک مرکزی تا اهالی اتاق بازرگانی و خیلی های دیگر. مضمون مشترک حرف ها این بود که اگر قدرت نظامی و امنیت نداشته باشیم، کلاهمان پس معرکه است و رشد اقتصادی هم در پی امنیت می آید و ... حتی یکی هم این وسط حرف از اهمیت اقتدارگرایی نظامی می زد و یحتمل نمی دانست که این واژه بیشتر برای فحش و طعن به کار می رود تا تحسین. یکی دیگر هم که از قضا در دانشکده مادر مملکت باید علم سیاست یاد خلق الله بدهد، خطر تجاوز سیاه پوش های خلافت اسلامی را به بانویی هنرمند تذکر داد تا اهمیت امنیت به شکل ملموس دستش بیاید!

اما بد نیست امنیت را دقیق تر ببینیم؛ بری بوزان از چهره های سرشناس علم روابط بین الملل حرفش اینست که امنیت تنها منحصر و مربوط به دولت ها نیست و همه جمع ها و گروه های انسانی را شامل می شود و مهمتر آنکه نیروی نظامی هم ذاتا برای ایجاد امنیت ناکافی است، او جز امنیت نظامی، به ابعاد دیگری هم اشاره دارد، امنیت سیاسی که به معنای ثبات سازمانی دولت ها و سیستم های آن و همچنین مشروعیت آنهاست، امنیت اقتصادی به سهولت دسترسی بنگاه های یک کشور به منابع، سرمایه و بازارهاست تا رفاه مورد انتظار مردم و قدرت مناسب دولت ها فراهم شود، امنیت اجتماعی که حفظ و بازسازی و رشد زبان و فرهنگ و سنت ها و هویت ملی را برای زیست بهتر در جهانی دائم در تغییر به همراه دارد و امنیت زیست محیطی هم که از حفظ سیاره و محیط جهانی می گوید. امنیت نظامی البته بد نیست، ولی باید در توازن با دیگر امنیت ها به آن پرداخت، چه بسا تخته گاز رفتن در آن، به واقع باعث ناامنی شود.

نگارنده این سطور البته خود را متخصص امنیت نمی داند، ولی آنقدر دیده است که امنیت را باید مقوله ای بسیار پیچیده و چندوجهی دانست، رشته ای (در واقع میان رشته ای) هست به نام مطالعات امنیت که کارش بررسی ابعاد مختلف موضوع است، امروز مقوله های محیط زیست، تغییرات اقلیمی، بهداشت و فقر و حتی فرهنگ هم در بررسی امنیت مورد توجه اند. تکثیر سلاح های هسته ای و کشتار جمعی، تنازعات قومی، مداخله های بشردوستانه، امنیت غذایی وامنیت انرژی و خیلی موارد دیگر هم هستند که تنها با موشک و تیر و تفنگ نمی شود آنها را مهار کرد. نظامیان البته از بازیگران مهم امنیت اند و نقشی انکارناپذیر دارند، ولی خطاست در جهان پیچیده قرن 21 آنها را حتی مهمترین بازیگر بدانیم. گاهی تجار و سرمایه گذاران، گاهی دیپلمات ها و حقوق دانان و گاهی دانشگاهی ها و اهل علم و فرهنگ در ایجاد امنیت نقش جدی تری از نظامیان دارند. والله اعلم.

https://amzn.to/38vHQOt

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
چرا به دولت ها بدگمان ام؟

برای برخی این بدبینی شاید به زعم آنها بیمارگونه امثال من نسبت به دولت غریب به نظر می رسد، می پرسند در مملکتی عشقی که دزد نگرفته پادشاه است بیش از هرچیز به قانون و نظم نیاز داریم و این هم به معنای حضور و اقتدار دولت است، پس آیا این نگاه انتقادی افراطی به دولت واقع گرایانه است؟

پاسخ می تواند این باشد که پیش از هر چیز باید روی مفاهیمی اساسی مثل نظم و قانون و تجربه تاریخی ظهور آنها تامل کرد، پیشنهاد من برای شروع خواندن تریلوژی (سه گانه) جاودانه فون هایک بزرگ با عنوان قانون، قانونگذاری و آزادی است، تا جایی که دیده ام شوربختانه بسیاری از اقتصاد خوانده های خوش نیت هم درک مناسبی از پیوند میان دولت و جامعه و همچنین قانون و محدودیت های آن ندارند، خواندن این مجموعه یحتمل در اصلاح نگرش ها دستگیر باشد، والله اعلم.

http://bit.ly/37haEK6

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هونداهای طب!

دیدم هواداران به اصطلاح "طب اسلامی" در حرکتی نمادین یک کتاب مرجع طب مدرن را می سوزانند، ظاهرا نوعی مبارزه نمادین با "طب شیمیایی" است.

از بی سلیقگی کار که بگذریم، آیا دولت باید جلوی آنها را بگیرد؟ جواب منفی است! اگر مسئله پرمناقشه درمان کودکان (شهروندان بالقوه) را کنار بگذریم، افراد حق دارند نوع درمانشان را انتخاب کنند، حتی اگر این نوع درمان به نظر ما مناسب نباشد. تعداد متقاضیان این نوع درمان زیاد نیست و یحتمل در صورت وضع قانون هم کسی چنین ممنوعیت هایی را جدی نمی گیرد و کار خودش را می کند. وانگهی اعمال ممنوعیت خرج دارد، چرا باید پول عمومی صرف چنین کارهای بی فایده ای شود؟

این نوع طبابت تا وقتی آزادی دیگری را نقض نکرده است، ایرادی ندارد، اگر کارآمد نبود به مرور هواداران اندکش را از دست می دهد، در غیر این صورت هم که چرا انسان ها را از آن محروم کنیم؟ به قول والتر بلاک بزرگ، مگر همیشه باید قانون بگذاریم که همه از پوشاک ارمانی و خودروهای لوکس استفاده کنند؟ اجازه دهیم هونداها هم کار خودشان را بکنند، در عرصه طبابت و درمان هم قضیه متفاوت نیست، والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
Audio
شرح بی شرح!

این حدود سه دقیقه از گقتگوی رادیویی من با مدیر صندوق کارآفرینی امید را گوش کنید، کل مصیبت ما با این دوستان دولتی از همینجا بر می خیزد! برنامه کامل را می توانید در اینجا گوش کنید، والله اعلم.

لینک برنامه

پ.ن: یعنی هنوز شاخصی برای اندازه گیری کارایی سرمایه گذاری های انجام شده وجود ندارد، هنوز نمی دانیم حتی در زمینه همین اشتغال "ایجاد شده" هم تا چه حد خوب عمل کردیم، ایجاد ثروت واقعی بماند، آن داستان معروف بازدید فریدمن از چین و بیل و قاشق را خاطرتان هست؟

http://goo.gl/9QNFb1

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
دروغ بزرگ کوبا!

می گویند کوبای ضدسرمایه داری البته ثروتمند نیست، ولی دستکم در بهداشت و درمان درخشیده و در شاخص هایی مثل مرگ نوزادان (از تولد تا ۱ سالگی) حتی از آمریکا و کانادا جلوتر است.

با توجه به فقیر بودن کوبا نتیجه غریبی است، ولی این دروغ بزرگی است. علت نه عملکرد خوب سیستم سلامت، بلکه دستکاری سیستماتیک داده هاست.

اجازه دهید توضیح دهم، شاخص مرگ درون رحمی داریم که نرخ مرگ جنین را از ۲۲ هفته پس از تشکیل تا زمان تولد می سنجد و شاخص دیگری هم هست که نرخ مرگ نوزاد در هفته اول تولد را اندازه گیری می کند.

بررسی نسبت این دو نشان می دهد، میزان نسبی مرگ درون رحمی در کوبا بسیار بالاست، در واقع اگر سقط جنین اجباری را هم ندیده بگیریم، در کوبا مرگ بسیاری نوزادان در هنگام تولد به حساب شاخص مرگ درون رحمی گذاشته می شود. این تعداد باید در شاخص مرگ نوزادان به حساب بیاید که نمی آید، با محاسبه آن روشن می شود که برآورد شاخص مرگ نوزادان در کوبا بسیار بالاتر از آمار رسمی و البته کشورهای توسعه یافته است.

خلاصه ادعاهای دولت ها را جدی نگیرید، والله اعلم.

http://bit.ly/36s76mY

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
نه به معرکه گیری آقای وکیل؛ رقابت بهترین راه مبارزه با فساد است!

بزرگواری که عضو هیأت مدیره کانون وکلای دادگستری مرکز است گفته اند: "وکالت خدمت عمومی است که قلمرو آن به عنوان یک حرفه تخصصی با قلمرو مربوط به حوزه کسب و کارهای عمومی متفاوت است. ... هیچ شرایطی نمی توان حرفه وکالت را با مبانی علم اقتصاد و مؤلفه های بازار آزاد و رقابت آزاد ارزیابی کرد زیرا این حرفه تخصصی، به طور مستقیم با حوزه عدالت، تأمین امنیت قضایی و حق دفاع شهروندان سر و کار دارد.

تجربه چهار دهه اخیر در کشور ثابت کرده که تئوری ها و نظریات اقتصادی ارائه شده توسط اقتصاددانانی که تفکرات لیبرالی دارند و با اعتقاد به رقابت آزاد و نفی رقابت سالم به عنوان یکی از مبانی نظام اقتصاد اسلامی در حال تلاش برای نهادینه کردن تفکرات لیبرالی در نظام اقتصادی کشور هستند، در عمل هیچ گاه نتوانسته توفیقی به دست آورد و وضعیت کنونی اقتصادی در کشور نتیجه اعمال تفکرات همین دسته از اقتصاددانانی است که ناکارآمدی آن بارها به اثبات رسیده است .... اکنون این اقتصاددانان قصد دارند تا با همان تئوری ها و نظریات ناکارآمد حوزه وکالت کشور را نیز مانند سایر حوزه ها به اضمحلال بکشانند که طبعا کانون های وکلا و حقوقدانان مستقل کشور اجازه چنین اقدامی را نخواهند داد".

نگارنده این سطور معتقد است همه شغل ها در اقتصاد ذیل منطق مبادله عمل می کنند، کسی خدمتی یا کالایی را به مشتری بالقوه عرضه می کند و اگر آن خدمت یا کالا برای مشتری مطلوبیت (ارزش) داشت، مبادله انجام می شود، وکالت هم جز این نیست، کسانی عمری درس حقوق و کالت می خوانند و زحمت می کشند تا چیزی با ارزش یا به قول وکیل محترم، تامین امنیت قضایی و دفاع از شهروندان، را به مشتری ارائه دهند و در ازای آن پولی دریافت می کنند. مقدار دریافتی هم در تحلیل نهایی به مبرز و مجرب بودن اهل حقوق و کاربلد بودن آنها بستگی دارد. باقی حرف ها که این شغل خاص است و ویژگی متفاوتی دارد و نمی توان با آن با زبان رقابت و بازار حرف زد، با کمال احترام در زمره قصه های کلثوم ننه است.

در اقتصاد بازار مشکلی با صادرکننده مجوز و نهاد رگولاتور (به معنای اعم) وجود ندارد، مشکل انحصار قانونی و مصنوعی این نهادهاست، چنانکه رگولاتورهای خصوصی موفق هم در جهان کم نداریم که از قضا موثر عمل می کنند. در اقتصاد بازار کانون وکلا یا هر نهاد دیگری می تواند همین فعالیت فعلی به اصطلاح مجوز دهی و عیارسنجی دانش آموختگان حقوق را دنبال کند، فقط باید با رانت و انحصار قانونی خداحافظی کند.

سازوکاری موثرتر از رقابت برای مبارزه با فساد نداریم، اگر این قبیل کانون جات واقعا کار موثری انجام می دهند، به مرور زمان مشتری هم می فهمد که باید حرفشان را جدی بگیرد و سراغ آنهایی بروند که مهر تایید آنها را دارند، رقابت بهترین راه حذف فاسدها و کارنابلدهاست. همچنین عرضه بیشتر به معنای پایین آمدن قیمت است که وکالت را برای تعدادی بیشتری از مردم به صرفه می کند که چیز بدی نیست، حالا کسی هم خواست دقیق تر عمل کند، می تواند حرف آن نهادهای فوق الذکر را دنبال کند که یحتمل برخی هم چنین می کنند. کسانی نیز هستند که می خواهند انتخاب دیگری داشته باشند و این البته حق آنهاست.

اما گذشته از این موضوع که آن را به حساب آشنا نبودن با اقتصاد بازار می گذارم، بزرگوار یک حرف بامزه ای هم زده است که طی این چهار دهه این اقتصاددان ها نمی گذارند مملکت پیشرفت کند و حالا می خواهند وکالت را به اضمحلال بکشند، این یکی مصداق کامل معرکه گیری است و جز خنده نمی شود واکنشی داشت و باید جمله "ول کن بابا اسدالله" را تکرار کرد، خلاصه به بازار اعتماد کنید، جای دوری نمی رود، والله اعلم.

http://bit.ly/37uvUMz

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
👍2
آمریکا و ایران در ۲۰۲۰؟

در حال حاضر هر دو طرف احساس موفقیت می کنند یکی معمار نفوذ منطقه ای ایران را هدف قرار داده و دیگری هم به پایگاه های آمریکا حمله موشکی کرده است و اوضاع آرام به نظر می رسد.

آمریکا با وجود وابسته نبودن به منابع انرژی همچنان ناگزیر به حضور در خاورمیانه است، متحدانش در برابر ایران آسیب پذیر اند و البته شروع دوباره برنامه هسته ایران هم چالش دیگری است.

حفظ فشار حداکثری برای آوردن ایران پای میز مذاکره و البته آمادگی برای مقابله با واکنش های احتمالی آن سیاستی است که دولت آمریکا باید در مورد ایران پیش بگیرد و اگر با نظم و تدبیر پیش رود، یحتمل موفق هم خواهد شد.

این خلاصه دیدگاه ری تکیه از شورای روابط خارجی است، به نظر نمی رسد بودن یا نبودن ترامپ در این قضیه تفاوتی ایجاد کند، به ویژه که حضور در خاورمیانه در اعمال فشار روی چینی ها که وابستگی زیادی به انرژی این منطقه دارند کارساز است، انگار باید منتظر ادامه سیاست فشار حداکثری و تحریم های بیشتر بود، البته به قولی ما محکوم به غافلگیری در برابر آینده ایم، والله اعلم.

https://on.cfr.org/30ZjdH5

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
اقتصاد اقتصاد است؛ چه تهران چه واشینگتن چه پکن!

جنگ تجاری چین و امریکا یکی دو سالی سروصدا زیاد راه انداخته بود و به تازگی طرفین به توافق رسیدند، دولت ترامپ با هدف حمایت از صنایع داخلی و حفظ منافع ملی روی واردات کالای چینی ها و چند کشور دیگر تعرفه بالایی وضع کرده بود، قرار بود این کار کمک حال صنایع داخلی مهم باشد که از کالاهای ارزان چینی و ارزان نگه داشتن عمدی پول چینی ها متضرر شده بودند. آیا کار موفق بود؟

در یک تحقیق جدی صنایع مختلفی که به درجات گوناگون به اصطلاح "حمایت" شده بودند را مطالعه کردند، وسایل نقلیه موتوری، تجهیزات روشنایی الکتریکی، فلزات ساختمانی و معماری و چندتایی دیگر، این تعرفه ها بر واردات باعث شده بود اشتغال در صنایع حمایت شده افزایش پیدا کند (حدود 0.3 درصد افزایش در صنایع حمایت شده). اما همین تعرفه ها باعث افزایش هزینه های صنایع داخلی که از کالای وارداتی استفاده می کردند هم شده بود که کاهش اشتغال را در پی داشت (حدود 1.1 درصد کاهش در صنایع تحت تاثیر افزایش هزینه)!

اما قضیه جنبه بدتری هم داشت، چینی ها و برخی کشورهای صادرکننده به امریکا هم مقابله به مثل کردند و تعرفه روی کالاهای وارداتی را افزایش دادند، این هم ضربه دیگری به شرکت های امریکایی فعال در دیگر کشورها بود که توان رقابت خود را از دست دادند. گفته می شود که در این جنگ تجاری در کل اشتغال در حدود 1.4 درصد کاهش نشان می دهد. بدتر اینکه قیمت ها افزایش پیدا کرده بود، ولی خروجی و تولید کل صنعتی تغییری نکرد، بار این قیمت اضافی هم بر دوش مصرف کنندگان بود. از درس های پایه اقتصاد کلان هم این را هم می دانیم که کاهش دستوری واردات و به اصطلاح افزایش ارزش پول ملی با فاصله باعث صادرات هم خواهد شد!

خلاصه این مبادله و تجارت و اقتصاد باز را باید قدر دانست، آنچه رخ داد چندان غریب نبود. حمایت از تولید ملی البته ممکن است، ولی راهش کم کردن موانع پیش روی تولیدگنندگان است، با پول پخش کردن و تعرفه بستن چیزی را که از در بیرون کرده ایم از پنجره بر می گردد. بعید است در جاهای دیگر دنیا هم نتیجه تفاوت زیادی با تجربه امریکا داشته باشد، والله اعلم.

https://bloom.bg/313UGRa

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
در باب بنیادگرایی دولت!

در کتاب شگردها، امکان ها و محدودیت های بحث با بنیادگرایان اثر هوبرت شلایشرت با اشاره به نمونه شکافته شدن نیل و متن کتاب مقدس حرف بامزه ای می گوید که شما نمی توانید به یک مومن غیرممکن بودن رخداد یک معجزه را نشان دهید، چون هرچه دلایل برای غیرممکن بودن ردیف کنید، طرف آنها را تازه دلایل محکمتری برای واقعی تر بودن معجزه (به اصطلاح معجزه تر بودن آن!) تلقی می کند و ادعا می کند که اساسا همین ها نشان می دهد که چقدر لفظ معجزه برازنده آن است!

حکایت خیلی از دولت گرایان اقتصاد هم جز این نیست، هر چه از ناقص بودن دانش انسان ها و خطا پذیر بودن آنها می گوییم و اینکه چقدر خطرناک است اختیار زندگی و معیشت انسان ها را در اختیار عده ای معدود، گیریم به نام دولت ، قرار دهیم که به همان اندازه مستعد اشتباه اند، می گویند همین نشان می دهد که ما چقدر به دولت های بهتری نیاز داریم! وقتی از شکست بازار می گویند و عرض می کنم شکست بازار که باد هواست، ولی شکست دولت از خورشید هم واضح تر است، باز قضیه نیاز مبرم به دولت خوب را پیش می کشند. خلاصه اوضاع خوب نیست، والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
مراقب اقتصاد تزاری باشید!

سال 2008: قبل از جنگ گرجستان (روسیه و گرجستان و استقلال طلبان اوستیای جنوبی) روسیه واردات از گرجستان را، عمدتا آب معدنی و شراب، قطع کرد و تمام راه های زمینی، دریایی، هوایی و راه آهن و البته کانال های پستی را بست، برخی از این محدودیت ها تا سال 2013 برقرار بود، علت چه بود: نزدیک شدن گرجستان به اتحادیه اروپا!

سال 2012: واردات شیرینی و شکلات از اوکراین به بهانه سرطان زا بودن متوقف شد که حدود 500 میلیون دلار زیان برای شرکت های اوکراینی در پی داشت، همچنین دو سال پس از آن (و قضایای کریمه) مرزها به روی کامیون های اوکراینی بسته شد و قیمت گاز صادراتی به آن کشور هم افزایش پیدا کرد. علت باز هم تمایل به نزدیکی اوکراین به اتحادیه اروپا بود، همچنین روس ها تهدید کردند در صورت امضای قرارداد با اتحادیه اروپا جلوی پیوستن اوکراین به اتحادیه گمرکی اوراسیا را خواهند گرفت.

سال 2013: روس ها مولداوی را به قطع واردات شراب از آن کشور و همچنین قطع صادرات گاز به آن کشور تهدید کردند، علت در اینجا هم تمایل به نزدیک شدن مولداوی به اتحادیه اروپا بود.

سال 2014: فشارهای اقتصادی منحصر به همسایگان و کشورهای نزدیک نبود، بعد از مداخله نظامی در اوکراین که با واکنش تند جامعه جهانی به ویژه اتحادیه اروپا و امریکا مواجه شد، روسیه واردات محصولات لبنی از این کشور را ممنوع کرد، نتیجه کاهش 25 درصدی این محصولات به دلیل کاهش تقاضا بود. تهدید قطع صدور گاز هم که خطری همیشه حاضر برای اروپای سردسیر است. علت جذابیت کریدور گازی جنوبی (شامل خطوط قفقاز جنوبی، ترانس آناتولی و ترانس آدریاتیک) برای اتحادیه اروپا همین دور شدن از زیر نفوذ کرملین است.

سال 2015: هلند در تحقیق بر سر قضیه سقوط پرواز شماره 17 مالزی بر فراز اوکراین، اشاره ای هم به مقصر بودن روس ها کرده بود، واکنش روس ها هم جالب بود، به فرمان کرملین محصولات وارداتی این کشور، گل و پنیر، را نابود کردند تا نشان بدهند در صورت بالا گرفتن کار، تجارتی در کار نخواهد بود.

این مرور مختصر نمونه هایی از استفاده همسایه شمالی از ابزارهای قدرتمند اقتصادی است و البته هنوز به پای چین نمی رسند که برای گسترش نفوذ خود ملاحظات سیاسی و ژئوپلتیک را بر کارایی اقتصادی برتری می دهند، بد نیست حالا که تحریم ها فشار آورده است، در گسترش روابط اقتصادی به این ملاحظات هم توجه داشته باشیم که روابط اقتصادی با این دو کشور می تواند به کجاها برسد.

شاید کسانی بگویند کم و بیش این حرف برای همه قدرت ها مثل امریکا هم صادق است و آنها هم به کرات از ابزارهای اقتصادی برای بسط نفوذشان استفاده می کنند و برای مثال طرح مارشال یا آنچه در دوران جنگ سرد و از همه مهمتر تحریم ها دیدیم شاهدی است بر این قضیه، حرف درستی است، اما یک تفاوت عمده هست. در کشورهای انگلوساکسون به ویژه امریکا به دلایل تاریخی که در کتاب در حال ترجمه "تاریخ مختصر سرمایه داری" خواهد آمد، در تحلیل نهایی افسار سیاسیون دست اهالی اقتصاد است و زور آنها آنقدر هست که اجازه ندهند سیاسیون منطق اقتصادی را به کلی نادیده بگیرند، با تمام کاستی های لیبرال دموکراسی های غربی تا اندازه زیادی از پس مهار زیاده طلبی های سیاسیون بر می آیند، در جایی مثل شرق و چین قضیه شکل دیگری است، خلاصه مراقب باشید که به کجا پناه می برید، والله اعلم.

https://amzn.to/2GIkUzv

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
خودروساز یا ضایعه ساز؟

استاد ارجمند دکتر طبیبیان نقدی (اینجا) به صنعت خودروسازی و وام ۵ هزار میلیارد تومانی که بناست به آنها پرداخت شود داشتند که بسیار خواندنی بود و از پیامدهای حمایت های بی ثمر دولت از خودروسازی گفتند. در پی آن بزرگواری از اهالی جامعه قطعه سازان خودرو جوابیه ای (اینجا) دادند که مضمون کلی آن عمدتا این بود کجایمان شبیه بقیه کشورهاست که خودروسازی مان باشد و به درستی به مواردی مثل هزینه تامین مالی بالا و کنترل قیمت خودرو اشاره شده بود، اما دو مورد در میان صحبت های ایشان بود که زیاد هم مطرح می شود و از نظر اقتصادی اما و اگر زیاد دارد:

۱. گفته اند که ۶۰ رشته صنعتی به خودروسازی وابسته است و در صورت تعطیل شدن خودروسازی ۳ میلیون اشتغال مستقیم و غیرمستقیم از دست می رود.

پاسخ اینست که چه بهتر که از دست برود! یک شغل یا ارزشی برای خریداران داخلی و خارجی تولید می کند که نیازی به حمایت ندارد و خودش پولش را در می آورد (از قضا حسب شنیده ها در مورد برخی قطعه سازهای ایرانی چنین است) یا آنکه منابع اقتصادی را با تولید محصولی که خواهان ندارد از بین می برد و رفاه دیگران را کاهش می دهد. این نوع دوم چه بهتر که از بین برود تا منابع برای کاربردهای مناسب تر آزاد شود که ارزش واقعی ایجاد می کنند. حفظ یک شغل از جیب و ثروت دیگران بعید است چندان فضیلتی به شمار آید. در واقع مشکل اینست که این سه میلیون شغل را می بینیم، ولی آن شغل هایی که با وجود این مشاغل و تخصیص منابع به آنها، امکان و فرصت ایجاد نمی یابند و یحتمل ارزش بهتری ایجاد می کردند را نمی بینیم. بیش از اشتغال باید به دنبال ایجاد ثروت و برآوردن رجحان ها بود.

۲. گفته اند تولید این ۱.۵ میلیون خودرو سالانه معادل ۱۵ میلیارد دلار صرفه جویی ارزی برای کشور داشته است، اگر خودروسازها نبودند این پول از کجا تامین می شد؟

این هم از آن استدلال های غریب است، انگار که حتما باید سالانه ۱.۵ میلیون خودرو به قبلی ها اضافه شود که نگران تامین ارز آن باشیم! افراد نگاه به جیب و خواسته هایشان می کنند، پولی باشد چه بسا بیش از ۱.۵ میلیون خودرو خریداری کنند، چیزی هم در کیسه نداشته باشند نمی خرند!

در شرایط آزادی کامل و نبود مانع برای ورود دیگر رقبا هم قضیه ساده است؛ خودروسازها می توانند چیزی تولید کنند که همچنان خریدار داشته باشد که اساسا نیازی به حمایت ندارند و قضیه ارز منتفی است یا نمی توانند و باید تعطیل کنند. در این حالت دوم با ازاد شدن منابع چه بسا شغل هایی به وجود آیند که بسیار بیش از این ۱۵ میلیارد به اصطلاح صرفه جویی ارزی ایجاد کنند!


حقیقتش خیلی این قضیه تاکید روی صرفه جویی ارزی انگار که خیری ذاتی است را نمی فهمم، مگر ایراد واردات و مصرف ارز چیست؟ از نگاه نگارنده هدف از صادرات هم واردات است و می دانیم که در دراز مدت بیش از صادرات هم نمی توانیم واردات داشته باشیم. چیزی را به اجنبی می دهیم که بتوانیم با ارز حاصل از آن رجحان ها و نیازهای افراد را بهتر برآورده کنیم و آنها از استاندارد زندگی بهتری برخوردار باشند. شکل مناسب تخصیص ارز چگونه باشد را هم باید علی الاصول در بازار و با مبادله های داوطلبانه بفهمیم، نه صلاحدید دولتی ها که صد ملاحظه سیاسی در سر دارند. بناست آن ذخیره ارز هر میزان که باشد به شکلی هزینه شود که متناسب با رجحان و نیاز خریداران باشد، میلیون ها چشم و گوش تیز در بازار منتظرند که بدانند نیاز "واقعی" کجاست.

اینجا یحتمل کسانی از پترودلار و تحریم ها بگویند که کار را سخت می کند، مخالفتی ندارم و از پیچیدگی های اوضاع بی خبر نیستم، ولی این محدودیت ها نکته اصلی که عرض کردم را تغییر نخواهند داد، عاقلانه اینست که اقتصاد را آزاد بگذاریم و در کار مردم و خودروسازی فضولی نکنیم، کسانی از همین خانواده خودروسازی روی پا می مانند و می درخشند کسانی هم باید دنبال کسب و کار دیگری بگردند، با گذشت زمان کار بسامان خواهد شد، اما چنین کاری با توجه به اقتصاد سیاسی مملکت و اوضاع خاص آن بسیار بعید است بختی داشته باشد، والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
در فقر هیچ افتخاری نیست!

اخیرا تعداد از داوطلبان نمایندگی مجلس در حرکتی جالب اقدام به افشای دارایی های خود کرده اند،‌ نفس حرکت البته بد نیست، ولی بعضی از ارقام ذکر شده آدم را به فکر می اندازد، بنده خدایی گفته است نه پول دارم نه رهن و نه حقوقی می گیرم، مانده حساب بانکی ام هم حدود ۵۰۰ هزار تومان است و یک پرشیا دارم که تازه آن را هم می خواهم بفروشم. دیگران هم گنجشگ روزی و اجاره نشین اند و زیر وام و قسط، عیال و فرزندانشان هم که چیز دندانگیری ندارند. تا جایی که دیدم اکثرا در دولت و شبه دولت مشغول اند و به اصطلاح بخش خصوصی به حساب نمی آیند.

با دیدن این اوضاع آدم به فکر می افتد که این بندگان خدا واقعا چه ضرورتی دارد با این زندگی دشوار دنبال وکالت مجلس بروند، اگر توانی هست چه بهتر که صرف بهبود زندگی خانواده خود آدم شود تا دنبال امور مردم دویدن! کسانی می گویند اگر قرار است وکیلی زندگی ملت را بهتر کند، بد نیست خود حداقلی از رفاه را تجربه کرده باشد و توفیقاتی را نشان داده باشد تا بهتر بتوانیم باور کنیم خواهان همان سطح رفاه برای مردم کشورش است. وقتی کل افتخار کسی مواجب بگیری از دولت باشد، شاید بهتر باشد همان نماینده دولت بماند تا وکیل مردم. طرف اساسا نمی داند پول درآوردن درست چگونه است، چه رسد به اینکه بخواهد آن را برای بقیه تسهیل کند.

حتی اگر فرض کنیم علیرغم داشتن توانایی بالا، طرف وضعیت فعلی را به اختیار خود انتخاب کرده است، می شود پرسید چرا اولین قدم ورود به دنیای کثیف سیاست باشد، کارهای کوچک تر و شاید موثرتر مثل تاسیس یک خیریه حتی شرکتی غیرانتفاعی که وضع خلق الله را بهبود بخشد گزینه بهتری نیست؟ اگر موفق بود در گام بعد می شود به سیاست هم فکر کرد.

یاد گفته ای نغز از کتاب ریمون بودن چرا روشنفکران لیبرالیسم را دوست ندارند افتادم که وصف حال ماست:

"این پرسش بود که در اواخر قرن 18 چرا فرانسوی ها اشرافیت را رد کردند در حالی که انگلیسی ها قبولش کردند، توکوویل، فیلسوف فرانسوی می گفت رده های بالای اشرافیت فرانسه این امکان را داشتند که درباری شوند و وقت و روزگارشان را در دربخانه سلطنتی بگذرانند، یک فرانسوی معمولی به اینها نگاه می کرد و سر در نمی آورد که فایده اجتماعی این حضرات چیست؟ نمی فهمید این از ما بهتران بودن و این مقام بالایی که ارکان کشور به این میان مایگان می دهند چه مبنایی دارد و از کجا می آید؟

رده های پایین تر اشرافیت در فرانسه که وضعشان بدتر بود، مجبور بودند به زمینشان بچسبند و در محله خودشان بمانند، پولی در بساط نداشتند، ولی هر چه کمتر پول داشتند، افاده شان بیشتر بود، رعیت فرانسوی نمی فهمید این همه اهن و تلب حضرات از کجا آمده است.

در بریتانیا قضیه برعکس بود، اشراف زادگان بی خوف و خجالت خود را برزگر-جنتلمن معرفی می کردند، برزگر-جنتلمن انگلیسی مالک یک زمین زراعتی است که به دلیل دغدغه ای که برای بازدهی زمین هایش دارد، شش دانگ حواسش جمع است که ابتکار به خرج دهد و توسعه ای در کارش ایجاد کند و البته در کنار ان دلواپس اسم و رسم و خوشنامی خود در بین مردم منطقه و محل خود هم هست، اگر چنین کسی به عنوان نماینده به مجلس برود، بایستی در چشم و دل انتخاب کنندگان یک ادم اهل بخیه و اهل کار و پیشرفت بیاید که رفاه عمومی هم برایش حساب است، از این روست که رعیت انگلیسی با میل و رضایت جلوی اشراف کلاهش را از سر بر می دارد، در حالیکه همتای فرانسوی اش جز با دندان قروچه و لب گزه چنین نمی کند
". والله اعلم.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
مروری بر یک سوء تفاهم: وکیل مجلس باید متخصص باشد!

این روزها زیاد می شنوم که نماینده مجلس باید متخصص باشد تا بتواند در قانون گذاری موثر عمل کند، به ویژه گفته می شود الان که وضع اقتصاد خوب نیست، اقتصاددان ها بهتر می توانند باری از دوش ملت بردارند. این حرف در ظاهر نادرست به نظر نمی رسد، ولی سخنی ناروا است که یک نکته اساسی را ندیده می گیرد!

وکالت مجلس یک سمت سیاسی، تاکید می کنم سیاسی، است، مهمترین به اصطلاح تخصص برای آن هم چیزی جز سیاست ورزی نیست. وکیل مجلس بیشتر باید زیرکی و شم سیاسی داشته باشد، تا تخصصی مثل اقتصاد و جامعه شناسی و مانند آن. او که زیر فشار بالای سیاسی و نهادی فعالیت می کند، باید بتواند در میان تقاضاهای نهادی و سیاسی متعارض موضعی مناسب انتخاب کند، توان رایزنی (لابی) و مذاکره بالا داشته باشد و البته بتواند از نظرات گوناگون و گاه متعارض اهل تخصص هم بهره مناسب بگیرد. از یک طرف باید حواسش به حوزه انتخابیه خودش باشد تا دفعه بعد رای بیاورد و از طرفی دیگر منافع ملی را هم پیش چشم داشته باشد، مدیریت این کار دشوار بیشتر به سیاستمداری و شم سیاسی نیاز دارد تا تخصص به مفهوم متعارف! از این بگذریم که مسائل مجلس در حوزه تخصص های مختلفی است و مثلا فقط بحث های اقتصاد مطرح نمی شود، جای آدم متخصص اعم از اقتصاددان، جامعه شناس و ... در دیوانسالاری دولت و در بهترین حالت مرکز پژوهش های مجلس است که بازوی مشاوره ای و علمی اهالی بهارستان به شمار می آید.

تجربه جهانی هم چیز جز این نمی گوید، اتحادیه بین‌المجالس (آی پی یو) پنج معیار کلی را برای ارزیابی یک مجلس (پارلمان) خوب پیشنهاد کرده است؛ نمایندگی (فرصت برابر برای همه گروه‌های سیاسی و اجتماعی)، شفافیت (باز عمل کردن و شفاف بودن رویه‌ها و تصمیم‌گیری ها)، در دسترس بودن (مشارکت شهروندان و جامعه مدنی و شنیده شدن صدای آنها در تصمیم‌گیری‌ها)، پاسخگویی (گزارش دادن به شهروندان و امکان نظارت بر پارلمان) و اثربخشی (کارآمدی در رویه‌ها و استقلال نهادی و بهره‌گیری دانش علمی و حرفه‌ای). می بینیم که معیارهای کارآمدی یک مجلس هم به اصطلاح سیاسی است تا تخصصی، خلاصه در این وضع بلبشوی فعلی باید بیشتر دنبال سیاستمدار بود تا متخصص، نمی توانم حسرت خودم را از نبود سیاستمداران برجسته ای مثل زنده یادان فروغی و قوام در این دوره دشوار تاریخی در کشور پنهان کنم، والله اعلم.

http://bit.ly/2Ov4UFb

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
مشکل ما در ایران در چند جمله

"اوضاع بیشتر به پدری متمول می ماند که پول را بین بچه ها تقسیم می کند تا زیاد شلوغ نکنند و او پیش همسایه سرافکنده نشود. اما در سال های اخیر کفگیر به ته دیگ خورده است و پدر پولی در بساط ندارد، حالا بچه ها باید روی پای خودشان بایستند و خرج خودشان و حتی پدر را در آورند، این شاید اتفاق بدی نباشد، ولی چنین پدری باید بداند دیگر آن احترام دوران قبلی را نخواهد داشت.

حالا اگر چنین پدری اهل دل هم باشد و انتظار داشته باشد در این شرایط جدید هم با پول بچه ها همان عیش دوران قدیم برقرار باشد، طبیعی است که کار عیب می کند. این به طور خلاصه مشکل ما در ایران است".

این بخشی از یادداشت من با عنوان از فانتزی دل انگیز مالیاتی بگذریم در شماره این هفته (۳۵۰) جریده وزین تجارت فردا است، در آن از این سرقت سازمان یافته ای که به نام مالیات در جریان است گفته ام و به روندی موسوم به اقتدارگرایی فنی (تکنیکی) اشاره کرده ام که به دنبال چین و روسیه بناست از قرار در کشور ما هم غالب شود، والله اعلم.

Techno authoritarianism

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آخرالزمان چین!

چرا اینها در برابر انتقال به قرنطینه مقاومت می کنند؟ یکی می گوید در کشوری با بیش از یک میلیارد جمعیت، آدم ها یاد می گیرند خودشان باید مراقب خودشان باشند. زنی که می خواست از دست ماموران فرار کند با شلیک گلوله از پا در آمد. گفته اند شایعات در مورد قرنطینه ها زیاد است از اعدام دست جمعی و سوزاندن و دفن کردن تا تزریق هر چیزی به مبتلایان که فکر کنند می تواند در درمان بیماری مفید باشد، انگار که آدم ها موش آزمایشگاهی باشند!

صحت این شایعات مورد تردید است، ولی عجیب نیست حاکمانی که بلای پرش بزرگ رو به جلو را بر سر مردمشان آوردند، اینجا هم چنین کنند.‌ حالا هم که بحران است و هر کاری مجاز!

می گویند پنهانکاری دولت در ابتدای شیوع ویروس، به بهانه جلوگیری از تشویش اذهان، در بدتر شدن اوضاع موثر بود. دستگاه پروپاگاندا اما فعال است و با مانور روی مواردی مثل ساخت بیمارستان در ۱۰ روز برای حزب آبرو می خرد، پخش شایعه که قضیه زیر سر امریکاست هم بخشی از کار است.

یک توصیه عالمان روابط بین الملل را جدی بگیرید، به کشورهایی که دموکراسی ندارند با بدبینی بنگرید، والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
در باب یک حرف مفت!

فرض کنیم چنین قانونی تصویب شود و اهالی دولت هم جهدی تمام در اجرای آن داشته باشند، چه پیامدهای "احتمالی" خواهد داشت؟ اجازه دهید چند حدس بزنیم:

۱. عده زیادی بیکار می شوند.

۲. بنگاه های اقتصادی زیادی بسته می شوند و رکود تشدید خواهد شد.

۳. عده زیادی از کارجویان فرصت استخدام نخواهند یافت.

۳. خیلی از کارفرماها سعی می کنند تکنولوژی و ماشین را جایگزین نیروی کار کنند.

۴. سرمایه گذاری های آینده بیشتر روی بخش های اقتصادی سرمایه بر (در برابر کاربر) خواهد رفت.

۵. فساد و قراردادهای خاص "غیرقانونی" افزایش خواهد یافت.

۶. نابرابری میان گروه های مختلف نیروی کار شدت خواهد گرفت.

۷. میزان کل سرمایه گذاری آتی کاهش می یابد و نرخ بیکاری در آینده افزایش بیشتری خواهد یافت.

والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
در باب صندوق های توسعه سیاست خارجی!

یادش بخیر در دوران مدرسه معلم خوبی در درس جغرافیا داشتیم که سوال مورد علاقه اش این بود: سال نوری واحد زمان است یا فاصله!؟ این سوال ساده به نظر می رسید، ولی موقع جواب دادن یک لحظه تردید می کردی و روی کلمه "سال" کمی مکث می کردی که نکند واقعا واحد زمان باشد.

صندوق های ثروت حاکمیتی (یا آنچه در ایران توسعه ملی خوانده می شود) هم وضعیتی مشابه دارد، در بادی امر به نظر می رسد حرف از ثروت افزایی و اقتصاد و توسعه باشد، ولی از قضا آنها بیشتر ابزارهای موثر در سیاست خارجی و دیپلماسی به شمار می آیند تا چیز دیگر، بررسی الگوی سرمایه گذاری این ثروت های بادآورده و آنچه در ایران گذشت می تواند بسیار درس آموز باشد، والله اعلم.

SWF:Sovereign Wealth Funds

https://amzn.to/2GIkUzv

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
تلفن های قرمز!

گفته می شود روی میز مدیران عامل شرکت های دولتی چین یک تلفن قرمز هست که دستورهای حزب کمونیست از آن طریق به مدیر عامل ابلاغ می گردد، برای این شرکت ها سودآوری آنقدرها مهم نیست، ولی نظر حزب باید تامین شود، این شرکت های کارایی لازم را ندارند، ولی با یارانه ها و حمایت های دولتی هوای شان را دارند.

در مورد روسیه هم برخی از تلفن های سفید رنگ مشابهی صحبت می کنند. این شرکت های دولتی ابزار سیاست خارجی اند، گفته می شود بر خلاف گذشته در سال های اخیر حجم بالایی از سرمایه گذاری را در دیگر کشورها، بیشتر با ملاحظات سیاسی، انجام می دهند. شاید نزدیک شدن با چینی ها که تشنه انرژی کشورهایی مثل ما اند خیلی کار دشواری نباشد، ولی یادمان به آن جمله جاودان حضرت استاد باشد: "آمریکایی‌ها فکر می کنند ارزش های شان جهانی است، ولی معتقدند همه آدم‌های روی زمین می‌توانند تغییر کنند و هر انسانی می‌تواند بالقوه آمریکایی به‌حساب آید، چینی‌ها هم فکر می‌کنند ارزش‌هایشان جهانی است، ولی اعتقادی ندارند که کسی بتواند چینی باشد، مگر آنکه در همان سرزمین به دنیا آمده باشد"، والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel