فرض کنیم گران فروشی غیراخلاقی باشد، آیا وضع قانون برای مبارزه با آن صحیح است؟
حتی اگر گران فروشی در مواقع بحران را غیراخلاقی بدانیم (چیزی که استدلال های جدی علیه آن هست)، وضع قانون برای مبارزه با آن و به اصطلاح با هدف حمایت از مشتری نه تنها ناکارآمد، بلکه غیراخلاقی است، می توان دلایل زیر را برشمرد:
1. مضمون بسیاری از این دست قانون های ضد گران فروشی که در بسیاری نقاط جهان نیز رایج اند، اینست که "کالاهای ضروری" در مواقع "بحران" افزایش "غیرمعقول" و "سودجویانه" نداشته باشند، ابهام تک تک این مفاهیم آنقدر زیاد است که هیچ کمکی در موقعیت های واقعی نمی کند، کدام کالاها ضروری است؟ شدت و گستردگی یک رویداد ناخوشایند چقدر باشد که بشود اسم "بحران" روی آن گذاشت؟ افزایش "معقول" و "مجاز" به چه معناست؟ این نقض اصل مساوات و شفافیت است، در بحران ها که بسیاری اوقات برای خود تولیدکنندگان هم تازگی دارد، آنها چطور عمل کنند که مشمول مجازات قانونی نشوند؟
2. برخی قانون ها روشن تر بیان شده اند و طیف کالاها مورد نظر و میزان افزایش مجاز (گاهی صفر درصد) هم مشخص شده است، ولی باز این وضعیت را بهتر نمی کند، در بحران ها بسیاری اوقات هزینه های عرضه کنندگان (مانند حمل نقل، نیروی انسانی و مانند آن) هم به درجات مختلف افزایش می یابد، چرا باید به ضرب قانون او را وادار کنیم که به همان قیمت سابق بفروشد و این هزینه اضافی را جذب کند؟
3. می توان پرسید اگر کسی آنقدر هوشمند بوده که با پیش بینی اوضاع آینده و تحمل ریسک میزان مناسبی کالا را فراهم آورده است، به جای تنبیه و مواجهه با قانون، مستحق پاداش نیست؟ می گویند جامعه باید هوای اعضای خود را داشته باشد، این حرف بدی نیست، ولی چرا این مسئولیت را باید روی دوش بخش و طبقه خاصی از جامعه گذاشت؟ اعمال چنین قانون هایی باعث می شود کسی در آینده ریسک پیش بینی و تامین آن به اصطلاح "کالاهای ضروری" را به جان نخرد، زیرا سروکارش با گزمه و محتسب خواهد بود.
4. در قانون ها گفته می شود اگر فروشنده گران بفروشد مشمول مجازات است، ولی اغلب چیزی در مورد نفروختن ننوشته است، می شود انتظار داشت پیامد این قانون ها این باشد که طرف به بهانه های مختلف سطح فعالیت خود را کاهش دهد، وقتی هزینه های ادامه فعالیت "در شرایط حساس کنونی" زیاد است، چرا اساسا حجره را باز نگاه دارند؟ چرا جنس را به جاهای سودآورتری که شلاق قانون هم بالای سرشان نیست نبرند؟
5. در برخی قانون های حتی این را هم لحاظ می کنند که اگر به شرطها و شروطها هزینه های مستقیم عرضه کننده افزایش پیدا کرد و این قابل اثبات بود، طرف می تواند قیمت را افزایش دهد، ولی این حرف هم در بحران ها باد هواست، صرف فعالیت در فضای بحرانی که ریسک هایی مثل سرقت وجود دارد، چالش برانگیز است، اگر قانون ها خیلی سفت و سخت باشد، خیلی ها ترجیح می دهند اساسا کار نکنند تا درگیر پیگیری های قضایی بعد از بحران باشند!
6. اما دلیل اصلی بد بودن این قانون ها اینست که فرصت مبادله ای که برای دو طرف ارزشمند است را از بین می برد و کمبود کالاها را در پی دارد که از قضا به زیان فقرا تمام می شود. فرض کنید قانون با قدرت اجرا می شود، غریب است فکر کنیم که در قیمت پایین تقاضا بیشتر از عرضه است و حتی آنهایی که نیاز جدی ندارند، کالا را بخرند و بعد به آنهایی که حاضرند پول بیشتر بدهند آن را در "بازار سیاه" بفروشند؟ ظاهرا تمرکز بر خود فروشنده کافی نیست، مشتری او و مشتری مشتری او هم باید مشمول قانون شوند که آشکارا ناممکن است!
نگارنده البته هوادار رفاه بیشتر برای حداکثر ممکن آدم هاست، ولی واقعیت اینست که راه جهنم هم از نیت های خیر فرش شده است و دنیا هم کارتون نیست، پیشنهادم به کسانی که می خواهند اوضاع فقرا و ندارها بهتر است، اینست که به جای انتظار واهی از دولت که اغلب کار را خرابتر می کند، خودشان دست به کار شوند (به قول آن برادر "خودشان بمالند") و دستکم وضع چند فقیر نزدیک را بهتر کنند، کسی هم جلوی کارهای جمعی داوطلبانه را نگرفته است، چه بسا موثرتر و کم فسادتر از دولت در کاهش بدبختی فقرا عمل کند، والله اعلم.
http://bit.ly/3cmH20T
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حتی اگر گران فروشی در مواقع بحران را غیراخلاقی بدانیم (چیزی که استدلال های جدی علیه آن هست)، وضع قانون برای مبارزه با آن و به اصطلاح با هدف حمایت از مشتری نه تنها ناکارآمد، بلکه غیراخلاقی است، می توان دلایل زیر را برشمرد:
1. مضمون بسیاری از این دست قانون های ضد گران فروشی که در بسیاری نقاط جهان نیز رایج اند، اینست که "کالاهای ضروری" در مواقع "بحران" افزایش "غیرمعقول" و "سودجویانه" نداشته باشند، ابهام تک تک این مفاهیم آنقدر زیاد است که هیچ کمکی در موقعیت های واقعی نمی کند، کدام کالاها ضروری است؟ شدت و گستردگی یک رویداد ناخوشایند چقدر باشد که بشود اسم "بحران" روی آن گذاشت؟ افزایش "معقول" و "مجاز" به چه معناست؟ این نقض اصل مساوات و شفافیت است، در بحران ها که بسیاری اوقات برای خود تولیدکنندگان هم تازگی دارد، آنها چطور عمل کنند که مشمول مجازات قانونی نشوند؟
2. برخی قانون ها روشن تر بیان شده اند و طیف کالاها مورد نظر و میزان افزایش مجاز (گاهی صفر درصد) هم مشخص شده است، ولی باز این وضعیت را بهتر نمی کند، در بحران ها بسیاری اوقات هزینه های عرضه کنندگان (مانند حمل نقل، نیروی انسانی و مانند آن) هم به درجات مختلف افزایش می یابد، چرا باید به ضرب قانون او را وادار کنیم که به همان قیمت سابق بفروشد و این هزینه اضافی را جذب کند؟
3. می توان پرسید اگر کسی آنقدر هوشمند بوده که با پیش بینی اوضاع آینده و تحمل ریسک میزان مناسبی کالا را فراهم آورده است، به جای تنبیه و مواجهه با قانون، مستحق پاداش نیست؟ می گویند جامعه باید هوای اعضای خود را داشته باشد، این حرف بدی نیست، ولی چرا این مسئولیت را باید روی دوش بخش و طبقه خاصی از جامعه گذاشت؟ اعمال چنین قانون هایی باعث می شود کسی در آینده ریسک پیش بینی و تامین آن به اصطلاح "کالاهای ضروری" را به جان نخرد، زیرا سروکارش با گزمه و محتسب خواهد بود.
4. در قانون ها گفته می شود اگر فروشنده گران بفروشد مشمول مجازات است، ولی اغلب چیزی در مورد نفروختن ننوشته است، می شود انتظار داشت پیامد این قانون ها این باشد که طرف به بهانه های مختلف سطح فعالیت خود را کاهش دهد، وقتی هزینه های ادامه فعالیت "در شرایط حساس کنونی" زیاد است، چرا اساسا حجره را باز نگاه دارند؟ چرا جنس را به جاهای سودآورتری که شلاق قانون هم بالای سرشان نیست نبرند؟
5. در برخی قانون های حتی این را هم لحاظ می کنند که اگر به شرطها و شروطها هزینه های مستقیم عرضه کننده افزایش پیدا کرد و این قابل اثبات بود، طرف می تواند قیمت را افزایش دهد، ولی این حرف هم در بحران ها باد هواست، صرف فعالیت در فضای بحرانی که ریسک هایی مثل سرقت وجود دارد، چالش برانگیز است، اگر قانون ها خیلی سفت و سخت باشد، خیلی ها ترجیح می دهند اساسا کار نکنند تا درگیر پیگیری های قضایی بعد از بحران باشند!
6. اما دلیل اصلی بد بودن این قانون ها اینست که فرصت مبادله ای که برای دو طرف ارزشمند است را از بین می برد و کمبود کالاها را در پی دارد که از قضا به زیان فقرا تمام می شود. فرض کنید قانون با قدرت اجرا می شود، غریب است فکر کنیم که در قیمت پایین تقاضا بیشتر از عرضه است و حتی آنهایی که نیاز جدی ندارند، کالا را بخرند و بعد به آنهایی که حاضرند پول بیشتر بدهند آن را در "بازار سیاه" بفروشند؟ ظاهرا تمرکز بر خود فروشنده کافی نیست، مشتری او و مشتری مشتری او هم باید مشمول قانون شوند که آشکارا ناممکن است!
نگارنده البته هوادار رفاه بیشتر برای حداکثر ممکن آدم هاست، ولی واقعیت اینست که راه جهنم هم از نیت های خیر فرش شده است و دنیا هم کارتون نیست، پیشنهادم به کسانی که می خواهند اوضاع فقرا و ندارها بهتر است، اینست که به جای انتظار واهی از دولت که اغلب کار را خرابتر می کند، خودشان دست به کار شوند (به قول آن برادر "خودشان بمالند") و دستکم وضع چند فقیر نزدیک را بهتر کنند، کسی هم جلوی کارهای جمعی داوطلبانه را نگرفته است، چه بسا موثرتر و کم فسادتر از دولت در کاهش بدبختی فقرا عمل کند، والله اعلم.
http://bit.ly/3cmH20T
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
Cambridge Core
The Ethics of Price Gouging | Business Ethics Quarterly | Cambridge Core
The Ethics of Price Gouging - Volume 18 Issue 3 - Matt Zwolinski
در باب کرونا و دولت
چند روز پیش فیلمی در شبکههای اجتماعی دست به دست میشد که ماموران دولتی چین با همان پوشش سفید رنگ حفاظت و ماسک که این روزها زیاد دیده میشود در حال بیرون کشیدن اعضای یک خانواده مشکوک به کرونا هستند. از آنجا که به زبان خوش به قرنطینه نرفتهاند، دولتیها مجبور به اعمال زور شدهاند. فیلمهایی منتشر میشد که به احتمال زیاد در ووهان مشغول جوش دادن درب فلزی یک خانه بودند؛ در حالیکه ساکنان در آن حبس شده بودند. یحتمل میخواستند محکم کاری کنند که ساکنان خانه از قرنطینه اجباری بیرون نیایند. علیالاصول قرنطینه جایی است برای بهبود سریعتر خود فرد که مراقبتهای پزشکی بیشتری هم در دسترس او قرار میگیرد، سوال این بود پس چرا اینها در برابر انتقال به قرنطینه مقاومت میکنند؟
پاسخ دشوار نیست: خیلیها به دولت فخیمه و آن حزب حاکم اعتماد ندارند که جانشان را دست آن بدهند. حق هم دارند تجربه نشان داده است که فرد و حقوق وی در مقابل آرمانهای ملت بزرگ چین و حزب خیلی جایی ندارد. زمانی در دوران جنگ سرد و با بالا گرفتن اختلاف با آمریکا مائو گفته بود در جنگی هستهای چینیها ترسی از میلیونها نفر (صدها میلیون؟) کشته دادن ندارند، بعدها هم که در ماجراجوییهایی نظیر پرش بلند رو به جلو نشان دادند که تخیل و توهم از جان آدمها برایشان مهمتر است.
کرونا به چین محدود نماند و شوربختانه پایاش به ایران هم باز شد، خیلیها دولتیها را به بی تدبیری در قضیه متهم کردهاند، گفته میشود اهالی دولت به موقع برای جلوگیری از ورود موارد مشکوک به این بیماری خطرناک اقدام نکرده و به دلایل سیاسی نرمش به خرج دادهاند، حتی کمک انسان دوستانه به چینیها و ارسال ماسک برای آسیب دیدگان هم مضمون بحث شد. اهل بخیه هم بیکار ننشسته بودند و خبرهایی غریب در شبکههای اجتماعی میچرخید، در یک مورد بامزه ادعا شده بود که حدود یک میلیون و سیصد هزار نفر! در ایران مبتلا به کرونا هستند، انگار داریم از مرگ سیاه قرن چهاردهم اروپا صحبت میکنیم!
گفته میشد کسانی از این هیاهو و تعطیلی پیامد آن کمال استفاده را کردهاند و رهسپار سواحل شمالی کشور شدهاند؛ چیزی که درمورد گستردگی و شدت آن تردید جدی بود. نمایشهای دولتی مثل کشف فلان انبار که محتکر از خدا بی خبر اجناس مورد نیاز مردم را احتکار و خون مردم را در شیشه کرده است، پخش میشد که البته حرف و حدیث در مورد آن زیاد بود؛ از جمله قضیه به اصطلاح احتکار یک شرکت معظم فروش اینترنتی که گفته میشد چند میلیون ماسک را انبار کرده است تا به قیمت طلا به مردم بفروشد، ولی مشخص شد تعداد در حد چند ده هزار است و البته همه اجناسی بودهاند که قرار بود برای مشتریان خُرد واقعی (نه عمده فروشان) که سفارش داده بودند ارسال شوند!
متاسفانه انگار چیزی به نام روابط عمومی در آن دم و دستگاه عریض و طویل دولت تعریف نشده است. ناگفته پیداست که خیلیها زحمت میکشند و عرق میریزند که درد مردم بیشتر نشود، ولی در اطلاعرسانی و اقناع شهروندان به شدت بد عمل میشود. در بحران با توجه به افزایش شایعات، علیالاصول باید سعی شود یک (و فقط یک) مرجع و کانال رسمی اطلاعرسانی وجود داشته باشد و همه گفتوگوها با مردم از طریق آن انجام گیرد. اما وقتی از هر جا یک صدا در میآید، هر کس با میل خودش چیزی میگوید و مکرر خبر ابتلای مقامات از کانالهای رسمی و غیررسمی پخش میشود، باید به مردم حق داد در صحت حرفها تردید کنند. متاسفانه پیشینه بد گذشته هم، بر بدبینیها افزوده است.
چین با آن همه منابع مادی در دسترس معلوم نیست کی از پس کرونا برخواهد آمد و هزینههایی که تا همین امروز متحمل شده حیرتآور است، بدیهی است که انتظار داشته باشیم کشوری مثل ایران درگیر هزار مشکل تحریم و کسری بودجه و مصائب دیگر در مبارزه با آن کار سختتری در پیش داشته باشد؛ اما یک چیز روشن است که پیش نیاز مهار اپیدمی اعتماد آدمهاست. دولتیها به جای «همیشه» حرف زدن برای آرام کردن شهروندان بهتر است «کم» ولی «گزیده» حرف بزنند و به ویژه تعداد حرف زنندگان بسیار کاهش پیدا کند. دولتها اگر خیلی هم توانمند باشند، از پس کار برنمیآیند، اینجا هم بیش از دولت باید به خود مردم اعتماد کرد و متاسفانه مداخله نابجای دولت اینجا هم مثل اقتصاد کار را بدتر میکند. والله اعلم.
http://bit.ly/38fDPNv
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
چند روز پیش فیلمی در شبکههای اجتماعی دست به دست میشد که ماموران دولتی چین با همان پوشش سفید رنگ حفاظت و ماسک که این روزها زیاد دیده میشود در حال بیرون کشیدن اعضای یک خانواده مشکوک به کرونا هستند. از آنجا که به زبان خوش به قرنطینه نرفتهاند، دولتیها مجبور به اعمال زور شدهاند. فیلمهایی منتشر میشد که به احتمال زیاد در ووهان مشغول جوش دادن درب فلزی یک خانه بودند؛ در حالیکه ساکنان در آن حبس شده بودند. یحتمل میخواستند محکم کاری کنند که ساکنان خانه از قرنطینه اجباری بیرون نیایند. علیالاصول قرنطینه جایی است برای بهبود سریعتر خود فرد که مراقبتهای پزشکی بیشتری هم در دسترس او قرار میگیرد، سوال این بود پس چرا اینها در برابر انتقال به قرنطینه مقاومت میکنند؟
پاسخ دشوار نیست: خیلیها به دولت فخیمه و آن حزب حاکم اعتماد ندارند که جانشان را دست آن بدهند. حق هم دارند تجربه نشان داده است که فرد و حقوق وی در مقابل آرمانهای ملت بزرگ چین و حزب خیلی جایی ندارد. زمانی در دوران جنگ سرد و با بالا گرفتن اختلاف با آمریکا مائو گفته بود در جنگی هستهای چینیها ترسی از میلیونها نفر (صدها میلیون؟) کشته دادن ندارند، بعدها هم که در ماجراجوییهایی نظیر پرش بلند رو به جلو نشان دادند که تخیل و توهم از جان آدمها برایشان مهمتر است.
کرونا به چین محدود نماند و شوربختانه پایاش به ایران هم باز شد، خیلیها دولتیها را به بی تدبیری در قضیه متهم کردهاند، گفته میشود اهالی دولت به موقع برای جلوگیری از ورود موارد مشکوک به این بیماری خطرناک اقدام نکرده و به دلایل سیاسی نرمش به خرج دادهاند، حتی کمک انسان دوستانه به چینیها و ارسال ماسک برای آسیب دیدگان هم مضمون بحث شد. اهل بخیه هم بیکار ننشسته بودند و خبرهایی غریب در شبکههای اجتماعی میچرخید، در یک مورد بامزه ادعا شده بود که حدود یک میلیون و سیصد هزار نفر! در ایران مبتلا به کرونا هستند، انگار داریم از مرگ سیاه قرن چهاردهم اروپا صحبت میکنیم!
گفته میشد کسانی از این هیاهو و تعطیلی پیامد آن کمال استفاده را کردهاند و رهسپار سواحل شمالی کشور شدهاند؛ چیزی که درمورد گستردگی و شدت آن تردید جدی بود. نمایشهای دولتی مثل کشف فلان انبار که محتکر از خدا بی خبر اجناس مورد نیاز مردم را احتکار و خون مردم را در شیشه کرده است، پخش میشد که البته حرف و حدیث در مورد آن زیاد بود؛ از جمله قضیه به اصطلاح احتکار یک شرکت معظم فروش اینترنتی که گفته میشد چند میلیون ماسک را انبار کرده است تا به قیمت طلا به مردم بفروشد، ولی مشخص شد تعداد در حد چند ده هزار است و البته همه اجناسی بودهاند که قرار بود برای مشتریان خُرد واقعی (نه عمده فروشان) که سفارش داده بودند ارسال شوند!
متاسفانه انگار چیزی به نام روابط عمومی در آن دم و دستگاه عریض و طویل دولت تعریف نشده است. ناگفته پیداست که خیلیها زحمت میکشند و عرق میریزند که درد مردم بیشتر نشود، ولی در اطلاعرسانی و اقناع شهروندان به شدت بد عمل میشود. در بحران با توجه به افزایش شایعات، علیالاصول باید سعی شود یک (و فقط یک) مرجع و کانال رسمی اطلاعرسانی وجود داشته باشد و همه گفتوگوها با مردم از طریق آن انجام گیرد. اما وقتی از هر جا یک صدا در میآید، هر کس با میل خودش چیزی میگوید و مکرر خبر ابتلای مقامات از کانالهای رسمی و غیررسمی پخش میشود، باید به مردم حق داد در صحت حرفها تردید کنند. متاسفانه پیشینه بد گذشته هم، بر بدبینیها افزوده است.
چین با آن همه منابع مادی در دسترس معلوم نیست کی از پس کرونا برخواهد آمد و هزینههایی که تا همین امروز متحمل شده حیرتآور است، بدیهی است که انتظار داشته باشیم کشوری مثل ایران درگیر هزار مشکل تحریم و کسری بودجه و مصائب دیگر در مبارزه با آن کار سختتری در پیش داشته باشد؛ اما یک چیز روشن است که پیش نیاز مهار اپیدمی اعتماد آدمهاست. دولتیها به جای «همیشه» حرف زدن برای آرام کردن شهروندان بهتر است «کم» ولی «گزیده» حرف بزنند و به ویژه تعداد حرف زنندگان بسیار کاهش پیدا کند. دولتها اگر خیلی هم توانمند باشند، از پس کار برنمیآیند، اینجا هم بیش از دولت باید به خود مردم اعتماد کرد و متاسفانه مداخله نابجای دولت اینجا هم مثل اقتصاد کار را بدتر میکند. والله اعلم.
http://bit.ly/38fDPNv
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
روزنامه دنیای اقتصاد
آسیبشناسی الگوی چینی
چند روز پیش فیلمی در شبکههای اجتماعی دست به دست میشد که ماموران دولتی چین با همان پوشش سفید رنگ حفاظت و ماسک که این روزها زیاد دیده میشود در حال بیرون کشیدن اعضای یک خانواده هستند. از قرار این خانواده مشکوک ابتلا به کرونا بودهاند و از آنجا که به زبان…
دفاعیه یک "محتکر ماسک"!
1) شواهد معتبری وجود ندارند که جز برای درمانگران و اهالی طبابت و پرستاران و دیگر کسانی که در تماس مستمر با بیماران عفونی اند، ماسک چندان موثر عمل کند، ماسک مورد نیاز آنها (ان 95) هم متفاوت است و البته استفاده موثر از آنها هم به صورت مستمر برای امور روزمره افراد عادی ساده نیست و باید ترتیبات خاصی را رعایت کرد. برای افراد عادی بیش از استفاده از ماسک، شستشوی دست ها برای جلوگیری از بیماری موثر است. همین حرف را جروم ادامز، رئیس بهداری فدرال امریکا، و مایک پنس هم خطاب به شهروندان امریکایی گفته اند که دنبال انبار کردن ماسک نروند، در یک کلام، برخلاف تصور خیلی ها در ایران، مردم عادی برای پیشگیری نیاز حیاتی به ماسک ندارند!
https://wapo.st/2IfziAb
2) چین پیش از این حدود نیم (حدود 7 میلیارد در سال) و تایوان یک پنجم از ماسک های بهداشتی دنیا را تولید می کرد، پیش از بالا گرفتن قضیه کرونا، تولیدکنندگان چینی به دلیل نزدیک شدن به سال جدید میزان تولید خود را کاهش داده بودند و کارخانه هایی که نزدیک ووهان، شهری که ویروس از آنجا شیوع پیدا کرد، هنوز به ظرفیت تولیدی مناسب نرسیده اند. برای کشوری مثل ایالات متحده 90 درصد از ماسک های تولیدی بیرون از این کشور تولید می شود و در مورد خیلی ها دیگر هم قضیه متفاوت نیست، در مورد ایران اطلاعات زیادی نداریم، ولی بنا نیست همه تقاضای یک کشور درون آن تامین شود. بامزه تر از همه وضعیت یک کارخانه ماسک سازی فرانسوی است که معلوم نیست با دستور اخیر ماکرون وضعیتش چه خواهد بود. ممنوعیت صادرات شاید نیاز داخلی یک کشور را رفع کند، ولی پیامدهایی برای بسیاری دیگر از مردم در کشورهای دیگر خواهد داشت، از اثرات اقتصادی آن بگذریم.
https://nyti.ms/2vpx26B
3) اینها را کنار این واقعیت بگذارید که کشورهایی مثل، چین، تایوان، سنگاپور، کره جنوبی و به تازگی فرانسه قانون های ممنوعیت صادرات یا مبارزه با گرانفروشی یا به اصطلاح ضد احتکار را در مورد ماسک به اجرا گذاشته اند. کسانی در ایران فکر می کنند اگر فلان قانون در کشوری توسعه یافته اجرا شود، دیگر مو لای درزش نمی رود، ولی متاسفانه واقعیت با کسی شوخی ندارد، مبارزه با گرانفروشی در فرانسه کم و بیش همان پیامدهای نامطلوبی را دارد که در ایران یا ساحل عاج. کمیابی پدیده ای همیشه حاضر است و تهران و نیویورک ندارد، در هرجایی از دنیا قیمت را پایین نگاه دارید، تقاضا برایش زیاد می شود، در مورد ماسک مردمی که واقعا به این کالای "غیرحیاتی" نیازی ندارند، آن را می خرند و انبار می کنند و این معنایش این است که به بقیه نمی رسد، از آن بدتر عرضه کننده دیگر انگیزه ای برای افزایش عرضه نخواهد داشت.
http://bit.ly/2wqvo4C
4) یک لحظه فرض کنید یک محتکر از خدا بی خبر اید و هدف تان هم حداکثر سود است، چه می کنید؟ اول باید کمی ریسک کنید و وقتی هنوز کمبود احساس نشده و قیمت ها تکان نخورده است، در مقدار بالا خرید کنید. شاید هم طرح شیطانی شما به گل بنشیند و ضرر کنید. فرض کنید چنین نباشد، گام بعد این است آن را انبار کنید تا در قیمت بالاتر "بفروشید". مطمئنا یک محتکر عاقل سودجو می خواهد جنس اش را بفروشد و قرار نیست آن را همیشه در اندرونی نگاه دارد. اما باید در قیمتی "مناسب" بفروشید، آن قیمت مناسب چقدر باید باشد؟ می توانید به هر قیمتی بفروشید؟ تا کی می توانید روی ادامه بحران و بالا بودن قیمت ها حساب کنید؟ با رقبای رندی که پول کافی دارند و مثل شما دنبال سود اند چه می کنید؟ با بی آبرویی و تصویر بد پس از بحران چه می کنید؟
5) شاید بنا به احتکار نداشته باشید و انسانیت تان سرجایش است و واقعا می خواهید دست مشتری جنس برسانید، بالاخره باید انباری داشته باشید که توزیع به خرده فروش ها از آنجا انجام گیرد. فرض کنید تازه بار را تخلیه کردید، ماموران وظیفه شناس به شما می رسند و مچ شما را موقع "احتکار" می گیرند، دقیقا جوابتان چیست؟ تا به خودتان بجنبید، خبرتان همه جا پیچیده است و جنستان هم ضبط شده است و به خاک سیاه نشسته اید و شاید چند ماه بعد هم بگویند که اشتباه کرده اند. از قرار در قضیه دیجی کالا اوضاع خیلی متفاوت از این نبوده است. اگر بشنوید یکی از مسئولان طلبکارانه بگوید آقا این چه وضعی است، چند تا مدیر دولتی "مستقل" بگذارید سر کارخانه ها که کارمان راه بیفتد و ماسک به بازار بیاید، یعنی برای اداره دارایی مردم هم تعیین تکلیف کنند، دیگر اعتماد می کنید در آن کشور سرمایه گذاری کنید؟
امیدوارم تا اینجا فهمیده باشید که در قضیه مبارزه با احتکار وسط یک اتفاق سیاسی تکراری قرار دارید، حتی دلسوزی به حال ضعفا هم بیش از احساس نیاز به خرد دارد، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
1) شواهد معتبری وجود ندارند که جز برای درمانگران و اهالی طبابت و پرستاران و دیگر کسانی که در تماس مستمر با بیماران عفونی اند، ماسک چندان موثر عمل کند، ماسک مورد نیاز آنها (ان 95) هم متفاوت است و البته استفاده موثر از آنها هم به صورت مستمر برای امور روزمره افراد عادی ساده نیست و باید ترتیبات خاصی را رعایت کرد. برای افراد عادی بیش از استفاده از ماسک، شستشوی دست ها برای جلوگیری از بیماری موثر است. همین حرف را جروم ادامز، رئیس بهداری فدرال امریکا، و مایک پنس هم خطاب به شهروندان امریکایی گفته اند که دنبال انبار کردن ماسک نروند، در یک کلام، برخلاف تصور خیلی ها در ایران، مردم عادی برای پیشگیری نیاز حیاتی به ماسک ندارند!
https://wapo.st/2IfziAb
2) چین پیش از این حدود نیم (حدود 7 میلیارد در سال) و تایوان یک پنجم از ماسک های بهداشتی دنیا را تولید می کرد، پیش از بالا گرفتن قضیه کرونا، تولیدکنندگان چینی به دلیل نزدیک شدن به سال جدید میزان تولید خود را کاهش داده بودند و کارخانه هایی که نزدیک ووهان، شهری که ویروس از آنجا شیوع پیدا کرد، هنوز به ظرفیت تولیدی مناسب نرسیده اند. برای کشوری مثل ایالات متحده 90 درصد از ماسک های تولیدی بیرون از این کشور تولید می شود و در مورد خیلی ها دیگر هم قضیه متفاوت نیست، در مورد ایران اطلاعات زیادی نداریم، ولی بنا نیست همه تقاضای یک کشور درون آن تامین شود. بامزه تر از همه وضعیت یک کارخانه ماسک سازی فرانسوی است که معلوم نیست با دستور اخیر ماکرون وضعیتش چه خواهد بود. ممنوعیت صادرات شاید نیاز داخلی یک کشور را رفع کند، ولی پیامدهایی برای بسیاری دیگر از مردم در کشورهای دیگر خواهد داشت، از اثرات اقتصادی آن بگذریم.
https://nyti.ms/2vpx26B
3) اینها را کنار این واقعیت بگذارید که کشورهایی مثل، چین، تایوان، سنگاپور، کره جنوبی و به تازگی فرانسه قانون های ممنوعیت صادرات یا مبارزه با گرانفروشی یا به اصطلاح ضد احتکار را در مورد ماسک به اجرا گذاشته اند. کسانی در ایران فکر می کنند اگر فلان قانون در کشوری توسعه یافته اجرا شود، دیگر مو لای درزش نمی رود، ولی متاسفانه واقعیت با کسی شوخی ندارد، مبارزه با گرانفروشی در فرانسه کم و بیش همان پیامدهای نامطلوبی را دارد که در ایران یا ساحل عاج. کمیابی پدیده ای همیشه حاضر است و تهران و نیویورک ندارد، در هرجایی از دنیا قیمت را پایین نگاه دارید، تقاضا برایش زیاد می شود، در مورد ماسک مردمی که واقعا به این کالای "غیرحیاتی" نیازی ندارند، آن را می خرند و انبار می کنند و این معنایش این است که به بقیه نمی رسد، از آن بدتر عرضه کننده دیگر انگیزه ای برای افزایش عرضه نخواهد داشت.
http://bit.ly/2wqvo4C
4) یک لحظه فرض کنید یک محتکر از خدا بی خبر اید و هدف تان هم حداکثر سود است، چه می کنید؟ اول باید کمی ریسک کنید و وقتی هنوز کمبود احساس نشده و قیمت ها تکان نخورده است، در مقدار بالا خرید کنید. شاید هم طرح شیطانی شما به گل بنشیند و ضرر کنید. فرض کنید چنین نباشد، گام بعد این است آن را انبار کنید تا در قیمت بالاتر "بفروشید". مطمئنا یک محتکر عاقل سودجو می خواهد جنس اش را بفروشد و قرار نیست آن را همیشه در اندرونی نگاه دارد. اما باید در قیمتی "مناسب" بفروشید، آن قیمت مناسب چقدر باید باشد؟ می توانید به هر قیمتی بفروشید؟ تا کی می توانید روی ادامه بحران و بالا بودن قیمت ها حساب کنید؟ با رقبای رندی که پول کافی دارند و مثل شما دنبال سود اند چه می کنید؟ با بی آبرویی و تصویر بد پس از بحران چه می کنید؟
5) شاید بنا به احتکار نداشته باشید و انسانیت تان سرجایش است و واقعا می خواهید دست مشتری جنس برسانید، بالاخره باید انباری داشته باشید که توزیع به خرده فروش ها از آنجا انجام گیرد. فرض کنید تازه بار را تخلیه کردید، ماموران وظیفه شناس به شما می رسند و مچ شما را موقع "احتکار" می گیرند، دقیقا جوابتان چیست؟ تا به خودتان بجنبید، خبرتان همه جا پیچیده است و جنستان هم ضبط شده است و به خاک سیاه نشسته اید و شاید چند ماه بعد هم بگویند که اشتباه کرده اند. از قرار در قضیه دیجی کالا اوضاع خیلی متفاوت از این نبوده است. اگر بشنوید یکی از مسئولان طلبکارانه بگوید آقا این چه وضعی است، چند تا مدیر دولتی "مستقل" بگذارید سر کارخانه ها که کارمان راه بیفتد و ماسک به بازار بیاید، یعنی برای اداره دارایی مردم هم تعیین تکلیف کنند، دیگر اعتماد می کنید در آن کشور سرمایه گذاری کنید؟
امیدوارم تا اینجا فهمیده باشید که در قضیه مبارزه با احتکار وسط یک اتفاق سیاسی تکراری قرار دارید، حتی دلسوزی به حال ضعفا هم بیش از احساس نیاز به خرد دارد، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
قم باید قرنطینه می شد؟
اجازه دهید چند استمباد در مورد قرنطینه قم که زیاد در میان مردم مطرح می شود داشته باشیم:
۱. جداسازی (ایزوله) با قرنطینه کردن متفاوت است، اولی جدا کردن بیمارها از سالم هاست و البته ضروری است، دومی به معنای محدود کردن همه کسانی، اعم از بیماران و غیر بیماران، است که در یک منطقه جغرافیایی مشخص در معرض بیماری اند، در مورد اثربخشی این یکی به ویژه در مورد بیماری های تنفسی تردیدهایی هست.
۲. اجرای قرنطینه در مقیاس وسیع (به شکلی که در چین اجرا می شود) در تاریخ معاصر نادر است. با این حال قرنطینه ها همواره نشتی دارند و برقراری و حفظ آنها ساده نیست، هرچه وسعت پوشش بیشتر باشد، کار دشوارتر است و افراد انگیزه ترک قرنطینه قبل از اجرا را خواهند داشت. در همین نمونه اخیر چین همان ابتدا بنا به برآوردها ۵ میلیون از تور قرنطینه گریختند. در مورد هنگ کنگ و تایوان در قضیه سارس در سال ۲۰۰۳ هم قضیه متفاوت نبود و هراس اجتماعی به وجود آورد.
۳. کنار هم بودن افراد سالم و بیمار در قرنطینه خطر ابتلای غیربیمارها را افزایش می دهد. دیگر افراد آسیب پذیر مانند دیابتی ها و سرطانی ها با توجه به محدودیت های ایجاد شده ریسک های جدی محتمل می شوند.
۴. تردید جدی وجود دارد که دولتی مجاز باشد با استفاده از اجبار افراد سالم را در فضایی نگاه دارد که احتمال بیمار شدن آنها را افزایش دهد، انگار که آن را به زور در جایی زندانی کنند تا بمیرند. باید حق داد بسیاری نگران سپردن جانشان به دست دولتی ها باشند، به ویژه اگر به قابلیت و کارآمدی آن مطمئن نباشند.
اهل فن باید نظر بدهند، بدیهی است که قرنطینه مزایایی هم دارد، ولی چه بسا اجرای بد قرنطینه از خود بیماری مهلک تر باشد، والله اعلم.
https://53eig.ht/2VOsZva
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
اجازه دهید چند استمباد در مورد قرنطینه قم که زیاد در میان مردم مطرح می شود داشته باشیم:
۱. جداسازی (ایزوله) با قرنطینه کردن متفاوت است، اولی جدا کردن بیمارها از سالم هاست و البته ضروری است، دومی به معنای محدود کردن همه کسانی، اعم از بیماران و غیر بیماران، است که در یک منطقه جغرافیایی مشخص در معرض بیماری اند، در مورد اثربخشی این یکی به ویژه در مورد بیماری های تنفسی تردیدهایی هست.
۲. اجرای قرنطینه در مقیاس وسیع (به شکلی که در چین اجرا می شود) در تاریخ معاصر نادر است. با این حال قرنطینه ها همواره نشتی دارند و برقراری و حفظ آنها ساده نیست، هرچه وسعت پوشش بیشتر باشد، کار دشوارتر است و افراد انگیزه ترک قرنطینه قبل از اجرا را خواهند داشت. در همین نمونه اخیر چین همان ابتدا بنا به برآوردها ۵ میلیون از تور قرنطینه گریختند. در مورد هنگ کنگ و تایوان در قضیه سارس در سال ۲۰۰۳ هم قضیه متفاوت نبود و هراس اجتماعی به وجود آورد.
۳. کنار هم بودن افراد سالم و بیمار در قرنطینه خطر ابتلای غیربیمارها را افزایش می دهد. دیگر افراد آسیب پذیر مانند دیابتی ها و سرطانی ها با توجه به محدودیت های ایجاد شده ریسک های جدی محتمل می شوند.
۴. تردید جدی وجود دارد که دولتی مجاز باشد با استفاده از اجبار افراد سالم را در فضایی نگاه دارد که احتمال بیمار شدن آنها را افزایش دهد، انگار که آن را به زور در جایی زندانی کنند تا بمیرند. باید حق داد بسیاری نگران سپردن جانشان به دست دولتی ها باشند، به ویژه اگر به قابلیت و کارآمدی آن مطمئن نباشند.
اهل فن باید نظر بدهند، بدیهی است که قرنطینه مزایایی هم دارد، ولی چه بسا اجرای بد قرنطینه از خود بیماری مهلک تر باشد، والله اعلم.
https://53eig.ht/2VOsZva
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
FiveThirtyEight
Quarantines Won’t Save Us From Coronavirus
Coronavirus is coming. Maybe not for you, but certainly for the U.S. The country’s first case of unexplained origin has been identified in California, and Ameri…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چرا سنگاپور تاکنون توانسته است از پس کورونا برآید؟
سه دلیل عمده ذکر شده است:
۱. قوانین سفت و سخت برای ردگیری و کنترل مبتلایان، ورودی ها از کشورهای دیگر به فوریت قرنطینه (به زبان دقیق تر جداسازی یا ایزوله) شدند و کسانی که اطلاعات نادرست ارائه کردند با اقدامات تنبیهی روبه رو شدند.
۲. سرمایه اجتماعی بالا و اخلاق مدنی
۳. سیستم بهداشتی قدرتمند
آنها پیشتر با سارس هم روبه رو شده بودند و خود را آماده روزهای سخت کرده اند، یحتمل اینکه سنگاپور از آزادترین اقتصادهای دنیاست در این موفقیت بی اثر نباشد، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
سه دلیل عمده ذکر شده است:
۱. قوانین سفت و سخت برای ردگیری و کنترل مبتلایان، ورودی ها از کشورهای دیگر به فوریت قرنطینه (به زبان دقیق تر جداسازی یا ایزوله) شدند و کسانی که اطلاعات نادرست ارائه کردند با اقدامات تنبیهی روبه رو شدند.
۲. سرمایه اجتماعی بالا و اخلاق مدنی
۳. سیستم بهداشتی قدرتمند
آنها پیشتر با سارس هم روبه رو شده بودند و خود را آماده روزهای سخت کرده اند، یحتمل اینکه سنگاپور از آزادترین اقتصادهای دنیاست در این موفقیت بی اثر نباشد، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
در باب احمد
محمود خان خیامی، بنیانگدار ایران ناسیونال به همراه برادر بزرگش احمد، از دنیا رفت و از او بسیار گفتند، اما از احمد خان که ۲۰ سال پیش از برادر فوت کرده بود چندان حرفی نبود، دوستی نادیده بر اساس کتاب خاطرات احمد خیامی، پیکان سرنوشت ما، از حادثه جالبی یاد می کند:
"وی به شاه در آن ملاقات آخر پیشنهاد داده بود تا حداقل ده هزارنفر از مجموع سیزده هزار نفر از کارگران ایران ناسیونال را مجهز به سلاح های سرد کرده و هنگامی که یکی از تظاهرات های مخالفان در حال برنامه ریزی برای اجرا بود به آن تظاهرات حمله کرده و بدون نیاز به دخالت ارتش و نیروه های امنیتی،شورش را در همان نطفه خفه کنند و جلوی گسترش آن ها را بگیرند ولی پادشاه در آن جلسه با پیشنهاد احمدخیامی مخالفت کرده و اعلام می کند که علاقه ای برای سرکوب تظاهرات ندارد و احمد خیامی هم پس از شنیدن این پاسخ شاه کلا از بهبود شرایط طبق گفته خود ناامید شده و در همان سال ۵۶ که به خارج از کشور سفر می کند دیگر به ایران بر نمی گردد تا اینکه انقلاب به وقوع می پیوندد و اموال وی مصادره می گردد". والله اعلم.
http://bit.ly/2TIEAcJ
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
محمود خان خیامی، بنیانگدار ایران ناسیونال به همراه برادر بزرگش احمد، از دنیا رفت و از او بسیار گفتند، اما از احمد خان که ۲۰ سال پیش از برادر فوت کرده بود چندان حرفی نبود، دوستی نادیده بر اساس کتاب خاطرات احمد خیامی، پیکان سرنوشت ما، از حادثه جالبی یاد می کند:
"وی به شاه در آن ملاقات آخر پیشنهاد داده بود تا حداقل ده هزارنفر از مجموع سیزده هزار نفر از کارگران ایران ناسیونال را مجهز به سلاح های سرد کرده و هنگامی که یکی از تظاهرات های مخالفان در حال برنامه ریزی برای اجرا بود به آن تظاهرات حمله کرده و بدون نیاز به دخالت ارتش و نیروه های امنیتی،شورش را در همان نطفه خفه کنند و جلوی گسترش آن ها را بگیرند ولی پادشاه در آن جلسه با پیشنهاد احمدخیامی مخالفت کرده و اعلام می کند که علاقه ای برای سرکوب تظاهرات ندارد و احمد خیامی هم پس از شنیدن این پاسخ شاه کلا از بهبود شرایط طبق گفته خود ناامید شده و در همان سال ۵۶ که به خارج از کشور سفر می کند دیگر به ایران بر نمی گردد تا اینکه انقلاب به وقوع می پیوندد و اموال وی مصادره می گردد". والله اعلم.
http://bit.ly/2TIEAcJ
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
👍1
حدسی در باب قرنطینه
در سال 2009 آنفولانزا در مکزیک شایع شد، وزارت بهداشت هم دست به کار شده و شهرها را "قرنطینه" کرد، افراد مشکوک را ایزوله کردند، مدارس را بستند، گردهمایی های عمومی از جمله مسابقات فوتبال ممنوع شد. این اقدامات توانست در محدود کردن ابتلای جدید به بیماری موثر عمل کند، ولی بعد از 18 روز رها شد، علت چه بود؟ هزینه های بالای اقتصادی و اجتماعی! حساب کرده بودند حتی اگر کاری هم نکنند و ویروس گسترش پیدا کند در نهایت تلفات! قابل تحمل است و چشمگیر نیست، بین 4200 تا 12000 نفر! پس آن را ادامه ندادند. وقتی آنفولانزای معمولی فقط در امریکا 35000 نفر ار سالانه می کشد، بعید است کسی این یکی را فاجعه جبران ناپذیر بشری تلقی کند.
در دیگر جاهای دنیا هم قضیه متفاوت نیست، "قرنطینه" در نهایت یک تصمیم مبتنی بر هزینه فایده است، هزینه هایش بسیار زیاد است و برای مدتی محدود می توان آن را به کار بست. راه حلی گران قیمت که در "موفقیت" آن هم تردید هست. در این مورد هم دولت ها مثل هر تصمیم دیگری بعید است خوب عمل کنند، فکر می کنید چند بوروکرات سیاست زده میان مایه دولتی بهتر از خودتان مراقب جان و سلامت شما اند؟ اما اجازه دهید جنبه مثبت! قضیه را هم ببینیم، گزینه های پرهزینه باعث می شود سازوکار بازار برای برآوردن نیاز مردم به کار بیفتد، برای این یکی هم گفته می شود اقبال به طب از راه دور (تله مدیسن) افزایش یافته است، به جای آنکه خشک و تر را با هم بسوزانیم و همه را زندان کنیم، امکان دریافت خدمات درمانی و پیشگیری بدون حضور در مراکز پزشکی هم فراهم می آید، حتی در مراکز درمانی هم می توان بدون نیاز به حضور فیزیکی کادر درمانی به افراد رسیدگی کرد و خطر ابتلا را کاهش داد. اما چطور؟
نگارنده البته تخصصی در حوزه پزشکی و فناوری ندارد، ولی قدرت بازار در نوآوری و برآوردن نیاز انسان ها با هزینه مناسب را خوب می شناسد، چطور می توان در حوزه طب از راه دور نوآوری های اساسی پدید آورد که تعداد بیشتری از مردم بهره مند شوند؟ اینجا هم مثل هر حوزه دیگر باید اجازه داد نیروهای بازار کار خودشان را بکنند و ساختار مشوق های کارآفرینان "سودجو" را با فضولی های دولتی مخدوش نکرد. این بحران ها هم برخلاف آنچه در بادی امر به نظر می رسد، حاکی از لزوم حضور دولت و شکست بازار نیست، بلکه نشان می دهد ما بیشتر و بیشتر به بازاری شدن نیاز داریم، والله اعلم.
http://bit.ly/38BEhG6
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
در سال 2009 آنفولانزا در مکزیک شایع شد، وزارت بهداشت هم دست به کار شده و شهرها را "قرنطینه" کرد، افراد مشکوک را ایزوله کردند، مدارس را بستند، گردهمایی های عمومی از جمله مسابقات فوتبال ممنوع شد. این اقدامات توانست در محدود کردن ابتلای جدید به بیماری موثر عمل کند، ولی بعد از 18 روز رها شد، علت چه بود؟ هزینه های بالای اقتصادی و اجتماعی! حساب کرده بودند حتی اگر کاری هم نکنند و ویروس گسترش پیدا کند در نهایت تلفات! قابل تحمل است و چشمگیر نیست، بین 4200 تا 12000 نفر! پس آن را ادامه ندادند. وقتی آنفولانزای معمولی فقط در امریکا 35000 نفر ار سالانه می کشد، بعید است کسی این یکی را فاجعه جبران ناپذیر بشری تلقی کند.
در دیگر جاهای دنیا هم قضیه متفاوت نیست، "قرنطینه" در نهایت یک تصمیم مبتنی بر هزینه فایده است، هزینه هایش بسیار زیاد است و برای مدتی محدود می توان آن را به کار بست. راه حلی گران قیمت که در "موفقیت" آن هم تردید هست. در این مورد هم دولت ها مثل هر تصمیم دیگری بعید است خوب عمل کنند، فکر می کنید چند بوروکرات سیاست زده میان مایه دولتی بهتر از خودتان مراقب جان و سلامت شما اند؟ اما اجازه دهید جنبه مثبت! قضیه را هم ببینیم، گزینه های پرهزینه باعث می شود سازوکار بازار برای برآوردن نیاز مردم به کار بیفتد، برای این یکی هم گفته می شود اقبال به طب از راه دور (تله مدیسن) افزایش یافته است، به جای آنکه خشک و تر را با هم بسوزانیم و همه را زندان کنیم، امکان دریافت خدمات درمانی و پیشگیری بدون حضور در مراکز پزشکی هم فراهم می آید، حتی در مراکز درمانی هم می توان بدون نیاز به حضور فیزیکی کادر درمانی به افراد رسیدگی کرد و خطر ابتلا را کاهش داد. اما چطور؟
نگارنده البته تخصصی در حوزه پزشکی و فناوری ندارد، ولی قدرت بازار در نوآوری و برآوردن نیاز انسان ها با هزینه مناسب را خوب می شناسد، چطور می توان در حوزه طب از راه دور نوآوری های اساسی پدید آورد که تعداد بیشتری از مردم بهره مند شوند؟ اینجا هم مثل هر حوزه دیگر باید اجازه داد نیروهای بازار کار خودشان را بکنند و ساختار مشوق های کارآفرینان "سودجو" را با فضولی های دولتی مخدوش نکرد. این بحران ها هم برخلاف آنچه در بادی امر به نظر می رسد، حاکی از لزوم حضور دولت و شکست بازار نیست، بلکه نشان می دهد ما بیشتر و بیشتر به بازاری شدن نیاز داریم، والله اعلم.
http://bit.ly/38BEhG6
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
www.rand.org
Coronavirus Outbreak Intensifies: Q&A with RAND Experts
Cases of the coronavirus have now spread to several dozens of countries, infecting thousands and thousands of people across the globe. With concerns about the disease rising, we asked a group of RAND researchers to answer a wide range of questions about the…
کرونا نامه: در باب امید و ناامیدی
به قول دوستی عزیز آمار مثل سوسیس کالباس است، بدانید چطور تهیه می شود، مصرفش نمی کنید! حرف اینست که با یک عدد و نمودار به ویژه اگر جزئیات و مبانی نظری مناسب آشنا نباشیم روا نیست نتیجه گیری کنیم. با این حال مرور آمار ابتلا و بهبود کرونا تا دیروز نشان می دهد که در چین میزان ابتلا کاهش چشمگیری یافته و به قله نزدیک شده است و یحتمل ریزش آن را شاهد باشیم (قرمز) در خارج از چین مصیبت با شدت در حال پیشروی است (سیاه) اما خبر خوب شتاب بهبود مبتلایان است، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
به قول دوستی عزیز آمار مثل سوسیس کالباس است، بدانید چطور تهیه می شود، مصرفش نمی کنید! حرف اینست که با یک عدد و نمودار به ویژه اگر جزئیات و مبانی نظری مناسب آشنا نباشیم روا نیست نتیجه گیری کنیم. با این حال مرور آمار ابتلا و بهبود کرونا تا دیروز نشان می دهد که در چین میزان ابتلا کاهش چشمگیری یافته و به قله نزدیک شده است و یحتمل ریزش آن را شاهد باشیم (قرمز) در خارج از چین مصیبت با شدت در حال پیشروی است (سیاه) اما خبر خوب شتاب بهبود مبتلایان است، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
چرخه های تغییر هشتاد ساله در ینگه دنیا
جرج فریدمن، از سرشناسان دانش ژئوپلیتیک، تز جالبی دارد که امریکا تقریبا هر 80 سال یکبار از نظر نهادی و مناسبات دولت با شهروندان خود یک چرخ اساسی می زند، او این چرخه های هشتاد ساله را چرخه های نهادی می نامد که اغلب با یک جنگ شروع و به اتمام می رسند و طرحی نو جایگزین قبلی می شود. او می گوید ایالات متحده امریکا برخلاف جایی مثل چین و روسیه ملیت اش را به ارث نبرده، بلکه آن را ساخته است. گذشته و تاریخچه ای هم ندارد که به آن ببالد، بلکه نگاهش روبه آینده است و چاره ای جز ساختن آن ندارد. از آغاز دنیای جدید بود و اکنون هم اوضاع فرقی نکرده است.
فریدمن به چند بزنگاه خاص اشاره می کند، نخست، تاسیس قانون اساسی امریکا توسط پدران بنیانگذار در اواخر قرن 18 (1789) که وضع و تنفیذ آن چند سالی طول کشید. این پس از جنگ های استقلال رخ داد که سیزده ایالات که بعد از جنگی طولانی از زیر یوغ استعمار بریتانیا رها شده بودند، تصمیم گرفتند یک ملت یا کشور واحد تشکیل بدهند، هوشمندی بنیانگذاران امریکا و آرمان شان چنان بود که انگار تاسیس امریکا را یک پروژه اخلاقی می دیدند، از همان آغاز هدف این بود دولتی حداقلی و غیرمتمرکز به وجود آید که کار جلوی آزادی افراد را نگیرد، آنها بسیار هدفمند ساختار و سیاسی (دولت) امریکا را از ابتدا بسیار ناکارا و ضعیف طراحی کردند!
این طراحی تا حدود هشتاد سال برقرار بود، ولی با وقوع جنگ های داخلی (دهه 1860) میان ایالت ها شمالی و جنوبی کارایی خود را از دست داد و چرخه نخست به انتها رسید، در چرخه جدید نقش دولت فدرال پررنگ تر شد تا به اصطلاح چسبی میان جامعه متکثر امریکا و ایالت های آن باشد، بیشتر نقشی سیاسی بر عهده آن بود و قرار نبود در اقتصاد و کسب وکار مردم فضولی کند، این دوره جالبی در تاریخ امریکاست که در ایران کمتر مورد توجه است. اما در این دوره هم با افزایش شهرنشینی و صنعتی تر شدن جامعه مشکلات ظاهر شد، به طور خاص رکود بزرگ 1930 نوعی حضور پررنگ دولت در اقتصاد و جامعه را از نظر سیاسی طلب می کرد. تاسیس فدرال رزرو، نیودیل روزولت و مداخله های غریب قدرت سیاسی در اقتصاد مربوط به این دوران است. جنگ جهانی دوم هم که تیر خلاص بود، توان تعیین کننده امریکا در آن جنگ قابلیت تولید صنعتی آن بود، استفاده از توان صنایع بزرگ و دانشگاه ها و همراه کردن آنها با نظارت و حمایت های دولتی برای پیروزی در جنگ عرصه سیاست را دگرگون کرد و حتی با اقداماتی مانند به کارگیری گسترده زنان و اقلیت ها در فرایند تولید صنعتی اجتماع را هم شکل دیگری داد. نوعی ائتلاف میان سیاسیون، دانشگاه و صنایع بزرگ، رسانه ها و دیگر نهادهای اثرگذار در امریکا شکل گرفت.
چرخه دوم با پایان جنگ جهانی دوم تمام شد و با پیروزی بر مسائل پیشین دوره ای جدید (چرخه سوم) آغاز شد، اینجا با توجه به جنگ سرد حضور دولت ها در عرصه های گوناگون جامعه بیشتر شد. دولت دست تکنوکرات ها افتاد، یعنی کسانی که به اصطلاح نان دانش و علم شان را می خورند و برایشان کارایی و عملگرایی مهم است تا پایبندی به ایدئولوژی خاص، همین امر در بقیه حوزه ها در کسب و کار و رسانه و مانند آن هم شکل گرفت، در چرخه پیشین کسانی مثل ادیسون اساسا نوعی استقلال برای اهالی کسب و کار و علم قائل بودند و برای مثال همکاری برای ارتش و نظامیان برایشان نامطلوب بود، ولی در دوره جدید اوضاع به کلی فرق کرد، می بینیم که نطفه بسیاری از اختراعات امروزی مثل اسمارت فون، اینترنت، تفلون و مانند آن از پروژه های دولتی بسته شد (آن تفاوت اختراع و نوآوری را از یاد نبرید)، بسیاری از پروژه ها و پژوهش های که شرکت های خصوصی برای ارتش امریکا انجام می دهد، در نهایت به کالاهای مصرفی برای مشتری عادی ختم می شدند.
اما مصیبت ها به تدریج شروع شد و تا امروز هم ادامه دارد، فربه شدن دولت بحران هزینه های دولتی را پیش کشید، هرچه دولت بزرگتر و تخصصی تر می شد، هماهنگی و تصمیم گیری هم دشوارتر بود، انسجام بخشی به آن دولت هیولا وار با بوروکراسی تخصصی آن چالشی سهمگین بود، بعد از سقوط شوروی در اوایل دهه 1990 که امریکا در عمل نقشی جهانی بر عهده گرفت هم کار دشوارتر شد، اما خبر جالب اینجاست که داریم به دهه 2020 می رسیم، دوره هشتاد ساله دارد به سر می رسد و نیاز به تکانی اساسی است، در مورد شکل این تحول حرف و حدیث زیاد است، از قرار دوران جالبی را پیش رو داریم، والله اعلم.
https://amzn.to/2TXeqD3
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
جرج فریدمن، از سرشناسان دانش ژئوپلیتیک، تز جالبی دارد که امریکا تقریبا هر 80 سال یکبار از نظر نهادی و مناسبات دولت با شهروندان خود یک چرخ اساسی می زند، او این چرخه های هشتاد ساله را چرخه های نهادی می نامد که اغلب با یک جنگ شروع و به اتمام می رسند و طرحی نو جایگزین قبلی می شود. او می گوید ایالات متحده امریکا برخلاف جایی مثل چین و روسیه ملیت اش را به ارث نبرده، بلکه آن را ساخته است. گذشته و تاریخچه ای هم ندارد که به آن ببالد، بلکه نگاهش روبه آینده است و چاره ای جز ساختن آن ندارد. از آغاز دنیای جدید بود و اکنون هم اوضاع فرقی نکرده است.
فریدمن به چند بزنگاه خاص اشاره می کند، نخست، تاسیس قانون اساسی امریکا توسط پدران بنیانگذار در اواخر قرن 18 (1789) که وضع و تنفیذ آن چند سالی طول کشید. این پس از جنگ های استقلال رخ داد که سیزده ایالات که بعد از جنگی طولانی از زیر یوغ استعمار بریتانیا رها شده بودند، تصمیم گرفتند یک ملت یا کشور واحد تشکیل بدهند، هوشمندی بنیانگذاران امریکا و آرمان شان چنان بود که انگار تاسیس امریکا را یک پروژه اخلاقی می دیدند، از همان آغاز هدف این بود دولتی حداقلی و غیرمتمرکز به وجود آید که کار جلوی آزادی افراد را نگیرد، آنها بسیار هدفمند ساختار و سیاسی (دولت) امریکا را از ابتدا بسیار ناکارا و ضعیف طراحی کردند!
این طراحی تا حدود هشتاد سال برقرار بود، ولی با وقوع جنگ های داخلی (دهه 1860) میان ایالت ها شمالی و جنوبی کارایی خود را از دست داد و چرخه نخست به انتها رسید، در چرخه جدید نقش دولت فدرال پررنگ تر شد تا به اصطلاح چسبی میان جامعه متکثر امریکا و ایالت های آن باشد، بیشتر نقشی سیاسی بر عهده آن بود و قرار نبود در اقتصاد و کسب وکار مردم فضولی کند، این دوره جالبی در تاریخ امریکاست که در ایران کمتر مورد توجه است. اما در این دوره هم با افزایش شهرنشینی و صنعتی تر شدن جامعه مشکلات ظاهر شد، به طور خاص رکود بزرگ 1930 نوعی حضور پررنگ دولت در اقتصاد و جامعه را از نظر سیاسی طلب می کرد. تاسیس فدرال رزرو، نیودیل روزولت و مداخله های غریب قدرت سیاسی در اقتصاد مربوط به این دوران است. جنگ جهانی دوم هم که تیر خلاص بود، توان تعیین کننده امریکا در آن جنگ قابلیت تولید صنعتی آن بود، استفاده از توان صنایع بزرگ و دانشگاه ها و همراه کردن آنها با نظارت و حمایت های دولتی برای پیروزی در جنگ عرصه سیاست را دگرگون کرد و حتی با اقداماتی مانند به کارگیری گسترده زنان و اقلیت ها در فرایند تولید صنعتی اجتماع را هم شکل دیگری داد. نوعی ائتلاف میان سیاسیون، دانشگاه و صنایع بزرگ، رسانه ها و دیگر نهادهای اثرگذار در امریکا شکل گرفت.
چرخه دوم با پایان جنگ جهانی دوم تمام شد و با پیروزی بر مسائل پیشین دوره ای جدید (چرخه سوم) آغاز شد، اینجا با توجه به جنگ سرد حضور دولت ها در عرصه های گوناگون جامعه بیشتر شد. دولت دست تکنوکرات ها افتاد، یعنی کسانی که به اصطلاح نان دانش و علم شان را می خورند و برایشان کارایی و عملگرایی مهم است تا پایبندی به ایدئولوژی خاص، همین امر در بقیه حوزه ها در کسب و کار و رسانه و مانند آن هم شکل گرفت، در چرخه پیشین کسانی مثل ادیسون اساسا نوعی استقلال برای اهالی کسب و کار و علم قائل بودند و برای مثال همکاری برای ارتش و نظامیان برایشان نامطلوب بود، ولی در دوره جدید اوضاع به کلی فرق کرد، می بینیم که نطفه بسیاری از اختراعات امروزی مثل اسمارت فون، اینترنت، تفلون و مانند آن از پروژه های دولتی بسته شد (آن تفاوت اختراع و نوآوری را از یاد نبرید)، بسیاری از پروژه ها و پژوهش های که شرکت های خصوصی برای ارتش امریکا انجام می دهد، در نهایت به کالاهای مصرفی برای مشتری عادی ختم می شدند.
اما مصیبت ها به تدریج شروع شد و تا امروز هم ادامه دارد، فربه شدن دولت بحران هزینه های دولتی را پیش کشید، هرچه دولت بزرگتر و تخصصی تر می شد، هماهنگی و تصمیم گیری هم دشوارتر بود، انسجام بخشی به آن دولت هیولا وار با بوروکراسی تخصصی آن چالشی سهمگین بود، بعد از سقوط شوروی در اوایل دهه 1990 که امریکا در عمل نقشی جهانی بر عهده گرفت هم کار دشوارتر شد، اما خبر جالب اینجاست که داریم به دهه 2020 می رسیم، دوره هشتاد ساله دارد به سر می رسد و نیاز به تکانی اساسی است، در مورد شکل این تحول حرف و حدیث زیاد است، از قرار دوران جالبی را پیش رو داریم، والله اعلم.
https://amzn.to/2TXeqD3
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
❤7👍2
حمله بیولوژیک امریکا؟
اهل بخیه مضمون کوک کرده اند که این مقام سیاسی چینی، یانکی ها را متهم به حمله بیولوژیک کرده است!
قضیه اما پیچیده تر است، بزرگوار بالا، رابرت ردفیلد، که رئیس همان مرکز معروف کنترل و پیشگیری از بیماری ها (سی دی سی) است در یکی از جلسات کنگره گفته است از برخی از کسانی که به دلیل آنفولانزا فوت کرده بودند، پس از مرگ آزمایش به عمل آورده اند و تست کرونای آنها مثبت بوده است.
حالا صدای چینی ها درآمده است که اهالی کاخ سفید توضیح دهید، شاید اول اول خود شما کرونا را به چین آورده باشید و قضیه منشاء خفاش و مورچه خوار برای کرونا هم باد هوا باشد، اشاره اش هم به مسابقات ارتش های جهان در اکتبر ۲۰۱۹ در ووهان چین بود که ارتش آمریکا هم شرکت داشت. می گوید شاید کسانی از ارتش امریکا مبتلا بودند و آن را با خود به چین آورده اند و بعد هم کار بالا گرفته است. اگر حرف از حمله بیولوژیک بود که اساسا درخواست توضیح بیشتر معنا نداشت.
از متلک های ظریفی است که سیاسیون به هم می گویند، جواب سناتور تام کاتن را داده است، نباید خیلی جدی گرفت، والله اعلم.
http://bit.ly/2QfM7yN
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
اهل بخیه مضمون کوک کرده اند که این مقام سیاسی چینی، یانکی ها را متهم به حمله بیولوژیک کرده است!
قضیه اما پیچیده تر است، بزرگوار بالا، رابرت ردفیلد، که رئیس همان مرکز معروف کنترل و پیشگیری از بیماری ها (سی دی سی) است در یکی از جلسات کنگره گفته است از برخی از کسانی که به دلیل آنفولانزا فوت کرده بودند، پس از مرگ آزمایش به عمل آورده اند و تست کرونای آنها مثبت بوده است.
حالا صدای چینی ها درآمده است که اهالی کاخ سفید توضیح دهید، شاید اول اول خود شما کرونا را به چین آورده باشید و قضیه منشاء خفاش و مورچه خوار برای کرونا هم باد هوا باشد، اشاره اش هم به مسابقات ارتش های جهان در اکتبر ۲۰۱۹ در ووهان چین بود که ارتش آمریکا هم شرکت داشت. می گوید شاید کسانی از ارتش امریکا مبتلا بودند و آن را با خود به چین آورده اند و بعد هم کار بالا گرفته است. اگر حرف از حمله بیولوژیک بود که اساسا درخواست توضیح بیشتر معنا نداشت.
از متلک های ظریفی است که سیاسیون به هم می گویند، جواب سناتور تام کاتن را داده است، نباید خیلی جدی گرفت، والله اعلم.
http://bit.ly/2QfM7yN
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
در باب تحمل قرنطینه
امروز کتاب راه باریک ازادی نوشته عجم اوغلو و رابینسون که برای نگارش کتاب چرا ملت ها شکست می خورند شهرت جهانی دارند را به لطف مترجم محترم کتاب دکتر جعفر خیرخواهان دریافت کردم، خلاصه ای از فصل نخست کتاب را که ترجمه خوشخوانی هم دارد. پیشتر به اشتراک گذاشته بودم.
کتاب دو جلدی دیگر، اقتصاد سیاسی محیط زیست به نگارش جناب شهرام اتفاق هم برای علاقه مندان به این مسئله مهم خواندنی است.
در حال حاضر کتاب طوفان قبل از آرامش حضرت جرج فریدمن را در دست دارم که مروری اعجاب آور از تاریخ یانکی ها و حدس هایی درباره آینده آنهاست. دو کتاب بالا و البته کتاب محمدبن سلمان (ام بی اس) در برنامه هست. در ایام عزلت اجباری شاید بهترین کار همین خواندن کتاب است، والله اعلم.
https://amzn.to/2TXeqD3
https://amzn.to/39Sufl8
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
امروز کتاب راه باریک ازادی نوشته عجم اوغلو و رابینسون که برای نگارش کتاب چرا ملت ها شکست می خورند شهرت جهانی دارند را به لطف مترجم محترم کتاب دکتر جعفر خیرخواهان دریافت کردم، خلاصه ای از فصل نخست کتاب را که ترجمه خوشخوانی هم دارد. پیشتر به اشتراک گذاشته بودم.
کتاب دو جلدی دیگر، اقتصاد سیاسی محیط زیست به نگارش جناب شهرام اتفاق هم برای علاقه مندان به این مسئله مهم خواندنی است.
در حال حاضر کتاب طوفان قبل از آرامش حضرت جرج فریدمن را در دست دارم که مروری اعجاب آور از تاریخ یانکی ها و حدس هایی درباره آینده آنهاست. دو کتاب بالا و البته کتاب محمدبن سلمان (ام بی اس) در برنامه هست. در ایام عزلت اجباری شاید بهترین کار همین خواندن کتاب است، والله اعلم.
https://amzn.to/2TXeqD3
https://amzn.to/39Sufl8
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
❤1
هر نفر چند نفر دیگر را مبتلا می کند؟
اهل فن شاخصی به نام آر نات برای اندازه گیری این موضوع دارند که یک نفر چند نفر دیگر را اسیر بیماری می کند دارند که بیانی از شدت واگیرداری است. مقدار آر نات برای ویروس اخیر ۲.۵ است، برای سرخک ۱۶ و برای آبله ۶! خوشبختانه علم از پس مهار این دو تای اخیر برآمده است، ولی مراقب این فقره کرونا ۲۰۱۹ باشید، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
اهل فن شاخصی به نام آر نات برای اندازه گیری این موضوع دارند که یک نفر چند نفر دیگر را اسیر بیماری می کند دارند که بیانی از شدت واگیرداری است. مقدار آر نات برای ویروس اخیر ۲.۵ است، برای سرخک ۱۶ و برای آبله ۶! خوشبختانه علم از پس مهار این دو تای اخیر برآمده است، ولی مراقب این فقره کرونا ۲۰۱۹ باشید، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
اشتباه نکنید، دولت چین قوی نیست!
"وقتی ژائو هوا میخواست دخترش را در مدرسه ابتدایی ثبت نام کند، با مقامات کمیته آموزشی ناحیه دیدار کرد. آنها فهرستی در اختیار داشتند که نشان میداد هر خانواده چقدر باید شهریه بپردازد. این مقامات وقت را در مدرسه تلف نمی کردند، بلکه در یک بانک قرار ملاقات گذاشتند؛ ژائو باید ۴۸۰۰ دلار سپرده می گذاشت تا دخترش در مدرسه ثبت نام شود.
مدرسه رایگان است، لذا این شهریه ها غیرقانونی به حساب می آیند و از سال ۲۰۰۵ تاکنون دولت پنج بار گرفتن چنین مبالغی را ممنوع کرده است (خود اینکه آنها مجبور شدند پنج بار گرفتن شهریه را ممنوع کنند گویاتر از هر گزارشی است). در یک دبیرستان نخبه پرور دیگر در پکن، دانش آموزان بابت هر ۴۸۰۰ دلار کمک والدینشان به مدرسه امتیاز اضافی می گیرند. اگر بخواهید کودکتان را به مدارس سطح بالا، از قبیل مدرسه ای که مرتبط با دانشگاه معتبر رنمین در پکن است، بفرستید. این رشوه ها به ۱۳۰ هزار دلار هم بالغ می شوند.
همچنین آموزگاران توقع هدیه دارند، هدایایی بسیار. بر اساس گزارش رسانه های خبری چین در حال حاضر بسیاری از معلمان توقع دریافت ساعت های لوکس، چای های گران قیمت، کارت هدیه و حتی تور مسافرتی دارند. آموزگاران گستاخ تر از کارت های بانکی که در طول سال مرتبا شارژ می شوند استقبال می کنند. در مصاحبه ای با نیویورک تایمز، یک خانم صاحب کسب و کار از اهالی پکن وضعیت را این گونه جمع بندی کرد "اگر هدیه ای عالی به مربی ندهید و سایر والدین هدیه های نفیسی بدهند، باید بترسید که او توجه کمتری به فرزندتان خواهد کرد".
کارکنان دولتی چگونه می توانند این قدر پولکی باشند؟ آیا چین موطن نخستین حکومت اداری شایسته سالار در جهان نیست؟ بله و نه! ... چین تاریخی طولانی از یک دیوان سالاری پرظرفیت و پیچیده دارد، اما همچنین تاریخی به همان اندازه دراز از فساد گسترده که در آن بسیاری از سمتها به افراد سیاسی مرتبط با کسانی می رسید که بالاترین قیمت را می پرداختند. این پیشینه در دوران معاصر هم ادامه یافته است.
در سال ۲۰۱۵ یک پیمایش از ۳۶۷۱ مقام حزب کمونیست نشان داد که دوسوم آنها معتقدند وفاداری سیاسی و نه شایستگی، مهمترین معیار برای کسب مناصب دولتی است. همین که خود را در جمع وفاداران به نظام قرار دادید میتوانید به کار خالی کردن جیب صاحبان کسب و کار و شهروندان مشغول شوید. شما همچنین می توانید با فروختن مشاغل دولتی زیردستانی مطيع دست و پا کنید.
دانشمند سیاسی مینکشین پئی نمونه ای از ۵۰ پرونده دادگاه مقامات حزب کمونیست را که بین سال های ۲۰۰۱ و ۲۰۱۳ به خاطر فساد گناهکار شناخته شده بودند مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. به طور میانگین، هر کدام از آنها ۴۱ سمت را در ازای اخذ پول فروخته بودند. در پایین این ستون رؤسای شهرستان مانند ژانگ گوئی یی و شو شکسین از شهرستان ووهه در استان آنهوی بودند. ژانگ ۱۱ سمت را در ازای قیمت میانگین ۱۲ هزار یوان، یعنی رقم ناچیز ۱۵۰۰ دلار فروخت. ژو ۵۸ سمت را به ازای میانگین ۲۰۰۰ دلار به ازای هر کدام واگذار کرد. اما هر چه در این زنجیره غذایی بالاتر می رویم، برای مثال در سطح استانی، مشاغل با ارقام بیشتری به فروش گذاشته می شدند، به صورتی کم برخی مقامات توانسته بودند به ازای هر پست بیش از ۶۰ هزار دلار بگیرند. در نمونه مورد بررسی پئی، مقامات فاسد به طور متوسط حدود ۱۷۰ هزار دلار برای فروش ما سمت به دست می آوردند.
افرادی مانند ژانگ صرفا خرده پا به حساب می آیند. وقتی وزیر راه آهن لی یو ژی جون در سال ۲۰۱۱ دستگیر شد، اتهاماتش شامل داشتن ۳۵۰ آپارتمان و پیش از ۱۰۰ میلیون دلار پول نقد بود؛ عمدتا بدان علت که نظام راه آهن پرسرعت چین فرصتی استثنائی برای اختلاس فراهم می ساخت. منتهی اکثر دیگر جنبه های توسعه اقتصاد چین نیز این گونه است.
اگرچه لی یو از چشم ها افتاد، اکثر مقامات به چنین سرنوشتی دچار نشدند. در سال ۲۰۱۲ از میان ۱۰۰۰ ثروتمند چینی ۱۶۰ نفر اعضای کنگره حزب کمونیست بودند. ارزش خالص ثروت آنان به ۲۲۱ میلیارد دلار می رسید، حدود بیست برابر ثروت ۶۶۰ مقام ارشدی که در تمامی سه قوه حکومت آمریکا وجود داشتند، حال آنکه درآمد سرانه آمریکا بیش از هفت برابر چین است. همه اینها چندان هم جای تعجب ندارد. مهار فساد، چه در دیوان سالاری یا در نظام آموزشی باشد، مستلزم همکاری جامعه است. حکومت باید به مردمی که خطاها را صادقانه گزارش می دهند اطمینان داشته باشد و مردم باید بتوانند به نهادهای حکومتی اعتماد کنند، تا آن حد که با اشتراک گذاشتن اطلاعات آبروی شان را در معرض خطر بگذارند. این امر تحت نگاه غضبناک لویاتان مستبد اتفاق نمی افتد".
در مورد چین انگار باید همه چیز تغییر کند تا اوضاع همانطور که هست بماند، بدون حضور مردم هیچ دولتی آنقدرها قوی نیست. والله اعلم.
http://bit.ly/2IOLckH
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
"وقتی ژائو هوا میخواست دخترش را در مدرسه ابتدایی ثبت نام کند، با مقامات کمیته آموزشی ناحیه دیدار کرد. آنها فهرستی در اختیار داشتند که نشان میداد هر خانواده چقدر باید شهریه بپردازد. این مقامات وقت را در مدرسه تلف نمی کردند، بلکه در یک بانک قرار ملاقات گذاشتند؛ ژائو باید ۴۸۰۰ دلار سپرده می گذاشت تا دخترش در مدرسه ثبت نام شود.
مدرسه رایگان است، لذا این شهریه ها غیرقانونی به حساب می آیند و از سال ۲۰۰۵ تاکنون دولت پنج بار گرفتن چنین مبالغی را ممنوع کرده است (خود اینکه آنها مجبور شدند پنج بار گرفتن شهریه را ممنوع کنند گویاتر از هر گزارشی است). در یک دبیرستان نخبه پرور دیگر در پکن، دانش آموزان بابت هر ۴۸۰۰ دلار کمک والدینشان به مدرسه امتیاز اضافی می گیرند. اگر بخواهید کودکتان را به مدارس سطح بالا، از قبیل مدرسه ای که مرتبط با دانشگاه معتبر رنمین در پکن است، بفرستید. این رشوه ها به ۱۳۰ هزار دلار هم بالغ می شوند.
همچنین آموزگاران توقع هدیه دارند، هدایایی بسیار. بر اساس گزارش رسانه های خبری چین در حال حاضر بسیاری از معلمان توقع دریافت ساعت های لوکس، چای های گران قیمت، کارت هدیه و حتی تور مسافرتی دارند. آموزگاران گستاخ تر از کارت های بانکی که در طول سال مرتبا شارژ می شوند استقبال می کنند. در مصاحبه ای با نیویورک تایمز، یک خانم صاحب کسب و کار از اهالی پکن وضعیت را این گونه جمع بندی کرد "اگر هدیه ای عالی به مربی ندهید و سایر والدین هدیه های نفیسی بدهند، باید بترسید که او توجه کمتری به فرزندتان خواهد کرد".
کارکنان دولتی چگونه می توانند این قدر پولکی باشند؟ آیا چین موطن نخستین حکومت اداری شایسته سالار در جهان نیست؟ بله و نه! ... چین تاریخی طولانی از یک دیوان سالاری پرظرفیت و پیچیده دارد، اما همچنین تاریخی به همان اندازه دراز از فساد گسترده که در آن بسیاری از سمتها به افراد سیاسی مرتبط با کسانی می رسید که بالاترین قیمت را می پرداختند. این پیشینه در دوران معاصر هم ادامه یافته است.
در سال ۲۰۱۵ یک پیمایش از ۳۶۷۱ مقام حزب کمونیست نشان داد که دوسوم آنها معتقدند وفاداری سیاسی و نه شایستگی، مهمترین معیار برای کسب مناصب دولتی است. همین که خود را در جمع وفاداران به نظام قرار دادید میتوانید به کار خالی کردن جیب صاحبان کسب و کار و شهروندان مشغول شوید. شما همچنین می توانید با فروختن مشاغل دولتی زیردستانی مطيع دست و پا کنید.
دانشمند سیاسی مینکشین پئی نمونه ای از ۵۰ پرونده دادگاه مقامات حزب کمونیست را که بین سال های ۲۰۰۱ و ۲۰۱۳ به خاطر فساد گناهکار شناخته شده بودند مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. به طور میانگین، هر کدام از آنها ۴۱ سمت را در ازای اخذ پول فروخته بودند. در پایین این ستون رؤسای شهرستان مانند ژانگ گوئی یی و شو شکسین از شهرستان ووهه در استان آنهوی بودند. ژانگ ۱۱ سمت را در ازای قیمت میانگین ۱۲ هزار یوان، یعنی رقم ناچیز ۱۵۰۰ دلار فروخت. ژو ۵۸ سمت را به ازای میانگین ۲۰۰۰ دلار به ازای هر کدام واگذار کرد. اما هر چه در این زنجیره غذایی بالاتر می رویم، برای مثال در سطح استانی، مشاغل با ارقام بیشتری به فروش گذاشته می شدند، به صورتی کم برخی مقامات توانسته بودند به ازای هر پست بیش از ۶۰ هزار دلار بگیرند. در نمونه مورد بررسی پئی، مقامات فاسد به طور متوسط حدود ۱۷۰ هزار دلار برای فروش ما سمت به دست می آوردند.
افرادی مانند ژانگ صرفا خرده پا به حساب می آیند. وقتی وزیر راه آهن لی یو ژی جون در سال ۲۰۱۱ دستگیر شد، اتهاماتش شامل داشتن ۳۵۰ آپارتمان و پیش از ۱۰۰ میلیون دلار پول نقد بود؛ عمدتا بدان علت که نظام راه آهن پرسرعت چین فرصتی استثنائی برای اختلاس فراهم می ساخت. منتهی اکثر دیگر جنبه های توسعه اقتصاد چین نیز این گونه است.
اگرچه لی یو از چشم ها افتاد، اکثر مقامات به چنین سرنوشتی دچار نشدند. در سال ۲۰۱۲ از میان ۱۰۰۰ ثروتمند چینی ۱۶۰ نفر اعضای کنگره حزب کمونیست بودند. ارزش خالص ثروت آنان به ۲۲۱ میلیارد دلار می رسید، حدود بیست برابر ثروت ۶۶۰ مقام ارشدی که در تمامی سه قوه حکومت آمریکا وجود داشتند، حال آنکه درآمد سرانه آمریکا بیش از هفت برابر چین است. همه اینها چندان هم جای تعجب ندارد. مهار فساد، چه در دیوان سالاری یا در نظام آموزشی باشد، مستلزم همکاری جامعه است. حکومت باید به مردمی که خطاها را صادقانه گزارش می دهند اطمینان داشته باشد و مردم باید بتوانند به نهادهای حکومتی اعتماد کنند، تا آن حد که با اشتراک گذاشتن اطلاعات آبروی شان را در معرض خطر بگذارند. این امر تحت نگاه غضبناک لویاتان مستبد اتفاق نمی افتد".
در مورد چین انگار باید همه چیز تغییر کند تا اوضاع همانطور که هست بماند، بدون حضور مردم هیچ دولتی آنقدرها قوی نیست. والله اعلم.
http://bit.ly/2IOLckH
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
گروه پژوهشی توسعه اجتماعی آفرینش
معرفی کتاب «راه باریک آزادی» - گروه پژوهشی توسعه اجتماعی آفرینش
امروزه ما در بحبوحه عصری از بیثباتیهای ناگهانی زندگی میکنیم. ما بیش از همیشه به آزادی نیاز داریم، و در عین حال دالان آزادی باریکتر و پرمخاطرهتر میشود. از دست رفتن آزادی سیاسی ما، هر قدر که مهیب، «تنها» خطر آرمیده در افق نیست، بلکه اضمحلال بهروزی و امنیتی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فوبیای امپریالیسم
خبر مرگ مرحوم رئیس دانا غم انگیز بود، در فرهنگ ما اغلب در چنین مواردی از دغدغه های و آرمان های مردمی و لوطی منشی متوفی می گویند، بد نیست، ولی بعید است چنین یادی از مردگان، گره ای از کار زندگان بگشاید. تصویری که از آن مرحوم بیشتر برایم تداعی می شود مربوط به دوران نوبل گرفتن شیرین عبادی بود که در فرودگاه با خوشحالی پایین وبالا می پرید.
از نسلی بود که حوالی هیاهوی ملی شدن نفت و جنگ سرد متولد شد و بیش از توصیف جهان در پی تغییر آن بود. آنها آنقدر عاشق مقاومت و درگیر فوبیای امپریالیسم شدند، که صرف مخالفت با امپریالیسم می توانست هر جانی ای را نزد آنها تبرئه کند و مترقی جلوه دهد. آن همه دغدغه جهانی و نفرت از امپریالیست اعظم، دیگر فرصتی برای توجه به واقعیت باقی نمی گذاشت، راهکار هم در نهایت این بود از داراتر ها بگیریم و به بقیه بدهیم کار حل می شود! صرف دغدغه خوب داشتن کافی نیست، جسارت و شورش ستودنی بود، ولی از جایی به بعد نه علاقه به تغییر هست نه توانش. بی تردید دنیا بدون او جای بهتری نیست، شاید باید گفت یادش گرامی، ولی راهش پررهرو مباد! والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
خبر مرگ مرحوم رئیس دانا غم انگیز بود، در فرهنگ ما اغلب در چنین مواردی از دغدغه های و آرمان های مردمی و لوطی منشی متوفی می گویند، بد نیست، ولی بعید است چنین یادی از مردگان، گره ای از کار زندگان بگشاید. تصویری که از آن مرحوم بیشتر برایم تداعی می شود مربوط به دوران نوبل گرفتن شیرین عبادی بود که در فرودگاه با خوشحالی پایین وبالا می پرید.
از نسلی بود که حوالی هیاهوی ملی شدن نفت و جنگ سرد متولد شد و بیش از توصیف جهان در پی تغییر آن بود. آنها آنقدر عاشق مقاومت و درگیر فوبیای امپریالیسم شدند، که صرف مخالفت با امپریالیسم می توانست هر جانی ای را نزد آنها تبرئه کند و مترقی جلوه دهد. آن همه دغدغه جهانی و نفرت از امپریالیست اعظم، دیگر فرصتی برای توجه به واقعیت باقی نمی گذاشت، راهکار هم در نهایت این بود از داراتر ها بگیریم و به بقیه بدهیم کار حل می شود! صرف دغدغه خوب داشتن کافی نیست، جسارت و شورش ستودنی بود، ولی از جایی به بعد نه علاقه به تغییر هست نه توانش. بی تردید دنیا بدون او جای بهتری نیست، شاید باید گفت یادش گرامی، ولی راهش پررهرو مباد! والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
رپ اقتصادی
ترجمه این کار بامزه موسوم به رژه تاریخ به زحمت تعدادی از دوستان آماده شده است که مناظره موزیکال میان اقتصاددان نامدار مکتب اتریش فون میزس و مارکس شاخص ترین متفکر سوسیالیسم است، مضمون صحبت آنها حتی امروز هم زنده و شنیدنی است. والله اعلم.
@radicall_q
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
ترجمه این کار بامزه موسوم به رژه تاریخ به زحمت تعدادی از دوستان آماده شده است که مناظره موزیکال میان اقتصاددان نامدار مکتب اتریش فون میزس و مارکس شاخص ترین متفکر سوسیالیسم است، مضمون صحبت آنها حتی امروز هم زنده و شنیدنی است. والله اعلم.
@radicall_q
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
ترامپ برنده ۲۰۲۰ نخواهد بود!؟
نگارنده با خود عهد بسته است که در پیش بینی اوضاع جهان احتیاط کند و وارد بیزینس اهالی فال قهوه نشود، با این حال از گمانه زنی درباره آینده محتمل گریزی نیست.
حضرت فریدمن پیش بینی جالبی از انتخابات ۲۰۲۰ دارد و حدس می زند که برنده آن یک دموکرات است، یعنی کسی که نماینده تکنوکراسی امریکاست و یحتمل باید منتظر به قدرت رسیدن جو بایدن بود، با این حال فارغ از نتیجه انتخابات ۲۰۲۰ آنقدرها مهم نیست، انتخابات سرنوشت ساز به نظر او هشت سال بعد در ۲۰۲۸ رخ می دهد، جایی که طبق الگوی وی باید مردی برای تغییر اساسی مناسبات نهادی و اجتماعی-اقتصادی ایالات متحده به قدرت برسد، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
نگارنده با خود عهد بسته است که در پیش بینی اوضاع جهان احتیاط کند و وارد بیزینس اهالی فال قهوه نشود، با این حال از گمانه زنی درباره آینده محتمل گریزی نیست.
حضرت فریدمن پیش بینی جالبی از انتخابات ۲۰۲۰ دارد و حدس می زند که برنده آن یک دموکرات است، یعنی کسی که نماینده تکنوکراسی امریکاست و یحتمل باید منتظر به قدرت رسیدن جو بایدن بود، با این حال فارغ از نتیجه انتخابات ۲۰۲۰ آنقدرها مهم نیست، انتخابات سرنوشت ساز به نظر او هشت سال بعد در ۲۰۲۸ رخ می دهد، جایی که طبق الگوی وی باید مردی برای تغییر اساسی مناسبات نهادی و اجتماعی-اقتصادی ایالات متحده به قدرت برسد، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
👍1
پست شخصی و درخواست کمک
انگار کابوس های ۹۸ تمامی ندارد، این عضو ناطق خانواده ما امروز جایی در حوالی دروازه شیراز اصفهان از قفس خارج شد و متاسفانه تاکنون پیدایش نکرده ایم، کسی نمی داند بر من چه گذشته و می گذرد. احتمال دادم شاید اطلاع رسانی در کانال که می دانم مخاطبانی اصفهانی هم در آن حضور دارند کمکی کند، اگر احیانا خبری داشتید، سپاسگزار خواهم شد اطلاع دهید.
@amirhosseinkhq
@Rahbordchannel
انگار کابوس های ۹۸ تمامی ندارد، این عضو ناطق خانواده ما امروز جایی در حوالی دروازه شیراز اصفهان از قفس خارج شد و متاسفانه تاکنون پیدایش نکرده ایم، کسی نمی داند بر من چه گذشته و می گذرد. احتمال دادم شاید اطلاع رسانی در کانال که می دانم مخاطبانی اصفهانی هم در آن حضور دارند کمکی کند، اگر احیانا خبری داشتید، سپاسگزار خواهم شد اطلاع دهید.
@amirhosseinkhq
@Rahbordchannel
فریب عمله های تمامیت خواهی را نخورید!
از میان همه هواداران پرشور به اصطلاح "اقتدار" چینی ها در قضیه کرونا کمتر کسی توجه می کند که اگر پنهانکاری و خفه کردن هشدارها نبود اساسا کار به اینجا نمی رسید. در مجله نیچر می خوانیم، اگر اجازه داده شده بود فقط سه هفته زودتر جهانیان از وخامت قضیه خبردار می شدند، پیامدهای کار به 5 درصد! میزان کنونی هم نمی رسید. آن زمان چینی ها مشغول ساکت کردن مخالفان بودند تا اذهان مردم و جهانیان مشوش نشود و دیدیم لاپوشانی و زندان کردن آنهایی که خبر از وقوع مصیبت می دادند، چنان کرد که معلوم هم نیست مصیبت کی تمام شود.
به هیچ دولتی نباید اعتماد کرد و به دولتی جبار بیشتر، هنوز که زود است در مورد اثربخشی روش بگیر و ببند چینی صحبت کنیم، سرکوب بیماری با مهار آن تفاوت جدی دارد و بعید نیست که شاهد برگشت آن باشیم. به عنوان یک نظر شخصی پیشنهاد می کنم با تقدیرهای مکرر سازمان بهداشت جهانی از چینی ها هم با احتیاط روبه رو شوید، شواهد خوبی در مورد ارتباط خاص و اعمال نفوذ چینی ها با بسیاری از سازمان های جهانی وجود دارد، در مورد سازمان بهداشت جهانی، ارتباط خاص دولت چین و ادهانوم رئیس اتیوپیایی آن حرف و حدیث زیاد است، کسی که پیشتر در دولت جبهه دموکراتیک انقلابی خلق اتیوپی به عنوان وزیر بهداشت خدمت می کرد. دولت مارکسیست سرکوبگر اتیوپی با اتهام نقض حقوق بشر روبه رو بود، گفته می شود در مورد خود ادهانوم می شود از پنهانکاری سه مورد اپیدمی وبا در زمان خدمت نام برد.
آمار چینی ها مثل هر دولت سرکوبگر دیگری قرار نیست شفاف باشد، یک بوروکراسی گسترده و فربه نمی تواند به واقعیت وفادار باشد، دروغ و سیاسی کاری بخشی از بوروکراسی دولت است، حرف دشمنان هم نیست، لی کچیانگ از مقامات بلندپایه حزب در سخنی مشهور گفته بود به آمارهای اقتصادی چین که حاصل دستکاری عامدانه و ساختگی است نمی شود اعتماد کرد بهتر است به شاخص های جایگزین برای داشتن حدسی بهتر از واقعیت رجوع کرد، بد نیست در مورد شاخص کچیانگ بیشتر بخوانیم.
حالا هم که رژیمی اقتدارگرا جهان را به لبه مصیبت برده است، دستگاه پروپاگاندای آن به راه افتاده است که بقیه را متهم کند و با کمک به کشورهای مصیبت زده نقش منجی به خود بگیرد. از همه خوشمزه تر حرف های هواداران وطنی این استراتژی "قاطعانه" است، نگارنده به دوستی پیشنهاد کرده بود برای آنکه حتی از چینی ها موثرتر عمل کنیم، بهتر است اصلا حکم تیر به نظامی ها بدهیم که هرکس بیرون آمد با شلیک مستقیم روبه رو شود! احتمالا در محدود کردن تردد از هر روش دیگر کارسازتر باشد و البته "قاطعانه" هم هست! چیزی که باید به ان توجه کنیم این نیست که چرا فلان دولت به حد کافی قاطعیت (بخوانید توحش) به خرج نمی دهد، این است که چرا آدم ها علیرغم خطر مستقیمی که تهدیدشان می کند، باز مقاومت به خرج می دهند؟ (بماند که تردید دارم تعداد بی مبالات ها آنقدر که تبلیغ می شود زیاد باشد).
می دانیم که با هر میزان فشار کار حل نمی شود، هدف در نهایت اینست که آدم ها (یا دستکم اکثریت آنها) تغییر رفتار دهند و در تحلیل نهایی باید اکثر آدم ها قانع شوند که به شکل خاصی عمل کنند، حال می شود پرسید آیا داغ درفش بهترین راه برای رسیدن به این هدف است؟ تردید دارم! تکنولوژی های قانع سازی در بازار بسیار موثرتر عمل می کنند، اما در این شکی نیست که دولت ها به ویژه نوع تمامیت خواه آن نظیر چین چقدر در این مورد ناکارآمد اند. از استبداد و تمامیت خواهی انتظار معجزه نباید داشت، چیزی که باید از این هیاهو بفهمیم این است که امیدی به دولت ها و سیاسیون نیست، باید خودمان مراقب جان و دارایی هایمان باشیم.
آن ساده دلانی که از کمبود "اقتدار" در ایران هم می نالند مراقب باشند که این توصیه ها در کشورها که سالهاست درگیر "شرایط حساس کنونی" است، می تواند چه نتایجی به بار آورد، به قول معروف مواظب باشید چه چیزی را آرزو می کنید، شاید برآورده شود. والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
از میان همه هواداران پرشور به اصطلاح "اقتدار" چینی ها در قضیه کرونا کمتر کسی توجه می کند که اگر پنهانکاری و خفه کردن هشدارها نبود اساسا کار به اینجا نمی رسید. در مجله نیچر می خوانیم، اگر اجازه داده شده بود فقط سه هفته زودتر جهانیان از وخامت قضیه خبردار می شدند، پیامدهای کار به 5 درصد! میزان کنونی هم نمی رسید. آن زمان چینی ها مشغول ساکت کردن مخالفان بودند تا اذهان مردم و جهانیان مشوش نشود و دیدیم لاپوشانی و زندان کردن آنهایی که خبر از وقوع مصیبت می دادند، چنان کرد که معلوم هم نیست مصیبت کی تمام شود.
به هیچ دولتی نباید اعتماد کرد و به دولتی جبار بیشتر، هنوز که زود است در مورد اثربخشی روش بگیر و ببند چینی صحبت کنیم، سرکوب بیماری با مهار آن تفاوت جدی دارد و بعید نیست که شاهد برگشت آن باشیم. به عنوان یک نظر شخصی پیشنهاد می کنم با تقدیرهای مکرر سازمان بهداشت جهانی از چینی ها هم با احتیاط روبه رو شوید، شواهد خوبی در مورد ارتباط خاص و اعمال نفوذ چینی ها با بسیاری از سازمان های جهانی وجود دارد، در مورد سازمان بهداشت جهانی، ارتباط خاص دولت چین و ادهانوم رئیس اتیوپیایی آن حرف و حدیث زیاد است، کسی که پیشتر در دولت جبهه دموکراتیک انقلابی خلق اتیوپی به عنوان وزیر بهداشت خدمت می کرد. دولت مارکسیست سرکوبگر اتیوپی با اتهام نقض حقوق بشر روبه رو بود، گفته می شود در مورد خود ادهانوم می شود از پنهانکاری سه مورد اپیدمی وبا در زمان خدمت نام برد.
آمار چینی ها مثل هر دولت سرکوبگر دیگری قرار نیست شفاف باشد، یک بوروکراسی گسترده و فربه نمی تواند به واقعیت وفادار باشد، دروغ و سیاسی کاری بخشی از بوروکراسی دولت است، حرف دشمنان هم نیست، لی کچیانگ از مقامات بلندپایه حزب در سخنی مشهور گفته بود به آمارهای اقتصادی چین که حاصل دستکاری عامدانه و ساختگی است نمی شود اعتماد کرد بهتر است به شاخص های جایگزین برای داشتن حدسی بهتر از واقعیت رجوع کرد، بد نیست در مورد شاخص کچیانگ بیشتر بخوانیم.
حالا هم که رژیمی اقتدارگرا جهان را به لبه مصیبت برده است، دستگاه پروپاگاندای آن به راه افتاده است که بقیه را متهم کند و با کمک به کشورهای مصیبت زده نقش منجی به خود بگیرد. از همه خوشمزه تر حرف های هواداران وطنی این استراتژی "قاطعانه" است، نگارنده به دوستی پیشنهاد کرده بود برای آنکه حتی از چینی ها موثرتر عمل کنیم، بهتر است اصلا حکم تیر به نظامی ها بدهیم که هرکس بیرون آمد با شلیک مستقیم روبه رو شود! احتمالا در محدود کردن تردد از هر روش دیگر کارسازتر باشد و البته "قاطعانه" هم هست! چیزی که باید به ان توجه کنیم این نیست که چرا فلان دولت به حد کافی قاطعیت (بخوانید توحش) به خرج نمی دهد، این است که چرا آدم ها علیرغم خطر مستقیمی که تهدیدشان می کند، باز مقاومت به خرج می دهند؟ (بماند که تردید دارم تعداد بی مبالات ها آنقدر که تبلیغ می شود زیاد باشد).
می دانیم که با هر میزان فشار کار حل نمی شود، هدف در نهایت اینست که آدم ها (یا دستکم اکثریت آنها) تغییر رفتار دهند و در تحلیل نهایی باید اکثر آدم ها قانع شوند که به شکل خاصی عمل کنند، حال می شود پرسید آیا داغ درفش بهترین راه برای رسیدن به این هدف است؟ تردید دارم! تکنولوژی های قانع سازی در بازار بسیار موثرتر عمل می کنند، اما در این شکی نیست که دولت ها به ویژه نوع تمامیت خواه آن نظیر چین چقدر در این مورد ناکارآمد اند. از استبداد و تمامیت خواهی انتظار معجزه نباید داشت، چیزی که باید از این هیاهو بفهمیم این است که امیدی به دولت ها و سیاسیون نیست، باید خودمان مراقب جان و دارایی هایمان باشیم.
آن ساده دلانی که از کمبود "اقتدار" در ایران هم می نالند مراقب باشند که این توصیه ها در کشورها که سالهاست درگیر "شرایط حساس کنونی" است، می تواند چه نتایجی به بار آورد، به قول معروف مواظب باشید چه چیزی را آرزو می کنید، شاید برآورده شود. والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
Nature
What China’s coronavirus response can teach the rest of the world
Researchers are studying the effects of China’s lockdowns to glean insights about controlling the viral pandemic.
👍1
بازار یا دولت برای احمق ها!
این الگوریتم ساده را برای اینکه دریابیم فلان کار را دولت باید انجام دهد یا می توان آن را به بازار سپرد، به کار ببرید:
۱. آیا کار مهمی است؟
۲. جواب گام ۱ منفی است: پس لازم نیست دولت پول عمومی را برای کارهای غیرمهم تلف کند.
۳. جواب گام ۱ مثبت است: به گام ۴ بروید.
۴. آیا بدون داغ و درفش و اجبار هم باز مایلید پولی برای آن کار پرداخت کنید؟
۵. جواب گام ۴ منفی است: به گام ۱ برگردید.
۶. جواب گام ۴ مثبت است: پس خود افراد داوطلبانه آن را پرداخت می کنند و نیاز به اجبار و سپردن کار به دولت نیست.
گاهی یک نمودار ساده به اندازه یک کتاب می ارزد، والله اعلم.
For dummies
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
این الگوریتم ساده را برای اینکه دریابیم فلان کار را دولت باید انجام دهد یا می توان آن را به بازار سپرد، به کار ببرید:
۱. آیا کار مهمی است؟
۲. جواب گام ۱ منفی است: پس لازم نیست دولت پول عمومی را برای کارهای غیرمهم تلف کند.
۳. جواب گام ۱ مثبت است: به گام ۴ بروید.
۴. آیا بدون داغ و درفش و اجبار هم باز مایلید پولی برای آن کار پرداخت کنید؟
۵. جواب گام ۴ منفی است: به گام ۱ برگردید.
۶. جواب گام ۴ مثبت است: پس خود افراد داوطلبانه آن را پرداخت می کنند و نیاز به اجبار و سپردن کار به دولت نیست.
گاهی یک نمودار ساده به اندازه یک کتاب می ارزد، والله اعلم.
For dummies
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
هر کوبایی یک آگهی تبلیغاتی برای جبار نیمه مجنون!
پنجاه و اندی پزشک کوبایی برای کمک به کرونازدگان به لومباردی رفته اند، بامزه اینست که وسط مصیبت هم باید شعار دهند و تمثال پیشوای مرحوم را بالا ببرند، گویا یاد چوپان باید همیشه برای گله پررنگ باشد.
انگار فردیت همه جز شخص پیشوا باید محو شود و مردم چیزی جز نماینده دیکتاتور بزرگ به حساب نمی آیند. مطمئن باشید حتی اگر در کوبا کمبود پزشک هم بود، باز از این حرکات نمایشی مضایقه نداشتند، چنانکه پیشترها در چین و شوروی حتی به قیمت تلف شدن دهقانان یک منطقه محصولاتشان را به زور می گرفتند و برای جاهای دیگر می فرستادند. باید به تمام کسانی که می خواهند فردیت را از ما بگیرند بدبین بود، مراقب آنهایی که می خواهند از نمد کرونا کلاهی برای تمامیت خواهی بدوزند باشید، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
پنجاه و اندی پزشک کوبایی برای کمک به کرونازدگان به لومباردی رفته اند، بامزه اینست که وسط مصیبت هم باید شعار دهند و تمثال پیشوای مرحوم را بالا ببرند، گویا یاد چوپان باید همیشه برای گله پررنگ باشد.
انگار فردیت همه جز شخص پیشوا باید محو شود و مردم چیزی جز نماینده دیکتاتور بزرگ به حساب نمی آیند. مطمئن باشید حتی اگر در کوبا کمبود پزشک هم بود، باز از این حرکات نمایشی مضایقه نداشتند، چنانکه پیشترها در چین و شوروی حتی به قیمت تلف شدن دهقانان یک منطقه محصولاتشان را به زور می گرفتند و برای جاهای دیگر می فرستادند. باید به تمام کسانی که می خواهند فردیت را از ما بگیرند بدبین بود، مراقب آنهایی که می خواهند از نمد کرونا کلاهی برای تمامیت خواهی بدوزند باشید، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel