هر نفر چند نفر دیگر را مبتلا می کند؟
اهل فن شاخصی به نام آر نات برای اندازه گیری این موضوع دارند که یک نفر چند نفر دیگر را اسیر بیماری می کند دارند که بیانی از شدت واگیرداری است. مقدار آر نات برای ویروس اخیر ۲.۵ است، برای سرخک ۱۶ و برای آبله ۶! خوشبختانه علم از پس مهار این دو تای اخیر برآمده است، ولی مراقب این فقره کرونا ۲۰۱۹ باشید، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
اهل فن شاخصی به نام آر نات برای اندازه گیری این موضوع دارند که یک نفر چند نفر دیگر را اسیر بیماری می کند دارند که بیانی از شدت واگیرداری است. مقدار آر نات برای ویروس اخیر ۲.۵ است، برای سرخک ۱۶ و برای آبله ۶! خوشبختانه علم از پس مهار این دو تای اخیر برآمده است، ولی مراقب این فقره کرونا ۲۰۱۹ باشید، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
اشتباه نکنید، دولت چین قوی نیست!
"وقتی ژائو هوا میخواست دخترش را در مدرسه ابتدایی ثبت نام کند، با مقامات کمیته آموزشی ناحیه دیدار کرد. آنها فهرستی در اختیار داشتند که نشان میداد هر خانواده چقدر باید شهریه بپردازد. این مقامات وقت را در مدرسه تلف نمی کردند، بلکه در یک بانک قرار ملاقات گذاشتند؛ ژائو باید ۴۸۰۰ دلار سپرده می گذاشت تا دخترش در مدرسه ثبت نام شود.
مدرسه رایگان است، لذا این شهریه ها غیرقانونی به حساب می آیند و از سال ۲۰۰۵ تاکنون دولت پنج بار گرفتن چنین مبالغی را ممنوع کرده است (خود اینکه آنها مجبور شدند پنج بار گرفتن شهریه را ممنوع کنند گویاتر از هر گزارشی است). در یک دبیرستان نخبه پرور دیگر در پکن، دانش آموزان بابت هر ۴۸۰۰ دلار کمک والدینشان به مدرسه امتیاز اضافی می گیرند. اگر بخواهید کودکتان را به مدارس سطح بالا، از قبیل مدرسه ای که مرتبط با دانشگاه معتبر رنمین در پکن است، بفرستید. این رشوه ها به ۱۳۰ هزار دلار هم بالغ می شوند.
همچنین آموزگاران توقع هدیه دارند، هدایایی بسیار. بر اساس گزارش رسانه های خبری چین در حال حاضر بسیاری از معلمان توقع دریافت ساعت های لوکس، چای های گران قیمت، کارت هدیه و حتی تور مسافرتی دارند. آموزگاران گستاخ تر از کارت های بانکی که در طول سال مرتبا شارژ می شوند استقبال می کنند. در مصاحبه ای با نیویورک تایمز، یک خانم صاحب کسب و کار از اهالی پکن وضعیت را این گونه جمع بندی کرد "اگر هدیه ای عالی به مربی ندهید و سایر والدین هدیه های نفیسی بدهند، باید بترسید که او توجه کمتری به فرزندتان خواهد کرد".
کارکنان دولتی چگونه می توانند این قدر پولکی باشند؟ آیا چین موطن نخستین حکومت اداری شایسته سالار در جهان نیست؟ بله و نه! ... چین تاریخی طولانی از یک دیوان سالاری پرظرفیت و پیچیده دارد، اما همچنین تاریخی به همان اندازه دراز از فساد گسترده که در آن بسیاری از سمتها به افراد سیاسی مرتبط با کسانی می رسید که بالاترین قیمت را می پرداختند. این پیشینه در دوران معاصر هم ادامه یافته است.
در سال ۲۰۱۵ یک پیمایش از ۳۶۷۱ مقام حزب کمونیست نشان داد که دوسوم آنها معتقدند وفاداری سیاسی و نه شایستگی، مهمترین معیار برای کسب مناصب دولتی است. همین که خود را در جمع وفاداران به نظام قرار دادید میتوانید به کار خالی کردن جیب صاحبان کسب و کار و شهروندان مشغول شوید. شما همچنین می توانید با فروختن مشاغل دولتی زیردستانی مطيع دست و پا کنید.
دانشمند سیاسی مینکشین پئی نمونه ای از ۵۰ پرونده دادگاه مقامات حزب کمونیست را که بین سال های ۲۰۰۱ و ۲۰۱۳ به خاطر فساد گناهکار شناخته شده بودند مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. به طور میانگین، هر کدام از آنها ۴۱ سمت را در ازای اخذ پول فروخته بودند. در پایین این ستون رؤسای شهرستان مانند ژانگ گوئی یی و شو شکسین از شهرستان ووهه در استان آنهوی بودند. ژانگ ۱۱ سمت را در ازای قیمت میانگین ۱۲ هزار یوان، یعنی رقم ناچیز ۱۵۰۰ دلار فروخت. ژو ۵۸ سمت را به ازای میانگین ۲۰۰۰ دلار به ازای هر کدام واگذار کرد. اما هر چه در این زنجیره غذایی بالاتر می رویم، برای مثال در سطح استانی، مشاغل با ارقام بیشتری به فروش گذاشته می شدند، به صورتی کم برخی مقامات توانسته بودند به ازای هر پست بیش از ۶۰ هزار دلار بگیرند. در نمونه مورد بررسی پئی، مقامات فاسد به طور متوسط حدود ۱۷۰ هزار دلار برای فروش ما سمت به دست می آوردند.
افرادی مانند ژانگ صرفا خرده پا به حساب می آیند. وقتی وزیر راه آهن لی یو ژی جون در سال ۲۰۱۱ دستگیر شد، اتهاماتش شامل داشتن ۳۵۰ آپارتمان و پیش از ۱۰۰ میلیون دلار پول نقد بود؛ عمدتا بدان علت که نظام راه آهن پرسرعت چین فرصتی استثنائی برای اختلاس فراهم می ساخت. منتهی اکثر دیگر جنبه های توسعه اقتصاد چین نیز این گونه است.
اگرچه لی یو از چشم ها افتاد، اکثر مقامات به چنین سرنوشتی دچار نشدند. در سال ۲۰۱۲ از میان ۱۰۰۰ ثروتمند چینی ۱۶۰ نفر اعضای کنگره حزب کمونیست بودند. ارزش خالص ثروت آنان به ۲۲۱ میلیارد دلار می رسید، حدود بیست برابر ثروت ۶۶۰ مقام ارشدی که در تمامی سه قوه حکومت آمریکا وجود داشتند، حال آنکه درآمد سرانه آمریکا بیش از هفت برابر چین است. همه اینها چندان هم جای تعجب ندارد. مهار فساد، چه در دیوان سالاری یا در نظام آموزشی باشد، مستلزم همکاری جامعه است. حکومت باید به مردمی که خطاها را صادقانه گزارش می دهند اطمینان داشته باشد و مردم باید بتوانند به نهادهای حکومتی اعتماد کنند، تا آن حد که با اشتراک گذاشتن اطلاعات آبروی شان را در معرض خطر بگذارند. این امر تحت نگاه غضبناک لویاتان مستبد اتفاق نمی افتد".
در مورد چین انگار باید همه چیز تغییر کند تا اوضاع همانطور که هست بماند، بدون حضور مردم هیچ دولتی آنقدرها قوی نیست. والله اعلم.
http://bit.ly/2IOLckH
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
"وقتی ژائو هوا میخواست دخترش را در مدرسه ابتدایی ثبت نام کند، با مقامات کمیته آموزشی ناحیه دیدار کرد. آنها فهرستی در اختیار داشتند که نشان میداد هر خانواده چقدر باید شهریه بپردازد. این مقامات وقت را در مدرسه تلف نمی کردند، بلکه در یک بانک قرار ملاقات گذاشتند؛ ژائو باید ۴۸۰۰ دلار سپرده می گذاشت تا دخترش در مدرسه ثبت نام شود.
مدرسه رایگان است، لذا این شهریه ها غیرقانونی به حساب می آیند و از سال ۲۰۰۵ تاکنون دولت پنج بار گرفتن چنین مبالغی را ممنوع کرده است (خود اینکه آنها مجبور شدند پنج بار گرفتن شهریه را ممنوع کنند گویاتر از هر گزارشی است). در یک دبیرستان نخبه پرور دیگر در پکن، دانش آموزان بابت هر ۴۸۰۰ دلار کمک والدینشان به مدرسه امتیاز اضافی می گیرند. اگر بخواهید کودکتان را به مدارس سطح بالا، از قبیل مدرسه ای که مرتبط با دانشگاه معتبر رنمین در پکن است، بفرستید. این رشوه ها به ۱۳۰ هزار دلار هم بالغ می شوند.
همچنین آموزگاران توقع هدیه دارند، هدایایی بسیار. بر اساس گزارش رسانه های خبری چین در حال حاضر بسیاری از معلمان توقع دریافت ساعت های لوکس، چای های گران قیمت، کارت هدیه و حتی تور مسافرتی دارند. آموزگاران گستاخ تر از کارت های بانکی که در طول سال مرتبا شارژ می شوند استقبال می کنند. در مصاحبه ای با نیویورک تایمز، یک خانم صاحب کسب و کار از اهالی پکن وضعیت را این گونه جمع بندی کرد "اگر هدیه ای عالی به مربی ندهید و سایر والدین هدیه های نفیسی بدهند، باید بترسید که او توجه کمتری به فرزندتان خواهد کرد".
کارکنان دولتی چگونه می توانند این قدر پولکی باشند؟ آیا چین موطن نخستین حکومت اداری شایسته سالار در جهان نیست؟ بله و نه! ... چین تاریخی طولانی از یک دیوان سالاری پرظرفیت و پیچیده دارد، اما همچنین تاریخی به همان اندازه دراز از فساد گسترده که در آن بسیاری از سمتها به افراد سیاسی مرتبط با کسانی می رسید که بالاترین قیمت را می پرداختند. این پیشینه در دوران معاصر هم ادامه یافته است.
در سال ۲۰۱۵ یک پیمایش از ۳۶۷۱ مقام حزب کمونیست نشان داد که دوسوم آنها معتقدند وفاداری سیاسی و نه شایستگی، مهمترین معیار برای کسب مناصب دولتی است. همین که خود را در جمع وفاداران به نظام قرار دادید میتوانید به کار خالی کردن جیب صاحبان کسب و کار و شهروندان مشغول شوید. شما همچنین می توانید با فروختن مشاغل دولتی زیردستانی مطيع دست و پا کنید.
دانشمند سیاسی مینکشین پئی نمونه ای از ۵۰ پرونده دادگاه مقامات حزب کمونیست را که بین سال های ۲۰۰۱ و ۲۰۱۳ به خاطر فساد گناهکار شناخته شده بودند مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. به طور میانگین، هر کدام از آنها ۴۱ سمت را در ازای اخذ پول فروخته بودند. در پایین این ستون رؤسای شهرستان مانند ژانگ گوئی یی و شو شکسین از شهرستان ووهه در استان آنهوی بودند. ژانگ ۱۱ سمت را در ازای قیمت میانگین ۱۲ هزار یوان، یعنی رقم ناچیز ۱۵۰۰ دلار فروخت. ژو ۵۸ سمت را به ازای میانگین ۲۰۰۰ دلار به ازای هر کدام واگذار کرد. اما هر چه در این زنجیره غذایی بالاتر می رویم، برای مثال در سطح استانی، مشاغل با ارقام بیشتری به فروش گذاشته می شدند، به صورتی کم برخی مقامات توانسته بودند به ازای هر پست بیش از ۶۰ هزار دلار بگیرند. در نمونه مورد بررسی پئی، مقامات فاسد به طور متوسط حدود ۱۷۰ هزار دلار برای فروش ما سمت به دست می آوردند.
افرادی مانند ژانگ صرفا خرده پا به حساب می آیند. وقتی وزیر راه آهن لی یو ژی جون در سال ۲۰۱۱ دستگیر شد، اتهاماتش شامل داشتن ۳۵۰ آپارتمان و پیش از ۱۰۰ میلیون دلار پول نقد بود؛ عمدتا بدان علت که نظام راه آهن پرسرعت چین فرصتی استثنائی برای اختلاس فراهم می ساخت. منتهی اکثر دیگر جنبه های توسعه اقتصاد چین نیز این گونه است.
اگرچه لی یو از چشم ها افتاد، اکثر مقامات به چنین سرنوشتی دچار نشدند. در سال ۲۰۱۲ از میان ۱۰۰۰ ثروتمند چینی ۱۶۰ نفر اعضای کنگره حزب کمونیست بودند. ارزش خالص ثروت آنان به ۲۲۱ میلیارد دلار می رسید، حدود بیست برابر ثروت ۶۶۰ مقام ارشدی که در تمامی سه قوه حکومت آمریکا وجود داشتند، حال آنکه درآمد سرانه آمریکا بیش از هفت برابر چین است. همه اینها چندان هم جای تعجب ندارد. مهار فساد، چه در دیوان سالاری یا در نظام آموزشی باشد، مستلزم همکاری جامعه است. حکومت باید به مردمی که خطاها را صادقانه گزارش می دهند اطمینان داشته باشد و مردم باید بتوانند به نهادهای حکومتی اعتماد کنند، تا آن حد که با اشتراک گذاشتن اطلاعات آبروی شان را در معرض خطر بگذارند. این امر تحت نگاه غضبناک لویاتان مستبد اتفاق نمی افتد".
در مورد چین انگار باید همه چیز تغییر کند تا اوضاع همانطور که هست بماند، بدون حضور مردم هیچ دولتی آنقدرها قوی نیست. والله اعلم.
http://bit.ly/2IOLckH
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
گروه پژوهشی توسعه اجتماعی آفرینش
معرفی کتاب «راه باریک آزادی» - گروه پژوهشی توسعه اجتماعی آفرینش
امروزه ما در بحبوحه عصری از بیثباتیهای ناگهانی زندگی میکنیم. ما بیش از همیشه به آزادی نیاز داریم، و در عین حال دالان آزادی باریکتر و پرمخاطرهتر میشود. از دست رفتن آزادی سیاسی ما، هر قدر که مهیب، «تنها» خطر آرمیده در افق نیست، بلکه اضمحلال بهروزی و امنیتی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فوبیای امپریالیسم
خبر مرگ مرحوم رئیس دانا غم انگیز بود، در فرهنگ ما اغلب در چنین مواردی از دغدغه های و آرمان های مردمی و لوطی منشی متوفی می گویند، بد نیست، ولی بعید است چنین یادی از مردگان، گره ای از کار زندگان بگشاید. تصویری که از آن مرحوم بیشتر برایم تداعی می شود مربوط به دوران نوبل گرفتن شیرین عبادی بود که در فرودگاه با خوشحالی پایین وبالا می پرید.
از نسلی بود که حوالی هیاهوی ملی شدن نفت و جنگ سرد متولد شد و بیش از توصیف جهان در پی تغییر آن بود. آنها آنقدر عاشق مقاومت و درگیر فوبیای امپریالیسم شدند، که صرف مخالفت با امپریالیسم می توانست هر جانی ای را نزد آنها تبرئه کند و مترقی جلوه دهد. آن همه دغدغه جهانی و نفرت از امپریالیست اعظم، دیگر فرصتی برای توجه به واقعیت باقی نمی گذاشت، راهکار هم در نهایت این بود از داراتر ها بگیریم و به بقیه بدهیم کار حل می شود! صرف دغدغه خوب داشتن کافی نیست، جسارت و شورش ستودنی بود، ولی از جایی به بعد نه علاقه به تغییر هست نه توانش. بی تردید دنیا بدون او جای بهتری نیست، شاید باید گفت یادش گرامی، ولی راهش پررهرو مباد! والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
خبر مرگ مرحوم رئیس دانا غم انگیز بود، در فرهنگ ما اغلب در چنین مواردی از دغدغه های و آرمان های مردمی و لوطی منشی متوفی می گویند، بد نیست، ولی بعید است چنین یادی از مردگان، گره ای از کار زندگان بگشاید. تصویری که از آن مرحوم بیشتر برایم تداعی می شود مربوط به دوران نوبل گرفتن شیرین عبادی بود که در فرودگاه با خوشحالی پایین وبالا می پرید.
از نسلی بود که حوالی هیاهوی ملی شدن نفت و جنگ سرد متولد شد و بیش از توصیف جهان در پی تغییر آن بود. آنها آنقدر عاشق مقاومت و درگیر فوبیای امپریالیسم شدند، که صرف مخالفت با امپریالیسم می توانست هر جانی ای را نزد آنها تبرئه کند و مترقی جلوه دهد. آن همه دغدغه جهانی و نفرت از امپریالیست اعظم، دیگر فرصتی برای توجه به واقعیت باقی نمی گذاشت، راهکار هم در نهایت این بود از داراتر ها بگیریم و به بقیه بدهیم کار حل می شود! صرف دغدغه خوب داشتن کافی نیست، جسارت و شورش ستودنی بود، ولی از جایی به بعد نه علاقه به تغییر هست نه توانش. بی تردید دنیا بدون او جای بهتری نیست، شاید باید گفت یادش گرامی، ولی راهش پررهرو مباد! والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
رپ اقتصادی
ترجمه این کار بامزه موسوم به رژه تاریخ به زحمت تعدادی از دوستان آماده شده است که مناظره موزیکال میان اقتصاددان نامدار مکتب اتریش فون میزس و مارکس شاخص ترین متفکر سوسیالیسم است، مضمون صحبت آنها حتی امروز هم زنده و شنیدنی است. والله اعلم.
@radicall_q
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
ترجمه این کار بامزه موسوم به رژه تاریخ به زحمت تعدادی از دوستان آماده شده است که مناظره موزیکال میان اقتصاددان نامدار مکتب اتریش فون میزس و مارکس شاخص ترین متفکر سوسیالیسم است، مضمون صحبت آنها حتی امروز هم زنده و شنیدنی است. والله اعلم.
@radicall_q
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
ترامپ برنده ۲۰۲۰ نخواهد بود!؟
نگارنده با خود عهد بسته است که در پیش بینی اوضاع جهان احتیاط کند و وارد بیزینس اهالی فال قهوه نشود، با این حال از گمانه زنی درباره آینده محتمل گریزی نیست.
حضرت فریدمن پیش بینی جالبی از انتخابات ۲۰۲۰ دارد و حدس می زند که برنده آن یک دموکرات است، یعنی کسی که نماینده تکنوکراسی امریکاست و یحتمل باید منتظر به قدرت رسیدن جو بایدن بود، با این حال فارغ از نتیجه انتخابات ۲۰۲۰ آنقدرها مهم نیست، انتخابات سرنوشت ساز به نظر او هشت سال بعد در ۲۰۲۸ رخ می دهد، جایی که طبق الگوی وی باید مردی برای تغییر اساسی مناسبات نهادی و اجتماعی-اقتصادی ایالات متحده به قدرت برسد، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
نگارنده با خود عهد بسته است که در پیش بینی اوضاع جهان احتیاط کند و وارد بیزینس اهالی فال قهوه نشود، با این حال از گمانه زنی درباره آینده محتمل گریزی نیست.
حضرت فریدمن پیش بینی جالبی از انتخابات ۲۰۲۰ دارد و حدس می زند که برنده آن یک دموکرات است، یعنی کسی که نماینده تکنوکراسی امریکاست و یحتمل باید منتظر به قدرت رسیدن جو بایدن بود، با این حال فارغ از نتیجه انتخابات ۲۰۲۰ آنقدرها مهم نیست، انتخابات سرنوشت ساز به نظر او هشت سال بعد در ۲۰۲۸ رخ می دهد، جایی که طبق الگوی وی باید مردی برای تغییر اساسی مناسبات نهادی و اجتماعی-اقتصادی ایالات متحده به قدرت برسد، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
👍1
پست شخصی و درخواست کمک
انگار کابوس های ۹۸ تمامی ندارد، این عضو ناطق خانواده ما امروز جایی در حوالی دروازه شیراز اصفهان از قفس خارج شد و متاسفانه تاکنون پیدایش نکرده ایم، کسی نمی داند بر من چه گذشته و می گذرد. احتمال دادم شاید اطلاع رسانی در کانال که می دانم مخاطبانی اصفهانی هم در آن حضور دارند کمکی کند، اگر احیانا خبری داشتید، سپاسگزار خواهم شد اطلاع دهید.
@amirhosseinkhq
@Rahbordchannel
انگار کابوس های ۹۸ تمامی ندارد، این عضو ناطق خانواده ما امروز جایی در حوالی دروازه شیراز اصفهان از قفس خارج شد و متاسفانه تاکنون پیدایش نکرده ایم، کسی نمی داند بر من چه گذشته و می گذرد. احتمال دادم شاید اطلاع رسانی در کانال که می دانم مخاطبانی اصفهانی هم در آن حضور دارند کمکی کند، اگر احیانا خبری داشتید، سپاسگزار خواهم شد اطلاع دهید.
@amirhosseinkhq
@Rahbordchannel
فریب عمله های تمامیت خواهی را نخورید!
از میان همه هواداران پرشور به اصطلاح "اقتدار" چینی ها در قضیه کرونا کمتر کسی توجه می کند که اگر پنهانکاری و خفه کردن هشدارها نبود اساسا کار به اینجا نمی رسید. در مجله نیچر می خوانیم، اگر اجازه داده شده بود فقط سه هفته زودتر جهانیان از وخامت قضیه خبردار می شدند، پیامدهای کار به 5 درصد! میزان کنونی هم نمی رسید. آن زمان چینی ها مشغول ساکت کردن مخالفان بودند تا اذهان مردم و جهانیان مشوش نشود و دیدیم لاپوشانی و زندان کردن آنهایی که خبر از وقوع مصیبت می دادند، چنان کرد که معلوم هم نیست مصیبت کی تمام شود.
به هیچ دولتی نباید اعتماد کرد و به دولتی جبار بیشتر، هنوز که زود است در مورد اثربخشی روش بگیر و ببند چینی صحبت کنیم، سرکوب بیماری با مهار آن تفاوت جدی دارد و بعید نیست که شاهد برگشت آن باشیم. به عنوان یک نظر شخصی پیشنهاد می کنم با تقدیرهای مکرر سازمان بهداشت جهانی از چینی ها هم با احتیاط روبه رو شوید، شواهد خوبی در مورد ارتباط خاص و اعمال نفوذ چینی ها با بسیاری از سازمان های جهانی وجود دارد، در مورد سازمان بهداشت جهانی، ارتباط خاص دولت چین و ادهانوم رئیس اتیوپیایی آن حرف و حدیث زیاد است، کسی که پیشتر در دولت جبهه دموکراتیک انقلابی خلق اتیوپی به عنوان وزیر بهداشت خدمت می کرد. دولت مارکسیست سرکوبگر اتیوپی با اتهام نقض حقوق بشر روبه رو بود، گفته می شود در مورد خود ادهانوم می شود از پنهانکاری سه مورد اپیدمی وبا در زمان خدمت نام برد.
آمار چینی ها مثل هر دولت سرکوبگر دیگری قرار نیست شفاف باشد، یک بوروکراسی گسترده و فربه نمی تواند به واقعیت وفادار باشد، دروغ و سیاسی کاری بخشی از بوروکراسی دولت است، حرف دشمنان هم نیست، لی کچیانگ از مقامات بلندپایه حزب در سخنی مشهور گفته بود به آمارهای اقتصادی چین که حاصل دستکاری عامدانه و ساختگی است نمی شود اعتماد کرد بهتر است به شاخص های جایگزین برای داشتن حدسی بهتر از واقعیت رجوع کرد، بد نیست در مورد شاخص کچیانگ بیشتر بخوانیم.
حالا هم که رژیمی اقتدارگرا جهان را به لبه مصیبت برده است، دستگاه پروپاگاندای آن به راه افتاده است که بقیه را متهم کند و با کمک به کشورهای مصیبت زده نقش منجی به خود بگیرد. از همه خوشمزه تر حرف های هواداران وطنی این استراتژی "قاطعانه" است، نگارنده به دوستی پیشنهاد کرده بود برای آنکه حتی از چینی ها موثرتر عمل کنیم، بهتر است اصلا حکم تیر به نظامی ها بدهیم که هرکس بیرون آمد با شلیک مستقیم روبه رو شود! احتمالا در محدود کردن تردد از هر روش دیگر کارسازتر باشد و البته "قاطعانه" هم هست! چیزی که باید به ان توجه کنیم این نیست که چرا فلان دولت به حد کافی قاطعیت (بخوانید توحش) به خرج نمی دهد، این است که چرا آدم ها علیرغم خطر مستقیمی که تهدیدشان می کند، باز مقاومت به خرج می دهند؟ (بماند که تردید دارم تعداد بی مبالات ها آنقدر که تبلیغ می شود زیاد باشد).
می دانیم که با هر میزان فشار کار حل نمی شود، هدف در نهایت اینست که آدم ها (یا دستکم اکثریت آنها) تغییر رفتار دهند و در تحلیل نهایی باید اکثر آدم ها قانع شوند که به شکل خاصی عمل کنند، حال می شود پرسید آیا داغ درفش بهترین راه برای رسیدن به این هدف است؟ تردید دارم! تکنولوژی های قانع سازی در بازار بسیار موثرتر عمل می کنند، اما در این شکی نیست که دولت ها به ویژه نوع تمامیت خواه آن نظیر چین چقدر در این مورد ناکارآمد اند. از استبداد و تمامیت خواهی انتظار معجزه نباید داشت، چیزی که باید از این هیاهو بفهمیم این است که امیدی به دولت ها و سیاسیون نیست، باید خودمان مراقب جان و دارایی هایمان باشیم.
آن ساده دلانی که از کمبود "اقتدار" در ایران هم می نالند مراقب باشند که این توصیه ها در کشورها که سالهاست درگیر "شرایط حساس کنونی" است، می تواند چه نتایجی به بار آورد، به قول معروف مواظب باشید چه چیزی را آرزو می کنید، شاید برآورده شود. والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
از میان همه هواداران پرشور به اصطلاح "اقتدار" چینی ها در قضیه کرونا کمتر کسی توجه می کند که اگر پنهانکاری و خفه کردن هشدارها نبود اساسا کار به اینجا نمی رسید. در مجله نیچر می خوانیم، اگر اجازه داده شده بود فقط سه هفته زودتر جهانیان از وخامت قضیه خبردار می شدند، پیامدهای کار به 5 درصد! میزان کنونی هم نمی رسید. آن زمان چینی ها مشغول ساکت کردن مخالفان بودند تا اذهان مردم و جهانیان مشوش نشود و دیدیم لاپوشانی و زندان کردن آنهایی که خبر از وقوع مصیبت می دادند، چنان کرد که معلوم هم نیست مصیبت کی تمام شود.
به هیچ دولتی نباید اعتماد کرد و به دولتی جبار بیشتر، هنوز که زود است در مورد اثربخشی روش بگیر و ببند چینی صحبت کنیم، سرکوب بیماری با مهار آن تفاوت جدی دارد و بعید نیست که شاهد برگشت آن باشیم. به عنوان یک نظر شخصی پیشنهاد می کنم با تقدیرهای مکرر سازمان بهداشت جهانی از چینی ها هم با احتیاط روبه رو شوید، شواهد خوبی در مورد ارتباط خاص و اعمال نفوذ چینی ها با بسیاری از سازمان های جهانی وجود دارد، در مورد سازمان بهداشت جهانی، ارتباط خاص دولت چین و ادهانوم رئیس اتیوپیایی آن حرف و حدیث زیاد است، کسی که پیشتر در دولت جبهه دموکراتیک انقلابی خلق اتیوپی به عنوان وزیر بهداشت خدمت می کرد. دولت مارکسیست سرکوبگر اتیوپی با اتهام نقض حقوق بشر روبه رو بود، گفته می شود در مورد خود ادهانوم می شود از پنهانکاری سه مورد اپیدمی وبا در زمان خدمت نام برد.
آمار چینی ها مثل هر دولت سرکوبگر دیگری قرار نیست شفاف باشد، یک بوروکراسی گسترده و فربه نمی تواند به واقعیت وفادار باشد، دروغ و سیاسی کاری بخشی از بوروکراسی دولت است، حرف دشمنان هم نیست، لی کچیانگ از مقامات بلندپایه حزب در سخنی مشهور گفته بود به آمارهای اقتصادی چین که حاصل دستکاری عامدانه و ساختگی است نمی شود اعتماد کرد بهتر است به شاخص های جایگزین برای داشتن حدسی بهتر از واقعیت رجوع کرد، بد نیست در مورد شاخص کچیانگ بیشتر بخوانیم.
حالا هم که رژیمی اقتدارگرا جهان را به لبه مصیبت برده است، دستگاه پروپاگاندای آن به راه افتاده است که بقیه را متهم کند و با کمک به کشورهای مصیبت زده نقش منجی به خود بگیرد. از همه خوشمزه تر حرف های هواداران وطنی این استراتژی "قاطعانه" است، نگارنده به دوستی پیشنهاد کرده بود برای آنکه حتی از چینی ها موثرتر عمل کنیم، بهتر است اصلا حکم تیر به نظامی ها بدهیم که هرکس بیرون آمد با شلیک مستقیم روبه رو شود! احتمالا در محدود کردن تردد از هر روش دیگر کارسازتر باشد و البته "قاطعانه" هم هست! چیزی که باید به ان توجه کنیم این نیست که چرا فلان دولت به حد کافی قاطعیت (بخوانید توحش) به خرج نمی دهد، این است که چرا آدم ها علیرغم خطر مستقیمی که تهدیدشان می کند، باز مقاومت به خرج می دهند؟ (بماند که تردید دارم تعداد بی مبالات ها آنقدر که تبلیغ می شود زیاد باشد).
می دانیم که با هر میزان فشار کار حل نمی شود، هدف در نهایت اینست که آدم ها (یا دستکم اکثریت آنها) تغییر رفتار دهند و در تحلیل نهایی باید اکثر آدم ها قانع شوند که به شکل خاصی عمل کنند، حال می شود پرسید آیا داغ درفش بهترین راه برای رسیدن به این هدف است؟ تردید دارم! تکنولوژی های قانع سازی در بازار بسیار موثرتر عمل می کنند، اما در این شکی نیست که دولت ها به ویژه نوع تمامیت خواه آن نظیر چین چقدر در این مورد ناکارآمد اند. از استبداد و تمامیت خواهی انتظار معجزه نباید داشت، چیزی که باید از این هیاهو بفهمیم این است که امیدی به دولت ها و سیاسیون نیست، باید خودمان مراقب جان و دارایی هایمان باشیم.
آن ساده دلانی که از کمبود "اقتدار" در ایران هم می نالند مراقب باشند که این توصیه ها در کشورها که سالهاست درگیر "شرایط حساس کنونی" است، می تواند چه نتایجی به بار آورد، به قول معروف مواظب باشید چه چیزی را آرزو می کنید، شاید برآورده شود. والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
Nature
What China’s coronavirus response can teach the rest of the world
Researchers are studying the effects of China’s lockdowns to glean insights about controlling the viral pandemic.
👍1
بازار یا دولت برای احمق ها!
این الگوریتم ساده را برای اینکه دریابیم فلان کار را دولت باید انجام دهد یا می توان آن را به بازار سپرد، به کار ببرید:
۱. آیا کار مهمی است؟
۲. جواب گام ۱ منفی است: پس لازم نیست دولت پول عمومی را برای کارهای غیرمهم تلف کند.
۳. جواب گام ۱ مثبت است: به گام ۴ بروید.
۴. آیا بدون داغ و درفش و اجبار هم باز مایلید پولی برای آن کار پرداخت کنید؟
۵. جواب گام ۴ منفی است: به گام ۱ برگردید.
۶. جواب گام ۴ مثبت است: پس خود افراد داوطلبانه آن را پرداخت می کنند و نیاز به اجبار و سپردن کار به دولت نیست.
گاهی یک نمودار ساده به اندازه یک کتاب می ارزد، والله اعلم.
For dummies
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
این الگوریتم ساده را برای اینکه دریابیم فلان کار را دولت باید انجام دهد یا می توان آن را به بازار سپرد، به کار ببرید:
۱. آیا کار مهمی است؟
۲. جواب گام ۱ منفی است: پس لازم نیست دولت پول عمومی را برای کارهای غیرمهم تلف کند.
۳. جواب گام ۱ مثبت است: به گام ۴ بروید.
۴. آیا بدون داغ و درفش و اجبار هم باز مایلید پولی برای آن کار پرداخت کنید؟
۵. جواب گام ۴ منفی است: به گام ۱ برگردید.
۶. جواب گام ۴ مثبت است: پس خود افراد داوطلبانه آن را پرداخت می کنند و نیاز به اجبار و سپردن کار به دولت نیست.
گاهی یک نمودار ساده به اندازه یک کتاب می ارزد، والله اعلم.
For dummies
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
هر کوبایی یک آگهی تبلیغاتی برای جبار نیمه مجنون!
پنجاه و اندی پزشک کوبایی برای کمک به کرونازدگان به لومباردی رفته اند، بامزه اینست که وسط مصیبت هم باید شعار دهند و تمثال پیشوای مرحوم را بالا ببرند، گویا یاد چوپان باید همیشه برای گله پررنگ باشد.
انگار فردیت همه جز شخص پیشوا باید محو شود و مردم چیزی جز نماینده دیکتاتور بزرگ به حساب نمی آیند. مطمئن باشید حتی اگر در کوبا کمبود پزشک هم بود، باز از این حرکات نمایشی مضایقه نداشتند، چنانکه پیشترها در چین و شوروی حتی به قیمت تلف شدن دهقانان یک منطقه محصولاتشان را به زور می گرفتند و برای جاهای دیگر می فرستادند. باید به تمام کسانی که می خواهند فردیت را از ما بگیرند بدبین بود، مراقب آنهایی که می خواهند از نمد کرونا کلاهی برای تمامیت خواهی بدوزند باشید، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
پنجاه و اندی پزشک کوبایی برای کمک به کرونازدگان به لومباردی رفته اند، بامزه اینست که وسط مصیبت هم باید شعار دهند و تمثال پیشوای مرحوم را بالا ببرند، گویا یاد چوپان باید همیشه برای گله پررنگ باشد.
انگار فردیت همه جز شخص پیشوا باید محو شود و مردم چیزی جز نماینده دیکتاتور بزرگ به حساب نمی آیند. مطمئن باشید حتی اگر در کوبا کمبود پزشک هم بود، باز از این حرکات نمایشی مضایقه نداشتند، چنانکه پیشترها در چین و شوروی حتی به قیمت تلف شدن دهقانان یک منطقه محصولاتشان را به زور می گرفتند و برای جاهای دیگر می فرستادند. باید به تمام کسانی که می خواهند فردیت را از ما بگیرند بدبین بود، مراقب آنهایی که می خواهند از نمد کرونا کلاهی برای تمامیت خواهی بدوزند باشید، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
در باب مدفوع جات در ایتالیای قدیم!
"شما می توانستید روی سیاستمدارانی که بیش از اندازه بزرگ می شدند به واسطه تجاوزاتشان "اسم ناجور" بگذارید. مثال جراردو کاگاپیستوی میلانی را در نظر بگیرید که بین سالهای ۱۱۴۱ و ۱۱۸۰ چهارده بار در این شهر عضو شورا بود. نام او با پیشوند "کاگا" یا "کاسا" به معنای "مدفوع" آغاز میشد. کاگاپیستو به معنای "پیستوی مدفوع" بود و پیستو به نوعی سس ماکارونی ایتالیایی اشاره دارد.
مثال های دیگر از سیاستمدارانی که نامهایشان شامل کلمه "مدفوع" می شد برادران کاکائینارکا (گرگوریو و گوگليیلمو) بودند که نام خانوادگی شان به معنای "مدفوع در جعبه" است. همین طور نام عضو شورا آندریکو کاگائینوسا که بین سالهای ۱۱۴۰ و ۱۱۴۴ مقام داشت به عنوان «مدفوع در شلوارت" ترجمه می شود. دیگر اسامی خانواده های سیاسی برجسته از جمله شامل کاکائین باسیلیکا به معنای "مدفوع در کلیسا"، کاکارانا به معنای "مدفوع قورباغه"؛ کاگالنتی یا "مدفوع کردن به آرامی"؛ و حتی کاگاتوسیچی به معنای "مدفوع سمی" بود. اگر کسی زیادی قدرتمند میشد یا کژرفتاری می کرد با این خطر مواجه بود که یک نام خانوادگی با پیشوندی از مدفوع بگیرد".
از قرار آدم ها در طی تاریخ از روش های مختلفی برای مهار اهالی سیاست استفاده می کردند، از جمله در ایتالیایی قرن نهم و دهم در شهر سیه نا چنین روالی رایج بوده است، والله اعلم.
http://bit.ly/2IOLckH
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
"شما می توانستید روی سیاستمدارانی که بیش از اندازه بزرگ می شدند به واسطه تجاوزاتشان "اسم ناجور" بگذارید. مثال جراردو کاگاپیستوی میلانی را در نظر بگیرید که بین سالهای ۱۱۴۱ و ۱۱۸۰ چهارده بار در این شهر عضو شورا بود. نام او با پیشوند "کاگا" یا "کاسا" به معنای "مدفوع" آغاز میشد. کاگاپیستو به معنای "پیستوی مدفوع" بود و پیستو به نوعی سس ماکارونی ایتالیایی اشاره دارد.
مثال های دیگر از سیاستمدارانی که نامهایشان شامل کلمه "مدفوع" می شد برادران کاکائینارکا (گرگوریو و گوگليیلمو) بودند که نام خانوادگی شان به معنای "مدفوع در جعبه" است. همین طور نام عضو شورا آندریکو کاگائینوسا که بین سالهای ۱۱۴۰ و ۱۱۴۴ مقام داشت به عنوان «مدفوع در شلوارت" ترجمه می شود. دیگر اسامی خانواده های سیاسی برجسته از جمله شامل کاکائین باسیلیکا به معنای "مدفوع در کلیسا"، کاکارانا به معنای "مدفوع قورباغه"؛ کاگالنتی یا "مدفوع کردن به آرامی"؛ و حتی کاگاتوسیچی به معنای "مدفوع سمی" بود. اگر کسی زیادی قدرتمند میشد یا کژرفتاری می کرد با این خطر مواجه بود که یک نام خانوادگی با پیشوندی از مدفوع بگیرد".
از قرار آدم ها در طی تاریخ از روش های مختلفی برای مهار اهالی سیاست استفاده می کردند، از جمله در ایتالیایی قرن نهم و دهم در شهر سیه نا چنین روالی رایج بوده است، والله اعلم.
http://bit.ly/2IOLckH
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
گروه پژوهشی توسعه اجتماعی آفرینش
معرفی کتاب «راه باریک آزادی» - گروه پژوهشی توسعه اجتماعی آفرینش
امروزه ما در بحبوحه عصری از بیثباتیهای ناگهانی زندگی میکنیم. ما بیش از همیشه به آزادی نیاز داریم، و در عین حال دالان آزادی باریکتر و پرمخاطرهتر میشود. از دست رفتن آزادی سیاسی ما، هر قدر که مهیب، «تنها» خطر آرمیده در افق نیست، بلکه اضمحلال بهروزی و امنیتی…
فوبیای بوروکراسی: چرا نظام اداری ایران فشل است و دولتی های ایران "بی عرضه" اند؟
جمال عبدالناصر، رئیس جمهور مصر و از چهره های شاخص ناسیونالیسم عرب، در دهه های 1950 و 1960 اصلاحات ارضی گسترده و پردامنه ای را در دهه ۱۹۵۰ آغاز کرد که حدود یک دهه پیش از طرح مشابه انقلاب سفید در ایران در سال 1963 بود. پیامد کار این کنار گذاشتن و از بین بردن طبقه زمین داران بزرگ بود و باید نهادهای دولتی جانشین آنها می شدند که کارکردی مشابه آنها داشته باشند و وظایفی همچون برقراری نظم، وام دهی، بازاریابی، و حفظ صلح را انجام دهد و این کاری به غایت دشوار بود. عبدالناصر و رفقا به این منظور دست دامن دهقانان متوسط (زمیندارانی که به دلیل وسعت زمین هایشان نیازی به کار اعضای خانواده شان در بیرون از مزرعه نبود) و دهقانان ثروتمند (زمینداران بزرگی که همواره نیازمند نیروی کار مزد بگیر اضافی بودند) شدند. برخی از این دهقانان متوسط و ثروتمند پیشترها همین کارها را برای زمینداران بزرگ انجام داده بود و به نوعی کارگزار آنها به شمار می آمدند. در همین حال، ناصر برای حفظ موازنه قدرت شروع به نهادسازی سیاسی و همچنین تقویت دم و دستگاه دولت خود کرد.
اما مسائل جدیدی پدیدار شدند، از میانه های دهه ۱۹۶۰ میان این نهادهای تازه سیاسی و دهقانان بزرگ و ثروتمند که رژیم به حمایت آنها نیاز داشت و بازمانده نظم قدیم به حساب می آمدند، تعارض های جدی به وجود آمد. این دسته اخیر بر جمعیت بزرگ دهقانان کوچک یا بی زمین مصر تسلط زیادی داشتند و قدرت اجتماعی زیادی به هم زده بودند و همین باعث شده بود این نهادها به آنها انگ فئودال بودن بزنند و به دنبال به چالش کشیدن آنها باشند.
اما این همه قضیه نبود، خود همین نهادها و سازمانهای جدید به تدریج مایه نگرانی خود ناصر شدند. اگر بخواهیم از کمی پیشتر شروع کنیم تا تصویر بهتری از وضعیت داشته باشیم، قضیه از این قرار بود که در فاصله کودتا 1952 علیه رژیم پادشاهی مصر تا آغاز دهه ۱۹۶۰، سرلشکر عبدل الحکیم عامر که یکی از نقش آفرینان اصلی کودتا، رئیس ستاد ارتش و وزیر دفاع مصر و البته از دوستان نزدیک جمال عبدالناصر به حساب می آمد قدرت بسیاری گرفته بود. عامر گروهی وفادار به خود را در ارتش گماشته بود و به پشتگرمی آنها زیر بار کنترل ناصر هم نمی رفت و در برابر زیر کنترل ریاست جمهوری قرار گرفتن مقاومتی جدی نشان می داد. عبدالناصر برای مقابله با این تهدید در اوایل دهه ۱۹۶۰ ترتیب تاسیس یک حزب، یعنی اتحادیه سوسیالیست عرب، را داد که می توانست به عنوان یک نیروی غیر نظامی در برابر ارتش عمل کند (در واقع همراه با تغییر قانونی اساسی، حزب قبلی یعنی اتحاد ملی به نام جدید یعنی اتحادیه سوسیالیست عرب بدل شد).
اما تا اواخر دهه ۱۹۶۰ خود همین حزب اتحادیه سوسیالیست عرب هم باعث نگرانی هایی شد. این حزب جدید از نقش اصلی خود، یعنی به چالش کشیدن دیگر سازمان های اجتماعی برخوردار از به اصطلاح قواعد فئودال فراتر رفته بود و قدرت خود ناصر را درون دولت به چالش می کشید. در نهایت ناصر که احساس خطر کرده بود، تلاش کرد از قدرت حزب بکاهد و کار به حدی بالا گرفت که على صبری، نخستین دبیر قدرتمند حزب، به اتهام قاچاق دستگیر شد. در روستاها نیز قدرت حزب به تدریج کاهش جدی پیدا کرد و دهقانان ثروتمند و متوسط که تا حدی ضعیف شده بودند قدرتشان احیا شد و به عنوان قدرتمند ترین نیروهای اجتماعی در نواحی روستایی مصر باقی ماندند. دولت مصر علیرغم منابع فراوان و مهیا بودن بسیاری شرایط نتوانست به عنوان یک قدرت مسلط در جامعه مصر نفوذ کند و علت آن تا حد زیادی این بود که زمامدار این کشور از نهادهای خودش، یعنی ارتش و حزب اتحادیه سوسیالیست عرب هراس داشت، همان نهادهایی که برای نفوذ در جامعه و تثبیت قدرت دولت وجود و کارکردشان ضروری است.
وصف مصر برای بسیاری از کشورهای در حال توسعه و از جمله ایران هم رواست، در بسیاری از این کشورها که ساختار سیاسی منسجم و تثبیت شده ای وجود ندارد، زمامداران برای حفظ جایگاه خود باید توان بسیج گسترده و سازمان یافته شهروندان و جلب حمایت آنان را داشته باشند، ولی از چنین قابلیتی برخوردار نیستند. آنها علی الاصول باید از سازوکارهای سیاسی و اداری (بوروکراتیک) برای اعمال قدرت خود استفاده کنند، ولی در می یابند که همین سازوکارها خود به تهدیدی علیه آنها بدل می شود. زمامداران می خواهند اقتدار خود را در جامعه تثبیت کنند و برای این کار نیاز دارند تا از یک بوروکراسی قدرتمند بهره مند باشند، ولی از طغیان آن می هراسند، قدرت مهیب آن چه بسا جایگاه خود آنها را هم به خطر اندازد. والله اعلم
پ.ن: این بخشی از مقاله من در شماره نوروز تجارت فردا با نام فوبیای بوروکراسی است.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
جمال عبدالناصر، رئیس جمهور مصر و از چهره های شاخص ناسیونالیسم عرب، در دهه های 1950 و 1960 اصلاحات ارضی گسترده و پردامنه ای را در دهه ۱۹۵۰ آغاز کرد که حدود یک دهه پیش از طرح مشابه انقلاب سفید در ایران در سال 1963 بود. پیامد کار این کنار گذاشتن و از بین بردن طبقه زمین داران بزرگ بود و باید نهادهای دولتی جانشین آنها می شدند که کارکردی مشابه آنها داشته باشند و وظایفی همچون برقراری نظم، وام دهی، بازاریابی، و حفظ صلح را انجام دهد و این کاری به غایت دشوار بود. عبدالناصر و رفقا به این منظور دست دامن دهقانان متوسط (زمیندارانی که به دلیل وسعت زمین هایشان نیازی به کار اعضای خانواده شان در بیرون از مزرعه نبود) و دهقانان ثروتمند (زمینداران بزرگی که همواره نیازمند نیروی کار مزد بگیر اضافی بودند) شدند. برخی از این دهقانان متوسط و ثروتمند پیشترها همین کارها را برای زمینداران بزرگ انجام داده بود و به نوعی کارگزار آنها به شمار می آمدند. در همین حال، ناصر برای حفظ موازنه قدرت شروع به نهادسازی سیاسی و همچنین تقویت دم و دستگاه دولت خود کرد.
اما مسائل جدیدی پدیدار شدند، از میانه های دهه ۱۹۶۰ میان این نهادهای تازه سیاسی و دهقانان بزرگ و ثروتمند که رژیم به حمایت آنها نیاز داشت و بازمانده نظم قدیم به حساب می آمدند، تعارض های جدی به وجود آمد. این دسته اخیر بر جمعیت بزرگ دهقانان کوچک یا بی زمین مصر تسلط زیادی داشتند و قدرت اجتماعی زیادی به هم زده بودند و همین باعث شده بود این نهادها به آنها انگ فئودال بودن بزنند و به دنبال به چالش کشیدن آنها باشند.
اما این همه قضیه نبود، خود همین نهادها و سازمانهای جدید به تدریج مایه نگرانی خود ناصر شدند. اگر بخواهیم از کمی پیشتر شروع کنیم تا تصویر بهتری از وضعیت داشته باشیم، قضیه از این قرار بود که در فاصله کودتا 1952 علیه رژیم پادشاهی مصر تا آغاز دهه ۱۹۶۰، سرلشکر عبدل الحکیم عامر که یکی از نقش آفرینان اصلی کودتا، رئیس ستاد ارتش و وزیر دفاع مصر و البته از دوستان نزدیک جمال عبدالناصر به حساب می آمد قدرت بسیاری گرفته بود. عامر گروهی وفادار به خود را در ارتش گماشته بود و به پشتگرمی آنها زیر بار کنترل ناصر هم نمی رفت و در برابر زیر کنترل ریاست جمهوری قرار گرفتن مقاومتی جدی نشان می داد. عبدالناصر برای مقابله با این تهدید در اوایل دهه ۱۹۶۰ ترتیب تاسیس یک حزب، یعنی اتحادیه سوسیالیست عرب، را داد که می توانست به عنوان یک نیروی غیر نظامی در برابر ارتش عمل کند (در واقع همراه با تغییر قانونی اساسی، حزب قبلی یعنی اتحاد ملی به نام جدید یعنی اتحادیه سوسیالیست عرب بدل شد).
اما تا اواخر دهه ۱۹۶۰ خود همین حزب اتحادیه سوسیالیست عرب هم باعث نگرانی هایی شد. این حزب جدید از نقش اصلی خود، یعنی به چالش کشیدن دیگر سازمان های اجتماعی برخوردار از به اصطلاح قواعد فئودال فراتر رفته بود و قدرت خود ناصر را درون دولت به چالش می کشید. در نهایت ناصر که احساس خطر کرده بود، تلاش کرد از قدرت حزب بکاهد و کار به حدی بالا گرفت که على صبری، نخستین دبیر قدرتمند حزب، به اتهام قاچاق دستگیر شد. در روستاها نیز قدرت حزب به تدریج کاهش جدی پیدا کرد و دهقانان ثروتمند و متوسط که تا حدی ضعیف شده بودند قدرتشان احیا شد و به عنوان قدرتمند ترین نیروهای اجتماعی در نواحی روستایی مصر باقی ماندند. دولت مصر علیرغم منابع فراوان و مهیا بودن بسیاری شرایط نتوانست به عنوان یک قدرت مسلط در جامعه مصر نفوذ کند و علت آن تا حد زیادی این بود که زمامدار این کشور از نهادهای خودش، یعنی ارتش و حزب اتحادیه سوسیالیست عرب هراس داشت، همان نهادهایی که برای نفوذ در جامعه و تثبیت قدرت دولت وجود و کارکردشان ضروری است.
وصف مصر برای بسیاری از کشورهای در حال توسعه و از جمله ایران هم رواست، در بسیاری از این کشورها که ساختار سیاسی منسجم و تثبیت شده ای وجود ندارد، زمامداران برای حفظ جایگاه خود باید توان بسیج گسترده و سازمان یافته شهروندان و جلب حمایت آنان را داشته باشند، ولی از چنین قابلیتی برخوردار نیستند. آنها علی الاصول باید از سازوکارهای سیاسی و اداری (بوروکراتیک) برای اعمال قدرت خود استفاده کنند، ولی در می یابند که همین سازوکارها خود به تهدیدی علیه آنها بدل می شود. زمامداران می خواهند اقتدار خود را در جامعه تثبیت کنند و برای این کار نیاز دارند تا از یک بوروکراسی قدرتمند بهره مند باشند، ولی از طغیان آن می هراسند، قدرت مهیب آن چه بسا جایگاه خود آنها را هم به خطر اندازد. والله اعلم
پ.ن: این بخشی از مقاله من در شماره نوروز تجارت فردا با نام فوبیای بوروکراسی است.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
در باب یک توهم؛ سیستم سلامت در کشور خلق های ستم دیده!
در حکومت های اقتدارگرایی مثل کوبا به دلایل مشخص روی دو حوزه بهداشت و درمان و آموزش سرمایه گذاری زیادی می کنند، در کوبا حدود ۱۱ درصد از تولید ناخالص داخلی و ۰.۸ درصد از جمعیت را پزشکان تشکیل می دهند. می دانیم که بزرگ شدن بی قاعده در یک بخش معنایش کوچک ماندن بخش های دیگر است، برای همین غریب نیست کمبود دستمال توالت مشکل همیشگی این کشور سرآمد! در پزشکی است!
خیلی ها از پیشرفته بودن سیستم سلامت کوبا می گویند و یکی نمی پرسد چطور کشوری نه چندان ثروتمند می تواند در حوزه ای پیچیده و پرخرج سرآمد باشد؟ چطور از پس هزینه های تحقیق و توسعه میلیارد دلاری برمی اید؟ با نیاز ابداع فناوری های پیشرفته و همکاری های گسترده فراملی و سازماندهی ساختار پیچیده سلامت چه می کند؟
اینجا هم مثل بقیه موارد در حکومت پیشوای ضدامپریالیست فقید، شلوغ کاری و هیاهو حرف آخر را می زند، به هر بهانه ای دولت خلقی کوبا گَنگ های پروپاگاندای خود را به این طرف و آن طرف می فرستد که همگان از حسن نیت و آمادگی سیستم سلامت کوبا شگفت زده شوند! کافی است شلوغ کاری کوبایی ها در همین غائله کرونا را به یاد آورید.
بد نیست بدانیم سیستم کوبا دو لایه دارد، یکی برای به اصطلاح توریسم پزشکی که خارجی ها دلار و ارز می دهند و خدمات خوبی عمدتا در حوزه عمل های زیبایی می گیرند و دیگری برای مردم عادی که همیشه با مشکلاتی مثل کیفیت پایین خدمات و نبود ملزومات اولیه روبه روست. کترین هرشفلد که ۹ ماهی را در کوبا و به تحقیق روی سیستم سلامت آن کشور گذرانده از نارضایتی گسترده مردم عادی از خدمات درمانی می گوید و اینکه خدمات خوب مال از ما بهتران است و کار آنقدر خراب است که پرستاران داروها را از بیمارستان ها می دزدند تا آن را در بازار سیاه بفروشند!
شخصا یک معیار ساده برای تشخیص اعتبار ادعاها در مورد پیشرفته بودن کشورها دارم آن هم طولانی بودن صف گرفتن ویزا و اقامت در آن کشور است و می بینیم که تندوتیز ترین حامیان خلق های ستم دیده هم ترجیح می دهند در آمریکا و اروپای غربی به مبارزات خود ادامه دهند تا در کوبا از ان همه دستاورد! به رایگان بهره مند باشند، والله اعلم.
https://bit.ly/3dxOOpb
https://bit.ly/3bB2RJ7
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
در حکومت های اقتدارگرایی مثل کوبا به دلایل مشخص روی دو حوزه بهداشت و درمان و آموزش سرمایه گذاری زیادی می کنند، در کوبا حدود ۱۱ درصد از تولید ناخالص داخلی و ۰.۸ درصد از جمعیت را پزشکان تشکیل می دهند. می دانیم که بزرگ شدن بی قاعده در یک بخش معنایش کوچک ماندن بخش های دیگر است، برای همین غریب نیست کمبود دستمال توالت مشکل همیشگی این کشور سرآمد! در پزشکی است!
خیلی ها از پیشرفته بودن سیستم سلامت کوبا می گویند و یکی نمی پرسد چطور کشوری نه چندان ثروتمند می تواند در حوزه ای پیچیده و پرخرج سرآمد باشد؟ چطور از پس هزینه های تحقیق و توسعه میلیارد دلاری برمی اید؟ با نیاز ابداع فناوری های پیشرفته و همکاری های گسترده فراملی و سازماندهی ساختار پیچیده سلامت چه می کند؟
اینجا هم مثل بقیه موارد در حکومت پیشوای ضدامپریالیست فقید، شلوغ کاری و هیاهو حرف آخر را می زند، به هر بهانه ای دولت خلقی کوبا گَنگ های پروپاگاندای خود را به این طرف و آن طرف می فرستد که همگان از حسن نیت و آمادگی سیستم سلامت کوبا شگفت زده شوند! کافی است شلوغ کاری کوبایی ها در همین غائله کرونا را به یاد آورید.
بد نیست بدانیم سیستم کوبا دو لایه دارد، یکی برای به اصطلاح توریسم پزشکی که خارجی ها دلار و ارز می دهند و خدمات خوبی عمدتا در حوزه عمل های زیبایی می گیرند و دیگری برای مردم عادی که همیشه با مشکلاتی مثل کیفیت پایین خدمات و نبود ملزومات اولیه روبه روست. کترین هرشفلد که ۹ ماهی را در کوبا و به تحقیق روی سیستم سلامت آن کشور گذرانده از نارضایتی گسترده مردم عادی از خدمات درمانی می گوید و اینکه خدمات خوب مال از ما بهتران است و کار آنقدر خراب است که پرستاران داروها را از بیمارستان ها می دزدند تا آن را در بازار سیاه بفروشند!
شخصا یک معیار ساده برای تشخیص اعتبار ادعاها در مورد پیشرفته بودن کشورها دارم آن هم طولانی بودن صف گرفتن ویزا و اقامت در آن کشور است و می بینیم که تندوتیز ترین حامیان خلق های ستم دیده هم ترجیح می دهند در آمریکا و اروپای غربی به مبارزات خود ادامه دهند تا در کوبا از ان همه دستاورد! به رایگان بهره مند باشند، والله اعلم.
https://bit.ly/3dxOOpb
https://bit.ly/3bB2RJ7
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
Adam Smith Institute
The myth of Cuban healthcare — Adam Smith Institute
On the 9th September, the ASI welcomed Cuban journalist and academic, Boris Gonzalez Arenas, speaking to us over Skype about his homeland - so often portrayed as content by socialists - where the Castro regime has for decades shut down dissent and held back…
برده های اقتصاددان های مرده!
دیدم دوستی پیامد قضیه کرونا نوشته است: پیچیدگیهای اقتصاد به قدری افزایش پیدا کرده است که عملا باید در پی راههای تازهای برای حل مسائل بود؛ راه حلهایی که شاید نه در کتاب ثروت ملل (اسمیت) هست و نه در کتاب نظریه عمومی اشتغال، بهره و پول (کینز).
این حرف نارواست، از قضا در دوران بحران باید دقیق کتاب های کلاسیک را خواند و روی آنها تامل کرد، منطق کلی بسته نجات اقتصادی امروز متفاوت از آنچه قبلی ها در کتاب هایشان نوشته اند نیست، شیوه عمل دولت ها در "وضعیت اضطراری" و "باید دولت کاری کند" متفاوت از حرف های پیشینیان نیست. حرف آن مرد نامدار بالایی را یادمان باشد که گفته بود مردان عمل و سیاست که می پندارند زیر نفوذ هیچ اندیشه ای نیستند، اغلب برده اندیشه های یک اقتصاددان مرده اند! والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
دیدم دوستی پیامد قضیه کرونا نوشته است: پیچیدگیهای اقتصاد به قدری افزایش پیدا کرده است که عملا باید در پی راههای تازهای برای حل مسائل بود؛ راه حلهایی که شاید نه در کتاب ثروت ملل (اسمیت) هست و نه در کتاب نظریه عمومی اشتغال، بهره و پول (کینز).
این حرف نارواست، از قضا در دوران بحران باید دقیق کتاب های کلاسیک را خواند و روی آنها تامل کرد، منطق کلی بسته نجات اقتصادی امروز متفاوت از آنچه قبلی ها در کتاب هایشان نوشته اند نیست، شیوه عمل دولت ها در "وضعیت اضطراری" و "باید دولت کاری کند" متفاوت از حرف های پیشینیان نیست. حرف آن مرد نامدار بالایی را یادمان باشد که گفته بود مردان عمل و سیاست که می پندارند زیر نفوذ هیچ اندیشه ای نیستند، اغلب برده اندیشه های یک اقتصاددان مرده اند! والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
دولت های بزرگ و تئوری توطئه و باقی قضایا
وقتی دولتی بزرگ است و هیچ حوزه ای از دست اندازی آن در امان نیست و لشکر پرشمار متخصصان یا به اصطلاح تکنوکرات ها را برای برنامه ریزی جامعه بسیج کرده است، مردم باورشان نمی شود چنین دولت "مقتدری" هم می تواند اشتباه کند، در نظر آنها هر رفتاری از این دولت بزرگ برنامه ریزی شده و با نقشه قبلی است. به همین دلیل است که تئوری های توطئه هم در مورد آنها رواج پیدا می کنند، در نگاه مردم عادی، اگر دولت ها کاری می کنند، حتما به دلیل منافع "از ما بهتران" است و همه چیز را باید از چشم دولت پنهان، مافیای نفوذی و سیاستمداران قدرتمند دید، مگر ممکن است دولتی "مقتدر" و همه جا حاضر بی دلیل کاری کند؟ افسانه شکست ناپذیری دولت هایی مثل آمریکا و چین که بدون رضایت آنها برگ از درخت به زمین نمی افتد حاصل چنین نگاهی است. کافی است تئوری های توطئه در مورد همین فقره اخیر کرونا را ببینیم.
اما واقعیت جز این است، در همان درس های اول تئوری سازمان می خوانیم هر سازمان انسانی و از جمله دولت نمی تواند از حدی بزرگتر شود و با فراتر رفتن از یک مرز آستانه از هم می پاشد. علتش هم روشن است با بزرگتر شدن سازمان آنقدر هماهنگی بین اعضا دشوار می شود که از جایی به بعد حفظ انسجام و یکپارچگی آن غیرممکن است. در دولت ها که اغلب جز بزرگترین سازمان ها به حساب می آیند حتی اوضاع بدتر است، آدم ها با تخصص های گوناگون که اغلب حتی زبان یکدیگر را هم نمی فهمند کنار هم جمع می شوند و بناست با جلب مشارکت آنها در همه امور هم مداخله "موثر" انجام شود، طبیعی است که چنین ساختار پیچیده ای در بسیاری موارد خوب عمل نکند، به ویژه اگر با چالش های پیچیده امروز که حتی تعریف مسئله هم مشخص نیست روبه رو باشیم، بی انگیزگی ذاتی افراد در دولت ها هم البته مزید بر علت است.
این هم فقط مربوط به دولتی ناکارآمد مثل ایران و زیمباوه نیست، در امریکا و چین و سوئد و سنگاپور هم اوضاع مشابه است، ، فقط برای نمونه سردرگمی دولت امریکا با آن هم بودجه و متخصصان طراز اول و آدم های کاربلد را در مورد مسئله خاورمیانه ببینید، بعید است زوایای مختلف مسائل بررسی نشده باشد، ولی ایجاد هماهنگی و تصمیم مناسب گرفتن به هزار دلیل بسیار بسیار دشوار است. دولت ها با تمام منابع و متخصصانی که در اختیار دارند، به شکل سیستماتیک خطا می کنند، هرچقدر هم بزرگتر شوند، احتمال این خطا بیشتر می شود، خلاصه تئوری توطئه را جدی نگیرید، دولت ها اشتباه های بزرگ می کنند، والله اعلم.
https://amzn.to/2TXeqD3
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
وقتی دولتی بزرگ است و هیچ حوزه ای از دست اندازی آن در امان نیست و لشکر پرشمار متخصصان یا به اصطلاح تکنوکرات ها را برای برنامه ریزی جامعه بسیج کرده است، مردم باورشان نمی شود چنین دولت "مقتدری" هم می تواند اشتباه کند، در نظر آنها هر رفتاری از این دولت بزرگ برنامه ریزی شده و با نقشه قبلی است. به همین دلیل است که تئوری های توطئه هم در مورد آنها رواج پیدا می کنند، در نگاه مردم عادی، اگر دولت ها کاری می کنند، حتما به دلیل منافع "از ما بهتران" است و همه چیز را باید از چشم دولت پنهان، مافیای نفوذی و سیاستمداران قدرتمند دید، مگر ممکن است دولتی "مقتدر" و همه جا حاضر بی دلیل کاری کند؟ افسانه شکست ناپذیری دولت هایی مثل آمریکا و چین که بدون رضایت آنها برگ از درخت به زمین نمی افتد حاصل چنین نگاهی است. کافی است تئوری های توطئه در مورد همین فقره اخیر کرونا را ببینیم.
اما واقعیت جز این است، در همان درس های اول تئوری سازمان می خوانیم هر سازمان انسانی و از جمله دولت نمی تواند از حدی بزرگتر شود و با فراتر رفتن از یک مرز آستانه از هم می پاشد. علتش هم روشن است با بزرگتر شدن سازمان آنقدر هماهنگی بین اعضا دشوار می شود که از جایی به بعد حفظ انسجام و یکپارچگی آن غیرممکن است. در دولت ها که اغلب جز بزرگترین سازمان ها به حساب می آیند حتی اوضاع بدتر است، آدم ها با تخصص های گوناگون که اغلب حتی زبان یکدیگر را هم نمی فهمند کنار هم جمع می شوند و بناست با جلب مشارکت آنها در همه امور هم مداخله "موثر" انجام شود، طبیعی است که چنین ساختار پیچیده ای در بسیاری موارد خوب عمل نکند، به ویژه اگر با چالش های پیچیده امروز که حتی تعریف مسئله هم مشخص نیست روبه رو باشیم، بی انگیزگی ذاتی افراد در دولت ها هم البته مزید بر علت است.
این هم فقط مربوط به دولتی ناکارآمد مثل ایران و زیمباوه نیست، در امریکا و چین و سوئد و سنگاپور هم اوضاع مشابه است، ، فقط برای نمونه سردرگمی دولت امریکا با آن هم بودجه و متخصصان طراز اول و آدم های کاربلد را در مورد مسئله خاورمیانه ببینید، بعید است زوایای مختلف مسائل بررسی نشده باشد، ولی ایجاد هماهنگی و تصمیم مناسب گرفتن به هزار دلیل بسیار بسیار دشوار است. دولت ها با تمام منابع و متخصصانی که در اختیار دارند، به شکل سیستماتیک خطا می کنند، هرچقدر هم بزرگتر شوند، احتمال این خطا بیشتر می شود، خلاصه تئوری توطئه را جدی نگیرید، دولت ها اشتباه های بزرگ می کنند، والله اعلم.
https://amzn.to/2TXeqD3
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
ریاضیات دورمانی (فاصله گذاری اجتماعی) در قضیه کرونا
منظور از دورمانی حفظ فاصله حداقل دو متر با دیگران، محدود کردن ارتباط با کسانی که علائم بیماری دارند و پرهیز از تجمع غیر ضروری است.
با کاهش ۷۵ درصدی ارتباطات اجتماعی بعد از یک ماه یک نفر آلوده به ویروس فقط ۲.۵ بیمار را بیمار خواهد کرد، با کاهش ۵۰ درصدی ۱۵ نفر و بدون کاهش ارتباط ها ۴۰۶ نفر بیمار خواهیم داشت!
با یک قضیه اقتصادی با محدودیت های جدی روبه روییم، اگر تعداد مبتلایان از ظرفیت خدمت رسانی سیستم خیلی بالاتر رود، شاهد افزایش چشمگیر مرگ و میر انسان ها خواهیم بود و از طرفی دوره دورمانی هم نمی تواند زیاد طولانی شود، به نظرم در ایران در کنار تمام کاستی ها، دستکم یک فرصت برای این قضیه هست. فعالان اقتصادی به طور سنتی سطح فعالیت هایشان را در تعطیلات عید و حتی تا اواخر فروردین کاهش می دهند و این در محاسبات آنها منظور شده است، فرصت زیاد نیست باید همین دو سه هفته باقیمانده را چاره کرد، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
منظور از دورمانی حفظ فاصله حداقل دو متر با دیگران، محدود کردن ارتباط با کسانی که علائم بیماری دارند و پرهیز از تجمع غیر ضروری است.
با کاهش ۷۵ درصدی ارتباطات اجتماعی بعد از یک ماه یک نفر آلوده به ویروس فقط ۲.۵ بیمار را بیمار خواهد کرد، با کاهش ۵۰ درصدی ۱۵ نفر و بدون کاهش ارتباط ها ۴۰۶ نفر بیمار خواهیم داشت!
با یک قضیه اقتصادی با محدودیت های جدی روبه روییم، اگر تعداد مبتلایان از ظرفیت خدمت رسانی سیستم خیلی بالاتر رود، شاهد افزایش چشمگیر مرگ و میر انسان ها خواهیم بود و از طرفی دوره دورمانی هم نمی تواند زیاد طولانی شود، به نظرم در ایران در کنار تمام کاستی ها، دستکم یک فرصت برای این قضیه هست. فعالان اقتصادی به طور سنتی سطح فعالیت هایشان را در تعطیلات عید و حتی تا اواخر فروردین کاهش می دهند و این در محاسبات آنها منظور شده است، فرصت زیاد نیست باید همین دو سه هفته باقیمانده را چاره کرد، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
سیاست خارجی چین در دو پرده
پرده اول: "ما می خواهیم که چینی ها این کشور را ترک کنند و همان حاکمان استعمارگر قدیمی برگردند. آن قبلی ها هم منابع طبیعی ما را می بردند، ولی دستکم حواسشان به ما هم بود. برایمان مدرسه می ساختند و زبانشان را یادمان می دادند و تمدن بریتانیایی را برایمان می آوردند. سرمایه داری غربی حداقل چهره ای انسانی هم دارد، ولی چینی ها فقط می خواهند ما را استثمار کنند".
مایکل ساتا، رهبر اپوزیسیون زامبیا، ۲۰۰۷
پرده دوم: "باید از چین تشکر کنم که به زامبیا کمک کرد تا توسعه پیدا کند. چینی ها کارهای بزرگی در زامبیا انجام دادند".
مایکل ساتا، رئیس جمهور زامبیا، ۲۰۱۳
شرح بی شرح! والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
پرده اول: "ما می خواهیم که چینی ها این کشور را ترک کنند و همان حاکمان استعمارگر قدیمی برگردند. آن قبلی ها هم منابع طبیعی ما را می بردند، ولی دستکم حواسشان به ما هم بود. برایمان مدرسه می ساختند و زبانشان را یادمان می دادند و تمدن بریتانیایی را برایمان می آوردند. سرمایه داری غربی حداقل چهره ای انسانی هم دارد، ولی چینی ها فقط می خواهند ما را استثمار کنند".
مایکل ساتا، رهبر اپوزیسیون زامبیا، ۲۰۰۷
پرده دوم: "باید از چین تشکر کنم که به زامبیا کمک کرد تا توسعه پیدا کند. چینی ها کارهای بزرگی در زامبیا انجام دادند".
مایکل ساتا، رئیس جمهور زامبیا، ۲۰۱۳
شرح بی شرح! والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
لایو از جهنم!
"آیا میدانستید مردمان متوسط کره شمالی به روندهای سرمایه داری وابسته اند؟ یا میدانستید لااقل نیمی از مردم کره شمالی فیلم ها و تئاترهای تلویزیونی کره جنوبی را می بینند و به موسیقی پاپ کره جنوبی گوش فرا میدهند؟ آیا میدانستید سربازان کره شمالی زمان بیشتری را صرف کار روی پروژه های خصوصی ساخت وساز می کنند تا توطئه برای تخریب سئول؟ این روزها پیونگ یانگ شناسی به صنعتی نوپا تبدیل شده که الهام بخش خلق کتابها، یادداشتها و مطالب روزنامه ای و اسناد است.
شوربختانه، گزارشهای معدودی در مورد شرایط روزمره در کره شمالی (با توجه به نخبگان پیونگ یانگ و شهروندان میانه حال) وجود دارد. طبیعی است وقتی از کره شمالی سخن به میان می آوریم، روی سخن کاملا بر کیم جونگ اون، ژئوپلیتیک و برنامه تسلیحات هسته ای رژیم متمرکز شود؛ اما انجام دادن این کار یعنی از دست دادن و نادیده گرفتن حجم زیادی از تغییر داخلی که در بالا و پایین جامعه کره شمالی در حال وقوع است.
ممکن است موجب تعجب خواننده شود که کره شمالی اکنون مکانی تقریبا پویاست. نان آوران معمول در کره شمالی از طریق کار و کاسبی خصوصی امرار معاش می کنند. مردم مشاغل رسمی در کارخانه های دولتی دارند، اما برای کار و کاسبی خود رشوه هم میدهند. زنان نزدیک به مرز چین شلوارهای جین بدن نما - با وجود غیرقانونی بودن این قبیل پوششها - می پوشند. بیشتر جوانان در پیونگ یانگ تلفن همراه دارند و وقتی به دنبال روابط عاشقانه بر می آیند، از این گزینه برخوردارند که منزل فردی را به مدت یک یا دو ساعت اجاره کنند.
فقیر و غنی به یک اندازه از گوش دادن به موسیقی پاپ کره جنوبی لذت می برند و این کاملا برخلاف خواسته های دولت است. همچون کل آسيا، مردمان کره شمالی به شوهای تلویزیونی کره جنوبی معتاد شده اند و دی.وی.دی، یو. اس.بی و کارت های حافظه از چین تهیه می کنند. در بیشتر موارد، وقتی افراد به دلیل در اختیار داشتن این موارد یا انواع دیگری از محتواهای رسانه ای متعلق به کره جنوبی دستگیر شوند با پرداخت مبلغی رشوه آزادشده، به دنبال کار خود می روند. دلیل این کار این است که طی - بیش از دو دهه گذشته، جامعه کره شمالی به شدت فاسد شده است. در حقیقت، بیشترین تشنگان پول در کره شمالی در میان نخبگان و قشر «الیت» هستند؛ یعنی کسانی که از لحاظ ایدئولوژیکی در زمره ناب ترین اعضای جامعه اند". والله اعلم.
https://bit.ly/2JF1htr
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
"آیا میدانستید مردمان متوسط کره شمالی به روندهای سرمایه داری وابسته اند؟ یا میدانستید لااقل نیمی از مردم کره شمالی فیلم ها و تئاترهای تلویزیونی کره جنوبی را می بینند و به موسیقی پاپ کره جنوبی گوش فرا میدهند؟ آیا میدانستید سربازان کره شمالی زمان بیشتری را صرف کار روی پروژه های خصوصی ساخت وساز می کنند تا توطئه برای تخریب سئول؟ این روزها پیونگ یانگ شناسی به صنعتی نوپا تبدیل شده که الهام بخش خلق کتابها، یادداشتها و مطالب روزنامه ای و اسناد است.
شوربختانه، گزارشهای معدودی در مورد شرایط روزمره در کره شمالی (با توجه به نخبگان پیونگ یانگ و شهروندان میانه حال) وجود دارد. طبیعی است وقتی از کره شمالی سخن به میان می آوریم، روی سخن کاملا بر کیم جونگ اون، ژئوپلیتیک و برنامه تسلیحات هسته ای رژیم متمرکز شود؛ اما انجام دادن این کار یعنی از دست دادن و نادیده گرفتن حجم زیادی از تغییر داخلی که در بالا و پایین جامعه کره شمالی در حال وقوع است.
ممکن است موجب تعجب خواننده شود که کره شمالی اکنون مکانی تقریبا پویاست. نان آوران معمول در کره شمالی از طریق کار و کاسبی خصوصی امرار معاش می کنند. مردم مشاغل رسمی در کارخانه های دولتی دارند، اما برای کار و کاسبی خود رشوه هم میدهند. زنان نزدیک به مرز چین شلوارهای جین بدن نما - با وجود غیرقانونی بودن این قبیل پوششها - می پوشند. بیشتر جوانان در پیونگ یانگ تلفن همراه دارند و وقتی به دنبال روابط عاشقانه بر می آیند، از این گزینه برخوردارند که منزل فردی را به مدت یک یا دو ساعت اجاره کنند.
فقیر و غنی به یک اندازه از گوش دادن به موسیقی پاپ کره جنوبی لذت می برند و این کاملا برخلاف خواسته های دولت است. همچون کل آسيا، مردمان کره شمالی به شوهای تلویزیونی کره جنوبی معتاد شده اند و دی.وی.دی، یو. اس.بی و کارت های حافظه از چین تهیه می کنند. در بیشتر موارد، وقتی افراد به دلیل در اختیار داشتن این موارد یا انواع دیگری از محتواهای رسانه ای متعلق به کره جنوبی دستگیر شوند با پرداخت مبلغی رشوه آزادشده، به دنبال کار خود می روند. دلیل این کار این است که طی - بیش از دو دهه گذشته، جامعه کره شمالی به شدت فاسد شده است. در حقیقت، بیشترین تشنگان پول در کره شمالی در میان نخبگان و قشر «الیت» هستند؛ یعنی کسانی که از لحاظ ایدئولوژیکی در زمره ناب ترین اعضای جامعه اند". والله اعلم.
https://bit.ly/2JF1htr
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
tccim.ir
اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران
اتاق بازرگاني، صنايع، معادن و کشاورزي تهران - Tehran Chamber of Commerce, Industries, Mines and Agriculture
قحطی، کرونا و دموکراسی!
آمارتیاسن نظریه معروفی دارد که در هیچ دموکراسی درست و درمانی تاکنون قحطی رخ نداده است، حدس می زنم دستکم در مورد منشاء مصائبی مثل غائله اخیر کرونا هم بشود چنین گفت اگر چین حکومتی اقتدارگرا نبود و اجازه گردش اطلاعات وجود داشت و منتقدان زندانی و سرکوب نمی شدند، شاید جهان با آشوب فعلی روبه رو نمی شد، شواهدی هست که اگر سه هفته زودتر دنیا خبردار می شد تلفات کرونا به ۵ درصد اوضاع فعلی نمی رسید.
حالا هم با آن همه افتضاح از جمله توزیع کیت های تقلبی و تئوری های توطئه، کاسبان تمامیت خواهی همه جا دست به کار شدند تا نشان دهند ایراد از دموکراسی ها و کشورهای آزاد است که اقتدار چینی ها را ندارند، بدون آنکه به نمونه های موفقی مثل تایوان، کره جنوبی و سنگاپور توجه کنند که در آنها از بگیر و ببند به سبک چینی خبری نبود، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
آمارتیاسن نظریه معروفی دارد که در هیچ دموکراسی درست و درمانی تاکنون قحطی رخ نداده است، حدس می زنم دستکم در مورد منشاء مصائبی مثل غائله اخیر کرونا هم بشود چنین گفت اگر چین حکومتی اقتدارگرا نبود و اجازه گردش اطلاعات وجود داشت و منتقدان زندانی و سرکوب نمی شدند، شاید جهان با آشوب فعلی روبه رو نمی شد، شواهدی هست که اگر سه هفته زودتر دنیا خبردار می شد تلفات کرونا به ۵ درصد اوضاع فعلی نمی رسید.
حالا هم با آن همه افتضاح از جمله توزیع کیت های تقلبی و تئوری های توطئه، کاسبان تمامیت خواهی همه جا دست به کار شدند تا نشان دهند ایراد از دموکراسی ها و کشورهای آزاد است که اقتدار چینی ها را ندارند، بدون آنکه به نمونه های موفقی مثل تایوان، کره جنوبی و سنگاپور توجه کنند که در آنها از بگیر و ببند به سبک چینی خبری نبود، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پیام نوروزی!
به فرموده دوستان ارجمند پادکست سکه که الحق سال گذشته گل کاشتند و کاری حرفه ای برای ارتقای دانش اقتصاد ملت ارائه کردند، پنج دقیقه ای در مورد اوضاع آینده مملکت صحبت کردم، جان کلام این بود که کرونا دیرتر یا زودتر می رود، ما دچار بحرانی اساسی تر در مملکت آریایی اسلامی ایم، والله اعلم.
پادکست سکه:
https://bit.ly/3bL9atx
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
به فرموده دوستان ارجمند پادکست سکه که الحق سال گذشته گل کاشتند و کاری حرفه ای برای ارتقای دانش اقتصاد ملت ارائه کردند، پنج دقیقه ای در مورد اوضاع آینده مملکت صحبت کردم، جان کلام این بود که کرونا دیرتر یا زودتر می رود، ما دچار بحرانی اساسی تر در مملکت آریایی اسلامی ایم، والله اعلم.
پادکست سکه:
https://bit.ly/3bL9atx
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
چرا به اقتصاد بازار امیدوارم؟
گفته می شد در یکی از کشورهای بلوک شرق که با برنامه ریزی متمرکز اداره می شد، سنجاق سر نایاب شد، علت این بود که هیئت برنامه ریزی اقتصاد همه مرد بودند و حواسشان به این محصول مورد نیاز زنان نبود.
یک ویژگی اقتصاد بازار همین عدم تمرکز و انعطاف غریب آن در پاسخگویی به نیازهای متنوع انسان هاست، یک نمونه جالب را در همین غائله کرونا ببینید.
افرادی با ناتوانی گفتاری و شنوایی اگر صورت خود را با ماسک بپوشانند، عملا امکان ارتباط خود را از دست میدهند، بعید بود بوروکرات های دولتی در میانه این مصیبت به تفنن هایی! مثل این توجه کند، ولی در اقتصاد بازار همیشه کارآفرینانی هستند که حتی برای سود شخصی جهان را برای بقیه جای بهتری کنند. همین الان برای مهار کرونا هم چشم امید همه ما در قرنطینه به شرکت های بزرگ داروسازی و کارآفرینانی است که بتوانند ما را از بلایی که دولت چین به سر جهان آورده است نجات دهند. اشتباه نکنیم چیزی که ما برای مبارزه با پاندمی های بعدی به آن نیاز داریم، دولت های بزرگتر نیست، میدان دادن به نیروهای بازار و کارآفرینان است، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
گفته می شد در یکی از کشورهای بلوک شرق که با برنامه ریزی متمرکز اداره می شد، سنجاق سر نایاب شد، علت این بود که هیئت برنامه ریزی اقتصاد همه مرد بودند و حواسشان به این محصول مورد نیاز زنان نبود.
یک ویژگی اقتصاد بازار همین عدم تمرکز و انعطاف غریب آن در پاسخگویی به نیازهای متنوع انسان هاست، یک نمونه جالب را در همین غائله کرونا ببینید.
افرادی با ناتوانی گفتاری و شنوایی اگر صورت خود را با ماسک بپوشانند، عملا امکان ارتباط خود را از دست میدهند، بعید بود بوروکرات های دولتی در میانه این مصیبت به تفنن هایی! مثل این توجه کند، ولی در اقتصاد بازار همیشه کارآفرینانی هستند که حتی برای سود شخصی جهان را برای بقیه جای بهتری کنند. همین الان برای مهار کرونا هم چشم امید همه ما در قرنطینه به شرکت های بزرگ داروسازی و کارآفرینانی است که بتوانند ما را از بلایی که دولت چین به سر جهان آورده است نجات دهند. اشتباه نکنیم چیزی که ما برای مبارزه با پاندمی های بعدی به آن نیاز داریم، دولت های بزرگتر نیست، میدان دادن به نیروهای بازار و کارآفرینان است، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
👍1