راهبرد
12.1K subscribers
660 photos
137 videos
18 files
1.11K links
يادداشت هاي توسعه ایران

امیرحسین خالقی

تماس:

t.me/AmirHosseinKHQ
و
twitter.com/amirkhaleqi
و
joinclubhouse.com/@amirkhaleqi
و
instagram.com/amirhosseinkhqi

حمایت از راهبرد:

http://hamibash.com/rahbordchannel
Download Telegram
لایو از جهنم!

"آیا میدانستید مردمان متوسط کره شمالی به روندهای سرمایه داری وابسته اند؟ یا میدانستید لااقل نیمی از مردم کره شمالی فیلم ها و تئاترهای تلویزیونی کره جنوبی را می بینند و به موسیقی پاپ کره جنوبی گوش فرا میدهند؟ آیا میدانستید سربازان کره شمالی زمان بیشتری را صرف کار روی پروژه های خصوصی ساخت وساز می کنند تا توطئه برای تخریب سئول؟ این روزها پیونگ یانگ شناسی به صنعتی نوپا تبدیل شده که الهام بخش خلق کتابها، یادداشتها و مطالب روزنامه ای و اسناد است.

شوربختانه، گزارشهای معدودی در مورد شرایط روزمره در کره شمالی (با توجه به نخبگان پیونگ یانگ و شهروندان میانه حال) وجود دارد. طبیعی است وقتی از کره شمالی سخن به میان می آوریم، روی سخن کاملا بر کیم جونگ اون، ژئوپلیتیک و برنامه تسلیحات هسته ای رژیم متمرکز شود؛ اما انجام دادن این کار یعنی از دست دادن و نادیده گرفتن حجم زیادی از تغییر داخلی که در بالا و پایین جامعه کره شمالی در حال وقوع است.

ممکن است موجب تعجب خواننده شود که کره شمالی اکنون مکانی تقریبا پویاست. نان آوران معمول در کره شمالی از طریق کار و کاسبی خصوصی امرار معاش می کنند. مردم مشاغل رسمی در کارخانه های دولتی دارند، اما برای کار و کاسبی خود رشوه هم میدهند. زنان نزدیک به مرز چین شلوارهای جین بدن نما - با وجود غیرقانونی بودن این قبیل پوششها - می پوشند. بیشتر جوانان در پیونگ یانگ تلفن همراه دارند و وقتی به دنبال روابط عاشقانه بر می آیند، از این گزینه برخوردارند که منزل فردی را به مدت یک یا دو ساعت اجاره کنند.

فقیر و غنی به یک اندازه از گوش دادن به موسیقی پاپ کره جنوبی لذت می برند و این کاملا برخلاف خواسته های دولت است. همچون کل آسيا، مردمان کره شمالی به شوهای تلویزیونی کره جنوبی معتاد شده اند و دی.وی.دی، یو. اس.بی و کارت های حافظه از چین تهیه می کنند. در بیشتر موارد، وقتی افراد به دلیل در اختیار داشتن این موارد یا انواع دیگری از محتواهای رسانه ای متعلق به کره جنوبی دستگیر شوند با پرداخت مبلغی رشوه آزادشده، به دنبال کار خود می روند. دلیل این کار این است که طی - بیش از دو دهه گذشته، جامعه کره شمالی به شدت فاسد شده است. در حقیقت، بیشترین تشنگان پول در کره شمالی در میان نخبگان و قشر «الیت» هستند؛ یعنی کسانی که از لحاظ ایدئولوژیکی در زمره ناب ترین اعضای جامعه اند". والله اعلم.

https://bit.ly/2JF1htr

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
قحطی، کرونا و دموکراسی!

آمارتیاسن نظریه معروفی دارد که در هیچ دموکراسی درست و درمانی تاکنون قحطی رخ نداده است، حدس می زنم دستکم در مورد منشاء مصائبی مثل غائله اخیر کرونا هم بشود چنین گفت اگر چین حکومتی اقتدارگرا نبود و اجازه گردش اطلاعات وجود داشت و منتقدان زندانی و سرکوب نمی شدند، شاید جهان با آشوب فعلی روبه رو نمی شد، شواهدی هست که اگر سه هفته زودتر دنیا خبردار می شد تلفات کرونا به ۵ درصد اوضاع فعلی نمی رسید.

حالا هم با آن همه افتضاح از جمله توزیع کیت های تقلبی و تئوری های توطئه، کاسبان تمامیت خواهی همه جا دست به کار شدند تا نشان دهند ایراد از دموکراسی ها و کشورهای آزاد است که اقتدار چینی ها را ندارند، بدون آنکه به نمونه های موفقی مثل تایوان، کره جنوبی و سنگاپور توجه کنند که در آنها از بگیر و ببند به سبک چینی خبری نبود، والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پیام نوروزی!

به فرموده دوستان ارجمند پادکست سکه که الحق سال گذشته گل کاشتند و کاری حرفه ای برای ارتقای دانش اقتصاد ملت ارائه کردند، پنج دقیقه ای در مورد اوضاع آینده مملکت صحبت کردم، جان کلام این بود که کرونا دیرتر یا زودتر می رود، ما دچار بحرانی اساسی تر در مملکت آریایی اسلامی ایم، والله اعلم.


پادکست سکه:
https://bit.ly/3bL9atx

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
چرا به اقتصاد بازار امیدوارم؟

گفته می شد در یکی از کشورهای بلوک شرق که با برنامه ریزی متمرکز اداره می شد، سنجاق سر نایاب شد، علت این بود که هیئت برنامه ریزی اقتصاد همه مرد بودند و حواسشان به این محصول مورد نیاز زنان نبود.

یک ویژگی اقتصاد بازار همین عدم تمرکز و انعطاف غریب آن در پاسخگویی به نیازهای متنوع انسان هاست، یک نمونه جالب را در همین غائله کرونا ببینید.

افرادی با ناتوانی گفتاری و شنوایی اگر صورت خود را با ماسک بپوشانند، عملا امکان ارتباط خود را از دست میدهند، بعید بود بوروکرات های دولتی در میانه این مصیبت به تفنن هایی! مثل این توجه کند، ولی در اقتصاد بازار همیشه کارآفرینانی هستند که حتی برای سود شخصی جهان را برای بقیه جای بهتری کنند. همین الان برای مهار کرونا هم چشم امید همه ما در قرنطینه به شرکت های بزرگ داروسازی و کارآفرینانی است که بتوانند ما را از بلایی که دولت چین به سر جهان آورده است نجات دهند. اشتباه نکنیم چیزی که ما برای مبارزه با پاندمی های بعدی به آن نیاز داریم، دولت های بزرگتر نیست، میدان دادن به نیروهای بازار و کارآفرینان است، والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
👍1
از بحث‌های آخرالزمانی فاصله بگیریم؛ نظام بازار است که ما را از کرونا نجات می‌دهد، نه دولت!

"باید از فضای آخرالزمانی ایجاد شده فاصله بگیریم. چنین پاندمی‌هایی در طول تاریخ و حتی تا اوایل قرن بیستم، یک اتفاق عادی به حساب می‌آمدند. خیلی از افرادی که اکنون در سنین ۶۰ و ۷۰ قرار دارند، تجربه از دست دادن برادر و خواهر خود بر اثر بیماری در دوران کودکی را دارند. اکنون از نظر تعداد کشته اتفاق خیلی عجیبی رخ نداده است. اگر آن را با آنفلوانزای اسپانیایی قرن بیستم یا مرگ سیاه قرن چهاردهم مقایسه کنیم، به نظر نمی‌آید بتوان شیوع کرونا را فاجعه‌ای تاریخی قلمداد کرد".

مصاحبه من با ایرنا را بخوانید، بی خبر از آنچه چامسکی، کسینجر، فایننشال تایمز و .... گفته اند نیستم، ولی همچنان دلایلی قوی داریم که برای آینده حتی بیشتر نیازمند اقتصاد بازار و کارآفرینان و همکاری افراد (نه اجبار دولت ها) هستیم، والله اعلم.

https://bit.ly/34kar8r

پ.ن: عادت ندارم جان آدم ها را با عدد و رقم بسنجم که قربانیان این یکی ۱۰۰۰ تا بود و قبلی ها ۱۰۰۰۰۰۰ پس آنها کشنده تر بودند و این یکی "طبیعی" است، یک نفر هم "زیاد" است. صرفا خواستم با اشاره تاریخی نشان دهم چقدر خطر همیشه به ما نزدیک بوده است.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی

@RahbordChannel
در باب اداره جات مملکت

در مورد یکی از کشورهای آفریقایی می‌گفتند که یکی از مسوولان دولتی محلی گاوهایش را در فضای سبز اداره‌اش نگهداری می‌کرد، یحتمل به نظرش طبیعی بود که از مزایای شغل دولتی‌اش استفاده کند. غریب نیست آدم‌هایی که با پول عمومی دم و دستگاه به هم می‌زنند و خیلی اوقات گرهی هم از کار مردم باز نمی‌کنند، خیلی هم محبوب نباشند. تعداد ایرانی‌هایی که چنین نگاهی به دولتی‌ها و دفتر و دستک آنها یا همان نظام اداری، یا به قول فرنگی‌ها ادمینیستریشن دارند، چشمگیر است. البته می‌دانیم که قضیه نارضایتی از اهالی دولت و دیوانسالاری (یا معادل رایج‌تر آن بوروکراسی) تو در توی آن اختصاص به ایران ندارد، در بسیاری از کشورهای در حال توسعه نشانه‌هایش دیده می‌شود و چه‌بسا در فولکلور مردم هم وارد شده باشد، شاید ذکر آن لطیفه معروفی که پیتر اوانز در مقدمه کتاب خواندنی‌اش توسعه و چپاول در مورد برزیل نقل می‌کند خالی از لطف نباشد.

دو شیر از باغ وحش فرار می‌کنند و هر کدام به راهی می‌روند، اولی که جایی برای پنهان شدن نداشته است فوری گیر می‌افتد، ولی دومی بعد از چند ماه آن هم با اضافه‌وزن دستگیر و به باغ وحش برگردانده می‌شود، فضولی شیر اولی گل می‌کند که این دومی کجا بوده است که پیدا کردنش چند ماه طول کشیده و تازه انگار به او خوش هم گذشته است. شیر فربه می‌گوید که در یکی از اداره‌های دولتی پنهان شده بوده و هر از چندی یکی از کارمندان آن اداره را یک لقمه چپ می‌کرده و البته کسی هم از غیبت آنها خبردار نمی‌شده است. منتها بار آخر به اشتباه آبدارچی را خورده و از آنجا که او تنها کسی بود که در آن خراب‌شده کار مثبتی انجام می‌داده، همه غیبتش را متوجه شده بودند و شیر بی‌نوا گرفتار شده بود! این به‌طور خلاصه دلیل نارضایتی شهروندان کشورهای در حال توسعه از نظام اداری کشورشان است که در بسیاری از نظر مردم کارش سرکیسه کردن و سنگ جلوی پای آنها انداختن است، در مورد ایران هم به نظر قضیه خیلی متفاوت نیست.

این بخشی از مصاحبه من با جریده تجارت درباره اصلاح نظام اداری است، تا یار چه پسندد، والله اعلم.

https://bit.ly/2Xr0SmR

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
مراقب پیامد آرزوهای خود باشید!

به عنوان کسی که مایلم همه آدم ها از بیشترین مواهب مادی و بیشترین دریافتی ممکن برخوردار باشند، می خواهم یاداوری کنم, گذشته از امکان فساد ورشکستگی های احتمالی، حداقل دستمزد اجباری بالا باعث می شود سرمایه ها به سمت صنایع کاربر سرازیر شود و به تدریج بسیاری از کارگران و کارمندان با ماشین جایگزین شوند و افراد عمدتا غیرماهر شغلشان را از دست بدهند، چیزی که برای مثال در قضیه حداقل حقوق ساعتی ۱۵ دلار در مورد شرکت هایی مثل آمازون و مک دونالد مطرح بود.

کار تشکل ها و نمایندگان کارگری به جای قهر و معرکه گیری، علاوه بر چانه زنی بر سر منافع نیروی کار، توانمند سازی آنها برای بهبود تحرکشان نیز هم هست. راه جهنم با نیت های خیر فرش شده است، مراقب باشید چه آرزو می کنید، شاید برآورده شود! والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
در باب یک بدفهمی رایج؛ حداقل حقوق اجباری و تحریک تقاضا!

گفته می شود کسانی که درآمد بالاتری دارند سهم کمتری از درآمدشان را مصرف می کنند و آنها که درآمد کمتری دارند با مصرف سهم بالاتر اقتصاد را به گردش می اندازند و باعث تولید و حتی اشتغال بالاتر می شوند، پس تعیین حداقل حقوق و دستمزد اجباری برای نیروی کار به دلیل دادن قدرت خرید بیشتر به آنها و "تحریک تقاضا" در کل به نفع جامعه است.

مفهوم "تحریک تقاضا" البته باد هواست و هیچ اقتصادی بیش از آنچه تولید می کند نمی تواند تقاضا داشته باشد و عرضه و تقاضای "کل" در واقع دو روی یک سکه اند، با این حال بد نیست استدلال بالا را بیشتر شرح دهیم، اگر میزان حداقل حقوق و دستمزد "بالا" باشد، درست است که عده ای دریافتی بیشتری دارند، ولی آنهایی که تولید (بهره وری) آنها پایین تر از حد پرداختی است کارشان را از دست می دهند و معلوم نیست که در کل میزان مصرف نیروی کار افزایش یابد! در حالت اول یک خزانه بزرگ داشتیم که همه جنسی در آن بود و افراد مختلف دریافتی های متفاوتی داشتند کسانی کمتر از آن حداقل حقوق و دستمزد و کسانی بیشتر، در حالت دوم خزانه کوچکتری داریم که همه در آن دستکم حداقل حقوق و دستمزد را دریافت می کنند، معلوم نیست میزان مصرف کل این دومی بیشتر از اولی باشد.

شاید کسانی بگویند در واقعیت کار به این راحتی هم نیست و انطباق با شرایط جدید و اخراج کارگران زمان می برد و در این دوره گذار تا رسیدن به شرایط جدید تقاضا افزایش خواهد یافت. این زمانبر بودن حرف حساب است، ولی پیامدهایش به شکل دیگری است. در اینجا هم هزینه نیروی انسانی افزایش می یابد و برخی از بنگاه ها تعطیل می شوند، کسانی کارشان را از دست می دهند و تولید کالا و خدمات کاهش می یابد و قیمت ها بالا می رود (شدت و گستردگی این قضیه بستگی به میزان حداقل حقوق دستمزد اجباری دارد، هرچه بالاتر، تعطیلی بیشتر).

بنگاه هایی که می مانند البته هزینه شان افزایش یافته است، ولی در کل قضیه فرقی نکرده است، پولی که نیروی کار خرج می کند به بنگاهی دیگر وارد می شود و "در کل" بنگاه ها دوباره چیزی که از دست داده اند را پس می گیرند، ثروتی تولید نمی شود، فقط پول دست به دست می شود. اما یک تفاوت جدی هست. پول از جیب کسانی که میل به سرمایه گذاری دارند (بنگاه ها) به جیب کسانی می رود که میل به مصرف (نیروی کار) دارند و طی این فرایند به اصطلاح ساختار سرمایه اقتصاد به تدریج تغییر می کند، سهم کمتری برای نگهداشت و انباشت سرمایه (کالای سرمایه ای) باقی می ماند و می تواند انتظار داشت که با توجه به سرمایه گذاری کمتر در حال حاضر تولید اقتصادی آینده پایین تر و قیمت ها بالاتر رود و استانداردهای زندگی کاهش یابد.

نگارنده این سطور مایل به بهبود وضعیت همه ایرانی ها و کاهش فقر است، ولی تردید ندارد قانون هایی مثل حداقل دستمزد اجباری شاید وضع برخی از کارکنان را در کوتاه مدت بهتر کند، ولی در همان حال به زیان ضعیفتر ها تمام خواهد شد، نابرابری میان آنها را خواهد افزود و با گذشت زمان وضعیت همه را بدتر می کند، باید به جای کاسبی از نارضایتی مردمی که فشار اقتصادی کمرشان را خرد کرده است، ظرفیت تولید اقتصادی و خلق ثروت را بالا ببریم، در یک جامعه ثروتمند حتی ضعیف ترین ها هم وضعیت بهتری از جامعه فقیر خواهند داشت و انسان های کمتری از فقر و نداری رنج خواهند برد. والله اعلم.

https://bit.ly/2xbirwt

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
دولت خزنده!

در این توصیف درخشان (لینک ۱) شرح داده می شود که چطور در ایران با نوعی "دولت خزنده" و "مالکیت آبشاری چندلایه" در شرکت های خصوصی سازی شده روبه روییم، در ظاهر خصوصی سازی انجام می شود، ولی اقتدار نهایی و قدرت تصمیم گیری در دستان دولت باقی می ماند.

به دلایل کاملا قابل فهم اهالی سیاست در ایران برای سپردن منابع اقتصادی و دارایی های ثروت آفرین به "بخش خصوصی" اعتماد نمی کنند، شباهت های جالبی در این فقره با چین می توان سراغ گرفت. چاره کار برای شکستن آن مقاومت های سیاسی چیست؟

خلاصه عرض می کنم و توضیح را به وقتی دیگر وا می گذارم، راه حل توقف یا کند کردن خصوصی سازی نیست تا بتوان به اصطلاح راه مناسب یافت، از قضا گذاشتن پا بر روی گاز و افزودن بر شتاب و گستردگی خصوصی سازی است، به صراحت می گویم "فساد" مهم نیست، اصل بالا بردن حداکثری مقیاس و قلمرو خصوصی سازی در همه لایه ها و دولت زدایی از دارایی های مولد است، والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
چه کنیم کارگران و کارمند دریافتی بیشتری داشته باشند؟

یکی از اصلی‌ترین عوامل حقوق و دستمزد میزان تولید یا همان بهره‌وری نیروی کار است، اما قضیه جنبه‌های دیگری هم دارد، تیم ورستال در کتاب خواندنی‌اش 23 نکته که درباره سرمایه‌داری به شما خواهیم گفت، که پاسخی به کتاب معروف پروفسور ها جون چانگ کره‌ای است، به نکته‌ای جالب اشاره دارد. او می‌پرسد حقوق یک راننده اتوبوس در سوئد تا مثلاً 50 برابر بیشتر از راننده اتوبوس هندی است؛ در حالی ‌که هر دو کار مشابهی دارند و دومی شاید حتی ماهرتر باشد؟(چرا این‌گونه است). پاسخ این است که دستمزد کارگر در اقتصاد نه لزوماً بر اساس «ارزش» تولید خودش بلکه بر مبنای تولید متوسط اقتصاد تعیین می‌شود. به ‌عبارت ‌دیگر، قضیه بستگی به گزینه‌های در دسترس دارد برای دومی در صورت نپذیرفتن کارش باید با یک زندگی مصیبت‌بار روستایی و گرسنگی سر کند؛ ولی اولی دستش باز است که شغلی دیگر حتی با درآمدی بیشتر پیدا کند!

همچنین ورستال به نکته‌ای دیگر اشاره دارد که دریافتی واقعی مشاغلی مثل موسیقیدان‌ها و معلمان با وجود آنکه به نسبت گذشته افزایش قابل‌ملاحظه‌ای در تولید هم نداشته‌اند؛ افزایش بالایی داشته است. او باز علت را در هزینه فرصت می‌داند، از آنجا که فرصت‌های انتخاب برای چنین مشاغلی افزایش ‌یافته است و در صورت افزایش نیافتن دریافتی، آنها می‌توانند در مشاغل دیگر حقوق یا دستمزد بیشتری دریافت کنند و ازاین‌رو عرضه نیروی کار در این مشاغل را کاهش دهند، دریافتی آنها هم ناگزیر باید افزایش یابد. در واقع رشد و توسعه در بخش‌هایی از اقتصاد دیگر بخش‌ها را هم متاثر می‌کند. اما اگر منظور شما از سیاست این است که دولت چه کند که نه سیخ بسوزد نه کباب، پاسخ من این خواهد بود که بهتر است کاری نکند و اجازه دهد بازار کار خودش را انجام دهد. 

مشروخ این مصاحبه با جریده وزین تجارت فردا را اینجا ببینید:

https://bit.ly/3enKnxZ

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
❤1👍1
آستان قدس در یک قاب

بنا به آخرین آمار در دسترس (97)، 41 شرکت های تحت پوشش سازمان اقتصادی رضوی قرار دارند، 6133 نفر در آنها مشغول به کار بودند، میزان فروش 2179 میلیارد و سود آن 307 میلیارد تومان گزارش شده است، والله اعلم.

https://bit.ly/2wARgL4
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
در باب یکی از مشاغل سخت در ایران!

"در این اوضاع البته دفاع از اقتصاد بازار جزء مشاغل سخت به حساب می آید، شرایط حساس کنونی و میل به باید کاری کرد خیلی محبوبیتی برای مدافعان اقتصاد بازار نمی خرد. خیلی ها دوست دارند مقصر وضعیت کنونی یکی از دولتی ترین و مقررات زده ترین حوزه های اقتصاد یعنی حوزه سلامت در جاهایی مثل لومباردی ایتالیا را بازار و بخش خصوصی بدانند! از احتکار و کنترل نکردن قیمت آزرده می شوند، ولی موقتی بودن کمبود و رفع سریع آن را نمی بینند، انعطاف فراوانی که باعث می شود شرکتی مثل تری ام هم در این شرایط سخت به تولید ماسک صورت رو بیاورد، باکاردی به جای تولید مشروبات، الکل را به تولید 1.7 میلیون بطری مایع ضدعفونی کننده دست اختصاص دهد و حتی شرکت فعال در صنعت آرایشی بهداشتی ال. وی. ام. اچ. هم به تولید آن رو بیاورد، آنقدرها دیده نمی شود.

قیمت گذاری مسئولانه آمازون و والمارت و محدودیت هایی برای توزیع بهتر آن، کمک یک میلیارد دلاری جف بزوس برای مبارزه با کرونا، کمک 100 میلیون دلاری فیس بوک به کسب و کارهای کوچک سی کشور و فعالیت های اجتماعی بسیاری از شرکت ها و کارآفرینان را یحتمل عوامفریبی تلقی می کنند. حدس می زنم بیشتر افراد همین الان هم منتظر ابداع دارو و واکسن از سوی کارآفرینان یا شرکت های بخش خصوصی اند تا شر کرونا از سر جهان کم شود، ولی خب ناسزا به اقتصاد بازار را هم فراموش نمی کنند.

از یاد نباید برد که خیلی از لیبرال ها حتی هایک هم مشکلی با کمک های دولتی (محدود و مشروط) به مردم آسیب دیده و فقیر در دوران بحران یا پرداخت درآمد پایه همگانی ندارند و حتی امروز برخی از هواداران دوآتشه اقتصاد بازار مانند تایلر کوئن، استاد دانشگاه جرج میسن، از لیبرتارینیسم ظرفیت دولت سخن می گویند. حدس می زنم که در فضای اقتصادی مملکت از بعد از کرونا باز حرف از مداخله گرایی و ضرورت حضور دولت در اقتصاد پررنگ شود، ولی به قول محافظه کار اعظم، بانوی آهنین بریتانیایی جز بازار گزینه دیگری نیست، والله اعلم".

این بخشی از نوشته من در شماره اخیر تجارت فردا است، مسئله کرونا مضمون خوبی برای بحث های بعدی است، پیشنهاد می کنم فکر کنیم با درس هایی که از آن گرفته ایم و قرار است بگیریم، برای پاندمی احتمالی آینده چه می توانیم بکنیم، الان زود است، ولی تا جایی که دیدم پیشنهادها در کل از جنس موعظه هایی مثل ترکیب مناسب دولت و بازار، حرکت به سوی دولت رفاه و ارتقاء همکاری های بین المللی بود و تا حرف جدی راه درازی در پیش است. والله اعلم.

(There Is No Alternative)

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
در باب جوجه جات

دفن دسته جمعی جوجه های یک روزه خیلی ها را حیرت زده کرد و باز سروصداها بلند شد که یک مشت سرمایه دار از خدا بی خبر برای کسب سود حیوانات زبان بسته را از بین می برند، اینکه در یکی از دولت زده ترین بخش های اقتصاد که کم و بیش همه جای دنیا دولت ها به بهانه امنیت غذایی در آن مداخله جدی دارند چرا باید یقه اقتصاد بازار را بگیریم البته معلوم نیست، ولی ارز ۴۲۰۰ تومانی و انواع یارانه جات در بخش های مختلف این صنعت برقرار است، زیرا این صنعت از همانهایی است که خیلی ها بر این باورند نمی شود آن را به طور کامل به بازار سپرد.

از یکی از دوستان اهل فن، دکتر موافق قدیری، رئیس انجمن خوراک دام و طیور، پرس و جو کردم، از قرار دفن دسته جمعی رایج نیست، ولی جوجه یک روزه چنانکه از اسمش هم بر می آید اگر ظرف یک روز فروش نرود، مجبور به معدوم کردن آن می شوند، زیرا امکان (به این کلمه امکان توجه کنید) نگه داری آنها نیست. والا مالک بیش از بقیه انگیزه دارد که مالش هدر نرود و مرض ندارد پولش را از بین ببرد. برای جوجه های مازاد هم البته راه حل هست، دستگاه هایی وجود دارد که جوجه ها را تبدیل به پودر گوشت می کند که کاربرد صنعتی دارد. شاید اگر مستندی از مراحل مختلف دامداری صنعتی ببینیم، خیلی دلپذیر نباشد و بسیاری از نازک دلان آن را نپسندند، ولی تامین غذای هشتاد و اندی میلیون نفر هم کار ساده ای نیست. اگر از مخالفان جنون زده حیوانات که خوردن میگو را هم جنایتی عظیم می دانند بگذریم، در بسیاری موارد گریزی از این به اصطلاح خشونت ها نیست، مگر آنکه همه تصمیم بگیرند گوشتخواری را کنار بگذارند که در آینده نزدیک محتمل نیست. والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
از هر کس به اندازه توانش، به هر کس به اندازه نیازش!

در زیمباوه و دوران حاکم مجنون آن موگابه خواستند زمین ها را برای رعایت "عدالت اجتماعی" بین فقرا تقسیم کنند, زمین های حاصلخیز خصوصی سمت راست را از مالکان عمدتا سفیدپوست "بومی" گرفتند و آن را بین سیاه پوستان تقسیم کردند، ظاهرا حق هم‌با آنها بود مزارع اشتراکی سمت چپی تعریفی نداشت، ولی در مزارع خصوصی اوضاع بسیار بهتر بود و با سیستم آبیاری و جوی و دریاچه ها محصول مرغوبی به‌ عمل می آمد.

چند سال بعد از این تقسیم زمین اوضاع برگشت، منابع آبی آب رفت و کار به مصیبت خورد و دیگر سمت راست هم آنقدرها سبز نبود، کسانی اشاره به تغییر اقلیم کردند، ولی اصل مطلب چیز دیگری بود: حق مالکیت خصوصی، وقتی حاکمان این حق طبیعی را نقض می کنند، اضمحلال آغاز می شود.

مواظب "عدالت" خواهان وطنی باشید، اندیشه شان گاهی از طاعون هم خطرناک تر است، والله اعلم.

https://bit.ly/2xIpSLK

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
دام توسیدید و اوضاع "دولت" در ایران

توسیدید، تاریخ‌نگار یونانی، زمانی درباره جنگ میان آتن و اسپارت گفته بود آنچه جنگ میان آن دو را اجتناب‌ناپذیر ساخته بود، رشد سریع آتنی‌ها بود که «ترس» در دل اسپارتی‌ها انداخته بود. این جمله را وی در کتاب تاریخ جنگ‌های پلوپونزی که شرحی از جنگ‌هایی است که در قرن پنجم پیش از میلاد میان آتن و اسپارت رخ داده بود گفته است و روی یک انگیزه اساسی، یعنی ترس، در شکل‌دهی به رفتار انسان‌ها انگشت می‌گذارد.

بعدها کسانی این ایده را درباره نوع رابطه میان قدرت‌های نوظهور و مستقر هم به کار گرفتند و مفهوم دام توسیدید ابداع شد که اشاره به این داشت که ترس و سوء محاسبه می‌تواند جرقه جنگی فراگیر میان قدرت‌های جهانی باشد. باری، از مناسبات میان قدرت‌ها و کشورها بگذریم که در دوران جدید و با پیشرفت فناوری بسیار پیچیده‌تر شده است و در کل به نسبت گذشته جهان صلح‌آمیزتر به نظر می‌رسد و بنا بر حفظ نظم وستفالیایی دولت-ملت است، بد نیست ایده کلی توسیدید درباره نقش ترس را در توضیح مناسبات درون کشورها (نه میان کشورها) هم به کار بریم.

در این یادداشت تجارت فردا با الهام از این انگیزه ترس شرح داده ام که بوروکراسی و نظام اداری دولتی در ایران اصلاح شدنی نیست، تا زمانی که سیاسیون ایران از بوروکرات ها از جمله نظامی ها می ترسند، خطاست فکر کنیم این امام زاده حاجت می دهد و از دولت کاری بر می آید و دوباره داور و فروغی و تیمورتاش ظهور می کنند، خلاصه دولت های موسوم به توسعه گرا اگر زمانی در جاهایی مثل شرق آسیا موثر عمل کرده اند، امید ظهور آنها در ایران را نداشته باشید. والله اعلم.

https://bit.ly/2zi3yZR

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
در باب یک دلیل جالب توسعه نیافتن صحاری خاورمیانه

"نهاد وقف که یک شکل متمایز اسلامی‌از تولیت و سرپرستی است، منابع عظیمی‌را درون سازمان‌های انعطاف‌نا‌پذیر محبوس ساخته است که با گذشت زمان به سمت کژکارکردی گرایش یافته‌اند. این نهادها در زمان ظهور خود، باعث دردسر و خسارت نشدند. همچنین آنها باعث افت مطلق در فعالیت اقتصادی نشده‌اند. اما آنها با استمرار بخشیدن و جاودانه کردن خود طی دوران طولانی که اروپای غربی در توسعه و تحول دادن نهادهای اقتصاد مدرن به پیش می‌تاخت تبدیل به عوامل بازدارنده پیشرفت شدند.

بر خلاف ثروت تجاری، اموال غیرمنقول را می‌توان به شکل دست نخورده در قالب وقف حفظ نمود. افسوس که قانون وقف، متولی وقف را ملزم به پیروی از خواسته‌های بانی وقف به صورت موبه‌مو می‌سازد و چنین وضعیتی فرصت‌های هدایت منابع وقف به سمت آرمان‌های گسترده سیاسی را محدود می‌کند. به علاوه متولیان و سایر منتفع‌شدگان از وقف، نیاز عاجلی برای تقویت حقوق اقتصادی شخصی احساس نمی‌کردند چون تقدس موقوفات، این دارایی‌ها را در برابر مالیات‌ستانی یا مصادره اموال مصون نگه می‌داشت. بنابراین نظام وقف با کشاندن ثروت جامعه به درون ساختارهایی که مقداری از این ثروت را حفظ می‌نمود، از تقاضا برای حقوق مالکیت‌خصوصی که ضمانت قانونی داشته باشد فرو کاسته است. با وجود نقش اقتصادی عظیمی‌که وقف داشته است، عملا تمام بناهای تاریخی در خاورمیانه از محل موقوفات ساخته و حفظ شده است".

در باب آستان قدس این روزها زیاد صحبت می شود، قضیه بسیار پیچیده و جالبی است، این مصاحبه تیمور کوران از متفکران بنام اقتصاد سیاسی را در مورد اوضاع خاورمیانه و البته نقش نهادهایی مثل وقف را از دست ندهید، والله اعلم.

https://bit.ly/2XT7Xg4

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
یادی از درگذشتگان، خصوصی سازی و باقی قضایا

خیلی ها از رئیس دولت سازندگی گله می کنند که به نظامیان اجازه حضور در اقتصاد را داد، این گفته درخشان مولانا محمد قائد شرفی در نهایت ایجاز اصل حرف را در اینباره بیان کرده است، والله اعلم.

https://bit.ly/2xLoKHp

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
مرگ بر شهر!

"چریک‌های انقلابی خمر سرخ که سی سال ... با آمریکا و حکومت تحت حمایتش به رهبری ژنرال لون نول جنگیدند ... در ۱۹۷۵ سرانجام پیروز شده و وارد پنوم پن پایتخت کامبوج شدند ... خمرهای سرخ برای شهرنشینان کامبوج برنامه‌ای بزرگ و گسترده داشتند. گشتی‌های مسلح تشکیل یافته از چریک‌های ژنده پوش به سراغ تمام خانه‌ها رفتند و ساکنان را به زور بیرون کشیده و آماده سفری طولانی و بی‌بازگشت نمودند. تمام اموال کوچک بزرگ آنها مصادره شده بود. به ساکنان خانه‌ها اخطار داده شد که مبادا کوچکترین چیزی از خانه‌شان با خود بیاورند، به خصوص روی عکس‌های خانوادگی تاکید می‌شد. هر کس که این اخطار را جدی نگرفت، در روزها و هفته‌های بعد اعدام شد. بسیاری از این اسرا دیگر هیچگاه خانه‌هایشان را ندیدند. برای خمرها یک مسئله خیلی جدی بود: ارتباط شخص با گذشته‌اش به کلی باید قطع می‌شد. آنها می خواستند شهر سرمایه‌داری را که در نظرشان مظهر پول، فساد و تن‌آسایی بود به کلی نابود کنند.

باورش دشوار بود اما پنوم پن و دیگر شهرها بطور کامل تخلیه شدند. دیپلمات‌های باقیمانده گزارش دادند که در تمام عمرشان چنین چیزی ندیده‌اند پنوم پن به شهر ارواح تبدیل شده بود. شهرنشینان اسیر را در صدها اردوگاه در مناطق روستایی یا لم یزرع مستقر کردند. ساعات کار دو سوم شبانه روز را در بر می‌گرفت و جیره غذا بسیار کم بود. دهه جایگزین هفته شده بود و روز تعطیل مختص به کلاس‌های ایدئولوژیک و آموزش عقیدتی بود. شهرنشینان اسیر زیر نظارت چریک‌های مجهز به مجهز به کلاشنیکف‌های ساخت چین کار می‌کردند ... خمرها خیلی شبیه به حزب کمونیست اندونزی بودند که چند سال پیش با ضد کودتای ژنرال سوهارتو به کلی ریشه‌کن شده بود. محصول اصلی این اردوگاه‌ها برنج بود. خمرها برای آن نوعی تقدس قائل بودند.

در روزنامه‌هایشان آمده بود که با قدرت آن توانسته‌اند آمریکا را شکست دهند و در سال‌های آینده با همین قدرت، کامبوج را صاحب صنایع سنگین خواهند کرد. خمرها می‌گفتند که این شهرنشینان خوشگذران و راحت‌طلب باید بیاموزند که از دانه برنج و رنج روستاییان فقیر متولد شده‌اند و حالا یا می‌توانند این دوره سخت بازپروری و والایش را تاب آورده و به یک انسان زحمتکش و متعهد در برابر تاریخ تبدیل شوند و یا می میرند و جسم آنها به عنوان کود انسانی زمین‌های کشاورزی را حاصلخیزتر خواهد کرد ... کار روزانه بسیار طولانی و طاقت فرسا بود. بسیاری به دلیل خستگی یا بیماری می‌مردند. گرسنگی احتمالا بزرگترین رنج و کابوس زندانیان بوده است. اگر کسی حتی یک سیب زمینی یا ترب از محصول مزارع برمی‌داشت و می‌خورد، قطعا اعدام می‌شد. با این حال فشار گرسنگی چنان بود که بسیاری خطر اعدام را به جان می خریدند. خمرهای سرخ در این نوع موارد اعدام با گلوله را دوست نداشتند. قطعا یکی از دلایل آن صرفه‌جویی در مهمات بود. اسرای محکوم به اعدام معمولا با ضربات چوب، بیل یا تبر کشته می‌شدند. بعضی از آنها قبل از اعدام شکنجه می‌شدند ...

خمرها گاهی در جلسات موسوم به "انتقاد از خود" که بازماندگان قرارگاه اشرف هم به به خوبی با آن آشنایی دارند، به اسرا اجازه می‌دادند که از شرایط اردوگاه و رفتار خمرها انتقاد کنند، اما آنها که انتقادات تندی مطرح می‌کردند را دیگر هیچکس نمی‌دید ... خمرها معمولا اجساد را دفن نمی‌کردند بلکه آنها در گودال‌های خیلی بزرگ روباز با قطر دهانه نزدیک به صد متر و عمق ۳۰ تا ۴۰ متر روی هم می‌ریختند. بوی تعفن این گودال‌ها وحشتناک و غیر قابل تصور بود و برای محکومین به اعدام که در نزدیکی آنها نگهداری می‌شدند، یک شکنجه مخصوص به حساب می‌آمد. برخی از اسرا یا زندانیان تازه‌وارد اردوگاه‌ها که هویت‌شان شناسایی می‌شد از بقیه جدا می‌شدند تا بازجویی و اعدام شوند. خمرهای سرخ به خصوص روی ستارگان سینما و زن‌هایی که کارشان تبلیغ مدل‌های مو و لباس بود، به شدت حساس بودند. این گونه افراد امکان نداشت که جان سالم در ببرند. در مجموع خمرهای سرخ ۲ میلیون نفر از جمعیت ۷ میلیونی کامبوج را به قتل رساندند ...

همین اتفاقات با مقداری شدت و حجم کمتر و با برخی تفاوت‌های جزئی در شوروی دهه‌های ۲۰ تا ۵۰ میلادی، چین دهه‌های ۵۰ و ۶۰ میلادی، کره شمالی از ۱۹۴۵ تا امروز، ویتنام شمالی در دهه ۵۰ میلادی در ماجرای اصلاحات ارضی هوشی‌مین و نیز ویتنام متحد شده توسط کمونیست‌ها از ۱۹۷۵ تا پایان دهه هشتاد میلادی در جریان بوده‌است. ۱۰۰ هزار نفر در اردوگاه‌های بازپروری عقیدتی ویت‌کنگ‌ها که پس از فتح سایگون برپا شده بود، کشته شدند. همان ویت کنگ‌ها که قهرمان بی‌بدیل و اسطوره‌ای صدها هزار روشنفکر و دانشجوی چپگرا در ایران، اروپا و آمریکای شمالی بودند: از ژان‌پل سارتر و دوبووار و آلن بدیو و چامسکی گرفته تا شاملو و ابتهاج و آریان‌پور و مصطفی رحیمی".

توس طهماسبی
https://bit.ly/2x9Wq0Z

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
ویروس نامه!

استیو پینکر بزرگ، روانشناس نامدار دانشگاه هاروارد، زمانی گفته بود، زندگی ما خیلی بهتر شده است، ولی انگار کسی این موضوع را نمی‌داند و از آن خبر ندارد! او که مردی اهل اعداد و ارقام و شواهد مشخص است بارها تلاش کرده است نشان دهد برخلاف تصور بسیاری علم و خرد بشری توانسته است دنیای بسیار بهتری برای تعداد بیشتری از آدم‌ها بسازد و امروز ما بسیار بهتر از دیروز است.

باری، شگفت‌زدگی خیلی از ما در سراسر جهان در برابر ویروس کرونا هم شاید به همین دلیل بود، کمتر کسی باورش می‌شد با این همه پیشرفت علمی و دستاوردهای پزشکی و در دورانی که کم و بیش از هر دوره‌ای از تاریخ صلح‌آمیزتر و آرام‌تر بوده است، یکباره چنین مصیبتی نازل شود. یادمان رفته بود تا کمتر از صد سال پیش بیماری‌هایی که امروز مهار شده و از بین رفته‌اند، دسته‌دسته آدم‌ها را روی زمین می‌ریختند و گفته می‌شد حتی لویی پادشاه فرانسه هم در هراسی دائمی از بیماری سر به بالین می‌گذاشت. لازم نیست راه خیلی دور و تا دوردست‌های قرون ماضی برویم، در ابتدای همین قرن بیستم پاندمی (بیماری جهان‌گیر) آنفلوآنزای اسپانیایی چند ده میلیون نفر را در سراسر دنیا، از جمله ایران به کام مرگ فرستاد. حتی گذشته از امواج محلی و جهانی بیماری‌ها که گاه‌وبیگاه شاهدش بودیم، در شرایط عادی هم نرخ مرگ‌ومیر کودکان و مادران زیاد بود و متوسط عمر انسان‌ها (عمر مورد انتظار) پایین به حساب می‌آمد. در ایران حدود سال 1900 میلادی، آغاز قرن بیستم، برآورد شده است که همین متوسط عمر به 40 سال هم نمی‌رسید!

بیشتر عادت کرده بودیم نام‌هایی مثل سارس و ابولا را مربوط به جاهایی پرت و دور از خود بدانیم که خیلی به ما ربطی ندارند، ولی این خیلی از ما را تکان داد. کسانی از جمله حضرت هنری کیسینجر که از قضا حرف حساب هم زیاد زده‌اند، از تغییر بنیادین نظم جهان سخن می‌گویند و اینکه بشر باید به سبک «پساکرونایی» و نوع متفاوتی از زندگی عادت کند، عده‌ای هم البته معتقدند «ان‌شاء‌الله گربه است» و نباید شلوغی هیاهو را خیلی جدی گرفت. بازار شایعه و تئوری توطئه هم داغ است، با وجود ارائه شواهد معتبر مبنی بر انسان‌ساخته نبودن جناب ویروس هنوز هم خیلی‌ها تردید ندارند «کار خودشان است» و قضیه از لابراتوارهای مخفی قدرت‌های زیرزمینی و روزمینی آب می‌خورد و نمی‌شود در دنیا اتفاقی به این عرض و طول بیفتد و پای آن خاندان معروف، یعنی خانواده روچیلد‌ها، در میان نباشد.

در ایران قضیه ابعاد جالب‌تری هم به خود گرفت و حتی پیچیده‌تر هم شد. کسانی ادعا داشتند کار از گیلان شروع شده است و کسانی هم به قم اشاره می‌کردند، ولی از آنجا که در سیاست ایران همه راه‌ها به قم ختم می‌شود، بحث قرنطینه قم به ویژه حرم حضرت معصومه خبرساز شد. اعتراض‌هایی در مورد محدودیت‌های تردد به آن شهر و به ویژه حرم رخ داد، گفته می‌شد بستن درب حرم به روی زوار کاری است که در طول تاریخ تشیع رخ نداده است. این وسط در اتفاقی بس غریب که مرزهای سیاست و پزشکی و اروتیسم را درنوردید، «اهل لیس» هم سروکله‌شان پیدا شد، کسانی که البته کمی بعد حتی در اروپا هم رقبایی پیدا کردند. از قرار می‌خواستند نشان دهند که شایعاتی که در مورد کرونا گفته می‌شود چندان جدی نیست و ساخته‌وپرداخته مغرضان است، یحتمل معتقد بودند کافی است فرد به سپر ایمان مسلح باشد و از مکر دشمنان به خداوند پناه برد، دیگر جای نگرانی نیست.

با این حال کار تمام نشد، دعوا بر سر علم قدیم و جدید هم بخشی از کار بود. اهل طب سنتی هم شروع به نقد طب جدید کردند. خیلی از این هواداران علم قدیم که البته به برکت فناوری‌های جدید (شبکه‌های اجتماعی) جز برای مریدان سنتی، برای گروه بزرگ‌تری شناخته شده بودند، کم نگذاشتند و ادعا کردند که اگر به نسخه‌های آنان عمل شود، کار کرونا تمام است، کافی است «به آنچه خود داریم» برگردیم. نسخه‌های عجیب و غریب که مضمون طنز و مطایبه ایرانی‌ها شد و بیرون آمدن فیلم‌هایی از به اصطلاح درمان‌شدگان کرونا با طب سنتی تا مدتی ادامه داشت و برخی نام‌ها زیاد شنیده می‌شد. کار به روکم‌کنی و رقابت هم کشیده بود، این طرف می‌گفت اگر این مدعیان را جمع نکنید، استعفا می‌دهم و خانه می‌نشینم، آن طرفی هم می‌گفتند شما جاهلان پرمدعا جای ما را گرفته‌اید، همان بهتر که خانه بنشینید و مردم را به کشتن ندهید.

در این یادداشت جریده وزین تجارت فردا پیشینه کرونا در ایران یک مرور کلی کرده ام و استمبادهایی داشته ام، گفته ام که در فضای اقتصادی مملکت از بعد از کرونا باز حرف از مداخله‌گرایی و ضرورت حضور دولت در اقتصاد پررنگ شود، ولی به قول محافظه‌کار اعظم، بانوی آهنین بریتانیایی جز بازار گزینه دیگری نیست، والله اعلم.

https://bit.ly/3bLrgMn

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اشتباه بزرگ یک پادشاه

داریوش همایون فقید اینجا علت العلل بروز انقلاب ۵۷ را در چند دقیقه کوتاه شرح می دهد، زمینه و زمانه امروز متفاوت است، ولی همچنان بزرگترین مسئله ایران است: نبود نوآوری سیاسی.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel