رانندگان اسنپ و تپسی و راه جهنم!
گفته اند قرارداد رانندگان تاکسی اینترنتی، کارگری میشود، بر اساس حکم یک قاضی در کالیفرنیا، شرکتهای اوبر و لیفت مجبور خواهند شد با رانندگانشان به عنوان کارگر قرارداد ببندند، نه به عنوان پیمانکار مستقل.
استدلال های حقوقی هم آورده اند که رانندگان این شرکت ها در معنای دقیق کلمه پیمانکار مستقل نیستند، در واقع کارمند به حساب می آیند و این معنایش حداقلی از دستمزد و مزایا برای رانندگان است. شرکتهای اوبر و لیفت تلاش کردهاند با تغییراتی در نرمافزارشان و همچنین با خرج کردن بیش از ۱۰۰ میلیون دلار برای کارزارهای تبلیغاتی و روابط عمومی ماجرا را طوری پیش ببرند که تحت تاثیر قانون جدید قرار نگیرند. می شود حدس زد در ایران هم استدلال هایی مشابه برای رانندگان شرکتهای اسنپ، تپسی و دیگر شرکتهای مسافربری اینترنتی مطرح شود. بسیاری معتقدند این شرکتها با برچسب "مستقل و آزاد"، خود را از تعهدات کارفرمای مسئول رها کردهاند. منتقدان بر این باورند که تنها در صورت وجود اتحادیه ای قدرتمند از رانندگان این شرکت ها است که میتوان امید به برقراری نوعی تعادل در رابطه یک طرفه قدرتِ مبتنی بر انحصار محض را داشت.
ظاهرا همه چیز خوب است، ولی بگذارید سر بزرگ قضیه که زیر لحاف است را هم ببینیم و استمبادهایی داشته باشیم. معنای این تغییر قرارداد برای شرکت های مسافربری اینترنتی هزینه های بالاتر است، می شود حدس زد که در صورت اجرای این قانون و افزایش موثر هزینه هایشان، سعی کنند اندازه شبکه رانندگانشان را کنترل کنند و حتی آن را کاهش دهند. یک نتیجه محتمل اینست که کسانی از افراد جویای کار دیگر نمی توانند وارد این شغل شوند، زیرا هر راننده جدید معنایش یک تعهد جدی برای شرکت هاست که طبیعی است اینجا با سختگیری بیشتری عمل کنند.
همچنین یحتمل این شرکت ها شرایط همکاری و نوع پرداختی به رانندگان را تغییر دهند و برای مثال دریافتی آنها که دستکم برای بخشی از رانندگان بسیار بالاتر است به همان "حداقل حقوق قانونی" کاهش یابد. غریب نیست که تعدادی از رانندگان ("پیمانکاران سابق") قید همکاری با این شرکت ها را بزنند و دنبال شغل پردرامدتری بروند. از آن سو کیفیت خدمت رسانی و پوشش این شرکت ها کاهش خواهد یافت یا در صورت اصرار بر حفظ شرایط قبلی مجبور به افزایش هزینه ها خواهند شد که معنایش اینست که برخی از مشتریان امکان استفاده از یک سرویس ارزان را از دست خواهند داد و نوع دیگری از تردد را برخواهند گزید.
بیایید فرض کنید این شرکت ها به دلایلی مثلا رقابت شدید قادر نباشند از تعداد کارکنان ("پیمانکاران سابق") کم کنند و همچنین نتوانند قانون را دور بزنند مجبور به پرداخت هزینه های بالاتر باشند، مشکل حل می شود؟ تردید دارم! در این حالت هم این صنعت در مقایسه با دیگران غیرجذاب می شود و نه تنها دیگر مقصد بسیاری از سرمایه گذاری های جدید نخواهد بود، بلکه سرمایه ها از آن خارج خواهند شد (بخوانید این صنعت کوچک تر و نحیف تر می شود) و چه بسا کسانی حتی سرمایه گذاری در خودروهای بدون راننده را جذاب تر از قبل ببینند!
باری، برای اظهار نظر دقیق باید حساب و کتاب کرد و خیلی متغیر ها را در نظر اورد، ولی به نظر با انکه حرف از دفاع از ضعیف هاست، چه بسا کار بیش از همه به زیان همان ها تمام شود، راه جهنم همیشه با نیت های خیر فرش شده است، والله اعلم.
لینک خبر
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
گفته اند قرارداد رانندگان تاکسی اینترنتی، کارگری میشود، بر اساس حکم یک قاضی در کالیفرنیا، شرکتهای اوبر و لیفت مجبور خواهند شد با رانندگانشان به عنوان کارگر قرارداد ببندند، نه به عنوان پیمانکار مستقل.
استدلال های حقوقی هم آورده اند که رانندگان این شرکت ها در معنای دقیق کلمه پیمانکار مستقل نیستند، در واقع کارمند به حساب می آیند و این معنایش حداقلی از دستمزد و مزایا برای رانندگان است. شرکتهای اوبر و لیفت تلاش کردهاند با تغییراتی در نرمافزارشان و همچنین با خرج کردن بیش از ۱۰۰ میلیون دلار برای کارزارهای تبلیغاتی و روابط عمومی ماجرا را طوری پیش ببرند که تحت تاثیر قانون جدید قرار نگیرند. می شود حدس زد در ایران هم استدلال هایی مشابه برای رانندگان شرکتهای اسنپ، تپسی و دیگر شرکتهای مسافربری اینترنتی مطرح شود. بسیاری معتقدند این شرکتها با برچسب "مستقل و آزاد"، خود را از تعهدات کارفرمای مسئول رها کردهاند. منتقدان بر این باورند که تنها در صورت وجود اتحادیه ای قدرتمند از رانندگان این شرکت ها است که میتوان امید به برقراری نوعی تعادل در رابطه یک طرفه قدرتِ مبتنی بر انحصار محض را داشت.
ظاهرا همه چیز خوب است، ولی بگذارید سر بزرگ قضیه که زیر لحاف است را هم ببینیم و استمبادهایی داشته باشیم. معنای این تغییر قرارداد برای شرکت های مسافربری اینترنتی هزینه های بالاتر است، می شود حدس زد که در صورت اجرای این قانون و افزایش موثر هزینه هایشان، سعی کنند اندازه شبکه رانندگانشان را کنترل کنند و حتی آن را کاهش دهند. یک نتیجه محتمل اینست که کسانی از افراد جویای کار دیگر نمی توانند وارد این شغل شوند، زیرا هر راننده جدید معنایش یک تعهد جدی برای شرکت هاست که طبیعی است اینجا با سختگیری بیشتری عمل کنند.
همچنین یحتمل این شرکت ها شرایط همکاری و نوع پرداختی به رانندگان را تغییر دهند و برای مثال دریافتی آنها که دستکم برای بخشی از رانندگان بسیار بالاتر است به همان "حداقل حقوق قانونی" کاهش یابد. غریب نیست که تعدادی از رانندگان ("پیمانکاران سابق") قید همکاری با این شرکت ها را بزنند و دنبال شغل پردرامدتری بروند. از آن سو کیفیت خدمت رسانی و پوشش این شرکت ها کاهش خواهد یافت یا در صورت اصرار بر حفظ شرایط قبلی مجبور به افزایش هزینه ها خواهند شد که معنایش اینست که برخی از مشتریان امکان استفاده از یک سرویس ارزان را از دست خواهند داد و نوع دیگری از تردد را برخواهند گزید.
بیایید فرض کنید این شرکت ها به دلایلی مثلا رقابت شدید قادر نباشند از تعداد کارکنان ("پیمانکاران سابق") کم کنند و همچنین نتوانند قانون را دور بزنند مجبور به پرداخت هزینه های بالاتر باشند، مشکل حل می شود؟ تردید دارم! در این حالت هم این صنعت در مقایسه با دیگران غیرجذاب می شود و نه تنها دیگر مقصد بسیاری از سرمایه گذاری های جدید نخواهد بود، بلکه سرمایه ها از آن خارج خواهند شد (بخوانید این صنعت کوچک تر و نحیف تر می شود) و چه بسا کسانی حتی سرمایه گذاری در خودروهای بدون راننده را جذاب تر از قبل ببینند!
باری، برای اظهار نظر دقیق باید حساب و کتاب کرد و خیلی متغیر ها را در نظر اورد، ولی به نظر با انکه حرف از دفاع از ضعیف هاست، چه بسا کار بیش از همه به زیان همان ها تمام شود، راه جهنم همیشه با نیت های خیر فرش شده است، والله اعلم.
لینک خبر
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
Telegram
کافه اقتصاد
قرارداد رانندگان تاکسی اینترنتی، کارگری میشود
حکم یک قاضی علیه اوبر و لیفت
بر اساس حکم یک قاضی در ایالت کالیفرنیای آمریکا، شرکتهای اوبر و لیفت مجبور خواهند شد با رانندگانشان به عنوان کارگر قرارداد ببندند، نه به عنوان پیمانکار مستقل.
به گزارش گاردین،…
حکم یک قاضی علیه اوبر و لیفت
بر اساس حکم یک قاضی در ایالت کالیفرنیای آمریکا، شرکتهای اوبر و لیفت مجبور خواهند شد با رانندگانشان به عنوان کارگر قرارداد ببندند، نه به عنوان پیمانکار مستقل.
به گزارش گاردین،…
خاستگاه "آقازادگی"
این روزها سریال آقازاده پدیده ای آشنا را نشان می دهد که کسانی در قدرت با ظاهری مذهبی به قول آن مرحوم با "ریش تیغ می زنند". خیلی ها این را پدیده ای مربوط به سال های دوره سازندگی به این سو می دانند، ولی مروری به مطبوعات یکی دو سال اول بعد از انقلاب نشان می دهد که چنین پدیده ای از همان آغاز مورد توجه اهل دل بوده است، این کاریکاتورها از مجله بهلول حدود سال ۵۸ است، والله اعلم.
منبع
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
این روزها سریال آقازاده پدیده ای آشنا را نشان می دهد که کسانی در قدرت با ظاهری مذهبی به قول آن مرحوم با "ریش تیغ می زنند". خیلی ها این را پدیده ای مربوط به سال های دوره سازندگی به این سو می دانند، ولی مروری به مطبوعات یکی دو سال اول بعد از انقلاب نشان می دهد که چنین پدیده ای از همان آغاز مورد توجه اهل دل بوده است، این کاریکاتورها از مجله بهلول حدود سال ۵۸ است، والله اعلم.
منبع
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
حضرت مردیها
گفتگو با استاد مرتضی مردیها به بهانه انتشار کتاب جدید و ارزشمند او "لیبرالیسم محافظه کار"، به نظرم حرف های خوبی زده شد که ارزش شنیدن دارد، از نظر دوستان همراه استقبال می کنم، والله اعلم.
توضیح: برای مشاهده کافی است روی تصویر پایین کلیک کنید و نیازی به رفتن فضای اینستاگرام نیست.
https://bit.ly/34NvDWJ
https://youtu.be/aZQ125jSV7E
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
گفتگو با استاد مرتضی مردیها به بهانه انتشار کتاب جدید و ارزشمند او "لیبرالیسم محافظه کار"، به نظرم حرف های خوبی زده شد که ارزش شنیدن دارد، از نظر دوستان همراه استقبال می کنم، والله اعلم.
توضیح: برای مشاهده کافی است روی تصویر پایین کلیک کنید و نیازی به رفتن فضای اینستاگرام نیست.
https://bit.ly/34NvDWJ
https://youtu.be/aZQ125jSV7E
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
در مزایای بی دولتی!
سومالی از ۱۹۹۱ تا سال ۲۰۰۶ که دولت انتقالی حاکم شد و حتی پس از آن کم و بیش در حالت بی دولتی به سر می برد، رسانه ها از هرج و مرج ان کشور و حکومت جنگ سالاران می گفتند.
اما انگار اوضاع چندان بد نبوده است، طول عمر و نرخ مرگ و میر بهبود یافته است و تولید ناخالص سرانه افزایش چشمگیری (حدود سه برابر) نشان می دهد، در اثنای همین دوره صنایعی مثل مخابرات در آن کشور رشد حیرت آور داشته است که از بهترین ها در آفریقاست، ارزش پول آین کشور تغییر چندانی نداشته است و البته صادراتش پنج برابر شده است!
این برای کشور ما که امروز در وضع خوبی نیست درس آموز است، چاره کار "دولت مقتدر" و "مداخله بیشتر" و چرندیاتی از این دست نیست، حرف اینست که دولت سنگ نیندازد، لازم نیست سنگی از جلوی پای ما بردارد، والله اعلم.
https://bit.ly/2ZcJnqv
https://bit.ly/3lJ3Cpo
پ.ن: به قول یکی از ساکنان فجازی ما بیش از امید به ناامیدی کامل (ازدولت) نیازمندیم!
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
سومالی از ۱۹۹۱ تا سال ۲۰۰۶ که دولت انتقالی حاکم شد و حتی پس از آن کم و بیش در حالت بی دولتی به سر می برد، رسانه ها از هرج و مرج ان کشور و حکومت جنگ سالاران می گفتند.
اما انگار اوضاع چندان بد نبوده است، طول عمر و نرخ مرگ و میر بهبود یافته است و تولید ناخالص سرانه افزایش چشمگیری (حدود سه برابر) نشان می دهد، در اثنای همین دوره صنایعی مثل مخابرات در آن کشور رشد حیرت آور داشته است که از بهترین ها در آفریقاست، ارزش پول آین کشور تغییر چندانی نداشته است و البته صادراتش پنج برابر شده است!
این برای کشور ما که امروز در وضع خوبی نیست درس آموز است، چاره کار "دولت مقتدر" و "مداخله بیشتر" و چرندیاتی از این دست نیست، حرف اینست که دولت سنگ نیندازد، لازم نیست سنگی از جلوی پای ما بردارد، والله اعلم.
https://bit.ly/2ZcJnqv
https://bit.ly/3lJ3Cpo
پ.ن: به قول یکی از ساکنان فجازی ما بیش از امید به ناامیدی کامل (ازدولت) نیازمندیم!
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
جمعیت ایران در ۲۱۰۰ چقدر خواهد بود؟
در یک پژوهش جالب جمعیت کشورها تا ۲۱۰۰ را تخمین زده اند، گفته شده است که جمعیت چین تقریبا نصف می شود و هندی ها پرجمعیت ترین کشور جهان خواهند بود و البته جمعیت آمریکا تغییر زیادی نخواهد داشت. جمعیت ایران هم از حدود ۸۰ و اندی میلیون نفر به ۷۰ میلیون نفر کاهش خواهد یافت، در دنیای امروز البته پیش بینی سال و دهه آینده هم بسیار دشوار است و هزار تحول بنیان برافکن انتظار ما را می کشند، اما دیدن این سناریوها خالی از لطف نیست، والله اعلم.
https://bit.ly/3jI8Dwe
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
در یک پژوهش جالب جمعیت کشورها تا ۲۱۰۰ را تخمین زده اند، گفته شده است که جمعیت چین تقریبا نصف می شود و هندی ها پرجمعیت ترین کشور جهان خواهند بود و البته جمعیت آمریکا تغییر زیادی نخواهد داشت. جمعیت ایران هم از حدود ۸۰ و اندی میلیون نفر به ۷۰ میلیون نفر کاهش خواهد یافت، در دنیای امروز البته پیش بینی سال و دهه آینده هم بسیار دشوار است و هزار تحول بنیان برافکن انتظار ما را می کشند، اما دیدن این سناریوها خالی از لطف نیست، والله اعلم.
https://bit.ly/3jI8Dwe
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
در باب یک جانی!
شخصا هیچ گونه ارتباط عاطفی با "امپریالیسم ستیزانی!" مثل صدام و قذافی برقرار نمی کنم! به لطف دوستان اکوایران مجموعه مصاحبه هایی در مورد چین انجام شده است که به تدریج خواهد آمد و به نظر ارزش شنیدن دارد، این قسمت به یک جانی متوهم یعنی مائوتسه تونگ اختصاص دارد، تا یار چه پسندد، والله اعلم.
@ecoiran_webtv
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
شخصا هیچ گونه ارتباط عاطفی با "امپریالیسم ستیزانی!" مثل صدام و قذافی برقرار نمی کنم! به لطف دوستان اکوایران مجموعه مصاحبه هایی در مورد چین انجام شده است که به تدریج خواهد آمد و به نظر ارزش شنیدن دارد، این قسمت به یک جانی متوهم یعنی مائوتسه تونگ اختصاص دارد، تا یار چه پسندد، والله اعلم.
@ecoiran_webtv
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
یک تذکر آیین نامه ای
در این هیاهوی گرگ های وال استریت مراقب خطاهای شناختی تان باشید! والله اعلم.
یادآوری:
"یک بابایی ملخی را می گیرد و می گوید: بپر!
ملخ می پرد، پای ملخ را می کند و می گوید: بپر!
ملخ باز می پرد ، پای دوم را هم می کند و باز میگوید بپر! این بار ملخ نمی پرد. طرف نتیجه علمی می گیرد: وقتی دوتا پای ملخ کنده شود، ملخ کر میشود!".
https://bit.ly/35b5Esy
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
در این هیاهوی گرگ های وال استریت مراقب خطاهای شناختی تان باشید! والله اعلم.
یادآوری:
"یک بابایی ملخی را می گیرد و می گوید: بپر!
ملخ می پرد، پای ملخ را می کند و می گوید: بپر!
ملخ باز می پرد ، پای دوم را هم می کند و باز میگوید بپر! این بار ملخ نمی پرد. طرف نتیجه علمی می گیرد: وقتی دوتا پای ملخ کنده شود، ملخ کر میشود!".
https://bit.ly/35b5Esy
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
👍1
آیا می توان برای مدت نامحدود رشد اقتصادی داشت؟ رشد اقتصادی "همیشگی" متصور است؟
به نظر می رسد جواب منفی است، هرچه باشد منابع فیزیکی محدود اند و عنصر کمیابی خود را دیر یا زود نشان می دهد. برای مثال میزان مس موجود در دنیا بی نهایت نیست و زمانی می رسد که همه آنها مصرف شده باشند، دیگری چیزی برای تولید محصولات بیشتر ( بخوانید رشد اقتصادی بیشتر) باقی نمی ماند، همین استدلال را می توان برای بقیه هم تکرار کرد. انگار رشد اقتصادی نامحدود ناممکن است.
اما کمی صبر کنید! وقتی از رشد اقتصادی صحبت می کنیم، منظورمان اغلب افزایش جی دی پی (تولید ناخالص داخلی) است، جی دی پی هم ارزش بازار کل کالاها و خدماتی است که در طی یک دوره یک ساله در یک قلمرو سرزمینی تولید می شود و البته نقدها بر آن کم نیست. ناگفته پیداست که اگر محصولات بیشتری تولید شود، جی دی پی افزایش می یابد، ولی این معنایش استفاده بیشتر از منابع است که بالا گفتیم این نمی تواند نامحدود باشد.
اما جز تولید محصول بیشتر دو راه دیگر هم برای افزایش جی دی پی وجود دارد: افزایش قیمت کالاها و افزایش ارزش آنها! اولی را به خوبی می شناسیم نامش تورم است و رشد "اسمی" را رقم می زند، ولی دومی رشد "واقعی" اقتصاد را به همراه دارد و به اصطلاح اثرات تورمی از آن حذف شده است. بد نیست روی این رشد "واقعی" مکث کنیم.
در همان مثال بالا در یک سناریوی فرضی تصور کنید ما تمام منابع مس را صرف تولید ظروف مسی می کنیم و دیگر برای محصول بیشتر چیزی باقی نمی ماند، آیا رشد اقتصاد متوقف می شود؟ جواب منفی است، خلاقیت و پویایی نیاز آدم ها را دستکم گرفته اید! فرض کنید محصولی دیگر، با همین مس می توان مادربورد کامپیوتر تولید کرد که از ارزش (مطلوبیت ذهنی) بیشتری برای مشتری برخوردار است، چه اتفاقی می افتد؟ یحتمل تعداد زیادی از ظروف مسی ذوب می شوند و مس حاصل از برای تولید محصول جدید باارزش تر به کار می رود، میزان مس موجود اضافه نشده، ولی "رشد اقتصادی" را به همراه می آورد که معنایش رفاه و ثروت و ارزش بیشتر برای انسان هاست. همان منابع محدود می تواند به کاربردهای جدید تخصیص داده شوند.
شاید هنوز ندانیم رشد اقتصادی نامحدود ممکن باشد یا نه، ولی دلیل آن قطعا تمام شدن منابع فیزیکی جهان نیست، بلکه زمانی است که انسان ها در تولید فناوری های جدید و راه های تازه ارزش افزایی عاجز شوند، چیزی که حتما غیرممکن است! به اصطلاح اگر بهبود کمّی با محدودیت روبه رو باشد، همچنان جای برای بهبود کیفی باز است و از قضا محرک اصلی رشد هم همان بهبودهای کیفی است، اما راه جوانه زدن این نوآوری ها چیست؟ در بلندمدت راهی بهتر از اقتصاد بازار و عدم مداخله دولت وجود ندارد، والله اعلم.
https://amzn.to/3l6ItVz
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
به نظر می رسد جواب منفی است، هرچه باشد منابع فیزیکی محدود اند و عنصر کمیابی خود را دیر یا زود نشان می دهد. برای مثال میزان مس موجود در دنیا بی نهایت نیست و زمانی می رسد که همه آنها مصرف شده باشند، دیگری چیزی برای تولید محصولات بیشتر ( بخوانید رشد اقتصادی بیشتر) باقی نمی ماند، همین استدلال را می توان برای بقیه هم تکرار کرد. انگار رشد اقتصادی نامحدود ناممکن است.
اما کمی صبر کنید! وقتی از رشد اقتصادی صحبت می کنیم، منظورمان اغلب افزایش جی دی پی (تولید ناخالص داخلی) است، جی دی پی هم ارزش بازار کل کالاها و خدماتی است که در طی یک دوره یک ساله در یک قلمرو سرزمینی تولید می شود و البته نقدها بر آن کم نیست. ناگفته پیداست که اگر محصولات بیشتری تولید شود، جی دی پی افزایش می یابد، ولی این معنایش استفاده بیشتر از منابع است که بالا گفتیم این نمی تواند نامحدود باشد.
اما جز تولید محصول بیشتر دو راه دیگر هم برای افزایش جی دی پی وجود دارد: افزایش قیمت کالاها و افزایش ارزش آنها! اولی را به خوبی می شناسیم نامش تورم است و رشد "اسمی" را رقم می زند، ولی دومی رشد "واقعی" اقتصاد را به همراه دارد و به اصطلاح اثرات تورمی از آن حذف شده است. بد نیست روی این رشد "واقعی" مکث کنیم.
در همان مثال بالا در یک سناریوی فرضی تصور کنید ما تمام منابع مس را صرف تولید ظروف مسی می کنیم و دیگر برای محصول بیشتر چیزی باقی نمی ماند، آیا رشد اقتصاد متوقف می شود؟ جواب منفی است، خلاقیت و پویایی نیاز آدم ها را دستکم گرفته اید! فرض کنید محصولی دیگر، با همین مس می توان مادربورد کامپیوتر تولید کرد که از ارزش (مطلوبیت ذهنی) بیشتری برای مشتری برخوردار است، چه اتفاقی می افتد؟ یحتمل تعداد زیادی از ظروف مسی ذوب می شوند و مس حاصل از برای تولید محصول جدید باارزش تر به کار می رود، میزان مس موجود اضافه نشده، ولی "رشد اقتصادی" را به همراه می آورد که معنایش رفاه و ثروت و ارزش بیشتر برای انسان هاست. همان منابع محدود می تواند به کاربردهای جدید تخصیص داده شوند.
شاید هنوز ندانیم رشد اقتصادی نامحدود ممکن باشد یا نه، ولی دلیل آن قطعا تمام شدن منابع فیزیکی جهان نیست، بلکه زمانی است که انسان ها در تولید فناوری های جدید و راه های تازه ارزش افزایی عاجز شوند، چیزی که حتما غیرممکن است! به اصطلاح اگر بهبود کمّی با محدودیت روبه رو باشد، همچنان جای برای بهبود کیفی باز است و از قضا محرک اصلی رشد هم همان بهبودهای کیفی است، اما راه جوانه زدن این نوآوری ها چیست؟ در بلندمدت راهی بهتر از اقتصاد بازار و عدم مداخله دولت وجود ندارد، والله اعلم.
https://amzn.to/3l6ItVz
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
Amazon
20 Economics Fallacies
فتیش کوبا!
ایران و کوبا را مقایسه کنید:
۱۱ میلیون در برابر ۸۰ و اندی میلیون نفر
110 هزار در برابر ۱ میلیون و ۶۴۸ هزار کیلومتر مربع
جباریت مردکی متوهم در برابر "دولت" رانتیر نفتی
کاش بفهمید "اندازه" و "تنوع" عامل مهمی در اقتصاد ملی است و اقتصاد را نباید "اداره" کرد! نگاهی سرسری به این ارقام کافی است که فتیش کوبا نداشته باشیم، "اداره" اقتصاد کوبا هم عمدتا به مدد صادرات مواد خام است و البته کوبایی ها در ایستادن در صف رقیب جدی ایرانی هایند. والله اعلم.
https://bit.ly/2Zour8z
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
ایران و کوبا را مقایسه کنید:
۱۱ میلیون در برابر ۸۰ و اندی میلیون نفر
110 هزار در برابر ۱ میلیون و ۶۴۸ هزار کیلومتر مربع
جباریت مردکی متوهم در برابر "دولت" رانتیر نفتی
کاش بفهمید "اندازه" و "تنوع" عامل مهمی در اقتصاد ملی است و اقتصاد را نباید "اداره" کرد! نگاهی سرسری به این ارقام کافی است که فتیش کوبا نداشته باشیم، "اداره" اقتصاد کوبا هم عمدتا به مدد صادرات مواد خام است و البته کوبایی ها در ایستادن در صف رقیب جدی ایرانی هایند. والله اعلم.
https://bit.ly/2Zour8z
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
در باب سرپا ماندن!
دوستی فرهیخته در پیوند با بحث قبلی و کوبا و سر پا ماندن تحریم ها نکته جالبی را اشاره کرده است:
مفهوم "زنده بودن (سرپاماندن)" با "زندگی" کردن تفاوتهای فراوانی دارد. سنگین ترین تحریمهای جهانی در حالی بر عراق اعمال شد که تقریبا تمام راههای هوایی و دریایی بغداد مسدود شده بود و درآمد سرانه از ۳ هزار دلار در ۱۹۸۸ به ۴۰۰ دلار در ۱۹۹۸ رسید.
اما صدام "سرپا" ماند و حتی آنقدری اعتماد به نفس داشت تا آخرین روزها (سال ۲۰۰۲) هر روز مجسمه و تمثالی افتتاح میکرد، جشن های تولدش با همان گستردگی سابق برگزار میشد، میلیونها دلار خرج مدیا تیم گسترده اش به رهبری مفت خورهایی مثل عبدالباری عطوان و محمد کریشان و ... میکرد. به خانواده انتحاری های حماس ده هزار دلار پول میداد و ظاهرا هم در عراق همه چیز سر جای خودش و کشور "سرپا" بود. ولی در واقع این صدام بود که به شکل "سرپا" به اقتصاد و زیرساختهای عراق ...!
در این مواقع باید دید کشور کجا باید قرار داشت و الان کجاست؟ عراق با ۳۰ میلیون جمعیت و ۴ میلیون بشکه صادرات نفت امروز باید با درآمد سرانه ۱۰ هزار دلاری چیزی شبیه عمان و بحرین و ترکیه بود نه با ساعتها قطعی برق، هر چند همین عراق هم به نسبت برخی روند حرکت مثبت تری دارد. کوبا نیز میتوانست مانند شیلی، کاستاریکا و دومینیکن کشوری عادی باشد اما کاسترو به نیابت از مردم تصمیم گرفت "اینجوری" زندگی کنند.
https://bit.ly/3jZZ10b
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
دوستی فرهیخته در پیوند با بحث قبلی و کوبا و سر پا ماندن تحریم ها نکته جالبی را اشاره کرده است:
مفهوم "زنده بودن (سرپاماندن)" با "زندگی" کردن تفاوتهای فراوانی دارد. سنگین ترین تحریمهای جهانی در حالی بر عراق اعمال شد که تقریبا تمام راههای هوایی و دریایی بغداد مسدود شده بود و درآمد سرانه از ۳ هزار دلار در ۱۹۸۸ به ۴۰۰ دلار در ۱۹۹۸ رسید.
اما صدام "سرپا" ماند و حتی آنقدری اعتماد به نفس داشت تا آخرین روزها (سال ۲۰۰۲) هر روز مجسمه و تمثالی افتتاح میکرد، جشن های تولدش با همان گستردگی سابق برگزار میشد، میلیونها دلار خرج مدیا تیم گسترده اش به رهبری مفت خورهایی مثل عبدالباری عطوان و محمد کریشان و ... میکرد. به خانواده انتحاری های حماس ده هزار دلار پول میداد و ظاهرا هم در عراق همه چیز سر جای خودش و کشور "سرپا" بود. ولی در واقع این صدام بود که به شکل "سرپا" به اقتصاد و زیرساختهای عراق ...!
در این مواقع باید دید کشور کجا باید قرار داشت و الان کجاست؟ عراق با ۳۰ میلیون جمعیت و ۴ میلیون بشکه صادرات نفت امروز باید با درآمد سرانه ۱۰ هزار دلاری چیزی شبیه عمان و بحرین و ترکیه بود نه با ساعتها قطعی برق، هر چند همین عراق هم به نسبت برخی روند حرکت مثبت تری دارد. کوبا نیز میتوانست مانند شیلی، کاستاریکا و دومینیکن کشوری عادی باشد اما کاسترو به نیابت از مردم تصمیم گرفت "اینجوری" زندگی کنند.
https://bit.ly/3jZZ10b
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
Twitter
2.اعتماد به نفس داشت تا آخرین روزها (سال2002) هر روز مجسمه و تمثالی افتتاح میکرد، جشنهای تولدش با همان گستردگی سابق برگزار میشد، میلیونها دلار خرج مدیا تیم گسترده اش به رهبری مفت خورهایی مثل عبدالباری عطوان و محمد کریشان و.. میکرد. به خانواده انتحاریهای..…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در مذمت "اصول گرایی"!
گربه باید موش بگیرد، سیاه و سفیدش مهم نیست! در این گفتگو در ادامه مرور تاریخ چین به دوران دنگ شیائوپینگ و پذیرفتن درجاتی از اقتصاد بازار در چین پرداخته ام، یک حرکت عملگرایانه که باعث شد میلیون ها چینی از فقر مطلق خارج شوند، در واقع مروری کوتاه که "چین چگونه سرمایه داری شد"، والله اعلم.
@ecoiran_webtv
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
گربه باید موش بگیرد، سیاه و سفیدش مهم نیست! در این گفتگو در ادامه مرور تاریخ چین به دوران دنگ شیائوپینگ و پذیرفتن درجاتی از اقتصاد بازار در چین پرداخته ام، یک حرکت عملگرایانه که باعث شد میلیون ها چینی از فقر مطلق خارج شوند، در واقع مروری کوتاه که "چین چگونه سرمایه داری شد"، والله اعلم.
@ecoiran_webtv
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مداخله گرایی!
ای دولت، بدان و آگاه باش که هر آینه با اقتصاد ور بروی، اقتصاد هم با تو ور خواهد رفت! والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
ای دولت، بدان و آگاه باش که هر آینه با اقتصاد ور بروی، اقتصاد هم با تو ور خواهد رفت! والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
تفکر ضدتوسعه!
نقطه اوج این "نق های بی پایان" و نفی زمین و زمان در آثار علی شریعتی دیده می شد که الحق آیتی در پریشان گویی بود و هرجا مضمون کم می آمد ناسزایی هم نثار بورژوازی و لیبرالیسم و سرمایه داری می کرد. هرچند سخنرانی های او به دلیل وزن و قافیه اش، شاید بیشتر به کار اهل ادب و شب نشینی شعرا می آمد، حواریون ادیب! فقید اصراری غریب داشتند که تخیل را جای واقعیت بگیرند. به عنوان مشتی از خروار، زمانی گفته بود: "لیبرالیسم فرنگی که قانون جنگل را دوباره بر مردم بی پول و بی پناه حاکم میسازد و ضعیفان را طمعه اقویا، یعنی اغنیا…دموکراسی که چماق طلایی بورژوازی بود و بر کله فئودالیسم و چادر چاقچور این فاحشه پلید پولکی اما خوش زبان و شیرین حرکات و روشنفکر و اومانیسم که نقاب فریبنده امپریالیسم است و چنگال درندهی سرمایه داری صنعتی که در جستجوی بازارهای تازه و مصرف کنندههای تازه است". بدیهی است که از این "اشعار" نگاه مثبتی به بورژوازی و بازاری و صنعتگر و ... در نمی آید. مخاطبان این سخنان که کم هم نبودند، بیشتر وظیفه خود را "به هم زدن کافه سرمایه داری" می دانستند، تا چیز دیگر.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
نقطه اوج این "نق های بی پایان" و نفی زمین و زمان در آثار علی شریعتی دیده می شد که الحق آیتی در پریشان گویی بود و هرجا مضمون کم می آمد ناسزایی هم نثار بورژوازی و لیبرالیسم و سرمایه داری می کرد. هرچند سخنرانی های او به دلیل وزن و قافیه اش، شاید بیشتر به کار اهل ادب و شب نشینی شعرا می آمد، حواریون ادیب! فقید اصراری غریب داشتند که تخیل را جای واقعیت بگیرند. به عنوان مشتی از خروار، زمانی گفته بود: "لیبرالیسم فرنگی که قانون جنگل را دوباره بر مردم بی پول و بی پناه حاکم میسازد و ضعیفان را طمعه اقویا، یعنی اغنیا…دموکراسی که چماق طلایی بورژوازی بود و بر کله فئودالیسم و چادر چاقچور این فاحشه پلید پولکی اما خوش زبان و شیرین حرکات و روشنفکر و اومانیسم که نقاب فریبنده امپریالیسم است و چنگال درندهی سرمایه داری صنعتی که در جستجوی بازارهای تازه و مصرف کنندههای تازه است". بدیهی است که از این "اشعار" نگاه مثبتی به بورژوازی و بازاری و صنعتگر و ... در نمی آید. مخاطبان این سخنان که کم هم نبودند، بیشتر وظیفه خود را "به هم زدن کافه سرمایه داری" می دانستند، تا چیز دیگر.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
چند نکته در باب یک نظرسنجی
1. به جای سوال اول بپرسید چقدر حاضری در صف بایستی تا کالای "ارزان" گیرت بیاید؟
2. دولت دخالت کند که کار من رونق پیدا کند؟ من هوادار دو آتشه بازار هم نه نمی گویم! اما شرح و پیامدهای دخالت که داده شد، پرده ها می افتد.
3. توزیع "عادلانه"؟ خیلی ها از اینکه با داشتن یک خانه متوسط پدری و خودرو جز دهک های بالای درآمدی به حساب می آیند، تعجب می کنند. به جایش بپرسید حاضرید برای "عادلانه" شدن مالیات بیشتری بپردازید و نتیجه را ببینید!
4. به جای نظارت بر دستمزد بپرسید، آیا حاضری برای تامین حقوق مطابق با "شان انسانی کارگران"، اجناس مصرفی ات را گران تر بخری تا خیری رسانده باشی؟ جواب خیلی ها بعید است مثبت باشد!
یادمان باشد اشتباه اشتباه است حتی اگر چند میلیارد نفر به آن معتقد باشند، در ضمن انگار باید در ایسپا را گل گرفت! والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
1. به جای سوال اول بپرسید چقدر حاضری در صف بایستی تا کالای "ارزان" گیرت بیاید؟
2. دولت دخالت کند که کار من رونق پیدا کند؟ من هوادار دو آتشه بازار هم نه نمی گویم! اما شرح و پیامدهای دخالت که داده شد، پرده ها می افتد.
3. توزیع "عادلانه"؟ خیلی ها از اینکه با داشتن یک خانه متوسط پدری و خودرو جز دهک های بالای درآمدی به حساب می آیند، تعجب می کنند. به جایش بپرسید حاضرید برای "عادلانه" شدن مالیات بیشتری بپردازید و نتیجه را ببینید!
4. به جای نظارت بر دستمزد بپرسید، آیا حاضری برای تامین حقوق مطابق با "شان انسانی کارگران"، اجناس مصرفی ات را گران تر بخری تا خیری رسانده باشی؟ جواب خیلی ها بعید است مثبت باشد!
یادمان باشد اشتباه اشتباه است حتی اگر چند میلیارد نفر به آن معتقد باشند، در ضمن انگار باید در ایسپا را گل گرفت! والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آیا چین برای دنیا خطرناک خواهد بود؟
احتمالا متهم به چین هراسی بشوم، ولی چه باک! قدرت گرفتن امثال چین و روسیه دنیا را جای بهتری نخواهد کرد (خوشبختانه انگار به دلایل جدی محتمل نیست)، مراقب این پدیده جدید اقتدارگرایی فنی باشید، والله اعلم.
@ecoiran_webtv
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
احتمالا متهم به چین هراسی بشوم، ولی چه باک! قدرت گرفتن امثال چین و روسیه دنیا را جای بهتری نخواهد کرد (خوشبختانه انگار به دلایل جدی محتمل نیست)، مراقب این پدیده جدید اقتدارگرایی فنی باشید، والله اعلم.
@ecoiran_webtv
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
در باب روانشناسی اجتماعی مداخله گرایی!
"سندرم استکهلم پدیده ایست روانی که در آن گروگان حس یکدلی و همدردی و احساس مثبت نسبت به گروگانگیر پیدا کرده و در مواقعی این حس وفاداری تا حدی است که از کسی که جان، مال و آزادیش را تهدید میکند، دفاع نموده و به صورت اختیاری و با علاقه خود را تسلیمش میکند. علت این عارضه روانی عموماً یک نوع مکانیزم دفاعی دانسته میشود".
مردم گرفتارند و دنبال بهبود اوضاع، زیر فشار انتظاری نیست که دوردست ها را ببینند، ولی کسانی که روی شانه غول ها ایستاده اند باید روشنگری کنند و بگویند راه برون رفت از بحران اقتصادی فعلی فضولی بیشتر دولت نیست، رها شدن از شر این "گروگانگیر" اعظم است، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
"سندرم استکهلم پدیده ایست روانی که در آن گروگان حس یکدلی و همدردی و احساس مثبت نسبت به گروگانگیر پیدا کرده و در مواقعی این حس وفاداری تا حدی است که از کسی که جان، مال و آزادیش را تهدید میکند، دفاع نموده و به صورت اختیاری و با علاقه خود را تسلیمش میکند. علت این عارضه روانی عموماً یک نوع مکانیزم دفاعی دانسته میشود".
مردم گرفتارند و دنبال بهبود اوضاع، زیر فشار انتظاری نیست که دوردست ها را ببینند، ولی کسانی که روی شانه غول ها ایستاده اند باید روشنگری کنند و بگویند راه برون رفت از بحران اقتصادی فعلی فضولی بیشتر دولت نیست، رها شدن از شر این "گروگانگیر" اعظم است، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
👍1
درسی از روانشناسی سیاسی درباره ایران و آمریکا و باقی قضایا
اگر تصویر دیگران از شما "دشمن" باشد، مهار و بازدارندگی (به مفهوم موردعلاقه در ایران) شاید فرضی قابل اعتنا باشد، ولی اگر شما را "بربر" یا "یاغی" بدانند، اولویت چیزهای دیگری خواهد بود و این چه بسا فاجعه ای ترسناک باشد. اهالی قدرت مراقب تصویر "ایران" باشید، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
اگر تصویر دیگران از شما "دشمن" باشد، مهار و بازدارندگی (به مفهوم موردعلاقه در ایران) شاید فرضی قابل اعتنا باشد، ولی اگر شما را "بربر" یا "یاغی" بدانند، اولویت چیزهای دیگری خواهد بود و این چه بسا فاجعه ای ترسناک باشد. اهالی قدرت مراقب تصویر "ایران" باشید، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
در باب چکمه پوش ها!
هزینه نظامی کشورهای مختلف را ببینید؛ آمریکا با اختلاف در صدر است (بیش از ۱.۵ برابر خروجی اقتصاد ایران و حدود سه برابر نزدیک ترین رقیب یعنی چین)؛ اما نکته اساسی چیز دیگری است، در نیمکره غربی خبری نیست، ولی نزدیک چین را ببینید، انگار "جبر جغرافیایی" هم مسئله ای است، دلیل آنکه کسانی به آینده چین به عنوان قدرتی جهانی و جایگزین آمریکا خیلی خوشبین نیستند، شاید همین باشد، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
هزینه نظامی کشورهای مختلف را ببینید؛ آمریکا با اختلاف در صدر است (بیش از ۱.۵ برابر خروجی اقتصاد ایران و حدود سه برابر نزدیک ترین رقیب یعنی چین)؛ اما نکته اساسی چیز دیگری است، در نیمکره غربی خبری نیست، ولی نزدیک چین را ببینید، انگار "جبر جغرافیایی" هم مسئله ای است، دلیل آنکه کسانی به آینده چین به عنوان قدرتی جهانی و جایگزین آمریکا خیلی خوشبین نیستند، شاید همین باشد، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
اقتصاد صلواتی!
دیدم یکی از "اقتصاد صلواتی" نوشته است: توضیح داده بود: "مثلا یک زنجیره ی اقتصادی از صفر تا صد به صورت صلواتی و رایگان و برای رضای خدا و جهادی باشد و کشاورز گندم صلواتی تولید کند و اسیاب صلواتی شود و نونوایی صلواتی پخش کند". با این توضیح که "این راه حل نجات اقتصاد ایران است".
نگارنده این سطور (بنده مخلص) یک بار نوشت: مشکل اساسی اینست بسیاری در مملکت هیچ، تاکید می کنم هیچ، درکی از "اداره" جامعه بزرگ با تقسیم کار پیچیده و روابط غیرشخصی که افراد نه تنها همدیگر را "عضو یک خانواده" نمی دانند، بلکه چه بسا در جهان های متفاوت زندگی کنند و در رقابت به هم رحم نکنند، ندارند.
برخی ایده ها را به زحمت بتوان در یک روستای کوچک ۱۰۰ نفره هم اجرایی کرد و چه بسا اعضای هر خانواده ای هم زیر بار آن نروند،اینکه تصور کنیم آدم ها می توانند چنین فرشتگانی باشند، البته فقط اشتباهی تحلیلی نیست، چه بسا وقتی سعی در اجرای آن کنیم راه به خشونتی بی مهار ببرد، بد نیست همه آدم ها آنقدر دگردوست و خیرخواه باشند، ولی متاسفانه حتی در قصه های جن و پری هم چنین نیستند! شاید در یک قریه ۱۰۰ نفره بشود این به اصطلاح ایده های خیرخواهانه را "اجرایی" کرد، ولی در جامعه ای که "به میلیارد می گویند تومن و سگ صاحبش را نمی شناسد" حتی شوخی هم نیست. کمیت از جایی به بعد کیفیت را هم تغییر می دهد، بد نیست آدم کاخی در آسمان بسازد، ولی باید برای پایه هایش روی زمین هم فکری کند، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
دیدم یکی از "اقتصاد صلواتی" نوشته است: توضیح داده بود: "مثلا یک زنجیره ی اقتصادی از صفر تا صد به صورت صلواتی و رایگان و برای رضای خدا و جهادی باشد و کشاورز گندم صلواتی تولید کند و اسیاب صلواتی شود و نونوایی صلواتی پخش کند". با این توضیح که "این راه حل نجات اقتصاد ایران است".
نگارنده این سطور (بنده مخلص) یک بار نوشت: مشکل اساسی اینست بسیاری در مملکت هیچ، تاکید می کنم هیچ، درکی از "اداره" جامعه بزرگ با تقسیم کار پیچیده و روابط غیرشخصی که افراد نه تنها همدیگر را "عضو یک خانواده" نمی دانند، بلکه چه بسا در جهان های متفاوت زندگی کنند و در رقابت به هم رحم نکنند، ندارند.
برخی ایده ها را به زحمت بتوان در یک روستای کوچک ۱۰۰ نفره هم اجرایی کرد و چه بسا اعضای هر خانواده ای هم زیر بار آن نروند،اینکه تصور کنیم آدم ها می توانند چنین فرشتگانی باشند، البته فقط اشتباهی تحلیلی نیست، چه بسا وقتی سعی در اجرای آن کنیم راه به خشونتی بی مهار ببرد، بد نیست همه آدم ها آنقدر دگردوست و خیرخواه باشند، ولی متاسفانه حتی در قصه های جن و پری هم چنین نیستند! شاید در یک قریه ۱۰۰ نفره بشود این به اصطلاح ایده های خیرخواهانه را "اجرایی" کرد، ولی در جامعه ای که "به میلیارد می گویند تومن و سگ صاحبش را نمی شناسد" حتی شوخی هم نیست. کمیت از جایی به بعد کیفیت را هم تغییر می دهد، بد نیست آدم کاخی در آسمان بسازد، ولی باید برای پایه هایش روی زمین هم فکری کند، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
در باب اندیشه های ظلمانی
"اجازه دهید حدسی بزنم رویکرد مکتب وابستگی هدیه ای از آسمان برای دولت های کشورهای خام فروش و ثروتمند "جنوب" است؛ همیشه دشمنی خارجی برای توجیه ناکارآمدی وجود دارد و دست دولت را هم برای شکل دادن اجتماع و مداخله شدید در اقتصاد باز می گذارد. غریب نیست که خیلی ها چنین نگاهی را بپسندند، به ویژه اگر نوعی بدبینی تاریخی نسبت به استعمار و قدرت های بیگانه وجود داشته باشد.
روشن است که بنا نیست نقش مداخله های خارجی را ندیده بگیریم، مگر از به اصطلاح استعمارگر انتظاری جز استعمار و سلطه گری داریم؟ اما نقش آنها را به دلایل مشخص بسیار پررنگ کرده و می کنند. خودکفایی و جایگزینی واردات البته بیشتر اندرزهایی سیاسی برای استقلال اند تا یک سیاست اقتصادی برای افزایش حداکثری ثروت! اگر خودکفایی در قلعه سلطانی انور خوجه در آلبانی جواب داد، در ایران و جاهای دیگر هم کارساز خواهد بود".
از مصاحبه بنده مخلص با جریده وزین تجارت فردا
@tejaratefarda
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
"اجازه دهید حدسی بزنم رویکرد مکتب وابستگی هدیه ای از آسمان برای دولت های کشورهای خام فروش و ثروتمند "جنوب" است؛ همیشه دشمنی خارجی برای توجیه ناکارآمدی وجود دارد و دست دولت را هم برای شکل دادن اجتماع و مداخله شدید در اقتصاد باز می گذارد. غریب نیست که خیلی ها چنین نگاهی را بپسندند، به ویژه اگر نوعی بدبینی تاریخی نسبت به استعمار و قدرت های بیگانه وجود داشته باشد.
روشن است که بنا نیست نقش مداخله های خارجی را ندیده بگیریم، مگر از به اصطلاح استعمارگر انتظاری جز استعمار و سلطه گری داریم؟ اما نقش آنها را به دلایل مشخص بسیار پررنگ کرده و می کنند. خودکفایی و جایگزینی واردات البته بیشتر اندرزهایی سیاسی برای استقلال اند تا یک سیاست اقتصادی برای افزایش حداکثری ثروت! اگر خودکفایی در قلعه سلطانی انور خوجه در آلبانی جواب داد، در ایران و جاهای دیگر هم کارساز خواهد بود".
از مصاحبه بنده مخلص با جریده وزین تجارت فردا
@tejaratefarda
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel