ایران و آمریکا: چشم انداز تحریم های ایران در سال 2021
سمینار مجازی با حضور:
دکتر مهدی نوربخش
Professor of International Affairs and Business
Harrisburg University of Science and Technology
دکتر امیر حسین خالقی
استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل اقتصادی
پنجشنبه۹۹/۹/۱۳ ساعت ۱۹:۰۰
برگزار کننده: گروه هم اندیشی بازار سرمایه (دانشگاه اصفهان)
سمینار مجازی با حضور:
دکتر مهدی نوربخش
Professor of International Affairs and Business
Harrisburg University of Science and Technology
دکتر امیر حسین خالقی
استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل اقتصادی
پنجشنبه۹۹/۹/۱۳ ساعت ۱۹:۰۰
برگزار کننده: گروه هم اندیشی بازار سرمایه (دانشگاه اصفهان)
👍1
سلاح هسته ای برای ایران امنیت نمی خرد!
برخی از اهل دل که انگار به تازگی پی برده اند داشتن قدرت ("زور") در روابط بین کشورها مهم است و "در طبیعت ضعیف پایمال است"، اخیرا پیشنهاد می کنند که باید به هر قیمتی شده است سراغ سلاح هسته ای رفت و بعد با رسمیت شناخته شدن "ایران هسته ای" مسائل حل می شوند. این وسط برخی که اسم کنت والتز، متفکر شهیر نئورئالیسم سیاسی، را شنیده اند به مقاله معروف از او استناد می کنند، البته اهمیت قدرت در فضای آنارشیک روابط بین الملل کشف بزرگی نیست اما دینامیزم قدرت پیچیده تر از اینهاست. اجازه دهید خلاصه چند پیش فرض این استدلال را بررسی کنیم:
1) با هسته ای شدن ایران تعارض ها کاهش می یابد. خیر! بعد از آزمایش موفق نخستین بمب کبوتر صلح بالای سرتان پرواز نخواهد کرد، بلکه باید آماده استقبال از شیاطین جدید باشید! بقیه کشورهای منطقه هم برای به اصطلاح هم ترازی استراتژیک به دنبال ساخت آن یا دستکم "اجاره" آن خواهند رفت، حتی قبل از برجام، هنری بزرگ، هشدار داده بود که توافق احتمالی با ایران (و نه حتی هسته شدن آن) در صورت موفقیت می تواند چه پیامدهای بلندمدتی داشته باشد: "برای عربستان؛ نبرد با ایران واقعیتی چشم ناپوشیدنی است. این نبرد متضمن بقای پادشاهی، مشروعیت دولت و در حقیقت آینده اسلام است. تا وقتی که ایران همچنان یک قدرت بالقوه غالب در منطقه بماند، عربستان نیز دستکم می کوشد تا جایگاه قدرت را در جهت حفظ تعادل ارتقا بخشد ... بسته به نتایج مذاکرات هسته ای ایران؛ احتمالا عربستان به نوعی در صدد دستیابی به قدرت هسته ای برمی آید؛ یا با تهیه کلاهک های موشکی از یک کشور هسته ای که ترجیحا اسلامی باشد (مانند پاکستان) و یا با تامین هزینه سلاح هسته ای در کشوری دیگر که در حقیقت نوعی بیمه محسوب می شود مبادرت کند".
https://amzn.to/3g85XI1
2) سلاح هسته ای دفاعی است. خیر! این تفکیک دفاعی و تهاجمی "در عمل" باد هواست، افزایش توان "دفاع" یک کشور یعنی می تواند به طور نسبی "تهاجمی تر" عمل کند و دینامیزم معمای امنیت همچنان در جریان است.
https://bit.ly/3mTssmg
3) ایران برای اعمال قدرت در منطقه نیازمند سلاح هسته ای است. خیر! کشوری وسیع با منابع فراوان و جمعیت زیاد، جغرافیا، دسترسی به آبهای آزاد و پتانسیل تولید صنعتی از پیش (به قول فرنگی ها الردی) یک قدرت منطقه ای است، نیازی به قدرت هسته ای برای حفاظت از خود ندارد. با هسته ای شدن برتری متعارف خود را هم از دست می دهد. قدرت یک کشور چیزی پیچیده از داشتن فلان سلاح است و مولفه های مختلفی دارد.
https://amzn.to/3lP73tv
4) بنا نیست از سلاح هسته ای استفاده شود، فقط ضمانتی برای حفظ امنیت است. خیر! داشتن فلان سلاح کافی نیست، باید نشان دهید در صورت "لزوم" اراده سیاسی استفاده از آن را دارید و تهدیدتان معتبر (کردیبل) است، این هم یعنی افزایش احتمال سوء محاسبه با پیامدهایی ویرانگر، یکبار مرور مختصر اوضاع جنگ سرد (به ویژه در مورد کوبا) والبته مفهوم "بی عقلی عاقلانه" بد نیست، متوجه باشیم در منطقه ای که بسیاری دولت ها شکننده اند و از پس وظایف اساسی خود هم بر نمی آیند، فاجعه خیلی دور نیست!
https://bit.ly/2VPHz4F
همه اینها به ما می گوید نباید آن پیشنهاد را جدی گرفت، کشورهایی بوده اند که از این موهبت! هم برخوردار بوده اند و عطایش را به لقایش بخشیدند (آفریقای جنوبی، بلاروس، اوکراین و قزاقستان). خارومیانه آخر دنیاست و به صورت تاریخی مستعد تغییرات گسترده سیاسی است (آخرین نمونه بهار عربی) نهادهای سیاسی قدرتمند وجود ندارند که از پس نظامی ها برآید و نظم سیاسی را حفظ کنند. اینجا همه جا زمین می لرزد و نیروهای تاریکی در کمین اند (همیشه خطر امثال سیاهپوش های خلافت اسلامی جدی است)، هسته ای شدن خیلی از کشورها که پیامد و در پاسخ هسته شدن ایران است، این منطقه را جای خطرناکی می کند. از اسرائیل و امریکا گذشته که خطر قرمزشان معلوم است، خیالتان جمع که در این مسیر نمی توانید روی کسی حساب کنید به طور خاص همسایه شمالی در این مورد با کسی شوخی ندارد، سراغ سلاح هسته ای رفتن سلام به فاجعه و جنگی ویرانگر است، والله اعلم.
پ.ن: در همین باره این متن از جناب محسن ریحانی را از دست ندهید
اینجا
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
برخی از اهل دل که انگار به تازگی پی برده اند داشتن قدرت ("زور") در روابط بین کشورها مهم است و "در طبیعت ضعیف پایمال است"، اخیرا پیشنهاد می کنند که باید به هر قیمتی شده است سراغ سلاح هسته ای رفت و بعد با رسمیت شناخته شدن "ایران هسته ای" مسائل حل می شوند. این وسط برخی که اسم کنت والتز، متفکر شهیر نئورئالیسم سیاسی، را شنیده اند به مقاله معروف از او استناد می کنند، البته اهمیت قدرت در فضای آنارشیک روابط بین الملل کشف بزرگی نیست اما دینامیزم قدرت پیچیده تر از اینهاست. اجازه دهید خلاصه چند پیش فرض این استدلال را بررسی کنیم:
1) با هسته ای شدن ایران تعارض ها کاهش می یابد. خیر! بعد از آزمایش موفق نخستین بمب کبوتر صلح بالای سرتان پرواز نخواهد کرد، بلکه باید آماده استقبال از شیاطین جدید باشید! بقیه کشورهای منطقه هم برای به اصطلاح هم ترازی استراتژیک به دنبال ساخت آن یا دستکم "اجاره" آن خواهند رفت، حتی قبل از برجام، هنری بزرگ، هشدار داده بود که توافق احتمالی با ایران (و نه حتی هسته شدن آن) در صورت موفقیت می تواند چه پیامدهای بلندمدتی داشته باشد: "برای عربستان؛ نبرد با ایران واقعیتی چشم ناپوشیدنی است. این نبرد متضمن بقای پادشاهی، مشروعیت دولت و در حقیقت آینده اسلام است. تا وقتی که ایران همچنان یک قدرت بالقوه غالب در منطقه بماند، عربستان نیز دستکم می کوشد تا جایگاه قدرت را در جهت حفظ تعادل ارتقا بخشد ... بسته به نتایج مذاکرات هسته ای ایران؛ احتمالا عربستان به نوعی در صدد دستیابی به قدرت هسته ای برمی آید؛ یا با تهیه کلاهک های موشکی از یک کشور هسته ای که ترجیحا اسلامی باشد (مانند پاکستان) و یا با تامین هزینه سلاح هسته ای در کشوری دیگر که در حقیقت نوعی بیمه محسوب می شود مبادرت کند".
https://amzn.to/3g85XI1
2) سلاح هسته ای دفاعی است. خیر! این تفکیک دفاعی و تهاجمی "در عمل" باد هواست، افزایش توان "دفاع" یک کشور یعنی می تواند به طور نسبی "تهاجمی تر" عمل کند و دینامیزم معمای امنیت همچنان در جریان است.
https://bit.ly/3mTssmg
3) ایران برای اعمال قدرت در منطقه نیازمند سلاح هسته ای است. خیر! کشوری وسیع با منابع فراوان و جمعیت زیاد، جغرافیا، دسترسی به آبهای آزاد و پتانسیل تولید صنعتی از پیش (به قول فرنگی ها الردی) یک قدرت منطقه ای است، نیازی به قدرت هسته ای برای حفاظت از خود ندارد. با هسته ای شدن برتری متعارف خود را هم از دست می دهد. قدرت یک کشور چیزی پیچیده از داشتن فلان سلاح است و مولفه های مختلفی دارد.
https://amzn.to/3lP73tv
4) بنا نیست از سلاح هسته ای استفاده شود، فقط ضمانتی برای حفظ امنیت است. خیر! داشتن فلان سلاح کافی نیست، باید نشان دهید در صورت "لزوم" اراده سیاسی استفاده از آن را دارید و تهدیدتان معتبر (کردیبل) است، این هم یعنی افزایش احتمال سوء محاسبه با پیامدهایی ویرانگر، یکبار مرور مختصر اوضاع جنگ سرد (به ویژه در مورد کوبا) والبته مفهوم "بی عقلی عاقلانه" بد نیست، متوجه باشیم در منطقه ای که بسیاری دولت ها شکننده اند و از پس وظایف اساسی خود هم بر نمی آیند، فاجعه خیلی دور نیست!
https://bit.ly/2VPHz4F
همه اینها به ما می گوید نباید آن پیشنهاد را جدی گرفت، کشورهایی بوده اند که از این موهبت! هم برخوردار بوده اند و عطایش را به لقایش بخشیدند (آفریقای جنوبی، بلاروس، اوکراین و قزاقستان). خارومیانه آخر دنیاست و به صورت تاریخی مستعد تغییرات گسترده سیاسی است (آخرین نمونه بهار عربی) نهادهای سیاسی قدرتمند وجود ندارند که از پس نظامی ها برآید و نظم سیاسی را حفظ کنند. اینجا همه جا زمین می لرزد و نیروهای تاریکی در کمین اند (همیشه خطر امثال سیاهپوش های خلافت اسلامی جدی است)، هسته ای شدن خیلی از کشورها که پیامد و در پاسخ هسته شدن ایران است، این منطقه را جای خطرناکی می کند. از اسرائیل و امریکا گذشته که خطر قرمزشان معلوم است، خیالتان جمع که در این مسیر نمی توانید روی کسی حساب کنید به طور خاص همسایه شمالی در این مورد با کسی شوخی ندارد، سراغ سلاح هسته ای رفتن سلام به فاجعه و جنگی ویرانگر است، والله اعلم.
پ.ن: در همین باره این متن از جناب محسن ریحانی را از دست ندهید
اینجا
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
Amazon
World Order: Kissinger, Henry: 9780143127710: Amazon.com: Books
World Order [Kissinger, Henry] on Amazon.com. *FREE* shipping on qualifying offers. World Order
"جنگ" های آینده؟
این طرح بلندپروازانه چین (سبز) است، بناست تا ۲۰۵۰ تکمیل شود، ۴ تا ۸ تریلیون دلار هزینه دارد و ۶۵ کشور را درگیر می کند.
می دانیم قدرت فقط از لوله تفنگ بیرون نمی آید، بلکه کشتی بازرگان و کارخانه صنعتگر و استارتاپ کارآفرین جوان هم از عوامل قدرت یک کشورند و چه بسا اهمیت شان از توپ و تفنگ کمتر نباشد. چین بنا دارد با اقتصاد کارستان کند.
اما هند احساس خطر می کند، شبه قاره دارد محاصره می شود و اقتدارش در اقیانوس هند رو به افول است، خودش جزء نقشه است (کریدور اقتصادی بنگلادش و چین و هند و میانمار)، ولی نگرانی وجود دارد: کریدور دیگر چین و پاکستان از وسط منطقه پرخطر و مورد مناقشه جامو و کشمیر می گذرد.
چینی ها نوع جدیدی از استعمار را در گوادر پاکستان و هامبانتوتا سریلانکا نشان داده اند و هندی ها نگران اند: شاید اول بازرگانان بیایند و بعد چکمه پوش ها! آن قدرت افسانه ای آن سوی آتلانتیک در رقابت با چین یحتمل روی همکاری با هند خیلی حساب خواهد کرد و زیاد از هند خواهیم شنید: چه جو سرکار باشد، چه دونالد! والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
این طرح بلندپروازانه چین (سبز) است، بناست تا ۲۰۵۰ تکمیل شود، ۴ تا ۸ تریلیون دلار هزینه دارد و ۶۵ کشور را درگیر می کند.
می دانیم قدرت فقط از لوله تفنگ بیرون نمی آید، بلکه کشتی بازرگان و کارخانه صنعتگر و استارتاپ کارآفرین جوان هم از عوامل قدرت یک کشورند و چه بسا اهمیت شان از توپ و تفنگ کمتر نباشد. چین بنا دارد با اقتصاد کارستان کند.
اما هند احساس خطر می کند، شبه قاره دارد محاصره می شود و اقتدارش در اقیانوس هند رو به افول است، خودش جزء نقشه است (کریدور اقتصادی بنگلادش و چین و هند و میانمار)، ولی نگرانی وجود دارد: کریدور دیگر چین و پاکستان از وسط منطقه پرخطر و مورد مناقشه جامو و کشمیر می گذرد.
چینی ها نوع جدیدی از استعمار را در گوادر پاکستان و هامبانتوتا سریلانکا نشان داده اند و هندی ها نگران اند: شاید اول بازرگانان بیایند و بعد چکمه پوش ها! آن قدرت افسانه ای آن سوی آتلانتیک در رقابت با چین یحتمل روی همکاری با هند خیلی حساب خواهد کرد و زیاد از هند خواهیم شنید: چه جو سرکار باشد، چه دونالد! والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
راه حل نهایی رها شدن از شر دولت: پول را خصوصی کنید!
برای متوقف کردن تورم اقتصاددانان جریان اصلی راهحلهایی مانند انضباط پولی و استقلال بانک مرکزی را پیشنهاد میکنند اما راه نهایی که حضرت فون هایک در کتاب "خصوصی سازی پول" پیش پای ما میگذارد چیز دیگری است: خصوصی سازی پول و ایجاد رقابت برای انتشار پول!
لزومی ندارد در یک کشور فقط یک واحد پول رسمی و یک مرجع صادر کننده وجود داشته باشد، رمز ارزها به ما نشان داده اند می شود پولی فراتر از مرزها داشت که دولت ها نمی توانند هر وقت خواستند ارزش اش را تغییر دهند. تنها یک راه واقعی برای رهایی از سر دولت ها هست؛ آن هم اینست که موثرترین اسلحه شان یعنی "پول" را از دستشان درآوریم؛ چیزی که در برابر آن بسیار مقاومت خواهند کرد، اما امروز از خیلی زمان های دیگر گزینه جدی تری است. واللهاعلم.
https://b2n.ir/716496
@ecoiran_webtv
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
برای متوقف کردن تورم اقتصاددانان جریان اصلی راهحلهایی مانند انضباط پولی و استقلال بانک مرکزی را پیشنهاد میکنند اما راه نهایی که حضرت فون هایک در کتاب "خصوصی سازی پول" پیش پای ما میگذارد چیز دیگری است: خصوصی سازی پول و ایجاد رقابت برای انتشار پول!
لزومی ندارد در یک کشور فقط یک واحد پول رسمی و یک مرجع صادر کننده وجود داشته باشد، رمز ارزها به ما نشان داده اند می شود پولی فراتر از مرزها داشت که دولت ها نمی توانند هر وقت خواستند ارزش اش را تغییر دهند. تنها یک راه واقعی برای رهایی از سر دولت ها هست؛ آن هم اینست که موثرترین اسلحه شان یعنی "پول" را از دستشان درآوریم؛ چیزی که در برابر آن بسیار مقاومت خواهند کرد، اما امروز از خیلی زمان های دیگر گزینه جدی تری است. واللهاعلم.
https://b2n.ir/716496
@ecoiran_webtv
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
عقل کل ها را فراموش کنید!
"رنه دومون، متخصص کشاورزی و جامعه شناس فرانسوی، طی سیاحتی از کوبا به همراه خود کاسترو، مشاهداتش را اینگونه بیان کرده است: "او یک پل خراب دید و فورا دستور داد به تعمیر آن بپردازند. پنجاه مایل بعد دستور داد که هماهنگ کنند و یک جاده آسفالت خوب در آنجا بسازند. در جایی دیگری گفت که دستور بدهند و آنجا یک سد کوچک ساخته شود. جای دیگر که در آن محصولات زراعی شرایط خوبی نداشتند گفت که می خواهند آنجا یک مدرسه کشاورزی خوب ساخته شود".
مشاور سیاسی رابرت اف. کندی و مدیر رادیوی عمومی ملی نوشته بودند که کاسترو از موارد زیر باخبر بوده است: "نرخ سالانه ساخت مدرسه، خانه، کارخانه و بیمارستان. او از تعداد پروژه های در حال ساخت و ساخت شده و برنامه پایان ساخت آنها باخبر است و نقشه های ساختمان 5 تا 10 سال آینده را می داند. او تعداد دانش آموزان هر سطح از فرایند آموزشی را می داندو با برنامه درسی آنها آشناست ... او دمای ماهانه بندرهای ماهیگیری را هم می داند".
آنجلا دیویس نوشته است: "بعد از حرف زدن درباره فیدل با تقریبا هر فرد کوبایی، مشخص شد از نظر آنها او فوق العاده باهوش، شدیدا متعهد و یک انسان خونگرم است ... فیدل رهبر آنها بود اما فراتر از آن، بیشتر از هرچیزی برادرشان محسوب می شد".
اما ... خروج دسته جمعی مردم از کشور همچنان ادامه داشت. اولین موج مهاجرت که طی آن یک چهارم جمعیت کوبا به امریکا رفت، برای زوار کاسترو و مشتاقان حکومت مردمی کوبا مشکلی به حساب نمی آمد. اینها اکثرا مهاجران طبقه متوسط و متوسط به بالا بودند، یعنی از دید سوسیالیستی، بخشی از مردم محسوب نمی شدند، اما در نیمه دوم 1960و گذشت چند سال از انقلاب کوبا ترکیب مهاجران به امریکا تغییری بنیادین کرد و کارگران دولتی و کشاورزان هم شروع به مهاجرت در تعداد بالا کردند، دیگر نمی شد همه آنها دوستداران باتیستا (دیکتاتور سابق) یا صاحبان زمین های کلان حساب آورد.
مدافعان کاسترو، همیشه حکومت او را با دیکتاتوری 7 ساله باتیستا پیش از به قدرت رسیدن اش مقایسه می کنند و حتی چند دهه بعد از مرگ دیکتاتور سابق، باز منتقدان را مزدور باتیستا می نامند. جرمی کوربین بریتانیایی می گفت: " قبل از انقلاب 1959 کوبا جایی بود که فرهنگ و هویت آن زیر بدترین نوع اقتصاد بازارمحور سرکوب شده بود. انقلاب 1959 بسیار محبوب بود و کاسترو هم به تنهایی انقلاب نکرد ... بلکه صدها هزار نفر در این راه به او کمک کردند. حالا هم کوبا یک انتخاب دارد آیا تسلیم خلافکاران میامی شود که می خواهند کنترل را در دست گیرند و دستاوردهای انقلاب را نابود سازد یا مبارزه کند و بهترین نوع سوسیالیسمی که در کوبا قابل دسترسی است را بسازد". البته واضح نیست این خلافکاران میامی دقیقا چه کسانی اند، اما در آن زمین بیش از یک میلیون تبعیدی کوبایی در فلوریدا زندگی می کردند که همه آنها نمی توانستند مزدور دیکتاتور سابقی باشند که دو دهه پیش از آن مرده بود".
اجازه دهید نتیجه اصلی را بگیریم اطلاعات وسیع پیشوای بزرگ و فضولی وی در تقریبا همه امور شاید برای برخی نشانه هوشمندی تلقی می شد، ولی بیشتر اقدامی سیاسی خنکی برای تحبیب قلوب رعیت بود. می شد انتظار داشت کسی که در همه امور صاحبنظر بود، در هیچ زمینه نظر جدی و قابل اعتننا ندهد! فون هایک یک درس به ما آموخته باشد اینست که با پیچیده تر شدن اقتصاد، عقل کل ها حتی اگر واقعا توانمند هم باشند، کاری از پیش نخواهند برد و جز نکبت چیزی به بار نخواهند آورد که در کوبا هم اوضاع متفاوت نبود. به جای عقل کل ها باید دنبال فرایندها و نهادهای مناسب بود. اینکه چقدر موفق عمل کرده ایم هم روشن است، شاخص موفقیت در این راه مردمی اند که با پاهای خود رای می دهند. اگر کشوری درست عمل کرده باشد، تعداد کسانی که ترجیح می دهند در ان زندگی کنند بیشتر و بیشتر خواهد بود، اگر می بینیم در جایی مهاجرت به خارجه مسئله ای جدی است، فارغ از هر شاخص و عدد و رقمی یعنی راه را اشتباه رفته ایم. همچنین اساسا نباید مداحی های مجانین فرنگی ضد امپریالیسم و امثال زوار کاسترو را جدی گرفت. والله اعلم.
https://bit.ly/2z3PEdH
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
"رنه دومون، متخصص کشاورزی و جامعه شناس فرانسوی، طی سیاحتی از کوبا به همراه خود کاسترو، مشاهداتش را اینگونه بیان کرده است: "او یک پل خراب دید و فورا دستور داد به تعمیر آن بپردازند. پنجاه مایل بعد دستور داد که هماهنگ کنند و یک جاده آسفالت خوب در آنجا بسازند. در جایی دیگری گفت که دستور بدهند و آنجا یک سد کوچک ساخته شود. جای دیگر که در آن محصولات زراعی شرایط خوبی نداشتند گفت که می خواهند آنجا یک مدرسه کشاورزی خوب ساخته شود".
مشاور سیاسی رابرت اف. کندی و مدیر رادیوی عمومی ملی نوشته بودند که کاسترو از موارد زیر باخبر بوده است: "نرخ سالانه ساخت مدرسه، خانه، کارخانه و بیمارستان. او از تعداد پروژه های در حال ساخت و ساخت شده و برنامه پایان ساخت آنها باخبر است و نقشه های ساختمان 5 تا 10 سال آینده را می داند. او تعداد دانش آموزان هر سطح از فرایند آموزشی را می داندو با برنامه درسی آنها آشناست ... او دمای ماهانه بندرهای ماهیگیری را هم می داند".
آنجلا دیویس نوشته است: "بعد از حرف زدن درباره فیدل با تقریبا هر فرد کوبایی، مشخص شد از نظر آنها او فوق العاده باهوش، شدیدا متعهد و یک انسان خونگرم است ... فیدل رهبر آنها بود اما فراتر از آن، بیشتر از هرچیزی برادرشان محسوب می شد".
اما ... خروج دسته جمعی مردم از کشور همچنان ادامه داشت. اولین موج مهاجرت که طی آن یک چهارم جمعیت کوبا به امریکا رفت، برای زوار کاسترو و مشتاقان حکومت مردمی کوبا مشکلی به حساب نمی آمد. اینها اکثرا مهاجران طبقه متوسط و متوسط به بالا بودند، یعنی از دید سوسیالیستی، بخشی از مردم محسوب نمی شدند، اما در نیمه دوم 1960و گذشت چند سال از انقلاب کوبا ترکیب مهاجران به امریکا تغییری بنیادین کرد و کارگران دولتی و کشاورزان هم شروع به مهاجرت در تعداد بالا کردند، دیگر نمی شد همه آنها دوستداران باتیستا (دیکتاتور سابق) یا صاحبان زمین های کلان حساب آورد.
مدافعان کاسترو، همیشه حکومت او را با دیکتاتوری 7 ساله باتیستا پیش از به قدرت رسیدن اش مقایسه می کنند و حتی چند دهه بعد از مرگ دیکتاتور سابق، باز منتقدان را مزدور باتیستا می نامند. جرمی کوربین بریتانیایی می گفت: " قبل از انقلاب 1959 کوبا جایی بود که فرهنگ و هویت آن زیر بدترین نوع اقتصاد بازارمحور سرکوب شده بود. انقلاب 1959 بسیار محبوب بود و کاسترو هم به تنهایی انقلاب نکرد ... بلکه صدها هزار نفر در این راه به او کمک کردند. حالا هم کوبا یک انتخاب دارد آیا تسلیم خلافکاران میامی شود که می خواهند کنترل را در دست گیرند و دستاوردهای انقلاب را نابود سازد یا مبارزه کند و بهترین نوع سوسیالیسمی که در کوبا قابل دسترسی است را بسازد". البته واضح نیست این خلافکاران میامی دقیقا چه کسانی اند، اما در آن زمین بیش از یک میلیون تبعیدی کوبایی در فلوریدا زندگی می کردند که همه آنها نمی توانستند مزدور دیکتاتور سابقی باشند که دو دهه پیش از آن مرده بود".
اجازه دهید نتیجه اصلی را بگیریم اطلاعات وسیع پیشوای بزرگ و فضولی وی در تقریبا همه امور شاید برای برخی نشانه هوشمندی تلقی می شد، ولی بیشتر اقدامی سیاسی خنکی برای تحبیب قلوب رعیت بود. می شد انتظار داشت کسی که در همه امور صاحبنظر بود، در هیچ زمینه نظر جدی و قابل اعتننا ندهد! فون هایک یک درس به ما آموخته باشد اینست که با پیچیده تر شدن اقتصاد، عقل کل ها حتی اگر واقعا توانمند هم باشند، کاری از پیش نخواهند برد و جز نکبت چیزی به بار نخواهند آورد که در کوبا هم اوضاع متفاوت نبود. به جای عقل کل ها باید دنبال فرایندها و نهادهای مناسب بود. اینکه چقدر موفق عمل کرده ایم هم روشن است، شاخص موفقیت در این راه مردمی اند که با پاهای خود رای می دهند. اگر کشوری درست عمل کرده باشد، تعداد کسانی که ترجیح می دهند در ان زندگی کنند بیشتر و بیشتر خواهد بود، اگر می بینیم در جایی مهاجرت به خارجه مسئله ای جدی است، فارغ از هر شاخص و عدد و رقمی یعنی راه را اشتباه رفته ایم. همچنین اساسا نباید مداحی های مجانین فرنگی ضد امپریالیسم و امثال زوار کاسترو را جدی گرفت. والله اعلم.
https://bit.ly/2z3PEdH
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
انتشارات علم
سوسیالیسم ایده ی شکست خورده ای که هرگز نمی میرد
👍2❤1
برده داران نقابدار!
در قانون لغو برده داری 1833 بریتانیا مالکیت و فروش برده در سراسر آن امپراتوری جز مناطق قلمرو "کمپانی هند شرقی" ممنوع شد!
شاید فکر کنیم اقتصاد بر بشردوستی غلبه کرده بود و نمی خواستند آن کمپانی معظم زیان ببیند. ملاحظات اقتصادی البته مهم بود، زیرا دولت باید بردگان را از مالکان آنها می خرید، اما قضیه جدی تر بود، آن مناطق زیر نظر مقررات خود کمپانی اداره می شد. جالب اینجاست از قضا در این مناطق، از سالهای پیش از این قانون یعنی حتی از 1774 برده گیری و تجارت برده ممنوع یا محدود شده بود. همچنین سال 1843 افزون بر تشدید ممنوعیت، حتی حمایت قانونی محدود هم از بردگان به عمل آورده بود و امکان تملک دارایی و انتقال اموال هم برای آنها به شکل محدود وجود داشت. انگار اینجا هم بخش "خصوصی" بد عمل نکرده بود.
اما برده داری چیست؟ کسی کار کند و اختیاری روی پولی که در می آورد نداشته باشد و مجبور باشد به میل دیگری کار کند. بسیاری از هواداران عدالت اجتماعی هم همین را می خواهند، باید مراقب این نوع از برده داری جدید بود، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordCahnnel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
در قانون لغو برده داری 1833 بریتانیا مالکیت و فروش برده در سراسر آن امپراتوری جز مناطق قلمرو "کمپانی هند شرقی" ممنوع شد!
شاید فکر کنیم اقتصاد بر بشردوستی غلبه کرده بود و نمی خواستند آن کمپانی معظم زیان ببیند. ملاحظات اقتصادی البته مهم بود، زیرا دولت باید بردگان را از مالکان آنها می خرید، اما قضیه جدی تر بود، آن مناطق زیر نظر مقررات خود کمپانی اداره می شد. جالب اینجاست از قضا در این مناطق، از سالهای پیش از این قانون یعنی حتی از 1774 برده گیری و تجارت برده ممنوع یا محدود شده بود. همچنین سال 1843 افزون بر تشدید ممنوعیت، حتی حمایت قانونی محدود هم از بردگان به عمل آورده بود و امکان تملک دارایی و انتقال اموال هم برای آنها به شکل محدود وجود داشت. انگار اینجا هم بخش "خصوصی" بد عمل نکرده بود.
اما برده داری چیست؟ کسی کار کند و اختیاری روی پولی که در می آورد نداشته باشد و مجبور باشد به میل دیگری کار کند. بسیاری از هواداران عدالت اجتماعی هم همین را می خواهند، باید مراقب این نوع از برده داری جدید بود، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordCahnnel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
"حرامزاده های بی شرف"!
در سال ۲۰۱۷ کارلا استی تحلیل گر ژئوپلتیک مرکز پژوهش های جهانی شدن و خبرنگار دفتر مرکزی سازمان ملل به کره شمالی رفت. او کره شمالی را "نمونه موفق نظام سوسیالیستی" و "بهشتی برای کودکان" لقب می دهد که آموزش و بهداشت رایگان، به روز و عالی ارائه می کند: انتقال دستاوردهای تمام اعجاب انگیز مردم و حکومت کره شمالی با کلام یا حتی تصویر اگر غیر ممکن نباشد بسیار دشوار است ... مردم کره شمالی در توسعه سوسیالیستی کشورشان قهرمانانه ثابت قدم بوده اند، ... مردم کره شمالی نمونه شکوهمند جامعه ای دموکراتیک و برابر به لحاظ اجتماعی و اقتصادی هستند. کره شمالی همچنان مثالی از پیگیری شجاعانه عدالت اجتماعی و اقتصادی است ...
استی به ویژه تحت تأثیر پیشرفت این کشور در زمینه برابری جنسیتی قرار گرفت، هرچند استدلالش اندکی نامتعارف است: برای من عجیب بود ... که زنی پاشنه بلند سوزنی طلایی رنگ می پوشید... بعد با شگفتی متوجه شدم که بقیه زنان هم پاشنه بلندهای پر زرق و برق می پوشند ... من بر این جزئیات تأکید دارم چون کفش های یک زن به ویژه از نوع پاشنه بلند اغلب بیانگر عزت نفس اوست و این زنها در سرتاسر پیونگ یانگ آشکارا از عزت نفس بالایی برخوردارند و همچنان که پیش می رفتم می فهمیدم که کره شمالی دستاوردهای خیره کننده ای در برابری جنسیتی داشته است... او بر این باور بود: نقض حقوق بشر هیاهویی ساختگی و متنی - گزارش های فراریانی است که پول زیادی بابت داستان های ساختگی مخوفشان دریافت کرده اند... جعل اطلاعات گمراه کننده درباره کره شمالی دارد به صنعتی بسیار پرسود و حرفه ای پول ساز تبدیل می شود.
او شناختی از کیم جونگ اون نداشت اما چیزهای مثبت زیادی درباره اش می شنید: خیلی ها به من می گویند که رئیس جمهورشان کیم یونگ اون بچه ها را دوست دارد و این را می توان به وضوح در بسیاری از امکانات در دسترس برای تشویق و کمک به کودکان در فعالیت های بهداشتی، آموزشی و تفریحی مشاهده کرد... رئیس جمهور کره شمالی ... آشکارا خود را وقف مردمش کرده است، به نیازهای ایتام و معلولان رسیدگی می کند، بالاترین سطح آموزش را برای مردمش فراهم کرده است، کارخانجاتی ساخته که بهترین کفش های چرمی را برای زنان تولید می کنند ...
دلیل دشمنی غرب با این کشور چیست؟ به اعتقاد استی: توسعه کره شمالی تا به امروز همچنان الگوی موفقی از اقتصاد سوسیالیستی و توسعه اجتماعی بوده است و دستاوردهایش تهدیدی فزاینده برای اقتصادهای سرمایه داری رو به زوال ایالات متحده و اروپای غربی است و این کشورهای سرمایه داری به لحاظ آسیب شناسی در پی تخریب آن چیزی اند که نظام های خودشان در رسیدن به آن ناکام مانده اند.
هر آدمی اگر "چپ جات" ذهنش را فاسد نکرده باشد، به آن اندازه درایت دارد که بفهمد اگر چیزی آنقدر مطلوب است، برای حفظ آن انقدر بگیر و ببند و خشونت لازم نیست، مرزها را هم باز بگذارند، کسی این "بهشت" را ترک نمی کند. اگر بانویی در نیویورک کفش پاشنه بلند بپوشد عروسک کمپانی ها مد و بنده سرمایه داری است، ولی در پیونگ یانگ عزت نفس دارد! رسیدگی شخصی پیشوای بزرگ کره به ایتام و معلولان یعنی خودش را وقف مردمش کرده است، ولی در بقیه جاها عوام فریبی و پوپولیسم معنا می شود. داستان این اوباش اهل "ابتذال شر" همینقدر کمدی است، یک معیار بهتر از حرف های این جانوران روزنامه نگار غربی ضد امپریالیست وجود دارد، ببینید ملت برای رفتن به کدام کشورها توی صف می ایستند: بهشت کره شمالی و کوبا یا جهنم سرمایه داری در امریکا؟ والله اعلم.
https://bit.ly/2z3PEdH
پ.ن: عصبانی نیستم، عنوان نوشته فقط یادی از برادر اهل کتاب کوئنتین تارانتینو است!
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
در سال ۲۰۱۷ کارلا استی تحلیل گر ژئوپلتیک مرکز پژوهش های جهانی شدن و خبرنگار دفتر مرکزی سازمان ملل به کره شمالی رفت. او کره شمالی را "نمونه موفق نظام سوسیالیستی" و "بهشتی برای کودکان" لقب می دهد که آموزش و بهداشت رایگان، به روز و عالی ارائه می کند: انتقال دستاوردهای تمام اعجاب انگیز مردم و حکومت کره شمالی با کلام یا حتی تصویر اگر غیر ممکن نباشد بسیار دشوار است ... مردم کره شمالی در توسعه سوسیالیستی کشورشان قهرمانانه ثابت قدم بوده اند، ... مردم کره شمالی نمونه شکوهمند جامعه ای دموکراتیک و برابر به لحاظ اجتماعی و اقتصادی هستند. کره شمالی همچنان مثالی از پیگیری شجاعانه عدالت اجتماعی و اقتصادی است ...
استی به ویژه تحت تأثیر پیشرفت این کشور در زمینه برابری جنسیتی قرار گرفت، هرچند استدلالش اندکی نامتعارف است: برای من عجیب بود ... که زنی پاشنه بلند سوزنی طلایی رنگ می پوشید... بعد با شگفتی متوجه شدم که بقیه زنان هم پاشنه بلندهای پر زرق و برق می پوشند ... من بر این جزئیات تأکید دارم چون کفش های یک زن به ویژه از نوع پاشنه بلند اغلب بیانگر عزت نفس اوست و این زنها در سرتاسر پیونگ یانگ آشکارا از عزت نفس بالایی برخوردارند و همچنان که پیش می رفتم می فهمیدم که کره شمالی دستاوردهای خیره کننده ای در برابری جنسیتی داشته است... او بر این باور بود: نقض حقوق بشر هیاهویی ساختگی و متنی - گزارش های فراریانی است که پول زیادی بابت داستان های ساختگی مخوفشان دریافت کرده اند... جعل اطلاعات گمراه کننده درباره کره شمالی دارد به صنعتی بسیار پرسود و حرفه ای پول ساز تبدیل می شود.
او شناختی از کیم جونگ اون نداشت اما چیزهای مثبت زیادی درباره اش می شنید: خیلی ها به من می گویند که رئیس جمهورشان کیم یونگ اون بچه ها را دوست دارد و این را می توان به وضوح در بسیاری از امکانات در دسترس برای تشویق و کمک به کودکان در فعالیت های بهداشتی، آموزشی و تفریحی مشاهده کرد... رئیس جمهور کره شمالی ... آشکارا خود را وقف مردمش کرده است، به نیازهای ایتام و معلولان رسیدگی می کند، بالاترین سطح آموزش را برای مردمش فراهم کرده است، کارخانجاتی ساخته که بهترین کفش های چرمی را برای زنان تولید می کنند ...
دلیل دشمنی غرب با این کشور چیست؟ به اعتقاد استی: توسعه کره شمالی تا به امروز همچنان الگوی موفقی از اقتصاد سوسیالیستی و توسعه اجتماعی بوده است و دستاوردهایش تهدیدی فزاینده برای اقتصادهای سرمایه داری رو به زوال ایالات متحده و اروپای غربی است و این کشورهای سرمایه داری به لحاظ آسیب شناسی در پی تخریب آن چیزی اند که نظام های خودشان در رسیدن به آن ناکام مانده اند.
هر آدمی اگر "چپ جات" ذهنش را فاسد نکرده باشد، به آن اندازه درایت دارد که بفهمد اگر چیزی آنقدر مطلوب است، برای حفظ آن انقدر بگیر و ببند و خشونت لازم نیست، مرزها را هم باز بگذارند، کسی این "بهشت" را ترک نمی کند. اگر بانویی در نیویورک کفش پاشنه بلند بپوشد عروسک کمپانی ها مد و بنده سرمایه داری است، ولی در پیونگ یانگ عزت نفس دارد! رسیدگی شخصی پیشوای بزرگ کره به ایتام و معلولان یعنی خودش را وقف مردمش کرده است، ولی در بقیه جاها عوام فریبی و پوپولیسم معنا می شود. داستان این اوباش اهل "ابتذال شر" همینقدر کمدی است، یک معیار بهتر از حرف های این جانوران روزنامه نگار غربی ضد امپریالیست وجود دارد، ببینید ملت برای رفتن به کدام کشورها توی صف می ایستند: بهشت کره شمالی و کوبا یا جهنم سرمایه داری در امریکا؟ والله اعلم.
https://bit.ly/2z3PEdH
پ.ن: عصبانی نیستم، عنوان نوشته فقط یادی از برادر اهل کتاب کوئنتین تارانتینو است!
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
انتشارات علم
سوسیالیسم ایده ی شکست خورده ای که هرگز نمی میرد
ماجراهای زحمتکشان!
قضیه هفت تپه پیچیده تر از اینهاست که در بادی امر به نظر می رسد، کاستن آن به تقابل ظالم و مظلوم صرف خطاست، آدم هایی که سرکار نمی آمدند و حقوق نمی گرفتند و معترضانی که خیلی هم بی پول بی پول نیستند و البته احتمالا کارگران زحمتکشی که به حقشان نرسیدند، شخصا امیدوارم همه ایرانی ها و از جمله کارگران رفاه بالایی را تجربه کنند، ولی پیشنیازش واقع بینی است. از ظلم ظالم زیاد شنیده ایم، شاید بد نباشد شیادی برخی "مظلومان" را هم ببینیم، پرس و جوی اولیه ام حاکی از صحت این مستندات است. والله اعلم.
پ.ن: وسط این هیاهوی خلع ید حواسمان باشد بازی با "حق مالکیت" بازی با آتش است.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
قضیه هفت تپه پیچیده تر از اینهاست که در بادی امر به نظر می رسد، کاستن آن به تقابل ظالم و مظلوم صرف خطاست، آدم هایی که سرکار نمی آمدند و حقوق نمی گرفتند و معترضانی که خیلی هم بی پول بی پول نیستند و البته احتمالا کارگران زحمتکشی که به حقشان نرسیدند، شخصا امیدوارم همه ایرانی ها و از جمله کارگران رفاه بالایی را تجربه کنند، ولی پیشنیازش واقع بینی است. از ظلم ظالم زیاد شنیده ایم، شاید بد نباشد شیادی برخی "مظلومان" را هم ببینیم، پرس و جوی اولیه ام حاکی از صحت این مستندات است. والله اعلم.
پ.ن: وسط این هیاهوی خلع ید حواسمان باشد بازی با "حق مالکیت" بازی با آتش است.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
منتظر برجام نباشید، ولی برجام 2 ...
کار خیلی سخت است، ایرانی ها خواهان قرارداد سفت و سخت و حتی جبران خسارات تحریم اند، اسرائیل و امارات و عربستان نگران نفوذ منطقه ای ایران اند، کنگره جمهوری خواه هم برجام را نمی پسندید و نمی پسندد و با برداشتن تحریم ها که اهرمی در برخورد با ایران است مخالف است. اما از آن سو اروپایی ها نظر مثبت تری برای بازگشت به برجام دارند، ولی با محدودتر کردن ایران هم مشکلی ندارند. ایران هم البته به دنبال کاهش تحریم هاست.
دنیس راس از کاربلدهای امنیتی که در دولت های مختلف از ریگان و کلینتون گرفته تا بوش و اوباما دست اندرکار بوده است معتقد است، بایدن نمی تواند به برجام برگردد و حتی نباید برگردد، باید دنبال توافق جامع تر باشد که در حال حاضر ممکن نیست، تنها کاری که می تواند امروز پیش ببرد این است که با حفظ تحریم ها گشایش های مختصری ایجاد کند تا بعد با جلب اعتماد طرفین شاید بتواند به توافق بهتری از برجام برسد.
پیشنهاد او اینست بدون برگشت به برجام و برداشتن تحریم ها، در برابر گرفتن امتیازهایی مثل کاهش تعداد سانترفیوژها (برچیدن دو آبشار) و ذخیره اورانیوم (از 2400 کیلوگرم فعلی به 1000 کیلوگرم) "بدون برچیدن تحریم ها"، برخی از حساب های ذخایر ارزی ایران را آزاد کند که البته نیازی به تایید کنگره ندارد و می تواند نظر طرفین را تامین کنند تا بتوانند به توافق جامع تری فکر کنند.
نگارنده این سطور البته به توافق خوش بین نیست و جز تغییری اساسی در ساختار تصمیم گیری ایرانی ها بعید می داند که اتفاقی اساسی بیفتد، اوضاع ما به عراق پس از طوفان صحرا شبیه تر می نماید، ولی به هرحال ما محکوم به غافلگیری در برابر آینده ایم، والله اعلم.
https://bloom.bg/38BgyYn
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
کار خیلی سخت است، ایرانی ها خواهان قرارداد سفت و سخت و حتی جبران خسارات تحریم اند، اسرائیل و امارات و عربستان نگران نفوذ منطقه ای ایران اند، کنگره جمهوری خواه هم برجام را نمی پسندید و نمی پسندد و با برداشتن تحریم ها که اهرمی در برخورد با ایران است مخالف است. اما از آن سو اروپایی ها نظر مثبت تری برای بازگشت به برجام دارند، ولی با محدودتر کردن ایران هم مشکلی ندارند. ایران هم البته به دنبال کاهش تحریم هاست.
دنیس راس از کاربلدهای امنیتی که در دولت های مختلف از ریگان و کلینتون گرفته تا بوش و اوباما دست اندرکار بوده است معتقد است، بایدن نمی تواند به برجام برگردد و حتی نباید برگردد، باید دنبال توافق جامع تر باشد که در حال حاضر ممکن نیست، تنها کاری که می تواند امروز پیش ببرد این است که با حفظ تحریم ها گشایش های مختصری ایجاد کند تا بعد با جلب اعتماد طرفین شاید بتواند به توافق بهتری از برجام برسد.
پیشنهاد او اینست بدون برگشت به برجام و برداشتن تحریم ها، در برابر گرفتن امتیازهایی مثل کاهش تعداد سانترفیوژها (برچیدن دو آبشار) و ذخیره اورانیوم (از 2400 کیلوگرم فعلی به 1000 کیلوگرم) "بدون برچیدن تحریم ها"، برخی از حساب های ذخایر ارزی ایران را آزاد کند که البته نیازی به تایید کنگره ندارد و می تواند نظر طرفین را تامین کنند تا بتوانند به توافق جامع تری فکر کنند.
نگارنده این سطور البته به توافق خوش بین نیست و جز تغییری اساسی در ساختار تصمیم گیری ایرانی ها بعید می داند که اتفاقی اساسی بیفتد، اوضاع ما به عراق پس از طوفان صحرا شبیه تر می نماید، ولی به هرحال ما محکوم به غافلگیری در برابر آینده ایم، والله اعلم.
https://bloom.bg/38BgyYn
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
Bloomberg
How Biden’s Iran Policy Can Have a Chance to Succeed
Iran continues to suffer under the weight of economic sanctions. Getting relief shouldn’t come without concessions on a nuclear deal.
👍1
به یکی از غیرآزادترین اقتصادهای جهان خوش آمدید!
رتبه ایران در شاخص آزادی اقتصادی فریزر (بخوانید فضولی نکردن دولت در اقتصاد) کم از فاجعه ندارد، در کل رتبه پنجم از آخر قرار گرفته ایم. کمی جزئی تر ورود کنیم نتایج حتی دردآورتر است. رتبه ایران در جهان را ببینید:
اندازه (کوچک بودن) دولت: 117 از 162
سیستم قانونی و حمایت از حقوق مالکیت: 129 از 162
دستکاری نکردن ارزش پول: 154 از 162
آزادی تجارت با دیگر کشورها: 161 از 162
عدم وجود مقررات دست و پاگیر برای فعالان اقتصادی: 149 از 162
این معجون به هرچیزی شبیه باشد به اقتصاد سرمایه داری و نئولیبرال و ... شبیه نیست، هرکس ادعا کرد که آی سرمایه داری ما را بیچاره کرد، بدانید که شیادی بیش نیست، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
رتبه ایران در شاخص آزادی اقتصادی فریزر (بخوانید فضولی نکردن دولت در اقتصاد) کم از فاجعه ندارد، در کل رتبه پنجم از آخر قرار گرفته ایم. کمی جزئی تر ورود کنیم نتایج حتی دردآورتر است. رتبه ایران در جهان را ببینید:
اندازه (کوچک بودن) دولت: 117 از 162
سیستم قانونی و حمایت از حقوق مالکیت: 129 از 162
دستکاری نکردن ارزش پول: 154 از 162
آزادی تجارت با دیگر کشورها: 161 از 162
عدم وجود مقررات دست و پاگیر برای فعالان اقتصادی: 149 از 162
این معجون به هرچیزی شبیه باشد به اقتصاد سرمایه داری و نئولیبرال و ... شبیه نیست، هرکس ادعا کرد که آی سرمایه داری ما را بیچاره کرد، بدانید که شیادی بیش نیست، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
در باب یک ایده ظلمانی
انصافا کار دارد به کمدی می رسد، سلبریتی اینستاگرامی هفت تپه فرموده اند "عامل اصلی بدبختی و تبعیض و نابرابری و طبقاتی شدن جامعه چیزی نیست جز مالکیت خصوصی و ..."
دکتر سید حسین نصر در خاطره ای تعریف می کرد که یک بار در حسینیه ارشاد از علی شریعتی در حین سخنرانی اش شنیده بود که امام حسین را باید چه گوارای عصر خود دانست، نصر می گفت همانجا بلند شدم و از همکاری با آن مجموعه استعفا دادم. برای او مشخص بود از ته چاه خورشید بیرون نمی آید. حواسمان باشد یک کلمه کافی است تا بفهمیم بعضی ایده ها به کجا می رسند. این بحث لغو مالکیت خصوصی سلبریتی های بیزینس حقوق کارگران را جدی بگیریم، مراقب باشید با رمانتیسیسم و زیر نقاب بشردوستی هیولای کمونیسم را به شما قالب نکنند، این ترفند قدیمی است!
جناب نجات بهرامی و تنی چند از هواداران اقتصاد بازار به همین مناسبت بیانیه ای تهیه دیده اند که خواندنی است؛ از دست ندهید، والله اعلم.
اینجا
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
انصافا کار دارد به کمدی می رسد، سلبریتی اینستاگرامی هفت تپه فرموده اند "عامل اصلی بدبختی و تبعیض و نابرابری و طبقاتی شدن جامعه چیزی نیست جز مالکیت خصوصی و ..."
دکتر سید حسین نصر در خاطره ای تعریف می کرد که یک بار در حسینیه ارشاد از علی شریعتی در حین سخنرانی اش شنیده بود که امام حسین را باید چه گوارای عصر خود دانست، نصر می گفت همانجا بلند شدم و از همکاری با آن مجموعه استعفا دادم. برای او مشخص بود از ته چاه خورشید بیرون نمی آید. حواسمان باشد یک کلمه کافی است تا بفهمیم بعضی ایده ها به کجا می رسند. این بحث لغو مالکیت خصوصی سلبریتی های بیزینس حقوق کارگران را جدی بگیریم، مراقب باشید با رمانتیسیسم و زیر نقاب بشردوستی هیولای کمونیسم را به شما قالب نکنند، این ترفند قدیمی است!
جناب نجات بهرامی و تنی چند از هواداران اقتصاد بازار به همین مناسبت بیانیه ای تهیه دیده اند که خواندنی است؛ از دست ندهید، والله اعلم.
اینجا
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍1
ترجمه یک کتاب خوب
به لطف و حمایت جناب فرهاد مقدم سلیمی و مجموعه فرهاد اکسچینج کار ترجمه این کتاب که معرفی ایده های اصلی اقتصاد اتریشی (مکتب اتریش) است را از امروز شروع کردم، نگاه جامع و زبان ساده آن و البته مولف کاربلد از نقاط قوت کتاب است، امیدوارم که کار به شکل مناسبی پیش برود، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
به لطف و حمایت جناب فرهاد مقدم سلیمی و مجموعه فرهاد اکسچینج کار ترجمه این کتاب که معرفی ایده های اصلی اقتصاد اتریشی (مکتب اتریش) است را از امروز شروع کردم، نگاه جامع و زبان ساده آن و البته مولف کاربلد از نقاط قوت کتاب است، امیدوارم که کار به شکل مناسبی پیش برود، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
"وابستگی"، هدیه ای از آسمان
"خیالپردازیهای بیمبنا که نقض اصول پایهای اقتصاد است شاید به کار حرفدرمانی بیاید، ولی بعید است روی زمین اثرات مثبتی ایجاد کند. به ویژه فقره الجزایر که زمانی در ایران کسانی نظیر علی شریعتی در شوق آن میسوختند و کتابهای فرانتس فانون را ترجمه میکردند عبرتآموز بود. بعد از حماسه استقلال و بیرون راندن فرانسویها این کشور غنی از نظر مواد معدنی و نفت و گاز اوضاع غمانگیزی داشت.
توصیفی بهتر از گفته داریوش همایون فقید از اوضاع الجزایر ندیدم: برای بسیاری از چپگرایان ایرانی، الجزایر نقطه اوج آرزوهای انقلابی و سوسیالیستی است. پس از یک نبرد خونین ضداستعماری، الجزایر پیروزمند با منابع هنگفت کانی و کشاورزی و با سرزندگی انقلابی به ساختن یک جامعه سوسیالیستی پرداخت. کمتر از یک نسل پس از آن، کشوری که از نظر کشاورزی خودبسنده بود امروز ۷۰ درصد خواربارش را وارد میکند. در حالی که نیمی از جمعیت در روستاها بهسر میبرند تولید کشاورزی تنها هفت درصد تولید ناویژه ملی را تشکیل میدهد. بیشتر جوانان از روستاها به شهرها ریختهاند، همراه گروههای سنی دیگر، و خیل بیکاران زاغههای شهرهای بزرگ را پر کردهاند.
صدها کارخانه «سیاسی» که با پول دولت و بیتوجه به سودآوری برپا شدهاند با چیزی نزدیک به ۳۰ درصد ظرفیت کار میکنند. بیشتر نیروی کار، غیرماهر و گریزان از کار است. اما توصیف وی برای راه درست تصحیح اوضاع هم جالب است: البته اکنون الجزایریها رهبری تازهای دارند که میکوشد محتاطانه ندانمکاریهای ایدئولوژیک و احساساتی را در یک فضای سیاسی انباشته از شعارها تصحیح کند. در این باره این شوخی در الجزایر بر سر زبانهاست که راننده اتومبیل «شاذلی بنجدید»، رئیسجمهوری، از او میپرسد چه مسیری را برگزیند و پاسخ میشنود که علامت طرف چپ را بزند و از راست برود!. این گفته البته جدید نیست، ولی هنوز بعد از آن همه سال که به الجزایر مینگریم کشوری را میبینیم که بیش از 90 درصد صادراتش نفت و گاز و فرآوردههای نفتی است، از بستهترین اقتصادهاست و با حدود 40 میلیون جمعیت تولید سرانهای حدود چهار هزار دلار دارد. البته شاید این را هم بتوان به نفوذ ایدهها و عوامل بیگانه نسبت داد!"
در این مصاحبه با جریده وزین دنیای اقتصاد به مقوله پرمخاطره "وابستگی پرداختم، عرض کردم: "رویکرد مکتب وابستگی هدیهای از آسمان برای دولتهای کشورهای خامفروش و ثروتمند «جنوب» است. همیشه دشمنی خارجی برای توجیه ناکارآمدی وجود دارد و دست دولت را هم برای شکل دادن اجتماع و مداخله شدید در اقتصاد باز میگذارد. غریب نیست که خیلیها چنین نگاهی را بپسندند، به ویژه اگر نوعی بدبینی تاریخی نسبت به استعمار و قدرتهای بیگانه وجود داشته باشد. البته روشن است که بنا نیست نقش مداخلههای خارجی را ندیده بگیریم، مگر از به اصطلاح استعمارگر انتظاری جز استعمار و سلطهگری داریم؟" والله اعلم.
https://bit.ly/3b53GwA
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
"خیالپردازیهای بیمبنا که نقض اصول پایهای اقتصاد است شاید به کار حرفدرمانی بیاید، ولی بعید است روی زمین اثرات مثبتی ایجاد کند. به ویژه فقره الجزایر که زمانی در ایران کسانی نظیر علی شریعتی در شوق آن میسوختند و کتابهای فرانتس فانون را ترجمه میکردند عبرتآموز بود. بعد از حماسه استقلال و بیرون راندن فرانسویها این کشور غنی از نظر مواد معدنی و نفت و گاز اوضاع غمانگیزی داشت.
توصیفی بهتر از گفته داریوش همایون فقید از اوضاع الجزایر ندیدم: برای بسیاری از چپگرایان ایرانی، الجزایر نقطه اوج آرزوهای انقلابی و سوسیالیستی است. پس از یک نبرد خونین ضداستعماری، الجزایر پیروزمند با منابع هنگفت کانی و کشاورزی و با سرزندگی انقلابی به ساختن یک جامعه سوسیالیستی پرداخت. کمتر از یک نسل پس از آن، کشوری که از نظر کشاورزی خودبسنده بود امروز ۷۰ درصد خواربارش را وارد میکند. در حالی که نیمی از جمعیت در روستاها بهسر میبرند تولید کشاورزی تنها هفت درصد تولید ناویژه ملی را تشکیل میدهد. بیشتر جوانان از روستاها به شهرها ریختهاند، همراه گروههای سنی دیگر، و خیل بیکاران زاغههای شهرهای بزرگ را پر کردهاند.
صدها کارخانه «سیاسی» که با پول دولت و بیتوجه به سودآوری برپا شدهاند با چیزی نزدیک به ۳۰ درصد ظرفیت کار میکنند. بیشتر نیروی کار، غیرماهر و گریزان از کار است. اما توصیف وی برای راه درست تصحیح اوضاع هم جالب است: البته اکنون الجزایریها رهبری تازهای دارند که میکوشد محتاطانه ندانمکاریهای ایدئولوژیک و احساساتی را در یک فضای سیاسی انباشته از شعارها تصحیح کند. در این باره این شوخی در الجزایر بر سر زبانهاست که راننده اتومبیل «شاذلی بنجدید»، رئیسجمهوری، از او میپرسد چه مسیری را برگزیند و پاسخ میشنود که علامت طرف چپ را بزند و از راست برود!. این گفته البته جدید نیست، ولی هنوز بعد از آن همه سال که به الجزایر مینگریم کشوری را میبینیم که بیش از 90 درصد صادراتش نفت و گاز و فرآوردههای نفتی است، از بستهترین اقتصادهاست و با حدود 40 میلیون جمعیت تولید سرانهای حدود چهار هزار دلار دارد. البته شاید این را هم بتوان به نفوذ ایدهها و عوامل بیگانه نسبت داد!"
در این مصاحبه با جریده وزین دنیای اقتصاد به مقوله پرمخاطره "وابستگی پرداختم، عرض کردم: "رویکرد مکتب وابستگی هدیهای از آسمان برای دولتهای کشورهای خامفروش و ثروتمند «جنوب» است. همیشه دشمنی خارجی برای توجیه ناکارآمدی وجود دارد و دست دولت را هم برای شکل دادن اجتماع و مداخله شدید در اقتصاد باز میگذارد. غریب نیست که خیلیها چنین نگاهی را بپسندند، به ویژه اگر نوعی بدبینی تاریخی نسبت به استعمار و قدرتهای بیگانه وجود داشته باشد. البته روشن است که بنا نیست نقش مداخلههای خارجی را ندیده بگیریم، مگر از به اصطلاح استعمارگر انتظاری جز استعمار و سلطهگری داریم؟" والله اعلم.
https://bit.ly/3b53GwA
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
هفته نامه تجارت فردا
نظام ضدجهانی
مکتب وابستگی با کشورها چه کرد؟ این سوالی است که باید پاسخ آن را در سرنوشت کشورهایی نظیر الجزایر جستوجو کرد که سیاستمدارانشان پیرو اندیشمندان این مکتب
👍1
کسی نردبان را واژگون نکرده است؛ به جای بارآفرینان دنبال کارآفرینان باشید!
خیلی ها از جمله چانگ کره ای (سلبریتی مداخله گرایان وطنی) اشاره دارند که کشورهای ثروتمند در دوران استعمار از صنایع خود حمایت می کردند، ولی برای بقیه خواهان اقتصاد آزاد و باز بودند، این را به اصطلاح امپریالیسم تجارت آزاد می خوانند، به عبارتی آنها از نردبان حمایت گرایی بالا رفتند و بعد نردبان را واژگون کردند.
ویلیام ایسترلی، اقتصاددان مشهور امریکایی نقدی جدی بر این دیدگاه دارد، به باور وی چانگ شواهد چندانی از این حمایت ارائه نمی کند، بیشتر حمایت ها از کشاورزی، و نه صنایع، بود و البته پلت، تاریخدان اقتصاد، میز نشان می دهد که نمی توان از الگوی تاریخی به نام امپریالیسم تجارت آزاد سراغ گرفت، با آنکه طبیعتا کشورهای ثروتمند علاقه مند به واردات آزاد مواد خام از کشورهای فقیرتر بودند و از صنعتی شدن آنها استقبال نمی کردند، کمتر بتوان از امپریالیسم تجارت آزاد سخن گفت، مسئله مهمتر در قضیه تجارت آزاد میان بود، هزینه حمل و نقل! در کشورهای فقیر به دلیل نبود زیرساخت و تکنولوژی های ارزان حمل و نقل اساسا امکان تجارت آزاد وجود نداشت و این کشورها حتی برای واردات ارزان از قضا اقدامات حمایتی متعددی داشتند.
در همان دوران البته در اروپا و امریکا هم خبری از حمایت نبود و تجارت آزاد از مسیرهای آبی میان کشورهای اروپایی و همچنین بندرهای شرقی امریکا در جریان بود، مزایای تجارت هم که نیازی به گفتن ندارد و در تجارت همیشه هر دو طرف "سود" می برند.
اما مرد اقتصاددان در آخر نقد نکته ای می گوید که برای کشورهایی نظیر ایران ما هم رواست: کره جنوبی بیش از کارشناسانی مثل همین چانگ برای توسعه نیاز به کارآفرینانی مثل بنیانگذار سامسونگ دارد! راست هم می گوید، در تحلیل نهایی رشد اقتصادی و ثروت را کارآفرینان ایجاد می کنند، نه مشتی بوروکرات پرت (بارآفرین) که یحتمل بیش از رشد کشور به جیبشان فکر می کنند، والله اعلم.
https://bit.ly/35fnPMT
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
خیلی ها از جمله چانگ کره ای (سلبریتی مداخله گرایان وطنی) اشاره دارند که کشورهای ثروتمند در دوران استعمار از صنایع خود حمایت می کردند، ولی برای بقیه خواهان اقتصاد آزاد و باز بودند، این را به اصطلاح امپریالیسم تجارت آزاد می خوانند، به عبارتی آنها از نردبان حمایت گرایی بالا رفتند و بعد نردبان را واژگون کردند.
ویلیام ایسترلی، اقتصاددان مشهور امریکایی نقدی جدی بر این دیدگاه دارد، به باور وی چانگ شواهد چندانی از این حمایت ارائه نمی کند، بیشتر حمایت ها از کشاورزی، و نه صنایع، بود و البته پلت، تاریخدان اقتصاد، میز نشان می دهد که نمی توان از الگوی تاریخی به نام امپریالیسم تجارت آزاد سراغ گرفت، با آنکه طبیعتا کشورهای ثروتمند علاقه مند به واردات آزاد مواد خام از کشورهای فقیرتر بودند و از صنعتی شدن آنها استقبال نمی کردند، کمتر بتوان از امپریالیسم تجارت آزاد سخن گفت، مسئله مهمتر در قضیه تجارت آزاد میان بود، هزینه حمل و نقل! در کشورهای فقیر به دلیل نبود زیرساخت و تکنولوژی های ارزان حمل و نقل اساسا امکان تجارت آزاد وجود نداشت و این کشورها حتی برای واردات ارزان از قضا اقدامات حمایتی متعددی داشتند.
در همان دوران البته در اروپا و امریکا هم خبری از حمایت نبود و تجارت آزاد از مسیرهای آبی میان کشورهای اروپایی و همچنین بندرهای شرقی امریکا در جریان بود، مزایای تجارت هم که نیازی به گفتن ندارد و در تجارت همیشه هر دو طرف "سود" می برند.
اما مرد اقتصاددان در آخر نقد نکته ای می گوید که برای کشورهایی نظیر ایران ما هم رواست: کره جنوبی بیش از کارشناسانی مثل همین چانگ برای توسعه نیاز به کارآفرینانی مثل بنیانگذار سامسونگ دارد! راست هم می گوید، در تحلیل نهایی رشد اقتصادی و ثروت را کارآفرینان ایجاد می کنند، نه مشتی بوروکرات پرت (بارآفرین) که یحتمل بیش از رشد کشور به جیبشان فکر می کنند، والله اعلم.
https://bit.ly/35fnPMT
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
آفرینِ منابع!
ایران از نظر میزان ذخایر نفت چهارمین کشور جهان است، ولی از نظر هزینه تولید بعد از عربستان دومین کشور ارزان به حساب می آید، این باعث می شود حتی زمانی که قیمت جهانی نفت پایین است، باز فروش نفت سودآور باشد و این چه بسا گاه از میزان ذخایر اهمیت بیشتری داشته باشد، ونزوئلا با اختلاف و کمی کمتر از دو برابر ایران ذخایر دارد، ولی می بینید که به طور نسبی هزینه تولید آن گرانتر است، خلاصه گاهی مردد می شوم که بگویم "نفرین منابع" یا "آفرینِ منابع"، والله اعلم.
https://bit.ly/3ooDReF
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
ایران از نظر میزان ذخایر نفت چهارمین کشور جهان است، ولی از نظر هزینه تولید بعد از عربستان دومین کشور ارزان به حساب می آید، این باعث می شود حتی زمانی که قیمت جهانی نفت پایین است، باز فروش نفت سودآور باشد و این چه بسا گاه از میزان ذخایر اهمیت بیشتری داشته باشد، ونزوئلا با اختلاف و کمی کمتر از دو برابر ایران ذخایر دارد، ولی می بینید که به طور نسبی هزینه تولید آن گرانتر است، خلاصه گاهی مردد می شوم که بگویم "نفرین منابع" یا "آفرینِ منابع"، والله اعلم.
https://bit.ly/3ooDReF
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مراقب فریبکاری اصحاب ناله باشید!
در مورد هفت تپه حرف مفت زیاد می شنوید، چیزی که هست قضیه بسیار پیچیده تر از قصه کارگر مظلوم و کارفرمای ظالم است. اوضاع کارگران و مردم مهمان نواز آن حوالی هم جز با سرمایه گذاری ها و ایجاد اشتغال بخش خصوصی بسامان نمی شود. دیدن این ویدئو کوتاه ثواب دارد، مراقب باشید شاید شما هم هدف پروپاگاندای اصحاب ناله و اهالی بیزینس حقوق کارگران (سلبریتی ها و به اصطلاح روشنفکران دلسوز!) قرار گرفته باشید، حتی شما دوست عزیز! والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
در مورد هفت تپه حرف مفت زیاد می شنوید، چیزی که هست قضیه بسیار پیچیده تر از قصه کارگر مظلوم و کارفرمای ظالم است. اوضاع کارگران و مردم مهمان نواز آن حوالی هم جز با سرمایه گذاری ها و ایجاد اشتغال بخش خصوصی بسامان نمی شود. دیدن این ویدئو کوتاه ثواب دارد، مراقب باشید شاید شما هم هدف پروپاگاندای اصحاب ناله و اهالی بیزینس حقوق کارگران (سلبریتی ها و به اصطلاح روشنفکران دلسوز!) قرار گرفته باشید، حتی شما دوست عزیز! والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
انتخابات، نظامی ها، پوپولیسم راست و باقی قضایا
س: پوپولیسم راست چه تفاوتی با پوپولیسم چپ دارد؟
ج: تعریف خیلی دندانگیری از خود پوپولیسم نداریم، بیشتر شبیه ناسزایی است که افراد به آنها که دوستشان ندارند نسبت می دهند و برای خیلی ها کم بیش معادل عوامفریبی (دماگوژی) است. در گفتار تاریخی نام حزبی است که اواخر قرن نوزدهم در ایالات متحده فعال بود و هوادارانش بیشتر کشاورزانی بودند که کارشان در عصر طلایی امریکا خوب نچرخیده بود؛ بازندگانی که دولت و کسب و کارهای بزرگ را مقصر می دانستند و به دنبال تقسیم عادلانه عواید حاصل از آن پیشرفت بودند.
در سیاست کسانی آن را رویکردی می دانند که بیشتر در پی جلب محبوبیت مردم است تا تن دادن به نظر کارشناسان و خبرگان، پوپولیسم هم در این معنا نمک کار سیاست ورزی در دموکراسی هاست و به درجاتی گریزی از آن نیست. دیگرانی با تاکید متفاوت پوپولیسم را به معنای سیاست ورزی بر مبنای قرار دادن "مردم" در برابر نخبگان حاکم دانسته اند، سیاستی که به اصطلاح “ضدنظام” (آنتی استبلیشمنت) است. از این نگاه پوپولیسم پیدا کردن یک شکاف بزرگ و تلاش برای بسیج سیاسی از طریق آن است، شیوه عمل هم اینست که مقصران اصلی وضع بد را نخبگان و اهالی نظام موجود بدانیم. در یک تقسیم بندی کلی نیز پوپولیسم را می توان در دو مسیر به اصطلاح چپ و راست پیش برد، در نوع چپ آن حرف از ضدیت با سرمایه داری و هواداری از توزیع درآمد و ثروت و البته آن واژه قبیحه عدالت اجتماعی است و در پوپولیسم راست از مخالفت با مهاجرپذیری و تاکید بر ناسیونالیسم و به طور خاص رد محیط زیست گرایی می شنویم.
این وسط جهانی سازی جایگاه ویژه ای دارد، مرغ عروسی و عزاست و انگار در هر دو نوع پوپولیسم با آن مسئله دارند، یکی آن را بیشتر استثمار فرامرزی و گسترش سلطه و ویرانی سیاره می داند و دیگری از جنبه کمرنگ شدن هویت ملی با آن مشکل دارد. مصداق های معمول اینها هم زیاد شنیده می شوند، خیلی ها ترامپ امریکایی، لوپن فرانسوی و ویلدرز هلندی را در زمره پوپولیسم راست به شمار می آورند و چاوز ونزوئلایی، پرون آرژانتینی و سیپراس یونانی (سیریزا) را در دسته پوپولیسم چپ جای می دهند. اینجا و آنجا واریته های دیگر پوپولیسم را هم استفاده کرده اند از جمله پوپولیسم نفتی (پترو پوپولیسم) که در کشورهای نفتی مثل ما موضوعیت می یابد و محمود خان احمدی نژاد از چهره های شاخص آن است و پوپولیسم خودکفا خواهانه و دیگر مفاهیم مشابه که بیشتر در گفتار سیاسی رایج اند تا میان اهل دانشگاه.
س: در ایران خطر پوپولیسم راست بیشتر است یا پوپولیسم چپ؟
ج: در ایران خطر متاسفانه خطر همه چیز اعم از چپ و راست جدی است! آنقدر شکاف جدی داریم که کافی است دست دراز کنیم تا یکی نصیبمان شود و بتوانیم بر مبنای آن به اصطلاح سیاست ورزی کنیم. به نظر می رسد اهالی سیاست در کشور ما با چیزی به نام بحران دستاورد روبه رو اند، چیزی که بتوان آن را به افکار عمومی فروخت وجود ندارد. وضعیت اقتصادی خوبی نیست و قرار هم نیست خوب شود، آدم های بیکار و محتاج نان شب رو به افزایش اند و آن به اصطلاح نابرابری خود را تمام قد نشان می دهد. کشور در حال تحریم است و هر روز شاهد ناکارآمدی جدیدی هستیم که این حماسه مازوت و آلودگی هوا و قطع برق نمونه های اخیر آن اند، پاسپورت ایرانی را خیلی جاهای دنیا جدی نمی گیرند و هر روز درست یا غلط خبر از پیشرفت حیرت آور کشورهایی که تا مدتها پیش از این جزء میوه جات نبودند به گوش می رسد و ایران زیبا با آن همه قابلیت و منبع و پیشینه ده سال است که رشد اقتصادی نداشته و بیکاری تحصیل کرده ها و جوانانش چشمگیر است. خیلی ها با پاهایشان به گزینه " به آینده امیدی نیست" رای داده اند و مهاجرت را انتخاب کرده اند.
بدی کار هم اینجاست که متاسفانه امیدی به اینکه "اوضاع از اینکه هست، خیلی بدتر نشود" هم به چشم نمی خورد. اما اگر بخواهیم یک حدس و "استمباد" (منظور همان استنباط مبتنی بر باد و از اصطلاحاتی که است که روزنامه نگار پیش کسوت ایرانی استاد محمد قائد شرفی آن را باب کرد) شخصی داشته باشم، این بار باید منتظر ظهور نوعی پوپولیسم راست باشیم.
بخشی از مصاحبه با جریده وزين تجارت فردا
https://bit.ly/3b53GwA
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
س: پوپولیسم راست چه تفاوتی با پوپولیسم چپ دارد؟
ج: تعریف خیلی دندانگیری از خود پوپولیسم نداریم، بیشتر شبیه ناسزایی است که افراد به آنها که دوستشان ندارند نسبت می دهند و برای خیلی ها کم بیش معادل عوامفریبی (دماگوژی) است. در گفتار تاریخی نام حزبی است که اواخر قرن نوزدهم در ایالات متحده فعال بود و هوادارانش بیشتر کشاورزانی بودند که کارشان در عصر طلایی امریکا خوب نچرخیده بود؛ بازندگانی که دولت و کسب و کارهای بزرگ را مقصر می دانستند و به دنبال تقسیم عادلانه عواید حاصل از آن پیشرفت بودند.
در سیاست کسانی آن را رویکردی می دانند که بیشتر در پی جلب محبوبیت مردم است تا تن دادن به نظر کارشناسان و خبرگان، پوپولیسم هم در این معنا نمک کار سیاست ورزی در دموکراسی هاست و به درجاتی گریزی از آن نیست. دیگرانی با تاکید متفاوت پوپولیسم را به معنای سیاست ورزی بر مبنای قرار دادن "مردم" در برابر نخبگان حاکم دانسته اند، سیاستی که به اصطلاح “ضدنظام” (آنتی استبلیشمنت) است. از این نگاه پوپولیسم پیدا کردن یک شکاف بزرگ و تلاش برای بسیج سیاسی از طریق آن است، شیوه عمل هم اینست که مقصران اصلی وضع بد را نخبگان و اهالی نظام موجود بدانیم. در یک تقسیم بندی کلی نیز پوپولیسم را می توان در دو مسیر به اصطلاح چپ و راست پیش برد، در نوع چپ آن حرف از ضدیت با سرمایه داری و هواداری از توزیع درآمد و ثروت و البته آن واژه قبیحه عدالت اجتماعی است و در پوپولیسم راست از مخالفت با مهاجرپذیری و تاکید بر ناسیونالیسم و به طور خاص رد محیط زیست گرایی می شنویم.
این وسط جهانی سازی جایگاه ویژه ای دارد، مرغ عروسی و عزاست و انگار در هر دو نوع پوپولیسم با آن مسئله دارند، یکی آن را بیشتر استثمار فرامرزی و گسترش سلطه و ویرانی سیاره می داند و دیگری از جنبه کمرنگ شدن هویت ملی با آن مشکل دارد. مصداق های معمول اینها هم زیاد شنیده می شوند، خیلی ها ترامپ امریکایی، لوپن فرانسوی و ویلدرز هلندی را در زمره پوپولیسم راست به شمار می آورند و چاوز ونزوئلایی، پرون آرژانتینی و سیپراس یونانی (سیریزا) را در دسته پوپولیسم چپ جای می دهند. اینجا و آنجا واریته های دیگر پوپولیسم را هم استفاده کرده اند از جمله پوپولیسم نفتی (پترو پوپولیسم) که در کشورهای نفتی مثل ما موضوعیت می یابد و محمود خان احمدی نژاد از چهره های شاخص آن است و پوپولیسم خودکفا خواهانه و دیگر مفاهیم مشابه که بیشتر در گفتار سیاسی رایج اند تا میان اهل دانشگاه.
س: در ایران خطر پوپولیسم راست بیشتر است یا پوپولیسم چپ؟
ج: در ایران خطر متاسفانه خطر همه چیز اعم از چپ و راست جدی است! آنقدر شکاف جدی داریم که کافی است دست دراز کنیم تا یکی نصیبمان شود و بتوانیم بر مبنای آن به اصطلاح سیاست ورزی کنیم. به نظر می رسد اهالی سیاست در کشور ما با چیزی به نام بحران دستاورد روبه رو اند، چیزی که بتوان آن را به افکار عمومی فروخت وجود ندارد. وضعیت اقتصادی خوبی نیست و قرار هم نیست خوب شود، آدم های بیکار و محتاج نان شب رو به افزایش اند و آن به اصطلاح نابرابری خود را تمام قد نشان می دهد. کشور در حال تحریم است و هر روز شاهد ناکارآمدی جدیدی هستیم که این حماسه مازوت و آلودگی هوا و قطع برق نمونه های اخیر آن اند، پاسپورت ایرانی را خیلی جاهای دنیا جدی نمی گیرند و هر روز درست یا غلط خبر از پیشرفت حیرت آور کشورهایی که تا مدتها پیش از این جزء میوه جات نبودند به گوش می رسد و ایران زیبا با آن همه قابلیت و منبع و پیشینه ده سال است که رشد اقتصادی نداشته و بیکاری تحصیل کرده ها و جوانانش چشمگیر است. خیلی ها با پاهایشان به گزینه " به آینده امیدی نیست" رای داده اند و مهاجرت را انتخاب کرده اند.
بدی کار هم اینجاست که متاسفانه امیدی به اینکه "اوضاع از اینکه هست، خیلی بدتر نشود" هم به چشم نمی خورد. اما اگر بخواهیم یک حدس و "استمباد" (منظور همان استنباط مبتنی بر باد و از اصطلاحاتی که است که روزنامه نگار پیش کسوت ایرانی استاد محمد قائد شرفی آن را باب کرد) شخصی داشته باشم، این بار باید منتظر ظهور نوعی پوپولیسم راست باشیم.
بخشی از مصاحبه با جریده وزين تجارت فردا
https://bit.ly/3b53GwA
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
هفته نامه تجارت فردا
نظام ضدجهانی
مکتب وابستگی با کشورها چه کرد؟ این سوالی است که باید پاسخ آن را در سرنوشت کشورهایی نظیر الجزایر جستوجو کرد که سیاستمدارانشان پیرو اندیشمندان این مکتب