به یکی از غیرآزادترین اقتصادهای جهان خوش آمدید!
رتبه ایران در شاخص آزادی اقتصادی فریزر (بخوانید فضولی نکردن دولت در اقتصاد) کم از فاجعه ندارد، در کل رتبه پنجم از آخر قرار گرفته ایم. کمی جزئی تر ورود کنیم نتایج حتی دردآورتر است. رتبه ایران در جهان را ببینید:
اندازه (کوچک بودن) دولت: 117 از 162
سیستم قانونی و حمایت از حقوق مالکیت: 129 از 162
دستکاری نکردن ارزش پول: 154 از 162
آزادی تجارت با دیگر کشورها: 161 از 162
عدم وجود مقررات دست و پاگیر برای فعالان اقتصادی: 149 از 162
این معجون به هرچیزی شبیه باشد به اقتصاد سرمایه داری و نئولیبرال و ... شبیه نیست، هرکس ادعا کرد که آی سرمایه داری ما را بیچاره کرد، بدانید که شیادی بیش نیست، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
رتبه ایران در شاخص آزادی اقتصادی فریزر (بخوانید فضولی نکردن دولت در اقتصاد) کم از فاجعه ندارد، در کل رتبه پنجم از آخر قرار گرفته ایم. کمی جزئی تر ورود کنیم نتایج حتی دردآورتر است. رتبه ایران در جهان را ببینید:
اندازه (کوچک بودن) دولت: 117 از 162
سیستم قانونی و حمایت از حقوق مالکیت: 129 از 162
دستکاری نکردن ارزش پول: 154 از 162
آزادی تجارت با دیگر کشورها: 161 از 162
عدم وجود مقررات دست و پاگیر برای فعالان اقتصادی: 149 از 162
این معجون به هرچیزی شبیه باشد به اقتصاد سرمایه داری و نئولیبرال و ... شبیه نیست، هرکس ادعا کرد که آی سرمایه داری ما را بیچاره کرد، بدانید که شیادی بیش نیست، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
در باب یک ایده ظلمانی
انصافا کار دارد به کمدی می رسد، سلبریتی اینستاگرامی هفت تپه فرموده اند "عامل اصلی بدبختی و تبعیض و نابرابری و طبقاتی شدن جامعه چیزی نیست جز مالکیت خصوصی و ..."
دکتر سید حسین نصر در خاطره ای تعریف می کرد که یک بار در حسینیه ارشاد از علی شریعتی در حین سخنرانی اش شنیده بود که امام حسین را باید چه گوارای عصر خود دانست، نصر می گفت همانجا بلند شدم و از همکاری با آن مجموعه استعفا دادم. برای او مشخص بود از ته چاه خورشید بیرون نمی آید. حواسمان باشد یک کلمه کافی است تا بفهمیم بعضی ایده ها به کجا می رسند. این بحث لغو مالکیت خصوصی سلبریتی های بیزینس حقوق کارگران را جدی بگیریم، مراقب باشید با رمانتیسیسم و زیر نقاب بشردوستی هیولای کمونیسم را به شما قالب نکنند، این ترفند قدیمی است!
جناب نجات بهرامی و تنی چند از هواداران اقتصاد بازار به همین مناسبت بیانیه ای تهیه دیده اند که خواندنی است؛ از دست ندهید، والله اعلم.
اینجا
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
انصافا کار دارد به کمدی می رسد، سلبریتی اینستاگرامی هفت تپه فرموده اند "عامل اصلی بدبختی و تبعیض و نابرابری و طبقاتی شدن جامعه چیزی نیست جز مالکیت خصوصی و ..."
دکتر سید حسین نصر در خاطره ای تعریف می کرد که یک بار در حسینیه ارشاد از علی شریعتی در حین سخنرانی اش شنیده بود که امام حسین را باید چه گوارای عصر خود دانست، نصر می گفت همانجا بلند شدم و از همکاری با آن مجموعه استعفا دادم. برای او مشخص بود از ته چاه خورشید بیرون نمی آید. حواسمان باشد یک کلمه کافی است تا بفهمیم بعضی ایده ها به کجا می رسند. این بحث لغو مالکیت خصوصی سلبریتی های بیزینس حقوق کارگران را جدی بگیریم، مراقب باشید با رمانتیسیسم و زیر نقاب بشردوستی هیولای کمونیسم را به شما قالب نکنند، این ترفند قدیمی است!
جناب نجات بهرامی و تنی چند از هواداران اقتصاد بازار به همین مناسبت بیانیه ای تهیه دیده اند که خواندنی است؛ از دست ندهید، والله اعلم.
اینجا
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍1
ترجمه یک کتاب خوب
به لطف و حمایت جناب فرهاد مقدم سلیمی و مجموعه فرهاد اکسچینج کار ترجمه این کتاب که معرفی ایده های اصلی اقتصاد اتریشی (مکتب اتریش) است را از امروز شروع کردم، نگاه جامع و زبان ساده آن و البته مولف کاربلد از نقاط قوت کتاب است، امیدوارم که کار به شکل مناسبی پیش برود، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
به لطف و حمایت جناب فرهاد مقدم سلیمی و مجموعه فرهاد اکسچینج کار ترجمه این کتاب که معرفی ایده های اصلی اقتصاد اتریشی (مکتب اتریش) است را از امروز شروع کردم، نگاه جامع و زبان ساده آن و البته مولف کاربلد از نقاط قوت کتاب است، امیدوارم که کار به شکل مناسبی پیش برود، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
"وابستگی"، هدیه ای از آسمان
"خیالپردازیهای بیمبنا که نقض اصول پایهای اقتصاد است شاید به کار حرفدرمانی بیاید، ولی بعید است روی زمین اثرات مثبتی ایجاد کند. به ویژه فقره الجزایر که زمانی در ایران کسانی نظیر علی شریعتی در شوق آن میسوختند و کتابهای فرانتس فانون را ترجمه میکردند عبرتآموز بود. بعد از حماسه استقلال و بیرون راندن فرانسویها این کشور غنی از نظر مواد معدنی و نفت و گاز اوضاع غمانگیزی داشت.
توصیفی بهتر از گفته داریوش همایون فقید از اوضاع الجزایر ندیدم: برای بسیاری از چپگرایان ایرانی، الجزایر نقطه اوج آرزوهای انقلابی و سوسیالیستی است. پس از یک نبرد خونین ضداستعماری، الجزایر پیروزمند با منابع هنگفت کانی و کشاورزی و با سرزندگی انقلابی به ساختن یک جامعه سوسیالیستی پرداخت. کمتر از یک نسل پس از آن، کشوری که از نظر کشاورزی خودبسنده بود امروز ۷۰ درصد خواربارش را وارد میکند. در حالی که نیمی از جمعیت در روستاها بهسر میبرند تولید کشاورزی تنها هفت درصد تولید ناویژه ملی را تشکیل میدهد. بیشتر جوانان از روستاها به شهرها ریختهاند، همراه گروههای سنی دیگر، و خیل بیکاران زاغههای شهرهای بزرگ را پر کردهاند.
صدها کارخانه «سیاسی» که با پول دولت و بیتوجه به سودآوری برپا شدهاند با چیزی نزدیک به ۳۰ درصد ظرفیت کار میکنند. بیشتر نیروی کار، غیرماهر و گریزان از کار است. اما توصیف وی برای راه درست تصحیح اوضاع هم جالب است: البته اکنون الجزایریها رهبری تازهای دارند که میکوشد محتاطانه ندانمکاریهای ایدئولوژیک و احساساتی را در یک فضای سیاسی انباشته از شعارها تصحیح کند. در این باره این شوخی در الجزایر بر سر زبانهاست که راننده اتومبیل «شاذلی بنجدید»، رئیسجمهوری، از او میپرسد چه مسیری را برگزیند و پاسخ میشنود که علامت طرف چپ را بزند و از راست برود!. این گفته البته جدید نیست، ولی هنوز بعد از آن همه سال که به الجزایر مینگریم کشوری را میبینیم که بیش از 90 درصد صادراتش نفت و گاز و فرآوردههای نفتی است، از بستهترین اقتصادهاست و با حدود 40 میلیون جمعیت تولید سرانهای حدود چهار هزار دلار دارد. البته شاید این را هم بتوان به نفوذ ایدهها و عوامل بیگانه نسبت داد!"
در این مصاحبه با جریده وزین دنیای اقتصاد به مقوله پرمخاطره "وابستگی پرداختم، عرض کردم: "رویکرد مکتب وابستگی هدیهای از آسمان برای دولتهای کشورهای خامفروش و ثروتمند «جنوب» است. همیشه دشمنی خارجی برای توجیه ناکارآمدی وجود دارد و دست دولت را هم برای شکل دادن اجتماع و مداخله شدید در اقتصاد باز میگذارد. غریب نیست که خیلیها چنین نگاهی را بپسندند، به ویژه اگر نوعی بدبینی تاریخی نسبت به استعمار و قدرتهای بیگانه وجود داشته باشد. البته روشن است که بنا نیست نقش مداخلههای خارجی را ندیده بگیریم، مگر از به اصطلاح استعمارگر انتظاری جز استعمار و سلطهگری داریم؟" والله اعلم.
https://bit.ly/3b53GwA
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
"خیالپردازیهای بیمبنا که نقض اصول پایهای اقتصاد است شاید به کار حرفدرمانی بیاید، ولی بعید است روی زمین اثرات مثبتی ایجاد کند. به ویژه فقره الجزایر که زمانی در ایران کسانی نظیر علی شریعتی در شوق آن میسوختند و کتابهای فرانتس فانون را ترجمه میکردند عبرتآموز بود. بعد از حماسه استقلال و بیرون راندن فرانسویها این کشور غنی از نظر مواد معدنی و نفت و گاز اوضاع غمانگیزی داشت.
توصیفی بهتر از گفته داریوش همایون فقید از اوضاع الجزایر ندیدم: برای بسیاری از چپگرایان ایرانی، الجزایر نقطه اوج آرزوهای انقلابی و سوسیالیستی است. پس از یک نبرد خونین ضداستعماری، الجزایر پیروزمند با منابع هنگفت کانی و کشاورزی و با سرزندگی انقلابی به ساختن یک جامعه سوسیالیستی پرداخت. کمتر از یک نسل پس از آن، کشوری که از نظر کشاورزی خودبسنده بود امروز ۷۰ درصد خواربارش را وارد میکند. در حالی که نیمی از جمعیت در روستاها بهسر میبرند تولید کشاورزی تنها هفت درصد تولید ناویژه ملی را تشکیل میدهد. بیشتر جوانان از روستاها به شهرها ریختهاند، همراه گروههای سنی دیگر، و خیل بیکاران زاغههای شهرهای بزرگ را پر کردهاند.
صدها کارخانه «سیاسی» که با پول دولت و بیتوجه به سودآوری برپا شدهاند با چیزی نزدیک به ۳۰ درصد ظرفیت کار میکنند. بیشتر نیروی کار، غیرماهر و گریزان از کار است. اما توصیف وی برای راه درست تصحیح اوضاع هم جالب است: البته اکنون الجزایریها رهبری تازهای دارند که میکوشد محتاطانه ندانمکاریهای ایدئولوژیک و احساساتی را در یک فضای سیاسی انباشته از شعارها تصحیح کند. در این باره این شوخی در الجزایر بر سر زبانهاست که راننده اتومبیل «شاذلی بنجدید»، رئیسجمهوری، از او میپرسد چه مسیری را برگزیند و پاسخ میشنود که علامت طرف چپ را بزند و از راست برود!. این گفته البته جدید نیست، ولی هنوز بعد از آن همه سال که به الجزایر مینگریم کشوری را میبینیم که بیش از 90 درصد صادراتش نفت و گاز و فرآوردههای نفتی است، از بستهترین اقتصادهاست و با حدود 40 میلیون جمعیت تولید سرانهای حدود چهار هزار دلار دارد. البته شاید این را هم بتوان به نفوذ ایدهها و عوامل بیگانه نسبت داد!"
در این مصاحبه با جریده وزین دنیای اقتصاد به مقوله پرمخاطره "وابستگی پرداختم، عرض کردم: "رویکرد مکتب وابستگی هدیهای از آسمان برای دولتهای کشورهای خامفروش و ثروتمند «جنوب» است. همیشه دشمنی خارجی برای توجیه ناکارآمدی وجود دارد و دست دولت را هم برای شکل دادن اجتماع و مداخله شدید در اقتصاد باز میگذارد. غریب نیست که خیلیها چنین نگاهی را بپسندند، به ویژه اگر نوعی بدبینی تاریخی نسبت به استعمار و قدرتهای بیگانه وجود داشته باشد. البته روشن است که بنا نیست نقش مداخلههای خارجی را ندیده بگیریم، مگر از به اصطلاح استعمارگر انتظاری جز استعمار و سلطهگری داریم؟" والله اعلم.
https://bit.ly/3b53GwA
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
هفته نامه تجارت فردا
نظام ضدجهانی
مکتب وابستگی با کشورها چه کرد؟ این سوالی است که باید پاسخ آن را در سرنوشت کشورهایی نظیر الجزایر جستوجو کرد که سیاستمدارانشان پیرو اندیشمندان این مکتب
👍1
کسی نردبان را واژگون نکرده است؛ به جای بارآفرینان دنبال کارآفرینان باشید!
خیلی ها از جمله چانگ کره ای (سلبریتی مداخله گرایان وطنی) اشاره دارند که کشورهای ثروتمند در دوران استعمار از صنایع خود حمایت می کردند، ولی برای بقیه خواهان اقتصاد آزاد و باز بودند، این را به اصطلاح امپریالیسم تجارت آزاد می خوانند، به عبارتی آنها از نردبان حمایت گرایی بالا رفتند و بعد نردبان را واژگون کردند.
ویلیام ایسترلی، اقتصاددان مشهور امریکایی نقدی جدی بر این دیدگاه دارد، به باور وی چانگ شواهد چندانی از این حمایت ارائه نمی کند، بیشتر حمایت ها از کشاورزی، و نه صنایع، بود و البته پلت، تاریخدان اقتصاد، میز نشان می دهد که نمی توان از الگوی تاریخی به نام امپریالیسم تجارت آزاد سراغ گرفت، با آنکه طبیعتا کشورهای ثروتمند علاقه مند به واردات آزاد مواد خام از کشورهای فقیرتر بودند و از صنعتی شدن آنها استقبال نمی کردند، کمتر بتوان از امپریالیسم تجارت آزاد سخن گفت، مسئله مهمتر در قضیه تجارت آزاد میان بود، هزینه حمل و نقل! در کشورهای فقیر به دلیل نبود زیرساخت و تکنولوژی های ارزان حمل و نقل اساسا امکان تجارت آزاد وجود نداشت و این کشورها حتی برای واردات ارزان از قضا اقدامات حمایتی متعددی داشتند.
در همان دوران البته در اروپا و امریکا هم خبری از حمایت نبود و تجارت آزاد از مسیرهای آبی میان کشورهای اروپایی و همچنین بندرهای شرقی امریکا در جریان بود، مزایای تجارت هم که نیازی به گفتن ندارد و در تجارت همیشه هر دو طرف "سود" می برند.
اما مرد اقتصاددان در آخر نقد نکته ای می گوید که برای کشورهایی نظیر ایران ما هم رواست: کره جنوبی بیش از کارشناسانی مثل همین چانگ برای توسعه نیاز به کارآفرینانی مثل بنیانگذار سامسونگ دارد! راست هم می گوید، در تحلیل نهایی رشد اقتصادی و ثروت را کارآفرینان ایجاد می کنند، نه مشتی بوروکرات پرت (بارآفرین) که یحتمل بیش از رشد کشور به جیبشان فکر می کنند، والله اعلم.
https://bit.ly/35fnPMT
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
خیلی ها از جمله چانگ کره ای (سلبریتی مداخله گرایان وطنی) اشاره دارند که کشورهای ثروتمند در دوران استعمار از صنایع خود حمایت می کردند، ولی برای بقیه خواهان اقتصاد آزاد و باز بودند، این را به اصطلاح امپریالیسم تجارت آزاد می خوانند، به عبارتی آنها از نردبان حمایت گرایی بالا رفتند و بعد نردبان را واژگون کردند.
ویلیام ایسترلی، اقتصاددان مشهور امریکایی نقدی جدی بر این دیدگاه دارد، به باور وی چانگ شواهد چندانی از این حمایت ارائه نمی کند، بیشتر حمایت ها از کشاورزی، و نه صنایع، بود و البته پلت، تاریخدان اقتصاد، میز نشان می دهد که نمی توان از الگوی تاریخی به نام امپریالیسم تجارت آزاد سراغ گرفت، با آنکه طبیعتا کشورهای ثروتمند علاقه مند به واردات آزاد مواد خام از کشورهای فقیرتر بودند و از صنعتی شدن آنها استقبال نمی کردند، کمتر بتوان از امپریالیسم تجارت آزاد سخن گفت، مسئله مهمتر در قضیه تجارت آزاد میان بود، هزینه حمل و نقل! در کشورهای فقیر به دلیل نبود زیرساخت و تکنولوژی های ارزان حمل و نقل اساسا امکان تجارت آزاد وجود نداشت و این کشورها حتی برای واردات ارزان از قضا اقدامات حمایتی متعددی داشتند.
در همان دوران البته در اروپا و امریکا هم خبری از حمایت نبود و تجارت آزاد از مسیرهای آبی میان کشورهای اروپایی و همچنین بندرهای شرقی امریکا در جریان بود، مزایای تجارت هم که نیازی به گفتن ندارد و در تجارت همیشه هر دو طرف "سود" می برند.
اما مرد اقتصاددان در آخر نقد نکته ای می گوید که برای کشورهایی نظیر ایران ما هم رواست: کره جنوبی بیش از کارشناسانی مثل همین چانگ برای توسعه نیاز به کارآفرینانی مثل بنیانگذار سامسونگ دارد! راست هم می گوید، در تحلیل نهایی رشد اقتصادی و ثروت را کارآفرینان ایجاد می کنند، نه مشتی بوروکرات پرت (بارآفرین) که یحتمل بیش از رشد کشور به جیبشان فکر می کنند، والله اعلم.
https://bit.ly/35fnPMT
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
آفرینِ منابع!
ایران از نظر میزان ذخایر نفت چهارمین کشور جهان است، ولی از نظر هزینه تولید بعد از عربستان دومین کشور ارزان به حساب می آید، این باعث می شود حتی زمانی که قیمت جهانی نفت پایین است، باز فروش نفت سودآور باشد و این چه بسا گاه از میزان ذخایر اهمیت بیشتری داشته باشد، ونزوئلا با اختلاف و کمی کمتر از دو برابر ایران ذخایر دارد، ولی می بینید که به طور نسبی هزینه تولید آن گرانتر است، خلاصه گاهی مردد می شوم که بگویم "نفرین منابع" یا "آفرینِ منابع"، والله اعلم.
https://bit.ly/3ooDReF
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
ایران از نظر میزان ذخایر نفت چهارمین کشور جهان است، ولی از نظر هزینه تولید بعد از عربستان دومین کشور ارزان به حساب می آید، این باعث می شود حتی زمانی که قیمت جهانی نفت پایین است، باز فروش نفت سودآور باشد و این چه بسا گاه از میزان ذخایر اهمیت بیشتری داشته باشد، ونزوئلا با اختلاف و کمی کمتر از دو برابر ایران ذخایر دارد، ولی می بینید که به طور نسبی هزینه تولید آن گرانتر است، خلاصه گاهی مردد می شوم که بگویم "نفرین منابع" یا "آفرینِ منابع"، والله اعلم.
https://bit.ly/3ooDReF
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مراقب فریبکاری اصحاب ناله باشید!
در مورد هفت تپه حرف مفت زیاد می شنوید، چیزی که هست قضیه بسیار پیچیده تر از قصه کارگر مظلوم و کارفرمای ظالم است. اوضاع کارگران و مردم مهمان نواز آن حوالی هم جز با سرمایه گذاری ها و ایجاد اشتغال بخش خصوصی بسامان نمی شود. دیدن این ویدئو کوتاه ثواب دارد، مراقب باشید شاید شما هم هدف پروپاگاندای اصحاب ناله و اهالی بیزینس حقوق کارگران (سلبریتی ها و به اصطلاح روشنفکران دلسوز!) قرار گرفته باشید، حتی شما دوست عزیز! والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
در مورد هفت تپه حرف مفت زیاد می شنوید، چیزی که هست قضیه بسیار پیچیده تر از قصه کارگر مظلوم و کارفرمای ظالم است. اوضاع کارگران و مردم مهمان نواز آن حوالی هم جز با سرمایه گذاری ها و ایجاد اشتغال بخش خصوصی بسامان نمی شود. دیدن این ویدئو کوتاه ثواب دارد، مراقب باشید شاید شما هم هدف پروپاگاندای اصحاب ناله و اهالی بیزینس حقوق کارگران (سلبریتی ها و به اصطلاح روشنفکران دلسوز!) قرار گرفته باشید، حتی شما دوست عزیز! والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
انتخابات، نظامی ها، پوپولیسم راست و باقی قضایا
س: پوپولیسم راست چه تفاوتی با پوپولیسم چپ دارد؟
ج: تعریف خیلی دندانگیری از خود پوپولیسم نداریم، بیشتر شبیه ناسزایی است که افراد به آنها که دوستشان ندارند نسبت می دهند و برای خیلی ها کم بیش معادل عوامفریبی (دماگوژی) است. در گفتار تاریخی نام حزبی است که اواخر قرن نوزدهم در ایالات متحده فعال بود و هوادارانش بیشتر کشاورزانی بودند که کارشان در عصر طلایی امریکا خوب نچرخیده بود؛ بازندگانی که دولت و کسب و کارهای بزرگ را مقصر می دانستند و به دنبال تقسیم عادلانه عواید حاصل از آن پیشرفت بودند.
در سیاست کسانی آن را رویکردی می دانند که بیشتر در پی جلب محبوبیت مردم است تا تن دادن به نظر کارشناسان و خبرگان، پوپولیسم هم در این معنا نمک کار سیاست ورزی در دموکراسی هاست و به درجاتی گریزی از آن نیست. دیگرانی با تاکید متفاوت پوپولیسم را به معنای سیاست ورزی بر مبنای قرار دادن "مردم" در برابر نخبگان حاکم دانسته اند، سیاستی که به اصطلاح “ضدنظام” (آنتی استبلیشمنت) است. از این نگاه پوپولیسم پیدا کردن یک شکاف بزرگ و تلاش برای بسیج سیاسی از طریق آن است، شیوه عمل هم اینست که مقصران اصلی وضع بد را نخبگان و اهالی نظام موجود بدانیم. در یک تقسیم بندی کلی نیز پوپولیسم را می توان در دو مسیر به اصطلاح چپ و راست پیش برد، در نوع چپ آن حرف از ضدیت با سرمایه داری و هواداری از توزیع درآمد و ثروت و البته آن واژه قبیحه عدالت اجتماعی است و در پوپولیسم راست از مخالفت با مهاجرپذیری و تاکید بر ناسیونالیسم و به طور خاص رد محیط زیست گرایی می شنویم.
این وسط جهانی سازی جایگاه ویژه ای دارد، مرغ عروسی و عزاست و انگار در هر دو نوع پوپولیسم با آن مسئله دارند، یکی آن را بیشتر استثمار فرامرزی و گسترش سلطه و ویرانی سیاره می داند و دیگری از جنبه کمرنگ شدن هویت ملی با آن مشکل دارد. مصداق های معمول اینها هم زیاد شنیده می شوند، خیلی ها ترامپ امریکایی، لوپن فرانسوی و ویلدرز هلندی را در زمره پوپولیسم راست به شمار می آورند و چاوز ونزوئلایی، پرون آرژانتینی و سیپراس یونانی (سیریزا) را در دسته پوپولیسم چپ جای می دهند. اینجا و آنجا واریته های دیگر پوپولیسم را هم استفاده کرده اند از جمله پوپولیسم نفتی (پترو پوپولیسم) که در کشورهای نفتی مثل ما موضوعیت می یابد و محمود خان احمدی نژاد از چهره های شاخص آن است و پوپولیسم خودکفا خواهانه و دیگر مفاهیم مشابه که بیشتر در گفتار سیاسی رایج اند تا میان اهل دانشگاه.
س: در ایران خطر پوپولیسم راست بیشتر است یا پوپولیسم چپ؟
ج: در ایران خطر متاسفانه خطر همه چیز اعم از چپ و راست جدی است! آنقدر شکاف جدی داریم که کافی است دست دراز کنیم تا یکی نصیبمان شود و بتوانیم بر مبنای آن به اصطلاح سیاست ورزی کنیم. به نظر می رسد اهالی سیاست در کشور ما با چیزی به نام بحران دستاورد روبه رو اند، چیزی که بتوان آن را به افکار عمومی فروخت وجود ندارد. وضعیت اقتصادی خوبی نیست و قرار هم نیست خوب شود، آدم های بیکار و محتاج نان شب رو به افزایش اند و آن به اصطلاح نابرابری خود را تمام قد نشان می دهد. کشور در حال تحریم است و هر روز شاهد ناکارآمدی جدیدی هستیم که این حماسه مازوت و آلودگی هوا و قطع برق نمونه های اخیر آن اند، پاسپورت ایرانی را خیلی جاهای دنیا جدی نمی گیرند و هر روز درست یا غلط خبر از پیشرفت حیرت آور کشورهایی که تا مدتها پیش از این جزء میوه جات نبودند به گوش می رسد و ایران زیبا با آن همه قابلیت و منبع و پیشینه ده سال است که رشد اقتصادی نداشته و بیکاری تحصیل کرده ها و جوانانش چشمگیر است. خیلی ها با پاهایشان به گزینه " به آینده امیدی نیست" رای داده اند و مهاجرت را انتخاب کرده اند.
بدی کار هم اینجاست که متاسفانه امیدی به اینکه "اوضاع از اینکه هست، خیلی بدتر نشود" هم به چشم نمی خورد. اما اگر بخواهیم یک حدس و "استمباد" (منظور همان استنباط مبتنی بر باد و از اصطلاحاتی که است که روزنامه نگار پیش کسوت ایرانی استاد محمد قائد شرفی آن را باب کرد) شخصی داشته باشم، این بار باید منتظر ظهور نوعی پوپولیسم راست باشیم.
بخشی از مصاحبه با جریده وزين تجارت فردا
https://bit.ly/3b53GwA
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
س: پوپولیسم راست چه تفاوتی با پوپولیسم چپ دارد؟
ج: تعریف خیلی دندانگیری از خود پوپولیسم نداریم، بیشتر شبیه ناسزایی است که افراد به آنها که دوستشان ندارند نسبت می دهند و برای خیلی ها کم بیش معادل عوامفریبی (دماگوژی) است. در گفتار تاریخی نام حزبی است که اواخر قرن نوزدهم در ایالات متحده فعال بود و هوادارانش بیشتر کشاورزانی بودند که کارشان در عصر طلایی امریکا خوب نچرخیده بود؛ بازندگانی که دولت و کسب و کارهای بزرگ را مقصر می دانستند و به دنبال تقسیم عادلانه عواید حاصل از آن پیشرفت بودند.
در سیاست کسانی آن را رویکردی می دانند که بیشتر در پی جلب محبوبیت مردم است تا تن دادن به نظر کارشناسان و خبرگان، پوپولیسم هم در این معنا نمک کار سیاست ورزی در دموکراسی هاست و به درجاتی گریزی از آن نیست. دیگرانی با تاکید متفاوت پوپولیسم را به معنای سیاست ورزی بر مبنای قرار دادن "مردم" در برابر نخبگان حاکم دانسته اند، سیاستی که به اصطلاح “ضدنظام” (آنتی استبلیشمنت) است. از این نگاه پوپولیسم پیدا کردن یک شکاف بزرگ و تلاش برای بسیج سیاسی از طریق آن است، شیوه عمل هم اینست که مقصران اصلی وضع بد را نخبگان و اهالی نظام موجود بدانیم. در یک تقسیم بندی کلی نیز پوپولیسم را می توان در دو مسیر به اصطلاح چپ و راست پیش برد، در نوع چپ آن حرف از ضدیت با سرمایه داری و هواداری از توزیع درآمد و ثروت و البته آن واژه قبیحه عدالت اجتماعی است و در پوپولیسم راست از مخالفت با مهاجرپذیری و تاکید بر ناسیونالیسم و به طور خاص رد محیط زیست گرایی می شنویم.
این وسط جهانی سازی جایگاه ویژه ای دارد، مرغ عروسی و عزاست و انگار در هر دو نوع پوپولیسم با آن مسئله دارند، یکی آن را بیشتر استثمار فرامرزی و گسترش سلطه و ویرانی سیاره می داند و دیگری از جنبه کمرنگ شدن هویت ملی با آن مشکل دارد. مصداق های معمول اینها هم زیاد شنیده می شوند، خیلی ها ترامپ امریکایی، لوپن فرانسوی و ویلدرز هلندی را در زمره پوپولیسم راست به شمار می آورند و چاوز ونزوئلایی، پرون آرژانتینی و سیپراس یونانی (سیریزا) را در دسته پوپولیسم چپ جای می دهند. اینجا و آنجا واریته های دیگر پوپولیسم را هم استفاده کرده اند از جمله پوپولیسم نفتی (پترو پوپولیسم) که در کشورهای نفتی مثل ما موضوعیت می یابد و محمود خان احمدی نژاد از چهره های شاخص آن است و پوپولیسم خودکفا خواهانه و دیگر مفاهیم مشابه که بیشتر در گفتار سیاسی رایج اند تا میان اهل دانشگاه.
س: در ایران خطر پوپولیسم راست بیشتر است یا پوپولیسم چپ؟
ج: در ایران خطر متاسفانه خطر همه چیز اعم از چپ و راست جدی است! آنقدر شکاف جدی داریم که کافی است دست دراز کنیم تا یکی نصیبمان شود و بتوانیم بر مبنای آن به اصطلاح سیاست ورزی کنیم. به نظر می رسد اهالی سیاست در کشور ما با چیزی به نام بحران دستاورد روبه رو اند، چیزی که بتوان آن را به افکار عمومی فروخت وجود ندارد. وضعیت اقتصادی خوبی نیست و قرار هم نیست خوب شود، آدم های بیکار و محتاج نان شب رو به افزایش اند و آن به اصطلاح نابرابری خود را تمام قد نشان می دهد. کشور در حال تحریم است و هر روز شاهد ناکارآمدی جدیدی هستیم که این حماسه مازوت و آلودگی هوا و قطع برق نمونه های اخیر آن اند، پاسپورت ایرانی را خیلی جاهای دنیا جدی نمی گیرند و هر روز درست یا غلط خبر از پیشرفت حیرت آور کشورهایی که تا مدتها پیش از این جزء میوه جات نبودند به گوش می رسد و ایران زیبا با آن همه قابلیت و منبع و پیشینه ده سال است که رشد اقتصادی نداشته و بیکاری تحصیل کرده ها و جوانانش چشمگیر است. خیلی ها با پاهایشان به گزینه " به آینده امیدی نیست" رای داده اند و مهاجرت را انتخاب کرده اند.
بدی کار هم اینجاست که متاسفانه امیدی به اینکه "اوضاع از اینکه هست، خیلی بدتر نشود" هم به چشم نمی خورد. اما اگر بخواهیم یک حدس و "استمباد" (منظور همان استنباط مبتنی بر باد و از اصطلاحاتی که است که روزنامه نگار پیش کسوت ایرانی استاد محمد قائد شرفی آن را باب کرد) شخصی داشته باشم، این بار باید منتظر ظهور نوعی پوپولیسم راست باشیم.
بخشی از مصاحبه با جریده وزين تجارت فردا
https://bit.ly/3b53GwA
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
هفته نامه تجارت فردا
نظام ضدجهانی
مکتب وابستگی با کشورها چه کرد؟ این سوالی است که باید پاسخ آن را در سرنوشت کشورهایی نظیر الجزایر جستوجو کرد که سیاستمدارانشان پیرو اندیشمندان این مکتب
اقتدارگرایی یا تمامیت خواهی؟
باید میان اقتدارگرایی و تمامیت خواهی تفاوت قائل شد: رژیم های تمامیت خواه نفوذ در تمامی جنبه های زندگی انسانها، اعم از اقتصاد، اجتماع، دین، فرهنگ و خانواده را مجاز می دانند و چنین قدرتی را اعمال می کنند، ولی در اقتدارگرایی چنین نیست. در رژیم های تمامیت خواه یک حزب غالب با یک ایدئولوژی مشخص و انضباطی سفت و سخت نقش آفرینی می کند و با جهدی تمام به دنبال بسیج سیاسی اند، دستکاری فرایندهای سیاسی برای ایجاد مشارکت بالا در میان شهروندان به طور جدی دنبال می شود و البته کنترل شدیدی روی نامزدهای و سیاست های آنها وجود دارد.
اقتدارگرایی ولی بیشتر ذهنیت (منتالیتی) است تا ایدئولوژی، مشارکت سیاسی پایین است و از تکثرگرایی و رقابت میان سیاست ها و کنشگران سیاسی (از جمله رسانه ها) هم خبری نیست و البته کنترل محدودی روی جنبه های دیگر (اقتصاد، دین، فرهنگ و ...) وجود دارد و تلاش چندانی برای دستکاری آنها صورت نمی گیرد.
برای مقایسه بد نیست یادی از شیلی و کوبا کنیم، کوبا یک نمونه از رژیم های تمامیت خواه است، ولی شیلی دوران پینوشه را می توان اقتدارگرا به حساب آورد، در یکی در کمتر از دو دهه انتقال به دموکراسی صورت گرفت و اقتصادی شکوفا باقی ماند که در آینده یحتمل چپ ها نابودش کنند، در دیگری بعد از چند دهه نکبت، همچنان امیدی به بهبود نیست! در میان بدی ها هم همه در یک سطح قرار ندارند، والله اعلم.
https://hvr.co/38Wjr7E
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
باید میان اقتدارگرایی و تمامیت خواهی تفاوت قائل شد: رژیم های تمامیت خواه نفوذ در تمامی جنبه های زندگی انسانها، اعم از اقتصاد، اجتماع، دین، فرهنگ و خانواده را مجاز می دانند و چنین قدرتی را اعمال می کنند، ولی در اقتدارگرایی چنین نیست. در رژیم های تمامیت خواه یک حزب غالب با یک ایدئولوژی مشخص و انضباطی سفت و سخت نقش آفرینی می کند و با جهدی تمام به دنبال بسیج سیاسی اند، دستکاری فرایندهای سیاسی برای ایجاد مشارکت بالا در میان شهروندان به طور جدی دنبال می شود و البته کنترل شدیدی روی نامزدهای و سیاست های آنها وجود دارد.
اقتدارگرایی ولی بیشتر ذهنیت (منتالیتی) است تا ایدئولوژی، مشارکت سیاسی پایین است و از تکثرگرایی و رقابت میان سیاست ها و کنشگران سیاسی (از جمله رسانه ها) هم خبری نیست و البته کنترل محدودی روی جنبه های دیگر (اقتصاد، دین، فرهنگ و ...) وجود دارد و تلاش چندانی برای دستکاری آنها صورت نمی گیرد.
برای مقایسه بد نیست یادی از شیلی و کوبا کنیم، کوبا یک نمونه از رژیم های تمامیت خواه است، ولی شیلی دوران پینوشه را می توان اقتدارگرا به حساب آورد، در یکی در کمتر از دو دهه انتقال به دموکراسی صورت گرفت و اقتصادی شکوفا باقی ماند که در آینده یحتمل چپ ها نابودش کنند، در دیگری بعد از چند دهه نکبت، همچنان امیدی به بهبود نیست! در میان بدی ها هم همه در یک سطح قرار ندارند، والله اعلم.
https://hvr.co/38Wjr7E
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
Hoover Institution
What Pinochet Did for Chile
The late strongman ruled harshly but left behind the most successful country in Latin America. By Robert A. Packenham and William Ratliff.
در باب فعالان بیزینس حقوق کارگر
"جز برای ابلهانی که هنوز بر این باورند که به صرف افزایش میزان پول می توان سرمایه را هم افزایش داد، بر همگان مسلم است که در میان کارگران، سود آنها که سازماندهی بهتری دارند را در واقع باید زیان بقیه تلقی کرد. آن همه توجیه و دلیل تراشی برای بالا بردن حقوق و دستمزدها نه یک پیروزی بلکه شکستی برای طبقه کارگر به شمار می آید. در واقع این به معنای دزدی از ندارترها و البته کمتر سازماندهی شده ترها به سود داراترهاست به گونه ای که سهمی کمتر از تولید کل گیر آنها می آید.
تا زمانی که این نکته اصلی را درنیابیم مشکل بیکاری حل نخواهد شد: کسانی که بیشترین رنج را از انحصارگری اتحادیه های کارگری می بینند کارگران صنایع دیگرند؛ نه فقط آنها که کار بهتر یا حتی کاری گیرشان نمی آید، بلکه آنها که درآمدشان به دلیل رفتن سرمایه ها به صنایع با انحصار نیروی کار قوی تر بسیار کمتر شده است. یکی از کارهای پوچ روشفکران امروز است که سرمایه داری را برای بیکاری سرزنش و نقد می کنند. اقتصاد بازار نیست که این مشکلات را به بار آورده است، بلکه سنگ انداختن پیش روی فرایند بازار با قدرت سازمان یافته (بیشتر از طریق انحصارگری اتحادیه ها ولی همچنین با انحصار چاپ پول) است که اجازه نمی دهد رقابت برای تسویه بازار عمل کند ...
انحصارچی های بزرگ دیگر و دلیل اصلی مصیبت کنونی همین اتحادیه های کارگری اند. این بدان معنا نیست که باید اتحادیه ها را سرکوب کرد. اما باید آنها را به تمامی و از اساس از همه امتیازهای ویژه محروم کرد، همان امتیازهایی که قوای قضاییه و مقننه با بی مبالاتی و بلاهت به آنها بخشیده اند به نظر نمی رسد افکار عمومی بریتانیا آگاه باشد که تا چه اندازه اعطای این امتیازها از سوی قوه مقننه به اتحادیه های کارگری مغایر و متضاد با همان اصول اساسی قانونی است که عظمت این کشور را به بار آورده است و چقدر می تواند ثروت آن را هدر دهد و از بین ببرد".
گفته بالا از فردریش فون هایک درباره بریتانیاست، ولی درسی است بزرگ برای همه ما که فریب رمانتیسیسم بیزینس اعتراض را نخوریم، والله اعلم.
https://amzn.to/31bu4x9
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
"جز برای ابلهانی که هنوز بر این باورند که به صرف افزایش میزان پول می توان سرمایه را هم افزایش داد، بر همگان مسلم است که در میان کارگران، سود آنها که سازماندهی بهتری دارند را در واقع باید زیان بقیه تلقی کرد. آن همه توجیه و دلیل تراشی برای بالا بردن حقوق و دستمزدها نه یک پیروزی بلکه شکستی برای طبقه کارگر به شمار می آید. در واقع این به معنای دزدی از ندارترها و البته کمتر سازماندهی شده ترها به سود داراترهاست به گونه ای که سهمی کمتر از تولید کل گیر آنها می آید.
تا زمانی که این نکته اصلی را درنیابیم مشکل بیکاری حل نخواهد شد: کسانی که بیشترین رنج را از انحصارگری اتحادیه های کارگری می بینند کارگران صنایع دیگرند؛ نه فقط آنها که کار بهتر یا حتی کاری گیرشان نمی آید، بلکه آنها که درآمدشان به دلیل رفتن سرمایه ها به صنایع با انحصار نیروی کار قوی تر بسیار کمتر شده است. یکی از کارهای پوچ روشفکران امروز است که سرمایه داری را برای بیکاری سرزنش و نقد می کنند. اقتصاد بازار نیست که این مشکلات را به بار آورده است، بلکه سنگ انداختن پیش روی فرایند بازار با قدرت سازمان یافته (بیشتر از طریق انحصارگری اتحادیه ها ولی همچنین با انحصار چاپ پول) است که اجازه نمی دهد رقابت برای تسویه بازار عمل کند ...
انحصارچی های بزرگ دیگر و دلیل اصلی مصیبت کنونی همین اتحادیه های کارگری اند. این بدان معنا نیست که باید اتحادیه ها را سرکوب کرد. اما باید آنها را به تمامی و از اساس از همه امتیازهای ویژه محروم کرد، همان امتیازهایی که قوای قضاییه و مقننه با بی مبالاتی و بلاهت به آنها بخشیده اند به نظر نمی رسد افکار عمومی بریتانیا آگاه باشد که تا چه اندازه اعطای این امتیازها از سوی قوه مقننه به اتحادیه های کارگری مغایر و متضاد با همان اصول اساسی قانونی است که عظمت این کشور را به بار آورده است و چقدر می تواند ثروت آن را هدر دهد و از بین ببرد".
گفته بالا از فردریش فون هایک درباره بریتانیاست، ولی درسی است بزرگ برای همه ما که فریب رمانتیسیسم بیزینس اعتراض را نخوریم، والله اعلم.
https://amzn.to/31bu4x9
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
Amazon
Philosophical and economic foundations of capitalism: Pejovich, Svetozar: 9780669059069: Amazon.com: Books
Philosophical and economic foundations of capitalism [Pejovich, Svetozar] on Amazon.com. *FREE* shipping on qualifying offers. Philosophical and economic foundations of capitalism
"عدالت اجتماعی" و دولت
وقتی دولت فخیمه می خواهد در راستای "عدالت اجتماعی" فقرا سهم بزرگتری از اقتصاد داشته باشند، می بینید که واقعا کارساز است! والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
وقتی دولت فخیمه می خواهد در راستای "عدالت اجتماعی" فقرا سهم بزرگتری از اقتصاد داشته باشند، می بینید که واقعا کارساز است! والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دولت وارد می شود!
در مورد هفت تپه، هیاهوی سلبریتی های حقوق کارگر و فعالان بیزینس اعتراض را زیاد شنیده اید، ولی سر بزرگ قضیه زیر لحاف است و اهل دل چیزهای دیگری در سر دارند، این فیلم کوتاه به قول فرنگی ها "ماست- واچ" را از دست ندهید که ثواب دارد و در می یابید چه کیسه ای برای پول شما دوخته شده است. والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
در مورد هفت تپه، هیاهوی سلبریتی های حقوق کارگر و فعالان بیزینس اعتراض را زیاد شنیده اید، ولی سر بزرگ قضیه زیر لحاف است و اهل دل چیزهای دیگری در سر دارند، این فیلم کوتاه به قول فرنگی ها "ماست- واچ" را از دست ندهید که ثواب دارد و در می یابید چه کیسه ای برای پول شما دوخته شده است. والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
دیکتاتوری همیشه بد نیست، دموکراسی های بدتر هم داریم!
"خب من با دیکتاتوری به عنوان یک نهاد ماندگار و بلندمدت کاملا مخالفم، اما دیکتاتوری شاید برای دوره گذار ضروری باشد، گاهی برای یکی کشور لازم است که برای دوره ای شکلی از دیکتاتوری را تجربه کند. یک دیکتاتور ممکن است به شکل لیبرال حکومت کند و البته همچنین می توان دموکراسی داشت که هیچ بهره ای از لیبرالیسم نداشته باشد. شخصا دیکتاتوری لیبرال را به یک دموکراسی غیرلیبرال ترجیح می دهم. برداشت شخصی ام از جمله در مورد امریکای لاتین اینست که برای مثال در شیلی ما گذاری از حکومت دیکتاتوری به یک دولت لیبرال خواهیم داشت. طی این دور گذار شاید لازم باشد درجاتی از دیکتاتوری را داشته باشیم، نه به عنوان نظامی همیشگی بلکه در جایگاه یک نظم موقت".
"دموکراسی" همیشه بهترین گزینه برای مردمی که عقل کرم و چنگال اژدها دارند نیست، دموکراسی که در آن به بهانه منفعت جمعی و نظر اکثریت، مال و آزادی من سلب شود، به درد زباله دانی هم نمی خورد، دموکراسی یا "لیبرال" دموکراسی است یا اصلا دموکراسی نیست، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد
https://bit.ly/2Hja5HY
"خب من با دیکتاتوری به عنوان یک نهاد ماندگار و بلندمدت کاملا مخالفم، اما دیکتاتوری شاید برای دوره گذار ضروری باشد، گاهی برای یکی کشور لازم است که برای دوره ای شکلی از دیکتاتوری را تجربه کند. یک دیکتاتور ممکن است به شکل لیبرال حکومت کند و البته همچنین می توان دموکراسی داشت که هیچ بهره ای از لیبرالیسم نداشته باشد. شخصا دیکتاتوری لیبرال را به یک دموکراسی غیرلیبرال ترجیح می دهم. برداشت شخصی ام از جمله در مورد امریکای لاتین اینست که برای مثال در شیلی ما گذاری از حکومت دیکتاتوری به یک دولت لیبرال خواهیم داشت. طی این دور گذار شاید لازم باشد درجاتی از دیکتاتوری را داشته باشیم، نه به عنوان نظامی همیشگی بلکه در جایگاه یک نظم موقت".
"دموکراسی" همیشه بهترین گزینه برای مردمی که عقل کرم و چنگال اژدها دارند نیست، دموکراسی که در آن به بهانه منفعت جمعی و نظر اکثریت، مال و آزادی من سلب شود، به درد زباله دانی هم نمی خورد، دموکراسی یا "لیبرال" دموکراسی است یا اصلا دموکراسی نیست، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد
https://bit.ly/2Hja5HY
تاریخ بسیار بیش از یک بار تکرار می شود و هربار هم تراژدی است!
"یک بار هم در اواخر سال ۱۳۶۶ بود که برای ارائه گزارش وضعیت اقتصادی کشور نزد ایشان (میرحسین موسوی) بودم. وضعیت اقتصادی به هیچ وجه رضایت بخش نبود و احساس خطر می کردم. ایشان هم شدید احساس خطر میکرد. یک مداد در دست ایشان بود، به مداد آن قدر فشار آورد تا شکست.
به من گفت این مداد آستانه تحمل مشخصی دارد و فشار بیش از حد موجب شکستن آن می شود. شما هم باید دقیقا بدانید آستانه تحمل نظام و لحظه فروپاشی آن کجاست. به نظر ایشان لحظه فروپاشی نظام موقعی است که باید احساس خطر کرد و به همین راحتی نباید شرایط را یاس آور نشان داد. توجهی هم به اعداد و ارقام نمیکردند، عاطفی بود و احساسی عمل میکرد.
منظور ایشان از آن صحبت ها این بود که هنوز می توان با این شرایط ادامه داد. در حالی که وقتی یک ساختمان شروع به ریختن میکند، ابتدا ترک می خورد و سپس فرو می ریزد. ساکنان آن خانه هم باید در همان زمانی که ترکها را می بینند به فکر چاره باشند نه در هنگام فرو ریختن. اما پس از آن که در سال ۶۷ شرایط اقتصادی را در آن نامه برای ایشان نوشتم، خود آقای موسوی هم به بغرنج بودن شرایط پی برد. به نظر من ما می توانستیم در سال ۶۵ و ۶۶ به این امر واقف شویم که متاسفانه نشد. معمولا باید مسئولان یک کشور زودتر از مردم سیگنال های شرایط خوب یا بد اجتماعی - اقتصادی و سیاسی را بگیرند. اما در ایران این مردم هستند که زودتر از مسئولان آن سیگنال ها را می گیرند و پس از مدتی مسئولان کشور هم به تبع آنها متوجه میشوند. گاهی هم اصلا متوجه نمی شوند".
https://bit.ly/3j1Qomo
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
"یک بار هم در اواخر سال ۱۳۶۶ بود که برای ارائه گزارش وضعیت اقتصادی کشور نزد ایشان (میرحسین موسوی) بودم. وضعیت اقتصادی به هیچ وجه رضایت بخش نبود و احساس خطر می کردم. ایشان هم شدید احساس خطر میکرد. یک مداد در دست ایشان بود، به مداد آن قدر فشار آورد تا شکست.
به من گفت این مداد آستانه تحمل مشخصی دارد و فشار بیش از حد موجب شکستن آن می شود. شما هم باید دقیقا بدانید آستانه تحمل نظام و لحظه فروپاشی آن کجاست. به نظر ایشان لحظه فروپاشی نظام موقعی است که باید احساس خطر کرد و به همین راحتی نباید شرایط را یاس آور نشان داد. توجهی هم به اعداد و ارقام نمیکردند، عاطفی بود و احساسی عمل میکرد.
منظور ایشان از آن صحبت ها این بود که هنوز می توان با این شرایط ادامه داد. در حالی که وقتی یک ساختمان شروع به ریختن میکند، ابتدا ترک می خورد و سپس فرو می ریزد. ساکنان آن خانه هم باید در همان زمانی که ترکها را می بینند به فکر چاره باشند نه در هنگام فرو ریختن. اما پس از آن که در سال ۶۷ شرایط اقتصادی را در آن نامه برای ایشان نوشتم، خود آقای موسوی هم به بغرنج بودن شرایط پی برد. به نظر من ما می توانستیم در سال ۶۵ و ۶۶ به این امر واقف شویم که متاسفانه نشد. معمولا باید مسئولان یک کشور زودتر از مردم سیگنال های شرایط خوب یا بد اجتماعی - اقتصادی و سیاسی را بگیرند. اما در ایران این مردم هستند که زودتر از مسئولان آن سیگنال ها را می گیرند و پس از مدتی مسئولان کشور هم به تبع آنها متوجه میشوند. گاهی هم اصلا متوجه نمی شوند".
https://bit.ly/3j1Qomo
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
30Book
کتاب اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی اثر بهمن احمدی امویی - گام نو | با تخفیف | 30بوک
خرید اینترنتی و آنلاین کتاب اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی نوشته بهمن احمدی امویی و ترجمه از نشر گام نو، در فروشگاه آنلاین کتاب ۳۰ بوک. کتاب عمومی، اقتصادی، عمومی
بهترین تصویر درباره کرونا
آنها که در بستر بیماری اند را به شما نشان می دهند، ولی کسی آن همه آدم را نمی بیند که از خودکشی ها و سوء مصرف ها و عدم درمان به موقع (امراضی مثل سرطان) ناشی از پاندمی کرونا می میرند. شاید بعدها دریابیم آسیب های مستقیم پاندمی در مقابل پیامدهای ویرانگر غیرمستقیم اش بسیار اندک بوده است. والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
آنها که در بستر بیماری اند را به شما نشان می دهند، ولی کسی آن همه آدم را نمی بیند که از خودکشی ها و سوء مصرف ها و عدم درمان به موقع (امراضی مثل سرطان) ناشی از پاندمی کرونا می میرند. شاید بعدها دریابیم آسیب های مستقیم پاندمی در مقابل پیامدهای ویرانگر غیرمستقیم اش بسیار اندک بوده است. والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
راهنمای ایجاد نورچشمی در شش گام
1) دولت برای "حمایت از مصرف کننده" قانون می گذارد.
2) تولیدکنندگان و ارائه دهندگان خدمت باید مجوز بگیرند و مقررات وضع شده را رعایت کنند.
3) اجرای مقررات تازه و گرفتن مجوز هزینه بنگاه ها را افزایش می دهد.
4) شرکت های کوچکتر و با منابع کمتر از پس هزینه های جدید بر نمی آیند و از میدان خارج می شوند. ورود تازه واردها به صنعت هم کاهش می یابد.
5) فشار رقابتی روی شرکت های بزرگ کاهش می یابد و آنها می توانند با خیال راحت سود بیشتری به جیب بزنند.
6) تبریک می گویم الان شما چندتایی نورچشمی به قبلی ها اضافه کرده اید!
بنگاه های بزرگ عاشق مقررات اضافه اند، چون توان مالی و منابع لازم را دارند و میدان رقابت برایشان خلوت می شود، اما این انحصارها به زیان مصرف کنندگان تمام می شود، آمازون از حداقل حقوق ساعتی 15 دلار استقبال می کند، شاید هزینه هایش بالاتر رود، اما رقبای کوچکترش از میدان به در می شوند، اگر نورچشمی بیشتری می خواهید، بر تعداد مجوزها و مقررات بیفزایید، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
1) دولت برای "حمایت از مصرف کننده" قانون می گذارد.
2) تولیدکنندگان و ارائه دهندگان خدمت باید مجوز بگیرند و مقررات وضع شده را رعایت کنند.
3) اجرای مقررات تازه و گرفتن مجوز هزینه بنگاه ها را افزایش می دهد.
4) شرکت های کوچکتر و با منابع کمتر از پس هزینه های جدید بر نمی آیند و از میدان خارج می شوند. ورود تازه واردها به صنعت هم کاهش می یابد.
5) فشار رقابتی روی شرکت های بزرگ کاهش می یابد و آنها می توانند با خیال راحت سود بیشتری به جیب بزنند.
6) تبریک می گویم الان شما چندتایی نورچشمی به قبلی ها اضافه کرده اید!
بنگاه های بزرگ عاشق مقررات اضافه اند، چون توان مالی و منابع لازم را دارند و میدان رقابت برایشان خلوت می شود، اما این انحصارها به زیان مصرف کنندگان تمام می شود، آمازون از حداقل حقوق ساعتی 15 دلار استقبال می کند، شاید هزینه هایش بالاتر رود، اما رقبای کوچکترش از میدان به در می شوند، اگر نورچشمی بیشتری می خواهید، بر تعداد مجوزها و مقررات بیفزایید، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
☑️ چرا پرداختن به مسئله نیشکر هفتتپه برای اقتصاد ایران حیاتی است؟
گفتوگوی اینستاگرامی
مرتضی کاظمی و امیرحسین خالقی
در لینک زیر ببینید:
اینجا
نیازی به وارد شدن به اپلیکیشن اینستاگرام نیست و کافی روی عکس زیر کلیک کنید.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
گفتوگوی اینستاگرامی
مرتضی کاظمی و امیرحسین خالقی
در لینک زیر ببینید:
اینجا
نیازی به وارد شدن به اپلیکیشن اینستاگرام نیست و کافی روی عکس زیر کلیک کنید.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
الانتظار اشد من الموت!
در این گفتگوی کوتاه با بورسان به بحث انتظارات در اقتصاد پرداخته ام. تا یار چه پسندد، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
در این گفتگوی کوتاه با بورسان به بحث انتظارات در اقتصاد پرداخته ام. تا یار چه پسندد، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
حماسه شورت و زیرپوش
۱۹ بهمن ۱۳۴۹ سالگرد "حماسه سیاهکل" است که اهل دل قضیه اش را به خوبی می دانند؛ چریک های خلقی در فتح الفتوحی غریب با کشتن دو نفر در پاسگاه سیاهکل کارستان کردند در نهایت هم ارتش شاهنشاهی با کمک مردم محلی؟ آن اوباش را کیفر داد، ولی ظاهرا از آنجا که در مملکت آریایی اسلامی اصل "اگر کم نیاوری برنده ای" حاکم است، هنوز رفقا یاد این "حماسه" را گرامی می دارند، دیدم توس طهماسبی خاطره ای جالب از این مبارزان راه آزادی نقل کرده است که خواندنی است:
"سازمان چریکهای فدایی خلق و آرمانشهری که برای ایران در نظر داشتند پیش از هر چیز با یک تصویر برایم تداعی میشود: زمانی که در آغاز دهه ۵۰، اعضای آن در زندان تصمیم گرفتند تا برای زدودن آخرین آثار باقیمانده از مالکیت خصوصی و تفکر خرده بورژوایی، شورتها و زیرپوشهایشان را هم اشتراکی کنند. اما این عملیات با شکوه انقلابی با مانعی جدی برخورد کرد: بیماریهای پوستی شامل قارچ و زخمهای عفونی، مبارزان نستوه خلق را از پا انداخت و در نهایت دخالت بیژن جزنی سبب شد تا از آرمان انقلابی اشتراکی کردن لباسهای زیر چشم پوشی نمایند".
سالهاست هواداران این ریتارددهای پرت می گویند انقلاب را از ما دزدیدند! حرف مفتی است، ولی حتی اگر آن را بپذیریم، باید خدا را شکر که دزدیده شد! والله اعلم.
https://bit.ly/39Yxv0W
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
۱۹ بهمن ۱۳۴۹ سالگرد "حماسه سیاهکل" است که اهل دل قضیه اش را به خوبی می دانند؛ چریک های خلقی در فتح الفتوحی غریب با کشتن دو نفر در پاسگاه سیاهکل کارستان کردند در نهایت هم ارتش شاهنشاهی با کمک مردم محلی؟ آن اوباش را کیفر داد، ولی ظاهرا از آنجا که در مملکت آریایی اسلامی اصل "اگر کم نیاوری برنده ای" حاکم است، هنوز رفقا یاد این "حماسه" را گرامی می دارند، دیدم توس طهماسبی خاطره ای جالب از این مبارزان راه آزادی نقل کرده است که خواندنی است:
"سازمان چریکهای فدایی خلق و آرمانشهری که برای ایران در نظر داشتند پیش از هر چیز با یک تصویر برایم تداعی میشود: زمانی که در آغاز دهه ۵۰، اعضای آن در زندان تصمیم گرفتند تا برای زدودن آخرین آثار باقیمانده از مالکیت خصوصی و تفکر خرده بورژوایی، شورتها و زیرپوشهایشان را هم اشتراکی کنند. اما این عملیات با شکوه انقلابی با مانعی جدی برخورد کرد: بیماریهای پوستی شامل قارچ و زخمهای عفونی، مبارزان نستوه خلق را از پا انداخت و در نهایت دخالت بیژن جزنی سبب شد تا از آرمان انقلابی اشتراکی کردن لباسهای زیر چشم پوشی نمایند".
سالهاست هواداران این ریتارددهای پرت می گویند انقلاب را از ما دزدیدند! حرف مفتی است، ولی حتی اگر آن را بپذیریم، باید خدا را شکر که دزدیده شد! والله اعلم.
https://bit.ly/39Yxv0W
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
Twitter
toos tahmasebi
سازمان چریکهای فدایی خلق و آرمانشهری که برای ایران در نظر داشتند پیش از هر چیز با یک تصویر برایم تداعی میشود: زمانی که در آغاز دهه ۵۰، اعضای آن در زندان تصمیم گرفتند تا برای زدودن آخرین آثار باقیمانده از مالکیت خصوصی و تفکر خرده بورژوایی، شورتها و زیرپوشهایشان…
از لوله تفنگ این اوباش دموکراسی بیرون نمی آمد!
جناب علی مصدقی خاطره ای از دوران مبارزه رفقای ازادیخواه آورده اند که خواندنش بسیار آموزنده است: "ناهید قاجار، از اعضای شاخه مشهد سازمان چریکهای به اصطلاح فدایی خلق در خاطراتش می نویسد: خانهی تیمی ما در زمستان سال 1354 در مشهد ... بود ... روزی گربه کوچک خاکستری و سفید بختبرگشتهای از روی دیوار خانه گذر میکرد.
ویدا گلیآبکناری با چشمان درشت خود با حسرت نگاهی به او کرد و گفت: ببین مهرنوش، مثل بچههاست. چه صورت زیبایی دارد! بیچاره نمیداند که به کجا آمده و ما چیزی برای خوردن او نداریم! ما با تکان دادن دست گربه بیچاره را بدرقه کردیم. او با سرعت از روی دیوار به کوچه پرید و رفت. ما هردو خندیدیم. گویا رفقا این گفتگو و اظهار علاقهی ویدا و من را در حیاط خانه شنیدند. شب؛ هنگامِ برنامهنویسی, انتقادات فراوانی به ویدا و نیز به من مطرح کردند. (به ویژه ویدا که از نظرِ سنی از من جوانتر بود) تنبیه من نوشتن انتقاد از خود بود. من موظف شده بودم که بر روحیهی لطیف حیواندوستیام غلبه کنم و آن را در نوشتهام منعکس نمایم.
اما در مورد ویدا که جوانتر و تجربه زندگی کمتری داشت، رفقا تصمیم دیگری گرفتند. تصمیمی بیرحمانه و ظالمانه! ویدا به این گربه عادت کرده بود. گربه از ماهها پیش بهروی دیوار خانهی ما میآمد و ویدا گویا یواشکی تکهنانی یا چیزی به او میداد و حتا دستی به سرورویش میکشید. ویدا رابطهاش را با گربه پنهان کرده بود. آن شب رفقا ویدا را مورد حمله قرار دادند و انتقادات سختی به این دختر جوان روا داشتند. ویدا تصمیم رفقا را در اینباره که هنوز جوان است و نتوانسته بر احساسات و عواطف خود غلبه کند، پذیرفت. تصمیم تنبیهی ویدا این بود که او باید گربه را بگیرد و بکشد! ویدا گربه را گرفت و به زیرزمینِ خانه برد. با اسلحهای که صدا خفهکن داشت گلولهای در گوش گربه شلیک کرد. گربه را در همانجا رها کرد و به اتاقش برگشت. فردای آنروز، احمد غلامیان مسئول روز خانهی تیمی، غذای آبگوشتی که گه گاه میپختیم برایمان درست کرد و به خوردمان داد. بعد از جمع کردنِ سفره، به کنایه گفت آبگوشت خوشمزهای بود؟!
ما امروز آبگوشت گربه خوردیم. من باورم نمیشد که گوشت کوبیده ما همان گربه روی دیوار باشد. از آنروز بهبعد ویدا، همان ویدای شاد و سرحال نبود".
این بربریت ها انحراف از "مسیر واقعی ازادی خواهی" و ضرورت مبارزه نبود، از ان ایده های ظلمانی جز این بر نمی آمد، والله اعلم.
https://bit.ly/3rNpjXv
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
جناب علی مصدقی خاطره ای از دوران مبارزه رفقای ازادیخواه آورده اند که خواندنش بسیار آموزنده است: "ناهید قاجار، از اعضای شاخه مشهد سازمان چریکهای به اصطلاح فدایی خلق در خاطراتش می نویسد: خانهی تیمی ما در زمستان سال 1354 در مشهد ... بود ... روزی گربه کوچک خاکستری و سفید بختبرگشتهای از روی دیوار خانه گذر میکرد.
ویدا گلیآبکناری با چشمان درشت خود با حسرت نگاهی به او کرد و گفت: ببین مهرنوش، مثل بچههاست. چه صورت زیبایی دارد! بیچاره نمیداند که به کجا آمده و ما چیزی برای خوردن او نداریم! ما با تکان دادن دست گربه بیچاره را بدرقه کردیم. او با سرعت از روی دیوار به کوچه پرید و رفت. ما هردو خندیدیم. گویا رفقا این گفتگو و اظهار علاقهی ویدا و من را در حیاط خانه شنیدند. شب؛ هنگامِ برنامهنویسی, انتقادات فراوانی به ویدا و نیز به من مطرح کردند. (به ویژه ویدا که از نظرِ سنی از من جوانتر بود) تنبیه من نوشتن انتقاد از خود بود. من موظف شده بودم که بر روحیهی لطیف حیواندوستیام غلبه کنم و آن را در نوشتهام منعکس نمایم.
اما در مورد ویدا که جوانتر و تجربه زندگی کمتری داشت، رفقا تصمیم دیگری گرفتند. تصمیمی بیرحمانه و ظالمانه! ویدا به این گربه عادت کرده بود. گربه از ماهها پیش بهروی دیوار خانهی ما میآمد و ویدا گویا یواشکی تکهنانی یا چیزی به او میداد و حتا دستی به سرورویش میکشید. ویدا رابطهاش را با گربه پنهان کرده بود. آن شب رفقا ویدا را مورد حمله قرار دادند و انتقادات سختی به این دختر جوان روا داشتند. ویدا تصمیم رفقا را در اینباره که هنوز جوان است و نتوانسته بر احساسات و عواطف خود غلبه کند، پذیرفت. تصمیم تنبیهی ویدا این بود که او باید گربه را بگیرد و بکشد! ویدا گربه را گرفت و به زیرزمینِ خانه برد. با اسلحهای که صدا خفهکن داشت گلولهای در گوش گربه شلیک کرد. گربه را در همانجا رها کرد و به اتاقش برگشت. فردای آنروز، احمد غلامیان مسئول روز خانهی تیمی، غذای آبگوشتی که گه گاه میپختیم برایمان درست کرد و به خوردمان داد. بعد از جمع کردنِ سفره، به کنایه گفت آبگوشت خوشمزهای بود؟!
ما امروز آبگوشت گربه خوردیم. من باورم نمیشد که گوشت کوبیده ما همان گربه روی دیوار باشد. از آنروز بهبعد ویدا، همان ویدای شاد و سرحال نبود".
این بربریت ها انحراف از "مسیر واقعی ازادی خواهی" و ضرورت مبارزه نبود، از ان ایده های ظلمانی جز این بر نمی آمد، والله اعلم.
https://bit.ly/3rNpjXv
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
Twitter
Ali Mosaddeghi
1) ناهید قاجار، از اعضای شاخه مشهد سازمان چریکهای به اصطلاح فدایی خلق که از سال 53 به عضویت این سازمان درآمد و از سال 54 هم زندگی مخفی را آغاز کرد و پس از انقلاب در سال 62 به همراه دیگر نیروهای این سازمان به شوروی گریخت و بعدها ساکن سوئد شد در
❤1👍1