راهبرد
12.1K subscribers
660 photos
137 videos
18 files
1.11K links
يادداشت هاي توسعه ایران

امیرحسین خالقی

تماس:

t.me/AmirHosseinKHQ
و
twitter.com/amirkhaleqi
و
joinclubhouse.com/@amirkhaleqi
و
instagram.com/amirhosseinkhqi

حمایت از راهبرد:

http://hamibash.com/rahbordchannel
Download Telegram
در باب یک خیال هراسناک!

سردبیر محترم دنیای اقتصاد نوشته اند که عربستان در آستانه فروپاشی و تجزیه است و هشدار داده اند که باید مراقب ماجراجویی های آن بود و گفته اند که تاریخ مصرف ال سعود برای غرب به پایان رسیده است و …

نمی دانم کسانی که از واژگونی آل سعود ابراز شادمانی می کنند قضیه را چگونه می بینند. رژیم عربستان یک حکومت قرون وسطایی است در این تردیدی نیست، ولی با رفتن آنها واقعا انتظار داریم چه رخ بدهد قرار است با موازنه قدرت در این منطقه چه کرد. فکر هرج و مرج سیاسی در عربستان و تبعات آن برای منطقه و جهان، پشت هر ناظر منصفی را می لرزاند. آل سعود نباشد کثافت بنیادگرایی دنیا را بر می دارد، تجربه سقوط حکومت های منطقه هم همین را نشان می دهد، به زبان ساده، حسنی مبارک برود، آدم خوارهای اخوان و سلفی جایش را می گیرند. بماند که منطقی نیست تصور کنیم قدرت های جهان سرنوشت چاه های نفت را به دست "مومنان" جویای حقیقت بسپارند.

مشکل در کشوری مثل عربستان لزوما حکومتش نیست، داغ و درفش از سر ساکنان صحرای حجاز بردارید، با دلارهای نفتی هزاران خرده-داعش را تکثیر می کنند. به نفع هیچ کس نیست که آنها بروند، دستکم ساختاری وجود دارد که دنیا می تواند با آنها وارد مذاکره شود و رفتارهایش را تعدیل کند، اگر همین هم نباشد باید به فاجعه سلام کرد.


واقعیت به کلی چیز دیگری است، همه جهالت و خشونت خاورمیانه را قدرت های بزرگ به وجود نیاورده اند، لابد زمینه ای هم داشته است. باید پذیرفت که شیعیان در بین مسلمانان در اکثریت نیستند و خوش بینی است که فکر کنیم مشکل فقط آل سعود است و بعد از واژگونی آنها همه چیز گل و بلبل می شود. بد نیست ببینید که سنی ها چه نگرشی نسبت به واژگونی حکومت صدام و اشغال کشورشان توسط فارس های مجوس! دارند، قضیه رمادی هم الان پیش رو ماست. حوصله کردید لینک زیر را در مورد شکل گیری داعش بخوانید.

داریوش همایون جایی می گفت ایران باید از باتلاق خاورمیانه پایش را بیرون بکشد، حرف عمیقی است که باید روی آن مکث کرد.

http://goo.gl/EGnKB4

کانال راهبرد
@Marketing_Principles
هیچکی نمی تونه مثل ما خوشبخت باشه!

نقشه خوشبختی جهان را ببینید، از 1 که بدبختی کامل است تا 10 که دیگر بهشت است! داده ها بر اساس آنچه مردم در کشورهای مختلف اظهار داشته اند گردآوری شده است. مردم کشورهای پررنگ تر خود را خوشبخت تر می دانند.
ایران با هند و عراق در یک رده قرار می گیرند و این طرف و آن طرف کشور هم افغانستان و سوریه خود را از ما کمتر خوشبخت می دانند که طبیعی به نظر می رسد. گویا اعراب شبه جزیره هم خود را خوشبخت تر از ما می دانند. عمان و اسرائیل و امارات متحده عربی هم گویا از خوشبخترین ها در این حوالی به شمار می آیند. جالب اینجاست که کویت بر خلاف شایعات آنقدرها هم کویت نیست. 😊

از نظر علمی این پژوهش یک پرسش اصلی را در خود دارد: آیا خوشبختی به این معناست که خودت فکر کنی خوشبخت هستی؟

https://goo.gl/2MPLDJ

کانال راهبرد
@Marketing_Principles
آیا باز هم نفت به صد دلار برخواهد گشت؟

در این مقاله فارین پالیسی نویسنده استدلال می کند که مازاد عرضه کنونی با توجه به افزایش تقاضا از بین خواهد رفت، با توجه به قیمت پایین فعلی، سرمایه گذاری برای اکتشاف و استخراج هم که کاهش قابل ملاحظه خواهد یافته است و این در آینده خود را به صورت پرشی در قیمت نفت نشان خواهد داد. شبیه وضعیتی که برای توصیف بازار مسکن در ایران ارائه می کنند که قیمت از یک منحنی سینوسی پیروی می کند.
نفت شیل که روزگاری 4 میلیون بشکه در روز در عرضه نفت جهان سهم داشت پیش بینی می شود به 1 میلیون بشکه کاهش یابد و کاهش سرمایه گذاری ها در این صنعت هم در سی سال گذشته بی سابقه بوده است و امسال هم گویا 25 درصد کمتر خواهد شد، غیراپکی ها هم بناست امسال از تولید خود کم کنند که همین نگرانی هایی را به وجود آورده است.
استدلال نویسنده قابل تامل است، ولی به نظرم نقش تکنولوژی های نوظهور و ملاحظات زیست محیطی را تا اندازه زیادی نادیده گرفته است، بعد از کنفرانس تغییرات اقلیمی پاریس به فرض پایبندی کشورها به تعهدات خود که فرض غریبی نیست، شاید باید در برخی پیش فرض ها تجدید نظر کرد.
والله اعلم!

http://goo.gl/ffNy5S


کانال راهبرد
@Marketing_Principles
پیامدهای اقتصادی "مستقیم" قطع رابطه ایران و عربستان

در مورد درآمد عربستان از حج حرف های ضد ونقیض کم نیست، بنا به گفته این مقاله از فوربس در کل از حج تمتع و عمره عربستان حدود 18.6 میلیارد دلار به جیب می زند که 8.5 آن مربوط به حج تمتع است و هر حاجی به طور متوسط 5000 دلار طی اقامت خود خرج می کند. گفته می شود که این ده درصد درآمد آن کشور از فروش نفت است، بد نیست بدانیم که اندازه اقتصاد عربستان یا جی دی پی کمی پایین تر از 750 میلیارد دلار است.
در این سال ها به طور متوسط 100 هزار نفر در حج تمتع و 500 هزار نفر در حج واجب شرکت کرده اند که اگر متوسط هزینه هر حاجی را برای هر دو حالت مساوی در نظر بگیریم (به این فرض محاسباتی فوربس مطمئن نیستم، حجاج محترم نظر کارشناسی بدهند)، حدود 500 میلیون دلار سهم حج تمتع و 2.5 میلیارد دلار سهم عمره است.
یعنی با این شرایط اگر حج عمره لغو شود سالانه حدود 2.5 میلیارد دلار را از دست خواهند داد و اگر هر دو لغو شوند سرجمع حدود 5 میلیارد از کیسه اقتصاد عربستان پر می کشد (حدود نیم درصد کل اقتصاد صحرای حجاز).

رابطه تجاری دو کشور هم چندان قابل توجه نیست، در جایی دیگر به نقل از آمار گمرک آمده است که حدود 150 و اندی میلیون دلار سالانه صادرات داریم که عمدتا مواد معدنی و میوه جات است و حدود 45 میلیون دلار هم واردات. چیزی در حدود 100 میلیون دلار زیان هم باید برای اقتصاد ایران منظور کنیم.

چنانکه عرض کردم این هزینه مستقیم قطع رابطه است، اگر بخواهیم هزینه های غیرمستقیم را حساب کنیم البته بسیار دشوار است و باید دید مناسبات سیاسی چه اثری بر هزینه مبادله خواهند گذاشت و هزینه فرصت را هم به شمار آورد.

http://goo.gl/s9qyYg

کانال راهبرد
@Marketing_Principle
گفته شده است که ایران نیازمند 100 میلیارد دلار سرمایه گذاری برای بازسازی صنعت نفت و گاز خود است، تنش ها در خاورمیانه و از جمله رویدادهای اخیر بر ریسک سرمایه گذاری در این حوزه می افزاید. ادعا کرده اند که این می تواند ورود سرمایه به ایران را کند کند که شاید تا ماه ها و بلکه سال ها هم ادامه داشته باشد. هرچند این قضیه روی قیمت کنونی نفت اثر چندانی نگذاشته است، ولی می توان انتظار داشت روی نرخ سرمایه گذاری آینده موثر باشد.

سرمایه مثل کبوتر است، با کوچکترین صدایی پر می کشد. ماجراجویی سیاسی با حکام صحرای حجاز فقط به این نمی انجامد که سالانه دو سه میلیارد دلار پول حجاج ایرانی آنجا خرج نمی شود، هزینه فرصت ها را هم که در نظر بگیریم می بینیم اوضاع به نفع ما هم نیست.

در مقاله دیگری به نکته جالبی اشاره کرده است. سعودی ها در این مدت بسیار بی ترمز عمل کرده اند: آزادی های اجتماعی را بیشتر کرده اند، در یمن مستقیم وارد جنگ شده اند و در چند جای دیگر خرج جنگ های نیابتی را می دهند و در حال حاضر هم بناست غول نفتی آرامکو را خصوصی سازی کنند.

البته مقایسه درستی نیست ولی حین خواندن مقاله یاد این نکته افتادم که یکی از دلایل انقلاب ایران این بود که محمد رضا شاه با توجه به بیماری اش تغییراتی که باید در طی چند دهه در ایران پا می گرفت را با سرعت زیادی در ایران اجرا کرد و حاصل آن انقلاب بود. جان کلام این که تندروی خوبیت ندارد 😊

http://goo.gl/xcgN9L
http://goo.gl/h7K9gq

کانال راهبرد
@Marketing_Principles
بهشت روی زمین کجاست؟

عزیزان شاغل در سازمان ملل متحد هر ساله زحمت می کشند و بر اساس معیارهای همچون استانداردهای زندگی و طول عمر مورد انتظار و مانند آن فهرستی از بهترین کشورها برای زندگی تهیه می کنند. از میان 188کشور برای چندمین سال متوالی نروژ بالاترین امتیاز را به دست آورد و بهترین کشور دنیا برای زندگی شناخته شد.

پس از نروژ استرالیا، سوییس، دانمارک و هلند هم رتبه های بعدی را به دست آوردند، جالب اینجاست که نروژ افزون بر زیبایی های طبیعی کشوری نفت خیز است و ساختار دولتی مناسبی هم دارد و نشان می دهد که کشورهای نفتی می توانند نفرین شده نباشند 😊

در انتهای لیست هم نیجر، آفریقای مرکزی، اریتره، چاد و بوروندی جا می گیرند و اگر نروژ بهشت روی زمین باشد، نیجر جهنم است. کشور ما هم وضعش بد نیست و به همراه کاستاریکا رتبه 69 را داراست و بعد از ما هم ونزوئلا قرار دارد. قبل از ما هم کوبا و لبنان جا گرفته اند.

https://goo.gl/gEj7Im

کانال راهبرد
@Marketing_Principles
عربستان می خواهد چه بلایی به سر ما بیاورد!؟

از مشکلات داخلی عربستان و فروپاشی قریب الوقوع آن زیاد صحبت می کنند، اینکه قضیه درصحاری حجاز از چه قرار است کار من نیست و باید آن را از تحلیل گران آن کشور پرسید. اما این خط و نشان کشیدن ها و قطع روابط چه اثری بر اقتصاد ایران عزیز دارد مسئله اصلی است. در یک مقاله فارین پالیسی در مورد تبعات اقتصادی جدال دو قدرت منطقه ای حرف های خوبی زده است.

گفته اند که عربستان از نظر پتانسیل های نظامی متعارف و به دلایل متعدد دیگر از پس رقیب منطقه ای خود بر نمی آید و به همین دلیل رویارویی نظامی ایران و عربستان بعید است، ولی حکمرانان حجاز کار را در جبهه ای پیش می برند که در آن برتری دارند: اقتصاد.

سعودی ها بنا دارند اقتصاد به نفس افتاده ایران را هدف قرار دهند. در قضیه نفت که کار روشن است، با افزایش تولید نفت، فشار بر اقتصاد نفتی ایران و روسیه را هم دنبال می کنند. اما عربستان هم ضرر می کند، کسر بودجه 98 میلیارد دلاری آنها هم چالش بزرگی است. با این حال وضع آنها بهتر از ایران است. سعودی ها ذخایر ارزی بسیار بالایی دارند (بنا به گفته ها تا 900 میلیارد دلار)، هنوز از ابزار اوراق قرضه استفاده نکرده اند و نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی آنها از کمترین ها در جهان است، به علاوه رتبه اعتباری خوبی هم دارند. اصلاحات اقتصادی عمده ای هم در راه دارند، از قطع یارانه ها گرفته تا مالیات بر ارزش افزوده و واگذاری دارایی های دولتی. بد نیست بدانید در یک مورد بناست بخشی از آرامکو را واگذار کنند که این غول نفتی بنا به گفته ها تا ده تریلیون دلار ارزش دارد!

ایران بسیاری از این ابزارها را آزموده است و در رکود فعلی فرصت زیادی پیش روی خود نمی بیند. سعودی ها بنا نیست اقتصاد ایران را به فروپاشی ببرند، همینکه هزینه جنگ های نیابتی را بالا ببرند، طرف ایرانی از پس حفظ امپراتوری گسترده اش بر نخواهد آمد و عقب می نشیند. حکومت در قلمرویی وسیع خرج دارد که بعید است ایران توانش را داشته باشد. اینها خبری خوبی برای اقتصاد نیست.


ادعا شده است که اقدامات خشن ایران پس از اعدام شیخ نمر یک اشتباه استراتژیک بود، زیرا مهر تاییدی بر ادعای عربستان بود که شیخ مغز متفکر تشکیلاتی تروریستی بود و از ایران دستور می گرفت. سخنان و اقدامات تند ایران و متحدانش بیش ازهمه به نفع حکام سعودی شد: در این شرایط بحرانی، چه چیزی بهتر از یک دشمن که ما را تهدید به نابودی می کند می تواند به اتحاد اعراب شبه جزیره کمک کند؟ حالا که قرار است برخی اصلاحات اقتصادی دردآور اجرا شود، با برانگیخته شدن احساسات ناسیونالیستی میان مردم می توان با هزینه سیاسی کمتری کار را پیش برد.

به درستی نتیجه گرفته اند که نفرت پراکنی و ایجاد ترس برای مردم عاقبت خوبی ندارد به ویژه اگر پای اعتقاد دینی آنها وسط باشد، در بلندمدت این بازی برای هردو طرف باخت- باخت است.


http://goo.gl/ilr3Tp

کانال راهبرد
@Marketing_Principles
درس هایی از دیپلماسی برای زندگی!

هرچند این نوشته به طور مستقیم با اقتصاد و مدیریت مربوط نیست، حیفم آمد آن را با دوستان در میان نگذارم، بینش و منطق بنیادین این دیدگاه را بسیار می پسندم و به نظر می توان در دیگر عرصه ها نیز آن را به کار گرفت. پیشنهاد می کنم برای آن وقت بگذارید و با دقت بخوانید.

مقاله اثر استیون والت یکی از چهره های شاخص مکتب رئالیسم در علم روابط بین الملل است، کتابی معروف از او و مرشایمر با عنوان "لابی اسرائیل و سیاست خارجی ایالات متحده" به فارسی ترجمه شده است. خلاصه مقاله در زیر می آید:
رئالیسم از دیرپاترین سنت ها در سیاست است، آنها به اوضاع بین المللی با بدبینی نگاه می کنند. ویژگی عرصه سیاست جهانی آنارشی و بی نظمی است، از آنجا که دولتی جهانی وجود ندارد که این آشوب را نظم بدهد، هر یک از دولت های ملی بیش از هر چیز در پی حفظ امنیت خود هستند و قدرت نظامی ابزاری ضروری برای برقراری امنیت است، هرچند نتایج کاربرد آن هم نامشخص است. موازنه قدرت مفهومی کلیدی در رئالیسم است و کشورها را از جنگ با یکدیگر باز می دارد. آنها بر این باورند:
1) ناسیونالیسم و هویت های محلی بسیار جان سختی می کنند و از بین نمی روند و در سیاست هم بسیار اثرگذارند
2) دولت ها منافع شخصی خود را دنبال می کنند و در دیپلماسی انتظار خیرخواهی از دیگر کشورها خطاست.
3) نهادها و هنجارهای بین المللی نمی توانند اثر زیادی روی رفتار کشورها داشته باشند.

اما قسمت جالب ماجرا،

والت می گوید اگر دولت های امریکا از کلینتون تا اوباما دنبال رو آموزه های رئالیسم بودند اوضاع فرق می کرد و ایالات متحده این اشتباه ها را انجام نمی داد:

1) به عراق حمله نمی کرد و این هزینه های بی ثمر و کشته های بسیار حاصل نمی شد.

2) ناتو را تا پشت مرزهای روسیه نمی آورد و او را بر نمی انگیخت تا افتضاحی مثل کریمه اتفاق بیفتد.

3) به جای حضور جدی و پرهزینه نظامی در خلیج فارس از رقابت تاریخی ایران و عراق بهره می گرفت و آنها را
مهار می کرد. قضیه القاعده و دولت اسلامی هم به وجود نمی آمد و یازده سپتامبری هم در کار نبود.

4) تلاش برای ملت سازی در افغانستان را کنار می گذاشت و بسیار زودتر آنجا را ترک می کرد.

5) به جای سیاست مشت آهنین، با ایرانی ها با انعطاف بیشتری برخورد می کرد، در آن صورت فناوری و زیرساخت
غنی سازی ایرانی ها بسیار محدودتر می ماند و حتی شاید کار به روی کار آمدن احمدی نژاد نمی رسید.

6) از اسرائیل حمایت بی قید و شرط نمی کرد و نقش وکیل مدافع آن را نمی گرفت.

7) قذافی را سرنگون نمی کرد، او یک جانی بیش نبود، ولی بودنش بهتر امنیت لیبی را تامین می کرد.

8) در جایی مثل سوریه که ایالات متحده منافع حیاتی ندارد، برای بشار اسد خط قرمز نمی گذاشت و شعار "اسد باید برود" را تکرار نمی کرد. جلوگیری از بروز جنگ داخلی مهمتر بود.


https://goo.gl/SjtLDv

کانال راهبرد
@Marketing_Principles
❤1
هوش تو آنقدر مهم نیست که هوش کشور تو!

کسی تردید ندارد که احتمال موفقیت افراد باهوش در زندگی شخصی بالاست (چیزی که میزان آن را با هوش بهر یا همان آی کیو می سنجند)، اما اگر کسی بگوید متوسط هوش افراد کشور تو عامل مهمتری است، قضیه جالب می شود. به ویژه اگر در کشوری این کلیشه وجود داشته باشد که از ما باهوش تر وجود ندارد!

گرت جونز از دانشگاه جورج میسون در کتاب جدیدش این قضیه را پارادوکس آی کیو نامیده است. او روی ارتباط بین آی کیو و درآمد مهاجران در آمریکا تحقیق می کرد و فهمید که متوسط هوش کشور بهتر از هوش فردی می تواند درآمد بالا را پیش بینی کند. او دلایلی همچون صبر، همکاری و عملکرد تیمی را در این زمینه موثر می داند که آزمایش های زیادی هم آن را تایید کرده است.
برای مثال احتمال بیشتری دارد که افرادی که هوش بالاتری دارند صبورتر و آینده نگر باشند و رضایت فعلی را برای مطلوبیت آینده به تاخیر بیندازند، می شود انتظار داشت نرخ پس انداز در آن کشور بالاتر باشد و منابع بیشتری برای سرمایه گذاری در اختیار افراد قرار گیرد که در درآمد افراد آن کشور موثر خواهد بود.

برخی پژوهش ها نشان می دهد برخلاف کلیشه ها ایرانی ها باهوشترین ملت دنیا نیستند، البته در این پژوهش ها حرف وحدیث کم نیست، ولی بد نیست نظرمان نسبت به خودمان را تعدیل کنیم 😊

https://goo.gl/fRW9Ls


کانال راهبرد
@RahbordChannel
ایران چندمین کشور خلاق جهان است؟

در اقتصاد دانش محور که طبق چشم انداز قرار است ایران هم به سوی آن حرکت کند، میان خلاقیت و توسعه کشور رابطه قوی برقرار است، موسسه ای بر اساس سه شاخص تکنولوژی، استعداد و رواداری (به زبان انگلیسی 3 تی) 139 کشور را رتبه بندی کرده است و شاخص خلاقیت جهانی را محاسبه می کند، معیارها عبارتند از:

تکنولوژی (تی اول): سرمایه گذاری روی تحقیق و توسعه و سرانه حق اختراع
استعداد (تی دوم): تعداد افراد دارای تحصیلات عالیه یا همان دانشگران (کارگران دانشی)
رواداری (تی سوم): رفتار با مهاجران، اقلیت های قومی و جنسی و جنسیتی

استرالیا، امریکا و نیوزیلند از اول تا سوم شدند و کشور ما در مجموع در رده 57 قرار گرفته است.

این معیار سوم کمی غریب به نظر می رسد، ولی باید آن را با توجه به ارتباط مثبت تنوع و ترکیب جمعیت از یک سو و خلاقیت از سوی دیگر در نظر گرفت، حتی در جمع های کوچکتر مانند یک سازمان هم گفته شده است که هرچقدر جمعیتی ناهمگون تر باشد، بیشتر می توان انتظار خلاقیت از آنها داشت (کره شمالی را با جایی مانند ایالات متحده مقایسه کنید). شاید بشود گفت آزادی در انتخاب سبک های متعدد زندگی می تواند از نظر اقتصادی هم توجیه داشته باشد.


https://goo.gl/nFKXXG


کانال راهبرد
@RahbordChannel
از خلقیات ما ایرانیان

محمد علی فروغی از رجال سیاسی خوشنام دوران پهلوی بود، در نوشته ای دغدغه اش را از آن روزگاران نوشته است، شگفت آور است!

"طول نمی‌دهم مقصود اینست که امروز ملت ایران نه خداپرست است، نه وطن‌دوست، نه آزادی‌خواه نه شرافت‌طلب، نه دنبال ناموس، نه طالب هنر، نه جویای معرفت، باید کاری کرد که مردم از شارلاتانی و هوچیگری و انتریک‌بازی مأیوس شوند و دست بردارند، در آن صورت ناچار متوجه کار و هنر و کمال می‌شوند، همت و غیرت پیدا می‌کنند، حقیقت طلب می‌شوند، دولت هم اگر نکند خودشان اسباب تحصیل معرفت را فراهم می‌کنند و با امنیت و عدالتی که دولت برقرار می‌کند دنبال اقتصادیات هم می‌روند و مثل سایر ملل ثروت و قدرت و شرافت مملکت خویش را ترقی می‌دهند."

"اما تربیت ملت قسمت مهمی از آن البته به نشر معارف است به وسایلی که دائماً گفته می‌شود: تکثیر و تأسیس مدارس و مؤسسات و مجامع و مجلات علمی و ادبی و صنعتی، ترجمه و تألیف و طبع کتب مفیده، طلبیدن معلمین خارجی، فرستادن جوان‌های مستعد به خارجه، تشویق و تجلیل ارباب کمال و قس علی ذالک و یقین است که در این باب مسامحه جایز نیست اما امروزه این اقدامات هم کفایت نمی‌کند و مهمتر از این‌ها آنست که فکری برای تقویت مایۀ اخلاقی ملت بشود."
http://goo.gl/SElwiE

کانال راهبرد
@RahbordChannel
تاچر، احمدی نژاد، محمد بن سلمان!

تصادفی چشمم خورد به یک عنوان جنجالی "خطرناک ترین مرد جهان؟" در ایندیپندنت، دیدم به شاهزاده 30 ساله سعودی و وزیر دفاع کنونی آن اشاره دارد و از احوال شخصی و روحیات او گفته است. او پس از به قدرت رسیدن ملک سلمان قدرت بسیار زیادی یافته است، بیماری پدر و اعتماد او به پسر هم نقش اش را پررنگ تر کرده است.

گفته اند که از 12 سالگی در کنار پدر ورود به اقتصاد و سیاست کرده است، بر خلاف بقیه شاهزاده ها ریاض را برای تحصیل ترک نکرده است و به اروپا و آمریکا نرفته است، همانجا در مملکت آبا و اجدادی حقوق خوانده است. او که از آغاز در امور مملکتی درگیر بود، بعد از بر تخت نشستن پدر از قدرتمندترین ها در صحرای حجاز شد.
محمد بن سلمان به سمت وزیردفاع منصوب شد و شرکت نفت عربستان (آرامکو) هم زیر نظر وی قرار گرفت. او شورای امور اقتصاد و توسعه را با مسئولیت نظارت بر وزارت خانه های گوناگون به وجود آورده است و مسئولیت صندوق سرمایه گذاری ملی را هم بر عهده گرفت.

صبر شاهزاده جوان هم کم است، وزرات خانه ها را مجبور کرده است که شاخص های عملکردی خود را تعریف و ماهانه گزارش کنند، چیزی که در اقتصاد خانوادگی عربستان بی سابقه بوده است. قرار است بخشی از آرامکو را هم واگذار کند. به این همان اکتفا نمی کند گاهی روزها صبح سرزده به وزارت خانه ها می رود و پیگیر کارها می شود. سخت کوشی و اقداماتی از این دست او را در میان جوانان (70 درصد جمعیت عربستان) بسیار محبوب کرده است، کسی که سخت کار می کند و قرار است اقتصاد را متحول کند. گویا ناموفق هم نبوده است

همین روحیه تهاجمی را در سیاست خارجی هم دارد، البته جنگ پرهزینه یمن همراه با کاهش قیمت نفت نشان می دهد که عرصه داخله و خارجه با هم بسیار متفاوت اند و کار در عرصه بین الملل گویا دشوارتر است. او به تهاجمی و تند بودن شناخته شده است و حتی گفته اند که در گذشته به دلیل جسور بودن کسانی در خاندان سلطنتی خواهان خلع وی بوده اند. دوستی طناز با اشاره جمله ای در مقاله که گفته بود "محمد بن سلمان دودی نیست، مشروب نمی نوشد و اهل میهمانی و خوشگذارانی هم نیست" نتیجه گرفته است که همین توصیف برای اینکه نشان دهد او چقدر خطرناک است کافی است 

رفتارها و روحیه وی من را به یاد رئیس دولت نهم و دهم انداخت. او نیز سفر استانی راه انداخته بود، درگیر جزئی ترین کارها می شد و روال های مرسوم اداری را به هیچ می گرفت، نزدیکانش او را کسی توصیف می کردند که کم می خوابد و ماشین وار کار می کند و البته ویژگی اصلی اش که سرسختی بود و با کسی شوخی نداشت. او می خواست خود را با خصلت قاطعیت و مخالف جریان حرکت کردن معرفی کند و سری در سرها پیدا کند و نشان دهد کلاه سرش نمی رود.

نتیجه های رادیکال نگیرید، قضاوتی در مورد موفق بودن آنها ندارم، تفاوت ها از زمین تا آسمان است، می خواهم تنها به یک جنبه مشترک اشاره کنم: هردوی آنها با ایجاد تحول در سیستم اقتصادی شناخته می شوند، به قولی جراحی اقتصادی که بناست اقتصاد دولتی را به اقتصاد بازار آزاد بدل کند. به نظر می رسد غلط نباشد اگر بگوییم آنهایی که اجرای چنین جراحی هایی را بر عهده می گیرند، گویا از نظر شخصیتی و رفتاری تا اندازه ای به هم شباهت دارند.

برخی کار محمد سلمان را به انقلاب تاچری تشبیه کرده اند: تفاوت های اساسی به کنار، ولی شباهت این سه سیاستمدار (محمد بن سلمان، تاچر و احمدی نژاد) در برخی جنبه های رفتاری غریب است.

خدا به خیر بگذراند.


http://goo.gl/SaONXd

کانال راهبرد
@RahbordChannel
فی الجمله اعتماد مکن بر ثبات دهر
کاين کارخانه ايست که تغيير مي کنند

هشدار: متن خیلی کوتاه نیست، ولی به نظرم خواهید پسندید.
کانال راهبرد
@RahbordChannel

خیلی علاقه ای به صحاری حجاز ندارم، ولی انگار برای فهم اوضاع این گربه بزرگ روی نقشه (ایران زیبا) نمی توان از اوضاع آن بی خبر ماند. می گویند گاهی باید خود را در آینه دیگران دید، اصلاحات پیش روی حکام ریاض بی شباهت به آنچه در آن هستیم نیست، هرچند اصلاحات در این حوالی پیش از اینها شروع شد.

در مقاله ای در اکونومیست به درستی اشاره شده است که حکومت آل سعود بر سه اصل استوار شده است: نخست، وهابیت را به عنوان یک منبع مشروعیت مذهبی پذیرفته است، هرچه باشد نمی توان اختیار اماکن مقدسه مسلمین را دست کسانی داد که بویی از خدا و پیغمبر نبرده اند، باید اعتبار مذهبی- سنتی هم وجود داشته باشد. دوم، در رابطه اش با مردم بر این منوال عمل کرده است که با تامین نیازهای اقتصادی و معیشتی آنها، اطاعت محض طلب می کند همان فرمول "پول از ما، سکوت از شما". سوم، رابطه اش با آمریکاست که در ازای ثبات بازار نفت، از حمایت شیطان بزرگ برخوردار می شود.

حال که گویا در سال های آینده بناست اهمیت نفت کمتر بشود، کسر بودجه تا 15 درصد تولید ناخالص داخلی رسیده است و امریکایی هم بنای ناسازگاری گذاشته اند، سعودی ها به فکر اصلاح افتاده اند. جالب اینجاست که جایی از قول یکی از مقامات آمریکایی نوشته بود عربستانی ها به تمامی اقدامات یانکی ها به چشم تردید و بدبینی می نگرند و به نظرشان اصلا نمی شود روی حرف آنها حساب کرد. این نقدی است که کسانی به سیاست خارجی اوباما وارد می دانند و معتقدند ایالات متحده نفوذ و اعتبار خود را میان هم پیمانانش از دست داده است (چند پست قبل در مورد رئالیسم در دیپلماسی را ببینید). اگر در انتخابات آینده کسانی از جمهوری خواهان به قدرت برسند، چنانکه از نطق های پیشاانتخاباتی بر می آید می شود انتظار داشت بخواهند متفاوت عمل کنند و سیاست تحبیب قلوب سعودی ها را پیش بگیرند.

باری، قرار است رابطه حکومت و مردم تغییر کند، چون پولی در بساط نیست که ریخت و پاش کنند. گفته شده است که کسانی از ساکنان عربستان حتی برای مسافرت های چندروزه هم سیستم های خنک کننده و برق منزل را خاموش نمی کردند که در هنگام برگشت به منزل عیش شان منغص نشود، ولی دیگر آن دوران نمی تواند ادامه پیدا کند. پرداخت مالیات، حذف یارانه ها، خدمات سلامت و تحصیل غیررایگان برای مردمی که عادت کرده اند رفاه طلب کنند و دم نزنند خیلی ساده نیست. روشن است که اقتصاد دولتی و ناکارآمد که قرار باشد در تلاطم نیروهای بازار قرار گیرد چقدر کار دشواری پیش رو دارد. اینکه یده می شد مردم صحرای حجاز دنبال کار نروند و در اداره جات دولتی مشغول چرت زدن باشند، دیگر نمی تواند ادامه یابد.

تردیدی نیست که از نظر اقتصادی برنامه ها قوی طراحی می شوند (طرح تحول 2020 تا پایین ماه جاری منتشر می شود)، سعودی ها برخلاف ما دنبال رنسانس کردن نیستند، می دانند که نمی دانند و به حرف مشاوران چشم آبی خوب گوش می کنند.

با این حال برای اجرای چنین اقدامات سفت وسختی که نارضایتی به بار می آورد باید سیاست اجتماعی مشخصی هم داشت: زنان را به کار گرفت، مشارکت مردم را افزایش داد، آزادی های اجتماعی بیشتری فراهم کرد و … به زبان ساده، فرایند تبدیل رعیت به شهروند را دنبال کرد و جامعه را بازتر کرد، ولی نه تا حدی که از کنترل خارج شود. این همین دشواری جانکاهی است که حکام سعودی با آن روبه رو هستند، در این حالت دیگر نمی توان مثل گذشته ارباب بود. سوال اینجاست جامعه ای محافظه کار و سنتی تاب این همه تغییرات را دارد؟ کسانی از همین الان فاتحه این سلسله را خوانده اند و فروپاشی را نزدیک می بینید، کسانی دیگر هم منتظرند ببینید چه می شود.
مردم عربستان هم هر روز از تلویزیون وضعیت لیبی و سوریه را می بینند، وضع بهار عربی هم که معلوم است، گسترش امپراتوری پارس که تا یمن آمده است هم تهدید کمی نیست، این میان یک چهره ناسیونالیست مثل محمد بن سلمان در نقش منجی سنی ها در برابر یک دشمن خارجی می تواند خیلی به حکام صحرای حجاز کمک کند. به نظرم سعودی ها به یک دشمن نیاز حیاتی دارند و چه کسی بهتر از ما مجوس های ایرانی!
در ضمن گاهی می شنوم که گویا ایالات متحده قرار است به کلی دست از حمایت از عربستان بردارد و رو به ایران کرده است، به نظرم دستکم تا زمانی که نفت برای اقتصاد دنیا اهمیت دارد، این شوخی بزرگی است، افزون بر دلایل ایدئولوژیک و تروریسم، سیاست درست آنها که تاکنون دنبال هم کرده اند موازنه قدرت است که هیچ دولتی نتواند به تنهایی عرضه نفت را در اختیار بگیرد (فقط برای نمونه رجوع کنید به دکترین مهار دوگانه). به نظرم کمتر کسی انتظار دارد یانکی ها این بار هم اشتباه عراق و افغانستان را تکرار کنند و کل این منطقه بلاخیز را زمین بازی ایران بدل کنند، مگر آنکه قبلا چاهی برای ایرانی ها کنده باشند و تدبیری اندیشیده باشند. 

مقایسه این روال و نتیجه با اوضاع ایران عزیز بسیار درس آموز است که سیاست های اجتماعی ما بعد از اصلاحات گسترده اقتصادی چه بوده و خواهد بود و آیا موثر عمل کردیم. اوضاع ما هم خوب نیست و باید محتاط بود. همه ابهام ها و پرسش های بالا را می توان در مورد ایران هم پرسید.

http://goo.gl/sR6tVp
http://goo.gl/gR0hJ6

کانال راهبرد
@RahbordChannel
دودخورده های بی پول!

در زیان آلودگی هوا برای سلامت انسان کمتر کسی تردید دارد، ولی پژوهش ها نشان می دهد که آلودگی حتی می تواند در میزان درآمد افراد هم اثر داشته باشد.

در آزمایشی گسترده نشان داده شد کسانی که در "سال تولد" کمتر در معرض بودن ذرات معلق (متغیر الف) قرار داشته اند، در "سی سالگی" درآمد (متغیر ب) بیشتری نسبت به دیگران به دست آورده اند. گفته می شود به ازای هر 10 درصد کاهش در متغیر الف می توان انتظار داشت متغیر ب 1 درصد افزایش پیدا کند، این افزایش هرچند اندک به نظر می رسد ولی به صورت تجمیعی عدد قابل توجهی است (6.5 میلیارد دلار در شرایط آزمایش)

در توضیح علت گفته اند که آلودگی هوا بر توان ذهنی افراد هم اثرگذار است. به زبان ساده یعنی با افزایش آلودگی هوا می شود انتظار داشت، کاهش توان ارزش افزایی اقتصادی افراد جامعه روی بدهد (سر جمع یعنی کوچکتر شدن حجم اقتصاد).
بد نیست به خاطر ملاحظات اقتصادی کشور هم که شده، اهالی سیاست کمی محیط زیست را جدی بگیرند. بد نیست نمودار زیر از بانک جهانی را ببینید.
https://goo.gl/DYk1v5

کانال راهبرد
@rahbordChannel
یافته های اقتصاد رفتاری: تپل ها خود را دستکم نگیرید!

برای صرف شام به رستورانی رفته اید، آیا چاق و لاغر بودن پیشخدمت اثری در انتخاب شما دارد؟

پژوهشی در دانشگاه کرنل نشان می دهد که اگر پیشخدمت رستوران چاق باشد، 4 برابر احتمال بیشتری دارد که دسر سفارش بدهید و به طور متوسط 18 درصد هم بیشتر نوشیدنی های الکلی می نوشید! گفته می شود که کسانی که به رستوران می روند احتمالا دنبال رژیم گرفتن نیستند و از هر بهانه ای برای هر چه بیشتر خوردن استقبال می کنند و حتی وزن پیشخدمت هم می تواند در این میان اثرگذار باشد.

جالب اینجاست که مشتریان لاغرتر حتی بیشتر تحت تاثیر چاقی پیشخدمت قرار می گیرند پس مشتری استخوانی و پیشخدمت چاق و چله یک فرصت اکازیون برای صاحبان رستوران هاست.

توصیه ایمنی برای افراد علاقه مند به کاهش وزن اینست که به طور کلی بی خیال رستوران مخصوصا آنهایی که پیشخدمت چاق دارند بشوید یا دستکم قبل از ورود به رستوران تصمیم بگیرید که فقط یکی از دسر یا پیش غذا را میل خواهید کرد.

توصیه به کارفرمایان صنعت رستوران داری هم اینست که چاق ها را دوست بدارید، آنها برایتان سودآورند 😊

http://goo.gl/eHHIhN

کانال راهبرد
@RahbordChannel
روانشناسی اختلاف طبقاتی!

پژوهشی درباره نابرابری انجام گرفته است که بسیار جالب و تامل برانگیز است و ادعا می کند افزایش نابرابری ها در یک کشور می تواند سطح شادی و احساس خوشبختی همه شهروندان آن را کاهش دهد!

چیزی که در بادی امر از شنیدن نابرابری زیاد به ذهن می رسد، وضعیت افراد بسیار فقیر یا تبعات اجتماعی نابرابری است، ولی اینجا استدلال متفاوتی عرضه شده است. چیزی که شاید در کشور خودمان نیز بسیار بارز است. اما قضیه چیست؟

اگر نابرابری را بر اساس میزان تمرکز ثروت در 1 درصد بالای جامعه بسنجیم، هر چه میزان نابرابری بیشتر شود، حتی اگر شما از نظر اقتصادی وضعیت مناسبی داشته باشید، باز خود را کمتر خوشبخت احساس می کنید (1 درصد افزایش در ثروت سهم صدک بالایی جامعه مانند 1.4 درصد افزایش در نرخ بیکاری کشور عمل می کند و متوسط رضایت از زندگی شهروندان را کاهش می دهد).

علت اینست که هر چه نابرابری در جامعه بیشتر باشد، شما "پول دار واقعی شدن" را بیشتر دور از دسترس می بینید و مواهب آن رویایی تر به نظر می آید. به زبان دیگر، حتی اگر وضع اقتصادی شما خوب هم باشد، باز فاصله زیادتری تا حد مطلوب حس می کنید و موفقیت مالی را دوردست می بینید و این رضایت عمومی شما از زندگی را کاهش می دهد. گفته شده است گذشته از رضایت عمومی از زندگی، میزان احساس های منفی که هرروزه تجربه می کنیم (نگرانی، خشم و استرس) هم با افزایش نابرابری بیشتر و بیشتر می شود. برای ما ایرانی ها این خیلی آشناست، واکنش ها به صفحه ریچ کیدز در اینستاگرام را به یاد بیاورید! ناشاد بودن به نظر در میان ما ایرانی ها بسیار شایع است، شاید بتوان ربطی میان ناشادی و نابرابری اقتصادی یافت.


مفهوم نابرابری اقتصادی بسیار چالش برانگیز است و کسانی آن را از کاستی های جدی اقتصاد بازار آزاد می دانند، با توجه به استفاده تبلیغاتی و نابجای بسیاری از منتقدان باید با احتیاط با آن روبه رو شد. کار به این سادگی نیست. اگر شما هم مثل من هوادار بی ترمز اقتصاد سرمایه داری هستید، این نوشته موسسه میزس را در پاسخ به چنین انتقاداتی از دست ندهید.
https://goo.gl/JeCEjB
https://goo.gl/bUFAvt

کانال راهبرد
@RahbordChannel
مایه دارترین کارگرها در کدام کشورند؟

می گویند که 3 پسربچه به سراغ برادر نصرالدين می روند و می گویند: ما ۱۰ گردو داریم می شود آنها را به عدالت بین ما تقسیم کنی؟
او می پرسد: با عدالت آسمانی یا عدالت زمینی؟
پسربچه ها پاسخ می دهند: عدالت آسمانی حتما بهتر است.
نصرالدین ۸ تا گردو به اولی می دهد، 2 تا به دومی و دو پس گردنی محکم هم به سومی می زند.
پسربچه ها شکوه می کنند که این دیگر چه عدالتی است؟
و پاسخ می شنوند: قادر متعال هم نعمت هایش را به همین شکل میان بندگان تقسیم کرده است !

اگر این لطیفه گویای حقیقتی باشد که هست، می شود مصداقش آن پسربچه اولی را در کشورهای نوردیک و اسکاندیناوی دید. این کشورها کم وبیش در همه شاخص های رفاه در بین برترین ها هستند، خبر بدی از آنجا به گوش نمی رسد و زندگی در آرامش می گذرد. باری اثبات کافی است نگاهی به کشورهای برتر در شاخص پیشرفت اجتماعی بیندازیم.

در گزارشی به کشورهایی که بیشترین پرداخت به کارگران را دارند اشاره شده بود که البته باز هم این کشورها در میان برترین ها بودند، ولی شاید کمتر انتظار داشته باشید که ایالات متحده امریکا رتبه دوم را پس از لوگزامبورگ داشته باشد!
در آمار و ارقام سازمان همکاری های اقتصادی و توسعه آورده است که لوگزامبورگ، آمریکا، سوییس، ایرلند و نروژ، استرالیا، هلند، دانمارک به ترتیب بالاترین پرداخت ها را به کارگران دارند (پرداختی ها بر اساس برابری قدرت خرید استاندارد شده اند).
باز هم بگویید اقتصاد سرمایه داری کارگران را استثمار می کند 😊

http://goo.gl/T5K7UR
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب یک سو تفاهم رایج

یک سال قبل:
زیاد اتفاق می افتد در برنامه های سیمای وطنی از مدیران دولتی دعوت کنند تا برای ملت از خدمات شان داد سخن بدهند، آن مرد خدمتگزار با محاسن اصلاح شده و با لبخندی حاکی از اعتماد به نفس، بلافاصله به سراغ "کار کارشناسی" می رود و می گوید ما برای حل مسائل 6 ماه کار کارشناسی کردیم و برنامه های خوبی تدوین کردیم و به حمد و قوه الهی مشکلات حل خواهد شد.

الان:
دوباره همان مرد دولتی به تلویزیون آمده است، ولی اینبار شور و شوق سابق را ندارد، مجری سراغ آن برنامه و "کار کارشناسی" فوق الذکر را می گیرد. مدیر درمانده می گوید: برنامه ها خوبی داریم، ولی مشکلات زیرساختی وعدم هماهنگی و سیاسی کاری و … نمی گذارند کار را پیش ببریم!

شبیه این سناریو را بسیار شنیده اید، خیلی ها می گویند که ما برنامه های خوبی داریم، ولی در اجرا ضعف داریم.

اما در نوشته زیر گفته شده که "این حرف باد هواست"، برنامه و استراتژی خوب در خلا وجود ندارد، اگر نتوانسته اید آن را اجرا کنید می توان گفت که اصل جنس ایراد داشته است!

راجر مارتین از یک پژوهش که بر مبنای تفکیک استراتژی خوب-اجرای خوب انجام شده است استفاده می کند تا نتیجه ای بر خلاف آن بگیرد. او نشان می دهد که باید به کلی بی خیال جدا کردن تدوین استراتژی از اجرای آن شد.

اگر کسانی می گویند خیلی زحمت کشیدیم و برنامه های خوبی تدوین کردیم، ولی بعد از چند سال به دلایل متعدد این برنامه های خوب اجرایی نمی شود، به آنها بگویید اگر تا الان نشده، شاید اساسا قرار نبوده اتفاقی بیفتد!

https://goo.gl/0L5a6w

کانال راهبرد
@RahbordChannel
اوضاع مملکت آریایی-اسلامی ما و یانکی ها پس از برجام

در این مدت آنقدر از روابط بین ایران و عربستان شنیدم که دیگر ملال آور شده است، ولی گویا قصه سر دراز دارد و حالا حالاها درگیر آن هستیم و پیامدهایش حتی می تواند منافع حاصل از برجام را هم خنثی کند. این مقاله فارین پالسی با تیتر جالب "جنگ ایران و عربستان اشتباه امریکاست" دید متفاوتی دارد و به نقش آمریکا اشاره می کند.

به طور خلاصه می گوید: هرچند ایالات متحده در قضیه توافق هسته ای جلوی پیشرفت نظامی ایرانی ها را گرفت، منطقه را ناپایدارتر خواهد کرد. نویسنده معتقد است اعدام فله ای مخالفان سیاسی در عربستان که پیامدهایش قابل پیش بینی بود، این پیام را از طرف حکام حجاز برای سیاسیون واشینگتون داشت که آنها قرار نیست در آینده در مسیر یانکی ها باشند.

آمریکایی ها نگرانی عرب ها را موجه نمی دانند، به زعم آنها کشوری با اقتصاد بهتر و تسلیحات مدرن تر و اکثریت سنی در صحرای خاورمیانه لازم نیست نگران چیزی باشد. سعودی ها هم می بینند شیعه ها در ایران و عراق و بحرین و یمن و همچنین در استان شرقی خودش فعالند و از سیاست های منطقه ای ایرانی ها هراس دارند. آنها احساس می کنند آمریکایی ها به آنها خیانت کرده اند و برجام امتیازی بزرگ برای ایرانی هاست. عرب ها معتقدند که آمریکایی ها به جای تمرکز صرف بر روی مسئله هسته ای باید جلوی رفتارهای تهاجمی ایرانی ها در منطقه را می گرفتند.

این نگرانی، چه موجه چه غیرموجه، باعث شده است که عربستان شروع به یارگیری از دیگر کشورهای منطقه کند و سیاست تهاجمی تری را پی بگیرد. این چند هفته عرب ها از سکوت اوباما در برابر آزمایش موشک های بالستیک ایران و همچنین بی عملی وی درباره کشته شدن رهبر مخالفان سوریه حتی ناراضی تر شدند. رهبر کشته شده یک پای مذاکرات صلح بود و واکنش نشان ندادن امریکایی ها به این معنا بود که قرار نیست نقش فعالی در صلح سوریه ایفا کنند. ایران و روسیه هر روز یک قدم جلو می گذارند و متحد قدیمی سعودی ها همچنان کاری برای حفظ منافع آنها انجام نمی دهد. به نظر حکام صحرای حجاز همین بی عملی آمریکایی ها و ندیده گرفتن سیاست های منطقه ایران، آنها را قدرتمندتر و گستاخ تر می کند.

نویسنده می گوید اوباما یکی از متحدین قدیمی خود را از دست داد، ولی در آن سوی میدان هیچ متحدی به دست نیاورد و قرار هم نیست به دست آورد. عرب ها هم گویا بنا دارند با شدت عمل بیشتری پیش بروند و همچنان پرچم دفاع از سنی ها را بالا نگه دارند. او پیشنهاد می کند تا دیر نشده دولت امریکا گامی برای جلب اعتماد و متعادل کردن اوضاع بردارد تا چالش های خاورمیانه از کنترل خارج نشود.

با استدلال این مقاله نتیجه اینست که بعد از 16 ژانویه که روز لغو تحریم هاست منتظر معجزه نباشید! همین الان در آمریکا قضیه گرفتن غرامت از ایران برای قربانیان تروریسم بالا گرفته است (در حدود دو میلیارد دلار)، نتیجه انتخابات ایالات متحده البته مهم است، ولی رئیس جمهور آینده هر کسی باشد باید برای تحبیب قلوب حکام حجاز قدمی بردارد، زیرا بعید است رابطه ای با ایران سر بگیرد.

جان کلام اینکه تا تکلیف را با سیاست مشخص نکنیم، بعید است در اقتصاد اتفاقی بیفتد.

http://goo.gl/lA5y4A

کانال راهبرد
@RahbordChannel