تاریخ بسیار بیش از یک بار تکرار می شود و هربار هم تراژدی است!
"یک بار هم در اواخر سال ۱۳۶۶ بود که برای ارائه گزارش وضعیت اقتصادی کشور نزد ایشان (میرحسین موسوی) بودم. وضعیت اقتصادی به هیچ وجه رضایت بخش نبود و احساس خطر می کردم. ایشان هم شدید احساس خطر میکرد. یک مداد در دست ایشان بود، به مداد آن قدر فشار آورد تا شکست.
به من گفت این مداد آستانه تحمل مشخصی دارد و فشار بیش از حد موجب شکستن آن می شود. شما هم باید دقیقا بدانید آستانه تحمل نظام و لحظه فروپاشی آن کجاست. به نظر ایشان لحظه فروپاشی نظام موقعی است که باید احساس خطر کرد و به همین راحتی نباید شرایط را یاس آور نشان داد. توجهی هم به اعداد و ارقام نمیکردند، عاطفی بود و احساسی عمل میکرد.
منظور ایشان از آن صحبت ها این بود که هنوز می توان با این شرایط ادامه داد. در حالی که وقتی یک ساختمان شروع به ریختن میکند، ابتدا ترک می خورد و سپس فرو می ریزد. ساکنان آن خانه هم باید در همان زمانی که ترکها را می بینند به فکر چاره باشند نه در هنگام فرو ریختن. اما پس از آن که در سال ۶۷ شرایط اقتصادی را در آن نامه برای ایشان نوشتم، خود آقای موسوی هم به بغرنج بودن شرایط پی برد. به نظر من ما می توانستیم در سال ۶۵ و ۶۶ به این امر واقف شویم که متاسفانه نشد. معمولا باید مسئولان یک کشور زودتر از مردم سیگنال های شرایط خوب یا بد اجتماعی - اقتصادی و سیاسی را بگیرند. اما در ایران این مردم هستند که زودتر از مسئولان آن سیگنال ها را می گیرند و پس از مدتی مسئولان کشور هم به تبع آنها متوجه میشوند. گاهی هم اصلا متوجه نمی شوند".
https://bit.ly/3j1Qomo
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
"یک بار هم در اواخر سال ۱۳۶۶ بود که برای ارائه گزارش وضعیت اقتصادی کشور نزد ایشان (میرحسین موسوی) بودم. وضعیت اقتصادی به هیچ وجه رضایت بخش نبود و احساس خطر می کردم. ایشان هم شدید احساس خطر میکرد. یک مداد در دست ایشان بود، به مداد آن قدر فشار آورد تا شکست.
به من گفت این مداد آستانه تحمل مشخصی دارد و فشار بیش از حد موجب شکستن آن می شود. شما هم باید دقیقا بدانید آستانه تحمل نظام و لحظه فروپاشی آن کجاست. به نظر ایشان لحظه فروپاشی نظام موقعی است که باید احساس خطر کرد و به همین راحتی نباید شرایط را یاس آور نشان داد. توجهی هم به اعداد و ارقام نمیکردند، عاطفی بود و احساسی عمل میکرد.
منظور ایشان از آن صحبت ها این بود که هنوز می توان با این شرایط ادامه داد. در حالی که وقتی یک ساختمان شروع به ریختن میکند، ابتدا ترک می خورد و سپس فرو می ریزد. ساکنان آن خانه هم باید در همان زمانی که ترکها را می بینند به فکر چاره باشند نه در هنگام فرو ریختن. اما پس از آن که در سال ۶۷ شرایط اقتصادی را در آن نامه برای ایشان نوشتم، خود آقای موسوی هم به بغرنج بودن شرایط پی برد. به نظر من ما می توانستیم در سال ۶۵ و ۶۶ به این امر واقف شویم که متاسفانه نشد. معمولا باید مسئولان یک کشور زودتر از مردم سیگنال های شرایط خوب یا بد اجتماعی - اقتصادی و سیاسی را بگیرند. اما در ایران این مردم هستند که زودتر از مسئولان آن سیگنال ها را می گیرند و پس از مدتی مسئولان کشور هم به تبع آنها متوجه میشوند. گاهی هم اصلا متوجه نمی شوند".
https://bit.ly/3j1Qomo
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
30Book
کتاب اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی اثر بهمن احمدی امویی - گام نو | با تخفیف | 30بوک
خرید اینترنتی و آنلاین کتاب اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی نوشته بهمن احمدی امویی و ترجمه از نشر گام نو، در فروشگاه آنلاین کتاب ۳۰ بوک. کتاب عمومی، اقتصادی، عمومی
بهترین تصویر درباره کرونا
آنها که در بستر بیماری اند را به شما نشان می دهند، ولی کسی آن همه آدم را نمی بیند که از خودکشی ها و سوء مصرف ها و عدم درمان به موقع (امراضی مثل سرطان) ناشی از پاندمی کرونا می میرند. شاید بعدها دریابیم آسیب های مستقیم پاندمی در مقابل پیامدهای ویرانگر غیرمستقیم اش بسیار اندک بوده است. والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
آنها که در بستر بیماری اند را به شما نشان می دهند، ولی کسی آن همه آدم را نمی بیند که از خودکشی ها و سوء مصرف ها و عدم درمان به موقع (امراضی مثل سرطان) ناشی از پاندمی کرونا می میرند. شاید بعدها دریابیم آسیب های مستقیم پاندمی در مقابل پیامدهای ویرانگر غیرمستقیم اش بسیار اندک بوده است. والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
راهنمای ایجاد نورچشمی در شش گام
1) دولت برای "حمایت از مصرف کننده" قانون می گذارد.
2) تولیدکنندگان و ارائه دهندگان خدمت باید مجوز بگیرند و مقررات وضع شده را رعایت کنند.
3) اجرای مقررات تازه و گرفتن مجوز هزینه بنگاه ها را افزایش می دهد.
4) شرکت های کوچکتر و با منابع کمتر از پس هزینه های جدید بر نمی آیند و از میدان خارج می شوند. ورود تازه واردها به صنعت هم کاهش می یابد.
5) فشار رقابتی روی شرکت های بزرگ کاهش می یابد و آنها می توانند با خیال راحت سود بیشتری به جیب بزنند.
6) تبریک می گویم الان شما چندتایی نورچشمی به قبلی ها اضافه کرده اید!
بنگاه های بزرگ عاشق مقررات اضافه اند، چون توان مالی و منابع لازم را دارند و میدان رقابت برایشان خلوت می شود، اما این انحصارها به زیان مصرف کنندگان تمام می شود، آمازون از حداقل حقوق ساعتی 15 دلار استقبال می کند، شاید هزینه هایش بالاتر رود، اما رقبای کوچکترش از میدان به در می شوند، اگر نورچشمی بیشتری می خواهید، بر تعداد مجوزها و مقررات بیفزایید، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
1) دولت برای "حمایت از مصرف کننده" قانون می گذارد.
2) تولیدکنندگان و ارائه دهندگان خدمت باید مجوز بگیرند و مقررات وضع شده را رعایت کنند.
3) اجرای مقررات تازه و گرفتن مجوز هزینه بنگاه ها را افزایش می دهد.
4) شرکت های کوچکتر و با منابع کمتر از پس هزینه های جدید بر نمی آیند و از میدان خارج می شوند. ورود تازه واردها به صنعت هم کاهش می یابد.
5) فشار رقابتی روی شرکت های بزرگ کاهش می یابد و آنها می توانند با خیال راحت سود بیشتری به جیب بزنند.
6) تبریک می گویم الان شما چندتایی نورچشمی به قبلی ها اضافه کرده اید!
بنگاه های بزرگ عاشق مقررات اضافه اند، چون توان مالی و منابع لازم را دارند و میدان رقابت برایشان خلوت می شود، اما این انحصارها به زیان مصرف کنندگان تمام می شود، آمازون از حداقل حقوق ساعتی 15 دلار استقبال می کند، شاید هزینه هایش بالاتر رود، اما رقبای کوچکترش از میدان به در می شوند، اگر نورچشمی بیشتری می خواهید، بر تعداد مجوزها و مقررات بیفزایید، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
☑️ چرا پرداختن به مسئله نیشکر هفتتپه برای اقتصاد ایران حیاتی است؟
گفتوگوی اینستاگرامی
مرتضی کاظمی و امیرحسین خالقی
در لینک زیر ببینید:
اینجا
نیازی به وارد شدن به اپلیکیشن اینستاگرام نیست و کافی روی عکس زیر کلیک کنید.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
گفتوگوی اینستاگرامی
مرتضی کاظمی و امیرحسین خالقی
در لینک زیر ببینید:
اینجا
نیازی به وارد شدن به اپلیکیشن اینستاگرام نیست و کافی روی عکس زیر کلیک کنید.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
الانتظار اشد من الموت!
در این گفتگوی کوتاه با بورسان به بحث انتظارات در اقتصاد پرداخته ام. تا یار چه پسندد، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
در این گفتگوی کوتاه با بورسان به بحث انتظارات در اقتصاد پرداخته ام. تا یار چه پسندد، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
حماسه شورت و زیرپوش
۱۹ بهمن ۱۳۴۹ سالگرد "حماسه سیاهکل" است که اهل دل قضیه اش را به خوبی می دانند؛ چریک های خلقی در فتح الفتوحی غریب با کشتن دو نفر در پاسگاه سیاهکل کارستان کردند در نهایت هم ارتش شاهنشاهی با کمک مردم محلی؟ آن اوباش را کیفر داد، ولی ظاهرا از آنجا که در مملکت آریایی اسلامی اصل "اگر کم نیاوری برنده ای" حاکم است، هنوز رفقا یاد این "حماسه" را گرامی می دارند، دیدم توس طهماسبی خاطره ای جالب از این مبارزان راه آزادی نقل کرده است که خواندنی است:
"سازمان چریکهای فدایی خلق و آرمانشهری که برای ایران در نظر داشتند پیش از هر چیز با یک تصویر برایم تداعی میشود: زمانی که در آغاز دهه ۵۰، اعضای آن در زندان تصمیم گرفتند تا برای زدودن آخرین آثار باقیمانده از مالکیت خصوصی و تفکر خرده بورژوایی، شورتها و زیرپوشهایشان را هم اشتراکی کنند. اما این عملیات با شکوه انقلابی با مانعی جدی برخورد کرد: بیماریهای پوستی شامل قارچ و زخمهای عفونی، مبارزان نستوه خلق را از پا انداخت و در نهایت دخالت بیژن جزنی سبب شد تا از آرمان انقلابی اشتراکی کردن لباسهای زیر چشم پوشی نمایند".
سالهاست هواداران این ریتارددهای پرت می گویند انقلاب را از ما دزدیدند! حرف مفتی است، ولی حتی اگر آن را بپذیریم، باید خدا را شکر که دزدیده شد! والله اعلم.
https://bit.ly/39Yxv0W
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
۱۹ بهمن ۱۳۴۹ سالگرد "حماسه سیاهکل" است که اهل دل قضیه اش را به خوبی می دانند؛ چریک های خلقی در فتح الفتوحی غریب با کشتن دو نفر در پاسگاه سیاهکل کارستان کردند در نهایت هم ارتش شاهنشاهی با کمک مردم محلی؟ آن اوباش را کیفر داد، ولی ظاهرا از آنجا که در مملکت آریایی اسلامی اصل "اگر کم نیاوری برنده ای" حاکم است، هنوز رفقا یاد این "حماسه" را گرامی می دارند، دیدم توس طهماسبی خاطره ای جالب از این مبارزان راه آزادی نقل کرده است که خواندنی است:
"سازمان چریکهای فدایی خلق و آرمانشهری که برای ایران در نظر داشتند پیش از هر چیز با یک تصویر برایم تداعی میشود: زمانی که در آغاز دهه ۵۰، اعضای آن در زندان تصمیم گرفتند تا برای زدودن آخرین آثار باقیمانده از مالکیت خصوصی و تفکر خرده بورژوایی، شورتها و زیرپوشهایشان را هم اشتراکی کنند. اما این عملیات با شکوه انقلابی با مانعی جدی برخورد کرد: بیماریهای پوستی شامل قارچ و زخمهای عفونی، مبارزان نستوه خلق را از پا انداخت و در نهایت دخالت بیژن جزنی سبب شد تا از آرمان انقلابی اشتراکی کردن لباسهای زیر چشم پوشی نمایند".
سالهاست هواداران این ریتارددهای پرت می گویند انقلاب را از ما دزدیدند! حرف مفتی است، ولی حتی اگر آن را بپذیریم، باید خدا را شکر که دزدیده شد! والله اعلم.
https://bit.ly/39Yxv0W
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
Twitter
toos tahmasebi
سازمان چریکهای فدایی خلق و آرمانشهری که برای ایران در نظر داشتند پیش از هر چیز با یک تصویر برایم تداعی میشود: زمانی که در آغاز دهه ۵۰، اعضای آن در زندان تصمیم گرفتند تا برای زدودن آخرین آثار باقیمانده از مالکیت خصوصی و تفکر خرده بورژوایی، شورتها و زیرپوشهایشان…
از لوله تفنگ این اوباش دموکراسی بیرون نمی آمد!
جناب علی مصدقی خاطره ای از دوران مبارزه رفقای ازادیخواه آورده اند که خواندنش بسیار آموزنده است: "ناهید قاجار، از اعضای شاخه مشهد سازمان چریکهای به اصطلاح فدایی خلق در خاطراتش می نویسد: خانهی تیمی ما در زمستان سال 1354 در مشهد ... بود ... روزی گربه کوچک خاکستری و سفید بختبرگشتهای از روی دیوار خانه گذر میکرد.
ویدا گلیآبکناری با چشمان درشت خود با حسرت نگاهی به او کرد و گفت: ببین مهرنوش، مثل بچههاست. چه صورت زیبایی دارد! بیچاره نمیداند که به کجا آمده و ما چیزی برای خوردن او نداریم! ما با تکان دادن دست گربه بیچاره را بدرقه کردیم. او با سرعت از روی دیوار به کوچه پرید و رفت. ما هردو خندیدیم. گویا رفقا این گفتگو و اظهار علاقهی ویدا و من را در حیاط خانه شنیدند. شب؛ هنگامِ برنامهنویسی, انتقادات فراوانی به ویدا و نیز به من مطرح کردند. (به ویژه ویدا که از نظرِ سنی از من جوانتر بود) تنبیه من نوشتن انتقاد از خود بود. من موظف شده بودم که بر روحیهی لطیف حیواندوستیام غلبه کنم و آن را در نوشتهام منعکس نمایم.
اما در مورد ویدا که جوانتر و تجربه زندگی کمتری داشت، رفقا تصمیم دیگری گرفتند. تصمیمی بیرحمانه و ظالمانه! ویدا به این گربه عادت کرده بود. گربه از ماهها پیش بهروی دیوار خانهی ما میآمد و ویدا گویا یواشکی تکهنانی یا چیزی به او میداد و حتا دستی به سرورویش میکشید. ویدا رابطهاش را با گربه پنهان کرده بود. آن شب رفقا ویدا را مورد حمله قرار دادند و انتقادات سختی به این دختر جوان روا داشتند. ویدا تصمیم رفقا را در اینباره که هنوز جوان است و نتوانسته بر احساسات و عواطف خود غلبه کند، پذیرفت. تصمیم تنبیهی ویدا این بود که او باید گربه را بگیرد و بکشد! ویدا گربه را گرفت و به زیرزمینِ خانه برد. با اسلحهای که صدا خفهکن داشت گلولهای در گوش گربه شلیک کرد. گربه را در همانجا رها کرد و به اتاقش برگشت. فردای آنروز، احمد غلامیان مسئول روز خانهی تیمی، غذای آبگوشتی که گه گاه میپختیم برایمان درست کرد و به خوردمان داد. بعد از جمع کردنِ سفره، به کنایه گفت آبگوشت خوشمزهای بود؟!
ما امروز آبگوشت گربه خوردیم. من باورم نمیشد که گوشت کوبیده ما همان گربه روی دیوار باشد. از آنروز بهبعد ویدا، همان ویدای شاد و سرحال نبود".
این بربریت ها انحراف از "مسیر واقعی ازادی خواهی" و ضرورت مبارزه نبود، از ان ایده های ظلمانی جز این بر نمی آمد، والله اعلم.
https://bit.ly/3rNpjXv
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
جناب علی مصدقی خاطره ای از دوران مبارزه رفقای ازادیخواه آورده اند که خواندنش بسیار آموزنده است: "ناهید قاجار، از اعضای شاخه مشهد سازمان چریکهای به اصطلاح فدایی خلق در خاطراتش می نویسد: خانهی تیمی ما در زمستان سال 1354 در مشهد ... بود ... روزی گربه کوچک خاکستری و سفید بختبرگشتهای از روی دیوار خانه گذر میکرد.
ویدا گلیآبکناری با چشمان درشت خود با حسرت نگاهی به او کرد و گفت: ببین مهرنوش، مثل بچههاست. چه صورت زیبایی دارد! بیچاره نمیداند که به کجا آمده و ما چیزی برای خوردن او نداریم! ما با تکان دادن دست گربه بیچاره را بدرقه کردیم. او با سرعت از روی دیوار به کوچه پرید و رفت. ما هردو خندیدیم. گویا رفقا این گفتگو و اظهار علاقهی ویدا و من را در حیاط خانه شنیدند. شب؛ هنگامِ برنامهنویسی, انتقادات فراوانی به ویدا و نیز به من مطرح کردند. (به ویژه ویدا که از نظرِ سنی از من جوانتر بود) تنبیه من نوشتن انتقاد از خود بود. من موظف شده بودم که بر روحیهی لطیف حیواندوستیام غلبه کنم و آن را در نوشتهام منعکس نمایم.
اما در مورد ویدا که جوانتر و تجربه زندگی کمتری داشت، رفقا تصمیم دیگری گرفتند. تصمیمی بیرحمانه و ظالمانه! ویدا به این گربه عادت کرده بود. گربه از ماهها پیش بهروی دیوار خانهی ما میآمد و ویدا گویا یواشکی تکهنانی یا چیزی به او میداد و حتا دستی به سرورویش میکشید. ویدا رابطهاش را با گربه پنهان کرده بود. آن شب رفقا ویدا را مورد حمله قرار دادند و انتقادات سختی به این دختر جوان روا داشتند. ویدا تصمیم رفقا را در اینباره که هنوز جوان است و نتوانسته بر احساسات و عواطف خود غلبه کند، پذیرفت. تصمیم تنبیهی ویدا این بود که او باید گربه را بگیرد و بکشد! ویدا گربه را گرفت و به زیرزمینِ خانه برد. با اسلحهای که صدا خفهکن داشت گلولهای در گوش گربه شلیک کرد. گربه را در همانجا رها کرد و به اتاقش برگشت. فردای آنروز، احمد غلامیان مسئول روز خانهی تیمی، غذای آبگوشتی که گه گاه میپختیم برایمان درست کرد و به خوردمان داد. بعد از جمع کردنِ سفره، به کنایه گفت آبگوشت خوشمزهای بود؟!
ما امروز آبگوشت گربه خوردیم. من باورم نمیشد که گوشت کوبیده ما همان گربه روی دیوار باشد. از آنروز بهبعد ویدا، همان ویدای شاد و سرحال نبود".
این بربریت ها انحراف از "مسیر واقعی ازادی خواهی" و ضرورت مبارزه نبود، از ان ایده های ظلمانی جز این بر نمی آمد، والله اعلم.
https://bit.ly/3rNpjXv
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
Twitter
Ali Mosaddeghi
1) ناهید قاجار، از اعضای شاخه مشهد سازمان چریکهای به اصطلاح فدایی خلق که از سال 53 به عضویت این سازمان درآمد و از سال 54 هم زندگی مخفی را آغاز کرد و پس از انقلاب در سال 62 به همراه دیگر نیروهای این سازمان به شوروی گریخت و بعدها ساکن سوئد شد در
❤1👍1
رونق و رکود به زبان ساده برای الکلی ها!
"مشکلات در دوره رونق به وجود می آیند و رکود چیزی جز یک فرایند اصلاح ضروری نیست. کسادی در واقع خطاهایی که در دوره رونق رخ داده است (چیزی که اتریشی ها به آن سرمایه گذاری نادرست می گویند) را نشان می دهد و برجسته می سازد و همچنین فرایند تخصیص دوباره منابع به کاربردهای ارزشمندتر را به کار می اندازد.
در این مورد می توان از تمثیل خماری پس از میگساری و شادنوشی بهره گرفت. وقتی فرد صبح روز بعد بیدار می شود و احوال خوبی ندارد به این علت نیست که آن روز صبح تصمیم بدی گرفته است، خیر، این پیامد تصمیم بد دیشب است. بدن شما در حالت سالم و عادی نیست و این راهی برای بهبود آثار زیانبار الکل است. شما حس خوبی ندارید، ولی از قضا این حس بدان معناست که وضع رو به بهبودی است و بدنتان در حال رها شدن از شر سموم است ...
یکی از دلالت های این نکته که گفتیم اینست که سیاست درست در جریان وقوع کسادی چیزی جز این نیست که اجازه دهیم اقتصاد خودش خود را ترمیم و درمان کند و دولت برای از بین بردن کسادی سراغ ایجاد تورم جدید نرود".
https://amzn.to/37pDZEf
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
"مشکلات در دوره رونق به وجود می آیند و رکود چیزی جز یک فرایند اصلاح ضروری نیست. کسادی در واقع خطاهایی که در دوره رونق رخ داده است (چیزی که اتریشی ها به آن سرمایه گذاری نادرست می گویند) را نشان می دهد و برجسته می سازد و همچنین فرایند تخصیص دوباره منابع به کاربردهای ارزشمندتر را به کار می اندازد.
در این مورد می توان از تمثیل خماری پس از میگساری و شادنوشی بهره گرفت. وقتی فرد صبح روز بعد بیدار می شود و احوال خوبی ندارد به این علت نیست که آن روز صبح تصمیم بدی گرفته است، خیر، این پیامد تصمیم بد دیشب است. بدن شما در حالت سالم و عادی نیست و این راهی برای بهبود آثار زیانبار الکل است. شما حس خوبی ندارید، ولی از قضا این حس بدان معناست که وضع رو به بهبودی است و بدنتان در حال رها شدن از شر سموم است ...
یکی از دلالت های این نکته که گفتیم اینست که سیاست درست در جریان وقوع کسادی چیزی جز این نیست که اجازه دهیم اقتصاد خودش خود را ترمیم و درمان کند و دولت برای از بین بردن کسادی سراغ ایجاد تورم جدید نرود".
https://amzn.to/37pDZEf
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
"عدالت اجتماعی" قابل اجراست ، ولی در پادگان!
اگر جامعه را یک سازمان اجباری بزرگ بدانیم که گروهی از افراد می توانند نظم دلخواه خود (که آن را نظمی همسو با "خیر جمعی" می دانند) را پیشنهاد و با قدرت اجرا کنند، البته می توان از عدالت اجتماعی هم سخن گفت، ولی در جامعه ای تشکیل شده از افراد آزاد مفهوم عدالت اجتماعی هیچ معنایی ندارد. عدالت اجتماعی حاصل انسان انگاری "جامعه" است، اگر جامعه را مجموعه ای از انسان ها بدانیم که هیچ هدف مشترکی ندارند و مناسبات آنها با قانون های انتزاعی که آزمون زمان را از سر گذرانده اند، هماهنگ می شوند، می توان دریافت که چقدر چهره انسانی بخشیدن به آن نابجاست.
برای تقریب ذهن می توان به رویدادهای طبیعی مثل زلزله که وقوع آنها را نمی توان به عامل انسانی نسبت داد توجه کرد، در زلزله کسانی آسیب جدی می بینند و دیگرانی سالم و سلامت جان به در می برند؛ چنین رویدادهایی بسیار تاسف برانگیز است، ولی اشاره به عدالت و عادلانه بودن و نبودن آن به وضوح نامعقول است. در مورد توزیع مواهب مادی نیز قضیه تفاوتی ندارد،
در یک نظام تقسیم کار پیچیده غیرشخصی مبتنی بر بازار چه "کسی" مسئول است که رفتار وی را مصداق بی عدالتی بدانیم؟ چنین "کسی" وجود ندارد. در نظامی که افراد بدن اجبار مشخص کار خود را انتخاب می کند و با توافق با هم به مبادله می پردازند و تنها زمانی می توان درآمد داشت که مطلوبیتی برای دیگران فراهم آید و البته بخت و اقبال و ریسک پذیری هم بخشی از کار است؛ نمی توان "کسی" را مسئول تفاوت های افراد دانست.
"عدالت اجتماعی فقط در یک اقتصاد هدایت شده و دستوری مثل ارتش که افراد در مورد آنچه می توانند انجام دهند از دیگری دستور می گیرند، می تواند معنا پیدا کند".
https://t.me/farhangi_e_kian/19673
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
اگر جامعه را یک سازمان اجباری بزرگ بدانیم که گروهی از افراد می توانند نظم دلخواه خود (که آن را نظمی همسو با "خیر جمعی" می دانند) را پیشنهاد و با قدرت اجرا کنند، البته می توان از عدالت اجتماعی هم سخن گفت، ولی در جامعه ای تشکیل شده از افراد آزاد مفهوم عدالت اجتماعی هیچ معنایی ندارد. عدالت اجتماعی حاصل انسان انگاری "جامعه" است، اگر جامعه را مجموعه ای از انسان ها بدانیم که هیچ هدف مشترکی ندارند و مناسبات آنها با قانون های انتزاعی که آزمون زمان را از سر گذرانده اند، هماهنگ می شوند، می توان دریافت که چقدر چهره انسانی بخشیدن به آن نابجاست.
برای تقریب ذهن می توان به رویدادهای طبیعی مثل زلزله که وقوع آنها را نمی توان به عامل انسانی نسبت داد توجه کرد، در زلزله کسانی آسیب جدی می بینند و دیگرانی سالم و سلامت جان به در می برند؛ چنین رویدادهایی بسیار تاسف برانگیز است، ولی اشاره به عدالت و عادلانه بودن و نبودن آن به وضوح نامعقول است. در مورد توزیع مواهب مادی نیز قضیه تفاوتی ندارد،
در یک نظام تقسیم کار پیچیده غیرشخصی مبتنی بر بازار چه "کسی" مسئول است که رفتار وی را مصداق بی عدالتی بدانیم؟ چنین "کسی" وجود ندارد. در نظامی که افراد بدن اجبار مشخص کار خود را انتخاب می کند و با توافق با هم به مبادله می پردازند و تنها زمانی می توان درآمد داشت که مطلوبیتی برای دیگران فراهم آید و البته بخت و اقبال و ریسک پذیری هم بخشی از کار است؛ نمی توان "کسی" را مسئول تفاوت های افراد دانست.
"عدالت اجتماعی فقط در یک اقتصاد هدایت شده و دستوری مثل ارتش که افراد در مورد آنچه می توانند انجام دهند از دیگری دستور می گیرند، می تواند معنا پیدا کند".
https://t.me/farhangi_e_kian/19673
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
Telegram
کانال نو اندیشی دینی کیان
🔮ویژه نامه
ماهنامه ی" کوچه "
خانه ی فرهنگی غدیر
اسفند ۹۹ - شماره سی و سوم
۸۴ صفحه
🔮 به مناسبت
روز جهانی عدالت اجتماعی
ماهنامه ی" کوچه "
خانه ی فرهنگی غدیر
اسفند ۹۹ - شماره سی و سوم
۸۴ صفحه
🔮 به مناسبت
روز جهانی عدالت اجتماعی
توصیه پیر ژئوپلیتیک به بایدن
دستاوردهای ترامپ در خاورمیانه چشمگیر بود، می توان آن را با توفیق نیکسون در ارتباط با چین در 1972 مقایسه کرد، او با پیمان ابراهیم و عادی سازی روبط اسرائیل با اعراب توانست مسئله فلسطین را از بقیه مسائل منطقه جدا کند و همچنین دولت های سنی را در در مقابل شیعه ها یعنی ایران متحد کرد که ظرفیت بالقوه برای تهدیدی آن را دارند.
همین سیاست قبلی را در مورد ایران ادامه دهید! فشار حداکثری را باید حفظ کرد تا دریابیم ایرانی ها می خواهند به کدام سمت حرکت کنند، اگر در مورد ایران راه متفاوتی برویم، دستاوردهای مهم دولت قبل هم از دست خواهد رفت.
کیسینجر را نمی توان جدی نگرفت، ولی همه ما محکوم به غافلگیر شدن در برابر آینده ایم، والله اعلم.
https://bit.ly/2PDKo91
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
دستاوردهای ترامپ در خاورمیانه چشمگیر بود، می توان آن را با توفیق نیکسون در ارتباط با چین در 1972 مقایسه کرد، او با پیمان ابراهیم و عادی سازی روبط اسرائیل با اعراب توانست مسئله فلسطین را از بقیه مسائل منطقه جدا کند و همچنین دولت های سنی را در در مقابل شیعه ها یعنی ایران متحد کرد که ظرفیت بالقوه برای تهدیدی آن را دارند.
همین سیاست قبلی را در مورد ایران ادامه دهید! فشار حداکثری را باید حفظ کرد تا دریابیم ایرانی ها می خواهند به کدام سمت حرکت کنند، اگر در مورد ایران راه متفاوتی برویم، دستاوردهای مهم دولت قبل هم از دست خواهد رفت.
کیسینجر را نمی توان جدی نگرفت، ولی همه ما محکوم به غافلگیر شدن در برابر آینده ایم، والله اعلم.
https://bit.ly/2PDKo91
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
در باب حضور نظامی ها در سیاست و اقتدارگرایی و باقی قضایا
مولانا محمد قائد شرفی در یادداشتی درباره رضاه شاه پهلوی و آن به اصطلاح توسعه آمرانه نوشته است: "ویکتور هوگو گفت ”هیچ چیز نیرومندتر از فکری نیست که وقتش فرا رسیده باشد.“ انقلاب و جهش اجتماعی مانند نوزادی است که نمیتوان مانع تولدش شد. قدرت سردار سپه قدرت فکری بود که تحققش او را میطلبید، و نوزادی که خروجش از زهدان تاریخ نیاز به قابلهای مانند او داشت.
کسانی که ادای ظهور یک نظامی ِ دیگر در صحنهٔ سیاست ایران درمیآورند باید ابتدا فردی پیدا کنند همان اندازه جدی و باورپذیر با چکمهای آمادهٔ از سر راه برداشتن آنچه مانع ترقی جامعه باشد. بعید است امثال سرلشکر دکتر فیلدمارشال آماتور، سردار دکتر خلبان مهندس، قلی پلنگ، یا خزانهدار شرکت سهامی خاص بتوانند همان امیدها و نویدی به جامعه بدهند که مرد سوادکوهی داد. استقبال از لوکوموتیوران ماهر و قابلهٔ قوی باید همراه باشد با انتظار جامعه برای تولد و تحقق ایدهٔ نیرومند ــــ آن ایدهٔ نیرومند جذاب خاص. هر شبیهسازی دیگری تقلید و کاریکاتور خامدستانه است".
هرگونه توضیح بیشتری توهین به ایجاز جادویی نوشته در توصیف اوضاع امروز است، والله اعلم.
https://bit.ly/3tbg04r
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
مولانا محمد قائد شرفی در یادداشتی درباره رضاه شاه پهلوی و آن به اصطلاح توسعه آمرانه نوشته است: "ویکتور هوگو گفت ”هیچ چیز نیرومندتر از فکری نیست که وقتش فرا رسیده باشد.“ انقلاب و جهش اجتماعی مانند نوزادی است که نمیتوان مانع تولدش شد. قدرت سردار سپه قدرت فکری بود که تحققش او را میطلبید، و نوزادی که خروجش از زهدان تاریخ نیاز به قابلهای مانند او داشت.
کسانی که ادای ظهور یک نظامی ِ دیگر در صحنهٔ سیاست ایران درمیآورند باید ابتدا فردی پیدا کنند همان اندازه جدی و باورپذیر با چکمهای آمادهٔ از سر راه برداشتن آنچه مانع ترقی جامعه باشد. بعید است امثال سرلشکر دکتر فیلدمارشال آماتور، سردار دکتر خلبان مهندس، قلی پلنگ، یا خزانهدار شرکت سهامی خاص بتوانند همان امیدها و نویدی به جامعه بدهند که مرد سوادکوهی داد. استقبال از لوکوموتیوران ماهر و قابلهٔ قوی باید همراه باشد با انتظار جامعه برای تولد و تحقق ایدهٔ نیرومند ــــ آن ایدهٔ نیرومند جذاب خاص. هر شبیهسازی دیگری تقلید و کاریکاتور خامدستانه است".
هرگونه توضیح بیشتری توهین به ایجاز جادویی نوشته در توصیف اوضاع امروز است، والله اعلم.
https://bit.ly/3tbg04r
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
Mghaed
میراثِ آمرانگی
بخش دوم مقالهٔ ظهور ِ شاید تصادفی، صعود ِ یقیناً مقاومتناپذیر
در باب میوه جات و مرغ عروسی و عزا
دیدم دوستی نوشته است:" لیبرالها ادعا میکنند که بالارفتن تقاضا باعث بالارفتن قیمتها میشود ... همانطوری که درباره گرانشدن یکباره ماسک میگفتند ... پس به نظر آنها اگر تقاضا پایین بیاید، طبیعتاً قیمتها هم پایین میآیند. اما آیا چنین است؟ دست کم اکبر یاوری از مدیران اتحادیه بارفروشان چیز دیگری میگوید: "بیش از پنجهزارتن میوه در میدانهای روی دست بارفروشان مانده چون کسی میوه نمیخرد. میوه گران است و قدرت خرید مردم کم شده." ، میوه گران شده، مردم نمیتوانند بخرند، پس تقاضا بهشدت پایین آمده و باید طبیعتاً قیمت میوه هم پایین بیاید اما اگر الان بروی در خیابان و به هر کسی بگویی بهزودی قیمت میوه پایین میآید، به ریشت میخند و ...".
https://t.me/roozArooz_media/28859
البته از پژوهشگر جماعت انتظار می رود سطح تحلیل را از گپ های داخل تاکسی ارتقا دهد، ولی ظاهرا نفرت از لیبرالیسم عملا ناموجود مشکل ایجاد کرده است، قضیه چیست؟ در همان مقدمات علم ملال آور اقتصاد در مورد قانون تقاضا می خوانیم که که اگر با "حفظ باقی شرایط" میزان تقاضای ملت (یعنی خواسته+پول درجیب) برای فلان کالا افزایش یابد، قیمت هم بالا می رود تا تعادل عرضه و تقاضا برقرار شود، در مورد کاهش تقاضا هم باید با کاهش قیمت روبه رو باشیم. به بیان دیگر "با حفظ باقی شرایط" اگر پژوهشگر ما به میوه فروشی محل برود و بچه های محل میوه نخریده باشند، می تواند انتظار داشته باشد میوه را ارزانتر بخرد. پس فعلا لیبرال ها! چیز نادرستی نگفته اند.
با این حال برای فهم بهتر باید قضیه را طی زمان دید که چطور تغییر رخ می دهد. فردای روزی که میوه فروش محل از شر محموله میوه مشکل ساز "ارزان" راحت شد، حواسش هست وقتی به میدان می رود مثل دفعه قبل رفتار نکند، او که سرش در حساب و کتاب است، احتمالا میزان کمتری خریداری می کند و با قیمت بیشتری به مشتریان خاص اهل دل بفروشد تا هم دخل و خرجش بخواند و هم جنس مازاد روی دستش نماند، شاید میوه با کیفیت پایین تر انتخاب کند تا ارزان تر باشد و با قدرت خرید اهالی محلی بیشتر سازگار باشد، در یک امکان رادیکال حتی شاید به این نتیجه برسد اصلا چه کاری است وقتی مایه ای در نمی آید، پول و سرمایه را خرج کاری پردردسر مثل میوه فروشی کند، پیش خودش می گوید فعلا مغازه را تحویل می دهم و هزینه اضافه نمی کنم تا ببینم سال بعد چه می شود و ...، در هر حال شرایط "تغییر" می کند.
در واقع پژوهشگر عزیز برای تفسیر قانون تقاضا باید حواسش بیشتر جمع این کدوی "حفظ باقی شرایط" بود و به جای عکس روی فیلم بیشتر متمرکز می شد. اما نکته مهم دیگری هم هست؛ آن عزیز بارفروش اشاره اش به "میدان" است، نه مغازه های سطح شهر. او در همان مصاحبه گفته است: "بارفروشی که روزی پنج ماشین میوه میفروخت امروز در شب عید توانسته یک ماشین میوه بفروشد. علت این است که مردم از میوهفروشیها میوه نمیخرند و میوهفروش هم از بارفروش سفارش نمیگیرد." دقت کنید! میوه فروش و بارفروش دو بازیگر متفاوت اند و وضعیت در میدان با میوه فروشی محل متفاوت است!
او به قیمت برخی میوه جات هم اشاره می کند که مثلا تامسون مجلسی 8 تا ده هزار تومان است و خیار چقدر است و فلان، ولی اینها قیمت "میدان" است و در معامله بارفروش و میوه فروش موضوعیت دارد! اما مگر در میدان قانون تقاضا برقرار نیست؟ چرا آنجا قیمت پایین نمی آید؟ این حرف حساب است و از قضا دستکم در یک فقره موز درهمان مصاحبه رئیس صنف محترم اشاره می کند: موز در میادین اصلی میوه کیلویی ۱۰ هزار تومان ارزان شده است! او اطلاعات بیشتری در مورد اقلام دیگر نداده است، ولی در مورد بقیه هم می شود انتظار داشت در صورت وجود میوه جات در میدان، اگر میوه فروش ها نخرند، جنس را باید با قیمت پایین تر فروخت.
البته برای اظهار نظر دقیق باید از اهل فن پرسید و دینامیزم پیچیده بازار میوه جات و محصولات کشاورزی را بررسی کرد، ولی تا همین جا هم روشن است که اگر فقط هدفمان متلک به لیبرالیسم عملا ناموجود نباشد، خوبیت ندارد به قانون تقاضا گیر بدهیم! باید "واقعیت ها" را بررسی کنیم که کار ساده ای نیست. لیبرالیسم هم این وسط انگار طفل حرام زاده ای است که هر که بخواهد جز میوه جات به حساب آید، حتما باید لگدی هم به آن بزند. والله اعلم.
https://bit.ly/3qVJaCM
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
دیدم دوستی نوشته است:" لیبرالها ادعا میکنند که بالارفتن تقاضا باعث بالارفتن قیمتها میشود ... همانطوری که درباره گرانشدن یکباره ماسک میگفتند ... پس به نظر آنها اگر تقاضا پایین بیاید، طبیعتاً قیمتها هم پایین میآیند. اما آیا چنین است؟ دست کم اکبر یاوری از مدیران اتحادیه بارفروشان چیز دیگری میگوید: "بیش از پنجهزارتن میوه در میدانهای روی دست بارفروشان مانده چون کسی میوه نمیخرد. میوه گران است و قدرت خرید مردم کم شده." ، میوه گران شده، مردم نمیتوانند بخرند، پس تقاضا بهشدت پایین آمده و باید طبیعتاً قیمت میوه هم پایین بیاید اما اگر الان بروی در خیابان و به هر کسی بگویی بهزودی قیمت میوه پایین میآید، به ریشت میخند و ...".
https://t.me/roozArooz_media/28859
البته از پژوهشگر جماعت انتظار می رود سطح تحلیل را از گپ های داخل تاکسی ارتقا دهد، ولی ظاهرا نفرت از لیبرالیسم عملا ناموجود مشکل ایجاد کرده است، قضیه چیست؟ در همان مقدمات علم ملال آور اقتصاد در مورد قانون تقاضا می خوانیم که که اگر با "حفظ باقی شرایط" میزان تقاضای ملت (یعنی خواسته+پول درجیب) برای فلان کالا افزایش یابد، قیمت هم بالا می رود تا تعادل عرضه و تقاضا برقرار شود، در مورد کاهش تقاضا هم باید با کاهش قیمت روبه رو باشیم. به بیان دیگر "با حفظ باقی شرایط" اگر پژوهشگر ما به میوه فروشی محل برود و بچه های محل میوه نخریده باشند، می تواند انتظار داشته باشد میوه را ارزانتر بخرد. پس فعلا لیبرال ها! چیز نادرستی نگفته اند.
با این حال برای فهم بهتر باید قضیه را طی زمان دید که چطور تغییر رخ می دهد. فردای روزی که میوه فروش محل از شر محموله میوه مشکل ساز "ارزان" راحت شد، حواسش هست وقتی به میدان می رود مثل دفعه قبل رفتار نکند، او که سرش در حساب و کتاب است، احتمالا میزان کمتری خریداری می کند و با قیمت بیشتری به مشتریان خاص اهل دل بفروشد تا هم دخل و خرجش بخواند و هم جنس مازاد روی دستش نماند، شاید میوه با کیفیت پایین تر انتخاب کند تا ارزان تر باشد و با قدرت خرید اهالی محلی بیشتر سازگار باشد، در یک امکان رادیکال حتی شاید به این نتیجه برسد اصلا چه کاری است وقتی مایه ای در نمی آید، پول و سرمایه را خرج کاری پردردسر مثل میوه فروشی کند، پیش خودش می گوید فعلا مغازه را تحویل می دهم و هزینه اضافه نمی کنم تا ببینم سال بعد چه می شود و ...، در هر حال شرایط "تغییر" می کند.
در واقع پژوهشگر عزیز برای تفسیر قانون تقاضا باید حواسش بیشتر جمع این کدوی "حفظ باقی شرایط" بود و به جای عکس روی فیلم بیشتر متمرکز می شد. اما نکته مهم دیگری هم هست؛ آن عزیز بارفروش اشاره اش به "میدان" است، نه مغازه های سطح شهر. او در همان مصاحبه گفته است: "بارفروشی که روزی پنج ماشین میوه میفروخت امروز در شب عید توانسته یک ماشین میوه بفروشد. علت این است که مردم از میوهفروشیها میوه نمیخرند و میوهفروش هم از بارفروش سفارش نمیگیرد." دقت کنید! میوه فروش و بارفروش دو بازیگر متفاوت اند و وضعیت در میدان با میوه فروشی محل متفاوت است!
او به قیمت برخی میوه جات هم اشاره می کند که مثلا تامسون مجلسی 8 تا ده هزار تومان است و خیار چقدر است و فلان، ولی اینها قیمت "میدان" است و در معامله بارفروش و میوه فروش موضوعیت دارد! اما مگر در میدان قانون تقاضا برقرار نیست؟ چرا آنجا قیمت پایین نمی آید؟ این حرف حساب است و از قضا دستکم در یک فقره موز درهمان مصاحبه رئیس صنف محترم اشاره می کند: موز در میادین اصلی میوه کیلویی ۱۰ هزار تومان ارزان شده است! او اطلاعات بیشتری در مورد اقلام دیگر نداده است، ولی در مورد بقیه هم می شود انتظار داشت در صورت وجود میوه جات در میدان، اگر میوه فروش ها نخرند، جنس را باید با قیمت پایین تر فروخت.
البته برای اظهار نظر دقیق باید از اهل فن پرسید و دینامیزم پیچیده بازار میوه جات و محصولات کشاورزی را بررسی کرد، ولی تا همین جا هم روشن است که اگر فقط هدفمان متلک به لیبرالیسم عملا ناموجود نباشد، خوبیت ندارد به قانون تقاضا گیر بدهیم! باید "واقعیت ها" را بررسی کنیم که کار ساده ای نیست. لیبرالیسم هم این وسط انگار طفل حرام زاده ای است که هر که بخواهد جز میوه جات به حساب آید، حتما باید لگدی هم به آن بزند. والله اعلم.
https://bit.ly/3qVJaCM
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
Telegram
روزآروز
#تحلیل_روز
✋ چگونه ادعاهای لیبرالها را آزمون کنیم
👈 بهبهانه تلنبارشدن هزارانکیلو #میوه در میدانهای میوهوترهبار و #گرانی میوه
روزبه آقاجری | پژوهشگر اجتماعی
1️⃣ لیبرالها ادعا میکنند که بالارفتن تقاضا باعث بالارفتن قیمتها میشود و این طبیعی است،…
✋ چگونه ادعاهای لیبرالها را آزمون کنیم
👈 بهبهانه تلنبارشدن هزارانکیلو #میوه در میدانهای میوهوترهبار و #گرانی میوه
روزبه آقاجری | پژوهشگر اجتماعی
1️⃣ لیبرالها ادعا میکنند که بالارفتن تقاضا باعث بالارفتن قیمتها میشود و این طبیعی است،…
ایران احتمالا به سلاح هسته ای دست یافته است، به فکر راهکار مناسب باشید!
به نظر نویسندگان این يادداشت، سازمانهای امنیتی غربی در توهم به سر میبرند، ایران احتمالا به مرحله تولید سلاح هسته ای رسیده است و چه بسا با کمک کره شمالی آن را آزمایش کرده باشد. برجام و امثالهم هم به کار نمی آید، یانکیها باید از این به بعد ایران را تهدیدی هستهای در نظر بگیرند، به فکر تقویت زیرساختها و دفاع ضدموشکی گسترده باشند و فعالیتهای اطلاعاتی جدی را برای کشف پایگاههای هستهای دنبال کنند، والله اعلم.
https://bit.ly/3r8pH25
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
به نظر نویسندگان این يادداشت، سازمانهای امنیتی غربی در توهم به سر میبرند، ایران احتمالا به مرحله تولید سلاح هسته ای رسیده است و چه بسا با کمک کره شمالی آن را آزمایش کرده باشد. برجام و امثالهم هم به کار نمی آید، یانکیها باید از این به بعد ایران را تهدیدی هستهای در نظر بگیرند، به فکر تقویت زیرساختها و دفاع ضدموشکی گسترده باشند و فعالیتهای اطلاعاتی جدی را برای کشف پایگاههای هستهای دنبال کنند، والله اعلم.
https://bit.ly/3r8pH25
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
نان، کار، بردگی!
کسی که "نان" تو در گرو "لطف" اوست، به تو آزادی نخواهد داد!
به علاوه، بدون "آزادی" بعید است "نان" کافی گیرت آید.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
کسی که "نان" تو در گرو "لطف" اوست، به تو آزادی نخواهد داد!
به علاوه، بدون "آزادی" بعید است "نان" کافی گیرت آید.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
از سرزمین پیشوا چه خبر؟
دوستی مجازی از کوبا سهمیه ماهانه کوبایی ها برای دریافت کالاهای "موردنیاز" را فرستاده است؛ هر پوند 454 گرم (کمتر از نیم کیلو) است و هر دلار امریکا تقریبا برابر با 24 پزو کوباست. صف هم که بخش دائمی از زندگی کوبایی هاست:
سهیمه ها برای یک ماه
برنج نفری ۷ پوند، هر پوند ۷پزو
لوبیا سیاه ۱۰۰ گرم، ۸ پزو
روغن هر دو ماه نیم لیتر، ۱۵ پزو
تخم مرغ ۱۲ عدد، ۲۵ پزو
مرغ، یک پوند ، ۲۵ پزو
خمیر دندون هر شش ماه یک عدد ۸ پزو
صابون هر دوماه، ۴ عدد، ۳۲پزو
شکر، یک پوند ۱۰ پزو
قهوه ۱۲۵ گرم، ۱۵ پزو
خلاصه آمادگی داشته باشید که شاید از این تجربیات موفق! در اینجا هم استفاده شود، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
دوستی مجازی از کوبا سهمیه ماهانه کوبایی ها برای دریافت کالاهای "موردنیاز" را فرستاده است؛ هر پوند 454 گرم (کمتر از نیم کیلو) است و هر دلار امریکا تقریبا برابر با 24 پزو کوباست. صف هم که بخش دائمی از زندگی کوبایی هاست:
سهیمه ها برای یک ماه
برنج نفری ۷ پوند، هر پوند ۷پزو
لوبیا سیاه ۱۰۰ گرم، ۸ پزو
روغن هر دو ماه نیم لیتر، ۱۵ پزو
تخم مرغ ۱۲ عدد، ۲۵ پزو
مرغ، یک پوند ، ۲۵ پزو
خمیر دندون هر شش ماه یک عدد ۸ پزو
صابون هر دوماه، ۴ عدد، ۳۲پزو
شکر، یک پوند ۱۰ پزو
قهوه ۱۲۵ گرم، ۱۵ پزو
خلاصه آمادگی داشته باشید که شاید از این تجربیات موفق! در اینجا هم استفاده شود، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
ترجمه کتاب جدید
ویرایش "مبانی فلسفی و اقتصادی سرمایه داری" تقریبا تمام شده، تا هفته دیگر ترجمه کتاب (Fiat Standard) را شروع می کنم، از این عزیز نویسنده پیشتر (Bitcoin Standard) به بازار آمده است که اقبال خوبی داشته است، خداوند بر عمر حامی کتاب جناب فرهاد خان مقدم سلیمی (فرهاد اکسچینج) بیفزاید.
@farhadexchanger
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
ویرایش "مبانی فلسفی و اقتصادی سرمایه داری" تقریبا تمام شده، تا هفته دیگر ترجمه کتاب (Fiat Standard) را شروع می کنم، از این عزیز نویسنده پیشتر (Bitcoin Standard) به بازار آمده است که اقبال خوبی داشته است، خداوند بر عمر حامی کتاب جناب فرهاد خان مقدم سلیمی (فرهاد اکسچینج) بیفزاید.
@farhadexchanger
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در باب روانشناسی برخی اهالی "سیاست"!
سر ناکسان را برافراشتن،
و از ایشان امید بهی داشتن،
سررشته خویش گم کردن است
به جیب اندرون مار پروردن است.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
سر ناکسان را برافراشتن،
و از ایشان امید بهی داشتن،
سررشته خویش گم کردن است
به جیب اندرون مار پروردن است.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
در باب سیاست ورزی در ایران به مناسبت انتخابات
"تصور کنیم امروز یا در آینده کسانی در ایران بگویند باید ترتیبی داد ساعت ٦ صبح در سراسر مملکت همزمان نان و پنیر و چای شیرین به در خانهها ببرند.
وقتی این فکر به اندازهٔ کافی طرفدار پیدا کرد، اهل دیانت غریو خواهند کشید که، اولاً اصل طرح درخشان مربوط به صدر اسلام و علمای جلیلالقدر شیعه است؛ ثانیاً باید بین پنیر و کره به مؤمنان حق انتخاب داد زیرا لا اکراه فیالدین؛ ثالثاً ساعت ٦ بسیار دیر است و به جهت رفاه حال مؤمنان زحمتکش وقت صحیح تحویل صبحانهٔ شرعی ساعت ٥ خواهد بود.
وقتی مدعیان نخستین را از میدان به در کردند و قدرت را گرفتند خواهند گفت مرگ بر رفاهطلبان که بویی از ضیافت الهی به مشامشان نخورده و در پی تنورشکم دمبهدم تافتناند".
خلاصه فهم اوضاع در نیرنگستان آریایی-اسلامی به شدت دشوار است، والله اعلم.
https://bit.ly/3daonrt
پ.ن: گفته داخل گیومه از مولانا محمد قائد شرفی است.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
"تصور کنیم امروز یا در آینده کسانی در ایران بگویند باید ترتیبی داد ساعت ٦ صبح در سراسر مملکت همزمان نان و پنیر و چای شیرین به در خانهها ببرند.
وقتی این فکر به اندازهٔ کافی طرفدار پیدا کرد، اهل دیانت غریو خواهند کشید که، اولاً اصل طرح درخشان مربوط به صدر اسلام و علمای جلیلالقدر شیعه است؛ ثانیاً باید بین پنیر و کره به مؤمنان حق انتخاب داد زیرا لا اکراه فیالدین؛ ثالثاً ساعت ٦ بسیار دیر است و به جهت رفاه حال مؤمنان زحمتکش وقت صحیح تحویل صبحانهٔ شرعی ساعت ٥ خواهد بود.
وقتی مدعیان نخستین را از میدان به در کردند و قدرت را گرفتند خواهند گفت مرگ بر رفاهطلبان که بویی از ضیافت الهی به مشامشان نخورده و در پی تنورشکم دمبهدم تافتناند".
خلاصه فهم اوضاع در نیرنگستان آریایی-اسلامی به شدت دشوار است، والله اعلم.
https://bit.ly/3daonrt
پ.ن: گفته داخل گیومه از مولانا محمد قائد شرفی است.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
سلامت کالای عمومی است؟
"در حوزه سلامت مواردی هست که بی تردید باید آنها را کالای عمومی به حساب آورد. یک نمونه خوب مهار و جلوگیری از شیوع بیماری های عفونی است. در این زمینه می توان به واکسیناسیون اشاره کرد که پیامد نگرشی است که ایمنی جمعی خوانده می شود. هر واکسن که تولید می شود هم رقابتی و هم استثناپذیر است. واکسن کالای خصوصی است و گیرندگان آن در استفاده از آنها نفع شخصی (مبتلا نشدن به بیماری) دارند.
اما در میان یک اثر دیگر را هم باید در نظر داشت: همینکه 90 یا 95 درصد جمعیت واکسینه شدند، می بینیم که آن همه گیری سرخک یا سرخچه از بین می رود. دیگر در جمعیتی جایی برای ویروس باقی نمی ماند یا اگر هم بماند تعداد اندکی امکان آلوده شدن دارند. بنابراین این خطر که بیماری تمام جمعیت را درنوردد و از پا در آورد رفع خواهد شد. این بخش از کار را باید بی تردید کالایی عمومی دانست. همه افراد از این ایمنی جمعی بهره مند می شوند و جلوگیری از آن و استثنا کردن این یا آن هم ممکن نیست (استثناناپذیری) و همچنین بهره مندی یک فرد، اثر آن برای دیگران را کاهش نمی دهد (رقابتی نبودن)".
https://amzn.to/3wYQIsK
پ.ن: از "کالای الف کالای عمومی است" تا "کالای الف را باید دولت تامین کند" فاصله زیاد است و "لزوما" از آن مقدمه نمی توان به آن نتیجه رسید.
برای چنین نتیجه ای باید یک "دولت باید کالای عمومی را فراهم کند" را هم بپذیریم که به شدت محل بحث است، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
"در حوزه سلامت مواردی هست که بی تردید باید آنها را کالای عمومی به حساب آورد. یک نمونه خوب مهار و جلوگیری از شیوع بیماری های عفونی است. در این زمینه می توان به واکسیناسیون اشاره کرد که پیامد نگرشی است که ایمنی جمعی خوانده می شود. هر واکسن که تولید می شود هم رقابتی و هم استثناپذیر است. واکسن کالای خصوصی است و گیرندگان آن در استفاده از آنها نفع شخصی (مبتلا نشدن به بیماری) دارند.
اما در میان یک اثر دیگر را هم باید در نظر داشت: همینکه 90 یا 95 درصد جمعیت واکسینه شدند، می بینیم که آن همه گیری سرخک یا سرخچه از بین می رود. دیگر در جمعیتی جایی برای ویروس باقی نمی ماند یا اگر هم بماند تعداد اندکی امکان آلوده شدن دارند. بنابراین این خطر که بیماری تمام جمعیت را درنوردد و از پا در آورد رفع خواهد شد. این بخش از کار را باید بی تردید کالایی عمومی دانست. همه افراد از این ایمنی جمعی بهره مند می شوند و جلوگیری از آن و استثنا کردن این یا آن هم ممکن نیست (استثناناپذیری) و همچنین بهره مندی یک فرد، اثر آن برای دیگران را کاهش نمی دهد (رقابتی نبودن)".
https://amzn.to/3wYQIsK
پ.ن: از "کالای الف کالای عمومی است" تا "کالای الف را باید دولت تامین کند" فاصله زیاد است و "لزوما" از آن مقدمه نمی توان به آن نتیجه رسید.
برای چنین نتیجه ای باید یک "دولت باید کالای عمومی را فراهم کند" را هم بپذیریم که به شدت محل بحث است، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY