درس غائله اکراین برای ایران
متیو نیمیتس دیپلمات دموکرات امریکایی بعد از بررسی ماجرای اوکراین حدسهایی هم در مورد پیامدهای آن میزند. به نظر وی برنده اصلی ماجرا چین است و در مورد ایران هم معتقد است درسی که خواهند گرفت اینست که خیلی توافقها را جدی نگیرند و به دنبال سلاح هستهای برای حفظ امنیت خود باشند، والله اعلم.
https://bit.ly/3sjZ3qN
پ.ن: طبیعی است که این فقط حدس نویسنده در مورد انگیزههای احتمالی تهران است و نه تجویز اتمی شدن که پیامدهای غیرقابل پیشبینی زیادی دارد.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
متیو نیمیتس دیپلمات دموکرات امریکایی بعد از بررسی ماجرای اوکراین حدسهایی هم در مورد پیامدهای آن میزند. به نظر وی برنده اصلی ماجرا چین است و در مورد ایران هم معتقد است درسی که خواهند گرفت اینست که خیلی توافقها را جدی نگیرند و به دنبال سلاح هستهای برای حفظ امنیت خود باشند، والله اعلم.
https://bit.ly/3sjZ3qN
پ.ن: طبیعی است که این فقط حدس نویسنده در مورد انگیزههای احتمالی تهران است و نه تجویز اتمی شدن که پیامدهای غیرقابل پیشبینی زیادی دارد.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍28👎8
پیشنهاد کتاب برای عید
https://bit.ly/35cjM76
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
https://bit.ly/35cjM76
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍17👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در باب ایران و امپراتوری شر
با این ماجراهای اخیر روسیه و اوکراین میشود حدس زد زمانی که آن امپراتوری شر بالای سرمان بود (که تزار گازی فعلی به گردشان هم نمیرسد) چه معرکهای برقرار بود. به ویژه وقتی پیادهنظام مسلح و سازمانیافته آن هم در کشور جولان میداد. داریوش همایون فقید خیلی کوتاه به نکات خوبی از دوران پهلوی دوم اشاره می کند، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
با این ماجراهای اخیر روسیه و اوکراین میشود حدس زد زمانی که آن امپراتوری شر بالای سرمان بود (که تزار گازی فعلی به گردشان هم نمیرسد) چه معرکهای برقرار بود. به ویژه وقتی پیادهنظام مسلح و سازمانیافته آن هم در کشور جولان میداد. داریوش همایون فقید خیلی کوتاه به نکات خوبی از دوران پهلوی دوم اشاره می کند، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍16❤4
یک پیام، دو سبک متفاوت!
والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍17❤5😁4🤩1
پوتین «دیوانه» شده است؟
بعد از دوران جنگ سرد و تا چند ماه پیش کسی خطر حمله اتمی را جدی نمی گرفت ولی امروز خیلی ها به فکر افتاده اند که شاید سلاح اتمی بنا به گفته های رایج فقط برای «دفاع» نباشد. یک رهبر غیرقابل پیش بینی تهدید کرده است که اگر کار بالا بگیرد اراده استفاده از سلاح اتمی را هم دارد؛ چیزی که پیامدهای ناگوار آن مشخص نیست.
پوتین دیوانه شده و عقلش را از دست داده است؟ می خواهد به هر قیمتی ببرد و هزینه و فایده کردن را کنار گذاشته است؟ نه لزوما! شاید اهداف افرادی نظیر او برای بقیه خیلی عاقلانه به نظر نرسد ولی او از قضا آنها بسیار «عاقلانه» برای تحقق آن اهداف تلاش می کنند. برای اقتدارگرایانی امثال پوتین حفظ قدرت و جایگاه خودش به هر قیمتی «عاقلانه ترین» کار ممکن است حتی اگر ما آنها را عاقلانه تلقی نکنیم.
آدم هایی مثل او و رهبر مجنون کره شمالی که مدت ها در قدرت جا خوش کرده اند دور خود حصاری ایجاد می کنند که اطلاعات مضر! به آنها نمی رسد و باورهایشان به چالش کشیده نمی شود و از این رو تصمیم های فاجعه بار هم می گیرند؛ در فقره اوکراین او دچار سوءمحاسبه شد فکر می کرد خیلی سریع کار تمام می شود، اوکراینی ها به استقبال ارتش آزادی بخش! او می آیند و انتظار واکنش تند بقیه کشورها را هم نداشت ولی با این همه اشتباه باز به شدت بعید است عقب بنشیند.
پس چطور باید او را مهار کرد؟ انگار بازدارندگی برای او جواب نمی دهد وقتی با «دیوانه ای» که هزینه و فایده برایش مهم نیست روبه رو می شوی بعید است تحریم و تهدید کمکی کند. می توان به ماجرا این طور نگاه کرد که اقدامات بازدارنده معمول لازم است ولی کافی نیست. اینجا یک تفاوت جدی وجود دارد که باید به آن توجه داشت: شاید او «عاقل» نباشد ولی حتما برخی زیردستان او «عاقل» هستند! باید آنها را هدف قرار داد و ذهنیت آنها را در مورد هزینه و فایده اقدامات کنونی تغییر داد؛ شاید یک مصداق از آن همین تحریم شدید الیگارش های نزدیک به پوتین باشد. والله اعلم.
https://bit.ly/3t2JV1u
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
بعد از دوران جنگ سرد و تا چند ماه پیش کسی خطر حمله اتمی را جدی نمی گرفت ولی امروز خیلی ها به فکر افتاده اند که شاید سلاح اتمی بنا به گفته های رایج فقط برای «دفاع» نباشد. یک رهبر غیرقابل پیش بینی تهدید کرده است که اگر کار بالا بگیرد اراده استفاده از سلاح اتمی را هم دارد؛ چیزی که پیامدهای ناگوار آن مشخص نیست.
پوتین دیوانه شده و عقلش را از دست داده است؟ می خواهد به هر قیمتی ببرد و هزینه و فایده کردن را کنار گذاشته است؟ نه لزوما! شاید اهداف افرادی نظیر او برای بقیه خیلی عاقلانه به نظر نرسد ولی او از قضا آنها بسیار «عاقلانه» برای تحقق آن اهداف تلاش می کنند. برای اقتدارگرایانی امثال پوتین حفظ قدرت و جایگاه خودش به هر قیمتی «عاقلانه ترین» کار ممکن است حتی اگر ما آنها را عاقلانه تلقی نکنیم.
آدم هایی مثل او و رهبر مجنون کره شمالی که مدت ها در قدرت جا خوش کرده اند دور خود حصاری ایجاد می کنند که اطلاعات مضر! به آنها نمی رسد و باورهایشان به چالش کشیده نمی شود و از این رو تصمیم های فاجعه بار هم می گیرند؛ در فقره اوکراین او دچار سوءمحاسبه شد فکر می کرد خیلی سریع کار تمام می شود، اوکراینی ها به استقبال ارتش آزادی بخش! او می آیند و انتظار واکنش تند بقیه کشورها را هم نداشت ولی با این همه اشتباه باز به شدت بعید است عقب بنشیند.
پس چطور باید او را مهار کرد؟ انگار بازدارندگی برای او جواب نمی دهد وقتی با «دیوانه ای» که هزینه و فایده برایش مهم نیست روبه رو می شوی بعید است تحریم و تهدید کمکی کند. می توان به ماجرا این طور نگاه کرد که اقدامات بازدارنده معمول لازم است ولی کافی نیست. اینجا یک تفاوت جدی وجود دارد که باید به آن توجه داشت: شاید او «عاقل» نباشد ولی حتما برخی زیردستان او «عاقل» هستند! باید آنها را هدف قرار داد و ذهنیت آنها را در مورد هزینه و فایده اقدامات کنونی تغییر داد؛ شاید یک مصداق از آن همین تحریم شدید الیگارش های نزدیک به پوتین باشد. والله اعلم.
https://bit.ly/3t2JV1u
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
www.rand.org
Is Putin Irrational? What Nuclear Strategic Theory Says About Deterrence of Potentially Irrational Opponents
Increasingly isolated and desperate, Putin might try to suddenly escalate the Ukraine conflict rather than back down in the face of international opposition. The United States and its allies must account for the possibility that even in the face of credible…
👍48👎5😢1
بصیرتی مهم در باب چین
یادمان نرود در تحلیل رفتارهای چین « با چینی های کمونیست روبه رو هستیم نه کمونیست های چینی»، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
یادمان نرود در تحلیل رفتارهای چین « با چینی های کمونیست روبه رو هستیم نه کمونیست های چینی»، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍18👎1
کیک اقتصاد جهان و سهم ایران
بر مبنای برآوردهای صندوق بینالمللی پول کل تولید ناخالص جهان ۹۸ تریلیون دلار است؛ امریکا و چین رویهمرفته ۴۲ درصد کل تولید ناخالص داخلی جهان را تشکیل میدهند. ایران چیزی نزدیک به یک درصد کل است. والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
بر مبنای برآوردهای صندوق بینالمللی پول کل تولید ناخالص جهان ۹۸ تریلیون دلار است؛ امریکا و چین رویهمرفته ۴۲ درصد کل تولید ناخالص داخلی جهان را تشکیل میدهند. ایران چیزی نزدیک به یک درصد کل است. والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍22
در باب نذر دولت
《از یکی از همولایتی های ما نقل می کنند که نذر کرده بود اگر مشکلش حل شد و کارش راه افتاد مادرش را پای پیاده بفرستد کربلا! فی الواقع برخی کار خیرشان هم زحمت برای بقیه است؛ ژست خیرخواهی میگیرند و منت می گذارند ولی دیگران را به دردسر می اندازند.
این ماجرا خیلی با قضیه حداقل حقوق برای سال 1401 متفاوت نیست؛ اعلام افزایش 57 درصدی حداقل حقوق برای خیلی ها غیرمنتظره بود. از یک طرف سروصدای خیلی از کارفرماها درآمده بود که هزینه پرداختی کارفرما برای نیروی کار خیلی بالا می رود و چاره ای جز تعدیل نیرو برای سال جاری نیست. از آن طرف کسانی هم می گفتند با این تورم افسارگسیخته حتی این حداقل حقوق جدید هم به جایی نمی رسد و طرف باید شانس بیاورد که پولش تا آخر برج برسد. بهتر است کارفرماها هم دندان طمع را بکنند و هوای کارگران و کارمندان را بیشتر داشته باشند. بیراه هم نمی گویند؛ اگر کسی در مملکت توریست نباشد به تجربه دریافته است که گذراندن امورات زندگی و تدبیر منزل برای اکثریتی از مردم بسیار دشوار شده است.
این وسط البته برنده اصلی دولت فخیمه است هم بهاصطلاح خیرخواهی و مردمداری خود را نشان داده و هم رعایا را به جان همدیگر انداخته است. اگر کمی به جنبه سیاسی پشت قضیه دقت کنیم، اهالی دولت اکنون می توانند ادعا کنند ما حواسمان به «اقشار آسیب پذیر» هست ولی سرمایه داران سودجوی زالوصفت نمی گذارند حق به حقدار برسد. توپخانه رسانه ای هم فعال است که نشان دهد گیر کار از حرص و طمع کارفرماهای بیوجدان است ...
پراندن نرخ تورم و آماربازی های مضحک برای تعیین «حقوق متناسب با هزینه های زندگی و منزلت مردم نجیب» هم بازار گرمی دارد؛ کسی هم نمیپرسد چطور برای این همه آدم با نیازها و خواسته های متفاوت یک عدد به عنوان «هزینه زندگی» تعیین کرده اید و این منزلتسنجتان چطور کار می کند؟!
اما دنیای واقعی با قصه جن و پری فرق دارد و ما همه محکوم به مواجهه با واقعیتایم. تعیین حداقل دستمزد شاید همیشه و در همه شرایط منجر به افزایش بیکاری در کوتاه مدت نشود ولی علیالاصول انتظار داریم حداقل دستمزد اجباری میزان اشتغال را متاثر کند.قضیه مربوط به دیروز و امروز هم نیست؛ در کتاب جالب «چهل قرن کنترل قیمت ها و حقوق/دستمزد: چطور با تورم مبارزه نکنیم؟» شرحی تاریخی از این داریم که کنترل قیمت ها و البته قیمت نیروی کار (حقوق/دستمزد) چه پیامدهایی خواهد داشت ...
کارفرماها برای روبه رو شدن با این محدودیت ممکن است رفتارهای متفاوتی را پی بگیرند که برخی از آنها عبارتند از: از سود خود کم می کنند، منطق تقسیم کار بنگاه خود را تغییر می دهند، در تکنولوژی بازنگری می کنند، نیروی انسانی مازاد! را تعدیل می کنند، سراغ دور زدن قانون می روند، در کوتاه مدت برای تامین منابع لازم از بانک ها استقراض می کنند، میزان و ترکیب تولید را تغییر می دهند و در نهایت شاید حتی کل بنگاه را تعطیل کنند و سراغ کاری دیگر بروند. با این حال به نظر می رسد که در سطح کل اقتصاد اغلب تعطیلی برخی بنگاه ها و تعدیل نیروها ناگزیر است؛ از آن پیامدهایی که کم و زیاد دارد ولی سوخت و سوز ندارد! دود این ماجراجویی ها هم به چشم ضعیف ترین ها در میان نیروی کار خواهد رفت》.
متن کامل این یادداشت بنده مخلص در دنیای اقتصاد را اینجا بخوانید؛ هرچند در روزنامه جوک اول متن حذف شده است که گند زده است به حس متن! والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
《از یکی از همولایتی های ما نقل می کنند که نذر کرده بود اگر مشکلش حل شد و کارش راه افتاد مادرش را پای پیاده بفرستد کربلا! فی الواقع برخی کار خیرشان هم زحمت برای بقیه است؛ ژست خیرخواهی میگیرند و منت می گذارند ولی دیگران را به دردسر می اندازند.
این ماجرا خیلی با قضیه حداقل حقوق برای سال 1401 متفاوت نیست؛ اعلام افزایش 57 درصدی حداقل حقوق برای خیلی ها غیرمنتظره بود. از یک طرف سروصدای خیلی از کارفرماها درآمده بود که هزینه پرداختی کارفرما برای نیروی کار خیلی بالا می رود و چاره ای جز تعدیل نیرو برای سال جاری نیست. از آن طرف کسانی هم می گفتند با این تورم افسارگسیخته حتی این حداقل حقوق جدید هم به جایی نمی رسد و طرف باید شانس بیاورد که پولش تا آخر برج برسد. بهتر است کارفرماها هم دندان طمع را بکنند و هوای کارگران و کارمندان را بیشتر داشته باشند. بیراه هم نمی گویند؛ اگر کسی در مملکت توریست نباشد به تجربه دریافته است که گذراندن امورات زندگی و تدبیر منزل برای اکثریتی از مردم بسیار دشوار شده است.
این وسط البته برنده اصلی دولت فخیمه است هم بهاصطلاح خیرخواهی و مردمداری خود را نشان داده و هم رعایا را به جان همدیگر انداخته است. اگر کمی به جنبه سیاسی پشت قضیه دقت کنیم، اهالی دولت اکنون می توانند ادعا کنند ما حواسمان به «اقشار آسیب پذیر» هست ولی سرمایه داران سودجوی زالوصفت نمی گذارند حق به حقدار برسد. توپخانه رسانه ای هم فعال است که نشان دهد گیر کار از حرص و طمع کارفرماهای بیوجدان است ...
پراندن نرخ تورم و آماربازی های مضحک برای تعیین «حقوق متناسب با هزینه های زندگی و منزلت مردم نجیب» هم بازار گرمی دارد؛ کسی هم نمیپرسد چطور برای این همه آدم با نیازها و خواسته های متفاوت یک عدد به عنوان «هزینه زندگی» تعیین کرده اید و این منزلتسنجتان چطور کار می کند؟!
اما دنیای واقعی با قصه جن و پری فرق دارد و ما همه محکوم به مواجهه با واقعیتایم. تعیین حداقل دستمزد شاید همیشه و در همه شرایط منجر به افزایش بیکاری در کوتاه مدت نشود ولی علیالاصول انتظار داریم حداقل دستمزد اجباری میزان اشتغال را متاثر کند.قضیه مربوط به دیروز و امروز هم نیست؛ در کتاب جالب «چهل قرن کنترل قیمت ها و حقوق/دستمزد: چطور با تورم مبارزه نکنیم؟» شرحی تاریخی از این داریم که کنترل قیمت ها و البته قیمت نیروی کار (حقوق/دستمزد) چه پیامدهایی خواهد داشت ...
کارفرماها برای روبه رو شدن با این محدودیت ممکن است رفتارهای متفاوتی را پی بگیرند که برخی از آنها عبارتند از: از سود خود کم می کنند، منطق تقسیم کار بنگاه خود را تغییر می دهند، در تکنولوژی بازنگری می کنند، نیروی انسانی مازاد! را تعدیل می کنند، سراغ دور زدن قانون می روند، در کوتاه مدت برای تامین منابع لازم از بانک ها استقراض می کنند، میزان و ترکیب تولید را تغییر می دهند و در نهایت شاید حتی کل بنگاه را تعطیل کنند و سراغ کاری دیگر بروند. با این حال به نظر می رسد که در سطح کل اقتصاد اغلب تعطیلی برخی بنگاه ها و تعدیل نیروها ناگزیر است؛ از آن پیامدهایی که کم و زیاد دارد ولی سوخت و سوز ندارد! دود این ماجراجویی ها هم به چشم ضعیف ترین ها در میان نیروی کار خواهد رفت》.
متن کامل این یادداشت بنده مخلص در دنیای اقتصاد را اینجا بخوانید؛ هرچند در روزنامه جوک اول متن حذف شده است که گند زده است به حس متن! والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
روزنامه دنیای اقتصاد
در باب نذر دولت
برخی کار خیرشان هم برای بقیه زحمت است؛ ژست خیرخواهی میگیرند و منت میگذارند؛ ولی دیگران را به دردسر میاندازند. قضیه حداقل حقوق برای سال 1401 هم چنین است؛ اعلام افزایش 57درصدی حداقل حقوق برای خیلیها غیرمنتظره بود. از یک طرف، سروصدای خیلی از کارفرماها درآمده…
👍49😢2
در حال حاضر زنده ایم و بقیه اش هم خدا کریم است!
اقتصاد ایران سال 1400 را چگونه سپری کرد؟
در سال گاو نقدینگی حدود 40 درصدی افزایش یافت و به حدود 4500 هزار میلیارد تومان رسید و نرخ تورم را هم چیزی نزدیک به همین 40 درصد برآورد میکنند. باید منتظر نظر نهایی اهالی آمار ماند ولی رشد اقتصادی 1400 نیز یحتمل در حدود چهار درصد خواهد بود. از بازی های آماری در مورد نرخ مشارکت اقتصادی و جمعیت فعال که بگذریم نرخ بالای بیکاری به ویژه در جاهایی مثل کرمانشاه، آذربایجان غربی و خوزستان همچنان یک مشکل جدی اقتصادی، سیاسی و اجتماعی است. اوضاع تشکیل سرمایه ثابت ناخالص (بخوانید اشتغال آتی) نگران کننده است و اوضاع بخش کشاورزی و ساختمان تعریفی ندارد.
با این اوصاف خیلی غریب نیست اگر در این وانفسا رعایا خیلی خوشحال نباشد؛ چند سالی است فشار تحریم های فلج کننده را تحمل کرده اند و هنوز زخم های کرونا تازه است. امورات مردم گره خورده و امید بسیاری از فعالان اقتصادی به احیای برجام یا چیزی شبیه آن است تا شاید در چند سال آینده اوضاع خیلی بدتر نشود. پدیده غم انگیز چند سال اخیر که از آن زیاد یاد شد «فرار کارآفرین ها» بود؛ به نظر می رسد موتورهای رشد اقتصادی واقعی هم دارند به تدریج کشور را ترک می کنند و این خبر خوبی نیست.
نقاط قوت و ضعف آن چه بود؟
تشدید مداخله های دولتی در بازارهای مختلف به بهانه های مختلف نظیر تحریم و کرونا شاید بزرگترین مشکل پیش روی فعالان اقتصادی باشد؛ در کشوری که داد همه فعالان اقتصادی از محیط کسب و کار آن بلند است اگر کار اهالی دولت به گیر دادن به درج قیمت تولید کننده و بگیر و ببند برسد وضعیت خوبی را شاهد نخواهیم بود. رشد سریع هزینه های دولت و البته تعریف از انواع و اقسام مالیات و عوارض هم از آن مواردی است که نگرانی زیادی را حتی در مورد سال های آینده و تورم بالا دامن زده است. اوضاع سیستم بانکی هم که داستانی است پر ز آب چشم و اهل فن مدتهاست در ضرورت تحولی جدی در آن سخن می گویند. نقطه قوت هم شاید این باشد که در حال حاضر زنده ایم و بقیه اش هم خدا کریم است!
چه درسهایی برای سال 1401 دارد؟
در مورد امپراتوری روم می گفتند که نباید پرسید چرا سقوط کرد شاید پرسش درست تر این باشد که چرا همینقدر هم دوام آورد! در مورد ایران هم ماجرا متفاوت نیست. فهرست مسائل و چالش های اقتصادی برای خیلی ها آشناست و آنقدر تکرار شده که دیگر ملال آور شده است. اما شرایط برای تحول و بهبود فراهم نیست؛ چنین اصطلاحات کلانی نیازمند نوعی بازتعریف قرارداد اجتماعی است و به سرمایه سیاسی و قابلیت فنی بالایی احتیاج دارد که به نظر نمی رسد دولت فعلی از آن برخوردار باشد. در سال آینده خیلی ها معتقدند گشایشی نسبی در روابط با دیگر کشورها حاصل می شود و دست دولت بازتر خواهد شد.
کسانی هم از انزوای جهانی بیشتر روسیه بعد از ماجرای اوکراین و قابلیت های نقش آفرینی ایران سخن می گویند که به زعم آنها می تواند نویدبخش آینده ای روشن باشد. در سال آینده از هدایت اعتبار و سیاست صنعتی بیشتر خواهیم شنید و از به اصطلاح مداخله هوشمند دولت (بخوانید فضولی دولت در اقتصاد) بسیار خواهند گفت. اما با تمام اینها اجازه دهید نسبت به آینده بدبین باشیم؛ بدون ایده مشخص هر تلاشی برای توسعه ایران محکوم به شکست است و مصیبت اصلی اینست که در حال حاضر ایده ای وجود ندارد! والله اعلم.
لینک یادداشت در جریده وزین دنیای اقتصاد:
https://bit.ly/3IBfDrb
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
اقتصاد ایران سال 1400 را چگونه سپری کرد؟
در سال گاو نقدینگی حدود 40 درصدی افزایش یافت و به حدود 4500 هزار میلیارد تومان رسید و نرخ تورم را هم چیزی نزدیک به همین 40 درصد برآورد میکنند. باید منتظر نظر نهایی اهالی آمار ماند ولی رشد اقتصادی 1400 نیز یحتمل در حدود چهار درصد خواهد بود. از بازی های آماری در مورد نرخ مشارکت اقتصادی و جمعیت فعال که بگذریم نرخ بالای بیکاری به ویژه در جاهایی مثل کرمانشاه، آذربایجان غربی و خوزستان همچنان یک مشکل جدی اقتصادی، سیاسی و اجتماعی است. اوضاع تشکیل سرمایه ثابت ناخالص (بخوانید اشتغال آتی) نگران کننده است و اوضاع بخش کشاورزی و ساختمان تعریفی ندارد.
با این اوصاف خیلی غریب نیست اگر در این وانفسا رعایا خیلی خوشحال نباشد؛ چند سالی است فشار تحریم های فلج کننده را تحمل کرده اند و هنوز زخم های کرونا تازه است. امورات مردم گره خورده و امید بسیاری از فعالان اقتصادی به احیای برجام یا چیزی شبیه آن است تا شاید در چند سال آینده اوضاع خیلی بدتر نشود. پدیده غم انگیز چند سال اخیر که از آن زیاد یاد شد «فرار کارآفرین ها» بود؛ به نظر می رسد موتورهای رشد اقتصادی واقعی هم دارند به تدریج کشور را ترک می کنند و این خبر خوبی نیست.
نقاط قوت و ضعف آن چه بود؟
تشدید مداخله های دولتی در بازارهای مختلف به بهانه های مختلف نظیر تحریم و کرونا شاید بزرگترین مشکل پیش روی فعالان اقتصادی باشد؛ در کشوری که داد همه فعالان اقتصادی از محیط کسب و کار آن بلند است اگر کار اهالی دولت به گیر دادن به درج قیمت تولید کننده و بگیر و ببند برسد وضعیت خوبی را شاهد نخواهیم بود. رشد سریع هزینه های دولت و البته تعریف از انواع و اقسام مالیات و عوارض هم از آن مواردی است که نگرانی زیادی را حتی در مورد سال های آینده و تورم بالا دامن زده است. اوضاع سیستم بانکی هم که داستانی است پر ز آب چشم و اهل فن مدتهاست در ضرورت تحولی جدی در آن سخن می گویند. نقطه قوت هم شاید این باشد که در حال حاضر زنده ایم و بقیه اش هم خدا کریم است!
چه درسهایی برای سال 1401 دارد؟
در مورد امپراتوری روم می گفتند که نباید پرسید چرا سقوط کرد شاید پرسش درست تر این باشد که چرا همینقدر هم دوام آورد! در مورد ایران هم ماجرا متفاوت نیست. فهرست مسائل و چالش های اقتصادی برای خیلی ها آشناست و آنقدر تکرار شده که دیگر ملال آور شده است. اما شرایط برای تحول و بهبود فراهم نیست؛ چنین اصطلاحات کلانی نیازمند نوعی بازتعریف قرارداد اجتماعی است و به سرمایه سیاسی و قابلیت فنی بالایی احتیاج دارد که به نظر نمی رسد دولت فعلی از آن برخوردار باشد. در سال آینده خیلی ها معتقدند گشایشی نسبی در روابط با دیگر کشورها حاصل می شود و دست دولت بازتر خواهد شد.
کسانی هم از انزوای جهانی بیشتر روسیه بعد از ماجرای اوکراین و قابلیت های نقش آفرینی ایران سخن می گویند که به زعم آنها می تواند نویدبخش آینده ای روشن باشد. در سال آینده از هدایت اعتبار و سیاست صنعتی بیشتر خواهیم شنید و از به اصطلاح مداخله هوشمند دولت (بخوانید فضولی دولت در اقتصاد) بسیار خواهند گفت. اما با تمام اینها اجازه دهید نسبت به آینده بدبین باشیم؛ بدون ایده مشخص هر تلاشی برای توسعه ایران محکوم به شکست است و مصیبت اصلی اینست که در حال حاضر ایده ای وجود ندارد! والله اعلم.
لینک یادداشت در جریده وزین دنیای اقتصاد:
https://bit.ly/3IBfDrb
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
روزنامه دنیای اقتصاد
تشدید مداخلات دولت
در سال گاو، نقدینگی حدود 40درصد افزایش یافت و به حدود 4500هزار میلیارد تومان رسید و نرخ تورم را هم چیزی نزدیک به همین 40درصد برآورد میکنند. باید منتظر نظر نهایی اهالی آمار ماند؛ ولی رشد اقتصادی 1400 نیز احتمالا حدود 4درصد خواهد بود.
👍51👎2
در باب خلقیات ما ایرانیان و ماجرای گوجه سبز!
چند روز پیش گوجه سبز کیلویی ۴ میلیون تومانی خبرساز شد یاد ماجرایی به نقل از مولانا محمد قائد شرفی افتادم:
《وقتی جمشید آموزگار، نخست وزیر، گفت مگر مردم مجبورند خیار را در اسفندماه نوبر کنند، در مطبوعات حمله های تندی به او شد. و باز ابتدای تابستان ۵۷ بر سر قیمت انگور یاقوتی نوبر کیلویی ۹۰ تومان (۱۳ دلار) صدای اعتراض برخاست. آموزگار بیشتر اقتصاددان بود تا اهل سیاست، و با مأموریت سفت کردن کمربندها مأمور تشکیل کابینه شد.
اما پاسخی سیاسی که جامعه شهر نشین ایران را خشنود کند این است: گشایش اعتبار شده و ان شاء الله با ورود محموله های خیار و انگور این کمبود هم رفع خواهد شد و ملت شریف و عزیزمان بیش از پیش در رفاه خواهد بود》.
میبینیم که هنوز از دوران اعلیحضرت به این طرف در بر همان پاشنه میچرخد، والله اعلم.
https://bit.ly/36m5K3l
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
چند روز پیش گوجه سبز کیلویی ۴ میلیون تومانی خبرساز شد یاد ماجرایی به نقل از مولانا محمد قائد شرفی افتادم:
《وقتی جمشید آموزگار، نخست وزیر، گفت مگر مردم مجبورند خیار را در اسفندماه نوبر کنند، در مطبوعات حمله های تندی به او شد. و باز ابتدای تابستان ۵۷ بر سر قیمت انگور یاقوتی نوبر کیلویی ۹۰ تومان (۱۳ دلار) صدای اعتراض برخاست. آموزگار بیشتر اقتصاددان بود تا اهل سیاست، و با مأموریت سفت کردن کمربندها مأمور تشکیل کابینه شد.
اما پاسخی سیاسی که جامعه شهر نشین ایران را خشنود کند این است: گشایش اعتبار شده و ان شاء الله با ورود محموله های خیار و انگور این کمبود هم رفع خواهد شد و ملت شریف و عزیزمان بیش از پیش در رفاه خواهد بود》.
میبینیم که هنوز از دوران اعلیحضرت به این طرف در بر همان پاشنه میچرخد، والله اعلم.
https://bit.ly/36m5K3l
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
خبرآنلاین
ماجرای گوجهسبز ۴ میلیون تومانی در تجریش/ این گوجهسبزها از کجا آمده است؟
رئیس اتحادیه بارفروشان از عرضه گوجه سبز قاچاق با قیمت هر کیلو ۴ میلیون تومان در بازار تجریش خبر داد.
👍36😁11😢1
چرا تعدیل؟
دوستی ارجمند پرسیده است کل پرداختی سال گذشته فلان شرکت به نیروی کار آن 28 میلیارد تومان است در حالیکه برای هزینه هایی نظیر تبلیغات محیطی و تلویزیونی چیزی نزدیک به 190 میلیارد تومان پرداخته است، چرا این کارفرماها فقط روی حداقل حقوق و پرداختی به کارکنان آنقدر سروصدا می کنند؟
اجازه دهید از جزئیات خاص هزینه هایی مثل تبلیغات و جنبه های حاکمیت شرکتی آنها بگذریم و به اصل مطلب بپردازیم. باید در نظر داشت ما نیروی کار نداریم بلکه آدم های متفاوت با توانمندی های متفاوت در صنایع و بنگاه های متفاوت داریم که هر کدام رابطه خاص خود را با ساختار تولید دارند؛ یک شخص خاص در یک بنگاه ارزش بیشتری از بنگاه دیگر ایجاد می کند حتی اگر عنوان شغلی اش تغییر نکند. وقتی از تعدیل در فلان بنگاه صحبت می کنیم باید متوجه باشیم منظورمان کدام شغل ها و افراد است. برخی افراد در بنگاه ها چنان کلیدی اند که کارفرما بخواهد هم نمی تواند خیلی سربه سرشان بگذارد و به اصطلاح قدرت چانه زنی بالایی دارند.
می دانیم که قیمت هزینه تولید را تعیین می کند و کار برعکس نیست؛ من کارآفرین حتی قبل از تاسیس شرکت حدس می زنم محصولم با چه قیمتی می تواند فروش رود و بعد متناسب با آن برآورد اولیه هزینه می کنم؛ از جمله سهم خاصی هم برای نیروی کار در نظر می گیرم که در کل باید فلان درصد را کنار بگذارم. می توانم برآورد اشتباهی داشته باشم و ورشکست بشوم ولی به هم زدن این نسبت ها با قانون و مقررات دولتی کل محاسبه اقتصادی من را مختل می کند.
راستی چرا اگر نان که قوت غالب مردم و بسیار ارزان است 50 درصد گران شود انقدر واکنش می بینیم ولی در مورد بقیه کالاها چنین حساسیتی وجود ندارد؟ چرا وقتی کرایه تاکسی گران می شود خیلی ها اعتراض می کنند ولی در مورد بقیه هزینه های درشت تر چنین نیست؟ خیلی ساده پاسخ این است که در تصمیم گیری های اقتصادی افزایش و کاهش نسبی هزینه ها بیشتر از مقدار مطلق آنها اهمیت دارد (10 درصد افزایش در هزینه تبلیغات بنگاه بالا بیشتر از 50 درصد افزایش هزینه های نیروی کار است ولی دومی تبدیل به مسئله مدیریت می شود). وانگهی اساسا اینجا دو بازار و عرضه و تقاضای متفاوت داریم که در آنها بحث کمیابی نسبی مهم است؛ بازار نیروی انسانی متفاوت از بازار تبلیغات است و کنار هم گذاشتن آنها نارواست. (شاید مرور مسئله معروف آب و الماس در این باره بد نباشد).
هدف اصلی بسیاری از بنگاه ها سود اقتصادی پایدار در بلندمدت است و اینکه کدام کار ضروری است را مدیران (مالکان) آن تعیین می کنند. می توانند اشتباهاتی مهلک کنند ولی دستکم پوست در بازی دارند؛ کسی چه می داند حفظ نیروی انسانی در بلندمدت می تواند به سود آنها باشد یا تبلیغات که بناست تقاضای آتی بنگاه را تامین کند و چرخ آن را به راه بیندازد؟ پاسخ ساده و بدیهی نیست. کسی با مال خودش ریسک کرده، کسب وکاری راه انداخته و زندگی اش را پای آن گذاشته است حالا جالب نیست امثال من بی خبر از همه جا پابرهنه بپریم وسط و در مورد مال طرف اظهار نظر کنیم. یک نکته مالی و «تامین نقدینگی» هم یادمان نرود بخش بزرگی از پرداختی حقوق و دستمزد یعنی سر هر ماه فلان مقدار «نقد» باید (تاکید می کنم باید) پرداخت شود، تاخیر و نسیه و قسط و ... هم ندارد و این با مثلا قرارداد بلندمدت برای تامین مواد اولیه متفاوت است. بزرگ ترین دوست نیروی کار رشد اقتصادی است و بس، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
دوستی ارجمند پرسیده است کل پرداختی سال گذشته فلان شرکت به نیروی کار آن 28 میلیارد تومان است در حالیکه برای هزینه هایی نظیر تبلیغات محیطی و تلویزیونی چیزی نزدیک به 190 میلیارد تومان پرداخته است، چرا این کارفرماها فقط روی حداقل حقوق و پرداختی به کارکنان آنقدر سروصدا می کنند؟
اجازه دهید از جزئیات خاص هزینه هایی مثل تبلیغات و جنبه های حاکمیت شرکتی آنها بگذریم و به اصل مطلب بپردازیم. باید در نظر داشت ما نیروی کار نداریم بلکه آدم های متفاوت با توانمندی های متفاوت در صنایع و بنگاه های متفاوت داریم که هر کدام رابطه خاص خود را با ساختار تولید دارند؛ یک شخص خاص در یک بنگاه ارزش بیشتری از بنگاه دیگر ایجاد می کند حتی اگر عنوان شغلی اش تغییر نکند. وقتی از تعدیل در فلان بنگاه صحبت می کنیم باید متوجه باشیم منظورمان کدام شغل ها و افراد است. برخی افراد در بنگاه ها چنان کلیدی اند که کارفرما بخواهد هم نمی تواند خیلی سربه سرشان بگذارد و به اصطلاح قدرت چانه زنی بالایی دارند.
می دانیم که قیمت هزینه تولید را تعیین می کند و کار برعکس نیست؛ من کارآفرین حتی قبل از تاسیس شرکت حدس می زنم محصولم با چه قیمتی می تواند فروش رود و بعد متناسب با آن برآورد اولیه هزینه می کنم؛ از جمله سهم خاصی هم برای نیروی کار در نظر می گیرم که در کل باید فلان درصد را کنار بگذارم. می توانم برآورد اشتباهی داشته باشم و ورشکست بشوم ولی به هم زدن این نسبت ها با قانون و مقررات دولتی کل محاسبه اقتصادی من را مختل می کند.
راستی چرا اگر نان که قوت غالب مردم و بسیار ارزان است 50 درصد گران شود انقدر واکنش می بینیم ولی در مورد بقیه کالاها چنین حساسیتی وجود ندارد؟ چرا وقتی کرایه تاکسی گران می شود خیلی ها اعتراض می کنند ولی در مورد بقیه هزینه های درشت تر چنین نیست؟ خیلی ساده پاسخ این است که در تصمیم گیری های اقتصادی افزایش و کاهش نسبی هزینه ها بیشتر از مقدار مطلق آنها اهمیت دارد (10 درصد افزایش در هزینه تبلیغات بنگاه بالا بیشتر از 50 درصد افزایش هزینه های نیروی کار است ولی دومی تبدیل به مسئله مدیریت می شود). وانگهی اساسا اینجا دو بازار و عرضه و تقاضای متفاوت داریم که در آنها بحث کمیابی نسبی مهم است؛ بازار نیروی انسانی متفاوت از بازار تبلیغات است و کنار هم گذاشتن آنها نارواست. (شاید مرور مسئله معروف آب و الماس در این باره بد نباشد).
هدف اصلی بسیاری از بنگاه ها سود اقتصادی پایدار در بلندمدت است و اینکه کدام کار ضروری است را مدیران (مالکان) آن تعیین می کنند. می توانند اشتباهاتی مهلک کنند ولی دستکم پوست در بازی دارند؛ کسی چه می داند حفظ نیروی انسانی در بلندمدت می تواند به سود آنها باشد یا تبلیغات که بناست تقاضای آتی بنگاه را تامین کند و چرخ آن را به راه بیندازد؟ پاسخ ساده و بدیهی نیست. کسی با مال خودش ریسک کرده، کسب وکاری راه انداخته و زندگی اش را پای آن گذاشته است حالا جالب نیست امثال من بی خبر از همه جا پابرهنه بپریم وسط و در مورد مال طرف اظهار نظر کنیم. یک نکته مالی و «تامین نقدینگی» هم یادمان نرود بخش بزرگی از پرداختی حقوق و دستمزد یعنی سر هر ماه فلان مقدار «نقد» باید (تاکید می کنم باید) پرداخت شود، تاخیر و نسیه و قسط و ... هم ندارد و این با مثلا قرارداد بلندمدت برای تامین مواد اولیه متفاوت است. بزرگ ترین دوست نیروی کار رشد اقتصادی است و بس، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍67👎6❤2😱1
فاجعه بعدی ما هستیم؟
در جنگ اخیر در یک برآورد حداقلی حدود سه میلیون پناهنده اوکراینی به کشورهای دیگر گریخته اند و گفته می شود که تزار گازی شمالی هوشمندانه از این کارت برای فشار به اروپایی ها استفاده می کند. در جاهای دیگر پناهندگان سوری و ونزوئلایی همچنان مسائلی جدی اند که باید به آنها پرداخت. اما شاید بحران دیگری پیش باشد که ماجرای پناهندگان اوکراین و سوریه در برابر آن کوچک به نظر برسند!
مایکل روبین که به قول دوستی نادیده «به طرز خطرناکی ما را خوب می شناسد» یک پیش بینی هراس آور دارد؛ بحران بعدی مربوط به ایران است که با توجه به جمعیت و گستردگی آن بسیار بزرگتر و دامنه دارتر از قبلی هاست. روبین معتقد است اصل ماجرا مسئله جانشینی آیت آلله خامنه ای است؛ پیامد آن با از کنترل خارج شدن رقابت های سیاسی داخلی و فعال شدن پروکسی های عربستان، اسرائیل، روسیه، پاکستان، کردستان و ترکیه می تواند بسیار خطرناک باشد.
به باور وی اقتصاد ایران عملا در آستانه فروپاشی اقتصادی شده است. سناریویی شبیه به نوعی جنگ داخلی را تصور کنید که با توجه به تمرکز قوای نظامی در مرکز ببشتر خود را در حاشیه های ایران نشان می دهد و البته کسی هم به کسی رحم نخواهد کرد. حدود ده میلیون پناهنده را تخمین می زنند که بعید است به سمت شرق بروند و البته اعراب هم میزبان آنها نخواهند بود. گفته می شود یحتمل بیشتر به سمت شمال (قفقار) و بعد ترکیه و سپس اروپا خواهند رفت.
هنوز ابتدای سال جدید هستیم و خوبیت ندارد آنقدر بدبینانه به اوضاع نگاه کنیم. با این همه بد نیست بدانیم که از اینجا تا خود فاجعه شاید راه درازی نباشد، هرچند شخصا آرزو می کنم همین این پیش بینی ها اشتباه باشند، والله اعلم.
https://bit.ly/3tQTtgs
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
در جنگ اخیر در یک برآورد حداقلی حدود سه میلیون پناهنده اوکراینی به کشورهای دیگر گریخته اند و گفته می شود که تزار گازی شمالی هوشمندانه از این کارت برای فشار به اروپایی ها استفاده می کند. در جاهای دیگر پناهندگان سوری و ونزوئلایی همچنان مسائلی جدی اند که باید به آنها پرداخت. اما شاید بحران دیگری پیش باشد که ماجرای پناهندگان اوکراین و سوریه در برابر آن کوچک به نظر برسند!
مایکل روبین که به قول دوستی نادیده «به طرز خطرناکی ما را خوب می شناسد» یک پیش بینی هراس آور دارد؛ بحران بعدی مربوط به ایران است که با توجه به جمعیت و گستردگی آن بسیار بزرگتر و دامنه دارتر از قبلی هاست. روبین معتقد است اصل ماجرا مسئله جانشینی آیت آلله خامنه ای است؛ پیامد آن با از کنترل خارج شدن رقابت های سیاسی داخلی و فعال شدن پروکسی های عربستان، اسرائیل، روسیه، پاکستان، کردستان و ترکیه می تواند بسیار خطرناک باشد.
به باور وی اقتصاد ایران عملا در آستانه فروپاشی اقتصادی شده است. سناریویی شبیه به نوعی جنگ داخلی را تصور کنید که با توجه به تمرکز قوای نظامی در مرکز ببشتر خود را در حاشیه های ایران نشان می دهد و البته کسی هم به کسی رحم نخواهد کرد. حدود ده میلیون پناهنده را تخمین می زنند که بعید است به سمت شرق بروند و البته اعراب هم میزبان آنها نخواهند بود. گفته می شود یحتمل بیشتر به سمت شمال (قفقار) و بعد ترکیه و سپس اروپا خواهند رفت.
هنوز ابتدای سال جدید هستیم و خوبیت ندارد آنقدر بدبینانه به اوضاع نگاه کنیم. با این همه بد نیست بدانیم که از اینجا تا خود فاجعه شاید راه درازی نباشد، هرچند شخصا آرزو می کنم همین این پیش بینی ها اشتباه باشند، والله اعلم.
https://bit.ly/3tQTtgs
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
The National Interest
The Next Refugee Crisis That Could Dwarf Ukraine
European leaders may believe they have reached capacity after successive waves of Syrian and now Ukrainian refugees, but, in Iran, a far greater wave may loom on the horizon.
👍64😱27😢13👎11😁7❤2🔥2
معرفی کتاب اقتصاد اتریشی در اندیشکده کاتو (کیتو)
کتاب مرحوم هورویتز یکی از بهترین کتابها برای معرفی اقتصاد اتریشی است که به زبان ساده به اموزههای اصلی این مکتب پرداخته است.
ناشر اصلی هم موسسه کاتو (کیتو) است و بنده مخلص با اجازه رسمی آن را ترجمه کردم.
از لینک زیر میتوانید بخرید و به دیگران هم توصیه کنید و هدیه بدهید؛ باشد که لذت ببرید و ببرند. والله اعلم.
لینک خرید
معرفی در اینستاگرام
معرفی در توییتر
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
کتاب مرحوم هورویتز یکی از بهترین کتابها برای معرفی اقتصاد اتریشی است که به زبان ساده به اموزههای اصلی این مکتب پرداخته است.
ناشر اصلی هم موسسه کاتو (کیتو) است و بنده مخلص با اجازه رسمی آن را ترجمه کردم.
از لینک زیر میتوانید بخرید و به دیگران هم توصیه کنید و هدیه بدهید؛ باشد که لذت ببرید و ببرند. والله اعلم.
لینک خرید
معرفی در اینستاگرام
معرفی در توییتر
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍31❤7🔥6👎1
مالکیت خصوصی سپری است در برابر اقتدار دولت!
تعریفی مورد توافق همگان از توسعه وجود ندارد ولی به نظرم اگر بخواهیم فقط یک پیش نیاز برای آن معرفی کنیم چیزی جز بهبود حقوق مالکیت نیست! شاخصی برای اندازه گیری آن هم وجود دارد که مثل همیشه در آن گل کاشته ایم: رتبه 114 در میان 129 کشور!
صدرنشین ها سوییس، سنگاپور و زلاندنو هستند و در انتها هم هاییتی، ونزوئلا و یمن جا خوش کرده اند. کشورهای روشن تر وضعیت بهتری در نقشه بالا دارند و تیره ها بدتر. راستی اگر کسی گفت «سرمایه داری» ایران را بیچاره کرد بفرمایید پایه و بنیان سرمایه داری همین مالکیت به ویژه نوع خصوصی آن است و وضع ایران در این زمینه کم از فاجعه ندارد، والله اعلم.
https://bit.ly/3jaLKn9
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
تعریفی مورد توافق همگان از توسعه وجود ندارد ولی به نظرم اگر بخواهیم فقط یک پیش نیاز برای آن معرفی کنیم چیزی جز بهبود حقوق مالکیت نیست! شاخصی برای اندازه گیری آن هم وجود دارد که مثل همیشه در آن گل کاشته ایم: رتبه 114 در میان 129 کشور!
صدرنشین ها سوییس، سنگاپور و زلاندنو هستند و در انتها هم هاییتی، ونزوئلا و یمن جا خوش کرده اند. کشورهای روشن تر وضعیت بهتری در نقشه بالا دارند و تیره ها بدتر. راستی اگر کسی گفت «سرمایه داری» ایران را بیچاره کرد بفرمایید پایه و بنیان سرمایه داری همین مالکیت به ویژه نوع خصوصی آن است و وضع ایران در این زمینه کم از فاجعه ندارد، والله اعلم.
https://bit.ly/3jaLKn9
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍58👎1😢1
مصیبت به روایت عدد
خدا را شکر شاخص فلاکت جز معدود شاخصهایی است که در آن در دنیا حرف داریم و میدرخشیم! امسال یک خبر داریم:
۹ کشور دنیا از ما مفلوکترند ونسبت به سال گذشته ۲ رتبه از فلاکتزدگی ما کمتر شده است.
کوبا، ونزوئلا و سودان صدرنشین این فهرستاند، خلاصه به قول خانوم هایده زندگی هنوز خوشگلیاشو داره، والله اعلم.
https://bit.ly/3rfL9VG
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
خدا را شکر شاخص فلاکت جز معدود شاخصهایی است که در آن در دنیا حرف داریم و میدرخشیم! امسال یک خبر داریم:
۹ کشور دنیا از ما مفلوکترند ونسبت به سال گذشته ۲ رتبه از فلاکتزدگی ما کمتر شده است.
کوبا، ونزوئلا و سودان صدرنشین این فهرستاند، خلاصه به قول خانوم هایده زندگی هنوز خوشگلیاشو داره، والله اعلم.
https://bit.ly/3rfL9VG
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍38👎3
تولهسگهای بغداد!
«تا حالا اسم «توله سگ های بغداد» به گوشت خورده؟ نه؟ معلوم است که نخورده، این از آن کارهایی است که معمولا آمریکایی ها فقط از پسش بر می آیند. ماجرا درباره سگ های ولگرد افغانستان و عراق است و این که سربازان آمریکایی با این سگ ها دوست شدند. بعد خواستند این دوستان را با خودشان به ایالات متحده برگردانند، ولی معلوم شد این کار خلاف قانون است. ولی یکی از ناوبان یکم های آمریکایی آنقدر عاشق سگش، سینمن (دارچین)، (چه اسم احمقانه ای برای یک سگ است!) شده بود که بالاخره توانست ناممکن را ممکن کند.
به یکی پول داد و سینمن را به او سپرد و این یارو هم سگ را برد به بیشکک در قرقیزستان. اما نتوانست سگ را سوار هواپیمای مسافربری به ایالات متحده کند و آن را در فرودگاه گذاشت و رفت. یکی از کارمندان فرودگاه سگ را سپرد به خانواده ای محلی. بعد خواهر پیگیر این ناوبان یکم وارد عمل شد و با کمک فلان و بهمان سازمان جای سگ گم شده را پیدا کرد. حالا هم سینمن دارد با خوبی و خوشی در ایالت مریلند آمریکا کيف دنیا را می برد.
آمریکایی ها را هم که دیگر بهتر میشناسی، بلافاصله فهمیدند که فردا سربازهای دیگری پیدا می شوند که دوست دارند همین کار را بکنند، این بود که عملیات توله سگ های بغداد» را سازماندهی کردند. روزنامه های شان گزارش کردند که تا حالا بیشتر از سی حیوان خانگی که قبلا سگ ولگرد بودند به آمریکا آورده شده اند. حالا دیگر چطورش را نمی دانم. اصل حرفم این است که آمریکایی ها خودشان دست به کار می شوند، منتظر نمی شوند یکی دیگر تصمیم بگیرد و دلسردشان کند».
این بخشی از کتاب «گشتی در موزه کمونیسم» است؛ بدون آنکه بخواهیم تنوع فرهنگی مردم یک جامعه را ندیده بگیریم و جزء را به کل تعمیم دهیم و از نوع ایرانی یا امریکایی یا ... بگوییم یک نکته را باید در نظر داشت: مردمی که همواره منتظرند کسی برای آنها تصمیم بگیرد و برایشان کار و غذا و ... تامین کند و همه چیز را به حزب و دولت حواله می دهند احتمالا روی رستگاری نخواهند دید، شاید کمی تند باشد ولی «دولت گرایی» معجونی از بزرگترین رذایل بشری است. والله اعلم.
https://bit.ly/3KKS8gZ
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
«تا حالا اسم «توله سگ های بغداد» به گوشت خورده؟ نه؟ معلوم است که نخورده، این از آن کارهایی است که معمولا آمریکایی ها فقط از پسش بر می آیند. ماجرا درباره سگ های ولگرد افغانستان و عراق است و این که سربازان آمریکایی با این سگ ها دوست شدند. بعد خواستند این دوستان را با خودشان به ایالات متحده برگردانند، ولی معلوم شد این کار خلاف قانون است. ولی یکی از ناوبان یکم های آمریکایی آنقدر عاشق سگش، سینمن (دارچین)، (چه اسم احمقانه ای برای یک سگ است!) شده بود که بالاخره توانست ناممکن را ممکن کند.
به یکی پول داد و سینمن را به او سپرد و این یارو هم سگ را برد به بیشکک در قرقیزستان. اما نتوانست سگ را سوار هواپیمای مسافربری به ایالات متحده کند و آن را در فرودگاه گذاشت و رفت. یکی از کارمندان فرودگاه سگ را سپرد به خانواده ای محلی. بعد خواهر پیگیر این ناوبان یکم وارد عمل شد و با کمک فلان و بهمان سازمان جای سگ گم شده را پیدا کرد. حالا هم سینمن دارد با خوبی و خوشی در ایالت مریلند آمریکا کيف دنیا را می برد.
آمریکایی ها را هم که دیگر بهتر میشناسی، بلافاصله فهمیدند که فردا سربازهای دیگری پیدا می شوند که دوست دارند همین کار را بکنند، این بود که عملیات توله سگ های بغداد» را سازماندهی کردند. روزنامه های شان گزارش کردند که تا حالا بیشتر از سی حیوان خانگی که قبلا سگ ولگرد بودند به آمریکا آورده شده اند. حالا دیگر چطورش را نمی دانم. اصل حرفم این است که آمریکایی ها خودشان دست به کار می شوند، منتظر نمی شوند یکی دیگر تصمیم بگیرد و دلسردشان کند».
این بخشی از کتاب «گشتی در موزه کمونیسم» است؛ بدون آنکه بخواهیم تنوع فرهنگی مردم یک جامعه را ندیده بگیریم و جزء را به کل تعمیم دهیم و از نوع ایرانی یا امریکایی یا ... بگوییم یک نکته را باید در نظر داشت: مردمی که همواره منتظرند کسی برای آنها تصمیم بگیرد و برایشان کار و غذا و ... تامین کند و همه چیز را به حزب و دولت حواله می دهند احتمالا روی رستگاری نخواهند دید، شاید کمی تند باشد ولی «دولت گرایی» معجونی از بزرگترین رذایل بشری است. والله اعلم.
https://bit.ly/3KKS8gZ
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
فروشگاه اینترنتی ایران کتاب
کتاب گشتی در موزه کمونیسم اثر اسلاونکا دراکولیچ | ایران کتاب
خرید کتاب گشتی در موزه کمونیسم مترجم سما قرایی نویسنده اسلاونکا دراکولیچ انتشارات هنوز
👍87👎3❤2😁1