راهبرد
12.1K subscribers
660 photos
137 videos
18 files
1.11K links
يادداشت هاي توسعه ایران

امیرحسین خالقی

تماس:

t.me/AmirHosseinKHQ
و
twitter.com/amirkhaleqi
و
joinclubhouse.com/@amirkhaleqi
و
instagram.com/amirhosseinkhqi

حمایت از راهبرد:

http://hamibash.com/rahbordchannel
Download Telegram
اوضاع مملکت آریایی-اسلامی ما و یانکی ها پس از برجام

در این مدت آنقدر از روابط بین ایران و عربستان شنیدم که دیگر ملال آور شده است، ولی گویا قصه سر دراز دارد و حالا حالاها درگیر آن هستیم و پیامدهایش حتی می تواند منافع حاصل از برجام را هم خنثی کند. این مقاله فارین پالسی با تیتر جالب "جنگ ایران و عربستان اشتباه امریکاست" دید متفاوتی دارد و به نقش آمریکا اشاره می کند.

به طور خلاصه می گوید: هرچند ایالات متحده در قضیه توافق هسته ای جلوی پیشرفت نظامی ایرانی ها را گرفت، منطقه را ناپایدارتر خواهد کرد. نویسنده معتقد است اعدام فله ای مخالفان سیاسی در عربستان که پیامدهایش قابل پیش بینی بود، این پیام را از طرف حکام حجاز برای سیاسیون واشینگتون داشت که آنها قرار نیست در آینده در مسیر یانکی ها باشند.

آمریکایی ها نگرانی عرب ها را موجه نمی دانند، به زعم آنها کشوری با اقتصاد بهتر و تسلیحات مدرن تر و اکثریت سنی در صحرای خاورمیانه لازم نیست نگران چیزی باشد. سعودی ها هم می بینند شیعه ها در ایران و عراق و بحرین و یمن و همچنین در استان شرقی خودش فعالند و از سیاست های منطقه ای ایرانی ها هراس دارند. آنها احساس می کنند آمریکایی ها به آنها خیانت کرده اند و برجام امتیازی بزرگ برای ایرانی هاست. عرب ها معتقدند که آمریکایی ها به جای تمرکز صرف بر روی مسئله هسته ای باید جلوی رفتارهای تهاجمی ایرانی ها در منطقه را می گرفتند.

این نگرانی، چه موجه چه غیرموجه، باعث شده است که عربستان شروع به یارگیری از دیگر کشورهای منطقه کند و سیاست تهاجمی تری را پی بگیرد. این چند هفته عرب ها از سکوت اوباما در برابر آزمایش موشک های بالستیک ایران و همچنین بی عملی وی درباره کشته شدن رهبر مخالفان سوریه حتی ناراضی تر شدند. رهبر کشته شده یک پای مذاکرات صلح بود و واکنش نشان ندادن امریکایی ها به این معنا بود که قرار نیست نقش فعالی در صلح سوریه ایفا کنند. ایران و روسیه هر روز یک قدم جلو می گذارند و متحد قدیمی سعودی ها همچنان کاری برای حفظ منافع آنها انجام نمی دهد. به نظر حکام صحرای حجاز همین بی عملی آمریکایی ها و ندیده گرفتن سیاست های منطقه ایران، آنها را قدرتمندتر و گستاخ تر می کند.

نویسنده می گوید اوباما یکی از متحدین قدیمی خود را از دست داد، ولی در آن سوی میدان هیچ متحدی به دست نیاورد و قرار هم نیست به دست آورد. عرب ها هم گویا بنا دارند با شدت عمل بیشتری پیش بروند و همچنان پرچم دفاع از سنی ها را بالا نگه دارند. او پیشنهاد می کند تا دیر نشده دولت امریکا گامی برای جلب اعتماد و متعادل کردن اوضاع بردارد تا چالش های خاورمیانه از کنترل خارج نشود.

با استدلال این مقاله نتیجه اینست که بعد از 16 ژانویه که روز لغو تحریم هاست منتظر معجزه نباشید! همین الان در آمریکا قضیه گرفتن غرامت از ایران برای قربانیان تروریسم بالا گرفته است (در حدود دو میلیارد دلار)، نتیجه انتخابات ایالات متحده البته مهم است، ولی رئیس جمهور آینده هر کسی باشد باید برای تحبیب قلوب حکام حجاز قدمی بردارد، زیرا بعید است رابطه ای با ایران سر بگیرد.

جان کلام اینکه تا تکلیف را با سیاست مشخص نکنیم، بعید است در اقتصاد اتفاقی بیفتد.

http://goo.gl/lA5y4A

کانال راهبرد
@RahbordChannel
حس تحقیر ملی

این روزها پویشی برای تحریم سفر به امارات و ترکیه به راه افتاده است تا ملت پول هایشان را در انجا خرج نکنند، دیدم دکتر نقیب زاده عزیز استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران که به او ارادتی دارم در مقاله ای در دنیای اقتصاد در این باره نوشته اند و همان ترجیع بند همیشگی رایج میان عوام را تکرار کرده اند: امارات و ترکیه با "پول توجیبی" ما توسعه پیدا کرده اند و تا سی سال پیش روستاهایی بیش نبوده اند و اگر هم آباد شده اند به خاطر پول های ما بوده است و حالا علیه ما شمشیر کشیده اند! مخالفتی با چنین پویش هایی ندارم، اما باید جنبه های های جدی تر را هم دید.

اینجا هم مثل مورد عربستان در میزان اثر این "پول توجیبی" های ایرانی های اغراق می شود، بنا به گفته ها کم و بیش 36 میلیارد دلار درآمد گردشگری ترکیه در سال گذشته است، وقتی آن را با 800 میلیارد دلار حجم اقتصاد ترکیه مقایسه می کنیم، می بینیم که یحتمل جز پول ایرانی ها شاید چیزهای دیگری هم اثر داشته باشد! در مورد امارات هم قضیه چندان متفاوت نیست. البته چنانکه رسم صحاری خاورمیانه است تحولات نشان می دهد که بعد از یک دوره رونق حکام به فکر گسترش امپراتوری می افتند و فعلا که ویروس اردوغانیسم به جان ترکیه افتاده است، اما صحبتم چیز دیگری است.

اساسا مسئله اصلی پول و سرمایه نیست، روش بودن تکلیف ملت ها با خودشان و مدیریت پول هاست. در زمان دولت نهم و دهم هم بنا به گفته ها 700 میلیارد دلار پول وارد این کشور شد، آگاهان می دانند که این هم در آمد نفتی بود و ما بر خلاف ادعاها هم جز این متاع مفیدی برای عرضه در بازار نداریم. چرا پس هنوز وضع اینست که هست؟ چرا همه هنوز منتظر معجزه اند تا دستی از آسمان برای بهبود کاری کند؟

توسعه و اقتصاد خوشبختانه تکلیفش مشخص است، بیش از ادعا نیاز به تدبیر دارد، امثال اعراب صحاری خاورمیانه "می دانند که نمی دانند" و سراغ اهلش می روند و نتایجشان هم دستکم در اقتصاد بد نیست. به قول عزیزی عرب ها پروژه های چند ساله ما را چند ماه به پایان می رسانند و ما فقط گذشته ای را به یاد می آوریم که آنها ملخ تناول می کرده اند.
چنان می گوییم آنها با دلارهای نفتی به وضع فعلی رسیده اند که گویی درآمدهای ما از خلاقیت و تدبیر حاصل شده است! ما عقب ماندگی خودمان را حس می کنیم و به جای تلاش برای بهبود اوضاع دیگرانی که کمی پیشتر رفته اند را تحقیر می کنیم، دچار کین توزی مخربی شده ایم، به قول حضرت، شبیه بردگانی که ویژگی های والاتباران را خوش نمی دارند، اخلاق برده وار. ما تحقیر شده ایم، راه تدبیر را هم بسته ایم و به عمل فقط واکنش نشان می دهیم

امین بزرگیان مدتها پیش چیزی نوشته بود که باید آن را دوباره خواند: "کنار اومدن با پیشرفت جاهایی که با هواپیما یک ساعت بیشتر راه نیست، سخت است. برج های دوبی ما را تحقیر می کند وما نژاد دارندگانش را. داستان ابو موسی از یک طرف راوی اعتماد به نفس سیاسی عرب ها و از سویی دیگر آخرین چیزی است که دولت می تواند ملت را به خودش پیوند بزند. حس تحقیر ملی برای جبران شدن، مستعد آفرینش فاجعه است." جمله آخر را چند بار بخوانید: حس تحقیر ملی مستعد آفرینش فاجعه است.

http://goo.gl/u7YbV7

کانال راهبرد
@RahbordChannel
آزادی بیان مقوله پیچیده و بحث برانگیزی است، کاریکاتور شارلی ابدو می گوید اگر بچه غرق شده (آیلان کوردی) بزرگ می شد، در آلمان دنبال نیشگون گرفتن از باسن زنان بود! (اشاره به قضیه سال نو در کلن)

کانال راهبرد
@RahbordChannel
اجرای برجام، اول مصیبت؟

این مقاله اکونومیست که با یک کاریکاتور جالب همراه شده است می گوید که اجرای برجام تازه شروع دور دیگری از مشکلات است و حتی آزمایش موشک های بالستیک ایران را تلاشی برای بر هم زدن توافق می داند. فرض نوشته بر این است که گروه های قدرتمندی در ایران سیاست خارجی راه هدایت می کنند که به اجبار تن به توافق داده اند و حتی این صلح موقتی می تواند یک تجدید قوا برای شروع فعالیت های نظامی بعدی باشد.
گفته اند که باید دید رئیس جمهور آینده یانکی ها چه کسی است؟ اگر جمهوری خواه باشد که هیچ بعید نیست توافق را ندیده بگیرد و بخواهد نشان دهد یک من ماست چقدر کره می دهد، ولی حتی دموکرات هم باشد اوضاع خوب نیست. آنها هم شاید بخواهند ضرب شستی به ایران در مورد مسائل غیرهسته ای (فعالیت های موشکی، زندانی کردن امریکایی تبارها، حمایت از سوریه و …) نشان بدهند.
به سبک داریوش می شود دعا کرد: خداوندا ایران را از شر خشکسالی و دشمن و تندروی در امان دار.

http://goo.gl/l7cpaG

کانال راهبرد
@RahbordChannel
هنگ دشداشه پوش ها

کسانی بر این باورند که جنگ در دوران جدید را باید متفاوت از قدیم فهمید، البته منظور هم فقط این نیست که پیشتر از نیزه و شمشیر استفاده می کردند و اکنون از هواپیما و اتم، بلکه انگار با دو پدیده به کلی متفاوت روبه رو هستیم که فقط نامشان مشترک است. امروز جنگ پدیده پیچیده ای است که ابعاد اقتصادی، سیاسی و اجتماعی متعددی دارد و به قولی "جدی تر از آن است که به دست ژنرال ها سپرده شود". نگرش آدم ها به قضیه هم در طی زمان خیلی تغییر کرده است، محمد قائد جایی نوشته بود زمانی در نظر سربازان ینی چری عثمانی استفاده از توپ و تفنگ و زدن دشمن از فاصله دور خلاف مروت بود و جنگ تن به تن و شمشیر زدن را نشان مردانگی و شجاعت می دانستند!

جنگ گاهی در عرصه اقتصاد رخ می دهد، چنانکه در قضیه ایران و عربستان می شود دید، بلومبرگ یکی از استراتژی های طرف عرب را شرح داده است که برای افزایش معلومات اهل اقتصاد بد نیست:

قرار است بخشی از غول تریلیون دلاری نفتی سعودی ها یعنی آرامکو را به فروش بگذارند، یک دلیل این است که قیمت نفت پایین آمده است و حکام حجاز نیاز به پول دارند، اما یک هدف سیاسی هم دنبال می شود: 330 میلیون سهامدار جدید از سراسر جهان با سعودی ها شریک می شوند و چه چیز از حفظ ثبات و امنیت این شریک مهمتر!؟
وقتی سر سفره ای بنا باشد کلی آدم نان بخورند، اگر کسی خواست اوضاع را به هم بریزد، همه آن خورندگان را دشمن خودش کرده است. در واقع این نوعی یارگیری برای حکام حجاز به شمار می آید. اگر ایرانی ها بخواهند صف را به هم بزنند با چند صد میلیون معترض روبه رو خواهند بود. عرب ها از این گفته حضرت ماکیاولی به خوبی استفاده کرده اند که مردم قاتل پدرشان را می بخشند، ولی کسی که ارث پدرشان را خورده است از یاد نمی برند.

وانگهی حال که ایرانی ها منتظر برچیدن تحریم ها هستند تا صنعت نفت را با پول اجانب نوسازی کنند، اگر عرب ها جنس مرغوب تری عرضه کنند، پولی که می توانست به ایران برود، از ریاض سر در می آورد. این چیزی است که پیش بینی می شود در مورد آرامکو اتفاق بیفتد.

اینجا کسانی خواهند گفت سعودی های خائن منابع کشورشان را برای ماندگاری بیشتر حکومت کثیفشان به حراج می گذارند و استقلال مملکت را فدای بقا کرده اند، کسانی هم می گویند عرب ها سیاست را بلدند و با کارت های در دسترسشان هوشمندانه بازی می کنند! این که کدام درست است خیلی مهم نیست، مهمتر اینست دریابیم اوضاع در این حوالی خیلی پیچیده تر از آنی است که در نگاه اول به نظر می رسد 😊

http://goo.gl/1ZBxbE

کانال راهبرد
@RahbordChannel
اعترافات یک بدبین درباره پسا-تحریم!

یکی از عالمان فرنگی همیشه هشدار می دهد اگر نوری ته تونل دیدی، مطمئن نباش که داری به انتهای آن نزدیک می شوی، شاید نور قطاری است که از روبه رو می آید و به زودی از روی تو رد می شود! در قضیه برجام هم خوشحالی ملت قابل توجه بود، ولی هشدار مرد فرنگی فوق الذکر را هم نمی شد ندیده گرفت، اینکه بعد از رفع تحریم ها وضع مملکت اینقدر که می گویند کویت بشود، کمی مشکوک است.

چند کشور عربی از برداشتن تحریم ها و به پول رسیدن زمامداران تهران ابراز نگرانی کرده اند و در خود آمریکا هم کسانی گله می کنند از اینکه دولت اوباما هوای یاران قدیم را در خاورمیانه ندارد و اقتدار آمریکا را زیر سوال برده است. بی بی (بنجامین نتانیاهو) هم که موضعش معلوم است. به نظر می رسد حال که قرار است موازنه میان دو قدرت منطقه ای اتفاق بیفتد، گام بعدی ایالات متحده می تواند دادن امتیازی به سعودی ها و اسرائیل باشد تا نگرانی آنها را از برخی "جاه طلبی های" منطقه ای طرف ایرانی کاهش دهد و به نوعی دلجویی کند.

در همین مسیر، در کنگره آمریکا برای قضیه موشک های بالستیک ایرانی ها جریمه هایی در نظر گرفته اند که احتمالا به تصویب خواهد رسید. سعودی ها و دیگر همراهانش هم چنانکه صریح گفته اند، بی کار نمی نشینند، یادم هست که هیچگاه دولت مالکی در عراق را هم نپذیرفتند و وعده داده بودند تا میلیارد دلار هم خرج می کنند که او زمین بخورد. از یارگیری جهانی و جنگ اقتصادی آنها پیشتر گفتم و این را ندیده نگیریم که برای اصلاحات اقتصادی و مقاصد داخلی، نیازی حیاتی به وجود یک "دشمن" دارند و حتی اگر ایران نبود باید یک "دشمن" می ساختند!

رفع تحریم ها برای شرکت های امریکایی سودی ندارد و آنها همچنان بر اساس قوانین آمریکا با محدودیت جدی برای تعامل با ایران روبه رو هستند، برای مثال اکسون مبیل در بخش انرژی ایران سهمی ندارد و شرکت هایی مانند شل فرانسه ورود خواهند کرد. پس منافع اقتصادی برای یانکی ها وجود ندارد و ایران دیل را دولت اوباما بیشتر به عنوان یک پیروزی نمادین نمایش خواهد داد. قابل پیش بینی است که امثال ترامپ و کروز از جی اُ پی به حرف های مرد رنگین پوست صلح طلب محل گربه هم نگذارند و باز تکرار کنند اگر به قدرت برسند توافق بی توافق!

بد نیست بدانیم تعداد کسانی در اتازونی که بر این باورند اوباما در سیاست خارجی خوب عمل نکرده کم نیست و این منتقدان لزوما محافظه کارهای بی ترمز نیستند، کافی است به چند پست قبل و مقاله مرشایمر در فارین پالیسی مراجعه کنید. برای ایرانی های زیر تحریم می توان این را پیشرفتی در دیپلماسی دانست، ولی از نظر منافع امریکایی ها می تواند چنین نباشد. سر به سایت اندیشکده بروکینگ بزنید برخی نوشته ها و توصیه ها برای تعامل با ایران در پسا-برجام به هیچ وجه نرم نیست!

به نظرم یک اتفاق غیرمنتظره و خوب هم افتاد و آن آزاد کردن ایرانی-آمریکایی ها و قبل از آنها ملوانان ره گم کرده بود، این را می توان به پای مهارت های جناب روحانی در تعامل با بقیه نهادهای قدرت گذاشت (نظر یک مقاله بروکینگ) یا اینکه اجماع سطوح بالای حکومت این بوده است که جلوی برخی تند رفتن ها گرفته شود تا زیر آب توافق نخورد. در هر دو صورت به نظرم هوشمندانه است.

پیش بینی در سرزمینی بلاخیز همچون ایران باد هواست و آنچه آمد استنباط شخصی من بود از خوانده هایم در این روزها. آینده خیلی چیزها را روشن می کند.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
Channel photo updated
چرا گاهی باید به زور هم شده اخلاقی بود؟ (در باب تحریم)

اینکه تحریم عملی ظالمانه و غیراخلاقی است را نمی دانم، بعد از حضرت ماکیاولی خیلی با "اخلاقی بودن سیاست" کاری ندارم و آن را جدی نمی گیرم. اما از آنجا که به قول آن مرد عبا شکلاتی، اهل تسامح و تساهل هستم، اگر کسی چیزی با مضمون اخلاق جات گفت، ذوقش را کور نمی کنم 

باری، برخلاف برخی گفته ها، تحریم کارآمدی اش را دستکم در قضیه ایران نشان داد. اگر قرار به "احترام متقابل" و این قبیل تفنن جات بود، حالا حالاها وزیر خارجه خنده روی ایران باید در خط ایران و اروپا رفت و آمد می کرد. هدف این بود که تغییر رفتاری حاصل شود و کسانی در این سو بی خیال هسته ای شوند، دیدیم که شدند و این یعنی تحریم توانسته است کارش را به انجام برساند. این مقاله فوربز جالب است و با استفاده از منطق روان شناسی-اجتماعی-اقتصادی از برداشتن تحریم ها دفاع می کند. خیلی با جزئیات سیاسی اش کاری نداریم، مهم استدلال آن در توجیه یک ابزار است، خلاصه حرفش چیست؟

نویسنده می گوید کسانی با توجه به منافعشان دلایلی برای برنداشتن تحریم های ایران های برمی شمارند: برخی می گویند تحریم را بردارید، قیمت در بازار نفت خراب می شود و کسانی دیگر در اسرائیل و صحرای حجاز می گویند پول به دست ایران برسد از بعضی گروه ها حمایت می کند و ثبات خاومیانه را به هم می زند.

او می گوید این دلایل کافی نیست و ادامه می دهد اقتصاد علمی است که با مشوق ها و بده-بستان ها سروکار دارد یعنی اگر تحریم کرده ایم که کشوری فلان کار را بکند و آن کشور کار مطلوب را انجام داد، دیگر وجود تحریم ها ضرورتی ندارد و "باید به عهدمان وفا کنیم" و تحریم ها را برداریم. چیزی گرفته ایم و باید چیزی بدهیم، دلیل این "وفای به عهد" هم اخلاقی نیست کاملا فنی و اقتصادی است. اما این دلیل چیست؟

تحریم ابزاری نیست که یک بار و برای همیشه در مورد ایران به کار گرفته شود، بلکه بارها و بارها در آینده برای ایران یا جاهای دیگر بناست استفاده بشود. بعد با اشاره ای به نظریه بازی ها نتیجه می گیرد، اگر طرفی که تهدیدش کردی رفتارش را تغییر داد، باید به قولت عمل کنی (تحریم را برداری)، وگرنه در آینده دیگر نمی توانی از این ابزار استفاده کنی و برای حرفت تره هم خرد نمی کنند!

نویسنده هشدار می دهد اگر فرض کنیم ایرانی ها حرف گوش کردند و تو تحریم را برنداشتی و "وفای به عهد" نکردی، در آینده دیگر نمی توانی از تحریم استفاده کنی، زیرا ایران می داند تغییر رفتارش سودی به حالش ندارد.

اینکه می گویند آدم های سیاسی حتی اگر اعتقادی هم به اخلاقیات و صداقت نداشته باشند، باید دستکم تصویری اخلاقی و صادق از خود نشان بدهند بر همین اساس است.

http://goo.gl/B6zVEU

کانال راهبرد
@RahbordChannel
بازگشت به گذشته: با خیال راحت ایرانی ها را رها کنید بمبشان را بسازند!

گاهی بد نیست به عقب برگردیم و پیش بینی ها نسبت به زمان کنونی را بخوانیم، حال که هسته ای به سرانجامی رسیده است، مقاله سه چهار سال پیش کنت والتز فقید از بزرگان رئالیسم را فارین افرز بازنشر کرده است، عنوان مقاله جنجالی است: چرا ایران باید بمب داشته باشد!

او می گوید اگر ایرانی ها بخواهند بمب بسازند، زیر تهدید هم می سازند و چه بهتر که بسازند! یکی از دلایل بحران های خاورمیانه اینست که فقط اسرائیل در آن اتمی است و اگر قدرت اتمی دیگری افزوده شود، موازنه قدرت برقرار می شود و به نفع ثبات منطقه است، سپس استدلال می کند که بسیاری ترس ها از ایران اتمی بی پایه است؛ خیال ایرانی ها که از بقای خود راحت شد، معتدل تر می شوند و کمتر خط و نشان می کشند، کمک هسته ای به گروه های تروریستی هم منتفی است و هیچ دولتی اختیارش را دست گروه های شبه نظامی نمی دهد و همچنین می گوید که مسابقه تسلیحاتی به راه افتادن از طرف اعراب هم باد هواست و تاریخ این را تایید نمی کند.

می توان با برخی استدلال ها مخالف بود، ولی یک نکته اساسی نوشته این است که بسیارانی در اسرائیل و آمریکا تلاش کرده اند ایرانی ها را غیرعقلانی و دگم تصویر کنند و از این راه اعمال زور بر ایران را توجیه کنند. والتز بزرگ هم اشاره کرده است که چنین نیست، یادمان باشد اگر تصویری که از مملکت در انظار خارجه ارائه می دهیم تقویت کننده فرض غیرعاقلانه رفتار کردن و تندروی و بی ترمزی باشد، در نهایت به زیان مملکت خواهد بود.

خلاصه این است که تصویر یک "کشور عاقل" را به جهانیان ارائه دادن خیلی بیش از هسته ای بودن به نفع ایران است.

https://goo.gl/YU2iD6

کانال راهبرد
@RahbordChannel
اژدها وارد می شود! چینی ها رفتنی نیستند.

کسانی در ایران نظر مساعدی به زردپوستان شرق آسیا ندارند، به نظرشان در جاهایی از نبود رقابت در بازار ایران کمال سو استفاده را کرده اند و همینطور با قیمت ارزان تولیدکننده ایرانی را به خاک سیاه نشانده اند. در بین عوام واژه های چینی و بنجل کم وبیش مترادف به کار می روند، همچنین این عقیده هست که چینی ها قابل اعتماد هم نیستند و حتی در آموزش های فنون مذاکره در ایران، ویژگی مذاکره چینی ها را "دبه کردن" ذکر می کنند.
بعد از رفع تحریم ها بناست اروپایی ها هم سری به این حوالی بزنند و قرار است انحصار فعالیت چینی ها در ایران از بین برود، کسانی خوشحالند که از شر چینی ها راحت می شوند، اما به نظر باید با احتیاط سخن گفت.

مقاله زیر از بلومبرگ به سفر رئیس جمهور چین به خاورمیانه می پردازد، گفته شده است که نفوذ آمریکایی ها در صحاری خاورمیانه رو به کاهش است و چینی ها می خواهند جای آنها را بگیرند، مرد شرقی بناست به تهران، ریاض و قاهره سفر کند، آدمی همتراز او از 2002 به این طرف از پکن به تهران نیامده است. از اهداف او میانجیگری بین ایران و عربستان است و به عنوان شریک تجاری قدرتمند برای هردو کشور می خواهد ریش گرو بگذارد که آنها روی هم را ماچ کنند و عداوت ها را ندیده بگیرند. هرچه باشد عمده نفت چشم بادامی ها از همین منطقه تامین می شود و شلوغی در این حوالی به صلاحش نیست. برخلاف یانکی ها این کشور در میان کشورها خاورمیانه سابقه بدی هم ندارد و این می تواند در میانجیگری کمکش کند، در ضمن می ترسد شر بنیادگرایی دامن خودش را هم بگیرد، تعداد مسلمانان اویغور در دومین اقتصاد دنیا کم نیست!

تحلیلگری گفته است حالا که بازار ایران بازتر شده است، مرد شرقی به ایران می آید که میخ را محکم تر بکوبد تا موضع اقتصاد قبلی اش از کف نرود. همچنین از دیگر اهداف دیگر سفرش اینست که قرارداد دو کارخانه برق هسته ای را نهایی کند. اما مرد اول چینی ها احتمالا روی ابرپروژه "یک کمربند، یک جاده" هم با ایرانی ها حرف دارد، پروژه ای که قرار است تجارت آسیا و اروپا با چینی ها را متحول کند. گویا چینی ها 40 میلیارد دلار برای تامین مالی این پروژه کنار گذاشته اند.

از این پروژه بلندپروازانه به استعاره به عنوان "راه ابریشم جدید" یاد می کنند، بناست برای گسترش تجارت یک مسیر خط آهن از کشورشان (شهر شی آن در چین مرکزی) تا اروپا (رتردام در هلند) کشیده شود و همچنین یک راه آبی که از بندر ژانژیانگ چین شروع و به ونیز ختم می شود. این خط آهن از بسیاری کشورها و از جمله ایران هم می گذرد. (بد نیست در لینک دوم نقشه را ببینید، در آینده سرفرصت یک پست کامل در معرفی آن می نویسم)

اما با توجه به دشمنی ایران با آمریکا، چینی ها برای افزایش نفوذ ژئوپلیتیک خود متحدی بهتر از ایران در خاورمیانه پیدا نمی کنند و زمامداران تهران هم نسبت به آنها بی میل نیستند. پس با توجه به نقش تعیین کننده سیاست می شود در آینده حتی انتظار داشت حضور چینی ها درایران پررنگ تر هم بشود و تعاملات اقتصادی بیشتری برقرار کنند. خلاصه که به نظر نمی رسد رفتنی باشند و آمده اند که بمانند.

http://goo.gl/GVEc1F
http://goo.gl/EX7qzx


کانال راهبرد
@RahbordChannel
👍1
تفنن جات سیاسی و اقتصاد!

دموکراسی را باید فراتر از مطالبه چند جوانک بالاشهری! فهمید، دموکراسی پیامدهای اقتصادی نیز دارد و کسانی از ارتباط آن با رشد و توسعه اقتصادی هم گفته اند و نتیجه گرفته اند که حتی دموکراسی های ضعیف به نسبت حکومت های خودکامه بیشتر احتمال دارد که به پیشرفت اقتصادی برسند. مواردی خاص مانند چین البته استثناست، آنها این روال را پیش گرفته اند که در اقتصاد مردم را آزاد بگذارند، ولی در سیاست زیاد به ملت رو ندهند، هرچه باشد تدبیر امور یک میلیارد و اندی آدم شوخی بردار نیست!

با این حال کم وبیش همه جا پذیرفته شده است که شکل مناسب و کارآمد حکومتداری همان دموکراسی است و حال باید به شیوه اجرای آن فکر کرد. می شود انتظار داشت اگر از اقتصاد بازار آزاد برای بهبود معیشت مردم بهره بگیری (که گویا چاره دیگری هم نیست)، از این طرف، باید برای قرتی بازی هایی مانند دموکراسی و آزادی سیاسی هم فکری کنی. امیر عباس هویدا زمانی می گفت در مملکت ما شخص اول شاه است و بقیه بوق! کسانی می گفتند به فرض نیت خیر شاهنشاه، باز هم نمی شود مملکت چند ده میلیون نفری را اینقدر عشقی اداره کرد.

اکونومیست رتبه بندی دموکراسی رابیرون داده است که شاید در پسا-برجام بشود نتایج اقتصادی هم از آن برداشت کرد، گفته اند که دموکراسی فقط برگزاری انتخابات نیست و عوامل دیگر هم باید سنجیده شود: آزادی های مدنی، کارکرد دولت، مشارکت سیاسی و فرهنگ سیاسی. صدر جدول چنانکه می شود انتظار داشت از کشورهای اسکاندیناوی و نوردیک است مانند نروژ، ایسلند و سوئد. امریکایی ها رتبه 20 را دارند و ته جدول هم متعلق به کره شمالی است. وطن اسلامی-آریایی ما در رتبه 156 قرار دارد و عربستان سعودی 160 است. به طور کلی وضع خاورمیانه در این رتبه بندی خیلی خوب نیست. وضع دموکراسی ایرانی ها از 2006 تا 2014 افت کرده است، ولی در سال 2015 بالاتر رفته است.

یکی از مشکلات کشورها در صحاری خاورمیانه بحث فساد اقتصادی است، می گویند اهالی خارجه به همین دلیل از آوردن دلارهای بی زبان خود به این مملکت بلاخیز ترس دارند. صاحبنظرانی گفته اند برای از بین بردن فساد بهترین راه شاید همین همین باز کردن فضای سیاسی و بیشتر کردن دز دموکراسی در مملکت باشد، اگر رتبه بندی فساد را با این رتبه بندی دموکراسی مقایسه کنید، این گفته صاحبنظران معقول به نظر می رسد. حال که کسانی در مملکت عزمشان را برای آوردن دلارهای اجنبی به داخل جزم کرده اند، بد نیست این قضیه را هم در نظر داشته باشند. فساد در اتاق های تاریک رخ می دهد و برای جلوگیری از آن باید به اتاق نور تاباند، دموکراسی و این قبیل تفنن جات شمال شهری راهی است برای روشن شدن فضای اقتصاد وسیاست.

http://goo.gl/x6cHY0
https://goo.gl/4T2pMM

کانال راهبرد
@RahbordChannel
شیخ، اقتصاد و مصائب پسا-برجام!

بنا به گفته این مقاله اکونومیست بعد از تحریم ها تازه مصیبت های شیخ دیپلمات شروع شده است، او که توانسته است توفیقی در تعامل با خارجه به دست آورد و تحریم های کفار غربی را بردارد، باید وارد نبردی دیگر شود. نبردی در داخل برای متقاعد کردن مردمش!

کسانی از اهالی اندیشه، وطن آریایی- اسلامی ما را جامعه کوتاه مدت نام داده اند؛ مردم از تاریخ و زندگی خود آموخته اند حواسشان باشد که نقد را بچسبند و زیاد به آینده دور دل نبندند. آنها دیده اند که ستاره اقبال هیچکس در این مملکت بلاخیز آنقدر بلند نیست که بتوان حرف هایش را برای چهار پنج سال آینده جدی گرفت، گوششان هم از وعده پر است، ترجیح می دهند ببیند طرف در کوتاه مدت برایشان چه می کند. رئیس دولت باید به مردمی ناباور و شکاک نشان دهد واقعا فتح الفتوحی کرده است، وگرنه نباید در روز رای گیری انتظار نتایج خوبی داشته باشد.

دو سالی است که بناست مملکت تکانی بخورد، بعد از تلاش بسیار تحریم ها برداشته شد، اما تحقق نتایج آن نیاز به زمان دارد. علی الحساب چند ده میلیارد دلار از پول مملکت آزاد می شود که باید به زخم های قبلی زد، خرید طیاره های بسیار نمونه ای از این خرج هاست، همچنین باید برای سیستم بانکی هم فکری کرد، بانکها هم آنقدر تسهیلات تکلیفی پرداخت کرده است، که تکلیفشان یکسره شده است. سویفت را هم باز کرده اند که کار مبادله با خارجه را ساده تر می کند و در طی چندین ماه صنایع کشور می توانند دست و پایی دراز کنند و نفسی بکشند.

اما اصل مطلب برای رشد اقتصاد مملکت همان سرمایه گذاری اجنبی در داخل است که باید سرمایه گذاران فرنگی را قانع کرد که بیایید پول در این مملکت بریزید. این کاری است کارستان، به اهالی خارجه گفته شده است این مملکت از هر نظر وضعش خوب است و ضرر نمی کنید، اما آنها بلافاصله می فهمند که قضیه پیچیده تر از این حرفهاست و کار با مردمی اهل بخیه آسان نیست. اگر هم به اعداد و ارقام سازمان های معتبر دنیا در مورد فساد در ایران اعتماد نکند، بعد از بررسی اوضاع مملکت دستش می آید که شاید آن آماردهنده ها خیلی هم بی انصافی نکرده اند (نمودار درصد سرمایه گذاری خارجی در مقاله را ببینید).

جان کلام اینکه همه این ها زمان می برد، ولی دولتی ها باید خودی نشان بدهند، آنها هرچند مدیران قابلی در اختیار دارند، ولی کار رسانه ای نمی کنند: شاید رسانه به دردبخوری ندارند، شاید هم بلد نیستند. یک آزمون سیاسی بزرگ هم تا انتهای اسفند دارند که باید چیزی رو کنند و مردم را به نفع خود پای صندوق بکشند، از آن سو، کسانی دیگر که زورشان هم کم نیست بعید است رضایت بدهند همه منافع توافق به دولتی ها برسد. هفته های پیش رو بسیار چالشی خواهد بود و رئیس دولت باید نشان دهد که مذاکره اش با کدخدا چقدر به نفع مردم روستا بوده است! در این مدت باید منتظر نمایش های فراوان از سیاسیون ایران بود.


http://goo.gl/lE1X03
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب یک پدیده اجتماعی: جواک* بودن!

یکی از ویژگی های فرهنگ ایرانی که به یمن شبکه های اجتماعی نمود بیشتری هم پیدا کرده است همین جوک ساختن برای زمین و زمان است. امکان ندارد اتفاقی در دنیا بیفتد و از تیغ طنازی ایرانی ها در امان بماند، از قضا از نظر فردی خیلی هم بد نیست، هر چیزی که بتواند دنیا را تحمل پذیرتر کند خوب هم هست.

کسانی گفته اند فرایند پردازش طنز در مغز بی شباهت به تحلیل و فهم موضوعات پیچیده فلسفی نیست، تجربه شخصی ما هم می گوید گاهی برای انتقال مفاهیم جدی و عمیق بهترین راه همان استفاده از طنز است (لینک اول: یک کتاب خوب برای اهل دل). از آنجا که موضوعات مناسب طنز در صحاری خاورمیانه کم نیست، بد نیست به یک مورد تازه در عربستان بپردازیم.

گفته شده است مفتی اعظم در حرمت شطرنج فتوا داده و گفته است شطرنج وقت تلف کردن است و شاید پول امت را به باد دهد. همچنین در یک تحلیل به شدت روانشناسانه گفته است که باعث دشمنی میان مسلمین هم می شود (با استدلال شیخ باید هرگونه فعالیت رقابتی در بین اعراب ممنوع شود). گویا شطرنج سرگرمی محبوبی بین اعراب است و همین روزها مسابقاتی هم در بنا بوده است که برگزار شود. مقامات سعودی بلافاصله موضع گرفتند که این یک ارشاد دینی بوده و به لحاظ قانونی محلی از اعراب ندارد.

حکومتی ها که با امور پست زمینی سروکار دارند، می دانند که هرچند نیت شیخ خداجو احتمالا خیر و برای اجرای امری الهی بوده است، ولی بالاخره کار اداره مملکت حساب و کتاب دارد و نباید خیلی حرف ها را جدی گرفت (مرد مهرورز دولت 9 و 10 هم مضمونی مشابه اظهار کرده بود). البته مفتی ها هم هوشمندی خود را دارند، کسانی گفته اند که تریاک و دخانیات منع شرعی ندارد، ولی اینکه صریح حرام اعلام نمی شود، شاید برای این باشد که مومنان هم نیاز به تفریحات دارند، حال که می ممنوع است، خوبیت ندارد مومنین از همه تنعمات! دنیوی محروم بمانند. درست است که مومن باید همواره به یاد خدا باشد، ولی گاهی بی خبری از احوال دنیا هم توصیه می شود.

مردم دنیا و برخی اعراب هم اینجا و آنجا واکنش های جالبی طنازانه ای به فتوا نشان داده اند، یکس گفته است علت اصلی اعلام فتوا این بوده است که هدف بازی زدن شاه است و مشکل سیاسی ایجاد می کند 😊 کسانی گفته اند به خاطر اینست که روی سر شاه صلیب قرار داده شده و کسانی دیگر واکنش هایی در مایه های شیشکی اظهار کرده اند! این واکنش ها بی شباهت به اوضاع فرهنگی ایرانی ها نیست (خدا را شکر یک اشتراک با ساکنان صحرای حجاز پیدا کردیم)

با این حال شاید بتوان حدس زد این اقبال به جوک و لطیفه در میان مردم ما به این دلیل است که نمی توانند واقعیت را تغییر بدهند و کنشگری کنند، پس سعی می کنند دستکم آن را دلپذیر و قابل تحمل کنند. وقتی ببینی نمی توانی در عالم واقع اثری ایجاد کنی و ساختارهایی تو را محدود می کنند، سعی می کنی نگاهت را عوض کنی.

اما از نظر اجتماعی این شاید مخرب هم باشد. دیگر هیچ مسئله ای عصب تو را نمی جنباند و هیچ چیز را جدی نمی گیری! بارها و بارها کسانی از مبرم بودن مسائلی همچون بحران آب و آلودگی در کشور گفته اند، ولی می بینیم کسی آنها را جدی نمی گیرد و کاری انجام نمی دهد، ولی بلافاصله سیل جوک و لطیفه در موردشان به راه می افتد. بدبختی های ملت را می بینیم، ولی حتی به جای کمی فکر بیشتر به آن می خندیم.

متخصصین امر باید اظهار نظر کنند، ولی اگر دیدیم ملت خیلی جواک شده اند، شاید باید اندکی نگران هم بود.

*جواک: بسیار جوک گوینده

http://goo.gl/np36YW
http://goo.gl/S2hnBW

کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب یک تفنن: مسئولیت اجتماعی جهانی
کمتر پیش می آید نخبگان وطن آریایی- اسلامی به مسائل جهانی جدی بپردازند یا اگر هم بپردازند بعید است بازتاب گسترده ای میان ملت پیدا کند، آنقدر مشکلات در همین حوالی بر سر همه آوار شده است که مجالی برای مسائل جهانی پیدا نمی شود. استثنا هم بود و چند سال پیش عزیزی داعیه مدیریت جهانی داشت، البته رندان به وی گفتند شما عجالتا قاچ زین را بچسب، سواری پیشکش!
یکی از موضوعات جدی و خطرناک برای آینده جهان مسئله پلاستیک هاست که در این نوشته مجمع جهانی اقتصاد با نام "اقتصاد پلاستیک" به آن پرداخته شده است. به زبان ساده می گویند:
1) پلاستیک ها عمدتا یکبار مصرفند و ما سالانه حدود 80 تا 120 میلیارد دلار را از بین می بریم
2) هزینه های اجتماعی-محیطی- عمومی پلاستیک ها (به زبان اهالی اقتصاد، برونریزها) در حدود 40 میلیارد دلار سالانه برآورد می شود.
3) تا سال 2050 اگر همین روند ادامه پیدا کند در اقیانوس ها بیش از ماهی پلاستیک خواهیم یافت (از نظر وزنی) و صنایع پلاستیک 20 درصد نفت جهان را مصرف خواهند کرد (تا آن سال 4 برابر بیش از سال 2014 تولید پلاستیک خواهیم داشت، در سال 2014 حدود 310 میلیون تن پلاستیک تولید شده است)
برای مردمی آشنا با ارقام هزار میلیاردی شاید اینها چندان به چشم نیاید، ولی این را خطر جدی زیستی و انسانی ببینیم. یک رقم را بیشتر باز کنیم: در سال 8 میلیون تن پلاستیک به اقیانوس ها ریخته می شود که معادل اینست که هر دقیقه یک کامیون پر از زباله را در آنها خالی کنیم!)
پیشنهاد می کنم سیاسیون و مردم برای درک وخامت اوضاع درباره دو موضوع بیشتر بخوانند: یکی سقوط تمدن های قدیم و دیگری انقراض گونه ها
برای اهل دل گزارش کامل در لینک موجود است

کانال راهبرد
http://goo.gl/C8EVTv
پس سرمایه گذار اجنبی کی به ایران می آید؟

برنارد لوییس زمانی گفته بود که به باور برخی آمریکا، دشمنی بی خطر و دوستی خیانتکار است. به نظر می رسد کسانی در داخل هم هوادار سرسخت این ایده اند. در یادداشتی در بروکینگز گفته شده که هرچند برجام اجرایی شده است، ولی معلوم نیست برقرار بماند. ایران بسیار سریع مقدمات اجرای اولیه برجام را فراهم کرد، کسانی انتظار داشتند اجرای آن تا بهار و تابستان طول بکشد، ولی گویا زور تحریم ها پرزور بود و دولتی ها هم برای انتخابات اسفند نیاز به نمایش یک پیروزی داشتند.

تحریم ها به ویژه شورای امنیت و سازمان ملل به طور کامل سال 2025 برچیده می شوند و فعلا تعلیق شده اند، اگر رندان موش بدوانند، بدون نیاز به روال پیچیده قبلی دوباره برقرار می شوند، کافی است جناب آمونو گزارش بدهد که ایرانی ها به حرف گوش نداده اند. در یادداشت آمده است که بسیار محتمل است که عامدانه یا غیرعامدانه مواردی از نقض برجام در آینده دیده شود که نیاز به گفتگوی مستمر برای حل اختلاف ها دارد، یعنی مشی اعتدال جویانه و دیپلماتیک (یا به تعبیر بعضی "وطن فروشی!") را باید تا مدتها ادامه داد و البته این ساده نیست.

ایرانی ها برای مقابله با "نفوذ" غربی ها از همین حالا کارهایی را شروع کرده اند و پیش بینی می شود که شدت هم پیدا کند. از روز اعلام توافق در خاورمیانه حضور ایرانی ها جدی تر شده است و چندتایی موشک هم هوا کرده اند، نزدیک ناوهای امریکایی در خلیج فارس تیر در کرده اند و از چند ملوان گمراه یانکی هم دو روزی پذیرایی کرده اند، کسانی این را گواه بر جسور شدن ایران می دانند. تا کنون ایرانی ها جلوی تندروی های غیرضروری را گرفته اند، ولی برخی مخالفان قدرتمند همچنان می توانند برجام را هوا کنند، کافی است برای مثال فقط جلوی بازدیدهای بازرسان اتمی را بگیرند. جلوگیری از چنین کارشکنی هایی نیازمند موضع گیری صریح است که در سیاست ایران توصیه نمی شود!

امریکایی ها هم در داخل مخالف توافق کم ندارند که فعلا کاری از پیش نبرده اند. اما به طور کلی حرفشان اینست که برجام مربوط به اتم جات بود، ولی برای موارد غیراتمی (برنامه موشکی و مانند آن) می شود تحریم های جدید وضع کرد. ایرانی پیشتر هم هشدار داده اند تحریم های جدید را تلاشی برای برهم زدن توافق می بینند. این همه به کنار، اگر در آینده کار ریاست جمهوری دست تندروهایی مثل ترامپ بیفتد، واکنش ها غیرقابل پیش بینی خواهد بود. مرد یانکی اخیرا می خواهد منجی مسیحیت باشد، ببینید سعید قاسمی نژاد چگونه این پدیده را وصف کرده است: "اینکه چگونه یک میلیاردرِ زن‌باره‌ بددهانِ غیرمذهبی حتی محافظه‌کار‌ترین و مذهبی‌ترین بخش‌های حزب جمهوری‌خواه را، و بیش از همه آن‌ها را، مفتون خودش کرده، ذهن تحلیل‌گران را مشغول کرده است."

بعید است سرمایه گذاران اجنبی به این زودی اعتماد کنند و کاری جدی در سرزمین بلاخیز ایران شروع کنند. رفت و آمدشان قبلا کم نبود و بعدها هم بیشتر خواهد شد، ولی تا خیالشان جمع نشود کاری نمی کنند. سرمایه گذارها به کنار، روزنامه نگاران هم می آیند و می روند و کباب می خورند و از اینکه ایران چقدر با کلیشه ذهنی شان متفاوت بود و جمعیت جوان تحصیل کرده زیاد داشت می نویسند.

جان کلام اینکه دولتی های معتدل به خوبی می دانند که مملکت تا چه حد رو به فناست و چسبیدن به آرمان ها برای ملت نون و آب نمی شود. باید تصویری مناسب از خود به خارجه نشان داد و کمی آبروداری کرد. مذاکره و دیپلماسی فعال تازه شروع شده است و با این احوال، دیپلمات بودن در ایران را باید در رده کارهای سخت قرار داد.

http://goo.gl/jbWg23

کانال راهبرد
@RahbordChannel
دو پند از بزرگان

با این طفره رفتن ها، امروز و فردا کردن ها، و از کار گریختن، در ایران به این هرزگی، حکما سلطنت نمی توان کرد. <میرزا تقی خان فراهانی>

ملّاها در لباس آخرت اند و میرزاها با اساس کار دنیا … اگر بخواهید خسّت ملّایی را در کسوت میرزایی به خرج دهید، از پیش نمی رود و کار عیب می کند. <قائم مقام فراهانی>

@RahbordChannel
کانال راهبرد
انتظار زیادی خوب بودن از مردم خطاست!

دوستی فرهیخته در همین تلگرام به سبک دکتر سریع القلم 12 توصیه را آورده است و آنها را به پیروی از برجام، برتام "برنامه توسعه آینده مشترک ما" نام داده است. (در پست بعدی می توانید ببینید) البته جالب نیست یک پست عمومی برای مخاطب عام را خیلی ریزبینانه نقد کرد و انتظار دقت علمی از آن داشت، زیرا اساسا هدفش چیز دیگری است، ولی چون مصداقی از یک پدیده عمومی تر است، بد نیست اشاره ای کنم.

آدام اسمیت در میان بسیاری دیگر به ما آموخته است که آدم ها در راستای منفعت شخصی خود عمل می کنند، حس خیرخواهی قصاب و نانوا نیست که برایمان خوراک فراهم می کنند، آنها دنبال سود خود هستند و البته این بد نیست. به طور کلی در صحاری خاورمیانه یک سوتفاهم رایج وجود دارد که انگار دنبال کردن سود شخصی بد است، مردم انتظار دارند رهبران و بزرگانشان زیاد خیرخواه و از جان گذشته باشند و البته نا امید هم می شوند! اما سود شخصی تو لزوما با بدبختی دیگری یکی نیست.

این 12 توصیه را که می خواندم دائم می پرسیدم چرا کسی باید این کارها را عمل کند، چرا باید کسی "متعهد" شود، "قول بدهد" و خود را "موظف" بداند که اینقدر خوب باشد. در مملکتی بلاخیز که به قول محمد قائد عزیز، سه میلیون سحری می خورند و سی میلیون افطار می کنند"، آدم باید کلاه خودش را بچسبد تا باد نبرد.

عقلای کفار به این نتیجه رسیده اند که به جای توصیه اخلاقی و انتظار نیکخواهی از مردم باید رو به "قانون" آورد، مردم خودخواهند و به دنبال منفعت خود، نمی توانیم از همه انتظار داشته باشیم که قدیس وار زندگی کنند، بلکه باید فضای را به گونه ای فراهم کنیم که نفع آنها در خوب بودن باشد. به قول حضرت ماکیاولی برای تدبیر امور انسان ها ما نیازمند نهادها و قانون های خوب هستیم! مشکل مملکت ما لزوما بی اخلاقی مردمش نیست، "حکومت قانون" است.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
توضیحی تکمیلی درباره "انتظار زیادی خوب بودن از مردم خطاست"



قضیه را باید بسیار بنیادی تر از این دید، این بحثی جدی است در فلسفه سیاسی و حقوق زیر نام حکومت قانون
Rule of law
اینکه اساسا چه چیزی قانون به حساب می آید خیلی ساده نیست، قانون را نباید فرمایش حضرت والا به حساب آورد، تعریف قانون نیازمند مقدمات بسیاری است که بسیارانی در آن اندیشه کرده اند.

اینکه اطاعت از "قانون" تبدیل به "وظیفه" و "تکلیف" می شود، خودبه خود رخ نمی دهد. گفته اند یکی از وظایف حکومتها اینست که اطاعت از "قانون" را تبدیل به "وظیفه" کنند و این نه کاری است خرد! دکتر آخوندی زمانی می گفت ساکنان تهران این شهر را از خودشان نمی دانند و در مورد آن احساس مسئولیت نمی کنند و برای همین است که مشکلات تهران پابرجاست، او از سازوکارهای مشارکت خواستن از مردم می گفت و دشواری های آن.

نوشته ام ناظر به این مسئله بود که خطاست بدون دیدن انگیزه آدم ها از آنها بخواهیم به صورت فردی چیزی مبهم به نام خیر کلی را در نظر بگیرند، باید پویایی جمعی را هم در نظر گرفت، مخالفتی با محتوای برتام نداشتم، نویسنده اش دوست خوشفکری است که می خواهد مملکتش پیشرفت کند و با او همدل ام، نوشته اش را به عنوان مصداق گرفتم تا یک بدفهمی رایج را پررنگ کنم و دشواری ها را نشان بدهم. بماند که انتظاری هم نیست آن دوست فرهیخته در تلگرام استدلال نظری کند.

بد نیست برای آگاهی از پیچیدگی های مفهوم دشواریاب کتاب های استاد سید جواد طباطبایی را ببینیم که به بررسی آن در ایران پرداخته است.

بهترین دوره تاریخی برای این بررسی همان مشروطه است، زمانی که اراده شاه باید مشروط به چیزی به نام "قانون" و "صلاح ملک" می شد (جدیدتر ها به این آخری "مصلحت نظام" می گویند). کسانی گفته اند دشوارترین علم همان علم تدبیر امور انسان ها یا حکومت است، به نظرم حرف نادرستی نیست.
https://en.wikipedia.org/wiki/Rule_of_law
اژدها چه خوابی برای ما دیده است؟

از قول بریتانیایی ها می گویند که ما دوست و دشمن ابدی نداریم، منافع ابدی داریم. این در مورد دیگر کشورها هم صدق می کند. همانطور که اروپایی موبور و چشم آبی به فکر منافع خود است، زردپوستان چشم تنگ هم بی طمع عمل نمی کنند. اصطلاح "کشور دوست و برادر" شاید برای تعارفات دیپلماتیک جالب باشد، ولی در عالم روابط بین الملل باید آن را در ردیف قصه کلثوم ننه تلقی کرد. ایرانی ها بالاخره باید به کسی اعتماد کنند، حالا که غربی ها قابل اعتماد نیستند، باید به شرق اعتماد کرد!

در این یادداشت بلومبرگ آمده است که ایران و چین توافق کرده اند که یک همکاری 25 ساله را پیش ببرند و در طی دهه آینده مبادله میان آنها تا 600 میلیارد دلار برسد (سال 2010 این عدد کمتر از 25 میلیارد دلار و سال 2014 و قبل از کاهش قیمت نفت 54 میلیارد دلار بوده است). قضیه راه ابریشم جدید هم بخشی از توافق ها بوده است. کاهش اتکای نفتی به عربستان و محکم کردن جای پا در ایران از اهداف این همکاری هاست. اما آنچه تازگی دارد اینست که در ربع قرن آینده قرار است همکاری های نظامی و امنیتی هم دنبال شود، چینی ها پیشتر عمدتا به دنبال همکاری های اقتصادی بودند و این رویکرد جدید قابل توجه است.

مرد چینی حتی قبل از سفر به ایران به ریاض رفته است و به آنها اطمینان داده است که قصد یارگیری ندارد، ولی آگاهان گفته اند بعید است کسی بتواند میانه حکام صحرای حجاز و ایرانی ها را بگیرد، مشی "اعتدال" اگر در داخل ایران اثری داشته باشد، در خاورمیانه و جدال شیعه و سنی کاری پیش نمی برد.

آمریکایی ها روی این همکاری های جدید که آشکارا مقاصد ژئوپلیتیک و غیراقتصادی را هم دنبال می کند، حساس شده اند. تکلیف روسیه که معلوم است، چینی ها هم وارد بازی شده اند؟ آیا تاریخ دوباره تکرار می شود؟ باید تاریخ جنگ سرد را دوباره باید خواند؟ اگر این فرض را موجه بگیریم راه پیش روی ایران عزیز هموار به نظر نمی رسد.

دیدم فارین پالیسی مقاله ای درباره نظرات حضرت استاد (هنری کیسینجر) را دوباره بازنشر کرده است، به نظر باید با دقت بیشتری آن را بخوانیم.


http://goo.gl/DIjz2M
http://goo.gl/kc8bhq


کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب خلاف های زیرمیزی و رومیزی

شاید نمودار میزان فساد در کشورهای مختلف را دیده باشید، تصور برخی از شیوه محاسبه شاخص های جهانی فساد اینست که کسانی از مردم کشورهای مختلف در مورد وضع فساد کشورشان نظرخواهی می کنند یا شاید میزان آمارهای رسمی کشف فساد بررسی می شود.

به زبان ساده، کار محاسبه این شاخص ها بر اساس معیارهایی عمدتا کیفی است؛ نظیر اینکه که آیا کشور مورد نظر سیستم قضایی و دادرسی مستقل دارد، شفافیت بخش عمومی (دولتی) آن چگونه است و کارآمدی لازم را دارد، آیا بسترهای نهادی لازم برای جلوگیری از فساد و مجازات مفسدان وجود دارد و مواردی دیگر.

از این آمارها برمی آید که کشور بدون فساد نداریم و حتی در سالم ترین کشور، یعنی دانمارک، هم موارد نقض قانون مشاهده می شود. البته جز این بود جای تعجب داشت، جامعه انسانی بدون خطا جز در افسانه ها وجود ندارد، وانگهی، به فرض وجود خیلی ملال آور بود! استات اویل نروژ همچنان پرونده اش باز است، با اینکه نروژ یکی از سالم ترین کشورها از نظر شاخص فساد است.

خطاست که علت فساد را لزوما در بدطینتی و رذالت فلان مقام دولتی جستجو کنیم، فساد را باید فرایندی جمعی دانست که چند طرف در تقسیم منافع حاصل از آن سهیم می شوند، چنانکه در مورد رشوه دهنده و رشوه گیرنده و واسطه میان آنها می توان دید.

در بسیاری از موارد رشوه خواری در مبادلات بین المللی، یک طرف هم شرکت هایی از کشورهای توسعه یافته قرار دارند. این شرکت ها عمدتا در داخل مرزهای ملی خود مقررات سفت و سختی دارند، ولی بیرون مرزها چنین نیست. با این حال بسیاری از کشورها، مقررات جدی برای جلوگیری از بروز چنین مواردی در سطح بین المللی هم وضع کرده و از قرار تجربیات موفقی هم داشته اند. شاید از اینجا بتوان علت تردید برخی شرکت های غربی برای ورود به ایران را بهتر فهمید، شکایت آن از فساد در ایران بی دلیل نیست. چنانکه اهل فن می دانند در این مملکت بلاخیز گاهی بدون پرداخت پول چای جواب سلام تو را هم نمی دهند. فرنگی به محض اینکه برای رتق و فتق اموراتش رو به پرداخت وجوه زیرمیزی بیاورد، شاید چپقش را در مملکتش چاق کنند.

http://goo.gl/wuEsSX

کانال راهبرد
@RahbordChannel