راهنمای کاربردی تربیت ملل یاغی: مشت آهنین همیشه بد نیست!
🌑ژاپنی ها پیش از جنگ جهانی دوم یکبار دیگر هم شکست از امریکایی ها را تجربه کرده بودند، در سال های میانه قرن 19 ژاپن کشوری منزوی بود که خارجی ها حق ورود به آن را نداشتند و ارتباط تجاری آن تنها با هلند از بندر ناکازاکی بود. در سال 1853 یک کشتی جنگی آمریکایی وارد خلیج توکیو شد و به فرمان ژاپنی ها مبنی بر ترک محل و رفتن به ناکازاکی توجه نکرد. کار بالا گرفت و یانکی ها ضرب شستی به چشم بادامی ها نشان دادند. همین باعث شد که ژاپنی های دورمانده از جهان بفهمند چقدر از دنیا عقب مانده اند و البته مجبور به امضای قراردادی شدند که بندرهای ژاپن را به روی آمریکایی ها باز می کرد. پیش از آن ژاپنی ها خودشان را قدرتمند می پنداشتند که شکست چرتشان را پاره کرد.
🌒این سرآغاز تحول عظیمی در ژاپن بود، آنها که می ترسیدند به سرنوشت چین رو به زوال رفته دچار شوند، تغییرات اساسی موسوم به اصلاحات میجی را دنبال کردند. سیستم فئودالی پیشین ازمیان رفت، ارتش بازسازی شد و با سرعت رو به صنعتی شدن رفتند. آنها خواستند از غربی ها تقلید کنند، ولی در آن دوران تقلید از غربی ها معنایی جز دنبال کردن سیاست های امپریالیستی نداشت، به ویژه که ژاپن از نظر منابع طبیعی کشور فقیری بود. هدف اول مستعمره سازی ژاپنی ها کره بود که منابع آهن و زغال سنگ فراوانی داشت. آنها با پیروزی در جنگ این کشور را از چنگ چینی ها در آورند و به تایوان هم دست پیدا کردند. بعدها بر سر کره و منچوری با روسیه هم درگیر شدند و البته آن را هم شکست دادند. در جنگ جهانی اول هم اوضاع به کامشان شد و سرزمین های امپراتوری آلمان در اقیانوس آرام را تصرف کردند.
🌓بعد از جنگ این توسعه طلبی ژاپنی ها ادامه یافت، به ویژه که این کشور آسیبی هم در جنگ ندیده بود. آنها دوباره با چین درگیر شدند و توحش ژاپنی ها در آن دوران شاید در تاریخ معاصر کم نظیر باشد (قضیه نانجینگ)، جنگ طولانی شد و ژاپن که هیچ متحدی هم نداشت با بحران های اقتصادی جدی روبه رو شد. به سیبری هجوم برد که از روسیه شکست خورد و بعد هم حمله به فیلیپین، مالایا، هنگ کنگ و سنگاپور و پرل هاربر حمله کرد که این لاف آخری کار دستش داد و پایان قصه را هم که می دانیم.
🌔ژاپنی ها می خواستند سری توی سرها داشته باشند و بلای چین به سرشان نیاید، ولی نفهمیدند که قاعده بازی عوض شده است. وقتی دوره استعمارگری گذشته باشد و کشوری بخواهد همچنان بر روال قبل پیش برود، بعید است احترامی پیدا کند. در چنین حالتی بیشتر حکومتی یاغی تلقی می شود که باید با زبان زور با آن حرف زد. کشوری که بخواهد تنها با زور و یاغیگری پیش برود، سرنوشت خوبی ندارد.
🌕اما نکته مهم این بود که بعد از آن بمب معروف امریکایی ها آن را به حال خودشان وا نگذاشتند، ماندند و میخ را محکم کوبیدند و اکنون آن کشور یاغی بعد از آن سال ها سرش به کار خودش است و دستاوردهای فراوانی داشته است. مقایسه کنید با افغانستان که ایالات متحده خیلی زود آن را ترک کرد و اکنون یک دولت ورشکسته در آن به سر کار آمده است و احتمالا صادراتش فقط مواد مخدر و تروریست است. روشن بود که از دل آن سرزمین نفرین شده دموکراسی و آزادی در نمی آید، تنها راهش شاید این بود با زور تفنگ اجنبی از نهال آزادی حفاظت می شد تا با گذر زمان کم کم پا بگیرد. در بسیاری از کشورهای خاورمیانه، بعید است از صندوق جز بن لادن و مرسی کسی بیرون بیاید. واقع بین باشید!
goo.gl/w59f4h
کانال راهبرد
@RahbordChannel
🌑ژاپنی ها پیش از جنگ جهانی دوم یکبار دیگر هم شکست از امریکایی ها را تجربه کرده بودند، در سال های میانه قرن 19 ژاپن کشوری منزوی بود که خارجی ها حق ورود به آن را نداشتند و ارتباط تجاری آن تنها با هلند از بندر ناکازاکی بود. در سال 1853 یک کشتی جنگی آمریکایی وارد خلیج توکیو شد و به فرمان ژاپنی ها مبنی بر ترک محل و رفتن به ناکازاکی توجه نکرد. کار بالا گرفت و یانکی ها ضرب شستی به چشم بادامی ها نشان دادند. همین باعث شد که ژاپنی های دورمانده از جهان بفهمند چقدر از دنیا عقب مانده اند و البته مجبور به امضای قراردادی شدند که بندرهای ژاپن را به روی آمریکایی ها باز می کرد. پیش از آن ژاپنی ها خودشان را قدرتمند می پنداشتند که شکست چرتشان را پاره کرد.
🌒این سرآغاز تحول عظیمی در ژاپن بود، آنها که می ترسیدند به سرنوشت چین رو به زوال رفته دچار شوند، تغییرات اساسی موسوم به اصلاحات میجی را دنبال کردند. سیستم فئودالی پیشین ازمیان رفت، ارتش بازسازی شد و با سرعت رو به صنعتی شدن رفتند. آنها خواستند از غربی ها تقلید کنند، ولی در آن دوران تقلید از غربی ها معنایی جز دنبال کردن سیاست های امپریالیستی نداشت، به ویژه که ژاپن از نظر منابع طبیعی کشور فقیری بود. هدف اول مستعمره سازی ژاپنی ها کره بود که منابع آهن و زغال سنگ فراوانی داشت. آنها با پیروزی در جنگ این کشور را از چنگ چینی ها در آورند و به تایوان هم دست پیدا کردند. بعدها بر سر کره و منچوری با روسیه هم درگیر شدند و البته آن را هم شکست دادند. در جنگ جهانی اول هم اوضاع به کامشان شد و سرزمین های امپراتوری آلمان در اقیانوس آرام را تصرف کردند.
🌓بعد از جنگ این توسعه طلبی ژاپنی ها ادامه یافت، به ویژه که این کشور آسیبی هم در جنگ ندیده بود. آنها دوباره با چین درگیر شدند و توحش ژاپنی ها در آن دوران شاید در تاریخ معاصر کم نظیر باشد (قضیه نانجینگ)، جنگ طولانی شد و ژاپن که هیچ متحدی هم نداشت با بحران های اقتصادی جدی روبه رو شد. به سیبری هجوم برد که از روسیه شکست خورد و بعد هم حمله به فیلیپین، مالایا، هنگ کنگ و سنگاپور و پرل هاربر حمله کرد که این لاف آخری کار دستش داد و پایان قصه را هم که می دانیم.
🌔ژاپنی ها می خواستند سری توی سرها داشته باشند و بلای چین به سرشان نیاید، ولی نفهمیدند که قاعده بازی عوض شده است. وقتی دوره استعمارگری گذشته باشد و کشوری بخواهد همچنان بر روال قبل پیش برود، بعید است احترامی پیدا کند. در چنین حالتی بیشتر حکومتی یاغی تلقی می شود که باید با زبان زور با آن حرف زد. کشوری که بخواهد تنها با زور و یاغیگری پیش برود، سرنوشت خوبی ندارد.
🌕اما نکته مهم این بود که بعد از آن بمب معروف امریکایی ها آن را به حال خودشان وا نگذاشتند، ماندند و میخ را محکم کوبیدند و اکنون آن کشور یاغی بعد از آن سال ها سرش به کار خودش است و دستاوردهای فراوانی داشته است. مقایسه کنید با افغانستان که ایالات متحده خیلی زود آن را ترک کرد و اکنون یک دولت ورشکسته در آن به سر کار آمده است و احتمالا صادراتش فقط مواد مخدر و تروریست است. روشن بود که از دل آن سرزمین نفرین شده دموکراسی و آزادی در نمی آید، تنها راهش شاید این بود با زور تفنگ اجنبی از نهال آزادی حفاظت می شد تا با گذر زمان کم کم پا بگیرد. در بسیاری از کشورهای خاورمیانه، بعید است از صندوق جز بن لادن و مرسی کسی بیرون بیاید. واقع بین باشید!
goo.gl/w59f4h
کانال راهبرد
@RahbordChannel
وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
راهنمای کاربردی تربیت ملل یاغی: مشت آهنین همیشه بد نیست! - وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
ژاپنی ها پیش از جنگ جهانی دوم یکبار دیگر هم شکست از امریکایی ها را تجربه کرده بودند، در سال های میانه قرن ۱۹ ژاپن کشوری منزوی بود که خارجی ها حق ورود به آن را نداشتند و ارتباط تجاری آن تنها با هلند از بندر ناکازاکی بود. در سال ۱۸۵۳ یک کشتی جنگی آمریکایی […]
خرج قدرت یک کشور را از کجا بیاوریم؟
🌑چندی پیش یکی از صاحبنظران علوم نظامی درباره نوعی موشک پیشرفته "ای جی ام-158" نوشته بود که این موشک پرقدرت با 1000 کیلومتر برد اندازه کوچکی دارد و به همین دلیل می توان 24 فروند از آنها را به بمب افکن های بزرگ (مانند بی-1) سوار کرد، از این رو یک پرواز این بمب افکن ها برای از کار انداختن کل دفاع هوایی ساحلی یک کشور نیرومند جهان سوم کافی خواهد بود!
🌒در جستجوی بیشتر مشخص شد که برای ساخت چنین موشکی از حدود 15 سال پیش مشغول به کار بودند و 3 میلیارد دلار هم هزینه کرده اند و اکنون هم قیمت هر فروند از موشک فوق الذکر 1 میلیون و 327 هزار دلار است. از این یک فقره که بگذریم قیمت جنگ افزار سرگیجه آور است از موشک کروز که هر دانه اش 830 هزار دلار آب می خورد تا تانکی که 6.2 میلیون دلار قیمت دارد و جنگنده های که هر فروندش 150 میلیون دلار است و همینطور هواپیمای فوق پیشرفته با قیمت یک میلیارد و 100 میلیون دلار، زیردریایی های دو میلیارد و 300 میلیون دلاری تا ناوهواپیمابری که 13 میلیارد و 500 میلیون دلار قیمت دارد. در کنار اینها ایالات متحده سالانه حدود 52 میلیارد دلار خرج برنامه های اتمی می کنند!
🌔این را کنار هزینه های لجستیک و نیروی انسانی و بقیه موارد بگذارید می بینید که جنگ عجب پرهزینه است! در این حوالی جنگ را بیشتر یک عمل قهرمانانه و فردی تصور می کنیم که کافی است شجاعت به میزان کافی وجود داشته باشد تا از هر مانعی بگذری، تخصصی در جنگاوری ندارم، ولی به نظرجنگ مدرن بیش از رشادت نیازمند جنگ افزار و استراتژی و تاکتیک است. ارقام بالا البته مربوط به قدرتمندترین ارتش دنیاست، ولی می شود حدس زد که در هر کشوری هزینه نگهداری یک ارتش منظم و خرید و ساخت سلاح سرسام آور است. اگر کشوری در جنگی درگیر باشد که واویلاست. (می توانید این را از حکام صحرای حجاز که با قیمت پایین نفت و جنگ های مستقیم و نیابتی روبه رو هستند بپرسید)
🌕بدون آنکه بخواهیم بازی مرغ و تخم مرغ کنیم که کدام اولویت دارد، بدیهی است که قدرت نظامی بالا نیازمند یک اقتصاد پرقدرت است، اقتصادی که توان سوخت رسانی به ماشین نظامی کشور را داشته باشد، حجم اقتصاد کشورها به نوعی بیانگر قدرت نظامی آنها هم هست. بدون یک اقتصاد به حد کافی بزرگ بعید است بتوان قدرت نظامی بالایی هم داشت. حال سوال اینجاست برای رشد اقتصادی و بزرگتر شدن حجم اقتصاد راهی بهتر از اقتصاد بازار آزاد سراغ دارید؟ 😊
https://goo.gl/82b1rG
کانال راهبرد
@RahbordChannel
🌑چندی پیش یکی از صاحبنظران علوم نظامی درباره نوعی موشک پیشرفته "ای جی ام-158" نوشته بود که این موشک پرقدرت با 1000 کیلومتر برد اندازه کوچکی دارد و به همین دلیل می توان 24 فروند از آنها را به بمب افکن های بزرگ (مانند بی-1) سوار کرد، از این رو یک پرواز این بمب افکن ها برای از کار انداختن کل دفاع هوایی ساحلی یک کشور نیرومند جهان سوم کافی خواهد بود!
🌒در جستجوی بیشتر مشخص شد که برای ساخت چنین موشکی از حدود 15 سال پیش مشغول به کار بودند و 3 میلیارد دلار هم هزینه کرده اند و اکنون هم قیمت هر فروند از موشک فوق الذکر 1 میلیون و 327 هزار دلار است. از این یک فقره که بگذریم قیمت جنگ افزار سرگیجه آور است از موشک کروز که هر دانه اش 830 هزار دلار آب می خورد تا تانکی که 6.2 میلیون دلار قیمت دارد و جنگنده های که هر فروندش 150 میلیون دلار است و همینطور هواپیمای فوق پیشرفته با قیمت یک میلیارد و 100 میلیون دلار، زیردریایی های دو میلیارد و 300 میلیون دلاری تا ناوهواپیمابری که 13 میلیارد و 500 میلیون دلار قیمت دارد. در کنار اینها ایالات متحده سالانه حدود 52 میلیارد دلار خرج برنامه های اتمی می کنند!
🌔این را کنار هزینه های لجستیک و نیروی انسانی و بقیه موارد بگذارید می بینید که جنگ عجب پرهزینه است! در این حوالی جنگ را بیشتر یک عمل قهرمانانه و فردی تصور می کنیم که کافی است شجاعت به میزان کافی وجود داشته باشد تا از هر مانعی بگذری، تخصصی در جنگاوری ندارم، ولی به نظرجنگ مدرن بیش از رشادت نیازمند جنگ افزار و استراتژی و تاکتیک است. ارقام بالا البته مربوط به قدرتمندترین ارتش دنیاست، ولی می شود حدس زد که در هر کشوری هزینه نگهداری یک ارتش منظم و خرید و ساخت سلاح سرسام آور است. اگر کشوری در جنگی درگیر باشد که واویلاست. (می توانید این را از حکام صحرای حجاز که با قیمت پایین نفت و جنگ های مستقیم و نیابتی روبه رو هستند بپرسید)
🌕بدون آنکه بخواهیم بازی مرغ و تخم مرغ کنیم که کدام اولویت دارد، بدیهی است که قدرت نظامی بالا نیازمند یک اقتصاد پرقدرت است، اقتصادی که توان سوخت رسانی به ماشین نظامی کشور را داشته باشد، حجم اقتصاد کشورها به نوعی بیانگر قدرت نظامی آنها هم هست. بدون یک اقتصاد به حد کافی بزرگ بعید است بتوان قدرت نظامی بالایی هم داشت. حال سوال اینجاست برای رشد اقتصادی و بزرگتر شدن حجم اقتصاد راهی بهتر از اقتصاد بازار آزاد سراغ دارید؟ 😊
https://goo.gl/82b1rG
کانال راهبرد
@RahbordChannel
وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
خرج قدرت یک کشور را از کجا بیاوریم؟ - وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
چندی پیش یکی از صاحبنظران علوم نظامی درباره نوعی موشک پیشرفته “ای جی ام-۱۵۸″ نوشته بود که این موشک پرقدرت با ۱۰۰۰ کیلومتر برد اندازه کوچکی دارد و به همین دلیل می توان ۲۴ فروند از آنها را به بمب افکن های بزرگ (مانند بی-۱) سوار کرد، از این رو یک پرواز این بمب…
در باب آن تکریتی یهودستیز!
🌑داریوش همایون فقید زمانی می گفت ما با کشورهای عرب نمی توانیم ارتباطی خوبی داشته باشیم و باید به غیرعرب ها مانند ترکیه و پاکستان رو کنیم. او گفته بود ایران باید خودش را از منجلاب خاورمیانه بیرون بکشد. به نظر می رسد پان عربیسم امثال جمال عبدالناصر و قذافی و صدام از دلایل این نظر بود. شریعتی که در بین عرب ها نفوذی داشت و در کار اتحاد امت اسلامی بود؛ گاهی مبارزان ضدشاه را به برادران عرب وصل می کرد و برخی نظیر ابراهیم یزدی و رفقا البته از کمک های مصر و لیبی هم بهره مند می شدند تا مبارزه سیاسی و احتمالا بدون خشونت! کنند. آغوش کشیدن عرفات را فردای انقلاب یادتان هست؟
🌒توس طهماسبی پژوهشگر فرهیخته به یکی از سلبریتی های پان عرب یعنی صدام و حزب بعث پرداخته بود و از نقشی که دایی اش در شکل دهی به ایده های منحط وی داشت نوشته است که باعث شد جستجوی مختصری کنم. از قرار در پان عربیسم از ناصر به بعد نوعی گرایش ضدیهودی هم می توان دید که البته در ظاهر مخالفت با اسرائیل خود را نشان می دهد. پیش از آن کسانی از مسلمانان (محمد امین الحسینی مفتی بیت المقدس چهره برجسته آنهاست) با آلمان نازی همکاری کردند تا راه حل نهایی اش را زودتر پیش ببرد، حتی امروز هم در میان عرب ها کم نیستند که معتقدند اگر فرصت دوباره ای مثل هیتلر به دست آورند، اشتباهات وی را تکرار نمی کنند! امروزه هم یکی از شیوه های جلب نظر خلق عرب همین دشمنی با یهودیان است، صدام حسین، بن لادن و قذافی و بقیه اوباش از این حربه بارها استفاده کرده اند. اما اجازه دهید به یک حادثه تاریخی مهم بپردازیم که حوالی ما در عراق پس از جنگ جهانی اول اتفاق افتاده است.
🌔یهودیان عراق یکی از بزرگترین جامعه های یهودی دنیا بودند، ولی تعداد آنها اکنون بسیار کاهش یافته است. گفته اند بعد از استقلال عراق برخی از وزرای مهم آن یهودی بودند و در دولت نقش پررنگی داشتند. در سال 1341 رشید علی گیلانی که یک ناسیونالیست عرب و صدراعظم پادشاهی عراق بود، تلاش کرد برای کاهش نفوذ بریتانیا با دول محور و آلمان نازی نزدیک شود. کودتایی ترتیب داد و دو سه ماهی در قدرت بود. آن دوران همسو با نازی ها، عراق را پروپاگاندای ضدیهود فرا گرفت و در و دیوار خیابان ها را شعار علیه یهودیان پر کرد، آن زمان حدود صد و سی هزار یهودی در عراق زندگی می کردند. عمر دولت کودتا دیری نپایید و بریتانیایی ها دوباره مسلط شدند، در فاصله خلا قدرت میان این دو رویداد یک کشتار قومی (پوگروم) روی داد و در فاصله دو روز 180 کشته و 240 زخمی به بار آمد و البته 100 خانه یهودیان ویران شد و 500 تایی از کسب و کارهایشان هم غارت شد. بعد از آن هم البته کسی مسئولیتی به عهده نگرفت و پیگیری مشخصی انجام نشد. گفته اند همین باعث شد که 10 سال بعد بیش از 90 درصد آنها مهاجرت کنند.
🌕باری، شاید ارقام برای مایی که توحش امثال داعش را با کیفیت اچ دی می بینیم این واقعه خیلی پررنگ نباشد، ولی این عکس سیاه و سفید از آن واقعه که یهودیان در طبقات بالا منتظر سرنوشتشان هستند، انگار هراس غریبی را در خود ذخیره کرده است. یهودیان در ایران در مقایسه با بسیاری دیگر کشورهای عرب آزادی بیشتری دارند و حتی در مجلس هم نماینده دارند، جالب است بدانید حتی در دوران حافظ اسد در سوریه هم محدودیت های غریبی بر رفت و آمد و زندگی آنها در سوریه حاکم بود. اینکه دلایل این نفرت ها چیست، البته نیازمند بحث مفصل است، اما برای فهم آن از منظر فردی بد نیست به مبحثی به نام بلاگردانی (اسکیپ گُتینگ) در روانشناسی سیاسی مراجعه کنید.
goo.gl/ndNMjI
کانال راهبرد
@RahbordChannel
🌑داریوش همایون فقید زمانی می گفت ما با کشورهای عرب نمی توانیم ارتباطی خوبی داشته باشیم و باید به غیرعرب ها مانند ترکیه و پاکستان رو کنیم. او گفته بود ایران باید خودش را از منجلاب خاورمیانه بیرون بکشد. به نظر می رسد پان عربیسم امثال جمال عبدالناصر و قذافی و صدام از دلایل این نظر بود. شریعتی که در بین عرب ها نفوذی داشت و در کار اتحاد امت اسلامی بود؛ گاهی مبارزان ضدشاه را به برادران عرب وصل می کرد و برخی نظیر ابراهیم یزدی و رفقا البته از کمک های مصر و لیبی هم بهره مند می شدند تا مبارزه سیاسی و احتمالا بدون خشونت! کنند. آغوش کشیدن عرفات را فردای انقلاب یادتان هست؟
🌒توس طهماسبی پژوهشگر فرهیخته به یکی از سلبریتی های پان عرب یعنی صدام و حزب بعث پرداخته بود و از نقشی که دایی اش در شکل دهی به ایده های منحط وی داشت نوشته است که باعث شد جستجوی مختصری کنم. از قرار در پان عربیسم از ناصر به بعد نوعی گرایش ضدیهودی هم می توان دید که البته در ظاهر مخالفت با اسرائیل خود را نشان می دهد. پیش از آن کسانی از مسلمانان (محمد امین الحسینی مفتی بیت المقدس چهره برجسته آنهاست) با آلمان نازی همکاری کردند تا راه حل نهایی اش را زودتر پیش ببرد، حتی امروز هم در میان عرب ها کم نیستند که معتقدند اگر فرصت دوباره ای مثل هیتلر به دست آورند، اشتباهات وی را تکرار نمی کنند! امروزه هم یکی از شیوه های جلب نظر خلق عرب همین دشمنی با یهودیان است، صدام حسین، بن لادن و قذافی و بقیه اوباش از این حربه بارها استفاده کرده اند. اما اجازه دهید به یک حادثه تاریخی مهم بپردازیم که حوالی ما در عراق پس از جنگ جهانی اول اتفاق افتاده است.
🌔یهودیان عراق یکی از بزرگترین جامعه های یهودی دنیا بودند، ولی تعداد آنها اکنون بسیار کاهش یافته است. گفته اند بعد از استقلال عراق برخی از وزرای مهم آن یهودی بودند و در دولت نقش پررنگی داشتند. در سال 1341 رشید علی گیلانی که یک ناسیونالیست عرب و صدراعظم پادشاهی عراق بود، تلاش کرد برای کاهش نفوذ بریتانیا با دول محور و آلمان نازی نزدیک شود. کودتایی ترتیب داد و دو سه ماهی در قدرت بود. آن دوران همسو با نازی ها، عراق را پروپاگاندای ضدیهود فرا گرفت و در و دیوار خیابان ها را شعار علیه یهودیان پر کرد، آن زمان حدود صد و سی هزار یهودی در عراق زندگی می کردند. عمر دولت کودتا دیری نپایید و بریتانیایی ها دوباره مسلط شدند، در فاصله خلا قدرت میان این دو رویداد یک کشتار قومی (پوگروم) روی داد و در فاصله دو روز 180 کشته و 240 زخمی به بار آمد و البته 100 خانه یهودیان ویران شد و 500 تایی از کسب و کارهایشان هم غارت شد. بعد از آن هم البته کسی مسئولیتی به عهده نگرفت و پیگیری مشخصی انجام نشد. گفته اند همین باعث شد که 10 سال بعد بیش از 90 درصد آنها مهاجرت کنند.
🌕باری، شاید ارقام برای مایی که توحش امثال داعش را با کیفیت اچ دی می بینیم این واقعه خیلی پررنگ نباشد، ولی این عکس سیاه و سفید از آن واقعه که یهودیان در طبقات بالا منتظر سرنوشتشان هستند، انگار هراس غریبی را در خود ذخیره کرده است. یهودیان در ایران در مقایسه با بسیاری دیگر کشورهای عرب آزادی بیشتری دارند و حتی در مجلس هم نماینده دارند، جالب است بدانید حتی در دوران حافظ اسد در سوریه هم محدودیت های غریبی بر رفت و آمد و زندگی آنها در سوریه حاکم بود. اینکه دلایل این نفرت ها چیست، البته نیازمند بحث مفصل است، اما برای فهم آن از منظر فردی بد نیست به مبحثی به نام بلاگردانی (اسکیپ گُتینگ) در روانشناسی سیاسی مراجعه کنید.
goo.gl/ndNMjI
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Khaleqi
در باب آن تکریتی یهودستیز! | وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
وب سایت شخصی امیر حسین خالقی ، خالقی ، راهبرد ، سیاست ، اقتصاد
توضیحی مفید درباره یک دشنام
این حوالی خیلی ها دوست دارند هواداران بازار آزاد را با دشنامی! به نام "نئولیبرال" بنوازند، نگارنده البته برای تمام اهالی ممالک محروسه ایران حق اظهار نظر قائل است، ولی پیشنهاد می کند به ویژه در بحث های جدی بیشتر روی واژه هایمان تامل کنیم.
این ترجمه آزاد من یکی از یادداشت های موسسه میزس است که تفاوت میان نئولیبرالیسم و لیبرتارین های مکتب اتریش را با زبانی ساده شرح می دهد و به لطف دوستان وبگاه بورژوا انتشار یافته است. اگر به "سرمایه داری" و "بازار آزاد" و "کارآفرینی" علاقه دارید و البته دغدغه "نابرابری گسترده"، "سودگرایی صرف"، "استثمار کارگران" و "سیطره مادیت بر تمام امور انسانی" را هم ندارید، خواندنش را از دست ندهید. 😊
https://goo.gl/0Bw09g
کانال راهبرد
@RahbordChannel
این حوالی خیلی ها دوست دارند هواداران بازار آزاد را با دشنامی! به نام "نئولیبرال" بنوازند، نگارنده البته برای تمام اهالی ممالک محروسه ایران حق اظهار نظر قائل است، ولی پیشنهاد می کند به ویژه در بحث های جدی بیشتر روی واژه هایمان تامل کنیم.
این ترجمه آزاد من یکی از یادداشت های موسسه میزس است که تفاوت میان نئولیبرالیسم و لیبرتارین های مکتب اتریش را با زبانی ساده شرح می دهد و به لطف دوستان وبگاه بورژوا انتشار یافته است. اگر به "سرمایه داری" و "بازار آزاد" و "کارآفرینی" علاقه دارید و البته دغدغه "نابرابری گسترده"، "سودگرایی صرف"، "استثمار کارگران" و "سیطره مادیت بر تمام امور انسانی" را هم ندارید، خواندنش را از دست ندهید. 😊
https://goo.gl/0Bw09g
کانال راهبرد
@RahbordChannel
بیل و پیل
🌑پرویز ثابتی معاون امنیتی ساواک که شاه او را خوش نمی داشت، بسیار صریح بود و می گفت وظیفه من دادن اطلاعات و تحلیل امنیتی است نه چیزی که شاه خوشش بیاید. در کتاب دامگه حادثه می خواندم آذر 55 او در گزارشی به شاه هشدار می دهد که با توجه به حمایت ایران از رقیب کارتر و اظهارات وی در جریان مبارزات انتخاباتی، اگر مخالفان به این نتیجه برسند که شاه تحت فشار است، بعید نیست حوادثی رخ دهد که سقوط رژیم را در پی داشته باشد، شاه آن را جدی نگرفت.
🌓او بعد از آن هم باز پیشنهادهایی می دهد که البته راه به جایی نمی برد، تا نهایت در مرداد 1357 در گزارشی به شاه این موارد را پیشنهاد می کند: اعلام حکومت نظامی، انحلال مجلسین، اخراج خبرنگاران خارجی (به ویژه بی بی سی)، بستن هردو سفارت آمریکا و انگلستان، برخورد قاطع با روحانیت و دستگیری 1500 فعال سیاسی.
🌕کسانی می گویند انقلاب اجتناب ناپذیر بود و دیر و زود رخ می داد و کسانی هم معتقدند اقداماتی نظیر آنچه گفته شد می توانست در آن زمان روند آن را متوقف کند، اما چنانکه کسانی مانند دکتر رفیعی هم نوشته اند برای یک نظام سلطانی بدترین چیز این است که در دوران زبانه کشیدن آتش بحران سراغ فضای باز سیاسی و حقوق بشر و این قبیل تفنن جات برود. به سیاق شعر معروف "سرچشمه شاید گرفتن به بیل، چو پر شد نشاید گرفتن به پیل" شاید بتوان گفت یک نظام سیاسی خودکامه، فارغ از میزان نارضایتی عمومی، باید تلاش کند کار از آن حدی نگذرد که دیگر "پیل" هم به کارش نیاید.
پ.ن: تحلیلگری سیاسی در سازمان های امنیتی عجب شغل هیجان انگیزی است. 😊
https://goo.gl/bVgpHi
کانال راهبرد
@RahbordChannel
🌑پرویز ثابتی معاون امنیتی ساواک که شاه او را خوش نمی داشت، بسیار صریح بود و می گفت وظیفه من دادن اطلاعات و تحلیل امنیتی است نه چیزی که شاه خوشش بیاید. در کتاب دامگه حادثه می خواندم آذر 55 او در گزارشی به شاه هشدار می دهد که با توجه به حمایت ایران از رقیب کارتر و اظهارات وی در جریان مبارزات انتخاباتی، اگر مخالفان به این نتیجه برسند که شاه تحت فشار است، بعید نیست حوادثی رخ دهد که سقوط رژیم را در پی داشته باشد، شاه آن را جدی نگرفت.
🌓او بعد از آن هم باز پیشنهادهایی می دهد که البته راه به جایی نمی برد، تا نهایت در مرداد 1357 در گزارشی به شاه این موارد را پیشنهاد می کند: اعلام حکومت نظامی، انحلال مجلسین، اخراج خبرنگاران خارجی (به ویژه بی بی سی)، بستن هردو سفارت آمریکا و انگلستان، برخورد قاطع با روحانیت و دستگیری 1500 فعال سیاسی.
🌕کسانی می گویند انقلاب اجتناب ناپذیر بود و دیر و زود رخ می داد و کسانی هم معتقدند اقداماتی نظیر آنچه گفته شد می توانست در آن زمان روند آن را متوقف کند، اما چنانکه کسانی مانند دکتر رفیعی هم نوشته اند برای یک نظام سلطانی بدترین چیز این است که در دوران زبانه کشیدن آتش بحران سراغ فضای باز سیاسی و حقوق بشر و این قبیل تفنن جات برود. به سیاق شعر معروف "سرچشمه شاید گرفتن به بیل، چو پر شد نشاید گرفتن به پیل" شاید بتوان گفت یک نظام سیاسی خودکامه، فارغ از میزان نارضایتی عمومی، باید تلاش کند کار از آن حدی نگذرد که دیگر "پیل" هم به کارش نیاید.
پ.ن: تحلیلگری سیاسی در سازمان های امنیتی عجب شغل هیجان انگیزی است. 😊
https://goo.gl/bVgpHi
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Khaleqi
بیل و پیل | وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
وب سایت شخصی امیر حسین خالقی ، خالقی ، راهبرد ، سیاست ، اقتصاد
ایران چقدر "جهانی" است؟
جهانی شدن/جهانی سازی در یک تعریف ساده به معنای فرایند یکپارچه شدن کشورهای جهان با یکدیگر است، با پیشرفت فناوری کشورهای جهان می توانند با سهولت بیشتری منابع اقتصادی و فرهنگی را با یکدیگر تبادل کنند و انسان ها فراتر از مرزهای ملی به عنوان شهروندی جهانی تلقی شوند. کسانی البته این "جهانی شدن" را به معنای مثبتی به کار نمی برند.
اهل فن برای اندازه گیری این یکپارچگی هم شاخصی ابداع کرده اند که جهانی سازی را در سه جنبه اقتصادی، سیاسی و اجتماعی می سنجد، در آخرین رده بندی 2016 که در میان 207 قلمرو قانونی- جغرافیایی انجام گرفته است، چنانکه شاید انتظار داشته باشید کشورهای اروپایی مانند هلند، ایرلند، بلژیک و اتریش در صدر قرار دارند و به اصطلاح "جهانی تر" هستند. وضعیت و رتبه ایران نیز در این شاخص ارزیابی شده است:
رتبه جهان سازی اقتصادی: 158
رتبه جهان سازی سیاسی: 94
رتبه جهان سازی اجتماعی: 143
رتبه جهانی سازی کل: 154
https://goo.gl/YbkxB0
کانال راهبرد
@RahbordChannel
جهانی شدن/جهانی سازی در یک تعریف ساده به معنای فرایند یکپارچه شدن کشورهای جهان با یکدیگر است، با پیشرفت فناوری کشورهای جهان می توانند با سهولت بیشتری منابع اقتصادی و فرهنگی را با یکدیگر تبادل کنند و انسان ها فراتر از مرزهای ملی به عنوان شهروندی جهانی تلقی شوند. کسانی البته این "جهانی شدن" را به معنای مثبتی به کار نمی برند.
اهل فن برای اندازه گیری این یکپارچگی هم شاخصی ابداع کرده اند که جهانی سازی را در سه جنبه اقتصادی، سیاسی و اجتماعی می سنجد، در آخرین رده بندی 2016 که در میان 207 قلمرو قانونی- جغرافیایی انجام گرفته است، چنانکه شاید انتظار داشته باشید کشورهای اروپایی مانند هلند، ایرلند، بلژیک و اتریش در صدر قرار دارند و به اصطلاح "جهانی تر" هستند. وضعیت و رتبه ایران نیز در این شاخص ارزیابی شده است:
رتبه جهان سازی اقتصادی: 158
رتبه جهان سازی سیاسی: 94
رتبه جهان سازی اجتماعی: 143
رتبه جهانی سازی کل: 154
https://goo.gl/YbkxB0
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Khaleqi
ایران چقدر “جهانی” است؟ | وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
وب سایت شخصی امیر حسین خالقی ، خالقی ، راهبرد ، سیاست ، اقتصاد
مقایسه ایران و حجاز از سال صفر!
ایران و عربستان از انفجار نفتی اول (1353) تاکنون چه پیشرفت هایی داشته اند؟ (متوسط عمر، بقای نوزادان، درآمد، خوراک، مدرسه و دموکراسی)
کانال راهبرد
@RahbordChannel
ایران و عربستان از انفجار نفتی اول (1353) تاکنون چه پیشرفت هایی داشته اند؟ (متوسط عمر، بقای نوزادان، درآمد، خوراک، مدرسه و دموکراسی)
کانال راهبرد
@RahbordChannel
داستانی از اهالی اتریش
الف: باید روی دخانیات و سیگار زیاد مالیات بگیرند!
ب: چرا؟
الف: باعث می شود ملت کمتر سیگار بکشند.
الف: باید روی بنزین و سوخت هم مالیات بالا بگیرند!
ب: این دیگر چرا؟
الف: باعث می شود ملت سوخت کمتری مصرف کنند و هوا کمتر آلوده شود.
ب: آهان، فهمیدم، پس به این ترتیب اگر روی درآمد مردم هم زیاد مالیات بگیرند، باعث می شود ملت کمتر کار کنند ...
الف: نه، این یکی فرق می کند!
ب: 😳
کانال راهبرد
@RahbordChannel
الف: باید روی دخانیات و سیگار زیاد مالیات بگیرند!
ب: چرا؟
الف: باعث می شود ملت کمتر سیگار بکشند.
الف: باید روی بنزین و سوخت هم مالیات بالا بگیرند!
ب: این دیگر چرا؟
الف: باعث می شود ملت سوخت کمتری مصرف کنند و هوا کمتر آلوده شود.
ب: آهان، فهمیدم، پس به این ترتیب اگر روی درآمد مردم هم زیاد مالیات بگیرند، باعث می شود ملت کمتر کار کنند ...
الف: نه، این یکی فرق می کند!
ب: 😳
کانال راهبرد
@RahbordChannel
زیاد جدی نگیریم!
🌑محمدرضا شاه فقید زمانی گفته بود، اگر در شاخ آفریقا میان سومالی و سودان هم جنگی در بگیرد، ما بی طرف نمی مانیم. اهالی سازمان امنیت به او گزارش داده بودند که کسانی می گویند "مثلا ما در شاخ آفریقا چه منافع ملی مشخصی داریم که باید دخالت کنیم". شاه اوقاتش تلخ شده بود و بد و بیراه به امنیتی ها گفته بود. بعد به او حالی کرده بودند که این حرف ما نیست، در محافل سیاسی تهران این را گفته اند. شاه هم جواب داده بود: محافل سیاسی تهران چه گ... هستند!؟
🌒گفته اند حتی از یکی دو سال قبل از شوک نفتی 1353 و چهار برابر شدن قیمت نفت هم شاه زیادی برای همه خط و نشان می کشید. در همان سال به انگلیسی ها در مصاحبه رسمی گفته بود که شما باید نحوه برخورد با مسائل را تغییر دهید و عوض شوید، خبرنگار پرسیده بود دقیقا چطور عوض شویم و شاه پاسخ داده بود انضباط و کار بیشتر! (ِیادتان هست پرزیدنت قبلی هم به همه دنیا درس کشورداری می داد؟). بعدها کیسینجر اوپکی ها را تهدید کرده بود یا نفت را ارزان کنید یا آماده در هم شکستن قیمت ها باشید! شاه هم گفته بود "چشم آبی ها باید از خواب خودپسندی بیدار شوند" و "هیچ کشوری قدرت حمله به ایران را ندارد".
🌓نگارنده این سطور اساسا زیاد گوشش به شعارهای اهالی سیاست مانند "استقلال" و "افزایش توان ملی" بدهکار نیست و بیشتر دنبال انگیزه بیان آنهاست. سوال این بود که چه شد از سال 1351 یکباره آتش شاه تند شد و یکباره خواست زیادی "مستقل" شود. از سال 1353 و چهار برابر شدن نفت باز علت روشن بود، ولی برای دو سال قبل از آن چه؟ کسانی این را به خروج بریتانیا از خلیج فارس در حدود 1351 ربط می دهند، ولی این به تنهایی قانع کننده نبود. تا اینکه دیدم در همین سال یک اتفاق اقتصادی جالب هم افتاده است. تا قبل از این تاریخ به مدت 12 سال قیمت نفت بشکه 1.79 دلار بود، ولی از آغاز سال جدید میلادی با یک جهش به حدود 3 دلار رسید! گفته می شود که خریدهای نظامی ایران در آن سال ها سر به 800 میلیون دلار زد.
🌔به بیان دیگر در دهه 1350 یک افزایش 70 درصدی و پس از آن 400 درصدی در قیمت نفت به وجود آمد. تجربه افزایش قیمت نفت سال های اخیر را هم که یادمان نرفته است. هرچه می گذرد بیشتر و بیشتر قانع می شوم که اگر در تحلیل رفتار سیاسی مملکت، عامل اقتصاد (بخوانید نفت!) را ندیده بگیریم، حرف جدی نمی توان زد. سیاست این مملکت چیزی جز سیاست نفتی (پتروپالیتیکز) نیست، بقیه حرف ها را جدی نگیرید!
🌕پ.ن: در همان سال های جهش 4 برابری نفت، سعودی ها پیام محرمانه به امریکایی داده بودند که برای شکست قیمت نفت، حاضرند تولید را نامحدود بالا ببرند مشروط بر اینکه امریکا شاه را مهار کند و تهدیدهای سیاسی علیه خانواده سلطنتی سعودی ها کاهش یابد! حرف روشن است ایران و عربستان چه قبل از انقلاب و چه بعد از آن با صد من سریش هم به هم نمی چسبیدند، اینکه سیاست درست در برخورد با صحرانشینان حجاز چیست، البته پرسش دشواری است.
https://goo.gl/1f8Z6y
کانال راهبرد
@RahbordChannel
🌑محمدرضا شاه فقید زمانی گفته بود، اگر در شاخ آفریقا میان سومالی و سودان هم جنگی در بگیرد، ما بی طرف نمی مانیم. اهالی سازمان امنیت به او گزارش داده بودند که کسانی می گویند "مثلا ما در شاخ آفریقا چه منافع ملی مشخصی داریم که باید دخالت کنیم". شاه اوقاتش تلخ شده بود و بد و بیراه به امنیتی ها گفته بود. بعد به او حالی کرده بودند که این حرف ما نیست، در محافل سیاسی تهران این را گفته اند. شاه هم جواب داده بود: محافل سیاسی تهران چه گ... هستند!؟
🌒گفته اند حتی از یکی دو سال قبل از شوک نفتی 1353 و چهار برابر شدن قیمت نفت هم شاه زیادی برای همه خط و نشان می کشید. در همان سال به انگلیسی ها در مصاحبه رسمی گفته بود که شما باید نحوه برخورد با مسائل را تغییر دهید و عوض شوید، خبرنگار پرسیده بود دقیقا چطور عوض شویم و شاه پاسخ داده بود انضباط و کار بیشتر! (ِیادتان هست پرزیدنت قبلی هم به همه دنیا درس کشورداری می داد؟). بعدها کیسینجر اوپکی ها را تهدید کرده بود یا نفت را ارزان کنید یا آماده در هم شکستن قیمت ها باشید! شاه هم گفته بود "چشم آبی ها باید از خواب خودپسندی بیدار شوند" و "هیچ کشوری قدرت حمله به ایران را ندارد".
🌓نگارنده این سطور اساسا زیاد گوشش به شعارهای اهالی سیاست مانند "استقلال" و "افزایش توان ملی" بدهکار نیست و بیشتر دنبال انگیزه بیان آنهاست. سوال این بود که چه شد از سال 1351 یکباره آتش شاه تند شد و یکباره خواست زیادی "مستقل" شود. از سال 1353 و چهار برابر شدن نفت باز علت روشن بود، ولی برای دو سال قبل از آن چه؟ کسانی این را به خروج بریتانیا از خلیج فارس در حدود 1351 ربط می دهند، ولی این به تنهایی قانع کننده نبود. تا اینکه دیدم در همین سال یک اتفاق اقتصادی جالب هم افتاده است. تا قبل از این تاریخ به مدت 12 سال قیمت نفت بشکه 1.79 دلار بود، ولی از آغاز سال جدید میلادی با یک جهش به حدود 3 دلار رسید! گفته می شود که خریدهای نظامی ایران در آن سال ها سر به 800 میلیون دلار زد.
🌔به بیان دیگر در دهه 1350 یک افزایش 70 درصدی و پس از آن 400 درصدی در قیمت نفت به وجود آمد. تجربه افزایش قیمت نفت سال های اخیر را هم که یادمان نرفته است. هرچه می گذرد بیشتر و بیشتر قانع می شوم که اگر در تحلیل رفتار سیاسی مملکت، عامل اقتصاد (بخوانید نفت!) را ندیده بگیریم، حرف جدی نمی توان زد. سیاست این مملکت چیزی جز سیاست نفتی (پتروپالیتیکز) نیست، بقیه حرف ها را جدی نگیرید!
🌕پ.ن: در همان سال های جهش 4 برابری نفت، سعودی ها پیام محرمانه به امریکایی داده بودند که برای شکست قیمت نفت، حاضرند تولید را نامحدود بالا ببرند مشروط بر اینکه امریکا شاه را مهار کند و تهدیدهای سیاسی علیه خانواده سلطنتی سعودی ها کاهش یابد! حرف روشن است ایران و عربستان چه قبل از انقلاب و چه بعد از آن با صد من سریش هم به هم نمی چسبیدند، اینکه سیاست درست در برخورد با صحرانشینان حجاز چیست، البته پرسش دشواری است.
https://goo.gl/1f8Z6y
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Khaleqi
زیاد جدی نگیریم! | وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
وب سایت شخصی امیر حسین خالقی ، خالقی ، راهبرد ، سیاست ، اقتصاد
در باب رستگاری ملل!
علینقی عالیخانی وزیر اقتصاد پهلوی دوم در خاطراتش مینویسد که با حاکم شارجه، از شیخنشینهای امارات متحده عربی، چند ملاقات داشته است. او شیخ را فردی خوشفکر توصیف میکند که آرزوهای زیادی در سر میپروراند؛ ولی از نبود منابع مالی کافی شکایت داشت. وزیر ایرانی به وی پیشنهاد داده بود که با توجه به امکان وجود نفت در آن منطقه آیا تمایل دارد که ایران به او کمک کند. شیخ گفته بود از خدا میخواهد که ایران کمکش کند و قول حمایت همهجانبه و واگذاری امتیاز نفت را داده بود که با بداقبالی ایرانیها کار به سرانجام نرسید. از آن زمان تاکنون حدود 60 سال گذشته است، کشوری که زیر نظر انگلستان اداره میشد، در این سالها تغییرات زیادی کرده است. اماراتیها توانستهاند حتی در عرصه سیاسی بسیار فعال عمل کنند و گهگاه مانورهای سیاسی موثری هم بدهند و در معادلات خاورمیانه سهمی داشته باشند. علت را باید در قدرت اقتصادی آن کشور جست؛ آنها با 9 میلیون نفر جمعیت توانستهاند حجم اقتصادی نزدیک به ایران با چند برابر جمعیت داشته باشند. به نظر میرسد باید به این نسبت میان اقتصاد و دیپلماسی بیشتر تامل کرد.
در این یادداشت دنیای اقتصاد تلاش کرده ام پیوند اقتصاد و سیاست را کمی بیشتر باز کنم. حرف کلی اینست که شتر سواری دولا دولا نمی شود و هیاهوی نفت را در مملکت خیلی جدی نگیریم. واقعیت عبوس است و با تخیل کاری پیش نمی رود.
لینک یادداشت دنیای اقتصاد:
https://goo.gl/GOSpCi
کانال راهبرد
@RahbordCahnnel
علینقی عالیخانی وزیر اقتصاد پهلوی دوم در خاطراتش مینویسد که با حاکم شارجه، از شیخنشینهای امارات متحده عربی، چند ملاقات داشته است. او شیخ را فردی خوشفکر توصیف میکند که آرزوهای زیادی در سر میپروراند؛ ولی از نبود منابع مالی کافی شکایت داشت. وزیر ایرانی به وی پیشنهاد داده بود که با توجه به امکان وجود نفت در آن منطقه آیا تمایل دارد که ایران به او کمک کند. شیخ گفته بود از خدا میخواهد که ایران کمکش کند و قول حمایت همهجانبه و واگذاری امتیاز نفت را داده بود که با بداقبالی ایرانیها کار به سرانجام نرسید. از آن زمان تاکنون حدود 60 سال گذشته است، کشوری که زیر نظر انگلستان اداره میشد، در این سالها تغییرات زیادی کرده است. اماراتیها توانستهاند حتی در عرصه سیاسی بسیار فعال عمل کنند و گهگاه مانورهای سیاسی موثری هم بدهند و در معادلات خاورمیانه سهمی داشته باشند. علت را باید در قدرت اقتصادی آن کشور جست؛ آنها با 9 میلیون نفر جمعیت توانستهاند حجم اقتصادی نزدیک به ایران با چند برابر جمعیت داشته باشند. به نظر میرسد باید به این نسبت میان اقتصاد و دیپلماسی بیشتر تامل کرد.
در این یادداشت دنیای اقتصاد تلاش کرده ام پیوند اقتصاد و سیاست را کمی بیشتر باز کنم. حرف کلی اینست که شتر سواری دولا دولا نمی شود و هیاهوی نفت را در مملکت خیلی جدی نگیریم. واقعیت عبوس است و با تخیل کاری پیش نمی رود.
لینک یادداشت دنیای اقتصاد:
https://goo.gl/GOSpCi
کانال راهبرد
@RahbordCahnnel
درس یک تجربه ایرانی ناموفق؛ "فضای باز سیاسی" و "آشتی ملی"
🌑یکی از اهل فن گفته است در جایی مثل ایران شوخی است بخواهی در اقتصاد سیاست های ریاضتی پیش بگیری و همزمان دنبال فضای باز سیاسی باشی! تجربه چنین حماقتی را دو سه سالی پیش از انقلاب شاهد بودیم. جهش قیمت نفت در کشورهای نفتی در آغاز یک موهبت تلقی می شود، ولی به محض کاهش مصائب شروع می شود. ایرادات ساختاری اقتصاد، بعد از روغن کاری بیش از حد نفتی، حتی بیشتر از قبل خود را نشان خواهند داد.
🌒بعد از به قدرت رسیدن کارتر و فشار روی ایران برای باز کردن فضای سیاسی، شاه هم با توجه به ملاحظات دنیای دوقطبی آن روز کار را شل گرفت. شریف امامی را با شعار آشتی ملی سرکار می آورد، ساواک را محدود می کند و رئیس جدیدی به نام مقدم را برای آن برمی گزینند و صلیب سرخ برای بازدید از زندان ها و رصد حقوق بشر به ایران وارد می شود. پرویز ثابتی در خاطراتش می گوید بارها و بارها خطر امنیتی چنین اقداماتی را به شاه و دیگران تذکر داده است، نقل می کند که بعد از انقلاب اشرف از او دعوت به همکاری می کند و او ضمن رد درخواست پاسخ می دهد آن موقع که توپ و تفنگ و امکانات در اختیار من بود به حرفم گوش ندادید، الان چه انتظاری دارید؟ (جالب است یک بار اشرف پیش از انقلاب به طعنه به وی گفته بود شما خیلی راحت از استفاده از مسلسل بر علیه مخالفان صحبت می کنید)
🌓از شاه بیمار هم در آن زمان کاری بر نمی آمد، یکی از حاضران در مراسم رسمی تولد شاه می گوید، در سال 57 دیدم در چشم همه نگاه می کند و اثری از آن قدرت و انرژی که می شناختیم در وی نبود، پیشترها در چشم کسی نگاه نمی کرد، فاصله اش را حفظ می کرد و با ژستی شاهانه! ادای احترام ها را پاسخ می گفت. در مملکتی که یک سال هم نبود مخالفان مسلحی مثل فداییان و مجاهدین سرکوب شده بودند و باقی در زندان یا خارج از کشور بودند، شوخی است به یکباره بخواهید فضا را باز کنید و آب از آب تکان نخورد. در این نظام های خودکامه یکی از سخت ترین کارها اصلاح است، اصلاحات اول (ارضی) شاه البته ناموفق نبود و نوعی دستاورد سیاسی به حساب می آمد. در آن سال ها آخر بسیاری از چهره های اطراف او به فساد مشهور بودند که البته قاطعیتی برای مبارزه با آنها وجود نداشت، به او گفته بودند پدر جان اگر حکومت نظامی اعلام می کنی، باید تا ته کار بروی و لازم شد سفارت یانکی ها را هم تعطیل کنی که البته اراده چنین کاری را نداشت. قضیه بیل و پیل را هم پیشتر گفته ام.
🌔اما چه درسی برای امروز ایران می توان گرفت؟ یادم هست یکی از اهالی سیاست از چندسال پیش حرف از جراحی اقتصاد می زد، امروز هم بسیاری از لزوم دگرگونی ساختاری اقتصاد صحبت می کنند، حرفشان هم اینست که برای آنکه اقتصاد بسامان شود، دستکم برای زمانی محدود باید تن به درد داد و مردم سختی ها را تحمل کنند. در مملکتی که نارضایتی در آن کم نیست دیوانگی است بخواهی حرف از تفنن جاتی مثل "حقوق بشر" و "آزادی سیاسی" بزنی و همزمان به فکر تحول ساختاری اقتصاد باشی. به همین رو فکر می کنم وقتی کسی حرف از تحول و جراحی اقتصاد می زند، باید آن را به معنای بسته تر شدن سیاسی هم فهمید که البته کار درستی هم هست.
🌕اما یادمان نرود که این بسته نگاه داشتن فضا یک پروژه است که باید در زمان مناسب تمامش کرد، اقتصاد بازار و ثروت آفرینی نیازمند گشایش سیاسی و پا پس کشیدن دولت از عرصه های اجتماعی است، اگر "شرایط حساس کنونی" را زیاد ادامه دهیم، چیزی که از در بیرون کردیم از پنجره برمی گردد. این زمان مناسب باز کردن فضا بعد از آن تحول اقتصادی فوق الذکر از دشوارترین تصمیم های اهالی سیاست ایران خواهد بود. گاهی رها کردن یک سیاست در زمان درست حتی مهمتر از اجرای درست آن است.
https://goo.gl/3QKSXw
کانال راهبرد
@RahbordChannel
🌑یکی از اهل فن گفته است در جایی مثل ایران شوخی است بخواهی در اقتصاد سیاست های ریاضتی پیش بگیری و همزمان دنبال فضای باز سیاسی باشی! تجربه چنین حماقتی را دو سه سالی پیش از انقلاب شاهد بودیم. جهش قیمت نفت در کشورهای نفتی در آغاز یک موهبت تلقی می شود، ولی به محض کاهش مصائب شروع می شود. ایرادات ساختاری اقتصاد، بعد از روغن کاری بیش از حد نفتی، حتی بیشتر از قبل خود را نشان خواهند داد.
🌒بعد از به قدرت رسیدن کارتر و فشار روی ایران برای باز کردن فضای سیاسی، شاه هم با توجه به ملاحظات دنیای دوقطبی آن روز کار را شل گرفت. شریف امامی را با شعار آشتی ملی سرکار می آورد، ساواک را محدود می کند و رئیس جدیدی به نام مقدم را برای آن برمی گزینند و صلیب سرخ برای بازدید از زندان ها و رصد حقوق بشر به ایران وارد می شود. پرویز ثابتی در خاطراتش می گوید بارها و بارها خطر امنیتی چنین اقداماتی را به شاه و دیگران تذکر داده است، نقل می کند که بعد از انقلاب اشرف از او دعوت به همکاری می کند و او ضمن رد درخواست پاسخ می دهد آن موقع که توپ و تفنگ و امکانات در اختیار من بود به حرفم گوش ندادید، الان چه انتظاری دارید؟ (جالب است یک بار اشرف پیش از انقلاب به طعنه به وی گفته بود شما خیلی راحت از استفاده از مسلسل بر علیه مخالفان صحبت می کنید)
🌓از شاه بیمار هم در آن زمان کاری بر نمی آمد، یکی از حاضران در مراسم رسمی تولد شاه می گوید، در سال 57 دیدم در چشم همه نگاه می کند و اثری از آن قدرت و انرژی که می شناختیم در وی نبود، پیشترها در چشم کسی نگاه نمی کرد، فاصله اش را حفظ می کرد و با ژستی شاهانه! ادای احترام ها را پاسخ می گفت. در مملکتی که یک سال هم نبود مخالفان مسلحی مثل فداییان و مجاهدین سرکوب شده بودند و باقی در زندان یا خارج از کشور بودند، شوخی است به یکباره بخواهید فضا را باز کنید و آب از آب تکان نخورد. در این نظام های خودکامه یکی از سخت ترین کارها اصلاح است، اصلاحات اول (ارضی) شاه البته ناموفق نبود و نوعی دستاورد سیاسی به حساب می آمد. در آن سال ها آخر بسیاری از چهره های اطراف او به فساد مشهور بودند که البته قاطعیتی برای مبارزه با آنها وجود نداشت، به او گفته بودند پدر جان اگر حکومت نظامی اعلام می کنی، باید تا ته کار بروی و لازم شد سفارت یانکی ها را هم تعطیل کنی که البته اراده چنین کاری را نداشت. قضیه بیل و پیل را هم پیشتر گفته ام.
🌔اما چه درسی برای امروز ایران می توان گرفت؟ یادم هست یکی از اهالی سیاست از چندسال پیش حرف از جراحی اقتصاد می زد، امروز هم بسیاری از لزوم دگرگونی ساختاری اقتصاد صحبت می کنند، حرفشان هم اینست که برای آنکه اقتصاد بسامان شود، دستکم برای زمانی محدود باید تن به درد داد و مردم سختی ها را تحمل کنند. در مملکتی که نارضایتی در آن کم نیست دیوانگی است بخواهی حرف از تفنن جاتی مثل "حقوق بشر" و "آزادی سیاسی" بزنی و همزمان به فکر تحول ساختاری اقتصاد باشی. به همین رو فکر می کنم وقتی کسی حرف از تحول و جراحی اقتصاد می زند، باید آن را به معنای بسته تر شدن سیاسی هم فهمید که البته کار درستی هم هست.
🌕اما یادمان نرود که این بسته نگاه داشتن فضا یک پروژه است که باید در زمان مناسب تمامش کرد، اقتصاد بازار و ثروت آفرینی نیازمند گشایش سیاسی و پا پس کشیدن دولت از عرصه های اجتماعی است، اگر "شرایط حساس کنونی" را زیاد ادامه دهیم، چیزی که از در بیرون کردیم از پنجره برمی گردد. این زمان مناسب باز کردن فضا بعد از آن تحول اقتصادی فوق الذکر از دشوارترین تصمیم های اهالی سیاست ایران خواهد بود. گاهی رها کردن یک سیاست در زمان درست حتی مهمتر از اجرای درست آن است.
https://goo.gl/3QKSXw
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Khaleqi
درس یک تجربه ایرانی ناموفق؛ “فضای باز سیاسی” و “آشتی ملی” | وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
وب سایت شخصی امیر حسین خالقی ، خالقی ، راهبرد ، سیاست ، اقتصاد
دنیا جای خطرناکی است؛ فروپاشی های آینده؟
گفته اند علم سیاست از قرار بیشتر سیاسی است تا علمی و از پس پیش بینی خیلی چیزها برنیامده است، انقلاب ایران، ظهورداعش، قضایای افغانستان و عراق و بسیاری چیزهای دیگر تا پیش از وقوع حتی نظر بسیاری از عالمان سیاست را جلب نکرده اند؛ کسانی می گویند اوضاع آرام کنونی بعضی کشورها را نباید دید و در آینده از قرار ثبات کنونی را نخواهند داشت، پیشگویی که کار متخصصان کار قهوه است، ولی چند تایی از آنها برای ما هم جالب است، به ویژه که پیشگو همان مایکل روبین معروف است که اسمش را در ایران هم زیاد می شنویم:
روسیه: خلا قدرت پس از پوتین، سو مدیریت و فساد گسترده و تغییر ترکیب جمعیتی به نفع مسلمانان را در کنار رشد بنیادگرایی اسلامی در نظر بگیرید؛ ستون خیمه قدرت (پوتین) برود، مصیبت بر سر همه فرود می آید؟
عربستان سعودی: تغییر استراتژی آمریکا در خاورمیانه، پایین آمدن قیمت نفت، جنگ های مستقیم و نیابتی و بحران جانشینی در خاندان سلطنتی به تنهایی کافی است که در پایداری آینده صحرای حجاز تردید کرد.
چین: رشد اقتصاد چین متوازن نبوده و در مناطق شهری و پیرامونی بیشتر از روستاها و درون کشور متمرکز بوده است، سیاست تک فرزندی هم آثار زیان بارش را به ویژه در دوران رکود نشان خواهد داد؛ گفته اند ایالات متحده بیشتر از رونق اقتصادی باید نگران رکود چین باشد، شاید چین هم به شکلی مشابه روسیه سیاست های نظامی گرایانه را پی بگیرد.
https://goo.gl/59giW6
کانال راهبرد
@RahbordChannel
گفته اند علم سیاست از قرار بیشتر سیاسی است تا علمی و از پس پیش بینی خیلی چیزها برنیامده است، انقلاب ایران، ظهورداعش، قضایای افغانستان و عراق و بسیاری چیزهای دیگر تا پیش از وقوع حتی نظر بسیاری از عالمان سیاست را جلب نکرده اند؛ کسانی می گویند اوضاع آرام کنونی بعضی کشورها را نباید دید و در آینده از قرار ثبات کنونی را نخواهند داشت، پیشگویی که کار متخصصان کار قهوه است، ولی چند تایی از آنها برای ما هم جالب است، به ویژه که پیشگو همان مایکل روبین معروف است که اسمش را در ایران هم زیاد می شنویم:
روسیه: خلا قدرت پس از پوتین، سو مدیریت و فساد گسترده و تغییر ترکیب جمعیتی به نفع مسلمانان را در کنار رشد بنیادگرایی اسلامی در نظر بگیرید؛ ستون خیمه قدرت (پوتین) برود، مصیبت بر سر همه فرود می آید؟
عربستان سعودی: تغییر استراتژی آمریکا در خاورمیانه، پایین آمدن قیمت نفت، جنگ های مستقیم و نیابتی و بحران جانشینی در خاندان سلطنتی به تنهایی کافی است که در پایداری آینده صحرای حجاز تردید کرد.
چین: رشد اقتصاد چین متوازن نبوده و در مناطق شهری و پیرامونی بیشتر از روستاها و درون کشور متمرکز بوده است، سیاست تک فرزندی هم آثار زیان بارش را به ویژه در دوران رکود نشان خواهد داد؛ گفته اند ایالات متحده بیشتر از رونق اقتصادی باید نگران رکود چین باشد، شاید چین هم به شکلی مشابه روسیه سیاست های نظامی گرایانه را پی بگیرد.
https://goo.gl/59giW6
کانال راهبرد
@RahbordChannel
AEI
Ten countries whose stability can’t be taken for granted - AEI
These scenarios may be too obscure for the 2016 presidential debates, but ensuring the ability of the United States to react to them should not be.
در باب توسعه مملکت و تعداد دکاتیر
نگارنده به خاطر می آورد که در دولت قبل به یکباره تصمیم گرفته شد که تعداد دکاتیر! (همان دارندگان مدرک دکتری) مملکت چند برابر شود. استدلال هم این بود می خواهیم مملکت رو به جلو برود و ایران در علم هم جز میوه جات به حساب بیاید، پس باید بجنبیم. یادم هست یک بابایی که آن روزها در وزارتخانه مسئولیتی هم داشت به دانشگاه تهران آمده بود و می گفت نسبت تعداد دانشجو به استاد در همه جای دنیا در مقایسه با ایران بسیار بالاتر است و با توجه به نقشه علمی کشور و .... این افزایش درست ترین کار ممکن است.
بماند که آن روزها باید آمارها را خیلی با احتیاط می پذیرفتی، بعید بود راه درست این باشد که یکشبه بخواهی معجزه کنی و آن تحول علمی فوق الذکر را ایجاد کنی. اینکه همه چیز دانشگاه های ما در استانداردهای جهانی است و حالا فقط باید رقم ورودی ها را تغییر دهیم تا کلا بشویم شبیه "خارجه" البته بحث دیگری است. نتیجه آن سیاست البته الان روشن تر است، پیشترها بزرگواری می گفت باید موسسات آموزشی ما را دانشکاه! نامید و قبل از انجام آن سیاست هم جز معدودی استثنا اوضاعمان تعریفی نداشت، ولی بعد از آن شد شکر اندر شکر. کیفیت خروجی های آموزش عالی مملکت داستانی است پر ز آب چشم.
آن سیاست افزایش دانشجو البته از منطقی پیروی می کرد که هوادار کم ندارد: برای توسعه کشور باید آموزش عالی را گسترش داد. در این یادداشت دنیای اقتصاد با یادی از دوران پیش از انقلاب، به مرور مختصر چند پژوهش و تجربه چند کشور پرداخته ام و نتیجه گرفته ام که سرازیر کردن بی حساب عایدات نفت در آموزش عالی بهترین کار نبود!
لینک یادداشت دنیای اقتصاد:
https://goo.gl/ZYcqN8
کانال راهبرد
@RahbordChannel
نگارنده به خاطر می آورد که در دولت قبل به یکباره تصمیم گرفته شد که تعداد دکاتیر! (همان دارندگان مدرک دکتری) مملکت چند برابر شود. استدلال هم این بود می خواهیم مملکت رو به جلو برود و ایران در علم هم جز میوه جات به حساب بیاید، پس باید بجنبیم. یادم هست یک بابایی که آن روزها در وزارتخانه مسئولیتی هم داشت به دانشگاه تهران آمده بود و می گفت نسبت تعداد دانشجو به استاد در همه جای دنیا در مقایسه با ایران بسیار بالاتر است و با توجه به نقشه علمی کشور و .... این افزایش درست ترین کار ممکن است.
بماند که آن روزها باید آمارها را خیلی با احتیاط می پذیرفتی، بعید بود راه درست این باشد که یکشبه بخواهی معجزه کنی و آن تحول علمی فوق الذکر را ایجاد کنی. اینکه همه چیز دانشگاه های ما در استانداردهای جهانی است و حالا فقط باید رقم ورودی ها را تغییر دهیم تا کلا بشویم شبیه "خارجه" البته بحث دیگری است. نتیجه آن سیاست البته الان روشن تر است، پیشترها بزرگواری می گفت باید موسسات آموزشی ما را دانشکاه! نامید و قبل از انجام آن سیاست هم جز معدودی استثنا اوضاعمان تعریفی نداشت، ولی بعد از آن شد شکر اندر شکر. کیفیت خروجی های آموزش عالی مملکت داستانی است پر ز آب چشم.
آن سیاست افزایش دانشجو البته از منطقی پیروی می کرد که هوادار کم ندارد: برای توسعه کشور باید آموزش عالی را گسترش داد. در این یادداشت دنیای اقتصاد با یادی از دوران پیش از انقلاب، به مرور مختصر چند پژوهش و تجربه چند کشور پرداخته ام و نتیجه گرفته ام که سرازیر کردن بی حساب عایدات نفت در آموزش عالی بهترین کار نبود!
لینک یادداشت دنیای اقتصاد:
https://goo.gl/ZYcqN8
کانال راهبرد
@RahbordChannel
رشد اقتصادی مردم را می کشد، شانس آوردیم!
🌑خیلی ها پذیرفته اند که رشد اقتصادی یک کشور باعث افزایش عمر متوسط (مورد انتظار) شهروندان آن می شود، به زبان ساده ثروت بیشتر به شادی و سلامت بیشتر هم می انجامد. این البته معقول به نظر می رسد، ولی شواهد تجربی آن را تایید نمی کند. در پژوهشی نشان داده اند که در زمان های رشد بالای اقتصادی امریکا تعداد کسانی که از بیماری می میرند بیشتر می شود و وقتی حرکت اقتصاد آهسته تر می شود، تعداد کاهش می یابد! چیزی که کاملا برخلاف تلقی رایج است.
🌒کسانی تصمیم گرفتند با بررسی دقیق داده های 32 کشور طی 200 سال راز معما را بگشایند، آنها گفته اند شواهد مناسبی وجود دارد که اگر رشد اقتصادی بالاتر از حد موردانتظار باشد، میزان مرگ و میر هم بالاتر از حد مورد انتظار است. اما قضیه چندان ساده نیست، در کشورهایی که کشاورزی فعالیت اصلی به حساب می آمد یا در مراحل آغازین صنعتی شدن بودند رابطه برعکس است. مشکل وقتی رخ می دهد که کشورها صنعتی شده اند و سهم زیادی از اقتصادشان بر مبنای تولید محصول و کارخانه پیش می رود.
🌓چنانکه شاید حدس زده باشید یک عامل می تواند آلودگی هوا باشد و در اقتصادهای صنعتی رشد بیشتر را می توان به نوعی همبسته با آلودگی بیشتر هم دانست، هرچند این وضعیت برای بعضی کشورها مانند ایالات متحده چندان مصداق ندارد، ولی برای بسیاری از کشورهای دیگر همچنان عامل قدرتمندی است. آلودگی هوا به ویژه روی نوزادان اثر مخربی دارد و می تواند احتمال مرگ آنها را بالا ببرد. از آن سو با رشد بیشتر می توان انتظار داشت میزان حوادث کاری، فشار روانی کار سنگین، توجه کمتر به سلامت شخصی، شیوع سبک زندگی ناسالم مانند پرخوری و مصرف بالای الکل هم بیشتر و بیشتر شود و حتی تعداد تصادف ها رانندگی هم افزایش یابد.
🌔پس یعنی بی خیال رشد اقتصادی شویم؟ نه، آنچه آمد همه قضیه نیست، در دراز مدت نرخ رشد و درآمد بالاتر به مردم امکان می دهد که بتوانند برای آموزش و سلامت خود بیشتر هزینه کنند و زندگی بهتری داشته باشند، یعنی در بلند مدت می تواند اثرات زیان بار رشد اقتصادی را خنثی کرد و به قول یکی از پژوهشگران "اگر در کوتاه مدت از آلودگی نمیری، عمر درازی خواهی داشت". نکته اینست رشد چیز بدی نیست، منتها باید جنبه های منفی اش را مدیریت کرد.
🌕بحث نابرابری هم البته هست، منافع رشد اقتصادی را عده معدودی احتمالا از نخبگان در کوتاه مدت می برند، ولی مصیبت های فوری آن بیش از همه بر سر متوسط ها می آید و به منافع آتی درازمدت شاید نرسند. اینکه چه باید کرد، بحث دیگری است، ولی بعید است مداخله بیشتر دولت به ویژه در جایی مثل مملکت ایرانی –اسلامی ما راهکار خوبی باشد، والله اعلم.
https://goo.gl/Rw5Pj7
کانال راهبرد
@RahbordChannel
🌑خیلی ها پذیرفته اند که رشد اقتصادی یک کشور باعث افزایش عمر متوسط (مورد انتظار) شهروندان آن می شود، به زبان ساده ثروت بیشتر به شادی و سلامت بیشتر هم می انجامد. این البته معقول به نظر می رسد، ولی شواهد تجربی آن را تایید نمی کند. در پژوهشی نشان داده اند که در زمان های رشد بالای اقتصادی امریکا تعداد کسانی که از بیماری می میرند بیشتر می شود و وقتی حرکت اقتصاد آهسته تر می شود، تعداد کاهش می یابد! چیزی که کاملا برخلاف تلقی رایج است.
🌒کسانی تصمیم گرفتند با بررسی دقیق داده های 32 کشور طی 200 سال راز معما را بگشایند، آنها گفته اند شواهد مناسبی وجود دارد که اگر رشد اقتصادی بالاتر از حد موردانتظار باشد، میزان مرگ و میر هم بالاتر از حد مورد انتظار است. اما قضیه چندان ساده نیست، در کشورهایی که کشاورزی فعالیت اصلی به حساب می آمد یا در مراحل آغازین صنعتی شدن بودند رابطه برعکس است. مشکل وقتی رخ می دهد که کشورها صنعتی شده اند و سهم زیادی از اقتصادشان بر مبنای تولید محصول و کارخانه پیش می رود.
🌓چنانکه شاید حدس زده باشید یک عامل می تواند آلودگی هوا باشد و در اقتصادهای صنعتی رشد بیشتر را می توان به نوعی همبسته با آلودگی بیشتر هم دانست، هرچند این وضعیت برای بعضی کشورها مانند ایالات متحده چندان مصداق ندارد، ولی برای بسیاری از کشورهای دیگر همچنان عامل قدرتمندی است. آلودگی هوا به ویژه روی نوزادان اثر مخربی دارد و می تواند احتمال مرگ آنها را بالا ببرد. از آن سو با رشد بیشتر می توان انتظار داشت میزان حوادث کاری، فشار روانی کار سنگین، توجه کمتر به سلامت شخصی، شیوع سبک زندگی ناسالم مانند پرخوری و مصرف بالای الکل هم بیشتر و بیشتر شود و حتی تعداد تصادف ها رانندگی هم افزایش یابد.
🌔پس یعنی بی خیال رشد اقتصادی شویم؟ نه، آنچه آمد همه قضیه نیست، در دراز مدت نرخ رشد و درآمد بالاتر به مردم امکان می دهد که بتوانند برای آموزش و سلامت خود بیشتر هزینه کنند و زندگی بهتری داشته باشند، یعنی در بلند مدت می تواند اثرات زیان بار رشد اقتصادی را خنثی کرد و به قول یکی از پژوهشگران "اگر در کوتاه مدت از آلودگی نمیری، عمر درازی خواهی داشت". نکته اینست رشد چیز بدی نیست، منتها باید جنبه های منفی اش را مدیریت کرد.
🌕بحث نابرابری هم البته هست، منافع رشد اقتصادی را عده معدودی احتمالا از نخبگان در کوتاه مدت می برند، ولی مصیبت های فوری آن بیش از همه بر سر متوسط ها می آید و به منافع آتی درازمدت شاید نرسند. اینکه چه باید کرد، بحث دیگری است، ولی بعید است مداخله بیشتر دولت به ویژه در جایی مثل مملکت ایرانی –اسلامی ما راهکار خوبی باشد، والله اعلم.
https://goo.gl/Rw5Pj7
کانال راهبرد
@RahbordChannel
وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
رشد اقتصادی مردم را می کشد، شانس آوردیم! - وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
خیلی ها پذیرفته اند که رشد اقتصادی یک کشور باعث افزایش عمر متوسط (مورد انتظار) شهروندان آن می شود، به زبان ساده ثروت بیشتر به شادی و سلامت بیشتر هم می انجامد. این البته معقول به نظر می رسد، ولی شواهد تجربی آن را تایید نمی کند. در پژوهشی نشان داده اند که در…
چرا مصدقی نیستم؟
🌑 نقل کرده اند صد و اندی سال پیش بازرگانی بریتانیایی یعنی همان ویلیام ناکس دارسی معروف قراردادی با شاه قاجار بست تا در ایران به اکتشاف نفت بپردازد، قرار شد اگر نفتی پیدا شد 16 درصد از درآمد آن را به دولت فخیمه ایران بدهند و در صورت پیدا نشدن نفت هم زیانی متوجه ایران نمی شد. به بیان اهل بازار، ایرانی ها در سود شریک می شدند. کسانی به مرد بریتانیایی هشدار دادند که این مملکت صاحب ندارد و امنیتی در آن نیست و بهتر است بی خیال این سرمایه گذاری پرخطر شود. اما او علیرغم سختی ها کار خودش را پیش برد و شش هفت سالی هزینه کرد تا به نفت رسید (سال 1287).
🌒 برای تامین امنیت آن حوالی بریتانیایی ها از قبایل بختیاری و اعراب کمک گرفتند و به نوعی آنها نخستین پیمانکاران بخش خصوصی ایران در صنعت نفت به شمار می آمدند! گفته شده است که حدود 3 درصد از درآمد نفت را هم بابت تامین امنیت به آنها تعلق می گرفت و از این رو پول پرداختی به دولت ایران کمتر از آن 16 درصد توافق شده بود، آنها در جواب به اعتراض های دولتی ها می گفتند شما امنیت را تامین کنید تا پولش را به شما بدهیم، استعمار پیر البته به خوبی جنس درباری ها و دولت ایران را می شناخت و زیر آبی رفتن و فریب هم که بخشی از بازی آنها بود. این قضیه مشکل ساز بود و ایرانی ها تازه فهمیدند روی عجب گنجی راه می رفته اند، ولی پرداختی همچنان طبق قرارداد بود. در دوران رضا شاه که مملکت سامانی پیدا کرده بود، باز کار بالا گرفت، گفته اند او که امثال تیمورتاش، داور و فروغی را در اختیار داشت و پیش از این هم چندین بار دم اجنبی را چیده بود، این بار از روی خشم قرارداد را پاره کرد. کار به محافل بین المللی کشید تا در نهایت قراردادی دیگر (سال 1312) بسته شد.
🌓 این قرارداد تا 60 سال نفت را در اختیار کمپانی نفت ایران و انگلیس قرار می داد (32 سال بیشتر از قرارداد دارسی) و کسانی به همین دلیل آن را خیانت به منافع ملی دانسته اند. اما از این طرف در آن منطقه تحت نفوذ کمپانی نفت و انگلیس به حدود یک پنجم قبل کاهش می یافت، پرداختی سهم ایران دیگر نه مانند گذشته بر اساس سود، بلکه بر اساس میزان نفت استخراج نفت انجام می گرفت که به سود ایران بود و مهمتر از همه کمپانی ملزم شد نیروهای بومی را به کار بگمارد تا از این طریق دانش فنی و مدیریتی کار به ایران هم انتقال پیدا کند، گفته اند دانشکده صنعت نفت آبادان حاصل این قرارداد است.
🌔 در این قرارداد یک ماده 10 هم وجود داشته است که کمتر از آن گفته اند. دکتر میلانی می نویسد ایران نه تنها 20 درصد از منافع حاصل از نفت (رویالتی) را دریافت می کرد، بلکه به همین مقدار در سود کمپانی در جاهای دیگر جهان و همچنین شرکت های تابعه اش شریک می شد. بریتانیا البته این سهم را هیچگاه پرداخت نکرد. نفت 1329 ملی شد و آن قرادادهای قبلی همه بی اعتبار شد. گفته اند در سال های بعد از جنگ جهانی دوم این سود اخیر سر به میلیون ها دلار میزد و حتی میزان آن به مراتب بیشتر از درآمدهای حاصل از نفت ملی بود! البته می دانیم که بعدها مصدق حتی پیشنهادهای خوب یانکی ها برای مصالحه با "اینگیلیس" را نپذیرفت و مملکت نفتی داشت به کام شوروی می رفت که خوشبختانه "کودتا" مانع شد!
🌕 حضرت ماکیاولی یک ویژگی شهریار را "هنر" (ویرتو) وی می داند، "هنر" که مفهومی پیچیده است را شاید بتوان ترکیبی از خرد و فضیلت و درایت دانست. مصدق این "هنر" را نداشت، اینکه نفت را مسئله ناموسی تلقی کنی و فقط قراردادها را پاره کنی مهم نیست، مهم حفظ تدبیر و توجه به مصالح عالیه مملکت است. رضا شاه البته ایراد کم نداشت، مال جویی اش را بسیاری برجسته کرده اند، ولی دستکم "هنر" او چند پله بالاتر از آن شازده قجری خوش نیت بود. باور کنید وطن پرستی کافی نیست.
https://goo.gl/inAvgI
کانال راهبرد
@RahbordChannel
🌑 نقل کرده اند صد و اندی سال پیش بازرگانی بریتانیایی یعنی همان ویلیام ناکس دارسی معروف قراردادی با شاه قاجار بست تا در ایران به اکتشاف نفت بپردازد، قرار شد اگر نفتی پیدا شد 16 درصد از درآمد آن را به دولت فخیمه ایران بدهند و در صورت پیدا نشدن نفت هم زیانی متوجه ایران نمی شد. به بیان اهل بازار، ایرانی ها در سود شریک می شدند. کسانی به مرد بریتانیایی هشدار دادند که این مملکت صاحب ندارد و امنیتی در آن نیست و بهتر است بی خیال این سرمایه گذاری پرخطر شود. اما او علیرغم سختی ها کار خودش را پیش برد و شش هفت سالی هزینه کرد تا به نفت رسید (سال 1287).
🌒 برای تامین امنیت آن حوالی بریتانیایی ها از قبایل بختیاری و اعراب کمک گرفتند و به نوعی آنها نخستین پیمانکاران بخش خصوصی ایران در صنعت نفت به شمار می آمدند! گفته شده است که حدود 3 درصد از درآمد نفت را هم بابت تامین امنیت به آنها تعلق می گرفت و از این رو پول پرداختی به دولت ایران کمتر از آن 16 درصد توافق شده بود، آنها در جواب به اعتراض های دولتی ها می گفتند شما امنیت را تامین کنید تا پولش را به شما بدهیم، استعمار پیر البته به خوبی جنس درباری ها و دولت ایران را می شناخت و زیر آبی رفتن و فریب هم که بخشی از بازی آنها بود. این قضیه مشکل ساز بود و ایرانی ها تازه فهمیدند روی عجب گنجی راه می رفته اند، ولی پرداختی همچنان طبق قرارداد بود. در دوران رضا شاه که مملکت سامانی پیدا کرده بود، باز کار بالا گرفت، گفته اند او که امثال تیمورتاش، داور و فروغی را در اختیار داشت و پیش از این هم چندین بار دم اجنبی را چیده بود، این بار از روی خشم قرارداد را پاره کرد. کار به محافل بین المللی کشید تا در نهایت قراردادی دیگر (سال 1312) بسته شد.
🌓 این قرارداد تا 60 سال نفت را در اختیار کمپانی نفت ایران و انگلیس قرار می داد (32 سال بیشتر از قرارداد دارسی) و کسانی به همین دلیل آن را خیانت به منافع ملی دانسته اند. اما از این طرف در آن منطقه تحت نفوذ کمپانی نفت و انگلیس به حدود یک پنجم قبل کاهش می یافت، پرداختی سهم ایران دیگر نه مانند گذشته بر اساس سود، بلکه بر اساس میزان نفت استخراج نفت انجام می گرفت که به سود ایران بود و مهمتر از همه کمپانی ملزم شد نیروهای بومی را به کار بگمارد تا از این طریق دانش فنی و مدیریتی کار به ایران هم انتقال پیدا کند، گفته اند دانشکده صنعت نفت آبادان حاصل این قرارداد است.
🌔 در این قرارداد یک ماده 10 هم وجود داشته است که کمتر از آن گفته اند. دکتر میلانی می نویسد ایران نه تنها 20 درصد از منافع حاصل از نفت (رویالتی) را دریافت می کرد، بلکه به همین مقدار در سود کمپانی در جاهای دیگر جهان و همچنین شرکت های تابعه اش شریک می شد. بریتانیا البته این سهم را هیچگاه پرداخت نکرد. نفت 1329 ملی شد و آن قرادادهای قبلی همه بی اعتبار شد. گفته اند در سال های بعد از جنگ جهانی دوم این سود اخیر سر به میلیون ها دلار میزد و حتی میزان آن به مراتب بیشتر از درآمدهای حاصل از نفت ملی بود! البته می دانیم که بعدها مصدق حتی پیشنهادهای خوب یانکی ها برای مصالحه با "اینگیلیس" را نپذیرفت و مملکت نفتی داشت به کام شوروی می رفت که خوشبختانه "کودتا" مانع شد!
🌕 حضرت ماکیاولی یک ویژگی شهریار را "هنر" (ویرتو) وی می داند، "هنر" که مفهومی پیچیده است را شاید بتوان ترکیبی از خرد و فضیلت و درایت دانست. مصدق این "هنر" را نداشت، اینکه نفت را مسئله ناموسی تلقی کنی و فقط قراردادها را پاره کنی مهم نیست، مهم حفظ تدبیر و توجه به مصالح عالیه مملکت است. رضا شاه البته ایراد کم نداشت، مال جویی اش را بسیاری برجسته کرده اند، ولی دستکم "هنر" او چند پله بالاتر از آن شازده قجری خوش نیت بود. باور کنید وطن پرستی کافی نیست.
https://goo.gl/inAvgI
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Khaleqi
چرا مصدقی نیستم؟ | وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
وب سایت شخصی امیر حسین خالقی ، خالقی ، راهبرد ، سیاست ، اقتصاد
دولت مهرورزی "نئولیبرال" بود؟
دیده ام کسانی در این حوالی دوست دارند دولت های بعد از جنگ به این سو را با ناسزایی به نام "نئولیبرال" بنوازند، از جمله دولت مهرورزی را مثال بارز آن دانسته اند. حرف هم اینست از آنجا که این دولت یارانه انرژی را حذف کرده و خصوصی سازی را بی ترمز پیش برده است، پس بی برو برگرد "نئولیبرال" است. نگارنده هر چقدر در تعریف "نئولیبرال" و اوضاع مملکت می نگرد به این نتیجه می رسد که این عزیزان منتقد یا معنی "نئولیبرالیسم" را نمی دانند یا معنی "خصوصی سازی" و "کاهش یارانه ها" را و شاید هم هر سه را!
باری، در این یادداشت کوتاه دنیای اقتصاد به تعریف “نئولیبرالیسم” پرداخته ام و گذرا برخی ابعاد را اشاره کرده ام. دولت های نهم و دهم با صد من سریش هم به “نئولیبرالیسم” نمی چسبند، دولتی که بالغ بر چهل هزار و اندی میلیارد تومان خرج مسکن سازی می کند و در همه کار اقتصاد بنای دخالت دارد، همانقدر به “نئولیبرالیسم” ربط دارد که پنگوئن به کویر لوت. حرف اینست که فحش دادن ایرادی ندارد، مشروط بر اینکه معنای فحش هایمان را بدانیم. تردید نکنید ممکن نیست در رژیم سیاسی مملکت ما دولت نئولیبرال شکل بگیرد. برای فهم بهتر اوضاع مملکت به جای “نئولیبرالیسم” از این دیدگاه استفاده کنید: پوپولیسم نفتی (پترو پاپیولیزم).
لینک یادداشت دنیای اقتصاد:
goo.gl/5IIRYc
کانال راهبرد
@RahbordChannel
دیده ام کسانی در این حوالی دوست دارند دولت های بعد از جنگ به این سو را با ناسزایی به نام "نئولیبرال" بنوازند، از جمله دولت مهرورزی را مثال بارز آن دانسته اند. حرف هم اینست از آنجا که این دولت یارانه انرژی را حذف کرده و خصوصی سازی را بی ترمز پیش برده است، پس بی برو برگرد "نئولیبرال" است. نگارنده هر چقدر در تعریف "نئولیبرال" و اوضاع مملکت می نگرد به این نتیجه می رسد که این عزیزان منتقد یا معنی "نئولیبرالیسم" را نمی دانند یا معنی "خصوصی سازی" و "کاهش یارانه ها" را و شاید هم هر سه را!
باری، در این یادداشت کوتاه دنیای اقتصاد به تعریف “نئولیبرالیسم” پرداخته ام و گذرا برخی ابعاد را اشاره کرده ام. دولت های نهم و دهم با صد من سریش هم به “نئولیبرالیسم” نمی چسبند، دولتی که بالغ بر چهل هزار و اندی میلیارد تومان خرج مسکن سازی می کند و در همه کار اقتصاد بنای دخالت دارد، همانقدر به “نئولیبرالیسم” ربط دارد که پنگوئن به کویر لوت. حرف اینست که فحش دادن ایرادی ندارد، مشروط بر اینکه معنای فحش هایمان را بدانیم. تردید نکنید ممکن نیست در رژیم سیاسی مملکت ما دولت نئولیبرال شکل بگیرد. برای فهم بهتر اوضاع مملکت به جای “نئولیبرالیسم” از این دیدگاه استفاده کنید: پوپولیسم نفتی (پترو پاپیولیزم).
لینک یادداشت دنیای اقتصاد:
goo.gl/5IIRYc
کانال راهبرد
@RahbordChannel
فاصله با "خوبای دنیا"
کارآمدی نهادها و مقررات کسب و کار در ایران چقدر است؟ (برای مثال عدد 75 به این معناست که کشور در مقایسه با برترین های جهان 25 درصد عقبتر است).
کانال راهبرد
@RahbordChannel
کارآمدی نهادها و مقررات کسب و کار در ایران چقدر است؟ (برای مثال عدد 75 به این معناست که کشور در مقایسه با برترین های جهان 25 درصد عقبتر است).
کانال راهبرد
@RahbordChannel
بیکاری یک پدیده "سیاسی" است؟
🌑اهل فن یکی از “اصول” اقتصاد کلان را این می دانند که تورم و بیکاری با هم رابطه عکس دارند؛ در سیاستگذاری اقتصادی یا باید به تورم بالا و بیکاری پایین تن داد یا تورم پایین و بیکاری بالا را پذیرفت و نمی توان هر دو را پایین نگاه داشت. دو اقتصاددان نامدار، فریدمن و فلپس، قضیه را دقیقتر بررسی کردند و نشان دادند این بده-بستان میان تورم و بیکاری یک پدیده کوتاه مدت است.
🌒توضیح منطق کار دشوار نیست، با افزایش عرضه پول (انبساط پولی) در کوتاه مدت هزینه نسبی نیروی کار کاهش می یابد و تعداد بیشتری به کار گمارده می شوند، در بلندمدت از آنجا که ملت تورم را در حساب و کتاب اقتصادی خود لحاظ می کنند، آن مزیت نسبی ارزانی نیروی کار هم از بین می رود و دوباره تعادل برقرار می شود. دو بزرگوار نتیجه گرفتند که بیکاری در نهایت به عوامل واقعی اقتصاد مانند بازار نیروی کار بستگی دارد و بیکاری مزمن را باید یک “پدیده سیاسی” دانست. اما یک لحظه صبر کنید! مگر “بلند مدت” چیزی جز زنجیره ای متوالی از “کوتاه مدت” هاست؟ چرا با تکرار سیاست های کوتاه مدت کار را پیش نبریم؟
🌓گفته اند انبساط پولی دو پیامد عمده دارد: افزایش نابرابری و نوسان های اقتصادی. اما چگونه این دو رخ می دهد؟ افزایش عرضه پول بیشتر به صورت اعتبار است و فرایند اعتباردهی در سیستم مالی جدید منابع را به صورت نامتناسب توزیع می کند؛ زیرا این اعتبارها به کسانی تعلق گیرد که ریسک کمتری (ثروت بیشتر و درآمد بالاتر) برای بازپرداخت دارند نه کم درآمدها. از این رو می توان انتظار داشت این پول بیشتر به دهک های بالایی تعلق می گیرد و وضع آنها را بهبود می بخشد. می توان انتظار داشت که این اثر خود را در ضریب جینی نشان دهد.
🌔از سویی دیگر، با افزایش عرضه می توان انتظار بالا رفتن قیمت ها و رونق موقت اقتصاد را داشت، ولی از آنجا که این ناشی از افزایش پس انداز حقیقی نیست، چنانکه نظریه چرخه های کسب و کار مکتب اتریش شرح می دهد دیر یا زود یک بحران و رکود در اقتصاد خود را نشان خواهد داد که آن را هم احتمالا با عرضه پول بیشتر پاسخ می دهند و این چرخه رونق و رکود باز تکرار و نوسان های اقتصادی بیشتر می شود.
🌕اهل سیاست می دانند که افزایش نابرابری و بحران اقتصادی یک بحران سیاسی و اجتماعی جدی هم هست. اینجاست که دولتی ها می فهمند باید دست به کار شوند. افزایش پرداخت های رفاهی و مالیات و وضع قانون و مقررات از چنین اقداماتی است. در حوزه نیروی کار هم حداقل دستمزد و قوانین حمایتی در دستور کار قرار می گیرد. با این شرایط انگیزه کافرما برای استخدام نیروی جدید کاهش می یابد و البته از آن سو بیکاران هم اگر پرداخت های رفاهی مانند مزایایی بیکاری و مانند آن را دریافت کنند بعید است انگیزه شان برای دنبال کار رفتن بیشتر شود! به زبان ساده، آنچه می خواستیم از در بیرون کنیم از پنجره برمی گردد و آن مداخله دولتی اول (انبساط پولی) مدام مداخله های دیگری را طلب می کند که البته کار را بدتر می کند. حل بحران های اقتصادی خیلی وقت ها نیازمند عزم سیاسی است، اینطور فکر نمی کنید؟
goo.gl/bbWTqa
کانال راهبرد
@RahbordChannel
🌑اهل فن یکی از “اصول” اقتصاد کلان را این می دانند که تورم و بیکاری با هم رابطه عکس دارند؛ در سیاستگذاری اقتصادی یا باید به تورم بالا و بیکاری پایین تن داد یا تورم پایین و بیکاری بالا را پذیرفت و نمی توان هر دو را پایین نگاه داشت. دو اقتصاددان نامدار، فریدمن و فلپس، قضیه را دقیقتر بررسی کردند و نشان دادند این بده-بستان میان تورم و بیکاری یک پدیده کوتاه مدت است.
🌒توضیح منطق کار دشوار نیست، با افزایش عرضه پول (انبساط پولی) در کوتاه مدت هزینه نسبی نیروی کار کاهش می یابد و تعداد بیشتری به کار گمارده می شوند، در بلندمدت از آنجا که ملت تورم را در حساب و کتاب اقتصادی خود لحاظ می کنند، آن مزیت نسبی ارزانی نیروی کار هم از بین می رود و دوباره تعادل برقرار می شود. دو بزرگوار نتیجه گرفتند که بیکاری در نهایت به عوامل واقعی اقتصاد مانند بازار نیروی کار بستگی دارد و بیکاری مزمن را باید یک “پدیده سیاسی” دانست. اما یک لحظه صبر کنید! مگر “بلند مدت” چیزی جز زنجیره ای متوالی از “کوتاه مدت” هاست؟ چرا با تکرار سیاست های کوتاه مدت کار را پیش نبریم؟
🌓گفته اند انبساط پولی دو پیامد عمده دارد: افزایش نابرابری و نوسان های اقتصادی. اما چگونه این دو رخ می دهد؟ افزایش عرضه پول بیشتر به صورت اعتبار است و فرایند اعتباردهی در سیستم مالی جدید منابع را به صورت نامتناسب توزیع می کند؛ زیرا این اعتبارها به کسانی تعلق گیرد که ریسک کمتری (ثروت بیشتر و درآمد بالاتر) برای بازپرداخت دارند نه کم درآمدها. از این رو می توان انتظار داشت این پول بیشتر به دهک های بالایی تعلق می گیرد و وضع آنها را بهبود می بخشد. می توان انتظار داشت که این اثر خود را در ضریب جینی نشان دهد.
🌔از سویی دیگر، با افزایش عرضه می توان انتظار بالا رفتن قیمت ها و رونق موقت اقتصاد را داشت، ولی از آنجا که این ناشی از افزایش پس انداز حقیقی نیست، چنانکه نظریه چرخه های کسب و کار مکتب اتریش شرح می دهد دیر یا زود یک بحران و رکود در اقتصاد خود را نشان خواهد داد که آن را هم احتمالا با عرضه پول بیشتر پاسخ می دهند و این چرخه رونق و رکود باز تکرار و نوسان های اقتصادی بیشتر می شود.
🌕اهل سیاست می دانند که افزایش نابرابری و بحران اقتصادی یک بحران سیاسی و اجتماعی جدی هم هست. اینجاست که دولتی ها می فهمند باید دست به کار شوند. افزایش پرداخت های رفاهی و مالیات و وضع قانون و مقررات از چنین اقداماتی است. در حوزه نیروی کار هم حداقل دستمزد و قوانین حمایتی در دستور کار قرار می گیرد. با این شرایط انگیزه کافرما برای استخدام نیروی جدید کاهش می یابد و البته از آن سو بیکاران هم اگر پرداخت های رفاهی مانند مزایایی بیکاری و مانند آن را دریافت کنند بعید است انگیزه شان برای دنبال کار رفتن بیشتر شود! به زبان ساده، آنچه می خواستیم از در بیرون کنیم از پنجره برمی گردد و آن مداخله دولتی اول (انبساط پولی) مدام مداخله های دیگری را طلب می کند که البته کار را بدتر می کند. حل بحران های اقتصادی خیلی وقت ها نیازمند عزم سیاسی است، اینطور فکر نمی کنید؟
goo.gl/bbWTqa
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Khaleqi
بیکاری مزمن یک پدیده “سیاسی” است! | وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
وب سایت شخصی امیر حسین خالقی ، خالقی ، راهبرد ، سیاست ، اقتصاد
جنگ آب رخ نخواهد داد!
🌕گفته اند که زمانی یکی از مشکلات اروپا این بود که اگر جمعیت به همین سرعت رشد کند و تعداد اسب ها و دیگر حیوانات مورد نیاز برای حمل و نقل و باربری افزایش یابد، با انبوه سرگین و پهن (به کسر پ!) آن حیوانات در خیابان ها و معابر چه کنند، از قرار کسانی می ترسیدند که خیابان ها زیر آن حجم از فراورده های حیوانی! دفن شوند. اما از آنجا که انسان موجود ابزارساز است، آینده نشان داد که این ترس موردی نداشت و تکنولوژی به کمک انسان امد.
🌕در مورد آب هم بحرانی به مراتب سخت تر و سهمگین تر پیش روی کشورهای این حوالی است، کسانی گفته اند درست است که سوء تدبیر درمورد آب کم نبوده است، ولی از قرار همه مصیبت را هم نمی توان به پای انسان ها نوشت و این یک روند طبیعی و اقلیمی است، باری، حرف اینست که برای آینده باید تدبیر کنید. دلایل برای بدبینی کم نیست، ولی می توان دید که امروزه بیش از هر زمان دیگری انسان ها دسترسی به آب سالم دارند، با آنکه سرانه منابع تجدیدپذیر بسیار کاهش یافته است، چه چیز باعث این شده است؟ پاسخ دشوار نیست: رشد اقتصادی و پیشرفت تکنولوژی!
🌕از آنجا که سه چهارم حجم زمین را آب فرا گرفته است، مشکل در واقع دسترسی به خود "آب" نیست، بلکه دسترسی به آب قابل شرب و مناسب کشاورزی است. در واقع مسئله بیشتر "مسئله انرژی و تکنولوژی مناسب و مقرون به صرفه" است. در کشورهای خاورمیانه برای شیرین کردن آب (نمک زدایی) نفت را می سوزانند (مستقیم و غیرمستقیم) و آب تحویل می گیرند، اما آلودگی محیط زیست پیامد آن است. گفته می شود این کشورها از منبع انرژی سالم تری که از قضا به وفور هم دارند به دلیل گران بودن استفاده نمی کنند: انرژی خورشیدی.
🌕اما خبر خوب اینکه در این زمینه پیشرفت شگرفی انجام گرفته است و قیمت انرژی خورشیدی از سال 1977 تا 2014 به میزان 99.5 درصد کاهش یافته است و پیشرفت های زیادی در زمینه دیگر حوزه های انرژی هم در راه است. در حوزه کشاورزی رویکرد "کشاورزی دقیق" برای مصرف بهینه آب به ویژه در اسرائیل پیشرفت خوبی داشته است و در مورد بهبود چشمگیر فناوری آب شیرین سازی هم که پیشتر نوشتم. البته باید نظر اهل فن را شنید، ولی شاید این بار هم معجزه تکنولوژی غربی های کافر ما را نجات دهد، والله اعلم.
goo.gl/ZWTIAL
کانال راهبرد
@RahbordChannel
🌕گفته اند که زمانی یکی از مشکلات اروپا این بود که اگر جمعیت به همین سرعت رشد کند و تعداد اسب ها و دیگر حیوانات مورد نیاز برای حمل و نقل و باربری افزایش یابد، با انبوه سرگین و پهن (به کسر پ!) آن حیوانات در خیابان ها و معابر چه کنند، از قرار کسانی می ترسیدند که خیابان ها زیر آن حجم از فراورده های حیوانی! دفن شوند. اما از آنجا که انسان موجود ابزارساز است، آینده نشان داد که این ترس موردی نداشت و تکنولوژی به کمک انسان امد.
🌕در مورد آب هم بحرانی به مراتب سخت تر و سهمگین تر پیش روی کشورهای این حوالی است، کسانی گفته اند درست است که سوء تدبیر درمورد آب کم نبوده است، ولی از قرار همه مصیبت را هم نمی توان به پای انسان ها نوشت و این یک روند طبیعی و اقلیمی است، باری، حرف اینست که برای آینده باید تدبیر کنید. دلایل برای بدبینی کم نیست، ولی می توان دید که امروزه بیش از هر زمان دیگری انسان ها دسترسی به آب سالم دارند، با آنکه سرانه منابع تجدیدپذیر بسیار کاهش یافته است، چه چیز باعث این شده است؟ پاسخ دشوار نیست: رشد اقتصادی و پیشرفت تکنولوژی!
🌕از آنجا که سه چهارم حجم زمین را آب فرا گرفته است، مشکل در واقع دسترسی به خود "آب" نیست، بلکه دسترسی به آب قابل شرب و مناسب کشاورزی است. در واقع مسئله بیشتر "مسئله انرژی و تکنولوژی مناسب و مقرون به صرفه" است. در کشورهای خاورمیانه برای شیرین کردن آب (نمک زدایی) نفت را می سوزانند (مستقیم و غیرمستقیم) و آب تحویل می گیرند، اما آلودگی محیط زیست پیامد آن است. گفته می شود این کشورها از منبع انرژی سالم تری که از قضا به وفور هم دارند به دلیل گران بودن استفاده نمی کنند: انرژی خورشیدی.
🌕اما خبر خوب اینکه در این زمینه پیشرفت شگرفی انجام گرفته است و قیمت انرژی خورشیدی از سال 1977 تا 2014 به میزان 99.5 درصد کاهش یافته است و پیشرفت های زیادی در زمینه دیگر حوزه های انرژی هم در راه است. در حوزه کشاورزی رویکرد "کشاورزی دقیق" برای مصرف بهینه آب به ویژه در اسرائیل پیشرفت خوبی داشته است و در مورد بهبود چشمگیر فناوری آب شیرین سازی هم که پیشتر نوشتم. البته باید نظر اهل فن را شنید، ولی شاید این بار هم معجزه تکنولوژی غربی های کافر ما را نجات دهد، والله اعلم.
goo.gl/ZWTIAL
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Khaleqi
جنگ آب رخ نخواهد داد! | وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
وب سایت شخصی امیر حسین خالقی ، خالقی ، راهبرد ، سیاست ، اقتصاد