Forwarded from کوروش
سندرم استکهلم
آیا میدانستید که آثار ناهنجاری روحی/روانی استکهلم، معروف به سندروم استکهلم در چند مرحله مشخص شکل میگیرد تا به بندگی مطلق برسد؟
این یک مشکل همگانی و جهانشمول است که سرشت خود را در یک برنامهی منسجم روانی در انسان پنهان کرده است و با جرقههای خاص، فعال و خود را نمایان میسازد. این امر بصورت مستقیم، بستگی به روش گردانندگی و کنترل در جوامع دارد.
مرحلهی پیشا آغاز،
شکارچی، قربانی را زیر نظر میگیرد، محیط را برایش سخت و ناگوار و غیر قابل تحمل و خصوصا مضطرب میکند.
مرحلهی نخست:
شکارچی، به قربانی ترحم نشان میدهد و کمی زندگی غیر قابل تحمل را برایش متحمل میکند.
مرحله دوم:
شکارچی اینکار را برای مدت زمانی که روان انسان نیاز دارد تا تسلیم شود، ادامه میدهد.
مرحلهی سوم:
قربانی بخاطر مهری که شکارچی گاها برایش انجام داده به او علاقهمند و عاشقش میشود.
مرحلهی چهارم:
شکارچی هر کاری که از قربانی بخواهد، او بدون هیچ مشکلی انجام میدهد.
اما قربانی نیز به این سادگی تسلیم نمیشود و او نیز در این مدت از مراحل روانی خاصی عبور میکند تا بردگی را بپذیرد.
مرحلهی نخست،
قربانی نفرت شدیدی از شکارچی دارد و در سر خود نقشه انتقام میپروراند، اما نمیتواند آنرا عملی کند، زیراکه شکارچی پیشتر در برابر این واکنش قربانی، اندیشیده و در برابرش سدی قرار داده است.
مرحلهی دوم:
قربانی به امید این میماند که شاید کسی، از جایی به کمک او بیاید و او را نجات دهد، اما در برابر این امکان نیز، شکارچی داستان ما، پیشتر اندیشیده و در برابرش سدی قرار داده است.
مرحلهی سوم:
تسلیم در برابر شرایط سخت و طاقت فرسا تا با کمی مهر از سوی شکارچی، زندگی برای قربانی امکانپذیرتر بشود.
مرحلهی چهارم:
شرایط تسلیم به مرور زمان، به نوعی زندگی معمولی تبدیل میشود و بخاطر سرشت انسان نسبت به مهر، قربانی داستان ما عاشق شکارچی نیز میشود.
مرحلهی پسا آغاز،
تسلیم کامل قربانی و آغاز بردهگی. در این مرحله، شکارچی هرکاری را که بخواهد، قربانی نیز برایش با جان و دل انجام میدهد.
آیا این مراحل برایتان آشنا نیست؟
آیا میدانستید که این مراحل در همه زاویههای زندگی شخصی هر انسانی، در هر کشور و جایگاهی و در هر شرایطی، در حال اجرا میباشد؟
کافیست که چشم خرد را باز کنید تا متوجه این نیرنگ بشوید.
و این دقیقا یکی از همان تفاوتهای آشکار در جهانی بینی، میان جهان غرب (ابراهیمیت/سامیت/اسکندریسم) و جهان ما آریاییان (مزدیسنی/شاهنشاهی) است.
۱۷ اَمرداد ۸۵۸۵
به ایرانشهر و آتش ورجاوند، بزرگترین آتشها و بسوی ایزدان ایرانشهر باز میگردیم
پاینده ایران
#جاویدشاه
#بیداری_آریایی
آیا میدانستید که آثار ناهنجاری روحی/روانی استکهلم، معروف به سندروم استکهلم در چند مرحله مشخص شکل میگیرد تا به بندگی مطلق برسد؟
این یک مشکل همگانی و جهانشمول است که سرشت خود را در یک برنامهی منسجم روانی در انسان پنهان کرده است و با جرقههای خاص، فعال و خود را نمایان میسازد. این امر بصورت مستقیم، بستگی به روش گردانندگی و کنترل در جوامع دارد.
مرحلهی پیشا آغاز،
شکارچی، قربانی را زیر نظر میگیرد، محیط را برایش سخت و ناگوار و غیر قابل تحمل و خصوصا مضطرب میکند.
مرحلهی نخست:
شکارچی، به قربانی ترحم نشان میدهد و کمی زندگی غیر قابل تحمل را برایش متحمل میکند.
مرحله دوم:
شکارچی اینکار را برای مدت زمانی که روان انسان نیاز دارد تا تسلیم شود، ادامه میدهد.
مرحلهی سوم:
قربانی بخاطر مهری که شکارچی گاها برایش انجام داده به او علاقهمند و عاشقش میشود.
مرحلهی چهارم:
شکارچی هر کاری که از قربانی بخواهد، او بدون هیچ مشکلی انجام میدهد.
اما قربانی نیز به این سادگی تسلیم نمیشود و او نیز در این مدت از مراحل روانی خاصی عبور میکند تا بردگی را بپذیرد.
مرحلهی نخست،
قربانی نفرت شدیدی از شکارچی دارد و در سر خود نقشه انتقام میپروراند، اما نمیتواند آنرا عملی کند، زیراکه شکارچی پیشتر در برابر این واکنش قربانی، اندیشیده و در برابرش سدی قرار داده است.
مرحلهی دوم:
قربانی به امید این میماند که شاید کسی، از جایی به کمک او بیاید و او را نجات دهد، اما در برابر این امکان نیز، شکارچی داستان ما، پیشتر اندیشیده و در برابرش سدی قرار داده است.
مرحلهی سوم:
تسلیم در برابر شرایط سخت و طاقت فرسا تا با کمی مهر از سوی شکارچی، زندگی برای قربانی امکانپذیرتر بشود.
مرحلهی چهارم:
شرایط تسلیم به مرور زمان، به نوعی زندگی معمولی تبدیل میشود و بخاطر سرشت انسان نسبت به مهر، قربانی داستان ما عاشق شکارچی نیز میشود.
مرحلهی پسا آغاز،
تسلیم کامل قربانی و آغاز بردهگی. در این مرحله، شکارچی هرکاری را که بخواهد، قربانی نیز برایش با جان و دل انجام میدهد.
آیا این مراحل برایتان آشنا نیست؟
آیا میدانستید که این مراحل در همه زاویههای زندگی شخصی هر انسانی، در هر کشور و جایگاهی و در هر شرایطی، در حال اجرا میباشد؟
کافیست که چشم خرد را باز کنید تا متوجه این نیرنگ بشوید.
و این دقیقا یکی از همان تفاوتهای آشکار در جهانی بینی، میان جهان غرب (ابراهیمیت/سامیت/اسکندریسم) و جهان ما آریاییان (مزدیسنی/شاهنشاهی) است.
۱۷ اَمرداد ۸۵۸۵
به ایرانشهر و آتش ورجاوند، بزرگترین آتشها و بسوی ایزدان ایرانشهر باز میگردیم
پاینده ایران
#جاویدشاه
#بیداری_آریایی
❤26