Forwarded from پیوند نگار
✍ #تغییر_قانون_اساسی_جهان
✍ #امیال_موتور_محرکه_تغییرات
1⃣ قسمت اول 👇
مجموعه اندوخته های بشری در حوزه شناختش از هستی، اعم از طبیعت بی جان، از جهان ماکردی کیهانی گرفته تا جهان میکرو کوانتومی و موج و انرژی، و همچنین جهان جاندار اعم از گیاه و حیوان، از موجودات بسیار ریز در سطح تک سلولی گرفته تا موجودات پیچیده ایی مانند انسان، به نام "دانش بشری" شناخته می شود.
انسان با انجام تقسیم بندی بر اساس تفاوتهای مختلف بین پدیده ها، آنها را برای مطالعه خود امکان پذیر ساخته است.
پیتر کاپینگر، دانشیار زیستشناسی و مهندسی پزشکی در مؤسسهی فنی رز-هالمن میگوید:
« در علم، قوانین نقطهی شروع هستند. از آنجاست که دانشمندان شروع به پرسش میکنند. “چرا و چگونه؟”»
با این حساب شناخت و درک یک قانون سرآغازی بر توسعه دانش بشری است.
یک قانون علمی شرح یا توصیفی از یک پدیدهی مشاهده شده است. این قانون، راجع به چرایی، ماهیت یا خالق آن پدیده توضیحی نمی دهد.
توضیح و شرح پدیدهی مورد نظر، یک “نظریه علمی” است. در واقع بعد از آنکه قانونی کشف می شود نظریات مختلف در مورد آن، موحب بسط و گسترش دانش بشری در مورد چرایی و چگونگی و ماهیت آن پدیده می شود.
کاپینگر گفت: «در علم چهار مفهوم عمده وجود دارد:
▪ اصلها
▪ فرضیات
▪ قوانین
▪ نظریه ها.
قوانین توصیفهایی – اغلب به زبان ریاضی – از یک پدیدهی طبیعیاند؛ به عنوان مثال، "قانون جاذبهی نیوتن" یا "قانون جورشدن مستقل ژنها" از مندل. کار این قوانین صرفاً بیان توصیفی است از مشاهده، و نه توضیحی از چگونگی و چرایی آنها.»
طبق مطالب دانشگاه ایالتی کنساو، یک فرضیه، بیانی محدود از یک پدیده است. یک نظریه علمی، شرحی عمیق تر از پدیده می باشد. یک قانون علمی اعلامیه یا بیانی از یک پدیدهی مشهود یا مفهوم واحد می باشد.
کاپینگر خاطر نشان کرد که قانون جاذبه توسط نیوتن در قرن هفدهم کشف شد. این قانون، توصیف ریاضیای از نحوهی تقابل دو جسم در جهان روی یکدیگر است. به هر حال، قانون جاذبهی نیوتن راجع به ماهیت و طرز کار جاذبه توضیحی نمی دهد.
سه قرن پس از کشف این قانون، که آلبرت انیشتین نظریۀ نسبیت خود را به ظهور رساند، دانشمندان شروع به درک چیستی و چرایی گرانش کردند.
او میگوید:
«قوانین نیوتن برای دانشمندان کارآمدند چرا که اخترفیزیکدانان از این قانون کهنهکار برای نشاندن رباتهایشان روی مریخ استفاده می کنند. اما در قانون گرانش، توضیحی راجع به ماهیت یا طرز کار گرانش داده نمی شود. به طور مشابه، قانون جورشدن مستقل ژن های مندل، صرفاً حرف از انتقال صفات از والد و فرزند می زند و نه از چیستی و چرایی آن.»
یک مثال دیگر که تفاوت میان تئوری و قانون علمی را تبیین می کند، مورد گرگور مندل است. مندل فهمید که دو صفت ژنتیکی به طور کاملاً مستقل از یکدیگر در فرزندان مختلف ظاهر می شوند.
کاپینگر در این باره گفت:
«با این وجود، مندل چیزی از DNA و کروموزوم ها نمی دانست. یک قرن طول کشید تا دانشمندان DNA و کروموزوم (توضیح علمی قانون مندل) را کشف کردند. پس از این کشف بود که دانشمندانی چون توماس هانت مورگان، با مطالعه روی مگس سرکه، به وسیلهی وراثت کروموزومی موفق به توضیح دادن قانون جورشدن مستقل ژن ها شد. تا به امروز هنوز هم این توضیح علمی (نظریه) پذیرفته شدهای از ژنتیک مندل است.»
قوانین احتمال نیز از مهم ترین قوانین علمی هستند. دکتر سیلویا واسرتهایل-اسمولر، استاد کالج دانشکده پزشکی آلبرت انیشتین می گوید:
«قانون علمی مورد علاقهی من این است که ما در یک جهان تصادفی زندگی می کنیم و نه مشخص. با ارقام بزرگ، احتمال همیشه درست می گوید. همیشه ما برندهایم!»
وی ادامه می دهد: «ما قادر به محاسبهی احتمال میزان وقوع یک واقعه هستیم و می توانیم میزان اطمینان خاطرمان از حدسی که زده ایم را مشخص کنیم، اما با این وجود همیشه مصالحهای میان دقت و اطمینان وجود خواهد داشت. این موضوع را تحت عنوان "بازهی اطمینان" می شناسیم.
اما بر خلاف تصور عموم از قانون، که آن را ثابت و خشک و غیر قابل تغییر میدانند، قوانین علمی ثابت و مطلق عیرقابل تغییر نیستند، بلکه بسیار انعطاف پذیرتر و قابل تغییر هستند.
اینکه یک ایده تبدیل به یک قانون بشود، دلیل نمی شود که با تحقیقات علمی آینده امکان تغییر درآن وجود ندارد. یک قانون علمی می تواند موارد استثناء داشته باشد، به کلی رد شود و یا در طی زمان تکمیل گردد.
کاپینگر می گوید: «در مواردی مثل قانون جاذبه یا قانون جورشدن مستقل ژن ها، آزمون های پی در پی باعث “پیچ خوردن” این قوانین شدند. موارد استثناء پیدا شدند. به عنوان مثال، قانون گرانش نیوتن در سطح کوانتومی (زیر-اتمی) فرو می ریزد. قانون جورشدن مستقل ژن های مندل، برای مواردی که صفات روی یک کروموزوم پیوند خورده اند، درست کار نمی کند.
ادامه قسمت دوم 👇👇
✍ #امیال_موتور_محرکه_تغییرات
1⃣ قسمت اول 👇
مجموعه اندوخته های بشری در حوزه شناختش از هستی، اعم از طبیعت بی جان، از جهان ماکردی کیهانی گرفته تا جهان میکرو کوانتومی و موج و انرژی، و همچنین جهان جاندار اعم از گیاه و حیوان، از موجودات بسیار ریز در سطح تک سلولی گرفته تا موجودات پیچیده ایی مانند انسان، به نام "دانش بشری" شناخته می شود.
انسان با انجام تقسیم بندی بر اساس تفاوتهای مختلف بین پدیده ها، آنها را برای مطالعه خود امکان پذیر ساخته است.
پیتر کاپینگر، دانشیار زیستشناسی و مهندسی پزشکی در مؤسسهی فنی رز-هالمن میگوید:
« در علم، قوانین نقطهی شروع هستند. از آنجاست که دانشمندان شروع به پرسش میکنند. “چرا و چگونه؟”»
با این حساب شناخت و درک یک قانون سرآغازی بر توسعه دانش بشری است.
یک قانون علمی شرح یا توصیفی از یک پدیدهی مشاهده شده است. این قانون، راجع به چرایی، ماهیت یا خالق آن پدیده توضیحی نمی دهد.
توضیح و شرح پدیدهی مورد نظر، یک “نظریه علمی” است. در واقع بعد از آنکه قانونی کشف می شود نظریات مختلف در مورد آن، موحب بسط و گسترش دانش بشری در مورد چرایی و چگونگی و ماهیت آن پدیده می شود.
کاپینگر گفت: «در علم چهار مفهوم عمده وجود دارد:
▪ اصلها
▪ فرضیات
▪ قوانین
▪ نظریه ها.
قوانین توصیفهایی – اغلب به زبان ریاضی – از یک پدیدهی طبیعیاند؛ به عنوان مثال، "قانون جاذبهی نیوتن" یا "قانون جورشدن مستقل ژنها" از مندل. کار این قوانین صرفاً بیان توصیفی است از مشاهده، و نه توضیحی از چگونگی و چرایی آنها.»
طبق مطالب دانشگاه ایالتی کنساو، یک فرضیه، بیانی محدود از یک پدیده است. یک نظریه علمی، شرحی عمیق تر از پدیده می باشد. یک قانون علمی اعلامیه یا بیانی از یک پدیدهی مشهود یا مفهوم واحد می باشد.
کاپینگر خاطر نشان کرد که قانون جاذبه توسط نیوتن در قرن هفدهم کشف شد. این قانون، توصیف ریاضیای از نحوهی تقابل دو جسم در جهان روی یکدیگر است. به هر حال، قانون جاذبهی نیوتن راجع به ماهیت و طرز کار جاذبه توضیحی نمی دهد.
سه قرن پس از کشف این قانون، که آلبرت انیشتین نظریۀ نسبیت خود را به ظهور رساند، دانشمندان شروع به درک چیستی و چرایی گرانش کردند.
او میگوید:
«قوانین نیوتن برای دانشمندان کارآمدند چرا که اخترفیزیکدانان از این قانون کهنهکار برای نشاندن رباتهایشان روی مریخ استفاده می کنند. اما در قانون گرانش، توضیحی راجع به ماهیت یا طرز کار گرانش داده نمی شود. به طور مشابه، قانون جورشدن مستقل ژن های مندل، صرفاً حرف از انتقال صفات از والد و فرزند می زند و نه از چیستی و چرایی آن.»
یک مثال دیگر که تفاوت میان تئوری و قانون علمی را تبیین می کند، مورد گرگور مندل است. مندل فهمید که دو صفت ژنتیکی به طور کاملاً مستقل از یکدیگر در فرزندان مختلف ظاهر می شوند.
کاپینگر در این باره گفت:
«با این وجود، مندل چیزی از DNA و کروموزوم ها نمی دانست. یک قرن طول کشید تا دانشمندان DNA و کروموزوم (توضیح علمی قانون مندل) را کشف کردند. پس از این کشف بود که دانشمندانی چون توماس هانت مورگان، با مطالعه روی مگس سرکه، به وسیلهی وراثت کروموزومی موفق به توضیح دادن قانون جورشدن مستقل ژن ها شد. تا به امروز هنوز هم این توضیح علمی (نظریه) پذیرفته شدهای از ژنتیک مندل است.»
قوانین احتمال نیز از مهم ترین قوانین علمی هستند. دکتر سیلویا واسرتهایل-اسمولر، استاد کالج دانشکده پزشکی آلبرت انیشتین می گوید:
«قانون علمی مورد علاقهی من این است که ما در یک جهان تصادفی زندگی می کنیم و نه مشخص. با ارقام بزرگ، احتمال همیشه درست می گوید. همیشه ما برندهایم!»
وی ادامه می دهد: «ما قادر به محاسبهی احتمال میزان وقوع یک واقعه هستیم و می توانیم میزان اطمینان خاطرمان از حدسی که زده ایم را مشخص کنیم، اما با این وجود همیشه مصالحهای میان دقت و اطمینان وجود خواهد داشت. این موضوع را تحت عنوان "بازهی اطمینان" می شناسیم.
اما بر خلاف تصور عموم از قانون، که آن را ثابت و خشک و غیر قابل تغییر میدانند، قوانین علمی ثابت و مطلق عیرقابل تغییر نیستند، بلکه بسیار انعطاف پذیرتر و قابل تغییر هستند.
اینکه یک ایده تبدیل به یک قانون بشود، دلیل نمی شود که با تحقیقات علمی آینده امکان تغییر درآن وجود ندارد. یک قانون علمی می تواند موارد استثناء داشته باشد، به کلی رد شود و یا در طی زمان تکمیل گردد.
کاپینگر می گوید: «در مواردی مثل قانون جاذبه یا قانون جورشدن مستقل ژن ها، آزمون های پی در پی باعث “پیچ خوردن” این قوانین شدند. موارد استثناء پیدا شدند. به عنوان مثال، قانون گرانش نیوتن در سطح کوانتومی (زیر-اتمی) فرو می ریزد. قانون جورشدن مستقل ژن های مندل، برای مواردی که صفات روی یک کروموزوم پیوند خورده اند، درست کار نمی کند.
ادامه قسمت دوم 👇👇
Telegram
🖇 attach