🔴سه مسیر خروجی نفت از خلیج فارس
✍️سلمان کدیور
نفت الان از سه مسیر از خلیج فارس خارج می شود
اول، دالان جنوبی.
این یک دالان کم عرض در دریا است که با لایه روبی کف دریا و تراشیدن صخره های ساحلی عمان ایجاد شده است.
از این مسیر کشتی های نه چندان بزرگ با اسکورت آمریکا نفت خارج می کنند و ایران هم به محض رصد به آنها شلیک می کند.
دوم بندر فجیره. (نشانگر قرمز)
فجیره به علت موقعیت جغرافیایی خارج از تنگه هرمز است و اعراب نفت را زمینی به آن منتقل می کنند و از آنجا بارگیری می شود.
مسیر سوم راه زمینی (مسیر فلش ها) است که با کامیون نفت را به عمان و اقیانوس هند بارگیری می کنند و از آنجا به نفتکش ها منتقل می کنند.
ج. اسلامی چند مدتی است که فجیره را هم در بانک هدف قرار داده و قصد دارد این بندر را نا امن کند. البته اگر لابی امارات در ایران اجازه دهد.
مسیر سوم اما سخت است. بخاطر فاصله جغرافیایی و عدم تسلط منطقه ای.
اینکه ترامپ می گوید نفت را هر روز از تنگه عبور می دهیم بیشتر از مسیر فجیره امارات و مسیر زمینی عمان است.
🆔 @sedaiazadi
✍️سلمان کدیور
نفت الان از سه مسیر از خلیج فارس خارج می شود
اول، دالان جنوبی.
این یک دالان کم عرض در دریا است که با لایه روبی کف دریا و تراشیدن صخره های ساحلی عمان ایجاد شده است.
از این مسیر کشتی های نه چندان بزرگ با اسکورت آمریکا نفت خارج می کنند و ایران هم به محض رصد به آنها شلیک می کند.
دوم بندر فجیره. (نشانگر قرمز)
فجیره به علت موقعیت جغرافیایی خارج از تنگه هرمز است و اعراب نفت را زمینی به آن منتقل می کنند و از آنجا بارگیری می شود.
مسیر سوم راه زمینی (مسیر فلش ها) است که با کامیون نفت را به عمان و اقیانوس هند بارگیری می کنند و از آنجا به نفتکش ها منتقل می کنند.
ج. اسلامی چند مدتی است که فجیره را هم در بانک هدف قرار داده و قصد دارد این بندر را نا امن کند. البته اگر لابی امارات در ایران اجازه دهد.
مسیر سوم اما سخت است. بخاطر فاصله جغرافیایی و عدم تسلط منطقه ای.
اینکه ترامپ می گوید نفت را هر روز از تنگه عبور می دهیم بیشتر از مسیر فجیره امارات و مسیر زمینی عمان است.
🆔 @sedaiazadi
❤18👎1😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 ترامپ درباره ایران:
میدانید مسئله چیست؟ مسئله وقتی است که بگذارند ایران با موشک به لسآنجلس حمله کند، یا به مکانی مانند سن دیگو. بگذارند به یکی از شهرهای بزرگ ما حمله کنند. این چیزی است که به آن "مشکل" میگویند.
🆔 @sedaiazadi
میدانید مسئله چیست؟ مسئله وقتی است که بگذارند ایران با موشک به لسآنجلس حمله کند، یا به مکانی مانند سن دیگو. بگذارند به یکی از شهرهای بزرگ ما حمله کنند. این چیزی است که به آن "مشکل" میگویند.
🆔 @sedaiazadi
🔴شرط برنامه سازی در شبکه کلمه ، منوط به ابراز ارادت به علی حضرت همایونی!
مافیای سلطنت طلبان اجازه برنامه سازی برای زندانیان سیاسی و اعدام ها را ندادن!!
👈صحبت های عقیل هاشمی مدیر و موسس شبکه کلمه پیرامون لغو برنامه چشم انداز این شبکه توسط جریان نفوذی سلطنت طلبان
https://www.youtube.com/live/Nn1LYqgS9m8?si=wGOfEWoC2NPjoSLN
🆔 @sedaiazadi
مافیای سلطنت طلبان اجازه برنامه سازی برای زندانیان سیاسی و اعدام ها را ندادن!!
👈صحبت های عقیل هاشمی مدیر و موسس شبکه کلمه پیرامون لغو برنامه چشم انداز این شبکه توسط جریان نفوذی سلطنت طلبان
https://www.youtube.com/live/Nn1LYqgS9m8?si=wGOfEWoC2NPjoSLN
🆔 @sedaiazadi
YouTube
ویژه برنامه استثنایی
ویژه برنامه استثنایی
━━━━━━━━━━━━━━━
جهت مشارکت در برنامههای زنده با واتساپ :
https://wa.me/00447908237818
️ شمارههای تماس برنامه :
00442081914014
━━━━━━━━━━━━━━━
💬✨ نظرات و دیدگاههای خود را در کامنتها بنویسید
👍❤️ برای حمایت از ما، این ویدیو را…
━━━━━━━━━━━━━━━
جهت مشارکت در برنامههای زنده با واتساپ :
https://wa.me/00447908237818
️ شمارههای تماس برنامه :
00442081914014
━━━━━━━━━━━━━━━
💬✨ نظرات و دیدگاههای خود را در کامنتها بنویسید
👍❤️ برای حمایت از ما، این ویدیو را…
❤8🔥2😭1
🔴 این امید است که آینده ما را می سازد
✍ مرضیه حاجی هاشمی
اعدامی دیگر واقع شد، در حالی که اینبار فقط مسأله «نه به اعدام» یا ظالمانه دانستن حکم اعدام نیست. «علیرضا سپاهی» اعدام شد، درحالی که پیمان عقد دائمش را به صورت غیابی و وکالتی یک روز پیش از آن با نامزد در بندش «مهشاد» بسته بود. اهمیت این ماجرا، زمانی آشکار میشود که از سطح یک تراژدی شخصی به سویه های فراتر برویم. سوی دو انسانی که در برابر مرگ ایستادهاند و سوی جامعهای که شاهد این ایستادن و سپس حسرت آخرین دیدار آنها است.
ازدواج اساساً پیمانی درباره آینده و زندگی مشترک است؛ نه تحمل رنج دوری؛ اما مهشاد در شرایطی به روی آینده «بله» می گوید که میداند ممکن است تنها چند ساعت بعد، پیش از آنکه آینده مشترکش با شوهرش آغاز شود، او برای همیشه برود. در ظاهر و مطابق واقعیت تلخ موجود این «بله» به یک رخت عزاست نه لباس عروسی؛ اما انسان همیشه مطابق واقعیت ها بله نمی گوید؛ بلکه با عشق و به امید تغییر آن واقعیت ها؛ ولو به گونه ای معجزه آساست که تصمیماتی شگرف می گیرد.
اینجاست که عظمت تصمیم مهشاد آشکار میشود. او اجازه نداد محاسبه واقعیت، معنای انتخابش را تعیین کند. منطق محاسبه میگفت، وقتی فردا او وجود ندارد، ازدواج چه معنایی دارد؟ مهشاد نشان داد اتفاقا چون ممکن است فردا نباشد، امروز باید پیوند خود را ثبت کنیم. این تصمیم را میتوان در سطح شخصی، تصمیمی از سر عشق دانست و اینکه شاید زندانبانان دیندار! حالا دیگر اجازه ملاقات زن و شوهر رسمی را صادر کنند، عروس و دامادی برای چند ساعت و آخرین دیدار شب اعدام.
اما در سطح اجتماعی، معنایی فراتر پیدا میکند. کنش مهشاد و علیرضا، واجد معنایی سیاسی و نمادین است. او در شرایطی که قدرت سیاسی مرگ را به آینده زندگی تحمیل کرده بود، آیندهای را انتخاب کرد که ظاهراً دیگر وجود نداشت. قدرت میتواند زمان مرگ یک انسان را تعیین کند؛ اما نمیتواند الزاماً معنایی را که او در آخرین ساعات زندگی خود به حیات میدهد، تعیین کند. از این منظر، عقد مهشاد و علیرضا نوعی بازپسگیری عاملیت است. آنها نمیتوانستند حکم را تغییر دهند؛ اما میتوانستند تصمیم بگیرند آخرین ساعات زندگی علیرضا فقط «شب پیش از اعدام» نباشد. آن شب، شب ازدواجشان نیز بود. مرگ قرار بود آخرین واقعه زندگی باشد که توسط قدرت سیاسی تحمیل شده بود؛ ولی آنها تلاش کردند عشق را به آخرین واقعهای تبدیل کنند که خودشان انتخاب کردهاند.
سوی دیگر تراژدی، جامعه است. جامعه ایران فقط شاهد اعدام یک انسان نبود. شاهد مجموعهای از آخرین تلاشهای انسانی بود، تلاش برای جلوگیری از اعدام، تلاش برای ثبت عشق و سپس تلاش برای آخرین دیدار، دیداری که حسرتی ابدی شد و تا ابد در تاریخ عشاق این سرزمین ماندگار. علیرضا سرانجام اعدام شد، بیآنکه بتواند همسر تازهعقدشدهاش را برای آخرین بار ببیند.
اینجا اتفاقی مهم در سطح جامعهشناختی رخ میدهد. جامعه فقط با «مرگ» مواجه نمیشود، با بیثمر ماندن آخرین کنشهای انسانی در برابر مرگ مواجه میشود. وقتی جامعه میبیند دو انسان در آخرین ساعات زندگی میکوشند عشق خود را ثبت کنند و سپس حتی امکان یک دیدار کوتاه و وداع نیز فراهم نمیشود، مسئله از سطح حقوقی به سطح اخلاقی و عاطفی منتقل میشود. جامعه فقط نمی پرسد «چرا او اعدام شد؟». می پرسد چرا حتی آخرین دیدار ممکن نشد؟ چه کسی با این دیدار آسیب می دید؟
این پرسش برای وجدان جمعی بسیار سنگین است؛ زیرا آخرین دیدار یکی از قدیمیترین و انسانیترین آیینهای مواجهه با مرگ است. انسانها حتی در برابر دشمن خود، حتی در برابر محکوم و زندانی، برای وداع، خداحافظی و آخرین دیدار معنا قائلاند. وقتی این امکان نیز از انسان گرفته میشود، جامعه آن را نه به عنوان یک ضرورت امنیتی (چون علیرضا در محبس و مرگ برایش محتوم بود) بلکه به عنوان امتناع از اعطای یک حداقل انسانی تجربه میکند.
و اینجاست که سوگ میتواند به خشم تبدیل شود. حتی اگر شرایط دادرسی و محاکمه نیز عادلانه بود، جامعه این رنج مضاعف در شب اعدام را برنمی تافت؛ چرا که انسان می تواند برای مرگ یک نفر گریه میکند؛ اما وقتی احساس کند بخشی از رنج او قابل اجتناب بوده است، از خود میپرسد: «چرا؟» و این «چرا» منشأ خشم است. حال چه رسد به وقتی که جامعه در بهتِ بی ثمر ماندن تلاش هایش نیز باشد، تلاش هایی در «نه به اعدام» و جلوگیری از اعدامی دیگر که عادلانه نمی داند.
این داستان فقط داستان یک اعدام نیست. داستان لحظهای است که عشق خصوصی به حافظه عمومی، سوگ به خشم، و ترس به امید تبدیل میشود و شاید در نهایت، مسئله همین باشد، قدرت میتواند مرگ را تحمیل کند؛ اما انسان، حتی در آستانه مرگ، هنوز میتواند معنای آخرین لحظه زندگی خود را انتخاب کند و این امید است که آینده ما را می سازد.
🆔 @sedaiazadi
✍ مرضیه حاجی هاشمی
اعدامی دیگر واقع شد، در حالی که اینبار فقط مسأله «نه به اعدام» یا ظالمانه دانستن حکم اعدام نیست. «علیرضا سپاهی» اعدام شد، درحالی که پیمان عقد دائمش را به صورت غیابی و وکالتی یک روز پیش از آن با نامزد در بندش «مهشاد» بسته بود. اهمیت این ماجرا، زمانی آشکار میشود که از سطح یک تراژدی شخصی به سویه های فراتر برویم. سوی دو انسانی که در برابر مرگ ایستادهاند و سوی جامعهای که شاهد این ایستادن و سپس حسرت آخرین دیدار آنها است.
ازدواج اساساً پیمانی درباره آینده و زندگی مشترک است؛ نه تحمل رنج دوری؛ اما مهشاد در شرایطی به روی آینده «بله» می گوید که میداند ممکن است تنها چند ساعت بعد، پیش از آنکه آینده مشترکش با شوهرش آغاز شود، او برای همیشه برود. در ظاهر و مطابق واقعیت تلخ موجود این «بله» به یک رخت عزاست نه لباس عروسی؛ اما انسان همیشه مطابق واقعیت ها بله نمی گوید؛ بلکه با عشق و به امید تغییر آن واقعیت ها؛ ولو به گونه ای معجزه آساست که تصمیماتی شگرف می گیرد.
اینجاست که عظمت تصمیم مهشاد آشکار میشود. او اجازه نداد محاسبه واقعیت، معنای انتخابش را تعیین کند. منطق محاسبه میگفت، وقتی فردا او وجود ندارد، ازدواج چه معنایی دارد؟ مهشاد نشان داد اتفاقا چون ممکن است فردا نباشد، امروز باید پیوند خود را ثبت کنیم. این تصمیم را میتوان در سطح شخصی، تصمیمی از سر عشق دانست و اینکه شاید زندانبانان دیندار! حالا دیگر اجازه ملاقات زن و شوهر رسمی را صادر کنند، عروس و دامادی برای چند ساعت و آخرین دیدار شب اعدام.
اما در سطح اجتماعی، معنایی فراتر پیدا میکند. کنش مهشاد و علیرضا، واجد معنایی سیاسی و نمادین است. او در شرایطی که قدرت سیاسی مرگ را به آینده زندگی تحمیل کرده بود، آیندهای را انتخاب کرد که ظاهراً دیگر وجود نداشت. قدرت میتواند زمان مرگ یک انسان را تعیین کند؛ اما نمیتواند الزاماً معنایی را که او در آخرین ساعات زندگی خود به حیات میدهد، تعیین کند. از این منظر، عقد مهشاد و علیرضا نوعی بازپسگیری عاملیت است. آنها نمیتوانستند حکم را تغییر دهند؛ اما میتوانستند تصمیم بگیرند آخرین ساعات زندگی علیرضا فقط «شب پیش از اعدام» نباشد. آن شب، شب ازدواجشان نیز بود. مرگ قرار بود آخرین واقعه زندگی باشد که توسط قدرت سیاسی تحمیل شده بود؛ ولی آنها تلاش کردند عشق را به آخرین واقعهای تبدیل کنند که خودشان انتخاب کردهاند.
سوی دیگر تراژدی، جامعه است. جامعه ایران فقط شاهد اعدام یک انسان نبود. شاهد مجموعهای از آخرین تلاشهای انسانی بود، تلاش برای جلوگیری از اعدام، تلاش برای ثبت عشق و سپس تلاش برای آخرین دیدار، دیداری که حسرتی ابدی شد و تا ابد در تاریخ عشاق این سرزمین ماندگار. علیرضا سرانجام اعدام شد، بیآنکه بتواند همسر تازهعقدشدهاش را برای آخرین بار ببیند.
اینجا اتفاقی مهم در سطح جامعهشناختی رخ میدهد. جامعه فقط با «مرگ» مواجه نمیشود، با بیثمر ماندن آخرین کنشهای انسانی در برابر مرگ مواجه میشود. وقتی جامعه میبیند دو انسان در آخرین ساعات زندگی میکوشند عشق خود را ثبت کنند و سپس حتی امکان یک دیدار کوتاه و وداع نیز فراهم نمیشود، مسئله از سطح حقوقی به سطح اخلاقی و عاطفی منتقل میشود. جامعه فقط نمی پرسد «چرا او اعدام شد؟». می پرسد چرا حتی آخرین دیدار ممکن نشد؟ چه کسی با این دیدار آسیب می دید؟
این پرسش برای وجدان جمعی بسیار سنگین است؛ زیرا آخرین دیدار یکی از قدیمیترین و انسانیترین آیینهای مواجهه با مرگ است. انسانها حتی در برابر دشمن خود، حتی در برابر محکوم و زندانی، برای وداع، خداحافظی و آخرین دیدار معنا قائلاند. وقتی این امکان نیز از انسان گرفته میشود، جامعه آن را نه به عنوان یک ضرورت امنیتی (چون علیرضا در محبس و مرگ برایش محتوم بود) بلکه به عنوان امتناع از اعطای یک حداقل انسانی تجربه میکند.
و اینجاست که سوگ میتواند به خشم تبدیل شود. حتی اگر شرایط دادرسی و محاکمه نیز عادلانه بود، جامعه این رنج مضاعف در شب اعدام را برنمی تافت؛ چرا که انسان می تواند برای مرگ یک نفر گریه میکند؛ اما وقتی احساس کند بخشی از رنج او قابل اجتناب بوده است، از خود میپرسد: «چرا؟» و این «چرا» منشأ خشم است. حال چه رسد به وقتی که جامعه در بهتِ بی ثمر ماندن تلاش هایش نیز باشد، تلاش هایی در «نه به اعدام» و جلوگیری از اعدامی دیگر که عادلانه نمی داند.
این داستان فقط داستان یک اعدام نیست. داستان لحظهای است که عشق خصوصی به حافظه عمومی، سوگ به خشم، و ترس به امید تبدیل میشود و شاید در نهایت، مسئله همین باشد، قدرت میتواند مرگ را تحمیل کند؛ اما انسان، حتی در آستانه مرگ، هنوز میتواند معنای آخرین لحظه زندگی خود را انتخاب کند و این امید است که آینده ما را می سازد.
🆔 @sedaiazadi
❤10👍1😁1
🔴ترامپ: مذاکرات در جریان است، پیش از انتخابات حمله نمیکنیم
ترجمه ماشین:
ما در حال انجام گفتوگوهای سازندهای با جمهوری اسلامی ایران هستیم. میخواهم برای همه روشن کنم که اگرچه ایران هم از نظر اقتصادی و هم از نظر نظامی در وضعیت بسیار بدی قرار دارد و اگرچه محاصره همچنان با تمام قدرت برقرار خواهد ماند، در حالی که نفت با حجم بیسابقهای از تنگه هرمز عبور میکند (تنها دیشب ۲۲ میلیون بشکه، بدون اینکه حتی یک بشکه از ایران آمده باشد یا به مقصد ایران برود!)، ما تا پیش از انتخابات میاندورهای که قرار است روز ۳ نوامبر در ایالات متحده برگزار شود، در هیچ زمانی به ایران حمله نخواهیم کرد.
ایران سلاح هستهای نخواهد داشت!
پرزیدنت دونالد جی. ترامپ
🆔 @sedaiazadi
ترجمه ماشین:
ما در حال انجام گفتوگوهای سازندهای با جمهوری اسلامی ایران هستیم. میخواهم برای همه روشن کنم که اگرچه ایران هم از نظر اقتصادی و هم از نظر نظامی در وضعیت بسیار بدی قرار دارد و اگرچه محاصره همچنان با تمام قدرت برقرار خواهد ماند، در حالی که نفت با حجم بیسابقهای از تنگه هرمز عبور میکند (تنها دیشب ۲۲ میلیون بشکه، بدون اینکه حتی یک بشکه از ایران آمده باشد یا به مقصد ایران برود!)، ما تا پیش از انتخابات میاندورهای که قرار است روز ۳ نوامبر در ایالات متحده برگزار شود، در هیچ زمانی به ایران حمله نخواهیم کرد.
ایران سلاح هستهای نخواهد داشت!
پرزیدنت دونالد جی. ترامپ
🆔 @sedaiazadi
❤7👎4😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴وزیر امور خارجه بریتانیا، اد میلند:
امروز، ما تحریمهای بیشتری علیه ماشین جنگی پوتین، ناوگان سایه، شرکتهای نفتی، رمزارزها و تأمین مالی جنگ اعلام میکنیم.
ما برادران و خواهران شما در این درگیری هستیم. و تا زمانی که لازم باشد، همراه شما خواهیم بود
🆔 @sedaiazadi
امروز، ما تحریمهای بیشتری علیه ماشین جنگی پوتین، ناوگان سایه، شرکتهای نفتی، رمزارزها و تأمین مالی جنگ اعلام میکنیم.
ما برادران و خواهران شما در این درگیری هستیم. و تا زمانی که لازم باشد، همراه شما خواهیم بود
🆔 @sedaiazadi
❤10👍5😁3
عملیات تجارت دریایی بریتانیا: در حمله به یک نفتکش در شمال قطر خسارت جانی گزارش شده است
سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا شامگاه چهارشنبه ۱۵ مهر اعلام کرد یک نفتکش در آبهای شمال قطر، در ۵۱ مایلی مدینهالشمال، با چند پرتابه هدف قرار گرفت.
بر اساس اعلام این سازمان، در این حمله تلفات جانی گزارش شده، اما هنوز جزییاتی درباره شمار کشتهها یا مجروحان منتشر نشده است. مقامها در حال بررسی حادثهاند و از کشتیهای منطقه خواسته شده با احتیاط تردد کرده و هرگونه فعالیت مشکوک را گزارش کنند.
🆔 @sedaiazadi
سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا شامگاه چهارشنبه ۱۵ مهر اعلام کرد یک نفتکش در آبهای شمال قطر، در ۵۱ مایلی مدینهالشمال، با چند پرتابه هدف قرار گرفت.
بر اساس اعلام این سازمان، در این حمله تلفات جانی گزارش شده، اما هنوز جزییاتی درباره شمار کشتهها یا مجروحان منتشر نشده است. مقامها در حال بررسی حادثهاند و از کشتیهای منطقه خواسته شده با احتیاط تردد کرده و هرگونه فعالیت مشکوک را گزارش کنند.
🆔 @sedaiazadi
❤6😁5