وبسایت فرهنگی صدانت
21.5K subscribers
784 photos
361 videos
75 files
2.49K links
صدانت؛ صدای اندیشه

آدرس وبسایت:
3danet.net

اینستاگرام صدانت:
instagram.com/3danet

کانال رسمی صدانت:
@Sedanet

صدانت تی‌وی:
@Sedanettv

بایگانی صدانت:
@sedanet1

آگاهی از نشست‌های فرهنگی:
@News_sedanet
Download Telegram
🍁 درس‌نوشتار مبانی فلسفی سلامت عادلانه
👤 #اکبر_شهریوری

🔅تلقیِ ما از سلامت به عنوان یکی از مصالح پایه‌ای هر شهروند، آن را به مقوله‌ای حیاتی در سیاست‌گذاری‌ تبدیل می‌کند. منابع محدود در این حوزه، موجب می‌شود تا توزیع/بازتوزیع آن میان شهروندان چالش سیاست‌گذاران سلامت باشد. از دیدگاه جان راولز، عدالت والاترین فضیلتِ هر نهاد اجتماعی‌ست، همچنین در اخلاق پزشکی نوین، عدالت در کنار خودفرمانروایی (Autonomy)، خیررسانی (Beneficence) و شرنَرِسانی (Non Maleficence) جزو اصول اساسی محسوب می‌شوند.

🔅این مسائل موجب می‌شوند تا نیاز به تعمق بیشتری در سلامت عادلانه داشته باشیم و نظریات فلسفی را جهت یافتن راهکارهایی مناسب برای برون‌رفت از مشکلات حاضر در حوزه‌ی سلامت و درمان کندوکاو کنیم. این درسگفتار در همین راستا، با تدریس دکتر اکبر شهریوری ،مشاور اخلاق حرفه ای ریاست دانشگاه علوم پزشکی ایران، برگزار می گردد. در جلسات نخست، تئوری های موجود در عدالت مورد بررسی قرار می گیرد و در ادامه با استفاده از تئوری های گفته شده، رهیافتی برای مسائل موجود در سیاست‌گذاری سلامت ایران ارائه خواهد شد.

دریافت فایل‌های PDF این درس‌نوشتار👇
✨ → 3danet.ir/r04ph
🌾 @Sedanet | @MedEthicsIUMS
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 مقصود فراستخواه در چالش گفتگو رواداری
#طالقانی_و_زمانه_ما

🔅 من از دکتر ستوده، اقای محمد علی عمویی، اقای فرخ نگهدار، اقای سروش دباغ، دکتر مسعود پدرام، دکتر احسان شریعتی، دکتر سارا شریعتی، دکتر سوسن شریعتی، الهه امیر انتظام دعوت می کنم که در این چالش شرکت کنند.

🌾 @Sedanet | @Mfarasatkhah
🎙 آیا اقتصاد ایران نئولیبرال است؟
👥 #حسام_سلامت و #محمد_ماشین‌چیان

🔅در گفت‌وگویی که ۲۳ آبان ماه ۹۸ به همت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شریف میان حسام سلامت و محمد ماشین‌چیان برگزار شد؛ از یک سو حسام سلامت کوشش می‌کند به اتکای شواهد تجربی و مستندنگاری‌های میدانی، نشان داد که «نئولیبرالیسم ایرانی» چگونه کار می‌کند، با چه نیروهای دیگری ترکیب شده است، چه خطوطی را دنبال می‌کند، چه مناسبات قدرتی می‌سازد، با نیروهای کار چه می‌کند، منطق انباشت سرمایه را چگونه پیش می‌بَرَد، موازنه‌ی قوای سیاسی را چگونه تغییر می‌دهد یا بازتولید می‌کند، و سئوال‌های دیگری از این دست.

🔅همه‌ی اینها در حالی است که، از سوی دیگر محمد ماشین‌چیان، نماینده نظریه‌پردازان بازارگرا اساساً وجود سیاست‌های نئولیبرالیستی در اقتصاد سیاسی ایران را انکار می‌کند و بر این باور است که نظام اقتصادی حاکم را باید به اتکای مفاهیم دیگری توضیح داد که اصولاً ربطی به نئولیبرالیسم ندارند، اگر به تمامی با آن در تعارض نباشند.

دریافت صوت این نشست👇
✨ → 3danet.ir/kHGIU
🌾 @Sedanet
🌾 @AnjomanSUT
🌾 @prolegomena
Forwarded from آرش نراقی
ما در مقام شکار دل محبوب سراپا هوشیار و مراقب ایم و هزار و یک دقیقه ظریف را رعایت می کنیم، اما در مقام گسستن غالباً زمخت، بی ملاحظه و بی ادب می شویم- انگار نه انگار که مسؤولیت عاشقی به مقام وصل منحصر نیست، در هنگام فصل هم هست. همه ما کمابیش می دانیم که تجربه عاشقی در غالب موارد باران بهاری است- تند می بارد و زود سرمی آید. اما زخمهای عشق همیشه با ما می ماند. غالب زخمهایی که عشق بر روح ما حکّ می کند نه از اصل جدایی که از نحوه جدایی است. در رابطه عاشقانه افراد باروهای قلعه وجودشان را به روی هم می گشایند تا به عمق وجود هم درآیند. اما این گشودگی دل انگیز عمیقاً آسیب پذیرشان هم می کنند- قلعه ای که باروهایش گشوده است در برابر تیرهای آتشین حریف بی دفاع تر هم می ماند. این آسیب پذیری مفرط عشق را خطرخیر می کند، و در لحظه جدایی زخمهای عمیق تری بر عمق جان فرد برجامی گذارد. به نظرم مهمترین ادب جدایی در رابطه عاشقانه این است که هیچ یک از طرفین، رابطه را بی خبر و یکسویه قطع نکند. جدایی باید گام به گام و با آگاهی و توافق طرفین رخ دهد...

📱تصویر از اینستاگرام

📃 متن کامل

🌱
@arash_naraghi
🍁 تاب مستوری؛ مصاحبه‌ای با شروین وکیلی: تحول بازنمایی زنان در فرهنگ ایرانی و مقایسه‌اش با تمدن اروپایی

🔹از نظر اسطوره شناسی در ادبیات و نگارگری ایرانی (در طول تاریخ) چه نوع بازنمایی‌هایی از زن صورت گرفته است؟ وسوسه گر، اهریمنی، واسطه معنویت، نماد مادیگرایی یا چیزهایی از این دست؟

باید به این نکته توجه داشت که اصولا زن یکی از کلیدی‌ترین مضمون‌ها در حوزه‌ی فرهنگ است. یعنی گرانیگاه بازنمایی هنر از عصر نو‌سنگی بازنمایی پیکر زن بوده و در ادبیات و دین و مناسک جمعی هم همواره زنان موقعیتی کلیدی داشته‌اند. به همین خاطر تنوعی چشمگیر در گفتمانهای مربوط به تعریف امر زنانه وجود دارد و عملا تمام سویه‌هایی که نام بردید را در جریانهای فکری گوناگون یک حوزه‌ی تمدنی می‌توان یافت. با این همه دوقطبی اصلی‌ای که داریم دو جلوه‌ی مادرانه و همسرانه از زن است. یعنی جفت متضاد معنایی‌ای داریم که مثلا در روایتهای سامی در قالب تقابل حوا و مریم صورتبندی شده است. حوا جلوه‌ای از زن به مثابه همسر و موضوع میل جنسی است و از این رو اغواگر و زیبا و جذاب بازنموده می‌شود و در ضمن در ادیان زاهدانه مثل مسیحیت نماد گناه و فریبکاری و لذت‌طلبی مادی نیز دانسته می‌شود. در مقابل تصویر مریم را داریم که سویه‌ی مادرانه‌اش برجسته است و در کیش مسیحی چندان جنسیت‌زدوده تصویر شده که بر خلاف نص صریح انجیلها، از قرن چهارم میلادی به بعد حتا باکره قلمداد می‌شود. در مقابل حوا، مریم نمادی برای پرهیزگاری و پاکدامنی و نیکوکاری محسوب می‌شود. این دوقطبی از یک سو حوای زمینی، هوس‌ناک، لذت‌بخش، و گناهکار را دارد که زاینده‌ی فرزندانی گناهکار مثل قابیل است؛ و در مقابل او مریم مقدس را می‌نهد که آسمانی،‌ پاک، زاهد، و معصوم است و فرزندی که از او زاده می‌شود پسر و تناسخ خداوند یعنی عیسی مسیح است. این دوقطبی در همه‌ی تمدنها به صورتهای متفاوت دیده می‌شود. مهمترین تمایز آن است که در ایران زمین این دوقطبی به نسبت کمرنگ و حاشیه‌ایست، در حالی که در اروپا کل تصویر زنانگی بر محور این دو قطب گردش می‌کند.

🔹یعنی تصویر اروپاییان از زن تنگ‌نظرانه‌تر و زاهدانه‌تر از ایرانیان بوده است؟ این با تصور مرسومی که ایرانی‌ها و اروپایی‌های امروزین دارند در تضاد نیست؟

چرا، چنین تضاد نظری در توده‌ی عوام وجود دارد. دلیلش هم آن است که عوام مردم -هم ایرانی و هم اروپایی- تنها خاطره‌ی دو سه نسل گذشته‌شان را در ذهن دارند و به قدر کافی با منابع تاریخ آشنا نیستند. با مرور منابع ادبی، رساله‌های دینی و متون تاریخی به صراحت روشن می‌شود که در ایران زمین ما یک تصویر غالب و نیرومند مرکزی از زنانگی داشته‌ایم که در میانه‌ی دوقطبی یاد شده قرار می‌گرفته است، و دوقطبی مورد نظر اصولا اهمیتی نداشته است. در سراسر تاریخ پنج هزار ساله‌ی ایران بازنمایی اصلی زنان آمیخته‌ای از میل و هوس جنسی و کنشگری اجتماعی بوده و همه‌ی اینها ارج نهاده می‌شده است. در مقابل گروههایی از زاهدان و تارکان دنیا یا متعصبان قشری را داریم که زنانگی را در کل نفی می‌کرده‌اند و به دوقطبی یاد شده باور داشته‌اند، و همواره در حاشیه‌ی جامعه بوده و خوشبختانه در رفتار عمومی مردم نقش تعیین کننده‌ای نداشته‌اند. در تمدن اروپایی دقیقا واژگونه‌ی این را می‌بینیم. یعنی در یونان و روم باستان اصولا زنان همچون نوعی جنس پست و شکلی فروپایه و ناقص از مردان در نظر گرفته می‌شده‌اند و از حقوق مدنی و سیاسی محروم بوده‌اند، و پس از ظهور مسیحیت هم تصویرشان با همین پیش‌داشتها به دوقطبی حوا-مریم فروکاسته شد. در اروپا تا قرن هفدهم تصاویر زنانه‌ای که خارج از این دوقطبی باشند کمیاب و نادر و حاشیه‌نشین هستند. در ایران زمین واژگونه‌اش را می‌بینیم. یعنی حتا زنان پرهیزگار و صوفی مثل رابعه هم سخنگوی عشق هستند و در اساطیر و ادبیات‌مان زنان همواره در قالب آمیخته‌ای از پاکی آسمانی و میل زمینی تصویر شده‌اند. کافی است به این نکته بنگرید که زلیخا در تمدن ایرانی تا چه پایه ستوده شده است و طی هزار سال گذشته حدود صد منظومه‌ی کامل درباره‌اش سروده شده که در همه‌شان یکی از دو قهرمان اصلی زلیخا بوده است. در مقابل در تمدن اروپایی اصولا این زن نامی ندارد و به نقل از کتاب مقدس «زنِ پوتیفار» یا «زن عزیز مصر» خوانده می‌شود. مثالهای دیگر هم فراوان‌اند. از تهمینه گرفته تا منیژه و ویس و گردآفرید همه جا در ادبیات با زنانی نقش‌آفرین و فعال از نظر جنسی روبرو هستیم که به ندرت مانند سودابه نکوهش می‌شوند…

متن کامل👇
✨ → 3danet.ir/kedSX
🌾 @Sedanet | @Sherwin_vakili
🎙 کارگاه قهر و مهر
🗣 #امیرحسین_ترکاشوند

🔅کارگاه امیرحسین ترکاشوند (پژوهشگر قرآن و متون دینی) با موضوع «خوانش قهر آمیز و خوانش رحمانی یا مهر بنیان از اسلام» تحت عنوان «قهر و مهر» در مهرماه 1398 در مشهد برگزار شد.

دریافت فایل‌های صوتی👇
✨ → 3danet.ir/CIWYn
🌾 @Sedanet | @Baznegari
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 یاسر عرب : زیست جنسی متن زندگیست که توسط رسانه‌های رسمی به حاشیه کشانده شده...

این ویدئو برشی از برنامه خرد جنسی 35 است که در آن #یاسر_عرب با #اکبر_جباری گفتگو می‌کند.

مشاهده کامل این قسمت از خرد جنسی در آپارات

🌾 @Sedanet
🌾 @Jabariakbar
🌾 @kherad_jensi
🍁 کتاب‌های نگران‌کننده
✍️ #حامد_صفایی‌پور ۹۸/۰۸/۰۶

🔅امشب در حال مطالعه فصلی از کتاب نام‌آشنای «ماجرای فکر فلسفی در جهان اسلام» بودم؛ فصل 13 از جلد اول. در این بخش مولف گرامی، دکتر غلامحسین دینانی، به توصیف و نقد نظر ابن تیمیه (641-707 ه.ق) -درباره حدود توانایی استدلال قیاسی و تمثیلی می‌پردازد. همانطور که از این کتاب انتظار می‌رود هنر این کتاب بیشتر، چشم‌گشایی از مطالبی است که از دیدۀ اغیار در موضوع تاریخ فلسفه در جهان اسلام غایب است و می‌تواند سرنخی برای تامل بیشتر باشد اما اگر روحیه حاکم بر این دست متون الگوی پژوهشی و نگارشی دانشجویان علوم انسانی شود، که به زعم من، در موارد بسیار، شده است، بی‌اغراق یک فاجعه است.

🔅چرا فاجعه است؟ برای اینکه این متن آکنده از کلمات بلاغی و مغالطاتی است که جانشین استدلال‌های منصفانه در رد افکار دیگران شده است. چند مثال بزنم: نویسنده در صفحه 138، پس از بیان رای ابن‌تیمیّه، با چنین جمله‌ای کل استدلال و براهین او را به کنار می‌زند: «به نظر می‌رسد ابن‌تیمیّه معنی امکان را به عنوان یکی از جهات سه‌گانه به درستی درنیافته و فاصله سخن او با حکما از اینگونه معانی بیش از آن است که تصور شود. او به این مساله توجه ندارد که .... ». خب، این شیوه نقد نیست. کار ما در نقد این نیست که بگوییم طرف مقابل چه چیزی را دریافته و چه چیزی را درنیافته است؛ کار ما این است که اولا، فهم طرف مقابل را منصفانه صورت‌بندی نماییم و ثانیا نشان دهیم با کدام بخش از استدلال او و با چه دلایلی مخالفیم. جالب است، بالانشینی مولف در این اثر چنان است که گاهی با گرفتن ژست پدربزرگ مهربان طرف مقابل را مورد دل‌جویی قرار می‌دهد و پس از اشاره به چندی از صفات پسندیده وی، اشکال خود را بیان می‌کند. «این فقیه و متکلم تیزهوش به این نکته توجه ندارد که .... » و در ادامه مولف بخشی از مباحث ابتدایی در منطق صوری را تدریس می‌کند(!).

🔅از مغالطات متن در همین بخش کوتاه، نیز به یکی از موارد بسنده می‌کنم و آن مغالطه «مسموم کردن چاه» است: « ... بر شخص بصیر پوشیده نیست که .... » (ص139) یا «کسانی که با منطق آشنایی دارند به خوبی می‌دانند که ...» (ص 140) حکایت از آن‌که، طرف مقابل، نه بصیر است و نه از مقدمات منطق که در ادامه توضیح داده شده است مطلع است والا چرا باید چنین خطای نخ‌نمایی بکند! و خلاصه این کتاب در مواردی مجلس وعظ و خطابه است و استدلال و بی‌طرفی کاملا به کنار می‌رود.

🔅به بند پایانی این فصل که رسیدم از اشکالات قبلی خود پشیمان شدم. ملاحظه بفرمایید! در اینجا حتی ادات منطقی- «اما و اگر» و «ولی» و «از سوی دیگر» و غیره- در جایگاه درستی به‌کار نرفته‌است،چه رسد به محتوا و دقت آن که در این بند به اوج آشفتگی و پریشان‌گویی می‌رسد:

🔅«کسانی که با فلسفه مغرب زمین سروکار دارند، به خوبی می‌دانند که در فلسفه کانت تصدیق، نقش عمده و اساسی بعهده دارد، ولی در فلسفه دکارت به هیچ‌وجه نمی‌توان نقش تصورات را نادیده انگاشت. او در فلسفۀ خود از تصور کمال سخن می‌گوید، از سوی دیگر می‌داند که تصور کمال، ساخته ذهن و محصول حکم نفس نیست.» (ص 144)

🔅این روش نوشتن اگر متن پیاده‌شده درسگفتاری شفاهی است –که ظاهرا چنین است- در نبود متون درآمدگونه مرتب و بی‌طرف، شاید به کار تازه واردها بیاید، به شرط آن‌که پیش از این، قوه نقادی این مخاطبان کاملا از بین نرفته باشد و کسی در جایی نقادانه‌خواندن را به آن‌ها آموخته باشد، اما اگر این متون و روحیه حاکم بر آن‌ها برای بسیاری از دانشجویان خود به الگویی برای نوشتن و روش موضع‌گیری تبدیل شود، نیازمند تذکر است. این تذکر که چنین کتاب‌هایی نگران‌کننده‌اند.


🌾 @Sedanet
🌾 @HamPishani
🌾 @SmartThinking_ir
Audio
🎙 حافظ شاعر زمینی است؛ مولانا شاعر آسمانی . . .
👤 #عبدالکریم_سروش
🌾 @Sedanet | @DrSoroush
🍁 حذفیات کتب درسی ادبیات برای نسل پیش‌رو در سال 1398:

غزل "در این سرای بی کسی" هوشنگ ابتهاج حذف شد.
غزل "جوانی" رهی معیری حذف شد.
شعر "به کجا چنین شتابان" محمدرضا شفیعی کدکنی حذف شد.
شعر "باغ بی برگی" مهدی اخوان ثالث حذف شد.
داستانی از غلامحسین ساعدی حذف شد.
داستانی از بزرگ علوی حذف شد.
داستان "موسی و شبان" حذف شد.
سه جمله از داستان "قاضی بست" ابوالفضل بيهقی حذف شد.
نام صادق هدایت از داستان "کباب غاز" محمدعلی جمالزاده حذف شد.
بخش هایی از خاطرات محمدعلی اسلامی ندوشن حذف شد.
نام محمود دولت آبادی، مشفق کاظمی و عباس خلیلی حذف شد.
شعر "مادر" و به طور کلی نام ایرج میرزا حذف شد.
داستان حلاج تذکرہ الاولیا حذف شد.
شعر "مهتاب " و "داروگ" نیما یوشیج حذف شد.
رباعیات خیام حذف شد.
داستان زیبای اُ.هنری حذف شد.
داستان سیاحت نامه ابراهیم بیگ حذف شد.

🌾 @Sedanet
🎵 "تشویش" از هوشنگ ابتهاج

🎶بنشینیم و بیندیشیم!
این‌همه با هم بیگانه
این‌همه دوری و بیزاری
به کجا آیا خواهیم رسید آخر؟
و چه خواهد آمد بر سر ما با این دل‌های پراکنده؟

🎶جنگلی بودیم:
شاخه در شاخه همه آغوش
ریشه در ریشه همه پیوند
وینک، انبوه درختانی تنهاییم.

🎶مهربانی، به دلِ بستۀ ما، مرغی‌ست
کز قفس در نگشادیمش.
و به عذری که فضایی نیست،
وندرین باغ خزان‌خورده
جز سموم ستم‌آورده، هوایی نیست،
ره برواز ندادیمش.

🎶هستی ما، که چو آئینه
تنگ بر سینه فشردیمش از وحشت سنگ‌انداز،
نه صفا و نه تماشا، به چه‌کار آمد؟
دشمنی دل‌ها را با کین خوگر کرد.
دست‌ها با دشنه همدستان گشتند.
و زمین از بدخواهی به‌ستوه آمد.
ای دریغا که دگر دشمن رفت از یاد
خون فرو می‌ریزد.

🎶دوست، کاندر بر وی گریۀ انباشته را نتوانی سر داد،
چه توان گفتش؟
بیگانه‌ست.
و سرایی، که به‌چشم‌انداز پنجره‌اش نیست درختی که بر او مرغی
به فغان تو دهد پاسخ،
زندان است.

🎶من به عهدی که بدی مقبول،
و توانایی دانایی است،
با تو از خوبی می‌گویم
از تو دانایی می‌جویم
خوب من! دانایی را بنشان بر تخت
و توانایی را حلقه به‌گوشش کن!

🎶من به عهدی که وفاداری
داستانی‌ست ملال‌آور
و ابلهی نیست دگر، افسوس!
داشن جنگ برادرها را باور،
آشتی را،
به امیدی که خرد فرمان خواهد راند،
می‌کنم تلقین.
وندرین فتنۀ بی‌تدبیر
با چه دل‌شوره و بیمی نگرانم من.

🎶این‌همه با هم بیگانه
این‌همه دوری و بیزاری
به کجا آیا خواهیم رسید آخر؟
و چه خواهد آمد بر سر ما با این دل‌های پراکنده؟
بنشینیم و بیندیشیم!

#هوشنگ_ابتهاج ( هـ . الف. #سایه )
از مجموعه «چند برگ از یلدا»
تهران، شهریور 1343

☑️ دانلود از انبار صدانت
☑️
مشاهده در آپارات

🌾 @Sedanet
🍁درس‌گفتار «چرا ترک عادت‌ها سخت است؟»
👤 #آذرخش_مکری
انجمن پزشکان عمومی
دانشگاه علوم پزشکی ایران
تیر ماه ۱۳۹۸

فیلم و صوت (2 جلسه)👇
✨ → 3danet.ir/w8Qv1
🌾 @Sedanet
🌾 @DrAzarakhshMokri
🍁 نقدهای نگران کننده
✍️ کانال تلگرامی کشکول اندیشه

🔅جناب صفایی پور در این متن به زعم خود نقدی بر استاد ارجمند دکتر دینانی وارد کرده اند و باز به زعم خود گمان کردند مغالطات بزرگی را در کتاب استاد کشف کرده اند. غافل از آنکه خود، مرتکب مغالطه شده اند. چطور؟

🔷1- جناب صفایی نوشتند: «پس از بیان رای ابن‌تیمیّه، با چنین جمله‌ای کل استدلال و براهین او را به کنار می‌زند»

🔅جناب صفایی مدعی است که استاد دینانی با همین جمله، استدلال و سخن ابن تیمیه را نقد کره است! حال آنکه عجیب تر و تاسف بار تر این است که عبارت بعدی دکتر دینانی را چرا نیاوردند که نوشته است: « او به این مساله توجه ندارد که امکان نمی تواند در خارج وجود داشته باشد زیرا.....» استاد دینانی در نه خط به نقد ادعای ابن تیمیه پرداخته است که جناب صفایی یا این عبارات را ندیدند یا دیده اند و عمدا کتمان کرده اند! اگر اولی باشد که عجله و شتاب در نقد است و خودش آفت بزرگ نقد و نقادی است. اگر دومی است که در مغالطه و تدلیس بودن چنین نقدی سخنی نمی ماند.

🔷2- عبارت «این فقیه و متکلم تیزهوش....» هیچ نوع مغلطه ای نیست بلکه نهایت انصاف در نقد است. کسانی که برای نقد، همه فضائل و مناقب رقیب خود را نادیده می گیرند منحرف از جاده انصافند. پس اگر هم کسی باشد که ژست گرفته باشد نه دکتر دینانی بلکه جناب صفایی پور هستند که ژست کشف مغالطه گرفتند و به استناد به عبارتی دیگری را نقد کرده اند که هیچ عیب و طعن و مغالطه و ایرادی به آن نیست.

🔅کما اینکه اگر تدریس منطق صوری از کسی چون دکتر دینانی، عیب و زشت باشد (که نمیدانم چرا اسباب تعجب جناب صفایی پور را فراهم آورده است که حتی از علامت ! استفاده کرده اند) پس قطعا بیان مغالطه و خطاهای بزرگی چون دکتر دینانی از سوی جناب صفایی، به مراتب زشت تر و باعث تعجب است و شایسته تر است که دو علامت تعجب برای ایشان بگذاریم.

🔷3- جناب صفایی مدعی است عبارت «بر شخص بصیر پوشیده نیست....» و «کسانی که با منطق آشنایی دارند به خوبی می‌دانند که...» هم مغالطه است. سوگمندانه باید عرض کنم جناب صفایی علی رغم سالها تدریس و پژوهش در مساله تقکر نقدی هنوز در این مباحث ابتدایی مانده اند. مغالطه مسموم کردن چاه جایی است که کسی ادعایی کند و برای جلوگیری از اعتراض و نقد دیگران صفت مذمومی را به مخالفان نسبت بدهد (مغالطات خندان/ 126) اما آنچه استاد دینانی بیان کردند در نقد سخن ابن تیمیه است و نه برای منع دیگران از نقد سخن خودشان! ملاحظه می فرمایید که جناب صفایی چقدر در فهم مغالطات منطقی و شیوه نقد، بی دقتی به خرج داده است.

🔅آنچه از نقد جناب صفایی پور پیداست، شتاب در نقد و عجله در قرائت متون استاد دینانی و عدم تمحّض در مبحث مغالطات است. ایشان حتی تاریخ ولادت و وفات ابن تیمه را از اشتباه نوشتند و روشن نیست کسی که حتی تاریخ تولد و وفات (هر دو) یک عالم را نمی تواند با دقت بیان کند چگونه به نقد بزرگی چون دکتر دینانی نشسته است؟

🌾 @Sedanet | @barrasiha
🍁 نقد و بررسی کتاب دربارۀ شر در مجموعه شیرازه
👥 #کاوه_بهبهانی #نعیمه_پورمحمدی - 11 آبان ۹۷

کتاب دربارۀ شر مجموعۀ برگزیده‌ای است از ترجمۀ مقالاتی در فلسفه و الاهیات شر به سرپرستی نعیمه پورمحمدی (انتشارات طه). جلد اول کتاب به الاهیات سنتی و جلد دوم آن به انواع الاهیات مدرن می‌پردازد...

صوت نشست👇
✨ → 3danet.ir/w5AcQ
🌾 @Sedanet
🌾 @tahabooks
🌾 @Sophia_Kaveh
🍁 مدیر گروه تالیف کتب‌ درسی ادبیات فارسی: آثار برخی در دایره نظام ارزشی ما نیست

همشهری: چند روز پیش یکی از کانال‌های تلگرام، لیستی از اشعار و داستان‌های شاعران و نویسندگان نامی ایران که از کتاب‌های ادبیات فارسی مدارس حذف شده‌اند، منتشر کرد که انتقادهای بسیاری از اهالی فرهنگ و ادب را به همراه داشت. در این فهرست غزل «در این سرای بی‌کسی» هوشنگ ابتهاج (سایه)، غزل «جوانی» رهی معیری، شعر «باغ بی‌برگی» اخوان، داستان «حلاج» تذکره الاولیاء، شعر «داروگ» نیما یوشیج، داستان «سیاحت‌نامه ابراهیم بیگ»، شعر «مادر» ایرج میرزا و چندین داستان و شعر دیگر دیده می‌شود. همچنین در این فهرست به این موضوع اشاره شده است که در عوض اشعار و داستان‌های حذف شده، شاعران دیگری همچون حمید سبزواری، محمود شاهرخی و... جایگزین شده‌اند یا به شاعران و نویسندگان مشهور ترجیح داده شده‌اند. به همین بهانه سراغ حسین قاسم‌پورمقدم، مدیر گروه تالیف کتب‌ درسی ادبیات فارسی سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی وزارت آموزش و پرورش در طبقه چهارم ساختمان اصلی این سازمان رفته‌ایم تا برایمان بگوید علت حذف گسترده آثار شاعران و نویسندگان مطرح از کتاب‌های درسی چه بوده‌است...

متن کامل👇
✨ → 3danet.ir/RVh3U
🌾 @Sedanet
🎙 مسئله اولویت‌بندی مطالبات زنان
👤 #نرگس_ایمانی (پژوهشگر عرصه زنان)
به همت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه
سه‌شنبه/ ۱۴ آبان ۹۸

دریافت فایل صوتی این نشست

🌾 @Sedanet | @atuazadandish
🎙 مولانا، از تصوف خانقاهی تا عرفان جهانی
👤 عطا انزلی (عرفان‌پژوه و استادیار دانشگاه میدلبری)
ششمین همایش مهرمولانا؛ "ما و مولانا"

دریافت فایل صوتی سخنرانی عطا انزلی

در این نشست که در سال 95 به همت سروش مولانا برگزار شده بود، مصطفی ملکیان نیز حضور داشتند. گزارش کامل این نشست را اینجا بخوانید. صوت سخنرانی مصطفی ملکیان نیز در اینجا قابل دریافت است.


🌾 @Sedanet
🌾 @sorooshemewlana
instagram.com/p/B4ndldPH8Tn


➖ اطلاع‌رسانی نشست‌های فرهنگی و علوم انسانی در تلگرام

➖ صدانت در اینستاگرام

➖ صدانت در آپارات

➖ صدانت در یوتوب

➖ صدانت در تویتر

➖ صدانت در تلگرام

➖ صدانت در فیسبوک
🍁 چرا انسانها شورش می کنند؟
✍️ #کیوان_فقیه

🔅یکی از تحقیقات مفصلی که درباره علل رخداد انقلاب ها و خشونت های جمعی انجام شده، کتاب "تد رابرت گر" است با عنوان "چرا انسانها شورش می کنند" (why men rebel)که درسال ۱۹۷۰ به نگارش درآمده است.

🔅رابرت گر با رویکردی روانشناسانه و تا حدی فردگرایانه به مبحث خشونت جمعی و سیاسی، سعی می کند علل بروز خشونت ها را تبیین کند. دراین نظریه، خشونت سیاسی به عنوان تمامی حملات فراگیری که درون یک جامعه سیاسی علیه رژیم سیاسی، بازیگران آن یا سیاست های آن انجام می شود تعریف شده است.

🔅نظریه رابرت گر ازجمله نظریه های تجربی و سیستماتیک در حوزه علوم سیاسی است؛ به این معنا که:
۱. این نظریه تا آنجا که ممکن است روشن و به دور از ابهام است،
۲. از تناقض های منطقی یا محال احتراز می کند، و
۳. میزان هماهنگی و انطباق آن واقعیت های تجربی معین و قابل تشخیص است.

🔅رابرت گر برخلاف نظریه هایی که با دیدگاه اقتصادی محض به این مسائل نگاه می کنند و نیز صرفا به شرایط عینی و واقعی جوامع توجه می کنند، انتظارات فزاینده انسانها را عامل مهم بروز خشونت ها می داند؛ یعنی فاصله ای که مردم با ارزش ها و شرایط مطلوبی که درپی دستیابی به آنها هستند، احساس می کنند. این ارزشها به سه صورت ارزش های رفاهی(رفاه مادی و فرصت های موجود برای استفاده از توانایی های ذهنی و مادی)، ارزشهای قدرتی(میزان توانایی انسانها برای تاثیرگذاری بر دیگران و اجتناب از دخالت ناخواسته در زندگی و اعمال و رفتار آنها) و ارزشهای بین الاشخاصی(رضایت های روانی به دست آمده در تعاملات اجتماعی) تقسیم بندی می شوند.

🔅البته می توان در چارچوب این نظریه، متناسب با شرایط تاریخی، اجتماعی و فرهنگی جوامع مختلف، خواسته ها و ارزش های مختلف را در این چارچوب تحلیلی وارد کرد و یا به صورت های دیگری آنها را دسته بندی و تعریف کرد.

🔅بنابراین فارغ از چیستی این ارزش ها، هرچه شکاف میان "انتظارات ارزشی کنشگران" و رسیدن آنها به این خواسته ها یا به عبارتی "توانایی های ارزشی" بیشتر باشد، احتمال بروز خشونت و وقوع اتفاقاتی نظیر آشوب های مردمی و درنتیجه انقلاب بیشتر است.
انتظارات ارزشی، میانگین موقعیت هایی هستند که کنشگران خود را به گونه ای توجیه پذیر مستحق آن می دانند و توانایی های ارزشی، میانگین موقعیت هایی هستند که کنشگران خود را احتمالا توانا در دستیابی به آنها می دانند.

🔅ازجمله نقاط قوت نظریه رابرت گر این است که سعی می کند دریابد در ذهن کنشگران چه می گذرد و خود را به آنچه در واقعیت اتفاق می افتد محدود نمی کند. به عبارتی، علاوه براینکه از دیدگاه صرف اقتصادی فراتر می رود و عوامل دیگر را نیز در مدل خود وارد می کند، فقط آنچه در درون جامعه درحال اجراست را درنظر نمیگیرد و از "انتظارات ارزشی" حرف می زند که در ذهن مردم نقش بسته اند. ازدیگرسو، صرفا پتانسیل و توانایی های بنیادین برای رسیدن به این خواسته ها را ملاک قرار نمی دهد؛ بلکه با یک نگاه جامع تر، تصور ذهنی کنشگران یا برداشت کنشگران در امکان رسیدن به خواسته هایشان را به عنوان یک متغیر مهم وارد مدل خود می کند.

🌾 @Sedanet