🗞 برابریطلبی، اقتصاد بازار و نهادگرایی
👤 #علیرضا_علویتبار در گفتوگو با مشقنو
🔅نهادگرایی در آغاز پیدایشاش میکوشید تا از چارچوب مرسوم نئوکلاسیکی خارج شود و حتی در پی برانداختن آن بود. درحالیکه نهادگرایی جدید در چارچوب سرمشق نئوکلاسیکی میکوشد تا ابداع نظری داشته و توانایی علم اقتصاد متعارف را در توضیح پدیدههایی که تاکنون غیرقابل فهم بودند، افزایش دهد.
🔅 نباید اقتصاد سیاسی را فقط به یک یا چند دیدگاه مثلا (دیدگاه انتخاب عمومی) محدود کرد. دیدهام برخی از اقتصاددانها وقتی هم از اقتصاد سیاسی دفاع میکنند آن را مترداف با نظریه انتخاب عمومی (بوکانان) میگیرند.این کار مثل این است که بگوییم جامعهشناسی یعنی نظریه ساختی-کارکردی.
🔅 به گمان من بزرگترین اشتباه اقتصاددانهای برابریطلب بیتوجهی به «سازوکار بازار» است. آنها به دلایل ایدئولوژیک سازوکار بازار را مترداف با نظام سرمایهداری میدانند و به همین دلیل اهمیت و نقش آن را در شکلدهی به واقعیت های جامعه نادیده گرفتهاند...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @mashghenowofficial
👤 #علیرضا_علویتبار در گفتوگو با مشقنو
🔅نهادگرایی در آغاز پیدایشاش میکوشید تا از چارچوب مرسوم نئوکلاسیکی خارج شود و حتی در پی برانداختن آن بود. درحالیکه نهادگرایی جدید در چارچوب سرمشق نئوکلاسیکی میکوشد تا ابداع نظری داشته و توانایی علم اقتصاد متعارف را در توضیح پدیدههایی که تاکنون غیرقابل فهم بودند، افزایش دهد.
🔅 نباید اقتصاد سیاسی را فقط به یک یا چند دیدگاه مثلا (دیدگاه انتخاب عمومی) محدود کرد. دیدهام برخی از اقتصاددانها وقتی هم از اقتصاد سیاسی دفاع میکنند آن را مترداف با نظریه انتخاب عمومی (بوکانان) میگیرند.این کار مثل این است که بگوییم جامعهشناسی یعنی نظریه ساختی-کارکردی.
🔅 به گمان من بزرگترین اشتباه اقتصاددانهای برابریطلب بیتوجهی به «سازوکار بازار» است. آنها به دلایل ایدئولوژیک سازوکار بازار را مترداف با نظام سرمایهداری میدانند و به همین دلیل اهمیت و نقش آن را در شکلدهی به واقعیت های جامعه نادیده گرفتهاند...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @mashghenowofficial
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 فلسفه چیست؟
مصاحبه با جک راسل واینستین
برگردان: #کاوه_بهبهانی
گوینده (دوبلور): رضا زارعی
🌐 اطلاعات بیشتر همراه با لینک مشاهده در آپارات و یوتوب
🌾 @Sedanet | @Sophia_Kaveh
مصاحبه با جک راسل واینستین
برگردان: #کاوه_بهبهانی
گوینده (دوبلور): رضا زارعی
🌐 اطلاعات بیشتر همراه با لینک مشاهده در آپارات و یوتوب
🌾 @Sedanet | @Sophia_Kaveh
Audio
🎙چگونه تحلیلگر بهتری شویم؟
👤 فرزین رحیمی زنوز
دانشجوی دکترای اقتصاد سياسی
🔅چطور میتونم مسائل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی رو بهتر تحلیل کنم؟ چه فرقی بین تحلیل خوب و بد وجود داره؟
🔅 در این فایل صوتی قصد دارم به بیانی ساده، اصولی که جهت ارائه یک تحلیل درست باید رعایت کنیم رو بهتون معرفی کنم.
🔰 یک ساختار درست برای تحليل:
➖ در پاسخ به اینکه (سوال)، با علم به اینکه (مفروضات)، با استناد به (آمار و اطلاعات گردآوری شده)، میتوان نتیجه گرفت (فرضیه —> نظریه)
✅ این ساختار تحلیلی، به طور کامل در این درسگفتار کوتاه توضیح داده شده است.
#تفکر_انتقادی
🌾 @Sedanet | @LibertasFarzin
👤 فرزین رحیمی زنوز
دانشجوی دکترای اقتصاد سياسی
🔅چطور میتونم مسائل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی رو بهتر تحلیل کنم؟ چه فرقی بین تحلیل خوب و بد وجود داره؟
🔅 در این فایل صوتی قصد دارم به بیانی ساده، اصولی که جهت ارائه یک تحلیل درست باید رعایت کنیم رو بهتون معرفی کنم.
🔰 یک ساختار درست برای تحليل:
➖ در پاسخ به اینکه (سوال)، با علم به اینکه (مفروضات)، با استناد به (آمار و اطلاعات گردآوری شده)، میتوان نتیجه گرفت (فرضیه —> نظریه)
✅ این ساختار تحلیلی، به طور کامل در این درسگفتار کوتاه توضیح داده شده است.
#تفکر_انتقادی
🌾 @Sedanet | @LibertasFarzin
☘️ سهگانه ماجراهای دین و فلسفه
👤#یاسر_میردامادی
🔅در کنار زندگی شلوغ روزمرّه و به دور از چشمِ همگان ماجراهایی در هزارتوی دین و فلسفه در ایران و جهان رخ میدهد که شاید اثر مستقیم و سریعی بر زندگیمان نگذارند.
🔅وانگهی، ما که همه دینپژوه و فلسفهخوان نیستیم و حتی شاید از دور هم دستی بر آتش این امور نداشته باشیم. اما تجربه نشان داده که رخدادهای فکری ـــ به ظاهر ـــ بی سر و صدایِ دور و برمان میتوانند در میان یا دراز مدّت اثر ماندگاری بر زیست جمعیمان بگذارند.
🔅در «ماجراهای دین و فلسفه» به رخدادهایی میپردازیم که گرچه اکنون در حال نواخته شدن در ایران یا جهان اند صدایشان شاید بعداً به گوش برسد...
🔸ماجراهای دین و فلسفه (۱)
اسلامهای سیاسی، اعتماد و خلع «لباس پیامبر»
🔸ماجراهای دین و فلسفه (۲)
از نسبیانگاری و حدیثپژوهی تا نزاع بر سر «طبّ اسلامی»
🔸ماجراهای دین و فلسفه (۳):
از جدال آیتالله با روشنفکر تا اخلاق قرون وسطی و هانری کربنِ فراماسونر
🌾 @Sedanet
👤#یاسر_میردامادی
🔅در کنار زندگی شلوغ روزمرّه و به دور از چشمِ همگان ماجراهایی در هزارتوی دین و فلسفه در ایران و جهان رخ میدهد که شاید اثر مستقیم و سریعی بر زندگیمان نگذارند.
🔅وانگهی، ما که همه دینپژوه و فلسفهخوان نیستیم و حتی شاید از دور هم دستی بر آتش این امور نداشته باشیم. اما تجربه نشان داده که رخدادهای فکری ـــ به ظاهر ـــ بی سر و صدایِ دور و برمان میتوانند در میان یا دراز مدّت اثر ماندگاری بر زیست جمعیمان بگذارند.
🔅در «ماجراهای دین و فلسفه» به رخدادهایی میپردازیم که گرچه اکنون در حال نواخته شدن در ایران یا جهان اند صدایشان شاید بعداً به گوش برسد...
🔸ماجراهای دین و فلسفه (۱)
اسلامهای سیاسی، اعتماد و خلع «لباس پیامبر»
🔸ماجراهای دین و فلسفه (۲)
از نسبیانگاری و حدیثپژوهی تا نزاع بر سر «طبّ اسلامی»
🔸ماجراهای دین و فلسفه (۳):
از جدال آیتالله با روشنفکر تا اخلاق قرون وسطی و هانری کربنِ فراماسونر
🌾 @Sedanet
صدانت
اسلامهای سیاسی، اعتماد و خلع «لباس پیامبر»؛ نوشتاری از یاسر میردامادی • صدانت
اسلام سیاسی در ایران معمولا جریان یکدستی تصوّر میشود که به دنبال تصاحب قدرت سیاسی با ابزار دین بود، در سال ۵۷ به ثمر رسید سپس جریانهای سیاسی دیگر...
🗞پزشکان و روحانیون
✍️ #محمدجواد_کاشی
🔅این روزها پزشکان و پرستاران کانون توجه مردماند. حریصانه به سخنانشان گوش میسپرند، به نصایحشان جامه عمل میپوشند و قدردان زحماتشان هستند. پزشکان و پرستاران درست در کانون خطر حاضرند. در موقعیتهایی که مردم جرات حضور در آنجا را ندارند. به همین جهت چهرههای آنان قدسیت پیدا کرده است. وقتی برای تمدد اعصاب خود و بیمارانشان شادی میکنند و میرقصند، مردم قربان صدقهشان میروند و برایشان دعا میکنند. وقتی خبر از مرگ شان میرسد اندوهی عمیق بر جانشان مینشیند.
🔅ماجرای نسل ما در دهههای چهل و پنجاه همین طور شده بود. اما به جای ویروس کرونا، احساس از هم گسیختگی اخلاقی و معنوی داشتیم. توسعه شتابان پهلوی، نسل ما را سرگشته و بی معنا کرده بود. در آن روزگار، به جای پزشکان روحانیون به کانون توجه ما تبدیل شدند. ما حریصانه به سخنانشان گوش میسپردیم. به نصایحشان جامه عمل میپوشیدیم، و قدردان وجودشان بودیم. چهرهشان قدسیت پیدا کرده بود و اندوهشان به اندوه ما تبدیل میشد.
🔅ما زندگی میکردیم اما کمبود معنا و معنویت داشتیم، روحانیون نیز به ما کمک میکردند اما اقبال بیش از حد به آنها سبب شد خود را دائر مدار دینی کردن همه چیز کنند. از دین چتری ساختند که همه چیز ذیل آن معنا پیدا میکرد. سایبانی ساختند که هنر و زیبایی و فلسفه و عشق و علم و سیاست و حتی تخیلات و آرزوهای شخصی را باید ذیل آن تعریف میکردیم. تا اینجای کار مشکلی نداشت. پزشکان نیز وضع مشابهی دارند. پزشکان نیز گاهی همه چیز را پزشکینه میکنند. نشان میدهند چگونه باید سلامت را نقطه کانون زندگی قرار داد و همه چیز را به شرط رعایت موازین سلامت پذیرفت. هنر و ورزش و دین و راه رفتن و رقصیدن و دوستی کردن و ...
🔅اما یک تفاوت بنیادین میان روحانیون و پزشکان هست. نمیتوان تصور کرد که پزشکان امروز که مورد اقبال مردم واقع شدهاند یکباره متصدی حکومت شوند و با بار سنگین تبلیغاتی پزشکینه کردن همه امور زندگی را ترویج کنند، همه امکانهای تشویقی و تحمیلی و اجبار یک حکومت را هم به دست بگیرند تا کسی از موازین سلامت تخطی نکند. اما متاسفانه روحانیون چنین کردند.
🔅روحانیون دینی کردن جامعه را در دستور کار قرار دادند به این معنا که همه چیز را باید ذیل چتر دین فهم کرد و خود را دائرمدار همه چیز کردند. جامعه یکباره با روحانیون اقتصاد دان، صاحب نظر در امور فرهنگی، ادیب، شاعر، نقاش، مدیر، قاضی، مشاور روانی، مخترع، ورزشکار، لطیفه گو و حتی پزشک مواجه شد. همه چیز قرار شد دینی شود و برای این کار، تبلیغات و توزیع امکانات و رانت و تحمیل و اجبار هم به کار آمد. همه چیز دینی شد در حالیکه هر ناظر منصفی اعتراف میکند دین تا حدود بسیاری از جامعه رخت بر بسته است.
🔅در این روزها که پزشکان به کانون توجه مردم تبدیل شدهاند، روحانیون بزرگ هم مرجعیت آنان را تصدیق کردهاند و صرفاً مردم را به دعا تشویق میکنند. متاسفانه مخالفین نادان تمسخر میکنند چندانکه گویی آنها به جای درمان و مراعات اصول بهداشتی، مردم را به دعا ترغیب کردهاند. اتفاقاً روحانیون دقیقاً همانجا ایستادهاند که باید بایستند. در چنین موقعیتهایی حتما کسانی باید باشند که مرجعیت دعوت مردم به دعا خواندن را داشته باشند حیف که تا حدود زیادی این مرجعیت را از دست دادهاند.
🔅دعا جایگزین درمان نیست، پر کردن خلاء درمان است. درست همان کاری است که مانع پزشکینه کردن تام زندگی میشود. دعا بهره گیری از فرصت بیماری برای اعمال توجه به وجوه دیگر زندگی است. بدن سالم و پر انرژی از شکنندگی خود بی خبر است. توجه و تقدس پزشک، بازتاب خواست بیمار برای بازگشت دوباره سلامت و تداوم زندگی به همان سیاق گذشته است. دعا اما در هنگام خطر امکانی است برای تداوم زندگی اما با غنایی بیشتر از گذشته. دعا در فضای خطر و هراس از بیماری، یادآور ناخودبسندگی ماست. یادآور آنکه چندانکه خیال میکنیم جهان گرداگرد ما نمیچرخد. همیشه جامعه زخمهایی دارد و کسانی باید باشند تا از این زخمها نقطه عزیمتی برای استعلای معنوی جامعه بسازند.
🔅داستان پزشکان و روحانیون را گفتم، اما به همین سیاق میتوان داستان روحانیون و جامعه شناسان را گفت، داستان روحانیون و هنرمندان، داستان روحانیون و سیاستمداران. از این همه نتیجه میگیرم کاش اجازه دهیم هر صنف به سیاق نیاز و رنجی که در جامعه جاری است، مرجعیت پیدا کند و محل توجه واقع شود. باور کنیم جامعه پارههای گوناگون دارد و هر کدام با منطق درونی خودشان عمل میکنند. با این روایت، روحانیون هم جایگاه رفیع خود را بازخواهند یافت و جامعه به مثابه یک سمفونی زیبا، زندگی از سر خواهد گرفت.
🌾 @Sedanet | @javadkashi
✍️ #محمدجواد_کاشی
🔅این روزها پزشکان و پرستاران کانون توجه مردماند. حریصانه به سخنانشان گوش میسپرند، به نصایحشان جامه عمل میپوشند و قدردان زحماتشان هستند. پزشکان و پرستاران درست در کانون خطر حاضرند. در موقعیتهایی که مردم جرات حضور در آنجا را ندارند. به همین جهت چهرههای آنان قدسیت پیدا کرده است. وقتی برای تمدد اعصاب خود و بیمارانشان شادی میکنند و میرقصند، مردم قربان صدقهشان میروند و برایشان دعا میکنند. وقتی خبر از مرگ شان میرسد اندوهی عمیق بر جانشان مینشیند.
🔅ماجرای نسل ما در دهههای چهل و پنجاه همین طور شده بود. اما به جای ویروس کرونا، احساس از هم گسیختگی اخلاقی و معنوی داشتیم. توسعه شتابان پهلوی، نسل ما را سرگشته و بی معنا کرده بود. در آن روزگار، به جای پزشکان روحانیون به کانون توجه ما تبدیل شدند. ما حریصانه به سخنانشان گوش میسپردیم. به نصایحشان جامه عمل میپوشیدیم، و قدردان وجودشان بودیم. چهرهشان قدسیت پیدا کرده بود و اندوهشان به اندوه ما تبدیل میشد.
🔅ما زندگی میکردیم اما کمبود معنا و معنویت داشتیم، روحانیون نیز به ما کمک میکردند اما اقبال بیش از حد به آنها سبب شد خود را دائر مدار دینی کردن همه چیز کنند. از دین چتری ساختند که همه چیز ذیل آن معنا پیدا میکرد. سایبانی ساختند که هنر و زیبایی و فلسفه و عشق و علم و سیاست و حتی تخیلات و آرزوهای شخصی را باید ذیل آن تعریف میکردیم. تا اینجای کار مشکلی نداشت. پزشکان نیز وضع مشابهی دارند. پزشکان نیز گاهی همه چیز را پزشکینه میکنند. نشان میدهند چگونه باید سلامت را نقطه کانون زندگی قرار داد و همه چیز را به شرط رعایت موازین سلامت پذیرفت. هنر و ورزش و دین و راه رفتن و رقصیدن و دوستی کردن و ...
🔅اما یک تفاوت بنیادین میان روحانیون و پزشکان هست. نمیتوان تصور کرد که پزشکان امروز که مورد اقبال مردم واقع شدهاند یکباره متصدی حکومت شوند و با بار سنگین تبلیغاتی پزشکینه کردن همه امور زندگی را ترویج کنند، همه امکانهای تشویقی و تحمیلی و اجبار یک حکومت را هم به دست بگیرند تا کسی از موازین سلامت تخطی نکند. اما متاسفانه روحانیون چنین کردند.
🔅روحانیون دینی کردن جامعه را در دستور کار قرار دادند به این معنا که همه چیز را باید ذیل چتر دین فهم کرد و خود را دائرمدار همه چیز کردند. جامعه یکباره با روحانیون اقتصاد دان، صاحب نظر در امور فرهنگی، ادیب، شاعر، نقاش، مدیر، قاضی، مشاور روانی، مخترع، ورزشکار، لطیفه گو و حتی پزشک مواجه شد. همه چیز قرار شد دینی شود و برای این کار، تبلیغات و توزیع امکانات و رانت و تحمیل و اجبار هم به کار آمد. همه چیز دینی شد در حالیکه هر ناظر منصفی اعتراف میکند دین تا حدود بسیاری از جامعه رخت بر بسته است.
🔅در این روزها که پزشکان به کانون توجه مردم تبدیل شدهاند، روحانیون بزرگ هم مرجعیت آنان را تصدیق کردهاند و صرفاً مردم را به دعا تشویق میکنند. متاسفانه مخالفین نادان تمسخر میکنند چندانکه گویی آنها به جای درمان و مراعات اصول بهداشتی، مردم را به دعا ترغیب کردهاند. اتفاقاً روحانیون دقیقاً همانجا ایستادهاند که باید بایستند. در چنین موقعیتهایی حتما کسانی باید باشند که مرجعیت دعوت مردم به دعا خواندن را داشته باشند حیف که تا حدود زیادی این مرجعیت را از دست دادهاند.
🔅دعا جایگزین درمان نیست، پر کردن خلاء درمان است. درست همان کاری است که مانع پزشکینه کردن تام زندگی میشود. دعا بهره گیری از فرصت بیماری برای اعمال توجه به وجوه دیگر زندگی است. بدن سالم و پر انرژی از شکنندگی خود بی خبر است. توجه و تقدس پزشک، بازتاب خواست بیمار برای بازگشت دوباره سلامت و تداوم زندگی به همان سیاق گذشته است. دعا اما در هنگام خطر امکانی است برای تداوم زندگی اما با غنایی بیشتر از گذشته. دعا در فضای خطر و هراس از بیماری، یادآور ناخودبسندگی ماست. یادآور آنکه چندانکه خیال میکنیم جهان گرداگرد ما نمیچرخد. همیشه جامعه زخمهایی دارد و کسانی باید باشند تا از این زخمها نقطه عزیمتی برای استعلای معنوی جامعه بسازند.
🔅داستان پزشکان و روحانیون را گفتم، اما به همین سیاق میتوان داستان روحانیون و جامعه شناسان را گفت، داستان روحانیون و هنرمندان، داستان روحانیون و سیاستمداران. از این همه نتیجه میگیرم کاش اجازه دهیم هر صنف به سیاق نیاز و رنجی که در جامعه جاری است، مرجعیت پیدا کند و محل توجه واقع شود. باور کنیم جامعه پارههای گوناگون دارد و هر کدام با منطق درونی خودشان عمل میکنند. با این روایت، روحانیون هم جایگاه رفیع خود را بازخواهند یافت و جامعه به مثابه یک سمفونی زیبا، زندگی از سر خواهد گرفت.
🌾 @Sedanet | @javadkashi
🗞 مرگ در بیداری
✍️ #احسان_رضایی
🔅هراکلیتوس، فیلسوف یونانی که داریوش شاه از او برای حضور در دربارش دعوت کرده بود، ۲۶قرن پیش در کتاب «دربارۀ طبیعت» خود نوشت: «مرگ است آنچه ما در بیداری میبینیم، آما آنچه که خوابیده میبینیم رویاست.» (کتاب «نخستین فیلسوفان یونان» نوشتۀ شرفالدین خراسانی، ص ۲۳۷)
🔅این گفتۀ هراکلیتوس، وضعیتی است که حداقل بخشی از جامعۀ ما دارد. آنهایی که مدام اخبار و هشدارهای مربوط به همهگیری کرونا و دعوت به ماندن در خانه را میشنوند، اما باز عازم خرید و سفر و تفریح هستند و فقط در مواجهه با دوربین صداوسیما است که خودشان به یکی از هشداردهندگان تبدیل میشوند و پیامهای مبارزه با چرخۀ انتقال ویروس را تکرار میکنند. آنها مرگ را در بیداری میبینند و باز به رویا پناه میبرند. چرا؟
🔅اروین یالوم، روانپزشک آمریکایی که در ایران با رمانهایش شهرت دارد، میگوید این نوع برخورد با موضوع مرگ، نوعی فرار روانی است. اینکه شخص خودش را در برابر بیماری و مرگ، استثنا فرض میکند. او از داستان «مرگ ایوان ایلیچ» تولستوی مثال میآورد و میگوید: «اعتقاد به استثنا بودن، اجازه میدهد از طبیعت به درآییم و ملالی را که همدممان است، تاب بیاوریم: تنهایی، آگاهی از ناچیزیمان در برابر ابهت دنیای بیرون، وابسته بودنمان، کارکردهای جسم که به طبیعت پیوندمان میدهد و مهمتر از همه، مرگی که بیوقفه در آستانۀ خودآگاهی میغرد. اعتقاد به مستثنا بودنمان از قانون طبیعت، شالودۀ بسیاری از جنبههای رفتاریمان است. بر شجاعتمان میافزاید و اجازه میدهد بدون هراس از نابودی خود، با خطر رودررو شویم.» (کتاب «رواندرمانی اگزیستانسیال»، ترجمۀ سپیده حبیب، ص ۱۷۹)
🔅اما آیا واقعاً ما استثنا هستیم؟ آیا مثل پادشاهان هخامنشی همه چیز دنیا را توی مشت خود داریم؟ رولف دوبلی، کارآفرین سوئیسی داستانی را تعریف میکند از مردی که هر روز ساعت ۹صبح به میدان شهر میآمد و کلاه قرمزش را تکان میداد و میرفت. یک روز مأمور پلیس از او پرسید منظورش از تکرار این کار چیست؟ مرد گفت دارد زرافهها را از شهر دور نگه میدارد. پلیس گفت: «اما اینجا که زرافهای نیست!» و مرد جواب داد: «خب پس من کارم را خوب انجام دادهام.» (کتاب «هنر شفاف اندیشیدن»، ترجمه عادل فردوسیپور، ص ۷۳) شاید این ایام، فرصت خوبی باشد برای فکر کردن به کلاههای قرمز.
🌾 @Sedanet | @ehsanname
✍️ #احسان_رضایی
🔅هراکلیتوس، فیلسوف یونانی که داریوش شاه از او برای حضور در دربارش دعوت کرده بود، ۲۶قرن پیش در کتاب «دربارۀ طبیعت» خود نوشت: «مرگ است آنچه ما در بیداری میبینیم، آما آنچه که خوابیده میبینیم رویاست.» (کتاب «نخستین فیلسوفان یونان» نوشتۀ شرفالدین خراسانی، ص ۲۳۷)
🔅این گفتۀ هراکلیتوس، وضعیتی است که حداقل بخشی از جامعۀ ما دارد. آنهایی که مدام اخبار و هشدارهای مربوط به همهگیری کرونا و دعوت به ماندن در خانه را میشنوند، اما باز عازم خرید و سفر و تفریح هستند و فقط در مواجهه با دوربین صداوسیما است که خودشان به یکی از هشداردهندگان تبدیل میشوند و پیامهای مبارزه با چرخۀ انتقال ویروس را تکرار میکنند. آنها مرگ را در بیداری میبینند و باز به رویا پناه میبرند. چرا؟
🔅اروین یالوم، روانپزشک آمریکایی که در ایران با رمانهایش شهرت دارد، میگوید این نوع برخورد با موضوع مرگ، نوعی فرار روانی است. اینکه شخص خودش را در برابر بیماری و مرگ، استثنا فرض میکند. او از داستان «مرگ ایوان ایلیچ» تولستوی مثال میآورد و میگوید: «اعتقاد به استثنا بودن، اجازه میدهد از طبیعت به درآییم و ملالی را که همدممان است، تاب بیاوریم: تنهایی، آگاهی از ناچیزیمان در برابر ابهت دنیای بیرون، وابسته بودنمان، کارکردهای جسم که به طبیعت پیوندمان میدهد و مهمتر از همه، مرگی که بیوقفه در آستانۀ خودآگاهی میغرد. اعتقاد به مستثنا بودنمان از قانون طبیعت، شالودۀ بسیاری از جنبههای رفتاریمان است. بر شجاعتمان میافزاید و اجازه میدهد بدون هراس از نابودی خود، با خطر رودررو شویم.» (کتاب «رواندرمانی اگزیستانسیال»، ترجمۀ سپیده حبیب، ص ۱۷۹)
🔅اما آیا واقعاً ما استثنا هستیم؟ آیا مثل پادشاهان هخامنشی همه چیز دنیا را توی مشت خود داریم؟ رولف دوبلی، کارآفرین سوئیسی داستانی را تعریف میکند از مردی که هر روز ساعت ۹صبح به میدان شهر میآمد و کلاه قرمزش را تکان میداد و میرفت. یک روز مأمور پلیس از او پرسید منظورش از تکرار این کار چیست؟ مرد گفت دارد زرافهها را از شهر دور نگه میدارد. پلیس گفت: «اما اینجا که زرافهای نیست!» و مرد جواب داد: «خب پس من کارم را خوب انجام دادهام.» (کتاب «هنر شفاف اندیشیدن»، ترجمه عادل فردوسیپور، ص ۷۳) شاید این ایام، فرصت خوبی باشد برای فکر کردن به کلاههای قرمز.
🌾 @Sedanet | @ehsanname
☘️ معرفی کتاب «قرآن مورخین»
✍️ سیدمحمدامین نایب پور
🔅یکی از محاسن بزرگ کتاب قرآن مورخان کار نویسندگانش در ساختاربندی متن قرآن است. در حقیقت قرآن متنی است که دسترسی به آن دشوار است و گاه بدون کمک یک شارح غیرقابل درک است. طبق روایات مسلمانان از ۱۱۴ سوره تشکیل شده است که بین ۶۱۲ تا ۶۳۲ میلادی به حضرت محمد (ص) در مکه و مدینه نازل شده است. این متن به طور کلی با ژانر روایت موجود در سایر متون مقدس (مثلاً عهدین)، که جداول تاریخی خود را با راحتی دنبال می کنند ، فرق می کند. علاوه بر این ، قرآن به ترتیب زمانی وحی تنظیم نشده است؛ و همچنین هر بار که با یک موضوع خاص سروکار دارد.
🔅اولین تصوری که هنگام خواندن قرآن بوجود می آید انفجار ساختار آن، گذر ناگهانی از بخش های عمدتاً تاریخی (داستانهایی مربوط به اوضاع مسلمانان، روابط آنها با مسیحیان، یهودیان و مشرکان )، به بخش هایی از اطلاع رسانی در مورد خدا، جهان، آفرینش یا سرنوشت روح انسان. مضامین تاریخی با ملاحظات اخلاقی و معنوی و همچنین محتوای قانونگذاری و روابط بین مسلمانان و سایر گروه های عربی آمیخته شده است.
🔅در جلد دوم قرآن مورخان، محققان سوره های مختلف را توصیف می کنند و آنها را با توجه به وحدت معنایی یا موضوعی خود به گروه هایی از آیات تقسیم می کنند. آنها سوره به سوره را تجزیه و تحلیل کرده و ساختار آنها را توصیف می کنند. سپس هریک از آیات را توضیح می دهند.
🔅برای غلبه بر این مشکلات، قرآن مورخان با استفاده از فیلولوژی روش خود را معین کرده است. علمی که منشأ اثرات بزرگی بود که در قرن 19 بر روی متون روایات یهودی و مسیحی انجام شد. در واقع این علم در هماهنگی با علوم دقیقه، برای جایگزینی تصورات خارق العاده از متون با دیدگاههای واضح عصر علم پایه گذاری شد. این کتاب نیز چنین تمایلی را برای فاصله گرفتن از ویژگی متعالیه و رابطه مؤمنانه در رابطه با متن قرآن پیش گرفته است. از ملاحظات مقدس فاصله می گیرد و به قرآن به عنوان یک سند تاریخی، زبانی یا ادبی نزدیک می شود. از این رو، هدف از تقدس زدایی، که از قبل از کارهای پیشگامانه ریچارد سایمون در قرن هفدهم میلادی در عهد عتیق و جدید در فرهنگ غربی وجود داشته است، هدف قرآن مورخان است. این کتاب مطالعات تاریخی را که بیش از یک قرن انجام شده است، عمدتاً در غرب، گرد هم می آورد با تمرکز بر موضوع منشأ متن.
🔅محققان برای هر کلمه، بیان یا گزاره، رابطه بین زبان عربی و سایر زبانهای سامی را در مرکز تحلیل قرار می دهند، ضمن اینکه باز، خارج از جستجوی این رابطه به هویت زبان عربی هم عنایات دارند. این کار شامل یک تفسیر است که به دنبال آن متن قرآن است که در دو مرحله ادامه می یابد: توصیف ساختار کلی هر سوره و سپس توضیح آیات.
🔅براین اساس می توان کار نویسندگان قرآن مورخان را مخلوطی از تفسیر، فیلولوژی و کلام دانست که درپس زمینه آن ایده تمرکزگریزی متن دریدا در جریان است.
✅ در گذشته نیز قرآن مورخین توسط سعید جازاری معمویی (عضو لابراتوار مطالعات دین مدرسه عملی مطالعات عالی سوربون) معرفی شده بود، آن را در اینجا بخوانید.
🌾 @Sedanet
✍️ سیدمحمدامین نایب پور
🔅یکی از محاسن بزرگ کتاب قرآن مورخان کار نویسندگانش در ساختاربندی متن قرآن است. در حقیقت قرآن متنی است که دسترسی به آن دشوار است و گاه بدون کمک یک شارح غیرقابل درک است. طبق روایات مسلمانان از ۱۱۴ سوره تشکیل شده است که بین ۶۱۲ تا ۶۳۲ میلادی به حضرت محمد (ص) در مکه و مدینه نازل شده است. این متن به طور کلی با ژانر روایت موجود در سایر متون مقدس (مثلاً عهدین)، که جداول تاریخی خود را با راحتی دنبال می کنند ، فرق می کند. علاوه بر این ، قرآن به ترتیب زمانی وحی تنظیم نشده است؛ و همچنین هر بار که با یک موضوع خاص سروکار دارد.
🔅اولین تصوری که هنگام خواندن قرآن بوجود می آید انفجار ساختار آن، گذر ناگهانی از بخش های عمدتاً تاریخی (داستانهایی مربوط به اوضاع مسلمانان، روابط آنها با مسیحیان، یهودیان و مشرکان )، به بخش هایی از اطلاع رسانی در مورد خدا، جهان، آفرینش یا سرنوشت روح انسان. مضامین تاریخی با ملاحظات اخلاقی و معنوی و همچنین محتوای قانونگذاری و روابط بین مسلمانان و سایر گروه های عربی آمیخته شده است.
🔅در جلد دوم قرآن مورخان، محققان سوره های مختلف را توصیف می کنند و آنها را با توجه به وحدت معنایی یا موضوعی خود به گروه هایی از آیات تقسیم می کنند. آنها سوره به سوره را تجزیه و تحلیل کرده و ساختار آنها را توصیف می کنند. سپس هریک از آیات را توضیح می دهند.
🔅برای غلبه بر این مشکلات، قرآن مورخان با استفاده از فیلولوژی روش خود را معین کرده است. علمی که منشأ اثرات بزرگی بود که در قرن 19 بر روی متون روایات یهودی و مسیحی انجام شد. در واقع این علم در هماهنگی با علوم دقیقه، برای جایگزینی تصورات خارق العاده از متون با دیدگاههای واضح عصر علم پایه گذاری شد. این کتاب نیز چنین تمایلی را برای فاصله گرفتن از ویژگی متعالیه و رابطه مؤمنانه در رابطه با متن قرآن پیش گرفته است. از ملاحظات مقدس فاصله می گیرد و به قرآن به عنوان یک سند تاریخی، زبانی یا ادبی نزدیک می شود. از این رو، هدف از تقدس زدایی، که از قبل از کارهای پیشگامانه ریچارد سایمون در قرن هفدهم میلادی در عهد عتیق و جدید در فرهنگ غربی وجود داشته است، هدف قرآن مورخان است. این کتاب مطالعات تاریخی را که بیش از یک قرن انجام شده است، عمدتاً در غرب، گرد هم می آورد با تمرکز بر موضوع منشأ متن.
🔅محققان برای هر کلمه، بیان یا گزاره، رابطه بین زبان عربی و سایر زبانهای سامی را در مرکز تحلیل قرار می دهند، ضمن اینکه باز، خارج از جستجوی این رابطه به هویت زبان عربی هم عنایات دارند. این کار شامل یک تفسیر است که به دنبال آن متن قرآن است که در دو مرحله ادامه می یابد: توصیف ساختار کلی هر سوره و سپس توضیح آیات.
🔅براین اساس می توان کار نویسندگان قرآن مورخان را مخلوطی از تفسیر، فیلولوژی و کلام دانست که درپس زمینه آن ایده تمرکزگریزی متن دریدا در جریان است.
✅ در گذشته نیز قرآن مورخین توسط سعید جازاری معمویی (عضو لابراتوار مطالعات دین مدرسه عملی مطالعات عالی سوربون) معرفی شده بود، آن را در اینجا بخوانید.
🌾 @Sedanet
Telegram
بایگانی صدانت
📘Coffret Le Coran des historiens (Français) Coffret produits
✒️de Collectif (Auteur)
✒️Ali Amir-moezzi (Réalisateur)
✒️Guillaume Dye (Réalisateur)
🌾 @Sedanet
✒️de Collectif (Auteur)
✒️Ali Amir-moezzi (Réalisateur)
✒️Guillaume Dye (Réalisateur)
🌾 @Sedanet
☘️ گفتمان انصاف در فوتبال و سیاست: مطالعه موردی برنامه نود
✍️ #حسین_دباغ و #اندرو_ادگار
🔅این مقاله مفهوم «انصاف» را در دو عرصه ورزش (فوتبال) و سیاست بررسی میکند. نویسندگان کوشش میکنند نشان دهند فوتبال میتواند فضا را برای انصاف ورزی در جامعه گسترش دهد. همچنین فوتبال میتواند با تزریق گفتمان «انصاف» سیاست حاکم بر جامعه را نسبت به اخلاق حساستر کند. نویسندگان برای پیشبرد استدلال خود متوسل به نمونه برنامه جنجالی نود در ایران شدهاند تا مدعای خود را تثبیت کنند.
🔅تجربه برنامه نود نشان میدهد میتوان گفتمان «انصاف» و بحث اخلاقی حول آن را از طریق فوتبال در جامعه تزریق کرد. استدلال فلسفی موجود در مقاله یک استدلال ویتگنشتاینی است، به این معنا که ورزش را به مثابه یک نحوه زیست تلقی میکند که از طریق آن برای کاربران و کنشگران ورزش فضایی ایجاد می کند تا زبانی مختص آن را خلق کنند.
🌐 متن کامل این مقاله (به زبان انگلیسی) + PDF
🌾 @Sedanet | @Hossein_dabbagh
✍️ #حسین_دباغ و #اندرو_ادگار
🔅این مقاله مفهوم «انصاف» را در دو عرصه ورزش (فوتبال) و سیاست بررسی میکند. نویسندگان کوشش میکنند نشان دهند فوتبال میتواند فضا را برای انصاف ورزی در جامعه گسترش دهد. همچنین فوتبال میتواند با تزریق گفتمان «انصاف» سیاست حاکم بر جامعه را نسبت به اخلاق حساستر کند. نویسندگان برای پیشبرد استدلال خود متوسل به نمونه برنامه جنجالی نود در ایران شدهاند تا مدعای خود را تثبیت کنند.
🔅تجربه برنامه نود نشان میدهد میتوان گفتمان «انصاف» و بحث اخلاقی حول آن را از طریق فوتبال در جامعه تزریق کرد. استدلال فلسفی موجود در مقاله یک استدلال ویتگنشتاینی است، به این معنا که ورزش را به مثابه یک نحوه زیست تلقی میکند که از طریق آن برای کاربران و کنشگران ورزش فضایی ایجاد می کند تا زبانی مختص آن را خلق کنند.
🌐 متن کامل این مقاله (به زبان انگلیسی) + PDF
🌾 @Sedanet | @Hossein_dabbagh
🎥 گفتوگوی زنده اینستاگرامی کاوه بهبهانی و علی امتیاز با عنوان «نظریههای ادراک» فروردین ۱۳۹۹
مشاهده در یوتوب | مشاهده در آپارات
instagram.com/alirezaemtiaz
instagram.com/kavehbehbahani
مشاهده در یوتوب | مشاهده در آپارات
instagram.com/alirezaemtiaz
instagram.com/kavehbehbahani
YouTube
نظریههای ادراک در گفتگو با کاوه بهبهانی
گفتوگوی زنده اینستاگرامی علیرضا امتیاز با کاوه بهبهانی با عنوان «نظریههای ادراک» فروردین ۱۳۹۹
instagram.com/alirezaemtiaz
instagram.com/kavehbehbahani
instagram.com/alirezaemtiaz
instagram.com/kavehbehbahani
☘️ احساس بطالت و کسالت
✍️ #مرتضی_مردیها
🔅...میخواهم بگویم این صفت حوصله سررفتن و حس بطالت و اندیشیدن به پرسشهای بیپاسخ ناظر به معنای هستی و سرنوشت و اشتباهات و پشیمانیها و بدبیاریها و شرم از گذشته و ترس از آینده و دلهرۀ اینکه چه بر سرمان خواهد آمد و نهایتاً میل به فراموشی و اقدام به فرار از اینها به شلوغنای مشغولیت وصفی است که برای انسان رشدیافتۀ معاصر بیشتر از پیشینیان است. نه فقط در تعریف انسان میشود گفت حیوانی که حوصلهاش سر میرود بلکه در مورد انسانهای معاصر هم میشود گفت انسانهایی که بیش حوصلهشان سر میرود...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @Mardihamorteza
✍️ #مرتضی_مردیها
🔅...میخواهم بگویم این صفت حوصله سررفتن و حس بطالت و اندیشیدن به پرسشهای بیپاسخ ناظر به معنای هستی و سرنوشت و اشتباهات و پشیمانیها و بدبیاریها و شرم از گذشته و ترس از آینده و دلهرۀ اینکه چه بر سرمان خواهد آمد و نهایتاً میل به فراموشی و اقدام به فرار از اینها به شلوغنای مشغولیت وصفی است که برای انسان رشدیافتۀ معاصر بیشتر از پیشینیان است. نه فقط در تعریف انسان میشود گفت حیوانی که حوصلهاش سر میرود بلکه در مورد انسانهای معاصر هم میشود گفت انسانهایی که بیش حوصلهشان سر میرود...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @Mardihamorteza
صدانت
یادداشت مرتضی مردیها با عنوان «احساس بطالت و کسالت» • صدانت
اینک میخواهم بگویم این صفت حوصله سررفتن و حس بطالت و اندیشیدن به پرسشهای بیپاسخ ناظر به معنای هستی و سرنوشت و اشتباهات و پشیمانیها و بدبیاریها و ...
⚫️ رضا بابایی درگذشت.
خبر کوتاه و جانکاه است. نویسندهای آراسته به انصاف، دردمندی و حقگویی که سالها با یادداشتهای فرهنگپرور او خو گرفته بودیم.
از دست دادن این شخصیت والا و محقق دردآشنا که سالها برای ما و با ما گفت و نوشت، به ویژه در این روزگار عُسرت، تلخ و سنگین است. حضور اثربخش و مسئولانهی او در عرصهی فرهنگ و روشنگری با آن قلم گرم و بیان صمیمی و دردمند نزد اهل انصاف و دانش پوشیده نیست. سوگوارانه با او وداع میکنیم و از اینکه به اقتضای این ایام نمیتوانیم به طرز شایستهای او را بدرقه کنیم احساس غبن و حرمان میکنیم.
رضا بابایی درگذشت اما کوششهای ارزشمند او در عرصه فرهنگ و اندیشه پرتوافشان است و یاد روشن او در ضمیر دوستدارانش باقی خواهد ماند.
صدانت با اندوه و تاثر فراوان این اتفاق تلخ را به دوستداران رضا بابایی و اهالی فرهنگ تسلیت میگوید.
خبر کوتاه و جانکاه است. نویسندهای آراسته به انصاف، دردمندی و حقگویی که سالها با یادداشتهای فرهنگپرور او خو گرفته بودیم.
از دست دادن این شخصیت والا و محقق دردآشنا که سالها برای ما و با ما گفت و نوشت، به ویژه در این روزگار عُسرت، تلخ و سنگین است. حضور اثربخش و مسئولانهی او در عرصهی فرهنگ و روشنگری با آن قلم گرم و بیان صمیمی و دردمند نزد اهل انصاف و دانش پوشیده نیست. سوگوارانه با او وداع میکنیم و از اینکه به اقتضای این ایام نمیتوانیم به طرز شایستهای او را بدرقه کنیم احساس غبن و حرمان میکنیم.
رضا بابایی درگذشت اما کوششهای ارزشمند او در عرصه فرهنگ و اندیشه پرتوافشان است و یاد روشن او در ضمیر دوستدارانش باقی خواهد ماند.
صدانت با اندوه و تاثر فراوان این اتفاق تلخ را به دوستداران رضا بابایی و اهالی فرهنگ تسلیت میگوید.
Forwarded from بایگانی صدانت
رضا بابایی: این دنیا شکنجهگاه است؛ چون هر آن ممکن است یک خبر بد یا حادثه بد به انسان برسد. به همین خاطر میگویم این دنیا را برای مردم سخت تر نکنید...
نکوداشت #رضا_بابایی - 3 بهمن 98
🌾 @Sedanet
🌾 @Rezababaei43
نکوداشت #رضا_بابایی - 3 بهمن 98
🌾 @Sedanet
🌾 @Rezababaei43
☘️ بخشی از سخنان رضا بابایی در مناظره با مهدی ابوطالبی در برنامه زاویه
▫️ ۱۱ اسفند ۹۵ - شبکه ۴ سیما
🌐 مشاهده کامل این مناظره همراه با متن و فایل صوتی
🌾 @Sedanet
▫️ ۱۱ اسفند ۹۵ - شبکه ۴ سیما
🌐 مشاهده کامل این مناظره همراه با متن و فایل صوتی
🌾 @Sedanet
Instagram
وبسایت فرهنگی صدانت
. بخشی از سخنان #رضا_بابایی در مناظره با #مهدی_ابوطالبی در #برنامه_زاویه لینک کامل فیلم #مناظره در کامنتها
☘️ آخرین نوشتار رضا بابایی:
بر خود ببالید
ما امیدوارترین مردم دنیا بودیم. هیچ ملتی همچون ما آسان دل نمیبست و معصومانه اعتماد نمیکرد. شمشیرهای خطا و خنجرهای جفا رشته امید ما را نبرید. در تندباد حوادث، از جان برای شمع امیدمان سرپناه میساختیم. هزاران روز را به انتظار لبخندی میگذراندیم، اگرچه جز خشم و خشونت نمیدیدیم. آنان که اکنون ما را از هر تغییری ناامید کردند بر خود ببالند که مردمی شیدا و عاشق را بر خاکستر افسردگی نشاندند.
شناسنامهام را میبینم. جایی برای مُهر جدید نمانده است. ما را شرمنده شناسنامههایمان هم کردید. فردا نسلی از راه میرسد که چراغ امیدش را در جایی دیگر روشن میکند؛ آنجا که دست شما به آن نمیرسد.
رضا بابایی
۹۸/۱۱/۱۹
🌾 @Sedanet
بر خود ببالید
ما امیدوارترین مردم دنیا بودیم. هیچ ملتی همچون ما آسان دل نمیبست و معصومانه اعتماد نمیکرد. شمشیرهای خطا و خنجرهای جفا رشته امید ما را نبرید. در تندباد حوادث، از جان برای شمع امیدمان سرپناه میساختیم. هزاران روز را به انتظار لبخندی میگذراندیم، اگرچه جز خشم و خشونت نمیدیدیم. آنان که اکنون ما را از هر تغییری ناامید کردند بر خود ببالند که مردمی شیدا و عاشق را بر خاکستر افسردگی نشاندند.
شناسنامهام را میبینم. جایی برای مُهر جدید نمانده است. ما را شرمنده شناسنامههایمان هم کردید. فردا نسلی از راه میرسد که چراغ امیدش را در جایی دیگر روشن میکند؛ آنجا که دست شما به آن نمیرسد.
رضا بابایی
۹۸/۱۱/۱۹
🌾 @Sedanet
📁 مروری بر برخی از مطالب رضا بابایی
☘️ پرسش صدانت از رضا بابایی
پیرامون افول روشنفکری دینی
متن - خرداد ۱۳۹۷
☘️ دین و دینداری در جهان معاصر
سخنرانی - صوت - آبان ۱۳۹۷
☘️ دین و تمدن سازی
مناظره رضا بابایی و مهدی ابوطالبی
فیلم - اسفند ۱۳۹۵ - شبکه ۴ سیما
☘️ واکنش رضا بابایی به سخنان عبدالله جوادی آملی
متن - پیرامون ربا و بانک - فروردین ۱۳۹۵
☘️ دمی با کتاب «دیانت و عقلانیت» اثر رضا بابایی
نویسنده: مسعود قربانی - مهر ۱۳۹۷
☘️ معرفی و بررسی کتاب دیانت و عقلانیت با حضور رضا بابایی
نشست های گفتار و اندیشه - صوت - خرداد ۱۳۹۷
☘️ روشنفکری و معنویت
نوشتار - شهریور ۱۳۹۵
☘️ وقف از نگاه اخلاق و عرفان
مقاله - پاییز ۱۳۸۹
☘️ دروغهای معنوی
نوشتار - بهمن ۱۳۹۵
🌾 @Sedanet | @RezaBabaei43
☘️ پرسش صدانت از رضا بابایی
پیرامون افول روشنفکری دینی
متن - خرداد ۱۳۹۷
☘️ دین و دینداری در جهان معاصر
سخنرانی - صوت - آبان ۱۳۹۷
☘️ دین و تمدن سازی
مناظره رضا بابایی و مهدی ابوطالبی
فیلم - اسفند ۱۳۹۵ - شبکه ۴ سیما
☘️ واکنش رضا بابایی به سخنان عبدالله جوادی آملی
متن - پیرامون ربا و بانک - فروردین ۱۳۹۵
☘️ دمی با کتاب «دیانت و عقلانیت» اثر رضا بابایی
نویسنده: مسعود قربانی - مهر ۱۳۹۷
☘️ معرفی و بررسی کتاب دیانت و عقلانیت با حضور رضا بابایی
نشست های گفتار و اندیشه - صوت - خرداد ۱۳۹۷
☘️ روشنفکری و معنویت
نوشتار - شهریور ۱۳۹۵
☘️ وقف از نگاه اخلاق و عرفان
مقاله - پاییز ۱۳۸۹
☘️ دروغهای معنوی
نوشتار - بهمن ۱۳۹۵
🌾 @Sedanet | @RezaBabaei43
☘️ نجات
✍️ #رضا_بابایی - 96/8/23
🔅عبارات زیر، اگرچه از سیمون وی در کتاب «نامه به یک کشیش» است، در واقع محصول دو هزار سال تجربۀ الهیاتی مسیحیان و پس از دهها جنگ خونین و میلیونها کشته و نابودی چندین کشور و شهر، و تباهی عمر و زندگانی چندین نسل، و رنج كشيدن صدها میلیون انسان مظلوم و بیگناه است:
🔅«مسیح، همۀ کسانی را که به او میگویند "ای عیسی مسیح، ای عیسی مسیح"، نجات نمیدهد؛ اما همۀ کسانی را که به حکم قلبی پاک، قطعهنانی به گرسنهای میدهند، بیآنکه حتی سر سوزنی در فکر مسیح باشند، نجات میدهد... بنابراین یک ملحد یا کافر نیز که میتواند شفقت بیشائبه داشته باشد، درست به اندازۀ یک مسیحی [واقعی] به خدا نزدیک است و در نتیجه او را به همان اندازه میشناسد؛ گرچه شناختش به عبارات دیگری بیان شود، یا ناگفته بماند.»
(نامه به یک کشیش، ص120 و 122)
🌾 @Sedanet | @RezaBabaei43
✍️ #رضا_بابایی - 96/8/23
🔅عبارات زیر، اگرچه از سیمون وی در کتاب «نامه به یک کشیش» است، در واقع محصول دو هزار سال تجربۀ الهیاتی مسیحیان و پس از دهها جنگ خونین و میلیونها کشته و نابودی چندین کشور و شهر، و تباهی عمر و زندگانی چندین نسل، و رنج كشيدن صدها میلیون انسان مظلوم و بیگناه است:
🔅«مسیح، همۀ کسانی را که به او میگویند "ای عیسی مسیح، ای عیسی مسیح"، نجات نمیدهد؛ اما همۀ کسانی را که به حکم قلبی پاک، قطعهنانی به گرسنهای میدهند، بیآنکه حتی سر سوزنی در فکر مسیح باشند، نجات میدهد... بنابراین یک ملحد یا کافر نیز که میتواند شفقت بیشائبه داشته باشد، درست به اندازۀ یک مسیحی [واقعی] به خدا نزدیک است و در نتیجه او را به همان اندازه میشناسد؛ گرچه شناختش به عبارات دیگری بیان شود، یا ناگفته بماند.»
(نامه به یک کشیش، ص120 و 122)
🌾 @Sedanet | @RezaBabaei43
☘️ «با گذشت از ما یاد کنید»؛ به یاد رضا بابایی
✍️ سید حسن اسلامی اردکانی
دوشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۹
🔅خبر فوت دوست تازه ازدسترفته رضا بابایی، گرچه پیشبینیپذیر بود، با این همه مانند همه مرگها نامنتظره مینمود و مرا لحظهای خشک کرد و به اندیشه فروبرد. بابایی به نسلی تعلق داشت که کمتر لبخند زندگی را دید و بیشتر با درشتیهای آن سر و کله زد. این نسل نوجوانیاش در «آرمان» انقلاب صرف شد، جوانیاش در بحبوحه جنگ رنگ باخت، آرمانهای برابریخواهانهاش به نام توسعه اقتصادی لگدمال شد و خواستههای آزادیخواهانهاش به نام عدالت اجتماعی نادیده گرفته شد. ناگهان چشم گشود و دید از سادهترین مواهب زندگی بیبهره مانده است و حتی فرصتی برای خنده به طبیعت و گشتی در جنگل یا بوییدن گلی و خیره شدن به طلوع یا غروب خورشید را نیافته است. همه عمر در پی آرمانهای بزرگ و درشت دویده است و چه بسا عدالتهای کوچک را «در هوس رسیدن به عدالت بزرگتر قربانی» کرده است.
🔅شماری از فرزندان این نسل به گفته برشت میخواستند جهان را به جهان مهربانان بدل کنند، اما خود نتوانستند مهربان باشند. میخواستند کینه را از بین ببرند، اما خود کینهتوزی پیشه کردند. با این حال، برخی از این کسان چشم بر واقعیت بستند و همچنان پیش رفتند.
🔅اما بابایی ایستاد، مکثی کرد و چشم گشود و واقعیت را با همه تلخی آن شجاعانه پذیرفت و در یکی از یادداشتهای خوب پایانی زندگیاش به نام «اگر عمری باشد» مانیفستی برای زندگی تازه خود اعلام کرد. برای کسانی که از سرنوشت این نسل خبری ندارند، چهبسا آنچه در این یادداشت آمده است، بیش از حد جنبه «سانتیماتالیستی» داشته باشد. اما باید این چنددهه را زیسته باشد و با «ایدئولوژیهای خندهستیز» آشنا شده باشد تا بتواند معنای نهفته در پس این کلمات ساده را دریابد. پس از دریده شدن نقابهای دروغین، بابایی به این واقعیت رسید که «پس از این هیچ فضیلتی را هم پایه مهربانی با آدمیزادگان نمیشمارم.»
د🔅ر این مکاشفه، بابایی دریافت که نباید آرمان بزرگ داشتن به بهای نادیدهگرفتن لذات سادهای چون توجه به درختان و طبیعت باشد. لذا با خود عهد کرد: «اگر عمری باشد، هر درختی را که دیدم در آغوش میگیرم، هر گلی را میبویم، و هر کوهی را بازیگاه میبینم و تنها یک تردید را در دل نگه میدارم: طلوع خورشید زیباتر است یا غروب آن.»
🔅اما واقعیت تلخ بابایی را یکسره نومید نکرد و او دریافت که بهترین آرمان توجه به جزئیات روزمره زندگی است. اگر قرار است کشوری آبادان داشته باشم و جامعهای به صلاح: «دانههای بیشتری در زمین میکارم و زبالههای بیشتری از روی زمین بر میدارم.»
🔅نسل بابایی اینک در معرض داوریهای تند، و گاه بیرحمانهای است. با این حال، بهترین توصیف این نسل را میتوان در شعر درخشان برشت، با ترجمه زنده یاد، مصطفی رحیمی دید:
ما که می خواستیم جهان را به جهان مهربانان بدل کنیم
خود نتوانستیم مهربان باشیم
اما، شمایان! به هنگامی که همه منزلگاه رسیدند
و انسانْ دوستِ انسان شد
با گذشت از ما یاد کنید
در گذشت این عزیز از دسترفته را به خانواده شریفشان، دوستان موافقی که هرگز تنهایش نگذاشتند و جامعه فرهنگی و علمی تعزیت میگویم.
🌾 @Sedanet
🌾 @dinonline
🌾 @Hassan_eslami
✍️ سید حسن اسلامی اردکانی
دوشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۹
🔅خبر فوت دوست تازه ازدسترفته رضا بابایی، گرچه پیشبینیپذیر بود، با این همه مانند همه مرگها نامنتظره مینمود و مرا لحظهای خشک کرد و به اندیشه فروبرد. بابایی به نسلی تعلق داشت که کمتر لبخند زندگی را دید و بیشتر با درشتیهای آن سر و کله زد. این نسل نوجوانیاش در «آرمان» انقلاب صرف شد، جوانیاش در بحبوحه جنگ رنگ باخت، آرمانهای برابریخواهانهاش به نام توسعه اقتصادی لگدمال شد و خواستههای آزادیخواهانهاش به نام عدالت اجتماعی نادیده گرفته شد. ناگهان چشم گشود و دید از سادهترین مواهب زندگی بیبهره مانده است و حتی فرصتی برای خنده به طبیعت و گشتی در جنگل یا بوییدن گلی و خیره شدن به طلوع یا غروب خورشید را نیافته است. همه عمر در پی آرمانهای بزرگ و درشت دویده است و چه بسا عدالتهای کوچک را «در هوس رسیدن به عدالت بزرگتر قربانی» کرده است.
🔅شماری از فرزندان این نسل به گفته برشت میخواستند جهان را به جهان مهربانان بدل کنند، اما خود نتوانستند مهربان باشند. میخواستند کینه را از بین ببرند، اما خود کینهتوزی پیشه کردند. با این حال، برخی از این کسان چشم بر واقعیت بستند و همچنان پیش رفتند.
🔅اما بابایی ایستاد، مکثی کرد و چشم گشود و واقعیت را با همه تلخی آن شجاعانه پذیرفت و در یکی از یادداشتهای خوب پایانی زندگیاش به نام «اگر عمری باشد» مانیفستی برای زندگی تازه خود اعلام کرد. برای کسانی که از سرنوشت این نسل خبری ندارند، چهبسا آنچه در این یادداشت آمده است، بیش از حد جنبه «سانتیماتالیستی» داشته باشد. اما باید این چنددهه را زیسته باشد و با «ایدئولوژیهای خندهستیز» آشنا شده باشد تا بتواند معنای نهفته در پس این کلمات ساده را دریابد. پس از دریده شدن نقابهای دروغین، بابایی به این واقعیت رسید که «پس از این هیچ فضیلتی را هم پایه مهربانی با آدمیزادگان نمیشمارم.»
د🔅ر این مکاشفه، بابایی دریافت که نباید آرمان بزرگ داشتن به بهای نادیدهگرفتن لذات سادهای چون توجه به درختان و طبیعت باشد. لذا با خود عهد کرد: «اگر عمری باشد، هر درختی را که دیدم در آغوش میگیرم، هر گلی را میبویم، و هر کوهی را بازیگاه میبینم و تنها یک تردید را در دل نگه میدارم: طلوع خورشید زیباتر است یا غروب آن.»
🔅اما واقعیت تلخ بابایی را یکسره نومید نکرد و او دریافت که بهترین آرمان توجه به جزئیات روزمره زندگی است. اگر قرار است کشوری آبادان داشته باشم و جامعهای به صلاح: «دانههای بیشتری در زمین میکارم و زبالههای بیشتری از روی زمین بر میدارم.»
🔅نسل بابایی اینک در معرض داوریهای تند، و گاه بیرحمانهای است. با این حال، بهترین توصیف این نسل را میتوان در شعر درخشان برشت، با ترجمه زنده یاد، مصطفی رحیمی دید:
ما که می خواستیم جهان را به جهان مهربانان بدل کنیم
خود نتوانستیم مهربان باشیم
اما، شمایان! به هنگامی که همه منزلگاه رسیدند
و انسانْ دوستِ انسان شد
با گذشت از ما یاد کنید
در گذشت این عزیز از دسترفته را به خانواده شریفشان، دوستان موافقی که هرگز تنهایش نگذاشتند و جامعه فرهنگی و علمی تعزیت میگویم.
🌾 @Sedanet
🌾 @dinonline
🌾 @Hassan_eslami
🎥 علم، شبهعلم و خرافات
♦️قسمت اول «علم چیست؟ معیارهای تمایز آن با شبه علم»: گفتوگوی اینستاگرامی #علیرضا_امتیاز و #علی_چاپرک
مشاهده در آپارات | مشاهده در یوتوب
♦️قسمت دوم «علم چیست؟ معیارهای تمایز آن با شبه علم»: گفتوگوی اینستاگرامی #علیرضا_امتیاز و #کاوه_بهبهانی
مشاهده در آپارات | مشاهده در یوتوب
🔹 قسمت اول سمینار علم و خرافات، #فرهنگ_هلاکوئی
مشاهده در آپارات | مشاهده در یوتوب
🔹بخش دوم سمینار علم و خرافات, #توفیق_حیدرزاده
مشاهده در آپارات | مشاهده در یوتوب
🔹بخش سوم سمینار علم و خرافات, #علی_نیری
مشاهده در آپارات | مشاهده در یوتوب
🔸 قسمت اول سمینار «علم مدرن، انسان مدرن»، #حسام_نوذری
مشاهده در آپارات | مشاهده در یوتوب
🔸 قسمت دوم سمینار «علم مدرن، انسان مدرن»، #علی_نیری
مشاهده در آپارات | مشاهده در یوتوب
🔸 قسمت سوم سمینار «علم مدرن، انسان مدرن»، #فرهنگ_هلاکوئی
مشاهده در آپارات | مشاهده در یوتوب
🔸 پرسش و پاسخ سمینار «علم مدرن، انسان مدرن»
مشاهده در آپارات | مشاهده در یوتوب
🌾 @Sedanet
♦️قسمت اول «علم چیست؟ معیارهای تمایز آن با شبه علم»: گفتوگوی اینستاگرامی #علیرضا_امتیاز و #علی_چاپرک
مشاهده در آپارات | مشاهده در یوتوب
♦️قسمت دوم «علم چیست؟ معیارهای تمایز آن با شبه علم»: گفتوگوی اینستاگرامی #علیرضا_امتیاز و #کاوه_بهبهانی
مشاهده در آپارات | مشاهده در یوتوب
🔹 قسمت اول سمینار علم و خرافات، #فرهنگ_هلاکوئی
مشاهده در آپارات | مشاهده در یوتوب
🔹بخش دوم سمینار علم و خرافات, #توفیق_حیدرزاده
مشاهده در آپارات | مشاهده در یوتوب
🔹بخش سوم سمینار علم و خرافات, #علی_نیری
مشاهده در آپارات | مشاهده در یوتوب
🔸 قسمت اول سمینار «علم مدرن، انسان مدرن»، #حسام_نوذری
مشاهده در آپارات | مشاهده در یوتوب
🔸 قسمت دوم سمینار «علم مدرن، انسان مدرن»، #علی_نیری
مشاهده در آپارات | مشاهده در یوتوب
🔸 قسمت سوم سمینار «علم مدرن، انسان مدرن»، #فرهنگ_هلاکوئی
مشاهده در آپارات | مشاهده در یوتوب
🔸 پرسش و پاسخ سمینار «علم مدرن، انسان مدرن»
مشاهده در آپارات | مشاهده در یوتوب
🌾 @Sedanet
🗞 امانوئل لویناس: فیلسوفِ دیگری
✍️ #حسین_حسینی
🔅یکی از دلمشغولیهای بسیاری از فیلسوفان جدید بحث از «دیگری» و رابطه با او است. این دغدغه بیشتر میان فیلسوفان قارهای مطرح است. شاید به دلیل اینکه آنها بیشتر از فیلسوفان تحلیلی از مباحث ملموس و متعارف سخن میگویند و کمتر درگیر بازیهای آکادمیک و مباحث دانشگاهی هستند. در این نوشتههایی که میآید بحث از «دیگری» را نزد فیلسوفانی مانند لویناس، بوبر، دریدا و ماریون به کوتاهی بررسی میکنیم...
🌐 متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @falsafehayefiroozei
✍️ #حسین_حسینی
🔅یکی از دلمشغولیهای بسیاری از فیلسوفان جدید بحث از «دیگری» و رابطه با او است. این دغدغه بیشتر میان فیلسوفان قارهای مطرح است. شاید به دلیل اینکه آنها بیشتر از فیلسوفان تحلیلی از مباحث ملموس و متعارف سخن میگویند و کمتر درگیر بازیهای آکادمیک و مباحث دانشگاهی هستند. در این نوشتههایی که میآید بحث از «دیگری» را نزد فیلسوفانی مانند لویناس، بوبر، دریدا و ماریون به کوتاهی بررسی میکنیم...
🌐 متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @falsafehayefiroozei
صدانت
نوشتار حسین حسینی با عنوان «امانوئل لویناس: فيلسوفِ ديگری» • صدانت
لویناس منتقد بسياری از جريانهای فلسفی است. به نظر او مشخصهی فلسفه همواره آن بوده كه نتوانسته به غير و "ديگری" بينديشد و همه را به "خود" فروكاسته است...
🗞شیخ بهایی و مسئله حقطلبی و گمراهی
✍️ سید حسن اسلامی اردکانی
🔹 منتشر شده در کتاب ماه دین، شماره ۱۶۸، مهر ۱۳۹۰٫
🔅شیخ عبدالله بن صالح بحرانی، شیخ بهایی را دارای معتقداتی ضعیف شمرده و بر آن است که وی مدعی است اگر کسی در راه رسیدن به حق، به کژراهه افتد، معذور است. آن گاه اشکالاتی بر این سخن وارد میکند. این نوشته در پی آن است تا این سخن و اشکال وارد شده بر او را در بستر تاریخی خود بررسی نماید و قوت دیدگاه شیخ بهایی را نشان دهد.
🔅برای رسیدن به این هدف، نوشته حاضر در یک درآمد و پنج بخش سازمان یافته است. پس از طرح مدعای بحرانی درباره ضعف معتقدات شیخ بهایی، صحت آن بررسی شده و سپس سازگاری دیدگاه شیخ بهایی با موضع عالمان اصولی شیعی بیان شده است. آنگاه اشکال بحرانی و مشابهت آن با اشکال غزالی بررسی شده است. نویسنده در پایان پس از بررسی دفاعپذیری سخن شیخ بهایی، دو تفسیر حداقلی و حداکثری از سخن شیخ بهایی به دست میدهد که زمینهای برای بحث بیشتر را در این باب فراهم میسازد.
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @Hassan_eslami
✍️ سید حسن اسلامی اردکانی
🔹 منتشر شده در کتاب ماه دین، شماره ۱۶۸، مهر ۱۳۹۰٫
🔅شیخ عبدالله بن صالح بحرانی، شیخ بهایی را دارای معتقداتی ضعیف شمرده و بر آن است که وی مدعی است اگر کسی در راه رسیدن به حق، به کژراهه افتد، معذور است. آن گاه اشکالاتی بر این سخن وارد میکند. این نوشته در پی آن است تا این سخن و اشکال وارد شده بر او را در بستر تاریخی خود بررسی نماید و قوت دیدگاه شیخ بهایی را نشان دهد.
🔅برای رسیدن به این هدف، نوشته حاضر در یک درآمد و پنج بخش سازمان یافته است. پس از طرح مدعای بحرانی درباره ضعف معتقدات شیخ بهایی، صحت آن بررسی شده و سپس سازگاری دیدگاه شیخ بهایی با موضع عالمان اصولی شیعی بیان شده است. آنگاه اشکال بحرانی و مشابهت آن با اشکال غزالی بررسی شده است. نویسنده در پایان پس از بررسی دفاعپذیری سخن شیخ بهایی، دو تفسیر حداقلی و حداکثری از سخن شیخ بهایی به دست میدهد که زمینهای برای بحث بیشتر را در این باب فراهم میسازد.
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @Hassan_eslami
صدانت
مقاله سید حسن اسلامی اردکانی با عنوان «شیخ بهایی و مسئله حقطلبی و گمراهی» • صدانت
شیخ عبدالله بن صالح بحرانی، شیخ بهایی را دارای معتقداتی ضعیف شمرده و بر آن است که وی مدعی است اگر کسی در راه رسیدن به حق، به کژراهه افتد، معذور است...