🗞 رضا داوری اردکانی در گفتوگو با هومان دوراندیش: نباید میگفتم غرب نفسانیت است / میرشکاک علیه اینشتین یاوه گفته است
🔅#هومان_دوراندیش : #رضا_داوری_اردکانی ، در بین اهالی فلسفه در ایران، جزو افرادی است که به مخالفت با تجدد و اومانیسم و لیبرالیسم و علم و دموکراسی شهره است. آقای داوری البته اتهام علمستیزی را رد میکند و اگرچه میگوید به دموکراسی نقدها دارد، اما نقدهایش به دموکراسی را دال بر دفاع از استبداد نمیداند. وی در مجموع جهان جدید را خوش ندارد ولی میگوید ما در مقام عمل چارهای جز پذیرش تجدد و دموکراسی و توسعه نداریم. منتقدین این فیلسوف کهنسال، او را نا ساینتیستی میدانند که به تاریخ علم آشنا نیست و لاجرم نباید بر کرسی ریاست فرهنگستان علوم تکیه میزده؛ چه رسد به اینکه ۲۲ سال در این مقام باقی بماند. اما دکتر داوری در این گفتوگو میگوید که اولا دانشمندان از بالا و از بیرون به علم نظر نمیکنند، ثانیا دانشمندان ایرانی هم در قیاس با خود او، آشنایی بیشتری با تاریخ علم ندارند. دکتر داوری البته سوال انتقادی را چندان خوش ندارد و در مجموع مایل است که سوالات انتقادی روزنامهنگاران را با تعابیری چون “دعوی” و “دشمنی” نادیده بگیرد و بیپاسخ بگذرد. بدیهی است که روزنامهنگار باید صدای افکار عمومی باشد و از مریدی و ایفای نقش “مسئول روابط عمومی” متنفذین و قدرتمندان و مشاهیر پرهیز کند؛ اما جدا از این نکته، گاهی سوالات انتقادی منتهی به پاسخهای خردمندانه و به دور از عصبانیت، بالاترین کمک یک روزنامهنگار به فیلسوف صاحبمقامی است که خودش و مرادش و مریدانش از دیرباز در بین لایههای مهمی از جامعه فکری ایران متهماند که از غرب فقط فاشیسمش را پسندیده و برگرفتهاند و از آزادی فقط اباحهگریاش را خوش دارند. آقای داوری چند دهه است که عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی است و همکاران ایشان در این شورا، رئیس جمهور و رئیس قوه قضاییه و رئیس مجلس و بسی از دیگر چهرههای سیاسی برجسته کشور بودهاند. چنین شخصیتی قطعا در ساختار قدرت سیاسی جایگاه در خوری داشته و افکارش که چند دهه نیز با استقبال حکومت مواجه بوده، قاعدتاً نسبتی با وضع کنونی حاکم بر کشور دارد. بنابراین وظیفه هر روزنامهنگاری در مواجهه با فیلسوفی از این دست، طرح بدون لکنت و البته بدون ناسزای پارهای از سوالات افکار عمومی است.
🌐 مطالعه متن کامل این گفتوگو
🌾 @Sedanet
🔅#هومان_دوراندیش : #رضا_داوری_اردکانی ، در بین اهالی فلسفه در ایران، جزو افرادی است که به مخالفت با تجدد و اومانیسم و لیبرالیسم و علم و دموکراسی شهره است. آقای داوری البته اتهام علمستیزی را رد میکند و اگرچه میگوید به دموکراسی نقدها دارد، اما نقدهایش به دموکراسی را دال بر دفاع از استبداد نمیداند. وی در مجموع جهان جدید را خوش ندارد ولی میگوید ما در مقام عمل چارهای جز پذیرش تجدد و دموکراسی و توسعه نداریم. منتقدین این فیلسوف کهنسال، او را نا ساینتیستی میدانند که به تاریخ علم آشنا نیست و لاجرم نباید بر کرسی ریاست فرهنگستان علوم تکیه میزده؛ چه رسد به اینکه ۲۲ سال در این مقام باقی بماند. اما دکتر داوری در این گفتوگو میگوید که اولا دانشمندان از بالا و از بیرون به علم نظر نمیکنند، ثانیا دانشمندان ایرانی هم در قیاس با خود او، آشنایی بیشتری با تاریخ علم ندارند. دکتر داوری البته سوال انتقادی را چندان خوش ندارد و در مجموع مایل است که سوالات انتقادی روزنامهنگاران را با تعابیری چون “دعوی” و “دشمنی” نادیده بگیرد و بیپاسخ بگذرد. بدیهی است که روزنامهنگار باید صدای افکار عمومی باشد و از مریدی و ایفای نقش “مسئول روابط عمومی” متنفذین و قدرتمندان و مشاهیر پرهیز کند؛ اما جدا از این نکته، گاهی سوالات انتقادی منتهی به پاسخهای خردمندانه و به دور از عصبانیت، بالاترین کمک یک روزنامهنگار به فیلسوف صاحبمقامی است که خودش و مرادش و مریدانش از دیرباز در بین لایههای مهمی از جامعه فکری ایران متهماند که از غرب فقط فاشیسمش را پسندیده و برگرفتهاند و از آزادی فقط اباحهگریاش را خوش دارند. آقای داوری چند دهه است که عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی است و همکاران ایشان در این شورا، رئیس جمهور و رئیس قوه قضاییه و رئیس مجلس و بسی از دیگر چهرههای سیاسی برجسته کشور بودهاند. چنین شخصیتی قطعا در ساختار قدرت سیاسی جایگاه در خوری داشته و افکارش که چند دهه نیز با استقبال حکومت مواجه بوده، قاعدتاً نسبتی با وضع کنونی حاکم بر کشور دارد. بنابراین وظیفه هر روزنامهنگاری در مواجهه با فیلسوفی از این دست، طرح بدون لکنت و البته بدون ناسزای پارهای از سوالات افکار عمومی است.
🌐 مطالعه متن کامل این گفتوگو
🌾 @Sedanet
صدانت
رضا داوری اردکانی در گفتوگو با هومان دوراندیش: نباید میگفتم غرب نفسانیت است / میرشکاک علیه اینشتین یاوه گفته است • صدانت
هومان دوراندیش: رضا داوری اردکانی، در بین اهالی فلسفه در ایران، جزو افرادی است که به مخالفت با تجدد و اومانیسم و لیبرالیسم و علم و دموکراسی شهره است...
نک کش کشانات میبرند/ إنّا إلَیه راجِعون
برادر گرامی جناب آقای عباس صفایی حائری
▪️خبر درگذشت پدر گرامیتان، جناب حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ علیرضا صفایی حائری، موجب تألم و تاثر خاطر گردید. آن مرحوم، که از بیتی شریف، دانشمند، مردمدار و خدمتگذار بود، عمری در اعتلای جلوههای رحمانی اسلام مجاهدت کرد و خود مصداق آیهی شریفه «مِنَ المُؤمِنينَ رِجالٌ صَدَقوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيهِ فَمِنهُم مَن قَضىٰ نَحبَهُ وَمِنهُم مَن يَنتَظِرُ و ما بَدَّلوا تَبديلًا» گردید.
▪️این مصیبت را به جنابعالی و همهی بازماندگان تسلیت می گوییم، و از حضرت حقّـــــجلّ و علیـــــبرای آن مرحوم مغفرت و آرزوی حشر با صالحان و برای بازماندگان صبر جمیل و اجر جزیل طلب می کنیم.
از طرف گردانندگان تارنمای فرهنگی «صدانت» و نیز: ابوالقاسم فنائی، نعیمه پورمحمدی، فاطمه توفیقی، محمدرضا جلاییپور، یاسر میردامادی، کاوه بهبهانی، سید مصطفی طاهری، صدیق قطبی، وحید حلاج
برادر گرامی جناب آقای عباس صفایی حائری
▪️خبر درگذشت پدر گرامیتان، جناب حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ علیرضا صفایی حائری، موجب تألم و تاثر خاطر گردید. آن مرحوم، که از بیتی شریف، دانشمند، مردمدار و خدمتگذار بود، عمری در اعتلای جلوههای رحمانی اسلام مجاهدت کرد و خود مصداق آیهی شریفه «مِنَ المُؤمِنينَ رِجالٌ صَدَقوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيهِ فَمِنهُم مَن قَضىٰ نَحبَهُ وَمِنهُم مَن يَنتَظِرُ و ما بَدَّلوا تَبديلًا» گردید.
▪️این مصیبت را به جنابعالی و همهی بازماندگان تسلیت می گوییم، و از حضرت حقّـــــجلّ و علیـــــبرای آن مرحوم مغفرت و آرزوی حشر با صالحان و برای بازماندگان صبر جمیل و اجر جزیل طلب می کنیم.
از طرف گردانندگان تارنمای فرهنگی «صدانت» و نیز: ابوالقاسم فنائی، نعیمه پورمحمدی، فاطمه توفیقی، محمدرضا جلاییپور، یاسر میردامادی، کاوه بهبهانی، سید مصطفی طاهری، صدیق قطبی، وحید حلاج
وبسایت فرهنگی صدانت
☘️ چگونه رابطهمان را با جهان از نو برقرار کنیم؟ (قسمت اول) ✍️ #مژگان_خلیلی 🔅ما بهخصوص از اول قرنبیستم به فلسفهای مستقل که «یک شکل زندگی» آگاهانه و شیوهی نگاهکردنِ به جهان باشد» ( وح: ص 16) نیاز ضروری داشتهایم تا دستگیر و روایتگرِ وضعیتِ همیشه…
☘️ چگونه رابطهمان را با جهان از نو برقرار کنیم؟ (قسمت دوم)
✍️ #مژگان_خلیلی
🔅برای فلسفهورزی در مفهومی نوین و وام گرفته شده از فلسفه دوم ویتگنشتاین، ضروری است با هدفِ دستیابی به «آنچهکه هست» تصویری از جهانمان دریافت کنیم تا بعد بتوانیم با تمرکز روی تصویرِ این «شکلزندگی»، روایتی از روابط درون آن و نسبتهایی که از این طریق، دربارهی خود و جهانمان اندیشیدهایم به دست بیاوریم. باید پیدا کنیم پارههای تفکر فلسفی دربارهی چگونگی ِزندگیمان کجا گسیخته مانده و پنهان رها شده، که با بازنگری و اندیشیدن دربارهی کل آن، تداوم منطقیِ جایگاهیکه حالا محصولِ آن هستیم، پی بگیریم و بتوانیم به افقها و مرزهای «آنچه داریم و هستیم» آگاه شویم تا از این مسیر فلسفهورزی دربارهی راهی برای پیوندِ نو به جهان، ممکن شود. اما توجه به این نکته بسیار ضروری است که در اینجا، منظور از «آن چه که هست» بازتاب واقعیت نیست و دنبال تبیینی از بازتابِ واقعیت، یا آنچه به اصطلاح در واقعیت در جریان دارد، نیستیم بلکه دنبال بینش و حکمتی هستیم که نگاه ما را به تصویری که از جهانمان به دست آوردهایم، نشان دهد.
🔅منظور از حکمت در کهنترین و گستردهترین شکل ِ تلقی آن، توانایی انسان برای ازپسِ زندگی برآمدن است، همان توانی که به ما امکان میدهد دربارهی موارد مشخص، داوری کنیم. هرچه بیشتر در زندگی دچار بحران و مسئله باشیم برای مواجهه، بیشتر به حکمت نیاز داریم و منظورمان از آن، همان فهم عرفیاش، به معنای چیزی خوب یا درست است که هر چه واجد آن باشیم فرد بهتری هستیم و رویاروییِ درستی با دگرگونیهای پیش رو خواهیم داشت. به عبارتی به نوعی حکمتِ فلسفهگون نیاز داریم، اهل حکمت بسته به میزان بهرهمندیشان از حکمت، در تلاش و تقلا برای این زندگی «خوب/ درست» هستند. اما موفقیت در چنین کاری به داوری کردن درست پیوند خورده و این هم به نوبهی خود مستلزم شناخت ِدرخور و به ویژه خودشناسی است. برای دستیابی به این خودشناسی، علم و عملی به هم پیوسته و وابسته لازم داریم تا با موقعیتهای پیش آمده با جهانِ پیرامون و با خودمان مواجههی موفق داشته باشیم. این نحوهی عمل برای رویاییِ موفق با جهان هم مستلزم دانش ِجهت دهنده است، دانشی که جنبهی ضروری وغیرقابل تفکیک ازچنین حکمتی است...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet | @Simiagari
✍️ #مژگان_خلیلی
🔅برای فلسفهورزی در مفهومی نوین و وام گرفته شده از فلسفه دوم ویتگنشتاین، ضروری است با هدفِ دستیابی به «آنچهکه هست» تصویری از جهانمان دریافت کنیم تا بعد بتوانیم با تمرکز روی تصویرِ این «شکلزندگی»، روایتی از روابط درون آن و نسبتهایی که از این طریق، دربارهی خود و جهانمان اندیشیدهایم به دست بیاوریم. باید پیدا کنیم پارههای تفکر فلسفی دربارهی چگونگی ِزندگیمان کجا گسیخته مانده و پنهان رها شده، که با بازنگری و اندیشیدن دربارهی کل آن، تداوم منطقیِ جایگاهیکه حالا محصولِ آن هستیم، پی بگیریم و بتوانیم به افقها و مرزهای «آنچه داریم و هستیم» آگاه شویم تا از این مسیر فلسفهورزی دربارهی راهی برای پیوندِ نو به جهان، ممکن شود. اما توجه به این نکته بسیار ضروری است که در اینجا، منظور از «آن چه که هست» بازتاب واقعیت نیست و دنبال تبیینی از بازتابِ واقعیت، یا آنچه به اصطلاح در واقعیت در جریان دارد، نیستیم بلکه دنبال بینش و حکمتی هستیم که نگاه ما را به تصویری که از جهانمان به دست آوردهایم، نشان دهد.
🔅منظور از حکمت در کهنترین و گستردهترین شکل ِ تلقی آن، توانایی انسان برای ازپسِ زندگی برآمدن است، همان توانی که به ما امکان میدهد دربارهی موارد مشخص، داوری کنیم. هرچه بیشتر در زندگی دچار بحران و مسئله باشیم برای مواجهه، بیشتر به حکمت نیاز داریم و منظورمان از آن، همان فهم عرفیاش، به معنای چیزی خوب یا درست است که هر چه واجد آن باشیم فرد بهتری هستیم و رویاروییِ درستی با دگرگونیهای پیش رو خواهیم داشت. به عبارتی به نوعی حکمتِ فلسفهگون نیاز داریم، اهل حکمت بسته به میزان بهرهمندیشان از حکمت، در تلاش و تقلا برای این زندگی «خوب/ درست» هستند. اما موفقیت در چنین کاری به داوری کردن درست پیوند خورده و این هم به نوبهی خود مستلزم شناخت ِدرخور و به ویژه خودشناسی است. برای دستیابی به این خودشناسی، علم و عملی به هم پیوسته و وابسته لازم داریم تا با موقعیتهای پیش آمده با جهانِ پیرامون و با خودمان مواجههی موفق داشته باشیم. این نحوهی عمل برای رویاییِ موفق با جهان هم مستلزم دانش ِجهت دهنده است، دانشی که جنبهی ضروری وغیرقابل تفکیک ازچنین حکمتی است...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet | @Simiagari
صدانت
مژگان خلیلی: چگونه رابطهمان را با جهان از نو برقرار کنیم؟ (قسمت دوم) • صدانت
چگونه رابطهمان را با جهان از نو برقرار کنیم؟ مژگان خلیلی قسمت دوم: «بازی زبانی»، «شکل زندگی» و «فلسفه» قسمت اول را اینجا بخوانید ۱- درآمد: برای
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 هشدار حسن عارفی (نخستین رئیس دانشکده پزشکی دانشگاه تهران و دومین رئیس دانشگاه تهران پس از انقلاب)
🌾 @Sedanet
🌾 @Sedanet
☘️ کرونا و عزاداری، مسئلهای بس ساده
✍️ #فرهاد_شفتی
🔅گاه یک مسئلهی ساده و واضح در مقام بحث و جدل پیچیده میشود، آنقدر که پاسخهای روشن نیز به نظر مبهم و ناقص مینمایند. این نوشتار کوتاه تلاشی است برای نشان دادن وضوح مسئلهی سادهی کرونا و عزاداری:
🔅 در مواجهه با بیماریهای عفونی، بر اساس روایات تاریخی موجود در کتب شیعی و سنّی، توصیهی پیشوایان دین در خانه ماندن، از شهر بیرون نرفتن، و بر حذر بودن بوده است. بر اساس روایات، پیامبر با مردی که برای بیعت نزد او آمده بود و مبتلا به جذام بود دست نداد و با رعایت فاصله بیعت او را پذیرفت، توصیهی امام باقر (ع) دربارهی مواجهه با وبا، کنارهگرفتن (اعتزال) بود.
🔅 در منش اسلام چیزی به عنوان فدا کردن خود یا قهرمانی کردن در عمل به تکالیف دینی (غیر از جهاد) نداریم. بر اساس نصّ صریح قرآن، سلامتی و جان انسان چنان ارزشی دارد که در صورت لزوم، حرام موقّتاً مباح میگردد (مانند مصرف گوشت حرام در حالت اضطرار) و واجب، عجالتاً برداشته میشود (مانند ترک روزه در سفر و بیماری).
🔅 بر اساس سیرهی پیامبر، و همگام با قرآن، عمل به شعائر دینی نباید به گونهای باشد که انسان را به دشواری بسیار بیندازد. در روایات آمده است که گاه به علّت ریزش شدید باران و گل و لای حاصل از آن، در زمان پیامبر نماز جمعه برگزار نمیشد. ندای "صلّوا فی بیوتکم" (نماز را در خانههایتان بخوانید) که در این ایّام از برخی مساجد دنیا شنیده شد بر همین مبناست. دستهبندی عذرهای پذیرفته شده برای معاف شدن از تکالیف دینی از مباحث مشهور فقه در مذاهب اسلامی است.
🔅 عزاداری آگاهانه و عبرت آموز برای واقعهی کربلا گوهری است پرارزش و همگام با دین، امّا از واجبات دین نیست. ضرر رساندن به دیگران امّا حرام قطعی است.
🔅 آن چه توصیه شده است، زنده نگاه داشتن یاد و پیام حسین (ع) است، هیچ توصیهای امّا دربارهی شکل و چگونگی این یادآوری نیامده است. شرکت در مراسم و سینهزنی جمعی و روضهخوانی و هیأت، علم و سنج و زنجیر و سفره، یکی از اشکال متنوّع فرهنگی برای این کار است که در طول تاریخ بهتدریج شکل گرفته است. تغییر موقّت این شکل از عزاداری به شکلی که با شرایط زمانه، مانند دورهی عالمگیری یک بیماری خطرناک، تناسب داشته باشد امری فرهنگی است نه دینی. تغییر شکل عزاداری به معنی تعطیل عزاداری نیست.
🔅 کرونا و عزاداری مسئلهای است بس ساده، در دینی که تعقّل را ارج مینهد و اهل تسامح و تسهیل است.
🌾 @Sedanet | @Farhadshafti
✍️ #فرهاد_شفتی
🔅گاه یک مسئلهی ساده و واضح در مقام بحث و جدل پیچیده میشود، آنقدر که پاسخهای روشن نیز به نظر مبهم و ناقص مینمایند. این نوشتار کوتاه تلاشی است برای نشان دادن وضوح مسئلهی سادهی کرونا و عزاداری:
🔅 در مواجهه با بیماریهای عفونی، بر اساس روایات تاریخی موجود در کتب شیعی و سنّی، توصیهی پیشوایان دین در خانه ماندن، از شهر بیرون نرفتن، و بر حذر بودن بوده است. بر اساس روایات، پیامبر با مردی که برای بیعت نزد او آمده بود و مبتلا به جذام بود دست نداد و با رعایت فاصله بیعت او را پذیرفت، توصیهی امام باقر (ع) دربارهی مواجهه با وبا، کنارهگرفتن (اعتزال) بود.
🔅 در منش اسلام چیزی به عنوان فدا کردن خود یا قهرمانی کردن در عمل به تکالیف دینی (غیر از جهاد) نداریم. بر اساس نصّ صریح قرآن، سلامتی و جان انسان چنان ارزشی دارد که در صورت لزوم، حرام موقّتاً مباح میگردد (مانند مصرف گوشت حرام در حالت اضطرار) و واجب، عجالتاً برداشته میشود (مانند ترک روزه در سفر و بیماری).
🔅 بر اساس سیرهی پیامبر، و همگام با قرآن، عمل به شعائر دینی نباید به گونهای باشد که انسان را به دشواری بسیار بیندازد. در روایات آمده است که گاه به علّت ریزش شدید باران و گل و لای حاصل از آن، در زمان پیامبر نماز جمعه برگزار نمیشد. ندای "صلّوا فی بیوتکم" (نماز را در خانههایتان بخوانید) که در این ایّام از برخی مساجد دنیا شنیده شد بر همین مبناست. دستهبندی عذرهای پذیرفته شده برای معاف شدن از تکالیف دینی از مباحث مشهور فقه در مذاهب اسلامی است.
🔅 عزاداری آگاهانه و عبرت آموز برای واقعهی کربلا گوهری است پرارزش و همگام با دین، امّا از واجبات دین نیست. ضرر رساندن به دیگران امّا حرام قطعی است.
🔅 آن چه توصیه شده است، زنده نگاه داشتن یاد و پیام حسین (ع) است، هیچ توصیهای امّا دربارهی شکل و چگونگی این یادآوری نیامده است. شرکت در مراسم و سینهزنی جمعی و روضهخوانی و هیأت، علم و سنج و زنجیر و سفره، یکی از اشکال متنوّع فرهنگی برای این کار است که در طول تاریخ بهتدریج شکل گرفته است. تغییر موقّت این شکل از عزاداری به شکلی که با شرایط زمانه، مانند دورهی عالمگیری یک بیماری خطرناک، تناسب داشته باشد امری فرهنگی است نه دینی. تغییر شکل عزاداری به معنی تعطیل عزاداری نیست.
🔅 کرونا و عزاداری مسئلهای است بس ساده، در دینی که تعقّل را ارج مینهد و اهل تسامح و تسهیل است.
🌾 @Sedanet | @Farhadshafti
☘️ کرونا و نگاهی اخلاقی به تجمعات
✍️ #مصطفی_سلیمانی
🔅این روزها و در آستانه ماه محرم، به دلیل افزایش آمار مبتلایان به ویروس کرونا، دغدغه بسیاری از مذهبیها و متدیّنین، چگونگی برگزاری مراسم عزاداری أبیعبدالله(ع) است. این دغدغهها تاکنون واکنشهای مختلفی را از سوی مخالفین و موافقینِ برگزاری مراسم عزاداری أبیعبدالله(ع) برانگیخته است. در این میان، آنچه که مسلّم است، نظر فعالان حوزه سلامت است، که با توجه به شرایط کنونی، با برگزاری هرگونه مراسم و تجمع، حتی با وجودِ تعهدِ تجمعکنندگان نسبت به رعایت پروتکلهای بهداشتی، مخالف برگزاری این مراسمها هستند.
🔅در این میان، متدیّنین و متشرّعینی که به برگزاریِ مراسم عزاداری اصرار و تأکید دارند، برآورده شدن آرزوی معاندین اسلام و نیز تعطیلی شریعت را به عنوان پیامدهای منفی تحریم مراسم عنوان میکنند و این در حالی است که در روزهای اخیر، شیوع و میزان مرگومیر در اثر ویروس کرونا به بیشترین حد خودش در شش ماه گذشته رسیده است. آماری که به شدت جای تأمل و نگرانی دارد.
🔅آشکار است که با توجه به وضعیتی که کشور اکنون به آن دچار است و در شرایطی که بسیاری از شهرهای ایران در وضعیت قرمز هستند، اقدام به برگزاری مراسم میتواند بسیار خطرآفرین و فاجعهآمیز باشد.
🔅اما اینکه چرا در شرایطی که فریضه «حج» ممنوع شده است، همچنان از سمت عدهای، بر برگزاری مراسم عزاداریِ محرم اصرار و پافشاری میشود جای توجه و بررسی دارد.
🗞 مطالعه متن کامل + PDF
🌾 @Sedanet | @filsofak
✍️ #مصطفی_سلیمانی
🔅این روزها و در آستانه ماه محرم، به دلیل افزایش آمار مبتلایان به ویروس کرونا، دغدغه بسیاری از مذهبیها و متدیّنین، چگونگی برگزاری مراسم عزاداری أبیعبدالله(ع) است. این دغدغهها تاکنون واکنشهای مختلفی را از سوی مخالفین و موافقینِ برگزاری مراسم عزاداری أبیعبدالله(ع) برانگیخته است. در این میان، آنچه که مسلّم است، نظر فعالان حوزه سلامت است، که با توجه به شرایط کنونی، با برگزاری هرگونه مراسم و تجمع، حتی با وجودِ تعهدِ تجمعکنندگان نسبت به رعایت پروتکلهای بهداشتی، مخالف برگزاری این مراسمها هستند.
🔅در این میان، متدیّنین و متشرّعینی که به برگزاریِ مراسم عزاداری اصرار و تأکید دارند، برآورده شدن آرزوی معاندین اسلام و نیز تعطیلی شریعت را به عنوان پیامدهای منفی تحریم مراسم عنوان میکنند و این در حالی است که در روزهای اخیر، شیوع و میزان مرگومیر در اثر ویروس کرونا به بیشترین حد خودش در شش ماه گذشته رسیده است. آماری که به شدت جای تأمل و نگرانی دارد.
🔅آشکار است که با توجه به وضعیتی که کشور اکنون به آن دچار است و در شرایطی که بسیاری از شهرهای ایران در وضعیت قرمز هستند، اقدام به برگزاری مراسم میتواند بسیار خطرآفرین و فاجعهآمیز باشد.
🔅اما اینکه چرا در شرایطی که فریضه «حج» ممنوع شده است، همچنان از سمت عدهای، بر برگزاری مراسم عزاداریِ محرم اصرار و پافشاری میشود جای توجه و بررسی دارد.
🗞 مطالعه متن کامل + PDF
🌾 @Sedanet | @filsofak
صدانت
نوشتار مصطفی سلیمانی با عنوان «کرونا و نگاهی اخلاقی به تجمعات» • صدانت
این روزها و در آستانه ماه محرم، به دلیل افزایش آمار مبتلایان به ویروس کرونا، دغدغه بسیاری از مذهبیها و متدیّنین، چگونگی برگزاری مراسم ...
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 رنگآمیزی جهان با محبت
🌾 @Sedanet
🌾 @Sedanet
🗞 شماره چهارم ویژه نامه پرسش روزنامه اصفهان زیبا: بحران مرگ فراگیر، زندگی بشر در میان بحران های جهانی
✍️ با نوشتارها و گفتارهایی از:
مقصود فراستخواه، سعید مدنی، حسین دباغ، ناصر مهدوی، سیدعلی میرموسوی، بابک عباسی، مهدی کاظمی زمهریر، قاسم کاکایی، مرتضی کاظمی، علی نیکجو، مرضیه مرتاضی لنگرودی، شهریار دبیرزاده، سعید خضر، امیر تاکی
🔅زندگی در میان پرده بحران، آن هم بحرانی که در آن مرگ فراگیر دامن بشریت را می گیرد، چگونه است؟ این پرسش است بسیار اساسی که اینک با توجه به بحران اخیر، برای بهبود کیفیت زندگی، برای بخشیدن جانی دوباره به آن اهمیت می یابد.
🔅مرگ واژه ای است که برای برخی از آدمیان تداعی کننده ترس و دلهره ای عمیق و برای برخی دیگر دریچه ای به سوی امید است؛ ولی معمولا بشر نسبت به آنچه بدان آگاهی ندارد، از زاویه ترس می نگرد. مرگ هم همیشه وادی ناشناخته ای برای انسان بوده و آگاهی درباره آن تقریبا ناشدنی است. انسان آن هنگام که تصور کرد، زمانی خواهد آمد که قطعا دیگر وجود نخواهد داشت و چراغ ذهنی که تا دیروز می اندیشید و بودن را تجزیه می کرد، ممکن است دیگر نباشد، به آینده ناامید شد و اندک اندک به سوی پوچی گام برداشت. محصول طبیعی این ناامیدی، پوچ انگاری کل مسیر زندگی است.
🔅گریز از واقعیت مرگ ابدا ممکن نیست و هرچه انسان سعی کند آن را به فراموشی بسپارد، مرگ اطرافیان و عزیزان تلاطمی است در این دریای عمیق جان آدمی.
حال چه باید کرد؟
🔅اکنون امیدواری درباره آگاهی از مرگ و پس از آن با پیشرفت های دانش بشری بیشتر شده است. علوم جدید ممکن است دریچه جدیدی از مرگ را برای انسان بگشاید تا به وجود یا عدم وجود جهانی بعد از آن، به گمان و حتی یقین واصل شوند. بنابراین علم، وسیله ای خواهد شد تا این مسیر حرکت آدمی، به وضوح روشن شود و چون نورافکنی بر حقیقت هستی بتابد. کما اینکه تا کنون در حوزه های مختلف درباره مرگ و پس از آن تحقیقاتی صورت گرفته و در حال انجام است که بحث درباره آن ها فعلا در این مجال نمی گنجد؛ اما اینکه به چه میزان علم بتواند این مسیر را به پیش برد، موضوع مشخصی نیست.
🔅در جستارهای مرتبط با مرگ قطعا به حوزه های روان شناسی و جامعه شناسی بسیاری بر می خوریم. تحمل و پذیرش واقعیت مرگ گریزی ندارد؛ اما انسان به صورت فردی یا اجتماعی از این واقعیت گریزان است. تبعات روانی این موضوع چه در بعد فردی و چه در بعد اجتماعی از جمله آسیب هایی است که در هم شکستگی های فاجعه آمیزی را احتمالا در پی خواهد داشت. اینکه یک انسان در خود فروشکند یا یک جامعه دچار سد بلند معنایی گردد، بحرانی است که راه علاج آن، تجویز رهایی از پوچی و پوچ گرایی ها است. بررسی علل و عوامل ایجاد چنین فروشکست هایی نیاز به بررسی تاب آوری و میزان آن در رفتار آدمی دارد. اینکه انسان تا کجا می تواند تاب تحمل نبودن خود و عزیزانش را تحما کند، باید به صورت دقیق مورد واکاوی قرار گیرد؛ از این رو بازتاب مرگ در حوزه های روان شناسی و جامعه شناسی در کنار مفاهیم فلسفی آن، نیز بسیار حائز اهمیت خواهد بود.
🔅جهان امروز، جهان تبدیل تهدیدها به فرصت ها است. چه بسیار تحولات مهم و سرنوشت سازی که بعد از وقوع یک بحران یا فاجعه یا حادثه ای به ثمر نشسته و جهانی متفاوت را رقم زده است. انتظار ایجاد یک تحول اساسی بعد از هر بحرانی، با توجه به رویکردی تاریخی، انتظاری معقول و ممکن خواهد بود. چه بسیار تحولاتی که بعد از غم های سهمگین و تحمل ناگواری ها، برای جوامع و انسان ها به وقوع پیوسته است.
🔅با نگاهی مجمل چنانچه بخواهیم زندگی انسان را در میانه بحران ها بررسی کنیم، از پیوند دو مقوله معنا و دانش نمی توان به راحتی عبور کرد؛ معنایی که ممکن است از دین، فلسفه، عرفان و… حاصل شده باشد و علمی که برخاسته از تلاش های شناختی با ابزارهای این دنیایی است. پیوند میان معنا و علم، ضریب کسب اطمینان برای دستیابی به شیوه زیست مطلوب انسان را افزایش می دهد؛ از آن جهت که علم؛ خرافه و امور ضد عقل را جدا می سازد و معنا؛ افق بلندی را برای حرکت علم به نمایش می گذارد.
د🔅ر این شماره از ویژه نامه برآنیم تا انسانی را که در میان بحران مرگ فراگیر گرفتار آمده است، از زوایای اجتماعی، فلسفی، عرفانی، حاکمیتی، اقتصادی و… بررسی کنیم و ببینیم چگونه می توان مرگ را معنا کرد، زندگی را همراه با مرگ نگریست و به تحلیلی عمیق در حوزه اجتماعی در خصوص بحران و پیامدها و اثرات آن دست یافت؛ شاید زیستن انسان را برای رسیدن به بهترین حالت ممکن شاهد باشیم.
🌐 دریافت فایل PDF
🌾 @Sedanet
🌾 @esfzibanews
✍️ با نوشتارها و گفتارهایی از:
مقصود فراستخواه، سعید مدنی، حسین دباغ، ناصر مهدوی، سیدعلی میرموسوی، بابک عباسی، مهدی کاظمی زمهریر، قاسم کاکایی، مرتضی کاظمی، علی نیکجو، مرضیه مرتاضی لنگرودی، شهریار دبیرزاده، سعید خضر، امیر تاکی
🔅زندگی در میان پرده بحران، آن هم بحرانی که در آن مرگ فراگیر دامن بشریت را می گیرد، چگونه است؟ این پرسش است بسیار اساسی که اینک با توجه به بحران اخیر، برای بهبود کیفیت زندگی، برای بخشیدن جانی دوباره به آن اهمیت می یابد.
🔅مرگ واژه ای است که برای برخی از آدمیان تداعی کننده ترس و دلهره ای عمیق و برای برخی دیگر دریچه ای به سوی امید است؛ ولی معمولا بشر نسبت به آنچه بدان آگاهی ندارد، از زاویه ترس می نگرد. مرگ هم همیشه وادی ناشناخته ای برای انسان بوده و آگاهی درباره آن تقریبا ناشدنی است. انسان آن هنگام که تصور کرد، زمانی خواهد آمد که قطعا دیگر وجود نخواهد داشت و چراغ ذهنی که تا دیروز می اندیشید و بودن را تجزیه می کرد، ممکن است دیگر نباشد، به آینده ناامید شد و اندک اندک به سوی پوچی گام برداشت. محصول طبیعی این ناامیدی، پوچ انگاری کل مسیر زندگی است.
🔅گریز از واقعیت مرگ ابدا ممکن نیست و هرچه انسان سعی کند آن را به فراموشی بسپارد، مرگ اطرافیان و عزیزان تلاطمی است در این دریای عمیق جان آدمی.
حال چه باید کرد؟
🔅اکنون امیدواری درباره آگاهی از مرگ و پس از آن با پیشرفت های دانش بشری بیشتر شده است. علوم جدید ممکن است دریچه جدیدی از مرگ را برای انسان بگشاید تا به وجود یا عدم وجود جهانی بعد از آن، به گمان و حتی یقین واصل شوند. بنابراین علم، وسیله ای خواهد شد تا این مسیر حرکت آدمی، به وضوح روشن شود و چون نورافکنی بر حقیقت هستی بتابد. کما اینکه تا کنون در حوزه های مختلف درباره مرگ و پس از آن تحقیقاتی صورت گرفته و در حال انجام است که بحث درباره آن ها فعلا در این مجال نمی گنجد؛ اما اینکه به چه میزان علم بتواند این مسیر را به پیش برد، موضوع مشخصی نیست.
🔅در جستارهای مرتبط با مرگ قطعا به حوزه های روان شناسی و جامعه شناسی بسیاری بر می خوریم. تحمل و پذیرش واقعیت مرگ گریزی ندارد؛ اما انسان به صورت فردی یا اجتماعی از این واقعیت گریزان است. تبعات روانی این موضوع چه در بعد فردی و چه در بعد اجتماعی از جمله آسیب هایی است که در هم شکستگی های فاجعه آمیزی را احتمالا در پی خواهد داشت. اینکه یک انسان در خود فروشکند یا یک جامعه دچار سد بلند معنایی گردد، بحرانی است که راه علاج آن، تجویز رهایی از پوچی و پوچ گرایی ها است. بررسی علل و عوامل ایجاد چنین فروشکست هایی نیاز به بررسی تاب آوری و میزان آن در رفتار آدمی دارد. اینکه انسان تا کجا می تواند تاب تحمل نبودن خود و عزیزانش را تحما کند، باید به صورت دقیق مورد واکاوی قرار گیرد؛ از این رو بازتاب مرگ در حوزه های روان شناسی و جامعه شناسی در کنار مفاهیم فلسفی آن، نیز بسیار حائز اهمیت خواهد بود.
🔅جهان امروز، جهان تبدیل تهدیدها به فرصت ها است. چه بسیار تحولات مهم و سرنوشت سازی که بعد از وقوع یک بحران یا فاجعه یا حادثه ای به ثمر نشسته و جهانی متفاوت را رقم زده است. انتظار ایجاد یک تحول اساسی بعد از هر بحرانی، با توجه به رویکردی تاریخی، انتظاری معقول و ممکن خواهد بود. چه بسیار تحولاتی که بعد از غم های سهمگین و تحمل ناگواری ها، برای جوامع و انسان ها به وقوع پیوسته است.
🔅با نگاهی مجمل چنانچه بخواهیم زندگی انسان را در میانه بحران ها بررسی کنیم، از پیوند دو مقوله معنا و دانش نمی توان به راحتی عبور کرد؛ معنایی که ممکن است از دین، فلسفه، عرفان و… حاصل شده باشد و علمی که برخاسته از تلاش های شناختی با ابزارهای این دنیایی است. پیوند میان معنا و علم، ضریب کسب اطمینان برای دستیابی به شیوه زیست مطلوب انسان را افزایش می دهد؛ از آن جهت که علم؛ خرافه و امور ضد عقل را جدا می سازد و معنا؛ افق بلندی را برای حرکت علم به نمایش می گذارد.
د🔅ر این شماره از ویژه نامه برآنیم تا انسانی را که در میان بحران مرگ فراگیر گرفتار آمده است، از زوایای اجتماعی، فلسفی، عرفانی، حاکمیتی، اقتصادی و… بررسی کنیم و ببینیم چگونه می توان مرگ را معنا کرد، زندگی را همراه با مرگ نگریست و به تحلیلی عمیق در حوزه اجتماعی در خصوص بحران و پیامدها و اثرات آن دست یافت؛ شاید زیستن انسان را برای رسیدن به بهترین حالت ممکن شاهد باشیم.
🌐 دریافت فایل PDF
🌾 @Sedanet
🌾 @esfzibanews
🗞 گفتوگو با مختار نوری: تکلیفمان با تقریرهای متفاوت از مدرنیته روشن نیست
🔅کتاب سه تقریر رقیب درباره مدرنیته نوشته دکتر مختار نوری بهبررسی مواجهه متفکران معاصر غرب با مدرنیته میپردازد. نوری در این کتاب سهگانه خروج، اعتراض و وفاداری را خلق کرده است. او برای خروج از مدرنیته که بهمعنای نقد مدرنیته و حرکت بهسمت پستمدرن است، میشل فوکو و لیوتار، در تقریر اعتراض به مدرنیته بهمنظور بازگشت به سنتهایی مثل سنتهای یونانی که فضیلتمحور است مکاینتایر و لئو اشتراوس و در تقریر وفاداری به مدرنیته که یعنی «نقد ترمیمکننده گسستهای آن» جان رالز و یورگن هابرماس را معرفی میکند. ایده نویسنده کتاب را میتوان اینگونه بیان کرد که با بازخوانی این متفکران و نوع مواجهه آنها با مدرنیته، شاید بتوانیم سهم و جایگاه نظری و فکری خود را در ۱۰۰ سال اخیر نسبت به «مدرنیته» شناسایی کنیم تا بلکه مواجهه معقولتر و عمیقتری با مدرنیته داشته باشیم.
به سراغ #مختار_نوری ، نویسنده این کتاب رفتیم تا درباره کتاب و نوع مواجهه خود با مدرنیته، با توجه به مواجهات متفکران غربی در این باب، گفتوگویی داشته باشیم.
🔅آنچه در دوران پهلوی رخ داد نه مدرنیته، بلکه مدرنیزاسیون بود که بهدلیل ضعف در پشتوانههای فکری با شکست مواجه شد. در دوران بعد از انقلاب اسلامی نیز اگرچه ما گرایش انتقادی و اعتراضی شدیدی نسبتبه مدرنیته لحاظ داشتیم، ولی بهنظرم مدرنیزاسیون همچنان در جامعه ما بهشدت فعال بوده است. به سخن دیگر، بهرغم اینکه ما بهلحاظ فکری با مدرنیته مشکل داریم، اما نگرشی ابزاری به مدرنیزاسیون و دستاوردهای دوران مدرن اتخاذ کردهایم.
🔅بهرغم اینکه بحثهای پستمدرن جذاب و جدید است، ولی این مباحث درواقع مسائل نظام پساصنعتی و سرمایهداری متأخر غرب است که دردی را از ما دوا نمیکنند. ما نمیتوانیم بدون وارد شدن به مدرنیته بهسمت عصر پستمدرن حرکت کنیم، چراکه با یک شکاف عظیم مواجه خواهیم شد. پستمدرنیسم در ایران امروز نوعی «توهمِ شناختی» است و سپس ابزاری برای نقد مدرنیته در ایران توسط برخی جریانهای فکری و سیاسی خاص است.
🔅داریوش شایگان در کتاب «زیر آسمانهای جهان» به این موضوع اشاره میکند که امروزه مشکلات غرب دیگر تنها به غرب منحصر نمیشوند، بلکه به مشکلات سیاره بدل شدهاند. مشکلات ما هم هستند. فایده این دوران در همین است که این بحران تنها با همگرایی و کوشش از همه جوانب حل خواهد شد. امروزه مشکلات سیاره مطرح است. بههرحال، این دیدگاه که چون بحثهای هابرماس، تیلور و امثالهم در غرب مطرح شده به درد ما نمیخورد، دیدگاهی ایدئولوژیک و سیاسی به مباحث علمی است که توسط برخی جریانهای فکری مطرح میشود. در مقابل، بهنظر میرسد که بهواسطه فضای جهانیشدن و ارتباطات ما باید مشکلات را فراختر و بازتر ببینیم. اینگونه نمیشود که ما خودمان را در یک حصار محصور کنیم و بگوییم که هابرماس و تیلور به درد ما نمیخورند و در مقابل بگردیم و در خاک کهن و تاریخی خودمان ملاصدرا و خواجهنصیر را احیا کنیم.
🔅ما در حوزه روشنفکری در دوگانه سنت و مدرنیته گرفتار شدهایم و ابتنای نظری ما نیز این بوده که یا پوپری باشیم یا هایدگری فکر کنیم. از اینرو نوآوری دیگری که آن کار دارد این است که برای اینکه از این دوقطبی از حیث معرفتی و نظری رهایی پیدا کنیم، سراغ چارلز تیلور فیلسوف اجتماعگرای معاصر رفتهام. بحثهای مطرحشده درخصوص تیلور اولینبار است که درحوزه روشنفکری ایرانی صورت میگیرد. با ابتنای بر تیلور و افکار او هدف این بوده تا از دوقطبی مرسومِ هایدگری-پوپری عبور کنیم. تیلور به ما نشان میدهد که میتوان بهسمت تعامل بین سنت و مدرنیته حرکت کرد.
🌐 متن کامل به همراه فایل PDF
🌾 @Sedanet
🔅کتاب سه تقریر رقیب درباره مدرنیته نوشته دکتر مختار نوری بهبررسی مواجهه متفکران معاصر غرب با مدرنیته میپردازد. نوری در این کتاب سهگانه خروج، اعتراض و وفاداری را خلق کرده است. او برای خروج از مدرنیته که بهمعنای نقد مدرنیته و حرکت بهسمت پستمدرن است، میشل فوکو و لیوتار، در تقریر اعتراض به مدرنیته بهمنظور بازگشت به سنتهایی مثل سنتهای یونانی که فضیلتمحور است مکاینتایر و لئو اشتراوس و در تقریر وفاداری به مدرنیته که یعنی «نقد ترمیمکننده گسستهای آن» جان رالز و یورگن هابرماس را معرفی میکند. ایده نویسنده کتاب را میتوان اینگونه بیان کرد که با بازخوانی این متفکران و نوع مواجهه آنها با مدرنیته، شاید بتوانیم سهم و جایگاه نظری و فکری خود را در ۱۰۰ سال اخیر نسبت به «مدرنیته» شناسایی کنیم تا بلکه مواجهه معقولتر و عمیقتری با مدرنیته داشته باشیم.
به سراغ #مختار_نوری ، نویسنده این کتاب رفتیم تا درباره کتاب و نوع مواجهه خود با مدرنیته، با توجه به مواجهات متفکران غربی در این باب، گفتوگویی داشته باشیم.
🔅آنچه در دوران پهلوی رخ داد نه مدرنیته، بلکه مدرنیزاسیون بود که بهدلیل ضعف در پشتوانههای فکری با شکست مواجه شد. در دوران بعد از انقلاب اسلامی نیز اگرچه ما گرایش انتقادی و اعتراضی شدیدی نسبتبه مدرنیته لحاظ داشتیم، ولی بهنظرم مدرنیزاسیون همچنان در جامعه ما بهشدت فعال بوده است. به سخن دیگر، بهرغم اینکه ما بهلحاظ فکری با مدرنیته مشکل داریم، اما نگرشی ابزاری به مدرنیزاسیون و دستاوردهای دوران مدرن اتخاذ کردهایم.
🔅بهرغم اینکه بحثهای پستمدرن جذاب و جدید است، ولی این مباحث درواقع مسائل نظام پساصنعتی و سرمایهداری متأخر غرب است که دردی را از ما دوا نمیکنند. ما نمیتوانیم بدون وارد شدن به مدرنیته بهسمت عصر پستمدرن حرکت کنیم، چراکه با یک شکاف عظیم مواجه خواهیم شد. پستمدرنیسم در ایران امروز نوعی «توهمِ شناختی» است و سپس ابزاری برای نقد مدرنیته در ایران توسط برخی جریانهای فکری و سیاسی خاص است.
🔅داریوش شایگان در کتاب «زیر آسمانهای جهان» به این موضوع اشاره میکند که امروزه مشکلات غرب دیگر تنها به غرب منحصر نمیشوند، بلکه به مشکلات سیاره بدل شدهاند. مشکلات ما هم هستند. فایده این دوران در همین است که این بحران تنها با همگرایی و کوشش از همه جوانب حل خواهد شد. امروزه مشکلات سیاره مطرح است. بههرحال، این دیدگاه که چون بحثهای هابرماس، تیلور و امثالهم در غرب مطرح شده به درد ما نمیخورد، دیدگاهی ایدئولوژیک و سیاسی به مباحث علمی است که توسط برخی جریانهای فکری مطرح میشود. در مقابل، بهنظر میرسد که بهواسطه فضای جهانیشدن و ارتباطات ما باید مشکلات را فراختر و بازتر ببینیم. اینگونه نمیشود که ما خودمان را در یک حصار محصور کنیم و بگوییم که هابرماس و تیلور به درد ما نمیخورند و در مقابل بگردیم و در خاک کهن و تاریخی خودمان ملاصدرا و خواجهنصیر را احیا کنیم.
🔅ما در حوزه روشنفکری در دوگانه سنت و مدرنیته گرفتار شدهایم و ابتنای نظری ما نیز این بوده که یا پوپری باشیم یا هایدگری فکر کنیم. از اینرو نوآوری دیگری که آن کار دارد این است که برای اینکه از این دوقطبی از حیث معرفتی و نظری رهایی پیدا کنیم، سراغ چارلز تیلور فیلسوف اجتماعگرای معاصر رفتهام. بحثهای مطرحشده درخصوص تیلور اولینبار است که درحوزه روشنفکری ایرانی صورت میگیرد. با ابتنای بر تیلور و افکار او هدف این بوده تا از دوقطبی مرسومِ هایدگری-پوپری عبور کنیم. تیلور به ما نشان میدهد که میتوان بهسمت تعامل بین سنت و مدرنیته حرکت کرد.
🌐 متن کامل به همراه فایل PDF
🌾 @Sedanet
صدانت
گفتوگو با مختار نوری: تکلیفمان با تقریرهای متفاوت از مدرنیته روشن نیست • صدانت
به سراغ مختار نوری ، نویسنده این کتاب رفتیم تا درباره کتاب و نوع مواجهه خود با مدرنیته، با توجه به مواجهات متفکران غربی در این باب...
☘️ سلسله نشستهایی با پروفسور #مایکل_روس ، فیلسوف برجستۀ علم به میزبانی #معصومه_شاهگردی مترجم و مولف در زمینۀ فلسفه
🔹جلسۀ اول: عدم تعارض دینداری با نظریۀ تکامل داروینی و بیان دلیل ندانم گرایی آقای روس
🔅- آقای مایکل روس لطفا دربارۀ نظریۀ تکامل انسان کمی برای ما توضیح دهید؟
بسیارخب. من ابتدا به سراغ فرهنگ مسیحی میروم. واضح است که مسیحیانِ سنتی، تصویری از منشاء انسان را با خود دارند. اینکه ما از کجا آمدیم. و البته در این میان، انجیل چیزی است که شما به سراغش میروید و بخصوص انجیل به ما میگوید که ما انسانها خاص هستیم، چون در تصویر خدا خلق شدیم.
پس این، تصویرِ خاصی از انسان است. اما سپس او سیب را خورد و مرتکب گناه شد، و به همین دلیل، ما که توسط یک خدای خوب آفریده شدیم، گناهکار بودیم. و به این دلیل است که ما کارهای بد میکنیم؟ در باور مسیحیت، میتوان گفت که این چیزی است استعاری. من چیزی تحتاللفظی مثل آفرینش در شش روز یا چیزی مثل آن را قبول ندارم. اکنون من از داروین و منشاء انواع او در قرن نوزده شروع میکنم...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
@biologicalphilosophy
🔹جلسۀ اول: عدم تعارض دینداری با نظریۀ تکامل داروینی و بیان دلیل ندانم گرایی آقای روس
🔅- آقای مایکل روس لطفا دربارۀ نظریۀ تکامل انسان کمی برای ما توضیح دهید؟
بسیارخب. من ابتدا به سراغ فرهنگ مسیحی میروم. واضح است که مسیحیانِ سنتی، تصویری از منشاء انسان را با خود دارند. اینکه ما از کجا آمدیم. و البته در این میان، انجیل چیزی است که شما به سراغش میروید و بخصوص انجیل به ما میگوید که ما انسانها خاص هستیم، چون در تصویر خدا خلق شدیم.
پس این، تصویرِ خاصی از انسان است. اما سپس او سیب را خورد و مرتکب گناه شد، و به همین دلیل، ما که توسط یک خدای خوب آفریده شدیم، گناهکار بودیم. و به این دلیل است که ما کارهای بد میکنیم؟ در باور مسیحیت، میتوان گفت که این چیزی است استعاری. من چیزی تحتاللفظی مثل آفرینش در شش روز یا چیزی مثل آن را قبول ندارم. اکنون من از داروین و منشاء انواع او در قرن نوزده شروع میکنم...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
@biologicalphilosophy
تأملات داروینی دربارۀ ویروس عالم.pdf
667.2 KB
🗞 تأملات داروینی دربارۀ ویروس عالمگیر کرونا
✍️ #مایکل_روس
ترجمۀ #کاوه_بهبهانی
🌾 @Sedanet
@Sophia_Kaveh
✍️ #مایکل_روس
ترجمۀ #کاوه_بهبهانی
🌾 @Sedanet
@Sophia_Kaveh
🎥 مجموعه گفتارهای #نعیمه_پورمحمدی با عنوان «الهیات مدرن»
نعیمه پورمحمدی؛ استادیار فلسفه دین در دانشگاه ادیان و مذاهب
🔅«تصویر کلاسیک از خدا» در الاهیات سنتی همواره با چالشهایی روبروست:
اگر خدا حاکم مطلق است، ما چگونه میتوانیم به معنای واقعی کلمه مختار باشیم؟؛
اگر خدا عاشقِ انسان است، چرا ما رنج میکشیم؟؛
اگر خدا مشیت مطلق دارد، چرا اصلاً ما دعا میکنیم؟؛
اگر سلطه و استیلا و تسخیر کمال است، چرا اساساً به محیط زیست خود توجه کنیم و از آن مراقبت کنیم؟؛
اگر قدرت و علم و مردانگی و نور و روشنی کمال است، حساب معلولان، زنان و سیاهان چه خواهد شد؟؛
اگر خدا رنج نمیکشد، پشیمان و ناامید نمیشود، افسوس نمیخورد و شادمان یا غمگین یا غضبناک نمیشود، چگونه میتوان فرازهایی از کتاب مقدس را تفسیر کرد؟...
🔅«الاهیات بنیادگرای سنتی» که «الهیات موجود کامل» است، خدایی را به تصویر میکشد که «عالم مطلق»، «قادر مطلق»، «خیر محض»، «عاشق کامل»، «اختیارگرِ بی چون و چرا»، «حاکم مطلق جهان»، «متعالی و منزه از جهان»، «بیجسم و بی بدن»، «بیرون از تاریخ و بیرون از زمان»، «ازلی و ابدی»، «نازاده و نازایا»، «ثابت و ایستا»، «بدون تغییر و تحول و تأثیر و تأثر» و «غیررابطهمند و غیرواکنشی» است. اما این الگوی کلاسیک از خدا نه تنها فایده و تأثیرش را در دوران مدرن از دست داده است که به ضرر انسان نیز تمام میشود، محیط زیست را تباه میکند، تنوع انسانهای سالم و معلول و زن و مرد و سیاه و سفید را به رسمیت نمیشناسد و بر تبعیضها و بیعدالتیها دامن می-زند و...
🔅اما در قرن بیستم «الهیات مدرن» برای رفع این چالشها «تصاویر تازه و دگرگونی از خدا» عرضه میکند:
🔅خدای «الاهیات اعتراض» خدای بیاعتنا و خودکامه است؛ در عوض، خدای «الاهیات ضعف خدا» حال مردم برایش مهم است و با مردم و برای مردم رنج میکشد.
🔅خدای «الاهیات پویشی» قدرت کنترلگر بر عالم ندارد که چیزی را تغییر دهد؛ در عوض، خدای«الاهیات خدای گشوده» قدرتش محفوظ است ولی علمش مطلق نیست که از پیش بداند و اوضاع را به نفع انسان تغییر دهد.
🔅خدای «الاهیات شکاکانه» خدایی است که چندان چیزی دربارۀ او نمیدانیم و نمیتوانیم بدانیم؛ در عوض، خدای الاهیات «مرگ خدا» را میدانیم که مرده است تا جهان را زنده کند.
🔅خدای «الاهیات محیط زیست» خدای عاشقی است که طبیعت به منزلۀ معشوق او مقدس است و باید در نگهداشت او کوشید؛ همینطور، خدای «الاهیات فمینیستی» خدای زن و خدای مادری است که به جای صفت قهاریت و جباریت، به دنبال ایجاد رابطه و زادن و پروراندن و مراقبت کردن است؛ همچنین، خدای «الاهیات معلولیت» خدای دارای معلولیتی است که بدن و ذهن هر کس را همانطور که هست میپذیرد و به دنبال بدن کامل و ذهن کامل نیست. این نمونهها «تصاویر گوناگون خداوند در الاهیات مدرن» اند.
🌐 فیلم تمام گفتارها (12 جلسه)
🌾 @Sedanet
🌾 @cafesarvvideos
نعیمه پورمحمدی؛ استادیار فلسفه دین در دانشگاه ادیان و مذاهب
🔅«تصویر کلاسیک از خدا» در الاهیات سنتی همواره با چالشهایی روبروست:
اگر خدا حاکم مطلق است، ما چگونه میتوانیم به معنای واقعی کلمه مختار باشیم؟؛
اگر خدا عاشقِ انسان است، چرا ما رنج میکشیم؟؛
اگر خدا مشیت مطلق دارد، چرا اصلاً ما دعا میکنیم؟؛
اگر سلطه و استیلا و تسخیر کمال است، چرا اساساً به محیط زیست خود توجه کنیم و از آن مراقبت کنیم؟؛
اگر قدرت و علم و مردانگی و نور و روشنی کمال است، حساب معلولان، زنان و سیاهان چه خواهد شد؟؛
اگر خدا رنج نمیکشد، پشیمان و ناامید نمیشود، افسوس نمیخورد و شادمان یا غمگین یا غضبناک نمیشود، چگونه میتوان فرازهایی از کتاب مقدس را تفسیر کرد؟...
🔅«الاهیات بنیادگرای سنتی» که «الهیات موجود کامل» است، خدایی را به تصویر میکشد که «عالم مطلق»، «قادر مطلق»، «خیر محض»، «عاشق کامل»، «اختیارگرِ بی چون و چرا»، «حاکم مطلق جهان»، «متعالی و منزه از جهان»، «بیجسم و بی بدن»، «بیرون از تاریخ و بیرون از زمان»، «ازلی و ابدی»، «نازاده و نازایا»، «ثابت و ایستا»، «بدون تغییر و تحول و تأثیر و تأثر» و «غیررابطهمند و غیرواکنشی» است. اما این الگوی کلاسیک از خدا نه تنها فایده و تأثیرش را در دوران مدرن از دست داده است که به ضرر انسان نیز تمام میشود، محیط زیست را تباه میکند، تنوع انسانهای سالم و معلول و زن و مرد و سیاه و سفید را به رسمیت نمیشناسد و بر تبعیضها و بیعدالتیها دامن می-زند و...
🔅اما در قرن بیستم «الهیات مدرن» برای رفع این چالشها «تصاویر تازه و دگرگونی از خدا» عرضه میکند:
🔅خدای «الاهیات اعتراض» خدای بیاعتنا و خودکامه است؛ در عوض، خدای «الاهیات ضعف خدا» حال مردم برایش مهم است و با مردم و برای مردم رنج میکشد.
🔅خدای «الاهیات پویشی» قدرت کنترلگر بر عالم ندارد که چیزی را تغییر دهد؛ در عوض، خدای«الاهیات خدای گشوده» قدرتش محفوظ است ولی علمش مطلق نیست که از پیش بداند و اوضاع را به نفع انسان تغییر دهد.
🔅خدای «الاهیات شکاکانه» خدایی است که چندان چیزی دربارۀ او نمیدانیم و نمیتوانیم بدانیم؛ در عوض، خدای الاهیات «مرگ خدا» را میدانیم که مرده است تا جهان را زنده کند.
🔅خدای «الاهیات محیط زیست» خدای عاشقی است که طبیعت به منزلۀ معشوق او مقدس است و باید در نگهداشت او کوشید؛ همینطور، خدای «الاهیات فمینیستی» خدای زن و خدای مادری است که به جای صفت قهاریت و جباریت، به دنبال ایجاد رابطه و زادن و پروراندن و مراقبت کردن است؛ همچنین، خدای «الاهیات معلولیت» خدای دارای معلولیتی است که بدن و ذهن هر کس را همانطور که هست میپذیرد و به دنبال بدن کامل و ذهن کامل نیست. این نمونهها «تصاویر گوناگون خداوند در الاهیات مدرن» اند.
🌐 فیلم تمام گفتارها (12 جلسه)
🌾 @Sedanet
🌾 @cafesarvvideos
3danet.net
مجموعه گفتارهای نعیمه پورمحمدی با عنوان «الهیات مدرن»
مجموعه گفتارهای نعیمه پورمحمدی با عنوان «الهیات مدرن». نعیمه پورمحمدی (سرپرست مترجمان کتاب درباره شر)؛ استادیار فلسفه دین در دانشگاه ادیان و مذاهب
☘️ چکیدهای از مقالهی «طنابهای آسمانی و مرجعیت پیامبرانه در قرآن و بافتارِ آن در دوران باستانِ متأخر» از کِوین فُن بِلَدِل
✍️ #زهیر_میرکریمی
🔅کوین فُن بِلَدِل در مقالهی «طنابهای آسمانی و مرجعیت پیامبرانه در قرآن و بافتارِ آن در دوران باستانِ متأخر» کوشیده است تا نشان دهد که بر خلاف نظر بیشینهی مفسران مسلمان که واژهی «سبب» در قرآن را به معنای وسیله، مسیر، و راه گرفتهاند، این واژه در کیهانشناسی قرآن معنایی ویژه دارد و در دورانِ باستانِ متأخر در سدههای ششم و هفتم میلادی به معنای «طنابهای آسمانی» بوده است. در باورهای کیهانشناختیِ مردمانی که در دوران باستان متأخر در سرزمینهای شرق مدیترانه و عربستان میزیستهاند، با طنابهای آسمانی میشده است بهطور جسمانی یا روحانی بر سقفِ گنبدِ آسمان و بالاترین نقطهی عالم، یعنی جایگاه خدا و فرشتگان، بالا رفت و از عالم عِلوی پیام آورد. او برای اثبات مدعای خود در این مقاله بهویژه از متن سُریانی «افسانهی اسکندر» که در قرآن در روایت ذوالقرنین بازگویی شده است بهره برده است.
🔅بنا بر ادعای فُن بِلَدِل این باور، یعنی وجود أسباب یا همان طنابهای آسمانی، با آنکه در نگاه نخست عجیب به نظر میرسد اما یکی از ویژگیهای کیهانشناسیِ قرآن است. طبق آنچه در قرآن ذکر شده است، پیامآورانِ راستین و انسانهای مهذّب به اذن خدا میتوانند با طنابهایی از آسمان بالا بروند و به فراز سقف گنبدی برسند که جایگاه خداوند است و از آنجا برای مردمان پیام بیاورند. کارکرد چنین معنایی برای طنابهای آسمانی نه فقط توجیهگر راه ارتباط بعضی از انسانها با خدا برای آوردن پیام بوده است، بلکه نقش ایجاد مرجعیت برای پیامبر و تأییدِ صدقِ سخنانش در برابر شکّاکان را نیز ایفاء میکرده است.
🔅چنین تصوری از صعود بر گنبد آسمان و رسیدن به جایگاه خدا و فرشتگان را میتوان در نزد مصریان، زرتشتیان، سنتهای فلسفیِ یونانی و لاتین، یهودیان، مسیحیان، مانَویان، مَندائیان، و حتی در اوپانیشادها به زبان سانسکریت و در دیگر سنتهای آن مناطق نیز یافت؛ از این رو، وجود چنین باوری در قرآن و در میان مسلمانان (از جمله باور به سفر جسمانی و/یا روحانی محمد به آسمان، یعنی معراج) مطلبی تازه و بیرون از سنت کیهانشناختی آن دوران نخواهد بود. همچنین، چون این باور در آن دوران و در آن سرزمینها گستردگی فراوان داشته است، پژوهشگران مطالعات بسیاری در این باره، بهویژه در متون یهودی و مسیحی، انجام دادهاند. اما دربارهی قرآن، معنای این واژه (سبب یا اسباب) در تفسیرهای مسلمانان به عللی از معنای اولیه و اصلی خود دور شده است، در حالی که شناخت کیهانشناسیِ قرآن معنایی از این واژه را آشکار خواهد ساخت که در زمانهی ظهور قرآن از آن فهمیده میشده است...
🌐 متن کامل این نوشتار
🌾 @Sedanet | @phoenixnotes
✍️ #زهیر_میرکریمی
🔅کوین فُن بِلَدِل در مقالهی «طنابهای آسمانی و مرجعیت پیامبرانه در قرآن و بافتارِ آن در دوران باستانِ متأخر» کوشیده است تا نشان دهد که بر خلاف نظر بیشینهی مفسران مسلمان که واژهی «سبب» در قرآن را به معنای وسیله، مسیر، و راه گرفتهاند، این واژه در کیهانشناسی قرآن معنایی ویژه دارد و در دورانِ باستانِ متأخر در سدههای ششم و هفتم میلادی به معنای «طنابهای آسمانی» بوده است. در باورهای کیهانشناختیِ مردمانی که در دوران باستان متأخر در سرزمینهای شرق مدیترانه و عربستان میزیستهاند، با طنابهای آسمانی میشده است بهطور جسمانی یا روحانی بر سقفِ گنبدِ آسمان و بالاترین نقطهی عالم، یعنی جایگاه خدا و فرشتگان، بالا رفت و از عالم عِلوی پیام آورد. او برای اثبات مدعای خود در این مقاله بهویژه از متن سُریانی «افسانهی اسکندر» که در قرآن در روایت ذوالقرنین بازگویی شده است بهره برده است.
🔅بنا بر ادعای فُن بِلَدِل این باور، یعنی وجود أسباب یا همان طنابهای آسمانی، با آنکه در نگاه نخست عجیب به نظر میرسد اما یکی از ویژگیهای کیهانشناسیِ قرآن است. طبق آنچه در قرآن ذکر شده است، پیامآورانِ راستین و انسانهای مهذّب به اذن خدا میتوانند با طنابهایی از آسمان بالا بروند و به فراز سقف گنبدی برسند که جایگاه خداوند است و از آنجا برای مردمان پیام بیاورند. کارکرد چنین معنایی برای طنابهای آسمانی نه فقط توجیهگر راه ارتباط بعضی از انسانها با خدا برای آوردن پیام بوده است، بلکه نقش ایجاد مرجعیت برای پیامبر و تأییدِ صدقِ سخنانش در برابر شکّاکان را نیز ایفاء میکرده است.
🔅چنین تصوری از صعود بر گنبد آسمان و رسیدن به جایگاه خدا و فرشتگان را میتوان در نزد مصریان، زرتشتیان، سنتهای فلسفیِ یونانی و لاتین، یهودیان، مسیحیان، مانَویان، مَندائیان، و حتی در اوپانیشادها به زبان سانسکریت و در دیگر سنتهای آن مناطق نیز یافت؛ از این رو، وجود چنین باوری در قرآن و در میان مسلمانان (از جمله باور به سفر جسمانی و/یا روحانی محمد به آسمان، یعنی معراج) مطلبی تازه و بیرون از سنت کیهانشناختی آن دوران نخواهد بود. همچنین، چون این باور در آن دوران و در آن سرزمینها گستردگی فراوان داشته است، پژوهشگران مطالعات بسیاری در این باره، بهویژه در متون یهودی و مسیحی، انجام دادهاند. اما دربارهی قرآن، معنای این واژه (سبب یا اسباب) در تفسیرهای مسلمانان به عللی از معنای اولیه و اصلی خود دور شده است، در حالی که شناخت کیهانشناسیِ قرآن معنایی از این واژه را آشکار خواهد ساخت که در زمانهی ظهور قرآن از آن فهمیده میشده است...
🌐 متن کامل این نوشتار
🌾 @Sedanet | @phoenixnotes
صدانت
نوشتار زهیر میرکریمی: چکیدهای از مقالهی «طنابهای آسمانی و مرجعیت پیامبرانه در قرآن و بافتارِ آن در دوران باستانِ متأخر» از کِوین…
کوین فُن بِلَدِل در مقالهی «طنابهای آسمانی و مرجعیت پیامبرانه در قرآن و بافتارِ آن در دوران باستانِ متأخر» کوشیده است تا نشان دهد که ...
Forwarded from صدانت تیوی
🎥 دورهی یکم از درسگفتارهای آنلاین فلسـفهی اخلاق
👥 در گفتگوی #نغمه_پروان با #حسین_دباغ
مشاهده فیلم گفتگو در یوتیوب
مشاهده فیلم گفتگو در آپارات
دانلود فیلم گفتگو در تلگرام
دانلود صوت گفتگو
ثبتنام در این دوره:
3danet.net/webinar/hossein-dabbagh
🌾 @Sedanettv
@hossein_dabbagh
👥 در گفتگوی #نغمه_پروان با #حسین_دباغ
مشاهده فیلم گفتگو در یوتیوب
مشاهده فیلم گفتگو در آپارات
دانلود فیلم گفتگو در تلگرام
دانلود صوت گفتگو
ثبتنام در این دوره:
3danet.net/webinar/hossein-dabbagh
🌾 @Sedanettv
@hossein_dabbagh
YouTube
گفتگو با حسین دباغ پیرامون دورهی یکم از درسگفتارهای آنلاین فلسـفهی اخلاق - پیش از شروع دوره
موضوعات دورهی یکم فلسفه اخلاق
چرا فلسفه اخلاق مهم است؟
نسبیگرایی
نظریه فرمان الهی
فایدهگرایی عملمحور
شهودگرایی و کثرتگرایی وظیفهگرایانه
قاعده طلایی
اخلاق کانتی
قراردادگرایی
فایدهگرایی قاعدهمحور
فضیلتگرایی
لینک ثبتنام:
3danet.net/webinar/hossein…
چرا فلسفه اخلاق مهم است؟
نسبیگرایی
نظریه فرمان الهی
فایدهگرایی عملمحور
شهودگرایی و کثرتگرایی وظیفهگرایانه
قاعده طلایی
اخلاق کانتی
قراردادگرایی
فایدهگرایی قاعدهمحور
فضیلتگرایی
لینک ثبتنام:
3danet.net/webinar/hossein…
وبسایت فرهنگی صدانت
☘️ چگونه رابطهمان را با جهان از نو برقرار کنیم؟ (قسمت دوم) ✍️ #مژگان_خلیلی 🔅برای فلسفهورزی در مفهومی نوین و وام گرفته شده از فلسفه دوم ویتگنشتاین، ضروری است با هدفِ دستیابی به «آنچهکه هست» تصویری از جهانمان دریافت کنیم تا بعد بتوانیم با تمرکز روی تصویرِ…
☘️ چگونه رابطهمان را با جهان از نو برقرار کنیم؟ (قسمت سوم)
مدرنیته و قطع ارتباط با جهان
✍️ #مژگان_خلیلی
🔅بنیانِ نگاه ما به جهان، یک پیشفرضِ درست یا گزارهی بدیهی عقلی و یقینی نیست و بلکه هرچه هست، بازتاب بیرون به درون و ذهن ما، به واسطهگری زبان است و حتی همین بیرون، منشا «جهان-تصویرِ» اولیهی ماست و آن را میسازد، بنابراین نیاز داریم آنچه را که از روابط پیچیده درون «شکل زندگی»مان برما پدیدار شده و به درون ذهن ما ورود پیدا کرده، دریابیم تا بتوانیم از بطن آن بیرون بیاوریم که چه گرهها، آشفتگیها و بیمارهایی از این انباشتهگی داریم. و تا در این نسبتها و روابط به پژوهش فلسفی درخور دست نزنیم و آنها را از اول مرتب نکنیم نسبت به موقعیت فعلیمان خودآگاه نمیشویم و نمیتوانیم رابطهمان را با جهان بفهمیم و از حکمت خوب زیستن سردربیاوریم.
🔅هکر میگوید از نظر ویتگنشتاین، مردم درون سردرگمیها و آشفتـگیهای فلسفی یا گرامری مفهومی و زبانی فرو رفتهاند. اگر بخواهیم آنها را از این وضع بیرون بیاوریم وخودآگاه کنیم باید شبکهی نسبتها، رابطههای متنوع و پیچیدهی گونههای مختلف زبان را برای آنها آشکار کنیم وآنها را از تلهای که درون آن افتادهاند، بیرون بکشیم و این یعنی به تمامِ مفاهیم آنها، از اول و دوباره، نظم و ترتیب بدهیم. (هکر، ۱۳۹۶، ص: ۱۴-۱۳) درک و دریافت همین نظم است که اندیشه و بینشمان را شکل و جهت میدهد تا دوباره آگاهیمان به جهان پیوند بخورد و بتوانیم نسبت به موقعیتمان، دیدکلی پیدا کنیم....
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet | @Simiagari
مدرنیته و قطع ارتباط با جهان
✍️ #مژگان_خلیلی
🔅بنیانِ نگاه ما به جهان، یک پیشفرضِ درست یا گزارهی بدیهی عقلی و یقینی نیست و بلکه هرچه هست، بازتاب بیرون به درون و ذهن ما، به واسطهگری زبان است و حتی همین بیرون، منشا «جهان-تصویرِ» اولیهی ماست و آن را میسازد، بنابراین نیاز داریم آنچه را که از روابط پیچیده درون «شکل زندگی»مان برما پدیدار شده و به درون ذهن ما ورود پیدا کرده، دریابیم تا بتوانیم از بطن آن بیرون بیاوریم که چه گرهها، آشفتگیها و بیمارهایی از این انباشتهگی داریم. و تا در این نسبتها و روابط به پژوهش فلسفی درخور دست نزنیم و آنها را از اول مرتب نکنیم نسبت به موقعیت فعلیمان خودآگاه نمیشویم و نمیتوانیم رابطهمان را با جهان بفهمیم و از حکمت خوب زیستن سردربیاوریم.
🔅هکر میگوید از نظر ویتگنشتاین، مردم درون سردرگمیها و آشفتـگیهای فلسفی یا گرامری مفهومی و زبانی فرو رفتهاند. اگر بخواهیم آنها را از این وضع بیرون بیاوریم وخودآگاه کنیم باید شبکهی نسبتها، رابطههای متنوع و پیچیدهی گونههای مختلف زبان را برای آنها آشکار کنیم وآنها را از تلهای که درون آن افتادهاند، بیرون بکشیم و این یعنی به تمامِ مفاهیم آنها، از اول و دوباره، نظم و ترتیب بدهیم. (هکر، ۱۳۹۶، ص: ۱۴-۱۳) درک و دریافت همین نظم است که اندیشه و بینشمان را شکل و جهت میدهد تا دوباره آگاهیمان به جهان پیوند بخورد و بتوانیم نسبت به موقعیتمان، دیدکلی پیدا کنیم....
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet | @Simiagari
صدانت
مژگان خلیلی: چگونه رابطهمان را با جهان از نو برقرار کنیم؟ (قسمت سوم) • صدانت
به باورکاول، مسائل فلسفیای که در اثر حادثهی مدرنیته به این جداییآگاهی انسان ازجهان منجرشده و ذهن انسان مدرن را، میان او و جهان ...
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺کربلا به روایت یزید (قسمت اول)
مجموعه ای برای آشنایی مخاطبین با عصر نزول قرآن و شیوه ی اداره ی جامعه ی جاهلی، نوع کنش پیامبر تا زمینه های قتل حسین بن علی (ع) و آشنایی با منطق درونی خاندان بنی امیه ... هر چند با روایتی متفاوت!
حسینِ مناسکی، حسین قاجاری، حسین اسیر در گفتمان اشک و آه، حسینِ به دنبال ایجاد حکومت اسلامی، حسینِ ضد امپریالیسم، حسینِ آماده مذاکره با عمر سعد!
حسینِ واقعی کدام است؟
🎥کاری از یاسر عرب، سید محمد فاطمی و ابراهیم قهوه چیزاده
@jomhourtv
📺اگر مایل هستید این برنامه را با کیفیت بیشتر در سایت آپارات ببینید:
https://www.aparat.com/v/tCJ6T
تهیه کننده ی برنامه های «جمهور تی وی» شما مردم خوب ایران هستید. آیا مایلید از تولید این برنامه حمایت کنید؟
از این لینک در تلگرام استفاده کنید:
@roya_iran
🌾 @Sedanet
مجموعه ای برای آشنایی مخاطبین با عصر نزول قرآن و شیوه ی اداره ی جامعه ی جاهلی، نوع کنش پیامبر تا زمینه های قتل حسین بن علی (ع) و آشنایی با منطق درونی خاندان بنی امیه ... هر چند با روایتی متفاوت!
حسینِ مناسکی، حسین قاجاری، حسین اسیر در گفتمان اشک و آه، حسینِ به دنبال ایجاد حکومت اسلامی، حسینِ ضد امپریالیسم، حسینِ آماده مذاکره با عمر سعد!
حسینِ واقعی کدام است؟
🎥کاری از یاسر عرب، سید محمد فاطمی و ابراهیم قهوه چیزاده
@jomhourtv
📺اگر مایل هستید این برنامه را با کیفیت بیشتر در سایت آپارات ببینید:
https://www.aparat.com/v/tCJ6T
تهیه کننده ی برنامه های «جمهور تی وی» شما مردم خوب ایران هستید. آیا مایلید از تولید این برنامه حمایت کنید؟
از این لینک در تلگرام استفاده کنید:
@roya_iran
🌾 @Sedanet
☘️ حکایت شیخ جستجوگر و وامدارانش
🔸بهمناسبت یکم شهریور، روز بزرگداشت ابنسینا
✍️ #میلاد_نوری
🔅حکایتِ ابنسینا از خواندنِ چهلبارۀ متافیزیک ارسطو، بسیار نقل شده است. بهگفتۀ او، با چهلبار خواندنِ این کتاب نیز مُراد ارسطو برایش حاصل نگشت تا اینکه کتابی از فارابی در بیانِ اغراض مابعدالطبیعه بهدستش رسید که مجموع آن پنج صفحه هم نیست. میگویند نیوتن جاذبه را با سقوط یک سیب کشف کرد. اما اتفاقی که با آن سیب افتاد جز این نبود که وی، تمام دانش، مسئله، فرضیه و راهکارهای احتمالیاش را بهناگهان بازاندیشی کرد و گره از مشکلاش گشود؛ آن سیب جز جرقهای نبود که آتش یک کشفِ ازپیشمعیّن را روشن کرد. ابنسینا نیز میدانست ارسطو در متافیزیک چه میگوید، اما کتاب کوچک فارابی، همچون نوری بر تمامیت فهم وی روشنی افکند تا آنچه را جزءبهجزء دریافته بود، بهناگاه در کلیتاش بازاندیشی کند. بااینحال، مسئله اساسا این نیست که آن رسالۀ کوچک چه نسبتی با فهم متافیزیک ارسطو دارد؛ بلکه این است که خواندن چهلبارۀ کتابِ ارسطو چه معنایی دارد؟
🔅متفکری مسلمان در زیستجهانِ دینیاش، کتابی از مغربِ پیشاز مسیح را، کتابی از زیستجهانی دیگر را، چهلبار میخواند؛ این است آنچه در حکایت شیخ الرئیس آموزنده است. حکمت گمشدهای است که اهل حقیقت آن را در هر جایی جستجو میکند، حتی اگر در سرزمینی دیگر باشد. این گمشده، درمان بیماری و راهکار مشکلات «آدمی» است. بهاینترتیب، همان ابنسینا که کتابی از سنت دیگر را چهلبار میخواند، مهمترین و بزرگترین اثرش را «شفاء» مینامد. این شفاء با آن جستجوگری پیوند دارد، تنها کسی که چهلبار کتاب «دیگری» را خوانده باشد، میتواند «خود» کتابی بنویسد که شفاء و درمان است. اینک، جای «متافیزیک» را «نقد عقل محض»، «پدیدارشناسی روح»، «اتمیسم منطقی»، «هستی و زمان» و ... گرفته است؛ آیا ما وامداران ابنسینا، این آثار تاریخساز را چهلبار خواهیم خواند؟
🌾 @Sedanet
🌾 @Andisheh_Aknun
🔸بهمناسبت یکم شهریور، روز بزرگداشت ابنسینا
✍️ #میلاد_نوری
🔅حکایتِ ابنسینا از خواندنِ چهلبارۀ متافیزیک ارسطو، بسیار نقل شده است. بهگفتۀ او، با چهلبار خواندنِ این کتاب نیز مُراد ارسطو برایش حاصل نگشت تا اینکه کتابی از فارابی در بیانِ اغراض مابعدالطبیعه بهدستش رسید که مجموع آن پنج صفحه هم نیست. میگویند نیوتن جاذبه را با سقوط یک سیب کشف کرد. اما اتفاقی که با آن سیب افتاد جز این نبود که وی، تمام دانش، مسئله، فرضیه و راهکارهای احتمالیاش را بهناگهان بازاندیشی کرد و گره از مشکلاش گشود؛ آن سیب جز جرقهای نبود که آتش یک کشفِ ازپیشمعیّن را روشن کرد. ابنسینا نیز میدانست ارسطو در متافیزیک چه میگوید، اما کتاب کوچک فارابی، همچون نوری بر تمامیت فهم وی روشنی افکند تا آنچه را جزءبهجزء دریافته بود، بهناگاه در کلیتاش بازاندیشی کند. بااینحال، مسئله اساسا این نیست که آن رسالۀ کوچک چه نسبتی با فهم متافیزیک ارسطو دارد؛ بلکه این است که خواندن چهلبارۀ کتابِ ارسطو چه معنایی دارد؟
🔅متفکری مسلمان در زیستجهانِ دینیاش، کتابی از مغربِ پیشاز مسیح را، کتابی از زیستجهانی دیگر را، چهلبار میخواند؛ این است آنچه در حکایت شیخ الرئیس آموزنده است. حکمت گمشدهای است که اهل حقیقت آن را در هر جایی جستجو میکند، حتی اگر در سرزمینی دیگر باشد. این گمشده، درمان بیماری و راهکار مشکلات «آدمی» است. بهاینترتیب، همان ابنسینا که کتابی از سنت دیگر را چهلبار میخواند، مهمترین و بزرگترین اثرش را «شفاء» مینامد. این شفاء با آن جستجوگری پیوند دارد، تنها کسی که چهلبار کتاب «دیگری» را خوانده باشد، میتواند «خود» کتابی بنویسد که شفاء و درمان است. اینک، جای «متافیزیک» را «نقد عقل محض»، «پدیدارشناسی روح»، «اتمیسم منطقی»، «هستی و زمان» و ... گرفته است؛ آیا ما وامداران ابنسینا، این آثار تاریخساز را چهلبار خواهیم خواند؟
🌾 @Sedanet
🌾 @Andisheh_Aknun
☘️ اقبال گاهی زود میآید
✍️سید حسن اسلامی اردکانی
🔅نوشته حاضر بهانهای است برای همدمی و همسخنی دوباره با اقبال لاهوری، متفکر اصیل و جسور مسلمان که شعر را رسانهای برای انتقال آرمان فکری و اجتماعی خود ساخت. با این نگاه، این نوشته شش بخش را در بر میگیرد. در بخش نخست به اجمال زمانه اقبال و وضع مسلمانان و دیدگاههایی که برای رهایی از وضع نامطلوب آن روزگار ارائه شده بود، معرفی شده است. بخش دوم نظریه خودی اقبال را معرفی میکند. در بخش سوم نقدهای اقبال بر اندیشههای ملیگرایانه و سکولار را در جامعه اسلامی تحلیل میشود. چهارمین بخش نظریه اقبال درباره قرآن و ضرورت بازگشت به آن را گزارش میکند. پنجمین بخش به اقبال و خاندان علی (ع) اختصاص دارد. ششمین و فرجامین بخش در باب همگرایی جامعه اسلامی و نقش آموزههای دینی در آن است.
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @Hassan_eslami
✍️سید حسن اسلامی اردکانی
🔅نوشته حاضر بهانهای است برای همدمی و همسخنی دوباره با اقبال لاهوری، متفکر اصیل و جسور مسلمان که شعر را رسانهای برای انتقال آرمان فکری و اجتماعی خود ساخت. با این نگاه، این نوشته شش بخش را در بر میگیرد. در بخش نخست به اجمال زمانه اقبال و وضع مسلمانان و دیدگاههایی که برای رهایی از وضع نامطلوب آن روزگار ارائه شده بود، معرفی شده است. بخش دوم نظریه خودی اقبال را معرفی میکند. در بخش سوم نقدهای اقبال بر اندیشههای ملیگرایانه و سکولار را در جامعه اسلامی تحلیل میشود. چهارمین بخش نظریه اقبال درباره قرآن و ضرورت بازگشت به آن را گزارش میکند. پنجمین بخش به اقبال و خاندان علی (ع) اختصاص دارد. ششمین و فرجامین بخش در باب همگرایی جامعه اسلامی و نقش آموزههای دینی در آن است.
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @Hassan_eslami
صدانت
نوشتار سید حسن اسلامی اردکانی با عنوان «اقبال گاهی زود میآید» • صدانت
اقبال لاهوری متفکر اصیل و جسور مسلمانی بود که شعر را رسانهای برای انتقال آرمان فکری و اجتماعی خود ساخت. با این نگاه، این نوشته شش بخش ...
Forwarded from صدانت تیوی
🎥 رواداری چگونه ارزشی است؟
👥 در گفتگوی علیرضا امتیاز با مسعود #زنجانی
از #مجموعه_لایوهای_رواداری
مشاهده در یوتیوب
مشاهده در آپارات
📚 کتابشناسی رواداری
instagram.com/3danet
instagram.com/vivaphilosophy
@vivaphilosophy
🌾 @Sedanettv
👥 در گفتگوی علیرضا امتیاز با مسعود #زنجانی
از #مجموعه_لایوهای_رواداری
مشاهده در یوتیوب
مشاهده در آپارات
📚 کتابشناسی رواداری
instagram.com/3danet
instagram.com/vivaphilosophy
@vivaphilosophy
🌾 @Sedanettv
YouTube
گفتگو با مسعود زنجانی؛ رواداری چگونه ارزشی است؟
١. آیا رواداری نسبت به یک موضوع به معنای محترم دانستن آن است؟
٢. آیا رواداریِ محض بدین معنا است که همه چیز به یکسان محترم است؟
٣. آیا رواداریِ محض به اباحهگری و بندوباری میانجامد؟
۴. آیا رواداری اصلاح را به پای صلح قربانی میکند؟
۵. آیا با نارواداران…
٢. آیا رواداریِ محض بدین معنا است که همه چیز به یکسان محترم است؟
٣. آیا رواداریِ محض به اباحهگری و بندوباری میانجامد؟
۴. آیا رواداری اصلاح را به پای صلح قربانی میکند؟
۵. آیا با نارواداران…
☘️ امر دینی و امر فرادینی در پیام عاشورا
👤 #ابوالقاسم_فنائی
تحریر و تنقیح سخنرانی به مناسبت عاشورا در جمع برخی از دانشجویان کیمبریج / آبان ۱۳۹۲
🔅مناسبت اقتضا میکند دربارهی شخصیت سرور آزادگان، امام حسین و مهمترین حادثهی زندگی ایشان، یعنی واقعهی کربلا، گفتگو کنیم. هم در مورد شخصیت ایشان و هم در مورد تحلیل و تبیین واقعهی کربلا کم سخن نگفتهاند، و دوستان علاقهمند نیز کمابیش با ادبیاتی که پیرامون این دو موضوع بسط یافته آشنا هستند. بنده نیز سالها پیش توفیق داشتهام که تبیینی اخلاقی از کنش سیاسی امام حسین بدست دهم. در اینجا قصد تکرار گفتههای خود و دیگران را ندارم. بلکه مایلم از فرصت استفاده کنم و به تفسیر یکی از سخنانی بپردازم که به ایشان منسوب است.
🔅آن سخن این است: «اِن لَم یَکُن لَکُم دینٌ وَ لاتَخافُونَ المَعادَ فَکُونُوا اَحراراً فی دُنیاکُم»: «اگر دین ندارید، و از بازگشت به سوی خداوند نمیترسید، [دستکم] در دنیای خود آزاده باشید». این یکی از سخنانی است که در واپسین لحظات عمر امام حسین در خطاب با لشکریان یزید بر زبان ایشان جاری شده است. در نگاه نخستین این سخن معنای ساده و روشنی دارد، اما بر خلاف معنای ساده و روشن آن، بسیار عمیق است. در این سخن دو حقیقت بسیار مهم و کلیدی نهفته است که اگر جدی گرفته شوند میتوانند رویکرد ما در دینشناسی و دینداری را به کلی عوض کنند، و رنگ و بو و سبک و سیاق دیگری بدان ببخشند.
🔅 این دو حقیقت عبارتند از:
(۱) «استقلال اخلاق از دین» و
(۲) «به رسمیت شناختن امور فرادینی» یا «تفکیک قلمرو دین از قلمروهای دیگر».
بحث امشب ما به شرح و بسط این دو حقیقت اختصاص دارد. به نظر میرسد اگر دینداران بخواهند سعادت دنیا و آخرت خود را تأمین و تضمین کنند، یکی از مقدمات ضروری آن این است که به این دو حقیقت تسلیم شوند.
🌐 دریافت فایل PDF
🌾 @Sedanet
🌾 @Abolghasemfanaei
👤 #ابوالقاسم_فنائی
تحریر و تنقیح سخنرانی به مناسبت عاشورا در جمع برخی از دانشجویان کیمبریج / آبان ۱۳۹۲
🔅مناسبت اقتضا میکند دربارهی شخصیت سرور آزادگان، امام حسین و مهمترین حادثهی زندگی ایشان، یعنی واقعهی کربلا، گفتگو کنیم. هم در مورد شخصیت ایشان و هم در مورد تحلیل و تبیین واقعهی کربلا کم سخن نگفتهاند، و دوستان علاقهمند نیز کمابیش با ادبیاتی که پیرامون این دو موضوع بسط یافته آشنا هستند. بنده نیز سالها پیش توفیق داشتهام که تبیینی اخلاقی از کنش سیاسی امام حسین بدست دهم. در اینجا قصد تکرار گفتههای خود و دیگران را ندارم. بلکه مایلم از فرصت استفاده کنم و به تفسیر یکی از سخنانی بپردازم که به ایشان منسوب است.
🔅آن سخن این است: «اِن لَم یَکُن لَکُم دینٌ وَ لاتَخافُونَ المَعادَ فَکُونُوا اَحراراً فی دُنیاکُم»: «اگر دین ندارید، و از بازگشت به سوی خداوند نمیترسید، [دستکم] در دنیای خود آزاده باشید». این یکی از سخنانی است که در واپسین لحظات عمر امام حسین در خطاب با لشکریان یزید بر زبان ایشان جاری شده است. در نگاه نخستین این سخن معنای ساده و روشنی دارد، اما بر خلاف معنای ساده و روشن آن، بسیار عمیق است. در این سخن دو حقیقت بسیار مهم و کلیدی نهفته است که اگر جدی گرفته شوند میتوانند رویکرد ما در دینشناسی و دینداری را به کلی عوض کنند، و رنگ و بو و سبک و سیاق دیگری بدان ببخشند.
🔅 این دو حقیقت عبارتند از:
(۱) «استقلال اخلاق از دین» و
(۲) «به رسمیت شناختن امور فرادینی» یا «تفکیک قلمرو دین از قلمروهای دیگر».
بحث امشب ما به شرح و بسط این دو حقیقت اختصاص دارد. به نظر میرسد اگر دینداران بخواهند سعادت دنیا و آخرت خود را تأمین و تضمین کنند، یکی از مقدمات ضروری آن این است که به این دو حقیقت تسلیم شوند.
🌐 دریافت فایل PDF
🌾 @Sedanet
🌾 @Abolghasemfanaei
صدانت
ابوالقاسم فنائی: امر دینی و امر فرادینی در پیام عاشورا • صدانت
مناسبت اقتضا میکند دربارهی شخصیت سرور آزادگان، امام حسین و مهمترین حادثهی زندگی ایشان، یعنی واقعهی کربلا، گفتگو کنیم. هم در مورد...