وبسایت فرهنگی صدانت
21.5K subscribers
784 photos
361 videos
75 files
2.48K links
صدانت؛ صدای اندیشه

آدرس وبسایت:
3danet.net

اینستاگرام صدانت:
instagram.com/3danet

کانال رسمی صدانت:
@Sedanet

صدانت تی‌وی:
@Sedanettv

بایگانی صدانت:
@sedanet1

آگاهی از نشست‌های فرهنگی:
@News_sedanet
Download Telegram
☘️ حسین، مکتبِ عدالت و کرامت
👤 #ابوالقاسم_فنائی | مرداد ۱۳۸۷ | کانون توحید لندن

🔅«عدالت» و «کرامت» دو مورد از مهم‌ترین و کلیدی‌ترین ارزش‌های اخلاقی‌اند و به نظر من مروری گذرا بر گفتار و رفتار امام حسین نشان می‌دهد که از ابتدا تا انتها آن حضرت بر اساس این دو ارزش بزرگ اخلاقی تصمیم گرفته و عمل کرده است. امام حسین در سال آخر زندگی خود، یعنی پس از مرگ معاویه و جانشینی یزید به جای او، دو تصمیم بزرگ و سرنوشت‌ساز گرفته است و این دو تصمیم تنها بر اساس اصل عدالت و اصل کرامت، که هر دو از اصول اخلاقی‌اند، قابل توجیه است. حرکت امام حسین حرکتی کور و مبتنی بر عاطفه و احساسات نبود، بلکه از یک منطق قوی عقلانی و سنجیده و حساب شده پیروی می‌کرد...

متن جلسه اول
متن جلسه دوم

🌾 @Sedanet
🌾 @Abolghasemfanaei
☘️ تعظیم شعائر و تربیت اخلاقی در عزاداری کودکان
✍️ #مصطفی_سلیمانی

🔅والدین به طور مستقیم یا غیر مستقیم در پی اخلاقی بار آوردن کودکان خود هستند. آن‌ها با تمسک به ابزارها و دستاویزهای گوناگون، پیوسته می‌خواهند تغییراتی را که گمان می‌کنند دوست دارند در فرزندانشان ایجاد کنند. اما این تغییرات بزرگسالانی با ابعاد کوچک‌تر نیستند. تفکر کودکان نسبت به بزرگسالان بسیار متفاوت است. آن‌ها توانایی استدلالی قدرتمندی ندارند و از این رو، نمی‌توانند دنیا را آن‌چنان که بزرگسالان درک می‌کنند بفهمند. بنابراین، این بزرگسالان هستند که باید خودشان را به دنیای کودکان نزدیک کنند.

🔅کودک برای درک دنیای اطراف خودش، پدیده‌ها را به هم تعمیم می‌دهد و تشبیه می‌کند. یعنی برای تفسیر پدیده‌های جدید، از منطقی که برای تفسیرِ وقایع پیشین استفاده کرده بود استفاده می‌کند. به عنوان مثال، با این‌که می‌داند خورشید نمی‌تواند مثل انسان‌ها بخوابد و بیدار شود، اما طلوع خورشید را به بیداری خورشید در صبح تعبیر می‌کند.

🔅این ویژگی کودکان، می‌تواند برای والدینی که نمی‌توانند خودشان را جای فرزندشان بگذارند دردسر-آفرین باشد. در حقیقت، بسیاری از مشکلات ارتباطی والدین و فرزندان و قطع ارتباطات صمیمانه‌ی میان آن‌ها، به این خاطر اتفاق می‌افتد که درک کودک برای والدینش سخت به نظر می‌رسد.

🔅با این اوصاف، والدینی که به تربیتِ سالم و اخلاقی کودکشان فکر می‌کنند، باید منطق‌ها و دیدگاه‌های جدید را با توجه به شرایط و با در نظر گرفتن سطح توانایی و درک کودک، به او آموزش دهند.

🗞 مطالعه متن کامل + PDF

🌾 @Sedanet | @filsofak
🎥 صدانت قصد دارد در چندین لایو اینستاگرامی به مفهوم #رواداری بپردازد. در گام نخست میزبان مسعود #زنجانی بودیم:

🔸رواداری چگونه ارزشی است؟
مشاهده فیلم در : آپارات | یوتیوب
دریافت صوت

🔹رواداری و مرزهای آن
مشاهده فیلم در : آپارات | یوتیوب | اینستاگرام
دریافت صوت

📚 ایشان لطف کردند و لیست کتاب‌های مفید مرتبط با این مفهوم را برای صدانت ارسال کردند که در سایت یا مجموعه استوری "کتاب‌های رواداری" در پیج صدانت قابل مشاهده است.

🌾 @Sedanet
@vivaphilosophy
🗞 روشنفکران ایرانی محبوب بودن را بر حقیقت‌طلبی ترجیح داده‌اند
بازخوانی گفتگو ماهنامه زمانه با #نظام_بهرامی_کمیل ¦ بهمن ۱۳۹۷

🔅حرف اصلی من در کتاب «گونه‌شناسی روشنفکران ایرانی» این است که اکثر این گونه‌شناسی‌ها روشنفکران را در سه گروه «موافق مدرنیته»، «مخالف مدرنیته» و «موافق ترکیب سنت و مدرنیته» قرار داده‌اند. اشکال این تقسیم‌بندی آن است که اکثر روشنفکران که می‌خواهند از انگ غربزدگی یا انگ ارتجاع فرار کنند خود را در زیر گروه سوم یعنی موافقان ترکیب خوبی‌های سنت با خوبی‌های مدرنیته و غرب قرار می‌دهند.
گروه سوم (کیمیاگران) می‌خواهند میان غرب و سنت جامعه گزینشگری و تلفیق کنند. این وضعیت جریان روشنفکری در ایران را به بن بست کشانده است.

🔅سید جواد طباطبایی در هنگام نقد دیگران کلیت مدرنیته را می‌پذیرد، اما به وقت ارایه پروژه فکریش گمان می‌کند ما با بقیه جهان فرق داریم و باید راه مخصوص خودمان را پیدا کنیم. پروژه ایرانشهری یعنی ایشان کلیت مدرنیته را از جهانشمولی آن منفک کرده است و این تناقض‌آمیز است.

🔅معتقدم وظیفه اصلی روشنفکر نقد قدرت با ابزار مدرن یعنی خردخودبنیاد است. حالا این نقد می‌تواند نقد قدرت سیاسی یا نقد قدرت ارزش‌ها، باورها و هنجارهای جامعه باشد. این نقد بسیار مهم است زیرا علاوه بر آگاهی بخشی به افراد جامعه، مانع از شکل‌گیری و گسترش فساد به خصوص در حوزه سیاسی می‌شود.

🔅در جهان سوم پای روشنفکران چه بخواهند چه نخواهند به حوزه سیاست کشیده می‌شود. زیرا دولت در همه حوزه‌ها دخالت می‌کند و می‌خواهد همه کار باشد. پس بطور طبیعی نقد و روشنگری در هر حوزه‌ای پای دولت را وسط می‌کشد و به نقد سیاسی می‌انجامد. حالا شما ببینید امثال علامه جعفری، دکتر الهی قمشه‌ای و دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی چه هنر و استعدادی دارند که می‌توانند هزارتا سخنرانی در مورد شعر، فلسفه، هنر، خانواده، عرفان، مذهب و تاریخ انجام دهند اما به هیچکس برنخورد!

🔅مهمترین شگردی که اساتید و روشنفکران محافظه‌کار با توسل به آن خود را منتقد نشان می‌دهند آن است که اولویت‌ها را جابه جا می‌کنند یعنی موضوعات کم اهمیت را در مرکز انتقادهای خود قرار می‌دهند. بنابراین اگر بخواهیم روشنفکری محافظه‌کار و مصلحت‌گرا را از روشنفکری غیرمحافظه‌کار متمایز کنیم در گام نخست باید مشخص کنیم مسئله و اولویت‌های اصلی جامعه کدامند.

🔅بطور خلاصه معتقدم مهمترین مساله کشور از عصر مشروطه تاکنون موضوع «آزادی و استبداد» بوده و اشتباه بخشی از روشنفکران آن است که از این شکاف غافل شده و شکاف‌های دیگری مانند «دینی- غیردینی»، «بالاشهری- پایین شهری»، «سرمایه‌دار- کارگر»، «شیعه- غیرشیعه»، «زن- مرد»، «آریایی- غیرآریایی»، «باحجاب – بدحجاب»، «روحانی- غیرروحانی» و غیره را فعال کرده‌اند.

🔅موضوع «پست مدرنیسم» که در دهه ۷۰ خورشیدی برخی افراد مانند آقایان رضا داوری، بابک احمدی و علی باباچاهی و چند مترجم در ایران برجسته کردند؛ چیزی جز انحراف ناخواسته افکار عمومی از مسائل اصلی‌تر نبود. لازم به بیان است در غرب مدرنیته حاکم است و پست مدرنیته به عنوان یک جریان فکری و هنری حاشیه‌ای برای نقد مدرنیته کارکردهایی دارد، اما در کشوری که ابتدایی‌ترین مولفه‌های مدرنیته مانند عقلانیت، آزادی، حقوق بشر، دموکراسی، خودبنیادی و حقوق فردی و اجتماعی به رسمیت شناخته نشده و هنوز در سیطره سنت قرار دارد؛ ترویج و گسترش پست مدرنیته چیزی جز ضربه زدن به پیکر نحیف مدرنیته نیست. به گفته اندیشمندانی مانند داریوش آشوری و داریوش شایگان، طرح پرسش‌های پست‌مدرن در جوامعی که هنوز به حد درگیری با این مسایل نرسیده‌اند، مسئله کاذبی است.

🔅شما نمی‌توانید از دکتر حسین کچویان؛ که نصف عمر علمی‌اش را صرف مطالعه فوکو کرده؛ یک کار و تحلیل نقادانه فوکویی ببینید. حتی در کتابی با عنوان «تطورات گفتمان‌های هویتی در ایران» هیچ اشاره‌ای به نقش و سازوکار قدرت در ساختن گفتمان هویتی بعد از انقلاب نمی‌کند و تا آنجا که یاد دارم در مقدمه کتاب با صراحت می‌گوید که عامل قدرت را از تحلیلش کنار گذاشته است. درست مثل آن است که یک نفر بگویید تحقیقی با عنوان «خوانش مارکسیستی از انقلاب اسلامی» انجام داده؛ اما کاری به بحث مبارزه طبقاتی نداشته است. خوب این هم از تضادهای جامعه ماست؛ ایران سرزمین تضادها و تناقض‌هاست. هم می‌خواهیم اندیشمند مستقل باکلاس فوکویی باشیم، هم عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی...

🌐 مطالعه متن کامل

🌾 @Sedanet | @nambavari
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ساعتی میزان آنی ساعتی موزون این
بعد از این میزان خود شو تا شوی موزون خویش

مولوی » دیوان شمس » غزلیات
🌾 @Sedanet
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺کربلا به روایت یزید (قسمت پنجم)

✅آیا خلفای ثلاث با نقشه ی قبلی وارد میدان شدند؟ آیا هدف آنها صحنه چینی و به انحراف کشاندن انقلاب فرهنگی اجتماعی پیامبر بود؟


✅روی منابر ما در زمان عزاداری ها چه مطالبی عنوان می شود؟ آیا ما ساده انگارانه با جوهر پیچیده ی دین و حرکت سنگین امام حسین (ع) برخورد نمی کنیم؟

✅ایده ی گسترش اسلام چه تبعاتی برای اهل بیت داشت؟ آیا ساختارهایی که بعد از پیامبر باز تولید شد را می توان ساختارهایی مردانه دانست که حضرت زهرا (س) به عنوان یک «زن» در مقابل آنها ایستاده بود؟

♨️در این قسمت از منطقِ غصب فدک تا فهم جناب عمربن خطاب و پاسخ های معاویه به اعتراض های جناب عمر گفته ایم و اینکه توجیه زیستن درون «شرایط حساس کنونی!» چگونه در تاریخ تکرار می شود؟

🎥کاری از یاسر عرب، سید محمد فاطمی و ابراهیم قهوه چی‌زاده

@jomhourtv
📺کیفیت بیشتر در سایت آپارات:
https://www.aparat.com/v/AU9Hf

🔴اگر مایلید از تولید این برنامه حمایت کنید از طریق این آدی دی:

@roya_iran
وبسایت فرهنگی صدانت
☘️ چگونه رابطه‌مان را با جهان از نو برقرار کنیم؟ (قسمت سوم) مدرنیته و قطع ارتباط با جهان ✍️ #مژگان_خلیلی 🔅بنیانِ نگاه ما به جهان، یک پیش‌فرضِ درست یا گزاره‌ی بدیهی عقلی و یقینی نیست و بلکه هرچه هست، بازتاب بیرون به درون و ذهن ما، به واسطه‌گری زبان است و…
☘️ چگونه رابطه‌مان را با جهان از نو برقرار کنیم؟ (قسمت چهارم و پایانی)
«فلسفه‌ورزی‏‌‌‌‌‌‌‌‌» یعنی «پژوهش» روی یک «شکل‌زندگی»
✍️ #مژگان_خلیلی

🔅بشر بودن یعنی یک «شکل از زندگی» ِبنیادین، که نحوه‌ی بودنِ نوع او را مشخص و آن را از شکل‌های دیگرِ زندگی مثل «ویروس بودن»، «اسب بودن»، «درخت بودن» و شکل‌های بیگانه و ناشناخته‌ی دیگر جدا می‌کند. هم الگوهای عام و یکسان زندگی بشر از سرشت این «شکل زندگی» بنیادینِ مشترکِ جهانی بیرون می‌آید: مثل الگوهای زیستی ِتولد و مرگ و... و نیز الگوهای رفتاری و غذاخوردن، قدم‌زدن، حرف‌زدن، ... و هم طرحواره‌های هنجارمندِ خاص و نایکسان فراوانی که به صورت امکان‌هایی بالقوه، متنوع و متغیر،آماده‌اند «شکل‌های زندگی»ِ زبانی و فرهنگ اجتماعی، هویت و روانِ ملی و فردیت شخصیِ او را بسازند و در بافت رفتار و بستر زندگی اجتماعی و روانِ او تنیده شده‌اند.

🔅«دیدکلیِ» مورد نظر ویتگنشتاین یعنی شکل بازنمایی جامع و فراگیری که بیانگرِ شیوه‌ی نگاه به «شکل زندگی» است و «جهان نگریِ» یک فرد را می‌سازد. او می‌گوید محصول فلسفه، آشکارشدن مهملاتی محض است که درون شکل‌های پیچیده‌‌ی زبان، بیان شده‌اند و فرونشاندن ورم‌هایی که عقل با کوبیدن سرش به دیوارهای زبان پیدا کرده است. (پ. 119) استنلی کاول این جادوشدن مدامِ عقل و شعور ما با زبان را، امکانی طبیعی در سرشت آن می‌داند (CoW, p:206-207) اما این استعداد بالقوه‌ی «زبان» وقتی فعال می‌شود و بروز پیدا می‌کند که از «شکل زندگی»اش جدا افتاده باشد و «شکل زندگی» هم وقتی شرایط را برای بیرون افتادن «زبان»، فراهم می‌کند که دچار فقدان «فلسفه‌ورزی» باشد. با نبودِ فلسفه‌ای متناسب، امکانِ روایت یک «شکل زندگی» درون تصویری جامع و فراگیر از نسبت‌ها و روابط‌اش، غیرممکن می‌شود و درنتیجه راهی برای پیدا کردنِ دیدِ کلی، دیدن و بازنگری، حک و اصلاح‌‌ِ «شکل زندگی» و در نتیجه فهم موقعیت خود درونِ آن و خودشناسی فراهم نیست.

🔅به عبارت دیگر، وقتی فلسفه‌ورزی ِمدام، همنشینِ «زندگی» روزمره نباشد پاره‌هایش از هم دور می‌افتند و نمی‌توانیم «شکل» آن‌ را ببینیم، چون فلسفه‌ای وجود ندارد که روابط و نسبت‌های لازم را، بین‌ این پاره‌ها ترسیم و برقرار کند. رسم این روابط، نیاز به دید کلیِ جامع و فراگیر دارد، دستیابی به این دید و بینش کلی هم «حکمت» می‌خواهد که با نوعی فلسفیدنِ‌ مستمر و نوین به دست می‌آید و باید از عمقِ «دانشی‌ژرف» عبور کند که با دشوارترین مرحله‌ی شخصیتی، روحی و اخلاقی زندگی فردی ما، در «تجربه و عمل» سر و کار دارد و با آن پیوند درونی پیدا می‌کند...

🌐 مطالعه متن کامل

🌾 @Sedanet | @Simiagari
☘️ «کودک را تنها اخلاقی بار بیاور» و یک اسطوره‌ی دیگر
✍️ #یاسر_میردامادی

🔅تجربه‌های تلخ منتقدان آموزش مذهبی (هر مذهبی) بی هیچ تردیدی درس‌آموز است. آن‌ها بر چیزی دست می‌گذارند که به نظرشان تحمیل و قشری‌گری گونه‌هایی از آموزش‌ مذهبی می‌آید. این تجربه‌ها حتی هنگامی که به وضعیت‌ فاجعه‌آمیزی مانند تعرّض هم منجرّ نمی‌شود باز هم دردناک است و معمولا فرد صاحب تجربه‌ی تلخ را نه تنها به آموزش مذهبی دلسرد می‌کند که می‌تواند به اصل مذهبی خاص و یا هرگونه باور/سبک زیست دینی نیز بی‌اعتقاد کند.

🔅از این رو، توجه انتقادی به این تجربه‌ها می‌تواند زمینه را برای گشوده(تر) و انسان‌پروا(تر) کردن آموزش مذهبی فراهم کند. البته توجه انتقادی به این تجربه‌ها ممکن است به شکل ریشه‌ای(رادیکال)‌تری در روا بودن اخلاقی اصل هرگونه آموزش مذهبی در حوزه‌ی عمومی یا خصوصی نیز تردیدهای جدّی بیفکند.

با نظر به این پیش‌زمینه، در این نوشته من دو ادعای اصلی دارم:

۱_ توجه به تجربه‌ی منتقدان آموزش مذهبی نباید ما را از توجه به تنوع تجربه‌ها باز دارد به طوری که تجربه‌های مثبت آموزش مذهبی را نادیده بگیریم. بر این اساس، داوری نهایی در باب امکان، مطلوبیت و حدود مطلوب آموزش مذهبی تنها باید پس از جمع و تفریق تجربه‌های مثبت و منفی آموزش مذهبی، هر دو، حاصل آید.

۲_ توجه به تجربه‌ی منتقدان آموزش مذهبی نباید ما را به باور به دو اسطوره‌ی رایج بکشاند: الف- اسطوره‌ی «طبیعی بودن خداناباوری»، ب- اسطوره‌ی «تربیت خنثی».

🔅برای پرهیز از طولانی شدن بحث، در این نوشته به سود بخش اول ادعا، دست‌کم به شکل مستقل و مستقیم، استدلال نخواهم کرد؛ گرچه در ضمن استدلال به سود بخش دوم ادعا گذرا به آن خواهم پرداخت. در ادامه، به سود بخش دوم ادعا استدلال خواهم کرد...

🌐 متن کامل این نوشتار

🌾 @Sedanet
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کربلا به روایت یزید (قسمت ششم)

✅جناب عثمان چگونه به خلافت رسیده است و خاستگاه شورش ها بر علیه او کدام است؟ علی (ع) در کدام جبهه است؟ موافق یا مخالف عثمان؟ چرا علی باید قاتلین عثمان را تحویل دهد؟


✅این البته برای ما دردآور است اگر بفهمیم استقبال مردم از علی (ع) نه به عنوان امام بلکه به عنوان خلیفه بوده است! و نه به عنوان انتخابی عاقلانه بلکه با فرایندی به شدت تکانه ای و هیجانی رقم خورده است!

✅از آنسوی جبهه نیز البته هیجانی در جریان و آن هیجانِ اموی است... هیجانِ کوفی در مقابل هیجان شام چه تناسبی دارد؟ در این میام علی با هیجان خوارج چه خواهد کرد؟

اینجا دروازه های عاشوراست...

♨️در این قسمت از چیستی ساختارهای اصلاحی علی (ع) برای جامعه مسلمین می گوییم و ساختارهای اجتماعی و سیاسی که معاویه در جبهه مقابل در حال تولید آن است.

کاری از: یاسر عرب، سید محمد فاطمی و ابراهیم قهوه چی‌زاده

@jomhourtv
📺 لینک مشاهده این برنامه در سایت آپارات:
https://aparat.com/v/f25sK

🔴اگر مایلید از تولید این برنامه حمایت کنید از طریق این آدی دی:
@roya_iran
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
☘️ قسمتی از سخنرانی آرش نراقی با عنوان «شهادت ؛ مرگِ خوبِ اخلاقی»
واشنگتن، ۱۸ دسامبر ۲۰۱۰ | ۸۹/۹/۲۷

🌐 صوت کامل این سخنرانی

🌾 @Sedanet
@Arash_naraghi
@sharhe_arezoomandi
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کربلا به روایت یزید (قسمت هفتم)

به او قدرت اعطا کنید تا طغیان نکند!

✅ این گزاره ای است که مع الاسف این روزها برخی اصحاب قدرت که دارای تریبون نیز هستند از زبانِ علی (ع) نقل می کنند! میگویند علی (ع) برخی از فرماندهان فاسد را مقام داده تا در کنار اش باشند و بلوایی رقم نزنند! این گزاره تا چه میزان درست است؟

✅آیا این همان بازتولید سنتهای جاهلی نیست؟ آیا علی (ع) اهل بازی های سیاسی بود؟ او بر سر چه مسیری با مردم همراه شد؟ و اصلاحات ساختاری او برای عدالت چه ویژگی هایی داشت؟

✅منطق شام در این میان چیست؟ سیاست کنترلی جناب عمر چه ویژگی داشت و چگونه باور پذیر شد؟ در ادامه معاویه از این سنت چه بهره ای برد؟

✅دانستن این زوایا باعث میشود در نهایت ما سیره ای را فهم کنیم که حسین (ع) بارها اعلام میکند میخواهد جامعه ی مسلمانان را به آن برگرداند!

♨️در این قسمت از دیالکتیک شام و کوفه گفته ایم.

🎥کاری از یاسر عرب، سید محمد فاطمی و ابراهیم قهوه چی‌زاده
@jomhourtv
📺 لینک مشاهده این برنامه در سایت آپارات:
https://www.aparat.com/v/9GpTd

آیا مایلید از تولید این برنامه حمایت کنید؟
لطفا با این لینک ارتباط برقرار کنید:
@roya_iran
☘️ تئوری فیل سفید
سناریو عدم خروج از معامله ای باوجود ضرر ده بودن آن

🔅 در زمان های گذشته چند نسل نادر از فیل‌ها زندگی می‌کردند که سفید رنگ بودند. فیل‌های سفید ارزش زیادی داشتند و به عنوان هدیه‌های دیپلماتیک گرانبها بین کشورها رد و بدل می‌شدند و پادشاهان در سفرهایی که داشتند این فیل را به عنوان هدیه به پادشاه کشور میزبان می‌دادند.

هزینه نگهداری و تغذیه این فیل‌ها بسیار زیاد بوده است، زیرا نوع خاصی از گیاهان را مصرف می‌کردند، در ساعات خاصی شستشو داده می‌شدند، محل نگهداری‌ آن ها ویژگی‌های خاصی داشت و … حتی گاهی بخشی از دربار را برای نگهداری این فیل‌ها به کار می‌گرفتند.

مشکل زمانی به وجود می‌آمد که کشور به دلایلی مثل قحطی، سیل، جنگ و … دچار کمبود منابع می‌شد. با وجود گرسنگی مردم و دربار دیگر دلیل منطقی وجود نداشت که پادشاهان بخواهند از فیل‌ها نگهداری کنند ولی به دلیل این که در گذشته هزینه‌های زیادی را صرف این فیل‌ها کرده بودند ترجیح می‌دادند بازهم هزینه کنند تا دستاوردهای قبلی آن ها از بین نرود. و گاهی حتی زنده ماندن این فیل را به زنده ماندن مردم ترجیح می‌دادند.


🔅 در واقع اصطلاح فیل سفید به دارایی‌هایی از زندگی و سازمان ما گفته می‌شود که امروزه کاربرد و فایده‌ای برای ما ندارند و هزینه‌ی نگهداری آن ها بیش‌تر از سود آن هاست ولی ما باز هم اصرار به نگهداری این دارایی‌ها داریم.

🔍 اثر فیل سفید در زندگی شخصی:

گاهی در زندگی شخصی رابطه‌ای را فقط به دلیل هزینه‌هایی (احساسی، زمان و…) که برای ما داشته است ادامه می‌دهیم و چون انرژی و زمان و محبت زیادی را صرف آن فرد یا آن گروه کرده ایم با علم به این که آن رابطه برای ما سودی ندارد باز هم به آن ادامه می دهیم.

🔍 اثر فیل سفید در زندگی کاری :

شما ۷ سال در رشته مهندسی درس خوانده اید و بعد از اتمام فارغ التحصیلی کاری به شما پیشنهاد می شود که ابدا مرتبط با رشته شما نیست ولی شما به آن علاقه دارید و از نظر مالی و پتانسیل رشد نیز شغل بسیار خوبی است ، اما به دلیل این که اگر آن را قبول کنید تصور می کنید که ۷ سال عمر خود را هدر داده اید پس این فرصت گرانبها را از دست خواهید داد و شما مجبور خواهید شد بقیه عمر خود را صرف نگه داری فیل سفید زندگی خود کنید.

🔍 اثر فیل سفید در سیاسیون :

در اقتصاد سیاسی، فیل سفید به پروژه‌های سرمایه‌گذاری‌ای گفته می‌شود که با هزینه‌ی بسیار زیاد به دست می‌آیند ولی سود خاصی ندارند. این پروژه‌ها توسط سیاسیون به عنوان وسیله‌ای برای مرید پروری استفاده می‌شود. این سیاست‌مداران هزینه‌های زیادی برای این گروه خاص انجام می دهند که دستاورد آن چنانی ندارند.

🔍 اثر فیل سفید در معاملات مارکت:

شما پس از اندکی تحقیق مقداری از ارزی را تهیه می کنید به امید آن که با هولدینگ و نگه داری آن ارز در طی چند هفته تا چند ماه آینده رشد کند و شما سود خوبی نصیبتان شود امّا پس از گذشت چند هفته قیمت آن ارز شروع به پایین آمدن‌ می کند و شما با این توجیه که آینده دارد و باید صبر ‌کرد هنوز آن ارز را نگه خواهید داشت و در عین حال که سرمایه شما رو به کاهش است به امید آینده آن را نمی فروشید.

پس از گذشت چند ماه شما ارز های دیگر با پتانسیل رشد بسیار بیشتری را خواهید دید اما به دلیل هزینه و زمانی که برای ارز قبلی خود صرف کرده اید تمایلی به خروج از آن و فروش آن‌با ضرر ندارید و چندین ماه دیگر با نگه داری آن خود را دچار ضرر مالی و سرزنش ورود به این ارز می کنید و این‌ ارز دقیقا همان‌فیل سفید مالی شماست که باید زودتر آن را کُشت.


🔹 در واقع پشت سناریو فیل سفید علت خودسرزنشی پنهان شده است: اگر از کار یا چیزی که روی آن زمان و انرژی زیادی گذاشته ایم خارج شویم یعنی این را قبول کرده ایم که مدت ها عمر خود را تلف کرده ایم و سختی قبول عدم کفایت تصمیم گیری مانع تغییر وضعیت می گردد و این نقطه دقیقا همان فیل سفید است.

🔸 فیل های سفید منابعی هستند که به علت هزینه‌های غیرقابل بازگشتی که در مورد آن ها انجام شده، با وجود مولد نبودن و مفید نبودن، نمی‌توانیم " از لحاظ احساسی " به سادگی آن ها را از مجموعه‌ی منابع و دارایی‌های خود حذف کنیم و هزینه‌‌های آتی آن ها را هم می‌پذیریم.

فیل سفید ما چیست؟!

🌾 @Sedanet
☘️ درباره زنانی که شریک نظام مردسالارند
✍️ #آرش_نراقی

🔅متأسفانه بسیاری از زنانی که پرچم مبارزه با تعرّض مردان به حریم و حقوق زنان را برمی افرازند، خود از برقراری مناسبات جنسی با مردان متأهل ابایی ندارند. این زنان که گاه خود نیز متأهل هستند، آگاهانه و عامدانه با مردان متأهل وارد مناسبات عشقی یا جنسی می‌شوند، و ظاهراً مشارکت در این خیانت را ناقض حقوق همسران خود و همسران آن مردان متأهل نمی‌دانند. یک نمونه بارز از این دست زنان فروغ فرخزاد است. او که همیشه مورد ستایش و الهام‌بخش فعالان جنبش زنان بوده است، بی‌محابا با مردان متأهل روابط جنسی برقرار می‌کرد.

🔅برای مثال، هنگامی که او همسر شاپور و مادر یک فرزند بود با سردبیر متأهل مجله «روشنفکر» رابطه جنسی برقرار کرد تا او را پله‌ای برای پیشرفت حرفه‌ای خود کند، و سپس سرفرازانه درباره آن رابطه سرود که «گنه کردم گناهی پر ز لذّت/ کنار پیکری لرزان و مدهوش». اما پس از آنکه این ماجرا به رسوایی علنی انجامید، فرخزاد کوشید تا در پس نقاب یک زن مظلوم و فریب خورده پنهان شود و مسؤولیت آن «گناه پر ز لذّت» را از خود سلب و به گردن آن مرد بیفکند. ماجرای روابط او با مردان متأهل البته تا پایان عمرش همچنان ادامه داشت، و روابط او با ابراهیم گلستان فقط یک نمونه مشهور آن است. در حدّی که من می دانم فرخزاد هرگز از جانب فعالان حقوق زنان بواسطه این رفتارهای تهاجمی و نقض حقوق همسر خود و همسران آن مردان متأهل مورد نقد و نکوهش قرار نگرفته است، که برعکس، این رفتار غیراخلاقی او تحت عنوان تجلّی «فاعلیت» زنانه مورد ستایش ایشان بوده است.

🔅در متن جامعه مردسالار، زن از طریق مرد ارزش و منزلت می یابد. بنابراین، زنان با این ذهنیت پرورده می‌شوند که باید هرچه زودتر شوهری برای خود بیابند. نتیجه آن است که زنان، مردان مجرّد را به چشم همسران بالقوه می بینند، و سبک زندگی مجردانه را تهدیدی برای خود و خوشبختی شان تلقی می کنند. متأسفانه این ذهنیت حتّی در میان بسیاری از زنان تحصیل کرده و امروزین ما هم که دعاوی فمینیستی دارند ریشه دارد. در بسیاری موارد، مردانی که تجرّد را به عنوان سبک زندگی خود برگزیده‌اند، موضوع مزاحمت ها و خشونتهای این گروه از زنان قرار می گیرند. ظاهراً این زنان مجرد، مردان مجرد را «سهم» خود و تجرّد آنها را تعرّض به حقوق خود می شمارند.

🔅شیوه برخورد این زنان با مردان مجرّد غالباً در چند مرحله شکل می پذیرد: در مرحله اوّل، شیوه‌ها غالباً مسالمت‌جویانه، غیرمستقیم، و دلبرانه است. گویی این زنان معتقدند که این مردان از آن رو مجرّد هستند که هنوز ایشان را ملاقات نکرده اند! بنابراین، می‌کوشند به این مردان امکان بدهند که زیبایی ها و کمالات ایشان را از نزدیک و به چشم خریدار ببینند، و پیش از آنکه دیر شود پا پیش بگذارند. اما وقتی که اشتیاق لازم را در طرف مقابل نمی بینند به مرحله دوّم وارد می شوند...

🌐 مطالعه متن کامل

🌾 @Sedanet
🌾 @arash_naraghi
🎥 مناظره قانون الزام حجاب در برنامه‌ی زاویه
👥 #مهدی_نصیری و #حسین_سوزنچی

🔅چهارشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۹ برنامه‌ی تلوبزیونی زاویه میزبان مناظره‌ای با عنوان «قانون الزام حجاب» بود. در این برنامه‌ی زنده‌ی شبکه‌ی چهار سیما مهدی نصیری، پژوهشگر حوزه‌ی دین و سیاست به‌عنوان مخالف «الزام حجاب» و حسین سوزنچی، دانشیار دانشگاه باقرالعلوم(ع) به‌عنوان موافق این الزام حضور داشت.

🔅مهدی نصیری با تاکید بر اینکه الزام حجاب تا به حال نتیجه‌ی عکس داشته است خواستار تجدیدنظر در این موضوع شد و حسین سوزنچی نیز با تاکید بر اینکه حجاب نماد اسلامیت است، علت مخالفت‌ها را «بد اجرا کردن قانون» دانست.

🌐 فیلم، صوت و متن کامل این مناظره

🌾
@Sedanet
🌾 @nasiri42
🌾 @souzanchi
☘️ هایک یا رالز؟؛ چالش درباره عدالت اجتماعی
✍️ #حسین_هوشمند

🔅بیش از چهل سال پیش، فردریک هایک اعلان کرد، باور دارد نظریه عدالت اجتماعی «سراب» است. هایک برای اینکه هرگونه ابهام نسبت به دیدگاه‌اش را رفع کند، عدالت اجتماعی را با تعبیراتی نظیر یک «فرمول توخالی»، «به‌طور محض، منطقاً و سراسر تو خالی و بی‌معنی»؛ «یک باور شبه‌ دینی که هیچ مضمون و محتوایی ندارد و نوعی خرافه یا «موهوم پرستی» مانند باور به افسون‌گری یا کیمیاگری توصیف می‌کند. هایک می‌افزاید، عدالت اجتماعی نوعی خرافه‌پرستی خطرناک است؛ همچون «کابوسی که امروزه با برانگیختن احساسات لطیف باعث تباهی تمام ارزش‌های یک تمدن آزاد شده است»، و نیز موجب «ویرانی بستری است که ارزش‌های اخلاقی، مانند آزادی فردی در آن پدید می‌آیند و رشد می‌کنند». به‌گمان هایک، تعبیر عدالت اجتماعی منشاء «تفکر آشفته و بلکه خیانت روشنفکری» است.

🔅پس از دهه ۸۰ میلادی، این دیدگاه هایک تأثیر و نفوذ قابل توجهی بر پاره‌ای از اقتصاددانان، مشاوران اقتصادی دولت‌ها و سیاست‌گذاران اجتماعی در برخی از کشورها داشته است. اما، نقطه نظرات هایک درباره عدالت اجتماعی غالباً از سوی فیلسوفان سیاسی با بی‌اعتنایی مواجه شده است. در فلسفه سیاسی معاصر، تحت تأثیر آثار و اندیشه‌های جان رالز، عدالت اجتماعی محوریت یافته است. از این‌ رو، در ادبیات این دسته از فیلسوفان اشاره‌ای به دیدگاه هایک درباره عدالت اجتماعی دیده نمی‌شود. حتی رابرت نازیک که نتایج فلسفه سیاسی او با هایک همخوانی دارد چندان بر مقدمات فکری هایک متکی نبوده است. در اینجا مجالی برای ارزیابی جامع مدعیات هایک نیست، ولی با تحلیل انتقادی مدعیات اساسی او نشان خواهیم داد بر خلاف آنچه از ظاهر کلام هایک بر می‌آید، مبانی فلسفی آراء وی متضمن بی‌معنایی نظریه عدالت اجتماعی یا عدالت توزیعی نیست.

🔅با وجود تعابیر جنجالی و جدلی هایک درباره عدالت اجتماعی، بسیار شگفت‌آور است که او در همان کتاب می‌گوید، تفاوت‌های بین دیدگاه او و نظریه عدالت جان رالز «بیشتر لفظی هستند تا معنایی و مفهومی»، و اینکه او با رالز درباره این «نکته اساسی» ناظر بر اینکه اصول عدالت بر قواعد حاکم بر نهادها و فرایندهای اجتماعی اطلاق می‌گردد و نه بر توزیع کالاهای خاصی بین افراد، اتفاق نظر دارد.

🔅هایک بر این باور است که کثیری از خوانندگان رالز، مقصود او را به‌درستی در نیافته‌اند و از این رو، نظریه وی را مبنی بر اینکه توزیع برآمده از نهادها -فارغ از ماهیت آن- به‌حق و عادلانه است، مغفول نهاده‌اند. اما، تردیدی نیست که در نظریه رالز، عدالت حاکم بر نهادها، با مفهوم عدالت توزیعی تبیین می‌شود: «اصول عدالت توزیع به‌حق مزایا و نیز وظیفه تعامل اجتماعی را تبیین می‌کند». به‌علاوه رالز عدالت را مهمترین مزیت نهادهای اجتماعی می‌داند. بنابراین، این سؤال مطرح می‌شود که، چه تفسیر موجهی می‌توان درباره ادعای هایک مبنی بر اتفاق نظر وی با رالز ارائه کرد.

🔅پاره‌ای از صاحب نظران بر این باورند که، معقول‌ترین توجیه برای همگرایی ادعا شده از سوی هایک این است که بگوییم او مطلقاً اثر رالز را نخوانده است. اما برخی از نویسندگان متعلق به جریان چپ می‌گویند، اگر هایک ادعا می‌کند با رالز اتفاق نظر دارد، لاجرم خطایی در دستگاه فکری رالز وجود دارد. بر خلاف دو طیف پیشین، در اینجا ادعا می‌شود، در سطح نظری و از حیث هنجاری، می‌توان هایک را یک فیلسوف سیاسی رالزی محسوب کرد. بدین منظور، ایده‌های زیر را به‌طور اجمالی بررسی می‌کنیم...

🌐 مطالعه متن کامل

🌾 @Sedanet | @mashghenowofficial
☘️ تجاوز جنسی یا هتک کرامت جسمانی
✍️ #آرش_نراقی

🔅هتک کرامت جسمانی نوعی خشونت در قلمرو مناسبات جنسی است، و می‌تواند همانند سایر اشکال خشونت (خصوصاً در نظامهای پدرسالار) به ابزاری برای تحمیل سلطه بدل شود. در این نوشتار مایلم به اختصار پاره ای از جنبه های پدیده "هتک کرامت جسمانی" یا "تجاوز جنسی" را خصوصاً از منظر اخلاق و فلسفه حق بررسی کنم. بحث من عمدتاً بر چهار پرسش زیر متمرکز خواهد بود:

پرسش اوّل: پدیده "هتک کرامت جسمانی" چیست؟

پرسش دوّم: چرا پدیده "هتک کرامت جسمانی" اخلاقاً ناروا است؟

پرسش سوّم: چگونه باید با پدیده "هتک کرامت جسمانی" به مثابه ابزاری برای تحقیر و تحمیل سلطه روبرو شد؟

🌐 مطالعه متن کامل

🌾 @Sedanet
🌾 @arash_naraghi
☘️ فروغ فرخزاد و فعالان حقوق زنان

🔅آرش نراقی به تازگی -شهریور 99- در نوشتاری با عنوان «درباره زنانی که شریک نظام مردسالارند» ارتباط فروغ فرخزاد -هنگامی که همسر و مادر بود- با مردان متأهل را نکوهش می‌کند و در ادامه خطاب به فعالان حقوق زنان می‌نویسد:

"در حدّی که من می دانم فرخزاد هرگز از جانب فعالان حقوق زنان بواسطه این رفتارهای تهاجمی و نقض حقوق همسر خود و همسران آن مردان متأهل مورد نقد و نکوهش قرار نگرفته است"

🔅از سوی دیگر اما سایه اقتصادی‌نیا در کتاب «هم شاعر، هم شعر» -نشر مرکز، ۱۳۹۴- به روانشناسی شعر و شخصیت فروغ فرخزاد پرداخته بود. این بخش از کتاب او با واکنش منفی و مثبت بسیاری از فعالان فمینیستی و مدافعان حقوق زنان مواجه شد. ایشان سپس در نوشتاری -زمستان ۹۶- با عنوان «چند کلمه دربارۀ فروغ فرخزاد با فعالان حقوق زنان» در پاسخ به منتقدین می‌نویسد:

"...با استناد به نامه‌های فروغ به گلستان، که در کتاب خانم فرزانه میلانی چاپ شده، و استناد به آرای مایکل هیلمن در کتاب «زنی تنها» نتیجه گرفتم که فروغ، پیش از آشنایی با گلستان، در کسب شهرت ادبی از نفوذ مردان متنفذی چون شجاع‌الدین شفا، ناصر خدایار و نادر نادرپور بهره برده و پس از آشنایی با گلستان نیز علاوه بر بهره‌مندی از شهرت و نفوذ اجتماعی او، علناً و عملاً از او مطالبۀ مالی هم داشته و از حضور گلستان در کنار خویش به جز بهرۀ عاطفی،انتفاع مالی نیز می‌برده است. به نظر من، گلستان هم، که از فروغ مسن‌تر و باتجربه‌تر بود، این را نیک می‌دانست و با آن مخالفتی نداشت و تا آنجا که شواهد در دست است، نه تنها امکان اقامت در خانۀ دروس و راندن ماشین آلفارمئو و سفر اروپا و ... را با گشاده‌دستی تمام برای فروغ مهیا می‌کرد، بلکه به فراست کم‌نظیر و هم تجربۀ اجتماعی‌اش دریافته بود فروغ زن جوان پرجوش و استعدادی است که اگر بتواند یکجا بنشیند و قرار گیرد و تامین شود، پله‌های ترقی را طی خواهد کرد. پس او را "نشاند"، و از راه تامین ثبات نسبی عاطفی و جنسی و مالی او خدمتی بزرگ به جامعۀ ادبی کرد: دفتر «تولدی دیگر» که به خود او تقدیم شد، محصولش.
به ما ارتباطی ندارد اقتضائات مالی و عاطفی و محاسبات فروغ و گلستان در رابطه‌شان چه بود. امر خصوصی است و هرطور راحت و راضی بوده‌اند زیسته‌اند و آن اقتضائات را پاسخ گفته‌اند. اما آنچه به زنان ایرانی، و مدافعان حقوق زنان ایرانی و فمینیست‌ها حتماً ارتباط دارد، گروه شدن زیر پرچم فروغ فرخزاد است. در آن یادداشت نوشتم: «من زیر پرچم او نمی‌ایستم» چون معتقدم، برخلاف آنچه کاوه گلستان گفته بود، او زن آزاده‌ای نبود. امروز نیز بر همان سرم. به جد معتقدم در گفتۀ مرحوم کاوه گلستان خلط معنایی بین دو کلمۀ "آزاد" و "آزاده" حادث شده است. فروغ حتماً زن آزاد و آزادی‌طلبی بود اما "آزادگی"؟ نه...
...فروغ نه در آن روزها نمایندۀ مناسبی برای مطالبات برابری‌طلبانۀزنان بود، نه امروز می‌توان چنین نقشی برای او و چنین کارکردی برای جایگاه تاریخی او قائل شد. تجاهر و، به تعبیر حافظ، مباهات او به فسق با آنچه ما امروز از مبارزۀ مدنی برای احقاق حقوق زنان مراد می‌کنیم، فرسنگ‌ها فاصله دارد...
...اینها همه هیچ و هیچ از ارزش ادبی آثار او کم نمی‌کند. فروغ عزیز است و عزتش فقط و فقط از شعر است. شعرش درّ است و جواهر...امیدوارم این سطرها که نوشتم، در جای خودش خوانده شود و به تکذیب شعر و جایگاه رفیع ادبی او نینجامد، که جهان شعر فارسی هنوز و همیشه از شور شعر او تابان و فروزان است...
"

🌾 @Sedanet
🌾 @Sayehsaar
🌾 @arash_naraghi