☘️ علت پیدایش کرونا: برخورد بیرحمانهمان با حیوانات
✍️ دیوید بناتار
مترجم: محمدرسول علیزاده اصلی
🔅ویروس کرونا در حیوانات پدید آمد، سدّ میانگونهای را پشت سر گذاشت، و سپس قابلیت انتقال انسانبهانسان پیدا کرد، که پدیدهایست رایج. بیشترِ—و برخی معتقدند که همهی—بیماریهای عفونی از این نوعاند (زئونوتیک). این موضوع، به خودیِ خود، بار مسئولیتش را به دوش انسانها نمیاندازد. اما پیدایش بسیاری از بیماریهای زئونوتیک ریشه در شیوهی برخوردمان با حیوانات دارد. بازارهای «خیسِ» چین یک نمونهی اعلایند. مثلاً، این بازارها نهتنها خاستگاهِ احتمالیِ کووید-۱۹ بلکه بستر پیدایش سندرم حاد تنفسی (سارس) و برخی از همهگیریهای آنفولانزای مرغی هم بودند. (یک منشأ احتمالیِ دیگرِ پیدایش ویروس کرونایی که به کووید-۱۹ انجامید ممکن است یکی از مزارع پرشماری در چین باشد که آمیزهای از حیوانات وحشی و دامی را در آن نگه میدارند، که این نیز به پای انسانهاست.)
🔅بازارهای «خیس،» که بساطشان نهتنها در چین بلکه در برخی دیگر از کشورهای آسیای شرقی نیز پهن است، خصوصیاتی دارند که آنها را به بسترهایی ویژهتر برای تولد بیماریهای زئونوتیکِ عفونی تبدیل میکند. حیوانات را کنار هم در محیطهایی بهشدت کمجا میچپانند تا زمان سلاخیکردنشان در بازار برای خریداران سر برسد. در چنین شرایطی، عفونتها خیلی راحت از حیوانی به حیوان دیگر منتقل میشوند. چون حیوانات را مدام به بازار میآورند، بیماریها میتوانند توسط زنجیرهی عفونتی که در این بین شکل میگیرد از یک حیوان به حیوان دیگری که بعدها به بازار خواهد آمد منتقل شوند. نزدیکیِ این حیوانات با انسانها، در کنار سیل خونین و مدفوعآلودِ درآمیخته با دیگر مایعات و اجزای بدنشان، همگی انتقال عفونت به انسان را تسهیل میکنند. وقتی به مرحلهی انتقالِ انسانبهانسان میرسیم، وقوع همهگیری انتظار میرود، مگر آنکه بهسرعت مهار شود. مسافرتهای هواپیماییِ جهانی میتوانند در عرض چند هفته یا چند ماه یک همهگیری را به دنیاگیری تبدیل کنند—دقیقاً اتفاقی که برای ویروس کرونا رخ داد...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
✍️ دیوید بناتار
مترجم: محمدرسول علیزاده اصلی
🔅ویروس کرونا در حیوانات پدید آمد، سدّ میانگونهای را پشت سر گذاشت، و سپس قابلیت انتقال انسانبهانسان پیدا کرد، که پدیدهایست رایج. بیشترِ—و برخی معتقدند که همهی—بیماریهای عفونی از این نوعاند (زئونوتیک). این موضوع، به خودیِ خود، بار مسئولیتش را به دوش انسانها نمیاندازد. اما پیدایش بسیاری از بیماریهای زئونوتیک ریشه در شیوهی برخوردمان با حیوانات دارد. بازارهای «خیسِ» چین یک نمونهی اعلایند. مثلاً، این بازارها نهتنها خاستگاهِ احتمالیِ کووید-۱۹ بلکه بستر پیدایش سندرم حاد تنفسی (سارس) و برخی از همهگیریهای آنفولانزای مرغی هم بودند. (یک منشأ احتمالیِ دیگرِ پیدایش ویروس کرونایی که به کووید-۱۹ انجامید ممکن است یکی از مزارع پرشماری در چین باشد که آمیزهای از حیوانات وحشی و دامی را در آن نگه میدارند، که این نیز به پای انسانهاست.)
🔅بازارهای «خیس،» که بساطشان نهتنها در چین بلکه در برخی دیگر از کشورهای آسیای شرقی نیز پهن است، خصوصیاتی دارند که آنها را به بسترهایی ویژهتر برای تولد بیماریهای زئونوتیکِ عفونی تبدیل میکند. حیوانات را کنار هم در محیطهایی بهشدت کمجا میچپانند تا زمان سلاخیکردنشان در بازار برای خریداران سر برسد. در چنین شرایطی، عفونتها خیلی راحت از حیوانی به حیوان دیگر منتقل میشوند. چون حیوانات را مدام به بازار میآورند، بیماریها میتوانند توسط زنجیرهی عفونتی که در این بین شکل میگیرد از یک حیوان به حیوان دیگری که بعدها به بازار خواهد آمد منتقل شوند. نزدیکیِ این حیوانات با انسانها، در کنار سیل خونین و مدفوعآلودِ درآمیخته با دیگر مایعات و اجزای بدنشان، همگی انتقال عفونت به انسان را تسهیل میکنند. وقتی به مرحلهی انتقالِ انسانبهانسان میرسیم، وقوع همهگیری انتظار میرود، مگر آنکه بهسرعت مهار شود. مسافرتهای هواپیماییِ جهانی میتوانند در عرض چند هفته یا چند ماه یک همهگیری را به دنیاگیری تبدیل کنند—دقیقاً اتفاقی که برای ویروس کرونا رخ داد...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
صدانت
نوشتار دیوید بناتار با عنوان «علت پیدایش کرونا: برخورد بیرحمانهمان با حیوانات» • صدانت
ویروس کرونا در حیوانات پدید آمد، سدّ میانگونهای را پشت سر گذاشت، و سپس قابلیت انتقال انسانبهانسان پیدا کرد، که پدیدهایست رایج....
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 چگونه از دنیاگیری بعدی جلوگیری کنیم؟
در این ویدئو دکتر گرِگِر (متخصص تغذیهی بالینی) به ریشهشناسی بروز بیماریهای دنیاگیری مثل ایدز و کرونا میپردازد و نقش و سهم دامپروریِ صنعتی و تغذیهی همهچیزخوارانه در بهوجود آمدن این نوع بیماریهای عفونی و یا تشدید عواقبشان را توضیح میدهد. در انتها نیز رهیافتهای ممکن برای برونرفت از این بحران، مثل گیاهیکردن رژیمهای غذایی یا ابتکارهای فناورانه برای تولید گوشتِ آزمایشگاهی را بیان میکند.
مشاهده این ویدئو در یوتیوب | آپارات
🌾 @Sedanet
🌾 @noanimaltestin
در این ویدئو دکتر گرِگِر (متخصص تغذیهی بالینی) به ریشهشناسی بروز بیماریهای دنیاگیری مثل ایدز و کرونا میپردازد و نقش و سهم دامپروریِ صنعتی و تغذیهی همهچیزخوارانه در بهوجود آمدن این نوع بیماریهای عفونی و یا تشدید عواقبشان را توضیح میدهد. در انتها نیز رهیافتهای ممکن برای برونرفت از این بحران، مثل گیاهیکردن رژیمهای غذایی یا ابتکارهای فناورانه برای تولید گوشتِ آزمایشگاهی را بیان میکند.
مشاهده این ویدئو در یوتیوب | آپارات
🌾 @Sedanet
🌾 @noanimaltestin
☘️ قرآن، انحصارگرا یا کثرتگرا؟
✍️ #فرهاد_شفتی
🔅در مطلبی که پیش از این دربارهی کثرتگرایی دینی نوشته بودم ضمن نقد انحصارگرایی دینی، سعی کردم به نقدهایی نظری (عقلی) به کثرتگرایی، پاسخ نظری (عقلی) دهم. در آن نوشته وعده دادم که در فرصتی دیگر به این پرسش بپردازم که قرآن انحصارگراست یا کثرتگرا. نوشتار حاضر به این موضوع میپردازد و از این رو به نوعی دفاع دیگری است از کثرتگرایی، این بار بر اساس دلایل بیشتر نقلی برای آنها که مانند صاحب این قلم در سلوک دینی خود پیرو و دلبستهی قرآن هستند.
🔅در این نوشتار پنج گزاره را به عنوان گزارههای دینی انحصارگرا به قرآن عرضه کرده و به تحلیل درجهی همسویی هر یک با قرآن میپردازم. سپس به اختصار دامنه و مرز کثرتگرایی در قرآن را بررسی کرده و در پایان به عنوان خلاصهی بحث، خوانشی را از روایت کثرتگرایی قرآن بر مبنای آیات ارائه شده مطرح میکنم. در این بحث به بیش از صد آیه از آیات قرآن استناد شده است. آوردن تمامی این آیات موجب طولانی شدن بحث و خارج شدن آن از صورت معمولِ اینگونه نوشتارها میشد. به همین دلیل در بیشتر موارد تنها به نشانی آیات به شکل “شمارهی آیه: شمارهی سوره” بسنده کردهام، اگرچه، به مناسبت، به کلمات کلیدی بسیاری از آیات مورد استفاده نیز اشاره شده است. همچنین سعی کردهام در چارچوب و حوصلهی این نوشتار، خوانشهای متفاوت از برخی آیات یاد شده را مطرح و به اختصار نقد کنم.
🔅پیش از آغاز بحث اصلی لازم میدانم نکتهای را با خوانندگان این نوشتار در میان بگذارم. بدون شک دانسته یا ندانسته تفکر ما تحت تأثیر متفکرین گذشته و معاصر ماست واز این جهت همه وامدار ایشان هستیم. در بحث کثرتگرایی دینی امّا خود را بیش از همه وامدار قرآن میدانم. آنچه من را آشنا با کثرتگرایی و سپس دلبستهی آن کرد، نه آثارِ نویسندگان و پژوهشگرانِ دینی بلکه قرآن بود. به عنوان یک پژوهشگرِ قرآن، اوّلین بار در این کتاب کثرتگرایی را یافتم، با این کتاب به کاوش در کثرتگرایی پرداختم و از این کتاب دامنه و مرزهایِ کثرتگرایی را آموختم. تنها مدتها بعد بود که به یمن برخی نوشتههای نواندیشانِ دینی با نظرات اندیشمندانی چون جان هیک دربارهی کثرتگرایی آشنا شدم. این نوشتار تلاشی برای همسو تفسیر کردنِ آیاتِ قرآن با نظریهیِ کثرتگرایی نواندیشانِ دینی نیست، بلکه روایتی تحلیلی است از ماجرای آشنا شدنم، به عنوان یک پژوهشگر قرآن، با کثرتگرایی در سراپردهی قرآن.
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @Farhadshafti
✍️ #فرهاد_شفتی
🔅در مطلبی که پیش از این دربارهی کثرتگرایی دینی نوشته بودم ضمن نقد انحصارگرایی دینی، سعی کردم به نقدهایی نظری (عقلی) به کثرتگرایی، پاسخ نظری (عقلی) دهم. در آن نوشته وعده دادم که در فرصتی دیگر به این پرسش بپردازم که قرآن انحصارگراست یا کثرتگرا. نوشتار حاضر به این موضوع میپردازد و از این رو به نوعی دفاع دیگری است از کثرتگرایی، این بار بر اساس دلایل بیشتر نقلی برای آنها که مانند صاحب این قلم در سلوک دینی خود پیرو و دلبستهی قرآن هستند.
🔅در این نوشتار پنج گزاره را به عنوان گزارههای دینی انحصارگرا به قرآن عرضه کرده و به تحلیل درجهی همسویی هر یک با قرآن میپردازم. سپس به اختصار دامنه و مرز کثرتگرایی در قرآن را بررسی کرده و در پایان به عنوان خلاصهی بحث، خوانشی را از روایت کثرتگرایی قرآن بر مبنای آیات ارائه شده مطرح میکنم. در این بحث به بیش از صد آیه از آیات قرآن استناد شده است. آوردن تمامی این آیات موجب طولانی شدن بحث و خارج شدن آن از صورت معمولِ اینگونه نوشتارها میشد. به همین دلیل در بیشتر موارد تنها به نشانی آیات به شکل “شمارهی آیه: شمارهی سوره” بسنده کردهام، اگرچه، به مناسبت، به کلمات کلیدی بسیاری از آیات مورد استفاده نیز اشاره شده است. همچنین سعی کردهام در چارچوب و حوصلهی این نوشتار، خوانشهای متفاوت از برخی آیات یاد شده را مطرح و به اختصار نقد کنم.
🔅پیش از آغاز بحث اصلی لازم میدانم نکتهای را با خوانندگان این نوشتار در میان بگذارم. بدون شک دانسته یا ندانسته تفکر ما تحت تأثیر متفکرین گذشته و معاصر ماست واز این جهت همه وامدار ایشان هستیم. در بحث کثرتگرایی دینی امّا خود را بیش از همه وامدار قرآن میدانم. آنچه من را آشنا با کثرتگرایی و سپس دلبستهی آن کرد، نه آثارِ نویسندگان و پژوهشگرانِ دینی بلکه قرآن بود. به عنوان یک پژوهشگرِ قرآن، اوّلین بار در این کتاب کثرتگرایی را یافتم، با این کتاب به کاوش در کثرتگرایی پرداختم و از این کتاب دامنه و مرزهایِ کثرتگرایی را آموختم. تنها مدتها بعد بود که به یمن برخی نوشتههای نواندیشانِ دینی با نظرات اندیشمندانی چون جان هیک دربارهی کثرتگرایی آشنا شدم. این نوشتار تلاشی برای همسو تفسیر کردنِ آیاتِ قرآن با نظریهیِ کثرتگرایی نواندیشانِ دینی نیست، بلکه روایتی تحلیلی است از ماجرای آشنا شدنم، به عنوان یک پژوهشگر قرآن، با کثرتگرایی در سراپردهی قرآن.
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @Farhadshafti
صدانت
مقاله فرهاد شفتی با عنوان «قرآن، انحصارگرا یا کثرتگرا؟» • صدانت
در این نوشتار پنج گزاره را به عنوان گزارههای دینی انحصارگرا به قرآن عرضه کرده و به تحلیل درجهی همسویی هر یک با قرآن میپردازم...
☘️ سختگیری و تعصب خامی است
✍️ #نادر_اربابی (پزشک و دانشجوی ارشد فلسفه اخلاق)
🔅وقتی از مولانا نام برده میشود کلماتی مانند عرفان، عشق، الوهیت در ذهن متداعی میشود. از جهت دیگر به خاطر تعلق مشی و منش مولوی به مسلک صوفیه و هم اشارات صریح خود او به ضدیت با فلسفه و فلاسفه گمان میرود راه و روشش از راه عقلانی به دور است و مخاطب باید فقط در انتظار شیوههای باطنی و اشراقی در آثار او باشد در حالی که طی این نوشته قصد ما این است که نشان دهیم این عقلگریزی ظاهر قضیه است و در باطن کلمات مولانا حداقل در مثنوی توجه زیادی به اندیشهورزی و پیشگیری از خطای فکری و ذهنی موجود است.
🔅مولانا در مثنوی اگرچه در یک ساحت تا آنجا که به علوم و معارف زمانش مربوط میشود پای استدلال و استدلالیون را چوبین میبیند در ساحت دیگر دامهای فراوانی را در راه فکر و اندیشه به مخاطب نشان میدهد که توجه به آنها عبور مخاطب را از این راه پر پیچ و خم بسیار ایمن میکند. ازاین جهت کار او بسیار شبیه اندیشهوران فلسفهورز است که مجموعه تلاششان در راه بهاندیشی، به تکوین و تکامل «علم منطق» منتهی شد. اما بهبود اندیشهورزی چگونه صورت میگیرد؟ بهطور کلی میتوان گفت مهارت اندیشهورزی مخاطب مثنوی از چهار جهت تحت تاثیر مثنوی قرار میگیرد و بهبود مییابد. در ادامه این چهار جهت به بحث گذاشته خواهند شد...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
✍️ #نادر_اربابی (پزشک و دانشجوی ارشد فلسفه اخلاق)
🔅وقتی از مولانا نام برده میشود کلماتی مانند عرفان، عشق، الوهیت در ذهن متداعی میشود. از جهت دیگر به خاطر تعلق مشی و منش مولوی به مسلک صوفیه و هم اشارات صریح خود او به ضدیت با فلسفه و فلاسفه گمان میرود راه و روشش از راه عقلانی به دور است و مخاطب باید فقط در انتظار شیوههای باطنی و اشراقی در آثار او باشد در حالی که طی این نوشته قصد ما این است که نشان دهیم این عقلگریزی ظاهر قضیه است و در باطن کلمات مولانا حداقل در مثنوی توجه زیادی به اندیشهورزی و پیشگیری از خطای فکری و ذهنی موجود است.
🔅مولانا در مثنوی اگرچه در یک ساحت تا آنجا که به علوم و معارف زمانش مربوط میشود پای استدلال و استدلالیون را چوبین میبیند در ساحت دیگر دامهای فراوانی را در راه فکر و اندیشه به مخاطب نشان میدهد که توجه به آنها عبور مخاطب را از این راه پر پیچ و خم بسیار ایمن میکند. ازاین جهت کار او بسیار شبیه اندیشهوران فلسفهورز است که مجموعه تلاششان در راه بهاندیشی، به تکوین و تکامل «علم منطق» منتهی شد. اما بهبود اندیشهورزی چگونه صورت میگیرد؟ بهطور کلی میتوان گفت مهارت اندیشهورزی مخاطب مثنوی از چهار جهت تحت تاثیر مثنوی قرار میگیرد و بهبود مییابد. در ادامه این چهار جهت به بحث گذاشته خواهند شد...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
صدانت
نوشتار نادر اربابی با عنوان «سختگیری و تعصب خامی است» • صدانت
هشتم مهرماه در تقویم روز بزرگداشت خالق مثنوی معنوی است: جلالالدین محمد بلخی (672-604 ه.ق) موسوم به مولانا، مولوی، رومی...
☘️ گفتگو با #ابوالقاسم_فنائی در باب جنبههای اخلاقی و معنوی نهضت امام حسین
🔅 تبیینهایی که تاکنون از واقعه عاشورا و نهضت امام حسین ارائه شده است، اغلب به وجهای خاص از این حادثه مهم اشاره کردهاند. ابوالقاسم فنائی -که آثار مهمی در زمینه ارتباط دین و اخلاق داشتهاند- در این گفتگو نیز به تبیین اخلاقی این واقعه میپردازد. تبیینی که گر چه لزوماً نافی دیگر تبیینها نیست، اما هم زیربناییتر و واقع نماتر مینماید و هم از حیث کارکردی و درسآموزی از آن حضرت حائز اهمیت است. این تبیین بر اصولی اخلاقی، همچون عدالت، کرامت و آزادگی انگشت مینهد که رعایت آنها را در لابلای وقایع عاشورا و نیز در سایر ایام زندگی آن حضرت میتوان دید. توجه آن حضرت و یارانشان به رعایت این اصول مؤید آن است که در مسیر انجام وظایف دینی، هرگز نباید گمان کرد که هدف میتواند وسیله را توجیه کند. به علاوه این تبیین، الگو بودن آن حضرت را محدود به شیعیان یا مسلمانان نمیکند. صدانت شنیدن این گفتگوی نیکو را که به همت کانون فرهنگی هنری امام حسین شکل گرفتهاست را به علاقهمندان توصیه مینماید.
🌐 مطالعه متن کامل + فیلم
🌾 @Sedanet
🌾 @Mirneshaneh
🌾 @Abolghasemfanaei
🔅 تبیینهایی که تاکنون از واقعه عاشورا و نهضت امام حسین ارائه شده است، اغلب به وجهای خاص از این حادثه مهم اشاره کردهاند. ابوالقاسم فنائی -که آثار مهمی در زمینه ارتباط دین و اخلاق داشتهاند- در این گفتگو نیز به تبیین اخلاقی این واقعه میپردازد. تبیینی که گر چه لزوماً نافی دیگر تبیینها نیست، اما هم زیربناییتر و واقع نماتر مینماید و هم از حیث کارکردی و درسآموزی از آن حضرت حائز اهمیت است. این تبیین بر اصولی اخلاقی، همچون عدالت، کرامت و آزادگی انگشت مینهد که رعایت آنها را در لابلای وقایع عاشورا و نیز در سایر ایام زندگی آن حضرت میتوان دید. توجه آن حضرت و یارانشان به رعایت این اصول مؤید آن است که در مسیر انجام وظایف دینی، هرگز نباید گمان کرد که هدف میتواند وسیله را توجیه کند. به علاوه این تبیین، الگو بودن آن حضرت را محدود به شیعیان یا مسلمانان نمیکند. صدانت شنیدن این گفتگوی نیکو را که به همت کانون فرهنگی هنری امام حسین شکل گرفتهاست را به علاقهمندان توصیه مینماید.
🌐 مطالعه متن کامل + فیلم
🌾 @Sedanet
🌾 @Mirneshaneh
🌾 @Abolghasemfanaei
صدانت
گفتگو با ابوالقاسم فنائی در باب جنبههای اخلاقی و معنوی نهضت امام حسین • صدانت
در این گفتگو، ابوالقاسم فنائی تبیینی از نهضت امام حسین ارائه میکند که گر چه لزوماً نافی دیگر تبیینها نیست، اما زیربناییتر و واقع نماتر ...
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 چه زمانی همهگیری به پایان میرسد؟
بررسی سه استراتژی که دولتها و جوامع میتوانند برای مهار و پایان یک بیماری همهگیر استفاده کنند.
🌾 @Sedanet
بررسی سه استراتژی که دولتها و جوامع میتوانند برای مهار و پایان یک بیماری همهگیر استفاده کنند.
🌾 @Sedanet
☘️ درسگفتارهای دیباچهای به الهیّاتِ کمال (صفات خدا)
👤 #یاسر_میردامادی
🔅در دورهی مقدماتی آشنایی با «الهیّاتِ کمال»، که در جمع خصوصی شماری از ایرانیان مقیم بریتانیا ایراد شده، پرسش از امکان و چیستی صفات خدا به بحث گذاشته میشود. دنبال کردن این دوره نیازی به دانش پیشین فلسفی و الهیاتی ندارد و تنها به حوصله و علاقهمندی نیاز دارد.
🔅این دوره بر اساس متنی مختصر و مفید در باب کمالشناسی الهیاتی تدریس شده است. این متن را تی. جِی. ماسون استاد فلسفهی دینِ کالج سنت پیتر در دانشگاه آکسفورد نوشته است. این کتاب در مجموعهای با عنوان «بنمایههای فلسفه» از سوی دانشگاه کمبریج به سال ۲۰۱۸ میلادی منتشر شده است. نسخهی پیدیاف این کتاب نیز برای دسترسی دنبالکنندگان دوره، همراه با فایلهای صوتی جلسات آمده است. در هر جلسه حدود ده صفحه از کتاب مزبور به بحث گذاشته میشود.
شرح جلسات:
🔅در جلسهی نخست، درآمدی کلی به بحثهای کمالشناسی الهیاتی ارائه میشود. در جلسهی دوم، صفات شخصوارگی، تعالی و درونبودگی خدا بحث میشود. بحث جلسهی سوّم، حول صفت جاودانگی الهی است. جلسهی چهارم به بحث از علم مطلق الهی میگذرد. جلسهی پنجم، قدرت مطلق الهی و خیر خداوند به بحث گذاشته میشود. و در جلسهی ششم و پایانی، صفات توحید، بساطت و واجب الوجودیِ الهی بحث میشود.
🌐 دریافت صوت جلسات
🌾 @Sedanet
👤 #یاسر_میردامادی
🔅در دورهی مقدماتی آشنایی با «الهیّاتِ کمال»، که در جمع خصوصی شماری از ایرانیان مقیم بریتانیا ایراد شده، پرسش از امکان و چیستی صفات خدا به بحث گذاشته میشود. دنبال کردن این دوره نیازی به دانش پیشین فلسفی و الهیاتی ندارد و تنها به حوصله و علاقهمندی نیاز دارد.
🔅این دوره بر اساس متنی مختصر و مفید در باب کمالشناسی الهیاتی تدریس شده است. این متن را تی. جِی. ماسون استاد فلسفهی دینِ کالج سنت پیتر در دانشگاه آکسفورد نوشته است. این کتاب در مجموعهای با عنوان «بنمایههای فلسفه» از سوی دانشگاه کمبریج به سال ۲۰۱۸ میلادی منتشر شده است. نسخهی پیدیاف این کتاب نیز برای دسترسی دنبالکنندگان دوره، همراه با فایلهای صوتی جلسات آمده است. در هر جلسه حدود ده صفحه از کتاب مزبور به بحث گذاشته میشود.
شرح جلسات:
🔅در جلسهی نخست، درآمدی کلی به بحثهای کمالشناسی الهیاتی ارائه میشود. در جلسهی دوم، صفات شخصوارگی، تعالی و درونبودگی خدا بحث میشود. بحث جلسهی سوّم، حول صفت جاودانگی الهی است. جلسهی چهارم به بحث از علم مطلق الهی میگذرد. جلسهی پنجم، قدرت مطلق الهی و خیر خداوند به بحث گذاشته میشود. و در جلسهی ششم و پایانی، صفات توحید، بساطت و واجب الوجودیِ الهی بحث میشود.
🌐 دریافت صوت جلسات
🌾 @Sedanet
3danet.net
درسگفتارهای دیباچهای به الهیّاتِ کمال (صفات خدا) از یاسر میردامادی
شاخهای از الهیات که بحث از صفات کمال خداوند میپردازد و میکوشد از کمال مطلق الهی دفاع کند «الهیّاتِ کمال» نام دارد. بحث از صفات کمال الهی..
Forwarded from صدانت تیوی
🎥 عرفان از منظر فلسفه و روانشناسی
تجربههای عرفانی چه تاثیری بر روانما دارند؟ منشا آن چیست و آیا میتواند به معرفت ما بیافزاید؟
👥 در گفتگوی #حسین_محمودی و #محمدرضا_سرگلزایی
پنج شنبه، ۲۴ مهر ۱۳۹۹
مشاهده در یوتیوب
مشاهده در آپارات
برگزارشده در اینستاگرام صدانت
@Drsargolzaei
@DrHosseinMahmoudi
🌾 @Sedanettv
تجربههای عرفانی چه تاثیری بر روانما دارند؟ منشا آن چیست و آیا میتواند به معرفت ما بیافزاید؟
👥 در گفتگوی #حسین_محمودی و #محمدرضا_سرگلزایی
پنج شنبه، ۲۴ مهر ۱۳۹۹
مشاهده در یوتیوب
مشاهده در آپارات
برگزارشده در اینستاگرام صدانت
@Drsargolzaei
@DrHosseinMahmoudi
🌾 @Sedanettv
YouTube
عرفان از منظر فلسفه و روانشناسی در گفتگوی حسین محمودی و محمدرضا سرگلزایی
تجربههای عرفانی چه تاثیری بر روانما دارند؟ منشا آن چیست و آیا میتواند به معرفت ما بیافزاید؟
در گفتگوی حسین محمودی و محمدرضا سرگلزایی
پنج شنبه، ۲۴ مهر ۱۳۹۹
Thursday, October 15, 2020
https://www.instagram.com/3danet/
در گفتگوی حسین محمودی و محمدرضا سرگلزایی
پنج شنبه، ۲۴ مهر ۱۳۹۹
Thursday, October 15, 2020
https://www.instagram.com/3danet/
🗞 فصلنامه نگاه آفتاب با موضوع میراث مولانا و آموزه های عارفان به جمع مطبوعات پیوست
🔅نگاه آفتاب می کوشد با رویکردی عقلانی، معنوی و انتقادی، ذخیره و ظرفیت سنت عرفانی را در سایه نیازها و بایسته های انسان امروز بازخوانی کند.
محمد تقی پورنامداریان، نصرالله پورجوادی، مصطفی ملکیان، محمد استعلامی، محمد صنعتی، مقصود فراستخواه، توفیق سبحانی، ابوالقاسم فنایی، سید حسن اسلامی، ناصر مهدوی، محمد جعفر یاحقی، علیرضا علوی تبار، حسین دباغ، مهدی محبتی، احمد زید آبادی، نورالدین زرین کلک، سروش دباغ، عدنان قارا اسماعیل اوغلو، داود وفایی، محمد شریفی، محمدرضا جعفری، اصغر دادبه، غلامرضا امامی، عنایت الله مجیدی، مریم حسینی، قاسم کاکایی، سودابه کریمی و ....در این شماره حضور دارند.
🔅شماره نخست نگاه آفتاب در 9 بخش همراه با خلاصه مطالب به زبان های انگلیسی، عربی و ترکی ، در 304 صفحه منتشر شده است. صاحب امتیاز نگاه آفتاب، مؤسسه سروش مولانا و مدیر مسئول آن مریم موسوی است. سید هدایت جلیلی، امیر یوسفی و پژمان موسوی نیز اعضای شورای سردبیری این نشریه هستند.
🌐 اطلاعات بیشتر و تهیه فصلنامه در صدانت
🌐 تهیه مستقیم فصلنامه
🌾 @Sedanet
🌾 @Negahe_Aftab
🔅نگاه آفتاب می کوشد با رویکردی عقلانی، معنوی و انتقادی، ذخیره و ظرفیت سنت عرفانی را در سایه نیازها و بایسته های انسان امروز بازخوانی کند.
محمد تقی پورنامداریان، نصرالله پورجوادی، مصطفی ملکیان، محمد استعلامی، محمد صنعتی، مقصود فراستخواه، توفیق سبحانی، ابوالقاسم فنایی، سید حسن اسلامی، ناصر مهدوی، محمد جعفر یاحقی، علیرضا علوی تبار، حسین دباغ، مهدی محبتی، احمد زید آبادی، نورالدین زرین کلک، سروش دباغ، عدنان قارا اسماعیل اوغلو، داود وفایی، محمد شریفی، محمدرضا جعفری، اصغر دادبه، غلامرضا امامی، عنایت الله مجیدی، مریم حسینی، قاسم کاکایی، سودابه کریمی و ....در این شماره حضور دارند.
🔅شماره نخست نگاه آفتاب در 9 بخش همراه با خلاصه مطالب به زبان های انگلیسی، عربی و ترکی ، در 304 صفحه منتشر شده است. صاحب امتیاز نگاه آفتاب، مؤسسه سروش مولانا و مدیر مسئول آن مریم موسوی است. سید هدایت جلیلی، امیر یوسفی و پژمان موسوی نیز اعضای شورای سردبیری این نشریه هستند.
🌐 اطلاعات بیشتر و تهیه فصلنامه در صدانت
🌐 تهیه مستقیم فصلنامه
🌾 @Sedanet
🌾 @Negahe_Aftab
🗞 رستاخیز آمریکایی
ملّتی نوظهور
متن پیشرو ترجمه مقالهای از "کتابنامۀ تاریخ آمریکا" 2018 است و توسط انتشارات استنفورد در کالیفرنیای آمریکا منتشر شده است.
مترجم: رامین خواجهپور
در سال 1776 انقلاب آمریکا به وقوع پیوست و ملتی نوین بوجود آمد. سیزده ایالت که پیش از این خراجگزار پادشاهی بریتانیای کبیر بودند، در طول چندین سال جنگ موفق شدند از یوغ پادشاهی بریتانیا خلاص شده و کشوری متحد را تشکیل دهند. رویدادهای این انقلاب و روند تشکیل حکومت و ملتی نوظهور در آمریکا، همیشه مورد توجه پژوهندگان عرصۀ تاریخ و سیاست بوده است. انقلاب آمریکا و رخدادهای دو دهۀ آغازین این انقلاب تاثیری بزرگ بر شکل گیری حکومتهای بعد از خود در تمام جهان داشت. این مقاله به روند شکل گیری حکومت آمریکا و چالشهای پیش روی آن می پردازد.
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
ملّتی نوظهور
متن پیشرو ترجمه مقالهای از "کتابنامۀ تاریخ آمریکا" 2018 است و توسط انتشارات استنفورد در کالیفرنیای آمریکا منتشر شده است.
مترجم: رامین خواجهپور
در سال 1776 انقلاب آمریکا به وقوع پیوست و ملتی نوین بوجود آمد. سیزده ایالت که پیش از این خراجگزار پادشاهی بریتانیای کبیر بودند، در طول چندین سال جنگ موفق شدند از یوغ پادشاهی بریتانیا خلاص شده و کشوری متحد را تشکیل دهند. رویدادهای این انقلاب و روند تشکیل حکومت و ملتی نوظهور در آمریکا، همیشه مورد توجه پژوهندگان عرصۀ تاریخ و سیاست بوده است. انقلاب آمریکا و رخدادهای دو دهۀ آغازین این انقلاب تاثیری بزرگ بر شکل گیری حکومتهای بعد از خود در تمام جهان داشت. این مقاله به روند شکل گیری حکومت آمریکا و چالشهای پیش روی آن می پردازد.
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
صدانت
رستاخیز آمریکایی، ملتی نوظهور • صدانت
از زمان پایان انقلاب، رابطۀ آمریکا و بریتانیا تنش آمیز بود، این موضوع تا حدودی از جنگ میان بریتانیا و فرانسه ناشی میشد. نیروی دریایی ...
☘️ فقر و ناکارآمدی تربیت اخلاقی
✍️ #مصطفی_سلیمانی
🔅با اینکه برخی پژوهشها وجود دارند که به طور مستند اثبات میکنند که «فقر مستقیماً عامل جرم نیست»، «جرائم معلول فرصت هستند، نه فقیر یا ثروتمند بودن» و اینکه «فقر فقط عامل تقویت استعداد بزهکاری است»، پژوهشهای دیگری نیز وجود دارد که نشان میدهند که «رابطه بین فقر و انحرافات مستقیم است» و «بیکاری عامل فقر و فقر عامل جنایت است»، شواهد دیگری نیز وجود دارند که اثبات میکند «فقر به تنهایی به جامعه آسیب نمیرساند بلکه این بالا رفتن توقعات و احساس نیاز است که افراد را به تضاد درونی دچار میکند و در نتیجه به انحراف میکشاند».
🔅گرچه فقر میتواند باعث گسترش اعتیاد، سرقت، خودکشی، فحشا، فساد اداری و دروغ شود و به انحرافات زیادی دامن بزند، اما فهم واقعیتِ چندبعدی و پیچیده فقر، به شدت نیازمند این است که تمام ابعاد آن بررسی شوند.
🔅با اینکه کارهای خیریه بسیاری برای فقرا و برچیده شدن فقر صورت میگیرد، اما فقر همچنان مسئلهای جهانی است و با وجود آییننامههایی مثل حقوق بشر، هنوز هم در سرتاسر جهان، قطببندی شدیدی مابین فقیر و غنی وجود دارد و تداوم محرومیت، فلاکت را از نو خلق میکند.
🔅با این همه، به نظر میرسد که در کنار مسائل اساسی جهانی، مانند جنگطلبی، مصرفگرایی و سیاست سلطه، بررسی انتقادی سیاست فقر بتواند راهکار مناسبتری برای تحلیل اخلاقی فقر باشد. در شرایطی که بسیاری، فقر را یک هنجار دستچین شده میدانند، بهترین راه حل برای از بین بردن فقر، احتمالاً بررسی پایههای سیاسی آن در جهان واقعی است.
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet | @filsofak
✍️ #مصطفی_سلیمانی
🔅با اینکه برخی پژوهشها وجود دارند که به طور مستند اثبات میکنند که «فقر مستقیماً عامل جرم نیست»، «جرائم معلول فرصت هستند، نه فقیر یا ثروتمند بودن» و اینکه «فقر فقط عامل تقویت استعداد بزهکاری است»، پژوهشهای دیگری نیز وجود دارد که نشان میدهند که «رابطه بین فقر و انحرافات مستقیم است» و «بیکاری عامل فقر و فقر عامل جنایت است»، شواهد دیگری نیز وجود دارند که اثبات میکند «فقر به تنهایی به جامعه آسیب نمیرساند بلکه این بالا رفتن توقعات و احساس نیاز است که افراد را به تضاد درونی دچار میکند و در نتیجه به انحراف میکشاند».
🔅گرچه فقر میتواند باعث گسترش اعتیاد، سرقت، خودکشی، فحشا، فساد اداری و دروغ شود و به انحرافات زیادی دامن بزند، اما فهم واقعیتِ چندبعدی و پیچیده فقر، به شدت نیازمند این است که تمام ابعاد آن بررسی شوند.
🔅با اینکه کارهای خیریه بسیاری برای فقرا و برچیده شدن فقر صورت میگیرد، اما فقر همچنان مسئلهای جهانی است و با وجود آییننامههایی مثل حقوق بشر، هنوز هم در سرتاسر جهان، قطببندی شدیدی مابین فقیر و غنی وجود دارد و تداوم محرومیت، فلاکت را از نو خلق میکند.
🔅با این همه، به نظر میرسد که در کنار مسائل اساسی جهانی، مانند جنگطلبی، مصرفگرایی و سیاست سلطه، بررسی انتقادی سیاست فقر بتواند راهکار مناسبتری برای تحلیل اخلاقی فقر باشد. در شرایطی که بسیاری، فقر را یک هنجار دستچین شده میدانند، بهترین راه حل برای از بین بردن فقر، احتمالاً بررسی پایههای سیاسی آن در جهان واقعی است.
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet | @filsofak
صدانت
نوشتار مصطفی سلیمانی با عنوان «فقر و ناکارآمدی تربیت اخلاقی» • صدانت
در فرهنگها «فقر» را سوراخ معنا کردهاند، اما این کلمه در میان اعراب تعبیر زیباتر و جامعتری دارد. اعراب به هر سوراخی فقر نمیگویند...
☘️ انتشار شمارۀ ۱۵۵ فصلنامۀ علمی تخصصی اطلاعات حکمت و معرفت
🔅شمارۀ ۱۵۵ نشریۀ اطلاعات حکمت و معرفت با عنوان «شعر و اندیشۀ حافظ۲» به دبیری مسعود فریامنش منتشر شد. این شماره سومین ویژه نامهای است که به معرفی شعر و فکر خواجه شیراز در این نشریه اختصاص یافته است.
عنوانهای این شماره عبارتاند از:
🔸ویژه نامه
سخن دبیر/ دربارۀ این ویژه نامه، مسعود فریامنش
مذهب عشق و پیورتنان اسلام: ضد پارسایی مآبی حافظ درمنابع صوفیه/ لئوناردو لوئیسون، ترجمه محمداحسان مصحفی
عشق بالنده: تغییرات پرسپکتیو و بستگی تجربه به متن در غزلیات حافظ/ جیمز موریس، ترجمه فرزاد مروّجی
حافظ شیرازی/ پیتر ایوری، ترجمه سارا حاجی حسینی
تماشای باغ عالم: باغ/گلستان همچون استعار ه ای برای
زندگی در دیوان حافظ/ مسعود فریامنش
جان شیدایی: عشق، انسان و شیطان در شعر حافظ/ علی اصغر سید غراب، ترجمه علیرضا رضایت
پرتو تجلی: چشم انداز جمال و عشق در شعر ازل حافظ/ لیلی انور، ترجمه لیلا الهیان، مریم کریمی
🔸اندیشه و نظر
فایده گرایی (بخش دوم)/ انشاءالله رحمتی، تهیه و تنظیم سمانه عرفان
نظریه پوپر درباره دموکراسی/ کارل پوپر، ترجمه ذوالفقار همتی
دموکریتوس/ کریستوفر چارلز ویستون تیلور، ترجمه مرتضی قرایی گرکانی، علی قرایی
🔸گزارش
تاریخ شفاهی حکمت و فلسفه در ایران (بخش دوم)/ تنظیم و ویرایش، فاطمه محمد
🔸کتاب
نقد و گفت و گو/منیره پنج تنی
زیست جهان ژاپنی/ نگاهی به سینمای ازو با محوریت کتاب ا زو و بوطیقای سینما
ازو و بوطیقای سینما/ گفت وگو با روبرت صافاریان
تازه های نشر/ ساسان یغمایی
🌐 متن کامل معرفی
🌾 @Sedanet
🌾 @Doostanehekmatmarefat
🔅شمارۀ ۱۵۵ نشریۀ اطلاعات حکمت و معرفت با عنوان «شعر و اندیشۀ حافظ۲» به دبیری مسعود فریامنش منتشر شد. این شماره سومین ویژه نامهای است که به معرفی شعر و فکر خواجه شیراز در این نشریه اختصاص یافته است.
عنوانهای این شماره عبارتاند از:
🔸ویژه نامه
سخن دبیر/ دربارۀ این ویژه نامه، مسعود فریامنش
مذهب عشق و پیورتنان اسلام: ضد پارسایی مآبی حافظ درمنابع صوفیه/ لئوناردو لوئیسون، ترجمه محمداحسان مصحفی
عشق بالنده: تغییرات پرسپکتیو و بستگی تجربه به متن در غزلیات حافظ/ جیمز موریس، ترجمه فرزاد مروّجی
حافظ شیرازی/ پیتر ایوری، ترجمه سارا حاجی حسینی
تماشای باغ عالم: باغ/گلستان همچون استعار ه ای برای
زندگی در دیوان حافظ/ مسعود فریامنش
جان شیدایی: عشق، انسان و شیطان در شعر حافظ/ علی اصغر سید غراب، ترجمه علیرضا رضایت
پرتو تجلی: چشم انداز جمال و عشق در شعر ازل حافظ/ لیلی انور، ترجمه لیلا الهیان، مریم کریمی
🔸اندیشه و نظر
فایده گرایی (بخش دوم)/ انشاءالله رحمتی، تهیه و تنظیم سمانه عرفان
نظریه پوپر درباره دموکراسی/ کارل پوپر، ترجمه ذوالفقار همتی
دموکریتوس/ کریستوفر چارلز ویستون تیلور، ترجمه مرتضی قرایی گرکانی، علی قرایی
🔸گزارش
تاریخ شفاهی حکمت و فلسفه در ایران (بخش دوم)/ تنظیم و ویرایش، فاطمه محمد
🔸کتاب
نقد و گفت و گو/منیره پنج تنی
زیست جهان ژاپنی/ نگاهی به سینمای ازو با محوریت کتاب ا زو و بوطیقای سینما
ازو و بوطیقای سینما/ گفت وگو با روبرت صافاریان
تازه های نشر/ ساسان یغمایی
🌐 متن کامل معرفی
🌾 @Sedanet
🌾 @Doostanehekmatmarefat
☘️ فلسفه زبان و زبان فلسفه
✍️ #رضا_یعقوبی
🔅در این مقاله ابتدا به بحث درباره پیوند عمیق فلسفه با زبان در فلسفه تحلیل زبانی میپردازیم و بعد با توجه به اهمیت این امر به ذكر نكاتی درباره یكی از ترجمههای تازه منتشر شده از دو اثر بنیادین این شاخه از فلسفه می پردازیم.
🔅اگر چه فلسفه تحلیل زبانی ریشه در چارهسازی برای پیچیدگیها و غموض مسائل مابعدالطبیعی حل ناشده دارد اما این تنها هدف تمام فرایندها و جریانهای فلسفه تحلیلی نبود. رویكرد مور در تحلیل مفهومی نمونه بارز این چارهسازیهاست اما راسل و فرگه كاری فراتر از این انجام دادند. آنها معتقد بودند كه برای حل این مسائل باید زبانی بسازند كه دقتی بالا در حد دقت زبان ریاضی داشته باشد. به همین دلیل مفهومنگاشت فرگه تلاش استوار و بلندی بود كه منطق نمادین را شكل داد و ابزارها و فنون مهمی برای تحلیل به دست داد.
🔅این تلاش توسط راسل و وایتهد در مبادی ریاضیات به اوج خود رسید و شكل مدونتری یافت. هدف از این كار دست یافتن به زبانی آرمانی بود كه در دقت و بساطت به حدی باشد كه خطا یا گزارههای بیمعنا و مبهم به آن راه نیابد. راسل در كنار این تلاشها با كوششهای دیگری مثل نظریه توصیفها، اتمیسم منطقی، بحث درباره گزارههای تركیبی و تحلیلی؛ پیشینی و پسینی(كه فقط مختص او نبود)، نظریه صدق، نظریه معنا(كه گستردگی فراوانی در میان فلاسفه تحلیلی بعدی پیدا كرد) و موارد دیگر این رویكرد را غنیتر كرد.
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
@rezayaghoubipublic
✍️ #رضا_یعقوبی
🔅در این مقاله ابتدا به بحث درباره پیوند عمیق فلسفه با زبان در فلسفه تحلیل زبانی میپردازیم و بعد با توجه به اهمیت این امر به ذكر نكاتی درباره یكی از ترجمههای تازه منتشر شده از دو اثر بنیادین این شاخه از فلسفه می پردازیم.
🔅اگر چه فلسفه تحلیل زبانی ریشه در چارهسازی برای پیچیدگیها و غموض مسائل مابعدالطبیعی حل ناشده دارد اما این تنها هدف تمام فرایندها و جریانهای فلسفه تحلیلی نبود. رویكرد مور در تحلیل مفهومی نمونه بارز این چارهسازیهاست اما راسل و فرگه كاری فراتر از این انجام دادند. آنها معتقد بودند كه برای حل این مسائل باید زبانی بسازند كه دقتی بالا در حد دقت زبان ریاضی داشته باشد. به همین دلیل مفهومنگاشت فرگه تلاش استوار و بلندی بود كه منطق نمادین را شكل داد و ابزارها و فنون مهمی برای تحلیل به دست داد.
🔅این تلاش توسط راسل و وایتهد در مبادی ریاضیات به اوج خود رسید و شكل مدونتری یافت. هدف از این كار دست یافتن به زبانی آرمانی بود كه در دقت و بساطت به حدی باشد كه خطا یا گزارههای بیمعنا و مبهم به آن راه نیابد. راسل در كنار این تلاشها با كوششهای دیگری مثل نظریه توصیفها، اتمیسم منطقی، بحث درباره گزارههای تركیبی و تحلیلی؛ پیشینی و پسینی(كه فقط مختص او نبود)، نظریه صدق، نظریه معنا(كه گستردگی فراوانی در میان فلاسفه تحلیلی بعدی پیدا كرد) و موارد دیگر این رویكرد را غنیتر كرد.
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
@rezayaghoubipublic
صدانت
نوشتار رضا یعقوبی با عنوان «فلسفه زبان و زبان فلسفه» • صدانت
در این مقاله ابتدا به بحث درباره پیوند عمیق فلسفه با زبان در فلسفه تحلیل زبانی میپردازیم و بعد با توجه به اهمیت این امر به ذكر نكاتی درباره..
☘ عدالت اجتماعی: سراب هایکی برخاسته از بازگشت آرزوی نياکانی یا آرمان دیرین تحققپذیر در همکاری علم و فلسفه؟
(در نقد فردریش فون هایک، نئولیبرالیسم، و ترجمۀ اثری از او به زبان فارسی)
✍ #موسی_اکرمی
🔆 هایک در هراس بسیار از دخالتگری دولت به گونهئی عام، و هراس از نقش دولت توتالیتر به گونهئی خاص، در زندگی فکری خویش که عمدتاً به فلسفۀ سیاسی، حقوق، و اقتصاد سیاسی، و همچنین مباحث فلسفی آنها در زمینۀ معرفتشناسی و روششناسی، پرداخته است، کوشیده تا نقدهائی را بر عدالتخواهی در گسترۀ جامعه به طور عام و به انگارۀ سوسیالیسم به طور خاص وارد آورد.
🔆 او با فلسفۀ اجتماعی و فلسفۀ تاریخ و فلسفۀ اقتصاد لیبرالی خاص خود، در خوانشی ویژه از تاریخ تحولات و صورتنبدیهای اجتماعی-اقتصادی
🔆 اولاً روایتهائی از تاریخ و سرمایهداری و سوسیالیسم به دست میدهد که تا حد زیادی خاص خود اویند و نقدهای جدیئی را میتوان به آنها وارد ساخت؛
🔆 ثانیاً در پیوند با توصیف و تحلیل و تبیین آموزهها یا آرمانهای «عدالت اجتماعی» (که هایک همواره آن را درون گیومه میگذارد تا بیمعنایی آن و همچنین ناباوری خود به آن را نشان دهد) و سوسیالیسم، از عباراتی خاص در فرنامهای برخی از نوشتههای خود بهره گرفته است که بازتابانندۀ فلسفۀ اویند و هواداران او را در کشورهای گوناگون، از جمله ایران، به دستافشانی و پایکوبی به گرد آنها وادشته چنان که گویی همچون فرمولهائی رسا و گویا حق مطلب را در بارۀ نادرستی آرمانهای عدالت اجتماعی و سوسیالیسم ادا میکنند؛
🔆 ثالثاً شماری از روشنفکران (به معنای عام روشنفکری که در برگیرندۀ همۀ کسانی باشد که در پیوند با مباحث سپهر عمومی جامعه نظرپردازی و نظرپراکنی میکنند)، از میان طیفهای رنگارنگ روشنفکران ارگانیک و سنتی و درونحکومتی و برونحکومتی یا طرفدار حکومت و منتقد حکومت، با گرایشهای گوناگون چپستیزی، اندیشههای هایک را در کنار اندیشههای چپستیزان دیگر پرچمی بر سر بازار عقاید کردهاند و نابودی گرایشهای سوسیالیستی را جار میزنند و برایش پایکوبی میکنند و حول اندیشههای هایک و حقانیت آنها قلم میزنند و از مبانی فکری و تحلیلهای سیاسی و اقتصادی و مواضع شبهایدئولوژیک یا حتی ایدئولوژیک او دفاع میکنند؛
🔆 رابعاً تجویزهای او، و شماری از همفکران او (بهویژه در دبستان شیکاگو، همچون شخص میلتون فریدمن) در رویآوری حکومتها به سیاست نولیبرالی اقتصادی، با پیامدهای گستردهاش در سیاست داخلی و خارجی، فجایعی در کشورها و برای بشریت ایجاد کردهاند که ضمن لزوم فراخواندن همگان به بازنگری جدی این سیاست اقتصادی، باید بازخوانی مبانی فلسفی او در تحلیلها و تبیینها از یک سو و روایت او از واقعیت تاریخی و واقعیت اجتماعی-سیاسی-اقتصادی کشورها از سوی دیگر را نیز در دستور کار قرار داد.
🔆 من شخصاً، با این که با پارهئی از نگرانیهای هایک نسبت به تجلیات تمامیتخواهی و دخالت لگام گسیختۀ حکومت در زندگی فردی و بردهسازی مدرن افراد علیه منافع راستینشان بسیار همدلم، ولی بسیاری از آموزههای او در معرفتشناسی، روششناسی، انسانشناسی، جامعهشناسی تاریخی، فلسفۀ حقوق، فلسفۀ اقتصاد، فلسفۀ سیاسی، و همچنین روایت او از رویدادهای اقتصادی و سیاسی و اجتماعی در بستر تاریخ را نمیپذیرم. از این رو ضمن این که کوششهای او در بازنمایی پارههائی از نهفتههای اقتصاد و سیاست در گذشته و حال را ارج مینهم، جزو منتقدان او، هم در مبانی فکری، هم در دستاوردهای پژوهشی، و هم در پیامدهای تجویزی کلیت لیبرالیسم ویژۀ او، هستم و خود را از منتقدان برونگفتمانی او میدانم.
🔆 در این نوشته مجالی برای نقد مبانی فکری هایک نیست. از این رو در اینجا تنها نگاهی به ستیز هایک با انگارۀ عدالت اجتماعی انداخته نکاتی را در نقد آن ذکر میکنم.
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
(در نقد فردریش فون هایک، نئولیبرالیسم، و ترجمۀ اثری از او به زبان فارسی)
✍ #موسی_اکرمی
🔆 هایک در هراس بسیار از دخالتگری دولت به گونهئی عام، و هراس از نقش دولت توتالیتر به گونهئی خاص، در زندگی فکری خویش که عمدتاً به فلسفۀ سیاسی، حقوق، و اقتصاد سیاسی، و همچنین مباحث فلسفی آنها در زمینۀ معرفتشناسی و روششناسی، پرداخته است، کوشیده تا نقدهائی را بر عدالتخواهی در گسترۀ جامعه به طور عام و به انگارۀ سوسیالیسم به طور خاص وارد آورد.
🔆 او با فلسفۀ اجتماعی و فلسفۀ تاریخ و فلسفۀ اقتصاد لیبرالی خاص خود، در خوانشی ویژه از تاریخ تحولات و صورتنبدیهای اجتماعی-اقتصادی
🔆 اولاً روایتهائی از تاریخ و سرمایهداری و سوسیالیسم به دست میدهد که تا حد زیادی خاص خود اویند و نقدهای جدیئی را میتوان به آنها وارد ساخت؛
🔆 ثانیاً در پیوند با توصیف و تحلیل و تبیین آموزهها یا آرمانهای «عدالت اجتماعی» (که هایک همواره آن را درون گیومه میگذارد تا بیمعنایی آن و همچنین ناباوری خود به آن را نشان دهد) و سوسیالیسم، از عباراتی خاص در فرنامهای برخی از نوشتههای خود بهره گرفته است که بازتابانندۀ فلسفۀ اویند و هواداران او را در کشورهای گوناگون، از جمله ایران، به دستافشانی و پایکوبی به گرد آنها وادشته چنان که گویی همچون فرمولهائی رسا و گویا حق مطلب را در بارۀ نادرستی آرمانهای عدالت اجتماعی و سوسیالیسم ادا میکنند؛
🔆 ثالثاً شماری از روشنفکران (به معنای عام روشنفکری که در برگیرندۀ همۀ کسانی باشد که در پیوند با مباحث سپهر عمومی جامعه نظرپردازی و نظرپراکنی میکنند)، از میان طیفهای رنگارنگ روشنفکران ارگانیک و سنتی و درونحکومتی و برونحکومتی یا طرفدار حکومت و منتقد حکومت، با گرایشهای گوناگون چپستیزی، اندیشههای هایک را در کنار اندیشههای چپستیزان دیگر پرچمی بر سر بازار عقاید کردهاند و نابودی گرایشهای سوسیالیستی را جار میزنند و برایش پایکوبی میکنند و حول اندیشههای هایک و حقانیت آنها قلم میزنند و از مبانی فکری و تحلیلهای سیاسی و اقتصادی و مواضع شبهایدئولوژیک یا حتی ایدئولوژیک او دفاع میکنند؛
🔆 رابعاً تجویزهای او، و شماری از همفکران او (بهویژه در دبستان شیکاگو، همچون شخص میلتون فریدمن) در رویآوری حکومتها به سیاست نولیبرالی اقتصادی، با پیامدهای گستردهاش در سیاست داخلی و خارجی، فجایعی در کشورها و برای بشریت ایجاد کردهاند که ضمن لزوم فراخواندن همگان به بازنگری جدی این سیاست اقتصادی، باید بازخوانی مبانی فلسفی او در تحلیلها و تبیینها از یک سو و روایت او از واقعیت تاریخی و واقعیت اجتماعی-سیاسی-اقتصادی کشورها از سوی دیگر را نیز در دستور کار قرار داد.
🔆 من شخصاً، با این که با پارهئی از نگرانیهای هایک نسبت به تجلیات تمامیتخواهی و دخالت لگام گسیختۀ حکومت در زندگی فردی و بردهسازی مدرن افراد علیه منافع راستینشان بسیار همدلم، ولی بسیاری از آموزههای او در معرفتشناسی، روششناسی، انسانشناسی، جامعهشناسی تاریخی، فلسفۀ حقوق، فلسفۀ اقتصاد، فلسفۀ سیاسی، و همچنین روایت او از رویدادهای اقتصادی و سیاسی و اجتماعی در بستر تاریخ را نمیپذیرم. از این رو ضمن این که کوششهای او در بازنمایی پارههائی از نهفتههای اقتصاد و سیاست در گذشته و حال را ارج مینهم، جزو منتقدان او، هم در مبانی فکری، هم در دستاوردهای پژوهشی، و هم در پیامدهای تجویزی کلیت لیبرالیسم ویژۀ او، هستم و خود را از منتقدان برونگفتمانی او میدانم.
🔆 در این نوشته مجالی برای نقد مبانی فکری هایک نیست. از این رو در اینجا تنها نگاهی به ستیز هایک با انگارۀ عدالت اجتماعی انداخته نکاتی را در نقد آن ذکر میکنم.
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
صدانت
مقاله موسی اکرمی با عنوان «عدالت اجتماعی: سراب هایکی برخاسته از بازگشت آرزوی نیاکانی یا آرمان دیرین تحققپذیر در همکاری علم و فلسفه؟»…
فردریش فون هایک در هراس بسیار از دخالتگری دولت به گونهئی عام، و هراس از نقش دولت توتالیتر به گونهئی خاص، در زندگی فکری خویش...
☘️ وبینار اخلاق فمینیسم
👤 #ابراهیم_آزادگان
🔆 اخلاق فمینیسم را شاید بتوان واکنشی در برابر رویکردهای رایج فلسفه اخلاق مثل فایدهگرایی و سوژه اخلاق کانتی دانست؛ سوژهای که منفردا و گسسته از روابط و تعاملات به آن نگریسته میشود. اخلاق فمنیستی ارزش را به جای ازادی فردی بر روابط دوستانه پایهگذاری میکند و کوششی است برای توجه و برجسته کردن نقش روابط و مناسبات اجتماعی افراد.
🔆 کارول گیلیگان از پیشگامان اخلاق مراقبت تأکید میکند که روایت و داستان زندگی افراد، زمینهای که فرد رفتار را انجام میدهد و روابطی که فرد دارد مثل روابط خانوادگی و دوستی در قضاوت اخلاقی ما مهماند. لذا این دسته از افراد از ما میخواهند که در مفاهیمی مثل بیطرفی، فردیت، خودآیینی، خود تعینگری و مفاهیمی از این قبیل تأمل و بازبینیای داشته باشیم و ارزشهایی مثل جانبداری، احساسات، همدلی، همدردی و وفاداری را نیز در نظر داشته باشیم. در واقع اخلاق مراقبت کوششی برای نشان دادن ارزشهایی از این قبیل است. برای مثال چه نگرش فایدهگرایانه و چه نگرش کانتی در فلسفه اخلاق همه افراد را به واحدهای یکسانی تقلیل میدهد و وظایف ما در برابر خانواده و غریبه، میهن و غیر میهن، دوست و غیر دوست چندان تفاوتی ندارد چراکه همه آنها یک سوژه محسوب میشوند حال آنکه ممکن است ما ارزش بیشتری برای دوست و خانواده و میهن خود قائل باشیم و وزن آنها را در قضاوتهای اخلاقی سنگینتر بدانیم.
🔆 اما اخلاق مراقبت در نقد لیبرالیسمهای فردگرا بر این نکته تأکید میکند که شخصیت ما نمیتواند مستقل از روابط و مناسبات اجتماعی و بافت و زمینهای که در آن هستیم باشد و در نتیجه ما باید هویت و خودآیینی خود را با این عناصر بازتعریف کنیم. از همین رو میتوان گفت اخلاق مراقبت صبغهای تکمیلی بر لیبرالیسم فردگرا دارد و در پی آن است که مفاهیم و عناصر لیبرالیسم فردگرا را کمی توسعه دهد و بازتعریف کند و نه آنکه تماماً در تقابل با لیبرالیسم فردگرا باشد. به این منظور است که اخلاق مراقبت از ما میخواهد در کنار عناصر لیبرالیسم فردگرا عناصری مانند همکاری، دوستی، روابط اجتماعی، جزئیات و تفاوتهای داستان زندگی افراد، وابستگی به بافت و زمینه رفتاری، مسئولیت و اعتماد را هم مد نظر قرار دهیم.
🔰 ابراهیم آزادگان، دانشیار دانشگاه صنعتی شریف در این وبینار نگاهی به اخلاق مراقبت دارد. این وبینار ۲۹ مهر ماه ۱۳۹۹ به همت موسسه فرهنگی صدانت برگزار شد.
🌐 دریافت فیلم، صوت و پاورپوینت وبینار
🌾 @Sedanet
👤 #ابراهیم_آزادگان
🔆 اخلاق فمینیسم را شاید بتوان واکنشی در برابر رویکردهای رایج فلسفه اخلاق مثل فایدهگرایی و سوژه اخلاق کانتی دانست؛ سوژهای که منفردا و گسسته از روابط و تعاملات به آن نگریسته میشود. اخلاق فمنیستی ارزش را به جای ازادی فردی بر روابط دوستانه پایهگذاری میکند و کوششی است برای توجه و برجسته کردن نقش روابط و مناسبات اجتماعی افراد.
🔆 کارول گیلیگان از پیشگامان اخلاق مراقبت تأکید میکند که روایت و داستان زندگی افراد، زمینهای که فرد رفتار را انجام میدهد و روابطی که فرد دارد مثل روابط خانوادگی و دوستی در قضاوت اخلاقی ما مهماند. لذا این دسته از افراد از ما میخواهند که در مفاهیمی مثل بیطرفی، فردیت، خودآیینی، خود تعینگری و مفاهیمی از این قبیل تأمل و بازبینیای داشته باشیم و ارزشهایی مثل جانبداری، احساسات، همدلی، همدردی و وفاداری را نیز در نظر داشته باشیم. در واقع اخلاق مراقبت کوششی برای نشان دادن ارزشهایی از این قبیل است. برای مثال چه نگرش فایدهگرایانه و چه نگرش کانتی در فلسفه اخلاق همه افراد را به واحدهای یکسانی تقلیل میدهد و وظایف ما در برابر خانواده و غریبه، میهن و غیر میهن، دوست و غیر دوست چندان تفاوتی ندارد چراکه همه آنها یک سوژه محسوب میشوند حال آنکه ممکن است ما ارزش بیشتری برای دوست و خانواده و میهن خود قائل باشیم و وزن آنها را در قضاوتهای اخلاقی سنگینتر بدانیم.
🔆 اما اخلاق مراقبت در نقد لیبرالیسمهای فردگرا بر این نکته تأکید میکند که شخصیت ما نمیتواند مستقل از روابط و مناسبات اجتماعی و بافت و زمینهای که در آن هستیم باشد و در نتیجه ما باید هویت و خودآیینی خود را با این عناصر بازتعریف کنیم. از همین رو میتوان گفت اخلاق مراقبت صبغهای تکمیلی بر لیبرالیسم فردگرا دارد و در پی آن است که مفاهیم و عناصر لیبرالیسم فردگرا را کمی توسعه دهد و بازتعریف کند و نه آنکه تماماً در تقابل با لیبرالیسم فردگرا باشد. به این منظور است که اخلاق مراقبت از ما میخواهد در کنار عناصر لیبرالیسم فردگرا عناصری مانند همکاری، دوستی، روابط اجتماعی، جزئیات و تفاوتهای داستان زندگی افراد، وابستگی به بافت و زمینه رفتاری، مسئولیت و اعتماد را هم مد نظر قرار دهیم.
🔰 ابراهیم آزادگان، دانشیار دانشگاه صنعتی شریف در این وبینار نگاهی به اخلاق مراقبت دارد. این وبینار ۲۹ مهر ماه ۱۳۹۹ به همت موسسه فرهنگی صدانت برگزار شد.
🌐 دریافت فیلم، صوت و پاورپوینت وبینار
🌾 @Sedanet
☘️ شبکه اجتماعی توییتر زیرذرهبین
مترجم: شهربانو پهلوان
🔆مقاله زیر که یک پژوهش دانشگاهی در دسامبر سال ۲۰۰۸ است؛ از آن جهت مورد توجه است که نشان میدهد چگونه شبکه های اجتماعی در پیگیری موضوعات اجتماعی میتواند دارای به اصطلاح “حباب” باشند. در دنیای واقعی یا فیزیکی تعداد دنبال کنندگان و تعدادی که میتوانند موثر باشند باهم همگون نیستند. به عبارت دیگر ما شاهد یک ناپایداری در بین فضای آنلاین و فضای غیر آنلاین هستیم...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
مترجم: شهربانو پهلوان
🔆مقاله زیر که یک پژوهش دانشگاهی در دسامبر سال ۲۰۰۸ است؛ از آن جهت مورد توجه است که نشان میدهد چگونه شبکه های اجتماعی در پیگیری موضوعات اجتماعی میتواند دارای به اصطلاح “حباب” باشند. در دنیای واقعی یا فیزیکی تعداد دنبال کنندگان و تعدادی که میتوانند موثر باشند باهم همگون نیستند. به عبارت دیگر ما شاهد یک ناپایداری در بین فضای آنلاین و فضای غیر آنلاین هستیم...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
☘️ فلاسفه به چه درد میخورند؟
✍️ سید حسن اسلامی اردکانی
🔅در پی مطلبی درباره «دیدن» بودم. سالها قبل خوانده بودمش. یادم آمد که در کتاب پرسشهای زندگی نوشته فرناندو سوتِر (ترجمه عباس مخبر، تهران، طرح نو، 1384، 340ص) آن را دیدهام. کتاب را بعد از سالها برداشتم و سریع مطلبم را یافتم. اما دلم نیامد کتاب را زمین بگذارم، دوباره شروع کردم به خواندن بخشهایی از آن. با آنکه همه مباحث برایم آشنا بود، شیوه طرح بحث این فیلسوف اسپانیایی را پسندیدم.
🔅فرناندو سوتر، استاد فلسفه و اخلاق و فعال فرهنگی و اجتماعی صاحبنامی است. هدفش در این کتاب آشتی دادن نسل جوان و گریزان از تفکر و تفلسف به فلسفهورزی به معنای دقیق آن است. با این نگاه، وی اول نقدی متوجه پارهای کتابهای مقدماتی فلسفه میکند. این کتابها گویی راهنمای مسابقات دوچرخهسواری هستند که در آن شما لیستی از قهرمانان و جامهایی که بردهاند، میخوانید. حال آنکه هدفْ آموختن فلسفهورزی است. به همین سبب، ادامه میدهد: «آنچه من در پی آن هستم، یاد دادن دوچرخهسواری است» در نتیجه خواننده نیز باید با مربی خود رکاب بزند. این رکاب زدن به او تمرین اندیشیدن و بیان اندیشههای خود و گفتوگو کردن را خواهد آموخت و حاصلش آن است که در گفتوگو تنها تسلیم قوت استدلال شود، نه زور.
🔅با این نگاه به فلسفه، وی در 11 بخش مهمترین ایدههای فلسفی را تحلیل میکند، شیوه تامل کردن در اینگونه مسائل را تعلیم میدهد و اهمیت فلسفه را برای زندگی معاصر و جوامع مدرن بازگو میکند. فلسفه مباحث انتزاعی و دور از زندگی را دنبال نمیکند. به همین مسائلی که اطراف ما را گرفته است و از کنار آنها بیتوجه میگذریم میپردازد و اهمیت آنها را نشان میدهد. برای مثال، چرا ما به دیگران نیازمندیم؟ آیا بهتر نبود هر کسی در دنیای خودش باشد و کسی را با او کاری نباشد؟ کدام زندگی ارزشمند و شایسته زیستن است؟ چگونه میتوان در عمر کوتاه خود بهترین زندگی را برای خود فراهم آورد؟ آیا تقدیر ما به دست دیگران است یا این ما هستیم که آن را میسازیم؟
🔅اینها دغدغه همه کسانی است که دمی فراغت پیدا میکنند تا به خود و کار و بار خویش بنگرند. به نوشته سوتِر فلسفه مجموعهای از جزمیات یا تعلیم جزماندیشی نیست، بلکه «کار فلسفه تامل درباره فرهنگی است که در آن زندگی میکنیم و معنای عینی و ذهنیی که این فرهنگ میتواند برای ما داشته باشد». فلسفه نوعی فعالیت فکری و نظری است و فیلسوفان باید این را تعلیم دهند. آنها معلم هستند و مانند هر معلمی نیازمند دانش و مهارت کافی.
🔅سخنان آنها وحی منزل نیست، آنها دانای کل نیستند، تفاوتشان با دیگران در سماجت فکری، دقت نظری و روشمندی در تحلیل مسائل است. فلاسفه فاقد معرفت ذاتی درباره مسائل هستند، آنها با اطلاعاتی که به دست میآورند میتوانند آنها را خوب تحلیل کنند و برای مثال، اگر به موزهها نروند، رمان نخوانند و فیلم نبینند، نمیتوانند درباره زیباییشناسی صحبت کنند.
🔅با این همه، سوتر اشاره میکند که ژان فرانسوا رِوِل در مقاله معروف «فلاسفه به چه درد میخورند؟» به دامهای سر راه فلسفهورزان میپردازد و به آنها هشدار میدهد. مهمترین اشکالی که به فلاسفه گرفته میشود، زبان بیش از حد فنی و دشواریاب آنها است.
🔅بخشی از این ایرادها بجا است. برای برخی مدعیان، فلسفه نقابی است برای تمایز و تشخص و گاه پنهان کردن ناتوانی خویش. گاه نیز فلسفه از نظر این کسان نوعی دانش اشرافی و مستلزم نوعی نهانروشی است که با روح فلسفه فاصلهها دارد.
🔅فیلسوف واقعی کسی است که میتواند مسائل پیچیده فلسفی را به زبانی همگانی بیان کند، درست کاری که سقراط و افلاطون میکردند. به همین دلیل تعهد حرفهای حکم میکند بتوانیم بحثهای فیلسوفانه خود را- نه فقط به زبان فنی- که به زبان سادهتری بیان کنیم.
🔅کمترین فایده فلاسفه آن است که به دیگران آموزش میدهند چگونه به جای استفاده از مشت و لگد، از منطق و زبان استفاده کنند، و چسان به جای منطق زور، زور منطق را به کارگیرند. در جامعهای که فرهنگ گفتوگو، وفاق، تعامل و همکنشی در آن بیرمق است، این کاری خُرد نیست.
روزنامه اعتماد، چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۹
@hassan_eslami
🌾 @Sedanet
✍️ سید حسن اسلامی اردکانی
🔅در پی مطلبی درباره «دیدن» بودم. سالها قبل خوانده بودمش. یادم آمد که در کتاب پرسشهای زندگی نوشته فرناندو سوتِر (ترجمه عباس مخبر، تهران، طرح نو، 1384، 340ص) آن را دیدهام. کتاب را بعد از سالها برداشتم و سریع مطلبم را یافتم. اما دلم نیامد کتاب را زمین بگذارم، دوباره شروع کردم به خواندن بخشهایی از آن. با آنکه همه مباحث برایم آشنا بود، شیوه طرح بحث این فیلسوف اسپانیایی را پسندیدم.
🔅فرناندو سوتر، استاد فلسفه و اخلاق و فعال فرهنگی و اجتماعی صاحبنامی است. هدفش در این کتاب آشتی دادن نسل جوان و گریزان از تفکر و تفلسف به فلسفهورزی به معنای دقیق آن است. با این نگاه، وی اول نقدی متوجه پارهای کتابهای مقدماتی فلسفه میکند. این کتابها گویی راهنمای مسابقات دوچرخهسواری هستند که در آن شما لیستی از قهرمانان و جامهایی که بردهاند، میخوانید. حال آنکه هدفْ آموختن فلسفهورزی است. به همین سبب، ادامه میدهد: «آنچه من در پی آن هستم، یاد دادن دوچرخهسواری است» در نتیجه خواننده نیز باید با مربی خود رکاب بزند. این رکاب زدن به او تمرین اندیشیدن و بیان اندیشههای خود و گفتوگو کردن را خواهد آموخت و حاصلش آن است که در گفتوگو تنها تسلیم قوت استدلال شود، نه زور.
🔅با این نگاه به فلسفه، وی در 11 بخش مهمترین ایدههای فلسفی را تحلیل میکند، شیوه تامل کردن در اینگونه مسائل را تعلیم میدهد و اهمیت فلسفه را برای زندگی معاصر و جوامع مدرن بازگو میکند. فلسفه مباحث انتزاعی و دور از زندگی را دنبال نمیکند. به همین مسائلی که اطراف ما را گرفته است و از کنار آنها بیتوجه میگذریم میپردازد و اهمیت آنها را نشان میدهد. برای مثال، چرا ما به دیگران نیازمندیم؟ آیا بهتر نبود هر کسی در دنیای خودش باشد و کسی را با او کاری نباشد؟ کدام زندگی ارزشمند و شایسته زیستن است؟ چگونه میتوان در عمر کوتاه خود بهترین زندگی را برای خود فراهم آورد؟ آیا تقدیر ما به دست دیگران است یا این ما هستیم که آن را میسازیم؟
🔅اینها دغدغه همه کسانی است که دمی فراغت پیدا میکنند تا به خود و کار و بار خویش بنگرند. به نوشته سوتِر فلسفه مجموعهای از جزمیات یا تعلیم جزماندیشی نیست، بلکه «کار فلسفه تامل درباره فرهنگی است که در آن زندگی میکنیم و معنای عینی و ذهنیی که این فرهنگ میتواند برای ما داشته باشد». فلسفه نوعی فعالیت فکری و نظری است و فیلسوفان باید این را تعلیم دهند. آنها معلم هستند و مانند هر معلمی نیازمند دانش و مهارت کافی.
🔅سخنان آنها وحی منزل نیست، آنها دانای کل نیستند، تفاوتشان با دیگران در سماجت فکری، دقت نظری و روشمندی در تحلیل مسائل است. فلاسفه فاقد معرفت ذاتی درباره مسائل هستند، آنها با اطلاعاتی که به دست میآورند میتوانند آنها را خوب تحلیل کنند و برای مثال، اگر به موزهها نروند، رمان نخوانند و فیلم نبینند، نمیتوانند درباره زیباییشناسی صحبت کنند.
🔅با این همه، سوتر اشاره میکند که ژان فرانسوا رِوِل در مقاله معروف «فلاسفه به چه درد میخورند؟» به دامهای سر راه فلسفهورزان میپردازد و به آنها هشدار میدهد. مهمترین اشکالی که به فلاسفه گرفته میشود، زبان بیش از حد فنی و دشواریاب آنها است.
🔅بخشی از این ایرادها بجا است. برای برخی مدعیان، فلسفه نقابی است برای تمایز و تشخص و گاه پنهان کردن ناتوانی خویش. گاه نیز فلسفه از نظر این کسان نوعی دانش اشرافی و مستلزم نوعی نهانروشی است که با روح فلسفه فاصلهها دارد.
🔅فیلسوف واقعی کسی است که میتواند مسائل پیچیده فلسفی را به زبانی همگانی بیان کند، درست کاری که سقراط و افلاطون میکردند. به همین دلیل تعهد حرفهای حکم میکند بتوانیم بحثهای فیلسوفانه خود را- نه فقط به زبان فنی- که به زبان سادهتری بیان کنیم.
🔅کمترین فایده فلاسفه آن است که به دیگران آموزش میدهند چگونه به جای استفاده از مشت و لگد، از منطق و زبان استفاده کنند، و چسان به جای منطق زور، زور منطق را به کارگیرند. در جامعهای که فرهنگ گفتوگو، وفاق، تعامل و همکنشی در آن بیرمق است، این کاری خُرد نیست.
روزنامه اعتماد، چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۹
@hassan_eslami
🌾 @Sedanet
☘️ وبینار معرفی ۱۲ نظام سیاسی و شیوهی تحلیل آنها
👤 #جواد_حیدری
🔆 نشست زیر مدخل و مقدمهای برای ورود به سلسله جلساتی درباره فلسفه سیاسی و اقتصاد سیاسی است. این نشست با حضور آقای جواد حیدری، عضو هیئت علمی و پژوهشگر حوزه فلسفه سیاسی برگزار شد. در این جلسه آقای حیدری کوشیدند جغرافیای بحث و همچنین شیوه تحلیل نظامهای سیاسی را ارائه دهند. بدیهی است که ارائه تمام اطلاعات و ظرایف این نظریهها در یک جلسه ناممکن است و لذا آنچه مورد تاکید ایشان بود شیوه تحلیل نظریههای سیاسی است. اینکه با چه معیارهایی میتوان نظریههای سیاسی را تحلیل کرد؟ هر یک از نظریهها درباره شهروندی، عدالت، اجتماع، فرمانروایان و… چه دیدگاهی دارند؟ هر یک از نظریههای سیاسی چه بنیانهای فکری و فلسفیای در هستیشناسی و معرفتشناسی و انسانشناسی و جامعهشناسی دارند؟ پاسخ این پرسشها به ما کمک خواهند کرد از آشفتگی فکری در این زمینه فاصله بگیریم و تمایزهای نظریههای سیاسی روشنتر شود. در نشستهای آتی سعی خواهیم کرد مرور مفصلتری به این نظریات داشته باشیم.
🌐 دریافت متن، فیلم، صوت
🌾 @Sedanet
👤 #جواد_حیدری
🔆 نشست زیر مدخل و مقدمهای برای ورود به سلسله جلساتی درباره فلسفه سیاسی و اقتصاد سیاسی است. این نشست با حضور آقای جواد حیدری، عضو هیئت علمی و پژوهشگر حوزه فلسفه سیاسی برگزار شد. در این جلسه آقای حیدری کوشیدند جغرافیای بحث و همچنین شیوه تحلیل نظامهای سیاسی را ارائه دهند. بدیهی است که ارائه تمام اطلاعات و ظرایف این نظریهها در یک جلسه ناممکن است و لذا آنچه مورد تاکید ایشان بود شیوه تحلیل نظریههای سیاسی است. اینکه با چه معیارهایی میتوان نظریههای سیاسی را تحلیل کرد؟ هر یک از نظریهها درباره شهروندی، عدالت، اجتماع، فرمانروایان و… چه دیدگاهی دارند؟ هر یک از نظریههای سیاسی چه بنیانهای فکری و فلسفیای در هستیشناسی و معرفتشناسی و انسانشناسی و جامعهشناسی دارند؟ پاسخ این پرسشها به ما کمک خواهند کرد از آشفتگی فکری در این زمینه فاصله بگیریم و تمایزهای نظریههای سیاسی روشنتر شود. در نشستهای آتی سعی خواهیم کرد مرور مفصلتری به این نظریات داشته باشیم.
🌐 دریافت متن، فیلم، صوت
🌾 @Sedanet
صدانت
وبینار جواد حیدری با عنوان «معرفی ۱۲ نظام سیاسی و شیوهی تحلیل آنها» • صدانت
نشست زیر مدخل و مقدمهای برای ورود به سلسله جلساتی درباره فلسفه سیاسی و اقتصاد سیاسی است. این نشست با حضور آقای جواد حیدری...
☘️ دین و عقل عمومی
✍️ #حسین_هوشمند
🔆 تنش میان التزام دینی و تکالیف شهروندی، ماهیت و جریان دموکراسی مدرن را شکل داده است. دموکراسیهای مدرن با تکثر آموزههای جامع فلسفی، اخلاقی و دینی توصیف میشوند. این واقعیت، پرسش مهمی را طرح میکند: «چگونه میتوان در طول زمان، جامعهای عادلانه و پایدار و متشکل از شهروندان آزاد و برابر داشته باشیم که عمیقاً تحت تأثیر آموزههای دینی، فلسفی و اخلاقی معقول و متفاوتی قرار میگیرند؟
🔆 جان رالز در لیبرالیسم سیاسی «ایده عقل عمومی» را مطرح کرده که بر وفق آن شهروندان باید مباحث اساسی سیاسی خود را در چارچوب یک برداشت سیاسی از عدالت ارائه کنند که مبتنی بر ارزشهایی است که دیگران به طور معقول پذیرفتهاند. این ایده به این معنی است که شهروندان باید آماده باشند و بتوانند نشان دهند که دیدگاههای سیاسی آنها میتواند توسط «عقل عمومی» یعنی دلایل مشترک و همگانی حمایت شود؛ زیرا از این طریق است که شهروندان همکاری خود را نشان میدهند و قصدشان این نیست که دیگران را به پذیرش دلایلی مجبور کنند که آنها نمیتوانند به طور معقول تأیید کنند.
🔆 این امر ایجاب میکند تا آنها در حوزه سیاسی برای اهداف مدنی مشترک، از طرح اختلافات عمیق و فیصله ناپذیر متافیزیکی، معرفت شناختی، اخلاقی و دینی خود در باره حقیقت جهان، عقلانیت، خدا و ماهیت آدمی، اجتناب ورزند. آنها باید بکوشند تا مهمترین فضایل سیاسی و مدنی مانند مدارا و همکاری اجتماعی بر اساس احترام متقابل را در پرتو نظام اخلاقی ـ دینی خویش یا به منزله مؤلفه آن، مورد تصدیق قرار دهند.
🔆 رالز میگوید فلسفه سیاسی باید به دنبال زمینههای مشترک قابل دستیابی برای عموم شهروندان باشد. از آنجایی که در جوامع متکثر، همه شهروندان به نحو معقولی نمیتوانند یک آموزه جامع را به اشتراک بگذارند، ایده عقل عمومی رالز، یک وظیفه اخلاقی را ایجاد میکند که شهروندان باید در مرزها و محدوده آن زندگی کنند .این مقاله معطوف به تبیین نظریه رالز در باره مدعیات اساسی لیبرالیسم سیاسی بخصوص ایده عقل عمومی و نسبت آن با عمل متقابل است که پایه و اساس یک جامعه دموکراتیک شمرده میشود.
🔆 دکتر حسین هوشمند ابتدا این مقاله را در جلسهای در پژوهشکده اندیشه دینی معاصر ارائه کرد و متن مکتوب آن در دفتر دوم نواندیشی دینی منتشر شد.
🌐 متن کامل این مقاله
🌾 @Sedanet
@andishedinimoaser
✍️ #حسین_هوشمند
🔆 تنش میان التزام دینی و تکالیف شهروندی، ماهیت و جریان دموکراسی مدرن را شکل داده است. دموکراسیهای مدرن با تکثر آموزههای جامع فلسفی، اخلاقی و دینی توصیف میشوند. این واقعیت، پرسش مهمی را طرح میکند: «چگونه میتوان در طول زمان، جامعهای عادلانه و پایدار و متشکل از شهروندان آزاد و برابر داشته باشیم که عمیقاً تحت تأثیر آموزههای دینی، فلسفی و اخلاقی معقول و متفاوتی قرار میگیرند؟
🔆 جان رالز در لیبرالیسم سیاسی «ایده عقل عمومی» را مطرح کرده که بر وفق آن شهروندان باید مباحث اساسی سیاسی خود را در چارچوب یک برداشت سیاسی از عدالت ارائه کنند که مبتنی بر ارزشهایی است که دیگران به طور معقول پذیرفتهاند. این ایده به این معنی است که شهروندان باید آماده باشند و بتوانند نشان دهند که دیدگاههای سیاسی آنها میتواند توسط «عقل عمومی» یعنی دلایل مشترک و همگانی حمایت شود؛ زیرا از این طریق است که شهروندان همکاری خود را نشان میدهند و قصدشان این نیست که دیگران را به پذیرش دلایلی مجبور کنند که آنها نمیتوانند به طور معقول تأیید کنند.
🔆 این امر ایجاب میکند تا آنها در حوزه سیاسی برای اهداف مدنی مشترک، از طرح اختلافات عمیق و فیصله ناپذیر متافیزیکی، معرفت شناختی، اخلاقی و دینی خود در باره حقیقت جهان، عقلانیت، خدا و ماهیت آدمی، اجتناب ورزند. آنها باید بکوشند تا مهمترین فضایل سیاسی و مدنی مانند مدارا و همکاری اجتماعی بر اساس احترام متقابل را در پرتو نظام اخلاقی ـ دینی خویش یا به منزله مؤلفه آن، مورد تصدیق قرار دهند.
🔆 رالز میگوید فلسفه سیاسی باید به دنبال زمینههای مشترک قابل دستیابی برای عموم شهروندان باشد. از آنجایی که در جوامع متکثر، همه شهروندان به نحو معقولی نمیتوانند یک آموزه جامع را به اشتراک بگذارند، ایده عقل عمومی رالز، یک وظیفه اخلاقی را ایجاد میکند که شهروندان باید در مرزها و محدوده آن زندگی کنند .این مقاله معطوف به تبیین نظریه رالز در باره مدعیات اساسی لیبرالیسم سیاسی بخصوص ایده عقل عمومی و نسبت آن با عمل متقابل است که پایه و اساس یک جامعه دموکراتیک شمرده میشود.
🔆 دکتر حسین هوشمند ابتدا این مقاله را در جلسهای در پژوهشکده اندیشه دینی معاصر ارائه کرد و متن مکتوب آن در دفتر دوم نواندیشی دینی منتشر شد.
🌐 متن کامل این مقاله
🌾 @Sedanet
@andishedinimoaser
صدانت
مقاله حسین هوشمند با عنوان «دین و عقل عمومی» • صدانت
تنش میان التزام دینی و تکالیف شهروندی، ماهیت و جریان دموکراسی مدرن را شکل داده است. دموکراسیهای مدرن با تکثر آموزههای جامع فلسفی...