☘ عدالت اجتماعی: سراب هایکی برخاسته از بازگشت آرزوی نياکانی یا آرمان دیرین تحققپذیر در همکاری علم و فلسفه؟
(در نقد فردریش فون هایک، نئولیبرالیسم، و ترجمۀ اثری از او به زبان فارسی)
✍ #موسی_اکرمی
🔆 هایک در هراس بسیار از دخالتگری دولت به گونهئی عام، و هراس از نقش دولت توتالیتر به گونهئی خاص، در زندگی فکری خویش که عمدتاً به فلسفۀ سیاسی، حقوق، و اقتصاد سیاسی، و همچنین مباحث فلسفی آنها در زمینۀ معرفتشناسی و روششناسی، پرداخته است، کوشیده تا نقدهائی را بر عدالتخواهی در گسترۀ جامعه به طور عام و به انگارۀ سوسیالیسم به طور خاص وارد آورد.
🔆 او با فلسفۀ اجتماعی و فلسفۀ تاریخ و فلسفۀ اقتصاد لیبرالی خاص خود، در خوانشی ویژه از تاریخ تحولات و صورتنبدیهای اجتماعی-اقتصادی
🔆 اولاً روایتهائی از تاریخ و سرمایهداری و سوسیالیسم به دست میدهد که تا حد زیادی خاص خود اویند و نقدهای جدیئی را میتوان به آنها وارد ساخت؛
🔆 ثانیاً در پیوند با توصیف و تحلیل و تبیین آموزهها یا آرمانهای «عدالت اجتماعی» (که هایک همواره آن را درون گیومه میگذارد تا بیمعنایی آن و همچنین ناباوری خود به آن را نشان دهد) و سوسیالیسم، از عباراتی خاص در فرنامهای برخی از نوشتههای خود بهره گرفته است که بازتابانندۀ فلسفۀ اویند و هواداران او را در کشورهای گوناگون، از جمله ایران، به دستافشانی و پایکوبی به گرد آنها وادشته چنان که گویی همچون فرمولهائی رسا و گویا حق مطلب را در بارۀ نادرستی آرمانهای عدالت اجتماعی و سوسیالیسم ادا میکنند؛
🔆 ثالثاً شماری از روشنفکران (به معنای عام روشنفکری که در برگیرندۀ همۀ کسانی باشد که در پیوند با مباحث سپهر عمومی جامعه نظرپردازی و نظرپراکنی میکنند)، از میان طیفهای رنگارنگ روشنفکران ارگانیک و سنتی و درونحکومتی و برونحکومتی یا طرفدار حکومت و منتقد حکومت، با گرایشهای گوناگون چپستیزی، اندیشههای هایک را در کنار اندیشههای چپستیزان دیگر پرچمی بر سر بازار عقاید کردهاند و نابودی گرایشهای سوسیالیستی را جار میزنند و برایش پایکوبی میکنند و حول اندیشههای هایک و حقانیت آنها قلم میزنند و از مبانی فکری و تحلیلهای سیاسی و اقتصادی و مواضع شبهایدئولوژیک یا حتی ایدئولوژیک او دفاع میکنند؛
🔆 رابعاً تجویزهای او، و شماری از همفکران او (بهویژه در دبستان شیکاگو، همچون شخص میلتون فریدمن) در رویآوری حکومتها به سیاست نولیبرالی اقتصادی، با پیامدهای گستردهاش در سیاست داخلی و خارجی، فجایعی در کشورها و برای بشریت ایجاد کردهاند که ضمن لزوم فراخواندن همگان به بازنگری جدی این سیاست اقتصادی، باید بازخوانی مبانی فلسفی او در تحلیلها و تبیینها از یک سو و روایت او از واقعیت تاریخی و واقعیت اجتماعی-سیاسی-اقتصادی کشورها از سوی دیگر را نیز در دستور کار قرار داد.
🔆 من شخصاً، با این که با پارهئی از نگرانیهای هایک نسبت به تجلیات تمامیتخواهی و دخالت لگام گسیختۀ حکومت در زندگی فردی و بردهسازی مدرن افراد علیه منافع راستینشان بسیار همدلم، ولی بسیاری از آموزههای او در معرفتشناسی، روششناسی، انسانشناسی، جامعهشناسی تاریخی، فلسفۀ حقوق، فلسفۀ اقتصاد، فلسفۀ سیاسی، و همچنین روایت او از رویدادهای اقتصادی و سیاسی و اجتماعی در بستر تاریخ را نمیپذیرم. از این رو ضمن این که کوششهای او در بازنمایی پارههائی از نهفتههای اقتصاد و سیاست در گذشته و حال را ارج مینهم، جزو منتقدان او، هم در مبانی فکری، هم در دستاوردهای پژوهشی، و هم در پیامدهای تجویزی کلیت لیبرالیسم ویژۀ او، هستم و خود را از منتقدان برونگفتمانی او میدانم.
🔆 در این نوشته مجالی برای نقد مبانی فکری هایک نیست. از این رو در اینجا تنها نگاهی به ستیز هایک با انگارۀ عدالت اجتماعی انداخته نکاتی را در نقد آن ذکر میکنم.
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
(در نقد فردریش فون هایک، نئولیبرالیسم، و ترجمۀ اثری از او به زبان فارسی)
✍ #موسی_اکرمی
🔆 هایک در هراس بسیار از دخالتگری دولت به گونهئی عام، و هراس از نقش دولت توتالیتر به گونهئی خاص، در زندگی فکری خویش که عمدتاً به فلسفۀ سیاسی، حقوق، و اقتصاد سیاسی، و همچنین مباحث فلسفی آنها در زمینۀ معرفتشناسی و روششناسی، پرداخته است، کوشیده تا نقدهائی را بر عدالتخواهی در گسترۀ جامعه به طور عام و به انگارۀ سوسیالیسم به طور خاص وارد آورد.
🔆 او با فلسفۀ اجتماعی و فلسفۀ تاریخ و فلسفۀ اقتصاد لیبرالی خاص خود، در خوانشی ویژه از تاریخ تحولات و صورتنبدیهای اجتماعی-اقتصادی
🔆 اولاً روایتهائی از تاریخ و سرمایهداری و سوسیالیسم به دست میدهد که تا حد زیادی خاص خود اویند و نقدهای جدیئی را میتوان به آنها وارد ساخت؛
🔆 ثانیاً در پیوند با توصیف و تحلیل و تبیین آموزهها یا آرمانهای «عدالت اجتماعی» (که هایک همواره آن را درون گیومه میگذارد تا بیمعنایی آن و همچنین ناباوری خود به آن را نشان دهد) و سوسیالیسم، از عباراتی خاص در فرنامهای برخی از نوشتههای خود بهره گرفته است که بازتابانندۀ فلسفۀ اویند و هواداران او را در کشورهای گوناگون، از جمله ایران، به دستافشانی و پایکوبی به گرد آنها وادشته چنان که گویی همچون فرمولهائی رسا و گویا حق مطلب را در بارۀ نادرستی آرمانهای عدالت اجتماعی و سوسیالیسم ادا میکنند؛
🔆 ثالثاً شماری از روشنفکران (به معنای عام روشنفکری که در برگیرندۀ همۀ کسانی باشد که در پیوند با مباحث سپهر عمومی جامعه نظرپردازی و نظرپراکنی میکنند)، از میان طیفهای رنگارنگ روشنفکران ارگانیک و سنتی و درونحکومتی و برونحکومتی یا طرفدار حکومت و منتقد حکومت، با گرایشهای گوناگون چپستیزی، اندیشههای هایک را در کنار اندیشههای چپستیزان دیگر پرچمی بر سر بازار عقاید کردهاند و نابودی گرایشهای سوسیالیستی را جار میزنند و برایش پایکوبی میکنند و حول اندیشههای هایک و حقانیت آنها قلم میزنند و از مبانی فکری و تحلیلهای سیاسی و اقتصادی و مواضع شبهایدئولوژیک یا حتی ایدئولوژیک او دفاع میکنند؛
🔆 رابعاً تجویزهای او، و شماری از همفکران او (بهویژه در دبستان شیکاگو، همچون شخص میلتون فریدمن) در رویآوری حکومتها به سیاست نولیبرالی اقتصادی، با پیامدهای گستردهاش در سیاست داخلی و خارجی، فجایعی در کشورها و برای بشریت ایجاد کردهاند که ضمن لزوم فراخواندن همگان به بازنگری جدی این سیاست اقتصادی، باید بازخوانی مبانی فلسفی او در تحلیلها و تبیینها از یک سو و روایت او از واقعیت تاریخی و واقعیت اجتماعی-سیاسی-اقتصادی کشورها از سوی دیگر را نیز در دستور کار قرار داد.
🔆 من شخصاً، با این که با پارهئی از نگرانیهای هایک نسبت به تجلیات تمامیتخواهی و دخالت لگام گسیختۀ حکومت در زندگی فردی و بردهسازی مدرن افراد علیه منافع راستینشان بسیار همدلم، ولی بسیاری از آموزههای او در معرفتشناسی، روششناسی، انسانشناسی، جامعهشناسی تاریخی، فلسفۀ حقوق، فلسفۀ اقتصاد، فلسفۀ سیاسی، و همچنین روایت او از رویدادهای اقتصادی و سیاسی و اجتماعی در بستر تاریخ را نمیپذیرم. از این رو ضمن این که کوششهای او در بازنمایی پارههائی از نهفتههای اقتصاد و سیاست در گذشته و حال را ارج مینهم، جزو منتقدان او، هم در مبانی فکری، هم در دستاوردهای پژوهشی، و هم در پیامدهای تجویزی کلیت لیبرالیسم ویژۀ او، هستم و خود را از منتقدان برونگفتمانی او میدانم.
🔆 در این نوشته مجالی برای نقد مبانی فکری هایک نیست. از این رو در اینجا تنها نگاهی به ستیز هایک با انگارۀ عدالت اجتماعی انداخته نکاتی را در نقد آن ذکر میکنم.
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
صدانت
مقاله موسی اکرمی با عنوان «عدالت اجتماعی: سراب هایکی برخاسته از بازگشت آرزوی نیاکانی یا آرمان دیرین تحققپذیر در همکاری علم و فلسفه؟»…
فردریش فون هایک در هراس بسیار از دخالتگری دولت به گونهئی عام، و هراس از نقش دولت توتالیتر به گونهئی خاص، در زندگی فکری خویش...
☘️ وبینار اخلاق فمینیسم
👤 #ابراهیم_آزادگان
🔆 اخلاق فمینیسم را شاید بتوان واکنشی در برابر رویکردهای رایج فلسفه اخلاق مثل فایدهگرایی و سوژه اخلاق کانتی دانست؛ سوژهای که منفردا و گسسته از روابط و تعاملات به آن نگریسته میشود. اخلاق فمنیستی ارزش را به جای ازادی فردی بر روابط دوستانه پایهگذاری میکند و کوششی است برای توجه و برجسته کردن نقش روابط و مناسبات اجتماعی افراد.
🔆 کارول گیلیگان از پیشگامان اخلاق مراقبت تأکید میکند که روایت و داستان زندگی افراد، زمینهای که فرد رفتار را انجام میدهد و روابطی که فرد دارد مثل روابط خانوادگی و دوستی در قضاوت اخلاقی ما مهماند. لذا این دسته از افراد از ما میخواهند که در مفاهیمی مثل بیطرفی، فردیت، خودآیینی، خود تعینگری و مفاهیمی از این قبیل تأمل و بازبینیای داشته باشیم و ارزشهایی مثل جانبداری، احساسات، همدلی، همدردی و وفاداری را نیز در نظر داشته باشیم. در واقع اخلاق مراقبت کوششی برای نشان دادن ارزشهایی از این قبیل است. برای مثال چه نگرش فایدهگرایانه و چه نگرش کانتی در فلسفه اخلاق همه افراد را به واحدهای یکسانی تقلیل میدهد و وظایف ما در برابر خانواده و غریبه، میهن و غیر میهن، دوست و غیر دوست چندان تفاوتی ندارد چراکه همه آنها یک سوژه محسوب میشوند حال آنکه ممکن است ما ارزش بیشتری برای دوست و خانواده و میهن خود قائل باشیم و وزن آنها را در قضاوتهای اخلاقی سنگینتر بدانیم.
🔆 اما اخلاق مراقبت در نقد لیبرالیسمهای فردگرا بر این نکته تأکید میکند که شخصیت ما نمیتواند مستقل از روابط و مناسبات اجتماعی و بافت و زمینهای که در آن هستیم باشد و در نتیجه ما باید هویت و خودآیینی خود را با این عناصر بازتعریف کنیم. از همین رو میتوان گفت اخلاق مراقبت صبغهای تکمیلی بر لیبرالیسم فردگرا دارد و در پی آن است که مفاهیم و عناصر لیبرالیسم فردگرا را کمی توسعه دهد و بازتعریف کند و نه آنکه تماماً در تقابل با لیبرالیسم فردگرا باشد. به این منظور است که اخلاق مراقبت از ما میخواهد در کنار عناصر لیبرالیسم فردگرا عناصری مانند همکاری، دوستی، روابط اجتماعی، جزئیات و تفاوتهای داستان زندگی افراد، وابستگی به بافت و زمینه رفتاری، مسئولیت و اعتماد را هم مد نظر قرار دهیم.
🔰 ابراهیم آزادگان، دانشیار دانشگاه صنعتی شریف در این وبینار نگاهی به اخلاق مراقبت دارد. این وبینار ۲۹ مهر ماه ۱۳۹۹ به همت موسسه فرهنگی صدانت برگزار شد.
🌐 دریافت فیلم، صوت و پاورپوینت وبینار
🌾 @Sedanet
👤 #ابراهیم_آزادگان
🔆 اخلاق فمینیسم را شاید بتوان واکنشی در برابر رویکردهای رایج فلسفه اخلاق مثل فایدهگرایی و سوژه اخلاق کانتی دانست؛ سوژهای که منفردا و گسسته از روابط و تعاملات به آن نگریسته میشود. اخلاق فمنیستی ارزش را به جای ازادی فردی بر روابط دوستانه پایهگذاری میکند و کوششی است برای توجه و برجسته کردن نقش روابط و مناسبات اجتماعی افراد.
🔆 کارول گیلیگان از پیشگامان اخلاق مراقبت تأکید میکند که روایت و داستان زندگی افراد، زمینهای که فرد رفتار را انجام میدهد و روابطی که فرد دارد مثل روابط خانوادگی و دوستی در قضاوت اخلاقی ما مهماند. لذا این دسته از افراد از ما میخواهند که در مفاهیمی مثل بیطرفی، فردیت، خودآیینی، خود تعینگری و مفاهیمی از این قبیل تأمل و بازبینیای داشته باشیم و ارزشهایی مثل جانبداری، احساسات، همدلی، همدردی و وفاداری را نیز در نظر داشته باشیم. در واقع اخلاق مراقبت کوششی برای نشان دادن ارزشهایی از این قبیل است. برای مثال چه نگرش فایدهگرایانه و چه نگرش کانتی در فلسفه اخلاق همه افراد را به واحدهای یکسانی تقلیل میدهد و وظایف ما در برابر خانواده و غریبه، میهن و غیر میهن، دوست و غیر دوست چندان تفاوتی ندارد چراکه همه آنها یک سوژه محسوب میشوند حال آنکه ممکن است ما ارزش بیشتری برای دوست و خانواده و میهن خود قائل باشیم و وزن آنها را در قضاوتهای اخلاقی سنگینتر بدانیم.
🔆 اما اخلاق مراقبت در نقد لیبرالیسمهای فردگرا بر این نکته تأکید میکند که شخصیت ما نمیتواند مستقل از روابط و مناسبات اجتماعی و بافت و زمینهای که در آن هستیم باشد و در نتیجه ما باید هویت و خودآیینی خود را با این عناصر بازتعریف کنیم. از همین رو میتوان گفت اخلاق مراقبت صبغهای تکمیلی بر لیبرالیسم فردگرا دارد و در پی آن است که مفاهیم و عناصر لیبرالیسم فردگرا را کمی توسعه دهد و بازتعریف کند و نه آنکه تماماً در تقابل با لیبرالیسم فردگرا باشد. به این منظور است که اخلاق مراقبت از ما میخواهد در کنار عناصر لیبرالیسم فردگرا عناصری مانند همکاری، دوستی، روابط اجتماعی، جزئیات و تفاوتهای داستان زندگی افراد، وابستگی به بافت و زمینه رفتاری، مسئولیت و اعتماد را هم مد نظر قرار دهیم.
🔰 ابراهیم آزادگان، دانشیار دانشگاه صنعتی شریف در این وبینار نگاهی به اخلاق مراقبت دارد. این وبینار ۲۹ مهر ماه ۱۳۹۹ به همت موسسه فرهنگی صدانت برگزار شد.
🌐 دریافت فیلم، صوت و پاورپوینت وبینار
🌾 @Sedanet
☘️ شبکه اجتماعی توییتر زیرذرهبین
مترجم: شهربانو پهلوان
🔆مقاله زیر که یک پژوهش دانشگاهی در دسامبر سال ۲۰۰۸ است؛ از آن جهت مورد توجه است که نشان میدهد چگونه شبکه های اجتماعی در پیگیری موضوعات اجتماعی میتواند دارای به اصطلاح “حباب” باشند. در دنیای واقعی یا فیزیکی تعداد دنبال کنندگان و تعدادی که میتوانند موثر باشند باهم همگون نیستند. به عبارت دیگر ما شاهد یک ناپایداری در بین فضای آنلاین و فضای غیر آنلاین هستیم...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
مترجم: شهربانو پهلوان
🔆مقاله زیر که یک پژوهش دانشگاهی در دسامبر سال ۲۰۰۸ است؛ از آن جهت مورد توجه است که نشان میدهد چگونه شبکه های اجتماعی در پیگیری موضوعات اجتماعی میتواند دارای به اصطلاح “حباب” باشند. در دنیای واقعی یا فیزیکی تعداد دنبال کنندگان و تعدادی که میتوانند موثر باشند باهم همگون نیستند. به عبارت دیگر ما شاهد یک ناپایداری در بین فضای آنلاین و فضای غیر آنلاین هستیم...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
☘️ فلاسفه به چه درد میخورند؟
✍️ سید حسن اسلامی اردکانی
🔅در پی مطلبی درباره «دیدن» بودم. سالها قبل خوانده بودمش. یادم آمد که در کتاب پرسشهای زندگی نوشته فرناندو سوتِر (ترجمه عباس مخبر، تهران، طرح نو، 1384، 340ص) آن را دیدهام. کتاب را بعد از سالها برداشتم و سریع مطلبم را یافتم. اما دلم نیامد کتاب را زمین بگذارم، دوباره شروع کردم به خواندن بخشهایی از آن. با آنکه همه مباحث برایم آشنا بود، شیوه طرح بحث این فیلسوف اسپانیایی را پسندیدم.
🔅فرناندو سوتر، استاد فلسفه و اخلاق و فعال فرهنگی و اجتماعی صاحبنامی است. هدفش در این کتاب آشتی دادن نسل جوان و گریزان از تفکر و تفلسف به فلسفهورزی به معنای دقیق آن است. با این نگاه، وی اول نقدی متوجه پارهای کتابهای مقدماتی فلسفه میکند. این کتابها گویی راهنمای مسابقات دوچرخهسواری هستند که در آن شما لیستی از قهرمانان و جامهایی که بردهاند، میخوانید. حال آنکه هدفْ آموختن فلسفهورزی است. به همین سبب، ادامه میدهد: «آنچه من در پی آن هستم، یاد دادن دوچرخهسواری است» در نتیجه خواننده نیز باید با مربی خود رکاب بزند. این رکاب زدن به او تمرین اندیشیدن و بیان اندیشههای خود و گفتوگو کردن را خواهد آموخت و حاصلش آن است که در گفتوگو تنها تسلیم قوت استدلال شود، نه زور.
🔅با این نگاه به فلسفه، وی در 11 بخش مهمترین ایدههای فلسفی را تحلیل میکند، شیوه تامل کردن در اینگونه مسائل را تعلیم میدهد و اهمیت فلسفه را برای زندگی معاصر و جوامع مدرن بازگو میکند. فلسفه مباحث انتزاعی و دور از زندگی را دنبال نمیکند. به همین مسائلی که اطراف ما را گرفته است و از کنار آنها بیتوجه میگذریم میپردازد و اهمیت آنها را نشان میدهد. برای مثال، چرا ما به دیگران نیازمندیم؟ آیا بهتر نبود هر کسی در دنیای خودش باشد و کسی را با او کاری نباشد؟ کدام زندگی ارزشمند و شایسته زیستن است؟ چگونه میتوان در عمر کوتاه خود بهترین زندگی را برای خود فراهم آورد؟ آیا تقدیر ما به دست دیگران است یا این ما هستیم که آن را میسازیم؟
🔅اینها دغدغه همه کسانی است که دمی فراغت پیدا میکنند تا به خود و کار و بار خویش بنگرند. به نوشته سوتِر فلسفه مجموعهای از جزمیات یا تعلیم جزماندیشی نیست، بلکه «کار فلسفه تامل درباره فرهنگی است که در آن زندگی میکنیم و معنای عینی و ذهنیی که این فرهنگ میتواند برای ما داشته باشد». فلسفه نوعی فعالیت فکری و نظری است و فیلسوفان باید این را تعلیم دهند. آنها معلم هستند و مانند هر معلمی نیازمند دانش و مهارت کافی.
🔅سخنان آنها وحی منزل نیست، آنها دانای کل نیستند، تفاوتشان با دیگران در سماجت فکری، دقت نظری و روشمندی در تحلیل مسائل است. فلاسفه فاقد معرفت ذاتی درباره مسائل هستند، آنها با اطلاعاتی که به دست میآورند میتوانند آنها را خوب تحلیل کنند و برای مثال، اگر به موزهها نروند، رمان نخوانند و فیلم نبینند، نمیتوانند درباره زیباییشناسی صحبت کنند.
🔅با این همه، سوتر اشاره میکند که ژان فرانسوا رِوِل در مقاله معروف «فلاسفه به چه درد میخورند؟» به دامهای سر راه فلسفهورزان میپردازد و به آنها هشدار میدهد. مهمترین اشکالی که به فلاسفه گرفته میشود، زبان بیش از حد فنی و دشواریاب آنها است.
🔅بخشی از این ایرادها بجا است. برای برخی مدعیان، فلسفه نقابی است برای تمایز و تشخص و گاه پنهان کردن ناتوانی خویش. گاه نیز فلسفه از نظر این کسان نوعی دانش اشرافی و مستلزم نوعی نهانروشی است که با روح فلسفه فاصلهها دارد.
🔅فیلسوف واقعی کسی است که میتواند مسائل پیچیده فلسفی را به زبانی همگانی بیان کند، درست کاری که سقراط و افلاطون میکردند. به همین دلیل تعهد حرفهای حکم میکند بتوانیم بحثهای فیلسوفانه خود را- نه فقط به زبان فنی- که به زبان سادهتری بیان کنیم.
🔅کمترین فایده فلاسفه آن است که به دیگران آموزش میدهند چگونه به جای استفاده از مشت و لگد، از منطق و زبان استفاده کنند، و چسان به جای منطق زور، زور منطق را به کارگیرند. در جامعهای که فرهنگ گفتوگو، وفاق، تعامل و همکنشی در آن بیرمق است، این کاری خُرد نیست.
روزنامه اعتماد، چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۹
@hassan_eslami
🌾 @Sedanet
✍️ سید حسن اسلامی اردکانی
🔅در پی مطلبی درباره «دیدن» بودم. سالها قبل خوانده بودمش. یادم آمد که در کتاب پرسشهای زندگی نوشته فرناندو سوتِر (ترجمه عباس مخبر، تهران، طرح نو، 1384، 340ص) آن را دیدهام. کتاب را بعد از سالها برداشتم و سریع مطلبم را یافتم. اما دلم نیامد کتاب را زمین بگذارم، دوباره شروع کردم به خواندن بخشهایی از آن. با آنکه همه مباحث برایم آشنا بود، شیوه طرح بحث این فیلسوف اسپانیایی را پسندیدم.
🔅فرناندو سوتر، استاد فلسفه و اخلاق و فعال فرهنگی و اجتماعی صاحبنامی است. هدفش در این کتاب آشتی دادن نسل جوان و گریزان از تفکر و تفلسف به فلسفهورزی به معنای دقیق آن است. با این نگاه، وی اول نقدی متوجه پارهای کتابهای مقدماتی فلسفه میکند. این کتابها گویی راهنمای مسابقات دوچرخهسواری هستند که در آن شما لیستی از قهرمانان و جامهایی که بردهاند، میخوانید. حال آنکه هدفْ آموختن فلسفهورزی است. به همین سبب، ادامه میدهد: «آنچه من در پی آن هستم، یاد دادن دوچرخهسواری است» در نتیجه خواننده نیز باید با مربی خود رکاب بزند. این رکاب زدن به او تمرین اندیشیدن و بیان اندیشههای خود و گفتوگو کردن را خواهد آموخت و حاصلش آن است که در گفتوگو تنها تسلیم قوت استدلال شود، نه زور.
🔅با این نگاه به فلسفه، وی در 11 بخش مهمترین ایدههای فلسفی را تحلیل میکند، شیوه تامل کردن در اینگونه مسائل را تعلیم میدهد و اهمیت فلسفه را برای زندگی معاصر و جوامع مدرن بازگو میکند. فلسفه مباحث انتزاعی و دور از زندگی را دنبال نمیکند. به همین مسائلی که اطراف ما را گرفته است و از کنار آنها بیتوجه میگذریم میپردازد و اهمیت آنها را نشان میدهد. برای مثال، چرا ما به دیگران نیازمندیم؟ آیا بهتر نبود هر کسی در دنیای خودش باشد و کسی را با او کاری نباشد؟ کدام زندگی ارزشمند و شایسته زیستن است؟ چگونه میتوان در عمر کوتاه خود بهترین زندگی را برای خود فراهم آورد؟ آیا تقدیر ما به دست دیگران است یا این ما هستیم که آن را میسازیم؟
🔅اینها دغدغه همه کسانی است که دمی فراغت پیدا میکنند تا به خود و کار و بار خویش بنگرند. به نوشته سوتِر فلسفه مجموعهای از جزمیات یا تعلیم جزماندیشی نیست، بلکه «کار فلسفه تامل درباره فرهنگی است که در آن زندگی میکنیم و معنای عینی و ذهنیی که این فرهنگ میتواند برای ما داشته باشد». فلسفه نوعی فعالیت فکری و نظری است و فیلسوفان باید این را تعلیم دهند. آنها معلم هستند و مانند هر معلمی نیازمند دانش و مهارت کافی.
🔅سخنان آنها وحی منزل نیست، آنها دانای کل نیستند، تفاوتشان با دیگران در سماجت فکری، دقت نظری و روشمندی در تحلیل مسائل است. فلاسفه فاقد معرفت ذاتی درباره مسائل هستند، آنها با اطلاعاتی که به دست میآورند میتوانند آنها را خوب تحلیل کنند و برای مثال، اگر به موزهها نروند، رمان نخوانند و فیلم نبینند، نمیتوانند درباره زیباییشناسی صحبت کنند.
🔅با این همه، سوتر اشاره میکند که ژان فرانسوا رِوِل در مقاله معروف «فلاسفه به چه درد میخورند؟» به دامهای سر راه فلسفهورزان میپردازد و به آنها هشدار میدهد. مهمترین اشکالی که به فلاسفه گرفته میشود، زبان بیش از حد فنی و دشواریاب آنها است.
🔅بخشی از این ایرادها بجا است. برای برخی مدعیان، فلسفه نقابی است برای تمایز و تشخص و گاه پنهان کردن ناتوانی خویش. گاه نیز فلسفه از نظر این کسان نوعی دانش اشرافی و مستلزم نوعی نهانروشی است که با روح فلسفه فاصلهها دارد.
🔅فیلسوف واقعی کسی است که میتواند مسائل پیچیده فلسفی را به زبانی همگانی بیان کند، درست کاری که سقراط و افلاطون میکردند. به همین دلیل تعهد حرفهای حکم میکند بتوانیم بحثهای فیلسوفانه خود را- نه فقط به زبان فنی- که به زبان سادهتری بیان کنیم.
🔅کمترین فایده فلاسفه آن است که به دیگران آموزش میدهند چگونه به جای استفاده از مشت و لگد، از منطق و زبان استفاده کنند، و چسان به جای منطق زور، زور منطق را به کارگیرند. در جامعهای که فرهنگ گفتوگو، وفاق، تعامل و همکنشی در آن بیرمق است، این کاری خُرد نیست.
روزنامه اعتماد، چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۹
@hassan_eslami
🌾 @Sedanet
☘️ وبینار معرفی ۱۲ نظام سیاسی و شیوهی تحلیل آنها
👤 #جواد_حیدری
🔆 نشست زیر مدخل و مقدمهای برای ورود به سلسله جلساتی درباره فلسفه سیاسی و اقتصاد سیاسی است. این نشست با حضور آقای جواد حیدری، عضو هیئت علمی و پژوهشگر حوزه فلسفه سیاسی برگزار شد. در این جلسه آقای حیدری کوشیدند جغرافیای بحث و همچنین شیوه تحلیل نظامهای سیاسی را ارائه دهند. بدیهی است که ارائه تمام اطلاعات و ظرایف این نظریهها در یک جلسه ناممکن است و لذا آنچه مورد تاکید ایشان بود شیوه تحلیل نظریههای سیاسی است. اینکه با چه معیارهایی میتوان نظریههای سیاسی را تحلیل کرد؟ هر یک از نظریهها درباره شهروندی، عدالت، اجتماع، فرمانروایان و… چه دیدگاهی دارند؟ هر یک از نظریههای سیاسی چه بنیانهای فکری و فلسفیای در هستیشناسی و معرفتشناسی و انسانشناسی و جامعهشناسی دارند؟ پاسخ این پرسشها به ما کمک خواهند کرد از آشفتگی فکری در این زمینه فاصله بگیریم و تمایزهای نظریههای سیاسی روشنتر شود. در نشستهای آتی سعی خواهیم کرد مرور مفصلتری به این نظریات داشته باشیم.
🌐 دریافت متن، فیلم، صوت
🌾 @Sedanet
👤 #جواد_حیدری
🔆 نشست زیر مدخل و مقدمهای برای ورود به سلسله جلساتی درباره فلسفه سیاسی و اقتصاد سیاسی است. این نشست با حضور آقای جواد حیدری، عضو هیئت علمی و پژوهشگر حوزه فلسفه سیاسی برگزار شد. در این جلسه آقای حیدری کوشیدند جغرافیای بحث و همچنین شیوه تحلیل نظامهای سیاسی را ارائه دهند. بدیهی است که ارائه تمام اطلاعات و ظرایف این نظریهها در یک جلسه ناممکن است و لذا آنچه مورد تاکید ایشان بود شیوه تحلیل نظریههای سیاسی است. اینکه با چه معیارهایی میتوان نظریههای سیاسی را تحلیل کرد؟ هر یک از نظریهها درباره شهروندی، عدالت، اجتماع، فرمانروایان و… چه دیدگاهی دارند؟ هر یک از نظریههای سیاسی چه بنیانهای فکری و فلسفیای در هستیشناسی و معرفتشناسی و انسانشناسی و جامعهشناسی دارند؟ پاسخ این پرسشها به ما کمک خواهند کرد از آشفتگی فکری در این زمینه فاصله بگیریم و تمایزهای نظریههای سیاسی روشنتر شود. در نشستهای آتی سعی خواهیم کرد مرور مفصلتری به این نظریات داشته باشیم.
🌐 دریافت متن، فیلم، صوت
🌾 @Sedanet
صدانت
وبینار جواد حیدری با عنوان «معرفی ۱۲ نظام سیاسی و شیوهی تحلیل آنها» • صدانت
نشست زیر مدخل و مقدمهای برای ورود به سلسله جلساتی درباره فلسفه سیاسی و اقتصاد سیاسی است. این نشست با حضور آقای جواد حیدری...
☘️ دین و عقل عمومی
✍️ #حسین_هوشمند
🔆 تنش میان التزام دینی و تکالیف شهروندی، ماهیت و جریان دموکراسی مدرن را شکل داده است. دموکراسیهای مدرن با تکثر آموزههای جامع فلسفی، اخلاقی و دینی توصیف میشوند. این واقعیت، پرسش مهمی را طرح میکند: «چگونه میتوان در طول زمان، جامعهای عادلانه و پایدار و متشکل از شهروندان آزاد و برابر داشته باشیم که عمیقاً تحت تأثیر آموزههای دینی، فلسفی و اخلاقی معقول و متفاوتی قرار میگیرند؟
🔆 جان رالز در لیبرالیسم سیاسی «ایده عقل عمومی» را مطرح کرده که بر وفق آن شهروندان باید مباحث اساسی سیاسی خود را در چارچوب یک برداشت سیاسی از عدالت ارائه کنند که مبتنی بر ارزشهایی است که دیگران به طور معقول پذیرفتهاند. این ایده به این معنی است که شهروندان باید آماده باشند و بتوانند نشان دهند که دیدگاههای سیاسی آنها میتواند توسط «عقل عمومی» یعنی دلایل مشترک و همگانی حمایت شود؛ زیرا از این طریق است که شهروندان همکاری خود را نشان میدهند و قصدشان این نیست که دیگران را به پذیرش دلایلی مجبور کنند که آنها نمیتوانند به طور معقول تأیید کنند.
🔆 این امر ایجاب میکند تا آنها در حوزه سیاسی برای اهداف مدنی مشترک، از طرح اختلافات عمیق و فیصله ناپذیر متافیزیکی، معرفت شناختی، اخلاقی و دینی خود در باره حقیقت جهان، عقلانیت، خدا و ماهیت آدمی، اجتناب ورزند. آنها باید بکوشند تا مهمترین فضایل سیاسی و مدنی مانند مدارا و همکاری اجتماعی بر اساس احترام متقابل را در پرتو نظام اخلاقی ـ دینی خویش یا به منزله مؤلفه آن، مورد تصدیق قرار دهند.
🔆 رالز میگوید فلسفه سیاسی باید به دنبال زمینههای مشترک قابل دستیابی برای عموم شهروندان باشد. از آنجایی که در جوامع متکثر، همه شهروندان به نحو معقولی نمیتوانند یک آموزه جامع را به اشتراک بگذارند، ایده عقل عمومی رالز، یک وظیفه اخلاقی را ایجاد میکند که شهروندان باید در مرزها و محدوده آن زندگی کنند .این مقاله معطوف به تبیین نظریه رالز در باره مدعیات اساسی لیبرالیسم سیاسی بخصوص ایده عقل عمومی و نسبت آن با عمل متقابل است که پایه و اساس یک جامعه دموکراتیک شمرده میشود.
🔆 دکتر حسین هوشمند ابتدا این مقاله را در جلسهای در پژوهشکده اندیشه دینی معاصر ارائه کرد و متن مکتوب آن در دفتر دوم نواندیشی دینی منتشر شد.
🌐 متن کامل این مقاله
🌾 @Sedanet
@andishedinimoaser
✍️ #حسین_هوشمند
🔆 تنش میان التزام دینی و تکالیف شهروندی، ماهیت و جریان دموکراسی مدرن را شکل داده است. دموکراسیهای مدرن با تکثر آموزههای جامع فلسفی، اخلاقی و دینی توصیف میشوند. این واقعیت، پرسش مهمی را طرح میکند: «چگونه میتوان در طول زمان، جامعهای عادلانه و پایدار و متشکل از شهروندان آزاد و برابر داشته باشیم که عمیقاً تحت تأثیر آموزههای دینی، فلسفی و اخلاقی معقول و متفاوتی قرار میگیرند؟
🔆 جان رالز در لیبرالیسم سیاسی «ایده عقل عمومی» را مطرح کرده که بر وفق آن شهروندان باید مباحث اساسی سیاسی خود را در چارچوب یک برداشت سیاسی از عدالت ارائه کنند که مبتنی بر ارزشهایی است که دیگران به طور معقول پذیرفتهاند. این ایده به این معنی است که شهروندان باید آماده باشند و بتوانند نشان دهند که دیدگاههای سیاسی آنها میتواند توسط «عقل عمومی» یعنی دلایل مشترک و همگانی حمایت شود؛ زیرا از این طریق است که شهروندان همکاری خود را نشان میدهند و قصدشان این نیست که دیگران را به پذیرش دلایلی مجبور کنند که آنها نمیتوانند به طور معقول تأیید کنند.
🔆 این امر ایجاب میکند تا آنها در حوزه سیاسی برای اهداف مدنی مشترک، از طرح اختلافات عمیق و فیصله ناپذیر متافیزیکی، معرفت شناختی، اخلاقی و دینی خود در باره حقیقت جهان، عقلانیت، خدا و ماهیت آدمی، اجتناب ورزند. آنها باید بکوشند تا مهمترین فضایل سیاسی و مدنی مانند مدارا و همکاری اجتماعی بر اساس احترام متقابل را در پرتو نظام اخلاقی ـ دینی خویش یا به منزله مؤلفه آن، مورد تصدیق قرار دهند.
🔆 رالز میگوید فلسفه سیاسی باید به دنبال زمینههای مشترک قابل دستیابی برای عموم شهروندان باشد. از آنجایی که در جوامع متکثر، همه شهروندان به نحو معقولی نمیتوانند یک آموزه جامع را به اشتراک بگذارند، ایده عقل عمومی رالز، یک وظیفه اخلاقی را ایجاد میکند که شهروندان باید در مرزها و محدوده آن زندگی کنند .این مقاله معطوف به تبیین نظریه رالز در باره مدعیات اساسی لیبرالیسم سیاسی بخصوص ایده عقل عمومی و نسبت آن با عمل متقابل است که پایه و اساس یک جامعه دموکراتیک شمرده میشود.
🔆 دکتر حسین هوشمند ابتدا این مقاله را در جلسهای در پژوهشکده اندیشه دینی معاصر ارائه کرد و متن مکتوب آن در دفتر دوم نواندیشی دینی منتشر شد.
🌐 متن کامل این مقاله
🌾 @Sedanet
@andishedinimoaser
صدانت
مقاله حسین هوشمند با عنوان «دین و عقل عمومی» • صدانت
تنش میان التزام دینی و تکالیف شهروندی، ماهیت و جریان دموکراسی مدرن را شکل داده است. دموکراسیهای مدرن با تکثر آموزههای جامع فلسفی...
☘️ مسیری که فیرحی برای ایران هموار میکند
«با امید به بهبودی هرچه زودتر ایشان»
✍️ کانال تلگرامی نقد حال
🔆 برای فهم اهمیت پروژههای فکری فیرحی کافی است نیمنگاهی به مناقشات و مذاکرات قانونگذاری در مجلس شورای اسلامی، شورای نگهبان و بحثهای پیرامونی آن انداخت و سپس اندکی آن را با مذاکرات قانونگذاری در مجلس شورای ملی در دوران مشروطه سنجید؛ بیشک از این همه شباهت حیرت خواهیم کرد. انگار فاصلهٔ تاریخی بیش از صدسالهای در کار نباشد؛ هنوز در بر همان پاشنه میچرخد، مسئله یکی است و همان دوگانهها هستند که حلنشده همچنان به حیات خود ادامه میدهند.
🔆 فیرحی بهخوبی درک کرده است که چه کوتاهاندیشانه خواهد بود اگر مشکلات خود را صرفاً به سی چهل سال اخیر ارتباط دهیم در حالی که مسئله فراتر از اینهاست. تجربهٔ قانونگذاری در ایران امری پیچیده است و زمانی که بهدنبال شالودهٔ محکمی برای قانونگذاری هستیم، باید تبیین کنیم که دقیقاً از چه چیزی سخن میگوییم. در اندیشهٔ او مهمتر از طرح جدید، تلاشی صورت میگیرد برای کالبدشکافی طرح و سامانهٔ استدلالی قدیم زیرا اگر این سامانه خوب شناخته نشده باشد، طرح جدید نیز موفق نخواهد بود.
🔆 او معتقد است که نظریهپردازان موفق کاوشگران باریکبین نظریههای موجودند که از نارساییها و امکانات آنها راهی برای نظریهٔ جدید پیدا میکنند و خود نیز در همین مسیر گام بر میدارد.
🔆 در ادبیات فیرحی دین و دولت یک دوگانگی دائمی در ایران دارد. موضوع بر سر این نیست که یا دین باشد یا دولت بلکه بحث بر سر این روایت از دین و دولت یا آن روایت است. تلاش برای خروج از این دوگانه و تنظیم مجدد رابطهها در ایران تاریخ یکصدساله ای دارد که فیرحی در پروژههای فکری خود برخی وجوه ممکن و افتوخیزهای آن را کاوش میکند. او در پی پاسخ به این پرسشهاست که تجدد را چطور فهمیدهایم چطور ترجمه کردهایم و چطور با مخالفت کرده یا از آن دفاع کردهایم؟
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @naghdehaal
«با امید به بهبودی هرچه زودتر ایشان»
✍️ کانال تلگرامی نقد حال
🔆 برای فهم اهمیت پروژههای فکری فیرحی کافی است نیمنگاهی به مناقشات و مذاکرات قانونگذاری در مجلس شورای اسلامی، شورای نگهبان و بحثهای پیرامونی آن انداخت و سپس اندکی آن را با مذاکرات قانونگذاری در مجلس شورای ملی در دوران مشروطه سنجید؛ بیشک از این همه شباهت حیرت خواهیم کرد. انگار فاصلهٔ تاریخی بیش از صدسالهای در کار نباشد؛ هنوز در بر همان پاشنه میچرخد، مسئله یکی است و همان دوگانهها هستند که حلنشده همچنان به حیات خود ادامه میدهند.
🔆 فیرحی بهخوبی درک کرده است که چه کوتاهاندیشانه خواهد بود اگر مشکلات خود را صرفاً به سی چهل سال اخیر ارتباط دهیم در حالی که مسئله فراتر از اینهاست. تجربهٔ قانونگذاری در ایران امری پیچیده است و زمانی که بهدنبال شالودهٔ محکمی برای قانونگذاری هستیم، باید تبیین کنیم که دقیقاً از چه چیزی سخن میگوییم. در اندیشهٔ او مهمتر از طرح جدید، تلاشی صورت میگیرد برای کالبدشکافی طرح و سامانهٔ استدلالی قدیم زیرا اگر این سامانه خوب شناخته نشده باشد، طرح جدید نیز موفق نخواهد بود.
🔆 او معتقد است که نظریهپردازان موفق کاوشگران باریکبین نظریههای موجودند که از نارساییها و امکانات آنها راهی برای نظریهٔ جدید پیدا میکنند و خود نیز در همین مسیر گام بر میدارد.
🔆 در ادبیات فیرحی دین و دولت یک دوگانگی دائمی در ایران دارد. موضوع بر سر این نیست که یا دین باشد یا دولت بلکه بحث بر سر این روایت از دین و دولت یا آن روایت است. تلاش برای خروج از این دوگانه و تنظیم مجدد رابطهها در ایران تاریخ یکصدساله ای دارد که فیرحی در پروژههای فکری خود برخی وجوه ممکن و افتوخیزهای آن را کاوش میکند. او در پی پاسخ به این پرسشهاست که تجدد را چطور فهمیدهایم چطور ترجمه کردهایم و چطور با مخالفت کرده یا از آن دفاع کردهایم؟
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @naghdehaal
صدانت
مسیری که فیرحی برای ایران هموار میکند • صدانت
به نظر میآید که فیرحی گره اصلی کنونی ایران را به درستی دریافته است و برای گشودنش پله به پله پروژههای فکری خود را یکی پس از دیگری تعریف ...
Forwarded from صدانت تیوی
🎥 ریشههای فلسفی نظریههای جامعهشناسی
👥 در گفتگوی #حسین_محمودی و #نظام_بهرامی_کمیل
پنج شنبه، ۱۵ آبان ۱۳۹۹
مشاهده در یوتیوب
مشاهده در آپارات
برگزارشده در اینستاگرام صدانت
@DrHosseinMahmoudi
🌾 @Sedanettv
👥 در گفتگوی #حسین_محمودی و #نظام_بهرامی_کمیل
پنج شنبه، ۱۵ آبان ۱۳۹۹
مشاهده در یوتیوب
مشاهده در آپارات
برگزارشده در اینستاگرام صدانت
@DrHosseinMahmoudi
🌾 @Sedanettv
YouTube
ریشههای فلسفی نظریههای جامعهشناسی
ریشههای فلسفی نظریههای جامعهشناسی
در گفتگوی حسین محمودی و نظام بهرامی کمیل
پنج شنبه، ۱۵ آبان ۱۳۹۹
Thursday, November 5, 2020
https://www.instagram.com/3danet/
در گفتگوی حسین محمودی و نظام بهرامی کمیل
پنج شنبه، ۱۵ آبان ۱۳۹۹
Thursday, November 5, 2020
https://www.instagram.com/3danet/
⚫️ از شمار دو چشم یک تن کم، وز شمار خرد هزاران بیش...
با اندوه، تأسف و تأثر فراوان، درگذشت روحانی وارسته و اندیشمند روشنفکر و روشناندیش، استاد دکتر داود فیرحی را به جامعه علمی و عموم دوستداران و علاقمندان به زلال فکر و جاری قلمش تسلیت عرض میکنیم.
سایت فرهنگی صدانت
با اندوه، تأسف و تأثر فراوان، درگذشت روحانی وارسته و اندیشمند روشنفکر و روشناندیش، استاد دکتر داود فیرحی را به جامعه علمی و عموم دوستداران و علاقمندان به زلال فکر و جاری قلمش تسلیت عرض میکنیم.
سایت فرهنگی صدانت
◼️ شمشیر و قلم: به یاد دکتر داوود فیرحی
✍️ سید حسن اسلامی اردکانی
دینآنلاین، ۲۱ آبان ۱۳۹۹
🔆 چهارشنبه بود. بیست و یکم خرداد ماه امسال، یعنی درست پنج ماه پیش. ساعت 11 شب دکتر فیرحی زنگ زد که بیداری؟ گفتم بله. گفت: «میای، به ما سری بزنی؟» همسایه بغلی ما بود. از وقتی رفته بود تهران، گاه گاه سری میزد و شبی میماند و اگر فرصتی دست میداد، گپی با هم میزدیم. من هم سریع رفتم. دو تن دیگر از دوستان و همکاران دانشگاهی آنجا بودند. تا ساعت 12:20 دقیقه ماندم و گپ زدیم. از هر دری سخن گفتیم. از ورزش، گیاهخواری، کارهای قلمی در جریان، تا اقدام یکی از دوستان معمم به خلع لباس خودخواسته خویش! لابلای سخن هر گاه فرصتی دست میداد، سر به سرم میگذاشت و سخنانی بر ضد گیاهخواری میگفت تا مرا به چالش بکشد و آخرش هم میگفت فقط خواستم کمی شوخی کنم. صدایش آرام و چهرهاش معمولاً خندان بود. هر گاه همدیگر را میدیدیم یک خاطره قدیمی را، که من یکی از قهرمانانش! بودم، تکرار میکرد و برای دوستانش باز میگفت. آن شب نیز برای آخرین بار این ماجرا را بازگو کرد. زمانی که مرحوم فیرحی مقیم قم بود، گاهی دعوتش میکردم و با هم میرفتیم کوه و همزمان لذت کوهنوردی و گفتگوی علمی را تجربه میکردیم. به نحوی من دعوتکننده و میزبان او بودم در کوه. روزی در جایی جلسهای بود. بعد از جلسه کسی آمد و گفت: «شما آقای اسلامی هستید؟» گفتم: «بله». گفت: « همان آقای اسلامی که با آقای فیرحی کوه میروید؟» من پاسخ دادم: «نه. من آن آقای اسلامی هستم که آقای فیرحی با او کوه میرود.» اول مکثی کرد و متوجه تفاوت این دو تعبیر نشد و بعد هم خندید. پس از مدتی مرحوم فیرحی را دیدم و به شوخی داستان را نقل کردم و گفتم جوری داستان را برای دیگران بازگو کردهاید که انگار شما لیدر هستید و مرا با خود به کوه میبرید! کمی خندیدیم و ماجرا تمام شد. بعد از آن هر گاه جایی بودیم این داستان را تعریف میکرد و البته با گذر زمان در آن تغییراتی میداد تا جایی که طبق روایتهای تازه، من بر اثر شنیدن این خبر خشمگین شدم و... خلاصه این داستان نمک غالب دیدارها و گفتگوهای ما بود. آن شب آخرین دیدار و گفتگوی ما بود و این داستان دوباره گفته شد.
🔆امروز که این خبر را شنیدم، به اولین دیدارها و گفتگوهایمان فکر کردم. دهه هفتاد بود که او را، که هنوز دانشجوی دکتری بود، دیدم و درباره رسالهاش پرسیدم. گفت که با الهام از فوکو بحث نسبت دانش، قدرت و مشروعیت را در جهان اسلام دنبال میکند. همان که بعدها به وسیله نشر نی بارها بازچاپ شد. من هم شعری از بُحُتری، شاعر عرب خواندم که یک مصراع آن مناسب بحث بود: «و عاده السیف أن یستخدم القلما؛ این عادت شمشیر است که که قلم را به خدمت خود گیرد.» این گفتگو سرآغاز دوستی بلندی شد که همواره با صمیمیت و احترام همراه بود. هر بار همدیگر را میدیدیم پس از خوش و بش رایج و یکی دو لطیفه و داستان مانند آنچه نقل کردم، بحث به شیوه زیست دانشگاهی و نقش استادان در ترویج و تعمیق علم میکشید. من از مسائل اخلاق پژوهش میگفتم و او از ساختارهایی که چنین فضایی را فراهم یا تولید میکنند. همواره این بحثها مفید و آموزنده بود و هرگز این حس که وقتی تلف شده است یا فرصتی تباه شده به ذهنمان نمیآید و حس میکردیم «حاصل عمر آن دم است، باقی ایام رفت». همواره ایدهای در ذهنش در حال شکل گرفتن، یا اندیشهای در حال زاده شدن بود. با آنکه گاه درگیر مباحث سیاسی-اجتماعی حادی میشد، خونسردی و آرامش او و گاه ابهام گفتارش برایم جالب بود. پویندگی و زایندگی علمی او در میان همکاران، ارزنده و کممانند بود. هنوز سخت است باور کنم که هرگز نخواهمش دید. گرچه دریغ میخورم که رفته است، همچنان باور دارم که خاطرش از لوح ضمیر من و علاقهمندان به تفکر و اندیشهورزی پاک نخواهد شد.
@Feirahi
@dinonline
@hassan_eslami
🌾 @Sedanet
✍️ سید حسن اسلامی اردکانی
دینآنلاین، ۲۱ آبان ۱۳۹۹
🔆 چهارشنبه بود. بیست و یکم خرداد ماه امسال، یعنی درست پنج ماه پیش. ساعت 11 شب دکتر فیرحی زنگ زد که بیداری؟ گفتم بله. گفت: «میای، به ما سری بزنی؟» همسایه بغلی ما بود. از وقتی رفته بود تهران، گاه گاه سری میزد و شبی میماند و اگر فرصتی دست میداد، گپی با هم میزدیم. من هم سریع رفتم. دو تن دیگر از دوستان و همکاران دانشگاهی آنجا بودند. تا ساعت 12:20 دقیقه ماندم و گپ زدیم. از هر دری سخن گفتیم. از ورزش، گیاهخواری، کارهای قلمی در جریان، تا اقدام یکی از دوستان معمم به خلع لباس خودخواسته خویش! لابلای سخن هر گاه فرصتی دست میداد، سر به سرم میگذاشت و سخنانی بر ضد گیاهخواری میگفت تا مرا به چالش بکشد و آخرش هم میگفت فقط خواستم کمی شوخی کنم. صدایش آرام و چهرهاش معمولاً خندان بود. هر گاه همدیگر را میدیدیم یک خاطره قدیمی را، که من یکی از قهرمانانش! بودم، تکرار میکرد و برای دوستانش باز میگفت. آن شب نیز برای آخرین بار این ماجرا را بازگو کرد. زمانی که مرحوم فیرحی مقیم قم بود، گاهی دعوتش میکردم و با هم میرفتیم کوه و همزمان لذت کوهنوردی و گفتگوی علمی را تجربه میکردیم. به نحوی من دعوتکننده و میزبان او بودم در کوه. روزی در جایی جلسهای بود. بعد از جلسه کسی آمد و گفت: «شما آقای اسلامی هستید؟» گفتم: «بله». گفت: « همان آقای اسلامی که با آقای فیرحی کوه میروید؟» من پاسخ دادم: «نه. من آن آقای اسلامی هستم که آقای فیرحی با او کوه میرود.» اول مکثی کرد و متوجه تفاوت این دو تعبیر نشد و بعد هم خندید. پس از مدتی مرحوم فیرحی را دیدم و به شوخی داستان را نقل کردم و گفتم جوری داستان را برای دیگران بازگو کردهاید که انگار شما لیدر هستید و مرا با خود به کوه میبرید! کمی خندیدیم و ماجرا تمام شد. بعد از آن هر گاه جایی بودیم این داستان را تعریف میکرد و البته با گذر زمان در آن تغییراتی میداد تا جایی که طبق روایتهای تازه، من بر اثر شنیدن این خبر خشمگین شدم و... خلاصه این داستان نمک غالب دیدارها و گفتگوهای ما بود. آن شب آخرین دیدار و گفتگوی ما بود و این داستان دوباره گفته شد.
🔆امروز که این خبر را شنیدم، به اولین دیدارها و گفتگوهایمان فکر کردم. دهه هفتاد بود که او را، که هنوز دانشجوی دکتری بود، دیدم و درباره رسالهاش پرسیدم. گفت که با الهام از فوکو بحث نسبت دانش، قدرت و مشروعیت را در جهان اسلام دنبال میکند. همان که بعدها به وسیله نشر نی بارها بازچاپ شد. من هم شعری از بُحُتری، شاعر عرب خواندم که یک مصراع آن مناسب بحث بود: «و عاده السیف أن یستخدم القلما؛ این عادت شمشیر است که که قلم را به خدمت خود گیرد.» این گفتگو سرآغاز دوستی بلندی شد که همواره با صمیمیت و احترام همراه بود. هر بار همدیگر را میدیدیم پس از خوش و بش رایج و یکی دو لطیفه و داستان مانند آنچه نقل کردم، بحث به شیوه زیست دانشگاهی و نقش استادان در ترویج و تعمیق علم میکشید. من از مسائل اخلاق پژوهش میگفتم و او از ساختارهایی که چنین فضایی را فراهم یا تولید میکنند. همواره این بحثها مفید و آموزنده بود و هرگز این حس که وقتی تلف شده است یا فرصتی تباه شده به ذهنمان نمیآید و حس میکردیم «حاصل عمر آن دم است، باقی ایام رفت». همواره ایدهای در ذهنش در حال شکل گرفتن، یا اندیشهای در حال زاده شدن بود. با آنکه گاه درگیر مباحث سیاسی-اجتماعی حادی میشد، خونسردی و آرامش او و گاه ابهام گفتارش برایم جالب بود. پویندگی و زایندگی علمی او در میان همکاران، ارزنده و کممانند بود. هنوز سخت است باور کنم که هرگز نخواهمش دید. گرچه دریغ میخورم که رفته است، همچنان باور دارم که خاطرش از لوح ضمیر من و علاقهمندان به تفکر و اندیشهورزی پاک نخواهد شد.
@Feirahi
@dinonline
@hassan_eslami
🌾 @Sedanet
☘️ وبینار از کاپیتالیسم تا لیبرتارینیسم
👤 #شهرام_اتفاق
🔆 کاپیتالیسم نامی بود که مارکس بر روی نظام تازه متولد شده پسافئودالی گذاشت. مارکس معتقد بود که تنها صاحبان سرمایه از این نظام بهره مند میشوند و بقیه مردم که همه به طبقه کارگر مبدل خواهند شد، روز به روز فقیرتر و بی نوا تر میشوند. بنابراین احتمالا دلیل مارکس برای این نامگذاری این بود.
🔆 مارکس تعاریف بسیار دقیقی از کاپیتالیسم ارایه کرده بود و در هیچ کجا از مداخله دولت در اقتصاد سخن نگفته بود. چرا که باور داشت که سازوکار استثمار را بطن مناسبات تولید کشف کرده است. بنابراین جایی که مارکس از نرخ ارزش اضافی و درجه استثمار، نرخ نزولی سود و سرمایه دار صنعتی و مالی صحبت میکرد، دولت در آرای مارکس عمدتا نقش محافظت از مالکیت خصوصی و پاسبانی از نظام کاپیتالیستی را بازی میکرد.
🔆 مارکس و انگلس تأکید داشتند که بعد از انقلاب سوسیالیستی، دولت طبقه کارگر مالکیت خصوصی را لغو خواهد کرد و خود به خود زوال خواهد یافت.
🔆 اما مارکس نقش قدرت سیاسی و دولت را چه در دوره کاپیتالیسم و چه در دوران سوسیالیسم و کمونیسم کم اهمیت پنداشته بود. آنچنانکه به توصیف بسیاری از صاحب نظران و از جمله آنتونی گیدنز، تجربه سوسیالیسم و کاپیتالیسم در قرن بیستم و بیست و یکم نشان داد که استفاده از ابزار سلطه و قدرت سیاسی میتواند فراتر از تصور مارکس به استثمار بیانجامد.
🔆 در کشورهای سوسیالیستی وقتی عده ای سوار بر اسب قدرت سیاسی و دولت شدند، دیگر از اسب پیاده نشدند و درکشورهای به اصطلاح کاپیتالیستی هم دولت ها روز به روز فربه تر و مداخلهگر شدند.
🔆 امروز منتقدان واژه کاپیتالیسم، منتقد چیزهایی هستند که واقعا ربطی به کاپیتالیسم یا نظام سرمایه داری یا نظام بازار آزاد ندارد و عمدتا عواقب ناشی از مداخله دولتهاست.
🔆 اما ظاهراً مشکلات ناشی از دولت، موضوعی محدود به دوران کاپیتالیسم نیست و عدهای از متفکران و صاحب نظران همیشه در تلاش برای کوچک کردن محدوده نقش آفرینی دولت یا حذف آن به طور کلی بوده اند. به طوری که گفته میشود که لائو تسه یا لائو تزو در حوالی قرن ششم قبل از میلاد مسیح، احتمالا یکی از پیشکسوتان آنارشیسم محسوب میشود که موافق دولت کمینه بوده.
🔆 واژه anarkhia در یونان باستان به معنی تقریبی «بدون حاکم» تعبیر می شده است که سپس در پیوند با ایسم، تبدیل به آنارشیسم شده است.
🔆 از آنجا که دولت مهمترین جزء مورد بحث آنارشیست هاست، نخست به سراغ تعریف دولت می رویم و سپس تفکیک و طبقه بندی آنارشیست ها را بر اساس مجموعه ای از مفاهیم بنیادین پی میجوییم …
🔰 این وبینار ۱۹ آبان ۱۳۹۹ به همت موسسه فرهنگی صدانت برگزار شد.
🌐 دریافت فیلم وبینار و منابع
@BoomrangInstitute
🌾 @Sedanet
👤 #شهرام_اتفاق
🔆 کاپیتالیسم نامی بود که مارکس بر روی نظام تازه متولد شده پسافئودالی گذاشت. مارکس معتقد بود که تنها صاحبان سرمایه از این نظام بهره مند میشوند و بقیه مردم که همه به طبقه کارگر مبدل خواهند شد، روز به روز فقیرتر و بی نوا تر میشوند. بنابراین احتمالا دلیل مارکس برای این نامگذاری این بود.
🔆 مارکس تعاریف بسیار دقیقی از کاپیتالیسم ارایه کرده بود و در هیچ کجا از مداخله دولت در اقتصاد سخن نگفته بود. چرا که باور داشت که سازوکار استثمار را بطن مناسبات تولید کشف کرده است. بنابراین جایی که مارکس از نرخ ارزش اضافی و درجه استثمار، نرخ نزولی سود و سرمایه دار صنعتی و مالی صحبت میکرد، دولت در آرای مارکس عمدتا نقش محافظت از مالکیت خصوصی و پاسبانی از نظام کاپیتالیستی را بازی میکرد.
🔆 مارکس و انگلس تأکید داشتند که بعد از انقلاب سوسیالیستی، دولت طبقه کارگر مالکیت خصوصی را لغو خواهد کرد و خود به خود زوال خواهد یافت.
🔆 اما مارکس نقش قدرت سیاسی و دولت را چه در دوره کاپیتالیسم و چه در دوران سوسیالیسم و کمونیسم کم اهمیت پنداشته بود. آنچنانکه به توصیف بسیاری از صاحب نظران و از جمله آنتونی گیدنز، تجربه سوسیالیسم و کاپیتالیسم در قرن بیستم و بیست و یکم نشان داد که استفاده از ابزار سلطه و قدرت سیاسی میتواند فراتر از تصور مارکس به استثمار بیانجامد.
🔆 در کشورهای سوسیالیستی وقتی عده ای سوار بر اسب قدرت سیاسی و دولت شدند، دیگر از اسب پیاده نشدند و درکشورهای به اصطلاح کاپیتالیستی هم دولت ها روز به روز فربه تر و مداخلهگر شدند.
🔆 امروز منتقدان واژه کاپیتالیسم، منتقد چیزهایی هستند که واقعا ربطی به کاپیتالیسم یا نظام سرمایه داری یا نظام بازار آزاد ندارد و عمدتا عواقب ناشی از مداخله دولتهاست.
🔆 اما ظاهراً مشکلات ناشی از دولت، موضوعی محدود به دوران کاپیتالیسم نیست و عدهای از متفکران و صاحب نظران همیشه در تلاش برای کوچک کردن محدوده نقش آفرینی دولت یا حذف آن به طور کلی بوده اند. به طوری که گفته میشود که لائو تسه یا لائو تزو در حوالی قرن ششم قبل از میلاد مسیح، احتمالا یکی از پیشکسوتان آنارشیسم محسوب میشود که موافق دولت کمینه بوده.
🔆 واژه anarkhia در یونان باستان به معنی تقریبی «بدون حاکم» تعبیر می شده است که سپس در پیوند با ایسم، تبدیل به آنارشیسم شده است.
🔆 از آنجا که دولت مهمترین جزء مورد بحث آنارشیست هاست، نخست به سراغ تعریف دولت می رویم و سپس تفکیک و طبقه بندی آنارشیست ها را بر اساس مجموعه ای از مفاهیم بنیادین پی میجوییم …
🔰 این وبینار ۱۹ آبان ۱۳۹۹ به همت موسسه فرهنگی صدانت برگزار شد.
🌐 دریافت فیلم وبینار و منابع
@BoomrangInstitute
🌾 @Sedanet
صدانت
وبینار شهرام اتفاق با عنوان «از کاپیتالیسم تا لیبرتارینیسم» • صدانت
کاپیتالیسم نامی بود که مارکس بر روی نظام تازه متولد شده پسافئودالی گذاشت. مارکس معتقد بود که تنها صاحبان سرمایه از این نظام بهره مند...
🎥 فمینیسم و زیستجهان ما
👥 در گفتگوی نیلوفر بیگدلو با آرش نراقی
🌟 مشاهده در اینستاگرام صدانت
☘️ اشارهای به زمینهها و سوابق بحث:
آرش نراقی -شهریور ۹۹- در نوشتاری با نام «درباره زنانی که شریک نظام مردسالارند» به فمینیسم رایج ایرانی و برخی از فعالان حقوق زنان و نیز به فروغ فرخزاد که چهرهی محبوب این جریانهاست نقدهایی وارد میکند که منجر به واکنشهای زیادی میشود.
شیرین کریمی در نوشتاری با عنوان «چهگونه بیزاری از فمینیسم را نهادینه میکنند؟» و حسن محدثی در نوشتاری با عنوان «این زنان مسالهدار ناشناس خطرناک!» دیدگاه آرش نراقی را نقد میکنند.
از دیگر سو، علیرضا موثق در نوشتاری سعی میکند ایراداتی به نقدهای شیرین کریمی وارد کند. جالب آن که سایه اقتصادینیا چند سال قبل از این ماجرا یادداشتی انتقادی که همسو با آرای آرش نراقی است درباره برخی از فعالان حقوق زنان و فروغ فرخزاد نوشته بود.
برای درک بهتر نظرات آرش نراقی درباره این مسائل، میتوانید به سخنرانی «اسلام و چالشهای فمینیستی» و مقالات «ملاحظاتی اخلاقی درباره خیانت در روابط زناشویی» و «تجاوز جنسی یا هتک کرامت جسمانی» مراجعه کنید.
🌾 @Sedanet
🌾 @arash_naraghi
👥 در گفتگوی نیلوفر بیگدلو با آرش نراقی
🌟 مشاهده در اینستاگرام صدانت
☘️ اشارهای به زمینهها و سوابق بحث:
آرش نراقی -شهریور ۹۹- در نوشتاری با نام «درباره زنانی که شریک نظام مردسالارند» به فمینیسم رایج ایرانی و برخی از فعالان حقوق زنان و نیز به فروغ فرخزاد که چهرهی محبوب این جریانهاست نقدهایی وارد میکند که منجر به واکنشهای زیادی میشود.
شیرین کریمی در نوشتاری با عنوان «چهگونه بیزاری از فمینیسم را نهادینه میکنند؟» و حسن محدثی در نوشتاری با عنوان «این زنان مسالهدار ناشناس خطرناک!» دیدگاه آرش نراقی را نقد میکنند.
از دیگر سو، علیرضا موثق در نوشتاری سعی میکند ایراداتی به نقدهای شیرین کریمی وارد کند. جالب آن که سایه اقتصادینیا چند سال قبل از این ماجرا یادداشتی انتقادی که همسو با آرای آرش نراقی است درباره برخی از فعالان حقوق زنان و فروغ فرخزاد نوشته بود.
برای درک بهتر نظرات آرش نراقی درباره این مسائل، میتوانید به سخنرانی «اسلام و چالشهای فمینیستی» و مقالات «ملاحظاتی اخلاقی درباره خیانت در روابط زناشویی» و «تجاوز جنسی یا هتک کرامت جسمانی» مراجعه کنید.
🌾 @Sedanet
🌾 @arash_naraghi
🎥 فمینیسم و زیستجهان ما (1)
👥 در گفتگوی #نیلوفر_بیگدلو با #آرش_نراقی
۲۳ آبان ۱۳۹۹
🌟 مشاهده در یوتیوب
🌟 مشاهده در اینستاگرام صدانت
🌟 مشاهده در اینستاگرام آرش نراقی
🌟 دریافت فایل صوتی
به همت موسسه فرهنگی صدانت
🌱 زمینهها و سوابق بحث
🌾 @Sedanet
🌾 @Arash_naraghi
👥 در گفتگوی #نیلوفر_بیگدلو با #آرش_نراقی
۲۳ آبان ۱۳۹۹
🌟 مشاهده در یوتیوب
🌟 مشاهده در اینستاگرام صدانت
🌟 مشاهده در اینستاگرام آرش نراقی
🌟 دریافت فایل صوتی
به همت موسسه فرهنگی صدانت
🌱 زمینهها و سوابق بحث
🌾 @Sedanet
🌾 @Arash_naraghi
YouTube
فمینیسم و زیستجهان ما در گفتگوی صدانت با آرش نراقی (1)
فمینیسم و زیست جهانما
در گفتگوی نیلوفر بیگدلو با آرش نراقی
جمعه، ۲۳ آبان ۱۳۹۹
Friday, November 13, 2020
http://instagram.com/3danet
http://instagram.com/arashnaraghi_official
00:00 مقدمه
02:41 نراقی: فمنیسم چیست
08:45 نقد شناختی
11:31 نراقی: فمنیسم…
در گفتگوی نیلوفر بیگدلو با آرش نراقی
جمعه، ۲۳ آبان ۱۳۹۹
Friday, November 13, 2020
http://instagram.com/3danet
http://instagram.com/arashnaraghi_official
00:00 مقدمه
02:41 نراقی: فمنیسم چیست
08:45 نقد شناختی
11:31 نراقی: فمنیسم…
🗞 «الهیات دوبنی؛ مباحث الهیاتی» ۱
✍️ محمد قطبی
در ۱۲ مقاله نخست (روی #محمد_قطبی کلیک کنید) ، طی سه فصل، به احیای بعد اجتماعی-سیاسی دین در جریان نواندیشی دینی در سه ساحت جهانبینی (توحید وجود)، سلوک عرفانی ( عرفان اجتماعی) و الاهیات ( الهیات رهاییبخش تعاونی)، به بازخوانی میراث نواندیشان متقدم پرداخته شد. سپس با تاکید برآنکه نواندیشان متقدم بر وجوه اجتماعی دین تاکید بیشتر داشتند و نواندیشان متاخر بر وجوه فردی دین، برای رویکرد متوازن در امر دینی، در تلاش برای ترکیب دو رویکرد وجودی-فردگرا (الهیات لیبرال نواندیشان متاخر) و رویکرد وجودی جمعگرا (الهیات سوسیال نواندیشان متقدم)، سنتزی به نام الهیات دوبنی معرفی شد. در مجموعه نوشتار جدید و آخرین مجموعه نوشتار این دفتر《درآمدی بر الهیات دوبنی》در نوشتار نخست به مدل دینشناسانه این الهیات و در نوشتار دوم به نیایشگری در این الهیات پرداخته شد. در این نوشتار به دیدگاه الهیات دوبنی درباره تشبیه و تنزیه، گونههای مختلف خداباوری و پدیده تنوع ادیان پرداخته خواهد شد.
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
✍️ محمد قطبی
در ۱۲ مقاله نخست (روی #محمد_قطبی کلیک کنید) ، طی سه فصل، به احیای بعد اجتماعی-سیاسی دین در جریان نواندیشی دینی در سه ساحت جهانبینی (توحید وجود)، سلوک عرفانی ( عرفان اجتماعی) و الاهیات ( الهیات رهاییبخش تعاونی)، به بازخوانی میراث نواندیشان متقدم پرداخته شد. سپس با تاکید برآنکه نواندیشان متقدم بر وجوه اجتماعی دین تاکید بیشتر داشتند و نواندیشان متاخر بر وجوه فردی دین، برای رویکرد متوازن در امر دینی، در تلاش برای ترکیب دو رویکرد وجودی-فردگرا (الهیات لیبرال نواندیشان متاخر) و رویکرد وجودی جمعگرا (الهیات سوسیال نواندیشان متقدم)، سنتزی به نام الهیات دوبنی معرفی شد. در مجموعه نوشتار جدید و آخرین مجموعه نوشتار این دفتر《درآمدی بر الهیات دوبنی》در نوشتار نخست به مدل دینشناسانه این الهیات و در نوشتار دوم به نیایشگری در این الهیات پرداخته شد. در این نوشتار به دیدگاه الهیات دوبنی درباره تشبیه و تنزیه، گونههای مختلف خداباوری و پدیده تنوع ادیان پرداخته خواهد شد.
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
صدانت
نوشتار محمد قطبی با عنوان «الهیات دوبنی؛ مباحث الهیاتی» ۱ • صدانت
در ۱۲ مقاله نخست، طی سه فصل، به احیای بعد اجتماعی-سیاسی دین در جریان نواندیشی دینی در سه ساحت جهانبینی (توحید وجود)...
☘️ ما را چه به نبردهای اجدادمان؟!
مالک حسینی: نشریۀ Documento در آتن (۷ نوامبر۲۰۲۰)، در واکنش به کسانی که دوهزار و پانصدمین سالگرد پیروزی یونانیان بر ایرانیان را در نبردهای ترموپیل و سالامیس جشن گرفتهاند، مجموعهمطالبی را منتشر کرده است، از جمله یادداشتی کوتاه از من؛ این یادداشت به آلمانی نوشته شده و سپس به یونانی ترجمه شده است. انتشار تقریباً همزمان ترجمۀ فارسی این یادداشت کوتاه را بیمناسبت ندیدم...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
مالک حسینی: نشریۀ Documento در آتن (۷ نوامبر۲۰۲۰)، در واکنش به کسانی که دوهزار و پانصدمین سالگرد پیروزی یونانیان بر ایرانیان را در نبردهای ترموپیل و سالامیس جشن گرفتهاند، مجموعهمطالبی را منتشر کرده است، از جمله یادداشتی کوتاه از من؛ این یادداشت به آلمانی نوشته شده و سپس به یونانی ترجمه شده است. انتشار تقریباً همزمان ترجمۀ فارسی این یادداشت کوتاه را بیمناسبت ندیدم...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
صدانت
نوشتار مالک حسینی با عنوان «ما را چه به نبردهای اجدادمان؟!» • صدانت
نشریۀ Documento در آتن، در واکنش به کسانی که دوهزار و پانصدمین سالگرد پیروزی یونانیان بر ایرانیان را در نبردهای ترموپیل و سالامیس ...
اسلایدها و صوت درسگفتارهای سید حسن حسینی با عنوان «مقولات ویژه در فلسفه دین، خداباوری و تکامل داروینی» تا جلسه ۶ اضافه شد:
https://3danet.ir/philosophy-of-religion-hosseini/
فایل PDF کتاب معرفی شده در وبینار جواد حیدری با عنوان «معرفی ۱۲ نظام سیاسی و شیوهی تحلیل آنها» اضافه شد:
https://3danet.ir/political-theories/
https://3danet.ir/philosophy-of-religion-hosseini/
فایل PDF کتاب معرفی شده در وبینار جواد حیدری با عنوان «معرفی ۱۲ نظام سیاسی و شیوهی تحلیل آنها» اضافه شد:
https://3danet.ir/political-theories/
☘️ سلسله نشستهایی با پروفسور #مایکل_روس ، فیلسوف برجستۀ علم به میزبانی #معصومه_شاهگردی مترجم و مولف در زمینۀ فلسفه
🔹جلسۀ سوم: استعاره و لفظ در کتاب مقدس. نظریۀ طراح هوشمند در امریکا
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
@biologicalphilosophy
🔹جلسۀ سوم: استعاره و لفظ در کتاب مقدس. نظریۀ طراح هوشمند در امریکا
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
@biologicalphilosophy
صدانت
سلسله نشستهایی با پروفسور مایکل روس؛ جلسۀ سوم: استعاره و لفظ در کتاب مقدس. نظریۀ طراح هوشمند در امریکا • صدانت
نظریۀ طراح هوشمند چیزی است که من، یا ما، در انگلیسی کلک میگوییم، یا حقّه. متنفرم که این را بگویم واژۀ انگلیسی آن است...
🍁 ریختشناسی لیبرالیسم سیاسی
👤 #عارف_عبادی
🔆عارف عبادی فارغالتحصیل دکتری رشته نظریه سیاسی از دانشگاه ناتینگهام و پستدکتری از دانشگاه کمبریج انگلستان، در این نشست پیرامون لیبرالیسم سیاسی و با تأکید بر لیبرالیسم انگلیسی سخن میگوید.
🔆به نظر میرسد هفت مولفه ایدئولوژی لیبرالیسم عبارتند از: آزادی، عقلانیت، فردیت، پیشرفت، اجتماعی بودن، منافع عمومی و حکومت محدود و پاسخگو. این مولفهها را در ایدئولوژی لیبرالیسم در طول این چند قرن میتوان دید که البته اینها ایدهآل تایپ لیبرالیسم نیستند و بلکه در هر دوره با توجه به شرایط اجتماعی و فکری، عناصر و مولفههایی کم یا زیاد میشوند. این تغییرات اگرچه تدریجی هستند اما در نهایت ممکن است مفهومی کاملاً متفاوت از مفهوم اولیه خود باشد؛ همچنین از سوی دیگر عناصر مورد تأکید در نزد هر یک از متفکران ممکن است متفاوت باشد. علاوه بر اینها لازم به ذکر است که خود این عناصر میتوانند معانی متفاوتی داشته باشند. همه اینها به ما نشان میدهند که ما با یک لیبرالیسم دارای یک معنای ثابت مواجه نیستیم بلکه با لیبرالیسمها (به صورت جمع) روبرو هستیم که در خلال زمان دچار تحول شده است.
🔆برای نشان دادن این تحول و سیالیت میتوان لایههای لیبرالیسم در هر دوره را نشان داد:
قرن هفدهم: حکومت محدود
قرن هجدهم: تعامل آزاد اقتصادی
قرن نوزدهم: لیبرالیسم به عنوان نظریهای در باب پیشرفت
اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم: لیبرالیسم و دولت رفاه
قرن بیستم: کثرتگرایی لیبرال
🌐 متن، فیلم و صوت
🌾 @Sedanet
👤 #عارف_عبادی
🔆عارف عبادی فارغالتحصیل دکتری رشته نظریه سیاسی از دانشگاه ناتینگهام و پستدکتری از دانشگاه کمبریج انگلستان، در این نشست پیرامون لیبرالیسم سیاسی و با تأکید بر لیبرالیسم انگلیسی سخن میگوید.
🔆به نظر میرسد هفت مولفه ایدئولوژی لیبرالیسم عبارتند از: آزادی، عقلانیت، فردیت، پیشرفت، اجتماعی بودن، منافع عمومی و حکومت محدود و پاسخگو. این مولفهها را در ایدئولوژی لیبرالیسم در طول این چند قرن میتوان دید که البته اینها ایدهآل تایپ لیبرالیسم نیستند و بلکه در هر دوره با توجه به شرایط اجتماعی و فکری، عناصر و مولفههایی کم یا زیاد میشوند. این تغییرات اگرچه تدریجی هستند اما در نهایت ممکن است مفهومی کاملاً متفاوت از مفهوم اولیه خود باشد؛ همچنین از سوی دیگر عناصر مورد تأکید در نزد هر یک از متفکران ممکن است متفاوت باشد. علاوه بر اینها لازم به ذکر است که خود این عناصر میتوانند معانی متفاوتی داشته باشند. همه اینها به ما نشان میدهند که ما با یک لیبرالیسم دارای یک معنای ثابت مواجه نیستیم بلکه با لیبرالیسمها (به صورت جمع) روبرو هستیم که در خلال زمان دچار تحول شده است.
🔆برای نشان دادن این تحول و سیالیت میتوان لایههای لیبرالیسم در هر دوره را نشان داد:
قرن هفدهم: حکومت محدود
قرن هجدهم: تعامل آزاد اقتصادی
قرن نوزدهم: لیبرالیسم به عنوان نظریهای در باب پیشرفت
اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم: لیبرالیسم و دولت رفاه
قرن بیستم: کثرتگرایی لیبرال
🌐 متن، فیلم و صوت
🌾 @Sedanet
صدانت
وبینار «ریختشناسی لیبرالیسم سیاسی» عارف عبادی • صدانت
عارف عبادی فارغالتحصیل دکتری رشته نظریه سیاسی از دانشگاه ناتینگهام و پستدکتری از دانشگاه کمبریج انگلستان، پیرامون لیبرالیسم سیاسی ...
🍁 داود فیرحی؛ در کشاکش فقه سیاسی و تجدد
✍️ سید علی محمودی
🔅داود فیرحی (۱۳۹۹-۱۳۴۳) استاد برجستۀ دانشگاه تهران و از عالمان دینی از میان ما رفت؛ رفتنی که آتش در دلها نهاد و اندوهها افزود. او رهروی نیکسرشت، پارسا، خردمند و جستجوگر بود. دوستی که مهربانی صفت ممتاز او بود. سیزدهم آبان دوستی خبر بیماری او را داد. دقایقی بعد پیامی برایش فرستادم: «دوست قدیم و صمیم» و آرزو کردم به زودی رفع کسالت شود و «تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد…» و «همواره تندرست و پویا باشید.» روزها در صبر و انتظار و امید گذشت تا بامداد بیستویکم آبان ماه که خبر رسید او از قفسِ تن پر گشود و راهیِ سرای جاوید شد. فیرحی که بود، چگونه زیست، چه کرد و چه مسیری را پیمود؟
۱) در شخصیت فیرحی، جاذبهای، اخگری و شعلهای بود که بیریا و سخاوتمندانه بر دوست، آشنا و غریبه میتابید و به جانها خرمی و گرمی میبخشید. او در کلام، رفتار و معاشرت، بیپیرایه بود، بیتکلف بود، مهربان بود و امیدوار بود. تجسم طهارتِ روحی را میتوانستی در نگاه و سیمای او ببینی. آمیزهای از نجابت، صداقت و فروتنی بود. گویی دعای او به استجابت رسیده بود که: «اللَّهُمَّ طَهِّرْنِی وَ طَهِّرْلِی قَلْبِی…» در دنیای پلشتِ زدوبندها، نان به نرخ روز خوردنها، دوروییها، سودجوییها و فرصتطلبیها، او تلاشگری بیادعا و یک لاقبا بود که بیاعتنا به عجوزۀ سهسر و هزار دامادِ زر و زور و تزویر، راه خود میرفت و کار خود میکرد؛ کاری مسئولانه که در طرحهای درسی و پژوهشی او سامان یافته است.
۲) فیرحی پژوهشگر سرچشمهها بود. دین اسلام را با تمرکز به تاریخ صدر اسلام میکاوید و میپژوهید. دوران پیامبر، امام علی و امام حسین از منظر اجتماعی و سیاسی در کانون اسلامپژوهی و مطالعات تاریخی او، نوری به زوایای تاریک پارهای از تحولات سیاسی صدر اسلام افکند. این روشنگری بسیار دقیق، سنجیده و آموزنده بود. فیرحی در تاریخ ایران نیز بیشتر به صدر مشروطه نظر داشت؛ یعنی دورانی که ایران گام در جهان مدرن نهاد. او در پژوهشهای خود، اسناد و مدارک تاریخی این دوران را مبنا قرار داد و هوشمندانه از فراز دستهبندیهای سیاستزده و حبوبغضهای این و آن عبور کرد.
🔅فیرحی به شهادت آثارش دریافته بود که دو جریان اصلی جنبش مشروطه خواهی یعنی «مشروطه» و «مشروعه»، هر یک از کجا آغاز کردهاند و به کجا میروند. برای او آزادی، عدالت و حکومت قانون، سه بنیان اساسی بود. از اینرو با دیدگاههای فضلالله نوری همفکر و همدل نبود. او در میان عالمان دینی، جریان اصیل، مترقی و پیشرو جنبش مشروطهخواهی را بیشتر در اندیشههای محمد کاظم خراسانی و محمدحسین غروی نائینی جستجو میکرد. تعلق خاطر او به نائینی بهویژه در کتاب آستانۀ تجدّد؛ در شرح تنبیهالامه و تنزیهالمله(۱۳۹۴) مشاهده میشود. این دو جریان، پس از مشروطه در تاریخ ایران تداوم یافت تا به انقلاب ایران رسید. هنوز دو گرایش مشروطه و مشروعه با نامهایی دیگر در ایران معاصر تداوم دارد، با این تأکید که گرایش فکری فضلالله نوری در دورانی که با انقلاب در ایران آغاز شد، شکل نهادینه به خود گرفت. بنابراین، فیرحی که با اندیشههای مشروطهخواهیِ عالمان دینی همراهی داشت، کوشید منطق و بروندادهای این اندیشهها را در پژوهشهای خویش بررسی کند و در کتابها، مقالهها و گفتارهای خود بازتاب دهد.
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @mashghenowofficial
✍️ سید علی محمودی
🔅داود فیرحی (۱۳۹۹-۱۳۴۳) استاد برجستۀ دانشگاه تهران و از عالمان دینی از میان ما رفت؛ رفتنی که آتش در دلها نهاد و اندوهها افزود. او رهروی نیکسرشت، پارسا، خردمند و جستجوگر بود. دوستی که مهربانی صفت ممتاز او بود. سیزدهم آبان دوستی خبر بیماری او را داد. دقایقی بعد پیامی برایش فرستادم: «دوست قدیم و صمیم» و آرزو کردم به زودی رفع کسالت شود و «تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد…» و «همواره تندرست و پویا باشید.» روزها در صبر و انتظار و امید گذشت تا بامداد بیستویکم آبان ماه که خبر رسید او از قفسِ تن پر گشود و راهیِ سرای جاوید شد. فیرحی که بود، چگونه زیست، چه کرد و چه مسیری را پیمود؟
۱) در شخصیت فیرحی، جاذبهای، اخگری و شعلهای بود که بیریا و سخاوتمندانه بر دوست، آشنا و غریبه میتابید و به جانها خرمی و گرمی میبخشید. او در کلام، رفتار و معاشرت، بیپیرایه بود، بیتکلف بود، مهربان بود و امیدوار بود. تجسم طهارتِ روحی را میتوانستی در نگاه و سیمای او ببینی. آمیزهای از نجابت، صداقت و فروتنی بود. گویی دعای او به استجابت رسیده بود که: «اللَّهُمَّ طَهِّرْنِی وَ طَهِّرْلِی قَلْبِی…» در دنیای پلشتِ زدوبندها، نان به نرخ روز خوردنها، دوروییها، سودجوییها و فرصتطلبیها، او تلاشگری بیادعا و یک لاقبا بود که بیاعتنا به عجوزۀ سهسر و هزار دامادِ زر و زور و تزویر، راه خود میرفت و کار خود میکرد؛ کاری مسئولانه که در طرحهای درسی و پژوهشی او سامان یافته است.
۲) فیرحی پژوهشگر سرچشمهها بود. دین اسلام را با تمرکز به تاریخ صدر اسلام میکاوید و میپژوهید. دوران پیامبر، امام علی و امام حسین از منظر اجتماعی و سیاسی در کانون اسلامپژوهی و مطالعات تاریخی او، نوری به زوایای تاریک پارهای از تحولات سیاسی صدر اسلام افکند. این روشنگری بسیار دقیق، سنجیده و آموزنده بود. فیرحی در تاریخ ایران نیز بیشتر به صدر مشروطه نظر داشت؛ یعنی دورانی که ایران گام در جهان مدرن نهاد. او در پژوهشهای خود، اسناد و مدارک تاریخی این دوران را مبنا قرار داد و هوشمندانه از فراز دستهبندیهای سیاستزده و حبوبغضهای این و آن عبور کرد.
🔅فیرحی به شهادت آثارش دریافته بود که دو جریان اصلی جنبش مشروطه خواهی یعنی «مشروطه» و «مشروعه»، هر یک از کجا آغاز کردهاند و به کجا میروند. برای او آزادی، عدالت و حکومت قانون، سه بنیان اساسی بود. از اینرو با دیدگاههای فضلالله نوری همفکر و همدل نبود. او در میان عالمان دینی، جریان اصیل، مترقی و پیشرو جنبش مشروطهخواهی را بیشتر در اندیشههای محمد کاظم خراسانی و محمدحسین غروی نائینی جستجو میکرد. تعلق خاطر او به نائینی بهویژه در کتاب آستانۀ تجدّد؛ در شرح تنبیهالامه و تنزیهالمله(۱۳۹۴) مشاهده میشود. این دو جریان، پس از مشروطه در تاریخ ایران تداوم یافت تا به انقلاب ایران رسید. هنوز دو گرایش مشروطه و مشروعه با نامهایی دیگر در ایران معاصر تداوم دارد، با این تأکید که گرایش فکری فضلالله نوری در دورانی که با انقلاب در ایران آغاز شد، شکل نهادینه به خود گرفت. بنابراین، فیرحی که با اندیشههای مشروطهخواهیِ عالمان دینی همراهی داشت، کوشید منطق و بروندادهای این اندیشهها را در پژوهشهای خویش بررسی کند و در کتابها، مقالهها و گفتارهای خود بازتاب دهد.
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @mashghenowofficial
صدانت
نوشتار سید علی محمودی با عنوان «داود فیرحی؛ در کشاکش فقه سیاسی و تجدد» • صدانت
فقه سیاسی در کانون تأملات داود فیرحی قرار داشت. چنین بود که به تعبیر سهراب سپهری، او «قطار سیاست» را مینگریست که «چه خالی» میرود...