وبسایت فرهنگی صدانت
21.5K subscribers
784 photos
361 videos
75 files
2.48K links
صدانت؛ صدای اندیشه

آدرس وبسایت:
3danet.net

اینستاگرام صدانت:
instagram.com/3danet

کانال رسمی صدانت:
@Sedanet

صدانت تی‌وی:
@Sedanettv

بایگانی صدانت:
@sedanet1

آگاهی از نشست‌های فرهنگی:
@News_sedanet
Download Telegram
❄️ سامان‌بخشی خواجه و بی‌سامانی ما
🔸به‌مناسبت پنجم اسفند، روزبزرگداشت خواجه نصیرالدین طوسی

✍️ #میلاد_نوری

🔅 اندیشۀ فلسفی تلاش برای درکِ نظم عقلانی امور و تبیینِ تمامیت موجودات بر بُنیانِ معقول آن‌هاست. با چنین اندیشه‌ای، آدمی به عالمی عقلانی بدل می‌شود که بازتابی از جهان عینی است؛ اما او جدای از جهان نیست و واقعیت را از بیرون نظاره نمی‌کند، بلکه خودش در جهان حضور دارد و با آن عجین و قرین است؛ پس او خودش عقلانیت جهان است. بنابراین، نه‌تنها سامان‌فهم، بلکه همچنین سامان‌بخش است. وقتی خواجه‌نصیرالدین طوسی، خورشاه اسماعیلی را ترغیب کرد تا تسلیم هلاکو شود، چه در سر داشت؟ خواجه جامع علوم روزگار خود و عالَمی عقلانی بود؛ اما تفکر او نه صرفا نظامی انتزاعی از گزاره‌ها، بلکه عقلانیتی سامان‌بخش بود. نفوذ عقلِ عینیت‌یافته او چنان بود که پس از سقوط اسماعیلیان، قدرت کور و ویرانگر هلاکو را تدبیر کند تا از این‌طریق بر تشویش روزگار پایان دهد.

🔅عقلانیت خواجه‌نصیر، صرفا تفسیرگر جهان نبود، بلکه خودآگاهی ژرفی بود که می‌کوشید جهان را تغییر دهد و با این تغییر، تشویش و ظلم روزگار را به نظم و وحدت درآورد. تفکر سامان‌بخش او حتی در مواجهه با اندیشه‌های کلامی و عرفانی نیز کارآمد بود، چنانکه ابعاد غیرعقلانی و رمزآلود آن‌ها را با وضوح و تمایزِ تبیین‌های عقلی جایگزین نماید؛ اندیشه‌هایی که هرگاه بر عقل پیشی جسته‌اند موجب بی‌سامانی و تشویش گشته‌اند. اینک ما، در بی‌سامانی تمدنی به‌سر می‌بریم که از توسعه‌نیافتگی رنج می‌برد. «توسعه‌نیافتگی، ازهم‌گسیختگی ساختارهایی است که از عقلانیت و خودآگاهی تُهی‌اند». نهادهایی که هر‌یک بی‌تفاوت از کلیت تمدن راه می‌پویند، در گسست نامیمون‌شان از تمامیت ساختار، بر ظلم، دروغ، تبعیض، اختلاف طبقاتی و ملالت مردمان دامن می‌زنند. در این تمدن توسعه‌نیافته، تعمیق هیجان‌آلود نگرش‌هایی که عقلانیت را تضعیف می‌کنند و نادیده می‌گیرند، بیش از پیش بر رنج و درد می‌افزاید. ما میراث‌داران خواجۀ سامان‌بخشیم، اما بی‌سامانی‌مان را علاج نمی‌کنیم. «مغول» لشکری در تاریخ نیست، بلکه «بی‌سامانی» و «بی‌عقلی» است.

🌾 @Sedanet
🌾 @Andisheh_Aknun
🎥 لیبرالیسم اخلاقی در گفتگوی صدانت با حسین دباغ
اینستاگرام صدانت | شنبه، ۲ اسفند ۱۳۹۹

🔅امید قائم‌پناه: #حسین_دباغ دانش‌آموخته فلسفه اخلاق از دانشگاه ردینگ و آکسفورد است؛ او معتقد است لیبرالیسم کلاسیک با تئوری اخلاقی فایده‌گرایی پیوند خورده است بالاخص آنجا که پای آزادی‌های اقتصادی به میان می آید؛ تئوری‌ فایده گرایی به نظر او ایراداتی دارد و جای آن دارد که مفاهیمی مثل حقوق یا عدالت به آن تزریق شود. این ایرادات از قضا بر گونه‌هایی از لیبرالیسم هم وارد می آید.

🔅در ادامه نشان می‌دهد که در طول تاریخ افرادی بوده‌اند به طور تاریخی یا ساختاری علیه‌شان ظلم شده مثل سیاه‌پوستان یا زنان یا سایر اقلیت‌ها. و همچنین از سوی دیگر افرادی هم هستند که با محرومیت‌های اجتماعی (مثل فقر و محیط اجتماعی خاص) و طبیعی (مثل معلولیت، ضریب‌هوشی و…) مواجه بوده‌اند؛ این‌ها را هم نمی‌توان مثل سایرین دید و باید اولویت‌هایی برای آن‌ها قائل شد. اگر بخواهیم در قالب یک تمثیل بگوییم، مثل آن است که عده‌ای وارد یک مسابقه دو شده‌اند اما خط شروع آن‌ها برای رقابت مساوی نیست، در این رقابت برخی چندین متر جلوتر هستند و برخی بسیار عقب‌تر. این رقابت زمانی عادلانه خواهد بود که همگی از یک نقطه آغاز کنند.

🔅اگر این دو نظریه (ناعدالتی‌ها و ظلم‌های تاریخی و محرومیت‌های اجتماعی و طبیعی افراد) را بپذیریم به نظر می‌رسد که دولت هم وظیفه پیدا می‌کند که توجه ویژه‌ای به این‌ها داشته باشد و با مداخله خود کمی این شرایط را متعادل‌تر کند.

🔅پس از آن نیز من (امید قائم‌پناه) کوشش کردم خودم را جای مخالفین قرار دهم و پرسش‌ها و نقدهایی را مطرح کنم که به مباحثی دامن زد و ایشان هم با حوصله به پرسش‌های من پاسخ دادند. از جمله مسائلی که مطرح شد می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

– روایی یا ناروایی اخلاقی مالیات

– آیا شایستگی و استحقاق افراد نادیده گرفته نمی‌شود؟

– مسئله شخصی بودن مجازات و این‌که آیا روا است افرادی که در ظلم‌های تاریخی نقشی نداشتند جور آن‌ها را بکشند؟

– لیست بلند بالایی از محرومیت‌های اجتماعی و طبیعی و نابرابری‌های تاریخی وجود دارد که همه افراد می‌توانند در زندگی خود به برخی از آنان اشاره کنند و به نوعی می‌توان گفت تقریباً همه افراد در طول زندگی با شرایط خاصی مواجه بوده‌اند و لذا تعیین این‌که چه کسی استحقاق توجه ویژه دارد دشوار است.

– چگونه می‌توان تعیین کرد چه میزانی از زندگی فرد محصول محرومیت‌های اجتماعی و طبیعی است و چه میزانی محصول انتخاب‌های آزادانه آن فرد؟

– آیا اساساً برابری ممکن است؟

– مناقشه در پیوند لیبرالیسم کلاسیک با تئوری فایده‌گرایی و اشاره به پیوند لیبرالیسم با حقوق مالکیت و حقوقی که از آن ناشی می‌شوند.

🌐 دریافت فیلم و صوت این گفتگو

🌾 @Sedanet
🌾 @Hossein_dabbagh
❄️ سیره زریاب و تاریخ شهیدی
✍️ #امیر_مازیار

🔅از بحثهای نیکویی که طرح مساله‌ی «دین و قدرت» برانگیخته است توجه به سیره‌نگاری پیامبر و تاریخ صدر اسلام است. متاسفانه اسلام‌پژوهی ما، هم در شکل سنتی آن و هم در جریان‌های نواندیشانه، توجهی جدی به تاریخ صدر اسلام نداشته‌ است با اینکه این مسأله برای هر نوع تفکرِ معاصر در باب اسلام یا بازاندیشی در آن اهمیتی کانونی دارد. از جمله نشانه‌های گویای این عدم توجه جدی به تاریخ‌نگاری، طرحِ گاه‌به‌گاهِ نام دو کتاب «سیره‌ی رسول‌الله» نوشته‌ی عباس زریاب خویی و کتاب «تاریخ تحلیلی اسلام» نوشته‌ی سید جعفر شهیدی در این مباحث در مقام پژوهش‌های معتبر (و مدرن!) تاریخی‌ است.

🔅زریاب و شهیدی قطعاً از مفاخر فرهنگی قرن اخیر جامعه‌ی ما بوده‌اند؛ اما به نظر می‌رسد در جامعه ما «تجلیل» و «نقد» در تقابل با هم قرار گرفته‌اند. با آنکه تجلیل واقعی اهل فکر و آثارشان باید در ارزیابی و مواجهه جدی و البته عالمانه و منصفانه با تک‌تک آثار آن‌ها صورت بگیرد، اما عدم توجه نقادانه به یک اندیشه به این معناست که یا در آن اندیشه طرح قابل تأملی مندرج نیست، یا آنکه جامعه‌ی علمی توان نقد و ارزیابی آن را ندارد. حاصل تجلیل‌های غیرنقادانه هم بت‌سازی از افراد و آثار است که مانع تفکر و پژوهش جدی است....

🌐 مطالعه متن کامل

🌾 @Sedanet
❄️ برنامه تلویزیونی طبیعت ۳۶۰ درجه

🔅برنامه زنده طبیعت ۳۶۰ درجه با دعوت از کارشناسان و مسئولان می‌کوشد، مسائل مبتلا به محیط زیست ایران را با نگاهی موشکافانه و دقیق بررسی کند. در برنامه طبیعت ۳۶۰ درجه پرونده‌های مختلف در حوزه محیط زیست انسانی مورد بررسی قرار می‌گیرد. در برنامه طبیعت ۳۶۰ درجه نشان می‌دهد که هر کسی که به هر دلیلی در تخریب یا ایجاد مشکل در طبیعت است باید پاسخگوی عملکرد خود نیز باشد، همچنین افرادی که در تلاش برای حفاظت از محیط زیست هم هستند در این شبکه به تصویر کشیده می‌شوند. برنامه طبیعت ۳۶۰ درجه در بخش: با محیط‌بانان با حامیان محیط‌ زیست همراه می‌شود و هر بار زندگی شخصی و حرفه‌ای یک محیط‌ بان را به تصویر می‌کشد. طبیعت ۳۶۰ درجه از تازه‌ترین رخدادهای محیط‌ زیست هم می‌گوید. اجرای برنامه طبیعت ۳۶۰ درجه را پرهام دیباج به‌ عهده دارد که تهیه‌کننده برنامه هم است، او از مستندسازان شناخته شده در حوزه محیط‌ زیست است و ساخت مستندهای متنوعی با موضوع محیط‌ زیست را در کارنامه دارد؛ همین تجربه چندساله او در این حوزه باعث شده تا برنامه طبیعت ۳۶۰ درجه شامل بخش‌های متنوعی برای بینندگان باشد. برنامه طبیعت ۳۶۰ درجه روزهای دوشنبه ساعت ۲۳:۳۰ از شبکه دو پخش می‌شود.

🔖 آتش سوزی
۲۰ دی ۱۳۹۹

🔖 چرایی افزایش خطرات جانی برای محیط‌بانان و جنگل‌بانان
۴ بهمن ۱۳۹۹

🔖 طاعون نشخوارکنندگان کوچک بلای جان حیات وحش
۱۱ بهمن ۱۳۹۹

🔖 بررسی آلودگی هوا و سهم آن در انتشار ویروس کرونا
۱۸ بهمن ۱۳۹۹

🔖 حفاظت از جنگل‌های هیرکانی
۲۵ بهمن ۱۳۹۹

🔖 زراعت چوب، حفاظت از جنگل‌ها و تالاب‌ها و کنوانسیون رامسر
۲ اسفند ۱۳۹۹

🌐 دریافت فیلم ۶ برنامه تا کنون

🌾 @Sedanet
❄️ اقتصاد اسلامی
👥 در گفتگوی سید محمدجواد علوی بروجردی و عبدالحسین خسروپناه

🔅سید محمدجواد علوی بروجردی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگویی مطالبی پیرامون اقتصاد اسلامی مطرح کرده بود که واکنش‌هایی در حوزه علمیه داشت که از جمله‌ی آن عبدالحسین خسروپناه از اساتید حوزه علمیه قم بود که سخنان ایشان را رد و از وی درخواست گفتگو و مناظره علمی نموده بود که در چند روز اخیر این گفتگوی علمی بین این دو استاد حوزه برگزار گردید...

🌐 مشاهده و دریافت فیلم و صوت

🌾 @Sedanet
❄️ مقالات آروین صداقت کیش با عنوان «جستار خُرد در بِه‌کَرد نقد موسیقیِ ما»

🔅چه راه‌هایی برای بهتر شدن پیش روی نقد موسیقی ما است؟ پاسخ به این سوال به ظاهر ساده نیازمند بررسی دقیق وضعیت معاصر نقد موسیقی و نیز شناخت بعضی از گره‌ها و دشواری‌های پیشِ روی نقد موسیقی در ایران است. از همین رو در سال ۱۳۹۴ در یک رساله با عنوان «جستار خُرد در بِه‌کَرد نقد موسیقیِ ما» (در چهار گفتار) به این موضوع پرداخته و پیشنهادهایی مطرح شده است که برخی از آنها در همین بازه‌ی پنج ساله‌ی پس از چاپ رساله محقق شده و برخی دیگر نیز همچنان منتظر تحقق مانده‌اند. مطالعه‌ی این جستار که از طریق پیوند‌های زیر در دسترس است ما را به دنیای تحلیلی از وضعیت موجود می‌برد و در نهایت شمایی از سرزمین هنوز نیامده‌ی نوعی نقد موسیقی ترسیم می‌کند که «بهتر» خوانده شده است.

🌐 دریافت فایل PDF مقالات

🌾 @Sedanet
❄️ هشتمین شماره از فصلنامه‌ی اثيكا
به همت خانه اخلاق‌پژوهان جوان

🔅 در حوزهٔ اخلاق به زبان انگلیسی، دریای بی‌انتهایی از کتب ارزشمند یافت می‌شود که آشنایی با این کتاب‌ها به پژوهشگران حوزهٔ اخلاق فارسی کمک می‌کند تا با توجه به منابع غنی اسلامی، به بومی‌سازی مباحث اخلاق بپردازند. اثیکا عنوان فصلنامهٔ کتاب‌شناخت ما در مجموعهٔ خانهٔ اخلاق‌پژوهان جوان است که در آن فهرست کتب تازه‌نشر به زبان انگلیسی در حوزۀ اخلاق و فلسفۀ اخلاق را در اختیار علاقه‌مندان قرار می‌دهیم. ارائهٔ فهرست کتاب‌های تازه‌نشر علاوه بر آن‌که نشان‌دهندهٔ ذائقهٔ مطالعاتی فلسفهٔ اخلاق در خارج از زبان فارسی است، می‌تواند راهنمای خوبی برای دانشجویان و علاقه‌مندان به رشته‌های فلسفه، فلسفهٔ اخلاق و سایر حوزه‌های مطالعاتی مربوط، برای پژوهش در موضوعات مختلف باشد.

🌐 دریافت PDF این شماره (به زبان انگلیسی)

🌾 @Sedanet
🌾 @EthicsHouse
❄️ مدخل دین و حیوانات دانشنامه‌ی حقوق و رفاه حیوانات
✍️ اندرو لینزی

مترجمان:
زینب بنی‌اسد (دکتری ادیان و عرفان)
علی بنی‌اسد (پژوهشگر مستقل)

🔅دین به سه طریقِ بنیادین بر فهم ما از روابط انسان و حیوان اثر می‌گذار­­د. نخست، سهمی است که دین در ادراکِ ما دارد. مردم گاهی به بصیرت دینی اشاره می‌کنند و منظورشان نگرش‌هایی است که عمیقاً ریشه در سنت‌های دینی‌مان دارد و می‌تواند چشم‌اندازمان را غنی‌تر کند. چگونگی نگرش ما به دنیا مرهون گستره‌ای از عوامل است، و دین یکی از آن‌هاست.

🔅این ادراک‌های دینی کدام‌اند؟ وقتی رابطه‌ی حیوان و انسان مطرح می‌شود، این ادراکات هم مثبت‌اند و هم منفی. بخشِ منفی‌اش برمی‌گردد به اینکه برخی ادیان گرایش دارند قدرتِ انسان بر حیوانات را بزرگ بشمارند و برقراری ارتباطی دوستانه با آنان را نادیده بگیرند. شاید شدیدترینِ این دست گرایش‌ها را بتوان در نوشته‌های توماس آکویناس یافت، که دوستی با حیوانات را ناممکن می‌دید چون موجوداتی عقلانی نیستد. آکویناس از آنجایی که برقراری دوستی را منحصر به موجوات عقلانی می‌پنداشت، حیوانات را از «دوستی با بشر در حیات عقلانی» ناتوان می‌شمرد (Summa theologiae, Part 1, Question 65.3). این پافشاریِ مُصرانه بر عقلانیت—که، در سنت‌های دینیِ غربی، حیوانات سهمی از آن ندارند—به طرق گوناگون غالباً منجر به چنین ادراکی از آن‌ها می‌شد: عاری از ذهن یا روح جاودانه و ناتوان از برقراری ارتباط با خدا.

🔅این مطلب ترجمه‌‌‌ی مدخل دین و حیوانات به قلم اندرو لینزی است که در دانشنامه‌ی حقوق و رفاه حیوانات به چاپ رسیده است. اندرو لینزی، رئیس مرکز اخلاقیات حیوان‌نگرِ آکسفورد، همکار افتخاری پژوهشی در مرکز سنت‌استفانِ دانشگاه آکسفورد، و عضو دانشکده‌ی الاهیات این دانشگاه است. او استاد مدعو الهیات حیوان‌نگرِ دانشگاه وینچستر، و استاد اخلاقیات حیوان‌نگرِ در بنیاد فارغ‌التحصیلان الهیات در هند هم هست. وی نویسنده یا سرویراستار بیش از بیست کتاب در حوزه‌ی حیوانات است که شامل الهیات حیوان‌نگر (۱۹۹۴)، چرا رنج حیوانات مهم است؟ (۲۰۰۹)، راهنمای جهانی برای حفاظت از حیوانات (۲۰۱۳) می‌شود. وی در سال ۲۰۰۱ از اسقف اعظم کانتربری جایزه‌ی Divinity Degree را در قدردانی از آثار پیشگامانه‌ی سترگ و بی‌همتای محققانه‌اش در حوزه‌ی الهیاتِ خلقت با نظری ویژه بر حقوق و رفاه مخلوقات حسمندِ خداوند دریافت کرد. این عالی‌ترین نشانی‌ست که اسقف اعظم می‌تواند به یک الهی‌دان اعطا کند...

🌐 متن کامل ترجمه‌ی مدخل + دانلود کتاب

🌾 @Sedanet
❄️ مواجه‌ی روشنفکران ایرانی با دین و تصوف در بوته‌ی نقد
✍️ #زهیر_باقری_نوع‌پرست

🔅از جمله رسالت‌هایی که روشنفکران ایرانی برای خود تعریف کرده‌اند کمک به مردمان جاهلی است که باورهای غلط و خرافی دارند. ازاین‌رو، روشنفکران ایرانی اغلب در نقش منجی ظاهر شده و سعی کرده‌اند برای اکثریت نادان جامعه همچون چوپان باشند. در سال‌های اخیر، نقدهای بسیاری به روشنفکران ایرانی وارد شده است. عمده‌ترین نقدها متوجه روشنفکران مارکسیست بوده است. این نقدها بیشتر سویه‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی دارند. این روشنفکران متهم هستند که نه مارکسیسم را درست فهمیده‌اند، نه جامعهٔ ایرانی و مختصات آن را درست می‌شناخته‌اند و نه از شرافت انسانی بهره‌ای برده بودند و از خیانت به کشور خود، ترور، بمب‌گذاری، ترور شخصیتی و غیره نیز فروگذار نکرده­اند. اگر به‌واقع آنچه منتقدان این دسته از روشنفکران می‌گویند درست باشد، ما با اقلیتی رذل و با جهل مضاعف مواجه هستیم که بیش از هر گروه دیگری نیاز به منجی دارند.

🔅در مقابل نیز گروهی به دفاع از عملکرد این دسته از روشنفکران پرداخته‌اند. سرنوشت داوری بر سر این دسته از روشنفکران هر چه باشد، مسئلۀ ما در این نوشتار چیز دیگری است. هرچند روشنفکران مارکسیست ایرانی به شکل‌های مختلف منتقد دین بوده‌اند، هیچ اثر درخوری در این زمینه به جا نگذاشته‌اند و ازاین‌روست که آنها مسئلۀ ما در این کتاب نخواهند بود. وانگهی چنان‌که از سوابق بحث‌های مارکسیستی در مورد دین برمی‌آید، در صورتی که این گروه بخواهند به دین نقدی وارد کنند، به استدلال‌های فلسفی التفاتی ندارند و با پیش‌فرض گرفتن درستی طبیعت‌گرایی، سعی دارند با بهره گرفتن از اقتصاد سیاسی و نیروها و عوامل دخیل در جامعه، پیدایش باورهای دینی را تبیین کنند و با این روش باور دینی را زیر سؤال ببرند. در طبیعت‌گرایی، نادرستی ادیانی که به چیزی بیش از طبیعت قائل هستند پیش‌فرض گرفته می‌شود.

🔅در واقع با این روش نقد، به‌جای بررسی سخنان و دلایل آن دین، نادرستی آن پیش‌فرض گرفته می‌شود و سپس «منتقد» سعی در نشان دادن علت‌های شکل‌گیری این باورهای نادرست خواهد داشت. ازاین‌رو، باورمندان به طبیعت‌گرایی معمولاً هیچ‌گاه به تحلیل و بررسی مدعاهای دینی نمی‌پردازند و سعی دارند با نشان دادن منشأ باورهای دینی آنها را از اعتبار ساقط کنند. بررسی محتوای دین معمولاً محدود به طبیعت‌گرایانی است که به فلسفه مشغول‌اند. زمانی مارکسیسم علم محسوب می‌شد و نقدهای مارکسیست‌ها به دین نقد علمی، اما حال که مارکسیسم جایگاه خود را در میان متفکران جهان از دست داده است و کمتر کسی حاضر است از علمی بودن آن سخن به میان آورد، رویکردهای علمی دیگر این قبیل نقادی‌ها را بر عهده گرفته‌اند.

🔅یکی از مطرح‌ترین نقدهای علمی از این دست، نقدهای فرگشتی هستند که با پیش‌فرض گرفتن درستی طبیعت‌گرایی، سعی دارند منشأ بیولوژیک شکل‌گیری باورهای دینی را نمایان ساخته و بدین شکل نشان دهند که این باورهای مذهبی ریشه در علت‌هایی دارند که در خود جهان طبیعی قابل بررسی است. نقدهایی که می‌خواهند با شناسایی منشئی برای باورهای دینی آنها را زیر سؤال ببرند به‌خودی‌خود نمی‌توانند نقدهای قابل اعتنایی باشند. به‌هرحال اگر بپذیریم خداوندی وجود دارد، او به‌شکلی زمینهٔ پیدایش باورهای دینی را برای نخستین بار در انسان‌ها فراهم می‌آورد و این منشأ می‌تواند بیولوژیک یا اجتماعی یا هر چیز دیگری باشد. تنها در صورتی که دانشمندی بتواند نشان دهد این منشأ بر پایهٔ یک حقه یا فریب بنا نهاده شده، می‌تواند با ذکر آن برای دین، خود دین را زیر سؤال ببرد. به‌عنوان مثال، اگر کسی بتواند نشان دهد که گروهی کلاهبردار در طول تاریخ برای سرکیسه کردن مردم، ادیان را به وجود آورده‌اند، آنگاه می‌تواند با ذکر چنین منشئی، ادیان را زیر سؤال ببرد. شاید بتوان به‌صورت موردی برای دینی مشخص، چنین بررسی‌ای را انجام داد، ولی چنین یافته‌ای در مورد کل ادیان به دست نیامده و پیدایش ادیان بسیار ناشناخته‌تر و پیچیده‌تر و متنوع‌تر از این داستان ساده‌لوحانه است.

🔅در آنچه پیش رو می‌آید، قصد دارم به آثار روشنفکران ایرانی‌ای بپردازم که به‌صورت مستقیم نقدهایی به دین و تصوف وارد کرده‌اند. به این منظور تعدادی از آثار روشنفکران معاصر را برگزیده‌ام که از نظر من در نقد دین و تصوف از دیگر آثار برتری داشته‌اند. ازاین‌رو، آثار فتحعلی آخوندزاده، علی دشتی، احمد کسروی و آرامش دوستدار را برگزیده‌ام. کتاب مکتوبات کمال‌الدوله از آخوندزاده، کتاب‌های عقلا برخلاف عقل و تخت پولاد از علی دشتی، کتاب‌های صوفی‌گری و در پیرامون اسلام از احمد کسروی و کتاب ملاحظات فلسفی در دین، علم و تفکر از آرامش دوستدار مورد بررسی قرار می‌گیرند.

🌐 دریافت PDF کتابچه

🌾 @Sedanet
🌾 @philosopherin
❄️ فراسوی لائیسیته و دین سیاسی: نگاهی به لیبرالیسم سیاسی جان رالز
👤 در گفتگوی صدانت با #حسین_هوشمند
میزبان: امید قائم‌پناه | جمعه، ۲۱ اسفند ۱۳۹۹

🔅در کتاب «لیبرالیسم سیاسی»، جان رالز از یک نکته کمتر مورد اختلاف در باره زندگی اجتماعی مدرن آغاز می کند: «جوامع جدید آمیخته است از کثرت سنتهای اخلاقی و دینی معقول و در عین حال متعارض با یکدیگر». این امر، موسوم به «واقعیت تکثر معقول» (the fact of reasonable pluralism، توصیفی است از وضعیت زندگی در جوامع مدرن که حتی افراد عاقل و سلیم النفس درباره بنیادی ترین مسایل در زندگی یعنی در باب خدا، معنی زندگی، مرگ، شادکامی و… با یکدیگر اختلاف نظر جدی دارند. این واقعیت از نتایج طبیعی فعالیت آزاد عقلانی در ذیل رژیم های لیبرال دموکراسی است.

🔅کثرت آموزه‌های جامع اخلاقی، دینی، فلسفی معقول در جوامع دموکراتیک مدرن، صرفاً یک وضعیت تاریخی نیست که به زودی سپری شود، بلکه ویژگی دائمی فرهنگ عمومی دموکراسی است. در جوامع دموکراتیک امروزی، نه یک دستگاه فکری سکولار و نه یک دین نمی تواند مورد قبول عموم شهروندان قرار بگیرد و مبنای همبستگی اجتماعی و بنیاد نظام سیاسی باشد. از اینرو، رالز می پرسد که آیا ثبات یک نظام عادلانه دموکراتیک در جوامع کثرتگرای جدید امکان پذیر است؟ اگر هست، چگونه؟ این مهمترین پرسش در فلسفه سیاسی مدرن و معاصر است...

🌐 دریافت فیلم، صوت و متن کامل

🌾 @Sedanet
تبریک‌های قالبی و فله‌ای که برای همه ارسال می‌شوند (send to all) به شیو‌ه‌ای پارادکسیکال ایدۀ تبریک‌گفتن را ویران می‌کنند. انگار این پیام در دلشان مضمر است که "خب ناچار بوده‌ام به همه تبریک بگویم و تو هم یکی مثل همه" و فرستنده با یک‌کاسه‌کردن همه خودش را از شرِ تبریک گفتن خلاص کرده و تازه به آن‌هایی که آنقدر با او صمیمی نبوده‌اند که نیاز باشد به آن‌ها تبریک بگوید هم تبریک گفته. خلاصه تکلیفی بوده که باید با فشردن یک دکمه از سر باز می‌شده. تبریک گفتن به همه یعنی تبریک گفتن به هیچ‌کس. هرچه باشد تبریک عید هنوز اجباری نشده است. بیم‌ناک هم نباید بود. در این سیه‌روزی نو شدن سال، آنقدرها هم برازندۀ تبریک نیست.

👤 کاوه بهبهانی

🌾 @Sedanet
🌾 @Sophia_Kaveh
🍃 گزارشی از کتاب محمد و امپراتوری‌های ایمان
✍️ #ایمان_تاجی

🔅محمد و امپراتوری‌های ایمان با عنوان فرعی پدید آمدنِ (فرآوری، به ترجمه‌ی زهیر میرکریمی) پیامبر اسلام نوشته‌ی شان ویلیام انتونی است که در 287 صفحه توسط انتشارات دانشگاه کالیفرنیا در سال 2020 منتشر شده. به نوشته‌ی یکی از پژوهش‌گران انتونی زمانی که در سال 2013 به موسسه‌ی مطالعات پیشرفته‌ی پرینستون رفت قرار بود بر روی موضوع آخرالزمان در متون شیعی کار کند. اما بیشترِ وقت او مصروف تحقیق در باب چهره‌ی تاریخی پیامبر گردید و حاصل آن، این کتاب شد. او از شاگردان تاریخ‌دان و اسلام‌پژوه شهیر، فرِد دانر است و هم‌اکنون از اساتید دانشگاه اهایو است.

🔅قبل از ورود به متن اصلی باید دانست که این کتاب در چه فضایی نوشته شده و هدف از نگارش آن چیست. انتونی سعی می کند این پرسش‌ها را در مقدمه‌ی کتاب (پدید آمدنِ محمدِ تاریخی) پاسخ دهد. مسلمانان در حدود دو تا سه قرن پس از وفات پیامبر شروع به نوشتن زندگی‌نامه‌ی او کردند که به متون سیره و مغازی (=جنگ‌ها) معروف است. این متون اصولا جمع‌آوری تمامی نقل‌قول‌های شفاهی موجود در عصر مولف بوده است. البته که مولفان جهت حصول اطمینان بیشتر سعی می‌کردند تا این نقل‌قول‌ها را از کسانی جمع‌آوری کنند که رسم و نسب آن‌ها به اصحاب نزدیک پیامبر برسد. در طول تاریخ و نیز هم‌اکنون متون سیره و مغازی مورد اعتماد مسلمین برای استخراج زندگی پیامبر بوده است.

🔅اما امروزه روش‌‍‌های جدید تاریخی نشان می‌دهد که این متون به دلیل مبتنی بودن بر نقل‌قول‌های شفاهی و همچنین فاصله‌ی زمانی زیادی که با عصر پیامبر دارد به هیچ وجه قابل اعتماد نیستند. نقل‌قول‌های شفاهی مبتنی بر حافظه و خاطره‌ی بازگوکننده‌ی آن بازسازی می‌شود. این نقل‌قول‌ها در واقع همان خاطرات هستند و خاطرات را نباید با تاریخ آمیخت. خاطرات، بیشتر از آن‌که به نقل تاریخ بپردازد، بازگوکننده‌ی تمایلات و آرزوهای گوینده‌ی آن است. خاطرات روایتی داستانی از تاریخ است که در آن کوشش می‌شود هویتی جمعی یا فردی برای قائلان آن ساخته شود. تاریخ، به محض این‌که به خاطر سپرده شود و روایت گردد به افسانه‌ای تبدیل می‌گردد که در تار و پود زمان حاضر بافته شده است.

🔅از این رو بسیاری از پژوهشگران ارزش تاریخی متون سیره-مغازی را زیر سوال برده‌اند و با بدبینی بسیاری به آن نگریسته‌اند و استفاده از آن‌ را برای بازسازی تاریخ پیامبر ناممکن دانسته‌اند. به زعم بسیاری از پژوهش‌گران دانسته‌های ما از زندگی پیامبر تقریبا هیچ یا دست‌کم بسیار محدود است. کتاب انتونی در این بستر نوشته شده. او می‌پذیرد که متون سیره-مغازی، متونی دستکاری‌شده، برگرفته از خاطرات و به عبارتی دیگر –از لحاظ تاریخی- متونی دسته‌دوم است، اما او در این کتاب می‌کوشد تا نشان دهد که با همه‌ی این احوال روش‌هایی را می‌توان به کار برد تا از این متون استفاده‌ی تاریخی کرد. انتونی معتقد است که اگر از روش‌های درست و علمی بهره بگیریم خواهیم توانست گوشه‌هایی از زندگی تاریک و نامعلوم پیامبر را روشن سازیم...

🌐 مطالعه‌ی متن کامل

🌾 @Sedanet
🌾 @ChehelTekke_ImanTaji
🍃 نظریه‌ی عدالت جان رالز
👤 در گفتگوی صدانت با #جواد_حیدری
میزبان: امید قائم‌پناه | جمعه، ۱۵ اسفند ۱۳۹۹

🔅جان رالز، از یک سو، مهم‌ترین فیلسوف سیاسی قرن بیستم است، به این دلیل که او پر ارجاع‌ترین فیلسوف سیاسی قرن بیستم است؛ از سوی دیگر، معنوی‌ترین فیلسوف سیاسی تاریخ تفکر غرب است، به این دلیل که یک عمر دغدغه‌ی عدالت را داشت و به توجه خود را روی بی‌عدالتی‌های مرتبط با نژاد، طبقه، دین، و جنگ معطوف کرده بود.

🔅قبل از رالز یک رُکود طولانی در حوزه‌ی فلسفه‌ی سیاسی و فلسفه‌ی اخلاق حاکم بود که ناشی از تأثیرات مشترک پوزیتیویسم و مارکسیسم بود، زیرا این مکاتب به شیوه‌های مختلفی درباره‌ی هر شکلی از تفکر اخلاقی شکّاک بودند. پوزیتیویسم اخلاق را به احساسات و عواطف و هیجاناتی فرومی‌کاست که صدق و کذب‌بردار نبود و مارکسیسم هم اخلاق را به طبقه فرومی‌کاست که در اینجا نیز صدق و کذب‌بردار نبود. در نیمه‌ی دوم قرن بیستم، با محوریت جان رالز پرسش‌های سیاسی و اخلاقی واقعی و محتوایی بجد گرفته شد و جان تازه‌ای یافت. رالز با شاهکارش، نظریه‌ای درباب عدالت هم موضوع و هم روش فلسفه‌ی اخلاق و فلسفه‌ی سیاسی را از بیخ و بن دگرگون کرد. او این باور دفاع کرد که اخلاق صرفاً به تحلیل مفاهیم اخلاقی و نیز مطالعه‌ی زبان اخلاق محدود نمی‌شود، بلکه اخلاق باید ما را به مصاف پرسشهای مرتبه‌ی اول ببرد...

🌐 دریافت فیلم، صوت و متن کامل

🌾 @Sedanet
🍃 آیا مدرسه می تواند رضایت بیافریند؟
نقدِ محافظه‌کاری علوم تربیتی‌ها

✍️ مرتضی نظری
روزنامه اعتماد، ۲۷ بهمن ۹۹

ایران در آستانه ورود به قرن جدید هجری خورشیدی است و همین كافیست تا مدرسه را مسؤلانه با چند پرسش مواجه و یکدیگر را به گفت‌وگویی فراگیر برای بهبود وضعیت آموزش و پرورش دعوت كنیم.

🔅انگاره و داوری غالب در خانواده فرهنگیان و آموزش و پرورشی‌ها، عبارت نسبتاً آشناست: «آموزش و پرورش اولویتِ دولت‌ها نبوده و به آن مانند طفل سرراهی نگاه می شود.»
من دو نكته به این انگاره می‌افزایم:
یكم: متاع و محصول آموزش و پرورش چه بوده كه نه جامعه و نه دولت‌ها اولویت بالایی برای آن قائل نیستند؟
دوم: سهم دانشگاهیان و مجامع علوم تربیتی در انزوای آموزش و پرورش و از اولویت افتادن آن چیست؟

🔅بی تردید، همگی واقفیم كه نهادهای بسیاری در پدیداری وضعیت فعلی آموزش و پرورش سهیم هستند اما دقیقاً پرسش مبنایی من معطوف به سكوت و محافظه‌كاری فراموش‌ نشدنی آن دسته از دانشگاهیان و چهره‌های برجسته علوم تربیتی در بزنگاه‌هایی است كه اتفاقا ‌باید مسؤلانه روشنگری می‌كردند و نكردند مانند سكوت ایشان در ماجرای دست بردن‌های عجیب در كتاب‌های درسی مدارس و موضع تماشاگری این چهره های صاحب‌نام در مواقعی كه آموزش و پرورش به كمك نیاز داشته است.
این سكوت‌ و محافظه‌كاری‌ چهره‌ها و مجامع علوم تربیتی، خسارت فراوانی برای نهاد مدرسه در بر داشته كه واكاوی انگیزه و علل آن مجال دیگری می‌طلبد. بدیهی است كه انتظار از نهاد دانشگاه برای كمك به بهبود و ارتقای كارآمدی و اثربخشی مدرسه از جنس كمك اجرایی و مدیریتی ایشان نباید باشد یا حداقل انتظار قبول مسوولیت اجرایی در آموزش و پرورش توسط دانشگاهیان انتظاری اولویت‌دار نیست. آنچه اولویت مغفول و مورد پرسش است، كمك به انباشت مفهومی و علمی برای بازخوانی نسبت خود با جهان پیرامون و نقادی و بازخوانی اكنون خودمان و كمك به پیدا كردن جایگاهی مناسب در میان جهان پیچیده است. به عبارتی؛ كمك به مواجه‌سازی مدرسه و اركانش با پرسش‌های اساسی برای بالا بردن توان بازآفرینی تمدنی.
این مسوولیت خطیر كه متأسفانه به جز تعداد اندكی از چهره‌های مؤثر و مسوولیت‌شناس دانشگاهی، از سوی عموم ایشان بر زمین مانده و اغلب دچار چرخه تقلا برای ارتقای درجه دانشگاهی و انتشار مقاله در مجلات علمی پژوهشی شده‌اند.

🔅سال‌هاست نای و نوایی از دانشكده‌های علوم تربیتی شنیده نمی‌شود و حیرت‌آور اینكه وقتی یك اقتصاددان، جامعه‌شناس یا عصب‌شناس درباره وضعیت آموزش و پرورش از منظر تخصصی خود خود اظهارنظر می‌كند با واكنش برخی از ایشان مواجه می‌شویم كه چرا در حوزه‌ای حرف می‌زنید كه رشته شما نیست؟! در حالی كه در میدان عمل، موضع اكثر مجامع علوم تربیتی نسبت به آموزش و پرورش از دو حال خارج نبوده: یا پرداختن به مسائل آموزش و پرورش را نوعی ورود به ساحت اجرا و دون شأن خود می‌پندارند و یا دچار تصوری بالا به پایین نسبت به موقعیت و ماهیت مدرسه و دوگانه دانشگاه – مدرسه هستند و ناخواسته مرتبت مدرسه را كه میدان اصلی رشد و تكامل نظریات و مكاتب و رویكردهای روان‌شناسی و تربیتی بوده، نازل می‌دانند.

🔅به راستی چقدر از مقالات ISI و سمینارهای دیروز و وبینارهای امروز اهالی علوم تربیتی تحول كه نه! حتی تلنگری برخاسته؟ چرا مدرسه را از فاصله‌ای نزدیك‌تر نمی‌بینند؟ تكلیف مدارس سنتی و رویكردهای قدیمی و غیرپاسخگوی حاكم بر مدارس چه می‌شود؟ برای كیفیت‌ افزایی مدارس چه ایده‌ای دارند؟ این دانشکده های علوم تربیتی و روان شناسی، با تغییرات زیربنایی و دگرگون کننده اینترنت در شكل و محتوای مدرسه چه تدبیری پیشنهاد می کنند؟ آمادگی جامعه، نهاد خانواده به ویژه بضاعت نهاد آموزش برای شرایط جدید مدرسه چگونه است؟ ارزشیابی متمركز و كتاب درسی متمركز و سبك مدرسه‌داری سنتی ما چگونه خواهد شد؟ آیا با تصوری كه از مدرسه به عنوان موقعیتی فیزیكی و جدول زمانی ثابت در روز و برنامه درسی غیرمنعطف، و امتحانات هماهنگ و… وجود دارد، می‌توان وارد قرن جدید شد؟

🔅کمک چهره های آکادمیسین، دانشکده ها و انجمن‌های علوم تربیتی برای خودترمیمی و نوزاییِ نهاد مدرسه و رضایت آفرینی در جامعه چیست؟

🌾 @Sedanet
🍃 مجموعهٔ کرش کورس (به انگلیسی: Crash Course) یک سلسله ویدیوی آموزشی است که به همت برادران گرین (جان گرین و هانک گرین) با نویسندگی نویسندگان گوناگون و در علوم و فنون مختلف از سال ۲۰۱۲ تاکنون به زبان انگلیسی منتشر می‌شود. خانهٔ اخلاق‌پژوهان جوان برای نخستین بار ترجمهٔ بخش «فلسفهٔ اخلاق» از این مجوعه را به عهده گرفت. این مجموعه به ترجمهٔ و کوشش تحریریهٔ خانهٔ اخلاق‌پژوهان جوان به مخاطبان عرضه شد و در ادامه قابل دریافت است...

🌐 دریافت این مجموعه با زیرنویس فارسی

🌾 @Sedanet
🌾 @EthicsHouse
🍃 حرمت حیات (بزرگداشت زندگی) از نگاه آلبرت شوایتزر
مترجم: #غلامعلی_کشانی

🔅تعبیر بزرگ‌داشتِ زندگی یا حرمتِ حیات (Reverence for Life) برگردانی است از عبارت آلمانیِ: “Ehrfurcht vor dem Leben”. این واژه‌ها در طیِ سفری بر روی قایق در رودخانه‌ی اوگو‌ئه (Ogooue) در آفریقای استواییِ فرانسه (کشور گابونِ فعلی)، به فکر آلبرت شوایتزر رسید. او در آن دوران عمر، در جستجوی معنایی جهانی برای اخلاقیات زمانه‌ی ما بود. شوایتزر باور داشت که بزرگ‌داشت زندگی مفهومی است که از مشاهده‌ی جهان پیرامون‌مان زاده ‌می‌شود. در کتابِ “تمدن و اخلاقیات” این معنا را با گزاره‌های زیر بیان کرد:

“اخلاقیات چیزی نیست جز بزرگ‌داشتِ زندگی. بزرگ‌داشتِ زندگی، اصول بنیادیِ اخلاق را به من می‌دهد، یعنی، این‌که خیر عبارت است از حفظ و کمک‌رسانی‌ به زندگی و تقویتِ‌ آن؛ و شرّ به معنیِ نابودکردنِ زندگی‌، آسیب‌رسانی به‌آن، یا سنگ‌اندازی به جلوی آن است.”

🔅 جیمز برابازون (نویسنده‌ی زندگی‌نامه‌ی آلبرت شوایتزر)، با این گزاره‌، بزرگ‌داشتِ زندگی را تعریف ‌کرد:

“بزرگ‌داشت زندگی می‌گوید تنها چیزی که واقعاً از آن مطمئن هستیم این است که زندگی می‌کنیم و دل‌مان می‌خواهد به آن ادامه دهیم. این چیزی است که با هر چیز دیگری که زندگی می‌کند، شریک هستیم،‌ از فیل گرفته تا برگ علف –و البته که با هر انسانی. به‌همین‌خاطر، ما برادر و خواهران همه‌ی موجودات زنده‌ایم، و به همه‌‌ی آنان، همان دل‌نگرانی و احترامی را بدهکاریم که برای خودمان دوست داریم.”

🔅 شوایتزر این عبارت را سنگ‌بنای فلسفه‌ی اخلاقی‌ کرد که پی‌ریخت و به عمل هم درآورد...

🌐 مطالعه‌ی متن کامل

🌾 @Sedanet
🌾 @GahFerestGhKeshani
🔷معرفی چند کانال مفید

🔸پادکست بی‌پلاس
@podcastbplus
🔸یاسر میردامادی
@YMirdamadi
🔸فرهنگ‌ساز
@farhangsaz_youtube
🔸هومن پناهنده
@gashthaa
🔸جامعه‌شناسی
@iransociology
🔸صدانت تی‌وی
@Sedanettv

☘️ مرجع کامل‌تری از کانال های مفید
🍃 تکنولوژی‌های مدرن کامپیوتری و تأثیرشان بر معرفت‌شناسی
در گفتگوی مجله‌ی مدیریت ارتباطات با #کاوه_بهبهانی

🔅علی ورامینی/ شناخت همیشه برای بشر دغدغه بوده است. البته مراد از همیشه، از آن هنگامی است که بشر تفکر خود را دربارۀ هستی را به طرقی ثبت کرد. فلسفه نیز اساساً برای همین شناخت شکل گرفت. آن زمانی که سوفسطائیان صدق و کذب را در هم می‌آمیختند، فلسفه آمد تا سره از ناسره را شناسایی کند. بحث شناخت یا در اصطلاح فلسفی آن معرفت‌شناسی البته به همین سادگی نماند. این که اساساً شناخت ممکن است؟ اگر ممکن است چه چیزهایی را می‌توان شناخت؟ اگر چیزهایی را می‌توان شناخت چگونه باید آن‌ها را شناخت؟ و... .
🔅این‌ها مسائل و پرسش‌های مهمی‌اند که در فلسفه حادث شد و بعد از هزاران سال همچنان حول آن‌ها بحث‌های بنیادینی مطرح می‌شود. پیشرفت فناوری و به‌خصوص وسایل ارتباط جمعی نیز در مباحث فلسفی به معنای عام و بحث‌های معرفت‌شناختی به‌صورت خاص تأثیر بسیاری گذاشته است. با کاوه بهبهانی در همین رابطه گفت‌وگو کرده‌ایم. او دربارۀ اهمیت تحولات فناورانه و معرفت‌شناسی به دیدگاه‌های «ژان بودریار» اشاره می‌کند. از نظر بودیار در جهان پسامدرن، که فناوری‌های پیشرفتۀ کامپیوتری آن را تسخیر کرده‌اند و در آن مدیا، مثل خدای الاهیات سنتی ادیان سامی، همه‌جا حاضر است، دیگر حقیقتی وجود ندارد و هرچه هست صرفاً تصاویر و کپی‌ها و نشانه‌های بی مرجع و مدلول است.
🔅چیزی که بودیار به آن «وانموده» می‌گوید. گفت‌وگو با کاوه بهبهانی همیشه دلنشین است. او که کتاب معرفت‌شناسی اثر فیلسوف شهیر «لیندا زگزبسکی» را هم ترجمه کرده است، حجم عظیمی از اطلاعات را مسئله‌محور و طبقه‌بندی شده بیان کند و همواره می‌توان از گفته‌هایش روزنه‌هایی به ده‌ها بحث جذاب دیگر پیدا کرد. امید که این گفت‌وگو برای شما خوانندگان هم چنین باشد...

🌐 متن کامل و فایل PDF این گفت‌وگو

🌾 @Sedanet
🌾 @Sophia_Kaveh
🌾 @zamaneyebarkhord
🍃 مقدمه مصطفی ملکیان بر کتاب سیاست شادکامی
«همه‌چیز برایِ انسان، حتّی سیاست»

🔅تا آن‌جا که من اطّلاع دارم، کتابِ The Politics of Happiness: What Government Can Learn from the New Research on Well-being، نوشته‌یِ Derek Curtis Bok، که اکنون ترجمه‌یِ نیکویِ فارسیِ آن، به قلمِ نرگس سلحشور، زیرِ عنوانِ سیاستِ شادکامی: آن‌چه حکومت میتواند از تحقیقاتِ جدید دربابِ بهروزی بیاموزد، نشر یافته‌است، نه فقط نخستین نوشته‌ با این عنوان، بل، نخستین نوشته با این موضوع است که در غرب منتشر شده است.

🔅این کتاب، در واقع، شاملِ یک توصیه است و یک گزارشِ تحقیقات. توصیه این است که حکومتها باید فرآیندِ حکومت و نیز رفتارهایِ حکومتی را معطوف به فرآورده‌ای، به نامِ ”شادکامی شهروندان‟ کنند و، بنابراین، در مقامِ داوری دربابِ موفّقیّت/شکست یا خوبی/بدیِ یک نظامِ حکومتی و دربابِ مقایسه‌یِ نظامهایِ حکومتی با یک‌دیگر، ملاک، معیار، سنجه، و میزان باید وسعت و عمقِ شادکامیِ شهروندان باشد. گزارشِ تحقیقاتِ تجربی، میدانی، و آماریِ انجام‌گرفته، نیز، عبارت است از این که شادکامیِ شهروندانِ هر حکومت یا جامعه‌ای به هفت عاملِ مهمّ بستگیِ تمام دارد، به نحوی که میتوان این شادکامی را تابعی از این هفت متغیّر قلم‌داد کرد.

🔅این هفت عامل عبارت اند از: ۱) خُلق‌وخویِ موروثیِ هرکس؛ ۲) ازدواج: در تقابل با تجرّد، از دست دادنِ همسر، متارکه با همسر، و زندگیِ مشترک امّا نه با ازدواجِ رسمی؛ ۳) داشتنِ روابطِ اجتماعی، مانندِ دوستی و همنشینی، مشارکت در گروههایِ اجتماعی، و انجام دادنِ کارهایِ خیریّه و رایگان‌بخشانه؛ ۴) داشتنِ رضایتِ شغلی-حرفه‌ای، در تقابل با نداشتنِ رضایت از شغل و حرفه‌یِ خود و از دست دادنِ شغل و حرفه، اعمّ از این که این از دست دادنِ شغل و حرفه ناشی از اخراجِ دسته‌جمعیِ گروهی از شاغلان به کار، از جمله آن شهروندِ خاصّ، باشد (به اصطلاحِ نادرستِ رایج، ناشی از تعدیلِ نیروها) یا ناشی از اخراجِ فقط همان شهروند، به علّتی خاص؛ ۵) تلقّیِ خودِ شخص از چند و چونِ سلامتِ جسمانی و بدنیِ خود، در تقابل با تلقّیی که پزشکان از این امر دارند؛ ۶) داشتنِ ایمانِ دینی و مذهبی یا، لااقلّ، داشتنِ آرمانی شخصی که کمابیش به اندازه‌یِ ایمانِ دینی و مذهبی به آدمی قُوت و قُوَّتِ ذهنی و روانی بدهد، مانندِ آرمانِ آشتی و دوستی با محیطِ زیست و آرمانِ ساده‌زیستیِ خودخواسته؛ و ۷) داشتِن نظامِ حکومتیِ مردم‌سالار، ملتزم و متعهّد به آزادیهایِ سیاسی، اقتصادی، و فرهنگی و اجتماعیِ شهروندان، کاملاً پای‌بند به قانونِ اساسی و سایرِ قوانینِ کشور، کارآمد و مشکل‌گشا، دارایِ کمترین میزانِ خشونت‌ورزی، دارایِ کمترین میزانِ فساد، برخوردار از اعتمادِ کاملِ شهروندان (مخصوصاً پلیس و قوّه‌یِ قضائیّه)، و مسؤولیّت‌پذیر و پاسخ‌گو. البتّه، هر یک از این هفت عامل قیود و شروط و حدود و ثغور ای دارند که تفصیل و شرحِ آنها در فصولِ کتاب آمده است.

🌐 مطالعه‌ی متن کامل

🌾 @Sedanet
🌾 @Mostafamalekian