🍃 سلسله جلسات شرحی بر مقاله «دفاعیهای مدرن از آتوریته دینی»
نویسنده مقاله: لیندا ترینکاس زاگزبسکی
شارح: #امید_کشمیری
صوتی و تصویری | دو جلسه تا کنون
🔅یکی از مولفههای معقول و مقبول در جهان مدرن تاکید بر استدلالگرایی و حفظ خودآیینیِ (Autonomy) فردی است. این ویژگی یکی از شروط عقلانیت را نفی هر گونه تعبد و مرجعیت میداند.
🔅طبق این اصل، شخص معقول (و تابع اخلاق باور) کسی است که در باورهای خود (مخصوصا باورهای اخلاقی و دینی) می بایست کاملا خودانگیخته و بر اساس استدلال و نظر خویش عمل کند و نه بر اساس گفتههای دیگران. تا آنجا که طبق روایت مشهور (و البته خام) از این اصل، توجیه مدعا بر اساس گفتههای دیگران (مخصوصا مدعای دینی و/یا اخلاقی) خود نوعی مغالطه است که به آن مغالطه توسل به مرجعیت گفته میشود.
🔅برخی روشنفکران ایرانی نیز چون مصطفی ملکیان از نارواییِ تعبد -مخصوصا در قلمرو باورهای دینی- دفاع میکنند و به همین خاطر باورهای دینی را که مبتنی بر آتوریته هستند نامعقول میدانند.
🔅لیندا زاگزبسکی فیلسوف دین، اخلاق و معرفتشناس شهیر آمریکایی بر این نظر است که روایت سفت و سختِ از خودآیینی از استحکام کافی برخوردار نیست و پذیرش تمام و کمال این شکل از خودآیینی، خود خلاف عقلانیت است. او میکوشد روایتی از رجوع به آتوریته ارائه دهد که نه تنها با خودآیینی ناسازگار نیست که از ملزومات آن است.
🔅امید کشمیری در سلسله جلساتی با عنوان «درباره آتوریته دینی»، میکوشد که ضمن گزارش مقاله «A modern defense of Religious Authority» به قلم لیندا زاگزبسکی؛ به شرح آن بپردازد.
🔅در جلسه پایانی این مجموعه، به صورت موردی به تحلیل و بررسی دیدگاه مصطفی ملکیان دربارهی ناروایی رجوع به آتوریته/تعبد پرداخته خواهد شد.
🌐 دریافت جلسات به همراه توضیحات بیشتر
✨ این جلسات در اینستاگرام صدانت برگزار میشود.
🌾 @Sedanet
نویسنده مقاله: لیندا ترینکاس زاگزبسکی
شارح: #امید_کشمیری
صوتی و تصویری | دو جلسه تا کنون
🔅یکی از مولفههای معقول و مقبول در جهان مدرن تاکید بر استدلالگرایی و حفظ خودآیینیِ (Autonomy) فردی است. این ویژگی یکی از شروط عقلانیت را نفی هر گونه تعبد و مرجعیت میداند.
🔅طبق این اصل، شخص معقول (و تابع اخلاق باور) کسی است که در باورهای خود (مخصوصا باورهای اخلاقی و دینی) می بایست کاملا خودانگیخته و بر اساس استدلال و نظر خویش عمل کند و نه بر اساس گفتههای دیگران. تا آنجا که طبق روایت مشهور (و البته خام) از این اصل، توجیه مدعا بر اساس گفتههای دیگران (مخصوصا مدعای دینی و/یا اخلاقی) خود نوعی مغالطه است که به آن مغالطه توسل به مرجعیت گفته میشود.
🔅برخی روشنفکران ایرانی نیز چون مصطفی ملکیان از نارواییِ تعبد -مخصوصا در قلمرو باورهای دینی- دفاع میکنند و به همین خاطر باورهای دینی را که مبتنی بر آتوریته هستند نامعقول میدانند.
🔅لیندا زاگزبسکی فیلسوف دین، اخلاق و معرفتشناس شهیر آمریکایی بر این نظر است که روایت سفت و سختِ از خودآیینی از استحکام کافی برخوردار نیست و پذیرش تمام و کمال این شکل از خودآیینی، خود خلاف عقلانیت است. او میکوشد روایتی از رجوع به آتوریته ارائه دهد که نه تنها با خودآیینی ناسازگار نیست که از ملزومات آن است.
🔅امید کشمیری در سلسله جلساتی با عنوان «درباره آتوریته دینی»، میکوشد که ضمن گزارش مقاله «A modern defense of Religious Authority» به قلم لیندا زاگزبسکی؛ به شرح آن بپردازد.
🔅در جلسه پایانی این مجموعه، به صورت موردی به تحلیل و بررسی دیدگاه مصطفی ملکیان دربارهی ناروایی رجوع به آتوریته/تعبد پرداخته خواهد شد.
🌐 دریافت جلسات به همراه توضیحات بیشتر
✨ این جلسات در اینستاگرام صدانت برگزار میشود.
🌾 @Sedanet
صدانت
سلسله جلسات شرحی بر مقاله «دفاعیهای مدرن از آتوریته دینی» • صدانت
یکی از مولفههای معقول و مقبول در جهان مدرن تاکید بر استدلالگرایی و حفظ خودآیینیِ (Autonomy) فردی است. این ویژگی یکی از شروط عقلانیت را نفی هر گونه تعبد
🍃 قفسی ساختهاند از بدنم…
✍️ سعیده میرصدری
🔅این روزها در باب محدودۀ آزادیِ زنان در اروپا اخبار عجیبی شنیده میشود که نه تنها حسّاسیّت فعالان حقوق زنان را برانگیخته بلکه تبدیل به تیتر اخبارِ روز شده است.در این نوشتار کوشیدهام تا نشان دهم مبارزه با آزادیهای مدنیِ زنان در تمامِ جهان – چه در شرقِ عالم و چه در غربِ آن – در مقابل تفکّر پنهان یا آشکار مردسالارانه همچنان ادامه دارد. و این چنین نیست که در غربِ عالم شرایط مناسب و ایدئال برای زنان فراهم شده باشد. هرچند زنان در این جوامع به بسیاری از حقوق مدنی و آزادیهای اجتماعی خود دست یافتهاند، امّا قوانین برخاسته از نگاه مردسالارانه و قیّممآبانه در «لفافهای» از عقلانیت همچنان وضع و اعمال میشوند.
🔅همچنین تلاش کردهام تا در بستر چنین بحثی، یادآور شوم که تفکّر مردسالارانه تنها محدود به قشر خاصّی از جامعه – سنتیّ، مذهبی، قدیمی، متعصّب، تحصیلنکرده و غیره – نیست. بلکه در تار پود جامعه حضور دارد. حتّی اگر ناخواسته. برای حلّ این معضل باید روایتهای «زنانه» و «زنانهنگر» بیشتر شده، جدّیتر گرفته شوند، تا مگر گفتمانِ غالبِ مردانه و مردانهنگر یا حتّی مردسالارانه قدری متعادلتر، منصفانهتر و دموکراتیکتر شود...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
✍️ سعیده میرصدری
🔅این روزها در باب محدودۀ آزادیِ زنان در اروپا اخبار عجیبی شنیده میشود که نه تنها حسّاسیّت فعالان حقوق زنان را برانگیخته بلکه تبدیل به تیتر اخبارِ روز شده است.در این نوشتار کوشیدهام تا نشان دهم مبارزه با آزادیهای مدنیِ زنان در تمامِ جهان – چه در شرقِ عالم و چه در غربِ آن – در مقابل تفکّر پنهان یا آشکار مردسالارانه همچنان ادامه دارد. و این چنین نیست که در غربِ عالم شرایط مناسب و ایدئال برای زنان فراهم شده باشد. هرچند زنان در این جوامع به بسیاری از حقوق مدنی و آزادیهای اجتماعی خود دست یافتهاند، امّا قوانین برخاسته از نگاه مردسالارانه و قیّممآبانه در «لفافهای» از عقلانیت همچنان وضع و اعمال میشوند.
🔅همچنین تلاش کردهام تا در بستر چنین بحثی، یادآور شوم که تفکّر مردسالارانه تنها محدود به قشر خاصّی از جامعه – سنتیّ، مذهبی، قدیمی، متعصّب، تحصیلنکرده و غیره – نیست. بلکه در تار پود جامعه حضور دارد. حتّی اگر ناخواسته. برای حلّ این معضل باید روایتهای «زنانه» و «زنانهنگر» بیشتر شده، جدّیتر گرفته شوند، تا مگر گفتمانِ غالبِ مردانه و مردانهنگر یا حتّی مردسالارانه قدری متعادلتر، منصفانهتر و دموکراتیکتر شود...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
صدانت
نوشتار سعیده میرصدری با عنوان «قفسی ساختهاند از بدنم...» • صدانت
قفسی ساختهاند از بدنم... سعیده میرصدری تصویر شاخص: نقاشیای از زهرا دُغان (نقاش کردِ ترکیهای) این روزها در باب محدودۀ آزادیِ زنان در اروپا اخبار عجیبی
🍃 تظاهر به خوشحالی نکنید؛ مثبت گرایی سمی چیست؟
✍️ لوسیا بلاسکو
🔅 تا به حال شده احساس کنید مجبورید احساسات منفیتان را پنهان کنید؟ یعنی تحت فشار باشید که به هر قیمتی شده "تظاهر کنید خوشحالید"؟
🔅 ممکن است با عقل جور درنیاید اما مثبت اندیشی و مثبت گرایی میتواند سمی باشد.
🔅 مارک منسون، نویسنده کتاب پرفروش هنر ظریف بیخیالی (۲۰۱۸) میگوید: "همه چیزهای باارزش در زندگی، از طریق غلبه بر تجربیات منفی به دست میآید. هر تلاشی برای فرار از این تجربههای منفی یا اجتناب از آنها و فرو نشاندن و خفه کردنشان، نتیجه عکس خواهد داد. پرهیز از رنج، خودش شکلی از رنج است. پرهیز از کشمکش، کشمکش است. انکار شکست، شکست است."
🔅 اما مثبتاندیشی سمی، یا مثبتگرایی افراطی، از شما میخواهد همه این کارها را انجام بدهید: خود را مجبور کنید به داشتن یک روحیه مثبت جعلی (بدون اهمیت دادن به اینکه خوشبینی شما چقدر تقلبی است) و احساسات منفی خود را خفه کنید ...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
✍️ لوسیا بلاسکو
🔅 تا به حال شده احساس کنید مجبورید احساسات منفیتان را پنهان کنید؟ یعنی تحت فشار باشید که به هر قیمتی شده "تظاهر کنید خوشحالید"؟
🔅 ممکن است با عقل جور درنیاید اما مثبت اندیشی و مثبت گرایی میتواند سمی باشد.
🔅 مارک منسون، نویسنده کتاب پرفروش هنر ظریف بیخیالی (۲۰۱۸) میگوید: "همه چیزهای باارزش در زندگی، از طریق غلبه بر تجربیات منفی به دست میآید. هر تلاشی برای فرار از این تجربههای منفی یا اجتناب از آنها و فرو نشاندن و خفه کردنشان، نتیجه عکس خواهد داد. پرهیز از رنج، خودش شکلی از رنج است. پرهیز از کشمکش، کشمکش است. انکار شکست، شکست است."
🔅 اما مثبتاندیشی سمی، یا مثبتگرایی افراطی، از شما میخواهد همه این کارها را انجام بدهید: خود را مجبور کنید به داشتن یک روحیه مثبت جعلی (بدون اهمیت دادن به اینکه خوشبینی شما چقدر تقلبی است) و احساسات منفی خود را خفه کنید ...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
3danet.net
تظاهر به خوشحالی نکنید؛ مثبتاندیشی سمی چیست و چکار باید بکنیم؟
مثبتاندیشی سمی، یا مثبتگرایی افراطی، از شما میخواهدخود را مجبور کنید به داشتن یک روحیه مثبت جعلی و احساسات منفی خود را خفه کنید...
🗞 شمارۀ سوم فصلنامه «نگاه آفتاب» ویژۀ بهار ۱۴۰۰
🔅در این شماره، نگاه آفتاب با دکتر توفیق هاشم پور سبحانی؛ استاد برجسته حوزه ادب و عرفان دیدار داشتهاست که طی این دیدار، استاد از تأثیر ملاقاتش با عبدالباقی گولپینارلی سخن میگوید.
🔅در بخش حکمت، موضوع تنهایی به عنوان دغدغهای بشری در ارتباط با آموزههای مولانا از منظر محمد سعید حنایی کاشانی، محمود مقدسی، سودابه کریمی، محیالدین قنبری، همایون همتی، مهراب صادقنیا، صبا فدوی و حسن عشایری مورد بررسی قرار گرفته است.
🔅بخش کارنامه اختصاص دارد به بررسی فعالیتهای استاد عبدالحسین زرین کوب. در این بخش، شرح ملاقات شمس و مولانا در گفتاری از استاد زرینکوب که در سال ۱۳۷۵ در دانشگاه کالیفرنیای آمریکا ایراد شده است، برای اولین بار منتشر شده است. همچنین در این بخش مهدی محقق، سیروس شمیسا، فتحالله مجتبایی، مریم مشرف، روزبه زرینکوب، عنایتالله مجیدی، ابراهیم موسی پور بشلی، علی بهرامیان، سید صادق سجادی و کامیار عابدی درخصوص خدمات و کارنامۀ زرین کوب و تأثیر وی بر مولوی پژوهی به طرح دیدگاههای خود پرداختهاند.
🔅در بخش جستار، رحمان مشتاق مهر، محمودرضا اسفندیار، سید مجید سادات کیایی، مهدی کمپانی زارع و محبوبه مباشری به پرسش "چرا باید مثنوی خواند؟ و مهمترین درسهای مثنوی را چه میدانید؟" پاسخ دادهاند.
🔅در "هفت اقلیم" بازنویسی کودکانه مثنوی برای کودکان در میزگردی با حضور مصطفی رحماندوست، مرجان فولادوند و مریم جلالی بررسی میشود و محمدرضا یوسفی از ضرورتهای بازآفرینی متون کهن برای کودکان سخن میگوید.
🔅در بخش" سنجه" احسان ابراهیمی با موضوع جهان مولانا و مولانای جهانی با حسین کمالی؛ اردشیر منصوری با محمد دهقانی با موضوع نگاهی به میراث عرفانی؛ و هدایت جلیلی با محمد فنایی اشکوری با موضوع بازشناسی جریانهای نزاع با میراث عرفان گفتگو کردهاند. همچنین این بخش شامل یادداشت هایی از اکبر ثبوت، پری ایرانمنش و محسن زندی، و عزیزالله حسنزاده است.
🔅بخش همسایه مروری بر حضور فرهنگی و معنوی مولانا در کشور بوسنی و هرزگوین دارد. این بخش شامل مطالبی به قلم مبینا موکر، سداد دیزدارویچ، رشید حافظ اویچ، الویر موسیچ، سعید عابدپور و همچنین گفتگو با محمد کاراهوجیچ است.
🔅در بخش "نقد حال" سید محمد بهشتی، احمد مسجد جامعی، علی اصغر سیدآبادی و مصطفی بادکوبهای از تجربیات زیستهشان با مولانا گفتهاند.
🔅"سکوت خداوند و دلهره انسان" از شبیر اختر و "بازار گرم بی نظیر" از سید ماجد غروی، در بخش مقالات این شماره آمدهاند.
🔅در بخش "قفسه" با مهدی سالاری نسب درباره کتاب "در شناخت مثنوی" ، و با امیرحسین الهیاری درباره کتاب "گاه ناچیزی مرگ" ، گفتگو شدهاست. علیرضا رضایت درباره کتاب" فراتر از اصول اعتقادات" ، و داود وفایی درباره کتاب "تصوف در بالکان" ، و منوچهر دین پرست درباره تأثیرات عباس کیارستمی از مولانا در کتاب "آتش" نوشتهاند.
🔅در بخش روایت اخبار و گزارشهای حوزه مولانا و مولاناپژوهی در ایران و سایر کشورهای جهان منتشر شده است.
🔅طبق روال هر شماره، ترجمۀ خلاصۀ مجله به سه زبان انگلیسی، ترکی و عربی، انتهای مجله در بخش ترجمه آمده است.
🌐 اطلاعات بیشتر و تهیه فصلنامه
🌾 @Sedanet
🌾 @Negahe_Aftab
🔅در این شماره، نگاه آفتاب با دکتر توفیق هاشم پور سبحانی؛ استاد برجسته حوزه ادب و عرفان دیدار داشتهاست که طی این دیدار، استاد از تأثیر ملاقاتش با عبدالباقی گولپینارلی سخن میگوید.
🔅در بخش حکمت، موضوع تنهایی به عنوان دغدغهای بشری در ارتباط با آموزههای مولانا از منظر محمد سعید حنایی کاشانی، محمود مقدسی، سودابه کریمی، محیالدین قنبری، همایون همتی، مهراب صادقنیا، صبا فدوی و حسن عشایری مورد بررسی قرار گرفته است.
🔅بخش کارنامه اختصاص دارد به بررسی فعالیتهای استاد عبدالحسین زرین کوب. در این بخش، شرح ملاقات شمس و مولانا در گفتاری از استاد زرینکوب که در سال ۱۳۷۵ در دانشگاه کالیفرنیای آمریکا ایراد شده است، برای اولین بار منتشر شده است. همچنین در این بخش مهدی محقق، سیروس شمیسا، فتحالله مجتبایی، مریم مشرف، روزبه زرینکوب، عنایتالله مجیدی، ابراهیم موسی پور بشلی، علی بهرامیان، سید صادق سجادی و کامیار عابدی درخصوص خدمات و کارنامۀ زرین کوب و تأثیر وی بر مولوی پژوهی به طرح دیدگاههای خود پرداختهاند.
🔅در بخش جستار، رحمان مشتاق مهر، محمودرضا اسفندیار، سید مجید سادات کیایی، مهدی کمپانی زارع و محبوبه مباشری به پرسش "چرا باید مثنوی خواند؟ و مهمترین درسهای مثنوی را چه میدانید؟" پاسخ دادهاند.
🔅در "هفت اقلیم" بازنویسی کودکانه مثنوی برای کودکان در میزگردی با حضور مصطفی رحماندوست، مرجان فولادوند و مریم جلالی بررسی میشود و محمدرضا یوسفی از ضرورتهای بازآفرینی متون کهن برای کودکان سخن میگوید.
🔅در بخش" سنجه" احسان ابراهیمی با موضوع جهان مولانا و مولانای جهانی با حسین کمالی؛ اردشیر منصوری با محمد دهقانی با موضوع نگاهی به میراث عرفانی؛ و هدایت جلیلی با محمد فنایی اشکوری با موضوع بازشناسی جریانهای نزاع با میراث عرفان گفتگو کردهاند. همچنین این بخش شامل یادداشت هایی از اکبر ثبوت، پری ایرانمنش و محسن زندی، و عزیزالله حسنزاده است.
🔅بخش همسایه مروری بر حضور فرهنگی و معنوی مولانا در کشور بوسنی و هرزگوین دارد. این بخش شامل مطالبی به قلم مبینا موکر، سداد دیزدارویچ، رشید حافظ اویچ، الویر موسیچ، سعید عابدپور و همچنین گفتگو با محمد کاراهوجیچ است.
🔅در بخش "نقد حال" سید محمد بهشتی، احمد مسجد جامعی، علی اصغر سیدآبادی و مصطفی بادکوبهای از تجربیات زیستهشان با مولانا گفتهاند.
🔅"سکوت خداوند و دلهره انسان" از شبیر اختر و "بازار گرم بی نظیر" از سید ماجد غروی، در بخش مقالات این شماره آمدهاند.
🔅در بخش "قفسه" با مهدی سالاری نسب درباره کتاب "در شناخت مثنوی" ، و با امیرحسین الهیاری درباره کتاب "گاه ناچیزی مرگ" ، گفتگو شدهاست. علیرضا رضایت درباره کتاب" فراتر از اصول اعتقادات" ، و داود وفایی درباره کتاب "تصوف در بالکان" ، و منوچهر دین پرست درباره تأثیرات عباس کیارستمی از مولانا در کتاب "آتش" نوشتهاند.
🔅در بخش روایت اخبار و گزارشهای حوزه مولانا و مولاناپژوهی در ایران و سایر کشورهای جهان منتشر شده است.
🔅طبق روال هر شماره، ترجمۀ خلاصۀ مجله به سه زبان انگلیسی، ترکی و عربی، انتهای مجله در بخش ترجمه آمده است.
🌐 اطلاعات بیشتر و تهیه فصلنامه
🌾 @Sedanet
🌾 @Negahe_Aftab
🍃 به سوی شفافیت: فساد در روانشناسی، نقدی از درون
👤 #نیما_اورازانی (پژوهشگر و مدرس در دانشگاه ملی استرالیا)
🔅هدف نویسنده در نوشتار «به سوی شفافیت: فساد در روانشناسی، نقدی از درون» آن است تا از رهگذر چند استدلال به طور خلاصه نشان دهد که چرا باید در نگاه نخست به یافتههای روانشناختی بدبین بود. این نقد در دلِ سنتِ روانشناسیِ جریانِ غالب (mainstream psychology) معنا مییابد، بدین معنا که نویسنده این فرض را میپذیرد که روانشناسیْ یک علمْ (science) به معنایِ مدرنِ آن است (نویسنده چندان با چنین تلقیای از روانشناسی همدلی ندارد). از این منظر، روانشناسی به مثابه یک علم فارغ از هر گونه ارزشداوری است (value-free) یا دست کم قرار است که اینگونه باشد. علاوه بر آن، گرایشهای سیاسی و باورهای فردیِ پژوهشگر در آن راهی ندارند و بر نتایجِ آن تاثیری نمیگذارند. و شاید مهمتر از همه اینکه روانشناسی همچون علوم سخت (hard sceicne)، در پی کشف (و نه جعلِ) روابطِ علّیِ بینِ پدیدههاست و به همین اعتبار حقیقتِ امور را آنچنانکه هست به ما مینمایاند. در این مورد خاص «حقیقت امور» عبارت است از فرایندهای روانشناختیای که از رهگذر آنها ما انسانها (به عامترین معنای آن) خود و دیگران را میفهمیم و مدیریت میکنیم. تمامی این اهداف با یک روششناسی (methodology) ایدهآل محقق میشوند: روش آزمایشی (experimental method). از آنجا که نویسنده قصد دارد تا از درون همین سنت (یعنی سنت پوزیتیویستی، positivism) به نقد روانشناسی بپردازد این پیشفرضها را بنا به اقتضای بحث میپذیرد.
🔅و اما پرسش اصلی: چرا باید به یافتههای پژوهشهای علمیای که در روانشناسی انجام میشوند در وهله نخست بدبین بود؟ این ادعا مستظهر به چهار دلیل است...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
👤 #نیما_اورازانی (پژوهشگر و مدرس در دانشگاه ملی استرالیا)
🔅هدف نویسنده در نوشتار «به سوی شفافیت: فساد در روانشناسی، نقدی از درون» آن است تا از رهگذر چند استدلال به طور خلاصه نشان دهد که چرا باید در نگاه نخست به یافتههای روانشناختی بدبین بود. این نقد در دلِ سنتِ روانشناسیِ جریانِ غالب (mainstream psychology) معنا مییابد، بدین معنا که نویسنده این فرض را میپذیرد که روانشناسیْ یک علمْ (science) به معنایِ مدرنِ آن است (نویسنده چندان با چنین تلقیای از روانشناسی همدلی ندارد). از این منظر، روانشناسی به مثابه یک علم فارغ از هر گونه ارزشداوری است (value-free) یا دست کم قرار است که اینگونه باشد. علاوه بر آن، گرایشهای سیاسی و باورهای فردیِ پژوهشگر در آن راهی ندارند و بر نتایجِ آن تاثیری نمیگذارند. و شاید مهمتر از همه اینکه روانشناسی همچون علوم سخت (hard sceicne)، در پی کشف (و نه جعلِ) روابطِ علّیِ بینِ پدیدههاست و به همین اعتبار حقیقتِ امور را آنچنانکه هست به ما مینمایاند. در این مورد خاص «حقیقت امور» عبارت است از فرایندهای روانشناختیای که از رهگذر آنها ما انسانها (به عامترین معنای آن) خود و دیگران را میفهمیم و مدیریت میکنیم. تمامی این اهداف با یک روششناسی (methodology) ایدهآل محقق میشوند: روش آزمایشی (experimental method). از آنجا که نویسنده قصد دارد تا از درون همین سنت (یعنی سنت پوزیتیویستی، positivism) به نقد روانشناسی بپردازد این پیشفرضها را بنا به اقتضای بحث میپذیرد.
🔅و اما پرسش اصلی: چرا باید به یافتههای پژوهشهای علمیای که در روانشناسی انجام میشوند در وهله نخست بدبین بود؟ این ادعا مستظهر به چهار دلیل است...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
صدانت
نوشتار نیما اورازانی با عنوان «به سوی شفافیت: فساد در روانشناسی، نقدی از درون» قسمت نخست • صدانت
هدف نویسنده در نوشتار «به سوی شفافیت: فساد در روانشناسی، نقدی از درون» آن است تا از رهگذر چند استدلال به طور خلاصه نشان دهد که چرا باید ...
🍃 تاملی در ترجمهی مفهومِ Deduktion در فلسفهی کانت به زبانِ فارسی
✍️ #مهدی_رعنائی
🔅ترجمهی متونِ کلاسیک فلسفی با چالشی بزرگ روبروست: مترجم باید در عینِ ارائهی ترجمهای دقیقْ از تحمیلِ تفسیری خاص بر آن خودداری کند. این مسئله در ترجمهی متون فیلسوفی مانند کانت جنبههای جدیدی نیز پیدا میکند. از جمله به این خاطر که او، به خلافِ مترجمِ فارسیاش، علاقهای به ساختِ واژگانِ جدید ندارد و برای بیانِ مفاهیمِ گاه انقلابیاش از واژگانِ آشنای سنتهای فلسفیِ پیشین استفاده میکند؛ مثلاً، برای اشاره به نظامِ فلسفیِ خود آن را transzendental مینامد که واژهای با تداعیِ معانیِ بسیار در سنتهای مدرسی است.
🔅در این موارد مترجم علاوهبراینکه باید از ارائهی تفسیری خاص از این واژگان به زبان مقصد خودداری کند، با سوال دیگری نیز مواجه میشود: آیا باید از دو معادلِ متفاوت برای این واژه در زمینههای مختلف استفاده کرد یا تنها از یک واژه؟ و در حالت دوم، آیا باید در حاشیهی متن به خواننده هشدار داد؟ مترجمانِ کانت به زبانهای اروپایی البته کمتر از دیگر زبانها با این مشکل مواجه میشوند. مثلاً در همین مورد خاص مترجمِ انگلیسی میتواند به راحتی از واژهی transcendental استفاده کند که با معادلِ آلمانیِ خود همریشه است.
🔅در این صورت او دیگر نه با این پرسشِ دشوار مواجه میشود که چه معادلی باید برگزیند و نه با پرسشِ دیگر که آیا باید یک واژه انتخاب کند یا دو واژه، چه کانت خود از همان واژه استفاده کرده است. اما در زبانی مانند فارسی که نه تنها خودِ واژهی transzendental در آن به کار نمیرود بلکه حتی معادلِ دقیقی هم برای آن وجود نداشته است، مترجم به هر حال باید دست به یک انتخاب بزند. اول اینکه معادلِ این واژه چه باید باشد و دیگر اینکه آیا این معادل را باید هم در زمینهی فلسفهی کانت و هم در زمینهی فلسفهی مدرسی به کار برد یا باید برای هر کدام واژهای جداگانه برگزید...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
✍️ #مهدی_رعنائی
🔅ترجمهی متونِ کلاسیک فلسفی با چالشی بزرگ روبروست: مترجم باید در عینِ ارائهی ترجمهای دقیقْ از تحمیلِ تفسیری خاص بر آن خودداری کند. این مسئله در ترجمهی متون فیلسوفی مانند کانت جنبههای جدیدی نیز پیدا میکند. از جمله به این خاطر که او، به خلافِ مترجمِ فارسیاش، علاقهای به ساختِ واژگانِ جدید ندارد و برای بیانِ مفاهیمِ گاه انقلابیاش از واژگانِ آشنای سنتهای فلسفیِ پیشین استفاده میکند؛ مثلاً، برای اشاره به نظامِ فلسفیِ خود آن را transzendental مینامد که واژهای با تداعیِ معانیِ بسیار در سنتهای مدرسی است.
🔅در این موارد مترجم علاوهبراینکه باید از ارائهی تفسیری خاص از این واژگان به زبان مقصد خودداری کند، با سوال دیگری نیز مواجه میشود: آیا باید از دو معادلِ متفاوت برای این واژه در زمینههای مختلف استفاده کرد یا تنها از یک واژه؟ و در حالت دوم، آیا باید در حاشیهی متن به خواننده هشدار داد؟ مترجمانِ کانت به زبانهای اروپایی البته کمتر از دیگر زبانها با این مشکل مواجه میشوند. مثلاً در همین مورد خاص مترجمِ انگلیسی میتواند به راحتی از واژهی transcendental استفاده کند که با معادلِ آلمانیِ خود همریشه است.
🔅در این صورت او دیگر نه با این پرسشِ دشوار مواجه میشود که چه معادلی باید برگزیند و نه با پرسشِ دیگر که آیا باید یک واژه انتخاب کند یا دو واژه، چه کانت خود از همان واژه استفاده کرده است. اما در زبانی مانند فارسی که نه تنها خودِ واژهی transzendental در آن به کار نمیرود بلکه حتی معادلِ دقیقی هم برای آن وجود نداشته است، مترجم به هر حال باید دست به یک انتخاب بزند. اول اینکه معادلِ این واژه چه باید باشد و دیگر اینکه آیا این معادل را باید هم در زمینهی فلسفهی کانت و هم در زمینهی فلسفهی مدرسی به کار برد یا باید برای هر کدام واژهای جداگانه برگزید...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
صدانت
تاملی در ترجمهی مفهومِ Deduktion در فلسفهی کانت به زبانِ فارسی • صدانت
این مفهوم به «استنتاج» برگردانده شده و عنوان فصل هم «دربارهی استنتاج مفاهیم فاهمهی محض» آمده است. کانت در معنای حقوقیِ Deduktion و ...
🍃 انتشار شمارۀ ۱۵۸ فصلنامۀ علمی تخصصی اطلاعات حکمت و معرفت
🔅اگر نگوییم مهمترین مسئله در اجتماع روابطی است که افراد با یکدیگر برقرار میکنند، بیشک یکی از اساسیترین دغدغههای هر جامعهای جنس و نوع روابطی است که ذیل آن هویت افراد شکل میگیرد. شناخت این روابط در گرو شناخت دقیق «خود» و «دیگری» است. و در رابطۀ میان خود و دیگری مسئلۀ تنهایی رخ مینماید. در مسئلۀ تنهایی رابطۀ فرد با «دیگری» اهمیت مییابد؛ تنهایی ابعاد گستردهای دارد که علاوه بر روانشناسان و جامعهشناسان، ذهن فلاسفۀ بسیاری را به خود مشغول داشته است. در ویژه نامۀ شماره یکصدو پنجاه و هشتم فصلنامۀ اطلاعات حکمت و معرفت ابعاد مختلف تنهایی و رابطۀ فرد با «دیگری» از دیدگاه برخی از فیلسوفان و روانشناسان مورد مداقه قرار گرفته است. ازاینرو برخی از مقالات این شماره به «دیگری» نیز اختصاص یافته است.
🔅هدف اصلی ویژه نامۀ «تنهایی و دیگری» غور در احوالات انسانی و مشخصاً روابط انسانی است. روابطی که از طرفی باعث رشد و ارتقا و تعالی و از طرفی باعث محدودیت و سلب آرامش و امنیت است. حضور «دیگری» از طرفی گریزناپذیر است و به «خود» تعریف و رنگی جدید میدهد، گویی ما در معیت دیگران هویت مییابیم و ازطرفی همین «دیگری» هویت و فردیت ما را به سلاخی میکشد و دفن میکند. روابط انسانی امری بسیار پیچیده و فهم آن بسیار دیریاب است. فهم این روابط به فهم تک تک افراد و هویت شکلگرفتۀ افراد در اجتماع کمک خواهد کرد. واکاویهای فلسفی در حیطۀ فهم انسان، اغلب در چارچوبهای نظری محصور میمانند و وجهۀ کاربردی ناچیزی پیدا میکنند. از طریق مطالب این ویژه نامه تلاش شده تا با پیوند زدن میان مباحث فلسفی و رواندرمانی مجال کاربردی کردن این مفاهیم فراهم شود. حسن پژوهشهایی از این قسم این است که درحالیکه از برخی تجویزهای عملگرایانهای که ژرفای نظری کمی دارند مصون میماند، در چهارچوبهای انتزاعی و نظری گرفتار نیامده و جنبۀ کاربردی خواهند داشت.
🌐 متن کامل معرفی به همراه سخن دبیر
🌾 @Sedanet
🌾 @Doostanehekmatmarefat
🔅اگر نگوییم مهمترین مسئله در اجتماع روابطی است که افراد با یکدیگر برقرار میکنند، بیشک یکی از اساسیترین دغدغههای هر جامعهای جنس و نوع روابطی است که ذیل آن هویت افراد شکل میگیرد. شناخت این روابط در گرو شناخت دقیق «خود» و «دیگری» است. و در رابطۀ میان خود و دیگری مسئلۀ تنهایی رخ مینماید. در مسئلۀ تنهایی رابطۀ فرد با «دیگری» اهمیت مییابد؛ تنهایی ابعاد گستردهای دارد که علاوه بر روانشناسان و جامعهشناسان، ذهن فلاسفۀ بسیاری را به خود مشغول داشته است. در ویژه نامۀ شماره یکصدو پنجاه و هشتم فصلنامۀ اطلاعات حکمت و معرفت ابعاد مختلف تنهایی و رابطۀ فرد با «دیگری» از دیدگاه برخی از فیلسوفان و روانشناسان مورد مداقه قرار گرفته است. ازاینرو برخی از مقالات این شماره به «دیگری» نیز اختصاص یافته است.
🔅هدف اصلی ویژه نامۀ «تنهایی و دیگری» غور در احوالات انسانی و مشخصاً روابط انسانی است. روابطی که از طرفی باعث رشد و ارتقا و تعالی و از طرفی باعث محدودیت و سلب آرامش و امنیت است. حضور «دیگری» از طرفی گریزناپذیر است و به «خود» تعریف و رنگی جدید میدهد، گویی ما در معیت دیگران هویت مییابیم و ازطرفی همین «دیگری» هویت و فردیت ما را به سلاخی میکشد و دفن میکند. روابط انسانی امری بسیار پیچیده و فهم آن بسیار دیریاب است. فهم این روابط به فهم تک تک افراد و هویت شکلگرفتۀ افراد در اجتماع کمک خواهد کرد. واکاویهای فلسفی در حیطۀ فهم انسان، اغلب در چارچوبهای نظری محصور میمانند و وجهۀ کاربردی ناچیزی پیدا میکنند. از طریق مطالب این ویژه نامه تلاش شده تا با پیوند زدن میان مباحث فلسفی و رواندرمانی مجال کاربردی کردن این مفاهیم فراهم شود. حسن پژوهشهایی از این قسم این است که درحالیکه از برخی تجویزهای عملگرایانهای که ژرفای نظری کمی دارند مصون میماند، در چهارچوبهای انتزاعی و نظری گرفتار نیامده و جنبۀ کاربردی خواهند داشت.
🌐 متن کامل معرفی به همراه سخن دبیر
🌾 @Sedanet
🌾 @Doostanehekmatmarefat
صدانت
معرفی شماره ۱۵۸ نشریه «اطلاعات حکمت و معرفت» • صدانت
اگر نگوییم مهمترین مسئله در اجتماع روابطی است که افراد با یکدیگر برقرار میکنند، بیشک یکی از اساسیترین دغدغههای هر جامعهای جنس و نوع روابطی است که
🍃 تنهایی، عارضهای فراگیر در جهان مدرن
👤 در گفتگوی #آرش_نراقی و #مصطفی_ملکیان
به همت خیریه غدیر
🌐 دریافت فیلم (اصلاحشده) و صوت
🌾 @Sedanet
🌾 @Ghadircharity
🌾 @Arash_naraghi
🌾 @Mostafamalekian
👤 در گفتگوی #آرش_نراقی و #مصطفی_ملکیان
به همت خیریه غدیر
🌐 دریافت فیلم (اصلاحشده) و صوت
🌾 @Sedanet
🌾 @Ghadircharity
🌾 @Arash_naraghi
🌾 @Mostafamalekian
صدانت
«تنهایی، عارضهای فراگیر در جهان مدرن» در گفتگوی آرش نراقی و مصطفی ملکیان • صدانت
مصطفی ملکیان از فیلسوفانِ اخلاق در جامعه امروز ایران در برنامه ای زنده در اینستاگرام که به همت "خیریه غدیر" و در گفتگو با آرش نراقی ...
🎥 درسگفتارهای «بررسی مسئله کمالگرایی»
👤 #آذرخش_مکری (روانپزشک) - ۱۱ جلسه
🔅چه چیزی باعث میشود انسان ها تلاش کنند؟ عدهای راحت میگیرند و عده ای کمالگرا میشوند. کمالگرایی حسی است که من باید بهترین خودم را ارائه بدهم. کمالگرایی حسی فراتر از حس وسواس است. این که همه چیز باید سر جای خودش باشد و خانه باید خیلی تمیز باشد، بخشی از کمالگرایی است. کمالگرایی فراگیرتر از حس وسواسی است.
🔅آیا کمالگرایی و اینکه من دوست دارم همه چیز بهترین خودش باشد و به خودم سخت میگیرم و خودم را نمیبخشم، یک صفت شخصیتی است؟ بعضیها میگویند این یک صفت شخصیتی نیست بلکه یک فکر مزاحم است و به آن شناختهای کمالگرا میگویند، نه یک صفت شخصیتی...
🌐 متن و فیلم تمام جلسات
🌾 @Sedanet
🌾 @DrAzarakhshMokri
👤 #آذرخش_مکری (روانپزشک) - ۱۱ جلسه
🔅چه چیزی باعث میشود انسان ها تلاش کنند؟ عدهای راحت میگیرند و عده ای کمالگرا میشوند. کمالگرایی حسی است که من باید بهترین خودم را ارائه بدهم. کمالگرایی حسی فراتر از حس وسواس است. این که همه چیز باید سر جای خودش باشد و خانه باید خیلی تمیز باشد، بخشی از کمالگرایی است. کمالگرایی فراگیرتر از حس وسواسی است.
🔅آیا کمالگرایی و اینکه من دوست دارم همه چیز بهترین خودش باشد و به خودم سخت میگیرم و خودم را نمیبخشم، یک صفت شخصیتی است؟ بعضیها میگویند این یک صفت شخصیتی نیست بلکه یک فکر مزاحم است و به آن شناختهای کمالگرا میگویند، نه یک صفت شخصیتی...
🌐 متن و فیلم تمام جلسات
🌾 @Sedanet
🌾 @DrAzarakhshMokri
صدانت
درسگفتارهای «بررسی مسئله کمالگرایی» از آذرخش مکری • صدانت
کمالگرایی حسی فراتر از حس وسواس است. این که همه چیز باید سر جای خودش باشد و خانه باید خیلی تمیز باشد، بخشی از کمالگرایی است. کمالگرایی ...
🍃 انسان اخلاقی؛ چگونه به یک فرد اخلاقی تبدیل میشویم؟
✍️ میشل اسکالمن
مترجم: محمدرضا جهانگیرزاده
🔅ظرفیت کودک برای رشد همدلی، تعلقات اخلاقی و اصول اخلاقی بین دو و چهار سالگی، یعنی مدت کوتاهی پس از استقلال در دنیای اجتماعی، ظاهر میشود(برلسون، ۱۹۸۲). شکوفا شدن این ظرفیتها تحت تأثیر محیط اجتماعی کودک، از جمله شیوههای برخورد و تعلیم آنها توسط والدین، همسالان و افراد مهم قرار دارد. به عبارت دیگر، در خلال سالهای اول زندگی، کودکان به صورت خود انگیخته به تأثیرات و دستورالعملهای اخلاقی حساسیت دارند. این حساسیتها را میتوان به سه قلمرویی که ما از آن صحبت کردیم، تقسیم نمود.
🔅بنابراین، زمانی که پدر یا مادر میگویند، «فکر کن اگر کسی این کار را با تو انجام دهد چه احساسی خواهی داشت» آنها از ظرفیتهای همدلی کودک استفاده میکنند. زمانی که والدین به قانون طلایی متوسل میشوند یا توضیح میدهند که «هر کسی شایستگی آن را دارد که برخورد عادلانه ای با وی صورت گیرد»، آنها ظرفیت ایجاد اصول اخلاقی را درگیر میکنند. و زمانی که والدین با اخم به کودک خود میگویند، «زمانی که تو اینگونه با دیگری برخورد میکنی، ناامید میشوم» یا «این شیوه رفتار خانواده تو نیست»، آنها ظرفیت کودک برای تعلق اخلاقی را به کار میگیرند...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
✍️ میشل اسکالمن
مترجم: محمدرضا جهانگیرزاده
🔅ظرفیت کودک برای رشد همدلی، تعلقات اخلاقی و اصول اخلاقی بین دو و چهار سالگی، یعنی مدت کوتاهی پس از استقلال در دنیای اجتماعی، ظاهر میشود(برلسون، ۱۹۸۲). شکوفا شدن این ظرفیتها تحت تأثیر محیط اجتماعی کودک، از جمله شیوههای برخورد و تعلیم آنها توسط والدین، همسالان و افراد مهم قرار دارد. به عبارت دیگر، در خلال سالهای اول زندگی، کودکان به صورت خود انگیخته به تأثیرات و دستورالعملهای اخلاقی حساسیت دارند. این حساسیتها را میتوان به سه قلمرویی که ما از آن صحبت کردیم، تقسیم نمود.
🔅بنابراین، زمانی که پدر یا مادر میگویند، «فکر کن اگر کسی این کار را با تو انجام دهد چه احساسی خواهی داشت» آنها از ظرفیتهای همدلی کودک استفاده میکنند. زمانی که والدین به قانون طلایی متوسل میشوند یا توضیح میدهند که «هر کسی شایستگی آن را دارد که برخورد عادلانه ای با وی صورت گیرد»، آنها ظرفیت ایجاد اصول اخلاقی را درگیر میکنند. و زمانی که والدین با اخم به کودک خود میگویند، «زمانی که تو اینگونه با دیگری برخورد میکنی، ناامید میشوم» یا «این شیوه رفتار خانواده تو نیست»، آنها ظرفیت کودک برای تعلق اخلاقی را به کار میگیرند...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
صدانت
انسان اخلاقی؛ چگونه به یک فرد اخلاقی تبدیل میشویم؟ • صدانت
ظرفیت کودک برای رشد همدلی، تعلقات اخلاقی و اصول اخلاقی بین دو و چهار سالگی، یعنی مدت کوتاهی پس از استقلال در دنیای اجتماعی، ظاهر میشود...
🍃 آسیب شناسی ترجمۀ متون فلسفی
🔅ترجمۀ آثار فیلسوفان غربی ضرورتی انکارناپذیر است و راه را برای شناخت سیر تفکر فلسفی در غرب باز می کند. در کشور ما مدتهاست که مترجمان به این مهم پرداخته اند، اما به نظر می رسد در این زمینه آسیب هایی وجود دارد که برطرف کردن آنها زمینه را برای ترجمۀ بهتر متون فلسفی فراهم می آورد. در این باره با دکتر #هدایت_علوی_تبار ، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، به گفت و گو نشسته ایم...
🔅... ترجمه هم علم است هم فن و هم هنر. از این جهت که علم است می توان آن را فراگرفت یا آموزش داد. از این حیث که فن است باید با ممارست در آن تبحر پیدا کرد. اما از این جهت که هنر است امری ذاتی است نه اکتسابی، مانند طبع شعر که فراگرفتنی نیست. به همین دلیل است که ترجمۀ ماشینی نمی تواند جایگزین ترجمۀ انسانی شود زیرا دست کم فن و هنر را نمی توان به ماشین آموزش داد. متأسفانه برخی از مترجمان ما یا علم این کار را فرانگرفته اند یا در این کار تبحر پیدا نکرده اند یا هنر آن را ندارند و یا از دو یا هر سۀ اینها بی بهره هستند. اگر بحث خود را به ترجمۀ متون فلسفی محدود کنیم به مشکل دیگری نیز برمی خوریم. برخی از کسانی که به ترجمۀ آثار فلسفی مشغولند تحصیلات یا سواد فلسفی کافی ندارند و فقط با اتکا به دانش زبانی خود وارد این عرصه شده اند و در مقابل، برخی که فلسفه می دانند از دانش زبانی کافی برخوردار نیستند...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
🔅ترجمۀ آثار فیلسوفان غربی ضرورتی انکارناپذیر است و راه را برای شناخت سیر تفکر فلسفی در غرب باز می کند. در کشور ما مدتهاست که مترجمان به این مهم پرداخته اند، اما به نظر می رسد در این زمینه آسیب هایی وجود دارد که برطرف کردن آنها زمینه را برای ترجمۀ بهتر متون فلسفی فراهم می آورد. در این باره با دکتر #هدایت_علوی_تبار ، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، به گفت و گو نشسته ایم...
🔅... ترجمه هم علم است هم فن و هم هنر. از این جهت که علم است می توان آن را فراگرفت یا آموزش داد. از این حیث که فن است باید با ممارست در آن تبحر پیدا کرد. اما از این جهت که هنر است امری ذاتی است نه اکتسابی، مانند طبع شعر که فراگرفتنی نیست. به همین دلیل است که ترجمۀ ماشینی نمی تواند جایگزین ترجمۀ انسانی شود زیرا دست کم فن و هنر را نمی توان به ماشین آموزش داد. متأسفانه برخی از مترجمان ما یا علم این کار را فرانگرفته اند یا در این کار تبحر پیدا نکرده اند یا هنر آن را ندارند و یا از دو یا هر سۀ اینها بی بهره هستند. اگر بحث خود را به ترجمۀ متون فلسفی محدود کنیم به مشکل دیگری نیز برمی خوریم. برخی از کسانی که به ترجمۀ آثار فلسفی مشغولند تحصیلات یا سواد فلسفی کافی ندارند و فقط با اتکا به دانش زبانی خود وارد این عرصه شده اند و در مقابل، برخی که فلسفه می دانند از دانش زبانی کافی برخوردار نیستند...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
صدانت
هدایت علوی تبار؛ آسیب شناسی ترجمۀ متون فلسفی • صدانت
ترجمۀ آثار فیلسوفان غربی ضرورتی انکارناپذیر است و راه را برای شناخت سیر تفکر فلسفی در غرب باز می کند. در کشور ما مدتهاست که مترجمان...
🍃 درسگفتارهای درآمدی بر فلسفه دین
👤 #حامد_قدیری | ۱۶ جلسه
🔅 حامد قدیری: دورهی درآمدی بر فلسفه دین بر پایهی کتاب ارجمند «عقل و اعتقاد دینی» برگزار شد. محتوای هر جلسه توضیح و تشریح یکی از فصول کتاب بود اما معمولا تلاش کردم مسئلهی اصلی را با افزودنِ محتوای تکمیلی ارائه کنم. این دوره برای کسانی مفید است که به فلسفه دین علاقه دارند و میخواهند مدخلی برای ورود به مباحث این حوزه پیدا کنند. طبعا برای کسانی که متخصص این حوزهاند، اکثر مباحث طرحشده پیشپاافتاده قلمداد میشود...
🌐 دریافت صوت و فایلها
🌾 @Sedanet
🌾 @Hamedghadiri02
👤 #حامد_قدیری | ۱۶ جلسه
🔅 حامد قدیری: دورهی درآمدی بر فلسفه دین بر پایهی کتاب ارجمند «عقل و اعتقاد دینی» برگزار شد. محتوای هر جلسه توضیح و تشریح یکی از فصول کتاب بود اما معمولا تلاش کردم مسئلهی اصلی را با افزودنِ محتوای تکمیلی ارائه کنم. این دوره برای کسانی مفید است که به فلسفه دین علاقه دارند و میخواهند مدخلی برای ورود به مباحث این حوزه پیدا کنند. طبعا برای کسانی که متخصص این حوزهاند، اکثر مباحث طرحشده پیشپاافتاده قلمداد میشود...
🌐 دریافت صوت و فایلها
🌾 @Sedanet
🌾 @Hamedghadiri02
صدانت
درسگفتارهای درآمدی بر فلسفه دین از حامد قدیری • صدانت
حامد قدیری: دورهی درآمدی بر فلسفه دین بر پایهی کتاب ارجمند «عقل و اعتقاد دینی» برگزار شد. محتوای هر جلسه توضیح و تشریح یکی از فصول ...
🍃 پادکستهای نرسیده به درخت
"نرسیده به درخت کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر است"
🔅پادکست نرسیده به درخت گفتگویی صمیمی است بین یک دغدغهمند و یک پژوهشگر دینی. حامد صادقی پرسشها و دغدغههای خود در باب دین، معنویت و اخلاق را مطرح میکند و فرهاد شفتی سعی میکند با تکیه بر تعقل، قرآن و تجربهی جمعی به آنها پاسخ دهد. اهمیت موضوعات مطرح شده، تنوع آنها، نگاه تکثرگرا، دروندینی و فرادینی، گفتگو محوری و تلاش برای پرهیز از محتوی صرفا تخصصی از ویژگیهای جذاب این بحثهای پادکستی است.
🔅#فرهاد_شفتی پژوهشگر دینی است که در زمینهی قرآن و بازنگری فهم دینی بر مبنای قرآن فعالیت پژوهشی دارد. او دارای دکتری مطالعات اسلامی از دانشگاه ادینبورگ و دکتری تحقیق عملیاتی از دانشگاه استراثکلاید است و #حامد_صادقی سالها معلم بوده و از نزدیک با دغدغههای نسل جوان آشنایی دارد. او علاقهمند به مباحث اخلاقی، دینی و اجتماعی است.
🌐 دریافت یا شنیدن تمام قسمتهای پادکست
🌾 @Sedanet
🌾 @farhadshafti
"نرسیده به درخت کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر است"
🔅پادکست نرسیده به درخت گفتگویی صمیمی است بین یک دغدغهمند و یک پژوهشگر دینی. حامد صادقی پرسشها و دغدغههای خود در باب دین، معنویت و اخلاق را مطرح میکند و فرهاد شفتی سعی میکند با تکیه بر تعقل، قرآن و تجربهی جمعی به آنها پاسخ دهد. اهمیت موضوعات مطرح شده، تنوع آنها، نگاه تکثرگرا، دروندینی و فرادینی، گفتگو محوری و تلاش برای پرهیز از محتوی صرفا تخصصی از ویژگیهای جذاب این بحثهای پادکستی است.
🔅#فرهاد_شفتی پژوهشگر دینی است که در زمینهی قرآن و بازنگری فهم دینی بر مبنای قرآن فعالیت پژوهشی دارد. او دارای دکتری مطالعات اسلامی از دانشگاه ادینبورگ و دکتری تحقیق عملیاتی از دانشگاه استراثکلاید است و #حامد_صادقی سالها معلم بوده و از نزدیک با دغدغههای نسل جوان آشنایی دارد. او علاقهمند به مباحث اخلاقی، دینی و اجتماعی است.
🌐 دریافت یا شنیدن تمام قسمتهای پادکست
🌾 @Sedanet
🌾 @farhadshafti
صدانت
پادکستهای نرسیده به درخت • صدانت
پادکست نرسیده به درخت گفتگویی است بین یک دغدغهمند و یک پژوهشگر دینی. حامد صادقی پرسشها و دغدغههای خود در باب دین، معنویت و اخلاق را ...
🍃 ریشههای اخلاقی لیبرالها و محافظهکاران
👤 #جاناتان_هایت
🔅بدترین ایده روانشناسی اینه که ذهن هنگام تولد یه تخته سنگ خالیه. روانشناسی تکاملی نشان داده بچه ها در بدو تولد اطلاعات زیادی درباره دنیای فیزیکی و اجتماع دارن، و طوری برنامه ریزی شدن که یه سری چیزا رو براحتی یاد بگیرن و یه سری رو کمی سختتر. بهترین تعریفی که تا به حال شنیدم برای ذاتی بودن — که خیلی چیزا رو توضیح میده — از دانشمند معروف،Gary Marcusهست، که اینطور میگه: “سازمان اولیه مغز زیاد به تجربیات وابسته نیست. طبیعت در ابتدا یه پیش نویس مینویسه که تجربیات بعدا روی اون بازنویسی می کنند. پیش نویس شده به معنی غیر انعطاف پذیر نیست ، بلکه یعنی پیش از تجربیات ساخته شده. خوب حالا روی اولین پیش نویس اخلاقیات در ذهن چی نوشته؟ برای پی بردن به این مطلب من و همکارم Craig Joseph، بین مقالات مردم شناسی، گوناگونی فرهنگی اخلاق و روانشناسی فرگشتی، بدنبال شباهتها گشتیم. دنبال اصول مشترک اخلاقی بودیم که مردم در رشته های مختلف یا توی فرهنگهای مختلف، حتی بین گونه های مختلف از انها صحبت می کنند. ما ۵ تا تشابه توی همه اینا پیدا کردیم، که اسمشو گذاشتیم پنج اصل اخلاق.
🔅اولیش هست “مواظبت از آسیب”. ما همه از پستانداران هستیم با یه عالمه تنظیمات هرمونی-عصبی، که ما رو به هم پیوند میده، که باعث میشه با دیگران، به خصوص با ناتوانها حس همدردی داشته باشیم. به ما یه حس قوی علیه کسانیکه باعث آزار دیگران میشن میده. این اصل اخلاقی ۷۰٪ بیانیه های اخلاقی که تا حالا در TEDشنیدم رو در بر میگیره.
🔅دومیش “انصاف متقابل” هست. در مورد حیوانات زیاد آشکار نیست ولی در انسانها کاملا مشهوده. نقاشیNorman Rockwell “قانون طلایی” نامیده میشه. اصل دومی ۳۰٪بیانات اخلاقی گفته شده در TEDرو تشکیل میده. و به قول کارن ارمسترانگ مبنای بسیاری از دینهاست.
🔅اصل سوم”وفاداری به گروه” هست. در بین حیوانات هم، گروه پیدا میشه البته گروه های معمولا خیلی کوچک و عمدتا فقط شامل افراد خانواده. فقط بین انسانها گروههای خیلی بزرگ پیدامیشن، که با هم همکاری میکنند و متحد میشن– که البته متحد میشن که با گروههای دیگر بجنگند. این احتمالا ریشه در زندگی قبیله ای گذشته ما داره، و ظاهرا اونقدر لذت بخشه که ما حتی اگه قبیله ای نداشته باشیم، یکی واسه خودمون میسازیم. ( خنده) نسبت ورزش به جنگ. ما میخوایم یه سری انگیزه های خیلی خیلی باستانی رو تمرین و پرورش بدیم.
🔅اصل چهارم “احترام به قدرت” هست. در اینجا شما دوژست مطیعانه از دوگونه خیلی نزدیک به هم را میبینین ولی اقتدار در انسان به اندازه دیگر پستانداران برپایه زور و وحشیگری نیست. بیشتر بر اساس احترام داوطلبانه و دوست داشتن هست.
اصل پنجم “پاکی و تقدس” هست. نام این تابلو “تمثیل عفت” هست. اما خلوص فقط در مورد سرکوب تمایلات جنسی زنان نیست. بلکه در باره هر ایده ای که به شما میگه چطور میتونید خالص بشید با کنترل داشتن بر بدنتان وخوراکتان. راستگراهای سیاسی بیشتر درباره اخلاقیات در *** حرف میزنن در حالیکه چپگراها بیشتر از غذا خوردن درستتر و بهتر حرف میزنن. امروزه غذا یه مقوله بسیار اخلاقی شده، مردم در مورد سلامت غذا بسیار حرف میزنن، بعنوان چیزیکه قراره وارد بدن بشه.
🔅تصور میکنم این پنج تا اصولی هستن که در ذهن کودک نوزاد پیشنویس شده اند. اگر واقعا پنج اصل در نحوه کار ذهن وجود دارد — پنج اصل ذاتی و احساسی — پس میشه به ذهن اخلاقی مثل یه رادیو که ۵ کانال داره و میشه تنظیماتش روتغییرداد نگاه کرد. من و همکارام “Brian Nosek و Jesse Graham”،یه پرسشنامه درست کردیم که گذاشتیمش روی سایت که تا حالا ۳۰,۰۰۰ نفر امتحانش کردن، شما هم میتونید.نتیجه اش بدین صورته. این نتیجه تست۲۳,۰۰۰ نفراز شهروندای آمریکایی هست. سمت چپ امتیاز لیبرال ها رسم شده،سمت راست امتیاز محافظه کاران ، دروسط میانه روها. خط آبی پاسخ مردم را بطور متوسط به سوالهای مربوط به «آسیب» نشان می دهد.
🔅پس، میشه دید که مردم به «مراقبت در برابر آسیب» اهمیت میدهند. اونا اغلب به مقوله های اینچنینی اهمیت میدهند. البته همینطور که از شیب نمودار بر میاد، لیبرالها کمی بیشتر اهمیت میدهند. و به همین ترتیب برای عدالت. اما به سه خط دیگر نگاهی بیندازید، برای لیبرال ها امتیازها بسیار پایین است. لیبرال ها در واقع دارن میگن، “نه، این ها مربوط به اخلاق نیست. اقتدار گروهی، خلوص و اینا ربطی به اخلاق ندارن.” اما وقتی مردم محافظه کارتر باشند این مقادیر بالا میره. میشه گفت لیبرالها بنوعی دوکانالی یا دارای اخلاق دو وجهی اند. در حالیکه محافظه کارها ۵ کاناله یا دارای اخلاق پنج وجهی اند. در حالیکه محافظه کارها ۵ کاناله یا دارای اخلاق پنج وجهی اند...
🌐 مشاهده فیلم کامل سخنرانی با زیرنویس فارسی
🌾 @Sedanet
👤 #جاناتان_هایت
🔅بدترین ایده روانشناسی اینه که ذهن هنگام تولد یه تخته سنگ خالیه. روانشناسی تکاملی نشان داده بچه ها در بدو تولد اطلاعات زیادی درباره دنیای فیزیکی و اجتماع دارن، و طوری برنامه ریزی شدن که یه سری چیزا رو براحتی یاد بگیرن و یه سری رو کمی سختتر. بهترین تعریفی که تا به حال شنیدم برای ذاتی بودن — که خیلی چیزا رو توضیح میده — از دانشمند معروف،Gary Marcusهست، که اینطور میگه: “سازمان اولیه مغز زیاد به تجربیات وابسته نیست. طبیعت در ابتدا یه پیش نویس مینویسه که تجربیات بعدا روی اون بازنویسی می کنند. پیش نویس شده به معنی غیر انعطاف پذیر نیست ، بلکه یعنی پیش از تجربیات ساخته شده. خوب حالا روی اولین پیش نویس اخلاقیات در ذهن چی نوشته؟ برای پی بردن به این مطلب من و همکارم Craig Joseph، بین مقالات مردم شناسی، گوناگونی فرهنگی اخلاق و روانشناسی فرگشتی، بدنبال شباهتها گشتیم. دنبال اصول مشترک اخلاقی بودیم که مردم در رشته های مختلف یا توی فرهنگهای مختلف، حتی بین گونه های مختلف از انها صحبت می کنند. ما ۵ تا تشابه توی همه اینا پیدا کردیم، که اسمشو گذاشتیم پنج اصل اخلاق.
🔅اولیش هست “مواظبت از آسیب”. ما همه از پستانداران هستیم با یه عالمه تنظیمات هرمونی-عصبی، که ما رو به هم پیوند میده، که باعث میشه با دیگران، به خصوص با ناتوانها حس همدردی داشته باشیم. به ما یه حس قوی علیه کسانیکه باعث آزار دیگران میشن میده. این اصل اخلاقی ۷۰٪ بیانیه های اخلاقی که تا حالا در TEDشنیدم رو در بر میگیره.
🔅دومیش “انصاف متقابل” هست. در مورد حیوانات زیاد آشکار نیست ولی در انسانها کاملا مشهوده. نقاشیNorman Rockwell “قانون طلایی” نامیده میشه. اصل دومی ۳۰٪بیانات اخلاقی گفته شده در TEDرو تشکیل میده. و به قول کارن ارمسترانگ مبنای بسیاری از دینهاست.
🔅اصل سوم”وفاداری به گروه” هست. در بین حیوانات هم، گروه پیدا میشه البته گروه های معمولا خیلی کوچک و عمدتا فقط شامل افراد خانواده. فقط بین انسانها گروههای خیلی بزرگ پیدامیشن، که با هم همکاری میکنند و متحد میشن– که البته متحد میشن که با گروههای دیگر بجنگند. این احتمالا ریشه در زندگی قبیله ای گذشته ما داره، و ظاهرا اونقدر لذت بخشه که ما حتی اگه قبیله ای نداشته باشیم، یکی واسه خودمون میسازیم. ( خنده) نسبت ورزش به جنگ. ما میخوایم یه سری انگیزه های خیلی خیلی باستانی رو تمرین و پرورش بدیم.
🔅اصل چهارم “احترام به قدرت” هست. در اینجا شما دوژست مطیعانه از دوگونه خیلی نزدیک به هم را میبینین ولی اقتدار در انسان به اندازه دیگر پستانداران برپایه زور و وحشیگری نیست. بیشتر بر اساس احترام داوطلبانه و دوست داشتن هست.
اصل پنجم “پاکی و تقدس” هست. نام این تابلو “تمثیل عفت” هست. اما خلوص فقط در مورد سرکوب تمایلات جنسی زنان نیست. بلکه در باره هر ایده ای که به شما میگه چطور میتونید خالص بشید با کنترل داشتن بر بدنتان وخوراکتان. راستگراهای سیاسی بیشتر درباره اخلاقیات در *** حرف میزنن در حالیکه چپگراها بیشتر از غذا خوردن درستتر و بهتر حرف میزنن. امروزه غذا یه مقوله بسیار اخلاقی شده، مردم در مورد سلامت غذا بسیار حرف میزنن، بعنوان چیزیکه قراره وارد بدن بشه.
🔅تصور میکنم این پنج تا اصولی هستن که در ذهن کودک نوزاد پیشنویس شده اند. اگر واقعا پنج اصل در نحوه کار ذهن وجود دارد — پنج اصل ذاتی و احساسی — پس میشه به ذهن اخلاقی مثل یه رادیو که ۵ کانال داره و میشه تنظیماتش روتغییرداد نگاه کرد. من و همکارام “Brian Nosek و Jesse Graham”،یه پرسشنامه درست کردیم که گذاشتیمش روی سایت که تا حالا ۳۰,۰۰۰ نفر امتحانش کردن، شما هم میتونید.نتیجه اش بدین صورته. این نتیجه تست۲۳,۰۰۰ نفراز شهروندای آمریکایی هست. سمت چپ امتیاز لیبرال ها رسم شده،سمت راست امتیاز محافظه کاران ، دروسط میانه روها. خط آبی پاسخ مردم را بطور متوسط به سوالهای مربوط به «آسیب» نشان می دهد.
🔅پس، میشه دید که مردم به «مراقبت در برابر آسیب» اهمیت میدهند. اونا اغلب به مقوله های اینچنینی اهمیت میدهند. البته همینطور که از شیب نمودار بر میاد، لیبرالها کمی بیشتر اهمیت میدهند. و به همین ترتیب برای عدالت. اما به سه خط دیگر نگاهی بیندازید، برای لیبرال ها امتیازها بسیار پایین است. لیبرال ها در واقع دارن میگن، “نه، این ها مربوط به اخلاق نیست. اقتدار گروهی، خلوص و اینا ربطی به اخلاق ندارن.” اما وقتی مردم محافظه کارتر باشند این مقادیر بالا میره. میشه گفت لیبرالها بنوعی دوکانالی یا دارای اخلاق دو وجهی اند. در حالیکه محافظه کارها ۵ کاناله یا دارای اخلاق پنج وجهی اند. در حالیکه محافظه کارها ۵ کاناله یا دارای اخلاق پنج وجهی اند...
🌐 مشاهده فیلم کامل سخنرانی با زیرنویس فارسی
🌾 @Sedanet
3danet.net
جاناتان هایت: ریشههای اخلاقی لیبرالها و محافظهکاران
اگر با این خصوصیت انسان آشنا باشید، میتونین معماهای زیادی راجع به رفتار انسانها رو درک کنید. میتونید بفهمید چرا هنرمندا اینقدر با حسابدارها ...
🎥 سعید گرمارودی: بررسی اجمالی نظرات دونالد هافمن
🔅در این مجموعه ویدیوها سعید گرمارودی، پژوهشگرِ حوزه روانشناسی، به بررسی اجمالی نظرات دونالد هافمن میپردازد. سعید گرمارودی دانش آموخته مدیریت در دانشگاه تهران است و در حالِ حاضر، دانشجوی دکترای روانشناسی در دانشگاه کلمسونِ آمریکا میباشد. او به طور ویژه در زمینه های فرهنگ سازمانی و روانشناسی دین به کار پژوهش مشغول است.
🔅مساله ذهن و بدن از موضوعات جالب توجّه در میان فیلسوفان و دانشمندان است. مباحثاتی که در این حوزه جریان دارد، از نتایجِ تحقیقاتِ علوم شناختی و علومِ عصبی تاثیر میپذیرد. برای مثال، کشفِ تناظر و همزمانی میان فعالیت های مغزی با محتواهای آگاهی، بسیاری را از دوگانه انگاری دکارتی به سوی مادّه گرایی سوق داد. اما دونالد هافمن، استاد کهنه کارِ حوزه علوم شناختی از دانشگاه کالیفرنیا ارواین، نه دوگانه انگاری و نه مادّه گرایی، بلکه (هم رای با کانت و بارکلی) ایدِئالیسم را سازگارترین نگاه با یافته های اخیر علوم شناختی میداند. او در کتاب اخیر خود، که “موردی بر علیهِ واقعیت” نامگذاری شده است، کوشیده است نشان دهد که چرا پیش فرض های مادّه گرایان با برخی مشاهداتِ علمی در تضاد است اما رویکرد جایگزین، یعنی آگاهی-محوری، سازگاریِ بیشتری با یافته های اخیرِ علمی دارد. در این کتاب، مکاتباتِ متقابلِ او با فرانسیس کریک، برنده جایزه نوبل که آگاهی را حاصلِ فعالیتِ نورون های مغزی میدانست، نیز بررسی شده است.
🔅دونالد هافمن بیش از سی سال از عمر خود را در مطالعه آگاهی، ادراک و روانشناسیِ تکاملی صرف کرده است. او در تدتاک معروف خود در سال ۲۰۱۵ با عنوان “آیا واقعیت را همانگونه که هست در میابیم؟” ، از این سخن گفت که ساز و کارهای تکاملی باعث شده است که واقعیتِ هستی پوشیده بماند. او دکترای خود را از دانشگاه ام آی تی اخذ کرده است و در کنار برناردو کاستروپ، از برجسته ترین مدافعانِ معاصرِ نگاهِ ایدِئالیستی به شمار می رود.
🌐 دریافت فیلم تمام جلسات
🌾 @Sedanet
🌾 @Saeed_Garmaroudi
🔅در این مجموعه ویدیوها سعید گرمارودی، پژوهشگرِ حوزه روانشناسی، به بررسی اجمالی نظرات دونالد هافمن میپردازد. سعید گرمارودی دانش آموخته مدیریت در دانشگاه تهران است و در حالِ حاضر، دانشجوی دکترای روانشناسی در دانشگاه کلمسونِ آمریکا میباشد. او به طور ویژه در زمینه های فرهنگ سازمانی و روانشناسی دین به کار پژوهش مشغول است.
🔅مساله ذهن و بدن از موضوعات جالب توجّه در میان فیلسوفان و دانشمندان است. مباحثاتی که در این حوزه جریان دارد، از نتایجِ تحقیقاتِ علوم شناختی و علومِ عصبی تاثیر میپذیرد. برای مثال، کشفِ تناظر و همزمانی میان فعالیت های مغزی با محتواهای آگاهی، بسیاری را از دوگانه انگاری دکارتی به سوی مادّه گرایی سوق داد. اما دونالد هافمن، استاد کهنه کارِ حوزه علوم شناختی از دانشگاه کالیفرنیا ارواین، نه دوگانه انگاری و نه مادّه گرایی، بلکه (هم رای با کانت و بارکلی) ایدِئالیسم را سازگارترین نگاه با یافته های اخیر علوم شناختی میداند. او در کتاب اخیر خود، که “موردی بر علیهِ واقعیت” نامگذاری شده است، کوشیده است نشان دهد که چرا پیش فرض های مادّه گرایان با برخی مشاهداتِ علمی در تضاد است اما رویکرد جایگزین، یعنی آگاهی-محوری، سازگاریِ بیشتری با یافته های اخیرِ علمی دارد. در این کتاب، مکاتباتِ متقابلِ او با فرانسیس کریک، برنده جایزه نوبل که آگاهی را حاصلِ فعالیتِ نورون های مغزی میدانست، نیز بررسی شده است.
🔅دونالد هافمن بیش از سی سال از عمر خود را در مطالعه آگاهی، ادراک و روانشناسیِ تکاملی صرف کرده است. او در تدتاک معروف خود در سال ۲۰۱۵ با عنوان “آیا واقعیت را همانگونه که هست در میابیم؟” ، از این سخن گفت که ساز و کارهای تکاملی باعث شده است که واقعیتِ هستی پوشیده بماند. او دکترای خود را از دانشگاه ام آی تی اخذ کرده است و در کنار برناردو کاستروپ، از برجسته ترین مدافعانِ معاصرِ نگاهِ ایدِئالیستی به شمار می رود.
🌐 دریافت فیلم تمام جلسات
🌾 @Sedanet
🌾 @Saeed_Garmaroudi
3danet.net
سعید گرمارودی: بررسی اجمالی نظرات دونالد هافمن
سعید گرمارودی، پژوهشگرِ حوزه روانشناسی، به بررسی اجمالی نظرات دونالد هافمن میپردازد. وی در زمینه های فرهنگ سازمانی و روانشناسی دین ...
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بیژن عبدالکریمی به اتهام دفاع از نظام پهلوی در سخنرانیای به دعوت وزارت کشور (۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۸) روز گذشته (۱۳ شهریور ۱۴۰۰) از دانشگاه اخراج شد.
* کلیپ فوق قسمتی از سخنان ایشان در برنامه قرن جدید (خرداد ۱۴۰۰) است.
🌾 @Sedanet
🌾 @Bijanabdolkarimi
* کلیپ فوق قسمتی از سخنان ایشان در برنامه قرن جدید (خرداد ۱۴۰۰) است.
🌾 @Sedanet
🌾 @Bijanabdolkarimi
🍃 مدخل گونهگرایی از مجموعهی «فلسفه در هزار کلمه: مفاهیم مقدماتی»
✍️ دن لُو، استاد فلسفه در دانشگاه میشیگان
مترجم: علی بنیاسد
🔅 بشر از حیواناتِ غیرانسان به اَشکال مختلفی استفاده میکند: برای آزمایشهای علمی، پوشاک، و خوراک. چنین استفادههایی معمولاً به حیوانات آزار میرساند و آزردن هم اغلب اشتباه است. این سؤال پیش میآید که حیوانات چه مشخصهای دارند—اگر اصلاً داشته باشند—که ممکن است این آزاررسانیها را موجه سازد.
🔅 یکی از پاسخهایش میتواند صرفاً همین باشد که آنها حیواناند. این نگرشِ گونهگرایی است. بنا بر این ادعا نوع رفتار با موجودات (کاملاً یا تا اندازهای) بر اساس عضویتِ آنها در گونهی جانوریشان معین میشود. گونهگرایی با اولویتدادن به منافع گونهی خود در مقابل گونههای دیگر گره خورده است: چون حیوانات به گونهی ما تعلق ندارند، پس میتوانیم با آنان چنان کنیم که با انسانها هرگز مجاز نمیبینیم.
🔅 به نظر میرسد بیشترِ مردم گونهگرایی را میپذیرند. با این حال، تعدادی از فلاسفه استدلال میکنند گونهگرایی منعکسکنندهی تبعیضیست سوگیرانه به نفع گروه خودمان—شبیه نژادپرستی و تبعیض جنسی. در این جستار، نگاهی میاندازیم به انواع مختلف گونهگرایی و ایرادهایی که به آن وارد است.
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
✍️ دن لُو، استاد فلسفه در دانشگاه میشیگان
مترجم: علی بنیاسد
🔅 بشر از حیواناتِ غیرانسان به اَشکال مختلفی استفاده میکند: برای آزمایشهای علمی، پوشاک، و خوراک. چنین استفادههایی معمولاً به حیوانات آزار میرساند و آزردن هم اغلب اشتباه است. این سؤال پیش میآید که حیوانات چه مشخصهای دارند—اگر اصلاً داشته باشند—که ممکن است این آزاررسانیها را موجه سازد.
🔅 یکی از پاسخهایش میتواند صرفاً همین باشد که آنها حیواناند. این نگرشِ گونهگرایی است. بنا بر این ادعا نوع رفتار با موجودات (کاملاً یا تا اندازهای) بر اساس عضویتِ آنها در گونهی جانوریشان معین میشود. گونهگرایی با اولویتدادن به منافع گونهی خود در مقابل گونههای دیگر گره خورده است: چون حیوانات به گونهی ما تعلق ندارند، پس میتوانیم با آنان چنان کنیم که با انسانها هرگز مجاز نمیبینیم.
🔅 به نظر میرسد بیشترِ مردم گونهگرایی را میپذیرند. با این حال، تعدادی از فلاسفه استدلال میکنند گونهگرایی منعکسکنندهی تبعیضیست سوگیرانه به نفع گروه خودمان—شبیه نژادپرستی و تبعیض جنسی. در این جستار، نگاهی میاندازیم به انواع مختلف گونهگرایی و ایرادهایی که به آن وارد است.
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
صدانت
مدخل گونهگرایی از مجموعهی «فلسفه در هزار کلمه: مفاهیم مقدماتی» • صدانت
بنابر نگرش گونهگرایی، نوع رفتار با موجودات بر اساس عضویتِ آنها در گونهی جانوریشان معین میشود. گونهگرایی با اولویتدادن به منافع ...
🔷معرفی چند کانال مفید
🌱 سخنرانیها
@Sokhanranihaa
🌱 فرهنگساز
@farhangsaz_youtube
🌱 صدانت تیوی
@Sedanettv
🌱 آرش نراقی
@arash_naraghi
🌱 فرهاد شفتی
@farhadshafti
🌱 شرح آرزومندی
@sharhe_arezoomandi
🌱 روان بشناس
@ravanbeshnas
🌱 مصطفی ملکیان
@Mostafamalekian
🌱نشستهای فرهنگی، علوم انسانی و علوم اجتماعی
@News_sedanet
☘️ مرجع کاملتری از کانال های مفید
🌱 سخنرانیها
@Sokhanranihaa
🌱 فرهنگساز
@farhangsaz_youtube
🌱 صدانت تیوی
@Sedanettv
🌱 آرش نراقی
@arash_naraghi
🌱 فرهاد شفتی
@farhadshafti
🌱 شرح آرزومندی
@sharhe_arezoomandi
🌱 روان بشناس
@ravanbeshnas
🌱 مصطفی ملکیان
@Mostafamalekian
🌱نشستهای فرهنگی، علوم انسانی و علوم اجتماعی
@News_sedanet
☘️ مرجع کاملتری از کانال های مفید
🍃 «خودبنیادی» و روشنفکری ایرانی
✍️ #نظام_بهرامی_کمیل
خودبنیادی مهمترین مولفه فلسفی و ارزشی مدرنیته است که رابطه و همپوشانی زیادی با سایر مولفههای اساسی مدرنیته مانند عقلگرایی، اومانیسم(در دو شکل فردگرایی و جمعگرایی)، آزادی، سکولاریسم، دموکراسی و حقوق بشر دارد. نشان دادن جایگاه و اهمیت خودبنیادی در مدرنیته به ما کمک میکند تا فهم بهتری از مدرنیته داشته باشیم و همچنین باید ببینیم جریان روشنفکری ایرانی تا چه اندازه با این مولفه فکری و فلسفی آشنایی داشته و آن را در نظریات خود لحاظ کردهاند؟
در فلسفه کانت، خودبنیادی یعنی همان بلوغ انسان به نحوی که بدون قیمومت دیگران بتواند فکر کند، رفتار کند و اصول اساسی و بنیانهای جامعه را خود تعیین کند. «روشنگری همانا به در آمدن انسان است از حالت کودکیای که گناهش به گردن خود اوست. کودکی یعنی ناتوانی از به کار گرفتن فهم خود بدون راهنمایی دیگران و اگر علت این کودکی نه فقدان فهم، که نبود عزم و شجاعت در به کارگیری فهم خود بدون راهنمایی دیگران باشد، گناه آن به گردن خود انسان است. شعار روشنگری این است: جسارت آن را داشته باش که فهم خود را به کارگیری!...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @nambavari
✍️ #نظام_بهرامی_کمیل
خودبنیادی مهمترین مولفه فلسفی و ارزشی مدرنیته است که رابطه و همپوشانی زیادی با سایر مولفههای اساسی مدرنیته مانند عقلگرایی، اومانیسم(در دو شکل فردگرایی و جمعگرایی)، آزادی، سکولاریسم، دموکراسی و حقوق بشر دارد. نشان دادن جایگاه و اهمیت خودبنیادی در مدرنیته به ما کمک میکند تا فهم بهتری از مدرنیته داشته باشیم و همچنین باید ببینیم جریان روشنفکری ایرانی تا چه اندازه با این مولفه فکری و فلسفی آشنایی داشته و آن را در نظریات خود لحاظ کردهاند؟
در فلسفه کانت، خودبنیادی یعنی همان بلوغ انسان به نحوی که بدون قیمومت دیگران بتواند فکر کند، رفتار کند و اصول اساسی و بنیانهای جامعه را خود تعیین کند. «روشنگری همانا به در آمدن انسان است از حالت کودکیای که گناهش به گردن خود اوست. کودکی یعنی ناتوانی از به کار گرفتن فهم خود بدون راهنمایی دیگران و اگر علت این کودکی نه فقدان فهم، که نبود عزم و شجاعت در به کارگیری فهم خود بدون راهنمایی دیگران باشد، گناه آن به گردن خود انسان است. شعار روشنگری این است: جسارت آن را داشته باش که فهم خود را به کارگیری!...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @nambavari
صدانت
مقاله نظام بهرامی کمیل با عنوان «خودبنیادی» و روشنفکری ایرانی • صدانت
خودبنيادي يا خودمختاري Autonomy به معنای توانایی برای تصمیمگیری و هدایت خود است. خودبنیادی را باید به صورت طیفی دید که سر دیگر آن دگربنیادی Heteronomy
Forwarded from صدانت تیوی
🎥 امکان یا امتناع زیستِ اخلاقی در ساختارهای غیراخلاقی
👤 در گفتگوی #حسین_هوشمند و #کاوه_بهبهانی
به میزبانی محمدرضا کدیور
۲۶ شهریور ۱۴۰۰
مشاهده در یوتیوب
مشاهده در آپارات
به همت جرعه
🌾 @Sedanettv
🌾 @Sophia_Kaveh
🌾 @joreah_journal
👤 در گفتگوی #حسین_هوشمند و #کاوه_بهبهانی
به میزبانی محمدرضا کدیور
۲۶ شهریور ۱۴۰۰
مشاهده در یوتیوب
مشاهده در آپارات
به همت جرعه
🌾 @Sedanettv
🌾 @Sophia_Kaveh
🌾 @joreah_journal
YouTube
امکان یا امتناع زیستِ اخلاقی در ساختارهای غیراخلاقی
در گفتگوی حسین هوشمند و کاوه بهبهانی
به میزبانی محمدرضا کدیور
به همت جرعه
۲۶ شهریور ۱۴۰۰
به میزبانی محمدرضا کدیور
به همت جرعه
۲۶ شهریور ۱۴۰۰