وبسایت فرهنگی صدانت
21.5K subscribers
784 photos
361 videos
75 files
2.48K links
صدانت؛ صدای اندیشه

آدرس وبسایت:
3danet.net

اینستاگرام صدانت:
instagram.com/3danet

کانال رسمی صدانت:
@Sedanet

صدانت تی‌وی:
@Sedanettv

بایگانی صدانت:
@sedanet1

آگاهی از نشست‌های فرهنگی:
@News_sedanet
Download Telegram
🔆 شبکه‌های اجتماعی و شرمِ نافرهیختگی
✍️
#بعثت_علمی

🔅...هگل می‌گفت انسان در «پایان تاریخ» ذات ِهستی خود را در فلسفه بازخواهد شناخت، و نیچه می‌گفت که انسان‌ها در آینده به هنر خواهند گرایید. به سخن ساده‌تر، به گمان هگل سرنوشت انسان این است که سرانجام دریابد که مهم‌ترین کار در زندگی اندیشیدن به خودِ زندگی بوده است، و به گمان نیچه انسان محتوم است که سرانجام دریابد که تنها کارِ درخورِ او آفرینش اثری هنری است. به نظر می‌رسد که ما انسان‌‌ها اکنون در آستانه‌ی برآمدن چنین خودآگاهیِ هگلی-نیچه‌ای به سر می‌بریم: امروز، انسان‌ها در شبکه‌های اجتماعی یا می‌اندیشند (می‌فلسفند) و یا می‌آفرینند، و مهم‌تر از همه اینکه این اندیشیدن‌ها و آفریدن‌ها را حیاتی‌ترین کار خود می‌پندارند.

🔅چه به سود هگل و چه به سود نیچه، آینده هرگونه که باشد، آینده‌ای خواهد بود از آنِ فرهیختگان، آینده‌ای که در آن مهندسی آنچنان فرگشت کرده که خود را نابود کرده و به پایان رسانده است، آینده‌ای که در آن، با پایانِ مهندسی (و حتی پایان علم)، افق‌های تازه‌ای برای سخن‌گفتن (از خودِ زندگی) پدید خواهد آمد، آینده‌ای که در آن انسانی فرهیخته در برابر شکوهِ تصاویر سحرانگیز جِیمزوِب، این به راستی شاهکار مهندسی، همچون حافظ، این استاد سخن، چه بسا با خود چنین خواهد گفت که «گره ز دل بگشا و از سپهر یاد مکن/که فکر هیچ مهندس چنین گره نگشاد»...

🌐 مطالعه متن کامل این نوشتار

🌾 @Sedanet
🔷معرفی چند کانال مفید

🔸 فرازتد (+شایعات علمی)
@FarazTed
🔸 فلسفه (زهیر باقری‌ نوع‌پرست)
@philosopherin
🔸روانشناسیِ معاصر (سعید گرمارودی)
@Saeed_Garmaroudi
🔸 کاتالاکسی (علوم اجتماعی با محوریت اقتصاد)
@Catalax
🔸 مخ نویس (مغز ، تکامل و انسان)
@draboutorab
🔸 زین قند پارسی - علیرضا حیدری
@qande_parsi
🔸 چراز (سواد اقتصادی)
@choraz
🔸 مدرسه آزادفکری
@azadfekrischool
🔸 موسی غنی‌نژاد
@ghaninejad_mousa
🔸 اندیشیدن
@ethical_dialogue
🔸 امیر مازیار
@amirmaziar1
🔸صدانت
@Sedanet
🔸تردید
@tardidschool
🔸سوفار
@soofar_channel
🔸مشق نو
@mashghenowofficial
🔸عقل آبی
@sedigh_63
🔸فرهنگ‌ساز
@farhangsaz_youtube
🔸اقتصاددانی
@eghtesaddani
🔸سروش مولانا
@sorooshemewlana
🔸بایگانی صدانت
@sedanet1
🔸شرح آرزومندی
@sharhe_arezoomandi
🔸محمدرضا جلائی‌پور
@jalaeipour
🔸ایران انوایر (محیط زیست)
@iranenvior
🔸باشگاه اندیشه
@bashgahandishe
🔸صدانت تی‌وی
@Sedanettv
🔸حسین دباغ
@hossein_dabbagh
🔸آرش نراقی
@arash_naraghi
🔸رضا یعقوبی
@rezayaghoubipublic
🔸یاسر میردامادی
@YMirdamadi
🔸مصطفی ملکیان
@mostafamalekian
🔸ابوالقاسم فنائی
@Abolghasemfanaei
🔸ویدئوهای فرهنگی یوتیوب
@YoutubeCulture
🔸 Aporia
@aporiaaporia

☘️ مرجع کامل‌تری از کانال های مفید
🔆 بسته‌بندی‌ دین یا واسازی‌ دین؛ مورد نزاع کدیور-سروش
✍️
#حسن_محدثی‌

🔅 تاریخ دین تاریخی پیچیده است. هر قدر که بیش‌تر در آن نظر می‌کنیم و آن را به مطالعه می‌گیریم، با نکات تازه‌تری مواجه می‌شویم. یکی از مفاهیمی که می‌تواند بخشی از این تاریخ را به ما بنمایاند، مفهوم بسته‌بندی‌ دین و دین بسته‌بندی‌شده است. در ادبیات جامعه‌شناسی‌ دین اغلب دین بسته‌بندی‌شده در برابر دین زیسته قرار داده می‌شود و دوگانه‌ی دین بسته‌بندی شده/دین زیسته صورت‌بندی‌ می‌شود (Bouma, ۲۰۱۸). اما اولاً این دو لزوماً در تقابل با هم نیستند و هم‌زمان می‌توانند وجود داشته باشند و ثانیاً در یک سطح از واقعیت قرار ندارند زیرا یکی ناظر به زیستن دینی است و یکی ناظر به سازمان‌دهی و صورت‌بندی‌ دین است و در زبان فارسی ما این دو سطح را به درستی از هم جدا می‌کنیم و دین زیسته را در «دین‌داری» مورد بحث قرار می‌دهیم و آن را از «دین» جدا می‌کنیم. بنابراین، من دین بسته‌بندی شده را در برابر دین پیشابسته‌بندی قرار می‌دهم و از این دو مفهوم دو مرحله‌ی تاریخی‌ متفاوت از حیات دین را مراد می‌کنم. به‌عنوان مثال، ما می‌توانیم از اسلام بسته‌بندی‌شده و اسلام پیشابسته‌بندی سخن بگوییم. بگذارید نخست از دین پیشابسته‌بندی سخن بگویم...

🌐 مطالعه متن کامل این مقاله

🌾 @Sedanet
🌾 @NewHasanMohaddesi
🔆 پرونده‌ی فلسفه تحلیلی در زندگی روزمره

سلسله جلسات پرونده «فلسفه تحلیلی در زندگی روزمره» ۱۴ گفتگوی اینستاگرامی به میزبانی #محمدرضا_واعظ و به همت موسسه فرهنگی هنری پیدایش(رویش دیگر) است که در بهار ۱۴۰۱ برگزار شده است.

۱. میزگرد فلسفه تحلیلی و زندگی روزمره؟!،
حاضرین: #حسین_شیخ_رضایی (مدیر گروه مطالعات علم موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران)، #ابراهیم_آزادگان (رئیس دانشکده فلسفه علم دانشگاه شریف)، #بابک_عباسی (مدیر گروه فلسفه دانشگاه آزاد، واحد علوم و تحقیقات تهران)، محمدرضا واعظ(پژوهشگر فلسفه، دانشگاه بن آلمان)؛

۲. فلسفه تحلیلی و معنای زندگی از دیدگاه تامس نیگل
مهمان: #جواد_حیدری ، عضو هیئت علمی دانشگاه شاهد و مترجم آثار تامس نیگل؛

۳. فلسفه تحلیلی و تفکر انتقادی
مهمان: #علی_حسین_خانی (عضو هیئت علمی گروه مطالعات علم موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران و پژوهشگر در پژوهشکده فلسفه تحلیلی، پژوهشگاه دانش‌های بنیادین (آی پی ام)؛

۴. میزگرد «خوب زیستن در فلسفه تحلیلی و فلسفهٔ قاره‌ای»؛
مهمانان: بابک عباسی و #مسعود_زنجانی (مدرس و پژوهشگر فلسفه)؛

۵. فلسفه تحلیلی و زیبایی شناسی؛
مهمان: #کاوه_بهبهانی (مترجم و پژوهشگر فلسفه)؛

۶. فلسفه تحلیلی و علم؛
مهمان: #امیراحسان_کرباسی_زاده (عضو هیئت علمی گروه فلسفه دانشگاه اصفهان)؛

۷. فلسفه تحلیلی و سیاست(جان رالز، رابرت نوزیک)؛
مهمانان: #علی_معظمی (عضو سابق هیئت علمی دانشگاه آزاد- واحد علوم و تحقیقات تهران)؛

۸. میزگرد فلسفه تحلیلی و محیط زیست؛
مهمانان: حسین شیخ رضایی و امیر احسان کرباسی زاده؛

۹. فلسفه تحلیلی و گردشگری خلاق؛
مهمان: #مژگان_خلیلی (دکتری فلسفه)؛

۱۰. فلسفه تحلیلی و هنر؛
مهمان: #امیر_مازیار (عضو هیئت علمی دانشگاه هنر تهران)؛

۱۱. میزگرد فلسفه تحلیلی و "رابطه علم و دین"؛
مهمانان: ابراهیم آزادگان، #حامد_صفایی‌پور (دکتری فلسفه علم)؛

۱۲. فلسفه تحلیلی و ریاضیات؛
مهمانان: #آرزو_اسلامی (عضو هیئت علمی دانشکده فلسفه دانشگاه ایالتی سان فرانسیسکو آمریکا) و #حسین_بیات (دکتری فلسفه علم)؛

۱۳. فلسفه اخلاق تحلیلی و روان‌درمانی
مهمان: #محمود_مقدسی ، دکترای فلسفه و کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی؛

۱۴. فلسفه ذهن تحلیلی و روان درمانگری؛
مهمان: #مهدی_نسرین (روان درمانگر و عضو سابق هیئت علمی موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران)؛

🌐 دریافت فیلم تمام جلسات

🌾 @Sedanet
🌾 @rooyeshedigar
🌾 @tanhaatarazyekbarg
🔆 «مسأله مرگ» و روایت هنری: درباره مالون می‌میرد اثر ساموئل بکت
✍️
#آرش_نراقی ، ۱۱ آوریل ۲۰۱۸

🔅 ساموئل بکت در مالون می‌میرد ما را چشم در چشم مرگ می کند. او ما را در زورق نگاه پبرمرد داستانش می نشاند، و آرام آرام به سوی مردابهای مه آلود تجربه مرگ می راند. ما تجربه مردن را با پیرمرد داستان شریک می شویم. اما دغدغه بکت در این رمان فقط بازآفرینی موقعیت مرگ و بازآزمایی «تجربه مرگ» نیست، او عمیقاً با «مسأله مرگ» هم دست به گریبان است. «مسأله مرگ» از «تجربه مرگ» و «پرسش از مرگ» متمایز است. مرگ تجربه ناگزیری است که سایه اش بر لحظه لحظه زندگی ما جاری است، و در پایان راه صبورانه در انتظار ما نشسته است.

🔅 مهابت این تجربه یگانه چنان است که لاجرم ما را با «پرسش از مرگ» روبرو می کند. پرسش از مرگ ناشی از حیرت و ناتوانی ما در برابر مهابت اضطراب آفرین مرگ است: چرا می میریم؟ زندگی در سایه مرگ ناگزیر چه معنایی دارد؟ اما اینها هیچ یک «مسأله مرگ» نیست. «مسأله مرگ» از جایی آغاز می شود که ما از پاسخ به پرسش مرگ درمی مانیم. در جهان پیشامدرن، پرسش از مرگ در قالب کلان روایت های دینی یا فلسفی کمابیش پاسخی آرامش بخش می یافت: خردی برتر ناظر به تمام جزئیات این جهان است، و هر برگی که از شاخه فرومی افتد به حکمتی فرومی افتد. هستی ما انسانها هم پاره سنگی پرتاب شده در دل تاریکی برهوتی گم شده نیست. ما یک به یک به صحنه نمایش عظیم الهی در این جهان درمی آییم، هر یک نقش مقدّر خود را در این نمایشنامه ایفا می کنیم و سپس از صحنه بیرون می رویم.

🔅 اما در جهان مدرن، کلان روایتهای معنابخش پیشین مقبولیت خود را نزد بسیاری از انسانها تاحدّ زیادی از دست داده اند، یا دست کم با رقیبان توانا و قدری روبرو شده اند. در غیاب کلان روایتهای یکه تازی که به زندگی انسان معنا می بخشند، «پرسش از مرگ» به «مسأله مرگ» بدل می شود: وقتی که زندگی بی معنا می شود، مرگ هم معنای خود را از دست می دهد. «مسأله مرگ» مسأله بی معنایی زندگی و به تبع بی معنایی مرگ است- «مسأله مرگ» مسأله بحران معناست، بحران فقدان روایت است.

🌐 مطالعه متن کامل این نوشتار

🌾 @Sedanet
🌾 @Arash_naraghi
🔆 غیب­‌زدایی از جهان یا صورت زدایی از خدا
نقدِ نقدِ فنایی بر دین‌­شناسی عبدالکریم سروش
✍️ #اعظم_پویا (دانشیار دانشگاه تهران، علوم قرآن و حدیث)

🔅ابوالقاسم فنایی در مقاله ای با عنوان «الهیات طبیعی شده، متافیزیک سبک و فیزیک سنگین: بررسی و نقد دین شناسی عبدالکریم سروش» (از این پس الهیات طبیعی شده) به نقد الهیات سروش می­پردازد که بنا به توضیح وی شامل آراء سروش در باب دین ، دین شناسی و دینداری است. او این الهیات را «الهیات طبیعی شده» می نامد. به نظر او مناسب ترین و دقیق ترین عنوان برای توصیف پروژه سروش « طبیعی کردن الهیات» است.

🔅 اما وصف « طبیعی شده» در «الهیات طبیعی شده» به چه معناست؟ او این وصف را معادل « مادی» و « فیزیکال» به کار برده است. یعنی سروش در پروژۀ خود درصدد «مادی کردن» الهیات بوده است. البته او می افزاید که می توان از تعبیرهای مشابهی همچون دنیوی کردن، بشری کردن، علمی کردن، انسانی کردن و تاریخی کردن هم برای «طبیعی کردن» استفاده کرد.

🔅اما فنایی می­نویسد « به دلایلی که در این جا مجال طرح آن ها وجود ندارد تعبیر «طبیعی کردن» را ترجیح می دهم » ( همان، ۹) . بنابراین، فنایی دلایل استفاده از مهم ترین اصطلاح به کار رفته در این مقاله را که بار همه نوشته اش بر دوش آن است به خواننده ارائه نمی دهد و آن را مبهم می گذارد. البته در ادامه به تدریج معنای این اصطلاح (نه دلایل ترجیح آن) بر خواننده بیشتر آشکار می شود و در می­یابد که این اصطلاح در برابر « ماورای طبیعی کردن» و « الهیات ماورای طبیعی شده» قرار می­گیرد. و بالاخره در یک توضیح دیگر فنایی «الهیات طبیعی شده» را الهیاتی می داند که در تبیین پدیده های الهیاتی سویۀ ماورایی و غیبی را کم رنگ یا حذف کرده است.

🔅چنان که او خود می گوید هدفش در مقالۀ مذکور آن است که نشان دهد « گوهر اصلی پروژه وی [سروش] طبیعی کردن دین، دین شناسی و دینداری است که طی فرایندی تدریجی از رهگذر کاستن یا کمرنگ کردن یا مغفول نهادن یا حذف کردن هر چه بیشتر سویه یا سویه های ماورایی ، رازالود، الهی، و غیبی این سه مقوله و تلاش برای ارائه تبیینی بیش از حد طبیعی از آن ها انجام گرفته است»....

🌐 مطالعه متن کامل به همراه PDF

🌾 @Sedanet
🔆 درس‌گفتگوهای مدرسه آزادفکری با موضوع زن

مناظرات مدرسه آزادفکری با موضوع «زن» با حضور ۱۹ چهره برجسته ایرانی از سراسر جهان در دانشگاه شریف

🌐 توضیحات بیشتر و ثبت‌نام

🌾 @Sedanet
🌾 @AzadFekriSchool
🔆 مصاحبه انصاف‌نیوز با حسن محدثی
مردم را در یک وضعیت غیر انسانی قرار دادید/مردمِ قهرمان‌طلبِ فاقدِ مسئولیت در برابر حکومتِ غیرپاسخگویِ فربه!

انصاف نیوز: #حسن_محدثی ، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه، با بیان اینکه «مردم ما عمدتا قهرمان‌طلبِ فاقد مسئولیت هستند»، گفت: این یک عیب بزرگ و جدی است و تا این را حل نکنیم، یک حکومت غیرپاسخگو و فربه و یک جامعه مدنی ضعیف و نحیف خواهیم داشت. این یک معضل جدی تاریخی است که باید یک روزی بالاخره آن را حل کنیم.

🌐 متن و فیلم این مصاحبه

🌾 @Sedanet
🌾 @ensafnews
🌾 @NewHasanMohaddesi
🔆 مناظرات تلویزیونی بعد از ناآرامی‌های شهریور ۱۴۰۱

پس از درگذشت «مهسا امینی» در شهریور ۱۴۰۱، مسئله‌ی «حجاب اجباری» به مساله‌‌ای مهم در جامعه ایران بدل گشت. موافقان و مخالفان حجاب اجباری از فضای مجازی تا خیابان رویاروی یکدیگر قرار گرفتند. رفته‌رفته خواسته‌ها و موضوعات دیگری که سابقاً کمتر مجال ابراز داشتند در سطح خیابان مطرح شد. برخی از برنامه‌های صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران کوشیدند با برگزاری جلسات گفتگو سطح نظری موضوعات را تا حدی پوشش دهند. به همین مناسبت تصمیم گرفتیم که محتوای این گفتگوها را در تارنمای صدانت با شما همراهان به اشتراک بگذاریم.

مناظره حجاب و گشت ارشاد در ایران
با حضور مسعود پزشکیان ، جلیل محبی و صادق کوشکی

مناظره مسئله گشت ارشاد
با حضور سعید شریعتی و جلیل محبی

مناظره موافقان و مخالفان گشت ارشاد
با حضور غلامحسین کرباسچی و عبدالله گنجی

نسبت قدرت و فرهنگ، گشت ارشاد و حجاب
مناظره علی مطهری با علیرضا شجاعی زند

آینده ایران؛ آغاز جهش تمدنی یا آغاز فروپاشی؟
مناظره بیژن عبدالکریمی و شهریار زرشناس

چرا جامعه ایران ناآرام است؟
مناظره ابراهیم فیاض و تقی آزاد ارمکی

رسانه و مدیریت بحران
مناظره کورش علیانی و فواد ایزدی

ریشه‌یابی بحران‌های ایران
مناظره محمد فاضلی و سعید حاجی‌ناصری

خیابان و سیاست
مناظره میثم مهدیار و مجید امامی

مسئولیت اجتماعی سلبریتی‌ها
مناظره محمدمهدی عسگرپور و شهاب اسفندیاری

🌐 برای مشاهده و دریافت کلیک کنید

🌾 @Sedanet
🔆 در مورد حجاب
✍️
#احمد_قابل ۲۲/۴/۱۳۸۴

🔅اکثر فقهای اهل اسلام (از شیعه و سنی) مبتنی بر روایات وارده از پیامبر خدا (ص) و ائمه ی هدی (ع) با مضمون « المرأة عورة » ، دچار اشتباه شده و تصور کرده‌اند که ؛ «تمامی بدن زن (غیر از صورت ، دست ها و پا ها تا مچ ) عورت است» و آن را مصداق حقیقی « عورت » دانسته اند . آنان بر این تصور نادرست ، ادعای «اجماع» هم کرده‌اند ...

🔅«نه زن بودن و نه مسلمان بودن زن» دلیل وجوب پوشش سر و گردن نیست. چرا که « زنان برده ی مسلمان » هم « زن » و هم « مسلمان » بودند و پوشش سر و گردن ( وحتی برخی اجزای دیگر بدن ، بنا بر اظهارات صریح برخی فقها ء ) بر آنان واجب نبود . حتی برخی معتقد به کراهت یا حرمت پوشش سر برای زنان برده ی مسلمان بوده‌اند ...

🌐 مطالعه متن کامل

🌾 @Sedanet
🔆 فلسفه برای زندگی؛ ضرورتِ عقلانی و اخلاقیِ «اصلاح اجتماعی»

✍️
مصطفی ملکیان

🔖 تنظیم: سید حسن صالحی

اشاره
: #مصطفی_ملکیان در این سخنرانی، مثالِ زندگی آدمی را مثالِ «سفری ناگزیر» در راهی می‌داند که چاره‌ای جز گذشتن از آن نیست؛ راهی سنگلاخ و پُرخطر و ناهموار. از نگاه ملکیان، آدمی به اقتضای عقلانیت باید در این سفر دست به دو کار بزند: هم تا جایی که می‌تواند، در تعمیر و مرمتِ جاده بکوشد و هم خودروِ خود را به ضربه‌گیرهایی قوی مجهز کند که کمترین فشار را از جاده متحمل شود. زندگیِ آدمی هم همین‌گونه است؛ انسانِ عقلانی، به اقتضای عقلانیت، دو وظیفۀ «اصلاح اجتماعی» و «اصلاح فردی» را بر عهده دارد و نمی‌‌تواند هیچ کدام از این دو را نادیده بگیرد. پرداختن به یکی از این وظایف، هرگز ما را از پرداختن به وظیفۀ دیگر بی‌نیاز نمی‌کند. از این رو، روشنفکران و مصلحان، هر کدام بنا به وُسع و توان‌شان، باید در ادای این دو وظیفه بکوشند. ملکیان در ادامه می‌کوشد ضمن برشمردن منابع پنج‌گانۀ اخذ آموزه‌های زندگی و تفکیک میان درد و رنج‌ها، برخی از ظرفیت‌های این منابع برای زیستِ این‌جهانی را بکاود و در کنار راه‌حل‌های الهیاتی، شماری از چاره‌جویی‌های فلسفی و تجربیِ سودمند در معنی‌دار کردن و کاستن از درد و رنج‌های گریزناپذیرِ زندگی را به دست دهد.

منبع: فصل‌نامۀ اطلاعات حکمت و معرفت، سال هفدهم، شمارۀ ۲، پیاپی ۱۶۳، تابستان ۱۴۰۱.

🌐 مطالعۀ متن کامل

🌾 @Sedanet
🌾
@MostafaMalekian
🌾 ‌
@Akhgarha
🌾 ‌
@DoostaneHekmatMarefat
🍁 کانت، عقلانیت، روشنگری و ایران امروز
👤 سخنرانی سید علی محمودی همراه با پرسش و پاسخ

سید علی محمودی پژوهشگر ایرانی و استاد دانشکده روابط بین‌الملل است. آثار او عمدتاً در حوزه نقد اندیشه سیاسی مدرن در ایران و بررسی اندیشه‌های کانت است.

برگزارکننده: مؤسسۀ پژوهشی حکمت و فلسفۀ ایران(مدرسۀ تابستانی)

زمان: ۲۱ شهریور ماه ۱۴۰۱

🍂 محورهای سخنرانی:

1) روشنگری چیست؟ مبانی روشنگری کدام‌اند؟ چرا محدودیت شناخت بشری به تساهل و مدارا می‌انجامد؟ آزادی، عدالت و حقوق بشر چه جایگاهی در روشنگری دارند؟

2) در نگاه کانت، انقلاب، شورآفرین، انگیزنده و الهام‌بخش است، اما اصلاح شیوۀ تفکر از انقلاب برنمی‌آید.
انقلاب می‌تواند منشاء تحولات بسیار باشد، اما با فروریختن نظام کهن، حکومت جدید بر پایۀ«قانون اساسی» بنیان نهاده می‌شود.
قانون اساسی نوین، دارای ماهیت و ادبیات مدنی است، نه انقلابی؛ به این معنی که ترکیبی از گزاره‌های مدنی و انقلابی نیست. در غیر این صورت، با دو مشکل اساسی مواجه می‌شود: یکی، تناقض میان«رویکرد مدنی»- که از جنس حقوقی و قانونی است- ، با«رویکرد انقلابی»؛ دودیگر(و در نتیجه)، تضاد و تنازع در مقام اجرا و در میدان عمل.

3) در دوران روشنگریِ اروپا، فیلسوفان و دین‌شناسان به دلیل جانبداری از آزادی، از سوی خودکامگان به«بی‌بندوباری» متهم شدند. در ایرانِ دورۀ اصلاحات نیز، شاهد همین شیوۀ فرصت‌طلبانه و ویرانگر از سوی استبدادگران بودیم.

4) فیلسوفان و متألهان روشنگری، دین‌ستیز نبودند. آنان به خدا و دین باور داشتند و از آن جانبداری می‌کردند، اما با کلیسای مسیحی به عنوان نهاد«استبداد دینی» در چالش و تعارض بودند. آنان به ارتباط بین«دین و سیاست» باورداشتند، اما معتقد به جدایی میان«نهاد دین و حکومت» بودند.

5) مقالۀ روشنگری کانت، دارای این پیام بود که انسان باید از«نابالغی» به درآید و به جای دنباله‌روی از ارباب سیاست، ثروت و دین، خود از سرِ اختیار با بهره‌جستن از خرد انسانی، سرنوشت خویش را رقم بزند.

6) «توسعه» دارای تعریف و شاخص‌های علمیِ، کاربردی و محاسبه پذیراست و از این‌رو، مفهوم و سازوکاری جهانشمول و پذیرفته شده از سوی سازمان ملل متحد است. در برابر،«رشد» فاقد تعریف علمیِ دقیق، کاربردی و محاسبه‌پذیر، در جهت تعیین میزان توسعه‌یافتگیِ کشورها است.

7) پرسش بنیادین این‌است‌که ایران امروز چه نسبتی با روشنگری دارد؟ آیا انسان در ایران به مثابۀ «غایت ذاتی و فی‌نفسه» پذیرفته شده است؟ آیا آزادی، عدالت و حقوق بشر در آن به سامان رسیده است؟ آیا تساهل و مدارا به شیوۀ تفکر، منش و رفتار حاکمان و شهروندان راه یافته است؟ آیا در ایران،«عقلانیت» به عنوان گرانیگاه روشنگری، مبنا و معیار تدوین قانون‌، سیاست‌گذاری عمومی، برنامه‌نویسی و اجرا در راستای توسعۀ متوازن و پایدار قرار گرفته است؟

مشاهده و دریافت فیلم سخنرانی

🌾
@Sedanet
🌾 @Drmahmoudi7
☘️ بخند حیوان!
✍️ محمدمهدی اردبیلی

خنده شاید اولین حالت در چهره‌مان باشد که به آن تشویق می‌شویم. کودکان خوش‌خنده از همان ابتدا بر کودکان گریان برتری می‌یابند. تمام سعی اطرافیان این است که کودکان را بخندانند. خنده، حالت بدنی‌ای است که ظاهراً نشان از نوعی شادی یا رضایت روانی دارد. می‌توان رسیدن به این سطح از رضایت و شادی را یکی از اهداف، یا دستکم شعارهای فرهنگِ غالب دانست. اگر انسان از کودکی طبق توصیه‌ها عمل کند (به حرف مامان و باباها یا معلم‌ها گوش کند، به تبلیغات رسانه‌ها اعتماد کند و ...)، در مسیری قرار خواهد گرفت که نهایتِ آن شادی و رضایت است و اگر چنین نکند، فلاکت در انتظارش خواهد بود.
اما آیا واقعا چنین است؟ آیا رفته رفته واهی بودن این وعده‌ها بر ما آشکار نمی‌شود؟ وقتی انسان، به‌ناگاه به پوچ بودنشان پی می‌برد و درمی‌یابد که این وضعیت نه تنها وضعیتی رضایت‌بخش نیست، بلکه روز به روز بر فلاکت آن افزوده می‌شود، آنگاه چه باید بکند؟ البته تمدن راه‌های زیادی پیشِ پایتان می‌گذارد که هر کدام آسیب‌شناسی جداگانه‌ای می‌طلبد.
اما یکی از رایج ترین این راه‌ها که یادداشت حاضر بدان اختصاص دارد، توسل به خنده است. انسان می‌داند که وضعیتش شادی‌آفرین نیست ولی می‌خواهد به هر طرفه‌الحیلی شاد باشد. در چنین وضعیتی این انسان افسرده و ملول به ابزارهای اتصال کوتاه شادی‌آور متوسل می‌شود. رواج این ابزارها نشان‌دهندۀ انحطاط یک جامعه است: فروش بالای سینمای لودگی، افزایش جُک‌سازی‌ها و غیره.
اما شادی را نمی‌توان به کسی دستور داد، همانگونه که عشق را نمی‌توان. شادی بناست محصول یک وضعیت رضایت‌بخش باشد. اما اگر کمی دقت کنید، درمی‌یابید که اتفاقا برعکس، شما چون شاد نیستید به تماشای فلان فیلم کمدی می‌روید. در واقع، شادی به شما «دستور» داده می‌شود. در همه جا از سینمای لودگیِ پرفروش تا بیلبوردهای تبلیغاتی می‌توان دستورِ «بخند» را مشاهده کرد: نوعی دستورِ خنده یا شادیِ فرمایشی‌. اما نکتۀ بسیار حائز اهمیت این است که از قضا، برخلاف آنچه به نظر می‌رسد، این شادی نیست که به خنده می‌انجامد، بلکه این خنده ماست که امیدواریم به شادی منجر شود. مانند صداهای خنده افزوده‌شده روی برنامه‌های طنزِ بی‌مزه جهت تحریک همزادپنداریِ مخاطب و خنداندنش. انسانِ ناشادِ خندان، چون می‌خندد، خود را شاد می‌پندارد و احساس سعادت می‌کند. نمونۀ رسواترِ این خندۀ دستوری، برنامۀ خندوانه است. مجری به حاضران صراحتاً دستور خنده می‌دهد. او به احمقانه‌ترین شکل از همه می‌خواهد بلند بلند بخندند، بعد همه با هم دست بزنند و با صدای بلند بگویند: «ما چقدرن خوشحالیم» «ما چقدر باحالیم» «هه هه هه ها ها ها».
برای نخستین بار که برنامۀ خندوانه را تماشا کردم، این شیوۀ سرکوبگرانه و استبدادیِ تولید خنده‌های مصنوعی را آشنا یافتم. این تصاویر اغراق‌شده از افرادی که با صدای بلند می‌خندند و شادی می‌کنند و همۀ ما می‌دانیم که شادی‌شان کاملا نمایشی است را قبلاً کجا دیده‌اید؟ اخبار را به خاطر بیاورید. بله! در کرۀ شمالی. شباهت شگفتی بین برنامۀ خندوانه و جشن‌های کرۀ شمالی وجود دارد. در آنجا اما همه چیز برهنه است. آنجا خودِ حاکم مستقیماً و صراحتاً سخن می‌گوید. او می‌خندد و همگان باید بخندند وچنان بخندند که از فرط شوق به گریه بیفتند. اما آیا این شباهت تصادفی است؟ آیا خود این شباهت را اگر اندکی عمیق‌تر واکاوی کنیم به پیوندی وثیق دست پیدا نمی‌کنیم که تمام سیاره‌مان را درنوردیده است؟ آیا این نمونه‌های مضحک اغراق‌شده لغزش‌های فرهنگِ منحطی نیستند که ناخواسته در حال روکردن دست خویش است؟ آیا همۀ ما مفلوکانی نیستیم که به خندیدن فرمانمان می‌دهند؟ آیا این فلاکت از همان کودکی، از همان نخستین مواجهه‌مان با جهان خارج، از همان به زور بیرون کشیدنمان، کبود شدنمان، درد کشیدنمان آغاز نشده است، زمانی که برای نخستین بار چشم به جهان گشودیم و از وحشت و درد عربده می‌زدیم و تمام اطرافیانمان می‌خندیدند و شاد بودند؟ آیا متمدن شدن چیزی جز همین فراموشیِ درد، و تقلید از خنده‌های دیگرانی نیست که خود آنها نیز دردشان را پشت خنده‌هایشان پنهان کرده‌اند؟

ا*******ا

پی‌نوشت: تذکری برای اجتناب از سوءتعبیر: موضع یادداشت فوق ابداً بر ضد خنده و شادی، و مثلا دفاع از گریه و ماتم نیست. شیوه‌ای مشابه درفرمانِ گریستن نیز وجود دارد که از قضا مکملِ فریبنده فرمانِ خنده است. همچنین قبلاً در یادداشتی دیگر نشان داده‌ام که خود فضای ماتم‌زدگی حاکم بر جامعه ما، نتیجه‌ای جز انفعال ندارد. مسئلۀ یادداشت فوق نه نقد خنده و شادی، بلکه نقد سازوکارهای فرهنگی‌ای است که تفکر را تعطیل، مسائل را پنهان و شادی را دستور می‌دهند. مسئله نخندیدن نیست، بلکه آگاهی ما نسبت به ابزارهای تحریک عواطف‌مان و در نتیجه، هزینه‌هایی است که در قبال دریافت آنها پرداخت می‌کنیم.

🌾 @sedanet | @PhilosophicalHalt
🍁 اعتراضات و دشواری­های ساختاریِ گفتگو
گفتگوی حسام اسلاملو با #مقصود_فراستخواه
روزنامه پیام ما، ۱۹ آذر ۱۴۰۱ صفحات ۱ و ۴ و ۵

🍂 روزهای خوبی برای ایران و ایرانی نیست. خبرهای بد و ناگواری که مسلسل‌وار به گوش‌مان شلیک می‌شوند. خشونتی که جاری می‌شود و سرمایه‌هایی که از این کشور هدر می‌رود و عمرهایی که تباه شده و می‌شوند. راستی چه شد که جامعه ایران به این نقطه رسید؟ گویی خشمی ناشی از ناامیدی پس از فوران آخرین امید بروز کرده است. گویی جامعه با دیوار بلند یک «نه» بزرگ برای اصلاح مواجه شده است.

🍂 از سال ۹۶ تاکنون در مواقع مختلف و با بهانه‌های متفاوت موجی از دریای متلاطم جامعه بلند شده است. این موج هربار به عقب رانده شده و سپس با امواج مضاعف برگشته است. جامعه‌شناسان پیش از این با استناد به نتایج پیمایش‌های ملی، درباره کوتاه شدن زمان بروز اعتراض‌های اجتماعی و تعدد آنها هشدار داده بودند اما گویی این هشدار جدی گرفته نشد. مدتی است که صدای ضعیفی در میان مسئولان و فعالان سیاسی به گوش می‌رسد که از لزوم «گفت‌وگو» سخن می‌گوید. اما گفت‌وگو درباره چه چیزی و با چه شرایطی؟

🍂 در این‌باره به سراغ مقصود فراستخواه، جامعه‌شناس و عضو هیئت علمی موسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی رفتیم. او در گفت‌وگو با «پیام‌ ما» از بغرنج‌شدن شرایط و از دست رفتن فرصت‌های حل مسالمت‌آمیز و آشتی‌جویانه‌‌ مشکلات می‌گوید. هشدارهای دلسوزانه فراستخواه یکی از صداهایی است که باید در این فضای متلاطم شنیده شود تا شاید چراغ راهی شود برای عبور از این موقعیت خطیر.

🌐 مطالعۀ متن کامل

🌾 @Sedanet
🌾 @Mfarasatkhah
🍁 چگونه «روشنفکران» فرانسوی، باعث ویرانیِ غرب شدند: پست‌مدرنیسم و تأثیرات آن
✍️ هلن پلاکروز

🍂 ... ما در اندیشه‌ی فوکو،‌ شاهد افراطی‌ترین نوعِ نسبی‌گراییِ فرهنگی هستیم که در بطن ساختارهای قدرت تفسیر می‌شود؛ مکتبی که تقریباً به‌طور کامل عاری از انسانیت و فردیتِ مشترک است. درعوض، هویتِ افراد جامعه بر اساس دیدگاه‌ها و داوری‌هایشان نسبت به باورهای فرهنگیِ مسلط شکل یافته و تعریف می‌شود؛ داوری‌هایی که آن‌ها را در صفِ ستمگران یا در زمره‌ی افراد تحت سلطه جای می‌دهد. نقشِ اساسی جودیت باتلر [فیلسوف و منتقد فمینیست آمریکایی] در تبیین و بسط نظریه‌ی کوئیر که بر ماهیتِ فرهنگ-بَرساخته‌ی جنسیت تأکید می‌کند، وام‌دارِ اندیشه‌های فوکوست؛ ادوارد سعید [نظریه‌پرداز ادبی و منتقد فرهنگی فلسطینی-آمریکایی] در تبیین گفتمانِ پسااستعمارگرایی و «شرق‌شناسی»، و کیمبرلی کِرِن‌شا [نظریه‌پرداز، وکیل و فعال حقوق مدنیِ آمریکایی] در بسط نظریه‌ی درهم‌تنیدگی [اینترسکشنالیتی] و دفاع از سیاست‌های هویتی نیز از آثار و آرای فوکو تأثیر پذیرفته‌اند. در این میان، ما از یک سو شاهد برابرپنداریِ پدیده‌ی زبان با عناصر خشونت و تهدید هستیم و از سوی دیگر، شاهد دیدگاهی که خردورزی و لیبرالیسم جهان‌شمول را همزاد رنج و سرکوب می‌داند.

🍂 ژاک دریدا نیز، که مفهومِ «شالوده‌شکنی» برای نخستین بار از سوی او ارائه شد، بر ساخت‌گراییِ فرهنگی و نسبی‌گراییِ فرهنگی و شخصی اذعان داشت. او حتی تمرکزِ بیشتر و واضح‌تری روی موضوعِ زبان داشت. این گفته‌ی بسیار معروفِ دریدا که «هیچ‌چیز خارج از متن وجود ندارد»، روشنگر تردید او نسبت به ناممکن‌بودن دلالت واژه‌ها بر مفهومی دقیق و سرراست است. به‌عبارت‌دیگر، «موجودیت، تنها از آنِ فحوا[ی متن] است، فارغ از چیزی به نام مرکزیت مطلق.»...

🌐 مطالعه متن کامل

🌾 @Sedanet
🔷معرفی چند کانال مفید

🔸روانشناسیِ معاصر (سعید گرمارودی)
@Saeed_Garmaroudi
🔸 مدرسه آزادفکری
@azadfekrischool
🔸 امیر مازیار
@amirmaziar1
🔸صدانت
@Sedanet
🔸تردید
@tardidschool
🔸سوفار
@soofar_channel
🔸مشق نو
@mashghenowofficial
🔸عقل آبی
@sedigh_63
🔸فرهنگ‌ساز
@farhangsaz_youtube
🔸اقتصاددانی
@eghtesaddani
🔸سروش مولانا
@sorooshemewlana
🔸بایگانی صدانت
@sedanet1
🔸شرح آرزومندی
@sharhe_arezoomandi
🔶 کانال جدید مهدی نصیری
@nasiri1342238
🔸ایران انوایر (محیط زیست)
@iranenvior
🔸محمدرضا واعظ شهرستانی
@tanhaatarazyekbarg
🔸زهیر باقری‌ نوع‌پرست
@philosopherin
🔸باشگاه اندیشه
@bashgahandishe
🔸صدانت تی‌وی
@Sedanettv
🔸حسین دباغ
@hossein_dabbagh
🔸آرش نراقی
@arash_naraghi
🔸رضا یعقوبی
@rezayaghoubipublic
🔸یاسر میردامادی
@YMirdamadi
🔸مصطفی ملکیان
@mostafamalekian

☘️ مرجع کامل‌تری از کانال های مفید
🍁 نشست «خشونت پرهیزی: مشروط یا نامشروط؟»
با حضور #مصطفی_ملکیان و #حسین_شیخ_رضایی
پیاده‌سازی و تنظیم: محسن آزموده

🍂 محسن آزموده: متن پیش رو، گزارشی از مناظره جذاب دو پژوهشگر شناخته شده فلسفه در ایران درباره بحث داغی در فضای روشنفکری این روزهای ایران است: خشونت پرهیزی آری یا نه؟ تا کجا و چطور؟ در این جلسه مصطفی ملکیان پژوهشگر فلسفه اخلاق با مبنایی فضیلت گرایانه و معنوی به دفاع از خشونت پرهیزی پرداخت، در حالی حسین شیخ رضایی، استاد فلسفه علم، خشونت پرهیزی مطلق را نفی کرد و آن را دست کم در مبارزات سیاسی و اجتماعی، همیشه راهبردی و سودمند ندانست. بعد از این مناظره و در بخش پرسش و پاسخ، مصطفی ملکیان که در فضای فکری و روشنفکری ایران مخاطبان بسیاری دارد، صحبت هایی کرد که بارها در فضای مجازی دست به دست شده. او توضیح داد که علت تاخیرش از اظهار نظر درباره وقایع اخیر، دوری از ایران بوده و به لحاظ اخلاقی، به خودش اجازه نمی داده که از خارج از کشور درباره آنچه در ایران رخ می دهد، صحبت کند. او همچنین با بر شمردن دلایلی اظهار داشت که از دید او به علت فقدان شرایط گفتگو، امکان اصلاح پذیری نیست و در نتیجه به معنای مصطح در جامعه ما یک اصلاح طلب نیست. با اینهمه در پایان سخنانش گفت که هیچ برنامه مشخص سیاسی ندارد، زیرا سیاستمدار و متخصص سیاست نیست، با اینهمه و شاید به همین علت کماکان به آینده امیدوار است و در ناامیدی هیچ سودی نمی بیند. بخش کمتر دیده و شنیده شده و به نظر ما مهم تر این مناظره بحث نظری بود که میان ملکیان و شیخ رضایی در گرفت، بنابراین در گزارش پیش رو کوشیدم در حد چارچوب های صفحه، روایتی از آن به دست دهیم و عصاره و اساس استدلال های این دو محقق را ارائه کنیم. این مناظره با اجرای امیرحسین خداپرست، پژوهشگر فلسفه اخلاق، پنجشنبه دهم آذرماه از سوی مدرسه تردید در فضای مجازی برگزار شد.

🌐 مطالعه متن کامل

🌾 @Sedanet
🌾 @tardidschool
🌾 @mostafamalekian
🌾 @zamaneyebarkhord
🍁محاربه در فقه و قانون
👤 مناظره #محسن_برهانی و #جلیل_محبی

🍂 فرهاد فخرآبادی (خبرنگار گروه سیاسی): صدور و اجرای حکم اعدام برای محسن شکاری با این اتهام که او در خیابان ستارخان تهران مرتکب محاربه شده است، یکی از سوژه‌ها و مواردی است که طی روزهای اخیر بحث محافل مختلف شده و نظرات مختلفی در مخالفت و موافقت اعدام این جوان به جرم محاربه بیان شده که پیرامون این بحث است که آیا واقعا جرم مرتکب شده توسط محسن شکاری مصداق محاربه بوده که منجر به اعدام او شده است؟

🍂 در همین زمینه، دانشگاه امام صادق در روزهای پس از اجرای حکم اعدام محسن شکاری، اقدام به برگزاری مناظره‌ای با عنوان «محاربه در فقه و قانون» کرد که در یک سمت این مناظره، محسن برهانی، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در رشته حقوق جزا و جرم‌شناسی حضور داشت و در سمت دیگر جلیل محبی، عضو هیئت علمی مرکز پژوهش‌های مجلس و دبیر سابق ستاد امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر نشسته بود...

🌐 متن، فیلم و صوت کامل این مناظره

🌾 @Sedanet
🌾 @jalilmoheby
🌾 @dr_borhani57
🌾 @hammihanonline