Forwarded from وبسایت فرهنگی صدانت
☘️ بخند حیوان!
✍️ محمدمهدی اردبیلی
خنده شاید اولین حالت در چهرهمان باشد که به آن تشویق میشویم. کودکان خوشخنده از همان ابتدا بر کودکان گریان برتری مییابند. تمام سعی اطرافیان این است که کودکان را بخندانند. خنده، حالت بدنیای است که ظاهراً نشان از نوعی شادی یا رضایت روانی دارد. میتوان رسیدن به این سطح از رضایت و شادی را یکی از اهداف، یا دستکم شعارهای فرهنگِ غالب دانست. اگر انسان از کودکی طبق توصیهها عمل کند (به حرف مامان و باباها یا معلمها گوش کند، به تبلیغات رسانهها اعتماد کند و ...)، در مسیری قرار خواهد گرفت که نهایتِ آن شادی و رضایت است و اگر چنین نکند، فلاکت در انتظارش خواهد بود.
اما آیا واقعا چنین است؟ آیا رفته رفته واهی بودن این وعدهها بر ما آشکار نمیشود؟ وقتی انسان، بهناگاه به پوچ بودنشان پی میبرد و درمییابد که این وضعیت نه تنها وضعیتی رضایتبخش نیست، بلکه روز به روز بر فلاکت آن افزوده میشود، آنگاه چه باید بکند؟ البته تمدن راههای زیادی پیشِ پایتان میگذارد که هر کدام آسیبشناسی جداگانهای میطلبد.
اما یکی از رایج ترین این راهها که یادداشت حاضر بدان اختصاص دارد، توسل به خنده است. انسان میداند که وضعیتش شادیآفرین نیست ولی میخواهد به هر طرفهالحیلی شاد باشد. در چنین وضعیتی این انسان افسرده و ملول به ابزارهای اتصال کوتاه شادیآور متوسل میشود. رواج این ابزارها نشاندهندۀ انحطاط یک جامعه است: فروش بالای سینمای لودگی، افزایش جُکسازیها و غیره.
اما شادی را نمیتوان به کسی دستور داد، همانگونه که عشق را نمیتوان. شادی بناست محصول یک وضعیت رضایتبخش باشد. اما اگر کمی دقت کنید، درمییابید که اتفاقا برعکس، شما چون شاد نیستید به تماشای فلان فیلم کمدی میروید. در واقع، شادی به شما «دستور» داده میشود. در همه جا از سینمای لودگیِ پرفروش تا بیلبوردهای تبلیغاتی میتوان دستورِ «بخند» را مشاهده کرد: نوعی دستورِ خنده یا شادیِ فرمایشی. اما نکتۀ بسیار حائز اهمیت این است که از قضا، برخلاف آنچه به نظر میرسد، این شادی نیست که به خنده میانجامد، بلکه این خنده ماست که امیدواریم به شادی منجر شود. مانند صداهای خنده افزودهشده روی برنامههای طنزِ بیمزه جهت تحریک همزادپنداریِ مخاطب و خنداندنش. انسانِ ناشادِ خندان، چون میخندد، خود را شاد میپندارد و احساس سعادت میکند. نمونۀ رسواترِ این خندۀ دستوری، برنامۀ خندوانه است. مجری به حاضران صراحتاً دستور خنده میدهد. او به احمقانهترین شکل از همه میخواهد بلند بلند بخندند، بعد همه با هم دست بزنند و با صدای بلند بگویند: «ما چقدرن خوشحالیم» «ما چقدر باحالیم» «هه هه هه ها ها ها».
برای نخستین بار که برنامۀ خندوانه را تماشا کردم، این شیوۀ سرکوبگرانه و استبدادیِ تولید خندههای مصنوعی را آشنا یافتم. این تصاویر اغراقشده از افرادی که با صدای بلند میخندند و شادی میکنند و همۀ ما میدانیم که شادیشان کاملا نمایشی است را قبلاً کجا دیدهاید؟ اخبار را به خاطر بیاورید. بله! در کرۀ شمالی. شباهت شگفتی بین برنامۀ خندوانه و جشنهای کرۀ شمالی وجود دارد. در آنجا اما همه چیز برهنه است. آنجا خودِ حاکم مستقیماً و صراحتاً سخن میگوید. او میخندد و همگان باید بخندند وچنان بخندند که از فرط شوق به گریه بیفتند. اما آیا این شباهت تصادفی است؟ آیا خود این شباهت را اگر اندکی عمیقتر واکاوی کنیم به پیوندی وثیق دست پیدا نمیکنیم که تمام سیارهمان را درنوردیده است؟ آیا این نمونههای مضحک اغراقشده لغزشهای فرهنگِ منحطی نیستند که ناخواسته در حال روکردن دست خویش است؟ آیا همۀ ما مفلوکانی نیستیم که به خندیدن فرمانمان میدهند؟ آیا این فلاکت از همان کودکی، از همان نخستین مواجههمان با جهان خارج، از همان به زور بیرون کشیدنمان، کبود شدنمان، درد کشیدنمان آغاز نشده است، زمانی که برای نخستین بار چشم به جهان گشودیم و از وحشت و درد عربده میزدیم و تمام اطرافیانمان میخندیدند و شاد بودند؟ آیا متمدن شدن چیزی جز همین فراموشیِ درد، و تقلید از خندههای دیگرانی نیست که خود آنها نیز دردشان را پشت خندههایشان پنهان کردهاند؟
ا*******ا
پینوشت: تذکری برای اجتناب از سوءتعبیر: موضع یادداشت فوق ابداً بر ضد خنده و شادی، و مثلا دفاع از گریه و ماتم نیست. شیوهای مشابه درفرمانِ گریستن نیز وجود دارد که از قضا مکملِ فریبنده فرمانِ خنده است. همچنین قبلاً در یادداشتی دیگر نشان دادهام که خود فضای ماتمزدگی حاکم بر جامعه ما، نتیجهای جز انفعال ندارد. مسئلۀ یادداشت فوق نه نقد خنده و شادی، بلکه نقد سازوکارهای فرهنگیای است که تفکر را تعطیل، مسائل را پنهان و شادی را دستور میدهند. مسئله نخندیدن نیست، بلکه آگاهی ما نسبت به ابزارهای تحریک عواطفمان و در نتیجه، هزینههایی است که در قبال دریافت آنها پرداخت میکنیم.
🌾 @sedanet | @PhilosophicalHalt
✍️ محمدمهدی اردبیلی
خنده شاید اولین حالت در چهرهمان باشد که به آن تشویق میشویم. کودکان خوشخنده از همان ابتدا بر کودکان گریان برتری مییابند. تمام سعی اطرافیان این است که کودکان را بخندانند. خنده، حالت بدنیای است که ظاهراً نشان از نوعی شادی یا رضایت روانی دارد. میتوان رسیدن به این سطح از رضایت و شادی را یکی از اهداف، یا دستکم شعارهای فرهنگِ غالب دانست. اگر انسان از کودکی طبق توصیهها عمل کند (به حرف مامان و باباها یا معلمها گوش کند، به تبلیغات رسانهها اعتماد کند و ...)، در مسیری قرار خواهد گرفت که نهایتِ آن شادی و رضایت است و اگر چنین نکند، فلاکت در انتظارش خواهد بود.
اما آیا واقعا چنین است؟ آیا رفته رفته واهی بودن این وعدهها بر ما آشکار نمیشود؟ وقتی انسان، بهناگاه به پوچ بودنشان پی میبرد و درمییابد که این وضعیت نه تنها وضعیتی رضایتبخش نیست، بلکه روز به روز بر فلاکت آن افزوده میشود، آنگاه چه باید بکند؟ البته تمدن راههای زیادی پیشِ پایتان میگذارد که هر کدام آسیبشناسی جداگانهای میطلبد.
اما یکی از رایج ترین این راهها که یادداشت حاضر بدان اختصاص دارد، توسل به خنده است. انسان میداند که وضعیتش شادیآفرین نیست ولی میخواهد به هر طرفهالحیلی شاد باشد. در چنین وضعیتی این انسان افسرده و ملول به ابزارهای اتصال کوتاه شادیآور متوسل میشود. رواج این ابزارها نشاندهندۀ انحطاط یک جامعه است: فروش بالای سینمای لودگی، افزایش جُکسازیها و غیره.
اما شادی را نمیتوان به کسی دستور داد، همانگونه که عشق را نمیتوان. شادی بناست محصول یک وضعیت رضایتبخش باشد. اما اگر کمی دقت کنید، درمییابید که اتفاقا برعکس، شما چون شاد نیستید به تماشای فلان فیلم کمدی میروید. در واقع، شادی به شما «دستور» داده میشود. در همه جا از سینمای لودگیِ پرفروش تا بیلبوردهای تبلیغاتی میتوان دستورِ «بخند» را مشاهده کرد: نوعی دستورِ خنده یا شادیِ فرمایشی. اما نکتۀ بسیار حائز اهمیت این است که از قضا، برخلاف آنچه به نظر میرسد، این شادی نیست که به خنده میانجامد، بلکه این خنده ماست که امیدواریم به شادی منجر شود. مانند صداهای خنده افزودهشده روی برنامههای طنزِ بیمزه جهت تحریک همزادپنداریِ مخاطب و خنداندنش. انسانِ ناشادِ خندان، چون میخندد، خود را شاد میپندارد و احساس سعادت میکند. نمونۀ رسواترِ این خندۀ دستوری، برنامۀ خندوانه است. مجری به حاضران صراحتاً دستور خنده میدهد. او به احمقانهترین شکل از همه میخواهد بلند بلند بخندند، بعد همه با هم دست بزنند و با صدای بلند بگویند: «ما چقدرن خوشحالیم» «ما چقدر باحالیم» «هه هه هه ها ها ها».
برای نخستین بار که برنامۀ خندوانه را تماشا کردم، این شیوۀ سرکوبگرانه و استبدادیِ تولید خندههای مصنوعی را آشنا یافتم. این تصاویر اغراقشده از افرادی که با صدای بلند میخندند و شادی میکنند و همۀ ما میدانیم که شادیشان کاملا نمایشی است را قبلاً کجا دیدهاید؟ اخبار را به خاطر بیاورید. بله! در کرۀ شمالی. شباهت شگفتی بین برنامۀ خندوانه و جشنهای کرۀ شمالی وجود دارد. در آنجا اما همه چیز برهنه است. آنجا خودِ حاکم مستقیماً و صراحتاً سخن میگوید. او میخندد و همگان باید بخندند وچنان بخندند که از فرط شوق به گریه بیفتند. اما آیا این شباهت تصادفی است؟ آیا خود این شباهت را اگر اندکی عمیقتر واکاوی کنیم به پیوندی وثیق دست پیدا نمیکنیم که تمام سیارهمان را درنوردیده است؟ آیا این نمونههای مضحک اغراقشده لغزشهای فرهنگِ منحطی نیستند که ناخواسته در حال روکردن دست خویش است؟ آیا همۀ ما مفلوکانی نیستیم که به خندیدن فرمانمان میدهند؟ آیا این فلاکت از همان کودکی، از همان نخستین مواجههمان با جهان خارج، از همان به زور بیرون کشیدنمان، کبود شدنمان، درد کشیدنمان آغاز نشده است، زمانی که برای نخستین بار چشم به جهان گشودیم و از وحشت و درد عربده میزدیم و تمام اطرافیانمان میخندیدند و شاد بودند؟ آیا متمدن شدن چیزی جز همین فراموشیِ درد، و تقلید از خندههای دیگرانی نیست که خود آنها نیز دردشان را پشت خندههایشان پنهان کردهاند؟
ا*******ا
پینوشت: تذکری برای اجتناب از سوءتعبیر: موضع یادداشت فوق ابداً بر ضد خنده و شادی، و مثلا دفاع از گریه و ماتم نیست. شیوهای مشابه درفرمانِ گریستن نیز وجود دارد که از قضا مکملِ فریبنده فرمانِ خنده است. همچنین قبلاً در یادداشتی دیگر نشان دادهام که خود فضای ماتمزدگی حاکم بر جامعه ما، نتیجهای جز انفعال ندارد. مسئلۀ یادداشت فوق نه نقد خنده و شادی، بلکه نقد سازوکارهای فرهنگیای است که تفکر را تعطیل، مسائل را پنهان و شادی را دستور میدهند. مسئله نخندیدن نیست، بلکه آگاهی ما نسبت به ابزارهای تحریک عواطفمان و در نتیجه، هزینههایی است که در قبال دریافت آنها پرداخت میکنیم.
🌾 @sedanet | @PhilosophicalHalt
🍁 اعتراضات و دشواریهای ساختاریِ گفتگو
گفتگوی حسام اسلاملو با #مقصود_فراستخواه
روزنامه پیام ما، ۱۹ آذر ۱۴۰۱ صفحات ۱ و ۴ و ۵
🍂 روزهای خوبی برای ایران و ایرانی نیست. خبرهای بد و ناگواری که مسلسلوار به گوشمان شلیک میشوند. خشونتی که جاری میشود و سرمایههایی که از این کشور هدر میرود و عمرهایی که تباه شده و میشوند. راستی چه شد که جامعه ایران به این نقطه رسید؟ گویی خشمی ناشی از ناامیدی پس از فوران آخرین امید بروز کرده است. گویی جامعه با دیوار بلند یک «نه» بزرگ برای اصلاح مواجه شده است.
🍂 از سال ۹۶ تاکنون در مواقع مختلف و با بهانههای متفاوت موجی از دریای متلاطم جامعه بلند شده است. این موج هربار به عقب رانده شده و سپس با امواج مضاعف برگشته است. جامعهشناسان پیش از این با استناد به نتایج پیمایشهای ملی، درباره کوتاه شدن زمان بروز اعتراضهای اجتماعی و تعدد آنها هشدار داده بودند اما گویی این هشدار جدی گرفته نشد. مدتی است که صدای ضعیفی در میان مسئولان و فعالان سیاسی به گوش میرسد که از لزوم «گفتوگو» سخن میگوید. اما گفتوگو درباره چه چیزی و با چه شرایطی؟
🍂 در اینباره به سراغ مقصود فراستخواه، جامعهشناس و عضو هیئت علمی موسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی رفتیم. او در گفتوگو با «پیام ما» از بغرنجشدن شرایط و از دست رفتن فرصتهای حل مسالمتآمیز و آشتیجویانه مشکلات میگوید. هشدارهای دلسوزانه فراستخواه یکی از صداهایی است که باید در این فضای متلاطم شنیده شود تا شاید چراغ راهی شود برای عبور از این موقعیت خطیر.
🌐 مطالعۀ متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @Mfarasatkhah
گفتگوی حسام اسلاملو با #مقصود_فراستخواه
روزنامه پیام ما، ۱۹ آذر ۱۴۰۱ صفحات ۱ و ۴ و ۵
🍂 روزهای خوبی برای ایران و ایرانی نیست. خبرهای بد و ناگواری که مسلسلوار به گوشمان شلیک میشوند. خشونتی که جاری میشود و سرمایههایی که از این کشور هدر میرود و عمرهایی که تباه شده و میشوند. راستی چه شد که جامعه ایران به این نقطه رسید؟ گویی خشمی ناشی از ناامیدی پس از فوران آخرین امید بروز کرده است. گویی جامعه با دیوار بلند یک «نه» بزرگ برای اصلاح مواجه شده است.
🍂 از سال ۹۶ تاکنون در مواقع مختلف و با بهانههای متفاوت موجی از دریای متلاطم جامعه بلند شده است. این موج هربار به عقب رانده شده و سپس با امواج مضاعف برگشته است. جامعهشناسان پیش از این با استناد به نتایج پیمایشهای ملی، درباره کوتاه شدن زمان بروز اعتراضهای اجتماعی و تعدد آنها هشدار داده بودند اما گویی این هشدار جدی گرفته نشد. مدتی است که صدای ضعیفی در میان مسئولان و فعالان سیاسی به گوش میرسد که از لزوم «گفتوگو» سخن میگوید. اما گفتوگو درباره چه چیزی و با چه شرایطی؟
🍂 در اینباره به سراغ مقصود فراستخواه، جامعهشناس و عضو هیئت علمی موسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی رفتیم. او در گفتوگو با «پیام ما» از بغرنجشدن شرایط و از دست رفتن فرصتهای حل مسالمتآمیز و آشتیجویانه مشکلات میگوید. هشدارهای دلسوزانه فراستخواه یکی از صداهایی است که باید در این فضای متلاطم شنیده شود تا شاید چراغ راهی شود برای عبور از این موقعیت خطیر.
🌐 مطالعۀ متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @Mfarasatkhah
صدانت
گفتگو با مقصود فراستخواه؛ اعتراضات و دشواریهای ساختاریِ گفتگو • صدانت
اینکه به شهروندان بگوییم اشکال ندارد اعتراض کنید اما پاسخی به اعتراضات ندهیم، نامش گفتوگو نیست. گفتوگو به تضمین آزادی بیان و قبول تغییرات..
🍁 چگونه «روشنفکران» فرانسوی، باعث ویرانیِ غرب شدند: پستمدرنیسم و تأثیرات آن
✍️ هلن پلاکروز
🍂 ... ما در اندیشهی فوکو، شاهد افراطیترین نوعِ نسبیگراییِ فرهنگی هستیم که در بطن ساختارهای قدرت تفسیر میشود؛ مکتبی که تقریباً بهطور کامل عاری از انسانیت و فردیتِ مشترک است. درعوض، هویتِ افراد جامعه بر اساس دیدگاهها و داوریهایشان نسبت به باورهای فرهنگیِ مسلط شکل یافته و تعریف میشود؛ داوریهایی که آنها را در صفِ ستمگران یا در زمرهی افراد تحت سلطه جای میدهد. نقشِ اساسی جودیت باتلر [فیلسوف و منتقد فمینیست آمریکایی] در تبیین و بسط نظریهی کوئیر که بر ماهیتِ فرهنگ-بَرساختهی جنسیت تأکید میکند، وامدارِ اندیشههای فوکوست؛ ادوارد سعید [نظریهپرداز ادبی و منتقد فرهنگی فلسطینی-آمریکایی] در تبیین گفتمانِ پسااستعمارگرایی و «شرقشناسی»، و کیمبرلی کِرِنشا [نظریهپرداز، وکیل و فعال حقوق مدنیِ آمریکایی] در بسط نظریهی درهمتنیدگی [اینترسکشنالیتی] و دفاع از سیاستهای هویتی نیز از آثار و آرای فوکو تأثیر پذیرفتهاند. در این میان، ما از یک سو شاهد برابرپنداریِ پدیدهی زبان با عناصر خشونت و تهدید هستیم و از سوی دیگر، شاهد دیدگاهی که خردورزی و لیبرالیسم جهانشمول را همزاد رنج و سرکوب میداند.
🍂 ژاک دریدا نیز، که مفهومِ «شالودهشکنی» برای نخستین بار از سوی او ارائه شد، بر ساختگراییِ فرهنگی و نسبیگراییِ فرهنگی و شخصی اذعان داشت. او حتی تمرکزِ بیشتر و واضحتری روی موضوعِ زبان داشت. این گفتهی بسیار معروفِ دریدا که «هیچچیز خارج از متن وجود ندارد»، روشنگر تردید او نسبت به ناممکنبودن دلالت واژهها بر مفهومی دقیق و سرراست است. بهعبارتدیگر، «موجودیت، تنها از آنِ فحوا[ی متن] است، فارغ از چیزی به نام مرکزیت مطلق.»...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
✍️ هلن پلاکروز
🍂 ... ما در اندیشهی فوکو، شاهد افراطیترین نوعِ نسبیگراییِ فرهنگی هستیم که در بطن ساختارهای قدرت تفسیر میشود؛ مکتبی که تقریباً بهطور کامل عاری از انسانیت و فردیتِ مشترک است. درعوض، هویتِ افراد جامعه بر اساس دیدگاهها و داوریهایشان نسبت به باورهای فرهنگیِ مسلط شکل یافته و تعریف میشود؛ داوریهایی که آنها را در صفِ ستمگران یا در زمرهی افراد تحت سلطه جای میدهد. نقشِ اساسی جودیت باتلر [فیلسوف و منتقد فمینیست آمریکایی] در تبیین و بسط نظریهی کوئیر که بر ماهیتِ فرهنگ-بَرساختهی جنسیت تأکید میکند، وامدارِ اندیشههای فوکوست؛ ادوارد سعید [نظریهپرداز ادبی و منتقد فرهنگی فلسطینی-آمریکایی] در تبیین گفتمانِ پسااستعمارگرایی و «شرقشناسی»، و کیمبرلی کِرِنشا [نظریهپرداز، وکیل و فعال حقوق مدنیِ آمریکایی] در بسط نظریهی درهمتنیدگی [اینترسکشنالیتی] و دفاع از سیاستهای هویتی نیز از آثار و آرای فوکو تأثیر پذیرفتهاند. در این میان، ما از یک سو شاهد برابرپنداریِ پدیدهی زبان با عناصر خشونت و تهدید هستیم و از سوی دیگر، شاهد دیدگاهی که خردورزی و لیبرالیسم جهانشمول را همزاد رنج و سرکوب میداند.
🍂 ژاک دریدا نیز، که مفهومِ «شالودهشکنی» برای نخستین بار از سوی او ارائه شد، بر ساختگراییِ فرهنگی و نسبیگراییِ فرهنگی و شخصی اذعان داشت. او حتی تمرکزِ بیشتر و واضحتری روی موضوعِ زبان داشت. این گفتهی بسیار معروفِ دریدا که «هیچچیز خارج از متن وجود ندارد»، روشنگر تردید او نسبت به ناممکنبودن دلالت واژهها بر مفهومی دقیق و سرراست است. بهعبارتدیگر، «موجودیت، تنها از آنِ فحوا[ی متن] است، فارغ از چیزی به نام مرکزیت مطلق.»...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
3danet.net
چگونه «روشنفکران» فرانسوی، باعث ویرانیِ غرب شدند: پستمدرنیسم و تأثیرات آن
پستمدرنیسم نهتنها برای دموکراسی بلکه برای خودِ مدرنیته نیز نوعی تهدید به شمار میرود. شاید این ادعایی جسورانه یا مبالغهآمیز به نظر ...
🔷معرفی چند کانال مفید
🔸روانشناسیِ معاصر (سعید گرمارودی)
@Saeed_Garmaroudi
🔸 مدرسه آزادفکری
@azadfekrischool
🔸 امیر مازیار
@amirmaziar1
🔸صدانت
@Sedanet
🔸تردید
@tardidschool
🔸سوفار
@soofar_channel
🔸مشق نو
@mashghenowofficial
🔸عقل آبی
@sedigh_63
🔸فرهنگساز
@farhangsaz_youtube
🔸اقتصاددانی
@eghtesaddani
🔸سروش مولانا
@sorooshemewlana
🔸بایگانی صدانت
@sedanet1
🔸شرح آرزومندی
@sharhe_arezoomandi
🔶 کانال جدید مهدی نصیری
@nasiri1342238
🔸ایران انوایر (محیط زیست)
@iranenvior
🔸محمدرضا واعظ شهرستانی
@tanhaatarazyekbarg
🔸زهیر باقری نوعپرست
@philosopherin
🔸باشگاه اندیشه
@bashgahandishe
🔸صدانت تیوی
@Sedanettv
🔸حسین دباغ
@hossein_dabbagh
🔸آرش نراقی
@arash_naraghi
🔸رضا یعقوبی
@rezayaghoubipublic
🔸یاسر میردامادی
@YMirdamadi
🔸مصطفی ملکیان
@mostafamalekian
☘️ مرجع کاملتری از کانال های مفید
🔸روانشناسیِ معاصر (سعید گرمارودی)
@Saeed_Garmaroudi
🔸 مدرسه آزادفکری
@azadfekrischool
🔸 امیر مازیار
@amirmaziar1
🔸صدانت
@Sedanet
🔸تردید
@tardidschool
🔸سوفار
@soofar_channel
🔸مشق نو
@mashghenowofficial
🔸عقل آبی
@sedigh_63
🔸فرهنگساز
@farhangsaz_youtube
🔸اقتصاددانی
@eghtesaddani
🔸سروش مولانا
@sorooshemewlana
🔸بایگانی صدانت
@sedanet1
🔸شرح آرزومندی
@sharhe_arezoomandi
🔶 کانال جدید مهدی نصیری
@nasiri1342238
🔸ایران انوایر (محیط زیست)
@iranenvior
🔸محمدرضا واعظ شهرستانی
@tanhaatarazyekbarg
🔸زهیر باقری نوعپرست
@philosopherin
🔸باشگاه اندیشه
@bashgahandishe
🔸صدانت تیوی
@Sedanettv
🔸حسین دباغ
@hossein_dabbagh
🔸آرش نراقی
@arash_naraghi
🔸رضا یعقوبی
@rezayaghoubipublic
🔸یاسر میردامادی
@YMirdamadi
🔸مصطفی ملکیان
@mostafamalekian
☘️ مرجع کاملتری از کانال های مفید
🍁 نشست «خشونت پرهیزی: مشروط یا نامشروط؟»
با حضور #مصطفی_ملکیان و #حسین_شیخ_رضایی
پیادهسازی و تنظیم: محسن آزموده
🍂 محسن آزموده: متن پیش رو، گزارشی از مناظره جذاب دو پژوهشگر شناخته شده فلسفه در ایران درباره بحث داغی در فضای روشنفکری این روزهای ایران است: خشونت پرهیزی آری یا نه؟ تا کجا و چطور؟ در این جلسه مصطفی ملکیان پژوهشگر فلسفه اخلاق با مبنایی فضیلت گرایانه و معنوی به دفاع از خشونت پرهیزی پرداخت، در حالی حسین شیخ رضایی، استاد فلسفه علم، خشونت پرهیزی مطلق را نفی کرد و آن را دست کم در مبارزات سیاسی و اجتماعی، همیشه راهبردی و سودمند ندانست. بعد از این مناظره و در بخش پرسش و پاسخ، مصطفی ملکیان که در فضای فکری و روشنفکری ایران مخاطبان بسیاری دارد، صحبت هایی کرد که بارها در فضای مجازی دست به دست شده. او توضیح داد که علت تاخیرش از اظهار نظر درباره وقایع اخیر، دوری از ایران بوده و به لحاظ اخلاقی، به خودش اجازه نمی داده که از خارج از کشور درباره آنچه در ایران رخ می دهد، صحبت کند. او همچنین با بر شمردن دلایلی اظهار داشت که از دید او به علت فقدان شرایط گفتگو، امکان اصلاح پذیری نیست و در نتیجه به معنای مصطح در جامعه ما یک اصلاح طلب نیست. با اینهمه در پایان سخنانش گفت که هیچ برنامه مشخص سیاسی ندارد، زیرا سیاستمدار و متخصص سیاست نیست، با اینهمه و شاید به همین علت کماکان به آینده امیدوار است و در ناامیدی هیچ سودی نمی بیند. بخش کمتر دیده و شنیده شده و به نظر ما مهم تر این مناظره بحث نظری بود که میان ملکیان و شیخ رضایی در گرفت، بنابراین در گزارش پیش رو کوشیدم در حد چارچوب های صفحه، روایتی از آن به دست دهیم و عصاره و اساس استدلال های این دو محقق را ارائه کنیم. این مناظره با اجرای امیرحسین خداپرست، پژوهشگر فلسفه اخلاق، پنجشنبه دهم آذرماه از سوی مدرسه تردید در فضای مجازی برگزار شد.
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @tardidschool
🌾 @mostafamalekian
🌾 @zamaneyebarkhord
با حضور #مصطفی_ملکیان و #حسین_شیخ_رضایی
پیادهسازی و تنظیم: محسن آزموده
🍂 محسن آزموده: متن پیش رو، گزارشی از مناظره جذاب دو پژوهشگر شناخته شده فلسفه در ایران درباره بحث داغی در فضای روشنفکری این روزهای ایران است: خشونت پرهیزی آری یا نه؟ تا کجا و چطور؟ در این جلسه مصطفی ملکیان پژوهشگر فلسفه اخلاق با مبنایی فضیلت گرایانه و معنوی به دفاع از خشونت پرهیزی پرداخت، در حالی حسین شیخ رضایی، استاد فلسفه علم، خشونت پرهیزی مطلق را نفی کرد و آن را دست کم در مبارزات سیاسی و اجتماعی، همیشه راهبردی و سودمند ندانست. بعد از این مناظره و در بخش پرسش و پاسخ، مصطفی ملکیان که در فضای فکری و روشنفکری ایران مخاطبان بسیاری دارد، صحبت هایی کرد که بارها در فضای مجازی دست به دست شده. او توضیح داد که علت تاخیرش از اظهار نظر درباره وقایع اخیر، دوری از ایران بوده و به لحاظ اخلاقی، به خودش اجازه نمی داده که از خارج از کشور درباره آنچه در ایران رخ می دهد، صحبت کند. او همچنین با بر شمردن دلایلی اظهار داشت که از دید او به علت فقدان شرایط گفتگو، امکان اصلاح پذیری نیست و در نتیجه به معنای مصطح در جامعه ما یک اصلاح طلب نیست. با اینهمه در پایان سخنانش گفت که هیچ برنامه مشخص سیاسی ندارد، زیرا سیاستمدار و متخصص سیاست نیست، با اینهمه و شاید به همین علت کماکان به آینده امیدوار است و در ناامیدی هیچ سودی نمی بیند. بخش کمتر دیده و شنیده شده و به نظر ما مهم تر این مناظره بحث نظری بود که میان ملکیان و شیخ رضایی در گرفت، بنابراین در گزارش پیش رو کوشیدم در حد چارچوب های صفحه، روایتی از آن به دست دهیم و عصاره و اساس استدلال های این دو محقق را ارائه کنیم. این مناظره با اجرای امیرحسین خداپرست، پژوهشگر فلسفه اخلاق، پنجشنبه دهم آذرماه از سوی مدرسه تردید در فضای مجازی برگزار شد.
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @tardidschool
🌾 @mostafamalekian
🌾 @zamaneyebarkhord
صدانت
نشست «خشونت پرهیزی: مشروط یا نامشروط؟» با حضور مصطفی ملکیان و حسین شیخ رضایی • صدانت
خشونت پرهیزی آری یا نه؟ تا کجا و چطور؟ مصطفی ملکیان با مبنایی فضیلت گرایانه و معنوی به دفاع از خشونت پرهیزی پرداخت، در حالی حسین شیخ رضایی..
🍁محاربه در فقه و قانون
👤 مناظره #محسن_برهانی و #جلیل_محبی
🍂 فرهاد فخرآبادی (خبرنگار گروه سیاسی): صدور و اجرای حکم اعدام برای محسن شکاری با این اتهام که او در خیابان ستارخان تهران مرتکب محاربه شده است، یکی از سوژهها و مواردی است که طی روزهای اخیر بحث محافل مختلف شده و نظرات مختلفی در مخالفت و موافقت اعدام این جوان به جرم محاربه بیان شده که پیرامون این بحث است که آیا واقعا جرم مرتکب شده توسط محسن شکاری مصداق محاربه بوده که منجر به اعدام او شده است؟
🍂 در همین زمینه، دانشگاه امام صادق در روزهای پس از اجرای حکم اعدام محسن شکاری، اقدام به برگزاری مناظرهای با عنوان «محاربه در فقه و قانون» کرد که در یک سمت این مناظره، محسن برهانی، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در رشته حقوق جزا و جرمشناسی حضور داشت و در سمت دیگر جلیل محبی، عضو هیئت علمی مرکز پژوهشهای مجلس و دبیر سابق ستاد امربهمعروف و نهیازمنکر نشسته بود...
🌐 متن، فیلم و صوت کامل این مناظره
🌾 @Sedanet
🌾 @jalilmoheby
🌾 @dr_borhani57
🌾 @hammihanonline
👤 مناظره #محسن_برهانی و #جلیل_محبی
🍂 فرهاد فخرآبادی (خبرنگار گروه سیاسی): صدور و اجرای حکم اعدام برای محسن شکاری با این اتهام که او در خیابان ستارخان تهران مرتکب محاربه شده است، یکی از سوژهها و مواردی است که طی روزهای اخیر بحث محافل مختلف شده و نظرات مختلفی در مخالفت و موافقت اعدام این جوان به جرم محاربه بیان شده که پیرامون این بحث است که آیا واقعا جرم مرتکب شده توسط محسن شکاری مصداق محاربه بوده که منجر به اعدام او شده است؟
🍂 در همین زمینه، دانشگاه امام صادق در روزهای پس از اجرای حکم اعدام محسن شکاری، اقدام به برگزاری مناظرهای با عنوان «محاربه در فقه و قانون» کرد که در یک سمت این مناظره، محسن برهانی، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در رشته حقوق جزا و جرمشناسی حضور داشت و در سمت دیگر جلیل محبی، عضو هیئت علمی مرکز پژوهشهای مجلس و دبیر سابق ستاد امربهمعروف و نهیازمنکر نشسته بود...
🌐 متن، فیلم و صوت کامل این مناظره
🌾 @Sedanet
🌾 @jalilmoheby
🌾 @dr_borhani57
🌾 @hammihanonline
صدانت
مناظره محسن برهانی و جلیل محبی: محاربه در فقه و قانون • صدانت
صدور و اجرای حکم اعدام برای محسن شکاری با این اتهام که او در خیابان ستارخان تهران مرتکب محاربه شده است، یکی از سوژهها و مواردی است ...
🍁 بحران نمایندگی سیاسی در ایران
✍️ #علیرضا_کدیور
🍂 قریب به صد روز است كه نقاط زیادی در كشور، صحنه حضور مردم معترض است. این اعتراضات نسبت به اعتراضاتی كه در سالهای قبل رخ داده طولانیتر شده و میتوان گفت نسبت به آنچه پیشتر رخ داده ریشهدارتر است. جامعهشناسان زیادی با تكیه بر مفاهیمی مانند «بر هم خوردن رابطه قدرت و مسوولیت»، «آشتیناپذیر شدنِ تصویرِ آینده» و «انباشتِ نارضایی »درباره علل بروز این اعتراضات توضیح دادهاند. این توضیحات اگرچه تبیینی درباره عوامل اجتماعی بروز اعتراض ارایه میدهند، اما اختصاصی به اعتراضات ۱۴۰۱ ندارند. برای تبیین این اعتراضات، علاوه بر علل اجتماعی یادشده، باید سراغ علتهایی رفت كه نقشآفرینیشان در سالهای اخیر به صورت ویژه افزایش یافته باشد. متن پیش رو تلاش میكند تا با تحلیل ریزش آرای انتخاباتی در سالهای اخیر و مقایسه مقادیر آن در نقاط معترض و غیرمعترض، كاهش مشاركت سیاسی را به عنوان یكی از مهمترین عوامل برای فهم چرایی بروز، تداوم و تشدید این اعتراضات و بعضا به خشونت كشیده شدن آن پیشنهاد كند...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @dmag_ir
🌾 @Sedanet
✍️ #علیرضا_کدیور
🍂 قریب به صد روز است كه نقاط زیادی در كشور، صحنه حضور مردم معترض است. این اعتراضات نسبت به اعتراضاتی كه در سالهای قبل رخ داده طولانیتر شده و میتوان گفت نسبت به آنچه پیشتر رخ داده ریشهدارتر است. جامعهشناسان زیادی با تكیه بر مفاهیمی مانند «بر هم خوردن رابطه قدرت و مسوولیت»، «آشتیناپذیر شدنِ تصویرِ آینده» و «انباشتِ نارضایی »درباره علل بروز این اعتراضات توضیح دادهاند. این توضیحات اگرچه تبیینی درباره عوامل اجتماعی بروز اعتراض ارایه میدهند، اما اختصاصی به اعتراضات ۱۴۰۱ ندارند. برای تبیین این اعتراضات، علاوه بر علل اجتماعی یادشده، باید سراغ علتهایی رفت كه نقشآفرینیشان در سالهای اخیر به صورت ویژه افزایش یافته باشد. متن پیش رو تلاش میكند تا با تحلیل ریزش آرای انتخاباتی در سالهای اخیر و مقایسه مقادیر آن در نقاط معترض و غیرمعترض، كاهش مشاركت سیاسی را به عنوان یكی از مهمترین عوامل برای فهم چرایی بروز، تداوم و تشدید این اعتراضات و بعضا به خشونت كشیده شدن آن پیشنهاد كند...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @dmag_ir
🌾 @Sedanet
صدانت
تحقیقات جدید؛ مشاركت كمتر اعتراض بيشتر • صدانت
بحران نمایندگی سیاسی در ایران نویسنده: عليرضا كديور (دانشآموختۀ آمار و تحلیلگر داده) منبع: دقیقهای برای تأمل (مجله تحلیلی دقیقه) قریب به صد روز است که
🍁 برنامه معیار
🍂 برنامه معیار توسط جناب آقای دکتر حسین بیات وکیل پایه یک دادگستری و عضو هیات مدیره انجمن علمی حقوق اساسی ایران در سال ۱۴۰۰ با تمرکز بر موضوع حقها و آزادیهای بنیادین بشری در بستر حقوق اساسی به تهیه کنندگی انجمن علمی حقوق اساسی ایران تولید شد. و فصل نخست این برنامه در همان سال از طریق سایت انجمن و صفحه اینستاگرام انجمن و همچنین کانال تلگرامی مدرسه مجازی حقوق عمومی پخش شد.
🍂 با توجه به عدم حضور جناب آقای دکتر حسین بیات (گذراندن دوران حبس) فصل دوم برنامه معیار به پیشنهاد ریاست محترم انجمن علمی حقوق اساسی ایران جناب آقای دکتر علی اکبر گرجی ازندریانی دانشیار حقوق عمومی دانشگاه شهید بهشتی توسط مهدی یزدانپرست پیگیری و اجرا شد.
🔷 دولت بیطرف، شهروند روادار
قسمت اول از فصل دوم برنامه معیار
با حضور:
#ابوالقاسم_فنائی فیلسوف اخلاق و الهیدان و استاد دانشگاه
#محمدامیر_قدوسی پژوهشگر حوزه فلسفه حقوق، فلسفه اخلاق و فلسفه سیاست و استاد دانشگاه
🔷 اعتراضات اخیر
قسمت دوم از فصل دوم برنامه معیار
با حضور:
#بیژن_عبدالکریمی فیلسوف و استاد دانشگاه
#محمد_فاضلی جامعهشناس و استاد دانشگاه
#علی_اکبر_گرجی_ازندریانی حقوقدان و استاد دانشگاه
🌐 مشاهده و دریافت فیلم و صوت جلسات
🌾 @iacl_ir
🌾 @Sedanet
🌾 @public_law_school
🍂 برنامه معیار توسط جناب آقای دکتر حسین بیات وکیل پایه یک دادگستری و عضو هیات مدیره انجمن علمی حقوق اساسی ایران در سال ۱۴۰۰ با تمرکز بر موضوع حقها و آزادیهای بنیادین بشری در بستر حقوق اساسی به تهیه کنندگی انجمن علمی حقوق اساسی ایران تولید شد. و فصل نخست این برنامه در همان سال از طریق سایت انجمن و صفحه اینستاگرام انجمن و همچنین کانال تلگرامی مدرسه مجازی حقوق عمومی پخش شد.
🍂 با توجه به عدم حضور جناب آقای دکتر حسین بیات (گذراندن دوران حبس) فصل دوم برنامه معیار به پیشنهاد ریاست محترم انجمن علمی حقوق اساسی ایران جناب آقای دکتر علی اکبر گرجی ازندریانی دانشیار حقوق عمومی دانشگاه شهید بهشتی توسط مهدی یزدانپرست پیگیری و اجرا شد.
🔷 دولت بیطرف، شهروند روادار
قسمت اول از فصل دوم برنامه معیار
با حضور:
#ابوالقاسم_فنائی فیلسوف اخلاق و الهیدان و استاد دانشگاه
#محمدامیر_قدوسی پژوهشگر حوزه فلسفه حقوق، فلسفه اخلاق و فلسفه سیاست و استاد دانشگاه
🔷 اعتراضات اخیر
قسمت دوم از فصل دوم برنامه معیار
با حضور:
#بیژن_عبدالکریمی فیلسوف و استاد دانشگاه
#محمد_فاضلی جامعهشناس و استاد دانشگاه
#علی_اکبر_گرجی_ازندریانی حقوقدان و استاد دانشگاه
🌐 مشاهده و دریافت فیلم و صوت جلسات
🌾 @iacl_ir
🌾 @Sedanet
🌾 @public_law_school
3danet.net
برنامه معیار
فصل دوم برنامه معیار به پیشنهاد ریاست انجمن علمی حقوق اساسی ایران، علی اکبر گرجی ازندریانی توسط مهدی یزدانپرست پیگیری و اجرا شد...
🍁 آیا ملالت چیز خوبی است؟
✍️ پیتر توهی
برگردان: ایمان مطلق آرانی
🍂 در یک قسمت از روزنامه نیویورک تایمز با عنوان “اجازه دهیم کودکان دوباره کسل شوند” (۲۰۱۹) پاملا پُل پیشنهاد میکند که اجازه دادن به کودکان برای تجربه کردن ملال چیز خوبی است. خلاقیت افراد مبتدی را فعال میکند:
“وقتی حقیقتاً درگیر اثرات از هوش برنده ملال میشوید، شما خود را در مسیر کشف قرار میدهید.]…[ به همین دلیل ایده های مفید بسیاری در حمام، هنگامی که شما اسیر یک فعالیت مادی شده اید، به ذهنتان خطور میکند. به ذهن خود اجازه دهید تا برای خودش بچرخد و هر آنجا که میخواهد برود.”
🍂 پاملا پُل همچنین استدلال میکند، ملال کودکان را سخت تر میکند: ” مطمئناً آموزش دادن به کودکان برای تحمل ملال به جای تشدید تفریحات، آنها را برای آینده ای واقع بینانه تر آماده میکند، کسی که انتظارات بی مورد و اشتباه از کار یا زندگی به معنای واقعی آن ندارد “
🍂 این استدلالی جذاب در هر دو مورد است، اما به ویژه در مورد خلاقیت. ملال اغلب با خلاقیت در پیوند است. جوزف برودسکی شاعر، گاهی اوقات با ارائه شواهد قوی ای برای خصوصیات باروری چنین میگفت و شاید پاملا پل هنگام نوشتن مقاله اش، او را در خاطر داشت. برودسکی در مقاله خود تحت عنوان ” در ستایش از ملال” ادعا کرد:
“هنگامی که از ملال آسیب خوردید، به خود اجازه دهید تا بدین وسیله له شوید، تا به کف و به زیر آب رفتن. به طور کلی با وجود چیزهای ناخوشایند، قاعده این است: هر چه سریعتر به کف بروید زودتر هم به سطح آب میائید. ایده در اینجا این است که نگاهی کامل به بدترین ها داشته باشید. دلیل اینکه ملال لایق چنین بررسی دقیقی میباشد نشان دادن شکوه خسته کننده تکرار غیر لازم زمان ناب و خنثی است.”...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @Imanmotlagharani
✍️ پیتر توهی
برگردان: ایمان مطلق آرانی
🍂 در یک قسمت از روزنامه نیویورک تایمز با عنوان “اجازه دهیم کودکان دوباره کسل شوند” (۲۰۱۹) پاملا پُل پیشنهاد میکند که اجازه دادن به کودکان برای تجربه کردن ملال چیز خوبی است. خلاقیت افراد مبتدی را فعال میکند:
“وقتی حقیقتاً درگیر اثرات از هوش برنده ملال میشوید، شما خود را در مسیر کشف قرار میدهید.]…[ به همین دلیل ایده های مفید بسیاری در حمام، هنگامی که شما اسیر یک فعالیت مادی شده اید، به ذهنتان خطور میکند. به ذهن خود اجازه دهید تا برای خودش بچرخد و هر آنجا که میخواهد برود.”
🍂 پاملا پُل همچنین استدلال میکند، ملال کودکان را سخت تر میکند: ” مطمئناً آموزش دادن به کودکان برای تحمل ملال به جای تشدید تفریحات، آنها را برای آینده ای واقع بینانه تر آماده میکند، کسی که انتظارات بی مورد و اشتباه از کار یا زندگی به معنای واقعی آن ندارد “
🍂 این استدلالی جذاب در هر دو مورد است، اما به ویژه در مورد خلاقیت. ملال اغلب با خلاقیت در پیوند است. جوزف برودسکی شاعر، گاهی اوقات با ارائه شواهد قوی ای برای خصوصیات باروری چنین میگفت و شاید پاملا پل هنگام نوشتن مقاله اش، او را در خاطر داشت. برودسکی در مقاله خود تحت عنوان ” در ستایش از ملال” ادعا کرد:
“هنگامی که از ملال آسیب خوردید، به خود اجازه دهید تا بدین وسیله له شوید، تا به کف و به زیر آب رفتن. به طور کلی با وجود چیزهای ناخوشایند، قاعده این است: هر چه سریعتر به کف بروید زودتر هم به سطح آب میائید. ایده در اینجا این است که نگاهی کامل به بدترین ها داشته باشید. دلیل اینکه ملال لایق چنین بررسی دقیقی میباشد نشان دادن شکوه خسته کننده تکرار غیر لازم زمان ناب و خنثی است.”...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @Imanmotlagharani
صدانت
آیا ملالت چیز خوبی است؟ • صدانت
هنگامی که از ملال آسیب خوردید، به خود اجازه دهید تا بدین وسیله له شوید، تا به کف و به زیر آب رفتن. به طور کلی با وجود چیزهای ناخوشایند...
❄️ فرادرمانی یا حلقهی شبهعلم و خرافات بر گردن عرفان
✍️ دکتر #کیارش_آرامش
این نوشتار برآن است که نشان دهد که ادعاهای مکتب «عرفان حلقه» در زمینههای علمی و پزشکی، در زمرهی شبهعلم اند. یعنی به نادرست ادعا میکنند که علمیاند ولی در واقع بهرهای از اعتبارعلمی ندارند.
البته مکتب «عرفان حلقه» خود در حیطهی خرافات جای میگیرد. یعنی مجموعه ادعاهای افسانه بافانهای که هیچ دلیل یا مستند معتبری ندارند. ادعاهای پزشکی و درمانی این رشته نیز ریشه در همان باورهای خرافی دارند. اما آنجا که با ادعای انجام پژوهش و تولید مقاله سعی میکنند که برای مدعیات خود مستند پژوهشی عرضه کنند، وارد وادی شبهعلم میشوند.
ادعاهای آقای طاهری به قدری خیالبافانه و افسانهپردازانه است که به خودی خود نیازی به نقد جدی و پاسخگویی ندارد. لحن قدری مطایبه آمیز بخشهایی از این نوشتار هم به همین دلیل است. البته این مطایبه نه به وادی توهین نزدیک شده و نه چیزی از مایه و قوت استدلال کاسته است. اما دلیل نگارش و نشر این نوشتار، نه استحکام و اهمیت درونی ادعاهای عرفان حلقه، بلکه اقبال انبوهی از مردم به این مکتب است. یعنی وزنی که از حیث اجتماعی و البته اقتصادی پیدا کرده است و آسیب و خطری که متوجه بیشمار بیمارانی میکند که دل به درمانهای ادعایی آن میبندند. بنابراین باید در این مورد روشنگری انجام گیرد.
عرفان حلقه، وقتی که شروع به طرح ادعاهای علمی میکند، به ویژه هنگامی که از درمان و سلامت سخن میگوید، نمونهای تمام عیار و درسنامهای از شبهعلم را ارائه میکند...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @KiaAramesh
✍️ دکتر #کیارش_آرامش
این نوشتار برآن است که نشان دهد که ادعاهای مکتب «عرفان حلقه» در زمینههای علمی و پزشکی، در زمرهی شبهعلم اند. یعنی به نادرست ادعا میکنند که علمیاند ولی در واقع بهرهای از اعتبارعلمی ندارند.
البته مکتب «عرفان حلقه» خود در حیطهی خرافات جای میگیرد. یعنی مجموعه ادعاهای افسانه بافانهای که هیچ دلیل یا مستند معتبری ندارند. ادعاهای پزشکی و درمانی این رشته نیز ریشه در همان باورهای خرافی دارند. اما آنجا که با ادعای انجام پژوهش و تولید مقاله سعی میکنند که برای مدعیات خود مستند پژوهشی عرضه کنند، وارد وادی شبهعلم میشوند.
ادعاهای آقای طاهری به قدری خیالبافانه و افسانهپردازانه است که به خودی خود نیازی به نقد جدی و پاسخگویی ندارد. لحن قدری مطایبه آمیز بخشهایی از این نوشتار هم به همین دلیل است. البته این مطایبه نه به وادی توهین نزدیک شده و نه چیزی از مایه و قوت استدلال کاسته است. اما دلیل نگارش و نشر این نوشتار، نه استحکام و اهمیت درونی ادعاهای عرفان حلقه، بلکه اقبال انبوهی از مردم به این مکتب است. یعنی وزنی که از حیث اجتماعی و البته اقتصادی پیدا کرده است و آسیب و خطری که متوجه بیشمار بیمارانی میکند که دل به درمانهای ادعایی آن میبندند. بنابراین باید در این مورد روشنگری انجام گیرد.
عرفان حلقه، وقتی که شروع به طرح ادعاهای علمی میکند، به ویژه هنگامی که از درمان و سلامت سخن میگوید، نمونهای تمام عیار و درسنامهای از شبهعلم را ارائه میکند...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @KiaAramesh
صدانت
فرادرمانی یا حلقهی شبهعلم و خرافات بر گردن عرفان • صدانت
عرفان حلقه، وقتی که شروع به طرح ادعاهای علمی میکند، به ویژه هنگامی که از درمان و سلامت سخن میگوید، نمونهای تمام عیار از شبهعلم ...
❄️ خلأهای سیاسی-اجتماعی بهواسطه حذف میانداران
✍️ گفتوگو با #محمد_فاضلی | دوشنبه, ۱۲ دی ۱۴۰۱
مصاحبه کنندگان: علی ورامینی و نرگس کیانی
انتشار اولیه در تحریریه گروه فرهنگ روزنامه هممیهن
محمد فاضلی، جامعهشناس ایرانی و استادیار سابق دانشگاه شهیدبهشتی در بخش نخست گفتوگو با روزنامه هممیهن اشاره کرد، تجربه زیستهاش در فضای جامعه و فضای شبکههای اجتماعی، در غیاب دادههای پژوهشهایی اجتماعی که برای سنجش میزان دوقطبی بودن فضای جامعه انجام شده باشد، این دوقطبی شدن را تایید میکند. وضعیتی که او پیدایش کلمهای مانند «وسطباز» بدل از «میاندار» را حاصل آن دانست و افزود هرچند میانداری، ماهیت بسیاری از احزاب است، اما در حال حاضر و در وضعیت دوقطبی جامعه ایران تبدیل به ناسزا شده است. او ضمن تایید دوقطبی شدن جامعه تصریح کرد، طرفین این دو قطب، فارغ از هویتشان، دیگر ظرفیتی برای گفتوگو با هم و درک یکدیگر ندارند و این دوقطبی شدن، در درازمدت امکان مفاهمه، گفتوگو و صورتبندی کردن هر راهکار میانه و غیرخشونتآمیزی را ناممکن میکند و خطری برای جامعه محسوب میشود. فاضلی همچنین افزود، وقتی سخنی منتقل نمیشود و کاری صورت نمیگیرد، آن گروهی که نه سخنش منتقل، نه مسئلهاش حل شده است، بهشکل طبیعی بهسوی اعمالخشونت میرود، تبدیل به معترض میشود سپس به معترض کفخیابان تغییروضعیت میدهد. جان کلامِ صحبتهای فاضلی در بخش اول آنجا بود که گفت، لحظهای که جامعه بین ویرانی محتمل، ناشی از خشونتی که خود اعمال میکند و ویرانی قطعی، ناشی از ادامه روند موجود تصمیم بگیرد، لحظهای بسیار خطرناک است و فقدان میانداران «موثر» را یادآوری میکند. این گفتوگو را در ادامه بخوانید...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @hammihanonline
🌾 @fazeli_mohammad
🌾 @zamaneyebarkhord
✍️ گفتوگو با #محمد_فاضلی | دوشنبه, ۱۲ دی ۱۴۰۱
مصاحبه کنندگان: علی ورامینی و نرگس کیانی
انتشار اولیه در تحریریه گروه فرهنگ روزنامه هممیهن
محمد فاضلی، جامعهشناس ایرانی و استادیار سابق دانشگاه شهیدبهشتی در بخش نخست گفتوگو با روزنامه هممیهن اشاره کرد، تجربه زیستهاش در فضای جامعه و فضای شبکههای اجتماعی، در غیاب دادههای پژوهشهایی اجتماعی که برای سنجش میزان دوقطبی بودن فضای جامعه انجام شده باشد، این دوقطبی شدن را تایید میکند. وضعیتی که او پیدایش کلمهای مانند «وسطباز» بدل از «میاندار» را حاصل آن دانست و افزود هرچند میانداری، ماهیت بسیاری از احزاب است، اما در حال حاضر و در وضعیت دوقطبی جامعه ایران تبدیل به ناسزا شده است. او ضمن تایید دوقطبی شدن جامعه تصریح کرد، طرفین این دو قطب، فارغ از هویتشان، دیگر ظرفیتی برای گفتوگو با هم و درک یکدیگر ندارند و این دوقطبی شدن، در درازمدت امکان مفاهمه، گفتوگو و صورتبندی کردن هر راهکار میانه و غیرخشونتآمیزی را ناممکن میکند و خطری برای جامعه محسوب میشود. فاضلی همچنین افزود، وقتی سخنی منتقل نمیشود و کاری صورت نمیگیرد، آن گروهی که نه سخنش منتقل، نه مسئلهاش حل شده است، بهشکل طبیعی بهسوی اعمالخشونت میرود، تبدیل به معترض میشود سپس به معترض کفخیابان تغییروضعیت میدهد. جان کلامِ صحبتهای فاضلی در بخش اول آنجا بود که گفت، لحظهای که جامعه بین ویرانی محتمل، ناشی از خشونتی که خود اعمال میکند و ویرانی قطعی، ناشی از ادامه روند موجود تصمیم بگیرد، لحظهای بسیار خطرناک است و فقدان میانداران «موثر» را یادآوری میکند. این گفتوگو را در ادامه بخوانید...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @hammihanonline
🌾 @fazeli_mohammad
🌾 @zamaneyebarkhord
صدانت
گفتوگو با محمد فاضلی درباره خلأهای سیاسی-اجتماعی بهواسطه حذف میانداران • صدانت
هرچقدر شرایط اضطراریتر شود، میانداران بیشتری حذف میشوند، سهم تفکر عقلانی کمتر میشود و سرانجام هیچ صدایی شنیده نخواهد شد مگر صدای...
❄️ چشماندازی نظری دربارهی خیزشهای اجتماعیی ایران
✍️ #حسن_محدثی
نوشتن این بحث بلند و طولانی با عنوان «چشماندازی نظری دربارهی خیزشهای اجتماعیی ایران» را در بحبوجهی یک جنبش اجتماعیی سراسری و از ۲۸ مهر ۱۴۰۱ آغاز کرده ام و در ۱۱ آذر به پایان رسانده ام. الان که این نوشته را برای بازنشر کامل آن ویرایش میکنم، ۱۷ آذر ۱۴۰۱ است و جنبش همچنان ادامه دارد. نوشتن در بحبوحهی یک جنبش همراه با پیگیریی اخبار هر روزهی آن و نیز همراه با مطالعهی دیگر خیزشهای اجتماعی و جنبشهای اجتماعی در دهههای اخیر در ایران، به من این امکان را داده است که به زمینهی اجتماعیی بروز آنها بیشتر توجّه کنم. کوشیدم تا جاییکه ممکن است در عین مفهومسازیی لازم برای تبیین و توضیح این پدیده، مفاهیمی قابل فهم برای مخاطب عام را بهکار بگیرم و تا جاییکه ممکن است دقیق سخن بگویم و از کلّیگویی پرهیز کنم. امیدوار ام این نوشته مورد توجّه مخاطبان ارجمند قرار گیرد. انتشار عمومیی آن به من فرصت دریافت نقدهای صاحبنظران ارجمند و آموختن بیشتر را میدهد.
🌐 دریافت فایل PDF مقاله به همراه صوت و فیلم جلسه نقد و بررسی
توضیح: جلسه نقد و بررسی مقاله فوق در تاریخ ۱۵ دی ۱۴۰۱ به همت «مدرسه مطالعات هویت باشگاه اندیشه» با حضور حسن محدثیگیلوایی (مؤلف) و سیدجواد میریمینق (ناقد) برگزار شد که صوت و فیلم آن در لینک این مطلب در صدانت موجود است.
🌾 @Sedanet
🌾 @seyedjavadmiri
🌾 @bashgahandishe
🌾 @NewHasanMohaddesi
✍️ #حسن_محدثی
نوشتن این بحث بلند و طولانی با عنوان «چشماندازی نظری دربارهی خیزشهای اجتماعیی ایران» را در بحبوجهی یک جنبش اجتماعیی سراسری و از ۲۸ مهر ۱۴۰۱ آغاز کرده ام و در ۱۱ آذر به پایان رسانده ام. الان که این نوشته را برای بازنشر کامل آن ویرایش میکنم، ۱۷ آذر ۱۴۰۱ است و جنبش همچنان ادامه دارد. نوشتن در بحبوحهی یک جنبش همراه با پیگیریی اخبار هر روزهی آن و نیز همراه با مطالعهی دیگر خیزشهای اجتماعی و جنبشهای اجتماعی در دهههای اخیر در ایران، به من این امکان را داده است که به زمینهی اجتماعیی بروز آنها بیشتر توجّه کنم. کوشیدم تا جاییکه ممکن است در عین مفهومسازیی لازم برای تبیین و توضیح این پدیده، مفاهیمی قابل فهم برای مخاطب عام را بهکار بگیرم و تا جاییکه ممکن است دقیق سخن بگویم و از کلّیگویی پرهیز کنم. امیدوار ام این نوشته مورد توجّه مخاطبان ارجمند قرار گیرد. انتشار عمومیی آن به من فرصت دریافت نقدهای صاحبنظران ارجمند و آموختن بیشتر را میدهد.
🌐 دریافت فایل PDF مقاله به همراه صوت و فیلم جلسه نقد و بررسی
توضیح: جلسه نقد و بررسی مقاله فوق در تاریخ ۱۵ دی ۱۴۰۱ به همت «مدرسه مطالعات هویت باشگاه اندیشه» با حضور حسن محدثیگیلوایی (مؤلف) و سیدجواد میریمینق (ناقد) برگزار شد که صوت و فیلم آن در لینک این مطلب در صدانت موجود است.
🌾 @Sedanet
🌾 @seyedjavadmiri
🌾 @bashgahandishe
🌾 @NewHasanMohaddesi
صدانت
مقاله حسن محدثی با عنوان «چشماندازی نظری دربارهی خیزشهای اجتماعیی ایران» • صدانت
نوشتن این بحث بلند و طولانی با عنوان «چشماندازی نظری دربارهی خیزشهای اجتماعیی ایران» را در بحبوجهی یک جنبش اجتماعیی سراسری و ...
❄️ حاکمیت کدام قانون؟
✍️ #شهرام_اتفاق
به تازگی رسانه وزین «فردای اقتصاد» اقدام به برگزاری چند نشست درباره موضوع «قانون و حاکمیت قانون» نموده است که باید آن را به فال نیک گرفت و خردمندی در انتخاب این سرفصل را ستود.
در نگاه نخست، میهمانان این نشستها جملگی بر منزلت «قانون و حاکمیت قانون» تأکید دارند و سامان یافتن امور جامعه ایرانی را در گرو برقراری آن میدانند. اما در واقع، معنای «قانون» در نزد سخنوران عالیقدر آن نشستها، مترتب بر مفهوم واحدی نیست و هر یک از ایشان، واژه «قانون» را با فهمی متفاوت مراد میکند. به رغم آنکه به توصیف مولانا: «گر چه ماند در نبشتن شیر و شیر».
از اینرو میتوان ادعا نمود که یکی از دستاوردهای گرانبهای این نشستها، برجسته نمودن همین تفاوتهای بنیادین بوده است و به نظر میرسد که کنکاش در باب چند فقره از آنها، راهگشای ما در انکشاف این تمایزات زیربنایی باشد...
🌐 متن کامل به همراه PDF
🌾 @Sedanet
🌾 @feghtesad
✍️ #شهرام_اتفاق
به تازگی رسانه وزین «فردای اقتصاد» اقدام به برگزاری چند نشست درباره موضوع «قانون و حاکمیت قانون» نموده است که باید آن را به فال نیک گرفت و خردمندی در انتخاب این سرفصل را ستود.
در نگاه نخست، میهمانان این نشستها جملگی بر منزلت «قانون و حاکمیت قانون» تأکید دارند و سامان یافتن امور جامعه ایرانی را در گرو برقراری آن میدانند. اما در واقع، معنای «قانون» در نزد سخنوران عالیقدر آن نشستها، مترتب بر مفهوم واحدی نیست و هر یک از ایشان، واژه «قانون» را با فهمی متفاوت مراد میکند. به رغم آنکه به توصیف مولانا: «گر چه ماند در نبشتن شیر و شیر».
از اینرو میتوان ادعا نمود که یکی از دستاوردهای گرانبهای این نشستها، برجسته نمودن همین تفاوتهای بنیادین بوده است و به نظر میرسد که کنکاش در باب چند فقره از آنها، راهگشای ما در انکشاف این تمایزات زیربنایی باشد...
🌐 متن کامل به همراه PDF
🌾 @Sedanet
🌾 @feghtesad
صدانت
نوشتار شهرام اتفاق با عنوان «حاکمیت کدام قانون؟» • صدانت
حاکمیت کدام قانون؟ شهرام اتفاق- ۳ دیماه ۱۴۰۱ - فایل PDF این نوشتار آدرس خبر در فردای اقتصاد مقدمه: به تازگی رسانه وزین «فردای اقتصاد» اقدام به برگزاری
❄️ سیاست، حقیقت و هویت
مباحثه #احمد_زیدآبادی با #مصطفی_ملکیان
منتشر شده در روزنامه هممیهن (۲۵ و ۲۶ دیماه ۱۴۰۱)
مجتبی پارسا (خبرنگار گروه بینالملل): آخرین باری که با مصطفی ملکیان مصاحبه کردم، آذر ۹۸ بود. حالوروز خیلی خوبی نداشت و این را میشد بهراحتی در چهرهاش خواند. با یکی از دوستانِ همکار، به دفترش رفته بودیم. قرار بود در مورد موضوع دیگری که یادم نمیآید چه بود، حرف بزنیم، اما نمیشد به حوادث آن آبانِ مُر و تلخ، بیاعتنا بود. در نهایت موضوع مصاحبه، همانجا تغییر کرد. ملکیان میگفت نمیشود به کسی سوزن زد و وقتی او از درد، داد کشید، با او برخورد کرد که چرا داد میکشد. سه سال از آن روزها میگذرد و گویی هیچ از رنجِ آن روزها کاسته نشده و چیزی تغییر نکرده، جز چهره مصطفی ملکیان که حزینتر از گذشته شده است. اینبار احمد زیدآبادی، در مقابل ملکیان نشست و با او گفتوگو کرد. زیدآبادیای که گوش شنوایی نه در میان حاکمان مییابد و نه در میان مردمان؛ و از همینرو از سیاست و تحلیلِ سیاسی کنار کشیده، با ملکیانی همصحبت شده که اخیرا گفته، امیدی به اصلاح شرایط ندارد. زیدآبادی معتقد است که ما در این نقطه از تاریخ و جغرافیا بهدنیا آمدهایم و فرهنگ و زبان «هویتی ملی» ما را شکل و برای هر انسانی باید خاستگاه و ریشههایش اهمیت داشته باشد. زیدآبادی نگران آینده و مرزهای ایران است، اما ملکیان میگوید حفظ کشور بهخودیِ خود هیچ اهمیتی ندارد، بلکه «حفظ کشوری اهمیت دارد که رژیم سیاسیاش براساس عدالت و اخلاق رفتار میکند.» او همچنین معتقد است که در حوزه روشنفکری وقتی از حقیقت حرف میزنیم یعنی روشنفکر، آنچه را که ناظر به موضوعات، مسائل و مشکلات اجتماعی بهنظرش حقیقت میآید، باید با همنوعانش در میان بگذارد. در ادامهی این گفتوگو بحث بر سر حقیقت و مصلحت، اخلاق در سیاست و عدم امکان گفتوگو با کسانی است که «قانون»، «اخلاق» و «عقلانیت» را زیر پا میگذارند. ملکیان میگوید، اگر این سه را بهعنوان زمینه مشترک بپذیرند، حاضر است با هر کسی گفتوگو کند.
🌐 متن کامل این گفتگو
🌾 @Sedanet
🌾 @Ahmadzeidabad
🌾 @Mostafamalekian
🌾 @Hammihanonline
مباحثه #احمد_زیدآبادی با #مصطفی_ملکیان
منتشر شده در روزنامه هممیهن (۲۵ و ۲۶ دیماه ۱۴۰۱)
مجتبی پارسا (خبرنگار گروه بینالملل): آخرین باری که با مصطفی ملکیان مصاحبه کردم، آذر ۹۸ بود. حالوروز خیلی خوبی نداشت و این را میشد بهراحتی در چهرهاش خواند. با یکی از دوستانِ همکار، به دفترش رفته بودیم. قرار بود در مورد موضوع دیگری که یادم نمیآید چه بود، حرف بزنیم، اما نمیشد به حوادث آن آبانِ مُر و تلخ، بیاعتنا بود. در نهایت موضوع مصاحبه، همانجا تغییر کرد. ملکیان میگفت نمیشود به کسی سوزن زد و وقتی او از درد، داد کشید، با او برخورد کرد که چرا داد میکشد. سه سال از آن روزها میگذرد و گویی هیچ از رنجِ آن روزها کاسته نشده و چیزی تغییر نکرده، جز چهره مصطفی ملکیان که حزینتر از گذشته شده است. اینبار احمد زیدآبادی، در مقابل ملکیان نشست و با او گفتوگو کرد. زیدآبادیای که گوش شنوایی نه در میان حاکمان مییابد و نه در میان مردمان؛ و از همینرو از سیاست و تحلیلِ سیاسی کنار کشیده، با ملکیانی همصحبت شده که اخیرا گفته، امیدی به اصلاح شرایط ندارد. زیدآبادی معتقد است که ما در این نقطه از تاریخ و جغرافیا بهدنیا آمدهایم و فرهنگ و زبان «هویتی ملی» ما را شکل و برای هر انسانی باید خاستگاه و ریشههایش اهمیت داشته باشد. زیدآبادی نگران آینده و مرزهای ایران است، اما ملکیان میگوید حفظ کشور بهخودیِ خود هیچ اهمیتی ندارد، بلکه «حفظ کشوری اهمیت دارد که رژیم سیاسیاش براساس عدالت و اخلاق رفتار میکند.» او همچنین معتقد است که در حوزه روشنفکری وقتی از حقیقت حرف میزنیم یعنی روشنفکر، آنچه را که ناظر به موضوعات، مسائل و مشکلات اجتماعی بهنظرش حقیقت میآید، باید با همنوعانش در میان بگذارد. در ادامهی این گفتوگو بحث بر سر حقیقت و مصلحت، اخلاق در سیاست و عدم امکان گفتوگو با کسانی است که «قانون»، «اخلاق» و «عقلانیت» را زیر پا میگذارند. ملکیان میگوید، اگر این سه را بهعنوان زمینه مشترک بپذیرند، حاضر است با هر کسی گفتوگو کند.
🌐 متن کامل این گفتگو
🌾 @Sedanet
🌾 @Ahmadzeidabad
🌾 @Mostafamalekian
🌾 @Hammihanonline
صدانت
مباحثه احمد زیدآبادی با مصطفی ملکیان | سیاست، حقیقت و هویت | روزنامه هممیهن • صدانت
عدم امکان گفتوگو با کسانی است که «قانون»، «اخلاق» و «عقلانیت» را زیر پا میگذارند. ملکیان میگوید، اگر این سه را بهعنوان زمینه مشترک ...
🔷معرفی چند کانال مفید
🔸خانه اخلاقپژوهان جوان
@EthicsHouse
🔸تلویزیون دیدارنیوز
@didarnewsir
🔸 برنامه ویرگول
@virgoulplus
🔸صدانت
@Sedanet
🔸تردید
@tardidschool
🔸سوفار
@soofar_channel
🔸عقل آبی
@sedigh_63
🔸فرهنگساز
@farhangsaz_youtube
🔸سروش مولانا
@sorooshemewlana
🔸آذرخش مکری
@DrAzarakhshMokri
🔸بایگانی صدانت
@sedanet1
🔸شرح آرزومندی
@sharhe_arezoomandi
🔸کانال گیاهخواری VEG
@iranveg
🔸ایران انوایر (محیط زیست)
@iranenvior
🔸محمدرضا واعظ شهرستانی
@tanhaatarazyekbarg
🔸زهیر باقری نوعپرست
@philosopherin
🔸باشگاه اندیشه
@bashgahandishe
🔸صدانت تیوی
@Sedanettv
🔸یاسر عرب
@yaser_arab57
☘️ مرجع کاملتری از کانال های مفید
🔸خانه اخلاقپژوهان جوان
@EthicsHouse
🔸تلویزیون دیدارنیوز
@didarnewsir
🔸 برنامه ویرگول
@virgoulplus
🔸صدانت
@Sedanet
🔸تردید
@tardidschool
🔸سوفار
@soofar_channel
🔸عقل آبی
@sedigh_63
🔸فرهنگساز
@farhangsaz_youtube
🔸سروش مولانا
@sorooshemewlana
🔸آذرخش مکری
@DrAzarakhshMokri
🔸بایگانی صدانت
@sedanet1
🔸شرح آرزومندی
@sharhe_arezoomandi
🔸کانال گیاهخواری VEG
@iranveg
🔸ایران انوایر (محیط زیست)
@iranenvior
🔸محمدرضا واعظ شهرستانی
@tanhaatarazyekbarg
🔸زهیر باقری نوعپرست
@philosopherin
🔸باشگاه اندیشه
@bashgahandishe
🔸صدانت تیوی
@Sedanettv
🔸یاسر عرب
@yaser_arab57
☘️ مرجع کاملتری از کانال های مفید
صدانت
معرفی کانالهای تلگرامی اندیشمندان ایرانی • صدانت
صدانت ، فهرستی از کانال های تلگرام روشنفکری | بنا به درخواست مخاطبان سایت، بر آن شدیم تا لیستی از کانالهای تلگرامی اندیشمندان ایرانی تهیه کنیم...
❄️ گفتمانِ توسعه: نگاهِ جریانغالب، نگاهِ گاندیگرا
✍️ سیبی کِی. جوزف
مترجم: غلامعلی کشانی
در دوران اخیر توسعه (شکوفایی) بهعنوانِ موضوعی اصلی در گفتمانهای علوم اجتماعی خود را نشان داده است. این موضوع که از برداشتهای ترومن [رئیسجمهور آمریکا] و رُستوْ از رشد اقتصادی شروع شد، با پذیرشِ شکلهای مختلفِ فکری در دوران پسا-جنگ وارد مراحلِ متعدد شد و بهتازگی شکلهایی مثل توسعهی پایدار و رشد فراگیر را بهخود گرفته است. نظریهی اصلیِ این مقاله این است که همهی این تلاشها در اثرگذاریِ چشمگیر بر روی بحرانِ پیشاروی توسعهی جریانغالب شکست خوردهاند. در این بافتار است که برداشتِ گاندی از توسعه توانسته است توجه دانشمندان و فعالان را در سراسر جهان به خود جلب کند. این مقاله تلاش کرده است نقد گاندی به توسعه بهعنوانِ بخشِ جداییناپذیرِ تمدنِ صنعتیِ مدرن را بررسی کند و همینطور وجوهِ الگوی توسعهی اقتصادیِ پیشنهادیِ او را نشان بدهد که میتواند پایدار و بادوام باشد.
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @GahFerestGhKeshani
✍️ سیبی کِی. جوزف
مترجم: غلامعلی کشانی
در دوران اخیر توسعه (شکوفایی) بهعنوانِ موضوعی اصلی در گفتمانهای علوم اجتماعی خود را نشان داده است. این موضوع که از برداشتهای ترومن [رئیسجمهور آمریکا] و رُستوْ از رشد اقتصادی شروع شد، با پذیرشِ شکلهای مختلفِ فکری در دوران پسا-جنگ وارد مراحلِ متعدد شد و بهتازگی شکلهایی مثل توسعهی پایدار و رشد فراگیر را بهخود گرفته است. نظریهی اصلیِ این مقاله این است که همهی این تلاشها در اثرگذاریِ چشمگیر بر روی بحرانِ پیشاروی توسعهی جریانغالب شکست خوردهاند. در این بافتار است که برداشتِ گاندی از توسعه توانسته است توجه دانشمندان و فعالان را در سراسر جهان به خود جلب کند. این مقاله تلاش کرده است نقد گاندی به توسعه بهعنوانِ بخشِ جداییناپذیرِ تمدنِ صنعتیِ مدرن را بررسی کند و همینطور وجوهِ الگوی توسعهی اقتصادیِ پیشنهادیِ او را نشان بدهد که میتواند پایدار و بادوام باشد.
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @GahFerestGhKeshani
صدانت
گفتمان توسعه: نگاهِ جریانغالب، نگاهِ گاندیگرا • صدانت
در دوران اخیر توسعه بهعنوانِ موضوعی اصلی در گفتمانهای علوم اجتماعی خود را نشان داده است. از برداشتهای ترومن و رُستوْ از رشد اقتصادی ...
❄️ در ستایش تردید
✍️ امید قائم پناه
این مطلب را میتوان نوعی معرفی ایده پیتر برگر پیرامون کثرت و الزامات آن دانست. در نوشتار پیشارو کوشش میشود به سوالاتی از این دست پاسخ داده شود: دوران مدرن چه ویژگی اساسیای دارد؟ الزامات این ویژگی چیست؟ چه چیزی موجب تمایز نسلهای جدیدتر از نسلهای پیشین میشود؟ مواجهه آدمیان عصر حاضر (و به طور خاص نسل جدید) با ادیان و ایدئولوژیها چگونه است؟ در چنین شرایطی نظامهای فکری چگونه باید عمل کنند؟
در نگاه پیتر برگر پاسخ این سوالات را باید در کثرت و لوازم آن جست. به باور او کثرت واقعیت انکارناپذیر دوران مدرن است که البته مهمتر از پذیرش این کثرت، پذیرش الزامات آن در دوران مدرن است...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @paresia
🌾 @Sedanet
✍️ امید قائم پناه
این مطلب را میتوان نوعی معرفی ایده پیتر برگر پیرامون کثرت و الزامات آن دانست. در نوشتار پیشارو کوشش میشود به سوالاتی از این دست پاسخ داده شود: دوران مدرن چه ویژگی اساسیای دارد؟ الزامات این ویژگی چیست؟ چه چیزی موجب تمایز نسلهای جدیدتر از نسلهای پیشین میشود؟ مواجهه آدمیان عصر حاضر (و به طور خاص نسل جدید) با ادیان و ایدئولوژیها چگونه است؟ در چنین شرایطی نظامهای فکری چگونه باید عمل کنند؟
در نگاه پیتر برگر پاسخ این سوالات را باید در کثرت و لوازم آن جست. به باور او کثرت واقعیت انکارناپذیر دوران مدرن است که البته مهمتر از پذیرش این کثرت، پذیرش الزامات آن در دوران مدرن است...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @paresia
🌾 @Sedanet
صدانت
نوشتار امید قائمپناه با عنوان «در ستایش تردید» • صدانت
برگر برای افراد حاضر در چنین جهانی هم توصیههایی برای فرونغلتیدن به بنیادگرایی و نسبیگرایی دارد. پیشنهاد او جدی گرفتن تردید است...
❄️ از سنجش میدانی آلودگی هوا به سمت سنجش آگاهانه آلودگی هوا
✍️ #محمودرضا_مومنی ، متخصص آلودگی هوا و تغییر اقلیم
در اظهاراتی بهتآور، وزیران کشور و آموزشوپرورش بیان کردند که استانداردها برای تصمیمگیری در کمیته اضطرار آلودگی هوا باید تغییر کند تا لازم نباشد مدارس تعطیل شوند!
در سال ۲۰۰۹، شورای شهر مادرید اسپانیا در تصمیمی برخی از مکانهای ایستگاههای سنجش کیفیت هوا را بدون اطلاعرسانی جابهجا کرد و با نامهای جدید معرفی کرد.
در این جابهجایی، ایستگاههای کنار خیابان (که آلودگی بالایی داشتند) به کنار پارک (که آلودگی کمتری داشتند) منتقل شدند.
اینکار قاعدتا باعث شد که میانگین الودگی هوای اعلانشده توسط ایستگاهها کمتر شود و شاخص کیفیت هوا هوای سالمتری را نشان دهد و بهواسطه آن دولت محلی قادر شد که بهطور قانونی به اتحادیه اروپا پاسخگو باشد و از زیر فشا آنها خارج شود.
این موضوع باعث ایجاد جنجال بسیار در مادرید اسپانیا شد و یک سری اقدامات شهروندی را نیز برانگیخت.
این جنجال سبب روشن شدن این موضوع شد که در سنجش هوا فقط دادههای نهایی نباید درنظر گرفته شود و علاوه بر آن، باید به زیرساختها، مکان ایستگاهها، دستگاهها، کالیبراسیون و روشهای محاسبه دادهها نیز توجه شود.
این اتفاق باعث بهوجود آمدن مفهومی شد بهنام «سنجش آگاهانه» (attuned sensing) که بیان میکند که درکنار دادههای سنجششده هم باید به زیرساختها و روشهای محاسبه دادهها و هم باید به (نا)مدیریت سیاسی آلودگی هوا حساس بود و در صورت تخطی از اعمال روش درست در اعلان دادهها میتوان از ظرفیت مشارکت مردم و افکار عمومی برای تحت فشار قرار دادن دستگاههای مربوطه استفاده کرد...
🌐 مطالعه متن کامل در صدانت
🌾 @CC_AP
🌾 @Sedanet
✍️ #محمودرضا_مومنی ، متخصص آلودگی هوا و تغییر اقلیم
در اظهاراتی بهتآور، وزیران کشور و آموزشوپرورش بیان کردند که استانداردها برای تصمیمگیری در کمیته اضطرار آلودگی هوا باید تغییر کند تا لازم نباشد مدارس تعطیل شوند!
در سال ۲۰۰۹، شورای شهر مادرید اسپانیا در تصمیمی برخی از مکانهای ایستگاههای سنجش کیفیت هوا را بدون اطلاعرسانی جابهجا کرد و با نامهای جدید معرفی کرد.
در این جابهجایی، ایستگاههای کنار خیابان (که آلودگی بالایی داشتند) به کنار پارک (که آلودگی کمتری داشتند) منتقل شدند.
اینکار قاعدتا باعث شد که میانگین الودگی هوای اعلانشده توسط ایستگاهها کمتر شود و شاخص کیفیت هوا هوای سالمتری را نشان دهد و بهواسطه آن دولت محلی قادر شد که بهطور قانونی به اتحادیه اروپا پاسخگو باشد و از زیر فشا آنها خارج شود.
این موضوع باعث ایجاد جنجال بسیار در مادرید اسپانیا شد و یک سری اقدامات شهروندی را نیز برانگیخت.
این جنجال سبب روشن شدن این موضوع شد که در سنجش هوا فقط دادههای نهایی نباید درنظر گرفته شود و علاوه بر آن، باید به زیرساختها، مکان ایستگاهها، دستگاهها، کالیبراسیون و روشهای محاسبه دادهها نیز توجه شود.
این اتفاق باعث بهوجود آمدن مفهومی شد بهنام «سنجش آگاهانه» (attuned sensing) که بیان میکند که درکنار دادههای سنجششده هم باید به زیرساختها و روشهای محاسبه دادهها و هم باید به (نا)مدیریت سیاسی آلودگی هوا حساس بود و در صورت تخطی از اعمال روش درست در اعلان دادهها میتوان از ظرفیت مشارکت مردم و افکار عمومی برای تحت فشار قرار دادن دستگاههای مربوطه استفاده کرد...
🌐 مطالعه متن کامل در صدانت
🌾 @CC_AP
🌾 @Sedanet
صدانت
از سنجش میدانی آلودگی هوا به سمت سنجش آگاهانه آلودگی هوا • صدانت
از سنجش میدانی آلودگی هوا به سمت سنجش آگاهانه آلودگی هوا نویسنده: محمودرضا مومنی، متخصص آلودگی هوا و تغییر اقلیم منبع: کانال تلگرامی تغییر اقلیم و
❄️ نشست «معمای قانون در نظام حقوقی ایران»
سخنرانی و پرسش و پاسخ با #محسن_برهانی (دکترای حقوق جزا و جرمشناسی؛ عضو هیأت علمی دانشگاه تهران - دانشآموخته حوزه علمیه قم - وكیل دادگستری؛ عضو کانون وکلای دادگستری مرکز) ۱۲ بهمن ۱۴۰۱
در مرحله پیشاتقنین ما دو اردوگاه بزرگ فکری داریم که این دو اردوگاه بزرگ فکری هر دو در تعریف فوکویی دارای قدرتاند. نمیتوانیم قدرت اینها را انکار کنیم. یعنی در عرصه اجتماعی و در عرصه فکری اینها بخشی از نیروهای اجتماعی را در اختیاردارند. دو اردوگاه ما داریم. یک: اردوگاه شریعت باوران دو: اردوگاه عرف گرایان یا عقل گرایان.
تمام اتفاقاتی که در کشور ما دارد تحقق پیدا میکند ناشی از جنگ این اردوگاه است. برخی می گویند چرا جنگ؟ ما توانستیم در نظاممان بین شریعت و عرف جمع کنیم. خواست مردم و قانون، شورای نگهبان و… . نه اصلاً اینطور نیست! الآن ما در یک دعوای تاریخی هستیم که این دعوای تاریخی از ۱۲۹۰ که قانون اصول جزای ما که نوشته شده است تا امروزی که ۱۴۰۱ است -که میخواهند قانون تصویب کنند که کسی حرف نزند بدون اینکه مسئولین نظر بدهند- در حال ادامه است...
🌐 فیلم، صوت و متن کامل این نشست
🌾 @Sedanet
🌾 @fahiminst
🌾 @dr_borhani57
سخنرانی و پرسش و پاسخ با #محسن_برهانی (دکترای حقوق جزا و جرمشناسی؛ عضو هیأت علمی دانشگاه تهران - دانشآموخته حوزه علمیه قم - وكیل دادگستری؛ عضو کانون وکلای دادگستری مرکز) ۱۲ بهمن ۱۴۰۱
در مرحله پیشاتقنین ما دو اردوگاه بزرگ فکری داریم که این دو اردوگاه بزرگ فکری هر دو در تعریف فوکویی دارای قدرتاند. نمیتوانیم قدرت اینها را انکار کنیم. یعنی در عرصه اجتماعی و در عرصه فکری اینها بخشی از نیروهای اجتماعی را در اختیاردارند. دو اردوگاه ما داریم. یک: اردوگاه شریعت باوران دو: اردوگاه عرف گرایان یا عقل گرایان.
تمام اتفاقاتی که در کشور ما دارد تحقق پیدا میکند ناشی از جنگ این اردوگاه است. برخی می گویند چرا جنگ؟ ما توانستیم در نظاممان بین شریعت و عرف جمع کنیم. خواست مردم و قانون، شورای نگهبان و… . نه اصلاً اینطور نیست! الآن ما در یک دعوای تاریخی هستیم که این دعوای تاریخی از ۱۲۹۰ که قانون اصول جزای ما که نوشته شده است تا امروزی که ۱۴۰۱ است -که میخواهند قانون تصویب کنند که کسی حرف نزند بدون اینکه مسئولین نظر بدهند- در حال ادامه است...
🌐 فیلم، صوت و متن کامل این نشست
🌾 @Sedanet
🌾 @fahiminst
🌾 @dr_borhani57
صدانت
نشست «معمای قانون در نظام حقوقی ایران» با حضور محسن برهانی • صدانت
مجسن برهانی: ما با یک ساختار حقوقی پیچیده در این نظام مواجه هستیم که هم میتوانیم نامش را نظام حقوقی بگذاریم و هم میتوانیم نظام غیرحقوقی...
❄️ در مذمت حذف اساتید و سکوت بزرگان آموزش عالی
✍️ #آرمان_ذاکری ، ۲۰ بهمن ۱۴۰۱
(برای امیر مازیار و محمد راغب و کورش گلناری و آرش اباذری و حسین مصباحیان و رضا امیدی و امیر نیکپی و محسن برهانی و اساتید دیگری که این روزها به بهانههای مختلف تعلیق یا اخراج یا مشمول بندهای مختلف “قانونی” میشوند که نتیجۀ همۀ آنها حذف استاد از کلاس درس است.)
۱. حمله به دانشگاه پایان ندارد. دانشگاه از همان بدو تأسیس آن تا امروز، هرگز نهادی یکسره تابعِ خواستههای اصحاب قدرت نبوده است. بهرغم وجودِ همیشگیِ جریانی محافظهکار در متنِ دانشگاه، همیشه در حاشیهها جریانی دیگر وجود داشته است که هم از حیث علمی و هم از حیث اجتماعی و سیاسی به گونهای دیگر رفتار کرده و سنخ دیگری از علم و آگاهی تولید کرده است. جریانی شاید مؤثرتر از حیث جریانسازیِ علمی و سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. این حاشیه در همۀ ایام حیات دانشگاه و به رغم همۀ فشارها تا امروز نیز در گوشه و کنار دانشگاه تداوم یافته است و امروز نیز همچون همۀ سالهای گذشته زیر بیشترین فشار است. بخش بزرگی از این حاشیۀ پویا را میتوان در اساتید جوان یافت. اساتیدی که غالباً پرانرژیترند، از حیث علمی بهروزند، یک یا دو زبان خارجی بلدند، نزد خوبهای نسل قبل شاگردی کردهاند، با دانشجوها رابطۀ بهتری دارند و بعضاً در حوزۀ عمومی اعم از نشریات یا فضاهای مجازی نیز حضور دارند. همین اساتیدند که وضعیت شغلیشان بیثباتتر است، راحتتر از بقیه زیر ضرب میروند و حتی «حذف قانونی» آنها ممکنتر است. قراردادهایی که میتواند به سادگی تمدید نشود و استعلامهایی که میتواند به سادگی تأیید نشود. هیچ اخلاقی رعایت نمیشود. هیچنیازی به پاسخگویی هم نیست. صاحبان امضاهای طلایی، امضا میکنند و سرنوشت آدمها عوض میشود. فرصتطلبها نقاب میزنند و رشد میکنند. رسیدگی جدی به ایندست اعمال قدرتها در اولین چرخش قدرت، مانعی در برابر تکرار آن خواهد بود. در فقدانِ امکانِ چنین رسیدگیهایی، میتوان از نوعی موقتیسازی شغلی ایدئولوژیک در دانشگاهها سخن گفت که حاصل آن تولد «پریکاریای تدریس» است: موقتیکاران در دانشگاهها، حقالتدریسها و پیمانیها و حتی برخی رسمی-آزمایشیها. بیهوده نیست که بخش مهمِ اساتیدِ حذفشده یا در معرض حذف را جوانان شکل دادهاند. تردیدی وجود ندارد که آنها که حذف شدهاند در زمرۀ شایستهترینها هم در حوزۀ تخصصی خود بوده و هستند.
۲. چندی است که به نظر میرسد انتظار داشتن از اصحاب قدرت و مطالبۀ تغییر از آنها به پایانِ راه خود رسیده است. وقت رو کردن به جامعه است و سخن گفتن با آنها که به نسبت از میدان قدرت دورترند. تا آنجایی که به دانشگاه بر میگردد، یکی از گروههای مهم بدنۀ اساتید است. میتوان آنها را مخاطب قرار داد. متأسفانه همبستگی صنفی درون اساتید بسیار ضعیف است. پیوند بین اساتید قدیمی و اساتید جدید سست است. ظاهراً «بزرگان آموزش عالی» چندان دغدغۀ آیندۀ دانشگاه و به ویژه اساتید جوان را ندارند. این را از روی سکوتشان میگویم. لابی و مذاکرۀ پشت پردهای اگر باشد، تجربۀ این روزها نشان داده است که به جایی نرسیده و نخواهد رسید. وانگهی توقف روندها مهم است. حل مشکل یک نفر چه فایدهای دارد؟ نمیگویم مذاکره نکنند. میگویم مسئله در سطح دیگری است. اما منظور از «بزرگان آموزش عالی» چه کسانی است؟ منظور از بزرگان آموزش عالی آنهاست که سرمایههای میدان علم را در بالاترین سطوح آن دارایند و پایشان هم در میدان علم محکم است. مدارجی طی کردهاند و حذف آنها ساده نیست. برای نمونه خیلی از استاد تمامهای دانشگاه، مدیران گذشتۀ آموزش عالی در وزارت علوم و دانشگاهها، بخش عمدهای از اعضای فعلی فرهنگستان علوم و فرهنگستان زیان و ادب فارسی. نیازی به اسم آوردن نیست، به سادگی میتوانید نامها را در ذهن مرور کنید. نامهای برجستۀ فلسفه و الهیات و فیزیک و شیمی و ادبیات و دکتراهای برق و مکانیک و ... . یا آنها که در دورههایی وزیر و معاون وزیر و رئیس دانشگاه و رئیس فرهنگستان و معاون رئیس و عضو بودهاند. چشم و چراغهای بزرگداشتها و تقدیرها. هم جایزه میدهند و هم جایزه میگیرند. آنها سکوت کردهاند و جوانترها هزینه میدهند. ظاهراً قرار است به انجام امور خیر بسنده کنند. شرط انصاف نیست. آنها اگر به میدان بیایند این فضای سنگین مهاجم هم برای دانشجویان و هم برای اساتید مهار خواهد شد. نقد عملکرد مسئولان درجه چندم دولتی اعتراضی است بسیار کم هزینه. جوانها هم از تفرقه طرفی نخواهند بست. همه باید همبسته شوند. این کمترین انتظار آکادمیک از آنهاست در فضایی که عدهای دانشگاه را هر چه بیشتر ویرانه میخواهند. زمان برای مصلحتاندیشی کوتاه است. حقیقت را باید گفت. بزرگان باید قدمی به جلو بردارند.
🌾 @Sedanet
✍️ #آرمان_ذاکری ، ۲۰ بهمن ۱۴۰۱
(برای امیر مازیار و محمد راغب و کورش گلناری و آرش اباذری و حسین مصباحیان و رضا امیدی و امیر نیکپی و محسن برهانی و اساتید دیگری که این روزها به بهانههای مختلف تعلیق یا اخراج یا مشمول بندهای مختلف “قانونی” میشوند که نتیجۀ همۀ آنها حذف استاد از کلاس درس است.)
۱. حمله به دانشگاه پایان ندارد. دانشگاه از همان بدو تأسیس آن تا امروز، هرگز نهادی یکسره تابعِ خواستههای اصحاب قدرت نبوده است. بهرغم وجودِ همیشگیِ جریانی محافظهکار در متنِ دانشگاه، همیشه در حاشیهها جریانی دیگر وجود داشته است که هم از حیث علمی و هم از حیث اجتماعی و سیاسی به گونهای دیگر رفتار کرده و سنخ دیگری از علم و آگاهی تولید کرده است. جریانی شاید مؤثرتر از حیث جریانسازیِ علمی و سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. این حاشیه در همۀ ایام حیات دانشگاه و به رغم همۀ فشارها تا امروز نیز در گوشه و کنار دانشگاه تداوم یافته است و امروز نیز همچون همۀ سالهای گذشته زیر بیشترین فشار است. بخش بزرگی از این حاشیۀ پویا را میتوان در اساتید جوان یافت. اساتیدی که غالباً پرانرژیترند، از حیث علمی بهروزند، یک یا دو زبان خارجی بلدند، نزد خوبهای نسل قبل شاگردی کردهاند، با دانشجوها رابطۀ بهتری دارند و بعضاً در حوزۀ عمومی اعم از نشریات یا فضاهای مجازی نیز حضور دارند. همین اساتیدند که وضعیت شغلیشان بیثباتتر است، راحتتر از بقیه زیر ضرب میروند و حتی «حذف قانونی» آنها ممکنتر است. قراردادهایی که میتواند به سادگی تمدید نشود و استعلامهایی که میتواند به سادگی تأیید نشود. هیچ اخلاقی رعایت نمیشود. هیچنیازی به پاسخگویی هم نیست. صاحبان امضاهای طلایی، امضا میکنند و سرنوشت آدمها عوض میشود. فرصتطلبها نقاب میزنند و رشد میکنند. رسیدگی جدی به ایندست اعمال قدرتها در اولین چرخش قدرت، مانعی در برابر تکرار آن خواهد بود. در فقدانِ امکانِ چنین رسیدگیهایی، میتوان از نوعی موقتیسازی شغلی ایدئولوژیک در دانشگاهها سخن گفت که حاصل آن تولد «پریکاریای تدریس» است: موقتیکاران در دانشگاهها، حقالتدریسها و پیمانیها و حتی برخی رسمی-آزمایشیها. بیهوده نیست که بخش مهمِ اساتیدِ حذفشده یا در معرض حذف را جوانان شکل دادهاند. تردیدی وجود ندارد که آنها که حذف شدهاند در زمرۀ شایستهترینها هم در حوزۀ تخصصی خود بوده و هستند.
۲. چندی است که به نظر میرسد انتظار داشتن از اصحاب قدرت و مطالبۀ تغییر از آنها به پایانِ راه خود رسیده است. وقت رو کردن به جامعه است و سخن گفتن با آنها که به نسبت از میدان قدرت دورترند. تا آنجایی که به دانشگاه بر میگردد، یکی از گروههای مهم بدنۀ اساتید است. میتوان آنها را مخاطب قرار داد. متأسفانه همبستگی صنفی درون اساتید بسیار ضعیف است. پیوند بین اساتید قدیمی و اساتید جدید سست است. ظاهراً «بزرگان آموزش عالی» چندان دغدغۀ آیندۀ دانشگاه و به ویژه اساتید جوان را ندارند. این را از روی سکوتشان میگویم. لابی و مذاکرۀ پشت پردهای اگر باشد، تجربۀ این روزها نشان داده است که به جایی نرسیده و نخواهد رسید. وانگهی توقف روندها مهم است. حل مشکل یک نفر چه فایدهای دارد؟ نمیگویم مذاکره نکنند. میگویم مسئله در سطح دیگری است. اما منظور از «بزرگان آموزش عالی» چه کسانی است؟ منظور از بزرگان آموزش عالی آنهاست که سرمایههای میدان علم را در بالاترین سطوح آن دارایند و پایشان هم در میدان علم محکم است. مدارجی طی کردهاند و حذف آنها ساده نیست. برای نمونه خیلی از استاد تمامهای دانشگاه، مدیران گذشتۀ آموزش عالی در وزارت علوم و دانشگاهها، بخش عمدهای از اعضای فعلی فرهنگستان علوم و فرهنگستان زیان و ادب فارسی. نیازی به اسم آوردن نیست، به سادگی میتوانید نامها را در ذهن مرور کنید. نامهای برجستۀ فلسفه و الهیات و فیزیک و شیمی و ادبیات و دکتراهای برق و مکانیک و ... . یا آنها که در دورههایی وزیر و معاون وزیر و رئیس دانشگاه و رئیس فرهنگستان و معاون رئیس و عضو بودهاند. چشم و چراغهای بزرگداشتها و تقدیرها. هم جایزه میدهند و هم جایزه میگیرند. آنها سکوت کردهاند و جوانترها هزینه میدهند. ظاهراً قرار است به انجام امور خیر بسنده کنند. شرط انصاف نیست. آنها اگر به میدان بیایند این فضای سنگین مهاجم هم برای دانشجویان و هم برای اساتید مهار خواهد شد. نقد عملکرد مسئولان درجه چندم دولتی اعتراضی است بسیار کم هزینه. جوانها هم از تفرقه طرفی نخواهند بست. همه باید همبسته شوند. این کمترین انتظار آکادمیک از آنهاست در فضایی که عدهای دانشگاه را هر چه بیشتر ویرانه میخواهند. زمان برای مصلحتاندیشی کوتاه است. حقیقت را باید گفت. بزرگان باید قدمی به جلو بردارند.
🌾 @Sedanet
Telegram
بایگانی صدانت
❄️ در مذمت حذف اساتید و سکوت بزرگان آموزش عالی
✍️ #آرمان_ذاکری ، ۲۰ بهمن ۱۴۰۱
https://www.instagram.com/p/CofBnhct8jS/
🌾 @Sedanet
✍️ #آرمان_ذاکری ، ۲۰ بهمن ۱۴۰۱
https://www.instagram.com/p/CofBnhct8jS/
🌾 @Sedanet