وبسایت فرهنگی صدانت
21.5K subscribers
784 photos
361 videos
75 files
2.47K links
صدانت؛ صدای اندیشه

آدرس وبسایت:
3danet.net

اینستاگرام صدانت:
instagram.com/3danet

کانال رسمی صدانت:
@Sedanet

صدانت تی‌وی:
@Sedanettv

بایگانی صدانت:
@sedanet1

آگاهی از نشست‌های فرهنگی:
@News_sedanet
Download Telegram
🍁 درسگفتارهای فلسفه حقوق
👤 رضا بهشتی معز

🍂 ژاک الول Jacques Ellul (متولد ششم ژانویه ۱۹۱۲ در بوردو _ متوفای نوزدهم مه ۱۹۹۴) فیلسوف الهیاتی، سیاست، حقوق و تکنولوژی، جامعه‌شناس، نظریه‌پرداز رسانه و تبلیغات و یکی از چهره‌های پرکار، متضلع و نافذ اندیشه فرانسه قرن بیستم بود. از او تاکنون بیش از شصت اثر منتشر شده و همچنان نوآوری‌های نظری و بحث‌انگیز او چشم‌گیر است. سال گذشته اثر تازه‌ای از او منتشر شده که درس‌گفتارهای دوره دکتری فلسفه حقوق در دهه ۱۹۷۰ است. در آن سالها نه خود فلسفه حقوق به عنوان یک شاخه مهم معرفتی و نه حتی چهره اروپایی شاخص این حوزه در آن سالها “هانس کلسن” در فرانسه چندان شناخته و مورد بحث نبود. الول با این درس‌های دوره دکتری مدخلی مهم را گشود که تا امروز نامنتشر مانده بود.

🍂 به پیشنهاد دوستان حقوقدان و حقوق‌خوان “حلقه گزاره” دوره خصوصی درس‌گفتارهای دکتری فلسفه حقوق را بر پایه متن الول از سه‌شنبه هجدهم بهمن‌ماه ۱۴۰۱ آغاز کرده‌ام و هر دوهفته یک جلسه برگزار و فایل صوتی ازجمله در کانال فرهیختگان منتشر می‌شود. من در این درسها به متن الول محدود نخواهم ماند و اصطلاحا درس خارج فلسفه حقوق خواهم گفت اما متن مرجع ما همین درس‌های دکتری ژاک الول خواهد بود. امیدوارم با پایان دوره محصول این درسها هم منتشر شود.

🌐 برای دریافت صوت جلسات اینجا کلیک کنید

🌾 @Sedanet
🍁 «اخلاق‌باوری» و «قیّم‌سالاری»: امکان یا امتناع تحدید آزادی‌های فردی؟
👤 سید محمد حسینی، محمد یوسف‌زاده و #حسین_دباغ

منتشر شده در نشریه تأملات فلسفی
دوره ۱۳، شماره ۳۰، صفحه ۳۳۵-۳۷۶، شهریور۱۴۰۲

🍂 «قیّم‌سالاری اخلاقی» به چه معناست و چه تقریرهایی از آن می‌توان داشت؟ «قیّم‌سالاری» چه ربط و نسبتی با «اخلاق‌باوری» دارد و وجوه افتراق و اشتراکش با آن چیست؟ در «قیّم‌سالاری»، دست‌کم در نسخۀ کلاسیک آن، تلاش بر این است که از اضرار شخص به خود جلوگیری شود نه لزوماً اضرار وی به دیگران. اما در «اخلاق‌باوری» تلاش بر این است که از ارتکاب اَعمال «اخلاق‌گریز/ غیراخلاقی» که جامعه آن را ناپسند تلقی می‌کند جلوگیری شود و، دست‌کم مطابق برخی از قرائت‌ها، حتی باید چنین اَعمالی را جرم‌انگاری کرد. روشن است که در هر دو تلقی، «آزادیِ» افراد مآلاً دستخوش تغییر و تحدید خواهد شد. اما پرسش این است که کدام‌یک از این دو نگاه، موجه و معقول است تا دولت‌ها و/ یا حکومت‌ها آن را در سیاست‌گذاری‌ها و قانون‌گذاری‌هایشان به‌کار گیرند؟ ما در این مقاله استدلال خواهیم کرد که «اخلاق‌باوری» ناموجه است و به‌کاربستن آن برای تحدید «آزادیِ» شهروندان نامعقول. برای نشان‌دادن این امر، در وهلۀ نخست ایدۀ «قیّم‌سالاری» را شرح و تبیین می‌کنیم و انواع «قیّم‌سالاری» را بر می‌شمریم، سپس به «اخلاق‌باوری» می‌پردازیم و نقد آن را در دستور کار قرار خواهیم داد. در پایان استدلال خواهیم کرد که «اخلاق‌باوری» بر بنیان استواری قائم نشده است.

🌐 برای مطالعه متن کامل و دریافت فایل PDF اینجا کلیک کنید

🌾 @Sedanet
🌾 @hossein_dabbagh
🍁 برای سنت‌ستیزی هم به سنت نیاز است
👤 در مصاحبه با: #یاسر_میردامادی
مصاحبه کننده: سعید دهقانی
منتشر شده در روزنامه اعتماد، شنبه ۱۵ مهر ۱‍۴۰۲

🍂 در حومه‌ی منچستر زندگی و در لندن کار می‌کند. اما اگر سکونت‌گاه کنونی‌ او شهری در ایران هم می‌بود، باز هم ترجیح می‌دادم پرسش‌هایی مکتوب را برایش بفرستم تا پاسخ‌هایش را بنویسد. بر این باورم که سازوکار نوشتار امکان می‌دهد تا هم پرسش‌ها سنجیده‌تر مطرح شوند، هم پاسخ‌ها دقیق‌تر باشند. آنچه در ادامه خواهید خواند، پرسش و پاسخ‌هایی است درباره این‌که او چرا هنوز مسلمان مانده است.

🍂 این دیدگاه که «دین» پدیده‌ای فرهنگی است و از جامعه به فرد منتقل می‌شود، در زبان عامیانه بسیار رایج است. می‌گویند «اگر در تبت زاده می‌شدیم، به احتمال زیاد بودایی می‌شدیم؛ اگر در واتیکان به دنیا آمده بودیم، احتمالا مسیحی می‌شدیم. اکنون که در کشوری اسلامی دیده به جهان باز کرده‌ایم، مسلمان هستیم.» در چنین گزاره‌هایی دین محصول جبر جغرافیایی است نه اراده شخص برای انتخاب آزادانه دین خود.

🍂 اما اگر مسلمان شدن جبری است مسلمان ماندن نیز جبری است؟ این گفت‌وگو تلاشی برای یافتن پاسخ این پرسش است که «چرا مسلمان مانده‌ایم؟» نه این‌که «چرا مسلمان هستیم؟» «یاسر میردامادی»، پژوهشگر دین و فلسفه، پیش‌تر مقاله‌ای را با عنوان «چرا مسلمان هستم» (Why I Am Muslim) به انگلیسی منتشر کرده است. گرچه این مقاله تا کنون به فارسی ترجمه نشده او را به مصاحبه‌ای دعوت کردم نه در این باب ‌که چرا مسلمان شده است بلکه در باب این‌که چرا مسلمان مانده است. آنچه در ادامه خواهید خواند بر مقایسه میان دین به عنوان امر موروثی با دین به عنوان امری استدلالی و انتخابی استوار است. تمام بحث میردامادی در مقاله‌اش این است که دین‌داری چونان میراثی آبا و اجدادی، علی الاصول، از نظر عقلانی قابل دفاع است مگر خلاف آن ثابت شود. با این حال، هیچ اجباری در دین‌دار ماندن نیست و نمی‌تواند باشد. پس آنانی که دینی غیر از دین آبا و اجدادی خود برگزیده‌اند، یا دین‌داری را نخواسته‌اند موضوع این بحث نیستند.

🍂 او در حومه‌ی منچستر زندگی می‌کند اما اگر سکونت‌گاه او شیراز، شهری که من در آن می‌زیم، نیز می‌بود باز هم ترجیح می‌دادم پرسش‌هایی مکتوب را برایش بفرستم تا پاسخ‌هایش را بنویسد. چراکه تجربه چندین سال روزنامه‌نگاری در حوزه فلسفه و دین به من فهمانده است که سازوکار نوشتار امکان می‌دهد تا هم پرسش‌ها سنجیده‌تر مطرح شوند، هم پاسخ‌ها دقیق‌تر باشند. آنچه در ادامه خواهید خواند، متن نهایی این مصاحبه است...

🌐 برای مطالعه متن کامل و دریافت فایل PDF اینجا کلیک کنید

🌾 @Sedanet
🌾 @YMirdamadi
🍁 بررسی تطبیقی نظریه خطای جان مکی و نظریه ادراکات اعتباری علامه طباطبایی
✍️ امید کشمیری و محمدرضا امینی

منتشر شده در نشریه تأملات فلسفی
دوره ۱۳، شماره ۳۰، صفحه ۵۳۱-۵۶۸، شهریور۱۴۰۲

🍂 مقاله حاضر کوششی‌ است در راستای تبیین و تطبیق دو نظریه فرااخلاقی «خطا» و «ادراکات اعتباری» ازسوی جان مکی و علامه سیدمحمدحسین طباطبایی. این مقاله که از حیث روش تحقیق به روش کتابخانه­ای انجام شده، تلاشی است برای کشف، تحلیل، تبیین و صورت‌بندی پیش‌فرض‌های ضمنی و مصرَح دو نظریه مهم فرااخلاقی، تحت‌ عناوین «نظریۀ ­خطا» و «ادراکات اعتباری» که به‌ترتیب از سوی جان مکی و سیدمحمدحسین طباطبایی طرح شده‌اند. از آنجاکه زبان اخلاق، متافیزیک اخلاق، عقلانیت اخلاق و معرفت اخلاقی، برخی از مهم­ترین پیش‌فرض­های فرااخلاقی است، در تحقیق حاضر به تحلیل این مؤلفه­ها می­پردازیم. نتیجه مقایسه این است که اگرچه وجه افتراق مهم نظریه اعتباریات با نظریه خطا در یکی از مبانی انسان‌شناختیِ معرفت اخلاقی این دو نظریه است -که در یکی (نظریۀ اعتباریات) از وجود و اعتبارِ ادراکاتِ اعتباری ثابت که ریشه در طبیعت بشری دارد سخن می‌رود- با این­حال ناواقع‌گراییِ اخلاقی در متافیزیک اخلاق، شناخت‌گرایی در زبان اخلاق، واقع‌گروی اخلاقی در عقلانیت اخلاق و ناواقع­گرایی در معرفت اخلاقی از اشتراکات مهم این دو نظریه است.

🌐 برای مطالعه متن کامل و دریافت فایل PDF اینجا کلیک کنید

🌾 @Sedanet
دکتر میرشمس الدين ادیب سلطانی در آی سی یو

حمیدرضا رحمانی‌زاده دهکردی
عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی

دکتر میرشمس الدین ادیب سلطانی، پزشک، فیلسوف، زبان شناس، نقاش، ریاضی‌دان، نویسنده و مترجم متون مهم ادبی و فلسفی در بیمارستان ایرانمهر تهران بستری شد.

وی که به زبان‌های انگلیسی، آلمانی، فرانسه، یونانی باستان، عربی، ایتالیایی، روسی، عبری، ارمنی، لاتین، پهلوی، اوستایی و زبان‌های پارسی میانه و باستان مسلط است، آثار ترجمه شده را مستقیما از زبان مبدا به زبان فارسی برگردانده است.

دکتر ادیب سلطانی تالیفات متعددی به زبان فارسی و انگلیسی دارد و آثار وی مشهور به استفاده گسترده از واژگان فارسی و بهره جستن از پارسی باستان، پارسی اوستایی و پارسی میانه است.

از مهم‌ترین آثار ترجمه شده توسط میرشمس الدین ادیب سلطانی می توان به سنجش خرد ناب امانوئل کانت، منطق ارسطو، جستارهای فلسفی برتراند راسل، سوگنمایش هملت شاهپور دانمارک اثر ویلیام شکسپیر و همچنین رساله منطقی- فلسفی ویتگنشتاین اشاره کرد.

او پس از تحصیل در دبیرستان البرز، در سال 1328 وارد دانشکده پزشکی دانشگاه تهران شد و پس از اخذ دکترا برای ادامه تحصیل در زمینه‌ی روان‌پزشکی بالینی و تحقیقات بیوشیمی به وین رفت و دستیار پروفسور هافمن. یکی از سرشناس‌ترین روان‌پزشکان آن ایام شد.

به اعتقاد ادیب سلطانی برای برزیستن زبان پارسی در جهان دانش و فناوری، چاره‌ای جز بهره‌بردن از همه توان زبان فارسی و هم خانواده‌هایش (مانند اوستایی) و نیاکانش(پارسی باستان و پارسی میانه) نیست.

برای ایشان آرزوی سلامتی داریم.
🍁 علیه استثناانگاریِ انسان
✍️ جِف سیبو، دانشیارِ مطالعاتِ محیط‌زیستی و استاد وابسته‌ی اخلاق زیستی، اخلاق پزشکی، فلسفه، و حقوق در دانشگاه نیویورک
ترجمه: علی بنی‌اسد

🍂 در تنگنا که باشید، یحتمل جانِ یک انسان را باارزش‌تر از جانِ یک حیوان می‌انگارید. استدلال‌های خوبی برای نادرستیِ این طرز فکر در کارند.

🍂 همین ژانویه، مردی ۵۷ساله ساکنِ بالتیمور، عمل پیوند قلبی داشت از یک خوک. استفاده از حیواناتِ غیرانسان همچون منبعِ عضوی برای انسان‌ها بیگانه‌پیوندزنی نام دارد. هرچند ممکن است استفاده از حیواناتِ غیرانسان به این منظور ایده‌ی نگران‌کننده‌ای به‌نظر رسد، بسیاری از انسان‌ها می‌اندیشند چنانچه بتوانیم فناوری‌اش را بهتر و بهتر کنیم (آن مرد دو ماه بعدتر مُرد) به فداکاری‌هایش می‌ارزد. همان‌طور که سالِ پیش زیست‌اخلاق‌شناسانی مثل آرتور کاپلان و برندن پَرِنت گفتند: «البته که رفاهِ حیوانات مهم است، ولی نه بیشتر از وزنِ اخلاقیِ جانِ انسان‌ها.»

🍂 قطعاً فقط بیگانه‌پیوندزنی نیست که طیّ آن انسان‌ها دیگرحیوانات را در تنگنا می‌گذارند تا برای خودشان منفعتی به هم بزنند. سالانه بیش از ۱۰۰ میلیارد حیوانِ محبوس را برای خوراک، پوشاک، پژوهش، و به اهدافی دیگر می‌کُشیم. احتمالاً بیش از ۱ تریلیون حیوانِ وحشی را هم به اهدافِ مشابهی به کشتن می‌دهیم. برای دفاع از این عمل‌ها اغلب خودمان را به زحمت نمی‌اندازیم. اما وقتی به این کار دست می‌زنیم، دفاعِ واحدی را پیش می‌نهیم: جانِ انسان‌ها وزنِ اخلاقیِ بیشتری دارد.

🍂 اما آیا این درست است؟...

🌐 برای مطالعه متن کامل و دریافت فایل PDF اینجا کلیک کنید

🌾 @Sedanet
🍁 جایگاه دکتر میرشمس‌‌الدین ادیب‌سلطانی در فلسفۀ ایران
گفتگوی روزنامۀ هم‌میهن با موسی اکرمی
شنبه، ۲۲ ماه مهر ۱۴۰۲، صفحۀ ۱۵ (فرهنگ)

🍂 میرشمس‌الدین ادیب‌سلطانی، پزشک، زبان‌شناس، مترجم، نویسنده، نقاش، ویراستار و فلسفه‌پژوه شهیر، صبح پنجشنبه ۲۰مهرماه ۱۴۰۲، در ۹۲سالگی در بیمارستان ایرانشهر دار فانی را وداع گفت. او که به زبان‌های انگلیسی، آلمانی، فرانسه، یونان باستان، عربی، ایتالیایی، روسی، عبری، ارمنی، لاتین، پهلوی، اوستایی، پارسی میانه و باستان مسلط بود، برای نخستین‌بار با ترجمه «سنجش خرد ناب»، سبکی متمایز در ترجمه متون فلسفی را به ایرانیان پیشنهاد کرد؛ روشی منحصربه‌فرد که در آن کوشیده می‌شد با استفاده از ظرفیت‌های زبان پارسی باستان و التفات به ریشه‌شناسی لغات، معادل‌هایی نو برای برخی از مفاهیم فلسفی برساخته شود.

🍂 واکنش‌ها نسبت به این نوآوری محققانه، متفاوت بود. برخی نامتعارف‌بودن آن را نشانه‌ای روشن از استقبال‌نکردن مخاطبان از این جهد عظیم و به‌تبع‌آن بی‌فایدگی آن دانستند. بودند کسانی نیز که زبان به طعن و کنایه گشودند و ترجیح تشنیک بر تکنیک، تراداد بر سنت، نگیرای بر انکار، همدوسش بر الصاق، آروینی بر تجربی، متاگیتیک بر مابعدالطبیعه، دویمچگوییک بر دیالکتیک، شاید شوش نیرومند بر احتمال قوی و پرهون بر دایره را چیزی جز خلق زبانی مصنوعی که به بیان برخی «ادیب‌معانیک» نامیده می‌شد، ندانستند. دیگرانی اما دقت فوق‌العاده ادیب‌سلطانی در انتخاب معادل‌ها و کلیت پروژه او را ستودند و تجربه بی‌بدیل‌اش را کاری کارستان لقب دادند که زبان فارسی برای تبدیل‌شدن به زبانی فلسفی و توانایی درک مفاهیم این حوزه دانش، چاره‌ای جز گام‌نهادن در مسیر آن ندارد.

🍂 ادیب‌سلطانی در برابر عموم نقدها سکوت پیشه کرد اما اینک میراث او در قالب ترجمه «سنجش خرد ناب» کانت، «جستارهای فلسفی» راسل، «رساله منطقی ـ فلسفی» ویتگنشتاین و «بودن یا نبودن» و «سوگ‌نمایش شاه ریچارد سوم» شکسپیر، پیش روی ماست. به‌مناسبت درگذشت او با موسی اکرمی، استاد فلسفه علم که دستی نیز بر آتش ترجمه دارد، به‌گفت‌گو نشستیم تا درباره کارنامه علمی یکی از برجسته‌ترین نوابغ علمی ایران معاصر که شاید مادر دهر، قرن‌ها چو اویی نزاید و گنجی در کنجی و راهبری بی‌رهرو بود، سخن بگوییم. حمیدرضا رحمانی‌زاده‌دهکردی، دانشیار علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی نیز با ما درباره اخلاق علمی ادیب‌سلطانی و شخصیت خاص او سخن گفت که باعث شد او چنین عاشقانه خود را دهه‌ها وقف دانش‌اندوزی و دانش‌پراکنی کند.

🌐 برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید

🌾 @Sedanet
🌾 @Musa_Akrami
هر روز باد می‌برد از بوستان گلی
مجروح می‌کند دل مسکین بلبلی
مألوف را به صحبت ابنای روزگار
بر جور روزگار بباید تحملی

◼️◼️◼️◼️◼️◼️

استاد بزرگوار دکتر آرش نراقی گرانقدر
بدین‌وسیله درگذشت مادر عزیزتان را تسلیت عرض می‌نماییم و شکیبایی و آرامش را برای شما از خداوند طلب میکنیم.
بی‌تردید نام و یاد مادر مهربانی که تربیت فرزند فرهیخته و اندیشمند و ارجمندی همچون شما را در کارنامه دارند، در ضمیر و خاطرات بازماندگان برای همیشه سبز و گرامی خواهد ماند.

مجموعه فرهنگی صدانت
🌾 @Sedanet
مجموعه گفت‌وگوهای صدانت در موضوع فلسفه سیاسی

حدود سه سال پیش بود که سلسله جلساتی پیرامون برخی مکاتب فلسفه سیاسی و اقتصاد سیاسی آغاز کردیم. در این سلسله جلسات من (امید قائم‌پناه) تلاش کردم در هر موضوعی مهمانی متخصص در آن موضوع دعوت کنم و در انتهای هر جلسه نیز نقدها و پرسش‌هایی نیز طرح کنم. برنامهٔ کلی این بود که از نگاه‌های دست راستی و لیبرالی آغاز شود و به مرور وارد نگاه‌های چپ نیز بشویم با این حال به دلایلی نظیر محدودیت‌های اینترنتی و فیلتر شدن اینستاگرام این جلسات نیز متوقف ماندند و امیدواریم به زودی این سلسله جلسات از سر گرفته شوند تا هم مسیر پیش‌بینی شده تکمیل گردد و هم این‌که وارد برخی موضوعات خاص‌تر بشویم. در ادامه لینک جلساتی که تاکنون برگزار شد قرار خواهد گرفت:


۱- اولین وبینار با آقای جواد حیدری برگزار شد که در این نشست ایشان مروری اجمالی بر ۱۲ نظریه و مکتب سیاسی داشتند.
https://3danet.ir/political-theories/


۲- در نشست دیگر میزبان آقای عارف عبادی بودم تا ریخت‌شناسی لیبرالیسم و سیر تطور لیبرالیسم در دوره‌های مختلف را برایمان بیان کنند.
https://3danet.ir/the-morphology-of-political-liberalism/


۳- در جلسه دیگری نیز آقای عارف عبادی که خود از نزدیک با اندیشمندان بزرگ انگلیسی محافظه‌کار ارتباط داشتند و دانشجوی برخی از این اساتید بودند درباره منش محافظه‌کار سخن گفتند.
https://3danet.ir/on-conservative-conduct/

۴- در دو جلسه نیز گفت‌وگویی با آقای محمد ماشین‌چیان پیرامون کاپیتالیسم و نظام سرمایه‌داری داشتم و همچنین به برخی سوالات و ایرادات رایج پاسخ دادند.
https://3danet.ir/capitalism-machinchian/


۵- آقای شهرام اتفاق در وبیناری از منظر یک شخص مدافع نظام بازار پیرامون نابرابری سخن راندند.
https://3danet.ir/ettefagh-inequality/


۶- و در وبیناری دیگر دربارهٔ لیبرتارینیسم صحبت کردند.
https://3danet.ir/capitalism-libertarianism/


۷- آقای امیرحسین خالقی هم در یک لایو اینستاگرامی از این موضوع صحبت کردند که چرا دولت در اقتصاد ناکارآمد است؟
https://youtu.be/Db6i5PRSxss
https://aparat.com/v/ETuHW


۸- در گفت‌وگویی با آقای کاوه بهبهانی، ایشان در پاسخ به مدافعان کاپیتالیسم از نیاز اقتصاد به اخلاق سخن گفتند.
https://3danet.ir/capitalism-ethics-kave-behbahani/


۹- در نشستی آنلاین با آقای حسین دباغ پیرامون لیبرالیسم اخلاقی گفت‌وگو کردیم.
3danet.ir/moral-liberalism/


۱۰- و در لایوی مجدداً میزبان آقای جواد حیدری بودم و ایشان مروری به نظریه عدالت جان رالز داشتند.
https://3danet.ir/a-theory-of-justice-john-rawls/


۱۱- برای مرور کتاب لیبرالیسم سیاسی جان رالز هم با آقای حسین هوشمند گفت‌وگویی داشتیم.
https://3danet.ir/hossein-hooshmand-laicite-political-liberalism-john-rawls/



۱۲- و در نهایت با آقای مختار نوری گفت‌وگویی با عنوان «مناظره لیبرال‌ها و جماعت‌گرایان معاصر بر سر چیست؟» داشتیم.
https://youtu.be/pwinrB3yu8s
https://aparat.com/v/4oCgB


مجموعه فرهنگی صدانت
🌾 @Sedanet
🎥 اثر مشترک عجم‌اغلو و جانسون توسط مترجمین کتاب بررسی شد؛ نزاع هزار ساله ما بر سر فناوری و بهروزی

اثر تازه تارون عجم‌اغلو‌با عنوان 《نزاع هزار ساله ما بر سر فناوری و بهروزی》توسط علیرضا بهشتی شیرازی و محمدرضا فرهادی‌پور به فارسی ترجمه شده است. محمدرضا کدیور، صفحه جرعه گفت‌وگویی در تاریخ پنج‌شنبه ۱۸ آبان گفت‌وگویی درباره کتاب با مترجمین این کتاب داشته است. چکیده گفته‌های مترجمین کتاب با قدری ویرایش در ادامه آمده است...

به همت جرعه

👤 میهمانان:
علیرضا بهشتی شیرازی
محمدرضا فرهادی‌پور

میزبان:
محمدرضا کدیور

زمان:
پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۴۰۲

🌐 برای مطالعه متن و مشاهده فیلم جلسه اینجا کلیک کنید

🌾 @Sedanet
🌾 @joreah_journal
🍁 در دفاع از گواهی اخلاقی

✍️ پائولینا اسلیوا
مترجم: امیدکشمیری

پائولینا اِی. اسلیوا استاد دانشگاه کمبریج است. او به ­طور گسترده در حوزه فلسفه اخلاق، معرفت­­شناسی گواهی، روانشناسی اخلاق و دین و فلسفه ذهن کار می­کند و تالیفات متعددی در این موضوعات داشته است. او در مقالۀ حاضر به امکانِ حصولِ معرفت اخلاقی از طریق گواهی، نقش معرفتِ اخلاقی در تحسین و تقبیح، رابطه میان فهم و معرفتِ اخلاقی و سرشت مشورت اخلاقی می­پردازد.

در مباحث جدید [فلسفی]، گواهی اخلاقی اعتبار چندانی ندارد. عمدتاً تصور بر این است که اگرچه گواهی منبع مناسبی برای باورهای نااخلاقی است، اما مبتنی‌کردن باورهای اخلاقی برآن، خالی از اشکال نیست. این مقاله برآن است که گواهی اخلاقی سزاوار این بدنامی نیست و گواهی اخلاقی به‌هیچ‌روی، بیش‌تر از گواهی نااخلاقی مسئله‌دار نیست...

🌐 برای مطالعه متن کامل فارسی و انگلیسی اینجا کلیک کنید

🌾 @Sedanet
🍁 تفکر مهندسی در اقتصاد و آفت‌های آن
✍️ #موسی_غنی‌نژاد
منبع: روزنامه دنیای اقتصاد – شماره ۳۸۵۴

مهندسی در علوم طبیعی یکی از مهم‌ترین عوامل افزایش رفاه انسان‌ها در طول قرن‌های متمادی به ویژه در دو سده اخیر پس از انقلاب صنعتی بوده است. این واقعیت انکار‌ناپذیر طبیعتا ارج و قرب مهندسی را در افکار عمومی به شدت و به حق بالا برده است؛ اما در عین حال به این اندیشه نادرست یا توهم دامن زده که در هر زمینه‌ای می‌توان مشکلات پیش رو را با روش‌های مهندسی از میان برداشت. به بیان دیگر، گویی پاسخ معمای تمام حوزه‌ها در تفکر مهندسی است.

مهندسان بهتر از هر کسی نسبت به محدودیت‌های قدرت خود آگاهند و می‌دانند که با مهندسی «هر کاری» را نمی‌توان انجام داد و اتفاقا با شناخت دقیق این محدودیت‌ها است که آنها می‌توانند در رسیدن به اهداف خود موفق شوند. بنابراین توهمی که به آن اشاره شد ناشی از فکر مهندسان نیست، بلکه ریشه در نوعی تفکر مهندسی دارد که بیشتر مورد‌پسند عوام نا‌آشنا به مباحث علمی است و البته به دلایلی مورد علاقه شدید سیاستمداران و صاحبان قدرت سیاسی نیز هست. این علاقه البته معصومانه و ساده‌لوحانه نیست، بلکه دلایل قوی دارد که ناظر بر حفظ و افزایش قدرت است. اینجا مجال پرداختن به همه جنبه‌های اجتماعی این مساله نیست و فقط به آفت‌های مربوط به تفکر مهندسی در برخی حوزه‌های اقتصادی اشاره خواهد شد.

مهندسی بنا به ماهیت موضوع اساسا و عمدتا در حیطه دنیای فیزیکی و علوم طبیعی کاربرد دارد و در زمینه روابط اجتماعی و اقتصادی که ما با کُنش‌های ارادی افراد و نظم‌های ناشی آنها سر و کار داریم به راحتی قابل تعمیم نیست. کُنش انسان‌ها ریشه در عقاید و سلایق متفاوت آنها دارد و درست است که این عقاید و سلایق در معرض تغییر هستند؛ اما عوامل موثر روی این تغییرات به شیوه علوم طبیعی قابل شناسایی دقیق و مهندسی نیستند. دلیل این امر روشن است؛ اتم‌ها در علوم اجتماعی افراد انسانی هستند که برخلاف اتم‌ها و مولکول‌ها در فیزیک، دارای اراده و آزادی عمل هستند و ممکن است در شرایط مشابه رفتارهای متفاوت از هم انجام دهند. این است که ما در علوم اجتماعی با نظم‌ها و قاعده مندی‌های نوعا متفاوتی روبه‌رو‌ هستیم که مهندسی در آنها را به غایت دشوار و حتی شاید بهتر است بگوییم عملا ناممکن می‌سازد. اما همچنان‌که پیش از این اشاره شد سیاستمداران و صاحبان قدرت علاقه فراوانی دارند که روابط اجتماعی و اقتصادی را به نحو «مطلوبی» مهندسی کنند و این ممکن است آسیب‌های فراوانی به همراه بیاورد. سیاستمداران دوست دارند با مهندسی تجارت خارجی و کنترل واردات از تولیدات داخلی حمایت کنند و اشتغال و رشد اقتصادی را در کشور افزایش دهند. آنها مایلند با قیمت‌گذاری کالاها و خدمات، عدالت اجتماعی را مهندسی کنند. حفظ یا افزایش قدرت پول ملی با تعیین نرخ ارز و مهندسی آن یکی از وسوسه‌های دائمی سیاست‌گذاران اقتصادی است. همین طور است مهندسی نرخ بهره و تطبیق دادن آن با نرخ تورم که در این روزها در کشور ما به شدت دنبال می‌شود. تجربه تاریخی نشان می‌دهد که همه این‌گونه «مهندسی ها» نه تنها در کشور ما بلکه در همه جای دنیا شکست خورده اما به دلیل محبوبیت آن میان عامه مردم و علاقه سیاستمداران به دستاویز کردن آن هیچ‌گاه کنار نهاده نشده است. به سخن دیگر توهم مهندسی اقتصادی همچنان ادامه دارد و متأسفانه برخی اقتصاد‌دانان نیز در دامن زدن به این توهم، خواسته یا نا‌خواسته، نقش دارند. این گروه با عمده کردن موضوع شکست بازار و طرح تدابیر مهندسی برای برطرف کردن آن، این شبهه را القا می‌کنند که گویا موضوع علم اقتصاد نه شناخت قوانین حاکم بر نظام بازار که شناخت مسائل موسوم به شکست بازار و شیوه‌های مهندسی رفع این شکست است. نتیجه این تفکر در کشور ما تا‌کنون بسیار اسفناک بوده است. نهاد‌های سرکوبگر اقتصادی در جامعه ما از سازمان حمایت گرفته تا تعزیرات، شورای رقابت و ستاد مبارزه با قاچاق جملگی محصول این تفکر معیوب اقتصادی هستند. ابداع بانکداری بدون بهره ریشه در این تفکر مهندسی داشت که گویا با نادیده گرفتن قوانین اقتصادی می‌توان نظام بانکداری مطلوب را طراحی کرد و به اجرا گذاشت. اقدام به انجام کار ناممکن البته امکان‌پذیر است؛ اما طبیعتا نتیجه مورد انتظار را به بار نمی‌آورد و ممکن است بسیار پر‌هزینه باشد. یک بار برای همیشه باید پذیرفت که سیاست‌های اقتصادی با در نظر گرفتن قوانین اقتصادی و در چارچوب محدودیت‌های آنها به نتیجه مطلوب و مورد انتظار می‌انجامد. سازوکارهای نظام اقتصادی را نمی‌توان به سیاق علوم طبیعی مهندسی کرد.

🌐 برای مطالعه این متن در صدانت اینجا کلیک کنید

🌾 @Sedanet
🌾 @ghaninejad_mousa
🍁 پرسشِ همچنان مبرمِ «چه باید کرد؟»
✍️ #موسی_اکرمی (۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۱)

اشاره: پیش از این من دو بار در پیوند با بحران‌های موجود در میهنمان ایران متنی را با عنوان «چه باید کرد؟ » در گذرگاه تلگرامی خود منتشر کرده‌ام: در ۱۱ امرداد ۱۳۹۷/ دوم اوت ۲۰۱۸ و ۲۴ دی ماه ۱۳۹۸ / ۱۴ ژانویۀ ۲۰۲۰. هم اینک می‌توان آن متن را با اندکی جست‌وجو در اینترنت یافت.

اینک نیز، در پیوند با وضعیت بحرانی کنونی میهنمان، ضروری به نظر می‌رسد که آن متن، با تغییراتی به منظور روشنگری بیشتر، برای سومین بار منتشر شود...

🌐 برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید

🌾 @Sedanet
🌾 @musa_akrami
🍁 درباره‌ی مفهوم حق بر ناحق بودن
👤 #محمدامیر_قدوسی

رواداری را به گونه‌های متفاوتی می‌توان توجیه نمود. یعنی از راه‌های متفاوتی می‌توان به سود لزوم و بایستگی رواداری دلیل اقامه کرد.

قدوسی در نشست «درباره‌ی مفهوم حق بر ناحق بودن» بیان می‌کند که نقض بی‌طرفی و نیز نارواداری بر خلاف مصلحت نظام سیاسی و شهروندان حامی آن است. ایشان همچنین نارواداری را موجب گسترش نفاق و ریا در جامعه قلمداد می‌کند.

افزون بر اینها از نظر قدوسی نارواداری یک رفتار ناصواب اخلاقی و فروگذاشتن مقتضای اصل عدالت در اخلاق اجتماعی است. همچنین از منظر معرفت شناختی، نارواداری، متعلق به عصر رئالیسم خام و محصول دوران غفلت از خطاپذیری گسترده دستگاه ادراکی آدمی است.

در این جلسه که با نام هم‌اندیشی درباره حق بر ناحق بودن در خانه اندیشه ورزان برگزار شده است، ابتدا قدوسی در ۳۰ دقیقه رواداری و دلایل توجیهی به سود آن را اجمالا بیان می‌کند و سپس به پرسش‌های حاضران پاسخ می‌دهد.

🌐 برای دریافت صوت نشست اینجا کلیک کنید

🌾 @Sedanet
🍁 دلالت معجزه بر نبوت
مناظره مکتوب #حجت‌الله_نیکویی و #حسین_سوزنچی

آنچه در پی می‌آید متن گفتگویی پر چالش میان حجت‌ الله نیکویی و حسین سوزنچی درباره یکی از مباحث دشوار در کلام اسلامی، یعنی معجزه و دلالت آن بر صدق دعوی نبوت است.

پیداست که این موضوع به طور طبیعی در سه مرحله انجام می‌شود:

مرحله ی اول تعریف معجزه، مرحله دوم تشخیص یا تصدیق معجزه، و بالاخره مرحله سوم نحوه دلالت معجزه است.
مدعای حجت‌ الله نیکویی در این گفتگو این است که اولا متکلمان اسلامی معجزه را به گونه‌ای تعریف می‌کنند که تشخیص یا تصدیق آن امکان‌پذیر نیست و همین چالشی بزرگ را بر سر راه اثبات نبوت از طریق معجزه قرار می‌دهد. ثانیا و مهمتر از آن این است که اصولا انجام معجزه توسط مدعی نبوت به هیچ وجه مدعای او را اثبات یا تایید نمی‌کند.
حسین سوزنچی در هر دو مورد نظرشان متفاوت است و به تبع اکثر متکلمان اسلامی هم معجزه‌ را قابل تشخیص و تصدیق می‌دانند و هم معتقدند که معجزه دلالت بر نبوت می‌کند...

🌐 برای دریافت فایل PDF این مناظره مکتوب اینجا کلیک کنید

🌾 @Sedanet
🌾 @nabardb
🍁 ادای احترام به رالز
✍️ #تامس_نیگل
ترجمه‌ی جواد حیدری

توضیح مترجم: «تامس نیگل در مهرماه امسال کتابی منتشر کرده است به اسم «فلسفه‌ی تحلیلی و زندگی انسانی» [=Analytic Philosophy and Human Life]. این کتاب پنج بخش دارد: ۱) مرگ و زندگی؛ ۲) اخلاق‌شناسی؛ ۳) روان‌شناسی اخلاق؛ ۴) واقعیت؛ ۵) ادای احترام (Tributes). در بخش ادای احترام نیگل به متفکرانی می‌پردازد که در طول بیش از ۶۰ سال فلسفه‌ورزی‌اش رابطه‌ی عمیق عاطفی داشتند مثل رالز، نازیک، دورکین، دیویدسن و ... . در مورد استادش رالز می‌گوید:

🍂 در ترم بهار ۱۹۵۵ اولین درسم را با جان رالز به‌عنوان دانشجوی سال اولی گذراندم. در آن زمان او مجبور بود با لکنت‌زبان جدی دست‌وپنجه نرم کند، که سال‌ها بعد تا حد زیادی برطرف شد. این لکنت‌زبان باید تدریس را برای او دشوار کرده باشد، اگرچه شاید به این کار آمده باشد که با پیوند او و دانشجویانش در یک اضطراب مشترک نظرها را بیشتر جلب خود کرده باشد.

🍂 ولی، این تنها جنبه‌ای بود که او در آن به نظر آسیب‌پذیر می‌آمد. در طی چهل و هشت سال بعد، اگرچه همواره دانشجوی او بودم، با هم دوست و رفیق نیز شدیم. اما باید بگویم که من هرگز دوست دیگری این‌قدر متفاوت از خودم نداشتم که بالاترین تحسین و علاقه به او با این احساس درهم آمیخته شده باشد که او از سطح کاملاً متفاوتی از انسانیت به وجود آمده است.

🍂 درباره‌ی ویژگی شخصی او صحبت می‌کنم نه دستاوردهای او، اگرچه این دو به‌هم مرتبط‌اند. هر کسی که جک را می‌شناخت از خلوص و رهایی او از هوای نفسانی متأثر می‌شد، اما این ویژگی او فراسوی فضیلت بود: امیدوارم موجب سوتفاهم نشود اگر بگویم که احساس غالب من از جک این است که او اشراف‌زاده‌ی طبیعی بود.

🍂 البته او عمیقاً برابری‌طلب و دموکرات بود که زندگی بسیار ساده‌، حتی زاهدانه‌ای داشت، غالباً ژنده‌پوش بود، و دیناری خرج خودش نکرد. نوعی اتکای به‌نفس و دوری‌گزینی درونی داشت که علی‌رغم تواضع واقعی‌ و ابراز منظم عدم‌قطعیت‌اش [در مسائل مختلف] بالاتر از همه‌ی ما بماند. چیزی متکی به خود در او وجود داشت که تنها می‌توانم آن را اشرافی توصیف کنم. اگرچه او از تعارض کناره می‌گرفت و سنجیدگی ظریفی در رفتار داشت، به نظر نمی‌رسید که نیازی به تأیید دیگران داشته باشد. و واکنش‌های اخلاقی و اجتماعی او سطحی از فرهیختگی را نشان می‌دهد که خارج از شعاع رفتارهایی بود که به آن‌ها خوگر شده بودم. مثلاً، اعتقاد دارم که او هرگز برای بورس تحقیقاتی با بوجه‌ی فدرال درخواست نداد، چون اعتقاد نداشت که دولت باید از تلاش‌های افرادی مانند او حمایت کند—اگرچه او البته برای دیگران توصیه‌نامه می‌نوشت.

🍂 همه‌ی این‌ها باعث می‌شد که دشوار باشد مسیر ظریفی را از سر بگذارنیم که در آن دانشجو و معلم دوست شوند. چنین فرایندی هرگز ساده نیست، اما در این مورد از جانب من چنین فرایندی پیچیده بود: شکاف شخصیتی عظیمی را احساس می‌کردم بین جوان جویای نام و بی‌ملاحظه و دست‌وپاچلفتی‌ای که من باشم و شخصیت نجیب و متکی به خود رالز که او را بسیار بسیار تحسین و ستایش می‌کردم. هر کاری می‌کردم نمی‌توانستم خودم را از چشم او به‌عنوان بربری مضحک نبینم.

🍂 به مرور زمان نرم‌نرمک دریافتم که او از دیگران نمی‌خواهد که مثل خودش عاری از تکبر و رذیلت‌های از این دست باشند، اما من همیشه در معنویت فطری او معیاری می‌دیدم که از طریق آن می‌توانستم محدودیت‌هایم را بسنجم، حتی اگر او این طور نمی‌خواست. نمی‌دانم که او به این صورت روی دیگران تأثیر می‌گذاشت یا نه؛ کاملاً احساس می‌کنم که او از این نوع دسترس‌ناپذیری که ارائه می‌کرد خبر نداشت، چون مطمئن بود که چنین خلوصی در دسترس همگان قرار دارد. مهم است بدانیم که او بینش اخلاقی کانت را «اشرافیت همگان» توصیف می‌کرد.

🍂 به نظرم، ذات جک به‌ بهترین نحوی در جملات زیبا و پایانی کتاب نظریه‌ای درباب عدالت بیان شده است که برای بسیاری از شما آشناست:
منظر ابدیت منظری از مکان خاصی فراسوی جهان یک موجود متعالی نیست، بلکه شکلی از تفکر و احساس است که اشخاص عقلانی می‌توانند در درون این جهان به خود بگیرند. و با انجام چنین کاری، آن‌ها می‌توانند، فارغ از نسل‌شان، همه‌ی منظرهای فردی را در طرحی واحد گرد آورند و با یکدیگر به اصول نظام‌بخشی دست یابند که هر کس می‌تواند با پیروی از آن‌ها از چشم‌انداز خاص خود تأییدشان کند. خلوص قلب، اگر بتوان به آن دست یافت، این است که از این دیدگاه به‌طور واضح امور را دریابیم و با رضایت خاطر و خویشتن‌داری عمل کنیم.


🌾 @Sedanet
🍁 شکست خورده‌ام و این شکست را می‌پذیرم
✍️ #رضا_داوری_اردکانی

اکنون شصت سال است که با فلسفه زندگی کرده‌ام و زندگی می‌کنم و به آن وفادار بوده‌ام و هرگز قلم را از طاعت اصول فکر خود بیرون نبرده‌ام. نمی‌گویم در این راه اشتباه نکرده‌ام و هر چه گفته و نوشته‌ام، درست بوده است. هیچ کس از خطا مصون نیست، من هم خطاها کرده‌ام؛ اما همواره آنچه به نظرم رسیده، گفته و نوشته‌ام و در هنگام نوشتن، ملاحظه پسندیدن و نپسندیدن اشخاص و گروه‌ها را نکرده‌ام. شاید در ویرایش پروسواس خود بعضی نظرها را تعدیل کرده باشم، اما تغییر نداده‌ام؛ ولی گروهی که تعدادشان هم کم نیست، می‌گویند که قلم من در خدمت حکومت بوده است. البته اینها نوشته‌های مرا نخوانده‌اند؛ اما اگر هم بخوانند، از حرف خود برنمی‌گردند؛ زیرا اتهام در خدمت حکومت بودن مرا به عنوان یک اصل پذیرفته‌اند و حتی وقتی چیزی خلاف پندار خود در گفته‌ها و نوشته‌های من می‌بینند و می‌شنوند، می‌گویند: «چرا بیست سال پیش اینها را نمی‌گفتی؟» و عجیب اینکه وقتی نشان می‌دهم که بیست سال پیش نیز همین را گفته و می‌گفته‌ام، سکوت می‌کنند؛ اما از اصلی که پذیرفته‌اند، منصرف نمی‌شوند. آنها بی‌اینکه اهل نظر باشند، شنیده یا شاید حس کرده باشند که در نظر من آرا و اقوال آنان در زمره مشهورات زمان است و در میزان فکر و نظر وزن و قدری ندارد؛ پس به جای بحث و نظر، به ناسزاگویی رو کرده‌اند. ناسزاگویی و بهتان آنها برای من چندان غیرمنتظره نبوده و هرگز این بدزبانی‌ها مرا آزرده نکرده است...

🌐 برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید

🌾 @Sedanet
🍁 روشنفکری و دین شناسی در تاریخ معاصر
✍️ علیرضا علوی تبار

علیرضا علوی تبار در بخشی از یک مقاله که در شماره ۳۴ مجله کیان منتشر شده است، نوشت: از دیدگاه و موضع اجتماعی – سیاسی، روشنفکران مذهبی در عین حفظ استقلال و هویت خاص خویش کاملاً تحت تأثیر سرمشق غالب در هر دوره بوده اند. در واقع در هر دوره از زمان مواضع روشنفکران ایرانی از سر مشقی تأثیر می پذیرفته است و همین سرمشق، شباهت میان کارکرد اجتماعی روشنفکران مذهبی و غیرمذهبی را نشان می داده است...

🌐 برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید

🌾 @Sedanet
🍁 درس‌گفتارهای عدالت اجتماعی و منتقدان آن
👤 #مصطفی_زالی

🍂 موضوع این درس بازخوانی سه دسته از مهم‌ترین انتقادهای وارد شده به اثرگذارترین و بحث برانگیزترین مسأله‌ی فلسفه‌ی سیاسی معاصر است: نظریه‌ی عدالت رالز (عدالت به مثابه‌ی انصاف). رالز در مجموعه‌ی آثار خود می‌کوشد تا بر مبنایی کانتی (پذیرش آزادی و برابری به عنوان ارزش های پایه)، بر اصول عدالت ناظر به نهادهای اصلی اجتماعی و سیاسی استدلال نماید. در این درس، پس از مروری اجمالی بر چهارچوب نظریه‌ی عدالت رالز، بازخوانی سه انتقاد کلاسیک وارد بر نظریه‌ی عدالت بر مبنای متون منتقدان او پیگیری می‌شود: انتقادات برآمده از سه جریان جامعه‌گرایی (مایکل سندل)، لیبرتاریانیسم (رابرت نوزیک) و لیبرالیسم چپ (جرالد کوهن).

🍂 مایکل سندل در کتاب کلاسیک خود با عنوان «لیبرالیسم و محدویت‌های عدالت»، از نقطه نظر جامعه‌گرایانه چهارچوب لیبرال رالز را برای استننتاج اصول عدالت ناکافی می‌داند. جامعه‌گرایان مدرن، ملهم از ارسطو و هگل، پاره‌ای مفروضات نظریه‌ی عدالت رالز را به چالش می‌کشند. مفروضاتی که بر اساس آن‌ها، وظیفه‌ی اصلی دولت تضمین و توزیع منصفانه‌ی آزادی‌ها و منابع اقتصادی مورد نیاز افراد برای گزینش آزاد شیوه‌ی زندگی است. رابرت نوزیک در کتاب «دولت، بی‌دولتی و آرمانشهر» از زاویه‌ای دیگر به مسأله پرداخته و هرگونه مداخله‌ی دولت را برای کاهش نابرابری اقتصادی مستلزم دخالت در آزادی انسان‌ها و نامشروع تلقی می‌کند. نوزیک بر خلاف رالز مدعی است که وضع هرگونه مداخله بر مایملک افراد به منظور تحقق امری موسوم به خیر اجتماعی -حتی در دریافت‌هایی که خیر اجتماعی را به منابع اقتصادی منحصر می‌کنند- در نهایت نمی‌تواند ارزش انسان را به عنوان غایت فی‌نفسه به رسمیت شناخته و در تعارض با ارزش‌های کانتی قرار می‌گیرد. جرالد کوهن در کتاب خود با عنوان «نجات عدالت و برابری» مسأله را از زاویه‌ای دیگر مورد بحث قرار می‌دهد. او در بخش اول کتاب خود به نقد درونی عدالت به مثابه‌ی انصاف می‌پردازد و استدلال می‌کند که تبیین رالز از عدالت توزیعی از دو انگیزه‌ی رقیب تأثیر پذیرفته است: کارایی و برابری، و رالز در آشتی دادن این دو شکست خورده است. بخش دوم کتاب کوهن به رد این ادعای رالز اختصاص دارد که هر دریافتی از عدالت باید بر مبنای شرایط واقعی زندگی اجتماعی توجیه شود. در نگاه کوهن، کوشش برای اثبات پایداری جامعه‌ی به سامان (جامعه‌ای که اصول عدالت بر آن حاکم است) با سرشت ایده‌آل‌گرایانه‌ی فلسفه‌ی سیاسی در تعارض است (مشابه این انتقاد از جانب هابرماس نیز مطرح می‌شود که خارج از موضوع بحث ترم جاری است).

🍂 در این درس و در ذیل عناوین فوق، پاره‌ای از مهم‌ترین مسائل فلسفه‌ی سیاسی مانند نسبت میان خیر و حق، توجیه مشروعیت دولت و محدوده‌ی دخالت آن، نابرابری و ایدئالیسم و رئالیسم در فلسفه‌ی سیاسی مورد بحث قرار خواهد گرفت.

🌐 برای دریافت صوت ۱۵ جلسه این درس‌گفتارها اینجا را کلیک کنید

🌾 @Sedanet