🖤 جاویدنام احمد رئیسی نافچی
پدرِ دو فرزند…
در شب ۱۹ دیماه، در یزدانشهر نجفآباد، خیابان سوم، با شلیک گلولهای که به نزدیکی قلبش اصابت کرد، جانش را گرفتند.
او را برای احیا به بیمارستان رساندند، اما دیگر تمام شده بود…
در بیمارستان الزهرا نجفآباد حمام خون به راه افتاده بود؛
به مجروحان تیر خلاص میزدند.
در این جنایت، دو پرستار نیز جان باختند.
یادش تا ابد گرامی 🥀
@SepehrAzadi
پدرِ دو فرزند…
در شب ۱۹ دیماه، در یزدانشهر نجفآباد، خیابان سوم، با شلیک گلولهای که به نزدیکی قلبش اصابت کرد، جانش را گرفتند.
او را برای احیا به بیمارستان رساندند، اما دیگر تمام شده بود…
در بیمارستان الزهرا نجفآباد حمام خون به راه افتاده بود؛
به مجروحان تیر خلاص میزدند.
در این جنایت، دو پرستار نیز جان باختند.
یادش تا ابد گرامی 🥀
@SepehrAzadi
این هم متنی که از دوستی رسیده:
این را مینویسم تا حقیقت ثبت شود!
پس از هفتهها بیخبری، فقط برای لحظاتی کوتاه توانستم با پدرم صحبت کنم.
پدر من جراح نظامی بازنشسته ارتش ایران است. او انقلاب ۵۷ را از نزدیک دیده و با پیکر بیجان همدورهایها و همرزمانش روبهرو شده است. سه سال در خط مقدم جنگ ایران و عراق خدمت کرده و با واقعیت روزمره مرگ و جراحت زندگی کرده است. پس از زلزله بم نیز داوطلبانه برای کمک پزشکی به منطقه رفت. او عمرش را در دل بحران گذرانده و بهسختی میتوان چیزی را یافت که او را شوکه کند.
در هفتههای اخیر، بهجای گذراندن وقت در کنار خانوادهاش در کوههای آلپ سوئیس، به ایران بازگشت تا کمک پزشکی کند. در پنجشنبه ۸ ژانویه، همزمان با نخستین روز اعتراضات، به بیمارستانها از پیش هشدار داده شد که برای ورود حجم بسیار بالایی از مجروحان آماده شوند. این هشدار پیش از وقوع خشونت صادر شد. این یعنی حکومت از قبل میدانست چه خواهد کرد و چه حجمی از خونریزی در راه است.
در روزهای بعد، تنها در یک بیمارستان، روزانه دستکم ۶۰ عمل جراحی سنگین روی مجروحان شدید انجام میشد. مجروحان بهصورت موجی منتقل میشدند؛ بسیاری از آنها جوان، برخی در آستانه مرگ. این سطح از جراحت و این حجم از جراحی، نه با کنترل اعتراضات، بلکه فقط با بهکارگیری سازمانیافته خشونت مرگبار قابل توضیح است.
پدر من و گروهی از جراحان دیگر که بسیاری از آنها در دهه هفتاد زندگی خود بودند مجبور شدند روزانه بیش از ۲۰ ساعت بیوقفه کار کنند تا بتوانند جان انسانها را نجات دهند. این شرایط حتی برای بیمارستانهای صحرایی در زمان جنگ نیز غیرعادی است.
همزمان، بیمارستانها عملاً به محیطی ناامن تبدیل شدند. نیروهای مسلح وارد لابی بیمارستان شدند، به بخشهای درمانی یورش بردند و در مقطعی حتی داخل بیمارستان تیراندازی شد. مجروحان در خطر بازداشت بودند؛ بیمارستان دیگر پناهگاه نبود.
در چنین وضعیتی، مجروحان، به محض تثبیت وضعیتشان، بیسروصدا ترخیص میشدند تا شانس زنده ماندن و آزاد ماندن داشته باشند. این یک اقدام انسانی بود، در برابر سیستمی که حتی بیمارستان را به ابزار سرکوب تبدیل کرده بود.
پدرم به من گفت که حتی برای او با تجربه انقلاب، جنگ و فاجعه طبیعی آنچه این بار دید «بیش از حد» بود. دیدن این حجم برای کسی که خیلی دیده است هم زیاد بود.
این روایت سیاسی نیست. این شهادت یک پزشک است؛ پزشکی که تمام عمرش را صرف نجات جان انسانها کرده است. وقتی چنین فردی میگوید آنچه رخ داده فراتر از تصور بوده، دیگر نمیتوان آن را «اتفاق» یا «خطا» نامید. این یک کشتار برنامهریزیشده بود
@SepehrAzadi
این را مینویسم تا حقیقت ثبت شود!
پس از هفتهها بیخبری، فقط برای لحظاتی کوتاه توانستم با پدرم صحبت کنم.
پدر من جراح نظامی بازنشسته ارتش ایران است. او انقلاب ۵۷ را از نزدیک دیده و با پیکر بیجان همدورهایها و همرزمانش روبهرو شده است. سه سال در خط مقدم جنگ ایران و عراق خدمت کرده و با واقعیت روزمره مرگ و جراحت زندگی کرده است. پس از زلزله بم نیز داوطلبانه برای کمک پزشکی به منطقه رفت. او عمرش را در دل بحران گذرانده و بهسختی میتوان چیزی را یافت که او را شوکه کند.
در هفتههای اخیر، بهجای گذراندن وقت در کنار خانوادهاش در کوههای آلپ سوئیس، به ایران بازگشت تا کمک پزشکی کند. در پنجشنبه ۸ ژانویه، همزمان با نخستین روز اعتراضات، به بیمارستانها از پیش هشدار داده شد که برای ورود حجم بسیار بالایی از مجروحان آماده شوند. این هشدار پیش از وقوع خشونت صادر شد. این یعنی حکومت از قبل میدانست چه خواهد کرد و چه حجمی از خونریزی در راه است.
در روزهای بعد، تنها در یک بیمارستان، روزانه دستکم ۶۰ عمل جراحی سنگین روی مجروحان شدید انجام میشد. مجروحان بهصورت موجی منتقل میشدند؛ بسیاری از آنها جوان، برخی در آستانه مرگ. این سطح از جراحت و این حجم از جراحی، نه با کنترل اعتراضات، بلکه فقط با بهکارگیری سازمانیافته خشونت مرگبار قابل توضیح است.
پدر من و گروهی از جراحان دیگر که بسیاری از آنها در دهه هفتاد زندگی خود بودند مجبور شدند روزانه بیش از ۲۰ ساعت بیوقفه کار کنند تا بتوانند جان انسانها را نجات دهند. این شرایط حتی برای بیمارستانهای صحرایی در زمان جنگ نیز غیرعادی است.
همزمان، بیمارستانها عملاً به محیطی ناامن تبدیل شدند. نیروهای مسلح وارد لابی بیمارستان شدند، به بخشهای درمانی یورش بردند و در مقطعی حتی داخل بیمارستان تیراندازی شد. مجروحان در خطر بازداشت بودند؛ بیمارستان دیگر پناهگاه نبود.
در چنین وضعیتی، مجروحان، به محض تثبیت وضعیتشان، بیسروصدا ترخیص میشدند تا شانس زنده ماندن و آزاد ماندن داشته باشند. این یک اقدام انسانی بود، در برابر سیستمی که حتی بیمارستان را به ابزار سرکوب تبدیل کرده بود.
پدرم به من گفت که حتی برای او با تجربه انقلاب، جنگ و فاجعه طبیعی آنچه این بار دید «بیش از حد» بود. دیدن این حجم برای کسی که خیلی دیده است هم زیاد بود.
این روایت سیاسی نیست. این شهادت یک پزشک است؛ پزشکی که تمام عمرش را صرف نجات جان انسانها کرده است. وقتی چنین فردی میگوید آنچه رخ داده فراتر از تصور بوده، دیگر نمیتوان آن را «اتفاق» یا «خطا» نامید. این یک کشتار برنامهریزیشده بود
@SepehrAzadi
🟣تصویری از فرزند شهید دستگیر گرگیج شهروندِ بلوچِ بدون شناسنامه کشته شده در اعتراضات مشهد بر سر مزار پدرش
او اهل و ساکن محله همتآباد از توابع شیرآباد در حاشیه شهر زاهدان بود
@SepehrAzadi
او اهل و ساکن محله همتآباد از توابع شیرآباد در حاشیه شهر زاهدان بود
@SepehrAzadi
🟣رسانه های حکومت جنایتکار آخوندی از هلاکت یکی دیگر از پاسداران شب پرست بنام مهدی ظریف که توسط جوانان و مردم مشهد بشدت لت و پار شده بود، خبر دادند
@SepehrAzadi
@SepehrAzadi
جاویدنام محمدرضا محسنی
۲۳ ساله از تهران…
در ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، در محدودهٔ منطقهٔ ۱۵ تهران، با شلیک گلولهٔ جنگی مزدوران رژیم به ناحیهٔ پیشانی، جانش را از دست داد.
جوانی که میتوانست زندگی کند، اما قربانی خشونت جانیان شد.
روحش شاد و یادش تا همیشه گرامی. 🖤
@SepehrAzadi
۲۳ ساله از تهران…
در ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، در محدودهٔ منطقهٔ ۱۵ تهران، با شلیک گلولهٔ جنگی مزدوران رژیم به ناحیهٔ پیشانی، جانش را از دست داد.
جوانی که میتوانست زندگی کند، اما قربانی خشونت جانیان شد.
روحش شاد و یادش تا همیشه گرامی. 🖤
@SepehrAzadi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این تصویر و حماسه ای ، نه از غم و اندوه بلکه از خشم و رزم و نبرد یک ملته
این مراسم تشییع پیکر یک جوان از قیام آفرینان «خطِ شمال» است که هفته گذشته توسط سپاه پاسداران خامنه ای به شهادت رسید
به طور سنتی در ایران، مراسم تشییع جنازه با غم و اندوه همراه است: موسیقی غمگین، تلاوت قرآن...
اما اینجا، چیزی کاملاً متفاوت در حال وقوع است.
موسیقی که پخش میشود از نوعی است که معمولاً در عروسیها شنیده میشود. مردم دست میزنند. آنها میرقصند.
این جشن نیست،خشم ملتی در خون خود غلتیده قبل از توفان است .
ملتی که بهترین فرزندانشان را که با فقر، نداری و مشکلات فراوان بزرگ کرده اند ، اما با گلولههای جنگی جنایتکاران سپاه خامنه ای در خون خود غلطیدند و جان باختند
از این به بعد تنها چیزی که آنها را آرام میسازد سرنگونی این حکومت جنایتکار است
این جنگ نابرابر تا پیروزی ملت ایران ادامه خواهد داشت
@SepehrAzadi
این مراسم تشییع پیکر یک جوان از قیام آفرینان «خطِ شمال» است که هفته گذشته توسط سپاه پاسداران خامنه ای به شهادت رسید
به طور سنتی در ایران، مراسم تشییع جنازه با غم و اندوه همراه است: موسیقی غمگین، تلاوت قرآن...
اما اینجا، چیزی کاملاً متفاوت در حال وقوع است.
موسیقی که پخش میشود از نوعی است که معمولاً در عروسیها شنیده میشود. مردم دست میزنند. آنها میرقصند.
این جشن نیست،خشم ملتی در خون خود غلتیده قبل از توفان است .
ملتی که بهترین فرزندانشان را که با فقر، نداری و مشکلات فراوان بزرگ کرده اند ، اما با گلولههای جنگی جنایتکاران سپاه خامنه ای در خون خود غلطیدند و جان باختند
از این به بعد تنها چیزی که آنها را آرام میسازد سرنگونی این حکومت جنایتکار است
این جنگ نابرابر تا پیروزی ملت ایران ادامه خواهد داشت
@SepehrAzadi
🖤جاویدنام حامد شفیعی ازجانباختگان ۱۸ دی درچالوس.
روبروی کلانتری چالوس درحالی که داشت به یک مجروح کمک میکرد مورداصابت گلوله قرارگرفت وکشته شد .ازکسبه چالوس بود که سردابرود(روبه روی تالار امیر) سوغات سرا داشت
چون اهل چالوس نبود اسمی ازش برده نشد جسداو را روز۱۹دی ازچالوس تحویل گرفتن ودرماسال گیلان به خاک سپرده شد اویک فرزندپسر۸ساله داشت.
@SepehrAzadi
روبروی کلانتری چالوس درحالی که داشت به یک مجروح کمک میکرد مورداصابت گلوله قرارگرفت وکشته شد .ازکسبه چالوس بود که سردابرود(روبه روی تالار امیر) سوغات سرا داشت
چون اهل چالوس نبود اسمی ازش برده نشد جسداو را روز۱۹دی ازچالوس تحویل گرفتن ودرماسال گیلان به خاک سپرده شد اویک فرزندپسر۸ساله داشت.
@SepehrAzadi
🟣تصاویر تشییع جاویدنام محمدحسین جمشیدی؛ وداعی که فریاد شد
مراسم تشییع پیکر جاویدنام محمدحسین جمشیدی، از شهدای قیام سراسری در دیماه ۱۴۰۴، با حضور گسترده مردم خشمگین و داغدار برگزار شد؛ وداعی آمیخته به خشم، اشک و تعهد.
محمدحسین، جوان ۲۳ ساله، در محله حصارِ کرج بهدست پاسداران شب پرست خامنه ای، کشته شد.
جمعیت، با کف زدنهای ممتد و تکراری این آیه : نصر من الله و فتح قریب، پیکر این جانباخته راه آزادی را بدرقه کرد؛ مراسمی که نه صرفاً سوگ، که اعلام ادامه راه او برای سرنکونی استبداد مذهبی بود.
نام و یاد جاویدنام محمدحسین جمشیدی و دیگر شهدای این قیام، بهعنوان نماد ایستادگی در برابر طلم و ستم فاشیسم مذهبی در حافظه جمعی مردم ایران جاودانه خواهد ماند.
@SepehrAzadi
مراسم تشییع پیکر جاویدنام محمدحسین جمشیدی، از شهدای قیام سراسری در دیماه ۱۴۰۴، با حضور گسترده مردم خشمگین و داغدار برگزار شد؛ وداعی آمیخته به خشم، اشک و تعهد.
محمدحسین، جوان ۲۳ ساله، در محله حصارِ کرج بهدست پاسداران شب پرست خامنه ای، کشته شد.
جمعیت، با کف زدنهای ممتد و تکراری این آیه : نصر من الله و فتح قریب، پیکر این جانباخته راه آزادی را بدرقه کرد؛ مراسمی که نه صرفاً سوگ، که اعلام ادامه راه او برای سرنکونی استبداد مذهبی بود.
نام و یاد جاویدنام محمدحسین جمشیدی و دیگر شهدای این قیام، بهعنوان نماد ایستادگی در برابر طلم و ستم فاشیسم مذهبی در حافظه جمعی مردم ایران جاودانه خواهد ماند.
@SepehrAzadi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣۴ دهه کشاکش سرکوب و فریاد آزادیخواهی مردم ایران
@SepehrAzadi
@SepehrAzadi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 حداقل 36هزار و 500 نفر کشته شده اند
شورای سردبیری ایراناینترنشنال در بیانیهای با استناد به مدارک و روایتهای تازه اعلام کرد ابعاد خشونت نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی در جریان انقلاب ملی فراتر از برآوردهای اولیه بوده و بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در این سرکوب هدفمند به دستور علی خامنهای، دیکتاتور تهران، کشته شدهاند.
اطلاعات رسیده به الگوی روشنتری از نحوه سرکوب، گستره جغرافیایی درگیریها و رفتار نیروهای امنیتی ارائه میدهد و از اعدامهای بدون محاکمه، شلیک تیر خلاص به مجروحان و مداخله مستقیم نیروهای امنیتی در مراکز درمانی پرده برمیدارد.
مجموع این یافتهها نشان میدهد آنچه در جریان انقلاب ملی در ایران رخ داده، جنایتی فراگیر و برنامهریزیشده بوده که نیازمند ثبت، مستندسازی و پیگیری بینالمللی است.
@SepehrAzadi
شورای سردبیری ایراناینترنشنال در بیانیهای با استناد به مدارک و روایتهای تازه اعلام کرد ابعاد خشونت نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی در جریان انقلاب ملی فراتر از برآوردهای اولیه بوده و بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در این سرکوب هدفمند به دستور علی خامنهای، دیکتاتور تهران، کشته شدهاند.
اطلاعات رسیده به الگوی روشنتری از نحوه سرکوب، گستره جغرافیایی درگیریها و رفتار نیروهای امنیتی ارائه میدهد و از اعدامهای بدون محاکمه، شلیک تیر خلاص به مجروحان و مداخله مستقیم نیروهای امنیتی در مراکز درمانی پرده برمیدارد.
مجموع این یافتهها نشان میدهد آنچه در جریان انقلاب ملی در ایران رخ داده، جنایتی فراگیر و برنامهریزیشده بوده که نیازمند ثبت، مستندسازی و پیگیری بینالمللی است.
@SepehrAzadi
🔞هشدار، تصاویر دلخراش!
تصاویر بسیار دلخراش و هولناک در یک بیمارستان که نشر پیدا کرده.
بهمراه تصاویر دیگری از جنایات جمهوری اسلامی
اگر توانایی و ظرفیتش را ندارید تصاویر را باز نکنید!
@SepehrAzadi
تصاویر بسیار دلخراش و هولناک در یک بیمارستان که نشر پیدا کرده.
بهمراه تصاویر دیگری از جنایات جمهوری اسلامی
اگر توانایی و ظرفیتش را ندارید تصاویر را باز نکنید!
@SepehrAzadi
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مشهد جاده قوچان، ابتدای نوده – ۱۸ دیماه
شبی پرتنش و ملتهب؛ شبی که محلهٔ کارگری نودهٔ مشهد صحنههایی را به خود دید که سنگینیاش تا مدتها از حافظهٔ ساکنان پاک نخواهد شد.
در جریان اعتراضات مردمی، کیوسک پلیس مستقر در این محله به آتش کشیده شد و همزمان حدود ۱۰ دستگاه خودرو متعلق به کارکنان نیروهای مسلح در شعلههای خشم سوختند. آتش در دل تاریکی شب زبانه میکشید و خیابانها شاهد انفجار سالها درد و سکوت بودند.
آنچه در نوده رخ داد، بازتاب خشم فروخورده و نارضایتی انباشتهشدهای است که مدتها در دل بخشی از جامعه تلنبار شده بود و حالا به شکلی تلخ، پرهزینه و انفجاری خود را نشان داد.
@SepehrAzadi
شبی پرتنش و ملتهب؛ شبی که محلهٔ کارگری نودهٔ مشهد صحنههایی را به خود دید که سنگینیاش تا مدتها از حافظهٔ ساکنان پاک نخواهد شد.
در جریان اعتراضات مردمی، کیوسک پلیس مستقر در این محله به آتش کشیده شد و همزمان حدود ۱۰ دستگاه خودرو متعلق به کارکنان نیروهای مسلح در شعلههای خشم سوختند. آتش در دل تاریکی شب زبانه میکشید و خیابانها شاهد انفجار سالها درد و سکوت بودند.
آنچه در نوده رخ داد، بازتاب خشم فروخورده و نارضایتی انباشتهشدهای است که مدتها در دل بخشی از جامعه تلنبار شده بود و حالا به شکلی تلخ، پرهزینه و انفجاری خود را نشان داد.
@SepehrAzadi