Azadi | آزادی
351K subscribers
78.7K photos
101K videos
876 files
7.47K links
..تماس با ادمین، ارسال ویدیو و عکس:
@SepehrAzadi1
.

کانالی با هدف استقرار دمکراسی و سکولاریسم در ایران و ایرانی برای همه ایرانیان

کانال دوم تلگرام :
t.me/sepehrazadi6
Download Telegram
🖤جانباخته راه ازادی مهران نیایش ، اصفهان
روز ۱۸ دی دستگیرش کردند، بعد ار دو روز گفتند بیایید باغ رضوان اصفهان جنازه را تحویل بگیرید

یادش تا ابد گرامی 🥀
راه این عزیزان تا آزادی کامل ایران از دست اشغالگران ادامه دارد

@SepehrAzadi
🖤 جاویدنام مصطفی حوضچی
در ۱۹ دی‌ماه در شهر ری دستگیر شد
و در ۲۹ دی‌ماه، در بازداشتگاه کهریزک، جانش را از دست داد.
او را همان روز اول با تیری که به پهلویش خورد دستگیر کردند؛
اما رهایش نکردند…
ده روز تمام با دست‌های خودش به سقف بسته شده بود،
در درد، در رنج، در بی‌پناهی.
و در آخر،
با تیری که به سرش زدند،
مصطفی را از ما گرفتند…
بی‌صدا، بی‌دفاع.
نذارید خون این جوونا پایمال بشه.
حتی بعد از رفتنش هم دست از آزار برنداشتند؛
برای خاک‌سپاری‌اش، دو نفر از بستگانش را در گروگان گرفتند،
و کلی مأموران فرستادند،
نگذاشتند صدایی بلند شود، شعاری داده شود، حرفی زده شود.
مراسمش هم که دیروز بود، اجازه ندادند برگزار شود.
حتی سوگواری را هم از ما گرفتند…

@SepehrAzadi
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
"#سپهر_بابا کجایی؟"
⚠️۱۲ دقیقه ویدیوی دلخراش از مرکز پزشکی قانونی کهریزک تهران

لعنت بهت خامنه‌ای جنایتکار! بچه‌هامون رو کجا آوردی؟
این سند جنایت جمهوری اسلامیه!
این کشتار رو ۱۸ و ۱۹ دی مرتکب شده!
دنیا ببینید! فیلم نیست واقعیته!

@SepehrAzadi
از جاویدنامان راه میهن ایمان نجارحسینی جوان ۲۰ ساله و کنگ فو کار از شهرستان نایین استان اصفهان که با گلوله مزدوران رژیم در تاریخ ۱۸ دی روبروی سپاه کشته شد💔

@SepehrAzadi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در یکی از مساجد لاهیجان، در شب ۱۸ دی، مأموران سرکوبگر افرادی را که دستگیر می‌کردند به داخل این مسجد می‌بردند. تعداد زیادی از بازداشت‌شدگان دختران و پسران ۱۶ تا ۲۵ ساله بودند. مردم درِ آن را به زور باز کردند ، بچه‌ها را نجات دادند و مسجد را آتش زدند.

@SepehrAzadi
سلام
اینجا تاکستانِ قزوین است.
ما تات‌زبان‌ها از همین خاک، بر همه‌ی ایرانیانِ راه آزادی درود می‌فرستیم.
در شب اول اعتراضات سراسری، مردم غیور تاکستان همانند دیگر شهرها به خیابان‌ها آمدند و با دست‌های خالی نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی را عقب راندند. کانون‌های اصلی مقاومت در چهارراه بانک ملی، غفاری، دخانیات، آیت‌الله سعیدی، کمیته امداد، میدان بسیج، زیرگذر عبادی، کتابخانه فهمیده و خیابان‌های حجتی و مطهری بود. آن شب حوزه علمیه و فرمانداری به آتش کشیده شد، انبار غلات وابستگان نظام تخلیه شد، دوربین‌های نظارتی خنثی و چندین خودروی نظامی و خودروی عوامل سرکوب به آتش کشیده شد. اثر گاز اشک‌آور تا مدت‌ها باعث درد شدید بدن و قفسه سینه همه ما شده بود.
صبح روز دوم، شهر در سکوتی سنگین فرو رفته بود؛ همه در حال آماده‌سازی برای شب دوم بودند و نیروهای حکومتی به بازسازی دوربین‌ها و ایمن‌سازی مراکز حساس پرداختند. شهر طوری آرام بود که انگار همه می‌دانستند اتفاق بزرگی در راه است.
شب دوم، مردم این‌بار با دست پُر به خیابان آمدند. جوانان با موتور، سنگ و کوکتل می‌رساندند، کودکان با کارتن‌های نیم‌سوخته به یاری مردم می‌آمدند، دوربین‌ها آتش زده و کابل‌ها قطع می‌شد، چراغ‌های برق خاموش می‌شد تا کسی شناسایی نشود. با وجود پهپادها و تیراندازی، نیروهای سرکوب نتوانستند جمعیت را پراکنده کنند. آن شب چنان ضربه‌ای خوردند که در شب سوم، از صدها نیرو، تنها تعداد اندکی جرئت حضور داشتند.

در شب سوم، کمبود نیروها آن‌قدر مشهود بود که مردم با تنه‌زدن و حتی تف‌انداختن از کنار نیروهای خامنه‌ای عبور می‌کردند. با شروع شکل‌گیری هسته‌های اعتراضی، چندین یگان موتوری و زرهی از قزوین، نهاوند، ضیاآباد، خورهشت و کهک وارد تاکستان شدند و مانند جانیان تشنه به خون، به‌سوی مردم تیراندازی کردند، اما باز هم موفق به پراکنده‌کردن جمعیت نشدند. با جرأت می‌گویم از هر خانه دست‌کم یک نفر در خیابان بود؛ هیچ دری به روی مردم بسته نبود و کافی بود به سمت خانه‌ای بدوی تا به پناهگاهی امن برسی.
نیروهای سرکوبگر در کوچه‌ها و خیابان‌ها فریاد «حیدر حیدر» سر می‌دادند و شلیک می‌کردند، و مردم از داخل خانه‌ها در پاسخ «جاوید شاه» می‌گفتند و از پشت‌بام‌ها سنگ و کوکتل پرتاب می‌کردند. آن شب، شبی تلخ بود؛ جوانانی را دیدم که غرق در خون همچنان شعار می‌دادند. اشک می‌ریختیم، اما غرورمان اجازه عقب‌نشینی نمی‌داد. شهر تا اذان صبح در جنگ بود؛ دیگر محدود به چند نقطه نبود، هر کوچه و هر خانه درگیر شده بود.
پس از اذان، با چشم خود دیدیم که از پشت وانت‌های سپاه با دوشکا به سمت مردم و خانه‌ها شلیک می‌کردند. یک گلوله سه جوان کنارم را نقش زمین کرد؛ انگار هر سه از کمر دریده شده بودند. چند قطره خون به چشمم پاشید و زنی که کنارمان بود از حال رفت. او را به زحمت به خانه‌ای رساندیم و تا ظهر در خانه مادری ماندیم که پسرش در سال ۹۸ در اعتراضات شهید شده بود. وقتی اوضاع کمی آرام شد، بیرون آمدیم. مادر شهید با چشمان خیس برایمان دعا کرد و ما را از زیر قرآن رد کرد.
از همان لحظه، موج دستگیری‌ها آغاز شد. نیروها با بلندگو در شهر می‌چرخیدند و «حیدر» فریاد می‌زدند. در مسیر دیدم درِ چند خانه با اسپری رنگ نشانه‌گذاری شده؛ فهمیدم این خانه‌ها به مردم پناه داده بودند و حالا برای ایجاد رعب، از هر خانه یک نفر را گروگان گرفته‌اند. به خانه که رسیدم، بدنم درد می‌کرد و نفس‌کشیدن سخت شده بود. تازه سرم را روی متکا گذاشته بودم که صدای جیغ همسایه بلند شد. در را که باز کردم، لوله کلاشینکف مقابلم بود. خشکم زد. ناگهان گفت «گمشو تو، درو ببند» و قبل از آن‌که به خودم بیایم، لگدی به شکمم زد و رفت.
روی زمین افتاده بودم و کاری از دستم برنمی‌آمد. هم‌بازی کودکی‌ام را می‌بردند و صدای فریاد مادرش در گوشم می‌پیچید. همان‌جا با خودم گفتم چند دقیقه دیگر نوبت من است. سریع وسایلم را جمع کردم و از آن روز به بعد، دیگر نمی‌دانم چه بر سر شهرم آمد.

@SepehrAzadi
بلومبرگ تعداد جاویدنامان اعتراضات اخیر را ۲۰ هزار نفر اعلام کرد.

ولی با آمار و تصاویری که داریم به احتمال تعدا جانباختگان حداقل دوبرابر اعداد اعلام شده است

@SepehrAzadi
۱۸ دی، مارلیک استان البرز. البته این فقط آغاز ماجراست.
اینجا درگیری شد و یک نفر تیر خورد. خودم ساچمه خوردم. با چشم خودم دیدم که چهار نفر در دکتر حسابیِ مارلیک کشته شدند؛ یکی‌شان رفیق خودم بود.
رفیقم را جلوی درِ خانه‌اش به پا تیر زدند و بعد، بر اثر خون‌ریزی جان باخت.» 😭


@SepehrAzadi
شب ۱۸ دی‌ماه، شهرستان خرامه، استان فارس
در شب ۱۸ دی‌ماه، مردم شهرستان خرامه حدود دو ساعت، از ساعت ۹ شب تا ۱۱:۳۰، در داخل شهر راهپیمایی کردند. در میدان اصلی شهر، پرچم شیر و خورشید برافراشته شد و پرچم جمهوری اسلامی از مقابل درِ فرمانداری پایین کشیده و پاره شد.
خرامه شهری است که با وجود حضور افراد خبرچین و آدم‌فروش، جوانان دلیر آن شجاعانه قیام کردند. در این اعتراضات، چندین نفر از جوانان شجاع بازداشت و به زندان عادل‌آباد شیراز منتقل شدند.

در خرامه، جوانی به نام عباس کشاورز در شب ۱۸ دی بازداشت شده و هم‌اکنون در زندان عادل‌آباد نگهداری می‌شود و برای او حکم اعدام صادر شده است.

@SepehrAzadi
🖤جاویدنام جلیل میلانلویی در شهرستان اسفراین، خراسان شمالی، در روز هجدهم دی‌ماه با شلیک مستقیم نیروهای سپاه کشته شد.
جنازه او ابتدا به خانواده تحویل داده نشد و پس از سه روز، با گرفتن تعهد از فرزندان و سایر اعضای خانواده، در فضایی کاملاً امنیتی به خاک سپرده شد. تمامی اعضای خانواده تحت فشار نیروهای اطلاعاتی قرار دارند.
ایشان در آخرین لحظات زندگی، به کسی که بالای سرش بود گفته بود: «نترسید و عکس من را منتشر کنید.» 🥀

@SepehrAzadi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
20دی کرج باغستان بلوار موذن اشتراکی
جمعیت میلیونی...

@SepehrAzadi
سلام به همگی
توی ساوه تعداد کشته‌ها زیاده، ولی خبری ازش پخش نمی‌شه. جنازه‌ی بعضی‌ها رو با گرفتن مبالغ سنگین (تا حدود یک میلیارد) تحویل دادن و مجبورشون کردن بی‌سروصدا توی روستاهاشون دفن کنن. همون‌طور که می‌دونید، بدون هیچ مراسمی؛ همه بنرها رو کندن و اعلامیه‌ها رو پاره کردن.
جنازه‌ی یکی از دوست‌هامون که دو تا بچه داشت با بدبختی تحویل گرفتن. کل خیابون‌ها پر از بلوک بود. دختر و پسر کنار هم توی خیابون‌ها بودن؛ غیرت مردم رو با چشم می‌دیدم.
خیابون‌های مطهری (تهران)، طالقانی، جمهوری، شریعتی، زنجانی و اسلام، و میدان اصلی مخابرات، بسیار شلوغ بود. مردم ساوه این بار خیلی غیورتر اومده بودن کف خیابون.
در مدرسه باقرالعلوم (شریعتی) تعدادی زخمی و جنازه منتقل شد. بیمارستان‌های چمران و مدرس کاملاً در اختیار مأمورها بود. یک پسر ۲۴ ساله رو کشتن و به مادرش اجازه برگزاری مراسم ندادن؛ بی‌سروصدا توی روستاشون به خاک سپردنش 💔🥲
ضمناً تا جایی که می‌دونم، یکی از جنازه‌ها رو فقط به شرطی تحویل دادن که خانواده‌اش کارت‌های عضویت بسیج رو ارائه بدن و به‌عنوان «شهید عابر» ثبتش کنن.
هر بار پودر می شم وقتی می‌بینم آشنا‌هامون این‌طوری از دست رفتن.
به امید آزادی و پیروزی ما ❤️🤍💚

@SepehrAzadi
🖤جاویدنام امیر قربانی در ۱۹ دی‌ماه، با شلیک گلوله مزدوران خامنه‌ای جان باخت.
انسانیت برای این قاتلان معنایی ندارد… امیر قربانی پدری بود با دو فرزند، یکی ۹ ساله و دیگری ۴ ساله.
یاد و نامش تا ابد در قلب‌ها زنده خواهد ماند.🥀
راهی که امیر و امیرها رفتند، با ایستادگی ما ادامه دارد
تا روز آزادی کامل ایران، این راه را رها نخواهیم کرد.

@SepehrAzadi
جمعی از دانشجویان دانشگاه ییل به همراه ایرانیان ساکن ایالت‌های کنتیکت و نیویورک، شامگاه پنج‌شنبه به وقت محلی در اعتراض به سخنرانی تریتا پارسی، معاون اجرایی موسسه «کویینسی» و بنیان‌گذار «نایاک»، در برابر یکی از ساختمان‌های این دانشگاه تجمع کردند.

یکی از حاضران در این مراسم گفت که معترضان با سر دادن شعار و در دست داشتن پلاکاردهایی تلاش کردند شرکت‌کنندگان در مراسم را نسبت به نقش نایاک و مواضع تریتا پارسی نسبت به جمهوری اسلامی آگاه کنند.

معترضان تاکید داشتند که پارسی نماینده و صدای مردم ایران نیست، بلکه «روایت‌های جمهوری اسلامی» را در محیط‌های آکادمیک بازتولید می‌کند.

به گفته شاهدان، پس از پایان برنامه، تریتا پارسی تلاش کرد از طریق مسیری فرعی ساختمان را ترک کند اما در نهایت به‌کمک چند افسر پلیس دانشگاه ییل را ترک کرد.

@SepehrAzadi