بیا و مرا ببر
دیگر نه آفتاب گُر گرفته زبانم را روشن می کند
نه بالبال شب پره ای جانم را می شکافد
و نه شبنمی در قلبم آب می شود.
بیا
دستم را بگیر
و خرده ریز این کلمات تباه شده را
از پیشم جمع کن.
@sheereno
#شمس_لنگرودی
دیگر نه آفتاب گُر گرفته زبانم را روشن می کند
نه بالبال شب پره ای جانم را می شکافد
و نه شبنمی در قلبم آب می شود.
بیا
دستم را بگیر
و خرده ریز این کلمات تباه شده را
از پیشم جمع کن.
@sheereno
#شمس_لنگرودی
👍2❤1
من دلم برای آن شب قشنگ
من دلم برای جاده ای که عاشقانه بود
آن سیاهی و سکوت
چشمک ستاره های دور
من دلم برای "او" گرفته است...
@sheereno
#محمدرضا_عبدالملکیان
من دلم برای جاده ای که عاشقانه بود
آن سیاهی و سکوت
چشمک ستاره های دور
من دلم برای "او" گرفته است...
@sheereno
#محمدرضا_عبدالملکیان
😢2
.
دستم نه،
اما دلم به هنگام نوشتن ِ نام ِ تو می لرزد!
نمی دانم چرا
وقتی به عکس ِ سیاه و سفید این قاب ِ طاقچه نشین
نگاه می کنم،
پرده ی لرزانی از باران و نمک
چهره ی تو را هاشور می زند!
همخانه ها می پرسند:
این عکس کوچک ِ کدام کبوتر است،
که در بام تمام ترانه های تو
رد ِ پای پریدنش پیداست؟
من نگاهشان می کنم،
لبخند می زنم
و می بارم!
@sheereno
#یغما_گلرویی
دستم نه،
اما دلم به هنگام نوشتن ِ نام ِ تو می لرزد!
نمی دانم چرا
وقتی به عکس ِ سیاه و سفید این قاب ِ طاقچه نشین
نگاه می کنم،
پرده ی لرزانی از باران و نمک
چهره ی تو را هاشور می زند!
همخانه ها می پرسند:
این عکس کوچک ِ کدام کبوتر است،
که در بام تمام ترانه های تو
رد ِ پای پریدنش پیداست؟
من نگاهشان می کنم،
لبخند می زنم
و می بارم!
@sheereno
#یغما_گلرویی
😢2
@sheereno
معجزه،
تويی . . .
كه پيچك ميشوى و
از تنِ قلبم بالا ميروى
و
خنده هاى توست
كه ساعتِ گنجشكهاست . . .
ميخندى،
صبح ميشود . . .
#كيميا_عادلى_فر
معجزه،
تويی . . .
كه پيچك ميشوى و
از تنِ قلبم بالا ميروى
و
خنده هاى توست
كه ساعتِ گنجشكهاست . . .
ميخندى،
صبح ميشود . . .
#كيميا_عادلى_فر
❤1
صدای تار میآید
و زخمهای نمکگیر شدهام
که در کوچههای بارانی
هیاهوی کودکانگیهای غریبم را
با لبهای لرزانم
آواز میشود،
امشب دارم شعر میشوم...
#شیوا_فرازمند
@sheereno
و زخمهای نمکگیر شدهام
که در کوچههای بارانی
هیاهوی کودکانگیهای غریبم را
با لبهای لرزانم
آواز میشود،
امشب دارم شعر میشوم...
#شیوا_فرازمند
@sheereno
❤1🔥1
❤1
👍2
.
من آفتاب مى خواهم
اندازه اى
كه دلم روشن شود...
اندازه اى
كه اتاقم هر شب
روز شود...
دست خالى برنگرد...!
چشم روشنى اين همه سال
كمى طلوع كن...!
@sheereno
#كامران_رسول_زاده
من آفتاب مى خواهم
اندازه اى
كه دلم روشن شود...
اندازه اى
كه اتاقم هر شب
روز شود...
دست خالى برنگرد...!
چشم روشنى اين همه سال
كمى طلوع كن...!
@sheereno
#كامران_رسول_زاده
👍2
روزی چند بار دوستت دارم
یکبار وقتی که هوا بَرَم میدارد
قدم میزنیم
وقتی که خوابم می آید
تو می آیی
یکبار وقتی که باران ناز میکند
دلِ ناودان میشکند
میبارد
وقتی که شب شروع میشود
تمام میشود.
یک بار دیگر هم دوستت دارم!
باقیِ روز را
هنوز را...
@sheereno
#افشین_صالحی
یکبار وقتی که هوا بَرَم میدارد
قدم میزنیم
وقتی که خوابم می آید
تو می آیی
یکبار وقتی که باران ناز میکند
دلِ ناودان میشکند
میبارد
وقتی که شب شروع میشود
تمام میشود.
یک بار دیگر هم دوستت دارم!
باقیِ روز را
هنوز را...
@sheereno
#افشین_صالحی
❤1
پیش از تو
هندیان و پارسیان و چینیان و مصریان
هر کدام
تقویمهایی داشتند
برای حسابِ روزها و شبها
زان گاه که تو آمدی و عشق...
مردمان
زمان را چنین میخوانند:
هزارهی پیش از چشمهای تو
و
هزارهی بعد از آن...
@sheereno
#نزار_قبانی.
هندیان و پارسیان و چینیان و مصریان
هر کدام
تقویمهایی داشتند
برای حسابِ روزها و شبها
زان گاه که تو آمدی و عشق...
مردمان
زمان را چنین میخوانند:
هزارهی پیش از چشمهای تو
و
هزارهی بعد از آن...
@sheereno
#نزار_قبانی.
❤2👍1
دلتنگی یعنی
فکر کردن به پرواز
به خندههای بیدلیلت در راه خانه
نگاههای "مال خودمی"ات در جمع
دلتنگی یعنی
کش رفتن آدامس جویدهات
و غوطهور شدن در طعم لبهات
دلتنگی یعنی
چشمهای تو امشب
سرخ بود
و چشمهای من
خیس...
@sheereno
#عباس_معروفی
فکر کردن به پرواز
به خندههای بیدلیلت در راه خانه
نگاههای "مال خودمی"ات در جمع
دلتنگی یعنی
کش رفتن آدامس جویدهات
و غوطهور شدن در طعم لبهات
دلتنگی یعنی
چشمهای تو امشب
سرخ بود
و چشمهای من
خیس...
@sheereno
#عباس_معروفی
❤1
حالا هی پشت گوش بینداز
آمدنت را،
حال آنکه
اینجا موهایم
بی تابِ یک لحظه دستهایت اند
که بگذاریشان
پشتِ گوش هایم ...
@sheereno
#سائره_حقجو
آمدنت را،
حال آنکه
اینجا موهایم
بی تابِ یک لحظه دستهایت اند
که بگذاریشان
پشتِ گوش هایم ...
@sheereno
#سائره_حقجو
❤1
تو
از حلول ماه
تا پاسی از هرشب
میان حوض خانه می درخشی،
باید بزرگ شوم
و از خواب همه رد شوم...
امشب بیدار می مانم
و تو را که مثل ماهی
از حوض برمی دارم...
@sheereno
#كامران_رسول_زاده
از حلول ماه
تا پاسی از هرشب
میان حوض خانه می درخشی،
باید بزرگ شوم
و از خواب همه رد شوم...
امشب بیدار می مانم
و تو را که مثل ماهی
از حوض برمی دارم...
@sheereno
#كامران_رسول_زاده
❤1
بگو امشب
خالی بستر شعرم را
با خیال شانه های چه کسی پر کنم؟
وقتی تو
تمام عاشقانه هایم را
در آغوش کشیده ای و رفته ای...
@sheereno
#مهتاب_سالاری
خالی بستر شعرم را
با خیال شانه های چه کسی پر کنم؟
وقتی تو
تمام عاشقانه هایم را
در آغوش کشیده ای و رفته ای...
@sheereno
#مهتاب_سالاری
❤1
از گریبان تو
صبح صادق، میگشاید پر و بال!
تو گل سرخ منی
تو گل یاسمنی
تو چنان شبنمِ پاک سحری
-نه،
از آن پاکتری...
@sheereno
#حمید_مصدق
صبح صادق، میگشاید پر و بال!
تو گل سرخ منی
تو گل یاسمنی
تو چنان شبنمِ پاک سحری
-نه،
از آن پاکتری...
@sheereno
#حمید_مصدق
❤1
.
من آفتاب مى خواهم
اندازه اى
كه دلم روشن شود...
اندازه اى
كه اتاقم هر شب
روز شود...
دست خالى برنگرد...!
چشم روشنى اين همه سال
كمى طلوع كن...!
@sheereno
#كامران_رسول_زاده
من آفتاب مى خواهم
اندازه اى
كه دلم روشن شود...
اندازه اى
كه اتاقم هر شب
روز شود...
دست خالى برنگرد...!
چشم روشنى اين همه سال
كمى طلوع كن...!
@sheereno
#كامران_رسول_زاده
👍3
قبل از این
فکر می کردم
شعر های عاشقانه ی دنیا به پایان رسیده اند
هیچ حرف تازه ای نمانده
که شاعری بنویسد
قبل از این که تو راببینم
@sheereno
#میناسراوانی
فکر می کردم
شعر های عاشقانه ی دنیا به پایان رسیده اند
هیچ حرف تازه ای نمانده
که شاعری بنویسد
قبل از این که تو راببینم
@sheereno
#میناسراوانی
❤1
@sheereno
دلم تنگ می شود، گاهی
برای حرف های معمولی
برای حرف های ساده
برای «چه هوای خوبی!» / «دیشب چه خوردی؟»
برای «راستی! ماندانا عروسی کرد.» / « شادی پسر زائید.»
و چه قدر خسته ام از«چرا؟»
از «چه گونه!»
خسته ام از سؤال های سخت، پاسخ های پیچیده
از کلمات سنگین
فکرهای عمیق
پیچ های تند
نشانه های با معنا، بی معنا
دلم تنگ می شود، گاهی
برای
یک «دوستت دارم» ساده
دو «فنجان قهوه ی داغ»
سه «روز» تعطیلی در زمستان
چهار «خنده ی » بلند
و
پنج «انگشت» دوست داشتنی.
#مصطفی_مستور
دلم تنگ می شود، گاهی
برای حرف های معمولی
برای حرف های ساده
برای «چه هوای خوبی!» / «دیشب چه خوردی؟»
برای «راستی! ماندانا عروسی کرد.» / « شادی پسر زائید.»
و چه قدر خسته ام از«چرا؟»
از «چه گونه!»
خسته ام از سؤال های سخت، پاسخ های پیچیده
از کلمات سنگین
فکرهای عمیق
پیچ های تند
نشانه های با معنا، بی معنا
دلم تنگ می شود، گاهی
برای
یک «دوستت دارم» ساده
دو «فنجان قهوه ی داغ»
سه «روز» تعطیلی در زمستان
چهار «خنده ی » بلند
و
پنج «انگشت» دوست داشتنی.
#مصطفی_مستور
❤2👍1