✅ شروع دوره تخصصی تحلیل تکنیکال #بورس
🗓 امروز شنبه 16 تیر، ساعت 17:30
✅ مدرس: سرکار خانم مهتاب ابراهیمی
🆔 @Sobhan_Institutes
🗓 امروز شنبه 16 تیر، ساعت 17:30
✅ مدرس: سرکار خانم مهتاب ابراهیمی
🆔 @Sobhan_Institutes
📖 مطالعه کتاب #چه_کسی_پنیر_مرا_جابجاکرد
قست دهم:
به این ترتیب، آدم کوچولوها هر روز همان کار قبلی را ادامه دادند. آنها به ایستگاه پنیر قبلی می رفتند و بدون یافتن پنیری، نگران و مأیوس به خانه بازمی گشتند.
آنها سعی می کردند این اتفاقات را انکار کنند. اما، هر روز خوابیدن برایشان دشوارتر می شد، انرژی شان کاهش می یافت، و رفته رفته عصبی تر می شدند.
خانه هایشان دیگر مانند گذشته جای پربرکت همیشگی نبود.
آدم کوچولوها به سختی به خواب می رفتند و از وحشت اینکه پنیری پیدا نکنند کابوس می دیدند، اما هر روز همچنان به ایستگاه پنیر قبلی برمی گشتند و آنجا منتظر می شدند.
"هم" گفت:
می دانی! اگر بیشتر تلاش کنیم می فهمیم که هیچ چیز تغییر نکرده، احتمالا پنیر در همین نزدیکی هاست. شاید فقط آن را پشت دیواری مخفی کرده باشند.
روز بعد، "هم" و "ها" با ابزارهایی برگشتند. "هم" قلمی نگه می داشت و "ها" روی آن ضربه می زد، تا این که سوراخی در دیوار ایستگاه پنیر "پ" ایجاد کردند. از سوراخ با دقت داخل را نگاه کردند، اما پنیری در کار نبود.
ناامید شدند، اما معتقد بودند می توانند این مشکل را حل کنند.
بنابراین هر روز کار را زودتر شروع می کردند، بیشتر می ماندند و سخت تر کار می کردند، اما بعد از مدتی تنها چیزی که داشتند یک سوراخ بزرگ در دیوار بود.
"ها" رفته رفته به تفاوت بین فعالیت و بارآوری پی می برد.
"هم" گفت:
احتمالا فقط باید اینجا بنشینیم و ببینیم که چه پیش می آید. دیر یا زود مجبورند پنیر را برگردانند.
"ها" دلش می خواست این موضوع را باور کند. بنابراین، هر روز برای استراحت به خانه می رفت و با بی میلی همراه "هم" به ایستگاه پنیر قبلی برمی گشت، اما اثری از پنیر نبود.
آدم کوچولوها همین طور از گرسنگی و فشار عصبی ضغیف تر می شدند. "ها" رفته رفته از انتظار کشیدن برای بهتر شدن موقعیت شان خسته شده بود. متوجه شد که هرچه بیشتر در این حالت بی پنیری بمانند، بیشتر به ضررشان خواهد بود. پی برده بود که به تدریج اشتیاقشان را از دست می دهند ...
🆔 @Sobhan_Institutes
قست دهم:
به این ترتیب، آدم کوچولوها هر روز همان کار قبلی را ادامه دادند. آنها به ایستگاه پنیر قبلی می رفتند و بدون یافتن پنیری، نگران و مأیوس به خانه بازمی گشتند.
آنها سعی می کردند این اتفاقات را انکار کنند. اما، هر روز خوابیدن برایشان دشوارتر می شد، انرژی شان کاهش می یافت، و رفته رفته عصبی تر می شدند.
خانه هایشان دیگر مانند گذشته جای پربرکت همیشگی نبود.
آدم کوچولوها به سختی به خواب می رفتند و از وحشت اینکه پنیری پیدا نکنند کابوس می دیدند، اما هر روز همچنان به ایستگاه پنیر قبلی برمی گشتند و آنجا منتظر می شدند.
"هم" گفت:
می دانی! اگر بیشتر تلاش کنیم می فهمیم که هیچ چیز تغییر نکرده، احتمالا پنیر در همین نزدیکی هاست. شاید فقط آن را پشت دیواری مخفی کرده باشند.
روز بعد، "هم" و "ها" با ابزارهایی برگشتند. "هم" قلمی نگه می داشت و "ها" روی آن ضربه می زد، تا این که سوراخی در دیوار ایستگاه پنیر "پ" ایجاد کردند. از سوراخ با دقت داخل را نگاه کردند، اما پنیری در کار نبود.
ناامید شدند، اما معتقد بودند می توانند این مشکل را حل کنند.
بنابراین هر روز کار را زودتر شروع می کردند، بیشتر می ماندند و سخت تر کار می کردند، اما بعد از مدتی تنها چیزی که داشتند یک سوراخ بزرگ در دیوار بود.
"ها" رفته رفته به تفاوت بین فعالیت و بارآوری پی می برد.
"هم" گفت:
احتمالا فقط باید اینجا بنشینیم و ببینیم که چه پیش می آید. دیر یا زود مجبورند پنیر را برگردانند.
"ها" دلش می خواست این موضوع را باور کند. بنابراین، هر روز برای استراحت به خانه می رفت و با بی میلی همراه "هم" به ایستگاه پنیر قبلی برمی گشت، اما اثری از پنیر نبود.
آدم کوچولوها همین طور از گرسنگی و فشار عصبی ضغیف تر می شدند. "ها" رفته رفته از انتظار کشیدن برای بهتر شدن موقعیت شان خسته شده بود. متوجه شد که هرچه بیشتر در این حالت بی پنیری بمانند، بیشتر به ضررشان خواهد بود. پی برده بود که به تدریج اشتیاقشان را از دست می دهند ...
🆔 @Sobhan_Institutes
نگرانی
هرگز مشکلی روکم نمیکنه
بلکه فقط
شادی امروز رو از بین میبره
سعی کن از هرروزت بهترین استفاده رو ببری
✋ سلام
#صبح بخیر
🆔 @sobhan_institutes
هرگز مشکلی روکم نمیکنه
بلکه فقط
شادی امروز رو از بین میبره
سعی کن از هرروزت بهترین استفاده رو ببری
✋ سلام
#صبح بخیر
🆔 @sobhan_institutes
📆شروع دوره های ترم تابستانه
🕓هفته سوم تیرماه
🔷نرمافزار تخصصی اتوکد
🔹جلسه اول: دوشنبه ساعت 17:30
روزهای اجرا: دوشنبه ها
🔶نرمافزار تخصصی ایلاستریتور
🔸جلسه اول: سهشنبه ساعت ۱۵
روزهای اجرا: یکشنبه، سه شنبه
03136638994
03136638995
آدرس: چهارباغ بالا - جنب کارخانه زمزم - کوچه 33 - پلاک 77- آکادمی مهارت آموزی سبحان
🆔 @sobhan_academy
🕓هفته سوم تیرماه
🔷نرمافزار تخصصی اتوکد
🔹جلسه اول: دوشنبه ساعت 17:30
روزهای اجرا: دوشنبه ها
🔶نرمافزار تخصصی ایلاستریتور
🔸جلسه اول: سهشنبه ساعت ۱۵
روزهای اجرا: یکشنبه، سه شنبه
03136638994
03136638995
آدرس: چهارباغ بالا - جنب کارخانه زمزم - کوچه 33 - پلاک 77- آکادمی مهارت آموزی سبحان
🆔 @sobhan_academy
✅ ستاره شويد و خود را باور كنيد!
🔹برای هفتمین بار آغاز می کنیم:
🎊 رقابت بهترین سخنگوی زبان انگلیسی
👈 نیمه نهایی: 24 مردادماه
👈 نهایی: 7 شهریورماه
🎁 جوایز:
نفر اول: 250 دلار
نفر دوم: 150 دلار
نفر سوم: 80 دلار
👈 جهت آشنایی با رقابت و دیدن مراحل قبل، عبارت "بهترین سخنگوی زبان" را در آپارات جستجو کنید!
👈 جهت کسب اطلاعات بیشتر به سایت رقابت به نشانی bestspeaker.ir مراجعه کنید!
💪🏼 این بار، پربارتر و به روزتر از هر سال:
📱 پوشش آنلاین رقابت (از طریق آپارات و اینستاگرام)
👩🏻🎓 و معرفی نفرات برتر مرحله شهرستانی به رقابت کشوری
🤩 و شگفتانه این بار سبحان:
👇👇👇👇👇👇
🔹برای هفتمین بار آغاز می کنیم:
🎊 رقابت بهترین سخنگوی زبان انگلیسی
👈 نیمه نهایی: 24 مردادماه
👈 نهایی: 7 شهریورماه
🎁 جوایز:
نفر اول: 250 دلار
نفر دوم: 150 دلار
نفر سوم: 80 دلار
👈 جهت آشنایی با رقابت و دیدن مراحل قبل، عبارت "بهترین سخنگوی زبان" را در آپارات جستجو کنید!
👈 جهت کسب اطلاعات بیشتر به سایت رقابت به نشانی bestspeaker.ir مراجعه کنید!
💪🏼 این بار، پربارتر و به روزتر از هر سال:
📱 پوشش آنلاین رقابت (از طریق آپارات و اینستاگرام)
👩🏻🎓 و معرفی نفرات برتر مرحله شهرستانی به رقابت کشوری
🤩 و شگفتانه این بار سبحان:
👇👇👇👇👇👇
🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸
با توجه به تخفیف 50 درصدی زبان آموزان سبحان جهت شرکت در رقابت، برای دریافت کد تخفیف با موسسه تماس بگیرید!
🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸
با توجه به تخفیف 50 درصدی زبان آموزان سبحان جهت شرکت در رقابت، برای دریافت کد تخفیف با موسسه تماس بگیرید!
🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸
عضویت رایگان در تمامی کتابخانه های عمومی شهرستان مبارکه
🆔 https://sapp.ir/mobarakehpl
🆔 https://gap.im/mobarakehpl
🌐 https://www.mobarakehpl.ir
🆔 @Sobhan_Institutes
🆔 https://sapp.ir/mobarakehpl
🆔 https://gap.im/mobarakehpl
🌐 https://www.mobarakehpl.ir
🆔 @Sobhan_Institutes
📖 مطالعه کتاب #چه_کسی_پنیر_مرا_جابجاکرد
قسمت یازدهم:
سرانجام، یک روز "ها" شروع به خندیدن کرد و گفت:
هه هه، ما را باش! ما دائماً همان کارهای همیشگی را انجام می دهیم و تعجب می کنیم چرا وضعیت بهتر نمی شود. اگر مسئله این قدر احمقانه نبود حتی خنده دارتر هم می شد.
"ها" دوست نداشت دوباره درون هزارتو بدود، چون می دانست گم خواهد شد و عقیده داشت پنیری هم پیدا نمی کند. وقتی متوجه شد ترس بر او غلبه کرده مجبور شد به حماقت خود بخندد. از "هم" پرسید:
کفش های کتانی مان را کجا گذاشته ایم؟
مدتی طول کشید تا پیداشان کردند. زیرا هنگام پیدا کردن پنیر در ایستگاه قبلی، با این تصور که دیگر به آنها نیازی نخواهند داشت، همه چیز را کنار گذاشته بودند.
وقتی که "هم" دید دوستش لباس های ورزشی اش را می پوشد، گفت:
تو که واقعاً قصد نداری داخل هزارتو بروی؟ مگر نه؟ چرا با من این جا منتظر نمی مانی تا پنیر را برگردانند؟
"ها" گفت:
مثل اینکه اصلا نمی خواهی بفهمی، من هم نمی خواستم بفهمم. اما، حالا پی بردم که آنها هرگز قصد ندارند پنیر را برگردانند، وقت آن رسیده که ما پنیر جدیدی پیدا کنیم.
"هم" با اعتراض گفت:
اما اگر بیرون از اینجا اصلاً پنیری نباشد، چه؟ یا اگر باشد و تو آن را پیدا نکنی چه خواهد شد؟
"ها" گفت:
نمی دانم.
او بارها این سوال را از خود کرده بود، و دوباره همان وحشتی را حس کرد که او را سر جای اول نگه داشته بود. از خود پرسید:
کجا بیشتر احتمال دارد بتوانم پنیر پیدا کنم، این جا یا در هزارتو؟ ...
🆔 @Sobhan_Institutes
قسمت یازدهم:
سرانجام، یک روز "ها" شروع به خندیدن کرد و گفت:
هه هه، ما را باش! ما دائماً همان کارهای همیشگی را انجام می دهیم و تعجب می کنیم چرا وضعیت بهتر نمی شود. اگر مسئله این قدر احمقانه نبود حتی خنده دارتر هم می شد.
"ها" دوست نداشت دوباره درون هزارتو بدود، چون می دانست گم خواهد شد و عقیده داشت پنیری هم پیدا نمی کند. وقتی متوجه شد ترس بر او غلبه کرده مجبور شد به حماقت خود بخندد. از "هم" پرسید:
کفش های کتانی مان را کجا گذاشته ایم؟
مدتی طول کشید تا پیداشان کردند. زیرا هنگام پیدا کردن پنیر در ایستگاه قبلی، با این تصور که دیگر به آنها نیازی نخواهند داشت، همه چیز را کنار گذاشته بودند.
وقتی که "هم" دید دوستش لباس های ورزشی اش را می پوشد، گفت:
تو که واقعاً قصد نداری داخل هزارتو بروی؟ مگر نه؟ چرا با من این جا منتظر نمی مانی تا پنیر را برگردانند؟
"ها" گفت:
مثل اینکه اصلا نمی خواهی بفهمی، من هم نمی خواستم بفهمم. اما، حالا پی بردم که آنها هرگز قصد ندارند پنیر را برگردانند، وقت آن رسیده که ما پنیر جدیدی پیدا کنیم.
"هم" با اعتراض گفت:
اما اگر بیرون از اینجا اصلاً پنیری نباشد، چه؟ یا اگر باشد و تو آن را پیدا نکنی چه خواهد شد؟
"ها" گفت:
نمی دانم.
او بارها این سوال را از خود کرده بود، و دوباره همان وحشتی را حس کرد که او را سر جای اول نگه داشته بود. از خود پرسید:
کجا بیشتر احتمال دارد بتوانم پنیر پیدا کنم، این جا یا در هزارتو؟ ...
🆔 @Sobhan_Institutes
صبح آمده تا عشق بکارد
بارانِ محبت به سرت باز ببارد
خورشید رسیده ست که با جوهر ِنورش
نقشی ز خدا بر دل ِپاکت بنگارد
سلام
#صبح بخیر
🆔 @sobhan_institutes
بارانِ محبت به سرت باز ببارد
خورشید رسیده ست که با جوهر ِنورش
نقشی ز خدا بر دل ِپاکت بنگارد
سلام
#صبح بخیر
🆔 @sobhan_institutes
🌹 شروع دوره های مجتمع آموزشی سبحان:
🔸 دوره ويندوز كودكان
روزهاي زوج ١٠:٣٠-١٢
شروع : ١٩ تيرماه
🔸 دوره فتوشاپ كودكان
روزهاي زوج ٩-١٠:٣٠
شروع : ١٩ تيرماه
🔸 دوره كاربر هفت مهارت ICDL
روزهاي فرد ١٧:٣٠ تا ٢٠
شروع :٢٣ تيرماه
🔸 دوره كاربر هفت مهارت ICDL
ويژه خانم هاي خانه دار
روزهاي فرد ساعت ٩-١٢
شروع : ٢٥ تيرماه
🔸 دوره فتوشاپ بزرگسالان
روزهاي زوج ١٥-١٧
شروع : ٢٤ تيرماه
روزهاي فرد ١٧:٣٠-١٩:٣٠
شروع : ٢٠ تيرماه
روزهاي زوج ٩-١١
شروع ٢٤ تيرماه
🔸 دوره انيميشن سازي ( Illustrator)
روزهاي فرد ١١-١٢:٣٠
شروع :٢٠تيرماه
🔸 دوره حسابداري صفر تا صد
روزهاي فرد ١٧:٣٠ تا ٢٠
شروع : ٢٣تيرماه
🔸 دوره Excel ويژه حسابداري (آموزش کامل و پایه ای اکسل)
روزهاي فرد ١٦ -١٧:٣٠
شروع : ٢٣ تيرماه
🎁 با ارائه مدارک معتبر و بین المللی
🔹 مبارکه، خیابان امام خمینی، خیابان شهدای جعفرزاده
📞 03152416615
🆔 @Sobhan_Institutes
🔸 دوره ويندوز كودكان
روزهاي زوج ١٠:٣٠-١٢
شروع : ١٩ تيرماه
🔸 دوره فتوشاپ كودكان
روزهاي زوج ٩-١٠:٣٠
شروع : ١٩ تيرماه
🔸 دوره كاربر هفت مهارت ICDL
روزهاي فرد ١٧:٣٠ تا ٢٠
شروع :٢٣ تيرماه
🔸 دوره كاربر هفت مهارت ICDL
ويژه خانم هاي خانه دار
روزهاي فرد ساعت ٩-١٢
شروع : ٢٥ تيرماه
🔸 دوره فتوشاپ بزرگسالان
روزهاي زوج ١٥-١٧
شروع : ٢٤ تيرماه
روزهاي فرد ١٧:٣٠-١٩:٣٠
شروع : ٢٠ تيرماه
روزهاي زوج ٩-١١
شروع ٢٤ تيرماه
🔸 دوره انيميشن سازي ( Illustrator)
روزهاي فرد ١١-١٢:٣٠
شروع :٢٠تيرماه
🔸 دوره حسابداري صفر تا صد
روزهاي فرد ١٧:٣٠ تا ٢٠
شروع : ٢٣تيرماه
🔸 دوره Excel ويژه حسابداري (آموزش کامل و پایه ای اکسل)
روزهاي فرد ١٦ -١٧:٣٠
شروع : ٢٣ تيرماه
🎁 با ارائه مدارک معتبر و بین المللی
🔹 مبارکه، خیابان امام خمینی، خیابان شهدای جعفرزاده
📞 03152416615
🆔 @Sobhan_Institutes
💞 مسابقه "بهترین سخنگوی زبان انگلیسی، سبحان 2019"
💞 Best Speaker & TeenStar
❤️ برای بالا بردن دانش، مهارت و اعتماد به نفس خود وارد این رقابت شوید!
🎁 شما یکی از دریافت کننده های 250 دلار باشید!
🆔 @Sobhan_Institutes
💞 Best Speaker & TeenStar
❤️ برای بالا بردن دانش، مهارت و اعتماد به نفس خود وارد این رقابت شوید!
🎁 شما یکی از دریافت کننده های 250 دلار باشید!
🆔 @Sobhan_Institutes
مجتمع آموزشی سبحان
✅ شروع دوره تخصصی تحلیل تکنیکال #بورس 🗓 امروز شنبه 16 تیر، ساعت 17:30 ✅ مدرس: سرکار خانم مهتاب ابراهیمی 🆔 @Sobhan_Institutes
😍 با توجه به استقبال زیاد برای دوره بورس، مجددا شروع دوره داریم!
👈 جهت ثبت نام دوره جدید تماس بگیرید!
📞 03152416615
🆔 @Sobhan_Institutes
👈 جهت ثبت نام دوره جدید تماس بگیرید!
📞 03152416615
🆔 @Sobhan_Institutes
📖 مطالعه کتاب #چه_کسی_پنیر_مرا_جابجاکرد
قسمت دوازدهم:
"ها" از خود پرسید:
کجا بیشتر احتمال دارد بتوانم پنیر پیدا کنم، این جا یا در هزارتو؟
او صحنه را در ذهنش مجسم کرد، خودش را درون هزارتو در حال ماجراجویی دید. در همان حال که این تصویر غیرمنتظره را در سر داشت، هم متعجب شد و هم احساس خوبی به او دست داد.
خودش را دید که گاهی در هزارتو گم می شود، اما مطمئن بود که سرانجام خارج از اینجا به پنیری جدید و چیزهای خوب دیگری که ناشی از وجود پنیر بود دست خواهد یافت.
جرئتش را جمع کرد. سپس از قوه تخیل خود استفاده کرد تا تصویر قابل باورتری از خودش، با جزییاتی واقعی تر، در حال پیدا کردن و لذت بردن از پنیر جدید ترسیم کند. خودش را در حال خوردن پنیر سوییسی سوراخ دار، پنیر نارنجی چدار، پنیرهای آمریکایی، ایتالیایی و پنیرهای نرم و عالی فرانسوی و نظایر آن دید.
سپس با شنیدن صدای "هم" به خود آمد و پی برد که آنها هنوز در همان ایستگاه پنیر قبلی "پ" هستند.
"ها" گفت:
بعضی اوقات اوضاع تغییر می کند و مثل اول نمی ماند، به نظر می آید این یکی از آن مواقع است. "هم"، زندگی این است، زندگی حرکت می کند و ما هم باید حرکت کنیم.
"ها" به رفیق نحیفش نگاه کرد و سعی کرد او را قانع کند. اما ترس "هم" به عصبانیت تبدیل شد. او نمی خواست گوش کند.
"ها" قصد بی ادبی نسبت به دوستش را نداشت اما مجبور بود به عمل احمقانه خودشان بخندد.
همانطور که "ها" برای رفتن آماده می شد از درک این موضوع که بالاخره توانست به خود بخندد، رها شود و حرکت کند، بیشتر احساس سرزندگی کرد....
🆔 @Sobhan_Institutes
قسمت دوازدهم:
"ها" از خود پرسید:
کجا بیشتر احتمال دارد بتوانم پنیر پیدا کنم، این جا یا در هزارتو؟
او صحنه را در ذهنش مجسم کرد، خودش را درون هزارتو در حال ماجراجویی دید. در همان حال که این تصویر غیرمنتظره را در سر داشت، هم متعجب شد و هم احساس خوبی به او دست داد.
خودش را دید که گاهی در هزارتو گم می شود، اما مطمئن بود که سرانجام خارج از اینجا به پنیری جدید و چیزهای خوب دیگری که ناشی از وجود پنیر بود دست خواهد یافت.
جرئتش را جمع کرد. سپس از قوه تخیل خود استفاده کرد تا تصویر قابل باورتری از خودش، با جزییاتی واقعی تر، در حال پیدا کردن و لذت بردن از پنیر جدید ترسیم کند. خودش را در حال خوردن پنیر سوییسی سوراخ دار، پنیر نارنجی چدار، پنیرهای آمریکایی، ایتالیایی و پنیرهای نرم و عالی فرانسوی و نظایر آن دید.
سپس با شنیدن صدای "هم" به خود آمد و پی برد که آنها هنوز در همان ایستگاه پنیر قبلی "پ" هستند.
"ها" گفت:
بعضی اوقات اوضاع تغییر می کند و مثل اول نمی ماند، به نظر می آید این یکی از آن مواقع است. "هم"، زندگی این است، زندگی حرکت می کند و ما هم باید حرکت کنیم.
"ها" به رفیق نحیفش نگاه کرد و سعی کرد او را قانع کند. اما ترس "هم" به عصبانیت تبدیل شد. او نمی خواست گوش کند.
"ها" قصد بی ادبی نسبت به دوستش را نداشت اما مجبور بود به عمل احمقانه خودشان بخندد.
همانطور که "ها" برای رفتن آماده می شد از درک این موضوع که بالاخره توانست به خود بخندد، رها شود و حرکت کند، بیشتر احساس سرزندگی کرد....
🆔 @Sobhan_Institutes
🔹🔹🔹🔹
جهت اطلاع از آخرین اخبار رویداد بزرگ
"رقابت بهترین سخنگوی زبان انگلیسی، سبحان 2019"
کانال تلگرام و پیج اینستاگرام رقابت را دنبال کنید:
🆔 @BestSpeaker
❤️ https://www.instagram.com/bestspeaker/
جهت اطلاع از آخرین اخبار رویداد بزرگ
"رقابت بهترین سخنگوی زبان انگلیسی، سبحان 2019"
کانال تلگرام و پیج اینستاگرام رقابت را دنبال کنید:
🆔 @BestSpeaker
❤️ https://www.instagram.com/bestspeaker/
Instagram
Login • Instagram
Welcome back to Instagram. Sign in to check out what your friends, family & interests have been capturing & sharing around the world.
هنگامی که از خواب بیدار می شویم ، ۳ کار انجام دهیم
اول سپاسگزاری بابت سلامتی و بدنی سالم و خانواده مان
دوم سپاسگزاری برای آنچه که هم اکنون داریم
سوم سپاسگزاری برای اهداف و آرزوهایی که از خداوند طلب کردیم و باور داریم که یا آنها و یا بهتر از آنها را، خداوند به ما می دهد
پس با دلی آرام و زیبا و بدون هیچ گونه نگرانی، فقط به اتفاق های خوبی که امروز در انتظار ماست فکر کرده و روزمان را آغاز کنیم
✋ سلام
#صبح بخیر
🆔 @Sobhan_Institutes
اول سپاسگزاری بابت سلامتی و بدنی سالم و خانواده مان
دوم سپاسگزاری برای آنچه که هم اکنون داریم
سوم سپاسگزاری برای اهداف و آرزوهایی که از خداوند طلب کردیم و باور داریم که یا آنها و یا بهتر از آنها را، خداوند به ما می دهد
پس با دلی آرام و زیبا و بدون هیچ گونه نگرانی، فقط به اتفاق های خوبی که امروز در انتظار ماست فکر کرده و روزمان را آغاز کنیم
✋ سلام
#صبح بخیر
🆔 @Sobhan_Institutes
💥شگفتانه ی دیگری از مرکز زبان سبحان
👩🏫👨🏫ویژه زبان آموزان علاقه مند
❗️برای نخستین بار در شهرستان
💎 کارگاه تخصصی وی آی پی
💬 مکالمه و تبادل نظر به زبان انگلیسی
✌️با تدریس همزمان ۲ استاد متخصص
☝️ به همراه یک مهمان ویژه در هر جلسه
✍️ طرح موضوعات بحث برانگیز و جالب
⚠️⚠️⚠️ توجه توجه👇👇👇
🚫لطفا در این کارگاه شرکت نکنید اگر توان دفاع از ایده های خود را ندارید!!!
و اما....
🔷🔸کارگاه این هفته🔸🔷
📆تاریخ: پنج شنبه ۲۰ تیر ۹۸
📝 موضوع: آیا قضاوت افراد از روی ظاهرشان کار درستی است؟
👨🏫مدرسین: احسان و ایمان طائبی
1️⃣ایمان طائبی👈 دانشجوی دکتری دانشگاه اصفهان و مدرس زبان در سطوح پیشرفته
2️⃣احسان طائبی👈 دانشجوی دکتری داشگاه اصفهان. مترجم همزمان وزارت امور خارجه، مدرس تی تی سی در سطوح پیشرفته
⭕️ ظرفیت محدود!
✅ ثبت نام:
تماس با:
☎️ 03152416616
و یا مراجعه حضوری:
🔹 مبارکه، بلوارنیکبخت، حدفاصل سه راهی بسیج و درمانگاه، مرکز زبان سبحان
🆔 @Sobhan_Institutes
👩🏫👨🏫ویژه زبان آموزان علاقه مند
❗️برای نخستین بار در شهرستان
💎 کارگاه تخصصی وی آی پی
💬 مکالمه و تبادل نظر به زبان انگلیسی
✌️با تدریس همزمان ۲ استاد متخصص
☝️ به همراه یک مهمان ویژه در هر جلسه
✍️ طرح موضوعات بحث برانگیز و جالب
⚠️⚠️⚠️ توجه توجه👇👇👇
🚫لطفا در این کارگاه شرکت نکنید اگر توان دفاع از ایده های خود را ندارید!!!
و اما....
🔷🔸کارگاه این هفته🔸🔷
📆تاریخ: پنج شنبه ۲۰ تیر ۹۸
📝 موضوع: آیا قضاوت افراد از روی ظاهرشان کار درستی است؟
👨🏫مدرسین: احسان و ایمان طائبی
1️⃣ایمان طائبی👈 دانشجوی دکتری دانشگاه اصفهان و مدرس زبان در سطوح پیشرفته
2️⃣احسان طائبی👈 دانشجوی دکتری داشگاه اصفهان. مترجم همزمان وزارت امور خارجه، مدرس تی تی سی در سطوح پیشرفته
⭕️ ظرفیت محدود!
✅ ثبت نام:
تماس با:
☎️ 03152416616
و یا مراجعه حضوری:
🔹 مبارکه، بلوارنیکبخت، حدفاصل سه راهی بسیج و درمانگاه، مرکز زبان سبحان
🆔 @Sobhan_Institutes
مجتمع آموزشی سبحان
💥شگفتانه ی دیگری از مرکز زبان سبحان 👩🏫👨🏫ویژه زبان آموزان علاقه مند ❗️برای نخستین بار در شهرستان 💎 کارگاه تخصصی وی آی پی 💬 مکالمه و تبادل نظر به زبان انگلیسی ✌️با تدریس همزمان ۲ استاد متخصص ☝️ به همراه یک مهمان ویژه در هر جلسه ✍️ طرح موضوعات بحث برانگیز…
✅ کارگاه به صورت زنده از طریق اینستاگرام موسسه پخش خواهد شد!
آی دی اینستاگرام موسسه:
https://www.instagram.com/Sobhan_Institutes
آی دی اینستاگرام موسسه:
https://www.instagram.com/Sobhan_Institutes
Instagram
"موسسه فرهنگی هنری سبحان" (@sobhan_institutes) • Instagram photos and videos
1,591 Followers, 287 Following, 176 Posts - See Instagram photos and videos from "موسسه فرهنگی هنری سبحان" (@sobhan_institutes)
📖 مطالعه کتاب #چه_کسی_پنیر_مرا_جابجاکرد
قسمت سیزدهم:
همانطور که "ها" برای رفتن آماده می شد از درک این موضوع که بالاخره توانست به خود بخندد، رها شود و حرکت کند، بیشتر احساس سرزندگی کرد.
"ها" خنده کنان اعلام کرد:
زمان، زمان رفتن به هزارتوست.
"هم" نه خندید و نه جوابی داد.
"ها" سنگی کوچک برداشت، روی دیوار شعار مهمی برای "هم" نوشت تا درباره اش فکر کند. همان طور که عادتش بود، تصویر یک پنیر را هم در پس زمینه آن کشید، به امید آنکه این تصویر به "هم" کمک کند بخندد و روحیه ی تازه ای پیدا کند تا دنبال پنیر جدیدی بگردد. اما، "هم" نمی خواست آن را ببیند.
نوشته این بود:
📌 اگر تغییر نکنی، از بین می روی.
سپس، "ها" به درون هزارتو سرک کشید و با نگرانی به آنجا نگاه کرد. فکر کرد که چگونه گرفتار این بی پنیری شده بود.
باورش این بود که ممکن است درون هزارتو پنیری نباشد و یا او نتواند آن را بیابد.
چنین تصورات ترسناکی او را فلج می کرد و زجرش می داد.
"ها" لبخند زد. می دانست که تعجب "هم" از این بود که "چه کسی پنیرش را جابه جا کرده؟" در حالی که تعجب "ها" از این بود که "چرا نتوانستم با جابه جایی پنیر، من هم جابه جا شود؟"
در حین ورود به هزارتو، به پشت سر خود نگاه کرد و از دیدن محل قبلی خود احساس آرامشی به او دست داد. احساس می کرد که به سوی محل زندگی قدیمی و آشنای خود کشیده می شود، اگرچه دیگر در آنجا پنیری یافت نمی شد.
"ها" بیشتر مضطرب شد و با خود اندیشید: آیا واقعاً می خواهد به داخل هزارتو برود.
روی دیوار روبه رویش شعاری نوشت و برای مدتی به آن خیره شد.
شعار این بود:
📌 اگر نمی ترسیدی، چه می کردی؟
"ها" درباره این جمله فکر کرد ...
✅ برای مطالعه قسمت های قبلی کتاب، بر روی #چه_کسی_پنیر_مرا_جابجا_کرد کلیک کنید.
🆔 @Sobhan_Institutes
قسمت سیزدهم:
همانطور که "ها" برای رفتن آماده می شد از درک این موضوع که بالاخره توانست به خود بخندد، رها شود و حرکت کند، بیشتر احساس سرزندگی کرد.
"ها" خنده کنان اعلام کرد:
زمان، زمان رفتن به هزارتوست.
"هم" نه خندید و نه جوابی داد.
"ها" سنگی کوچک برداشت، روی دیوار شعار مهمی برای "هم" نوشت تا درباره اش فکر کند. همان طور که عادتش بود، تصویر یک پنیر را هم در پس زمینه آن کشید، به امید آنکه این تصویر به "هم" کمک کند بخندد و روحیه ی تازه ای پیدا کند تا دنبال پنیر جدیدی بگردد. اما، "هم" نمی خواست آن را ببیند.
نوشته این بود:
📌 اگر تغییر نکنی، از بین می روی.
سپس، "ها" به درون هزارتو سرک کشید و با نگرانی به آنجا نگاه کرد. فکر کرد که چگونه گرفتار این بی پنیری شده بود.
باورش این بود که ممکن است درون هزارتو پنیری نباشد و یا او نتواند آن را بیابد.
چنین تصورات ترسناکی او را فلج می کرد و زجرش می داد.
"ها" لبخند زد. می دانست که تعجب "هم" از این بود که "چه کسی پنیرش را جابه جا کرده؟" در حالی که تعجب "ها" از این بود که "چرا نتوانستم با جابه جایی پنیر، من هم جابه جا شود؟"
در حین ورود به هزارتو، به پشت سر خود نگاه کرد و از دیدن محل قبلی خود احساس آرامشی به او دست داد. احساس می کرد که به سوی محل زندگی قدیمی و آشنای خود کشیده می شود، اگرچه دیگر در آنجا پنیری یافت نمی شد.
"ها" بیشتر مضطرب شد و با خود اندیشید: آیا واقعاً می خواهد به داخل هزارتو برود.
روی دیوار روبه رویش شعاری نوشت و برای مدتی به آن خیره شد.
شعار این بود:
📌 اگر نمی ترسیدی، چه می کردی؟
"ها" درباره این جمله فکر کرد ...
✅ برای مطالعه قسمت های قبلی کتاب، بر روی #چه_کسی_پنیر_مرا_جابجا_کرد کلیک کنید.
🆔 @Sobhan_Institutes
دلتون گرم از آفتاب امید
ذهنتون پر از افکار ناب و پاک
قلبتون مملـو از مهربانے
✋سلام
#صبح بخیر
🆔 @sobhan_institutes
ذهنتون پر از افکار ناب و پاک
قلبتون مملـو از مهربانے
✋سلام
#صبح بخیر
🆔 @sobhan_institutes