باب (12): قرآن در چه مدتي خوانده شود؟ (ختم شود)
1802- «عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ عَمْرٍو (رض) قَالَ: أَنْكَحَنِي أَبِي امْرَأَةً ذَاتَ حَسَبٍ، فَكَانَ يَتَعَاهَدُ كَنَّتَهُ فَيَسْأَلُهَا عَنْ بَعْلِهَا، فَتَقُولُ: نِعْمَ الرَّجُلُ مِنْ رَجُلٍ، لَمْ يَطَأْ لَنَا فِرَاشًا، وَلَمْ يُفَتِّشْ لَنَا كَنَفًا مُنْذُ أَتَيْنَاهُ، فَلَمَّا طَالَ ذَلِكَ عَلَيْهِ ذَكَرَ لِلنَّبِيِّ (ص) فَقَالَ: «الْقَنِي بِهِ». فَلَقِيتُهُ بَعْدُ، فَقَالَ: «كَيْفَ تَصُومُ»؟ قَالَ: كُلَّ يَوْمٍ، قَالَ: «وَكَيْفَ تَخْتِمُ»؟ قَالَ: كُلَّ لَيْلَةٍ، قَالَ: «صُمْ فِي كُلِّ شَهْرٍ ثَلاثَةً، وَاقْرَإِ الْقُرْآنَ فِي كُلِّ شَهْرٍ». قَالَ: قُلْتُ: أُطِيقُ أَكْثَرَ مِنْ ذَلِكَ، قَالَ: «صُمْ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ فِي الْجُمُعَةِ». قُلْتُ: أُطِيقُ أَكْثَرَ مِنْ ذَلِكَ، قَالَ: «أَفْطِرْ يَوْمَيْنِ، وَصُمْ يَوْمًا». قَالَ: قُلْتُ: أُطِيقُ أَكْثَرَ مِنْ ذَلِكَ، قَالَ: «صُمْ أَفْضَلَ الصَّوْمِ صَوْمَ دَاوُدَ، صِيَامَ يَوْمٍ وَإِفْطَارَ يَوْمٍ، وَاقْرَأْ فِي كُلِّ سَبْعِ لَيَالٍ مَرَّةً». فَلَيْتَنِي قَبِلْتُ رُخْصَةَ رَسُولِ اللَّهِ (ص)، وَذَاكَ أَنِّي كَبِرْتُ وَضَعُفْتُ، فَكَانَ يَقْرَأُ عَلَى بَعْضِ أَهْلِهِ السُّبْعَ مِنَ الْقُرْآنِ بِالنَّهَارِ، وَالَّذِي يَقْرَؤُهُ يَعْرِضُهُ مِنَ النَّهَارِ، لِيَكُونَ أَخَفَّ عَلَيْهِ بِاللَّيْلِ، وَإِذَا أَرَادَ أَنْ يَتَقَوَّى أَفْطَرَ أَيَّامًا، وَأَحْصَى وَصَامَ مِثْلَهُنَّ، كَرَاهِيَةَ أَنْ يَتْرُكَ شَيْئًا فَارَقَ النَّبِيَّ (ص) عَلَيْهِ». (بخارى: 5052)
ترجمه: «عبدالله بن عمرو (رض) میگوید: پدرم، دختری از خانوادهای اصیل، به نكاحم در آورد. و همیشه عروساش را سر میزد و حال شوهرش را از او میپرسید. او گفت: مرد بسیار خوبی است. ولی از زمانی كه نزد او آمدهام به رختخواب نیامده و با من همبستر نشده است. پس هنگامی كه این ماجرا برای پدرم، طولانی شد، آنرا برای نبی اكرم (ص) بازگو كرد. پیامبر خدا (ص) فرمود: «او را نزد من بفرست». سپس هنگامی كه با رسول خدا (ص) ملاقات كردم، فرمود: «چگونه روزه میگیری»؟ گفتم: هر روز. فرمود: «چگونه قرآن را ختم میكنی»؟ گفتم: هر شب. فرمود: «هر ماه، سه روز، روزه بگیر و یک بار قرآن را ختم كن». گفتم: بیشتر از این، توانایی دارم. فرمود: هفتهای سه روز، روزه بگیر». گفتم: بیشتر از این، توانایی دارم. فرمود: «دو روز، بخور و یک روز، روزه بگیر» . گفتم: بیشتر از این، توانایی دارم. فرمود: «بهترین روزه، روزه داوود است كه یک روز، روزه میگرفت و روز دیگر، میخورد. و هر هفت شب، یک بار، قرآن را ختم كن». ای كاش! رخصت رسول الله (ص) را میپذیرفتم زیرا كه هم اكنون پیر و ضعیف شدهام. راوی میگوید: پس از آن، ابن عمرو (رض) روزانه، یک هفتم قرآن را نزد یكی از افراد خانوادهاش تلاوت میكرد. و آنچه را كه میخواست در شب، تلاوت نماید، در روز، تكرار میكرد تا تلاوت شب، برایش آسانتر شود. و هنگامی كه میخواست تقویت شود، چند روز، میخورد و آنها را میشمرد. سپس به تعداد آن روزها، روزه میگرفت و دوست نداشت آنچه را كه در زمان رسول خدا (ص) انجام میداد، اكنون ترک كند».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
1802- «عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ عَمْرٍو (رض) قَالَ: أَنْكَحَنِي أَبِي امْرَأَةً ذَاتَ حَسَبٍ، فَكَانَ يَتَعَاهَدُ كَنَّتَهُ فَيَسْأَلُهَا عَنْ بَعْلِهَا، فَتَقُولُ: نِعْمَ الرَّجُلُ مِنْ رَجُلٍ، لَمْ يَطَأْ لَنَا فِرَاشًا، وَلَمْ يُفَتِّشْ لَنَا كَنَفًا مُنْذُ أَتَيْنَاهُ، فَلَمَّا طَالَ ذَلِكَ عَلَيْهِ ذَكَرَ لِلنَّبِيِّ (ص) فَقَالَ: «الْقَنِي بِهِ». فَلَقِيتُهُ بَعْدُ، فَقَالَ: «كَيْفَ تَصُومُ»؟ قَالَ: كُلَّ يَوْمٍ، قَالَ: «وَكَيْفَ تَخْتِمُ»؟ قَالَ: كُلَّ لَيْلَةٍ، قَالَ: «صُمْ فِي كُلِّ شَهْرٍ ثَلاثَةً، وَاقْرَإِ الْقُرْآنَ فِي كُلِّ شَهْرٍ». قَالَ: قُلْتُ: أُطِيقُ أَكْثَرَ مِنْ ذَلِكَ، قَالَ: «صُمْ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ فِي الْجُمُعَةِ». قُلْتُ: أُطِيقُ أَكْثَرَ مِنْ ذَلِكَ، قَالَ: «أَفْطِرْ يَوْمَيْنِ، وَصُمْ يَوْمًا». قَالَ: قُلْتُ: أُطِيقُ أَكْثَرَ مِنْ ذَلِكَ، قَالَ: «صُمْ أَفْضَلَ الصَّوْمِ صَوْمَ دَاوُدَ، صِيَامَ يَوْمٍ وَإِفْطَارَ يَوْمٍ، وَاقْرَأْ فِي كُلِّ سَبْعِ لَيَالٍ مَرَّةً». فَلَيْتَنِي قَبِلْتُ رُخْصَةَ رَسُولِ اللَّهِ (ص)، وَذَاكَ أَنِّي كَبِرْتُ وَضَعُفْتُ، فَكَانَ يَقْرَأُ عَلَى بَعْضِ أَهْلِهِ السُّبْعَ مِنَ الْقُرْآنِ بِالنَّهَارِ، وَالَّذِي يَقْرَؤُهُ يَعْرِضُهُ مِنَ النَّهَارِ، لِيَكُونَ أَخَفَّ عَلَيْهِ بِاللَّيْلِ، وَإِذَا أَرَادَ أَنْ يَتَقَوَّى أَفْطَرَ أَيَّامًا، وَأَحْصَى وَصَامَ مِثْلَهُنَّ، كَرَاهِيَةَ أَنْ يَتْرُكَ شَيْئًا فَارَقَ النَّبِيَّ (ص) عَلَيْهِ». (بخارى: 5052)
ترجمه: «عبدالله بن عمرو (رض) میگوید: پدرم، دختری از خانوادهای اصیل، به نكاحم در آورد. و همیشه عروساش را سر میزد و حال شوهرش را از او میپرسید. او گفت: مرد بسیار خوبی است. ولی از زمانی كه نزد او آمدهام به رختخواب نیامده و با من همبستر نشده است. پس هنگامی كه این ماجرا برای پدرم، طولانی شد، آنرا برای نبی اكرم (ص) بازگو كرد. پیامبر خدا (ص) فرمود: «او را نزد من بفرست». سپس هنگامی كه با رسول خدا (ص) ملاقات كردم، فرمود: «چگونه روزه میگیری»؟ گفتم: هر روز. فرمود: «چگونه قرآن را ختم میكنی»؟ گفتم: هر شب. فرمود: «هر ماه، سه روز، روزه بگیر و یک بار قرآن را ختم كن». گفتم: بیشتر از این، توانایی دارم. فرمود: هفتهای سه روز، روزه بگیر». گفتم: بیشتر از این، توانایی دارم. فرمود: «دو روز، بخور و یک روز، روزه بگیر» . گفتم: بیشتر از این، توانایی دارم. فرمود: «بهترین روزه، روزه داوود است كه یک روز، روزه میگرفت و روز دیگر، میخورد. و هر هفت شب، یک بار، قرآن را ختم كن». ای كاش! رخصت رسول الله (ص) را میپذیرفتم زیرا كه هم اكنون پیر و ضعیف شدهام. راوی میگوید: پس از آن، ابن عمرو (رض) روزانه، یک هفتم قرآن را نزد یكی از افراد خانوادهاش تلاوت میكرد. و آنچه را كه میخواست در شب، تلاوت نماید، در روز، تكرار میكرد تا تلاوت شب، برایش آسانتر شود. و هنگامی كه میخواست تقویت شود، چند روز، میخورد و آنها را میشمرد. سپس به تعداد آن روزها، روزه میگرفت و دوست نداشت آنچه را كه در زمان رسول خدا (ص) انجام میداد، اكنون ترک كند».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب (4): تقليد از عادات امتهاي گذشته
2192- «عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ t عَنِ النَّبِيِّ r قَالَ: «لا تَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّى تَأْخُذَ أُمَّتِي بِأَخْذِ الْقُرُونِ قَبْلَهَا شِبْرًا بِشِبْرٍ، وَذِرَاعًا بِذِرَاعٍ». فَقِيلَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، كَفَارِسَ وَالرُّومِ؟ فَقَالَ: «وَمَنِ النَّاسُ إِلاَّ أُولَئكَ»». (بخارى: 7319)
ترجمه: «از ابوهریره t روایت است که نبی اکرم (ص)فرمود: «تا زمانی که امت من وجب به وجب و گام به گام از امتهای گذشته، تقلید نکند، قیامت برپا نخواهد شد». صحابه عرض کردند: ای رسول خدا! منظور از امتهای گذشته، همان ایرانیها و رومیها هستند؟ فرمود: «مگر غیر از آنان، کسی دیگر هم هست»».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
2192- «عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ t عَنِ النَّبِيِّ r قَالَ: «لا تَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّى تَأْخُذَ أُمَّتِي بِأَخْذِ الْقُرُونِ قَبْلَهَا شِبْرًا بِشِبْرٍ، وَذِرَاعًا بِذِرَاعٍ». فَقِيلَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، كَفَارِسَ وَالرُّومِ؟ فَقَالَ: «وَمَنِ النَّاسُ إِلاَّ أُولَئكَ»». (بخارى: 7319)
ترجمه: «از ابوهریره t روایت است که نبی اکرم (ص)فرمود: «تا زمانی که امت من وجب به وجب و گام به گام از امتهای گذشته، تقلید نکند، قیامت برپا نخواهد شد». صحابه عرض کردند: ای رسول خدا! منظور از امتهای گذشته، همان ایرانیها و رومیها هستند؟ فرمود: «مگر غیر از آنان، کسی دیگر هم هست»».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب (4): تقليد از عادات امتهاي گذشته
2192- «عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ t عَنِ النَّبِيِّ r قَالَ: «لا تَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّى تَأْخُذَ أُمَّتِي بِأَخْذِ الْقُرُونِ قَبْلَهَا شِبْرًا بِشِبْرٍ، وَذِرَاعًا بِذِرَاعٍ». فَقِيلَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، كَفَارِسَ وَالرُّومِ؟ فَقَالَ: «وَمَنِ النَّاسُ إِلاَّ أُولَئكَ»». (بخارى: 7319)
ترجمه: «از ابوهریره t روایت است که نبی اکرم (ص)فرمود: «تا زمانی که امت من وجب به وجب و گام به گام از امتهای گذشته، تقلید نکند، قیامت برپا نخواهد شد». صحابه عرض کردند: ای رسول خدا! منظور از امتهای گذشته، همان ایرانیها و رومیها هستند؟ فرمود: «مگر غیر از آنان، کسی دیگر هم هست»».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
2192- «عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ t عَنِ النَّبِيِّ r قَالَ: «لا تَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّى تَأْخُذَ أُمَّتِي بِأَخْذِ الْقُرُونِ قَبْلَهَا شِبْرًا بِشِبْرٍ، وَذِرَاعًا بِذِرَاعٍ». فَقِيلَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، كَفَارِسَ وَالرُّومِ؟ فَقَالَ: «وَمَنِ النَّاسُ إِلاَّ أُولَئكَ»». (بخارى: 7319)
ترجمه: «از ابوهریره t روایت است که نبی اکرم (ص)فرمود: «تا زمانی که امت من وجب به وجب و گام به گام از امتهای گذشته، تقلید نکند، قیامت برپا نخواهد شد». صحابه عرض کردند: ای رسول خدا! منظور از امتهای گذشته، همان ایرانیها و رومیها هستند؟ فرمود: «مگر غیر از آنان، کسی دیگر هم هست»».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب (8): دربارهی کسانی که بوسیلهی قرآن عزت و رفعت مییابند
2102ـ عَنْ عَامِرِ بْنِ وَاثِلَةَ: أَنَّ نَافِعَ بْنَ عَبْدِ الْحَارِثِ لَقِىَ عُمَرَ بِعُسْفَانَ، وَكَانَ عُمَرُ (رضي الله عنه) يَسْتَعْمِلُهُ عَلَى مَكَّةَ،فَقَالَ: مَنِ اسْتَعْمَلْتَ عَلَى أَهْلِ الْوَادِى؟ فَقَالَ: ابْنَ أَبْزَى، قَالَ: وَمَنِ ابْنُ أَبْزَى؟ قَالَ: مَوْلًى مِنْ مَوَالِينَا، قَالَ:فَاسْتَخْلَفْتَ عَلَيْهِمْ مَوْلًى؟ قَالَ: إِنَّهُ قَارِئٌ لِكِتَابِ اللَّهِ ﻷ، وَإِنَّهُ عَالِمٌ بِالْفَرَائِضِ، قَالَ عُمَرُ: أَمَا إِنَّ نَبِيَّكُمْ (صلی الله علیه وآله وسلم) قَدْ قَالَ: «إِنَّ اللَّهَ يَرْفَعُ بِهَذَا الْكِتَابِ أَقْوَامًا وَيَضَعُ بِهِ آخَرِينَ». (م/815)
ترجمه: عامر بن واثله میگوید: نافع بن عبد الحارث که قبلاً از طرف عمر بن خطاب (رضي الله عنه) برای مدتی، استاندار مکه تعیین شده بود، در عسفان با عمر بن خطاب (رضي الله عنه) ملاقات نمود وگفت: چه کسی را به عنوان فرماندار اهل وادی (مکه) تعیین نمودهای؟ نافع جواب داد: ابن ابزی را تعیین کردهام. عمر (رضي الله عنه) گفت: ابن ابزی کیست؟ نافع جواب داد: یکیاز بردگان آزاد شدهی ماست. عمر (رضي الله عنه) گفت: بردهای را بر آنان، حاکم نمودهای؟ نافع جواب داد: او قاری قرآن است و علم میراث را خوب میداند. عمر (رضي الله عنه) گفت: بدانیدکه پیامبر شما فرمود: «الله متعال بوسیلهی این کتاب (قرآن) به افرادی عزت و سربلندی عنایت میکند، و افراد دیگری را خوار و ذلیل مینماید». (کسانی را که بهآن، ایمان بیاورند و عمل نمایند، عزت میدهد و کسانی را که ایمان نیاورند و عمل نکنند، خوار و ذلیل مینماید).
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
2102ـ عَنْ عَامِرِ بْنِ وَاثِلَةَ: أَنَّ نَافِعَ بْنَ عَبْدِ الْحَارِثِ لَقِىَ عُمَرَ بِعُسْفَانَ، وَكَانَ عُمَرُ (رضي الله عنه) يَسْتَعْمِلُهُ عَلَى مَكَّةَ،فَقَالَ: مَنِ اسْتَعْمَلْتَ عَلَى أَهْلِ الْوَادِى؟ فَقَالَ: ابْنَ أَبْزَى، قَالَ: وَمَنِ ابْنُ أَبْزَى؟ قَالَ: مَوْلًى مِنْ مَوَالِينَا، قَالَ:فَاسْتَخْلَفْتَ عَلَيْهِمْ مَوْلًى؟ قَالَ: إِنَّهُ قَارِئٌ لِكِتَابِ اللَّهِ ﻷ، وَإِنَّهُ عَالِمٌ بِالْفَرَائِضِ، قَالَ عُمَرُ: أَمَا إِنَّ نَبِيَّكُمْ (صلی الله علیه وآله وسلم) قَدْ قَالَ: «إِنَّ اللَّهَ يَرْفَعُ بِهَذَا الْكِتَابِ أَقْوَامًا وَيَضَعُ بِهِ آخَرِينَ». (م/815)
ترجمه: عامر بن واثله میگوید: نافع بن عبد الحارث که قبلاً از طرف عمر بن خطاب (رضي الله عنه) برای مدتی، استاندار مکه تعیین شده بود، در عسفان با عمر بن خطاب (رضي الله عنه) ملاقات نمود وگفت: چه کسی را به عنوان فرماندار اهل وادی (مکه) تعیین نمودهای؟ نافع جواب داد: ابن ابزی را تعیین کردهام. عمر (رضي الله عنه) گفت: ابن ابزی کیست؟ نافع جواب داد: یکیاز بردگان آزاد شدهی ماست. عمر (رضي الله عنه) گفت: بردهای را بر آنان، حاکم نمودهای؟ نافع جواب داد: او قاری قرآن است و علم میراث را خوب میداند. عمر (رضي الله عنه) گفت: بدانیدکه پیامبر شما فرمود: «الله متعال بوسیلهی این کتاب (قرآن) به افرادی عزت و سربلندی عنایت میکند، و افراد دیگری را خوار و ذلیل مینماید». (کسانی را که بهآن، ایمان بیاورند و عمل نمایند، عزت میدهد و کسانی را که ایمان نیاورند و عمل نکنند، خوار و ذلیل مینماید).
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب (10): مثال کسی که قرآن میخواند و کسی که قرآن نمیخواند
2104ـ عَنْ أَبِي مُوسَى الأَشْعَرِيِّ (رضي الله عنه) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «مَثَلُ الْمُؤْمِنِ الَّذِي يَقْرَأُ الْقُرْآنَ مَثَلُ الأُتْرُجَّةِ، رِيحُهَاطَيِّبٌ وَطَعْمُهَا طَيِّبٌ، وَمَثَلُ الْمُؤْمِنِ الَّذِي لاَ يَقْرَأُ الْقُرْآنَ مَثَلُ التَّمْرَةِ، لاَ رِيحَ لَهَا وَطَعْمُهَا حُلْوٌ، وَمَثَلُالْمُنَافِقِ الَّذِي يَقْرَأُ الْقُرْآنَ مَثَلُ الرَّيْحَانَةِ، رِيحُهَا طَيِّبٌ وَطَعْمُهَا مُرٌّ، وَمَثَلُ الْمُنَافِقِ الَّذِي لاَ يَقْرَأُالْقُرْآنَ كَمَثَلِ الْحَنْظَلَةِ، لَيْسَ لَهَا رِيحٌ وَطَعْمُهَا مُرٌّ». (م/797)
ترجمه: ابوموسی اشعری (رضي الله عنه) میگوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «مؤمنی که قرآن میخواند و به آن، عمل میکند، مانند ترنجی است که طعم خوبی دارد و از بوی خوشی برخوردار است. ومؤمنی که قرآن نمیخواند ولی به آن، عمل میکند مانند خرمایی است که طعمش شیرین است ولی بویی ندارد. و مثال منافقی که قرآن میخواند، مانند ریحانی است کهبویش خوب، ولی طعمش، تلخ است. و مثال منافقی که قرآن نمیخواند، مانند حنظله (هندوانهی ابوجهل) است که بویی ندارد و طعمش، تلخ است».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
2104ـ عَنْ أَبِي مُوسَى الأَشْعَرِيِّ (رضي الله عنه) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «مَثَلُ الْمُؤْمِنِ الَّذِي يَقْرَأُ الْقُرْآنَ مَثَلُ الأُتْرُجَّةِ، رِيحُهَاطَيِّبٌ وَطَعْمُهَا طَيِّبٌ، وَمَثَلُ الْمُؤْمِنِ الَّذِي لاَ يَقْرَأُ الْقُرْآنَ مَثَلُ التَّمْرَةِ، لاَ رِيحَ لَهَا وَطَعْمُهَا حُلْوٌ، وَمَثَلُالْمُنَافِقِ الَّذِي يَقْرَأُ الْقُرْآنَ مَثَلُ الرَّيْحَانَةِ، رِيحُهَا طَيِّبٌ وَطَعْمُهَا مُرٌّ، وَمَثَلُ الْمُنَافِقِ الَّذِي لاَ يَقْرَأُالْقُرْآنَ كَمَثَلِ الْحَنْظَلَةِ، لَيْسَ لَهَا رِيحٌ وَطَعْمُهَا مُرٌّ». (م/797)
ترجمه: ابوموسی اشعری (رضي الله عنه) میگوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «مؤمنی که قرآن میخواند و به آن، عمل میکند، مانند ترنجی است که طعم خوبی دارد و از بوی خوشی برخوردار است. ومؤمنی که قرآن نمیخواند ولی به آن، عمل میکند مانند خرمایی است که طعمش شیرین است ولی بویی ندارد. و مثال منافقی که قرآن میخواند، مانند ریحانی است کهبویش خوب، ولی طعمش، تلخ است. و مثال منافقی که قرآن نمیخواند، مانند حنظله (هندوانهی ابوجهل) است که بویی ندارد و طعمش، تلخ است».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب (10): ممنوعیت زعفران زدن (بر بدن و لباس)
1346ـ عَنْ أَنَسٍ (رضي الله عنه) قَالَ: نَهَى رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) أَنْ يَتَزَعْفَرَ الرَّجُلُ. (م/2101)
ترجمه: انس (رضي الله عنه) میگوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) از زعفران زدن مردان (بر بدن و لباس) منع فرمود.
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
1346ـ عَنْ أَنَسٍ (رضي الله عنه) قَالَ: نَهَى رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) أَنْ يَتَزَعْفَرَ الرَّجُلُ. (م/2101)
ترجمه: انس (رضي الله عنه) میگوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) از زعفران زدن مردان (بر بدن و لباس) منع فرمود.
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب (12): مخالفت با یهود و نصاری در رنگ نمودن
1348ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رضي الله عنه) أَنَّ النَّبِيَّ (صلی الله علیه وآله وسلم) قَالَ: «إِنَّ الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى لاَ يَصْبُغُونَ، فَخَالِفُوهُمْ». (م/2103)
ترجمه: ابوهریره (رضي الله عنه) میگوید: نبی اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: «همانا یهود و نصاری (محاسن و موهایشان را) رنگ نمیزنند؛ لذا شما خلاف آنان، عمل کنید».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
1348ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رضي الله عنه) أَنَّ النَّبِيَّ (صلی الله علیه وآله وسلم) قَالَ: «إِنَّ الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى لاَ يَصْبُغُونَ، فَخَالِفُوهُمْ». (م/2103)
ترجمه: ابوهریره (رضي الله عنه) میگوید: نبی اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: «همانا یهود و نصاری (محاسن و موهایشان را) رنگ نمیزنند؛ لذا شما خلاف آنان، عمل کنید».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
1399- «وعن أوس بن أوس رضی الله عنه قال: قالَ رسولُ اللَّه صلی الله علیه وسلم : «إنَّ مِن أَفْضلِ أيَّامِكُمْ يَوْمَ الجُمُعة، فَأَكْثِرُوا عليَّ مِنَ الصلاةِ فيه، فإنَّ صَلاتَكُمْ معْرُوضَةٌ علَيَّ» فقالوا: يا رسول اللَّه، وكَيْفَ تُعرضُ صلاتُنَا عليْكَ وقدْ أرَمْت؟، يقول: بَلِيت، قالَ: «إنَّ اللَّه حَرم على الأرْضِ أجْساد الأنْبِياءِ»». رواهُ أبو داود بإسنادٍ صحيح.
1399- «از اوس بن اوس رضی الله عنه روایت است که:
رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: همانا روز جمعه از بهترین روزهای شما است، پس در آن بر من زیاده درود فرستید، زیرا درود شما بر من عرضه میشود. گفتند: یا رسول الله صلی الله علیه وسلم چگونه درود ما بر شما عرضه میشود، در حالیکه استخوانهایت پوسیده شده.
فرمود: خداوند اجساد پیامبران را بر زمین حرام کرده است (یعنی جسدشان پوسیده نمیشود)».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
1399- «از اوس بن اوس رضی الله عنه روایت است که:
رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: همانا روز جمعه از بهترین روزهای شما است، پس در آن بر من زیاده درود فرستید، زیرا درود شما بر من عرضه میشود. گفتند: یا رسول الله صلی الله علیه وسلم چگونه درود ما بر شما عرضه میشود، در حالیکه استخوانهایت پوسیده شده.
فرمود: خداوند اجساد پیامبران را بر زمین حرام کرده است (یعنی جسدشان پوسیده نمیشود)».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
1854- «وَعَنْهُ قَال: أخَذَ رَسُولُ اللَّه صلی الله علیه وسلم بِيَدِي فَقَال: «خَلَقَ اللَّه التُّرْبَةَ يوْمَ السَّبْتِ، وخَلَقَ فِيهَا الْجِبَالَ يَوْمَ الأحَد، وخَلَقَ الشَّجَرَ يَوْمَ الإثْنَيْن، وَخَلَقَ المَكْرُوهَ يَوْمَ الثُّلاثَاءِ، وَخَلَقَ النُّورَ يَوْمَ الأرْبَعَاءِ، وَبَثَّ فِيهَا الدَّوَابَّ يَوْمَ الخَمِيس، وخَلَقَ آدَمَ سلام الله علیه بَعْدَ الْعَصْرِ مِنْ يَوم الجُمُعَةِ في آخِرِ الْخَلْقِ في آخِرِ سَاعَةٍ مِنَ النَّهَارِ فِيمَا بَيْنَ الْعَصْرِ إلى الَّليلِ»». رواه مسلم.
1854- «از ابو هریره رضی الله عنه روایت است که گفت:
رسول الله صلی الله علیه وسلم دست مرا گرفته و فرمود: خداوند خاک را در روز دوشنبه آفریده و کوهها را در روز یکشنبه و درخت را روز دوشنبه و اشیای گران را (مثل آهن و غیره) روز سه شنبه و نور را روز چهار شنبه آفریده و هم خزندگان را روز پنجشنبه خلق نمود. و آدم سلام الله علیه را بعد از عصر روز جمعه در ساعت اخیر روز میان عصر تا شب آفرید».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
1854- «از ابو هریره رضی الله عنه روایت است که گفت:
رسول الله صلی الله علیه وسلم دست مرا گرفته و فرمود: خداوند خاک را در روز دوشنبه آفریده و کوهها را در روز یکشنبه و درخت را روز دوشنبه و اشیای گران را (مثل آهن و غیره) روز سه شنبه و نور را روز چهار شنبه آفریده و هم خزندگان را روز پنجشنبه خلق نمود. و آدم سلام الله علیه را بعد از عصر روز جمعه در ساعت اخیر روز میان عصر تا شب آفرید».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
476- «وعن خَبَّابِ بنِ الأَرَت، رضی الله عنه ، قال هَاجَرْنَا مَعَ رسول اللَّه صلی الله علیه وسلم نَلْتَمِسُ وَجهَ اللَّه تعالى فَوَقَعَ أَجْرُنا عَلى اللَّه، فَمِنَّا مَنْ مَاتَ وَلَمْ يأْكُلْ مِنْ أَجرِهِ شَيْئا. مِنْهُم مُصْعَبُ بن عَمَيْر، رضی الله عنه ، قُتِلَ يَوْمَ أُحُد، وَتَرَكَ نَمِرَةً، فَكُنَّا إِذَا غَطَّيْنا بهَا رَأْسَهُ، بَدَتْ رجْلاه، وَإِذَا غَطَّيْنَا بِهَا رِجْلَيْه، بَدَا رَأْسُه، فَأَمَرَنا رسولُ اللَّه صلی الله علیه وسلم ، أَنْ نُغَطِّيَ رَأْسَهُ، وَنَجْعَلَ عَلى رجْليهِ شَيْئاً مِنَ الإِذْخِر، ومِنَّا مَنْ أَيْنَعَتْ لَهُ ثَمَرَتُه. فَهُوَ يَهدبُهَا»، متفقٌ علیه.
476- «خباب بن ارت رضی الله عنه روایت مینماید:
ما برای رضای خدا با رسول الله صلی الله علیه وسلم هجرت نمودیم و اجر ما بر خداوند ثابت شد، سپس بعضی از ما وفات یافته و از مزدش چیزی نخورد که از جملهء ایشان مصعب بن عمیر رضی الله عنه بود که چون در روز احد بشهادت رسید، جامهء رنگین خط داری گذاشت که چون سرش را میپوشاندیم پاهایش برهنه میشد و چون پاهایش را میپوشاندیم سرش برهنه میگردید و رسول الله صلی الله علیه وسلم به ما امر فرمود که سرش را با آن پوشانده و بر پاهایش چیزی اذخر – گیاهی معروف و خوش بو است – بگذاریم، و از میان ما کسانی وجود دارند که میوهاش رسیده و او از آن میچیند».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
476- «خباب بن ارت رضی الله عنه روایت مینماید:
ما برای رضای خدا با رسول الله صلی الله علیه وسلم هجرت نمودیم و اجر ما بر خداوند ثابت شد، سپس بعضی از ما وفات یافته و از مزدش چیزی نخورد که از جملهء ایشان مصعب بن عمیر رضی الله عنه بود که چون در روز احد بشهادت رسید، جامهء رنگین خط داری گذاشت که چون سرش را میپوشاندیم پاهایش برهنه میشد و چون پاهایش را میپوشاندیم سرش برهنه میگردید و رسول الله صلی الله علیه وسلم به ما امر فرمود که سرش را با آن پوشانده و بر پاهایش چیزی اذخر – گیاهی معروف و خوش بو است – بگذاریم، و از میان ما کسانی وجود دارند که میوهاش رسیده و او از آن میچیند».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
477- «وعن سَهْلِ بنِ سَعْد السَّاعدي رضی الله عنه ، قال: قال رسول اللَّه صلی الله علیه وسلم : «لَوْ كَانَت الدُّنْيَا تَعْدِلُ عِنْدَ اللَّه جَنَاحَ بَعُوضَةٍ، مَا سَقَى كَافراً منْها شَرْبَةَ مَاءٍ»» رواه الترمذی. وقال حدیث حسن صحیح.
477- «سهل بن سعد ساعدی رضی الله عنه روایت میکند که:
پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم فرمود: هرگاه دنیا نزد خداوند به اندازهء بال پشهء ارزش میداشت، کافری در دنیان قطرهای آب نمیآشامید».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
477- «سهل بن سعد ساعدی رضی الله عنه روایت میکند که:
پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم فرمود: هرگاه دنیا نزد خداوند به اندازهء بال پشهء ارزش میداشت، کافری در دنیان قطرهای آب نمیآشامید».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب (3): سخنی در مورد منافقان و نشانههای آنان
1940ـ عَنْ قَيْسِ بْنِ عُبَادٍ (رضي الله عنه) قَالَ: قُلْنَا لِعَمَّارٍ: أَرَأَيْتَ قِتَالَكُمْ، أَرَأْيًا رَأَيْتُمُوهُ؟ فَإِنَّ الرَّأْىَ يُخْطِئُ وَيُصِيبُ، أَوْعَهْدًا عَهِدَهُ إِلَيْكُمْ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) فَقَالَ: مَا عَهِدَ إِلَيْنَا رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) شَيْئًا لَمْ يَعْهَدْهُ إِلَى النَّاسِ كَافَّةً، وَقَالَ:إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) قَالَ: «إِنَّ فِي أُمَّتِي. . . » قَالَ شُعْبَةُ: وَأَحْسِبُهُ قَالَ: حَدَّثَنِي حُذَيْفَةُ، وَقَالَ غُنْدَرٌ: أُرَاهُ قَالَ: «فِىأُمَّتِي اثْنَا عَشَرَ مُنَافِقًا لاَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ، وَلاَ يَجِدُونَ رِيحَهَا، حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِيَاطِ، ثَمَانِيَةٌمِنْهُمْ تَكْفِيكَهُمُ الدُّبَيْلَةُ: سِرَاجٌ مِنَ النَّارِ يَظْهَرُ فِي أَكْتَافِهِمْ، حَتَّى يَنْجُمَ مِنْ صُدُورِهِمْ». (م/2779)
ترجمه: قیس بن عباد (رضي الله عنه) میگوید: به عمار گفتیم: نظرت در مورد جنگی که (همراه علی) انجام دادید، چیست؟ آیا این جنگ صرفا رأی و نظر شما بود؟ که در این صورت میتوانگفت: رأی میتواند اشتباه یا درست باشد؛ یا اینکه شما بر اساس وصیت رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) وارد این جنگ شدید؟ عمار گفت: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) هیچ وصیتی به ما نکرد که آن رابرای سایر مردم نگوید؛ البته رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «در میان امت من. . . . . » یکی از راویان به نام شعبه میگوید : فکر میکنم گفت: حذیفه این حدیث را برایم بیانکرد و راوی دیگر بنام غندر میگوید: او خودش گفت که رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «در میان امتیان من دوازده نفر منافق وجود دارد که وارد بهشت نمیشوند و بوی بهشت همبه مشام آنها نمیرسد تا زمانی که شتر وارد سوراخ سوزن نگردد؛ هشت نفر از آنها را بیماری دُبیله به خاک میفرستد؛ و دبیله چراغی آتشین است که از شانههایشانظاهر میشود و به سینههایشان میرسد».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
1940ـ عَنْ قَيْسِ بْنِ عُبَادٍ (رضي الله عنه) قَالَ: قُلْنَا لِعَمَّارٍ: أَرَأَيْتَ قِتَالَكُمْ، أَرَأْيًا رَأَيْتُمُوهُ؟ فَإِنَّ الرَّأْىَ يُخْطِئُ وَيُصِيبُ، أَوْعَهْدًا عَهِدَهُ إِلَيْكُمْ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) فَقَالَ: مَا عَهِدَ إِلَيْنَا رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) شَيْئًا لَمْ يَعْهَدْهُ إِلَى النَّاسِ كَافَّةً، وَقَالَ:إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) قَالَ: «إِنَّ فِي أُمَّتِي. . . » قَالَ شُعْبَةُ: وَأَحْسِبُهُ قَالَ: حَدَّثَنِي حُذَيْفَةُ، وَقَالَ غُنْدَرٌ: أُرَاهُ قَالَ: «فِىأُمَّتِي اثْنَا عَشَرَ مُنَافِقًا لاَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ، وَلاَ يَجِدُونَ رِيحَهَا، حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِيَاطِ، ثَمَانِيَةٌمِنْهُمْ تَكْفِيكَهُمُ الدُّبَيْلَةُ: سِرَاجٌ مِنَ النَّارِ يَظْهَرُ فِي أَكْتَافِهِمْ، حَتَّى يَنْجُمَ مِنْ صُدُورِهِمْ». (م/2779)
ترجمه: قیس بن عباد (رضي الله عنه) میگوید: به عمار گفتیم: نظرت در مورد جنگی که (همراه علی) انجام دادید، چیست؟ آیا این جنگ صرفا رأی و نظر شما بود؟ که در این صورت میتوانگفت: رأی میتواند اشتباه یا درست باشد؛ یا اینکه شما بر اساس وصیت رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) وارد این جنگ شدید؟ عمار گفت: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) هیچ وصیتی به ما نکرد که آن رابرای سایر مردم نگوید؛ البته رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «در میان امت من. . . . . » یکی از راویان به نام شعبه میگوید : فکر میکنم گفت: حذیفه این حدیث را برایم بیانکرد و راوی دیگر بنام غندر میگوید: او خودش گفت که رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «در میان امتیان من دوازده نفر منافق وجود دارد که وارد بهشت نمیشوند و بوی بهشت همبه مشام آنها نمیرسد تا زمانی که شتر وارد سوراخ سوزن نگردد؛ هشت نفر از آنها را بیماری دُبیله به خاک میفرستد؛ و دبیله چراغی آتشین است که از شانههایشانظاهر میشود و به سینههایشان میرسد».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب (6): وزیدن بادی شدید هنگام مرگ یک منافق
1943ـ عَنْ جَابِرٍ (رضي الله عنه) أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) قَدِمَ مِنْ سَفَرٍ، فَلَمَّا كَانَ قُرْبَ الْمَدِينَةِ هَاجَتْ رِيحٌ شَدِيدَةٌ تَكَادُ أَنْ تَدْفِنَالرَّاكِبَ، فَزَعَمَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) قَالَ: «بُعِثَتْ هَذِهِ الرِّيحُ لِمَوْتِ مُنَافِقٍ» فَلَمَّا قَدِمَ الْمَدِينَةَ، فَإِذَا مُنَافِقٌعَظِيمٌ، مِنَ الْمُنَافِقِينَ، قَدْ مَاتَ. (م/2782)
ترجمه: جابر (رضي الله عنه) میگوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) از سفری برمیگشت. هنگامی که نزدیک مدینه رسید، بادی بسیار شدید، وزیدن گرفت تا جایی که نزدیک بود افراد سواره را از دید مردم،پنهان کند و با خود ببرد. رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «این باد به نشانهی مرگ یک منافق، فرستاده شده است». سپس هنگامی که به مدینه آمدند، دیدند که یکی از منافقانبسیار بزرگ، مُرده است.
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
1943ـ عَنْ جَابِرٍ (رضي الله عنه) أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) قَدِمَ مِنْ سَفَرٍ، فَلَمَّا كَانَ قُرْبَ الْمَدِينَةِ هَاجَتْ رِيحٌ شَدِيدَةٌ تَكَادُ أَنْ تَدْفِنَالرَّاكِبَ، فَزَعَمَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) قَالَ: «بُعِثَتْ هَذِهِ الرِّيحُ لِمَوْتِ مُنَافِقٍ» فَلَمَّا قَدِمَ الْمَدِينَةَ، فَإِذَا مُنَافِقٌعَظِيمٌ، مِنَ الْمُنَافِقِينَ، قَدْ مَاتَ. (م/2782)
ترجمه: جابر (رضي الله عنه) میگوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) از سفری برمیگشت. هنگامی که نزدیک مدینه رسید، بادی بسیار شدید، وزیدن گرفت تا جایی که نزدیک بود افراد سواره را از دید مردم،پنهان کند و با خود ببرد. رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «این باد به نشانهی مرگ یک منافق، فرستاده شده است». سپس هنگامی که به مدینه آمدند، دیدند که یکی از منافقانبسیار بزرگ، مُرده است.
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS