احادیث و سنت نبوی ﷺ
531 subscribers
821 photos
24 videos
1 link
Download Telegram
رسول الله ﷺفرموده

@THEHADIIS
باب (21): نهی از روزه‌ی وصال


595- عن أَبَی هُرَيْرَةَ (رضي الله عنه) قَالَ: نَهَى رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) عَنْ الْوِصَالِ، فَقَالَ رَجُلٌ مِنْ الْمُسْلِمِينَ: فَإِنَّكَ، يَا رَسُولَ اللَّهِ تُوَاصِلُ،قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «وَأَيُّكُمْ مِثْلِي؟ إِنِّي أَبِيتُ يُطْعِمُنِي رَبِّي وَيَسْقِينِي». فَلَمَّا أَبَوْا أَنْ يَنْتَهُوا عَنْ الْوِصَالِ وَاصَلَبِهِمْ يَوْمًا ثُمَّ يَوْمًا، ثُمَّ رَأَوْا الْهِلاَلَ فَقَالَ: «لَوْ تَأَخَّرَ الْهِلاَلُ لَزِدْتُكُمْ». كَالْمُنَكِّلِ لَهُمْ حِينَ أَبَوْا أَنْيَنْتَهُوا. (م/1103)


ترجمه: از ابوهریره (رضي الله عنه) روایت است که رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) از وصل کردن روزه به روزه‌ی دیگر، منع فرمود. یکی از مسلمانان پرسید: یا رسول الله! شما خود، روزه‌ی وصالمی‌گیرید؟ (بدون افطار و سحری، روز بعد هم، روزه می‌گیرید؟) رسول ‏الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «چه کسی از شما مانند من است!؟ مرا شبانه، الله متعال آب و غذا می‌دهد». اماوقتی مشاهده کرد که آنان از روزه‌ی وصال باز نمی‌آیند، سه روز پی در پی، همراه آنان، روزه گرفت تا اینکه هلال ماه نو (شوال) را رؤیت کردند. آنگاه، پیامبر اکرم صفرمود: «اگر هلال، رؤیت نمی‌شد، چند روز دیگر، بر آن می‌افزودم». راوی می‌گوید: این عمل پیامبرص به خاطر مجازات آنها بود که حاضر نشدند از روزه‌ی وصال، بازآیند.
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی

@THEHADIIS
باب (4): روزه گرفتن با دیدن ماه


574- عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ سقَالَ: ذَكَرَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) الْهِلاَلَ فَقَالَ: «إِذَا رَأَيْتُمُوهُ فَصُومُوا، وَإِذَا رَأَيْتُمُوهُ فَأَفْطِرُوا، فَإِنْأُغْمی‌عَلَيْكُمْ ،فَعُدُّوا ثَلاَثِينَ». (م/1081)


ترجمه: ابوهریره (رضي الله عنه) می‌گوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) سخن از هلال رمضان به میان آورد و فرمود: «هر گاه، هلال رمضان را دیدید، روزه بگیرید. و هر گاه، هلال شوال را مشاهدهکردید، افطار کنید. و اگر آسمان، ابری بود، (و هلال را ندیدید) سی روز را کامل نمایید». ترشابی
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
الوداع يا شهر رمضان.المنشد والمداح محمد ايوب كركوك
الوداع يا شهر_رمضان

خواننده: محمد ايوب كركوك
@THEHADIIS
دعا.محمدجبریل.01
دعای بسیار زیبای ختم قرآن
با صدای بسیار دلنشین شیخ محمد جبریل

@THEHADIIS
باب(5): ایمان چیست؟ و بیان خصلت‌های ایمان


15- عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ س: أَنَّ أُنَاسًا مِنْ عَبْدِ الْقَيْسِ قَدِمُوا عَلَى رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) فَقَالُوا: يَا نَبِيَّ اللَّهِ، إِنَّا حَيٌّ مِنْ رَبِيعَةَ، وَبَيْنَنَا وَبَيْنَكَ كُفَّارُ مُضَر،َ وَلاَ نَقْدِرُ عَلَيْكَ إِلاَّ فِي أَشْهُرِ الْحُرُمِ، فَمُرْنَا بِأَمْرٍ نَأْمُرُ بِهِ مَنْ وَرَاءَنَا وَنَدْخُلُ بِهِ الْجَنَّةَ إِذَا نَحْنُ أَخَذْنَا بِهِ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «آمُرُكُمْ بِأَرْبَعٍ، وَأَنْهَاكُمْ عَنْ أَرْبَعٍ: اعْبُدُوا اللَّهَ وَلاَ تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا، وَأَقِيمُوا الصَّلاَةَ، وَآتُوا الزَّكَاةَ، وَصُومُوا رَمَضَانَ، وَأَعْطُوا الْخُمُسَ مِنَ الْغَنَائِمِ، وَأَنْهَاكُمْ عَنْ أَرْبَعٍ: عَنِ الدُّبَّاءِ وَالْحَنْتَمِ وَالْمُزَفَّتِ وَالنَّقِيرِ». قَالُوا: يَا نَبِيَّ اللَّهِ مَا عِلْمُكَ بِالنَّقِيرِ؟ قَالَ: «بَلَى، جِذْعٌ تَنْقُرُونَهُ فَتَقْذِفُونَ فِيهِ مِنَ الْقُطَيْعَاءِ - قَالَ سَعِيدٌ: أَوْ قَالَ: مِنَ التَّمْرِ - ثُمَّ تَصُبُّونَ فِيهِ مِنَ الْمَاءِ، حَتَّى إِذَا سَكَنَ غَلَيَانُهُ شَرِبْتُمُوهُ، حَتَّى إِنَّ أَحَدَكُمْ - أَوْ: إِنَّ أَحَدَهُمْ - لَيَضْرِبُ ابْنَ عَمِّهِ بِالسَّيْفِ». قَالَ: وَفِي الْقَوْمِ رَجُلٌ أَصَابَتْهُ جِرَاحَةٌ كَذَلِكَ، قَالَ: وَكُنْتُ أَخْبَؤُهَا حَيَاءً مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ص، فَقُلْتُ: فَفِيمَ نَشْرَبُ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ: «فِي أَسْقِيَةِ الأَدَمِ الَّتِي يُلاَثُ عَلَى أَفْوَاهِهَا». قَالُوا: يَا رَسُولَ اللَّهِ، إِنَّ أَرْضَنَا كَثِيرَةُ الْجِرْذَانِ، وَلاَ تَبْقَى بِهَا أَسْقِيَةُ الأَدَمِ، فَقَالَ نَبِيُّ اللَّهِ ص: «وَإِنْ أَكَلَتْهَا الْجِرْذَانُ، وَإِنْ أَكَلَتْهَا الْجِرْذَانُ، وَإِنْ أَكَلَتْهَا الْجِرْذَانُ». قَالَ: وَقَالَ نَبِيُّ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) لأَِشَجِّ عَبْدِ الْقَيْسِ: «إِنَّ فِيكَ لَخَصْلَتَيْنِ يُحِبُّهُمَا اللَّهُ: الْحِلْمُ وَالأَنَاةُ». (م/18)


ترجمه: ابوسعید خدری (رضي الله عنه) می‌گوید: چند نفر از قبیله‌ی عبدالقیس نزد رسول اللهص آمدند و عرض کردند: ای پیامبر الله! ما تیره‌ای از قبیله‌ی ربیعه هستیم. میان ما و شما کفار قبیله‌ی مضر، قرار دارند. به همین خاطر، فقط در ماه‌های حرام می‌توانیم خدمت شما بیاییم. لذا به ما دستوری بدهید که اگر به آن عمل کنیم، وارد بهشت شویم و همچنین آنرا به کسانی که همراه ما نیامده‌اند، برسانیم. رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «شما را به چهار چیز، دستور می‌دهم و از چهار چیز، برحذر می‌دارم: 1- الله را پرستش کنید و با او هیچ چیز، شریک قرار ندهید 2- نماز را برپا دارید 3- زکات بدهید 4- ماه رمضان را روزه بگیرید 5- خمس یعنی یک پنجم غنایم جنگ را به بیت المال پرداخت کنید. و چهار چیزی که شما را از آنها برحذر می‌دارم عبارتند از: 1- ظرف کدو 2- خم 3- ظرف قیراندود 4- نقیر». (ظرف‌هایی بودندکه از آنها درآن زمان، برای درست کردن شراب استفاده می‌کردند). آنها پرسیدند: ای پیامبر الله! شناخت شما از نقیر چیست؟ فرمود: «بلی، همان تنه‌ی درخت خرمایی است که شما آنرا سوراخ می‌کنید و درآن خرماهای کوچک می‌اندازید». سعید می‌گوید: یا اینکه فرمود: «خرما می‌اندازید. سپس در آن آب می‌ریزید و صبر می‌کنید تا از جوش و خروش بیفتد. سپس آن را می‌نوشید و کار بجایی می‌رسد که یکی از شما پسر عمویش را با شمشیر می‌زند». راوی می‌گوید: قابل یادآوری است که در میان آنان، مردی وجود داشت که زخمی ‌شده بود. من در حالی که زخم‌اش را به علت شرم و حیا، از رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) پنهان می‌کردم، گفتم: یا رسول الله! پس در چه چیزی آب بنوشیم؟ فرمود: «در مشک‌های دباغی شده که دهانه‌ی آنها با نخ، بسته می‌شود». آنان گفتند: یا رسول الله! موش در سرزمین ما زیاد است و مشک‌های دباغی شده در آن، دوام ندارد. رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «اگر چه موش‌ها آنها را بخورند، اگر چه موش‌ها آنها را بخورند، اگر چه موش‌ها آنها را بخورند». همچنین رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) به أشجّ قبیله‌ی عبدالقیس فرمود: «تو از دو خصلت برخورداری که الله متعال آنها را دوست دارد: خرد و بردباری».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب(7): هنگام وسوسه‌ی شیطان، ایمان بیاورید و به الله پناه ببرید


17- عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رضي الله عنه) عَنِ النَّبِيِّ (صلی الله علیه وآله وسلم) قَالَ: «لاَ يَزَالُ النَّاسُ يَسْأَلُونَكُمْ عَنِ الْعِلْمِ حَتَّى يَقُولُوا: هَذَا اللَّهُ خَلَقَنَا، فَمَنْ خَلَقَ اللَّهَ»؟ قَالَ: وَهُوَ آخِذٌ بِيَدِ رَجُلٍ، فَقَالَ: صَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ، قَدْ سَأَلَنِي اثْنَانِ وَهَذَا الثَّالِثُ، أَوْ قَالَ: سَأَلَنِي وَاحِدٌ، وَهَذَا الثَّانِي. (م/135)


ترجمه: ابوهریره (رضي الله عنه) می‌گوید: نبی اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: «همچنان مردم از شما در مورد علم می‌پرسند تاجایی که می‌گویند: این الله است که ما را آفریده است؛ پس الله را چه کسی آفریده است»؟ راوی می‌گوید: ابوهریره در حالی این سخنان را می‌گفت که دست مردی را گرفته بود و گفت: الله و رسولش درست می‌گویند. دو نفر از من در این باره پرسیدند و این، سومی‌است. و یا گفت: یک نفر از من پرسید و این، دومی ‌است.


17ب ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رضي الله عنه) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص. «لاَ يَزالَُوْنَ يَسْأَلُونَکَ يَا أَبَا هُرَيْرَةَ حَتَّى يَقُولُوا: هَذَا اللَّهُ ، فَمَنْ خَلَقَ اللَّهَ»؟ قَالَ: فَبَيْنَا أَنَا فِي الْمَسْجِدِ إِذْ جَاءَنِي نَاسٌ مِنَ الأَعْرَابِ، فَقَالُوا: يَا أَبَا هُرَيْرَةَ هَذَا اللَّهُ خَلَقنا، فَمَنْ خَلَقَ اللَّهَ؟ قَالَ: فَأَخَذَ حَصًى بِكَفِّهِ فَرَمَاهُمْ بِهِ ثُمَّ قَالَ: قُومُوا قُومُوا صَدَقَ خَلِيلِي (صلی الله علیه وآله وسلم) (م/135).


ترجمه: ابوهریره (رضي الله عنه) می‌گوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «همچنان مردم از شما در مورد علم می‌پرسند تا جایی که می‌گویند: این الله است (که ما را آفریده است) پس الله را چه کسی آفریده است»؟ ابوهریره (رضي الله عنه) می‌گوید: روزی در مسجد بودم که تعدادی بادیه نشین نزد من آمدند و گفتند: ای ابوهریره! این الله است که ما را آفریده است پس الله را چه کسی آفریده است؟ ابوهریره (رضي الله عنه) یک مشت سنگریزه برداشت و بسوی آنها پرتاب کرد و گفت: بلند شوید، بلند شوید، حقا که دوستم (صلی الله علیه وآله وسلم) راست گفت. توضیح: آنچه در عنوان باب، مطرح شده است، در احادیث فوق، نیامده است اما در روایات دیگر صحیح مسلم آمده است که هرگاه، چنین سخنانی مطرح شد، شخص باید بگوید: «به الله ایمان آوردم و از شیطان به الله پناه ببرد و جلوتر نرود».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
رسول الله ﷺفرموده


@THEHADIIS
#عید سعید فطر بر شما بزرگواران مبارک


طاعات و عبادات مبقول الله منان
باب(6): آنچه دختر بچه‌ها روز عید می‌خوانند


432- عَنْ عَائِشَةَ ل قَالَتْ: دَخَلَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) وَعِنْدِي جَارِيَتَانِ تُغَنِّيَانِ بِغِنَاءِ بُعَاثٍ، فَاضْطَجَعَ عَلَى الْفِرَاشِ وَحَوَّلَ وَجْهَهُ، فَدَخَلَ أَبُو بَكْرٍ (رضي الله عنه) فَانْتَهَرَنِي وَقَالَ: مِزْمَارُ الشَّيْطَانِ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص؟ فَأَقْبَلَ عَلَيْهِ رَسُولُ اللَّهِ ص، فَقَالَ: «دَعْهُمَا». فَلَمَّا غَفَلَ غَمَزْتُهُمَا فَخَرَجَتَا، وَكَانَ يَوْمَ عِيدٍ، يَلْعَبُ السُّودَانُ بِالدَّرَقِ وَالْحِرَابِ، فَإِمَّا سَأَلْتُ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) وَإِمَّا قَالَ: «تَشْتَهِينَ تَنْظُرِينَ». فَقُلْتُ: نَعَمْ، فَأَقَامَنِي وَرَاءَهُ، خَدِّي عَلَى خَدِّهِ، وَهُوَ يَقُولُ: «دُونَكُمْ يَا بَنِي أَرْفِدَةَ». حَتَّى إِذَا مَلِلْتُ قَالَ: «حَسْبُكِ»؟ قُلْتُ: نَعَمْ، قَالَ: «فَاذْهَبِي». (م/892)


ترجمه: ام المونین عایشه (رضی الله عنها) می‌گوید: دو دختر بچه نزد من مشغول خواندن شعر بعاث بودند که رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) وارد شد و برای استراحت به رختخواب رفت و دراز کشید و چهره‌اش را برگرداند. سپس ابوبکر (رضي الله عنه) وارد شد و با دیدن این صحنه، مرا به شدت سرزنش نمود و گفت: صدای شیطان در خانه‌ی‌ پیامبر!؟ رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) رو به ابوبکر نمود و فرمود: «آنان را به حال خود بگذار». ام المونین عایشه (رضی الله عنها) می‌گوید: پس از اینکه ابوبکر (رضي الله عنه) سرگرم کاری دیگر شد، من اشاره کردم و آنها رفتند. همچنین در یکی از روزهای عید، تعدادی حبشی با نیزه و سپرهای ساخته شده از چوب، بازی می‌کردند. من از رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) درخواست نمودم (که بازی آنها را نگاه کنم) یا خودش فرمود: «آیا دوست داری تماشا کنی»؟ گفتم: بلی. پس مرا پشت سر خود، قرار داد و در حالی که رخسارم به رخسارش چسبیده بود، می‌فرمود: «ای فرزندان ارفده! بازی کنید» تا اینکه من خسته شدم. آنگاه رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: «کافی است»؟ گفتم: بلی. فرمود: «پس برو».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب(5): رفتن زنان به نمازهای عید


431- عَنْ أُمِّ عَطِيَّةَ ب قَالَتْ: أَمَرَنَا رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) أَنْ نُخْرِجَهُنَّ فِي الْفِطْرِ وَالأَضْحَى: الْعَوَاتِقَ وَالْحُيَّضَ وَذَوَاتِ الْخُدُورِ، فَأَمَّا الْحُيَّضُ فَيَعْتَزِلْنَ الصَّلاةَ، وَيَشْهَدْنَ الْخَيْرَ وَدَعْوَةَ الْمُسْلِمِينَ، قُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ: إِحْدَانَا لا يَكُونُ لَهَا جِلْبَابٌ؟ قَالَ: «لِتُلْبِسْهَا أُخْتُهَا مِنْ جِلْبَابِهَا». (م/890)


ترجمه: ام عطیه ل می‌گوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) به ما دستور داد تا دختران جوان، زنان محجبه و زنانی را که در دوران قاعدگی بسر می‌برند، برای نماز عید فطر و قربان ببریم. البته زنان حائضه نباید وارد مصلا شوند. فقط در این مجلس خیر و دعوت مسلمانان، شرکت کنند. ا م عطیه می‌گوید: من گفتم: یا رسول الله! اگر یکی از ما روپوشی برای حجاب نداشت، چکار کند؟ فرمود: «خواهرش از روپوش‌های خودش به او بدهد».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
رسول الله ﷺفرموده

@THEHADIIS
باب (4): كارگري كه مزد خود را دريافت نكرده باشد و صاحب كار، مزدش را بكار اندازد و بر آن، بيفزايد


1048- «عَنْ عَبْداللَّهِ بْنِ عُمَرَ (رض) قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (ص) يَقُولُ: «انْطَلَقَ ثَلاثَةُ رَهْطٍ مِمَّنْ كَانَ قَبْلَكُمْ حَتَّى أَوَوُا الْمَبِيتَ إِلَى غَارٍ فَدَخَلُوهُ فَانْحَدَرَتْ صَخْرَةٌ مِنَ الْجَبَلِ فَسَدَّتْ عَلَيْهِمُ الْغَارَ، فَقَالُوا: إِنَّهُ لا يُنْجِيكُمْ مِنْ هَذِهِ الصَّخْرَةِ إِلاَّ أَنْ تَدْعُوا اللَّهَ بِصَالِحِ أَعْمَالِكُمْ، فَقَالَ رَجُلٌ مِنْهُمُ: اللَّهُمَّ كَانَ لِي أَبَوَانِ شَيْخَانِ كَبِيرَانِ، وَكُنْتُ لا أَغْبِقُ قَبْلَهُمَا أَهْلاً وَلا مَالاً، فَنَأَى بِي فِي طَلَبِ شَيْءٍ يَوْمًا، فَلَمْ أُرِحْ عَلَيْهِمَا حَتَّى نَامَا، فَحَلَبْتُ لَهُمَا غَبُوقَهُمَا، فَوَجَدْتُهُمَا نَائِمَيْنِ، وَكَرِهْتُ أَنْ أَغْبِقَ قَبْلَهُمَا أَهْلاً أَوْ مَالاً، فَلَبِثْتُ وَالْقَدَحُ عَلَى يَدَيَّ أَنْتَظِرُ اسْتِيقَاظَهُمَا حَتَّى بَرَقَ الْفَجْرُ، فَاسْتَيْقَظَا فَشَرِبَا غَبُوقَهُمَا، اللَّهُمَّ إِنْ كُنْتُ فَعَلْتُ ذَلِكَ ابْتِغَاءَ وَجْهِكَ فَفَرِّجْ عَنَّا مَا نَحْنُ فِيهِ مِنْ هَذِهِ الصَّخْرَةِ، فَانْفَرَجَتْ شَيْئًا لا يَسْتَطِيعُونَ الْخُرُوجَ»، قَالَ النَّبِيُّ (ص): وَقَالَ الآخَرُ: اللَّهُمَّ كَانَتْ لِي بِنْتُ عَمٍّ كَانَتْ أَحَبَّ النَّاسِ إِلَيَّ، فَأَرَدْتُهَا عَنْ نَفْسِهَا فَامْتَنَعَتْ مِنِّي، حَتَّى أَلَمَّتْ بِهَا سَنَةٌ مِنَ السِّنِينَ، فَجَاءَتْنِي فَأَعْطَيْتُهَا عِشْرِينَ وَمِائَةَ دِينَارٍ عَلَى أَنْ تُخَلِّيَ بَيْنِي وَبَيْنَ نَفْسِهَا فَفَعَلَتْ، حَتَّى إِذَا قَدَرْتُ عَلَيْهَا، قَالَتْ: لا أُحِلُّ لَكَ أَنْ تَفُضَّ الْخَاتَمَ إِلاَّ بِحَقِّهِ، فَتَحَرَّجْتُ مِنَ الْوُقُوعِ عَلَيْهَا، فَانْصَرَفْتُ عَنْهَا وَهِيَ أَحَبُّ النَّاسِ إِلَيَّ، وَتَرَكْتُ الذَّهَبَ الَّذِي أَعْطَيْتُهَا، اللَّهُمَّ إِنْ كُنْتُ فَعَلْتُ ابْتِغَاءَ وَجْهِكَ فَافْرُجْ عَنَّا مَا نَحْنُ فِيهِ، فَانْفَرَجَتِ الصَّخْرَةُ، غَيْرَ أَنَّهُمْ لا يَسْتَطِيعُونَ الْخُرُوجَ مِنْهَا» قَالَ النَّبِيُّ (ص): «وَقَالَ الثَّالِثُ: اللَّهُمَّ إِنِّي اسْتَأْجَرْتُ أُجَرَاءَ فَأَعْطَيْتُهُمْ أَجْرَهُمْ غَيْرَ رَجُلٍ وَاحِدٍ تَرَكَ الَّذِي لَهُ وَذَهَبَ، فَثَمَّرْتُ أَجْرَهُ حَتَّى كَثُرَتْ مِنْهُ الأَمْوَالُ فَجَاءَنِي بَعْدَ حِينٍ، فَقَالَ: يَا عَبْدَ اللَّهِ أَدِّ إِلَيَّ أَجْرِي، فَقُلْتُ لَهُ: كُلُّ مَا تَرَى مِنْ أَجْرِكَ مِنَ الإِبِلِ وَالْبَقَرِ وَالْغَنَمِ وَالرَّقِيقِ، فَقَالَ: يَا عَبْدَ اللَّهِ لا تَسْتَهْزِئُ بِي، فَقُلْتُ: إِنِّي لا أَسْتَهْزِئُ بِكَ، فَأَخَذَهُ كُلَّهُ فَاسْتَاقَهُ فَلَمْ يَتْرُكْ مِنْهُ شَيْئًا، اللَّهُمَّ فَإِنْ كُنْتُ فَعَلْتُ ذَلِكَ ابْتِغَاءَ وَجْهِكَ فَافْرُجْ عَنَّا مَا نَحْنُ فِيهِ، فَانْفَرَجَتِ الصَّخْرَةُ فَخَرَجُوا يَمْشُونَ»». (بخارى: 2272)


ترجمه: «عبد الله بن عمر (رض) می‌گوید: از رسول الله (ص) شنیدم كه فرمود: «سه نفر از امتهای گذشته، براه افتادند و شب را در غاری، بیبوته نمودند. ناگهان، سنگ بزرگی از قله كوه، سرازیر شد و دهانه غار را كاملاً مسدود نمود. به یكدیگر گفتند: راه نجاتی از این سنگ، وجود ندارد مگر اینكه به اعمال نیک خود، متوسل شده و از خدا بخواهیم. (تا ما را نجات دهد). یكی از آنان، دعا كرد و گفت: پروردگارا! پدر و مادرم سالخورده بودند و من قبل از زن و فرزند و غلام و كنیزان خود، به آنها غذا می‌دادم. روزی، بخاطر كاری، دیر به خانه برگشتم و قبل از اینكه خدمت والدینم برسم، آنها خواب رفته بودند. شیر دوشیدم و آنها را بدست گرفتم و تمام شب، در انتظار بیدار شدن آنان، روی پاهایم ایستادم و به اهل خانه‏ام چیزی ندادم. هنگام صبح، وقتی كه آنها بیدار شدند، آن شیرها را به آنان، دادم. پروردگارا! اگر این عمل را بخاطر خوشنودی تو انجام داده‌ام، ما را از این مصیبتی كه گرفتار آن شده‌ایم، نجات ده. آنگاه، سنگ، اندكی تكان خورد. اما نه در حدی كه آنان بتوانند از غار، بیرون بیایند». رسول ‏الله (ص) فرمود: «سپس، نفر دوم، دست به دعا برداشت و گفت: پروردگارا! من دختر عمویی داشتم كه فریفته او شده بودم. روزی می‏خواستم با او زنا كنم ولی امتناع ورزید. تا اینكه در یكی از سالها، نیاز پیدا كرد و نزد من آمد. گفتم: اگر خود را در اختیار من قرار دهی، یكصد و بیست دینار به تو خواهم داد. او ناچاراً پذیرفت. وقتی كاملاً برای انجام آن عمل، آماده شدم، گفت: شكستن این گوهر عفت، برای تو حرام است. من از انجام آن عمل، منصرف شدم . و مبلغ مذكور را به او بخشیدم و از او جدا شدم در
حالی كه نزد من از همه مردم، محبوبتر بود. پروردگارا! اگر این كار، بخاطر خوشنودی تو بوده است، ما را از این گرفتاری، نجات بده. آنگاه، سنگ، اندكی از جایش تكان خورد. اما نه به اندازه‌ای كه آنان بتوانند از غار، بیرون بیایند». رسول ‏الله (ص) فرمود: «سپس نفر سوم، دست به دعا برداشت و گفت: پروردگارا! چند كارگر را به كاری گماشتم و مزد آنان را پرداخت نمودم. مگر یک نفر كه بدون دریافت مزد، رفته بود. من مزد او را به كار انداختم تا اینكه ثروت زیادی بدست آمد. پس از مدتی، آن كارگر نزد من آمد و گفت: ای بنده خدا! مزد مرا پرداخت كن. گفتم: آنچه گاو، گوسفند، شتر و برده كه اینجا می‏بینی، از آنِ تو هستند. گفت: ای بنده خدا! مرا مسخره نكن! گفتم: تو را مسخره نمی‌كنم. سرانجام، او تمام آنها را در پیش گرفت و با خود برد و چیزی باقی نگذاشت. پروردگارا! اگر این كار را بخاطر رضای تو انجام داده‌ام، ما را از این گرفتاری نجات بده. آنگاه، سنگ، از دهانه غار، كنار رفت و آنها بیرون رفتند».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب (2): اگر چوپان يا وكيل گوسفندي را در حال مردن يا چيزي را در حال فاسد شدن ديد، گوسفند را ذبح نمايد و مانع فاسد شدن آن چيز شود


1056- «عَنْ كَعْبِ بْنِ مَالِكٍ (رض) أَنَّهُ كَانَتْ لَهُمْ غَنَمٌ تَرْعَى بِسَلْعٍ فَأَبْصَرَتْ جَارِيَةٌ لَنَا بِشَاةٍ مِنْ غَنَمِنَا مَوْتًا فَكَسَرَتْ حَجَرًا فَذَبَحَتْهَا بِهِ، فَقَالَ لَهُمْ: لا تَأْكُلُوا حَتَّى أَسْأَلَ النَّبِيَّ (ص) أَوْ أُرْسِلَ إِلَى النَّبِيِّ (ص) مَنْ يَسْأَلُهُ، وَأَنَّهُ سَأَلَ النَّبِيَّ (ص) عَنْ ذَاكَ أَوْ أَرْسَلَ فَأَمَرَهُ بِأَكْلِهَا». (بخارى: 2304)


ترجمه: «كعب بن مالک (رض) روایت می‌كند كه وی تعدادی گوسفند داشت كه در منطقه سلع، مشغول چرا بودند. كنیزی، یكی از گوسفندان ما را در حال مردن، دید. سنگی را دو نیم كرد و بوسیله آن، گوسفند را ذبح نمود. كعب به مردم گفت: آنرا نخورید تا از رسول خدا (ص) بپرسم یا كسی را نزد آنحضرت (ص) بفرستم تا از ایشان بپرسد. سرانجام، كعب از رسول خدا (ص) در این باره پرسید یا كسی را فرستاد تا بپرسد. رسول خدا (ص) دستور داد تا آن را بخورند».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
رسول الله ﷺفرموده

@THEHADIIS
باب (4): نماز مغرب، در سفر هم، سه ركعت خوانده مي‏شود


575- «عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ عُمَرَ (رض) قَالَ: رَأَيْتُ النَّبِيَّ (ص) يُصَلِّي إِذَا أَعْجَلَهُ السَّيْرُ يُؤَخِّرُ الْمَغْرِبَ فَيُصَلِّيهَا ثَلاثًا، ثُمَّ يُسَلِّمُ، ثُمَّ قَلَّمَا يَلْبَثُ حَتَّى يُقِيمَ الْعِشَاءَ، فَيُصَلِّيهَا رَكْعَتَيْنِ، ثُمَّ يُسَلِّمُ، وَلا يُسَبِّحُ بَعْدَ الْعِشَاءِ، حَتَّى يَقُومَ مِنْ جَوْفِ اللَّيْلِ». (بخارى:1092)


ترجمه: «عبد الله بن عمر (رض) می‌گوید: من رسول الله (ص) را دیدم كه هنگام عجله در مسافرت، نماز مغرب را بتأخیر می‌انداخت و آنگاه، سه ركعت می‌خواند. و چند لحظه بعد، دو ركعت نماز عشاء، می‌خواند. و بعد از آن، نمازی نمی‌خواند تا اینكه نصف شب (برای تهجد) بیدار می‏شد».


576- «عَنْ جَابِرٍ (رض) قَالَ: كان النَّبِيَّ (ص) يُصَلِّي التَّطَوُّعَ وَهُوَ رَاكِبٌ فِي غَيْرِ الْقِبْلَةِ». (بخارى: 1094)


ترجمه: «جابر بن عبدالله (رض) می‌گوید: رسول الله (ص) نمازهای نفل را در حالت سواری و بدون اینكه روبه قبله باشد، می‌خواند».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب (10): اگر كسي بخاطر عذري، نماز را نشسته شروع كرد و در اثناي نماز، احساس كرد كه حالش بهتر شده است، بقيۀ نماز را ايستاده بخواند


582- «عَنْ عَائِشَةَ ل، أُمِّ الْمُؤْمِنِينَ: أَنَّهَا لَمْ تَرَ رَسُولَ اللَّهِ (ص) يُصَلِّي صَلاةَ اللَّيْلِ قَاعِدًا قَطُّ، حَتَّى أَسَنَّ، فَكَانَ يَقْرَأُ قَاعِدًا حَتَّى إِذَا أَرَادَ أَنْ يَرْكَعَ قَامَ فَقَرَأَ نَحْوًا مِنْ ثَلاثِينَ آيَةً أَوْ أَرْبَعِينَ آيَةً، ثُمَّ رَكَعَ». (بخارى: 1118)


ترجمه: «ام المومنین عایشه (رض) می‌گوید: من رسول الله (ص) را ندیدم كه نماز شب را نشسته بخواند مگر زمانی كه پا به سن گذاشت. در این هنگام، قرائت را نشسته می‏خواند و وقتی كه می‌خواست به ركوع برود، بلند می‌شد و حدود سی تا چهل آیه، قرائت می‌نمود. سپس، به ركوع می‌رفت».


583- «وَعَنْهَا (رض) فِيْ رِوَايَةٍ: ثُمَّ يَفْعَلُ فِي الرَّكْعَةِ الثَّانِيَةِ مِثْلَ ذَلِكَ، فَإِذَا قَضَى صَلاتَهُ نَظَرَ: فَإِنْ كُنْتُ يَقْظَى تَحَدَّثَ مَعِي، وَإِنْ كُنْتُ نَائِمَةً اضْطَجَعَ». (بخارى: 1119)


ترجمه: «و در روایتی دیگر، عایشه (رض) می‌گوید: رسول الله (ص) در ركعت دوم نیز، چنین می‏كرد و پس از اتمام نماز، اگر من بیدار ‏بودم، با من حرف می‏زد وگرنه، می‏خوابید».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
رسول اللهﷺفرموده
@THEHADIIS
- «وعن أبي هريرة س قال: قال رسول اللَّه ص: «لا يَجْزِي ولَدٌ والِداً إِلاَّ أَنْ يَجِدَهُ مـملُوكاً، فَيَشْتَرِيَهُ، فَيَعْتِقَهُ»» رواه مسلم.

۳۱۳. از«ابوهریره س روایت شده است که پیامبر صفرمودند: «هیچ فرزندی جزای پدرش را نمی‌دهد، مگر این که پدرش را برده‌ی کسی ببیند و او را بخرد و آزاد کند»»
@THEHADIIS