1522- «وعنْ مُعاذ رضی الله عنه قال: قُلْتُ يا رسُول اللَّهِ أخبرني بِعَمَلٍ يُدْخِلُني الجَنَّة، ويُبَاعِدُني عن النَّار؟ قَال: «لَقدْ سَأَلْتَ عنْ عَظِيم، وإنَّهُ لَيَسِيرٌ عَلى منْ يَسَّرَهُ اللَّه تَعَالى علَيه: تَعْبُد اللَّه لا تُشْركُ بِهِ شَيْئا، وتُقِيمُ الصَّلاة، وتُؤتي الزَّكَاة، وتصُومُ رمضَانَ وتَحُجُّ البَيْتَ إن استطعت إِلَيْهِ سَبِيْلاً، ثُمَّ قَال: «ألا أدُلُّك عَلى أبْوابِ الخَيْر؟ الصَّوْمُ جُنَّة.،الصَّدَقةٌ تطْفِيءُ الخَطِيئة كما يُطْفِيءُ المَاءُ النَّار، وصلاةُ الرَّجُلِ منْ جوْفِ اللَّيْلِ» ثُمَّ تَلا: ﴿تَتَجَافَىٰ جُنُوبُهُمۡ عَنِ ٱلۡمَضَاجِعِ﴾ حتَّى بلَغَ ﴿يَعۡمَلُونَ﴾ [السجدة: 16-17]. ثُمَّ قال: «ألا أُخْبِرُكَ بِرَأسِ الأمْر، وعمودِه، وذِرْوةِ سَنامِهِ» قُلت: بَلى يا رسول اللَّه: قَال: «رأْسُ الأمْرِ الإسْلام، وعَمُودُهُ الصَّلاة. وذروةُ سنامِهِ الجِهَادُ» ثُمَّ قال: «ألا أُخْبِرُكَ بـِمِلاكِ ذلكَ كله؟» قُلْت: بَلى يا رسُولَ اللَّه. فَأَخذَ بِلِسَانِهِ قال: «كُفَّ علَيْكَ هذا» قُلْتُ: يا رسُولَ اللَّهِ وإنَّا لمُؤَاخَذون بمَا نَتَكلَّمُ بِه؟ فقَال: ثَكِلتْكَ أُمُّك، وهَلْ يَكُبُّ النَّاسَ في النَّارِ على وَجُوهِهِم إلاَّ حصَائِدُ ألْسِنَتِهِم؟»». رواه الترمذي وقال: حدِيثٌ حسنٌ صحيح، وقد سبق شرحه.
1522- «از معاذ رضی الله عنه روایت شده که گفت:
گفتم: یا رسول الله صلی الله علیه وسلم از عملی با خبرم کن که مرا به بهشت داخل نموده و از دوزخ دور کند!
فرمود: از چیز بزرگی سؤال کردی و آن آسان است بر کسیکه خداوند بر او آسان کند و آن اینکه خدا را پرستش نموده و به او چیزی شریک نیاوری و نماز بگذاری و زکات بدهی و روزهء ماه رمضان را بگیری و حج خانه کنی، اگر توانستی که به آن دست یابی. سپس فرمود: آیا ترا به دروازههای خیر راهنمائی نکنم؟ روزه سپر است و صدقه گناه را خاموش میکند، چنانکه آب آتش را خاموش میسازد. و نماز شخص در دل شب. سپس تلاوت نمود: ﴿تَتَجَافَىٰ جُنُوبُهُمۡ عَنِ ٱلۡمَضَاجِعِ﴾ تا اینکه رسید به ﴿يَعۡمَلُونَ﴾ [السجدة: 16-17]. بعد فرمود: آیا ترا از اساس کار و ستونش و بلندی و قلهاش باخبر نسازم؟
گفتم: آری یا رسول الله صلی الله علیه وسلم !
فرمود: اسلام اساس کار است و ستونش نماز و بلندی قلهاش جهاد میباشد. باز فرمود: آیا ترا به اساس و زیربنای همهء اینها خبر ندهم؟ گفتم: آری یا رسول الله صلی الله علیه وسلم !
آنحضرت صلی الله علیه وسلم زبان خود را گرفته و فرمود: این را بر خود نگهدار.
گفتم: یا رسول الله صلی الله علیه وسلم ! آیا به آنچه سخن میگوییم، مؤاخذه میشویم؟ فرمود: مادرت به سوگ تو بنشیند و آیا مردم را بجز محصول زبانهایشان چیز دیگری در دوزخ سرنگون میسازد؟»
@THEHADIIS
1522- «از معاذ رضی الله عنه روایت شده که گفت:
گفتم: یا رسول الله صلی الله علیه وسلم از عملی با خبرم کن که مرا به بهشت داخل نموده و از دوزخ دور کند!
فرمود: از چیز بزرگی سؤال کردی و آن آسان است بر کسیکه خداوند بر او آسان کند و آن اینکه خدا را پرستش نموده و به او چیزی شریک نیاوری و نماز بگذاری و زکات بدهی و روزهء ماه رمضان را بگیری و حج خانه کنی، اگر توانستی که به آن دست یابی. سپس فرمود: آیا ترا به دروازههای خیر راهنمائی نکنم؟ روزه سپر است و صدقه گناه را خاموش میکند، چنانکه آب آتش را خاموش میسازد. و نماز شخص در دل شب. سپس تلاوت نمود: ﴿تَتَجَافَىٰ جُنُوبُهُمۡ عَنِ ٱلۡمَضَاجِعِ﴾ تا اینکه رسید به ﴿يَعۡمَلُونَ﴾ [السجدة: 16-17]. بعد فرمود: آیا ترا از اساس کار و ستونش و بلندی و قلهاش باخبر نسازم؟
گفتم: آری یا رسول الله صلی الله علیه وسلم !
فرمود: اسلام اساس کار است و ستونش نماز و بلندی قلهاش جهاد میباشد. باز فرمود: آیا ترا به اساس و زیربنای همهء اینها خبر ندهم؟ گفتم: آری یا رسول الله صلی الله علیه وسلم !
آنحضرت صلی الله علیه وسلم زبان خود را گرفته و فرمود: این را بر خود نگهدار.
گفتم: یا رسول الله صلی الله علیه وسلم ! آیا به آنچه سخن میگوییم، مؤاخذه میشویم؟ فرمود: مادرت به سوگ تو بنشیند و آیا مردم را بجز محصول زبانهایشان چیز دیگری در دوزخ سرنگون میسازد؟»
@THEHADIIS
باب (1): آغاز کردن از خود و خانواده و خویشاوندان
883- عَنْ جَابِرٍ س قَالَ: أَعْتَقَ رَجُلٌ مِنْ بَنِي عُذْرَةَ عَبْدًا لَهُ عَنْ دُبُرٍ، فَبَلَغَ ذَلِكَ رَسُولَ اللَّهِ ص فَقَالَ: «أَلَكَ مَالٌ غَيْرُهُ»؟ فَقَالَ: لاَ، فَقَالَ: «مَنْ يَشْتَرِيهِ مِنِّي»؟ فَاشْتَرَاهُ نُعَيْمُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْعَدَوِيُّ بِثَمَانِ مِائَةِ دِرْهَمٍ، فَجَاءَ بِهَا رَسُولَ اللَّهِ ص فَدَفَعَهَا إِلَيْهِ ثُمَّ قَالَ: «ابْدَأْ بِنَفْسِكَ فَتَصَدَّقْ عَلَيْهَا، فَإِنْ فَضَلَ شَيْءٌ فَلأَِهْلِكَ، فَإِنْ فَضَلَ عَنْ أَهْلِكَ شَيْءٌ فَلِذِي قَرَابَتِكَ، فَإِنْ فَضَلَ عَنْ ذِي قَرَابَتِكَ شَيْءٌ فَهَكَذَا وَهَكَذَا». يَقُولُ: فَبَيْنَ يَدَيْكَ وَعَنْ يَمِينِكَ وَعَنْ شِمَالِكَ. (م/997)
ترجمه: جابر س میگوید: مردی از بنی عذره، بردهای را مدبر ساخت (به او گفت: بعد از مرگ من، آزاد هستی.) هنگامیکه این سخن به رسول الله ص رسید، فرمود: «آیا بجز این برده، مال دیگری هم داری»؟ آن مرد گفت: نه. فرمود: «چه کسی او را میخرد»؟ پس نعیم بن عبدالله عدوی او را به هشت صد درهم خرید. رسول الله ص پولها را آورد و به آن مرد داد و فرمود: «از خودت، آغاز کن و بر خودت، انفاق کن؛ اگر چیزی، اضافه شد، به خانوادهات بده. و اگر چیزی از خانوادهات اضافه شد، به خویشاوندانت بده. و اگر از خویشاوندانت چیزی اضافه شد، اینگونه و اینگونه ـ با اشاره به سمت راست و چپ و روبرو ـ انفاق کن».
@THEHADIIS
883- عَنْ جَابِرٍ س قَالَ: أَعْتَقَ رَجُلٌ مِنْ بَنِي عُذْرَةَ عَبْدًا لَهُ عَنْ دُبُرٍ، فَبَلَغَ ذَلِكَ رَسُولَ اللَّهِ ص فَقَالَ: «أَلَكَ مَالٌ غَيْرُهُ»؟ فَقَالَ: لاَ، فَقَالَ: «مَنْ يَشْتَرِيهِ مِنِّي»؟ فَاشْتَرَاهُ نُعَيْمُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْعَدَوِيُّ بِثَمَانِ مِائَةِ دِرْهَمٍ، فَجَاءَ بِهَا رَسُولَ اللَّهِ ص فَدَفَعَهَا إِلَيْهِ ثُمَّ قَالَ: «ابْدَأْ بِنَفْسِكَ فَتَصَدَّقْ عَلَيْهَا، فَإِنْ فَضَلَ شَيْءٌ فَلأَِهْلِكَ، فَإِنْ فَضَلَ عَنْ أَهْلِكَ شَيْءٌ فَلِذِي قَرَابَتِكَ، فَإِنْ فَضَلَ عَنْ ذِي قَرَابَتِكَ شَيْءٌ فَهَكَذَا وَهَكَذَا». يَقُولُ: فَبَيْنَ يَدَيْكَ وَعَنْ يَمِينِكَ وَعَنْ شِمَالِكَ. (م/997)
ترجمه: جابر س میگوید: مردی از بنی عذره، بردهای را مدبر ساخت (به او گفت: بعد از مرگ من، آزاد هستی.) هنگامیکه این سخن به رسول الله ص رسید، فرمود: «آیا بجز این برده، مال دیگری هم داری»؟ آن مرد گفت: نه. فرمود: «چه کسی او را میخرد»؟ پس نعیم بن عبدالله عدوی او را به هشت صد درهم خرید. رسول الله ص پولها را آورد و به آن مرد داد و فرمود: «از خودت، آغاز کن و بر خودت، انفاق کن؛ اگر چیزی، اضافه شد، به خانوادهات بده. و اگر چیزی از خانوادهات اضافه شد، به خویشاوندانت بده. و اگر از خویشاوندانت چیزی اضافه شد، اینگونه و اینگونه ـ با اشاره به سمت راست و چپ و روبرو ـ انفاق کن».
@THEHADIIS
باب(1): چه کسانی باید #سوگند بخورند؟
1034- عَنْ سَهْلِ بْنِ أَبِي حَثْمَةَ، عَنْ رِجَالٍ مِنْ كُبَرَاءِ قَوْمِهِ أَنَّ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ سَهْلٍ وَمُحَيِّصَةَ خَرَجَا إِلَى خَيْبَرَ، مِنْ جَهْدٍ أَصَابَهُمْ، فَأَتَى مُحَيِّصَةُ فَأَخْبَرَ أَنَّ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ سَهْلٍ قَدْ قُتِلَ وَطُرِحَ فِي عَيْنٍ أَوْ فَقِيرٍ، فَأَتَى يَهُودَ فَقَالَ: أَنْتُمْ وَاللَّهِ قَتَلْتُمُوهُ، قَالُوا: وَاللَّهِ مَا قَتَلْنَاهُ، ثُمَّ أَقْبَلَ حَتَّى قَدِمَ عَلَى قَوْمِهِ، فَذَكَرَ لَهُمْ ذَلِكَ، ثُمَّ أَقْبَلَ هُوَ وَأَخُوهُ حُوَيِّصَةُ ـ وَهُوَ أَكْبَرُ مِنْهُ ـ وَعَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ سَهْلٍ، فَذَهَبَ مُحَيِّصَةُ لِيَتَكَلَّمَ، وَهُوَ الَّذِي كَانَ بِخَيْبَرَ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: لِمُحَيِّصَةَ: «كَبِّرْ ،كَبِّرْ». يُرِيدُ السِّنَّ، فَتَكَلَّمَ حُوَيِّصَةُ، ثُمَّ تَكَلَّمَ مُحَيِّصَةُ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «إِمَّا أَنْ يَدُوا صَاحِبَكُمْ وَإِمَّا أَنْ يُؤْذِنُوا بِحَرْبٍ»؟ فَكَتَبَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِلَيْهِمْ فِي ذَلِكَ، فَكَتَبُوا إِنَّا وَاللَّهِ مَا قَتَلْنَاهُ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لِحُوَيِّصَةَ وَمُحَيِّصَةَ وَعَبْدِ الرَّحْمَنِ: «أَتَحْلِفُونَ وَتَسْتَحِقُّونَ دَمَ صَاحِبِكُمْ»؟ قَالُوا: لاَ، قَالَ: «فَتَحْلِفُ لَكُمْ يَهُودُ»؟ قَالُوا: لَيْسُوا بِمُسْلِمِينَ، فَوَادَاهُ رَسُولُ اللَّهِ ص مِنْ عِنْدِهِ، فَبَعَثَ إِلَيْهِمْ رَسُولُ اللَّهِ ص مِائَةَ نَاقَةٍ حَتَّى أُدْخِلَتْ عَلَيْهِمْ الدَّارَ، فَقَالَ سَهْلٌ: فَلَقَدْ رَكَضَتْنِي مِنْهَا نَاقَةٌ حَمْرَاءُ. (م/1669)
ترجمه: سهل بن ابی حثمه به روایت از جمعی از بزرگان قومش میگوید: عبدالله بن سهل و محیّصه از شدت فقر و تنگدستی به خیبر رفتند. سپس محیّصه آمد و اطلاع داد که عبدالله بن سهل را کشتهاند و در چشمهی آب یا چاهی انداختهاند. آنگاه محیّصه نزد یهود رفت و گفت: سوگند به الله که شما او را کشتهاید. آنان گفتند: سوگند به الله، ما او را نکشتهایم. بعد از آن، محیصه آمد تا اینکه به قومش رسید و ماجرا را برای آنان، تعریف کرد. آنگاه محیّصه و برادر بزرگش حویّصه و عبدالرحمن بن سهل نزد نبی اکرم ص رفتند. پس محیّصه که همراه عبدالله بن سهل به خیبر رفته بود، شروع به سخن گفتن نمود. رسول الله ص خطاب به محیّصه فرمود: «بگذار تا بزرگتر از تو سخن بگوید؛ بگذار تا بزرگتر از تو سخن بگوید». پس نخست، حویّصه و بعد از آن، محیّصه صحبت کرد. رسول الله ص فرمود: «یهود باید یا خون بهای دوست شما را بدهند یا اعلان جنگ کنند»؟ آنگاه رسول الله ص نامهای در این باره به آنان نوشت. آنها در پاسخ نوشتند که: سوگند به الله، ما او را نکشتهایم. رسول الله ص به حویّصه و محیّصه و عبدالرحمن فرمود: «آیا برای اثبات خون دوستتان سوگند میخورید»؟ گفتند: خیر. فرمود: «پس یهود، سوگند میخورند». آنان گفتند: آنها مسلمان نیستند. آنگاه رسول الله ص از طرف خودش به آنان، دیه پرداخت نمود؛ صد شتر برای آنان فرستاد و در منزلشان به آنها تحویل داد. سهل میگوید: یک شتر سرخ از میان آن شتران، مرا لگد زد.
باب (2): باقی گذاشتن قسامت به حالت قبلی
1035- عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِ رَسُولِ اللَّهِ ص مِنْ الأَنْصَارِ: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص أَقَرَّ الْقَسَامَةَ عَلَى مَا كَانَتْ عَلَيْهِ فِي الْجَاهِلِيَّةِ. (م/1670)
ترجمه: مردی انصاری از یاران رسول الله ص فرمود: رسول الله ص قسامت را به همان حالت و دوران جاهلیت، باقی گذاشت.
@THEHADIIS
1034- عَنْ سَهْلِ بْنِ أَبِي حَثْمَةَ، عَنْ رِجَالٍ مِنْ كُبَرَاءِ قَوْمِهِ أَنَّ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ سَهْلٍ وَمُحَيِّصَةَ خَرَجَا إِلَى خَيْبَرَ، مِنْ جَهْدٍ أَصَابَهُمْ، فَأَتَى مُحَيِّصَةُ فَأَخْبَرَ أَنَّ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ سَهْلٍ قَدْ قُتِلَ وَطُرِحَ فِي عَيْنٍ أَوْ فَقِيرٍ، فَأَتَى يَهُودَ فَقَالَ: أَنْتُمْ وَاللَّهِ قَتَلْتُمُوهُ، قَالُوا: وَاللَّهِ مَا قَتَلْنَاهُ، ثُمَّ أَقْبَلَ حَتَّى قَدِمَ عَلَى قَوْمِهِ، فَذَكَرَ لَهُمْ ذَلِكَ، ثُمَّ أَقْبَلَ هُوَ وَأَخُوهُ حُوَيِّصَةُ ـ وَهُوَ أَكْبَرُ مِنْهُ ـ وَعَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ سَهْلٍ، فَذَهَبَ مُحَيِّصَةُ لِيَتَكَلَّمَ، وَهُوَ الَّذِي كَانَ بِخَيْبَرَ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: لِمُحَيِّصَةَ: «كَبِّرْ ،كَبِّرْ». يُرِيدُ السِّنَّ، فَتَكَلَّمَ حُوَيِّصَةُ، ثُمَّ تَكَلَّمَ مُحَيِّصَةُ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «إِمَّا أَنْ يَدُوا صَاحِبَكُمْ وَإِمَّا أَنْ يُؤْذِنُوا بِحَرْبٍ»؟ فَكَتَبَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِلَيْهِمْ فِي ذَلِكَ، فَكَتَبُوا إِنَّا وَاللَّهِ مَا قَتَلْنَاهُ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لِحُوَيِّصَةَ وَمُحَيِّصَةَ وَعَبْدِ الرَّحْمَنِ: «أَتَحْلِفُونَ وَتَسْتَحِقُّونَ دَمَ صَاحِبِكُمْ»؟ قَالُوا: لاَ، قَالَ: «فَتَحْلِفُ لَكُمْ يَهُودُ»؟ قَالُوا: لَيْسُوا بِمُسْلِمِينَ، فَوَادَاهُ رَسُولُ اللَّهِ ص مِنْ عِنْدِهِ، فَبَعَثَ إِلَيْهِمْ رَسُولُ اللَّهِ ص مِائَةَ نَاقَةٍ حَتَّى أُدْخِلَتْ عَلَيْهِمْ الدَّارَ، فَقَالَ سَهْلٌ: فَلَقَدْ رَكَضَتْنِي مِنْهَا نَاقَةٌ حَمْرَاءُ. (م/1669)
ترجمه: سهل بن ابی حثمه به روایت از جمعی از بزرگان قومش میگوید: عبدالله بن سهل و محیّصه از شدت فقر و تنگدستی به خیبر رفتند. سپس محیّصه آمد و اطلاع داد که عبدالله بن سهل را کشتهاند و در چشمهی آب یا چاهی انداختهاند. آنگاه محیّصه نزد یهود رفت و گفت: سوگند به الله که شما او را کشتهاید. آنان گفتند: سوگند به الله، ما او را نکشتهایم. بعد از آن، محیصه آمد تا اینکه به قومش رسید و ماجرا را برای آنان، تعریف کرد. آنگاه محیّصه و برادر بزرگش حویّصه و عبدالرحمن بن سهل نزد نبی اکرم ص رفتند. پس محیّصه که همراه عبدالله بن سهل به خیبر رفته بود، شروع به سخن گفتن نمود. رسول الله ص خطاب به محیّصه فرمود: «بگذار تا بزرگتر از تو سخن بگوید؛ بگذار تا بزرگتر از تو سخن بگوید». پس نخست، حویّصه و بعد از آن، محیّصه صحبت کرد. رسول الله ص فرمود: «یهود باید یا خون بهای دوست شما را بدهند یا اعلان جنگ کنند»؟ آنگاه رسول الله ص نامهای در این باره به آنان نوشت. آنها در پاسخ نوشتند که: سوگند به الله، ما او را نکشتهایم. رسول الله ص به حویّصه و محیّصه و عبدالرحمن فرمود: «آیا برای اثبات خون دوستتان سوگند میخورید»؟ گفتند: خیر. فرمود: «پس یهود، سوگند میخورند». آنان گفتند: آنها مسلمان نیستند. آنگاه رسول الله ص از طرف خودش به آنان، دیه پرداخت نمود؛ صد شتر برای آنان فرستاد و در منزلشان به آنها تحویل داد. سهل میگوید: یک شتر سرخ از میان آن شتران، مرا لگد زد.
باب (2): باقی گذاشتن قسامت به حالت قبلی
1035- عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِ رَسُولِ اللَّهِ ص مِنْ الأَنْصَارِ: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص أَقَرَّ الْقَسَامَةَ عَلَى مَا كَانَتْ عَلَيْهِ فِي الْجَاهِلِيَّةِ. (م/1670)
ترجمه: مردی انصاری از یاران رسول الله ص فرمود: رسول الله ص قسامت را به همان حالت و دوران جاهلیت، باقی گذاشت.
@THEHADIIS
باب (1): شریعت به ظاهر و چگونگی بیان دلیل، حکم مینماید
1051- عَنْ أُمِّ سَلَمَةَ ل، زَوْجِ النَّبِيِّ ص: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص سَمِعَ جَلَبَةَ خَصْمٍ بِبَابِ حُجْرَتِهِ، فَخَرَجَ إِلَيْهِمْ، فَقَالَ: «إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ، وَإِنَّهُ يَأْتِينِي الْخَصْمُ، فَلَعَلَّ بَعْضَهُمْ أَنْ يَكُونَ أَبْلَغَ مِنْ بَعْضٍ، فَأَحْسِبُ أَنَّهُ صَادِقٌ، فَأَقْضِي لَهُ، فَمَنْ قَضَيْتُ لَهُ بِحَقِّ مُسْلِمٍ، فَإِنَّمَا هِيَ قِطْعَةٌ مِنْ النَّارِ، فَلْيَحْمِلْهَا أَوْ يَذَرْهَا». (م/1713)
ترجمه: از ام سلمه ب؛ همسر گرامی رسول الله ص ؛ روایت است که روزی، پیامبر اکرم ص سر و صدایی جلوی خانهشان شنید. پس بیرون رفت و به آنها گفت: «من هم بشری هستم (مانند شما). هرگاه، برای حل خصومتی نزد من میآیید، ممکن است یکی از شما در نطق، ماهرتر باشد و من به خیال اینکه راست میگوید، به نفع او قضاوت کنم؛ پس به هر کسی که من (اینگونه) حق مسلمانی را بدهم، در واقع، قطعهای از آتش را به او دادهام؛ حال او آزاد است که آنرا بردارد یا رهایش کند
@THEHADIIS
1051- عَنْ أُمِّ سَلَمَةَ ل، زَوْجِ النَّبِيِّ ص: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص سَمِعَ جَلَبَةَ خَصْمٍ بِبَابِ حُجْرَتِهِ، فَخَرَجَ إِلَيْهِمْ، فَقَالَ: «إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ، وَإِنَّهُ يَأْتِينِي الْخَصْمُ، فَلَعَلَّ بَعْضَهُمْ أَنْ يَكُونَ أَبْلَغَ مِنْ بَعْضٍ، فَأَحْسِبُ أَنَّهُ صَادِقٌ، فَأَقْضِي لَهُ، فَمَنْ قَضَيْتُ لَهُ بِحَقِّ مُسْلِمٍ، فَإِنَّمَا هِيَ قِطْعَةٌ مِنْ النَّارِ، فَلْيَحْمِلْهَا أَوْ يَذَرْهَا». (م/1713)
ترجمه: از ام سلمه ب؛ همسر گرامی رسول الله ص ؛ روایت است که روزی، پیامبر اکرم ص سر و صدایی جلوی خانهشان شنید. پس بیرون رفت و به آنها گفت: «من هم بشری هستم (مانند شما). هرگاه، برای حل خصومتی نزد من میآیید، ممکن است یکی از شما در نطق، ماهرتر باشد و من به خیال اینکه راست میگوید، به نفع او قضاوت کنم؛ پس به هر کسی که من (اینگونه) حق مسلمانی را بدهم، در واقع، قطعهای از آتش را به او دادهام؛ حال او آزاد است که آنرا بردارد یا رهایش کند
@THEHADIIS
باب (3): فضيلت روز جمعه
487- «عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَالَ: «مَنِ اغْتَسَلَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ غُسْلَ الْجَنَابَةِ ثُمَّ رَاحَ فَكَأَنَّمَا قَرَّبَ بَدَنَةً، وَمَنْ رَاحَ فِي السَّاعَةِ الثَّانِيَةِ فَكَأَنَّمَا قَرَّبَ بَقَرَةً، وَمَنْ رَاحَ فِي السَّاعَةِ الثَّالِثَةِ فَكَأَنَّمَا قَرَّبَ كَبْشًا أَقْرَنَ، وَمَنْ رَاحَ فِي السَّاعَةِ الرَّابِعَةِ فَكَأَنَّمَا قَرَّبَ دَجَاجَةً، وَمَنْ رَاحَ فِي السَّاعَةِ الْخَامِسَةِ فَكَأَنَّمَا قَرَّبَ بَيْضَةً، فَإِذَا خَرَجَ الإِمَامُ حَضَرَتِ الْمَلائِكَةُ يَسْتَمِعُونَ الذِّكْرَ»».
ترجمه: «ابو هریره (رض) روایت میكند كه رسول الله (ص) فرمود: «هركس، روز جمعه مانند غسل جنابت، غسل نماید و اول وقت برای نماز جمعه برود، گویا شتری صدقه نموده است. و هر كس، بعد از آن، برود، گویا گاوی صدقه نموده است. و هر كس، بعد از آن، برود، گویا قوچی صدقه نموده است. و هر كس، بعد ازآن، برود، گویا یک مرغ صدقه نموده است. و هر كس، بعد از آن، برود، گویا یک تخممرغ صدقه نموده است. ولی زمانی كه امام برای ایراد خطبه برخیزد، فرشتگان (قلم و كاغذ خود را جمع كرده) به خطبه گوش میدهند»».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
487- «عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَالَ: «مَنِ اغْتَسَلَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ غُسْلَ الْجَنَابَةِ ثُمَّ رَاحَ فَكَأَنَّمَا قَرَّبَ بَدَنَةً، وَمَنْ رَاحَ فِي السَّاعَةِ الثَّانِيَةِ فَكَأَنَّمَا قَرَّبَ بَقَرَةً، وَمَنْ رَاحَ فِي السَّاعَةِ الثَّالِثَةِ فَكَأَنَّمَا قَرَّبَ كَبْشًا أَقْرَنَ، وَمَنْ رَاحَ فِي السَّاعَةِ الرَّابِعَةِ فَكَأَنَّمَا قَرَّبَ دَجَاجَةً، وَمَنْ رَاحَ فِي السَّاعَةِ الْخَامِسَةِ فَكَأَنَّمَا قَرَّبَ بَيْضَةً، فَإِذَا خَرَجَ الإِمَامُ حَضَرَتِ الْمَلائِكَةُ يَسْتَمِعُونَ الذِّكْرَ»».
ترجمه: «ابو هریره (رض) روایت میكند كه رسول الله (ص) فرمود: «هركس، روز جمعه مانند غسل جنابت، غسل نماید و اول وقت برای نماز جمعه برود، گویا شتری صدقه نموده است. و هر كس، بعد از آن، برود، گویا گاوی صدقه نموده است. و هر كس، بعد از آن، برود، گویا قوچی صدقه نموده است. و هر كس، بعد ازآن، برود، گویا یک مرغ صدقه نموده است. و هر كس، بعد از آن، برود، گویا یک تخممرغ صدقه نموده است. ولی زمانی كه امام برای ایراد خطبه برخیزد، فرشتگان (قلم و كاغذ خود را جمع كرده) به خطبه گوش میدهند»».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب (8): نماز جمعه در روستاها و شهرها
494- «عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرَ (رض) يَقُولُ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (ص) يَقُولُ:«كُلُّكُمْ رَاعٍ وَكُلُّكُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ، الإِمَامُ رَاعٍ وَمَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ، وَالرَّجُلُ رَاعٍ فِي أَهْلِهِ وَهُوَ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ، وَالْمَرْأَةُ رَاعِيَةٌ فِي بَيْتِ زَوْجِهَا وَمَسْئُولَةٌ عَنْ رَعِيَّتِهَا، وَالْخَادِمُ رَاعٍ فِي مَالِ سَيِّدِهِ وَمَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ». قَالَ: وَحَسِبْتُ أَنْ قَدْ قَالَ: «وَالرَّجُلُ رَاعٍ فِي مَالِ أَبِيهِ وَمَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ، وَكُلُّكُمْ رَاعٍ وَمَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ»». (بخارى:893)
ترجمه: «عبدالله بن عمر (رض) میگوید: رسول الله (ص) فرمود: «هر كدام از شما مسئول است، و از هریک از شما، درمورد زیر دستانش سؤال خواهد شد. رهبر جامعه، مسئول رعیت میباشد. مرد، مسئول خانواده و زیر دستانش میباشد. زن در خانه شوهر، مسئول زیر دستان خود است. خدمتگذار، مسئول است و از او در مورد اموال صاحبش و مسئولیتهای دیگرش، سئوال خواهد شد». راوی میگوید: به گمانم آنحضرت (ص) این جمله را نیز افزود كه «مرد هم مسئول مال پدر خود میباشد. و همه شما مسئول هستید و از شما در مورد مسئولیت تان، سئوال خواهد شد»».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
494- «عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرَ (رض) يَقُولُ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (ص) يَقُولُ:«كُلُّكُمْ رَاعٍ وَكُلُّكُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ، الإِمَامُ رَاعٍ وَمَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ، وَالرَّجُلُ رَاعٍ فِي أَهْلِهِ وَهُوَ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ، وَالْمَرْأَةُ رَاعِيَةٌ فِي بَيْتِ زَوْجِهَا وَمَسْئُولَةٌ عَنْ رَعِيَّتِهَا، وَالْخَادِمُ رَاعٍ فِي مَالِ سَيِّدِهِ وَمَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ». قَالَ: وَحَسِبْتُ أَنْ قَدْ قَالَ: «وَالرَّجُلُ رَاعٍ فِي مَالِ أَبِيهِ وَمَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ، وَكُلُّكُمْ رَاعٍ وَمَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ»». (بخارى:893)
ترجمه: «عبدالله بن عمر (رض) میگوید: رسول الله (ص) فرمود: «هر كدام از شما مسئول است، و از هریک از شما، درمورد زیر دستانش سؤال خواهد شد. رهبر جامعه، مسئول رعیت میباشد. مرد، مسئول خانواده و زیر دستانش میباشد. زن در خانه شوهر، مسئول زیر دستان خود است. خدمتگذار، مسئول است و از او در مورد اموال صاحبش و مسئولیتهای دیگرش، سئوال خواهد شد». راوی میگوید: به گمانم آنحضرت (ص) این جمله را نیز افزود كه «مرد هم مسئول مال پدر خود میباشد. و همه شما مسئول هستید و از شما در مورد مسئولیت تان، سئوال خواهد شد»».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب (9): آيا بر كسي كه نماز جمعه واجب نيست غسل جمعه واجب است؟
495- «حديث أَبِي هُرَيْرَةَ (رض): «نَحْنُ الآخِرُونَ السَّابِقُونَ» تقدم قريباً وزاد هنا في آخره: ثُمَّ قَالَ: «حَقٌّ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ أَنْ يَغْتَسِلَ فِي كُلِّ سَبْعَةِ أَيَّامٍ يَوْمًا يَغْسِلُ فِيهِ رَأْسَهُ وَجَسَدَهُ»». (بخارى: 897)
ترجمه: «حدیث ابوهریره (رض) درباره اینكه رسول الله (ص) فرمود: «ما در دنیا، آخرین امت هستیم. اما روز قیامت، پیشگام همه خواهیم بود»، بیان گردید. در این روایت علاوه بر آن، چنین آمده است كه آنحضرت (ص) فرمود: «در هر هفت روز، یک بار، غسل كردن بر هر مسلمان، واجب و ضروری است. یعنی هفتهای یک بار، باید سر و بدن خود را بشوید»».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
495- «حديث أَبِي هُرَيْرَةَ (رض): «نَحْنُ الآخِرُونَ السَّابِقُونَ» تقدم قريباً وزاد هنا في آخره: ثُمَّ قَالَ: «حَقٌّ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ أَنْ يَغْتَسِلَ فِي كُلِّ سَبْعَةِ أَيَّامٍ يَوْمًا يَغْسِلُ فِيهِ رَأْسَهُ وَجَسَدَهُ»». (بخارى: 897)
ترجمه: «حدیث ابوهریره (رض) درباره اینكه رسول الله (ص) فرمود: «ما در دنیا، آخرین امت هستیم. اما روز قیامت، پیشگام همه خواهیم بود»، بیان گردید. در این روایت علاوه بر آن، چنین آمده است كه آنحضرت (ص) فرمود: «در هر هفت روز، یک بار، غسل كردن بر هر مسلمان، واجب و ضروری است. یعنی هفتهای یک بار، باید سر و بدن خود را بشوید»».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
💠سنت های روزجمعه
➊ قرائت سورهی کهف،
➋ غسل نمودن،
➌ سیواک زدن،
➍ استفاده ازخوشبویی.
➎ پوشیدن لباس نو،
➏ دعا نمودن در روز جمعه،
➐ زیاد درود فرستادن بر رسول اللهﷺ
➑ زود رفتن به مسجد
@THEHADIIS
➊ قرائت سورهی کهف،
➋ غسل نمودن،
➌ سیواک زدن،
➍ استفاده ازخوشبویی.
➎ پوشیدن لباس نو،
➏ دعا نمودن در روز جمعه،
➐ زیاد درود فرستادن بر رسول اللهﷺ
➑ زود رفتن به مسجد
@THEHADIIS
749- «وعن كعْبِ بنِ مالك رضی الله عنه قال: رَأَيْتُ رسولَ اللَّه صلی الله علیه وسلم يَأْكُلُ بِثلاثِ أَصابِعَ فَإِذا فَرغَ لَعِقَها». رواه مسلم.
749- «از کعب بن مالک رضی الله عنه روایت شده که گفت:
رسول الله صلی الله علیه وسلم را دیدم که به سه انگشت نان میخورد و چون فارغ میشد، آن را میلیسید».
@THEHADIIS
749- «از کعب بن مالک رضی الله عنه روایت شده که گفت:
رسول الله صلی الله علیه وسلم را دیدم که به سه انگشت نان میخورد و چون فارغ میشد، آن را میلیسید».
@THEHADIIS
1388- «وَعَنْ أبي الدَّرْداءِ، رضی الله عنه ، قَال: سمِعْتُ رَسُول اللَّهِ صلی الله علیه وسلم ، يقولُ: «منْ سلك طَريقاً يَبْتَغِي فِيهِ علْماً سهَّل اللَّه لَه طَريقاً إلى الجنة، وَإنَّ الملائِكَةَ لَتَضَعُ أجْنِحَتَهَا لِطالب الْعِلْمِ رِضاً بِما يَصْنَع، وَإنَّ الْعالِم لَيَسْتَغْفِرُ لَهُ منْ في السَّمَواتِ ومنْ في الأرْضِ حتَّى الحِيتانُ في الماءِ، وفَضْلُ الْعَالِم على الْعابِدِ كَفَضْلِ الْقَمر عَلى سائر الْكَوَاكِبِ، وإنَّ الْعُلَماءَ وَرَثَةُ الأنْبِياءِ وإنَّ الأنْبِياءَ لَمْ يُورِّثُوا دِينَاراً وَلا دِرْهَماً وإنَّما ورَّثُوا الْعِلْم، فَمنْ أَخَذَهُ أَخَذَ بِحظٍّ وَافِرٍ»». رواهُ أبو داود والترمذي.
1388- «از ابو درداء رضی الله عنه روایت شده که گفت:
از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیدم که میفرمود: آنکه در راهی رود که در آن طلب علم کند، خداوند برایش راهی را بسوی بهشت آسان میکند. و همانا فرشتگان بواسطهء رضایتی که از کارش دارند، بالهای خود را برای طالب علم میگسترانند و همه کسانی که در زمین و آسماناند، حتی ماهیها در آب برای عالم آمرزش میطلبند و فضیلت عالم بر عابد مانند فضیلت ماه شب چهارده بر دیگر ستارههاست و اینکه علما میراثبر پیامبراناند و پیامبران درهم و دیناری به میراث نگذاشتند، بلکه علم را به ارث گذاشتند، کسیکه آن را گرفت بهرهء وافر گرفته است».
@THEHADIIS
1388- «از ابو درداء رضی الله عنه روایت شده که گفت:
از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیدم که میفرمود: آنکه در راهی رود که در آن طلب علم کند، خداوند برایش راهی را بسوی بهشت آسان میکند. و همانا فرشتگان بواسطهء رضایتی که از کارش دارند، بالهای خود را برای طالب علم میگسترانند و همه کسانی که در زمین و آسماناند، حتی ماهیها در آب برای عالم آمرزش میطلبند و فضیلت عالم بر عابد مانند فضیلت ماه شب چهارده بر دیگر ستارههاست و اینکه علما میراثبر پیامبراناند و پیامبران درهم و دیناری به میراث نگذاشتند، بلکه علم را به ارث گذاشتند، کسیکه آن را گرفت بهرهء وافر گرفته است».
@THEHADIIS
1391- «ابو هریره رضی الله عنه قال: قال رسولُ اللَّه صلی الله علیه وسلم : «منْ تَعلَّمَ عِلماً مِما يُبتَغَى بِهِ وَجْهُ اللَّهِ عز وَجَلَّ لا يَتَعلَّمُهُ إلا ليصِيبَ بِهِ عرضاً مِنَ الدُّنْيا لَمْ يجِدْ عَرْفَ الجنَّةِ يوْم القِيامةِ» يعني: ريحها»، رواه أبو داود بإسناد صحيح.
1391- «از ابو هریره رضی الله عنه روایت است که:
پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: آنکه علمی بیاموزد از آنچه بدان رضای خداوند طلب کرده میشود، که نمیآموزد، مگر برای رسیدن به چیزی از دنیا، بوی بهشت را در روز قیامت نیابد».
@THEHADIIS
1391- «از ابو هریره رضی الله عنه روایت است که:
پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: آنکه علمی بیاموزد از آنچه بدان رضای خداوند طلب کرده میشود، که نمیآموزد، مگر برای رسیدن به چیزی از دنیا، بوی بهشت را در روز قیامت نیابد».
@THEHADIIS
91- «الخامس: عن أنس رضی الله عنه ، أَنَّ رسول اللَّه صلی الله علیه وسلم أَخذَ سيْفاً يوم أُحدٍ فقَالَ: «مَنْ يأْخُذُ منِّي هَذا؟ فبسطُوا أَيدِيهُم، كُلُّ إنْسانٍ منهمْ يقُول: أَنا أَنا. قَالَ: «فمنْ يأَخُذُهُ بحقِه؟ فَأَحْجمِ الْقوم، فقال أَبُو دجانة رضی الله عنه : أَنا آخُذه بحقِّه، فأَخَذهُ ففَلق بِهِ هَام الْمُشْرِكينَ»». رواه مسلم.
91- «از انس رضی الله عنه روایت است که:
رسول الله صلی الله علیه وسلم در روز احد شمشیری گرفته فرمود: چه کسی این شمشیر را از من میگیرد؟ همه دستهای خود را بسویشان دراز نموده هر یک از ایشان میگفت: من، من. فرمودند: کی آنرا بحقش از من میستاند؟ مردم درنگ کردند. ابودجانه رضی الله عنه گفت: من آنرا بحقش میگیرم و بدنبال آن شمشیر را گرفته و سرهای مشرکین را بدان شکافت».
@THEHADIIS
91- «از انس رضی الله عنه روایت است که:
رسول الله صلی الله علیه وسلم در روز احد شمشیری گرفته فرمود: چه کسی این شمشیر را از من میگیرد؟ همه دستهای خود را بسویشان دراز نموده هر یک از ایشان میگفت: من، من. فرمودند: کی آنرا بحقش از من میستاند؟ مردم درنگ کردند. ابودجانه رضی الله عنه گفت: من آنرا بحقش میگیرم و بدنبال آن شمشیر را گرفته و سرهای مشرکین را بدان شکافت».
@THEHADIIS
93- «السَّابع: عن أبي هريرة رضی الله عنه أَن رسول اللَّه صلی الله علیه وسلم قال: «بادروا بالأَعْمال سبعاً، هل تَنتَظرونَ إلاَّ فقراً مُنسياً، أَوْ غنيٌ مُطْغياً، أَوْ مرضاً مُفسداً، أَو هرماً مُفْنداً أَو موتاً مُجهزاً أَوِ الدَّجَّال فشرُّ غَائب يُنتَظر، أَوِ السَّاعة فالسَّاعةُ أَدْهى وأَمر»» رواه الترمذی وقال: حدیثٌ حسن.
93- «از ابو هریره رضی الله عنه روایت است که:
رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: پیش از هفت چیز به انجام اعمال صالحه بشتابید، آیا انتظار میکشید، مگر فقری را که شما را بفراموشی وادارد، یا ثروتی که شما را طغیانگر سازد، یا بیماریی که وجودتان را فاسد کند، یا پیریی که شما را خرف کند، یا مرگی که شما را بشتاب دریابد یا دجال را که بدترین غایبی است که انتظارش را میکشند یا قیامت که حقا قیامت بزرگترین آزمون و تلخترینشان است».
@THEHADIIS
93- «از ابو هریره رضی الله عنه روایت است که:
رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: پیش از هفت چیز به انجام اعمال صالحه بشتابید، آیا انتظار میکشید، مگر فقری را که شما را بفراموشی وادارد، یا ثروتی که شما را طغیانگر سازد، یا بیماریی که وجودتان را فاسد کند، یا پیریی که شما را خرف کند، یا مرگی که شما را بشتاب دریابد یا دجال را که بدترین غایبی است که انتظارش را میکشند یا قیامت که حقا قیامت بزرگترین آزمون و تلخترینشان است».
@THEHADIIS
94- «الثامن: عنه أَن رسولَ اللَّه صلی الله علیه وسلم قال يوم خيْبر: «لأعطِينَّ هذِهِ الراية رجُلا يُحبُّ اللَّه ورسُوله، يفتَح اللَّه عَلَى يديهِ» قال عمر رضی الله عنه : ما أَحببْت الإِمارة إلاَّ يومئذٍ فتساورْتُ لهَا رجَاءَ أَنْ أُدْعى لهَا، فدعا رسول اللَّه صلی الله علیه وسلم عليَ بن أبي طالب، رضی الله عنه ، فأَعْطَاه إِيَّاها، وقالَ: «امش ولا تلْتَفتْ حتَّى يَفتح اللَّه عليكَ» فَسار عليٌّ شيئاً، ثُمَّ وقف ولم يلْتفتْ، فصرخ: يا رسول اللَّه، على ماذَا أُقاتل النَّاس؟ قال: «قاتلْهُمْ حتَّى يشْهدوا أَنْ لا إله إلاَّ اللَّه، وأَنَّ مُحمَّداً رسول اللَّه، فَإِذا فعلوا ذلك فقدْ منعوا منْك دماءَهُمْ وأَموالهُمْ إلاَّ بحَقِّها، وحِسابُهُمْ على اللَّهِ»» رواه مسلم
94- و هم از ابو هریره رضی الله عنه روایت است که:
رسول الله صلی الله علیه وسلم در روز خیبر فرمودند: امروز پرچم را بدست مردی خواهم داد که خدا و رسولش را دوست میدارد، و خداوند به دستهای او گشایش و فتح میدهد. عمر رضی الله عنه گفت: من امارت را جز در همان روز دوست نداشتم وبرای رسیدن به آن بالا بلندی کردم تا شاید برای آن خوانده شوم. رسول الله صلی الله علیه وسلم علی بن ابی طالب را خواسته پرچم را برایش دادند وفرمودند: برو بجایی التفات نکن تا خداوند ترا فتح نصیب نماید. علی رضی الله عنه قدری رفت و سپس ایستاده و بدون اینکه التفات نماید فریاد زد یا رسول اللهصلی الله علیه وسلم بر چه چیز با مردم بجنگم؟
فرمود: با ایشان بجنگ تا شهادت دهند که معبود بر حقی جز الله نیست و محمد فرستادهء خدا است هرگاه این را گفتند در حقیقت خونها و مالهای خویش را از تو بازداشتند، مگر بحق آن و حسابشان با خدا است».
@THEHADIIS
94- و هم از ابو هریره رضی الله عنه روایت است که:
رسول الله صلی الله علیه وسلم در روز خیبر فرمودند: امروز پرچم را بدست مردی خواهم داد که خدا و رسولش را دوست میدارد، و خداوند به دستهای او گشایش و فتح میدهد. عمر رضی الله عنه گفت: من امارت را جز در همان روز دوست نداشتم وبرای رسیدن به آن بالا بلندی کردم تا شاید برای آن خوانده شوم. رسول الله صلی الله علیه وسلم علی بن ابی طالب را خواسته پرچم را برایش دادند وفرمودند: برو بجایی التفات نکن تا خداوند ترا فتح نصیب نماید. علی رضی الله عنه قدری رفت و سپس ایستاده و بدون اینکه التفات نماید فریاد زد یا رسول اللهصلی الله علیه وسلم بر چه چیز با مردم بجنگم؟
فرمود: با ایشان بجنگ تا شهادت دهند که معبود بر حقی جز الله نیست و محمد فرستادهء خدا است هرگاه این را گفتند در حقیقت خونها و مالهای خویش را از تو بازداشتند، مگر بحق آن و حسابشان با خدا است».
@THEHADIIS
باب (2): اگر دانه خرمايي در راه يافت
1100- «عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «إِنِّي لأَنْقَلِبُ إِلَى أَهْلِي فَأَجِدُ التَّمْرَةَ سَاقِطَةً عَلَى فِرَاشِي فَأَرْفَعُهَا لآكُلَهَا ثُمَّ أَخْشَى أَنْ تَكُونَ صَدَقَةً فَأُلْقِيهَا»». (بخارى:2432)
ترجمه: «ابوهریره (رض) میگوید: نبی اكرم (ص) فرمود: «چه بسا وارد خانهام میشوم و خرمایی را میبینم كه روی رختخوابم افتاده است. سپس، آنرا بر میدارم تا بخورم. اما از ترس این كه مبادا مال صدقه باشد، آنرا میاندازم»».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
1100- «عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «إِنِّي لأَنْقَلِبُ إِلَى أَهْلِي فَأَجِدُ التَّمْرَةَ سَاقِطَةً عَلَى فِرَاشِي فَأَرْفَعُهَا لآكُلَهَا ثُمَّ أَخْشَى أَنْ تَكُونَ صَدَقَةً فَأُلْقِيهَا»». (بخارى:2432)
ترجمه: «ابوهریره (رض) میگوید: نبی اكرم (ص) فرمود: «چه بسا وارد خانهام میشوم و خرمایی را میبینم كه روی رختخوابم افتاده است. سپس، آنرا بر میدارم تا بخورم. اما از ترس این كه مبادا مال صدقه باشد، آنرا میاندازم»».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب (1): اگر صاحبِ چيزِ پيدا شده، نشانههايش را بگويد، آن چيز، به وي داده میشود
1099- «عَنْ أُبَيِّ بْنِ كَعْبٍ (رض) قَالَ: أَخَذْتُ صُرَّةً مِائَةَ دِينَارٍ فَأَتَيْتُ النَّبِيَّ (ص) فَقَالَ: «عَرِّفْهَا حَوْلاً». فَعَرَّفْتُهَا حَوْلاً، فَلَمْ أَجِدْ مَنْ يَعْرِفُهَا، ثُمَّ أَتَيْتُهُ فَقَالَ: «عَرِّفْهَا حَوْلاً» فَعَرَّفْتُهَا، فَلَمْ أَجِدْ مَنْ يَعْرِفَهَا ثُمَّ أَتَيْتُهُ ثَلاثًا فَقَالَ: «احْفَظْ وِعَاءَهَا، وَعَدَدَهَا، وَوِكَاءَهَا، فَإِنْ جَاءَ صَاحِبُهَا، وَإِلاَّ فَاسْتَمْتِعْ بِهَا»». (بخارى:2426)
ترجمه: «اُبَی بن كعب (رض) میگوید: كیسهای را كه صد دینار در آن بود، یافتم. آن را نزد نبی اكرم (ص) بردم. رسول الله (ص) فرمود: «تا مدت یک سال، (پیدا شدن) آن را به مردم اعلام كن». من نیز تا یک سال آن را اعلام كردم. اما صاحبش پیدا نشد. سپس، نزد رسول الله (ص) رفتم. دوباره فرمود: «تا یک سال اعلام كن». من نیز چنین كردم. اما كسی را نیافتم كه آنرا بشناسد. برای بار سوم، نزد رسول الله (ص) رفتم. آنحضرت (ص) فرمود: «ظرف آن و تعداد و پارچهای كه با آن بسته شده است را نگهدار. اگر صاحبش آمد، به او بده وگرنه خودت از آن استفاده كن»».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
1099- «عَنْ أُبَيِّ بْنِ كَعْبٍ (رض) قَالَ: أَخَذْتُ صُرَّةً مِائَةَ دِينَارٍ فَأَتَيْتُ النَّبِيَّ (ص) فَقَالَ: «عَرِّفْهَا حَوْلاً». فَعَرَّفْتُهَا حَوْلاً، فَلَمْ أَجِدْ مَنْ يَعْرِفُهَا، ثُمَّ أَتَيْتُهُ فَقَالَ: «عَرِّفْهَا حَوْلاً» فَعَرَّفْتُهَا، فَلَمْ أَجِدْ مَنْ يَعْرِفَهَا ثُمَّ أَتَيْتُهُ ثَلاثًا فَقَالَ: «احْفَظْ وِعَاءَهَا، وَعَدَدَهَا، وَوِكَاءَهَا، فَإِنْ جَاءَ صَاحِبُهَا، وَإِلاَّ فَاسْتَمْتِعْ بِهَا»». (بخارى:2426)
ترجمه: «اُبَی بن كعب (رض) میگوید: كیسهای را كه صد دینار در آن بود، یافتم. آن را نزد نبی اكرم (ص) بردم. رسول الله (ص) فرمود: «تا مدت یک سال، (پیدا شدن) آن را به مردم اعلام كن». من نیز تا یک سال آن را اعلام كردم. اما صاحبش پیدا نشد. سپس، نزد رسول الله (ص) رفتم. دوباره فرمود: «تا یک سال اعلام كن». من نیز چنین كردم. اما كسی را نیافتم كه آنرا بشناسد. برای بار سوم، نزد رسول الله (ص) رفتم. آنحضرت (ص) فرمود: «ظرف آن و تعداد و پارچهای كه با آن بسته شده است را نگهدار. اگر صاحبش آمد، به او بده وگرنه خودت از آن استفاده كن»».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS