باب(5): دربارهی حسن ظن به الله متعال هنگام مرگ
455- عَنْ جَابِرٍ (رضي الله عنه) قَالَ: سَمِعْتُ النَّبِيَّ (صلی الله علیه وآله وسلم) قَبْلَ وَفَاتِهِ بِثَلاَثٍ يَقُولُ: «لاَ يَمُوتَنَّ أَحَدُكُمْ إِلاَّ وَهُوَ يُحْسِنُ بِاللَّهِ الظَّنَّ». (م/2877)
ترجمه: جابر (رضي الله عنه) میگوید: شنیدم که نبی اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) سه روز قبل از وفاتش میفرمود: «مبادا کسی از شما بمیرد مگر اینکه گمانش نسبت به الله ﻷ نیک باشد».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
455- عَنْ جَابِرٍ (رضي الله عنه) قَالَ: سَمِعْتُ النَّبِيَّ (صلی الله علیه وآله وسلم) قَبْلَ وَفَاتِهِ بِثَلاَثٍ يَقُولُ: «لاَ يَمُوتَنَّ أَحَدُكُمْ إِلاَّ وَهُوَ يُحْسِنُ بِاللَّهِ الظَّنَّ». (م/2877)
ترجمه: جابر (رضي الله عنه) میگوید: شنیدم که نبی اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) سه روز قبل از وفاتش میفرمود: «مبادا کسی از شما بمیرد مگر اینکه گمانش نسبت به الله ﻷ نیک باشد».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب(2) آنچه نزد مریض و میت، گفته میشود
452- عَنْ أُمِّ سَلَمَةَ ل قَالَتْ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «إِذَا حَضَرْتُمْ الْمَرِيضَ أَوْ الْمَيِّتَ فَقُولُوا خَيْرًا، فَإِنَّ الْمَلاَئِكَةَ يُؤَمِّنُونَ عَلَى مَا تَقُولُونَ». قَالَتْ: فَلَمَّا مَاتَ أَبُو سَلَمَةَ أَتَيْتُ النَّبِيَّ (صلی الله علیه وآله وسلم) فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، إِنَّ أَبَا سَلَمَةَ قَدْ مَاتَ، قَالَ: «قُولِي: اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي وَلَهُ، وَأَعْقِبْنِي مِنْهُ عُقْبَى حَسَنَةً». قَالَتْ: فَقُلْتُ، فَأَعْقَبَنِي اللَّهُ مَنْ هُوَ خَيْرٌ لِي مِنْهُ، مُحَمَّدًا ص. (م/919)
ترجمه: ام سلمه ل میگوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «هر گاه نزد بیمار یا میت، حضور یافتید، دعای خیر کنید؛ زیرا فرشتگان دعای شما را آمین میگویند». ا م سلمه میگوید: هنگامیکه ابو سلمه فوت نمود، نزد نبی اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) رفتم و عرض کردم: ای رسول الله! ابوسلمه فوت نمود. پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: «بگو بار الها! من و او را مغفرت کن و جانشین خوبی بجای او به من عنایت فرما». ام سلمه ل میگوید: من این کلمات را گفتم؛ لذا الله متعال کسی را که برایم از او بهتر بود؛ یعنی محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) را به من عنایت فرمود.
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
452- عَنْ أُمِّ سَلَمَةَ ل قَالَتْ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «إِذَا حَضَرْتُمْ الْمَرِيضَ أَوْ الْمَيِّتَ فَقُولُوا خَيْرًا، فَإِنَّ الْمَلاَئِكَةَ يُؤَمِّنُونَ عَلَى مَا تَقُولُونَ». قَالَتْ: فَلَمَّا مَاتَ أَبُو سَلَمَةَ أَتَيْتُ النَّبِيَّ (صلی الله علیه وآله وسلم) فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، إِنَّ أَبَا سَلَمَةَ قَدْ مَاتَ، قَالَ: «قُولِي: اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي وَلَهُ، وَأَعْقِبْنِي مِنْهُ عُقْبَى حَسَنَةً». قَالَتْ: فَقُلْتُ، فَأَعْقَبَنِي اللَّهُ مَنْ هُوَ خَيْرٌ لِي مِنْهُ، مُحَمَّدًا ص. (م/919)
ترجمه: ام سلمه ل میگوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «هر گاه نزد بیمار یا میت، حضور یافتید، دعای خیر کنید؛ زیرا فرشتگان دعای شما را آمین میگویند». ا م سلمه میگوید: هنگامیکه ابو سلمه فوت نمود، نزد نبی اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) رفتم و عرض کردم: ای رسول الله! ابوسلمه فوت نمود. پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: «بگو بار الها! من و او را مغفرت کن و جانشین خوبی بجای او به من عنایت فرما». ام سلمه ل میگوید: من این کلمات را گفتم؛ لذا الله متعال کسی را که برایم از او بهتر بود؛ یعنی محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) را به من عنایت فرمود.
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب(8): دربارهی ارواح مؤمنان و ارواح کافران
458- عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رضي الله عنه) قَالَ: إِذَا خَرَجَتْ رُوحُ الْمُؤْمِنِ تَلَقَّاهَا مَلَكَانِ يُصْعِدَانِهَا، قَالَ حَمَّادٌ: فَذَكَرَ مِنْ طِيبِ رِيحِهَا وَذَكَرَ الْمِسْكَ، قَالَ: وَيَقُولُ أَهْلُ السَّمَاءِ: رُوحٌ طَيِّبَةٌ، جَاءَتْ مِنْ قِبَلِ الأَرْضِ، صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكِ وَعَلَى جَسَدٍ كُنْتِ تَعْمُرِينَهُ، فَيُنْطَلَقُ بِهِ إِلَى رَبِّهِ، ﻷ ثُمَّ يَقُولُ: انْطَلِقُوا بِهِ إِلَى آخِرِ الأَجَلِ، قَالَ: وَإِنَّ الْكَافِرَ إِذَا خَرَجَتْ رُوحُهُ، قَالَ حَمَّادٌ: وَذَكَرَ مِنْ نَتْنِهَا وَذَكَرَ لَعْنًا، وَيَقُولُ أَهْلُ السَّمَاءِ: رُوحٌ خَبِيثَةٌ جَاءَتْ مِنْ قِبَلِ الأَرْضِ، قَالَ: فَيُقَالُ: انْطَلِقُوا بِهِ إِلَى آخِرِ الأَجَلِ، قَالَ أَبُو هُرَيْرَةَ: فَرَدَّ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) رَيْطَةً كَانَتْ عَلَيْهِ عَلَى أَنْفِهِ هَكَذَا. (م/2872)
ترجمه: ابوهریره (رضي الله عنه) میگوید: هنگامیکه روح مؤمن، بیرون میرود، دو فرشته آنرا تحویل میگیرند و به سمت بالا میبرند. حماد میگوید: ابوهریره (رضي الله عنه) از خوشبویی آن نیز سخن به میان آورد و ادامه داد که: ساکنان آسمان میگویند: این، روح پاکی است که از جانب زمین آمده است؛ سلام بر تو و بر جسدی که تو در آن، سکونت داشتی. آنگاه او را بسوی پروردگارش میبرند. الله میگوید: او را به سدرۀ المنتهی ببرید. ا م ا هنگامیکه روح کافر، بیرون میرود. حماد که یکی از راویان است، میگوید: آنگاه ابوهریره (رضي الله عنه) از بدبویی او سخن به میان آورد و او را نفرین کرد و افزود: ساکنان آسمان میگویند: این، روح پلیدی است که از جانب زمین آمده است. آنگاه میگویند: او را به سجین (طبقهی هفتم زیر زمین که ارواح کفار و فجار آنجا هستند) ببرید. ا ب وهریره (رضي الله عنه) میگوید: آنگاه رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) ملافهای را که پوشیده بود، اینگونه روی بینیاش گذاشت.
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
458- عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رضي الله عنه) قَالَ: إِذَا خَرَجَتْ رُوحُ الْمُؤْمِنِ تَلَقَّاهَا مَلَكَانِ يُصْعِدَانِهَا، قَالَ حَمَّادٌ: فَذَكَرَ مِنْ طِيبِ رِيحِهَا وَذَكَرَ الْمِسْكَ، قَالَ: وَيَقُولُ أَهْلُ السَّمَاءِ: رُوحٌ طَيِّبَةٌ، جَاءَتْ مِنْ قِبَلِ الأَرْضِ، صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكِ وَعَلَى جَسَدٍ كُنْتِ تَعْمُرِينَهُ، فَيُنْطَلَقُ بِهِ إِلَى رَبِّهِ، ﻷ ثُمَّ يَقُولُ: انْطَلِقُوا بِهِ إِلَى آخِرِ الأَجَلِ، قَالَ: وَإِنَّ الْكَافِرَ إِذَا خَرَجَتْ رُوحُهُ، قَالَ حَمَّادٌ: وَذَكَرَ مِنْ نَتْنِهَا وَذَكَرَ لَعْنًا، وَيَقُولُ أَهْلُ السَّمَاءِ: رُوحٌ خَبِيثَةٌ جَاءَتْ مِنْ قِبَلِ الأَرْضِ، قَالَ: فَيُقَالُ: انْطَلِقُوا بِهِ إِلَى آخِرِ الأَجَلِ، قَالَ أَبُو هُرَيْرَةَ: فَرَدَّ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) رَيْطَةً كَانَتْ عَلَيْهِ عَلَى أَنْفِهِ هَكَذَا. (م/2872)
ترجمه: ابوهریره (رضي الله عنه) میگوید: هنگامیکه روح مؤمن، بیرون میرود، دو فرشته آنرا تحویل میگیرند و به سمت بالا میبرند. حماد میگوید: ابوهریره (رضي الله عنه) از خوشبویی آن نیز سخن به میان آورد و ادامه داد که: ساکنان آسمان میگویند: این، روح پاکی است که از جانب زمین آمده است؛ سلام بر تو و بر جسدی که تو در آن، سکونت داشتی. آنگاه او را بسوی پروردگارش میبرند. الله میگوید: او را به سدرۀ المنتهی ببرید. ا م ا هنگامیکه روح کافر، بیرون میرود. حماد که یکی از راویان است، میگوید: آنگاه ابوهریره (رضي الله عنه) از بدبویی او سخن به میان آورد و او را نفرین کرد و افزود: ساکنان آسمان میگویند: این، روح پلیدی است که از جانب زمین آمده است. آنگاه میگویند: او را به سجین (طبقهی هفتم زیر زمین که ارواح کفار و فجار آنجا هستند) ببرید. ا ب وهریره (رضي الله عنه) میگوید: آنگاه رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) ملافهای را که پوشیده بود، اینگونه روی بینیاش گذاشت.
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب (47): نخستین نشانهی قیامت، طلوع خورشید از مغرب است
2053ـ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَمْرٍو ل قَالَ: حَفِظْتُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) حَدِيثًا لَمْ أَنْسَهُ بَعْدُ، سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) يَقُولُ: «إِنَّأَوَّلَ الآيَاتِ خُرُوجًا طُلُوعُ الشَّمْسِ مِنْ مَغْرِبِهَا، وَخُرُوجُ الدَّابَّةِ عَلَى النَّاسِ ضُحًى، وَأَيُّهُمَا مَا كَانَتْ قَبْلَ صَاحِبَتِهَافَالأُخْرَى عَلَى إِثْرِهَا قَرِيبًا». (م/2941)
ترجمه: عبدلله بن عمرو ل میگوید: از رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) حدیثی حفظ کردم که تاکنون، فراموش ننمودهام؛ شنیدم که رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرمود: «نخستین نشانههایی که از قیامت، ظاهرمیشوند، طلوع خورشید از مغرب، و ظهور دابه (حیوانی که با مردم، صحبت میکند) هنگام چاشت است؛ و هریکی از آنها که زودتر، ظاهر شود، دیگری بزودی بعد از آن، آشکارمیگردد».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
2053ـ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَمْرٍو ل قَالَ: حَفِظْتُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) حَدِيثًا لَمْ أَنْسَهُ بَعْدُ، سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) يَقُولُ: «إِنَّأَوَّلَ الآيَاتِ خُرُوجًا طُلُوعُ الشَّمْسِ مِنْ مَغْرِبِهَا، وَخُرُوجُ الدَّابَّةِ عَلَى النَّاسِ ضُحًى، وَأَيُّهُمَا مَا كَانَتْ قَبْلَ صَاحِبَتِهَافَالأُخْرَى عَلَى إِثْرِهَا قَرِيبًا». (م/2941)
ترجمه: عبدلله بن عمرو ل میگوید: از رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) حدیثی حفظ کردم که تاکنون، فراموش ننمودهام؛ شنیدم که رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرمود: «نخستین نشانههایی که از قیامت، ظاهرمیشوند، طلوع خورشید از مغرب، و ظهور دابه (حیوانی که با مردم، صحبت میکند) هنگام چاشت است؛ و هریکی از آنها که زودتر، ظاهر شود، دیگری بزودی بعد از آن، آشکارمیگردد».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب (11): نماز خواندن در لباسي كه داراي نقش و نگار باشد
242- «عَنْ عَائِشَةَ ل: أَنَّ النَّبِيَّ (ص) صَلَّى فِي خَمِيصَةٍ لَهَا أَعْلامٌ، فَنَظَرَ إِلَى أَعْلامِهَا نَظْرَةً، فَلَمَّا انْصَرَفَ قَالَ: «اذْهَبُوا بِخَمِيصَتِي هَذِهِ إِلَى أَبِي جَهْمٍ، وَأْتُونِي بِأَنْبِجَانِيَّةِ أَبِي جَهْمٍ، فَإِنَّهَا أَلْهَتْنِي آنِفًا عَنْ صَلاتِي»». (بخارى:373)
ترجمه: «عایشه (رض) میفرماید: نبی اكرم (ص) در لباسی كه دارای نقش و نگار بود، نماز خواند. و نظرش به نقشهای آن، افتاد. پس از اتمام نماز، فرمود: «این چادر را به ابوجهم بدهید و چادر خشن و بینقش و نگار او را برای من بیاورید. زیرا هم اكنون، این نقش و نگارها، توجه مرا از نماز، بسوی خود جلب كرد»».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
242- «عَنْ عَائِشَةَ ل: أَنَّ النَّبِيَّ (ص) صَلَّى فِي خَمِيصَةٍ لَهَا أَعْلامٌ، فَنَظَرَ إِلَى أَعْلامِهَا نَظْرَةً، فَلَمَّا انْصَرَفَ قَالَ: «اذْهَبُوا بِخَمِيصَتِي هَذِهِ إِلَى أَبِي جَهْمٍ، وَأْتُونِي بِأَنْبِجَانِيَّةِ أَبِي جَهْمٍ، فَإِنَّهَا أَلْهَتْنِي آنِفًا عَنْ صَلاتِي»». (بخارى:373)
ترجمه: «عایشه (رض) میفرماید: نبی اكرم (ص) در لباسی كه دارای نقش و نگار بود، نماز خواند. و نظرش به نقشهای آن، افتاد. پس از اتمام نماز، فرمود: «این چادر را به ابوجهم بدهید و چادر خشن و بینقش و نگار او را برای من بیاورید. زیرا هم اكنون، این نقش و نگارها، توجه مرا از نماز، بسوی خود جلب كرد»».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
74- «فَالأوَّل: عَن ابْن عَبَّاسٍ ب قال: قال رسولُ اللَّه صلی الله علیه وسلم : «عُرضَت عليَّ الأمَم، فَرَأيْت النَّبِيَّ وَمعَه الرُّهيْطُ والنَّبِيَّ ومَعهُ الرَّجُل وَالرَّجُلان، وَالنَّبِيَّ وليْسَ مَعهُ أحدٌ إذ رُفِعَ لِى سوادٌ عظيمٌ فظننتُ أَنَّهُمْ أُمَّتِي، فَقِيلَ لِى: هذا موسى وقومه ولكن انظر إلى الأفق فإذا سواد عظيم فقيل لى انظر إلى الأفق الآخر فإذا سواد عظيم فقيل لي: هَذه أُمَّتُك، ومعَهُمْ سبْعُونَ أَلْفاً يَدْخُلُونَ الْجَنَّة بِغَيْرِ حِسَابٍ ولا عَذَابٍ» ثُمَّ نَهَض فَدَخَلَ منْزِلَه، فَخَاض النَّاسُ في أُولَئِكَ الَّذينَ يدْخُلُون الْجنَّةَ بِغَيْرِ حسابٍ وَلا عذاب، فَقَالَ بعْضهُم: فَلَعَلَّهُمْ الَّذينَ صَحِبُوا رسول اللَّه صلی الله علیه وسلم ، وقَال بعْضهُم: فَلعَلَّهُمْ الَّذينَ وُلِدُوا في الإسْلام، فَلَمْ يُشْرِكُوا باللَّه شيئاً وذَكَروا أشْياء فَخرجَ عَلَيْهمْ رسول اللَّه صلی الله علیه وسلم فَقال: «مَا الَّذي تَخُوضونَ فِيه؟» فَأخْبَرُوهُ فَقال: «هُمْ الَّذِينَ لا يرقُونَ، وَلا يَسْتَرْقُون، وَلاَ يَتَطيَّرُون، وَعَلَى ربِّهمْ يتَوكَّلُونَ» فقَامَ عُكَّاشةُ بنُ مُحْصِن رضی الله عنه فَقال: ادْعُ اللَّه أنْ يجْعَلَني مِنْهُم، فَقال: «أنْت مِنْهُمْ» ثُمَّ قَام رَجُلٌ آخَرُ فَقال: ادْعُ اللَّه أنْ يَجْعَلَنِي مِنْهُمْ فقال: «سَبَقَكَ بِهَا عُكَّاشَةُ»» متفقٌ علیه.
اما احادیث وارده:
74- «از ابن عباس ب روایت است که:
رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: امتهای سابقه بر من عرضه شدند، و دیدم پیامبری را با گروه بسیار کوچکی، کمتر از ده نفر، دیدم پیامبری را با یک نفر یا دو نفر، و پیامبری را در حالیکه با او یک نفر نبود، ناگهان گروه بسیاری را دیدم و گمان کردم که آنها امت من هستند، به من گفتند که این موسی و قوم او هستند، لیکن به آن کرانهء دیگر ببین و دیدم و سیاهی بزرگی را مشاهده کردم باز به من گفته شد، به آن سوی دیگر ببین، دیدم گروه زیادی را، باز به من گفته شد این امت تو است و با آنها هفتاد هزار نفر وجود دارد که بدون حساب و عذاب به بهشت داخل میشوند. بعداً برخاسته به خانه داخل شدند. مردم در مورد این اشخاصی که بدون حساب و عذاب به بهشت داخل میشوند بحث کردند. بعضی گفتند: شاید آنها اصحاب پیامبر صلی الله علیه وسلم باشند. بعضی گفتند: شاید آنها کسانی باشند که در اسلام متولد شدهاند و به خدا شریک نیاوردهاند، و از این قبیل چیزها. پیامبر صلی الله علیه وسلم بر ایشان برآمده و فرمود: در بارهء چه بحث مینمائید؟ آنها آنحضرت صلی الله علیه وسلم را با خبر ساختند. بعداً ایشان فرمودند: آنها کسانی هستند که تعویذ و افسون (رقیه) نمیکنند، دیگران را و خود هم (طلب رقیه و تعویذ و افسون نمینمایند)، و بد فالی نمینمایند و بر خدای خویش توکل و اعتماد میکنند. عکاشه بن محصن رضی الله عنه برخاسته و گفت: یا رسول الله دعا کن که خداوند مرا از جملهء آنها بگرداند. آنحضرت صلی الله علیه وسلم فرمود: تو از جملهء آنها هستی. بعداً مرد دیگری برخاسته گفت: دعا کن که خداوند جل جلاله مرا از آنها بحساب آورد. ایشان فرمودندکه: عکاشه بر تو سبقت جسته است».
@THEHADIIS
اما احادیث وارده:
74- «از ابن عباس ب روایت است که:
رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: امتهای سابقه بر من عرضه شدند، و دیدم پیامبری را با گروه بسیار کوچکی، کمتر از ده نفر، دیدم پیامبری را با یک نفر یا دو نفر، و پیامبری را در حالیکه با او یک نفر نبود، ناگهان گروه بسیاری را دیدم و گمان کردم که آنها امت من هستند، به من گفتند که این موسی و قوم او هستند، لیکن به آن کرانهء دیگر ببین و دیدم و سیاهی بزرگی را مشاهده کردم باز به من گفته شد، به آن سوی دیگر ببین، دیدم گروه زیادی را، باز به من گفته شد این امت تو است و با آنها هفتاد هزار نفر وجود دارد که بدون حساب و عذاب به بهشت داخل میشوند. بعداً برخاسته به خانه داخل شدند. مردم در مورد این اشخاصی که بدون حساب و عذاب به بهشت داخل میشوند بحث کردند. بعضی گفتند: شاید آنها اصحاب پیامبر صلی الله علیه وسلم باشند. بعضی گفتند: شاید آنها کسانی باشند که در اسلام متولد شدهاند و به خدا شریک نیاوردهاند، و از این قبیل چیزها. پیامبر صلی الله علیه وسلم بر ایشان برآمده و فرمود: در بارهء چه بحث مینمائید؟ آنها آنحضرت صلی الله علیه وسلم را با خبر ساختند. بعداً ایشان فرمودند: آنها کسانی هستند که تعویذ و افسون (رقیه) نمیکنند، دیگران را و خود هم (طلب رقیه و تعویذ و افسون نمینمایند)، و بد فالی نمینمایند و بر خدای خویش توکل و اعتماد میکنند. عکاشه بن محصن رضی الله عنه برخاسته و گفت: یا رسول الله دعا کن که خداوند مرا از جملهء آنها بگرداند. آنحضرت صلی الله علیه وسلم فرمود: تو از جملهء آنها هستی. بعداً مرد دیگری برخاسته گفت: دعا کن که خداوند جل جلاله مرا از آنها بحساب آورد. ایشان فرمودندکه: عکاشه بر تو سبقت جسته است».
@THEHADIIS
76- «الثَّالِث: عن ابْنِ عَبَّاس ب أيضاً قال: «حسْبُنَا اللَّهُ ونِعْمَ الْوكِيلُ قَالَهَا إبْراهِيمُ سلام الله علیه حينَ أُلْقِى في النَّار، وَقالهَا مُحمَّدٌ صلی الله علیه وسلم حيِنَ قَالُوا: «إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إيماناً وقَالُوا: حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوكِيلُ»» رواه البخارى.
وفي رواية له عن ابْنِ عَبَّاسٍ ب قال: «كَانَ آخِرَ قَوْل إبْراهِيمَ سلام الله علیه حِينَ ألْقِي في النَّارِ «حسْبي اللَّهُ وَنِعمَ الْوَكِيلُ»».
76- «از ابن عباس ب روایت شده که فرمود:
حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوكِیلُ، ابراهیم سلام الله علیه هنگامی که در آتش انداخته شد، آنرا گفت. محمد صلی الله علیه وسلم هم هنگامی که گفته شد "مردم برای مقابله با شما جمع شدهاند، پس از آنها بترسید، پس ایمان افزوده شده" حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوكِیلُ گفتند».
و در روایتی از ابن عباس ب آمده که گفت:
«سخن آخر ابراهیم سلام الله علیه هنگامی که در آتش انداخته شد، این بود که گفت: حسْبی اللَّهُ وَنِعمَ الْوَكِیلُ. کافیست الله برای من و نیکو نگهبانی است».
@THEHADIIS
وفي رواية له عن ابْنِ عَبَّاسٍ ب قال: «كَانَ آخِرَ قَوْل إبْراهِيمَ سلام الله علیه حِينَ ألْقِي في النَّارِ «حسْبي اللَّهُ وَنِعمَ الْوَكِيلُ»».
76- «از ابن عباس ب روایت شده که فرمود:
حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوكِیلُ، ابراهیم سلام الله علیه هنگامی که در آتش انداخته شد، آنرا گفت. محمد صلی الله علیه وسلم هم هنگامی که گفته شد "مردم برای مقابله با شما جمع شدهاند، پس از آنها بترسید، پس ایمان افزوده شده" حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوكِیلُ گفتند».
و در روایتی از ابن عباس ب آمده که گفت:
«سخن آخر ابراهیم سلام الله علیه هنگامی که در آتش انداخته شد، این بود که گفت: حسْبی اللَّهُ وَنِعمَ الْوَكِیلُ. کافیست الله برای من و نیکو نگهبانی است».
@THEHADIIS
1371- «وعَنْ أبي مسْعُودٍ البدْرِي رضی الله عنه ، قَال: قَالَ رَسُولُ اللَّه صلی الله علیه وسلم : «حُوسب رَجُلٌ مِمَّنْ كَانَ قبلكم فَلَمْ يُوجدْ لَهُ مِنَ الخَيْرِ شَيَّءٌ، إلاَّ أَنَّهُ كَان يَُخَالِطُ النَّاس، وَكَانَ مُوسِرا، وَكَانَ يأْمُرُ غِلْمَانَه أن يَتَجَاوَزُوا عن المُعْسِر. قال اللَّه، عزَّ وجَل: «نَحْنُ أحقُّ بِذَلكَ مِنْه، تَجاوَزُوا عَنْهُ»» رواه مسلم.
1371- «از ابو مسعود بدری رضی الله عنه روایت است که:
رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: مردی از آنانیکه پیش از شما بودند، مورد محاسبه قرار گرفت و برای او چیزی خیر دیده نشد، غیر از اینکه او با مردم معامله مینمود و مردی آسان گیر بود و خدمتگاران خود را امر میکرد که از ناتوان درگذرند. خدای عزوجل فرمود: ما بر این کار از وی سزاوارتریم، از او درگذرید».
@THEHADIIS
1371- «از ابو مسعود بدری رضی الله عنه روایت است که:
رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: مردی از آنانیکه پیش از شما بودند، مورد محاسبه قرار گرفت و برای او چیزی خیر دیده نشد، غیر از اینکه او با مردم معامله مینمود و مردی آسان گیر بود و خدمتگاران خود را امر میکرد که از ناتوان درگذرند. خدای عزوجل فرمود: ما بر این کار از وی سزاوارتریم، از او درگذرید».
@THEHADIIS
1372- «وعنْ حُذَيْفَة، رضی الله عنه ، قَال: أُتِى اللَّه تَعالى بِعَبْد من عِبَادِهِ آتاهُ اللَّه مَالا، فَقَالَ لَه: ماذَا عمِلْتَ في الدُّنْيَا؟ قَال: ¬ وَلا يَكْتُمُونَ اللَّه حديثاً ¬ قَال: يَاربِّ آتَيْتَنِي مالَكَ فَكُنْتُ أُبايِعُ النَّاس، وَكانَ مِنْ خُلُقي الجواز، فكُنْتُ أَتَيَسرُ عَلى المُوسِرِ، وأُنْظِرُ المُعْسِر. فَقَالَ اللَّه تَعَالى: «أَنَا أَحقُّ بذا مِنْك، تجاوزُوا عَنْ عبْدِي» فقال عُقْبَةُ بنُ عامر، وأَبو مَسْعُودٍ الأنصاري، ب: هكذا سَمِعْنَاهُ مِنْ في رَسولِ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم ». رواهُ مسلم.
1372- «از حذیفه رضی الله عنه روایت شده که گفت:
بندهای نزد خدای تعالی آورده شد که خدای تعالی به او مال داده بود و به او فرمود: در دنیا چه عمل کردی؟
گفت: و خداوند چیزی را پنهان نمیکند.
گفت: ای پروردگارم تو مالت را بمن دادی و من عادت گذشت را داشتم و با سرمایه دار و ثروتمند آسانگیری نموده و نادار را مهلت میدادم.
خداوند تعالی فرمود: من به اینکار از تو سزاوارترم از بندهام در گذرید.
سپس عقبه بن عامر و ابو مسعود انصاری ب گفتند: ما آن را از دهان رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیدیم».
@THEHADIIS
1372- «از حذیفه رضی الله عنه روایت شده که گفت:
بندهای نزد خدای تعالی آورده شد که خدای تعالی به او مال داده بود و به او فرمود: در دنیا چه عمل کردی؟
گفت: و خداوند چیزی را پنهان نمیکند.
گفت: ای پروردگارم تو مالت را بمن دادی و من عادت گذشت را داشتم و با سرمایه دار و ثروتمند آسانگیری نموده و نادار را مهلت میدادم.
خداوند تعالی فرمود: من به اینکار از تو سزاوارترم از بندهام در گذرید.
سپس عقبه بن عامر و ابو مسعود انصاری ب گفتند: ما آن را از دهان رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیدیم».
@THEHADIIS
1751- «عنْ أَبي هُريْرَةَ رضی الله عنه أَنَّ النَّبِيَّ صلی الله علیه وسلم قََال: «أَمَا يَخْشَى أَحَدُكُمْ إِذا رفَعَ رأْسَهُ قَبْلَ الإِمَامِ أَنْ يَجْعلَ اللَّه رأْسَهُ رأْسَ حِمار، أَوْ يَجْعلَ اللَّه صُورتَهُ صُورَةَ حِمارٍ»» متفقٌ علیه.
1751- «از ابو هریره رضی الله عنه روایت است که:
رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: آیا نمیترسد یکی از شما هرگاه سرش را پیش از امام بالا کند از اینکه خداوند سرش را سر الاغ گرداند، و یا اینکه شکل او را شکل الاغ سازد».
ش: مراد آنست که خداوند او را همچون الاغ نفهم و نادان میسازد.
@THEHADIIS
1751- «از ابو هریره رضی الله عنه روایت است که:
رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: آیا نمیترسد یکی از شما هرگاه سرش را پیش از امام بالا کند از اینکه خداوند سرش را سر الاغ گرداند، و یا اینکه شکل او را شکل الاغ سازد».
ش: مراد آنست که خداوند او را همچون الاغ نفهم و نادان میسازد.
@THEHADIIS
1499- « ابو هریره رضی الله عنه أَنَّ رَسُول اللَّهِ صلی الله علیه وسلم قَال: يُسْتجَابُ لأَحَدِكُم ما لَم يعْجل: يقُولُ قَد دَعوتُ رَبِّي، فَلم يسْتَجبْ لي»». متفقٌ علیه.
وفي رِوَايَةٍ لـمُسْلِم: «لا يزَالُ يُسْتَجَابُ لِلعَبْدِ مَا لَم يدعُ بإِثم، أَوْ قَطِيعةِ رَحِم، ما لَمْ يَسْتعْجِلْ» قِيل: يا رسُولَ اللَّهِ مَا الاسْتِعْجَال؟ قَال: «يَقُول: قَدْ دعَوْت، وَقَدْ دَعَوْتُ فَلَم أَرَ يَسْتَجِيبُ لي، فَيَسْتَحْسِرُ عِنْد ذلك، ويَدَعُ الدُّعَاءَ».
1499- «از ابو هریره رضی الله عنه روایت است که:
رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: اجابت میشود برای یکی از شما تا مادامیکه شتاب نکند و بگوید به پروردگارم دعاء کردم و مرا اجابت نکرد.
و در روایتی از مسلم آمده که: همیشه برای بنده اجابت میشود، تا به گناه و قطع صلهء رحم دعاء نکند، بشرطیکه شتاب و عجله ننماید. گفته شد: یا رسول الله صلی الله علیه وسلم شتاب خواهی چیست؟
فرمود: میگوید: همانا دعاء کردم و دعاء کردم و ندیدم که برایم اجابت شود، پس در این اثناء خسته شده و دعاء را ترک میکند».
@THEHADIIS
وفي رِوَايَةٍ لـمُسْلِم: «لا يزَالُ يُسْتَجَابُ لِلعَبْدِ مَا لَم يدعُ بإِثم، أَوْ قَطِيعةِ رَحِم، ما لَمْ يَسْتعْجِلْ» قِيل: يا رسُولَ اللَّهِ مَا الاسْتِعْجَال؟ قَال: «يَقُول: قَدْ دعَوْت، وَقَدْ دَعَوْتُ فَلَم أَرَ يَسْتَجِيبُ لي، فَيَسْتَحْسِرُ عِنْد ذلك، ويَدَعُ الدُّعَاءَ».
1499- «از ابو هریره رضی الله عنه روایت است که:
رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: اجابت میشود برای یکی از شما تا مادامیکه شتاب نکند و بگوید به پروردگارم دعاء کردم و مرا اجابت نکرد.
و در روایتی از مسلم آمده که: همیشه برای بنده اجابت میشود، تا به گناه و قطع صلهء رحم دعاء نکند، بشرطیکه شتاب و عجله ننماید. گفته شد: یا رسول الله صلی الله علیه وسلم شتاب خواهی چیست؟
فرمود: میگوید: همانا دعاء کردم و دعاء کردم و ندیدم که برایم اجابت شود، پس در این اثناء خسته شده و دعاء را ترک میکند».
@THEHADIIS
باب(6): جمع میان دو نماز هنگام مقیم بودن
439- عَنْ ابْنِ عَبَّاسٍ ب قَالَ: جَمَعَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) بَيْنَ الظُّهْرِ وَالْعَصْرِ، وَالْمَغْرِبِ وَالْعِشَاءِ، بِالْمَدِينَةِ فِي غَيْرِ خَوْفٍ وَلا مَطَرٍ فِي حَدِيثِ وَكِيعٍ قَالَ: قُلْتُ لاِبْنِ عَبَّاسٍ: لِمَ فَعَلَ ذَلِكَ؟ قَالَ: كَيْ لا يُحْرِجَ أُمَّتَهُ، وَفِي حَدِيثِ أَبِي مُعَاوِيَةَ: قِيلَ لاِبْنِ عَبَّاسٍ: مَا أَرَادَ إِلَى ذَلِكَ؟ قَالَ: أَرَادَ أَنْ لاَ يُحْرِجَ أُمَّتَهُ. (م/705)
ترجمه: ابن عباس ب میگوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) در مدینه بدون هیچگونه ترس و بارانی، نمازهای ظهر و عصر را با هم، و مغرب و عشا را نیز با هم خواند. د ر روایت وکیع آمده است که وکیع به ابن عباس گفت: چرا پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) این کار را انجام داد؟ ابن عباس گفت: برای اینکه امتش را در تنگنا قرار ندهد. و در روایت ابومعاویه آمده است که از ابن عباس پرسیدند: هدف پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) از این کار، چه بود؟ گفت: هدفش این بود که امتش را در تنگنا قرار ندهد.
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
439- عَنْ ابْنِ عَبَّاسٍ ب قَالَ: جَمَعَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) بَيْنَ الظُّهْرِ وَالْعَصْرِ، وَالْمَغْرِبِ وَالْعِشَاءِ، بِالْمَدِينَةِ فِي غَيْرِ خَوْفٍ وَلا مَطَرٍ فِي حَدِيثِ وَكِيعٍ قَالَ: قُلْتُ لاِبْنِ عَبَّاسٍ: لِمَ فَعَلَ ذَلِكَ؟ قَالَ: كَيْ لا يُحْرِجَ أُمَّتَهُ، وَفِي حَدِيثِ أَبِي مُعَاوِيَةَ: قِيلَ لاِبْنِ عَبَّاسٍ: مَا أَرَادَ إِلَى ذَلِكَ؟ قَالَ: أَرَادَ أَنْ لاَ يُحْرِجَ أُمَّتَهُ. (م/705)
ترجمه: ابن عباس ب میگوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) در مدینه بدون هیچگونه ترس و بارانی، نمازهای ظهر و عصر را با هم، و مغرب و عشا را نیز با هم خواند. د ر روایت وکیع آمده است که وکیع به ابن عباس گفت: چرا پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) این کار را انجام داد؟ ابن عباس گفت: برای اینکه امتش را در تنگنا قرار ندهد. و در روایت ابومعاویه آمده است که از ابن عباس پرسیدند: هدف پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) از این کار، چه بود؟ گفت: هدفش این بود که امتش را در تنگنا قرار ندهد.
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب(8): ترک نمازهای نفلی در سفر
441- عن حَفْصِ بْنِ عَاصِمٍ قَالَ: صَحِبْتُ ابْنَ عُمَرَ ب فِي طَرِيقِ مَكَّةَ، قَالَ: فَصَلَّى لَنَا الظُّهْرَ رَكْعَتَيْنِ، ثُمَّ أَقْبَلَ وَأَقْبَلْنَا مَعَهُ حَتَّى جَاءَ رَحْلَهُ، وَجَلَسَ وَجَلَسْنَا مَعَهُ، فَحَانَتْ مِنْهُ الْتِفَاتَةٌ نَحْوَ حَيْثُ صَلَّى، فَرَأَى نَاسًا قِيَامًا، فَقَالَ: مَا يَصْنَعُ هَؤُلاَءِ؟ قُلْتُ: يُسَبِّحُونَ، قَالَ: لَوْ كُنْتُ مُسَبِّحًا لأََتْمَمْتُ صَلاتِي، يَا ابْنَ أَخِي إِنِّي صَحِبْتُ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) فِي السَّفَرِ فَلَمْ يَزِدْ عَلَى رَكْعَتَيْنِ حَتَّى قَبَضَهُ اللَّهُ، وَصَحِبْتُ أَبَا بَكْرٍ فَلَمْ يَزِدْ عَلَى رَكْعَتَيْنِ حَتَّى قَبَضَهُ اللَّهُ، وَصَحِبْتُ عُمَرَ فَلَمْ يَزِدْ عَلَى رَكْعَتَيْنِ حَتَّى قَبَضَهُ اللَّهُ، ثُمَّ صَحِبْتُ عُثْمَانَ فَلَمْ يَزِدْ عَلَى رَكْعَتَيْنِ حَتَّى قَبَضَهُ اللَّهُ، وَقَدْ قَالَ اللَّهُ: ﴿لَّقَدۡ كَانَ لَكُمۡ فِي رَسُولِ ٱللَّهِ أُسۡوَةٌ حَسَنَةٞ﴾ (م/689)
ترجمه: حفص بن عاصم میگوید: در راه مکه، همراه ابن عمر ب بودم. او نماز ظهر را دو رکعت، برگزار نمود. آنگاه ما و ایشان برگشتیم تا اینکه به اقامتگاه خود آمد و نشست. ما نیز همراه او نشستیم. ناگهان، نگاهش به جایی افتاد که نماز خوانده بود. در آنجا افرادی را دید که ایستادهاند. پرسید: آنان چکار میکنند؟ گفتم: نماز میخوانند. گفت: اگر قرار بود نفل بخوانم، فرضم را کامل مینمودم. ای برادرزادهام! من در سفر، همراه رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) بودهام. ایشان (صلی الله علیه وآله وسلم) تا زمانی که وفات نمود بیشتر از دو رکعت (فرض) نخواند. همچنین همراه ابوبکر (رضي الله عنه) بودهام. ایشان هم تا هنگام وفات، بیشتر از دو رکعت نخواند. عمر (رضي الله عنه) را نیز همراهی کردهام. وی نیز تا هنگام وفات، بیشتر از دو رکعت نخواند. با عثمان (رضي الله عنه) نیز بودهام. او هم تا هنگام وفات، بیشتر از دو رکعت نخواند. و الله متعال میفرماید: «شخص رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) برای شما الگوی خوبی است».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
441- عن حَفْصِ بْنِ عَاصِمٍ قَالَ: صَحِبْتُ ابْنَ عُمَرَ ب فِي طَرِيقِ مَكَّةَ، قَالَ: فَصَلَّى لَنَا الظُّهْرَ رَكْعَتَيْنِ، ثُمَّ أَقْبَلَ وَأَقْبَلْنَا مَعَهُ حَتَّى جَاءَ رَحْلَهُ، وَجَلَسَ وَجَلَسْنَا مَعَهُ، فَحَانَتْ مِنْهُ الْتِفَاتَةٌ نَحْوَ حَيْثُ صَلَّى، فَرَأَى نَاسًا قِيَامًا، فَقَالَ: مَا يَصْنَعُ هَؤُلاَءِ؟ قُلْتُ: يُسَبِّحُونَ، قَالَ: لَوْ كُنْتُ مُسَبِّحًا لأََتْمَمْتُ صَلاتِي، يَا ابْنَ أَخِي إِنِّي صَحِبْتُ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) فِي السَّفَرِ فَلَمْ يَزِدْ عَلَى رَكْعَتَيْنِ حَتَّى قَبَضَهُ اللَّهُ، وَصَحِبْتُ أَبَا بَكْرٍ فَلَمْ يَزِدْ عَلَى رَكْعَتَيْنِ حَتَّى قَبَضَهُ اللَّهُ، وَصَحِبْتُ عُمَرَ فَلَمْ يَزِدْ عَلَى رَكْعَتَيْنِ حَتَّى قَبَضَهُ اللَّهُ، ثُمَّ صَحِبْتُ عُثْمَانَ فَلَمْ يَزِدْ عَلَى رَكْعَتَيْنِ حَتَّى قَبَضَهُ اللَّهُ، وَقَدْ قَالَ اللَّهُ: ﴿لَّقَدۡ كَانَ لَكُمۡ فِي رَسُولِ ٱللَّهِ أُسۡوَةٌ حَسَنَةٞ﴾ (م/689)
ترجمه: حفص بن عاصم میگوید: در راه مکه، همراه ابن عمر ب بودم. او نماز ظهر را دو رکعت، برگزار نمود. آنگاه ما و ایشان برگشتیم تا اینکه به اقامتگاه خود آمد و نشست. ما نیز همراه او نشستیم. ناگهان، نگاهش به جایی افتاد که نماز خوانده بود. در آنجا افرادی را دید که ایستادهاند. پرسید: آنان چکار میکنند؟ گفتم: نماز میخوانند. گفت: اگر قرار بود نفل بخوانم، فرضم را کامل مینمودم. ای برادرزادهام! من در سفر، همراه رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) بودهام. ایشان (صلی الله علیه وآله وسلم) تا زمانی که وفات نمود بیشتر از دو رکعت (فرض) نخواند. همچنین همراه ابوبکر (رضي الله عنه) بودهام. ایشان هم تا هنگام وفات، بیشتر از دو رکعت نخواند. عمر (رضي الله عنه) را نیز همراهی کردهام. وی نیز تا هنگام وفات، بیشتر از دو رکعت نخواند. با عثمان (رضي الله عنه) نیز بودهام. او هم تا هنگام وفات، بیشتر از دو رکعت نخواند. و الله متعال میفرماید: «شخص رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) برای شما الگوی خوبی است».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS