#حدیث_شریف
مثال نمازهای پنجگانه
37- عنْ أَبِي هريره أَنَّهُ سَمِعَ رَسُولَ اللَّهِ يَقُولُ «أَرَأَيْتُمْ أَنَّ نَهْرًا بِبَابِ أَحَدٌ کم يَغْتَسِلُ فِيهِ كُلَّ يَوْمٍ خَمْساً مَا تَقُولُ يَبْقَى مِنْ دَرَنِهِ» قَالُوا لاَ يَبْقَى مِنْ دَرَنِهِ شَيْئاً قَالَ «فَذَلِكَ مَثَلُ الصَّلَوَاتِ الْخَمْسِ يَمْحُو اللَّهُ بِهَا الْخَطَايَا»:
متفق علیه:صحیح بخاری/528 صحیح مسلم /1071)
ابوهريره گويد ، شنيدم رسول الله می فرماید:
اگر بردرب منزل شما جوی آبی باشد که -شخص -هر روز پنج بار غسل کند، چه میگوید. آیا ازچرک بدنش چیزی باقی می ماند؟ گفتند: چیزی باقی نمی ماند، فرمود چنان است مثال نمازهای پنج گانه که اللهﷻ با آنها گناهان را محو میکند).
@THEHADIIS
مثال نمازهای پنجگانه
37- عنْ أَبِي هريره أَنَّهُ سَمِعَ رَسُولَ اللَّهِ يَقُولُ «أَرَأَيْتُمْ أَنَّ نَهْرًا بِبَابِ أَحَدٌ کم يَغْتَسِلُ فِيهِ كُلَّ يَوْمٍ خَمْساً مَا تَقُولُ يَبْقَى مِنْ دَرَنِهِ» قَالُوا لاَ يَبْقَى مِنْ دَرَنِهِ شَيْئاً قَالَ «فَذَلِكَ مَثَلُ الصَّلَوَاتِ الْخَمْسِ يَمْحُو اللَّهُ بِهَا الْخَطَايَا»:
متفق علیه:صحیح بخاری/528 صحیح مسلم /1071)
ابوهريره گويد ، شنيدم رسول الله می فرماید:
اگر بردرب منزل شما جوی آبی باشد که -شخص -هر روز پنج بار غسل کند، چه میگوید. آیا ازچرک بدنش چیزی باقی می ماند؟ گفتند: چیزی باقی نمی ماند، فرمود چنان است مثال نمازهای پنج گانه که اللهﷻ با آنها گناهان را محو میکند).
@THEHADIIS
عن أَبي هُرَيْرَةَ رضي الله عنه قَالَ: قبَّل النَّبِيُّ -صلی الله علیه وسلم-الْحسنَ بنَ عَليٍّ -رضي اللَّه عنهما-وَعِنْدَهُ الأَقْرعُ بْنُ حَابِسٍ، فَقَالَ الأَقْرَعُ: إِنَّ لِي عَشرةً مِنَ الْولَدِ مَا قَبَّلتُ مِنْهُمْ أَحدًا، فنَظَر إِلَيْهِ رسولُ اللَّه -صلی الله علیه وسلم-فقَالَ: " مَن لا يَرْحَمْ لَا يُرْحَمْ "
از ابی هریره-رضي الله عنه-روایت است که گفت: رسول الله-صلی الله علیه وسلم-حسن بن علی-رضي الله عنهما-را بوسید و نزد ایشان اقرع بن حابس بود ..
اقرع گفت:من ده پسر دارم یکی از آنها را هم نبوسیده ام، پس رسول الله-صلی الله علیه وسلم-بسویش نظر کرد و گفت:«کسی که رحم نکند بر او رحم نمی شود.»
@THEHADIIS
از ابی هریره-رضي الله عنه-روایت است که گفت: رسول الله-صلی الله علیه وسلم-حسن بن علی-رضي الله عنهما-را بوسید و نزد ایشان اقرع بن حابس بود ..
اقرع گفت:من ده پسر دارم یکی از آنها را هم نبوسیده ام، پس رسول الله-صلی الله علیه وسلم-بسویش نظر کرد و گفت:«کسی که رحم نکند بر او رحم نمی شود.»
@THEHADIIS
#ساختن_آدمک برفی حرام است.
رسول اللهﷺ میفرماید:
«اشَدُّ النَّاسِ عَذَابًا
یَوْمَ الْقِیَامَةِ الَّذِینَ یُضَاهُئونَ بِخَلْقِ اللَّهِ ».
«معذبترین مردم نزد الله تعالی در روز قیامت، کسانی هستند که تلاش می نمایند تا کاری شبیه خلقت و آفرینش الله تعالی انجام دهند.»
@THEHADIIS
رسول اللهﷺ میفرماید:
«اشَدُّ النَّاسِ عَذَابًا
یَوْمَ الْقِیَامَةِ الَّذِینَ یُضَاهُئونَ بِخَلْقِ اللَّهِ ».
«معذبترین مردم نزد الله تعالی در روز قیامت، کسانی هستند که تلاش می نمایند تا کاری شبیه خلقت و آفرینش الله تعالی انجام دهند.»
@THEHADIIS
باب (1): درباره ی طاعون و اینکه عذابی است؛ پس به منطقهی طاعون نروید و از ترس آن، فرار نکنید
1484ـ عَنْ أُسَامَةَ بْنِ زَيْدٍ (رضي الله عنه) عَنْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) أَنَّهُ قَالَ: «إِنَّ هَذَا الْوَجَعَ أَوِ السَّقَمَ رِجْزٌ عُذِّبَ بِهِ بَعْضُ الأُمَمِقَبْلَكُمْ، ثُمَّ بَقِىَ بَعْدُ بِالأَرْضِ، فَيَذْهَبُ الْمَرَّةَ وَيَأْتِى الأُخْرَى، فَمَنْ سَمِعَ بِهِ بِأَرْضٍ، فَلاَ يَقْدَمَنَّ عَلَيْهِ، وَمَنْوَقَعَ بِأَرْضٍ وَهُوَ بِهَا، فَلاَ يُخْرِجَنَّهُ الْفِرَارُ مِنْهُ». (م/2218)
ترجمه: اسامه بن زید (رضي الله عنه) میگوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «این بیماری (طاعون) عذابی است که برخی از امتهای گذشته به آن، دچار شدند و بعد از آن، روی زمین باقی ماند. گاهی از بین میرود و گاهی دیگر، ظاهر میشود. لذا هرکس شنید که در سرزمینی، طاعون وجود دارد، بدانجا نرود. واگر در سرزمینی که در آنجا بسر میبرد، طاعونشیوع پیدا کرد، از ترس آن، فرار نکند».
1485ـ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ ل: أَنَّ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ خَرَجَ إِلَى الشَّامِ، حَتَّى إِذَا كَانَ بِسَرْغَ لَقِيَهُ أَهْلُالأَجْنَادِ: أَبُو عُبَيْدَةَ بْنُ الْجَرَّاحِ وَأَصْحَابُهُ، فَأَخْبَرُوهُ أَنَّ الْوَبَاءَ قَدْ وَقَعَ بِالشَّامِ، قَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ: فَقَالَعُمَرُ: ادْعُ لِي الْمُهَاجِرِينَ الأَوَّلِينَ فَدَعَوْتُهُمْ، فَاسْتَشَارَهُمْ، وَأَخْبَرَهُمْ أَنَّ الْوَبَاءَ قَدْ وَقَعَ بِالشَّامِ، فَاخْتَلَفُوا،فَقَالَ بَعْضُهُمْ: قَدْ خَرَجْتَ لأَمْرٍ وَلاَ نَرَى أَنْ تَرْجِعَ عَنْهُ، وَقَالَ بَعْضُهُمْ: مَعَكَ بَقِيَّةُ النَّاسِ وَأَصْحَابُ رَسُولِ اللَّهِ ص، وَلاَ نَرَى أَنْ تُقْدِمَهُمْ عَلَى هَذَا الْوَبَاءِ، فَقَالَ: ارْتَفِعُوا عَنِّى، ثُمَّ قَالَ: ادْعُ لِي الأَنْصَارَ فَدَعَوْتُهُمْ لَهُ،فَاسْتَشَارَهُمْ، فَسَلَكُوا سَبِيلَ الْمُهَاجِرِينَ، وَاخْتَلَفُوا كَاخْتِلاَفِهِمْ، فَقَالَ: ارْتَفِعُوا عَنِّى، ثُمَّ قَالَ: ادْعُ لِي مَنْ كَانَهَا هُنَا مِنْ مَشْيَخَةِ قُرَيْشٍ مِنْ مُهَاجِرَةِ الْفَتْحِ، فَدَعَوْتُهُمْ فَلَمْ يَخْتَلِفْ عَلَيْهِ رَجُلاَنِ، فَقَالُوا: نَرَى أَنْ تَرْجِعَبِالنَّاسِ وَلاَ تُقْدِمْهُمْ عَلَى هَذَا الْوَبَاءِ، فَنَادَى عُمَرُ فِي النَّاسِ: إِنِّي مُصْبِحٌ عَلَى ظَهْرٍ، فَأَصْبِحُوا عَلَيْهِ، فَقَالَ أَبُوعُبَيْدَةَ بْنُ الْجَرَّاحِ: أَفِرَارًا مِنْ قَدَرِ اللَّهِ؟ فَقَالَ عُمَرُ: لَوْ غَيْرُكَ قَالَهَا يَا أَبَا عُبَيْدَةَ ـ وَكَانَ عُمَرُ يَكْرَهُخِلاَفَهُ ـ نَعَمْ، نَفِرُّ مِنْ قَدَرِ اللَّهِ إِلَى قَدَرِ اللَّهِ، أَرَأَيْتَ لَوْ كَانَتْ لَكَ إِبِلٌ فَهَبَطْتَ وَادِيًا لَهُ عِدْوَتَانِ،إِحْدَاهُمَا خَصْبَةٌ وَالأُخْرَى جَدْبَةٌ أَلَيْسَ إِنْ رَعَيْتَ الْخَصْبَةَ رَعَيْتَهَا بِقَدَرِ اللَّهِ، وَإِنْ رَعَيْتَ الْجَدْبَةَ رَعَيْتَهَابِقَدَرِ اللَّهِ؟ قَالَ: فَجَاءَ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ عَوْفٍ، وَكَانَ مُتَغَيِّبًا فِي بَعْضِ حَاجَتِهِ، فَقَالَ: إِنَّ عِنْدِي مِنْ هَذَا عِلْمًا،سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) يَقُولُ: «إِذَا سَمِعْتُمْ بِهِ بِأَرْضٍ فَلاَ تَقْدَمُوا عَلَيْهِ، وَإِذَا وَقَعَ بِأَرْضٍ وَأَنْتُمْ بِهَا فَلاَتَخْرُجُوا فِرَارًا مِنْهُ» قَالَ: فَحَمِدَ اللَّهَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ ثُمَّ انْصَرَفَ. (م/2219)
ترجمه: عبد الله بن عباس ل میگوید: عمر بن خطاب (رضي الله عنه) بسوی شام، حرکت نمود تا اینکه به روستای سرغ (نزدیکی شام) رسید و در آنجا با مسلمانان شام (فلسطین، اردن، دمشق،حمص و قنصرین) یعنی ابوعبیده بن جراح و یارانش، ملاقات نمود. آنان او را اطلاع دادند که بیماری طاعون در شام، شیوع پیدا کرده است. عمر بن خطاب (رضي الله عنه) گفت:مهاجرین نخستین را فراخوانید. راوی میگوید: من آنان را فراخواندم. عمر بن خطاب با آنها مشورت نمود و به اطلاعشان رساند که طاعون در سرزمین شام، شیوع پیداکرده است. آنها با یکدیگر، اختلاف کردند. گروهی گفتند: شما برای انجام مأموریتی آمدهاید و ما معتقدیم که نباید قبل از انجام آن، برگردی. گروهی دیگر گفتند:شخصیتهای بزرگ و صحابهی رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) همراه شما هستند؛ ما فکر میکنیم نباید آنان را به دهان طاعون بیندازی. عمر گفت: از نزد من، بیرون بروید. بعد از آن،گفت: انصار را فراخوانید. من انصار را فراخواندم. از آنان نیز مشورت خواست. آنها هم مانند مهاجران، اختلاف کردند. عمر گفت: از نزد من، بیرون بروید.
1484ـ عَنْ أُسَامَةَ بْنِ زَيْدٍ (رضي الله عنه) عَنْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) أَنَّهُ قَالَ: «إِنَّ هَذَا الْوَجَعَ أَوِ السَّقَمَ رِجْزٌ عُذِّبَ بِهِ بَعْضُ الأُمَمِقَبْلَكُمْ، ثُمَّ بَقِىَ بَعْدُ بِالأَرْضِ، فَيَذْهَبُ الْمَرَّةَ وَيَأْتِى الأُخْرَى، فَمَنْ سَمِعَ بِهِ بِأَرْضٍ، فَلاَ يَقْدَمَنَّ عَلَيْهِ، وَمَنْوَقَعَ بِأَرْضٍ وَهُوَ بِهَا، فَلاَ يُخْرِجَنَّهُ الْفِرَارُ مِنْهُ». (م/2218)
ترجمه: اسامه بن زید (رضي الله عنه) میگوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «این بیماری (طاعون) عذابی است که برخی از امتهای گذشته به آن، دچار شدند و بعد از آن، روی زمین باقی ماند. گاهی از بین میرود و گاهی دیگر، ظاهر میشود. لذا هرکس شنید که در سرزمینی، طاعون وجود دارد، بدانجا نرود. واگر در سرزمینی که در آنجا بسر میبرد، طاعونشیوع پیدا کرد، از ترس آن، فرار نکند».
1485ـ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ ل: أَنَّ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ خَرَجَ إِلَى الشَّامِ، حَتَّى إِذَا كَانَ بِسَرْغَ لَقِيَهُ أَهْلُالأَجْنَادِ: أَبُو عُبَيْدَةَ بْنُ الْجَرَّاحِ وَأَصْحَابُهُ، فَأَخْبَرُوهُ أَنَّ الْوَبَاءَ قَدْ وَقَعَ بِالشَّامِ، قَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ: فَقَالَعُمَرُ: ادْعُ لِي الْمُهَاجِرِينَ الأَوَّلِينَ فَدَعَوْتُهُمْ، فَاسْتَشَارَهُمْ، وَأَخْبَرَهُمْ أَنَّ الْوَبَاءَ قَدْ وَقَعَ بِالشَّامِ، فَاخْتَلَفُوا،فَقَالَ بَعْضُهُمْ: قَدْ خَرَجْتَ لأَمْرٍ وَلاَ نَرَى أَنْ تَرْجِعَ عَنْهُ، وَقَالَ بَعْضُهُمْ: مَعَكَ بَقِيَّةُ النَّاسِ وَأَصْحَابُ رَسُولِ اللَّهِ ص، وَلاَ نَرَى أَنْ تُقْدِمَهُمْ عَلَى هَذَا الْوَبَاءِ، فَقَالَ: ارْتَفِعُوا عَنِّى، ثُمَّ قَالَ: ادْعُ لِي الأَنْصَارَ فَدَعَوْتُهُمْ لَهُ،فَاسْتَشَارَهُمْ، فَسَلَكُوا سَبِيلَ الْمُهَاجِرِينَ، وَاخْتَلَفُوا كَاخْتِلاَفِهِمْ، فَقَالَ: ارْتَفِعُوا عَنِّى، ثُمَّ قَالَ: ادْعُ لِي مَنْ كَانَهَا هُنَا مِنْ مَشْيَخَةِ قُرَيْشٍ مِنْ مُهَاجِرَةِ الْفَتْحِ، فَدَعَوْتُهُمْ فَلَمْ يَخْتَلِفْ عَلَيْهِ رَجُلاَنِ، فَقَالُوا: نَرَى أَنْ تَرْجِعَبِالنَّاسِ وَلاَ تُقْدِمْهُمْ عَلَى هَذَا الْوَبَاءِ، فَنَادَى عُمَرُ فِي النَّاسِ: إِنِّي مُصْبِحٌ عَلَى ظَهْرٍ، فَأَصْبِحُوا عَلَيْهِ، فَقَالَ أَبُوعُبَيْدَةَ بْنُ الْجَرَّاحِ: أَفِرَارًا مِنْ قَدَرِ اللَّهِ؟ فَقَالَ عُمَرُ: لَوْ غَيْرُكَ قَالَهَا يَا أَبَا عُبَيْدَةَ ـ وَكَانَ عُمَرُ يَكْرَهُخِلاَفَهُ ـ نَعَمْ، نَفِرُّ مِنْ قَدَرِ اللَّهِ إِلَى قَدَرِ اللَّهِ، أَرَأَيْتَ لَوْ كَانَتْ لَكَ إِبِلٌ فَهَبَطْتَ وَادِيًا لَهُ عِدْوَتَانِ،إِحْدَاهُمَا خَصْبَةٌ وَالأُخْرَى جَدْبَةٌ أَلَيْسَ إِنْ رَعَيْتَ الْخَصْبَةَ رَعَيْتَهَا بِقَدَرِ اللَّهِ، وَإِنْ رَعَيْتَ الْجَدْبَةَ رَعَيْتَهَابِقَدَرِ اللَّهِ؟ قَالَ: فَجَاءَ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ عَوْفٍ، وَكَانَ مُتَغَيِّبًا فِي بَعْضِ حَاجَتِهِ، فَقَالَ: إِنَّ عِنْدِي مِنْ هَذَا عِلْمًا،سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) يَقُولُ: «إِذَا سَمِعْتُمْ بِهِ بِأَرْضٍ فَلاَ تَقْدَمُوا عَلَيْهِ، وَإِذَا وَقَعَ بِأَرْضٍ وَأَنْتُمْ بِهَا فَلاَتَخْرُجُوا فِرَارًا مِنْهُ» قَالَ: فَحَمِدَ اللَّهَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ ثُمَّ انْصَرَفَ. (م/2219)
ترجمه: عبد الله بن عباس ل میگوید: عمر بن خطاب (رضي الله عنه) بسوی شام، حرکت نمود تا اینکه به روستای سرغ (نزدیکی شام) رسید و در آنجا با مسلمانان شام (فلسطین، اردن، دمشق،حمص و قنصرین) یعنی ابوعبیده بن جراح و یارانش، ملاقات نمود. آنان او را اطلاع دادند که بیماری طاعون در شام، شیوع پیدا کرده است. عمر بن خطاب (رضي الله عنه) گفت:مهاجرین نخستین را فراخوانید. راوی میگوید: من آنان را فراخواندم. عمر بن خطاب با آنها مشورت نمود و به اطلاعشان رساند که طاعون در سرزمین شام، شیوع پیداکرده است. آنها با یکدیگر، اختلاف کردند. گروهی گفتند: شما برای انجام مأموریتی آمدهاید و ما معتقدیم که نباید قبل از انجام آن، برگردی. گروهی دیگر گفتند:شخصیتهای بزرگ و صحابهی رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) همراه شما هستند؛ ما فکر میکنیم نباید آنان را به دهان طاعون بیندازی. عمر گفت: از نزد من، بیرون بروید. بعد از آن،گفت: انصار را فراخوانید. من انصار را فراخواندم. از آنان نیز مشورت خواست. آنها هم مانند مهاجران، اختلاف کردند. عمر گفت: از نزد من، بیرون بروید.
بعد ازآن، گفت: شیوخ قریش یعنی همان مهاجران فتح را فرا خوانید. راوی میگوید: آنان را فرا خواندم. آنها در این باره، اختلاف نکردند. بلکه یکپارچه گفتند: رأی ما این است که مردم را برگردانید و به طاعون، عرضه نکنید. اینجا بود که عمر (رضي الله عنه) در میان مردم، اعلان نمود که فردا صبح، من بر مرکبم سوار میشوم و مسافرم؛ شما هم آماده باشید. در این هنگام، ابوعبیده بن جراح (رضي الله عنه) گفت: آیا از تقدیر الهی، فرار میکنیم؟ عمر (رضي الله عنه) گفت: ای ابوعبیده! کاش، تو این حرف را نمیزدی؛ کسی دیگر این حرف را به زبانمیآورد ـ گفتنی است که عمر دوست نداشت با ابوعبیده مخالفت نماید. ـ بله، از تقدیر الهی به سوی تقدیر الهی فرار میکینم. اگر شتران تو وارد درهای شوند که دوکرانه دارد و یک کرانهی آن، سرسبز، و کرانهی دیگر آن، خشک و بی علف باشد؛ مگر نه این است که اگر شترانت را در قسمت سرسبز بچرانی، به تقدیر الهیچرانیدهای، و اگر در کرانهی خشک بچرانی، باز هم به تقدیر الهی چرانیدهای؟ در این اثنا، عبدالرحمن بن عوف (رضي الله عنه) که برا ی انجام کاری بیرون رفته بود و قبلاًحضور نداشت، آمد و گفت: من در این باره، علم و دانشی دارم؛ شنیدم که رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرمود: « هرگاه، شنیدید که در سرزمینی، طاعون وجود دارد، بدانجا نرود واگر در سرزمینی که شما در آنجا بسر میبرید، طاعون شیوع پیدا کرد، از ترس آن، فرار نکنید». راوی میگوید: عمر بن خطاب (رضي الله عنه) بعد از شنیدن این حدیث، الله متعال را حمد و ثنا گفت و برگشت.
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب(22): الله متعال میفرماید: هنگامیکه تجارت و سرگرمی را دیدند از اطراف تو بسوی تجارت پراکنده شدند و تو را ایستاده، رها کردند
421- عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ ب: أَنَّ النَّبِيَّ (صلی الله علیه وآله وسلم) كَانَ يَخْطُبُ قَائِمًا يَوْمَ الْجُمُعَةِ، فَجَاءَتْ عِيرٌ مِنَ الشَّامِ، فَانْفَتَلَ النَّاسُ إِلَيْهَا، حَتَّى لَمْ يَبْقَ إِلاَّ اثْنَا عَشَرَ رَجُلاً، فَأُنْزِلَتْ هَذِهِ الآيَةُ الَّتِي فِي الْجُمُعَةِ: ﴿وَإِذَا رَأَوۡاْ تِجَٰرَةً أَوۡ لَهۡوًا ٱنفَضُّوٓاْ إِلَيۡهَا وَتَرَكُوكَ قَآئِمٗاۚ﴾ [الجمعة: 11] (م/863).
ترجمه: جابر بن عبدالله ب میگوید: نبی اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) روز جمعه ایستاده مشغول خواندن خطبه بود که کاروانی از شام آمد. مردم برخاستند و بسوی کاروان رفتند تا جایی که فقط دوازده نفر باقی ماند. این جا بود که این آیهی سورهی جمعه نازل گردید: ﴿وَإِذَا رَأَوۡاْ تِجَٰرَةً أَوۡ لَهۡوًا ٱنفَضُّوٓاْ إِلَيۡهَا وَتَرَكُوكَ قَآئِمٗاۚ قُلۡ﴾ یعنی هنگامیکه تجارت یا سرگرمیای را دیدند از اطراف تو پراکنده شدند و تو را ایستاده رها کردند. شرح: طبق روایتی که ابن حجر در فتح الباری نقل کرده است آن دوازده نفرعبارت بودند از: ابوبکر، عمر، عثمان، علی، عبد الله بن مسعود و تعدادی از انصار. قابل یادآوری است که این واقعه در ابتدای نزول احکام اسلام بود و مردم با احکام دین، آشنایی زیادی نداشتند.
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
421- عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ ب: أَنَّ النَّبِيَّ (صلی الله علیه وآله وسلم) كَانَ يَخْطُبُ قَائِمًا يَوْمَ الْجُمُعَةِ، فَجَاءَتْ عِيرٌ مِنَ الشَّامِ، فَانْفَتَلَ النَّاسُ إِلَيْهَا، حَتَّى لَمْ يَبْقَ إِلاَّ اثْنَا عَشَرَ رَجُلاً، فَأُنْزِلَتْ هَذِهِ الآيَةُ الَّتِي فِي الْجُمُعَةِ: ﴿وَإِذَا رَأَوۡاْ تِجَٰرَةً أَوۡ لَهۡوًا ٱنفَضُّوٓاْ إِلَيۡهَا وَتَرَكُوكَ قَآئِمٗاۚ﴾ [الجمعة: 11] (م/863).
ترجمه: جابر بن عبدالله ب میگوید: نبی اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) روز جمعه ایستاده مشغول خواندن خطبه بود که کاروانی از شام آمد. مردم برخاستند و بسوی کاروان رفتند تا جایی که فقط دوازده نفر باقی ماند. این جا بود که این آیهی سورهی جمعه نازل گردید: ﴿وَإِذَا رَأَوۡاْ تِجَٰرَةً أَوۡ لَهۡوًا ٱنفَضُّوٓاْ إِلَيۡهَا وَتَرَكُوكَ قَآئِمٗاۚ قُلۡ﴾ یعنی هنگامیکه تجارت یا سرگرمیای را دیدند از اطراف تو پراکنده شدند و تو را ایستاده رها کردند. شرح: طبق روایتی که ابن حجر در فتح الباری نقل کرده است آن دوازده نفرعبارت بودند از: ابوبکر، عمر، عثمان، علی، عبد الله بن مسعود و تعدادی از انصار. قابل یادآوری است که این واقعه در ابتدای نزول احکام اسلام بود و مردم با احکام دین، آشنایی زیادی نداشتند.
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب(19): اگر کسی روز جمعه وارد شد در حالی که امام خطبه میخواند، دو رکعت نماز بخواند
418- عَنْ جَابِرٍ (رضي الله عنه) أَنَّهُ قَالَ: جَاءَ سُلَيْكٌ الْغَطَفَانِيُّ يَوْمَ الْجُمُعَة،ِ وَرَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) قَاعِدٌ عَلَى الْمِنْبَرِ، فَقَعَدَ سُلَيْكٌ قَبْلَ أَنْ يُصَلِّيَ، فَقَالَ لَهُ النَّبِيُّ ص: «أَرَكَعْتَ رَكْعَتَيْنِ»؟ قَالَ: لاَ، قَالَ: «قُمْ فَارْكَعْهُمَا». (م/875)
ترجمه: جابر بن عبدالله ب میگوید: روز جمعه، سُلَیک غطفانی آمد در حالی که رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) بر منبر نشسته بود (و خطبه میخواند). آنگاه سُلَیک قبل از اینکه نماز بخواند، نشست. نبی اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) به او فرمود: «آیا دو رکعت نماز خواندی»؟ سلیک گفت: خیر. رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «بلند شو و دو رکعت بخوان». و در روایتی دیگر، در صحیح مسلم آمده است که رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «ای سلیک! بلند شو و دو رکعت نماز بخوان و آنها را مختصر کن». سپس فرمود: «هرگاه یکی از شما در روز جمعه آمد در حالی که امام مشغول ایراد خطبه بود، دو رکعت نماز بخواند و آنها را مختصر نماید». (م/59/ 875)
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
418- عَنْ جَابِرٍ (رضي الله عنه) أَنَّهُ قَالَ: جَاءَ سُلَيْكٌ الْغَطَفَانِيُّ يَوْمَ الْجُمُعَة،ِ وَرَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) قَاعِدٌ عَلَى الْمِنْبَرِ، فَقَعَدَ سُلَيْكٌ قَبْلَ أَنْ يُصَلِّيَ، فَقَالَ لَهُ النَّبِيُّ ص: «أَرَكَعْتَ رَكْعَتَيْنِ»؟ قَالَ: لاَ، قَالَ: «قُمْ فَارْكَعْهُمَا». (م/875)
ترجمه: جابر بن عبدالله ب میگوید: روز جمعه، سُلَیک غطفانی آمد در حالی که رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) بر منبر نشسته بود (و خطبه میخواند). آنگاه سُلَیک قبل از اینکه نماز بخواند، نشست. نبی اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) به او فرمود: «آیا دو رکعت نماز خواندی»؟ سلیک گفت: خیر. رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «بلند شو و دو رکعت بخوان». و در روایتی دیگر، در صحیح مسلم آمده است که رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «ای سلیک! بلند شو و دو رکعت نماز بخوان و آنها را مختصر کن». سپس فرمود: «هرگاه یکی از شما در روز جمعه آمد در حالی که امام مشغول ایراد خطبه بود، دو رکعت نماز بخواند و آنها را مختصر نماید». (م/59/ 875)
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب (6): انتخاب اسمهای پیامبران و صالحان
1402ـ عَنِ الْمُغِيرَةِ بْنِ شُعْبَةَ (رضي الله عنه) قَالَ: لَمَّا قَدِمْتُ نَجْرَانَ سَأَلُونِى، فَقَالُوا: إِنَّكُمْ تَقْرَءُونَ ﴿يَٰٓأُخۡتَ هَٰرُونَ﴾ [مریم: 28]. وَمُوسَى قَبْلَ عِيسَى بِكَذَا وَكَذَا، فَلَمَّا قَدِمْتُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) سَأَلْتُهُ عَنْ ذَلِكَ، فَقَالَ: «إِنَّهُمْ كَانُوا يُسَمُّونَبِأَنْبِيَائِهِمْ وَالصَّالِحِينَ قَبْلَهُمْ». (م/2135)
ترجمه: مغیره بن شعبه (رضي الله عنه) میگوید: هنگامی که به نجران رفتم، اهل نجران به من گفتند: شما در قرآن (دربارهی مریم) میخوانید ﴿يَٰٓأُخۡتَ هَٰرُونَ﴾ [مریم:28] «ایخواهر هارون!» حال آنکه موسی (و برادرش هارون) سالها، قبل از عیسی بودهاند؟ (پس چگونه شما مادر عیسی را خواهر هارون مینامید)؟ مغیره (رضي الله عنه) میگوید: هنگامی کهنزد رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) آمدم، از ایشان در این باره پرسیدم. پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: «آنان، نامهای پیامبران و نیکوکاران قبل از خودشان را به عنوان نام، انتخابمینمودند». (لذا این هارون که خواهرش مریم بوده غیر از هارون برادر موسی است).
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
1402ـ عَنِ الْمُغِيرَةِ بْنِ شُعْبَةَ (رضي الله عنه) قَالَ: لَمَّا قَدِمْتُ نَجْرَانَ سَأَلُونِى، فَقَالُوا: إِنَّكُمْ تَقْرَءُونَ ﴿يَٰٓأُخۡتَ هَٰرُونَ﴾ [مریم: 28]. وَمُوسَى قَبْلَ عِيسَى بِكَذَا وَكَذَا، فَلَمَّا قَدِمْتُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) سَأَلْتُهُ عَنْ ذَلِكَ، فَقَالَ: «إِنَّهُمْ كَانُوا يُسَمُّونَبِأَنْبِيَائِهِمْ وَالصَّالِحِينَ قَبْلَهُمْ». (م/2135)
ترجمه: مغیره بن شعبه (رضي الله عنه) میگوید: هنگامی که به نجران رفتم، اهل نجران به من گفتند: شما در قرآن (دربارهی مریم) میخوانید ﴿يَٰٓأُخۡتَ هَٰرُونَ﴾ [مریم:28] «ایخواهر هارون!» حال آنکه موسی (و برادرش هارون) سالها، قبل از عیسی بودهاند؟ (پس چگونه شما مادر عیسی را خواهر هارون مینامید)؟ مغیره (رضي الله عنه) میگوید: هنگامی کهنزد رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) آمدم، از ایشان در این باره پرسیدم. پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: «آنان، نامهای پیامبران و نیکوکاران قبل از خودشان را به عنوان نام، انتخابمینمودند». (لذا این هارون که خواهرش مریم بوده غیر از هارون برادر موسی است).
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب (14): اجازه یافتن دربارهی نام گذاری به نام های فوق
1412ـ عَن جَابِرَ بْنَ عَبْدِاللَّهِ ل قَالَ: أَرَادَ النَّبِيُّ (صلی الله علیه وآله وسلم) أَنْ يَنْهَى عَنْ أَنْ يُسَمَّى بِيَعْلَى وَبِبَرَكَةَ، وَبِأَفْلَحَ، وَبِيَسَارٍ،وَبِنَافِعٍ، وَبِنَحْوِ ذَلِكَ، ثُمَّ رَأَيْتُهُ سَكَتَ بَعْدُ عَنْهَا، فَلَمْ يَقُلْ شَيْئًا، ثُمَّ قُبِضَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) وَلَمْ يَنْهَ عَنْذَلِكَ، ثُمَّ أَرَادَ عُمَرُ أَنْ يَنْهَى عَنْ ذَلِكَ، ثُمَّ تَرَكَهُ. (م/2138)
ترجمه: جابر بن عبدالله ل میگوید: نبی اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) تصمیم گرفت تا از نام گذاری به نامهای مقبل، برکت، افلح، یسار، نافع و مانند اینها، منع نماید؛ ولی بعدها دیدم کهپیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) سکوت نمود و در این باره، چیزی نگفت. سرانجام، رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) وفات نمود و از انتخاب این نامها، منع نفرمود. بعد از آن، عمر بن خطاب (رضي الله عنه) خواست تااز این کار، منع نماید؛ اما این کار را انجام نداد.
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
1412ـ عَن جَابِرَ بْنَ عَبْدِاللَّهِ ل قَالَ: أَرَادَ النَّبِيُّ (صلی الله علیه وآله وسلم) أَنْ يَنْهَى عَنْ أَنْ يُسَمَّى بِيَعْلَى وَبِبَرَكَةَ، وَبِأَفْلَحَ، وَبِيَسَارٍ،وَبِنَافِعٍ، وَبِنَحْوِ ذَلِكَ، ثُمَّ رَأَيْتُهُ سَكَتَ بَعْدُ عَنْهَا، فَلَمْ يَقُلْ شَيْئًا، ثُمَّ قُبِضَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) وَلَمْ يَنْهَ عَنْذَلِكَ، ثُمَّ أَرَادَ عُمَرُ أَنْ يَنْهَى عَنْ ذَلِكَ، ثُمَّ تَرَكَهُ. (م/2138)
ترجمه: جابر بن عبدالله ل میگوید: نبی اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) تصمیم گرفت تا از نام گذاری به نامهای مقبل، برکت، افلح، یسار، نافع و مانند اینها، منع نماید؛ ولی بعدها دیدم کهپیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) سکوت نمود و در این باره، چیزی نگفت. سرانجام، رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) وفات نمود و از انتخاب این نامها، منع نفرمود. بعد از آن، عمر بن خطاب (رضي الله عنه) خواست تااز این کار، منع نماید؛ اما این کار را انجام نداد.
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب (3): مذمّت حكم كردن به رأي و تكلف در قياس
2191- «عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ عَمْرٍو (رض) قال: سَمِعْتُ النَّبِيَّ r يَقُولُ: «إِنَّ اللَّهَ لا يَنْزِعُ الْعِلْمَ بَعْدَ أَنْ أَعْطَاكُمُوهُ انْتِزَاعًا، وَلَكِنْ يَنْتَزِعُهُ مِنْهُمْ مَعَ قَبْضِ الْعُلَمَاءِ بِعِلْمِهِمْ، فَيَبْقَى نَاسٌ جُهَّالٌ، يُسْتَفْتَوْنَ فَيُفْتُونَ بِرَأْيِهِمْ، فَيُضِلُّونَ وَيَضِلُّونَ»». (بخارى: 7307)
ترجمه: «عبدالله بن عمرو (رض) میگوید: شنیدم که نبی اکرم (ص) میفرمود: «علمی را که خداوند به شما عنایت کرده است، از شما پس نخواهد گرفت. البته علم با قبض روح علماء از بین خواهد رفت. و در این صورت، مردمی نادان باقی خواهند ماند که دیگران از آنان استقتاء میکنند. و آنان هم بر اساس رأی خود، فتوا میدهند و مردم را گمراه میکنند و خودشان هم گمراه میشوند»».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
2191- «عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ عَمْرٍو (رض) قال: سَمِعْتُ النَّبِيَّ r يَقُولُ: «إِنَّ اللَّهَ لا يَنْزِعُ الْعِلْمَ بَعْدَ أَنْ أَعْطَاكُمُوهُ انْتِزَاعًا، وَلَكِنْ يَنْتَزِعُهُ مِنْهُمْ مَعَ قَبْضِ الْعُلَمَاءِ بِعِلْمِهِمْ، فَيَبْقَى نَاسٌ جُهَّالٌ، يُسْتَفْتَوْنَ فَيُفْتُونَ بِرَأْيِهِمْ، فَيُضِلُّونَ وَيَضِلُّونَ»». (بخارى: 7307)
ترجمه: «عبدالله بن عمرو (رض) میگوید: شنیدم که نبی اکرم (ص) میفرمود: «علمی را که خداوند به شما عنایت کرده است، از شما پس نخواهد گرفت. البته علم با قبض روح علماء از بین خواهد رفت. و در این صورت، مردمی نادان باقی خواهند ماند که دیگران از آنان استقتاء میکنند. و آنان هم بر اساس رأی خود، فتوا میدهند و مردم را گمراه میکنند و خودشان هم گمراه میشوند»».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب (4): تقليد از عادات امتهاي گذشته
2192- «عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ t عَنِ النَّبِيِّ r قَالَ: «لا تَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّى تَأْخُذَ أُمَّتِي بِأَخْذِ الْقُرُونِ قَبْلَهَا شِبْرًا بِشِبْرٍ، وَذِرَاعًا بِذِرَاعٍ». فَقِيلَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، كَفَارِسَ وَالرُّومِ؟ فَقَالَ: «وَمَنِ النَّاسُ إِلاَّ أُولَئكَ»». (بخارى: 7319)
ترجمه: «از ابوهریره t روایت است که نبی اکرم (ص)فرمود: «تا زمانی که امت من وجب به وجب و گام به گام از امتهای گذشته، تقلید نکند، قیامت برپا نخواهد شد». صحابه عرض کردند: ای رسول خدا! منظور از امتهای گذشته، همان ایرانیها و رومیها هستند؟ فرمود: «مگر غیر از آنان، کسی دیگر هم هست»».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
2192- «عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ t عَنِ النَّبِيِّ r قَالَ: «لا تَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّى تَأْخُذَ أُمَّتِي بِأَخْذِ الْقُرُونِ قَبْلَهَا شِبْرًا بِشِبْرٍ، وَذِرَاعًا بِذِرَاعٍ». فَقِيلَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، كَفَارِسَ وَالرُّومِ؟ فَقَالَ: «وَمَنِ النَّاسُ إِلاَّ أُولَئكَ»». (بخارى: 7319)
ترجمه: «از ابوهریره t روایت است که نبی اکرم (ص)فرمود: «تا زمانی که امت من وجب به وجب و گام به گام از امتهای گذشته، تقلید نکند، قیامت برپا نخواهد شد». صحابه عرض کردند: ای رسول خدا! منظور از امتهای گذشته، همان ایرانیها و رومیها هستند؟ فرمود: «مگر غیر از آنان، کسی دیگر هم هست»».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
#احادیث_رسول_الله
آنچه بعد از مرگ مومن باقی می ماند
۲۴۷-عَنْ أَبِي هريره قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سلّم «إِنَّ مِمَّا يَلْحَقُ المومن مِنْ عَمَلِهِ وَ حَسَنَاتُهُ بَعْدَ مَوْتِهِ عِلْماً عَلَّمَهُ وَ نَشَرَهُ وَ وَلَداً صَالِحاً ترکه وَ مُصْحَفًا وَرِثَهُ اَوْ مَسْجِدًا بَنَاهُ اَوْ بَيْتًا لاين السَّبِيلِ بَنَاهُ اَوْ نَهَرًا أَجْرَاهُ اَوْ صَدَّقَهُ أَخْرَجَهَا مِنْ مَالِهِ فِي صِحَّتِهِ وَ حَيَاتِهِ يَلْحَقُهُ مِنْ بَعْدِ مَوْتِهِ».
ابن ماجه/۲۴۹ صحیح و ضعیف سنن ابن ماجه /۲۴۲ ا. الاروا (۶/۲۹) الروض النضیر(۱۰۱۳ )
از ابو هریره روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود آنچه از عمل و کارهای نیک مومن بعد از مرگش به او میرسد ،عبارتندازعلمی که آن را به دیگران آموزش داده و منتشر کرده است ،فرزند صالحی که بجای گذاشته است،قرآنی که ازاو به ارث برند یا مسجدی که ساخته یا خانه ای که برای استفاده ی مسافران بنا کرده است یا نهرآبی که(دراختیار نیازمندان) قرارداده وصدقه ای که آن را در زندگی و درحال سلامت از مال خود بخشیده است.
@THEHADIIS
آنچه بعد از مرگ مومن باقی می ماند
۲۴۷-عَنْ أَبِي هريره قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سلّم «إِنَّ مِمَّا يَلْحَقُ المومن مِنْ عَمَلِهِ وَ حَسَنَاتُهُ بَعْدَ مَوْتِهِ عِلْماً عَلَّمَهُ وَ نَشَرَهُ وَ وَلَداً صَالِحاً ترکه وَ مُصْحَفًا وَرِثَهُ اَوْ مَسْجِدًا بَنَاهُ اَوْ بَيْتًا لاين السَّبِيلِ بَنَاهُ اَوْ نَهَرًا أَجْرَاهُ اَوْ صَدَّقَهُ أَخْرَجَهَا مِنْ مَالِهِ فِي صِحَّتِهِ وَ حَيَاتِهِ يَلْحَقُهُ مِنْ بَعْدِ مَوْتِهِ».
ابن ماجه/۲۴۹ صحیح و ضعیف سنن ابن ماجه /۲۴۲ ا. الاروا (۶/۲۹) الروض النضیر(۱۰۱۳ )
از ابو هریره روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود آنچه از عمل و کارهای نیک مومن بعد از مرگش به او میرسد ،عبارتندازعلمی که آن را به دیگران آموزش داده و منتشر کرده است ،فرزند صالحی که بجای گذاشته است،قرآنی که ازاو به ارث برند یا مسجدی که ساخته یا خانه ای که برای استفاده ی مسافران بنا کرده است یا نهرآبی که(دراختیار نیازمندان) قرارداده وصدقه ای که آن را در زندگی و درحال سلامت از مال خود بخشیده است.
@THEHADIIS
