احادیث و سنت نبوی ﷺ
534 subscribers
821 photos
24 videos
1 link
Download Telegram
رسول الله ﷺمیفرماید
@THEHADIIS
Forwarded from احادیث و سنت نبوی ﷺ (SumaInternationalCo)
آداب و سنت های روز جمعه

نماز جماعت صبح روز جمعه،محبوب ترین نماز نزد خداوند است.و سنت است که سوره های سجده و انسان در آن تلاوت شود.

#غسل روز جمعه سنت موکده است. و رسول الله صلی الله علیه وسلم بسیار بر آن تاکید کرده اند.

تا حد امکان بایستی نظافت کرد،از قبیل:
🔹زدودن موهای زاید
🔹کوتاه نمودن ناخن
🔸کوتاه نمودن سبیل
🔸مرتب کردن ریش


پوشیدن بهترین لباس و بلکه در نظر گرفتن یک لباس خاص فقط برای روز جمعه

مسواک (سیواک) زدن، استفاده از عطر،شانه کردن و روغن مالیدن به موی سر و ریش،سنت محسوب میشود.

سنت است که پیاده و با آرامش به سوی نماز جمعه رفت.🚶

ملائک بر درهای مسجد می نشینند و اسامی افراد و پاداش آنها را می نویسند.افرادی که دیرتر می آیند،اجر کمتری دارند.با شروع خطبه ،صحیفه ها یرداشته می شوندو ملائک به خطبه گوش می دهند.

از اینکه فردی روی شانه های مردم بپرد و به زور بین دو نفر جدایی بیفکند وبین آنها بنشیند،نهی شده است.

به محض ورود به مسجد،اقامه دو رکعت نماز کوتاه تحیه المسجد،هر چند که وقت خطبه باشد،سنت است.

سنت است که نزدیک به امام، در حالی که به وی نگاه می کنی،ساکت بنشینی و گوش فرا دهی.

از نشستن به صورت احتباء نهی شده است و آن نشستنی است که فرد پاهایش را جمع می کند و به سینه می چسباند.

بازی کردن با اشیایی از قبیل: گل فرش،سنگریزه و موبایل،کار بیهوده ای است و از آن نهی شده است.

سخن گفتن در حین خطبه، ولو اینکه به فرد مجاورت بگویی ساکت باش؛کار لغو و بیهوده ای است که موجب نقصان ثواب جمعه میشود و به شدت از آن نهی شده است.

بعد از اتمام نماز جمعه،اقامه دو الی چهار رکعت نماز در مسجد و یا در خانه، سنت است.

در شب و روز جمعه بر پیامبر صلی الله علیه وسلم بسیار صلوات بفرستید که بر ایشان عرضه میشود و همچنین بعد از اتمام جمعه،خداوند را بسیار یاد کنید.

هر کس که سوره #کهف را در روز یا شب جمعه تلاوت کند،بین دو جمعه برایش نورانی خواهد بود.

دعا در لحظه اجابت روز جمعه ،که مدت اندکی است را غنیمت بشمارید.دو قول در تعیین وقت آن وجود دارد:
از لحظه شروع خطبه تا اتمام نماز
در ساعات آخر روز بین عصر و مغرب.


اختصاص دادن شب جمعه برای نماز شب و روز جمعه برای روزه گرفتن مکروه است.

پاداش جمعه این است؛که گناهان صغیره بین دو جمعه و سه روز اضافه بر آن آمرزیده می شود.
@THEHADIIS
1045- «وعن أَبي هُريرة رضی الله عنه أَنَّ رسول اللَّهِ صلی الله علیه وسلم قال: «الصَّلواتُ الخَمْسُ، والجُمُعةُ إِلى الجُمُعَة، كفَّارةٌ لـما بَيْنهُن، ما لم تُغش الكبَائِرُ»» رواه مسلم.

1045- «از ابو هریره رضی الله عنه روایت است که:
رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: نمازهای پنجگانه و جمعه تا جمعه کفاره است برای گناهانی که در میان‌شان واقع شود (مراد گناهان صغیره است) تا مادامیکه گناهان کبیره انجام نشود».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل

صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
رسول الله ﷺمیفرماید

@THEHADIIS
باب(15): حیا، شاخه‌ای از ایمان می‌باشد


30- عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رضي الله عنه) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «الإِيمَانُ بِضْعٌ وَسَبْعُونَ - أَوْ بِضْعٌ وَسِتُّونَ - شُعْبَةً، فَأَفْضَلُهَا قَوْلُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ، وَأَدْنَاهَا إِمَاطَةُ الأَذَى عَنِ الطَّرِيقِ، وَالْحَيَاءُ شُعْبَةٌ مِنَ الإِيمَانِ». (م/35)


ترجمه: ابوهریره (رضي الله عنه) می‌گوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «‌ایمان هفتاد و اندی یا شصت و اندی شعبه دارد. برترین آنها، گفتن لا اله الا الله است و پایین‌ترین مرتبه‌ی آن، برطرف کردن اشیای آزار دهنده از راه است و حیا، شاخه‌ای از ایمان می‌باشد».


31- عَنْ أَبي قَتَادَةَ َ (رضي الله عنه) قَالَ: كُنَّا عِنْدَ عِمْرَانَ بْنِ حُصَيْنٍ فِي رَهْطٍ، مِنَّا وَفِينَا بُشَيْرُ بْنُ كَعْبٍ، فَحَدَّثَنَا عِمْرَانُ يَوْمَئِذٍ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «الْحَيَاءُ خَيْرٌ كُلُّهُ أَوْ قَالَ: الْحَيَاءُ كُلُّهُ خَيْرٌ». فَقَالَ بُشَيْرُ بْنُ كَعْبٍ: إِنَّا لَنَجِدُ فِي بَعْضِ الْكُتُبِ أَوِ الْحِكْمَةِ أَنَّ مِنْهُ سَكِينَةً وَوَقَارًا لِلَّهِ تَعَالَی، وَمِنْهُ ضَعْفٌ، قَالَ: فَغَضِبَ عِمْرَانُ حَتَّى احْمَرَّتَا عَيْنَاهُ، وَقَالَ: أَلاَ أَرَانِي أُحَدِّثُكَ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) وَتُعَارِضُ فِيهِ؟ قَالَ: فَأَعَادَ عِمْرَانُ الْحَدِيثَ، قَالَ: فَأَعَادَ بُشَيْرٌ، فَغَضِبَ عِمْرَانُ، قَالَ: فَمَا زِلْنَا نَقُولُ: إِنَّهُ مِنَّا يَا أَبَا نُجَيْدٍ، إِنَّهُ لاَ بَأْسَ بِهِ. (م/37)


ترجمه: ابو قتاده (رضي الله عنه) می‌گوید: ما با گروهی ،که بشیر بن کعب نیز در میان ما بود، نزد عمران بن حصین بودیم. در آنروز، عمران برای ما حدیثی بیان کرد و گفت: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «حیا همه‌اش خیر است». بشیر بن کعب گفت: ما در بعضی از کتاب‌ها و یا سخنان حکیمانه مشاهده می‌کنیم که بخشی از حیا، سکینه و وقار برای الله بشمار می‌رود و بخشی دیگر از آن، نشانه‌ی ضعف است. عمران با شنیدن این سخنان، خشمگین شد تا جایی که چشم‌هایش قرمز گشت و گفت: با علم به اینکه من از رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) برایت روایت می‌کنم، مخالفت می‌کنی؟ راوی می‌گوید: عمران دوباره حدیث را تکرار نمود. بشیر نیز بار دیگر سخن‌اش را تکرار کرد و عمران بیش از پیش خشمگین شد و ما همچنان می‌گفتیم: ای ابو نُجید! (کنیه عمران) او از ماست و مشکلی ندارد. (یعنی بشیر از ما مسلمانان می‌باشد و منافق نیست شما فکر نکنید منافق است).
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی

@THEHADIIS
باب(18): تغییر منکر با دست، زبان و قلب، نشانه‌ی ایمان است


34- عَنْ طَارِقِ بْنِ شِهَابٍ قَالَ: أَوَّلُ مَنْ بَدَأَ بِالْخُطْبَةِ يَوْمَ الْعِيدِ قَبْلَ الصَّلاَةِ مَرْوَانُ، فَقَامَ إِلَيْهِ رَجُلٌ فَقَالَ: الصَّلاَةُ قَبْلَ الْخُطْبَةِ، قَالَ: قَدْ تُرِكَ مَا هُنَالِكَ، فَقَالَ: أَبُوسَعِيدٍ: أَمَّا هَذَا فَقَدْ قَضَى مَا عَلَيْهِ، سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) يَقُولُ «مَنْ رَأَى مِنْكُمْ مُنْكَرًا فَلْيُغَيِّرْهُ بِيَدِهِ، فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِلِسَانِهِ، فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِقَلْبِهِ، وَذَلِكَ أَضْعَفُ الْإِيمَانِ». (م/49)


ترجمه: طارق بن شهاب می‌گوید: مروان نخستین کسی بود که در روز عید قبل از نماز، خطبه خواند. پس مردی در برابر او بلند شد و گفت: نماز باید قبل از خطبه خوانده شود. مروان گفت: آنچه قبلاً بود، هم اکنون وجود ندارد. ابوسعید (رضي الله عنه) گفت: این شخص، به وظیفه‌اش عمل کرد. من شنیدم که رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «هرکس از شما منکری را مشاهده نمود، با دستش، تغییر دهد. اگر توانایی آنرا نداشت، با زبانش تغییر دهد. و اگر این را هم نتوانست، با قلبش، تغییر دهد (آنرا زشت و ناپسند بدارد. ) و این، ضعیف‌ترین مرحله‌ی ایمان است».


35- عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَسْعُودٍ (رضي الله عنه) : أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) قَال: «مَا مِنْ نَبِيٍّ بَعَثَهُ اللَّهُ فِي أُمَّةٍ قَبْلِي إِلاَّ كَانَ لَهُ مِنْ أُمَّتِهِ حَوَارِيُّونَ وَأَصْحَابٌ، يَأْخُذُونَ بِسُنَّتِهِ وَيَقْتَدُونَ بِأَمْرِهِ، ثُمَّ إِنَّهَا تَخْلُفُ مِنْ بَعْدِهِمْ خُلُوفٌ يَقُولُونَ مَا لاَ يَفْعَلُونَ، وَيَفْعَلُونَ مَا لاَ يُؤْمَرُونَ، فَمَنْ جَاهَدَهُمْ بِيَدِهِ فَهُوَ مُؤْمِنٌ، وَمَنْ جَاهَدَهُمْ بِلِسَانِهِ فَهُوَ مُؤْمِنٌ، وَمَنْ جَاهَدَهُمْ بِقَلْبِهِ فَهُوَ مُؤْمِنٌ، وَلَيْسَ وَرَاءَ ذَلِكَ مِنَ الإِيمَانِ حَبَّةُ خَرْدَلٍ». قَالَ أَبُو رَافِعٍ: فَحَدَّثْتُ عَبْدَاللَّهِ بْنَ عُمَرَ فَأَنْكَرَهُ عَلَيَّ، فَقَدِمَ ابْنُ مَسْعُودٍ فَنَزَلَ بِقَنَاةَ، فَاسْتَتْبَعَنِي إِلَيْهِ عَبْدُاللَّهِ بْنُ عُمَرَ (رضي الله عنه) يَعُودُهُ، فَانْطَلَقْتُ مَعَهُ، فَلَمَّا جَلَسْنَا سَأَلْتُ ابْنَ مَسْعُودٍ عَنْ هَذَا الْحَدِيثِ، فَحَدَّثَنِيهِ كَمَا حَدَّثْتُهُ ابْنَ عُمَرَ. (م/50)


ترجمه: عبدالله بن مسعود (رضي الله عنه) می‌گوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «همه‌ی پیامبرانی را که الله متعال در امت‌های قبل از من، فرستاده است، حواریون (یاران مخلص) و اصحابی داشتند که راه و روش او را در پیش گرفته و از دستورات او پیروی می‌کردند. سپس با گذشت زمان، کسانی جانشین آنان می‌شدند که حرف می‌زدند اما به گفته‌هایشان عمل نمی‌کردند و کارهایی انجام می‌دادند که درباره‌ی‌ آنها دستوری نداشتند. پس هرکس، با دست، با آنها جهاد کند، مؤمن است. و هر کس، با زبان با آنها جهاد کند، مؤمن است. و هر کس، با قلب با آنها جهاد کند، مؤمن است. و بعد ازآن، به اندازه‌ی دانه‌ی اسپند، ایمان وجود ندارد». ابورافع (راوی از ابن مسعود) می‌گوید: این حدیث را برای عبدالله بن عمر ب مطرح کردم. وی آنرا از من نپذیرفت تا اینکه ابن مسعود (رضي الله عنه) آمد و در مکانی بنام قنات، سکنی گزید. من تصمیم گرفتم برای دیدار ابن مسعود بروم. ابن عمر ب نیز برای عیادت ابن مسعود همراه من آمد. هنگامی‌که نزد ابن مسعود نشستیم، در باره‌ی این حدیث از ابن مسعود پرسیدم. او این حدیث را همانگونه که من برای ابن عمر بیان کرده بودم، بار دیگر، برای من بیان نمود.
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
رسول الله ﷺمیفرماید

@THEHADIIS
باب (21): درباره‌ی اطاعت از امام


1223ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رضي الله عنه) عَنِ النَّبِىِّ (صلی الله علیه وآله وسلم) قَالَ: «مَنْ أَطَاعَنِى فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ، وَمَنْ يَعْصِنِى فَقَدْ عَصَى اللَّهَ، وَمَنْ يُطِعِالأَمِيرَ فَقَدْ أَطَاعَنِى، وَمَنْ يَعْصِ الأَمِيرَ فَقَدْ عَصَانِى». (م/1835)


ترجمه: ابوهریره (رضي الله عنه) می‌گوید : نبی اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: «هر کس، از من اطاعت کند، در حقیقت از الله متعال، اطاعت کرده است. و هرکس، از من نافرمانی کند، در واقع از اللهمتعال نافرمانی کرده است. و هرکس از امیرش، اطاعت کند، یقیناً از من اطاعت کرده است. و هرکس از امیرش نافرمانی کند، در حقیقت از من نافرمانی کرده است».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب (24): هر گاه به معصیتی دستور داده شد، سمع و طاعتی وجود ندارد


1226ـ عَنِ ابْنِ عُمَرَ ل عَنِ النَّبِىِّ (صلی الله علیه وآله وسلم) أَنَّهُ قَالَ: «عَلَى الْمَرْءِ الْمُسْلِمِ السَّمْعُ وَالطَّاعَةُ، فِيمَا أَحَبَّ وَكَرِهَ، إِلاَّ أَنْيُؤْمَرَ بِمَعْصِيَةٍ، فَإِنْ أُمِرَ بِمَعْصِيَةٍ فَلاَ سَمْعَ وَلاَ طَاعَةَ». (م/1839)


ترجمه: ابن عمر ل می‌گوید: نبی اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: «مرد مسلمان در اموری که مورد پسندش واقع می‌شوند یا نمی‌شوند، باید سخنان رهبرش را گوش کند و از او اطاعت کند مگراینکه او را به معصیتی دستور دهد؛ اما اگر او را دستور به معصیت داد، در این صورت، سمع و طاعتی وجود ندارد». (نباید سخنانش را گوش کنیم و از دستوراتش، اطاعتنماییم).
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
دعای هنگام خواب و بیداری


رسول الله ﷺمیفرماید

@THEHADIIS
1143- «عن زيدِ بن أَرْقَم رضی الله عنه ، أَنَّهُ رَأَى قَوْماً يُصَلُّونَ مِنَ الضُّحَى، فقال: أَمَا لَقَدْ عَلِمُوا أَنَّ الصَّلاةَ في غَيْرِ هذِهِ السَّاعَةِ أَفْضَل، إنَّ رسولَ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم قال: «صَلاةُ الأوَّابِينَ حِينَ ترْمَضُ الفِصَالُ»» رواه مسلم.

1143- «از زید بن ارقم رضی الله عنه روایت شده که:
وی گروهی را دید که نماز ضحی را می‌گزاردند و گفت: آیا ندانستند که نماز در غیر این ساعت بهتر است، همانا رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: نماز رجوع کنندگان (به خدا) زمانی است که بچهء شتر از گرمی به تاب و تب می‌افتد. (یعنی گرمی فزون می‌شود)».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل

صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
1159- «عَنْ سَعْدِ بنِ أَبي وَقَّاصٍ رضی الله عنه قَال: خَرَجْنَا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم مِن مَكَّةَ نُرِيدُ المَدِينَة، فَلَمَّا كُنَّا قَرِيبًا مِن عَزْوَراءَ نَزَلَ ثُمَّ رَفَعَ يَدَيْه، فدعَا اللَّه سَاعَة، ثُمَّ خَرَّ سَاجِدًا، فَمَكَثَ طَوِيلا، ثُمَّ قامَ فَرَفَعَ يَدَيْه، ساعَةًرد، ثُمَّ خَرَّ ساجِدًا ¬ فَعَلَهُ ثَلاثاً ¬ وَقَالَ: إِنِّي سَأَلْتُ رَبِّي، وَشَفَعْتُ لأُمَّتِي، فَأَعْطَاني ثُلُثَ أُمَّتي، فَخَررتُ ساجدًا لِرَبِّي شُكرًا، ثُمَّ رَفعْتُ رَأْسِي، فَسَأَلْتُ رَبِّي لأُمَّتي، فَأَعْطَانِي ثُلثَ أُمَّتي، فَخررْتُ ساجداً لربِّي شُكرا، ثمَّ رَفعْت رَأسِي فَسَألتُ رَبِّي لأُمَّتي، فَأعطاني الثُّلُثَ الآخَر، فَخَرَرتُ ساجِدا لِرَبِّي»» رواه أبو داود.

1159- «از سعد بن ابی وقاص رضی الله عنه روایت شده که گفت:
از مکه با رسول الله صلی الله علیه وسلم بیرون آمدیم در حالیکه قصد مدینه را داشتیم و چون به عزوراء رسیدیم، آنحضرت صلی الله علیه وسلم فرود آمده دستهایش را بلند کرده و ساعتی دعا نموده و بعد به سجده افتاد و مدتی دراز درنگ کرد و بعد برخاسته و دستهای خود را برای ساعتی بلند نموده و باز به سجده افتاد و سه بار این کار را نموده و فرمود: من از پروردگارم درخواست شفاعت امتم را کردم، او تعالی یک سوم امتم را به من داد و برای شکر پروردگارم به سجده افتادم، و باز سرم را برداشته از پروردگارم برای امتم درخواست عفو نمودم و به من یک سوم دیگر را داد و برای پروردگارم به سجده افتادم، و باز سرم را بلند نموده و از پروردگارم شفاعت امتم را طلب کردم که یک سوم دیگر را هم به من داد و من برای شکر پروردگارم به سجده افتادم».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل

صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
رسول الله ﷺمیفرماید

@THEHADIIS
باب (4): كسي كه خود را به غير پدرش، نسبت ‏دهد


2133- «عَنْ سَعْدٍ t قَالَ: سَمِعْتُ النَّبِيَّ r يَقُولُ: «مَنِ ادَّعَى إِلَى غَيْرِ أَبِيهِ وَهُوَ يَعْلَمُ أَنَّهُ غَيْرُ أَبِيهِ، فَالْجَنَّةُ عَلَيْهِ حَرَامٌ». فَذُكَرَ ذَلِكَ لأَبِي بَكْرَةَ، فَقَالَ: وَأَنَا سَمِعَتْهُ أُذُنَايَ وَوَعَاهُ قَلْبِي مِنْ رَسُولِ اللَّهِ r». (بخارى: 6767)


ترجمه: «سعد بن ابی وقاص (رض) می‌گوید: شنیدم که نبی اکرم (ص) فرمود: «هرکس كه دانسته، خود را به غیر پدرش، نسبت دهد، بهشت بر او حرام خواهد شد». سپس این حدیث، برای ابوبکره (رض) بازگوگردید. وی گفت: من هم با گوشهای خودم آنرا از رسول الله (ص) شنیدم و بخوبی بخاطر دارم».


2134- «عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ t عَنِ النَّبِيِّ r قَالَ: «لا تَرْغَبُوا عَنْ آبَائكُمْ، فَمَنْ رَغِبَ عَنْ أَبِيهِ فَهُوَ كُفْرٌ»». (بخارى: 6768)


ترجمه: «از ابوهریره (رض) روایت است که نبی اکرم (ص) فرمود: «از پدرانتان روی گردانی نکنید (خود را به دیگران نسبت ندهید). پس هرکس از پدرش روی گردانی کند، کفران نعمت كرده است»».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب (2): ميراث دختر پسر با خواهر


2130- «عَنْ أَبِي مُوسَى t: أنَّهُ سُئلَ عَنْ بِنْتٍ وَابْنَةِ ابْنٍ وَأُخْتٍ، فَقَالَ: لِلْبِنْتِ النِّصْفُ، وَلِلأُخْتِ النِّصْفُ، وَأْتِ ابْنَ مَسْعُودٍ فَسَيُتَابِعُنِي، فَسُئلَ ابْنُ مَسْعُودٍ وَأُخْبِرَ بِقَوْلِ أَبِي مُوسَى، فَقَالَ: لَقَدْ ضَلَلْتُ إِذًا وَمَا أَنَا مِنَ الْمُهْتَدِينَ، أَقْضِي فِيهَا بِمَا قَضَى النَّبِيُّ r لِلابْنَةِ النِّصْفُ وَلابْنَةِ ابْنٍ السُّدُسُ، تَكْمِلَةَ الثُّلُثَيْنِ، وَمَا بَقِيَ فَلِلأُخْتِ، فَأَتَيْنَا أَبَا مُوسَى، فَأَخْبَرْنَاهُ بِقَوْلِ ابْنِ مَسْعُودٍ، فَقَالَ: لا تَسْأَلُونِي مَا دَامَ هَذَا الْحَبْرُ فِيكُمْ». (بخارى: 6736)


ترجمه: «از ابو موسی اشعری (رض) درباره‌ی میراث دختر، دختر پسر و خواهر پرسیدند. گفت: نصف را به دختر و نصف دیگر را به خواهر بدهید. باز هم نزد ابن مسعود بروید. او نیز همین جواب مرا خواهد داد. آنان از ابن مسعود (رض) پرسیدند و جواب ابوموسی (رض) را نیز برایش بازگو نمودند. ابن مسعود (رض) گفت: اگر من هم مانند او قضاوت كنم، گمراه شده و از هدایت یافتگان نیستم. من آنگونه قضاوت می‌کنم که نبی اکرم (ص) قضاوت نمود. نصف آنرا به دختر و برای کامل شدن دو سوم، یک ششم آنرا هم به دخترِ پسر و باقیمانده‌اش را به خواهر بدهید. راوی می‌گوید: سپس نزد ابوموسی آمدیم و او را از فتوای ابن مسعود (رض) مطلع ساختیم. گفت: تا زمانی که این دانشمند در میان شماست از من نپرسید».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
رسول الله ﷺمیفرماید

@THEHADIIS
باب (3): كارگري، از عصر تا شب


1047- «عَنْ أَبِي مُوسَى (رض) عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «مَثَلُ الْمُسْلِمِينَ وَالْيَهُودِ وَالنَّصَارَى كَمَثَلِ رَجُلٍ اسْتَأْجَرَ قَوْمًا يَعْمَلُونَ لَهُ عَمَلاً يَوْمًا إِلَى اللَّيْلِ عَلَى أَجْرٍ مَعْلُومٍ، فَعَمِلُوا لَهُ إِلَى نِصْفِ النَّهَارِ، فَقَالُوا: لا حَاجَةَ لَنَا إِلَى أَجْرِكَ الَّذِي شَرَطْتَ لَنَا وَمَا عَمِلْنَا بَاطِلٌ، فَقَالَ لَهُمْ: لا تَفْعَلُوا أَكْمِلُوا بَقِيَّةَ عَمَلِكُمْ وَخُذُوا أَجْرَكُمْ كَامِلاً، فَأَبَوْا وَتَرَكُوا، وَاسْتَأْجَرَ أَجِيرَيْنِ بَعْدَهُمْ، فَقَالَ لَهُمَا: أَكْمِلا بَقِيَّةَ يَوْمِكُمَا هَذَا وَلَكُمَا الَّذِي شَرَطْتُ لَهُمْ مِنَ الأَجْرِ، فَعَمِلُوا حَتَّى إِذَا كَانَ حِينُ صَلاةِ الْعَصْرِ قَالا: لَكَ مَا عَمِلْنَا بَاطِلٌ وَلَكَ الأَجْرُ الَّذِي جَعَلْتَ لَنَا فِيهِ، فَقَالَ لَهُمَا: أَكْمِلا بَقِيَّةَ عَمَلِكُمَا مَا بَقِيَ مِنَ النَّهَارِ شَيْءٌ يَسِيرٌ، فَأَبَيَا، وَاسْتَأْجَرَ قَوْمًا أَنْ يَعْمَلُوا لَهُ بَقِيَّةَ يَوْمِهِمْ، فَعَمِلُوا بَقِيَّةَ يَوْمِهِمْ حَتَّى غَابَتِ الشَّمْسُ، وَاسْتَكْمَلُوا أَجْرَ الْفَرِيقَيْنِ كِلَيْهِمَا، فَذَلِكَ مَثَلُهُمْ وَمَثَلُ مَا قَبِلُوا مِنْ هَذَا النُّورِ»». (بخارى: 2271)


ترجمه: «از ابوموسی اشعری (رض) روایت است كه نبی ‏اكرم (ص) فرمود: «مثال مسلمانان و یهود و نصارا، مانند شخصی است كه چند نفر را در برابر مزدی معین، از صبح تا شب به كار گرفته است. آنها پس از اینكه تا نصف روز، كار كردند، گفتند: ما نیازی به مزدی كه تو قرار گذاشته‌ای، نداریم. و كاری را كه تاكنون انجام داده‌ایم، رایگان بوده است. پس كارفرما به آنها گفت: چنین نكنید. بلكه بقیه كارتان را به پایان برسانید و مزد كامل خود را دریافت نمایید. آنها نپذیرفتند و رفتند. بعد از آنان، كارفرما گروهی دیگر را به كار گرفت و به آنها گفت: بقیه روز را كار كنید و مزدی را كه با آنها قرار گذاشته بودم، دریافت نمایید. آنها، كار را تا نماز عصر ادامه دادند و گفتند: ما تا كنون، برای شما رایگان كار كرده‌ایم و مزدی را كه قرار گذاشته بودی، از آنِ تو باشد. پس كارفرما به آنها گفت: بقیه كارتان را انجام دهید. زیرا چیزی به پایان روز، باقی نمانده است. اما آنها نپذیرفتند. آنگاه، كارفرما، گروهی دیگر را برای بقیه روز، به كار گرفت. آنها بقیه روز را تا غروب آفتاب، كاركردند و مزد كامل هر دو گروه قبلی را دریافت نمودند. پس مثال یهود و نصارا و مسلمان چنین است درباره نور هدایت و استفاده‌ای كه از آن، برده‌اند»».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب (4): كارگري كه مزد خود را دريافت نكرده باشد و صاحب كار، مزدش را بكار اندازد و بر آن، بيفزايد


1048- «عَنْ عَبْداللَّهِ بْنِ عُمَرَ (رض) قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (ص) يَقُولُ: «انْطَلَقَ ثَلاثَةُ رَهْطٍ مِمَّنْ كَانَ قَبْلَكُمْ حَتَّى أَوَوُا الْمَبِيتَ إِلَى غَارٍ فَدَخَلُوهُ فَانْحَدَرَتْ صَخْرَةٌ مِنَ الْجَبَلِ فَسَدَّتْ عَلَيْهِمُ الْغَارَ، فَقَالُوا: إِنَّهُ لا يُنْجِيكُمْ مِنْ هَذِهِ الصَّخْرَةِ إِلاَّ أَنْ تَدْعُوا اللَّهَ بِصَالِحِ أَعْمَالِكُمْ، فَقَالَ رَجُلٌ مِنْهُمُ: اللَّهُمَّ كَانَ لِي أَبَوَانِ شَيْخَانِ كَبِيرَانِ، وَكُنْتُ لا أَغْبِقُ قَبْلَهُمَا أَهْلاً وَلا مَالاً، فَنَأَى بِي فِي طَلَبِ شَيْءٍ يَوْمًا، فَلَمْ أُرِحْ عَلَيْهِمَا حَتَّى نَامَا، فَحَلَبْتُ لَهُمَا غَبُوقَهُمَا، فَوَجَدْتُهُمَا نَائِمَيْنِ، وَكَرِهْتُ أَنْ أَغْبِقَ قَبْلَهُمَا أَهْلاً أَوْ مَالاً، فَلَبِثْتُ وَالْقَدَحُ عَلَى يَدَيَّ أَنْتَظِرُ اسْتِيقَاظَهُمَا حَتَّى بَرَقَ الْفَجْرُ، فَاسْتَيْقَظَا فَشَرِبَا غَبُوقَهُمَا، اللَّهُمَّ إِنْ كُنْتُ فَعَلْتُ ذَلِكَ ابْتِغَاءَ وَجْهِكَ فَفَرِّجْ عَنَّا مَا نَحْنُ فِيهِ مِنْ هَذِهِ الصَّخْرَةِ، فَانْفَرَجَتْ شَيْئًا لا يَسْتَطِيعُونَ الْخُرُوجَ»، قَالَ النَّبِيُّ (ص): وَقَالَ الآخَرُ: اللَّهُمَّ كَانَتْ لِي بِنْتُ عَمٍّ كَانَتْ أَحَبَّ النَّاسِ إِلَيَّ، فَأَرَدْتُهَا عَنْ نَفْسِهَا فَامْتَنَعَتْ مِنِّي، حَتَّى أَلَمَّتْ بِهَا سَنَةٌ مِنَ السِّنِينَ، فَجَاءَتْنِي فَأَعْطَيْتُهَا عِشْرِينَ وَمِائَةَ دِينَارٍ عَلَى أَنْ تُخَلِّيَ بَيْنِي وَبَيْنَ نَفْسِهَا فَفَعَلَتْ، حَتَّى إِذَا قَدَرْتُ عَلَيْهَا، قَالَتْ: لا أُحِلُّ لَكَ أَنْ تَفُضَّ الْخَاتَمَ إِلاَّ بِحَقِّهِ، فَتَحَرَّجْتُ مِنَ الْوُقُوعِ عَلَيْهَا، فَانْصَرَفْتُ عَنْهَا وَهِيَ أَحَبُّ النَّاسِ إِلَيَّ، وَتَرَكْتُ الذَّهَبَ الَّذِي أَعْطَيْتُهَا، اللَّهُمَّ إِنْ كُنْتُ فَعَلْتُ ابْتِغَاءَ وَجْهِكَ فَافْرُجْ عَنَّا مَا نَحْنُ فِيهِ، فَانْفَرَجَتِ الصَّخْرَةُ، غَيْرَ أَنَّهُمْ لا يَسْتَطِيعُونَ الْخُرُوجَ مِنْهَا» قَالَ النَّبِيُّ (ص): «وَقَالَ الثَّالِثُ: اللَّهُمَّ إِنِّي اسْتَأْجَرْتُ أُجَرَاءَ فَأَعْطَيْتُهُمْ أَجْرَهُمْ غَيْرَ رَجُلٍ وَاحِدٍ تَرَكَ الَّذِي لَهُ وَذَهَبَ، فَثَمَّرْتُ أَجْرَهُ حَتَّى كَثُرَتْ مِنْهُ الأَمْوَالُ فَجَاءَنِي بَعْدَ حِينٍ، فَقَالَ: يَا عَبْدَ اللَّهِ أَدِّ إِلَيَّ أَجْرِي، فَقُلْتُ لَهُ: كُلُّ مَا تَرَى مِنْ أَجْرِكَ مِنَ الإِبِلِ وَالْبَقَرِ وَالْغَنَمِ وَالرَّقِيقِ، فَقَالَ: يَا عَبْدَ اللَّهِ لا تَسْتَهْزِئُ بِي، فَقُلْتُ: إِنِّي لا أَسْتَهْزِئُ بِكَ، فَأَخَذَهُ كُلَّهُ فَاسْتَاقَهُ فَلَمْ يَتْرُكْ مِنْهُ شَيْئًا، اللَّهُمَّ فَإِنْ كُنْتُ فَعَلْتُ ذَلِكَ ابْتِغَاءَ وَجْهِكَ فَافْرُجْ عَنَّا مَا نَحْنُ فِيهِ، فَانْفَرَجَتِ الصَّخْرَةُ فَخَرَجُوا يَمْشُونَ»». (بخارى: 2272)


ترجمه: «عبد الله بن عمر (رض) می‌گوید: از رسول الله (ص) شنیدم كه فرمود: «سه نفر از امتهای گذشته، براه افتادند و شب را در غاری، بیبوته نمودند. ناگهان، سنگ بزرگی از قله كوه، سرازیر شد و دهانه غار را كاملاً مسدود نمود. به یكدیگر گفتند: راه نجاتی از این سنگ، وجود ندارد مگر اینكه به اعمال نیک خود، متوسل شده و از خدا بخواهیم. (تا ما را نجات دهد). یكی از آنان، دعا كرد و گفت: پروردگارا! پدر و مادرم سالخورده بودند و من قبل از زن و فرزند و غلام و كنیزان خود، به آنها غذا می‌دادم. روزی، بخاطر كاری، دیر به خانه برگشتم و قبل از اینكه خدمت والدینم برسم، آنها خواب رفته بودند. شیر دوشیدم و آنها را بدست گرفتم و تمام شب، در انتظار بیدار شدن آنان، روی پاهایم ایستادم و به اهل خانه‏ام چیزی ندادم. هنگام صبح، وقتی كه آنها بیدار شدند، آن شیرها را به آنان، دادم. پروردگارا! اگر این عمل را بخاطر خوشنودی تو انجام داده‌ام، ما را از این مصیبتی كه گرفتار آن شده‌ایم، نجات ده. آنگاه، سنگ، اندكی تكان خورد. اما نه در حدی كه آنان بتوانند از غار، بیرون بیایند». رسول ‏الله (ص) فرمود: «سپس، نفر دوم، دست به دعا برداشت و گفت: پروردگارا! من دختر عمویی داشتم كه فریفته او شده بودم. روزی می‏خواستم با او زنا كنم ولی امتناع ورزید. تا اینكه در یكی از سالها، نیاز پیدا كرد و نزد من آمد. گفتم: اگر خود را در اختیار من قرار دهی، یكصد و بیست دینار به تو خواهم داد. او ناچاراً پذیرفت. وقتی كاملاً برای انجام آن عمل، آماده شدم، گفت: شكستن این گوهر عفت، برای تو حرام است. من از انجام آن عمل، منصرف شدم . و مبلغ مذكور را به او بخشیدم و از او جدا شدم در
حالی كه نزد من از همه مردم، محبوبتر بود. پروردگارا! اگر این كار، بخاطر خوشنودی تو بوده است، ما را از این گرفتاری، نجات بده. آنگاه، سنگ، اندكی از جایش تكان خورد. اما نه به اندازه‌ای كه آنان بتوانند از غار، بیرون بیایند». رسول ‏الله (ص) فرمود: «سپس نفر سوم، دست به دعا برداشت و گفت: پروردگارا! چند كارگر را به كاری گماشتم و مزد آنان را پرداخت نمودم. مگر یک نفر كه بدون دریافت مزد، رفته بود. من مزد او را به كار انداختم تا اینكه ثروت زیادی بدست آمد. پس از مدتی، آن كارگر نزد من آمد و گفت: ای بنده خدا! مزد مرا پرداخت كن. گفتم: آنچه گاو، گوسفند، شتر و برده كه اینجا می‏بینی، از آنِ تو هستند. گفت: ای بنده خدا! مرا مسخره نكن! گفتم: تو را مسخره نمی‌كنم. سرانجام، او تمام آنها را در پیش گرفت و با خود برد و چیزی باقی نگذاشت. پروردگارا! اگر این كار را بخاطر رضای تو انجام داده‌ام، ما را از این گرفتاری نجات بده. آنگاه، سنگ، از دهانه غار، كنار رفت و آنها بیرون رفتند».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
رسول الله ﷺمیفرماید
@THEHADIIS