585- «عنْ أبي هُريرة رضی الله عنه أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم قالَ: «لا يَتَمَنَّ أَحَدُكُمُ المَوْتَ إِمَا مُحسِنا، فَلَعَلَّهُ يَزْداد، وَإِمَّا مُسِيئاً فَلَعَلَّهُ يَسْتَعْتِبُ»» متفقٌ علیه، وهذا لفظ البخاری.
وفي روايةٍ لـمسلم: «عن أبي هُريْرةَ رضی الله عنه عَنْ رسُول اللَّهِ صلی الله علیه وسلم قال: «لا يَتَمَنَّ أَحَدُكُمُ المَوْت، وَلا يَدْعُ بِهِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَه، إِنَّهُ إِذا ماتَ انْقَطَعَ عَمَلُه، وَإِنَّهُ لا يَزيدُ المُؤْمِنَ عُمْرُهُ إِلاَّ خَيراً»».
585- «ابو هریره رضی الله عنه روایت میکند که:
رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: هیچیک از شما مرگ را آرزو نکند، زیرا اگر نیکوکار باشد، شاید نیکیهایش افزوده گردد، و اگر بدکار باشد، شاید توبه کند.
و در روایت مسلم آمده: ابو هریره رضی الله عنه از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت میکند که فرمود: هیچیک از شما مرگ را آرزو نکند و قبل از اینکه بوی در رسد، آن را نخواهد، زیرا اگر او بمیرد، عملش قطع میگردد و عمر برای مؤمن جز خیر نمیافزاید».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
وفي روايةٍ لـمسلم: «عن أبي هُريْرةَ رضی الله عنه عَنْ رسُول اللَّهِ صلی الله علیه وسلم قال: «لا يَتَمَنَّ أَحَدُكُمُ المَوْت، وَلا يَدْعُ بِهِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَه، إِنَّهُ إِذا ماتَ انْقَطَعَ عَمَلُه، وَإِنَّهُ لا يَزيدُ المُؤْمِنَ عُمْرُهُ إِلاَّ خَيراً»».
585- «ابو هریره رضی الله عنه روایت میکند که:
رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: هیچیک از شما مرگ را آرزو نکند، زیرا اگر نیکوکار باشد، شاید نیکیهایش افزوده گردد، و اگر بدکار باشد، شاید توبه کند.
و در روایت مسلم آمده: ابو هریره رضی الله عنه از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت میکند که فرمود: هیچیک از شما مرگ را آرزو نکند و قبل از اینکه بوی در رسد، آن را نخواهد، زیرا اگر او بمیرد، عملش قطع میگردد و عمر برای مؤمن جز خیر نمیافزاید».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
از ابوهريره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «مَن اغْتَسَلَ يَومَ الجُمُعَةِ غُسْلَ الجَنَابَةِ، ثُمَّ رَاحَ في السَّاعِةِ الأولى فَكَأنَّمَا قَرَّبَ بَدَنَةً، وَمَنْ رَاحَ في السَّاعَةِ الثَّانِيَةِ، فَكَأَنَّمَا قَرَّبَ بَقَرَةً، وَمَنْ رَاحَ في السَّاعِةِ الثَّالِثَةِ فَكَأنَّمَا قَرَّبَ كَبْشاً أقْرَنَ، وَمَنْ رَاحَ في السَّاعَةِ الرَّابِعَةِ، فَكَأنَّمَا قَرَّبَ دَجَاجَةً، وَمَنْ رَاحَ في السَّاعَةِ الخَامِسَةِ، فَكَأنَّمَا قَرَّبَ بَيْضَةً، فَإذَا خَرَجَ الإمَامُ، حَضَرَتِ المَلاَئِكَةُ يَسْتَمِعُونَ الذِّكْرَ»:
«هركس روز جمعه مانند غسل جنابت، غسل نمايد و اولِ وقت برای نماز جمعه - به مسجد - برود، گويا شتری صدقه نموده است. و هركس در وقتِ دوم برود، گويا گاوی صدقه داده است. و هركس در وقت سوم برود، گويا قوچی شاخ دار صدقه نموده است. و هركس در وقت چهارم برود، گويا يك مرغ صدقه كرده است. و هركس در وقت پنجم برود، گويا يك تخم مرغ صدقه داده است. و آنگاه که امام برای ايراد خطبه برخيزد، ملائکه (قلم و كاغذ خود را جمع می كنند و) به خطبه گوش می دهند»
[صحیح است] [متفق علیه]
رسول الله صلی الله علیه وسلم فضل غسل کردن در روز جمعه و شرکت زودهنگام در نماز جمعه و درجات آن را بیان می کند؛ یادآور می شود که هرکس قبل از رفتن برای نماز جمعه، غسل کند و در ساعت اول برای نماز جمعه برود، برای او پاداشی به میزان ذبح شتری و صدقه دادن آن جهت تقرب به الله متعال نوشته می شود؛ و هرکس در ساعت دوم برای نماز جمعه برود، گویا گاوی را صدقه داده است. و کسی که در ساعت سوم برود، گویا قوچی شاخ دار صدقه داده است که معمولا در میان قوچ ها از همه زیباتر و بهتر است. و هرکس در ساعت چهارم برود، گویا مرغی را صدقه داده است. و هرکس در ساعت پنجم برود، گویا تخم مرغی را صدقه داده است. و زمانی که امام برای ایراد خطبه و نماز خارج می شود، ملائکه ی مسئول کتابت اجر و پاداشِ کسانی که به نماز جمعه می روند، به شنیدن خطبه روی می آورند و هرکس بعد از این به نماز جمعه بیاید، از کسانی نوشته نمی شود که در راه الله چیزی را صدقه داده اند.
@THEHADIIS
«هركس روز جمعه مانند غسل جنابت، غسل نمايد و اولِ وقت برای نماز جمعه - به مسجد - برود، گويا شتری صدقه نموده است. و هركس در وقتِ دوم برود، گويا گاوی صدقه داده است. و هركس در وقت سوم برود، گويا قوچی شاخ دار صدقه نموده است. و هركس در وقت چهارم برود، گويا يك مرغ صدقه كرده است. و هركس در وقت پنجم برود، گويا يك تخم مرغ صدقه داده است. و آنگاه که امام برای ايراد خطبه برخيزد، ملائکه (قلم و كاغذ خود را جمع می كنند و) به خطبه گوش می دهند»
[صحیح است] [متفق علیه]
رسول الله صلی الله علیه وسلم فضل غسل کردن در روز جمعه و شرکت زودهنگام در نماز جمعه و درجات آن را بیان می کند؛ یادآور می شود که هرکس قبل از رفتن برای نماز جمعه، غسل کند و در ساعت اول برای نماز جمعه برود، برای او پاداشی به میزان ذبح شتری و صدقه دادن آن جهت تقرب به الله متعال نوشته می شود؛ و هرکس در ساعت دوم برای نماز جمعه برود، گویا گاوی را صدقه داده است. و کسی که در ساعت سوم برود، گویا قوچی شاخ دار صدقه داده است که معمولا در میان قوچ ها از همه زیباتر و بهتر است. و هرکس در ساعت چهارم برود، گویا مرغی را صدقه داده است. و هرکس در ساعت پنجم برود، گویا تخم مرغی را صدقه داده است. و زمانی که امام برای ایراد خطبه و نماز خارج می شود، ملائکه ی مسئول کتابت اجر و پاداشِ کسانی که به نماز جمعه می روند، به شنیدن خطبه روی می آورند و هرکس بعد از این به نماز جمعه بیاید، از کسانی نوشته نمی شود که در راه الله چیزی را صدقه داده اند.
@THEHADIIS
باب(23): سورههایی که در نماز جمعه خوانده میشود
422- عَنِ النُّعْمَانِ بْنِ بَشِيرٍ (رضي الله عنه) قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) يَقْرَأُ فِي الْعِيدَيْنِ وَفِي الْجُمُعَةِ ب ﴿سَبِّحِ ٱسۡمَ رَبِّكَ ٱلۡأَعۡلَى١﴾ [الأعلى: 1] وَ ﴿هَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ ٱلۡغَٰشِيَةِ١﴾ [الغاشیة: 1] قَالَ: وَإِذَا اجْتَمَعَ الْعِيدُ وَالْجُمُعَةُ فِي يَوْمٍ وَاحِدٍ يَقْرَأُ بِهِمَا أَيْضًا فِي الصَّلاتَيْنِ. (م/878)
ترجمه: نعمان بن بشیر (رضي الله عنه) میگوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) در نمازهای عید و جمعه، سورههای اعلی و غاشیه را میخواند. همچنین اگر نماز عید و جمعه در یک روز، واقع میشدند، در هر دو نماز، همین سورهها را میخواند.
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
422- عَنِ النُّعْمَانِ بْنِ بَشِيرٍ (رضي الله عنه) قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) يَقْرَأُ فِي الْعِيدَيْنِ وَفِي الْجُمُعَةِ ب ﴿سَبِّحِ ٱسۡمَ رَبِّكَ ٱلۡأَعۡلَى١﴾ [الأعلى: 1] وَ ﴿هَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ ٱلۡغَٰشِيَةِ١﴾ [الغاشیة: 1] قَالَ: وَإِذَا اجْتَمَعَ الْعِيدُ وَالْجُمُعَةُ فِي يَوْمٍ وَاحِدٍ يَقْرَأُ بِهِمَا أَيْضًا فِي الصَّلاتَيْنِ. (م/878)
ترجمه: نعمان بن بشیر (رضي الله عنه) میگوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) در نمازهای عید و جمعه، سورههای اعلی و غاشیه را میخواند. همچنین اگر نماز عید و جمعه در یک روز، واقع میشدند، در هر دو نماز، همین سورهها را میخواند.
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
از عبدالله بن عباس رضی الله عنهما روایت است که می گوید: باری جبرئيل عليه السلام نزد رسول الله صلى الله عليه وسلم نشسته بود که ناگهان صدايی از بالای سرش شنيد؛ سرش را بالا گرفت و گفت: «هَذَا بَابٌ مِنَ السَّمَاءِ فُتِحَ اليَوْمَ وَلَمْ يُفْتَحْ قَطٌّ إِلاَّ اليَوْمَ، فنَزلَ منهُ مَلكٌ»: «اين، (صدای) دروازه ای از آسمان است که امروز باز شد و جز امروز هرگز گشوده نشده است. و فرشته ای از آن پايين آمد»؛ آنگاه گفت: «هذا مَلكٌ نَزلَ إلى الأرضِ لم ينْزلْ قطّ إلاَّ اليومَ». «اين فرشته ای است که به زمين فرود آمده و جز امروز پايين نيامده است». پس سلام کرد و گفت: «أبْشِرْ بِنُورَيْنِ أُوتِيتَهُمَا لَمْ يُؤتَهُمَا نَبيٌّ قَبْلَكَ: فَاتِحَةُ الكِتَابِ، وَخَواتِيمُ سُورَةِ البَقَرَةِ، لَنْ تَقْرَأَ بِحَرْفٍ مِنْهَا إِلا أُعْطِيتَه»: «تو را به دو نور مژده باد که به تو داده شده است و پيش از تو به هيچ پيامبری داده نشد: فاتحة الکتاب و آيات پايانیِ سوره ی بقره؛ هر حرفی از آن را بخوانی، درخواست هايی را که در آن آمده است، به تو داده می شود»
[صحیح است] [به روایت مسلم]
ابن عباس رضی الله عنهما می گوید: "باری که جبریل نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم نشسته بود، صدای شدیدی را شنید"؛ صدایی شبیه صدای شکستن چوب هایی که در ساختمان سازی به کار می روند؛ و این صدا از بالا بود؛ از سمت آسمان یا از جهت سرش؛ و گفته شده: صدایی شبیه صدای در بوده است؛ پس جبریل سرش را بالا برده و می گوید: "این دروازه ای در آسمان دنیا است که امروز باز شده و جز امروز هرگز باز نخواهد شد"؛ سپس از آن دروازه، مَلَکی نازل شد؛ اینجا بود که جبریل گفت: این ملکی است که جز امروز به زمین نازل نشده است؛ آن ملک سلام می کند و می گوید: "تو را به دو نور مژده باد"؛ آنها را دو نور می نامد، زیرا هریک نوری است در پیش روی صاحب آنها؛ یا به این دلیل آنها را نور می نامد چون تامل و تفکر در معانی آنها هدایتگر به سوی راه راست می باشند؛ و اختصاص این دو نور به این دو امر، دلالت بر فضیلت آنها و ویژگی منحصر به فرد آنها دارد؛ نور اول سوره ی فاتحه و نور دوم، دو آیه ی پایانی سوره ی بقره هستند؛ این دو نور چنان اند که اگر فرد مومنی از این امت آنها را بخواند، الله متعال خواسته های مطرح شده در این دو را به وی عطا می کند؛ دو نوری که به هیچیک از پیامبران پیشین داده نشده است
@THEHADIIS
[صحیح است] [به روایت مسلم]
ابن عباس رضی الله عنهما می گوید: "باری که جبریل نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم نشسته بود، صدای شدیدی را شنید"؛ صدایی شبیه صدای شکستن چوب هایی که در ساختمان سازی به کار می روند؛ و این صدا از بالا بود؛ از سمت آسمان یا از جهت سرش؛ و گفته شده: صدایی شبیه صدای در بوده است؛ پس جبریل سرش را بالا برده و می گوید: "این دروازه ای در آسمان دنیا است که امروز باز شده و جز امروز هرگز باز نخواهد شد"؛ سپس از آن دروازه، مَلَکی نازل شد؛ اینجا بود که جبریل گفت: این ملکی است که جز امروز به زمین نازل نشده است؛ آن ملک سلام می کند و می گوید: "تو را به دو نور مژده باد"؛ آنها را دو نور می نامد، زیرا هریک نوری است در پیش روی صاحب آنها؛ یا به این دلیل آنها را نور می نامد چون تامل و تفکر در معانی آنها هدایتگر به سوی راه راست می باشند؛ و اختصاص این دو نور به این دو امر، دلالت بر فضیلت آنها و ویژگی منحصر به فرد آنها دارد؛ نور اول سوره ی فاتحه و نور دوم، دو آیه ی پایانی سوره ی بقره هستند؛ این دو نور چنان اند که اگر فرد مومنی از این امت آنها را بخواند، الله متعال خواسته های مطرح شده در این دو را به وی عطا می کند؛ دو نوری که به هیچیک از پیامبران پیشین داده نشده است
@THEHADIIS
از ابن عمر رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إنّما مَثَلُ صَاحبِ الْقُرْآنِ كَمَثَلِ الإِبِلِ المُعَقَّلَةِ، إنْ عَاهَدَ عَلَيْهَا أمْسَكَهَا، وَإنْ أطْلَقَهَا ذَهَبَتْ»: «همانا مثال حافظ قرآن مانند صاحب شترِ بسته است که اگر از آن مواظبت کند، می تواند آن را نگه دارد و اگر رهايش نمايد، می رود».
[صحیح است] [متفق علیه]
مثال حافظ قرآن مانند صاحب شتر بسته شده با افسار می باشد؛ و در ادامه وجه تشابه آنها را بیان می کند: «إنْ عَاهَدَ عَلَيْهَا» چنانکه اگر دائما با بستن شتر از آن مراقبت کند و بدان توجه داشته باشد، «أمْسَكَهَا» می تواند آن را نگه دارد؛ «وَإنْ أطْلَقَهَا» و اگر افسارش را باز کند، آن را رها کرده و «ذهبت» می رود؛ صاحب قرآن نیز چنین است؛ اگر همواره تلاوت قرآن داشته و حفظ خود را تکرار نموده و مرور کند، قرآن در سینه اش ثبت گشته و باقی می ماند؛ و اگر چنین نکند، قرآن را از خاطر برده و فراموش می کند؛ و در این صورت جز با تحمل سختی و مشقت فراوان قادر به حفظ مجدد آن نخواهد بود؛ بنابراین مادامی که پیگیری و مراقبت وجود داشته باشد، حفظ وی باقی خواهد بود؛ چنانکه تا وقتی شتر بسته باشد، محفوظ است.
و به طور مشخص از شتر یاد شده چون از میان حیوانات اهلی بیش از دیگران می گریزد و بعد از فرار، بازگرداندن آن بسیار دشوار است
@THEHADIIS
[صحیح است] [متفق علیه]
مثال حافظ قرآن مانند صاحب شتر بسته شده با افسار می باشد؛ و در ادامه وجه تشابه آنها را بیان می کند: «إنْ عَاهَدَ عَلَيْهَا» چنانکه اگر دائما با بستن شتر از آن مراقبت کند و بدان توجه داشته باشد، «أمْسَكَهَا» می تواند آن را نگه دارد؛ «وَإنْ أطْلَقَهَا» و اگر افسارش را باز کند، آن را رها کرده و «ذهبت» می رود؛ صاحب قرآن نیز چنین است؛ اگر همواره تلاوت قرآن داشته و حفظ خود را تکرار نموده و مرور کند، قرآن در سینه اش ثبت گشته و باقی می ماند؛ و اگر چنین نکند، قرآن را از خاطر برده و فراموش می کند؛ و در این صورت جز با تحمل سختی و مشقت فراوان قادر به حفظ مجدد آن نخواهد بود؛ بنابراین مادامی که پیگیری و مراقبت وجود داشته باشد، حفظ وی باقی خواهد بود؛ چنانکه تا وقتی شتر بسته باشد، محفوظ است.
و به طور مشخص از شتر یاد شده چون از میان حیوانات اهلی بیش از دیگران می گریزد و بعد از فرار، بازگرداندن آن بسیار دشوار است
@THEHADIIS
باب (16): هرگاه كه اسلام، واقعي نباشد
26- «عن سَعْدِ بْنِ أَبِي وَقَّاصٍ (رض): أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) أَعْطَى رَهْطًا وَسَعْدٌ جَالِسٌ، فَتَرَكَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) رَجُلاً هُوَ أَعْجَبُهُمْ إِلَيَّ، فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا لَكَ عَنْ فُلانٍ؟ فَوَاللَّهِ إِنِّي لأَرَاهُ مُؤمِنًا، فَقَالَ: «أَوْ مُسْلِمًا؟» فَسَكَتُّ قَلِيلاً ثُمَّ غَلَبَنِي مَا أَعْلَمُ مِنْهُ، فَعُدْتُ لِمَقَالَتِي فَقُلْتُ: مَا لَكَ عَنْ فُلانٍ؟ فَوَاللَّهِ إِنِّي لأَرَاهُ مُؤمِنًا، فَقَالَ: «أَوْ مُسْلِمًا؟» ثُمَّ غَلَبَنِي مَا أَعْلَمُ مِنْهُ فَعُدْتُ لِمَقَالَتِي وَعَادَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) ثُمَّ قَالَ: «يَا سَعْدُ إِنِّي لأُعْطِي الرَّجُلَ، وَغَيْرُهُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْهُ، خَشْيَةَ أَنْ يَكُبَّهُ اللَّهُ فِي النَّارِ»». (بخارى:27)
ترجمه: «سعد بن ابی وقاص (رض) میگوید: رسول الله (ص) اموالی را میان گروهی از مسلمانان توزیع كرد در حالی كه من آنجا نشسته بودم. آنحضرت (ص) به یكی از حاضرین، كه به نظر من، بهترین شخص، در میان آنان بود، چیزی نداد. عرض كردم: ای رسول خدا! چرا فلانی را محروم كردی؟ به خدا سوگند، به نظر من، او فردی مؤمن است. رسول الله (ص) فرمود: «مؤمن است یا مسلمان»؟ اندكی سكوت نمودم. سپس بخاطر شناختی كه از او داشتم، كنترلم را از دست دادم و دوباره همان سؤال را تكرار نمودم وگفتم: یا رسول الله! چرا فلانی را محروم كردی؟ من او را مؤمن میدانم. رسول الله (ص) فرمود: «مؤمن یا مسلمان»؟ باز هم اندكی سكوت نمودم. سپس، بخاطر شناختی كه از او داشتم، كنترلم را از دست دادم و دوباره همان سؤال را تكرار نمودم و رسول خدا (ص) همان سخنش را تكرار نمود. آنگاه، فرمود: «ای سعد! من به كسانی مال عطا مینمایم كه میترسم از اسلام برگردند و بخاطر انصراف از اسلام، خداوند آنان را با صورت، دوزخ اندازد، و حال آنكه میدانم كسانی بهتر و محبوبتر از آنان، وجود دارند»». (حدیث مذكور دو مطلب بسیار مهم به ما میآموزد: یكی اینكه هیچ عمل رسول الله (ص) خالی از حكمت و مصلحت نبود هر چند كه ما نتوانیم به راز آن پی ببریم. دوم اینكه ایمان، یک چیز قلبی و پنهانی است. درباره اینكه فلانی، مسلمان است میتوان قضاوت نمود. اما درباره اینكه مؤمن است، صد در صد قضاوت نمودن، بسیارمشكل است .
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
26- «عن سَعْدِ بْنِ أَبِي وَقَّاصٍ (رض): أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) أَعْطَى رَهْطًا وَسَعْدٌ جَالِسٌ، فَتَرَكَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) رَجُلاً هُوَ أَعْجَبُهُمْ إِلَيَّ، فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا لَكَ عَنْ فُلانٍ؟ فَوَاللَّهِ إِنِّي لأَرَاهُ مُؤمِنًا، فَقَالَ: «أَوْ مُسْلِمًا؟» فَسَكَتُّ قَلِيلاً ثُمَّ غَلَبَنِي مَا أَعْلَمُ مِنْهُ، فَعُدْتُ لِمَقَالَتِي فَقُلْتُ: مَا لَكَ عَنْ فُلانٍ؟ فَوَاللَّهِ إِنِّي لأَرَاهُ مُؤمِنًا، فَقَالَ: «أَوْ مُسْلِمًا؟» ثُمَّ غَلَبَنِي مَا أَعْلَمُ مِنْهُ فَعُدْتُ لِمَقَالَتِي وَعَادَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) ثُمَّ قَالَ: «يَا سَعْدُ إِنِّي لأُعْطِي الرَّجُلَ، وَغَيْرُهُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْهُ، خَشْيَةَ أَنْ يَكُبَّهُ اللَّهُ فِي النَّارِ»». (بخارى:27)
ترجمه: «سعد بن ابی وقاص (رض) میگوید: رسول الله (ص) اموالی را میان گروهی از مسلمانان توزیع كرد در حالی كه من آنجا نشسته بودم. آنحضرت (ص) به یكی از حاضرین، كه به نظر من، بهترین شخص، در میان آنان بود، چیزی نداد. عرض كردم: ای رسول خدا! چرا فلانی را محروم كردی؟ به خدا سوگند، به نظر من، او فردی مؤمن است. رسول الله (ص) فرمود: «مؤمن است یا مسلمان»؟ اندكی سكوت نمودم. سپس بخاطر شناختی كه از او داشتم، كنترلم را از دست دادم و دوباره همان سؤال را تكرار نمودم وگفتم: یا رسول الله! چرا فلانی را محروم كردی؟ من او را مؤمن میدانم. رسول الله (ص) فرمود: «مؤمن یا مسلمان»؟ باز هم اندكی سكوت نمودم. سپس، بخاطر شناختی كه از او داشتم، كنترلم را از دست دادم و دوباره همان سؤال را تكرار نمودم و رسول خدا (ص) همان سخنش را تكرار نمود. آنگاه، فرمود: «ای سعد! من به كسانی مال عطا مینمایم كه میترسم از اسلام برگردند و بخاطر انصراف از اسلام، خداوند آنان را با صورت، دوزخ اندازد، و حال آنكه میدانم كسانی بهتر و محبوبتر از آنان، وجود دارند»». (حدیث مذكور دو مطلب بسیار مهم به ما میآموزد: یكی اینكه هیچ عمل رسول الله (ص) خالی از حكمت و مصلحت نبود هر چند كه ما نتوانیم به راز آن پی ببریم. دوم اینكه ایمان، یک چیز قلبی و پنهانی است. درباره اینكه فلانی، مسلمان است میتوان قضاوت نمود. اما درباره اینكه مؤمن است، صد در صد قضاوت نمودن، بسیارمشكل است .
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب (17): ناسپاسي از شوهران، و اينكه ناسپاسي، درجاتي دارد
27- «عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ (رض) قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ (ص): «أُرِيتُ النَّارَ فَإِذَا أَكْثَرُ أَهْلِهَا النِّسَاءُ يَكْفُرْنَ». قِيلَ: أَيَكْفُرْنَ بِاللَّهِ؟ قَالَ: «يَكْفُرْنَ الْعَشِيرَ، وَيَكْفُرْنَ الإِحْسَانَ، لَوْ أَحْسَنْتَ إِلَى إِحْدَاهُنَّ الدَّهْرَ ثُمَّ رَأَتْ مِنْكَ شَيْئًا، قَالَتْ: مَا رَأَيْتُ مِنْكَ خَيْرًا قَطُّ»». (بخارى:29)
ترجمه: «از عبد الله ابن عباس (رض) روایت است كه نبی اكرم (ص) فرمود: «دوزخ به من نشان داده شد، دیدم كه بیشتر اهل دوزخ، زنان هستند. زیرا ناسپاسی میكنند». سؤال شد: آیا از خدا ناسپاسی میكنند؟ رسول الله (ص) فرمود: «خیر. از شوهرانشان ناسپاسی میكنند». (یعنی خدمت و محبت شوهران خود را نادیده میگیرند). اگر تمام عمر به همسرت خدمت كنی، ولی یک بار از شما، چیزی (خلاف میلش) مشاهده كند، میگوید: من هرگز از تو خیری ندیدهام»».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
27- «عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ (رض) قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ (ص): «أُرِيتُ النَّارَ فَإِذَا أَكْثَرُ أَهْلِهَا النِّسَاءُ يَكْفُرْنَ». قِيلَ: أَيَكْفُرْنَ بِاللَّهِ؟ قَالَ: «يَكْفُرْنَ الْعَشِيرَ، وَيَكْفُرْنَ الإِحْسَانَ، لَوْ أَحْسَنْتَ إِلَى إِحْدَاهُنَّ الدَّهْرَ ثُمَّ رَأَتْ مِنْكَ شَيْئًا، قَالَتْ: مَا رَأَيْتُ مِنْكَ خَيْرًا قَطُّ»». (بخارى:29)
ترجمه: «از عبد الله ابن عباس (رض) روایت است كه نبی اكرم (ص) فرمود: «دوزخ به من نشان داده شد، دیدم كه بیشتر اهل دوزخ، زنان هستند. زیرا ناسپاسی میكنند». سؤال شد: آیا از خدا ناسپاسی میكنند؟ رسول الله (ص) فرمود: «خیر. از شوهرانشان ناسپاسی میكنند». (یعنی خدمت و محبت شوهران خود را نادیده میگیرند). اگر تمام عمر به همسرت خدمت كنی، ولی یک بار از شما، چیزی (خلاف میلش) مشاهده كند، میگوید: من هرگز از تو خیری ندیدهام»».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
1748- «وَعَنْ أَنَسٍ رضی الله عنه أَنَّهم انْتَظَرُوا النَّبِيَّ صلی الله علیه وسلم فَجاءَهُمْ قريباً مِنْ شَطْرِ اللَّيْلِ فصلَّى بِهِم، يعني العِشَاءَ قَال: ثُمَّ خَطَبَنَا فَقَال: «أَلا إِنَّ النَّاسَ قَدْ صَلُّوا، ثُمَّ رَقَدُوا» وَإِنَّكُمْ لَنْ تَزَالُوا في صَلاةٍ ما انْتَظَرْتُمُ الصَّلاةَ»» رواه البخاری.
1748- «از انس رضی الله عنه روایت است که:
آنان انتظار پیامبر صلی الله علیه وسلم را کشیدند و آنحضرت صلی الله علیه وسلم نزدیک نیمههای شب آمده و بر آنان نماز عشاء را خواند. بعد خطبه خوانده فرمود: با خبر باشید که مردم نماز گزاردند و رفتند و شما در نماز بودید تا زمانی که انتظار نماز را کشیدید».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
1748- «از انس رضی الله عنه روایت است که:
آنان انتظار پیامبر صلی الله علیه وسلم را کشیدند و آنحضرت صلی الله علیه وسلم نزدیک نیمههای شب آمده و بر آنان نماز عشاء را خواند. بعد خطبه خوانده فرمود: با خبر باشید که مردم نماز گزاردند و رفتند و شما در نماز بودید تا زمانی که انتظار نماز را کشیدید».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
1749- «عَنْ أَبي هُريْرةَ رضی الله عنه قَال: قَالَ رَسولُ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم : «إِذا دَعَا الرَّجُلُ امْرَأَتَهُ إِلى فِراشِهِ فأَبَت، فَباتَ غَضْبانَ علَيْهَا، لَعَنَتْهَا المَلائِكَةُ حتى تُصْبِح»» متفقٌ علیه.
وفي رواية: «حَتَّى «تَرْجِع»».
1749- «از ابو هریره رضی الله عنه روایت است که:
رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: هرگاه مردی زنش را به بستر خویش خواست و او از آمدن ممانعت ورزید و وی (شوهر) بر او خشمناک شب را گذرانید، فرشتگان تا صبح او را لعنت میکنند.
و در روایتی آمده که: تا اینکه باز گردد».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
وفي رواية: «حَتَّى «تَرْجِع»».
1749- «از ابو هریره رضی الله عنه روایت است که:
رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: هرگاه مردی زنش را به بستر خویش خواست و او از آمدن ممانعت ورزید و وی (شوهر) بر او خشمناک شب را گذرانید، فرشتگان تا صبح او را لعنت میکنند.
و در روایتی آمده که: تا اینکه باز گردد».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
از واثلة بن اسقع رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إنَّ مِنْ أَعْظَمِ الفِرَى أَنْ يَدَّعِيَ الرَّجُلُ إِلَى غَيْرِ أبِيْهِ، أوْ يُرِيَ عَيْنهُ مَالم تَرَ، أوْ يقولَ عَلَى رسولِ اللّه - صلى الله عليه وسلم - مَا لَمْ يَقُلْ»: «از بزرگ ترين دروغ ها، اين است که شخصی خودش را به غيرِ پدرش نسبت دهد يا مدّعیِ ديدن خوابی شود که نديده است يا سخنی را به رسول الله صلى الله عليه وسلم نسبت دهد که ایشان نگفته است». [صحیح است] [به روایت بخاری]
------
از بدترین مصادیق دروغ بستن به الله متعال این است که شخصی خود را به کسی جز پدرش نسبت دهد یا شخصی او را به کسی جز پدرش نسبت دهد و او این مساله را تایید کند؛ این از بدترین انواع دروغ می باشد. و از بزرگترین و بدترین دروغ ها نزد الله این است که کسی ادعا کند در خواب چیزی را دیده که هرگز ندیده است؛ همچنین از بزرگترین و بدترین دروغ ها نزد الله این است که سخن یا عمل یا تاییدی به رسول الله صلی الله علیه وسلم نسبت داده شود که ایشان از آن بری می باشد.
@THEHADIIS
------
از بدترین مصادیق دروغ بستن به الله متعال این است که شخصی خود را به کسی جز پدرش نسبت دهد یا شخصی او را به کسی جز پدرش نسبت دهد و او این مساله را تایید کند؛ این از بدترین انواع دروغ می باشد. و از بزرگترین و بدترین دروغ ها نزد الله این است که کسی ادعا کند در خواب چیزی را دیده که هرگز ندیده است؛ همچنین از بزرگترین و بدترین دروغ ها نزد الله این است که سخن یا عمل یا تاییدی به رسول الله صلی الله علیه وسلم نسبت داده شود که ایشان از آن بری می باشد.
@THEHADIIS
باب (3): فضيلت روز جمعه
487- «عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَالَ: «مَنِ اغْتَسَلَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ غُسْلَ الْجَنَابَةِ ثُمَّ رَاحَ فَكَأَنَّمَا قَرَّبَ بَدَنَةً، وَمَنْ رَاحَ فِي السَّاعَةِ الثَّانِيَةِ فَكَأَنَّمَا قَرَّبَ بَقَرَةً، وَمَنْ رَاحَ فِي السَّاعَةِ الثَّالِثَةِ فَكَأَنَّمَا قَرَّبَ كَبْشًا أَقْرَنَ، وَمَنْ رَاحَ فِي السَّاعَةِ الرَّابِعَةِ فَكَأَنَّمَا قَرَّبَ دَجَاجَةً، وَمَنْ رَاحَ فِي السَّاعَةِ الْخَامِسَةِ فَكَأَنَّمَا قَرَّبَ بَيْضَةً، فَإِذَا خَرَجَ الإِمَامُ حَضَرَتِ الْمَلائِكَةُ يَسْتَمِعُونَ الذِّكْرَ»».
ترجمه: «ابو هریره (رض) روایت میكند كه رسول الله (ص) فرمود: «هركس، روز جمعه مانند غسل جنابت، غسل نماید و اول وقت برای نماز جمعه برود، گویا شتری صدقه نموده است. و هر كس، بعد از آن، برود، گویا گاوی صدقه نموده است. و هر كس، بعد از آن، برود، گویا قوچی صدقه نموده است. و هر كس، بعد ازآن، برود، گویا یک مرغ صدقه نموده است. و هر كس، بعد از آن، برود، گویا یک تخممرغ صدقه نموده است. ولی زمانی كه امام برای ایراد خطبه برخیزد، فرشتگان (قلم و كاغذ خود را جمع كرده) به خطبه گوش میدهند»».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
487- «عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَالَ: «مَنِ اغْتَسَلَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ غُسْلَ الْجَنَابَةِ ثُمَّ رَاحَ فَكَأَنَّمَا قَرَّبَ بَدَنَةً، وَمَنْ رَاحَ فِي السَّاعَةِ الثَّانِيَةِ فَكَأَنَّمَا قَرَّبَ بَقَرَةً، وَمَنْ رَاحَ فِي السَّاعَةِ الثَّالِثَةِ فَكَأَنَّمَا قَرَّبَ كَبْشًا أَقْرَنَ، وَمَنْ رَاحَ فِي السَّاعَةِ الرَّابِعَةِ فَكَأَنَّمَا قَرَّبَ دَجَاجَةً، وَمَنْ رَاحَ فِي السَّاعَةِ الْخَامِسَةِ فَكَأَنَّمَا قَرَّبَ بَيْضَةً، فَإِذَا خَرَجَ الإِمَامُ حَضَرَتِ الْمَلائِكَةُ يَسْتَمِعُونَ الذِّكْرَ»».
ترجمه: «ابو هریره (رض) روایت میكند كه رسول الله (ص) فرمود: «هركس، روز جمعه مانند غسل جنابت، غسل نماید و اول وقت برای نماز جمعه برود، گویا شتری صدقه نموده است. و هر كس، بعد از آن، برود، گویا گاوی صدقه نموده است. و هر كس، بعد از آن، برود، گویا قوچی صدقه نموده است. و هر كس، بعد ازآن، برود، گویا یک مرغ صدقه نموده است. و هر كس، بعد از آن، برود، گویا یک تخممرغ صدقه نموده است. ولی زمانی كه امام برای ایراد خطبه برخیزد، فرشتگان (قلم و كاغذ خود را جمع كرده) به خطبه گوش میدهند»».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
از عایشه رضی الله عنها روایت است که می گوید: گفتم: ای رسول خدا، ما جهاد را برترين عمل می دانيم؛ آيا جهاد نکنيم؟ فرمود: «لَكُنَّ أفضلُ الجهادِ: حجٌّ مبرور»: «برترين جهاد [برای شما زنان] حج مقبول است». [صحیح است] [به روایت بخاری]
------
ام المومنین عایشه رضی الله عنها و زنان همراه ایشان معتقد بودند برترین اعمال و پر ثواب ترین آنها جهاد در راه الله و جنگیدن با دشمنان است، این بود که رسول الله صلی الله علیه وسلم آنها را به جهادی برتر از قتال و جنگیدن با دشمنان در حق ایشان راهنمایی نمود؛ و آن حجی است که با گناهی همراه نباشد. از این جهت حج جهاد نامیده شده، چون جهاد با نفس است و با خرج کردن مال و توانایی جسمی همراه می باشد.
@THEHADIIS
------
ام المومنین عایشه رضی الله عنها و زنان همراه ایشان معتقد بودند برترین اعمال و پر ثواب ترین آنها جهاد در راه الله و جنگیدن با دشمنان است، این بود که رسول الله صلی الله علیه وسلم آنها را به جهادی برتر از قتال و جنگیدن با دشمنان در حق ایشان راهنمایی نمود؛ و آن حجی است که با گناهی همراه نباشد. از این جهت حج جهاد نامیده شده، چون جهاد با نفس است و با خرج کردن مال و توانایی جسمی همراه می باشد.
@THEHADIIS
از سعید بن مسیب از پدرش مسیب بن حزن رضی الله عنه روایت است که می گوید: هنگامی كه وفات ابوطالب نزديك شد، رسول الله صلى الله عليه وسلم نزد او رفت. ابوجهل و عبدالله بن اَبی اميه هم نزد ابوطالب بودند. رسول الله صلى الله عليه وسلم به ابوطالب فرمود: «يَا عَمِّ، قُلْ لا إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ، كَلِمَةً أَشْهَدُ لَكَ بِهَا عِنْدَ الله»: «ای عموی من، لااله الاالله بگو تا بر ايمان تو نزد الله گواهی دهم». ابوجهل و عبدالله بن ابی اميه گفتند: ای ابوطالب، آيا می خواهی از دين عبدالمطلب برگردی؟ رسول الله صلى الله عليه وسلم همچنان كلمه ی توحيد را به او عرضه می كرد و ابوجهل و عبدالله بن ابی اميه سخن خود را تكرار می كردند. تا جايی كه آخرين سخن ابوطالب اين بود كه: من بر دين عبدالمطلب هستم. و از گفتن كلمه ی لااله الا الله خودداری كرد. پس رسول الله صلى الله عليه وسل فرمود: «به الله سوگند، برای تو طلب استغفار خواهم كرد مادامی که از اين كار نهی نشوم. پس الله متعال این آيه را نازل فرمود: «مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ وَلَوْ كَانُوا أُولِي قربى»: «برای پیامبر و کسانی که ایمان آوردند سزاوار نیست که برای مشرکان آمرزش بخواهند هرچند از نزدیکان باشند».
و الله متعال در مورد ابوطالب این آیه را نازل کرد: «إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ»: «[ای پیامبر] بی تردید تو نمی توانی هرکس را دوست داشته باشی [به اجبار به راه راست] هدایت کنی؛ بلکه الله است که هرکس را بخواهد هدایت می کند و او به [حال] راه یافتگان داناتر است». [صحیح است] [متفق علیه]
------
رسول الله صلی الله علیه وسلم به عیادت ابوطالب رفت که در بستر مرگ قرار گرفته بود؛ و بر وی اسلام را عرضه کرد تا پایان حیاتش با پذیرفتن اسلام باشد و به این ترتیب به سعادت و رستگاری اخروی دست یابد؛ و از او خواست تا کلمه ی توحید را بر زبان آورد؛ این درحالی بود که مشرکانی چون ابوجهل و عبدالله بن ابی امیه هم حضور داشتند و او را بر باقی ماندن بر دین شرکی پدرانش تشویق می کردند تا از آن خارج نشود؛ چون خوب می دانستند کلمه ی توحید، با نفی شرک و اخلاص در عبادت برای الله متعال همراه است؛ در این وضعیت رسول الله صلی الله علیه وسلم خواسته ی خود را تکرار نمود و از عمویش خواست تا کلمه ی توحید را تلفظ کند و از سوی دیگر مشرکان خواسته ی خود را تکرار می کردند و ابوطالب را از پذیرفتن حق بازمی داشتند که سرانجام باعث شدند بر شرک بمیرد. در این هنگام بود که رسول الله صلی الله علیه وسلم سوگند یاد کرد برای او از درگاه خداوند طلب آمرزش کند مادامی که از آن منع نشود؛ اما الله متعال با نزول آیه در این زمینه، از طلب مغفرت و آمرزش برای او و امثال او منع کرد و بیان داشت که هدایت به دست الله است که به هرکس بخواهد عطا می کند. چون فقط و فقط این الله است که می داند چه کسی شایسته ی هدایت است و چه کسی سزاوار آن نیست. بنابراین الله متعال این آیه را نازل فرمود: «مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ وَلَوْ كَانُوا أُولِي قربى مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ»: «برای پیامبر و کسانی که ایمان آوردند سزاوار نیست که برای مشرکان - پس از اینکه برای شان آشکار شد آنان اهل دوزخند - آمرزش بخواهند هرچند از نزدیکان باشند».
و این آیه را در مورد ابوطالب نازل کرد: «إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ»: «[ای پیامبر] بی تردید تو نمی توانی هرکس را دوست داشته باشی [به اجبار به راه راست] هدایت کنی؛ بلکه الله است که هرکس را بخواهد هدایت می کند و او به [حال] راه یافتگان داناتر است».
@THEHADIIS
و الله متعال در مورد ابوطالب این آیه را نازل کرد: «إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ»: «[ای پیامبر] بی تردید تو نمی توانی هرکس را دوست داشته باشی [به اجبار به راه راست] هدایت کنی؛ بلکه الله است که هرکس را بخواهد هدایت می کند و او به [حال] راه یافتگان داناتر است». [صحیح است] [متفق علیه]
------
رسول الله صلی الله علیه وسلم به عیادت ابوطالب رفت که در بستر مرگ قرار گرفته بود؛ و بر وی اسلام را عرضه کرد تا پایان حیاتش با پذیرفتن اسلام باشد و به این ترتیب به سعادت و رستگاری اخروی دست یابد؛ و از او خواست تا کلمه ی توحید را بر زبان آورد؛ این درحالی بود که مشرکانی چون ابوجهل و عبدالله بن ابی امیه هم حضور داشتند و او را بر باقی ماندن بر دین شرکی پدرانش تشویق می کردند تا از آن خارج نشود؛ چون خوب می دانستند کلمه ی توحید، با نفی شرک و اخلاص در عبادت برای الله متعال همراه است؛ در این وضعیت رسول الله صلی الله علیه وسلم خواسته ی خود را تکرار نمود و از عمویش خواست تا کلمه ی توحید را تلفظ کند و از سوی دیگر مشرکان خواسته ی خود را تکرار می کردند و ابوطالب را از پذیرفتن حق بازمی داشتند که سرانجام باعث شدند بر شرک بمیرد. در این هنگام بود که رسول الله صلی الله علیه وسلم سوگند یاد کرد برای او از درگاه خداوند طلب آمرزش کند مادامی که از آن منع نشود؛ اما الله متعال با نزول آیه در این زمینه، از طلب مغفرت و آمرزش برای او و امثال او منع کرد و بیان داشت که هدایت به دست الله است که به هرکس بخواهد عطا می کند. چون فقط و فقط این الله است که می داند چه کسی شایسته ی هدایت است و چه کسی سزاوار آن نیست. بنابراین الله متعال این آیه را نازل فرمود: «مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ وَلَوْ كَانُوا أُولِي قربى مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ»: «برای پیامبر و کسانی که ایمان آوردند سزاوار نیست که برای مشرکان - پس از اینکه برای شان آشکار شد آنان اهل دوزخند - آمرزش بخواهند هرچند از نزدیکان باشند».
و این آیه را در مورد ابوطالب نازل کرد: «إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ»: «[ای پیامبر] بی تردید تو نمی توانی هرکس را دوست داشته باشی [به اجبار به راه راست] هدایت کنی؛ بلکه الله است که هرکس را بخواهد هدایت می کند و او به [حال] راه یافتگان داناتر است».
@THEHADIIS