باب (6): به فال نیک گرفتن
1491ـ عَن ابي هُرَيْرَةَ (رضي الله عنه) قَالَ: سَمِعْتُ النَّبِيَّ (صلی الله علیه وآله وسلم) يَقُولُ: «لاَ طِيَرَةَ، وَخَيْرُهَا الْفَأْلُ» قِيلَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ وَمَا الْفَأْلُ؟قَالَ: «الْكَلِمَةُ الصَّالِحَةُ يَسْمَعُهَا أَحَدُكُمْ». (م/2223)
ترجمه: از ابوهریره (رضي الله عنه) روایت است که نبی اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: «شگون گرفتن هیچگونه اصالتی ندارد و بهترین آن، فال است». صحابه پرسیدند: یا رسول الله! فال چیست؟ فرمود: «سخنخوبی است که یکی از شما میشنود» (و آن را به فال نیک میگیرد).
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
1491ـ عَن ابي هُرَيْرَةَ (رضي الله عنه) قَالَ: سَمِعْتُ النَّبِيَّ (صلی الله علیه وآله وسلم) يَقُولُ: «لاَ طِيَرَةَ، وَخَيْرُهَا الْفَأْلُ» قِيلَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ وَمَا الْفَأْلُ؟قَالَ: «الْكَلِمَةُ الصَّالِحَةُ يَسْمَعُهَا أَحَدُكُمْ». (م/2223)
ترجمه: از ابوهریره (رضي الله عنه) روایت است که نبی اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: «شگون گرفتن هیچگونه اصالتی ندارد و بهترین آن، فال است». صحابه پرسیدند: یا رسول الله! فال چیست؟ فرمود: «سخنخوبی است که یکی از شما میشنود» (و آن را به فال نیک میگیرد).
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب (1): سرایت بیماری، بدفالی صفر و هامه، هیچگونه اصالتی ندارند
1486ـ عَن ابي سَلَمَةَ ـ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ: حِينَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «لاَ عَدْوَى وَلاَ صَفَرَ وَلاَ هَامَةَ»فَقَالَ أَعْرَابِىٌّ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، فَمَا بَالُ الإِبِلِ تَكُونُ فِي الرَّمْلِ كَأَنَّهَا الظِّبَاءُ، فَيَجِيءُ الْبَعِيرُ الأَجْرَبُ فَيَدْخُلُفِيهَا فَيُجْرِبُهَا كُلَّهَا؟ قَالَ: «فَمَنْ أَعْدَى الأَوَّلَ»، وفي رواية: «لَا عَدوَی وَ لاَ طِيَرَةَ وَلاَ صَفَرَ وَلاَ هَامَةَ». (م/2220)
ترجمه: ابو سلمه بن عبدالرحمن به روایت از ابوهریره (رضي الله عنه) میگوید: هنگامی کهرسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «سرایت بیماری و صفر وهامه، اصالتی ندارند»، یک مرد بادیه نشین گفت: پس چرا شترانی که در ریگستان بسر میبرند و مانند آهو هستند، به محضاینکه شتران گر به آنها نزدیک میشوند، همه را گر میکنند؟ رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: «پس چه کسی شتر اول را گر کرده است»؟ و در روایتی آمده است که رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «سرایت بیماری، بدفالی، صفر و هامه، اصالتی ندارند». علما در مورد «صفر» دو تفسیر ذکر کردهاند: یکی اینکه به تأخیر انداختن حرمت ماه محرم به ماه صفر که اعراب انجام میدادند، هیچ اصالتی ندارد و صحیح نیست. دوم اینکه اعراب اعتقاد داشتند «صفر» نوعی کرم در شکم انسان است و هنگام گرسنه شدن انسان به حرکت درمیآید و چه بسا که باعث مرگ انسان میگردد. البته حدیث میتواند اشاره به هردو مطلب داشته باشد و هردو باور نادرست را نفی نماید. در مورد «هامه» نیز دو تفسیر وجود دارد: یکی اینکه اعراب پرندهی جغد را به بدفالی میگرفتند و میگفتند: اگر جغد بالای خانهی کسی بنشیند، صاحب خانه یا یکیاز اعضای خانوادهاش میمیرد. دوم اینکه در میان اعراب این باور وجود داشت که استخوانها یا روح شخص مرده به پرندهای تبدیل میشود. رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) هردو باور فوق را باطل دانستند.
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
1486ـ عَن ابي سَلَمَةَ ـ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ: حِينَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «لاَ عَدْوَى وَلاَ صَفَرَ وَلاَ هَامَةَ»فَقَالَ أَعْرَابِىٌّ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، فَمَا بَالُ الإِبِلِ تَكُونُ فِي الرَّمْلِ كَأَنَّهَا الظِّبَاءُ، فَيَجِيءُ الْبَعِيرُ الأَجْرَبُ فَيَدْخُلُفِيهَا فَيُجْرِبُهَا كُلَّهَا؟ قَالَ: «فَمَنْ أَعْدَى الأَوَّلَ»، وفي رواية: «لَا عَدوَی وَ لاَ طِيَرَةَ وَلاَ صَفَرَ وَلاَ هَامَةَ». (م/2220)
ترجمه: ابو سلمه بن عبدالرحمن به روایت از ابوهریره (رضي الله عنه) میگوید: هنگامی کهرسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «سرایت بیماری و صفر وهامه، اصالتی ندارند»، یک مرد بادیه نشین گفت: پس چرا شترانی که در ریگستان بسر میبرند و مانند آهو هستند، به محضاینکه شتران گر به آنها نزدیک میشوند، همه را گر میکنند؟ رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: «پس چه کسی شتر اول را گر کرده است»؟ و در روایتی آمده است که رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «سرایت بیماری، بدفالی، صفر و هامه، اصالتی ندارند». علما در مورد «صفر» دو تفسیر ذکر کردهاند: یکی اینکه به تأخیر انداختن حرمت ماه محرم به ماه صفر که اعراب انجام میدادند، هیچ اصالتی ندارد و صحیح نیست. دوم اینکه اعراب اعتقاد داشتند «صفر» نوعی کرم در شکم انسان است و هنگام گرسنه شدن انسان به حرکت درمیآید و چه بسا که باعث مرگ انسان میگردد. البته حدیث میتواند اشاره به هردو مطلب داشته باشد و هردو باور نادرست را نفی نماید. در مورد «هامه» نیز دو تفسیر وجود دارد: یکی اینکه اعراب پرندهی جغد را به بدفالی میگرفتند و میگفتند: اگر جغد بالای خانهی کسی بنشیند، صاحب خانه یا یکیاز اعضای خانوادهاش میمیرد. دوم اینکه در میان اعراب این باور وجود داشت که استخوانها یا روح شخص مرده به پرندهای تبدیل میشود. رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) هردو باور فوق را باطل دانستند.
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
1461- «وعنْ عائشةَ رضی الله عنه ، أَنَّ رسول اللَّهِ صلی الله علیه وسلم كان إِذَا أَخَذَ مضْجعَهُ نَفَثَ في يدَيْه، وَقَرَأَ بالْمُعَوِّذاتِ ومَسح بِهمَا جَسَدَ،» متفقٌ علیه.
وفي رواية لهما: «أَنَّ النبيَّ صلی الله علیه وسلم كَانَ إِذَا أَوى إِلى فِرَاشِهِ كُلَّ لَيْلةٍ جمَع كَفَّيْهِ ¬ ثُمَّ نفَثَ فيهما فَقَرأَ فِيهما: قُلْ هُوَ اللَّه أَحَد، وقُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الفلَق، وَقُلْ أَعُوذُ بِربِّ النَّاس، ثُمَّ مَسَحَ بِهِمَا ما اسْتطاعَ مِن جسَدِه، يبْدَأُ بِهما عَلَى رَأْسِهِ وَوجهِه، وما أَقبلَ مِنْ جَسَدِه، يَفْعَلُ ذلكَ ثَلاَثَ مرَّات» متفقٌ علیه.
1461- «از عائشه رضی الله عنه روایت شده که:
چون پیامبر صلی الله علیه وسلم در خوابگاهشان قرار میگرفت، در دستهایش دمیده و معوذات را خوانده و با آنها بدن خویش را مسح مینمود.
و در روایتی از بخاری و مسلم آمده که چون پیامبر صلی الله علیه وسلم هر شب به بسترش قرار میگرفت، کفهای دستهایش را جمع نموده و بعد در آن میدمید و در آن قُلْ هُوَ اللَّه أَحَد، وقُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الفلَق، وَقُلْ أَعُوذُ بِربِّ النَّاسِ را میخواند و بعد آنچه از بدنش را که میتوانست، مسح میفرمود، از سرو رویش و پیش روی بدنش آغاز نموده و این کار را سه بار انجام میداد».
@THEHADIIS
وفي رواية لهما: «أَنَّ النبيَّ صلی الله علیه وسلم كَانَ إِذَا أَوى إِلى فِرَاشِهِ كُلَّ لَيْلةٍ جمَع كَفَّيْهِ ¬ ثُمَّ نفَثَ فيهما فَقَرأَ فِيهما: قُلْ هُوَ اللَّه أَحَد، وقُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الفلَق، وَقُلْ أَعُوذُ بِربِّ النَّاس، ثُمَّ مَسَحَ بِهِمَا ما اسْتطاعَ مِن جسَدِه، يبْدَأُ بِهما عَلَى رَأْسِهِ وَوجهِه، وما أَقبلَ مِنْ جَسَدِه، يَفْعَلُ ذلكَ ثَلاَثَ مرَّات» متفقٌ علیه.
1461- «از عائشه رضی الله عنه روایت شده که:
چون پیامبر صلی الله علیه وسلم در خوابگاهشان قرار میگرفت، در دستهایش دمیده و معوذات را خوانده و با آنها بدن خویش را مسح مینمود.
و در روایتی از بخاری و مسلم آمده که چون پیامبر صلی الله علیه وسلم هر شب به بسترش قرار میگرفت، کفهای دستهایش را جمع نموده و بعد در آن میدمید و در آن قُلْ هُوَ اللَّه أَحَد، وقُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الفلَق، وَقُلْ أَعُوذُ بِربِّ النَّاسِ را میخواند و بعد آنچه از بدنش را که میتوانست، مسح میفرمود، از سرو رویش و پیش روی بدنش آغاز نموده و این کار را سه بار انجام میداد».
@THEHADIIS
1464- «وعنْ حُذيْفَة رضی الله عنه ، أَنَّ رسُول اللَّهِ صلی الله علیه وسلم كَانَ إِذا أَرَاد أَنْ يرْقُد، وضَع يَدهُ اليُمنَى تَحْتَ خَدِّه، ثُمَّ يقُول: «اللَّهمَّ قِني عَذَابكَ يوْمَ تَبْعثُ عِبادَكَ»» رواهُ الترمِذيُّ وقال: حديثٌ حَسن.
وَرَواهُ أَبو داودَ مِنْ رِوایةِ حفْصة ل، وَفیهِ: «أَنَّهُ كَانَ یقُولهُ ثَلاثَ مَرَّات».
1464- «از حذیفه رضی الله عنه روایت است که:
چون رسول الله صلی الله علیه وسلم میخواست بخوابد، دست راست خود را زیر رخسارهاش گذاشته و سپس میفرمود: اللهم قنی... پروردگارا! مرا در روزیکه بندگانت را بر میانگیزی از عذابت نگهدار.
و ابوداود آن را از حفصه ل روایت نموده و در آن آمده که این دعا را سه بار مینمود».
@THEHADIIS
وَرَواهُ أَبو داودَ مِنْ رِوایةِ حفْصة ل، وَفیهِ: «أَنَّهُ كَانَ یقُولهُ ثَلاثَ مَرَّات».
1464- «از حذیفه رضی الله عنه روایت است که:
چون رسول الله صلی الله علیه وسلم میخواست بخوابد، دست راست خود را زیر رخسارهاش گذاشته و سپس میفرمود: اللهم قنی... پروردگارا! مرا در روزیکه بندگانت را بر میانگیزی از عذابت نگهدار.
و ابوداود آن را از حفصه ل روایت نموده و در آن آمده که این دعا را سه بار مینمود».
@THEHADIIS
681- «عن ابْنِ عُمَرَ رضی الله عنه أَنَّ رسولَ اللَّه صلی الله علیه وسلم مَرَّ عَلَى رَجُلٍ مِنَ الأَنْصَارِ وَهُوَ يَعِظُ أَخَاهُ في الحَيَاء، فَقَالَ رسُولُ اللَّه صلی الله علیه وسلم : «دَعْهُ فإِنَّ الحياءَ مِنَ الإِيمانِ»» متفقٌ علیه.
681- «از ابن عمر رضی الله عنه روایت است که:
رسول الله صلی الله علیه وسلم از کنار مردی از انصار گذشتند، در حالیکه برادرش را در مورد حیاء نصیحت میکرد. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: رهایش کن، زیرا حیاء از جملهء خصائص ایمانی است».
@THEHADIIS
681- «از ابن عمر رضی الله عنه روایت است که:
رسول الله صلی الله علیه وسلم از کنار مردی از انصار گذشتند، در حالیکه برادرش را در مورد حیاء نصیحت میکرد. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: رهایش کن، زیرا حیاء از جملهء خصائص ایمانی است».
@THEHADIIS
684- «وعن أبي سعيد الخُدْرِيِّ رضی الله عنه ، قال: كان رسول اللَّه صلی الله علیه وسلم أَشَدَّ حَيَاءَ مِنَ الْعَذْرَاءِ في خِدْرِهَا، فَإذَا رأى شَيْئاً يَكْرَهُه عَرَفْنَاهُ في وَجْهِه». متفقٌ علیه.
684- «از ابوسعید الخدری رضی الله عنه روایت شده که گفت:
حیای رسول الله صلی الله علیه وسلم از حیای دختر بکر در پرده و حجابش شدیدتر بود، و هرگاه چیزی را مشاهده مینمود که از آن بدش میآمد، در چهرهء مبارکش آنرا در مییافتیم».
@THEHADIIS
684- «از ابوسعید الخدری رضی الله عنه روایت شده که گفت:
حیای رسول الله صلی الله علیه وسلم از حیای دختر بکر در پرده و حجابش شدیدتر بود، و هرگاه چیزی را مشاهده مینمود که از آن بدش میآمد، در چهرهء مبارکش آنرا در مییافتیم».
@THEHADIIS
باب(2): فضیلت روز جمعه
400- عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ س: أَنَّ النَّبِيَّ (صلی الله علیه وآله وسلم) قَالَ: «خَيْرُ يَوْمٍ طَلَعَتْ عَلَيْهِ الشَّمْسُ يَوْمُ الْجُمُعَةِ، فِيهِ خُلِقَ آدَمُ، وَفِيهِ أُدْخِلَ الْجَنَّةَ، وَفِيهِ أُخْرِجَ مِنْهَا، وَلاَ تَقُومُ السَّاعَةُ إِلاَّ فِي يَوْمِ الْجُمُعَةِ». (م/854)
ترجمه: ابوهریره (رضي الله عنه) روایت میکند که نبی اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: «بهترین روزی که خورشید در آن طلوع کرده است، روز جمعه است؛ در این روز، آدم آفریده شد، و در همین روز، به بهشت برده شد، و در همین روز، از بهشت، اخراج گردید و قیامت نیز در روز جمعه برپا میشود».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
400- عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ س: أَنَّ النَّبِيَّ (صلی الله علیه وآله وسلم) قَالَ: «خَيْرُ يَوْمٍ طَلَعَتْ عَلَيْهِ الشَّمْسُ يَوْمُ الْجُمُعَةِ، فِيهِ خُلِقَ آدَمُ، وَفِيهِ أُدْخِلَ الْجَنَّةَ، وَفِيهِ أُخْرِجَ مِنْهَا، وَلاَ تَقُومُ السَّاعَةُ إِلاَّ فِي يَوْمِ الْجُمُعَةِ». (م/854)
ترجمه: ابوهریره (رضي الله عنه) روایت میکند که نبی اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: «بهترین روزی که خورشید در آن طلوع کرده است، روز جمعه است؛ در این روز، آدم آفریده شد، و در همین روز، به بهشت برده شد، و در همین روز، از بهشت، اخراج گردید و قیامت نیز در روز جمعه برپا میشود».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب(5): دربارهی غسل جمعه
404- عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رضي الله عنه) قَالَ: بَيْنَمَا عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ (رضي الله عنه) يَخْطُبُ النَّاسَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ، إِذْ دَخَلَ عُثْمَانُ ابْنُ عَفَّانَ (رضي الله عنه) فَعَرَّضَ بِهِ عُمَرُ (رضي الله عنه) فَقَالَ: مَا بَالُ رِجَالٍ يَتَأَخَّرُونَ بَعْدَ النِّدَاءِ؟ فَقَالَ عُثْمَانُ: يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ، مَا زِدْتُ حِينَ سَمِعْتُ النِّدَاءَ أَنْ تَوَضَّأْتُ ثُمَّ أَقْبَلْتُ، فَقَالَ عُمَرُ: وَالْوُضُوءَ أَيْضًا؟ أَلَمْ تَسْمَعُوا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) يَقُولُ: «إِذَا جَاءَ أَحَدُكُمْ إِلَى الْجُمُعَةِ فَلْيَغْتَسِلْ». (م/845)
ترجمه: ابوهریره (رضي الله عنه) میگوید: روز جمعه، عمر بن خطاب (رضي الله عنه) مشغول سخنرانی بود که عثمان بن عفان (رضي الله عنه) وارد شد. عمر با اشارهی به او گفت: چرا برخی از مردم بعد از شنیدن اذان با تأخیر به مسجد میآیند؟ عثمان گفت: یا امیرالمؤمنین، با شنیدن اذان، بدون اینکه کار دیگری انجام دهم، فقط وضو گرفتم و به مسجد آمدم. عمر (رضي الله عنه) گفت: آنهم فقط وضو گرفتهای؟ مگر نشنیدهای که رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «هر گاه یکی از شما برای ادای نماز جمعه میرود، غسل نماید».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
404- عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رضي الله عنه) قَالَ: بَيْنَمَا عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ (رضي الله عنه) يَخْطُبُ النَّاسَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ، إِذْ دَخَلَ عُثْمَانُ ابْنُ عَفَّانَ (رضي الله عنه) فَعَرَّضَ بِهِ عُمَرُ (رضي الله عنه) فَقَالَ: مَا بَالُ رِجَالٍ يَتَأَخَّرُونَ بَعْدَ النِّدَاءِ؟ فَقَالَ عُثْمَانُ: يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ، مَا زِدْتُ حِينَ سَمِعْتُ النِّدَاءَ أَنْ تَوَضَّأْتُ ثُمَّ أَقْبَلْتُ، فَقَالَ عُمَرُ: وَالْوُضُوءَ أَيْضًا؟ أَلَمْ تَسْمَعُوا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) يَقُولُ: «إِذَا جَاءَ أَحَدُكُمْ إِلَى الْجُمُعَةِ فَلْيَغْتَسِلْ». (م/845)
ترجمه: ابوهریره (رضي الله عنه) میگوید: روز جمعه، عمر بن خطاب (رضي الله عنه) مشغول سخنرانی بود که عثمان بن عفان (رضي الله عنه) وارد شد. عمر با اشارهی به او گفت: چرا برخی از مردم بعد از شنیدن اذان با تأخیر به مسجد میآیند؟ عثمان گفت: یا امیرالمؤمنین، با شنیدن اذان، بدون اینکه کار دیگری انجام دهم، فقط وضو گرفتم و به مسجد آمدم. عمر (رضي الله عنه) گفت: آنهم فقط وضو گرفتهای؟ مگر نشنیدهای که رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «هر گاه یکی از شما برای ادای نماز جمعه میرود، غسل نماید».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب(7): فضیلت زود رفتن برای نماز جمعه
406- عَنِ أَبِي هُرَيْرَةَ (رضي الله عنه) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «إِذَا كَانَ يَوْمُ الْجُمُعَةِ كَانَ عَلَى كُلِّ بَابٍ مِنْ أَبْوَابِ الْمَسْجِدِ مَلاَئِكَةٌ يَكْتُبُونَ الأَوَّلَ فَالأَوَّلَ، فَإِذَا جَلَسَ الإِمَامُ طَوَوُا الصُّحُفَ، وَجَاءُوا يَسْتَمِعُونَ الذِّكْرَ، وَمَثَلُ الْمُهَجِّرِ كَمَثَلِ الَّذِي يُهْدِي الْبَدَنَةَ، ثُمَّ كَالَّذِي يُهْدِي بَقَرَةً، ثُمَّ كَالَّذِي يُهْدِي الْكَبْشَ، ثُمَّ كَالَّذِي يُهْدِي الدَّجَاجَةَ، ثُمَّ كَالَّذِي يُهْدِي الْبَيْضَةَ». (م/850)
ترجمه: ابوهریره (رضي الله عنه) میگوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «هنگامیکه روز جمعه فرا میرسد، تعدادی فرشته کنار هریک از درهای مسجد، مستقر میشوند و نامها را یکی پس از دیگری به ترتیب آمدن به مسجد، ثبت مینمایند و هنگامیکه امام بر منبر مینشیند، دفترها را جمع میکنند و میآیند و به خطبه، گوش فرا میدهند. و مثال کسی که زود به مسجد میآید، مانند کسی است که شتری قربانی میکند. و شخص بعدی، مانند کسی است که گاوی قربانی مینماید. و کسی که بعد از او میآید، مانند کسی است که قوچی قربانی مینماید. و فرد بعدی، مانند کسی است که مرغی قربانی میکند. و شخص آخر، مانند کسی است که تخم مرغی قربانی مینماید». شرح: زود رفتن برای نماز جمعه، فضیلت زیادی دارد و مراتب مردم بر اساس اعمال آنها است.
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
406- عَنِ أَبِي هُرَيْرَةَ (رضي الله عنه) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «إِذَا كَانَ يَوْمُ الْجُمُعَةِ كَانَ عَلَى كُلِّ بَابٍ مِنْ أَبْوَابِ الْمَسْجِدِ مَلاَئِكَةٌ يَكْتُبُونَ الأَوَّلَ فَالأَوَّلَ، فَإِذَا جَلَسَ الإِمَامُ طَوَوُا الصُّحُفَ، وَجَاءُوا يَسْتَمِعُونَ الذِّكْرَ، وَمَثَلُ الْمُهَجِّرِ كَمَثَلِ الَّذِي يُهْدِي الْبَدَنَةَ، ثُمَّ كَالَّذِي يُهْدِي بَقَرَةً، ثُمَّ كَالَّذِي يُهْدِي الْكَبْشَ، ثُمَّ كَالَّذِي يُهْدِي الدَّجَاجَةَ، ثُمَّ كَالَّذِي يُهْدِي الْبَيْضَةَ». (م/850)
ترجمه: ابوهریره (رضي الله عنه) میگوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «هنگامیکه روز جمعه فرا میرسد، تعدادی فرشته کنار هریک از درهای مسجد، مستقر میشوند و نامها را یکی پس از دیگری به ترتیب آمدن به مسجد، ثبت مینمایند و هنگامیکه امام بر منبر مینشیند، دفترها را جمع میکنند و میآیند و به خطبه، گوش فرا میدهند. و مثال کسی که زود به مسجد میآید، مانند کسی است که شتری قربانی میکند. و شخص بعدی، مانند کسی است که گاوی قربانی مینماید. و کسی که بعد از او میآید، مانند کسی است که قوچی قربانی مینماید. و فرد بعدی، مانند کسی است که مرغی قربانی میکند. و شخص آخر، مانند کسی است که تخم مرغی قربانی مینماید». شرح: زود رفتن برای نماز جمعه، فضیلت زیادی دارد و مراتب مردم بر اساس اعمال آنها است.
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب(10): آنچه در خطبه گفته میشود
409- عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ ب: أَنَّ ضِمَادًا قَدِمَ مَكَّةَ، وَكَانَ مِنْ أَزْدِ شَنُوءَةَ،وَكَانَ يَرْقِي مِنْ هَذِهِ الرِّيحِ، فَسَمِعَ سُفَهَاءَ مِنْ أَهْلِ مَكَّةَ يَقُولُونَ: إِنَّ مُحَمَّدًا مَجْنُونٌ، فَقَالَ: لَوْ أَنِّي رَأَيْتُ هَذَا الرَّجُلَ، لَعَلَّ اللَّهَ يَشْفِيهِ عَلَى يَدَيَّ، قَالَ: فَلَقِيَهُ، فَقَالَ: يَا مُحَمَّدُ إِنِّي أَرْقِي مِنْ هَذِهِ الرِّيحِ، وَإِنَّ اللَّهَ يَشْفِي عَلَى يَدِي مَنْ شَاءَ، فَهَلْ لَكَ؟ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «إِنَّ الْحَمْدَ لِلَّهِ، نَحْمَدُهُ وَنَسْتَعِينُهُ، مَنْ يَهْدِهِ اللَّهُ فَلاَ مُضِلَّ لَهُ، وَمَنْ يُضْلِلْ فَلاَ هَادِيَ لَهُ، وَأَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ، وَأَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، أَمَّا بَعْدُ»، قَالَ: فَقَالَ: أَعِدْ عَلَيَّ كَلِمَاتِكَ هَؤُلاَءِ، فَأَعَادَهُنَّ عَلَيْهِ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) ثَلاَثَ مَرَّاتٍ، قَالَ: فَقَالَ: لَقَدْ سَمِعْتُ قَوْلَ الْكَهَنَةِ، وَقَوْلَ السَّحَرَةِ، وَقَوْلَ الشُّعَرَاءِ، فَمَا سَمِعْتُ مِثْلَ كَلِمَاتِكَ هَؤُلاَءِ، وَلَقَدْ بَلَغْنَ نَاعُوسَ الْبَحْرِ، قَالَ: فَقَالَ: هَاتِ يَدَكَ أُبَايِعْكَ عَلَى الإِسْلاَمِ، قَالَ: فَبَايَعَهُ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «وَعَلَى قَوْمِكَ» قَالَ: وَعَلَى قَوْمِي، قَالَ: فَبَعَثَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) سَرِيَّةً فَمَرُّوا بِقَوْمِهِ، فَقَالَ صَاحِبُ السَّرِيَّةِ لِلْجَيْشِ: هَلْ أَصَبْتُمْ مِنْ هَؤُلاَءِ شَيْئًا؟ فَقَالَ رَجُلٌ مِنَ الْقَوْمِ: أَصَبْتُ مِنْهُمْ مِطْهَرَةً، فَقَالَ: رُدُّوهَا فَإِنَّ هَؤُلاَءِ قَوْمُ ضِمَادٍ. (م/868)
ترجمه: ابن عباس ب میگوید: ضماد که مردی از قبیلهی أزد شنوءه بود و انسانهای جن زده را دم میزد، به مکه آمد و از نادانان اهل مکه شنید که میگویند: محمد دیوانه است. وی گفت: ای کاش این مرد را میدیدم؛ شاید الله او را بدست من شفا دهد. ر ا وی میگوید: وی با رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) ملاقات کرد و گفت: ای محمد! من انسانهای جن زده را دم میزنم و الله هر که را بخواهد بدست من شفا میدهد. آیا میخواهی تو را دم بزنم؟ رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «إِنِ الْحَمْدَ لِلَّهِ، نَحْمَدُهُ وَنَسْتَعِينُهُ، مَنْ يَهْدِهِ اللَّهُ فَلاَ مُضِلَّ لَهُ، وَمَنْ يُضْلِلْ فَلاَ هَادِيَ لَهُ، وَأَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ، وَأَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، أَمَّا بَعْدُ». «حمد وستایش از آنِ الله است؛ هرکس را الله هدایت نماید، هیچ کس نمیتواند گمراه کند. و هر که را او گمراه نماید، هیچ کس نمیتواند هدایت کند. و گواهی میدهم که هیچ معبود بحقی، بجز الله یکتا، وجود ندارد. او هیچ شریکی ندارد و گواهی میدهم که محمد، بنده و فرستادهی اوست؛ اما بعد». ر ا وی میگوید: ضماد گفت: دوباره این کلمات را برایم تکرار کن. رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) این کلمات را سه بار برایش تکرار نمود. ضماد گفت: من سخنان کاهنان، ساحران و شاعران را شنیده ام؛ اما سخنانی مانند سخنان تو که به عمق دریا رسیدند، نشنیدهام. رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: پس دستت را دراز کن تا با تو بر اسلام بیعت کنم. ضماد دستش را دراز نمود و بیعت کرد. رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «از طرف قومت هم بیعت میکنی»؟ ضماد گفت: از طرف قومم هم بیعت میکنم. ر ا وی میگوید: بعد از مدتی، رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) دستهای نظامی (برای انجام مأموریتی) فرستاد. آنها از کنار قبیلهی ضماد عبور کردند. فرمانده دسته به افراد خود گفت: آیا از اینها چیزی برداشتهاید؟ یک نفر گفت: من یک آفتابه برداشتهام. فرمانده گفت: آنرا برگردانید؛ زیرا آنها، قبیلهی ضماد هستند.
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
409- عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ ب: أَنَّ ضِمَادًا قَدِمَ مَكَّةَ، وَكَانَ مِنْ أَزْدِ شَنُوءَةَ،وَكَانَ يَرْقِي مِنْ هَذِهِ الرِّيحِ، فَسَمِعَ سُفَهَاءَ مِنْ أَهْلِ مَكَّةَ يَقُولُونَ: إِنَّ مُحَمَّدًا مَجْنُونٌ، فَقَالَ: لَوْ أَنِّي رَأَيْتُ هَذَا الرَّجُلَ، لَعَلَّ اللَّهَ يَشْفِيهِ عَلَى يَدَيَّ، قَالَ: فَلَقِيَهُ، فَقَالَ: يَا مُحَمَّدُ إِنِّي أَرْقِي مِنْ هَذِهِ الرِّيحِ، وَإِنَّ اللَّهَ يَشْفِي عَلَى يَدِي مَنْ شَاءَ، فَهَلْ لَكَ؟ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «إِنَّ الْحَمْدَ لِلَّهِ، نَحْمَدُهُ وَنَسْتَعِينُهُ، مَنْ يَهْدِهِ اللَّهُ فَلاَ مُضِلَّ لَهُ، وَمَنْ يُضْلِلْ فَلاَ هَادِيَ لَهُ، وَأَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ، وَأَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، أَمَّا بَعْدُ»، قَالَ: فَقَالَ: أَعِدْ عَلَيَّ كَلِمَاتِكَ هَؤُلاَءِ، فَأَعَادَهُنَّ عَلَيْهِ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) ثَلاَثَ مَرَّاتٍ، قَالَ: فَقَالَ: لَقَدْ سَمِعْتُ قَوْلَ الْكَهَنَةِ، وَقَوْلَ السَّحَرَةِ، وَقَوْلَ الشُّعَرَاءِ، فَمَا سَمِعْتُ مِثْلَ كَلِمَاتِكَ هَؤُلاَءِ، وَلَقَدْ بَلَغْنَ نَاعُوسَ الْبَحْرِ، قَالَ: فَقَالَ: هَاتِ يَدَكَ أُبَايِعْكَ عَلَى الإِسْلاَمِ، قَالَ: فَبَايَعَهُ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «وَعَلَى قَوْمِكَ» قَالَ: وَعَلَى قَوْمِي، قَالَ: فَبَعَثَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) سَرِيَّةً فَمَرُّوا بِقَوْمِهِ، فَقَالَ صَاحِبُ السَّرِيَّةِ لِلْجَيْشِ: هَلْ أَصَبْتُمْ مِنْ هَؤُلاَءِ شَيْئًا؟ فَقَالَ رَجُلٌ مِنَ الْقَوْمِ: أَصَبْتُ مِنْهُمْ مِطْهَرَةً، فَقَالَ: رُدُّوهَا فَإِنَّ هَؤُلاَءِ قَوْمُ ضِمَادٍ. (م/868)
ترجمه: ابن عباس ب میگوید: ضماد که مردی از قبیلهی أزد شنوءه بود و انسانهای جن زده را دم میزد، به مکه آمد و از نادانان اهل مکه شنید که میگویند: محمد دیوانه است. وی گفت: ای کاش این مرد را میدیدم؛ شاید الله او را بدست من شفا دهد. ر ا وی میگوید: وی با رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) ملاقات کرد و گفت: ای محمد! من انسانهای جن زده را دم میزنم و الله هر که را بخواهد بدست من شفا میدهد. آیا میخواهی تو را دم بزنم؟ رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «إِنِ الْحَمْدَ لِلَّهِ، نَحْمَدُهُ وَنَسْتَعِينُهُ، مَنْ يَهْدِهِ اللَّهُ فَلاَ مُضِلَّ لَهُ، وَمَنْ يُضْلِلْ فَلاَ هَادِيَ لَهُ، وَأَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ، وَأَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، أَمَّا بَعْدُ». «حمد وستایش از آنِ الله است؛ هرکس را الله هدایت نماید، هیچ کس نمیتواند گمراه کند. و هر که را او گمراه نماید، هیچ کس نمیتواند هدایت کند. و گواهی میدهم که هیچ معبود بحقی، بجز الله یکتا، وجود ندارد. او هیچ شریکی ندارد و گواهی میدهم که محمد، بنده و فرستادهی اوست؛ اما بعد». ر ا وی میگوید: ضماد گفت: دوباره این کلمات را برایم تکرار کن. رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) این کلمات را سه بار برایش تکرار نمود. ضماد گفت: من سخنان کاهنان، ساحران و شاعران را شنیده ام؛ اما سخنانی مانند سخنان تو که به عمق دریا رسیدند، نشنیدهام. رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: پس دستت را دراز کن تا با تو بر اسلام بیعت کنم. ضماد دستش را دراز نمود و بیعت کرد. رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «از طرف قومت هم بیعت میکنی»؟ ضماد گفت: از طرف قومم هم بیعت میکنم. ر ا وی میگوید: بعد از مدتی، رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) دستهای نظامی (برای انجام مأموریتی) فرستاد. آنها از کنار قبیلهی ضماد عبور کردند. فرمانده دسته به افراد خود گفت: آیا از اینها چیزی برداشتهاید؟ یک نفر گفت: من یک آفتابه برداشتهام. فرمانده گفت: آنرا برگردانید؛ زیرا آنها، قبیلهی ضماد هستند.
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب(19): اگر کسی روز جمعه وارد شد در حالی که امام خطبه میخواند، دو رکعت نماز بخواند
418- عَنْ جَابِرٍ (رضي الله عنه) أَنَّهُ قَالَ: جَاءَ سُلَيْكٌ الْغَطَفَانِيُّ يَوْمَ الْجُمُعَة،ِ وَرَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) قَاعِدٌ عَلَى الْمِنْبَرِ، فَقَعَدَ سُلَيْكٌ قَبْلَ أَنْ يُصَلِّيَ، فَقَالَ لَهُ النَّبِيُّ ص: «أَرَكَعْتَ رَكْعَتَيْنِ»؟ قَالَ: لاَ، قَالَ: «قُمْ فَارْكَعْهُمَا». (م/875)
ترجمه: جابر بن عبدالله ب میگوید: روز جمعه، سُلَیک غطفانی آمد در حالی که رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) بر منبر نشسته بود (و خطبه میخواند). آنگاه سُلَیک قبل از اینکه نماز بخواند، نشست. نبی اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) به او فرمود: «آیا دو رکعت نماز خواندی»؟ سلیک گفت: خیر. رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «بلند شو و دو رکعت بخوان». و در روایتی دیگر، در صحیح مسلم آمده است که رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «ای سلیک! بلند شو و دو رکعت نماز بخوان و آنها را مختصر کن». سپس فرمود: «هرگاه یکی از شما در روز جمعه آمد در حالی که امام مشغول ایراد خطبه بود، دو رکعت نماز بخواند و آنها را مختصر نماید». (م/59/ 875)
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
418- عَنْ جَابِرٍ (رضي الله عنه) أَنَّهُ قَالَ: جَاءَ سُلَيْكٌ الْغَطَفَانِيُّ يَوْمَ الْجُمُعَة،ِ وَرَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) قَاعِدٌ عَلَى الْمِنْبَرِ، فَقَعَدَ سُلَيْكٌ قَبْلَ أَنْ يُصَلِّيَ، فَقَالَ لَهُ النَّبِيُّ ص: «أَرَكَعْتَ رَكْعَتَيْنِ»؟ قَالَ: لاَ، قَالَ: «قُمْ فَارْكَعْهُمَا». (م/875)
ترجمه: جابر بن عبدالله ب میگوید: روز جمعه، سُلَیک غطفانی آمد در حالی که رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) بر منبر نشسته بود (و خطبه میخواند). آنگاه سُلَیک قبل از اینکه نماز بخواند، نشست. نبی اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) به او فرمود: «آیا دو رکعت نماز خواندی»؟ سلیک گفت: خیر. رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «بلند شو و دو رکعت بخوان». و در روایتی دیگر، در صحیح مسلم آمده است که رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «ای سلیک! بلند شو و دو رکعت نماز بخوان و آنها را مختصر کن». سپس فرمود: «هرگاه یکی از شما در روز جمعه آمد در حالی که امام مشغول ایراد خطبه بود، دو رکعت نماز بخواند و آنها را مختصر نماید». (م/59/ 875)
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب(20): دربارهی سکوت نمودن و گوش فرا دادن به خطبه
419- عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ س: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) قَالَ: «إِذَا قُلْتَ لِصَاحِبِكَ أَنْصِتْ يَوْمَ الْجُمُعَةِ، وَالإِمَامُ يَخْطُبُ فَقَدْ لَغَوْتَ». (م/851)
ترجمه: ابوهریره (رضي الله عنه) میگوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «اگر روز جمعه که امام مشغول ایراد خطبه است، به کسی که کنارت نشسته است، بگویی: ساکت باش، سخن بیهوده ای گفتهای».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
419- عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ س: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) قَالَ: «إِذَا قُلْتَ لِصَاحِبِكَ أَنْصِتْ يَوْمَ الْجُمُعَةِ، وَالإِمَامُ يَخْطُبُ فَقَدْ لَغَوْتَ». (م/851)
ترجمه: ابوهریره (رضي الله عنه) میگوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «اگر روز جمعه که امام مشغول ایراد خطبه است، به کسی که کنارت نشسته است، بگویی: ساکت باش، سخن بیهوده ای گفتهای».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب(27): گناه ترک نماز جمعه
426- عن الْحَكَمِ بْنِ مِينَاءَ أَنَّ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ عُمَرَ وَأَبَا هُرَيْرَةَ ب حَدَّثَاهُ: أَنَّهُمَا سَمِعَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) يَقُولُ عَلَى أَعْوَادِ مِنْبَرِهِ: «لَيَنْتَهِيَنَّ أَقْوَامٌ عَنْ وَدْعِهِمْ الْجُمُعَاتِ أَوْ لَيَخْتِمَنَّ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ ثُمَّ لَيَكُونُنَّ مِنْ الْغَافِلِينَ». (م/865)
ترجمه: حکم بن میناء روایت میکند که: عبدالله بن عمر و ابوهریره ب گفتند: شنیدیم که رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) بر منبرش که از چوب ساخته شده بود، میفرمود: «گروههایی از ترک نمازهای جمعه، دست بر میدارند یا اینکه الله بر دلهایشان مهر میزند و آنگاه جزو غافلان بشمار میروند».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
426- عن الْحَكَمِ بْنِ مِينَاءَ أَنَّ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ عُمَرَ وَأَبَا هُرَيْرَةَ ب حَدَّثَاهُ: أَنَّهُمَا سَمِعَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) يَقُولُ عَلَى أَعْوَادِ مِنْبَرِهِ: «لَيَنْتَهِيَنَّ أَقْوَامٌ عَنْ وَدْعِهِمْ الْجُمُعَاتِ أَوْ لَيَخْتِمَنَّ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ ثُمَّ لَيَكُونُنَّ مِنْ الْغَافِلِينَ». (م/865)
ترجمه: حکم بن میناء روایت میکند که: عبدالله بن عمر و ابوهریره ب گفتند: شنیدیم که رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) بر منبرش که از چوب ساخته شده بود، میفرمود: «گروههایی از ترک نمازهای جمعه، دست بر میدارند یا اینکه الله بر دلهایشان مهر میزند و آنگاه جزو غافلان بشمار میروند».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
سلمان رضى الله عنه مىگوید:
رسولالله ﷺ فرمودند:
«هركس، روز جمعه غسل كند و حتىالمقدور خود را پاكيزه نمايد و از روغن يا مواد خوشبوکننده كه در خانه دارد، استفاده كند و سپس براى نماز جمعه- به مسجد- برود و در مسجد، میان دو نفر فاصله نیندازد- یعنی میان دو نفر که کنار هم نشستهاند، ننشیند یا از روی شانههایشان رد نشود- و هرچه برايش مقدّر شد، نماز بخواند و آنگاه سكوت کند و به خطبهی امام گوش بسپارد، همهی گناهانش از جمعهی قبل تا اين جمعه، آمرزیده میشود».
[صحيح بخارى:883]
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح بخاری به زبان فارسی
@THEHADIIS
رسولالله ﷺ فرمودند:
«هركس، روز جمعه غسل كند و حتىالمقدور خود را پاكيزه نمايد و از روغن يا مواد خوشبوکننده كه در خانه دارد، استفاده كند و سپس براى نماز جمعه- به مسجد- برود و در مسجد، میان دو نفر فاصله نیندازد- یعنی میان دو نفر که کنار هم نشستهاند، ننشیند یا از روی شانههایشان رد نشود- و هرچه برايش مقدّر شد، نماز بخواند و آنگاه سكوت کند و به خطبهی امام گوش بسپارد، همهی گناهانش از جمعهی قبل تا اين جمعه، آمرزیده میشود».
[صحيح بخارى:883]
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح بخاری به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب(5): دربارهی شوهری که به همسرش، حق انتخاب عنایت نمود
855- عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ ب قَالَ: دَخَلَ أَبُو بَكْرٍ يَسْتَأْذِنُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) فَوَجَدَ النَّاسَ جُلُوسًا بِبَابِهِ، لَمْ يُؤْذَنْ لأََِحَدٍ مِنْهُمْ، قَالَ: فَأُذِنَ لأَِبِي بَكْرٍ، فَدَخَلَ، ثُمَّ أَقْبَلَ عُمَرُ فَاسْتَأْذَنَ فَأُذِنَ لَهُ، فَوَجَدَ النَّبِيَّ (صلی الله علیه وآله وسلم) جَالِسًا، حَوْلَهُ نِسَاؤُهُ، وَاجِمًا سَاكِتًا، قَالَ: فَقَالَ: لأََقُولَنَّ شَيْئًا أُضْحِكُ النَّبِيَّ ص، فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ لَوْ رَأَيْتَ بِنْتَ خَارِجَةَ سَأَلَتْنِي النَّفَقَةَ فَقُمْتُ إِلَيْهَا فَوَجَأْتُ عُنُقَهَا، فَضَحِكَ رَسُولُ اللَّهِ ص، وَقَالَ: «هُنَّ حَوْلِي كَمَا تَرَى، يَسْأَلْنَنِي النَّفَقَةَ، فَقَامَ أَبُو بَكْرٍ إِلَى عَائِشَةَ يَجَأُ عُنُقَهَا، فَقَامَ عُمَرُ إِلَى حَفْصَةَ يَجَأُ عُنُقَهَا، كِلاَهُمَا يَقُولُ: تَسْأَلْنَ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) مَا لَيْسَ عِنْدَهُ، فَقُلْنَ: وَاللَّهِ، لاَ نَسْأَلُ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) شَيْئًا أَبَدًا لَيْسَ عِنْدَهُ، ثُمَّ اعْتَزَلَهُنَّ شَهْرًا أَوْ تِسْعًا وَعِشْرِينَ، ثُمَّ نَزَلَتْ عَلَيْهِ هَذِهِ الآيَةُ: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ قُل لِّأَزۡوَٰجِكَ﴾ حَتَّى بَلَغَ: ﴿لِلۡمُحۡسِنَٰتِ مِنكُنَّ أَجۡرًا عَظِيمٗا﴾ [الأحزاب: 29] قَالَ: فَبَدَأَ بِعَائِشَةَ، فَقَالَ: «يَا عَائِشَةُ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أَعْرِضَ عَلَيْكِ أَمْرًا أُحِبُّ أَنْ لاَ تَعْجَلِي فِيهِ حَتَّى تَسْتَشِيرِي أَبَوَيْكِ». قَالَتْ: وَمَا هُوَ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟ فَتَلاَ عَلَيْهَا الآيَةَ، قَالَتْ: أَفِيكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَسْتَشِيرُ أَبَوَيَّ؟ بَلْ أَخْتَارُ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالدَّارَ الآخِرَةَ، وَأَسْأَلُكَ أَنْ لاَ تُخْبِرَ امْرَأَةً مِنْ نِسَائِكَ بِالَّذِي قُلْتُ، قَالَ: «لاَ تَسْأَلُنِي امْرَأَةٌ مِنْهُن إِلاَّ أَخْبَرْتُهَا، إِنَّ اللَّهَ لَمْ يَبْعَثْنِي مُعَنِّتًا وَلاَ مُتَعَنِّتًا، وَلَكِنْ بَعَثَنِي مُعَلِّمًا مُيَسِّرًا». (م/1478)
ترجمه: جابر بن عبدالله ب میگوید: ابوبکر (رضي الله عنه) آمد و میخواست برای وارد شدن به خانهی رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) اجازه بگیرد؛ در آنجا، مردم را دید که کنار دروازهی خانهی پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) نشستهاند و به هیچ یک از آنان، اجازهی ورود، داده نشده است. ا ب وبکر (رضي الله عنه) اجازه خواست. به او اجازه داده شد. وی هنگام وارد شدن، دید که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) ساکت و اندوهگین نشسته است و همسرانش نیز اطراف او نشستهاند. بعد از آن، عمر (رضي الله عنه) آمد و اجازهی ورود خواست؛ به او نیز اجازهی ورود دادند. ر ا وی میگوید: عمر (رضي الله عنه) با خود گفت: چیزی میگویم که نبی اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) را بخندانم. لذا عرض کرد: یا رسول الله! اگر دختر خارجه (همسر من) از من نفقه بخواهد و من بلند شوم و یکی به گردنش بزنم شما چه میگویید؟ رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) خندید و فرمود: «همانگونه که مشاهده میکنی اینها اطراف مرا گرفتهاند و از من نفقه میخواهند». سپس ابوبکر بهسوی عایشه رفت و با دست به گردنش میزد و عمر برخاست و با دست به گردن حفصه میزد. و هر دوی آنها میگفتند: از رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) چیزی میخواهید که در توانش نیست؟!!ر ا وی میگوید: پس از آن، رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) یک ماه یا بیست و نه روز از همسرانش، کناره گیری نمود. آنگاه این آیات بر او نازل گردید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ قُل لِّأَزۡوَٰجِكَ﴾ تا﴿لِلۡمُحۡسِنَٰتِ مِنكُنَّ أَجۡرًا عَظِيمٗا﴾ «ای پیامبر! به همسرانت بگو: اگر شما زندگی و زرق و برق دنیا را میخواهید، بیایید تا به شما هدیهای مناسب بدهم و به طرز نیکویی، شما را رها سازم. و اگر الله، پیامبرش و روز آخرت را میخواهید، الله متعال برای نیکوکاران شما پاداش بزرگی را آماده ساخته است». ر ا وی میگوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) با عایشه آغاز نمود و خطاب به ایشان فرمود: «ای عایشه! موضوعی را به تو پیشنهاد میکنم؛ ولی دوست دارم تا با پدر و مادرت، مشورت نکردهای، در تصمیم گیری عجله نکنی». ع ا یشه ل گفت: یا رسول الله! چه موضوعی؟ پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) آیهی فوق را برایش تلاوت نمود. عایشه گفت: یا رسول الله! در مورد شما با پدر و مادرم، مشورت میکنم؟! بلکه، الله، پیامبرش و سرای آخرت را انتخاب مینمایم و از تو میخواهم این سخن مرا به هیچ یک از همسرانت نگویی. رسول اکرم
855- عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ ب قَالَ: دَخَلَ أَبُو بَكْرٍ يَسْتَأْذِنُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) فَوَجَدَ النَّاسَ جُلُوسًا بِبَابِهِ، لَمْ يُؤْذَنْ لأََِحَدٍ مِنْهُمْ، قَالَ: فَأُذِنَ لأَِبِي بَكْرٍ، فَدَخَلَ، ثُمَّ أَقْبَلَ عُمَرُ فَاسْتَأْذَنَ فَأُذِنَ لَهُ، فَوَجَدَ النَّبِيَّ (صلی الله علیه وآله وسلم) جَالِسًا، حَوْلَهُ نِسَاؤُهُ، وَاجِمًا سَاكِتًا، قَالَ: فَقَالَ: لأََقُولَنَّ شَيْئًا أُضْحِكُ النَّبِيَّ ص، فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ لَوْ رَأَيْتَ بِنْتَ خَارِجَةَ سَأَلَتْنِي النَّفَقَةَ فَقُمْتُ إِلَيْهَا فَوَجَأْتُ عُنُقَهَا، فَضَحِكَ رَسُولُ اللَّهِ ص، وَقَالَ: «هُنَّ حَوْلِي كَمَا تَرَى، يَسْأَلْنَنِي النَّفَقَةَ، فَقَامَ أَبُو بَكْرٍ إِلَى عَائِشَةَ يَجَأُ عُنُقَهَا، فَقَامَ عُمَرُ إِلَى حَفْصَةَ يَجَأُ عُنُقَهَا، كِلاَهُمَا يَقُولُ: تَسْأَلْنَ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) مَا لَيْسَ عِنْدَهُ، فَقُلْنَ: وَاللَّهِ، لاَ نَسْأَلُ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) شَيْئًا أَبَدًا لَيْسَ عِنْدَهُ، ثُمَّ اعْتَزَلَهُنَّ شَهْرًا أَوْ تِسْعًا وَعِشْرِينَ، ثُمَّ نَزَلَتْ عَلَيْهِ هَذِهِ الآيَةُ: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ قُل لِّأَزۡوَٰجِكَ﴾ حَتَّى بَلَغَ: ﴿لِلۡمُحۡسِنَٰتِ مِنكُنَّ أَجۡرًا عَظِيمٗا﴾ [الأحزاب: 29] قَالَ: فَبَدَأَ بِعَائِشَةَ، فَقَالَ: «يَا عَائِشَةُ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أَعْرِضَ عَلَيْكِ أَمْرًا أُحِبُّ أَنْ لاَ تَعْجَلِي فِيهِ حَتَّى تَسْتَشِيرِي أَبَوَيْكِ». قَالَتْ: وَمَا هُوَ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟ فَتَلاَ عَلَيْهَا الآيَةَ، قَالَتْ: أَفِيكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَسْتَشِيرُ أَبَوَيَّ؟ بَلْ أَخْتَارُ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالدَّارَ الآخِرَةَ، وَأَسْأَلُكَ أَنْ لاَ تُخْبِرَ امْرَأَةً مِنْ نِسَائِكَ بِالَّذِي قُلْتُ، قَالَ: «لاَ تَسْأَلُنِي امْرَأَةٌ مِنْهُن إِلاَّ أَخْبَرْتُهَا، إِنَّ اللَّهَ لَمْ يَبْعَثْنِي مُعَنِّتًا وَلاَ مُتَعَنِّتًا، وَلَكِنْ بَعَثَنِي مُعَلِّمًا مُيَسِّرًا». (م/1478)
ترجمه: جابر بن عبدالله ب میگوید: ابوبکر (رضي الله عنه) آمد و میخواست برای وارد شدن به خانهی رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) اجازه بگیرد؛ در آنجا، مردم را دید که کنار دروازهی خانهی پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) نشستهاند و به هیچ یک از آنان، اجازهی ورود، داده نشده است. ا ب وبکر (رضي الله عنه) اجازه خواست. به او اجازه داده شد. وی هنگام وارد شدن، دید که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) ساکت و اندوهگین نشسته است و همسرانش نیز اطراف او نشستهاند. بعد از آن، عمر (رضي الله عنه) آمد و اجازهی ورود خواست؛ به او نیز اجازهی ورود دادند. ر ا وی میگوید: عمر (رضي الله عنه) با خود گفت: چیزی میگویم که نبی اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) را بخندانم. لذا عرض کرد: یا رسول الله! اگر دختر خارجه (همسر من) از من نفقه بخواهد و من بلند شوم و یکی به گردنش بزنم شما چه میگویید؟ رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) خندید و فرمود: «همانگونه که مشاهده میکنی اینها اطراف مرا گرفتهاند و از من نفقه میخواهند». سپس ابوبکر بهسوی عایشه رفت و با دست به گردنش میزد و عمر برخاست و با دست به گردن حفصه میزد. و هر دوی آنها میگفتند: از رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) چیزی میخواهید که در توانش نیست؟!!ر ا وی میگوید: پس از آن، رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) یک ماه یا بیست و نه روز از همسرانش، کناره گیری نمود. آنگاه این آیات بر او نازل گردید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ قُل لِّأَزۡوَٰجِكَ﴾ تا﴿لِلۡمُحۡسِنَٰتِ مِنكُنَّ أَجۡرًا عَظِيمٗا﴾ «ای پیامبر! به همسرانت بگو: اگر شما زندگی و زرق و برق دنیا را میخواهید، بیایید تا به شما هدیهای مناسب بدهم و به طرز نیکویی، شما را رها سازم. و اگر الله، پیامبرش و روز آخرت را میخواهید، الله متعال برای نیکوکاران شما پاداش بزرگی را آماده ساخته است». ر ا وی میگوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) با عایشه آغاز نمود و خطاب به ایشان فرمود: «ای عایشه! موضوعی را به تو پیشنهاد میکنم؛ ولی دوست دارم تا با پدر و مادرت، مشورت نکردهای، در تصمیم گیری عجله نکنی». ع ا یشه ل گفت: یا رسول الله! چه موضوعی؟ پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) آیهی فوق را برایش تلاوت نمود. عایشه گفت: یا رسول الله! در مورد شما با پدر و مادرم، مشورت میکنم؟! بلکه، الله، پیامبرش و سرای آخرت را انتخاب مینمایم و از تو میخواهم این سخن مرا به هیچ یک از همسرانت نگویی. رسول اکرم