Forwarded from Vahid Online وحید آنلاین
و تطهیر آغاز میشود.
raminium
پروژه تطهیر را شروع کردند. آخر سر هم به بیخبری «همه»میرسیم. همه بیخبر بودند الا یکی دو نظامی جزء که قرار است محاکمه شوند.
marjanzahranee
خبرگزاری فارس:
رهبر انقلاب به محض اطلاع از خطای فاجعهبار صورت گرفته در سامانه پدافند کشور، دیروز دستور تشکیل فوری جلسه شورایعالی امنیت ملی و بررسی موضوع را صادر کرده و تاکید میکنند به محض اتمام بررسی در جلسه شورایعالی امنیت، اصل حادثه و نتایج بررسیها، صریح و صادقانه به اطلاع مردم رسانده شود
💬
صبح جمعه در فاصله کمتر از ۴۸ ساعت پس از این اتفاق، با محرز شدن خطای انسانی برای فرماندهان ارشد نظامی کشور، رهبر انقلاب و رئیس جمهور در جریان موضوع قرار می گیرند.
FarsNews_Agency
پروژه تطهیر را شروع کردند. آخر سر هم به بیخبری «همه»میرسیم. همه بیخبر بودند الا یکی دو نظامی جزء که قرار است محاکمه شوند.
marjanzahranee
📡 @VahidOnline
raminium
پروژه تطهیر را شروع کردند. آخر سر هم به بیخبری «همه»میرسیم. همه بیخبر بودند الا یکی دو نظامی جزء که قرار است محاکمه شوند.
marjanzahranee
خبرگزاری فارس:
رهبر انقلاب به محض اطلاع از خطای فاجعهبار صورت گرفته در سامانه پدافند کشور، دیروز دستور تشکیل فوری جلسه شورایعالی امنیت ملی و بررسی موضوع را صادر کرده و تاکید میکنند به محض اتمام بررسی در جلسه شورایعالی امنیت، اصل حادثه و نتایج بررسیها، صریح و صادقانه به اطلاع مردم رسانده شود
💬
صبح جمعه در فاصله کمتر از ۴۸ ساعت پس از این اتفاق، با محرز شدن خطای انسانی برای فرماندهان ارشد نظامی کشور، رهبر انقلاب و رئیس جمهور در جریان موضوع قرار می گیرند.
FarsNews_Agency
پروژه تطهیر را شروع کردند. آخر سر هم به بیخبری «همه»میرسیم. همه بیخبر بودند الا یکی دو نظامی جزء که قرار است محاکمه شوند.
marjanzahranee
📡 @VahidOnline
مقصر کیست؟
☣ فرمانده کل قوا که فرمان آماده باش جنگی صادر میکند بهیچوجه مقصر نیست. او اصلا از همه اتفاقات بیخبر بوده.
☣ فرماندهان ارشد سپاه که بدنبال صدور فرمان آماده باش، آسمان تهران را پروازممنوع اعلام نمیکنند نیز مقصر نیستند.
☣ فرماندهان میانی هم که ماشه را در اختیار سربازی میگذارند، که فرق هواپیمای مسافربری را با موشک کروز نمیداند، نیز مقصر نیستند.
☣ مقصر فقط همان سرباز بیچاره، اروجعلی ببرزاده، است.
☣ فرماندهان جاعش ادعا میکنند که هواپيمای مسافربری را با موشک کروز اشتباه گرفتهاند!
و احمقانه به این نیندیشیده اند که موشک کروز در آسمان تهران که خلق الساعه ظاهر نشده، کروزی اگر بوده باشد، باید از خارج از مرز ایران (از جنوب یا غرب) شلیک شده باشد، که در اینصورت باید پرسید، چگونه است که سامانههای دفاعی شهرهای بین راه آن را ندیدهاند؟
☣ فرمانده کل قوا که فرمان آماده باش جنگی صادر میکند بهیچوجه مقصر نیست. او اصلا از همه اتفاقات بیخبر بوده.
☣ فرماندهان ارشد سپاه که بدنبال صدور فرمان آماده باش، آسمان تهران را پروازممنوع اعلام نمیکنند نیز مقصر نیستند.
☣ فرماندهان میانی هم که ماشه را در اختیار سربازی میگذارند، که فرق هواپیمای مسافربری را با موشک کروز نمیداند، نیز مقصر نیستند.
☣ مقصر فقط همان سرباز بیچاره، اروجعلی ببرزاده، است.
☣ فرماندهان جاعش ادعا میکنند که هواپيمای مسافربری را با موشک کروز اشتباه گرفتهاند!
و احمقانه به این نیندیشیده اند که موشک کروز در آسمان تهران که خلق الساعه ظاهر نشده، کروزی اگر بوده باشد، باید از خارج از مرز ایران (از جنوب یا غرب) شلیک شده باشد، که در اینصورت باید پرسید، چگونه است که سامانههای دفاعی شهرهای بین راه آن را ندیدهاند؟
🥴
سپاه پاسداران از نظر تکنولوژی موشکی؛
به حدی قوی و پیشرفته است،
که موشکهایی طراحی کرده؛
که قادر است، موقعیت و حتی ملیت هدف را با دقت تشخیص دهد.
موشکهایی که فقط قابلیت کشتن ایرانیان را دارد.
موشک ضد ایران نام دارد
و به غیر ایرانی آسیب نمیرساند!
@AiiatNews
سپاه پاسداران از نظر تکنولوژی موشکی؛
به حدی قوی و پیشرفته است،
که موشکهایی طراحی کرده؛
که قادر است، موقعیت و حتی ملیت هدف را با دقت تشخیص دهد.
موشکهایی که فقط قابلیت کشتن ایرانیان را دارد.
موشک ضد ایران نام دارد
و به غیر ایرانی آسیب نمیرساند!
@AiiatNews
Telegram
طنز تلخ: پیامی از آینده
افاضات ملا نِقی و مریدان و مرادان
منبری!
-------
اشک دنیا را بخواهی در بیاوری برایش روضه ی فلات ایران بخوان.
- چراغا را خاموش کنین ببرم تان جمهوری اسلامی ایران. یکی داستان است پر از آب چشم. برات حکایت بکنم. آدمیزاد انگار شیپیش است. مثل سال وبایی می میرند. نا شکفته پر پر می شوند. تخم مرغ است و جان آدمیزاد. پدری مهربان، مادری فداکار، خواهری دلسوز و برادری نخبه. آقا جان بچه ره ساکت بکن. سهوی و عمدی. توی هوا، روی زمین، توی دریا، زیر دست و پا، توی جاده، سیل، زلزله، تصادف، تشییع، توی زندان، زیر شکنجه، شلیک مستقیم، توی سر، توی قلب، دوشکا، تفنگ ساچمه ای و هوا فضای سپاه. گریه کنین لاس وگاسی ها ثوابه.
اشک ایرانی را خواستی در بیاوری بزن به صحرای کربلا.
- اوهو اوهو اوهو!
https://t.me/jamalsanatnegar
-------
اشک دنیا را بخواهی در بیاوری برایش روضه ی فلات ایران بخوان.
- چراغا را خاموش کنین ببرم تان جمهوری اسلامی ایران. یکی داستان است پر از آب چشم. برات حکایت بکنم. آدمیزاد انگار شیپیش است. مثل سال وبایی می میرند. نا شکفته پر پر می شوند. تخم مرغ است و جان آدمیزاد. پدری مهربان، مادری فداکار، خواهری دلسوز و برادری نخبه. آقا جان بچه ره ساکت بکن. سهوی و عمدی. توی هوا، روی زمین، توی دریا، زیر دست و پا، توی جاده، سیل، زلزله، تصادف، تشییع، توی زندان، زیر شکنجه، شلیک مستقیم، توی سر، توی قلب، دوشکا، تفنگ ساچمه ای و هوا فضای سپاه. گریه کنین لاس وگاسی ها ثوابه.
اشک ایرانی را خواستی در بیاوری بزن به صحرای کربلا.
- اوهو اوهو اوهو!
https://t.me/jamalsanatnegar
Telegram
طنز تلخ: پیامی از آینده
افاضات ملا نِقی و مریدان و مرادان
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تقدیم به مادران داغدار وطنم
سازمان تبلیغات اسلامی:
•
حتی ترامپ هم به عظمت شهید سلیمانی اذعان کرد و در توئیتی از ایشان با عنوان "خورشید ساحل" یاد کرد!
Son of the beach
حرومزاده
Sun of the Beach
خورشید ساحل
•
طنز تلخ
•
حتی ترامپ هم به عظمت شهید سلیمانی اذعان کرد و در توئیتی از ایشان با عنوان "خورشید ساحل" یاد کرد!
Son of the beach
حرومزاده
Sun of the Beach
خورشید ساحل
•
طنز تلخ
خطای انسانی پدافند در سال ۵۹ باعث شد موشکی به سمت هواپیمای حامل خامنهای و روحانی شلیک شود ولی این شلیک ناکام ماند.
https://t.co/EjjYvfTn4H
متن کامل را در پستهای بعدی هم میتوانید ببینید.
طنز تلخ
https://t.co/EjjYvfTn4H
متن کامل را در پستهای بعدی هم میتوانید ببینید.
طنز تلخ
Telegram
طنز تلخ: پیامی از آینده
افاضات ملا نِقی و مریدان و مرادان
داستان شلیک به یک هواپیمای مسافربری در زمان جنگ
خاطرات «محمد مصطفویفر» است؛ افسر متخصص پدافند هوایی ایران در زمان جنگ ایران و عراق در کتاب شلیک به آسمان منتشر شده است.
چهارشنبه, 15 ژانویه 2020پیام یونسیپور
«محمد مصطفویفر» افسر متخصص پدافند هوایی ایران در زمان جنگ ایران و عراق بود. او صاحب رکورد ساقط کردن بیش از ۱۰۰ هواپیمای جنگی عراق، طی هشت سال نبرد ایران و عراق است که رکوردی بیسابقه به حساب میآید.
در ارتش ایران به محمد مصطفویفر، لقب نابغه عملیات شناسایی هواپیماها و موشکهای عراقی داده بودند. مجموعه خاطراتش در کتابی ۳۹۸ صفحهای به نام «شلیک به آسمان» به قلم «ابراهیم زاهدی مطلق» جمعآوری شده است.
در این کتاب توضیح داده شده که او چگونه از صدای موتور هواپیماها یا از روی تعداد شلیک موشکها، مدل جنگندههای عراقی را تشخیص میداد.
در بخشی از کتاب خاطرات محمد مصطفویفر که بیش از یک دهه پیش منتشر شده است، به خاطراتی برخورد میکنیم که بیارتباط با حالوروز امروز ما نیست؛ شلیک موشک پدافند به یک هواپیمای مسافربری. او سالها قبل گفته بود که دستور گرفته بهسوی هواپیمای مسافربری شلیک کند. این داستان را تا پایان بخوانید و بعد متوجه شوید که یک شلیک پدافند هوایی تهران، چگونه میتوانست سرنوشت یک کشور را تغییر دهد.
کتاب شلیک به آسمان؛ فصل سوم
۱۴مهر۱۳۵۹، تیم استادان پدافند به سایت ۴ آمده بودند. آنها کارها را زیر نظر داشتند و بیشتر بررسی میکردند. استاد بودند و احترامشان هم بر همه واجب و تجربهشان هم از همه بالاتر بود. ما پرسنلی بودیم که از دزفول و بوشهر آمده بودیم، اما آنها حرف اول و آخر را میزدند.
آن روز ما مشغول آماده کردن یک قسمت بودیم آخرین مراحل تست را میگذراندیم که وارد سیستم کنیم. ساعت حدود ۲ بعدازظهر بود و ما درحال انجام تست بودیم که ناگهان «تقی زاهدیان» که از استادها بود از کنار سکوی پرتاب موشک داد زد: «میگ، میگ، میگ عراقی.»
من بر اوضاع مشرف بودم و داشتم کارها را هماهنگ میکردم. رسول طارمی هم پشت دستگاه نشسته بود و میتوانست شلیک کند. بقیه هم سر جای خودشان بودند و در حال تست بخش دوم. این صدا که آمد، رادار را نگاه کردم و دیدم در مرکز صفحه رادار، حدود دو یا سه کیلومتری، یک هدف در حال فرار است. به رسول طارمی خبر دادم. فهمیدم میگ عراقی است که از روی سایت در حال گذر است. بخش اول کار را رها کردم و به بخش دوم چسبیدم. افسر مسوول هاگ مادر (T.C.O) هم داشت با رادار مادر تماس میگرفت که بگوید هواپیما به بالای سر ما رسیده است. به رسول گفتم: «رسول. میگ عراقی را بگیر.»
برای اولین بار بود که این اتفاق افتاد؛ دیدم انگار مشکلی دارد. ناگهان گفت: «تو بنشین پشت دستگاه» هرچند خودش استاد بود و مسلط به کار، اما دیدم وقت نیست و بهسرعت «هدست» را از طارمی گرفتم و گذاشتم روی سر خودم و جایش نشستم. رادار را چرخاندم سمت هواپیما.
هواپیما هنوز به چهار پنج کیلومتری ما نرسیده بود که صدای موتور هواپیما را گرفتم و لاک کردم. بعد گفتم: «ریزوم بده» یعنی ضامن را آزاد کن تا موشک آزاد شود. باید اینجا یادآوری کنم که موشکهای آمریکایی خیلی ایمنی دارند؛ یعنی تمام مسائلی که میتواند ایمنی کامل را در یک درگیری، به سیستم نفرات و یک موشک بدهد، در آنها رعایت شده است.
تقی زاهدیان که گوشی داشت و میتوانست با من صحبت کند، هدف را گرفت و من هم رفتم روی هدف؛ اما نمیتوانستیم اجازه شلیک را از رادار مادر بگیریم.
این ناهماهنگیها باعث میشد اجازه شلیک را به ما ندهند. هواپیما حالا حدود دوازده کیلومتر جلو رفته بود و ما هنوز شلیک نکرده بودیم. در ضمن هواپیما وقتی داشت از بالای سر رادار رد میشد، مقدار زیادی چف (نوارهای آلمینیومی که رادار را کور میکند) بالای سر ما ریخت؛ اما قبل از ریختن این چفها، من هواپیما را لاک کرده بودم و شرایط برای شلیک و سرنگونی فراهم بود.
میگ عراقی از طرف کرج میآمد. کارخانه «ایران ناسیونال» را بمباران کرده بود. یک موشک هم به هلیکوپترسازی زده بود و داشت فرار میکرد.
من روی رادار سه هواپیما داشتم. دو تا سمت کوههای بیبیشهربانو و یک هواپیما هم سر گردنه خاوران که مسیرش را تغییر میداد. من لاک را حفظ کردم ولی اجازه شلیک نداشتم. همه اینها در شرایطی بود که هواپیماها دور میشدند و من لحظهبهلحظه، زمان طلایی را از دست میدادم. زمان برای ما بهشدت مهم بود. بچهها هر چه با رادار مادر تماس میگرفتند و توضیح میدادند جوابی نمیگرفتند.
تا اینکه وقتی هواپیما به دوازده کیلومتری رسید، اجازه شلیک صادر شد و من موشک را شلیک کردم. هواپیما دقیقا در آخرین خط رادار من بود و موشک پرواز کرد. هواپیما برای اینکه از دید رادار دور شود در ارتفاع پشت پرواز میکرد. بعد از گردنه خاوران آنقدر ارتفاع کم کرده بود که سطح سایت هم پایینتر رسید.
👇👇👇
خاطرات «محمد مصطفویفر» است؛ افسر متخصص پدافند هوایی ایران در زمان جنگ ایران و عراق در کتاب شلیک به آسمان منتشر شده است.
چهارشنبه, 15 ژانویه 2020پیام یونسیپور
«محمد مصطفویفر» افسر متخصص پدافند هوایی ایران در زمان جنگ ایران و عراق بود. او صاحب رکورد ساقط کردن بیش از ۱۰۰ هواپیمای جنگی عراق، طی هشت سال نبرد ایران و عراق است که رکوردی بیسابقه به حساب میآید.
در ارتش ایران به محمد مصطفویفر، لقب نابغه عملیات شناسایی هواپیماها و موشکهای عراقی داده بودند. مجموعه خاطراتش در کتابی ۳۹۸ صفحهای به نام «شلیک به آسمان» به قلم «ابراهیم زاهدی مطلق» جمعآوری شده است.
در این کتاب توضیح داده شده که او چگونه از صدای موتور هواپیماها یا از روی تعداد شلیک موشکها، مدل جنگندههای عراقی را تشخیص میداد.
در بخشی از کتاب خاطرات محمد مصطفویفر که بیش از یک دهه پیش منتشر شده است، به خاطراتی برخورد میکنیم که بیارتباط با حالوروز امروز ما نیست؛ شلیک موشک پدافند به یک هواپیمای مسافربری. او سالها قبل گفته بود که دستور گرفته بهسوی هواپیمای مسافربری شلیک کند. این داستان را تا پایان بخوانید و بعد متوجه شوید که یک شلیک پدافند هوایی تهران، چگونه میتوانست سرنوشت یک کشور را تغییر دهد.
کتاب شلیک به آسمان؛ فصل سوم
۱۴مهر۱۳۵۹، تیم استادان پدافند به سایت ۴ آمده بودند. آنها کارها را زیر نظر داشتند و بیشتر بررسی میکردند. استاد بودند و احترامشان هم بر همه واجب و تجربهشان هم از همه بالاتر بود. ما پرسنلی بودیم که از دزفول و بوشهر آمده بودیم، اما آنها حرف اول و آخر را میزدند.
آن روز ما مشغول آماده کردن یک قسمت بودیم آخرین مراحل تست را میگذراندیم که وارد سیستم کنیم. ساعت حدود ۲ بعدازظهر بود و ما درحال انجام تست بودیم که ناگهان «تقی زاهدیان» که از استادها بود از کنار سکوی پرتاب موشک داد زد: «میگ، میگ، میگ عراقی.»
من بر اوضاع مشرف بودم و داشتم کارها را هماهنگ میکردم. رسول طارمی هم پشت دستگاه نشسته بود و میتوانست شلیک کند. بقیه هم سر جای خودشان بودند و در حال تست بخش دوم. این صدا که آمد، رادار را نگاه کردم و دیدم در مرکز صفحه رادار، حدود دو یا سه کیلومتری، یک هدف در حال فرار است. به رسول طارمی خبر دادم. فهمیدم میگ عراقی است که از روی سایت در حال گذر است. بخش اول کار را رها کردم و به بخش دوم چسبیدم. افسر مسوول هاگ مادر (T.C.O) هم داشت با رادار مادر تماس میگرفت که بگوید هواپیما به بالای سر ما رسیده است. به رسول گفتم: «رسول. میگ عراقی را بگیر.»
برای اولین بار بود که این اتفاق افتاد؛ دیدم انگار مشکلی دارد. ناگهان گفت: «تو بنشین پشت دستگاه» هرچند خودش استاد بود و مسلط به کار، اما دیدم وقت نیست و بهسرعت «هدست» را از طارمی گرفتم و گذاشتم روی سر خودم و جایش نشستم. رادار را چرخاندم سمت هواپیما.
هواپیما هنوز به چهار پنج کیلومتری ما نرسیده بود که صدای موتور هواپیما را گرفتم و لاک کردم. بعد گفتم: «ریزوم بده» یعنی ضامن را آزاد کن تا موشک آزاد شود. باید اینجا یادآوری کنم که موشکهای آمریکایی خیلی ایمنی دارند؛ یعنی تمام مسائلی که میتواند ایمنی کامل را در یک درگیری، به سیستم نفرات و یک موشک بدهد، در آنها رعایت شده است.
تقی زاهدیان که گوشی داشت و میتوانست با من صحبت کند، هدف را گرفت و من هم رفتم روی هدف؛ اما نمیتوانستیم اجازه شلیک را از رادار مادر بگیریم.
این ناهماهنگیها باعث میشد اجازه شلیک را به ما ندهند. هواپیما حالا حدود دوازده کیلومتر جلو رفته بود و ما هنوز شلیک نکرده بودیم. در ضمن هواپیما وقتی داشت از بالای سر رادار رد میشد، مقدار زیادی چف (نوارهای آلمینیومی که رادار را کور میکند) بالای سر ما ریخت؛ اما قبل از ریختن این چفها، من هواپیما را لاک کرده بودم و شرایط برای شلیک و سرنگونی فراهم بود.
میگ عراقی از طرف کرج میآمد. کارخانه «ایران ناسیونال» را بمباران کرده بود. یک موشک هم به هلیکوپترسازی زده بود و داشت فرار میکرد.
من روی رادار سه هواپیما داشتم. دو تا سمت کوههای بیبیشهربانو و یک هواپیما هم سر گردنه خاوران که مسیرش را تغییر میداد. من لاک را حفظ کردم ولی اجازه شلیک نداشتم. همه اینها در شرایطی بود که هواپیماها دور میشدند و من لحظهبهلحظه، زمان طلایی را از دست میدادم. زمان برای ما بهشدت مهم بود. بچهها هر چه با رادار مادر تماس میگرفتند و توضیح میدادند جوابی نمیگرفتند.
تا اینکه وقتی هواپیما به دوازده کیلومتری رسید، اجازه شلیک صادر شد و من موشک را شلیک کردم. هواپیما دقیقا در آخرین خط رادار من بود و موشک پرواز کرد. هواپیما برای اینکه از دید رادار دور شود در ارتفاع پشت پرواز میکرد. بعد از گردنه خاوران آنقدر ارتفاع کم کرده بود که سطح سایت هم پایینتر رسید.
👇👇👇
Telegram
طنز تلخ
افاضات ملا نِقی و مریدان و مرادان
ادامهی 👆👆
سایت ما (سایت ۴) روی ارتفاعات قرار داشت. هواپیما داشت به سمت عراق میرفت و طبق برنامه سیستم هاگ، بازهم این موشک باید از بالا روی سر هواپیما فرود میآمد. دقیقا به همین دلیل اسمش هاگ به معنی عقاب است.
حس میکردم هواپیما از دست من فرار کرده است. با دقت به صدای موتور هواپیمای عراقی گوش میدادم که ناگهان صدای آنتن رادار با صدای هواپیمای دیگری قاتى شد. دیگر کاری از دست من برنمیآمد. حتی نمیتوانستم روی رادار پیدایش کنم. در همین لحظات چند نفر از پرسنل داخل آمدند و پرسیدند میگ را زدی یا نه؟ نمیتوانستم جواب قطعی بدهم. سعی میکردم از طریق «هدست» صدای انفجار را بشنوم.
اصل مطلب و اتفاق بزرگ اما بعدازاین است. در این هول و هراس بودیم که آن هواپیما از دستمان فرار کرده یا نه که رادار مادر کرج به هر دلیلی که من نمیدانم چه بود، گفت هرچه در هوا میبینید بزنید.
من با دیدن هواپیمای جدید (که از قبل صدایش در رادار شنیده شده بود) سر رادارم را چرخاندم سمت هواپیما. همه نفرات آماده درگیری بودند. بهسرعت ضامن آزاد شد و موشک را شلیک کردم. گردوخاک به آسمان رفت. پس از شلیک موشک، تازه صدای موتور هواپیما را در گوشیام شنیدم. تیم صدا با صدای هواپیمای قبلی فرق داشت. صدای این هواپیما به من میگفت که من جت نیستم.
من صدای جت را خوب میشناختم. همه این اتفاقات در کمتر از دو دقیقه افتاده بود. بعد از شلیک موشک، هفت هشت فاکتور از ذهنم عبور کرد. عاملش هم صدای متفاوت موتور هواپیما بود. متوجه شدم که صدایی که میشنوم، صدای موتور ملخی یک هواپیما است که به سمت ورامین فرار میکند. اگر این جنگنده عراقی بود، نباید به سمت ورامین میرفت، بلکه باید بهسرعت سمت عراق برمیگشت. دیگر اینکه سرعت هواپیما روی رادار ۴۵۰ کیلومتر در ساعت بود. درحالیکه هواپیماهای دشمن زیر هزار کیلومتر حرکت نمیکردند. فاکتور بعدی اینکه درشتی هدف در صفحه رادار برایم عجیب به نظر رسید. یک میگ عراقی نمیتوانست تا این حد بزرگ و حجیم باشد.
فقط در یک لحظه فکری به ذهنم رسید و اینکه شاید این «توپولف» باشد. من تا آن زمان توپولوف ندیده بودم و حتی صدایش را از رادار نشنیده بودم. فقط میدانستم که یک هواپیمای ملخی است. با خودم کلنجار میرفتم و به صفحه رادار خیره شدم؛ درمانده و متاثر بودم و نمیدانستم باید چه کنم. فرصتی هم نبود.
بچهها در حال تکبیر فرستادن بودند که قرار است بهزودی دومین هواپیمای عراقی را هم بزنیم. من به لحظهای فکر میکردم که هواپیما منهدم میشود. ناگهان فریاد زدم: «این هواپیمای C130 خودمان است» هیچکس در آن شلوغی و فریادها صدای مرا نشنید. دوباره فریاد زدم: «به خدا قسم این هواپیمای C130 خودمان است. میخواهم موشک را دیستروی (خودکشی) کنم»
این فریاد من همه را ساکت کرد. کافی بود دکمه دیستروی کودینگ را فشار دهم تا موشک در آسمان خودکشی کند. بازهم فریاد زدم: «کاری بکنید. این هواپیما خودی است» زمان کم بود و کسی جرات نداشت حتی حرف بزند. دستم روی دکمه شکستن لاک و خودکشی بود و میخواستم بزنم. من داد میزدم این هواپیما مسافربری است، زن و بچه ما در هواپیما هستند، موشک الان به هدف میخورد. کسی حرف نمیزد. همه نگاه میکردند.
فقط با خودم تخمین زدم که موشک هنوز نرسیده و هواپیما را باید نجات دهم. یک افسر در اتاق عملیات بود که به گمانم اسمش ستوان رحمت بود یا شاید ستوان حجاریان؛ یادم نیست دقیق. یادم است او گفت که از «قاسم مقدم» چند دقیقه پیش شنیده یک هواپیمای C130 را دیده که سمت تهران میآید.
دستم روی دکمه بود. وقتی حرفش را شنیدم با اطمینان دکمه را زدم. موشک در هوا منفجر شد. هنگام انفجار موشک، قارچی از دود در هوا مشاهده میشود. بچههای پرسنل سایت ۴ که بیرون بودند دوان دوان آمدند و پرسیدند: «محمد زدی یا نه؟» گفتم: «دیستروی کردم» گفتند با کدام دستور چنین غلطی کردی؟» گفتم: «به تشخیص خودم»
همین مکالمات بین افسران رادار مادر و افسر BCC رد و بدل شد. آنها هم داد و بیداد میکردند که چه کسی دستور داد؟ در آن شرایط بحرانی، میشنیدم که میگفتند «مچ یک خائن را گرفتیم»
بدون آنکه بفهمم به دژبانی سایت ۴ دستور دادند که این آدم حق بیرون رفتن ندارد؛ یعنی من غیررسمی بازداشت شده بودم اما خبر هم نداشتم. آن هواپیما هم دیگر از برد ما خارج شده بود و امکان لاک دوباره وجود نداشت. تصمیم من در چهل یا پنجاه ثانیه اتفاق افتاد.
درمانده و با اعصاب آشفته به اتاق خودم آمدم تا چند لحظه استراحت کنم. رفتوآمدهای مشکوکی هم به اتاق ما شروع شد که من را نگران میکرد. فضای مناسبی هم در کشور نبود. آن زمان خرابکاری منافقان (مجاهدین خلق) فضای ناامنی در کشور درست کرده بود. به همین دلیل کم کم داشتم حتی به کار خودم هم شک میکردم.
اذامه 👇👇👇
سایت ما (سایت ۴) روی ارتفاعات قرار داشت. هواپیما داشت به سمت عراق میرفت و طبق برنامه سیستم هاگ، بازهم این موشک باید از بالا روی سر هواپیما فرود میآمد. دقیقا به همین دلیل اسمش هاگ به معنی عقاب است.
حس میکردم هواپیما از دست من فرار کرده است. با دقت به صدای موتور هواپیمای عراقی گوش میدادم که ناگهان صدای آنتن رادار با صدای هواپیمای دیگری قاتى شد. دیگر کاری از دست من برنمیآمد. حتی نمیتوانستم روی رادار پیدایش کنم. در همین لحظات چند نفر از پرسنل داخل آمدند و پرسیدند میگ را زدی یا نه؟ نمیتوانستم جواب قطعی بدهم. سعی میکردم از طریق «هدست» صدای انفجار را بشنوم.
اصل مطلب و اتفاق بزرگ اما بعدازاین است. در این هول و هراس بودیم که آن هواپیما از دستمان فرار کرده یا نه که رادار مادر کرج به هر دلیلی که من نمیدانم چه بود، گفت هرچه در هوا میبینید بزنید.
من با دیدن هواپیمای جدید (که از قبل صدایش در رادار شنیده شده بود) سر رادارم را چرخاندم سمت هواپیما. همه نفرات آماده درگیری بودند. بهسرعت ضامن آزاد شد و موشک را شلیک کردم. گردوخاک به آسمان رفت. پس از شلیک موشک، تازه صدای موتور هواپیما را در گوشیام شنیدم. تیم صدا با صدای هواپیمای قبلی فرق داشت. صدای این هواپیما به من میگفت که من جت نیستم.
من صدای جت را خوب میشناختم. همه این اتفاقات در کمتر از دو دقیقه افتاده بود. بعد از شلیک موشک، هفت هشت فاکتور از ذهنم عبور کرد. عاملش هم صدای متفاوت موتور هواپیما بود. متوجه شدم که صدایی که میشنوم، صدای موتور ملخی یک هواپیما است که به سمت ورامین فرار میکند. اگر این جنگنده عراقی بود، نباید به سمت ورامین میرفت، بلکه باید بهسرعت سمت عراق برمیگشت. دیگر اینکه سرعت هواپیما روی رادار ۴۵۰ کیلومتر در ساعت بود. درحالیکه هواپیماهای دشمن زیر هزار کیلومتر حرکت نمیکردند. فاکتور بعدی اینکه درشتی هدف در صفحه رادار برایم عجیب به نظر رسید. یک میگ عراقی نمیتوانست تا این حد بزرگ و حجیم باشد.
فقط در یک لحظه فکری به ذهنم رسید و اینکه شاید این «توپولف» باشد. من تا آن زمان توپولوف ندیده بودم و حتی صدایش را از رادار نشنیده بودم. فقط میدانستم که یک هواپیمای ملخی است. با خودم کلنجار میرفتم و به صفحه رادار خیره شدم؛ درمانده و متاثر بودم و نمیدانستم باید چه کنم. فرصتی هم نبود.
بچهها در حال تکبیر فرستادن بودند که قرار است بهزودی دومین هواپیمای عراقی را هم بزنیم. من به لحظهای فکر میکردم که هواپیما منهدم میشود. ناگهان فریاد زدم: «این هواپیمای C130 خودمان است» هیچکس در آن شلوغی و فریادها صدای مرا نشنید. دوباره فریاد زدم: «به خدا قسم این هواپیمای C130 خودمان است. میخواهم موشک را دیستروی (خودکشی) کنم»
این فریاد من همه را ساکت کرد. کافی بود دکمه دیستروی کودینگ را فشار دهم تا موشک در آسمان خودکشی کند. بازهم فریاد زدم: «کاری بکنید. این هواپیما خودی است» زمان کم بود و کسی جرات نداشت حتی حرف بزند. دستم روی دکمه شکستن لاک و خودکشی بود و میخواستم بزنم. من داد میزدم این هواپیما مسافربری است، زن و بچه ما در هواپیما هستند، موشک الان به هدف میخورد. کسی حرف نمیزد. همه نگاه میکردند.
فقط با خودم تخمین زدم که موشک هنوز نرسیده و هواپیما را باید نجات دهم. یک افسر در اتاق عملیات بود که به گمانم اسمش ستوان رحمت بود یا شاید ستوان حجاریان؛ یادم نیست دقیق. یادم است او گفت که از «قاسم مقدم» چند دقیقه پیش شنیده یک هواپیمای C130 را دیده که سمت تهران میآید.
دستم روی دکمه بود. وقتی حرفش را شنیدم با اطمینان دکمه را زدم. موشک در هوا منفجر شد. هنگام انفجار موشک، قارچی از دود در هوا مشاهده میشود. بچههای پرسنل سایت ۴ که بیرون بودند دوان دوان آمدند و پرسیدند: «محمد زدی یا نه؟» گفتم: «دیستروی کردم» گفتند با کدام دستور چنین غلطی کردی؟» گفتم: «به تشخیص خودم»
همین مکالمات بین افسران رادار مادر و افسر BCC رد و بدل شد. آنها هم داد و بیداد میکردند که چه کسی دستور داد؟ در آن شرایط بحرانی، میشنیدم که میگفتند «مچ یک خائن را گرفتیم»
بدون آنکه بفهمم به دژبانی سایت ۴ دستور دادند که این آدم حق بیرون رفتن ندارد؛ یعنی من غیررسمی بازداشت شده بودم اما خبر هم نداشتم. آن هواپیما هم دیگر از برد ما خارج شده بود و امکان لاک دوباره وجود نداشت. تصمیم من در چهل یا پنجاه ثانیه اتفاق افتاد.
درمانده و با اعصاب آشفته به اتاق خودم آمدم تا چند لحظه استراحت کنم. رفتوآمدهای مشکوکی هم به اتاق ما شروع شد که من را نگران میکرد. فضای مناسبی هم در کشور نبود. آن زمان خرابکاری منافقان (مجاهدین خلق) فضای ناامنی در کشور درست کرده بود. به همین دلیل کم کم داشتم حتی به کار خودم هم شک میکردم.
اذامه 👇👇👇
ادامهی 👆👆👆
اما ساعت هشت شب همهچیز تغییر کرد. آن هواپیما که از موشک ما نجات پیدا کرده بود، رفت و در فرودگاه اصفهان نشست. خلبان آن همه چیز را توضیح داد. گفته بود که فهمیدم یک موشک از سایت ۴ به سمت ما شلیک شد ولی در نزدیکی هواپیما خودکشی کرد. آن وقت همه فهمیدند که تصمیم من درست بود.
از من بهصورت حضوری و تلفنی قدردانی کردند. صبح روز بعد حجتالاسلام «معادیخواه» که آن زمان نماینده مجلس بود با یک سرهنگ (فکر کنم سرهنگ افشار فرمانده پدافند هوایی) سراغ من آمدند. سرهنگ درجهام را پرسیدم. گفتم: «گروهبان یکم» گفت از همینالان درجه استواریات را بزن. گفتم: «اگر دیشب نمیتوانستم ثابت کنم و قبل از اعتراف خلبان مرا اعدام میکردید چه؟»
روز بعد درجه دادند و تشکر کردند. گفتند تعدادی از مسوولین رده بالای نظام و بیش از بیست نماینده عالیرتبه مجلس در هواپیما بودند. گویا هواپیما از جنوب میآمد و وقتی متوجه درگیری هوایی در آسمان تهران شد، اجازه فرود نگرفت و به سمت اصفهان دور زد. در این شرایط به من هم دستور دادند که یک موشک سمتش شلیک کنم.
مهمترین مسافر آن پرواز، آیتالله «علی خامنهای»، رهبر کنونی جمهوری اسلامی ایران و «حسن روحانی»، رییسجمهور کنونی ایران بودند.
هرگز مشخص نشد چرا پدافند مادر، دستور حمله و آتش به هواپیمای مسافربری C130 را صادر کرد، اما مشخصا تصمیم شخصی محمد مصطفویفر، در خودکشی موشک، جان سران آینده نظام جمهوری اسلامی ایران را نجات داد.
داستان قرارداشتن آیتالله علی خامنهای از کتاب «شلیک به آسمان» حذف شد. مهمترین دلیل این حذف، علاقه شخصی رهبر جمهوری اسلامی، برای گردآوری تمامی اتفاقات پیرامون خودش در کتابی است که احتمالا باید پس از مرگ او منتشر شود.
سال ۱۳۸۰ علی خامنهای به سفارش یکی از اطرافیانش با کتاب «من او» نوشته «رضا امیرخانی» آشنا میشود. مطالعه این کتاب و بعد مرور آثار دیگر این نویسنده جوان که فرزند «محمدعلی امیرخانی» و از نزدیکان حزب جمهوری اسلامی محسوب میشد، علی خامنهای را برآن داشت تا رضا امیرخانی را با خود به سفر سیستان و بلوچستان ببرد. نتیجه این سفر، به درخواست بیت رهبری، کتابی بود به نام «داستان سیستان» که سال ۱۳۸۲ منتشر شد. امیرخانی در این کتاب، با نثری حیرتانگیز، سفرنامهای برای علی خامنهای نوشت و پسازآن بیش از قبل به بیت رهبری نزدیک شد.
روایتهایی پسازآن وجود داشت که علی خامنهای بهصورت پنهانی، در حال بازگویی خاطراتش برای رضا امیرخانی است؛ اما سال ۱۳۸۹ و با شقه شدن بخشی از باورهای نظام، این نگارش کندتر شد.
طی سالهای اخیر، ممانعتهای بسیاری در زمینه بازگویی بخشهایی از زندگی واقعی رهبر جمهوری اسلامی صورت گرفته است. بهصورت نمونه «محمود خسرویوفا»، رییس کنونی کمیته پارالمپیک ایران و یکی از نزدیکترین چهرهها به علی خامنهای، هرگز خاطرات خود از چگونگی نجات دادن رهبر کنونی ایران را در ماجرای بمبگذاری و ترور نافرجام ششم تیرماه سال ۱۳۶۰ بیان نکرده است.
بر اساس مشاهدات تاریخی، علی خامنهای پس از انقلاب، لااقل دو بار از مرگ حتمی گریخته است. یک بار مهرماه سال ۱۳۵۹ و از موشک پدافند هوایی ایران و بار دیگر از بمبگذاری مسجد ابوذر تهران.
طنز تلخ
اما ساعت هشت شب همهچیز تغییر کرد. آن هواپیما که از موشک ما نجات پیدا کرده بود، رفت و در فرودگاه اصفهان نشست. خلبان آن همه چیز را توضیح داد. گفته بود که فهمیدم یک موشک از سایت ۴ به سمت ما شلیک شد ولی در نزدیکی هواپیما خودکشی کرد. آن وقت همه فهمیدند که تصمیم من درست بود.
از من بهصورت حضوری و تلفنی قدردانی کردند. صبح روز بعد حجتالاسلام «معادیخواه» که آن زمان نماینده مجلس بود با یک سرهنگ (فکر کنم سرهنگ افشار فرمانده پدافند هوایی) سراغ من آمدند. سرهنگ درجهام را پرسیدم. گفتم: «گروهبان یکم» گفت از همینالان درجه استواریات را بزن. گفتم: «اگر دیشب نمیتوانستم ثابت کنم و قبل از اعتراف خلبان مرا اعدام میکردید چه؟»
روز بعد درجه دادند و تشکر کردند. گفتند تعدادی از مسوولین رده بالای نظام و بیش از بیست نماینده عالیرتبه مجلس در هواپیما بودند. گویا هواپیما از جنوب میآمد و وقتی متوجه درگیری هوایی در آسمان تهران شد، اجازه فرود نگرفت و به سمت اصفهان دور زد. در این شرایط به من هم دستور دادند که یک موشک سمتش شلیک کنم.
مهمترین مسافر آن پرواز، آیتالله «علی خامنهای»، رهبر کنونی جمهوری اسلامی ایران و «حسن روحانی»، رییسجمهور کنونی ایران بودند.
هرگز مشخص نشد چرا پدافند مادر، دستور حمله و آتش به هواپیمای مسافربری C130 را صادر کرد، اما مشخصا تصمیم شخصی محمد مصطفویفر، در خودکشی موشک، جان سران آینده نظام جمهوری اسلامی ایران را نجات داد.
داستان قرارداشتن آیتالله علی خامنهای از کتاب «شلیک به آسمان» حذف شد. مهمترین دلیل این حذف، علاقه شخصی رهبر جمهوری اسلامی، برای گردآوری تمامی اتفاقات پیرامون خودش در کتابی است که احتمالا باید پس از مرگ او منتشر شود.
سال ۱۳۸۰ علی خامنهای به سفارش یکی از اطرافیانش با کتاب «من او» نوشته «رضا امیرخانی» آشنا میشود. مطالعه این کتاب و بعد مرور آثار دیگر این نویسنده جوان که فرزند «محمدعلی امیرخانی» و از نزدیکان حزب جمهوری اسلامی محسوب میشد، علی خامنهای را برآن داشت تا رضا امیرخانی را با خود به سفر سیستان و بلوچستان ببرد. نتیجه این سفر، به درخواست بیت رهبری، کتابی بود به نام «داستان سیستان» که سال ۱۳۸۲ منتشر شد. امیرخانی در این کتاب، با نثری حیرتانگیز، سفرنامهای برای علی خامنهای نوشت و پسازآن بیش از قبل به بیت رهبری نزدیک شد.
روایتهایی پسازآن وجود داشت که علی خامنهای بهصورت پنهانی، در حال بازگویی خاطراتش برای رضا امیرخانی است؛ اما سال ۱۳۸۹ و با شقه شدن بخشی از باورهای نظام، این نگارش کندتر شد.
طی سالهای اخیر، ممانعتهای بسیاری در زمینه بازگویی بخشهایی از زندگی واقعی رهبر جمهوری اسلامی صورت گرفته است. بهصورت نمونه «محمود خسرویوفا»، رییس کنونی کمیته پارالمپیک ایران و یکی از نزدیکترین چهرهها به علی خامنهای، هرگز خاطرات خود از چگونگی نجات دادن رهبر کنونی ایران را در ماجرای بمبگذاری و ترور نافرجام ششم تیرماه سال ۱۳۶۰ بیان نکرده است.
بر اساس مشاهدات تاریخی، علی خامنهای پس از انقلاب، لااقل دو بار از مرگ حتمی گریخته است. یک بار مهرماه سال ۱۳۵۹ و از موشک پدافند هوایی ایران و بار دیگر از بمبگذاری مسجد ابوذر تهران.
طنز تلخ
Telegram
طنز تلخ: پیامی از آینده
افاضات ملا نِقی و مریدان و مرادان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سخنان لو رفته رهبر ج. ا.
طنز تلخ
طنز تلخ
جدی نمیگرفتند. حتی در تحلیلهایشان حسابمان نمیکردند. کمکم اما فهمیدند چیزی در حال تغییر است. چیزی که مصدرش مشخص نبود اما نتیجهٔ آشکاری داشت: دگرگونی ذهنیت عمومی به سمتی هدایتناشده که مشروعیت حکومت را نشانه رفته بود. حکومتی که چند ماه پیش از آن چهل میلیون رأی انباشته بود. همهٔ ابزارها در قبضهشان بود. از رسانههای لندنی و لابیستهای نیویورکی تا سلبریتیهای دوزاری و مالهکشهای منتظرِ استخوان، اما تغییر با سرعتی مهارنشدنی در حال پیشرفت بود.آنچنانکه اندیشکدههای غربی را به این تحلیل رساند که رویارویی با جمهوری اسلامی مردم را علیه غرب متحد نمیکند. جمهوری اسلامی مجبور به بازی در زمینی شد که برای نخستین بار پس از سالها، آن را انتخاب و تعریف نکرده بود.روبرویش لشگری عظیم از مردمی بودند که با هویتهای ناشناس و بدون سازماندهی تشکیلاتی، انحصار رسانهایش را در هم میشکستند. حالا حرفهای مردم با حرف رسانهها فاصلهای گزاف داشت. رسانهها جامعهٔ هدف را باخته بودند. پس، لشگر هژدههزار نفریشان را به اینجا گسیل کردند. غافل از اینکه این جنگ، جنگ محتواست نه نفرات. باختند. فاصله میان ذهنیتها باقی ماند. همه، جا ماندند و امروز مردم چیزی میخواهند که در سبد هیچ کدام از نخبگان دستسازِ جمهوری اسلامی یافت نمیشود. مهمترین ابزار و توأمان وظیفهٔ همهٔ ما حفظ این فاصله است.فاصله با آنچه در صدا و سیما میگذرد، با آنچه در پایگاه مقاومت شهید فلانی حقنه میشود، با مرثیهخوانان کوچهٔ اختری، با جنگنجویان سرخِ ضد نئولیبرالیسم، با کاسهلیسان مکتب تورنتو و...
این فاصله، فاصلهای مقدس است با شرّی فربه.
____
@ajibzad
این فاصله، فاصلهای مقدس است با شرّی فربه.
____
@ajibzad
Forwarded from AVATODAY
⭕️با دختر حداد عادل در آمریکا آشنا شوید. عروس یک خانوادە بە قول حدادعادل آمریکایی موئمن! مردم ھم باید در مقابل آمریکا مقاومت کنند.
توجە! برخی از فرزندان سرداران سپاە در خارج کشور پس از اعلام برائت از پدرشان و نظام، پست دربارە آنھا برداشتە میشود. زندگی مردم بە خود آنھا ارتباط دارد. زمانی مایە انتقاد است کە خود در ایران مانع آزادی و رفاە مردم ھستند ولی فرزندانشان با پول مردم ایران در خارج کشور در ناز و نعمت زندگی میکنند.
🆔 @Javanmardi77
توجە! برخی از فرزندان سرداران سپاە در خارج کشور پس از اعلام برائت از پدرشان و نظام، پست دربارە آنھا برداشتە میشود. زندگی مردم بە خود آنھا ارتباط دارد. زمانی مایە انتقاد است کە خود در ایران مانع آزادی و رفاە مردم ھستند ولی فرزندانشان با پول مردم ایران در خارج کشور در ناز و نعمت زندگی میکنند.
🆔 @Javanmardi77
تئوری هایی جدید در مورد علت سقوط بوئینگ اوکراینی،
قسمت اول
فرزانه روستایی
ویژه خبرنامه گویا
سقوط هواپیمای اکراینی با ۱۷۶ مسافر می رود تا مادر همه بحران های جمهوری اسلامی باشد.نظام هیچگاه در چنین تله روبازی گیر نکرده بود. همیشه هر آنچه می خواستند عمل می کردند و پاسخگو نبودند و به غیر از دایره محدودی از دوستان و محرمان خود عملا کسی را به حساب نمی آوردند. اکنون حداقل ده سازمان قدر قدرت بین الملل و پنج کشور موضوع سقوط هواپیما را پیگیری می کنند. بحران سقوط این هواپیما به این دلیل پیچیده شد که همه مسئولان برای دو روز با قسم و آیه به صورت یک پارچه به دروغ سقوط هواپیما را نقص فنی اعلام٬ولی دو روز بعد دیگر نتوانستند مقاومت کنند و به شلیک موشک به یک هواپیمای مسافربری اعتراف کردند. حال این جمهوری اسلامی است و همه جهان غرب که تصمیم گرفته اند همه اختلاف ها با این نظام پر دردسر و بی مسئولیت را یک جا و برای همیشه تسویه کنند.
به رغم اینکه ایران مسئولیت حمله به این هواپیما را بر عهده گرفته است بعید نیست هنوز ناگفته های زیادی موجود باشد. در جریا سوانح هوایی اینچنین اطلاعات زیادی باقی می ماند که قابل استناد و حتی قابل امحاء هستند. اطلاعات جعبه سیاه و گاها شنود و ضبط صدای فرماندهان نظامی ممکن است ورق را چند بار از این رو به آن رو کند. گاها هیچگاه علت اصلی پیدا نمی شود و شرکت های بیمه و دولت ها با هم مصالحه می کنند. اما این بار فرق می کند.
ادامه دارد 👇بخش بعدی👇
قسمت اول
فرزانه روستایی
ویژه خبرنامه گویا
سقوط هواپیمای اکراینی با ۱۷۶ مسافر می رود تا مادر همه بحران های جمهوری اسلامی باشد.نظام هیچگاه در چنین تله روبازی گیر نکرده بود. همیشه هر آنچه می خواستند عمل می کردند و پاسخگو نبودند و به غیر از دایره محدودی از دوستان و محرمان خود عملا کسی را به حساب نمی آوردند. اکنون حداقل ده سازمان قدر قدرت بین الملل و پنج کشور موضوع سقوط هواپیما را پیگیری می کنند. بحران سقوط این هواپیما به این دلیل پیچیده شد که همه مسئولان برای دو روز با قسم و آیه به صورت یک پارچه به دروغ سقوط هواپیما را نقص فنی اعلام٬ولی دو روز بعد دیگر نتوانستند مقاومت کنند و به شلیک موشک به یک هواپیمای مسافربری اعتراف کردند. حال این جمهوری اسلامی است و همه جهان غرب که تصمیم گرفته اند همه اختلاف ها با این نظام پر دردسر و بی مسئولیت را یک جا و برای همیشه تسویه کنند.
به رغم اینکه ایران مسئولیت حمله به این هواپیما را بر عهده گرفته است بعید نیست هنوز ناگفته های زیادی موجود باشد. در جریا سوانح هوایی اینچنین اطلاعات زیادی باقی می ماند که قابل استناد و حتی قابل امحاء هستند. اطلاعات جعبه سیاه و گاها شنود و ضبط صدای فرماندهان نظامی ممکن است ورق را چند بار از این رو به آن رو کند. گاها هیچگاه علت اصلی پیدا نمی شود و شرکت های بیمه و دولت ها با هم مصالحه می کنند. اما این بار فرق می کند.
ادامه دارد 👇بخش بعدی👇
Telegram
طنز تلخ
تئوری هایی جدید در مورد علت سقوط بوئینگ اوکراینی،
✍ قسمت دوم
بخش قبلی 👉
ادبیات وزرای خارجه پنج کشور که در لندن برگزار شد یک بند پنجم بسیاری حساس داشت. بند پنجم مفهومی نزدیک به این داشت که مقام نظامی مسئول صدور دستور شلیک باید به مراجع قضایی بین المللی…
✍ قسمت دوم
بخش قبلی 👉
ادبیات وزرای خارجه پنج کشور که در لندن برگزار شد یک بند پنجم بسیاری حساس داشت. بند پنجم مفهومی نزدیک به این داشت که مقام نظامی مسئول صدور دستور شلیک باید به مراجع قضایی بین المللی…
تئوری هایی جدید در مورد علت سقوط بوئینگ اوکراینی،
✍ قسمت دوم
بخش قبلی 👉
ادبیات وزرای خارجه پنج کشور که در لندن برگزار شد یک بند پنجم بسیاری حساس داشت. بند پنجم مفهومی نزدیک به این داشت که مقام نظامی مسئول صدور دستور شلیک باید به مراجع قضایی بین المللی و دادگاه لاهه معرفی تا محاکمه شود. یعید نیست این تکرار همان بلایی است که در سال ۲۰۰۳ بر سر لیبی سرهنگ قذافی آوردند. هواپیمای پان آمریکن در دسامبر ۱۹۸۸ و فقط پنج ماه معنی دار پس از سقوط ایرباس ایران بر فراز خلیج فارس با انفجار بمب بر فراز لاکربی اسکاتلند منفجر و ۲۷۰ نفر کشته شدند. پانزده سال بعد دولت لیبی مسؤلیت بمب گذاری را در یک روند پیچیده پذیرفت و ۷.۲ میلیارد دلار غرامت داد و رئیس حفاظت فرودگاه را تحویل دادگاه بین الملل داد. او کسی نبود جز عبدالباسط المقرحی افسر اطلاعاتی که دولت لیبی او را قربانی کرد و در دادگاه به حبس ابد محکوم شد. مساله این است که تحقیق پیرامون علت سقوط هواپیمای اکراینی برای جمهوری اسلامی ممکن است به تحویل آن مقام ارشد نظامی ایران ختم شود که مسئولیت شلیک را پذیرفت و عذرخواهی هم کرد. به همین دلیل این ماجرا ممکن است در تاریخ معاصر ایران زیاد نقش بازی کند. در این نوشته تلاش شده همه ابعاد احتمالی سقوط هواپیمای اکراینی بررسی شود.
خیلی ها امیدوارند که سقوط این هواپیما در روند یک حمله سایبری صورت گرفته باشد تا موضوع احتمالی شلیک عامدانه رنگ ببازد. هر چند مدارک زیادی از حملات سایبری باقی نمی ماند٬اما این حملات هم قوائد خود را دارند.
برای فهم اینکه آیا یک هواپیماهای مسافربری ممکن است در اثر حمله سایبری سقوط کند باید مستند « روزهای صفر» را دیده باشید. در این مستند که جمهوری اسلامی ایران با سکوت از کنار آن گذشت با دقت توضیح می دهد دنیای امروز و جنگ های فوق مدرن چگونه کار می کند و می شود از راه دور و بدون حتی شلیک یک گلوله یک مرکز اتمی یا رادار را از کار انداخت و حتی تکنولوژی هایی وجود دارد که می تواند موشک های کروز شلیک شده در هوا را بازگرداند تا مرکز فرماندهی خود را به جای دشمن هدف قرار دهند.
مستند روزهای صفر چه می گوید ؟
در مستند روزهای صفر ساخته آلکسی گیبنی محصول ۲۰۱۶ که بر اساس گفت و گو با صدها کارشناس نخبه ساخته شده بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی گزارش دادند که وقتی در ژانویه ۲۰۰۹ وارد مرکز غنی سازی نطنز شدیم قیامت شده بود! همه سانتریفوژها را پیاده کرده بودند همه جا پر از لوله های سانتریفوژ و لوله های روغنی بود و هیچ چیز سر جای خودش قرار نداشت. یک اتفاق همه چیز را به هم ریخته بود. پس از شش ماه سرگئی اولاسن از مهندسان یک شرکت روسیه سفید که امنیت شبکه نطنز را بر عهده داشت وارد اتاق رئیس خود شد و گفت : « آنچه که از آن می ترسیدیم اتفاق افتاد. این فقط یک ویروس می تواند باشد زیرا هیچ نقصی در هیچ کجای نطنز وجود ندارد. این حتما یک ابر ویروس است که برای اولین بار به کار گرفته شده است. ( ۱ و ۲ )
👇بخش بعدی👇
✍ قسمت دوم
بخش قبلی 👉
ادبیات وزرای خارجه پنج کشور که در لندن برگزار شد یک بند پنجم بسیاری حساس داشت. بند پنجم مفهومی نزدیک به این داشت که مقام نظامی مسئول صدور دستور شلیک باید به مراجع قضایی بین المللی و دادگاه لاهه معرفی تا محاکمه شود. یعید نیست این تکرار همان بلایی است که در سال ۲۰۰۳ بر سر لیبی سرهنگ قذافی آوردند. هواپیمای پان آمریکن در دسامبر ۱۹۸۸ و فقط پنج ماه معنی دار پس از سقوط ایرباس ایران بر فراز خلیج فارس با انفجار بمب بر فراز لاکربی اسکاتلند منفجر و ۲۷۰ نفر کشته شدند. پانزده سال بعد دولت لیبی مسؤلیت بمب گذاری را در یک روند پیچیده پذیرفت و ۷.۲ میلیارد دلار غرامت داد و رئیس حفاظت فرودگاه را تحویل دادگاه بین الملل داد. او کسی نبود جز عبدالباسط المقرحی افسر اطلاعاتی که دولت لیبی او را قربانی کرد و در دادگاه به حبس ابد محکوم شد. مساله این است که تحقیق پیرامون علت سقوط هواپیمای اکراینی برای جمهوری اسلامی ممکن است به تحویل آن مقام ارشد نظامی ایران ختم شود که مسئولیت شلیک را پذیرفت و عذرخواهی هم کرد. به همین دلیل این ماجرا ممکن است در تاریخ معاصر ایران زیاد نقش بازی کند. در این نوشته تلاش شده همه ابعاد احتمالی سقوط هواپیمای اکراینی بررسی شود.
خیلی ها امیدوارند که سقوط این هواپیما در روند یک حمله سایبری صورت گرفته باشد تا موضوع احتمالی شلیک عامدانه رنگ ببازد. هر چند مدارک زیادی از حملات سایبری باقی نمی ماند٬اما این حملات هم قوائد خود را دارند.
برای فهم اینکه آیا یک هواپیماهای مسافربری ممکن است در اثر حمله سایبری سقوط کند باید مستند « روزهای صفر» را دیده باشید. در این مستند که جمهوری اسلامی ایران با سکوت از کنار آن گذشت با دقت توضیح می دهد دنیای امروز و جنگ های فوق مدرن چگونه کار می کند و می شود از راه دور و بدون حتی شلیک یک گلوله یک مرکز اتمی یا رادار را از کار انداخت و حتی تکنولوژی هایی وجود دارد که می تواند موشک های کروز شلیک شده در هوا را بازگرداند تا مرکز فرماندهی خود را به جای دشمن هدف قرار دهند.
مستند روزهای صفر چه می گوید ؟
در مستند روزهای صفر ساخته آلکسی گیبنی محصول ۲۰۱۶ که بر اساس گفت و گو با صدها کارشناس نخبه ساخته شده بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی گزارش دادند که وقتی در ژانویه ۲۰۰۹ وارد مرکز غنی سازی نطنز شدیم قیامت شده بود! همه سانتریفوژها را پیاده کرده بودند همه جا پر از لوله های سانتریفوژ و لوله های روغنی بود و هیچ چیز سر جای خودش قرار نداشت. یک اتفاق همه چیز را به هم ریخته بود. پس از شش ماه سرگئی اولاسن از مهندسان یک شرکت روسیه سفید که امنیت شبکه نطنز را بر عهده داشت وارد اتاق رئیس خود شد و گفت : « آنچه که از آن می ترسیدیم اتفاق افتاد. این فقط یک ویروس می تواند باشد زیرا هیچ نقصی در هیچ کجای نطنز وجود ندارد. این حتما یک ابر ویروس است که برای اولین بار به کار گرفته شده است. ( ۱ و ۲ )
👇بخش بعدی👇
Telegram
طنز تلخ
تئوری هایی جدید در مورد علت سقوط بوئینگ اوکراینی،
قسمت اول
فرزانه روستایی
ویژه خبرنامه گویا
سقوط هواپیمای اکراینی با ۱۷۶ مسافر می رود تا مادر همه بحران های جمهوری اسلامی باشد.نظام هیچگاه در چنین تله روبازی گیر نکرده بود. همیشه هر آنچه می خواستند عمل…
قسمت اول
فرزانه روستایی
ویژه خبرنامه گویا
سقوط هواپیمای اکراینی با ۱۷۶ مسافر می رود تا مادر همه بحران های جمهوری اسلامی باشد.نظام هیچگاه در چنین تله روبازی گیر نکرده بود. همیشه هر آنچه می خواستند عمل…
تئوری هایی جدید در مورد علت سقوط بوئینگ اوکراینی،
✍ قسمت سوم
بخش قبلی 👉
در واقع در نطنز بزرگترین فناوری نظامی بشر پس از اختراع باروت امتحان شد. این ویروس که پایه جنگ های سایبری شد استاکس نت نامیده گرفت که ۲۰ برابر بزرگتر از هر ویروسی بود و ۱۵ هزار خط فرمان عملیاتی داشت که در اصل فقط برای از کار انداختن مرکز غنی سازی نطنز طراحی و ساخته شده بود.
استاکس نت چگونه عمل کرد
برنامه این ویروس برای ۳ هدف خرابکاری٬تکثیر خودش٬و پنهان کردن و پاک کردن هر ردی از خودش ساخته شده است. مرکزی که استاکس نت را در آمریکا ساخت اطلاعات کافی از نطنز داشت و این ویروس بر اساس مختصات تاسیسات نطنز٬ تعداد سانتریفوژها و مدل و کارخانه ساخت بسیاری از دستگاههای برقی به کار گرفته شده در نطنز ساخته شد. وقتی استاکس نت وارد نطنز شد با کدهای خود اول مطمئن شد در نطنز قرار دارد نه در جای دیگری. در واقع ۱۳ روز استراحت کرد تا خودش را با برنامه پر و خالی کردن سانتریفوژها هماهنگ کند. خانه اصلی او در نطنز یک مدل از دستگاه پی ال سی ساخت کارخانه زیمنس بود که می دانستند در نطنز نصب شده و اسراییلی ها کدهای هک کردن ویندوز آن را از تایوان دزدیده بودند. دستگاه پی ال سی برای مدیریت ماشین هایی ساخته شده است که سرعت چرخیدن یک چیزی با سرعت بالا را کنترل می کند.
استاکس نت ابتدا دکمه خاموش و روشن شدن دستگاهها را از کار می اندازد تا کنترل تاسیسات از دست اپراتور خارج و ماشین های مربوطه کلا خراب شود. بر این اساس٬ماموریت استاکس نت این بود که شتاب چرخش لوله های سانتریفوژ نطنز را مختل کند و فرمان چرخیدن های اشتباه متناقض پی در پی و خرابکارانه بدهد تا غنی سازی غیر ممکن شود. دستگاه پی ال سی آلوده شده به استاکس نت به سانتریفوژها که باید با سرعت ۱۰۰۰ هرتز ( بار در ثانیه ) بچرخد فرمان چرخیدن ۸۰۰ بار و بعد ۲ بار و سپس ۱۴۰۰۰بار در ثانیه می داد که آستانه انفجار است و به این ترتیب٬اورانیومی که باید خالص می شد با اورانیوم غیر خالص مخلوط و از رده خارج می شد. لازم به یادآوری است یکی از عللی که استاکس نت شناسایی شد اصرار صنایع آلمان بود که بعد از سرقت کدهای دستگاههایشان نگران بودند خریداران خود را از دست بدهند. (۳)
👇بخش بعدی👇
✍ قسمت سوم
بخش قبلی 👉
در واقع در نطنز بزرگترین فناوری نظامی بشر پس از اختراع باروت امتحان شد. این ویروس که پایه جنگ های سایبری شد استاکس نت نامیده گرفت که ۲۰ برابر بزرگتر از هر ویروسی بود و ۱۵ هزار خط فرمان عملیاتی داشت که در اصل فقط برای از کار انداختن مرکز غنی سازی نطنز طراحی و ساخته شده بود.
استاکس نت چگونه عمل کرد
برنامه این ویروس برای ۳ هدف خرابکاری٬تکثیر خودش٬و پنهان کردن و پاک کردن هر ردی از خودش ساخته شده است. مرکزی که استاکس نت را در آمریکا ساخت اطلاعات کافی از نطنز داشت و این ویروس بر اساس مختصات تاسیسات نطنز٬ تعداد سانتریفوژها و مدل و کارخانه ساخت بسیاری از دستگاههای برقی به کار گرفته شده در نطنز ساخته شد. وقتی استاکس نت وارد نطنز شد با کدهای خود اول مطمئن شد در نطنز قرار دارد نه در جای دیگری. در واقع ۱۳ روز استراحت کرد تا خودش را با برنامه پر و خالی کردن سانتریفوژها هماهنگ کند. خانه اصلی او در نطنز یک مدل از دستگاه پی ال سی ساخت کارخانه زیمنس بود که می دانستند در نطنز نصب شده و اسراییلی ها کدهای هک کردن ویندوز آن را از تایوان دزدیده بودند. دستگاه پی ال سی برای مدیریت ماشین هایی ساخته شده است که سرعت چرخیدن یک چیزی با سرعت بالا را کنترل می کند.
استاکس نت ابتدا دکمه خاموش و روشن شدن دستگاهها را از کار می اندازد تا کنترل تاسیسات از دست اپراتور خارج و ماشین های مربوطه کلا خراب شود. بر این اساس٬ماموریت استاکس نت این بود که شتاب چرخش لوله های سانتریفوژ نطنز را مختل کند و فرمان چرخیدن های اشتباه متناقض پی در پی و خرابکارانه بدهد تا غنی سازی غیر ممکن شود. دستگاه پی ال سی آلوده شده به استاکس نت به سانتریفوژها که باید با سرعت ۱۰۰۰ هرتز ( بار در ثانیه ) بچرخد فرمان چرخیدن ۸۰۰ بار و بعد ۲ بار و سپس ۱۴۰۰۰بار در ثانیه می داد که آستانه انفجار است و به این ترتیب٬اورانیومی که باید خالص می شد با اورانیوم غیر خالص مخلوط و از رده خارج می شد. لازم به یادآوری است یکی از عللی که استاکس نت شناسایی شد اصرار صنایع آلمان بود که بعد از سرقت کدهای دستگاههایشان نگران بودند خریداران خود را از دست بدهند. (۳)
👇بخش بعدی👇
Telegram
طنز تلخ
تئوری هایی جدید در مورد علت سقوط بوئینگ اوکراینی،
✍ قسمت دوم
بخش قبلی 👉
ادبیات وزرای خارجه پنج کشور که در لندن برگزار شد یک بند پنجم بسیاری حساس داشت. بند پنجم مفهومی نزدیک به این داشت که مقام نظامی مسئول صدور دستور شلیک باید به مراجع قضایی بین المللی…
✍ قسمت دوم
بخش قبلی 👉
ادبیات وزرای خارجه پنج کشور که در لندن برگزار شد یک بند پنجم بسیاری حساس داشت. بند پنجم مفهومی نزدیک به این داشت که مقام نظامی مسئول صدور دستور شلیک باید به مراجع قضایی بین المللی…
تئوری هایی جدید در مورد علت سقوط بوئینگ اوکراینی،
✍ قسمت چهارم
بخش قبلی 👉
البته مدتی بعد
مدتی بعد کامپیوترهای مرکز اتمی بوشهر نیمه شب روشن شدند و یک موسیقی راک استرالیایی قدیمی را پخش کرد. این هم یک مدل از هک بود ولی کسی در ایران آن را جدی نگرفت . وقتی تعدادی از پالایشگاههای کشور یکی بعد از دیگری آتش گرفتند و مسئول پدافند عامل بالاخره دهان باز کرد و گفت پالایشگاهها با حملات سایبری هدف قرار گرفته اند کم کم قضیه جدی و معلوم شد که جمهوری اسلامی با ساده اندیشی خود همه توان تکنولوژیک آمریکا و اسراییل را با خود درگیر کرده است.
این در حالی است که هر سیاست و استراتژی مبنی بر جنگ با آمریکا و اسراییل باید متضمن داشتن آگاهی از پیچیدگی های دنیای جدید باشد که مسولان ایران تقریبا شناختی از آن ندارند. بنا براین٬احتمال اینکه هر پدافندی و راداری در ایران هک شود و حتی برعکس کار کند اصلا عجیب نیست. بر این اساس٬سه فرضیه را در بررسی علل سقوط هواپیمای اکراینی باید مورد ملاحظه قرار داد. ( ۴و۵ و۶ )
فرضیه ۱ـ شلیک پدافند تور بر اساس شش محاسبه اشتباه
بر اساس این فرضیه اپراتور پدافند اس - آ ۱۵ که به تور مشهور است به تازگی و بنا بر قول مقام های نظامی ساعت ۱۲ شب و در آستانه موشکباران پایگا الاسد آمریکا در منطقه مستقر شده بود. این پدافند نمی تواند در وضعیت اتوماتیک قرار بگیرد و افسر نشسته باید با شناسایی هدف روی مونیتور خودش تصمیم به شلیک بگیرد. تور اهداف در سطح پایین تا فاصله ۲۵ کیلومتر را می زند و همیشه با یک کلیک دو بار و با فاصله چند ثانیه شلیک می کند. « سیستم های ردیاب مادون قرمز ماهواره ای » آمریکا اکثرا توانایی ردیابی این موشک از لحظه شلیک تا اصابت به هدف را دارا هستند و آن را ثبت می کنند. به همین دلیل٬رئیس جمهور آمریکا از همان ابتدا با اطمینان گفت که هواپیمای اکراین با شلیک موشک ساقط شده و کسی اشتباهی شلیک کرده است. ( ۷)
آن شب هر چهار پرسنل پدافند در وضعیت جنگی و آماده باش قرمز یا آتش به اختیار قرار گرفتند. طبعا به انها گفته شده بود که هر پرنده ای در دید رادار آنها یک تهدید و احتمالا موشک کروز آمریکاست که انبارهای زیر زمینی موشک های بالستیک ایران در منطقه نظامی شهید تهرانی مقدم را هدف داده است. این مرکز یک بار قبلا مورد حمله پهبادهای آمریکا یا اسراییل قرار گرفته و احتمالا باید از اصلی ترین اهداف نظامی در ایران در شرائط جنگی باشند. اماده باش پدافند تور در حالی بوده که ایران و آمریکا با وساطت حداقل چهار کشور توافق کرده بودند که ایران پایگاه خالی الاسد را موشکباران کند٬ولی طرف ایرانی منطقا نه می توانست و نه می بایست به توافق با آمریکا اعتماد کند که قول داده بود عکس العملی نشان ندهد.
👇بخش بعدی👇
✍ قسمت چهارم
بخش قبلی 👉
البته مدتی بعد
مدتی بعد کامپیوترهای مرکز اتمی بوشهر نیمه شب روشن شدند و یک موسیقی راک استرالیایی قدیمی را پخش کرد. این هم یک مدل از هک بود ولی کسی در ایران آن را جدی نگرفت . وقتی تعدادی از پالایشگاههای کشور یکی بعد از دیگری آتش گرفتند و مسئول پدافند عامل بالاخره دهان باز کرد و گفت پالایشگاهها با حملات سایبری هدف قرار گرفته اند کم کم قضیه جدی و معلوم شد که جمهوری اسلامی با ساده اندیشی خود همه توان تکنولوژیک آمریکا و اسراییل را با خود درگیر کرده است.
این در حالی است که هر سیاست و استراتژی مبنی بر جنگ با آمریکا و اسراییل باید متضمن داشتن آگاهی از پیچیدگی های دنیای جدید باشد که مسولان ایران تقریبا شناختی از آن ندارند. بنا براین٬احتمال اینکه هر پدافندی و راداری در ایران هک شود و حتی برعکس کار کند اصلا عجیب نیست. بر این اساس٬سه فرضیه را در بررسی علل سقوط هواپیمای اکراینی باید مورد ملاحظه قرار داد. ( ۴و۵ و۶ )
فرضیه ۱ـ شلیک پدافند تور بر اساس شش محاسبه اشتباه
بر اساس این فرضیه اپراتور پدافند اس - آ ۱۵ که به تور مشهور است به تازگی و بنا بر قول مقام های نظامی ساعت ۱۲ شب و در آستانه موشکباران پایگا الاسد آمریکا در منطقه مستقر شده بود. این پدافند نمی تواند در وضعیت اتوماتیک قرار بگیرد و افسر نشسته باید با شناسایی هدف روی مونیتور خودش تصمیم به شلیک بگیرد. تور اهداف در سطح پایین تا فاصله ۲۵ کیلومتر را می زند و همیشه با یک کلیک دو بار و با فاصله چند ثانیه شلیک می کند. « سیستم های ردیاب مادون قرمز ماهواره ای » آمریکا اکثرا توانایی ردیابی این موشک از لحظه شلیک تا اصابت به هدف را دارا هستند و آن را ثبت می کنند. به همین دلیل٬رئیس جمهور آمریکا از همان ابتدا با اطمینان گفت که هواپیمای اکراین با شلیک موشک ساقط شده و کسی اشتباهی شلیک کرده است. ( ۷)
آن شب هر چهار پرسنل پدافند در وضعیت جنگی و آماده باش قرمز یا آتش به اختیار قرار گرفتند. طبعا به انها گفته شده بود که هر پرنده ای در دید رادار آنها یک تهدید و احتمالا موشک کروز آمریکاست که انبارهای زیر زمینی موشک های بالستیک ایران در منطقه نظامی شهید تهرانی مقدم را هدف داده است. این مرکز یک بار قبلا مورد حمله پهبادهای آمریکا یا اسراییل قرار گرفته و احتمالا باید از اصلی ترین اهداف نظامی در ایران در شرائط جنگی باشند. اماده باش پدافند تور در حالی بوده که ایران و آمریکا با وساطت حداقل چهار کشور توافق کرده بودند که ایران پایگاه خالی الاسد را موشکباران کند٬ولی طرف ایرانی منطقا نه می توانست و نه می بایست به توافق با آمریکا اعتماد کند که قول داده بود عکس العملی نشان ندهد.
👇بخش بعدی👇
Telegram
طنز تلخ
تئوری هایی جدید در مورد علت سقوط بوئینگ اوکراینی،
✍ قسمت سوم
بخش قبلی 👉
در واقع در نطنز بزرگترین فناوری نظامی بشر پس از اختراع باروت امتحان شد. این ویروس که پایه جنگ های سایبری شد استاکس نت نامیده گرفت که ۲۰ برابر بزرگتر از هر ویروسی بود و ۱۵ هزار خط…
✍ قسمت سوم
بخش قبلی 👉
در واقع در نطنز بزرگترین فناوری نظامی بشر پس از اختراع باروت امتحان شد. این ویروس که پایه جنگ های سایبری شد استاکس نت نامیده گرفت که ۲۰ برابر بزرگتر از هر ویروسی بود و ۱۵ هزار خط…
تئوری هایی جدید در مورد علت سقوط بوئینگ اوکراینی،
✍ قسمت پنجم
بخش قبلی 👉
بر خلاف انتظار٬وقتی که شلیک موشک های ایران به الاسد شروع شد در فرودگاه وضعیت فوق العاده اعلام نشد و هیچ نهادی تاکنون مسئولیت این خطا را بر عهده نگرفته است. احتمالا پرسنل پدافند فقط جدول پروازهای عادی را در اختیار داشتند در حالیکه پرواز اکراین با یک ساعت تاخیر انجام شد.
در هر حال٬فرمانده این پدافند همزمان ۶ اشتباه مرگبار را مرتکب شده که به کشته شدن ۱۷۶ نفر در پرواز بویینگ ۷۳۷ اکراین منجر گردید:
۱- افسر رادار تشخیص نداده است که هدف در حال دور شدن است نه در حال نزدیک شدن٬
۲- تشخیص نداده است که هدف در حال اوج گرفتن است نه پایین آمدن و شیرجه رفتن برای اصابت به هدف ٬
۳- تشخیص نداده است که این پدافند توانایی شناسایی سیکنال های نظامی و غیر نظامی را داراست٬
۴- تشخیص نداده که پدافندها سایز موشک کروز و جت مسافربری را تشخیص می دهند وگرنه٬با توجه به اینکه همه مراکز مهم کشورها پدافند دارند طی دو روز باید همه هواپیماهای مسافربری جهان در اثر شلیک اشتباهی ساقط شوند.
۵- تشخیص نداده است این سامانه موشکی با حسگرهای مادون قرمز خود می تواند شعله و حرارت دو موتور بزرگ جت را از موتور یک موشک تشخیص دهد.
۶- در نهایت٬و از همه بدتر اینکه٬تشخیص نداده است که سرعت ۸۸۰ کیلومتری یک موشک کروز ۶ متری حداقل چهار برابر سرعت یک هواپیمای پهن پیکر ۷۵ متری است که ۸۰ تن وزن دارد. (۸ )
شمار این همه خطای بدیهی در یک تصمیم گیری مهم و حساس این احتمال را مطرح می کند که پدافندهای ایران ممکن است هر هواپیمای مسافربری یا هر مرکز جمعیتی را اشتباه مورد هدف قرار دهد. مگر اینکه افسران پدافند علاوه بر اینکه با جزییات سیستم پدافند کاملا آشنا باشند باید دوره های آموزشی و مانورهای نظامی زیادی را دیده باشند تا خطا نکنند.
لازم به یادآوری است که واحد پدافندی اس - آ ۱۵ به دلیل اینکه مستقل عمل می کند و پرتابل است و همچنین وصل به اینترنت یا حتی متصل به سیستم پدافند مرکزی یا سی- فور- آی قرارگاه خاتم الانبیا نیست نمی تواند مورد حمله سایبری قرار گرفته باشد. البته این امکان را نمی توان از نظر دور داشت که مرکز فرماندهی پدافند قرارگاه خاتم مورد حمله سایبری قرار گرفته باشد و سیگنال هشدار علیه حملات کروزی را صادر کرده باشد.در این صورت٬ شاید با بی سیم یا موبایل به پرسنل پدافند اطلاع داده باشند که مثلا موشک های کروز در حال نزدیک شدن به تاسیسات موشکی شهید تهرانی مقدم هستند و اپراتور شلیک کرده باشد.
👇بخش بعدی👇
✍ قسمت پنجم
بخش قبلی 👉
بر خلاف انتظار٬وقتی که شلیک موشک های ایران به الاسد شروع شد در فرودگاه وضعیت فوق العاده اعلام نشد و هیچ نهادی تاکنون مسئولیت این خطا را بر عهده نگرفته است. احتمالا پرسنل پدافند فقط جدول پروازهای عادی را در اختیار داشتند در حالیکه پرواز اکراین با یک ساعت تاخیر انجام شد.
در هر حال٬فرمانده این پدافند همزمان ۶ اشتباه مرگبار را مرتکب شده که به کشته شدن ۱۷۶ نفر در پرواز بویینگ ۷۳۷ اکراین منجر گردید:
۱- افسر رادار تشخیص نداده است که هدف در حال دور شدن است نه در حال نزدیک شدن٬
۲- تشخیص نداده است که هدف در حال اوج گرفتن است نه پایین آمدن و شیرجه رفتن برای اصابت به هدف ٬
۳- تشخیص نداده است که این پدافند توانایی شناسایی سیکنال های نظامی و غیر نظامی را داراست٬
۴- تشخیص نداده که پدافندها سایز موشک کروز و جت مسافربری را تشخیص می دهند وگرنه٬با توجه به اینکه همه مراکز مهم کشورها پدافند دارند طی دو روز باید همه هواپیماهای مسافربری جهان در اثر شلیک اشتباهی ساقط شوند.
۵- تشخیص نداده است این سامانه موشکی با حسگرهای مادون قرمز خود می تواند شعله و حرارت دو موتور بزرگ جت را از موتور یک موشک تشخیص دهد.
۶- در نهایت٬و از همه بدتر اینکه٬تشخیص نداده است که سرعت ۸۸۰ کیلومتری یک موشک کروز ۶ متری حداقل چهار برابر سرعت یک هواپیمای پهن پیکر ۷۵ متری است که ۸۰ تن وزن دارد. (۸ )
شمار این همه خطای بدیهی در یک تصمیم گیری مهم و حساس این احتمال را مطرح می کند که پدافندهای ایران ممکن است هر هواپیمای مسافربری یا هر مرکز جمعیتی را اشتباه مورد هدف قرار دهد. مگر اینکه افسران پدافند علاوه بر اینکه با جزییات سیستم پدافند کاملا آشنا باشند باید دوره های آموزشی و مانورهای نظامی زیادی را دیده باشند تا خطا نکنند.
لازم به یادآوری است که واحد پدافندی اس - آ ۱۵ به دلیل اینکه مستقل عمل می کند و پرتابل است و همچنین وصل به اینترنت یا حتی متصل به سیستم پدافند مرکزی یا سی- فور- آی قرارگاه خاتم الانبیا نیست نمی تواند مورد حمله سایبری قرار گرفته باشد. البته این امکان را نمی توان از نظر دور داشت که مرکز فرماندهی پدافند قرارگاه خاتم مورد حمله سایبری قرار گرفته باشد و سیگنال هشدار علیه حملات کروزی را صادر کرده باشد.در این صورت٬ شاید با بی سیم یا موبایل به پرسنل پدافند اطلاع داده باشند که مثلا موشک های کروز در حال نزدیک شدن به تاسیسات موشکی شهید تهرانی مقدم هستند و اپراتور شلیک کرده باشد.
👇بخش بعدی👇
Telegram
طنز تلخ
تئوری هایی جدید در مورد علت سقوط بوئینگ اوکراینی،
✍ قسمت چهارم
بخش قبلی 👉
البته مدتی بعد
مدتی بعد کامپیوترهای مرکز اتمی بوشهر نیمه شب روشن شدند و یک موسیقی راک استرالیایی قدیمی را پخش کرد. این هم یک مدل از هک بود ولی کسی در ایران آن را جدی نگرفت . وقتی…
✍ قسمت چهارم
بخش قبلی 👉
البته مدتی بعد
مدتی بعد کامپیوترهای مرکز اتمی بوشهر نیمه شب روشن شدند و یک موسیقی راک استرالیایی قدیمی را پخش کرد. این هم یک مدل از هک بود ولی کسی در ایران آن را جدی نگرفت . وقتی…
تئوری هایی جدید در مورد علت سقوط بوئینگ اوکراینی،
✍ قسمت ششم
بخش قبلی 👉
یک ابهام بزرگ !
یک سوال و ابهام اهمیت زیادی دارد و آن اینکه: آیا تاسیسات شهید تهرانی مقدم به پدافند ثابت که احتمالا باید موشک های اس ۳۰۰ یا حتی شاید اس ۴۰۰ باشد مجهز نیست؟
اگر چنین است که به احتمال زیاد باید همینطور باشد چرا پدافند ثابت این مرکز برای دفاع فعال نشده و پدافند را به سیستم تور منتقل کرده که قابل مقایسه با اس ۳۰۰ نیست ؟
فرضیه ۲- هواپیمای مسافربری اکراین جاسوسی می کرده !
ایا هواپیمای اکراینی رفتار غیر متعارفی داشته٬مثلا جاسوسی می کرده یا ارسال اطلاعات انجام می داده است ؟ این فرضیه را سرلشگر محمود منصور موسس تشکیلات امنیتی قطر بر سر زبان ها انداخت. این سرلشگر در حال حاضراز مخالفان ایران و از اپوزیسیون دولت قطر است. او به سعودی ها نزدیکتر است تا دولت قطر و در حال حاضر پست و مقامی ندارد. او در یک شبکه اجتماعی و نه در روزنامه یا برنامه رادیویی مدعی شده است که هواپیمای اکراینی یک رادار تصویربرداری ۳ بعدی شبیه آواکس داشته که از پدافند مناطق مرکزی ایران عکس برداری می کرده است. طبق این گفته٬ هواپیمای اکراینی سیگنال های جاسوسی به جایی ارسال و موشک های کروزی را که در آن زمان به نقاط مختلف مناطق مرکزی ایران شلیک شده و در آسمان ایران در حال پرواز بودند را به سوی اهداف مهم هدایت می کرده است . محمود منصور می گوید که مسئولان فرودگاه به سیگنال های غیر متعارف این هواپیما شک کردند ولی چیزی در بازرسی پیدا نکردند٬اما چون این سیگنال ها موقع اوج گرفتن دوباره فعال شد شلیک صورت گرفت. هر چند به روسها نمی توان اعتماد کرد٬اما مقام های نظامی روسیه اعلام کردند در آن شب شش فروند جنگنده رادارگریز اف ۳۵ در حوالی ایران در حال پرواز بوده اند.( ۹ )
باید تاکید کرد که هر موشک کروز بر اساس مدل آن بین یک تا یک و نیم میلیون دلار قیمت دارد. اگر موشک های کروز به سوی اهدافی در ایران شلیک شده بود و به هر علتی نتوانسته به اهداف خود اصابت کند به احتمال زیاد باید در جایی از خاک ایران سقوط کرده باشند٬زیرا نمی توانند به آشیانه خود بازگردند. اگر قرارگاه خاتم یک سیستم مرکزی مبادله اطلاعات آسمان سراسر کشور را داشته باشد که حتما دارد قطعا از این مطلع است که موشک ها در کجا افتاده اند و آمریکا هم معمولا موشک های کروز عمل نکرده و ساقط شده خود را برای حفاظت از تکنولوژی آن به هر قیمتی به کشور خود باز می گردانند. اگر تاکنون هیچ خبر یا صحبتی ی در باره موشک های کروز گم شده و افتاده در قلمرو ایران گفته نشده است پس باید اظهار نظر محمود منصور را هذیان به حساب آورد.
👇بخش بعدی👇
✍ قسمت ششم
بخش قبلی 👉
یک ابهام بزرگ !
یک سوال و ابهام اهمیت زیادی دارد و آن اینکه: آیا تاسیسات شهید تهرانی مقدم به پدافند ثابت که احتمالا باید موشک های اس ۳۰۰ یا حتی شاید اس ۴۰۰ باشد مجهز نیست؟
اگر چنین است که به احتمال زیاد باید همینطور باشد چرا پدافند ثابت این مرکز برای دفاع فعال نشده و پدافند را به سیستم تور منتقل کرده که قابل مقایسه با اس ۳۰۰ نیست ؟
فرضیه ۲- هواپیمای مسافربری اکراین جاسوسی می کرده !
ایا هواپیمای اکراینی رفتار غیر متعارفی داشته٬مثلا جاسوسی می کرده یا ارسال اطلاعات انجام می داده است ؟ این فرضیه را سرلشگر محمود منصور موسس تشکیلات امنیتی قطر بر سر زبان ها انداخت. این سرلشگر در حال حاضراز مخالفان ایران و از اپوزیسیون دولت قطر است. او به سعودی ها نزدیکتر است تا دولت قطر و در حال حاضر پست و مقامی ندارد. او در یک شبکه اجتماعی و نه در روزنامه یا برنامه رادیویی مدعی شده است که هواپیمای اکراینی یک رادار تصویربرداری ۳ بعدی شبیه آواکس داشته که از پدافند مناطق مرکزی ایران عکس برداری می کرده است. طبق این گفته٬ هواپیمای اکراینی سیگنال های جاسوسی به جایی ارسال و موشک های کروزی را که در آن زمان به نقاط مختلف مناطق مرکزی ایران شلیک شده و در آسمان ایران در حال پرواز بودند را به سوی اهداف مهم هدایت می کرده است . محمود منصور می گوید که مسئولان فرودگاه به سیگنال های غیر متعارف این هواپیما شک کردند ولی چیزی در بازرسی پیدا نکردند٬اما چون این سیگنال ها موقع اوج گرفتن دوباره فعال شد شلیک صورت گرفت. هر چند به روسها نمی توان اعتماد کرد٬اما مقام های نظامی روسیه اعلام کردند در آن شب شش فروند جنگنده رادارگریز اف ۳۵ در حوالی ایران در حال پرواز بوده اند.( ۹ )
باید تاکید کرد که هر موشک کروز بر اساس مدل آن بین یک تا یک و نیم میلیون دلار قیمت دارد. اگر موشک های کروز به سوی اهدافی در ایران شلیک شده بود و به هر علتی نتوانسته به اهداف خود اصابت کند به احتمال زیاد باید در جایی از خاک ایران سقوط کرده باشند٬زیرا نمی توانند به آشیانه خود بازگردند. اگر قرارگاه خاتم یک سیستم مرکزی مبادله اطلاعات آسمان سراسر کشور را داشته باشد که حتما دارد قطعا از این مطلع است که موشک ها در کجا افتاده اند و آمریکا هم معمولا موشک های کروز عمل نکرده و ساقط شده خود را برای حفاظت از تکنولوژی آن به هر قیمتی به کشور خود باز می گردانند. اگر تاکنون هیچ خبر یا صحبتی ی در باره موشک های کروز گم شده و افتاده در قلمرو ایران گفته نشده است پس باید اظهار نظر محمود منصور را هذیان به حساب آورد.
👇بخش بعدی👇
Telegram
طنز تلخ
تئوری هایی جدید در مورد علت سقوط بوئینگ اوکراینی،
✍ قسمت پنجم
بخش قبلی 👉
بر خلاف انتظار٬وقتی که شلیک موشک های ایران به الاسد شروع شد در فرودگاه وضعیت فوق العاده اعلام نشد و هیچ نهادی تاکنون مسئولیت این خطا را بر عهده نگرفته است. احتمالا پرسنل پدافند فقط…
✍ قسمت پنجم
بخش قبلی 👉
بر خلاف انتظار٬وقتی که شلیک موشک های ایران به الاسد شروع شد در فرودگاه وضعیت فوق العاده اعلام نشد و هیچ نهادی تاکنون مسئولیت این خطا را بر عهده نگرفته است. احتمالا پرسنل پدافند فقط…